من نتونستم تعریف کنم کارایی که نکردم رو، چیزایی که نمیدونم رو، حرف هایی که قبولشون نداشتم رو. نه اشتباه نشه. منظورم این نیست که من خوب بودم، نه ولی خب نتونستم. اگر هم آدم مزخرفی بودم همونی رو نشون دادم که هستم.
شما که تونستی چیزی جز خودت باشی هم آفرین، کار سختیه. جایزهت آدماییه که باورت کردن. احتمالا درست نیست ولی خب نباشه. کاریش نمیشه کرد.
شما که تونستی چیزی جز خودت باشی هم آفرین، کار سختیه. جایزهت آدماییه که باورت کردن. احتمالا درست نیست ولی خب نباشه. کاریش نمیشه کرد.
قدرت انتخاب دست آدم نباشه یه درده و هی میناله از جبر. قدرت انتخاب هم دستش باشه که خب انقدر حماقت داره که یه درد دیگهست.
اشتباه متوجه شدید. شایدم من اشتباه متوجه کردم. هیچوقت اجباری نیست نیست که کاری رو بکنید. ولی فهمش سخت نیست که هر کاری عواقب وتاثیر متفاوت خودش رو داره؟ نمیشه هرکاری بکنید و نتیجه ثابت بخواید.
اصلا چی میگم؟ مگه من باید متوجه میکردم شمارو؟ راحت باشید.
اصلا چی میگم؟ مگه من باید متوجه میکردم شمارو؟ راحت باشید.
هربار اومدم آدم بهتری باشم دلایل بیشتری بهم دادن تا بفهمم دارم مسیر اشتباه رو میرم.
+هیچ پستی رو چه از قبل چه از بعد ربط ندید به این موضوع. نه تا حالا هیچکدوم مرتبط بوده، نه احتمالا باشه. قبلا هم توضیح دادم راجب مضمون پست ها. من خیلی وقته حس عاشق پیشگی وشیفته بودن ندارم. اکثر چیزایی که مینویسم یا خاطرات دورن یا اتفاق نیوفتادن.
«قطع میشه لابهلای برگه های تاریخ این نبض»
میدونید؟ آدم میخونه گذشته رو. با الانش مقایسه میکنه و حس مرده بودن بهش دست میده.
میدونید؟ آدم میخونه گذشته رو. با الانش مقایسه میکنه و حس مرده بودن بهش دست میده.
گرمه.در آوردن لباس هم کارساز نیست فکر کنم پوست و گوشت و خون رو هم در بیارم بزارم یه گوشه بازم احساس گرما کنم.
دقت کردید افرادی که از مزخرف بودن جو دانشگاه مینالن خودشون از مزخرف ترین هان؟ یعنی میخوام بگم کارما اینا همچینم چیز چرتی بنظر نمیرسه.
روی آینه های کنار ماشین معمولا مینویسن «خطر، اجسام از آنچه در آینه میبینید به شما نزدیک ترند». خواستم بگم از این توصیه ها زیاده.
مثلا وقتی توی یک جمعی بلند شوخی میکنید یا برای بقیه تعریف میکنید میشه گفت «خطر، شوخی های شما از بیرون کمتر خنده دارن» و البته این جمله با اغماضه. بحث خنده دار بودن و نبودن نیست. بحث لوس و سخیف بودنه.
مثلا وقتی توی یک جمعی بلند شوخی میکنید یا برای بقیه تعریف میکنید میشه گفت «خطر، شوخی های شما از بیرون کمتر خنده دارن» و البته این جمله با اغماضه. بحث خنده دار بودن و نبودن نیست. بحث لوس و سخیف بودنه.
دوستان اگر متن انگلیسی ای دیدید من گذاشتم، با روی باز استقبال میکنم بیاید بگید کجاش اشتباهه.
ببینید برای اینکه کسی از کارِتون ناراحت بشه باید درجه ای از اهمیت رو برای خودتون و کارتون قائل باشه.
هیچی، خواستم بگم هر ناراحت نشدنی هم نشونه خوبی نیست.
هیچی، خواستم بگم هر ناراحت نشدنی هم نشونه خوبی نیست.