یه آهنگی بود که سرژیک خونده بود و توش میگفت ما چهارتا برادر به همراه ۳ خواهر به دور مادر میگردیم (یه چیزی در همین حدود، یکی دو تا کلمه کم یا زیاد با همین مفهوم).
اون آهنگ رو توی ختنه سورون پسرخالم شنیدم (شاید نزدیک ۲۰ سال پیش).
خاطراتی که از آهنگ میشه داشت یه دریاست و اینم بخت و اقبال مایِه.
اون آهنگ رو توی ختنه سورون پسرخالم شنیدم (شاید نزدیک ۲۰ سال پیش).
خاطراتی که از آهنگ میشه داشت یه دریاست و اینم بخت و اقبال مایِه.
یبار جلوم یه بشقاب سالاد گذاشتن گفتم نه مرسی من گوشت خوارم. نمیدونم چرا چپ چپ نگاهم کردن.
بله روزای بدین که حتا شاد بودن باعث شرم میشه. آدم روش نمیشه شاد باشه انقدر که غم رنگ آمیزی کرده تمام زندگی رو.
وضعیت خونه جوریه که حداقل ۳ تا کوزت تمام وقت و چند تا بَرده بصورت پاره وقت لازمه تا تمیز بشه.
علیرضا جی جی هم فکر میکنه داره بازی با کلمات میکنه و ایهام میذاره ولی خب اندکی نبستنِ چشم لازمه فقط تا با کوهی از کسشعر مواجه بشی. اینو هرکسی سعی میکنه جایی بنویسه، جایی حرف بزنه، جایی شوخی کنه خوبه در نظر داشته باشه (بعنوان یه خواننده مبتدی عرض میکنم خدمتتون).
وگرنه که <جی جی هوله انگار رفته حموم> یا <صبح ها هشت، پا میشه. گرفتی؟ هشتپا میشه!>.
وگرنه که <جی جی هوله انگار رفته حموم> یا <صبح ها هشت، پا میشه. گرفتی؟ هشتپا میشه!>.
ExDa
شور و هیجان زندگی با زیتون چین چین. [زندگی خرج داره بهرحال]
تکنولوژی سوئدی در دستان ایرانی. خودتراش سه تیغه گودمکس.
[زندگی خرج داره بهرحال]
[زندگی خرج داره بهرحال]
بیاید نفری ۱۰ هزارتومن بذارید که بشه ۱۵ میلیون که با این قیمت دلار من بازم نتونم لپتاپ بخرم.
Forwarded from آرشام میگوید: (arsham)
بازنمایی از ابتدای تاریخ در رابطه با امور بیرونی و آشنا در حافظه ی بصری انسان است و تا اواخر دوره ی پست امپرسیونیستی ادامه پیدا کرد و در نیمه ی قرن بیستم به شیوه ای متفاوت در آمریکا و انگلستان نمایان شد.
پس از جنگ های جهانی اول و دوم این شیوه ی بازنمایی در هنر اکسپرسیونیست انتزاعی آمریکا در آثار مثل جکسون پولاک و روتکو به مرحله ای جدید وارد شد.
میراث آن ها در میانه ی قرن بیستم به هنرمندان پاپ رسید و تا امروز همچنان در خلال آثار پست پاپ و هنرهای مفهومی جای خود را باز کرده است.
اینجا با دو اثر هنری متفاوت از دو هنرمند مواجه هستیم که یکی گونه ای از بازنمایی در اجراست که در بستری متفاوت به یادآور یک نشانه ی آشناست.
قلبی که تیر از آن رد شده است.
و یک اثر هنری در قالب عکس که به بازنمایی و مستندسازی این اثر در قالبی متفاوت به عنوان عکس خلق شده است.
یکی از نکات قابل توجه در این اثر حضور دو هنرمند است.
اولین اشاره به هنرمند اول در قالب یک دست خلق کننده است.
اشاره ی کمرنگ تر اما در قالب تصویر نیست و بلکه خود اثر است که حضور عکاس را به صرف خلق شدن این اثر ثبت میکند.
@abitpsycho
پس از جنگ های جهانی اول و دوم این شیوه ی بازنمایی در هنر اکسپرسیونیست انتزاعی آمریکا در آثار مثل جکسون پولاک و روتکو به مرحله ای جدید وارد شد.
میراث آن ها در میانه ی قرن بیستم به هنرمندان پاپ رسید و تا امروز همچنان در خلال آثار پست پاپ و هنرهای مفهومی جای خود را باز کرده است.
اینجا با دو اثر هنری متفاوت از دو هنرمند مواجه هستیم که یکی گونه ای از بازنمایی در اجراست که در بستری متفاوت به یادآور یک نشانه ی آشناست.
قلبی که تیر از آن رد شده است.
و یک اثر هنری در قالب عکس که به بازنمایی و مستندسازی این اثر در قالبی متفاوت به عنوان عکس خلق شده است.
یکی از نکات قابل توجه در این اثر حضور دو هنرمند است.
اولین اشاره به هنرمند اول در قالب یک دست خلق کننده است.
اشاره ی کمرنگ تر اما در قالب تصویر نیست و بلکه خود اثر است که حضور عکاس را به صرف خلق شدن این اثر ثبت میکند.
@abitpsycho