اما شما یه نگاه به تفاوت هزینه های پیشگیری و درمان بکن. من خودم یبار پیشگیری نکردم یه دو سه باری مجبور شدم درمان کنم.
که بچه هم که بودم وقتی میفهمیدم جایزه ای که مدرسه بهم داده رو خانواده گرفتن، غمگین میشدم. حس بدی بود که برای کار خودم نبود.
این دل هم که تنگ نیست. ادای تنگ هارو در میاره. هی میگه جلوی دلِ محترم نباید ان حرف هارو زد، بهش برمیخوره. همش هم معتقده اون مقدم تره.
آخه گفتم فرش قرمز پهن کنن؟ نه آقا من روی آسفالت راحت تر راه میرم، گفتم که فرشی که برای بقیه انداختنش رو رو راه بری تا که تهش چی؟ به مالِ بقیه که دست نزنید. هم مال بقیه کثیف میکنید هم دست خودتون رو.
ولی این راهش نبود. راهش کدوم بود؟ ولمون کن. مزخرفه که اگه راه دیگه ای نمیشناسی بهمون حق نداری چیزی بگی. یاد یه جوکی افتادم، همون که یارو میره دکتر، دکتر میگه لخت شو روی تخت دراز، مریض میگه آقای دکتر مطمئنی؟ میگه شما اطلاعات پزشکی نداری ساکت شو. یه مقدار میگذره دکتر شروع میکنه به کردنِ مریض. مریض میگه آقای دکتر حداقل در رو هم ببندید، میترسم بقیه هم اطلاعات پزشکی نداشته باشن فکر کنن شما داری منو میکنی.
خب دور شدیم از حرفم. عزیز من، راهش این نیست. اما آدمی که داره پرت میشه ته دره نهایتا بتونه داد بزنه بهت خبر بده، بقیه تلاشش رو باید بکنه که خودش نیوفته پایین. که اگر افتاد پایین شما به تخمت هم هست؟ نیست. الکی اذیتش نکن، بذار حداقل خودش رو نجات بده.
حداقل ظاهر رو حفظ کنیم؟ کدوم احمقی این حرف رو زده. ظاهر حفظ کنیم؟ مهم نیست کسی که جلومونه همه چیز رو اشتباه بفهمه، مهم اینه که ظاهر رو حفظ کنیم؟کاش ظاهر یه چیز لوله کردنی بود. میشد بدیم بکنیدش تو کمدتون.
بیخیال. هوا سرده. مراقبت کنید.
که بچه هم که بودم وقتی میفهمیدم جایزه ای که مدرسه بهم داده رو خانواده گرفتن، غمگین میشدم. حس بدی بود که برای کار خودم نبود.
این دل هم که تنگ نیست. ادای تنگ هارو در میاره. هی میگه جلوی دلِ محترم نباید ان حرف هارو زد، بهش برمیخوره. همش هم معتقده اون مقدم تره.
آخه گفتم فرش قرمز پهن کنن؟ نه آقا من روی آسفالت راحت تر راه میرم، گفتم که فرشی که برای بقیه انداختنش رو رو راه بری تا که تهش چی؟ به مالِ بقیه که دست نزنید. هم مال بقیه کثیف میکنید هم دست خودتون رو.
ولی این راهش نبود. راهش کدوم بود؟ ولمون کن. مزخرفه که اگه راه دیگه ای نمیشناسی بهمون حق نداری چیزی بگی. یاد یه جوکی افتادم، همون که یارو میره دکتر، دکتر میگه لخت شو روی تخت دراز، مریض میگه آقای دکتر مطمئنی؟ میگه شما اطلاعات پزشکی نداری ساکت شو. یه مقدار میگذره دکتر شروع میکنه به کردنِ مریض. مریض میگه آقای دکتر حداقل در رو هم ببندید، میترسم بقیه هم اطلاعات پزشکی نداشته باشن فکر کنن شما داری منو میکنی.
