ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
دفترچه راهنما ندارید؟ سخت شدید.
من نمی‌فهمم وگرنه که به روتون میاوردم.
جایی دنبال جواب می‌گردید که راحت تر بشه لاس بزنید. نه که لاس زدن بد باشه که من نظری ندارم راجبش اصلا. حرفم اینه که اونجا لزوما جوابی پیدا نمی‌کنید.
بیا و دلیل خریدم از روم به دیوار باش.

روم به دیوار [👤] []
@Twitter_Farsi
The Poet With a Gun
که ما حالمون بده...

@abitpsycho
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
مشكل اين نبود كه دنبال هنر نبودين.
مشكل اين بود كه تو اينستاگرام دنبالش ميكرديد.

@abitpsycho
آماتور هایی که صاحب سبکن. خنده دار نیست؟ دو روز از کارش شروع شده، نه کار خاصی کرده نه حتا وقت کرده کار های خوب بقیه رو ببینه اما از سبک مخصوص به خودش حرف می‌زنه.

چه می‌دونم کدوم مثال مناسب تره. مثالی دم دستم ندارم، دور از دستم هم ندارم بذارید ببینم توی کشو چی پیدا می‌کنم. ولی شما یک بچه ۱۴ ساله رو در نظر بگیر که توی خونشون می‌خونه. گهگاهی هم دورهمی فامیلی پیش میاد، پدر خانواده با یه لبخند ازش تعریف می‌کنه و بهش می‌گه بخون و اونم با رودربایستی و خجالتی که یه سد پوشالی شده جلوی حس شنیدن تعریف از خود و وسط مجلس وایسادن پا می‌شه شروع می‌کنه به خوندن و آخر سر همه یه آفرینی بهش می‌گن و از پدر می‌پرسن جایی مسابقه فرستادیش؟ کلاس خوانندگی گذاشتیش؟ بعد اون پسر در همون سن و مکان از سبک خاص خودش و امکان دزدیده شدنش بگه.

اشتباه کردم. حتا مسخره هم نیست.
از وقتی آیفون ۵ خریده هر ساله خودش رو مستلزم می‌دونه بگه اپل بعد از استیو جابز هیچ خلاقیتی نداشته.
شوخی می‌گیرید در صورتیکه در طنز ترین حالتش یه تراژدیه.
Nafas
AliSorena
اشتباه رو دوست دارید ولی عواقبش رو نه.
خب کجا بودیم؟ می‌دونم جای خاصی نبودیم. اصلا مشکلمون هم همین بود دیگه. هیچ جای خاصی نبودیم. هر کدوم یه ور دنیا داشتیم می‌چریدیم یا شایدم خرامان خرامان راه می‌رفتیم. شایدم تنها نبودیما اصلا مگه همین الانش تنهاییم؟ نیستیم که. ولی جای درستی وایسادیم؟ شاید بی معنی برسه ولی نیازی هم به معنا نداریم. حداقل نه وقتی که گم شدیم.
ولی چیه این سفسطه؟ می‌شد این جمله رو‌ جور دیگه گفت. حالا که گم شدیم به چیزی جز معنا نیاز نداریم. ولش کنید. نه شروع داشت نه پایان. شبیه به قطعه ای از یه زندگی که گم شده بود.
وقتی ببری، همیشه یک نفر هست که صدای تشویقش بلند تر از بقیه باشه. می‌تونی بشنوی صداش رو؟
نمی‌فهممتون. نه هیچ نگاه بالا به پایینی در کار نیست و نه، هیچ من شاخم ای در کار نیست. نمی‌دونم درسته کارتون و حرفاتون یا غلط. فقط این‌که نمی‌فهممتون. قطعا هر عقل سالم یا شاید ناسالمی می‌گه مشکل از منه که نمی‌فهمم. که خب اصلا مهم نیست. چه اهمیتی داره اصلا؟! حرفم اصلا این نیست که کی خوبه کی بده، حرفم اینه که متوجه نمی‌شم شمارو.
نزدیک شدن هاتون، دور شدن هاتون. علاقه هاتون، تنفر هاتون. ارتباط برقرار کردن باهاش برام سخته. اصلا بگذریم، چرا ادامه می‌‌دم. مگه قرار بوده من بفهمم؟
یه جایی فکر کنم تو فیلم usual suspects کوین اسپیسی برمی‌گرده می‌گه بزرگترین فریب شیطان اینه که بهت بقبولونه که وجود نداره.

شایدم تو اون فیلم ندیدمش و صرفا توی یه پیج زرد اینستاگرامی خوندمش این جمله رو. بهرجال حافظه یاری نمی‌کنه. اهمیتی هم نداره از کجا. صرفا اینکه یکی از اشتباهات آدم اینه نادیده گرفتنه.
درگیر نظرات بقیه راجب خودمونیم در حالیکه هنوز خودمون از خودمون مطمئن نیستیم.

می‌دونی شبیه به چی می‌مونه؟ خونه نداری برای زندگی ولی دنبال اون آینه قدی مناسب برای توی اتاقت باشی. به فرض که پیدا شد. کجا می‌خوای بذاریش؟