خب دور شدیم از حرفم. عزیز من، راهش این نیست. اما آدمی که داره پرت میشه ته دره نهایتا بتونه داد بزنه بهت خبر بده، بقیه تلاشش رو باید بکنه که خودش نیوفته پایین. که اگر افتاد پایین شما به تخمت هم هست؟ نیست. الکی اذیتش نکن، بذار حداقل خودش رو نجات بده.
حداقل ظاهر رو حفظ کنیم؟ کدوم احمقی این حرف رو زده. ظاهر حفظ کنیم؟ مهم نیست کسی که جلومونه همه چیز رو اشتباه بفهمه، مهم اینه که ظاهر رو حفظ کنیم؟کاش ظاهر یه چیز لوله کردنی بود. میشد بدیم بکنیدش تو کمدتون.
بیخیال. هوا سرده. مراقبت کنید.
ExDa
اما شما یه نگاه به تفاوت هزینه های پیشگیری و درمان بکن. من خودم یبار پیشگیری نکردم یه دو سه باری مجبور شدم درمان کنم. که بچه هم که بودم وقتی میفهمیدم جایزه ای که مدرسه بهم داده رو خانواده گرفتن، غمگین میشدم. حس بدی بود که برای کار خودم نبود. این دل هم…
نه سر دارن نه ته. نه بهم مربوطن. شاید اگه روز دیگه ای بود یا ساعت دیگه ای، جای یه پست میشدن چندتا. اما عصبیم. میدونم ربط نداره، ولی خب همین نامرتبط بودن نقطه اشتراکشونه.
هرچیزی رو با دقت نگاه میکنی میبینی کثافت برش داشته. میترسم به خودم نگاه کنم.
ازم متنفر باشید، چه اشکالی داره اما چرا وقتی فقط سلیقه شخصیتونه سعی میکنید آدم رو عوض کنید؟ خب برو یه گوشه متنفر باش.
دنبال کلمه میگشت برای ابراز علاقه، بعد از کلی فکر کردن یه خط روی کاغذ نوشته بود.
《که تمام حواس پرتی هام به تو ختم میشن.》
《که تمام حواس پرتی هام به تو ختم میشن.》
بخوایم واقع گرا باشیم مشکل من فاصله ای نیست که با شما دارم. مشکلم فاصله ای هستش که با خودم دارم.
زندگی انقدر عجیب شده که توقع دارم هر لحظه از توی کلاه شعبده باز در بیایم و تماشگر ها تشویق کنن.
نبودت یه درده، بودنت ۲ تا. ما هم که بخاطر ۱ درد معامله رو بهم نمیزنیم. چرا که به ما گفتن «همانا ما انسان را در رنج و زحمت آفریدیم».
کاش دلیل مخالفتت چیزی جز این باشه که بقیه موافقن. حالا نه که شنا مخالف جهت آب بد باشه لزوما. اما خب اینطوریم نیست دیگه، اینکه یادت بره چرا آدم برعکس جریان راه میره. برعکس جریان احتمالا راه میرن چون بنظرشون مقصد مناسب از اونوره نه اینکه خیلی خاصه برعکس بقیه باشی.
راهنمایی در مورد زندگیشون میخوان و میگن چرا سرد و بی حوصله جواب میدی. چونکه شما دنبال جواب نیستی. اگر بودی از من نمیپرسیدی.
میخواید خاص باشید؟ برای شروع هرچیزی که viral شد و همه ازش تعریف میکردن رو استوری کنید و بگید نتونست انتظاراتم رو برآورده کنه.
متاسفانه همین مسیری که جلو اومدیم هم پُلش شکسته بود، مجبور شدیم بپریم، خیس آب بشیم، پاهامون زخم بشه تا رد بشیم. پلی پشت سرمون نبود که بخوایم خرابش کنیم یا نگهش داریم.
روز اول چشم بازکردیم دیدیم وسط ناکجاآبادیم.
روز اول چشم بازکردیم دیدیم وسط ناکجاآبادیم.
حس آدمی رو دارم که زورش نمیرسه ولی چاره ای هم نداره. یعنی تنها راهش رفتن سمت همون چیزیه که نشدنیه. مثل فرهاد که رفت کوه کند. قطعا نشدنی بود ولی مگه راهی هم داشت؟