ادمینتون کرونا داره. دلیلش احمقیه که شک داشت کرونا داره، آزمایش هم داده ولی قبل از نتیجش اومده شرکت.
مراقبت کنید زیبارویان.
مراقبت کنید زیبارویان.
ExDa
ادمینتون کرونا داره. دلیلش احمقیه که شک داشت کرونا داره، آزمایش هم داده ولی قبل از نتیجش اومده شرکت. مراقبت کنید زیبارویان.
شرکت گفت طی این چند هفته واکسن میزنیم بهتون. و خب نوشداروی بعد مرگ سهراب همینه.
والله درست نیست توی این تعطیلی ها، من ساعت ۱۱ شب خوابم ببره هی ۵ صبح بیدار بشم.
مرغ هم که دیگه شروعش کارش از وقتیه که هوا روشن شده نه توی تاریکی از خواب بیدار شب و هی یاد چند روزی که بخاطر تب نمیتونی بخوابی بیوفتی و بگی نکنه باز تبکردم؟ بعد ساعت رو چک کنی ببینی ۵ صبحه.
مرغ هم که دیگه شروعش کارش از وقتیه که هوا روشن شده نه توی تاریکی از خواب بیدار شب و هی یاد چند روزی که بخاطر تب نمیتونی بخوابی بیوفتی و بگی نکنه باز تبکردم؟ بعد ساعت رو چک کنی ببینی ۵ صبحه.
یه چیزی هست، همیشه حداقل توی ظاهر اتفاق های که میوفته برام مهم نیست یا اگه باشه هم واکنشی نشون نمیدم. از یه حدی بگذره میگم نه دیگه داری ناراحتم میکنی.
متاسفانه آخرین بار به خودم اومدم دیدم دیگه دیره برای گفتنش، فقط میتونستم بگم دیگه ناراحتم کردی.
گویا آدمِ زیر میز زدنم، صبر و تحملم آستانه عجیبی داره. انگار نقطه وسطی وجود نداره.
میدونید شبیه به اینکه دوست ندارم سری روی تنم باشه تا اینکه سرم پایین باشه.
۲۶ سالگی برای زیر میز زدن دیره؟ باید ببینیم.
بهرحال سرمون قرار نیست پایین باشه.
متاسفانه آخرین بار به خودم اومدم دیدم دیگه دیره برای گفتنش، فقط میتونستم بگم دیگه ناراحتم کردی.
گویا آدمِ زیر میز زدنم، صبر و تحملم آستانه عجیبی داره. انگار نقطه وسطی وجود نداره.
میدونید شبیه به اینکه دوست ندارم سری روی تنم باشه تا اینکه سرم پایین باشه.
۲۶ سالگی برای زیر میز زدن دیره؟ باید ببینیم.
بهرحال سرمون قرار نیست پایین باشه.
یه آهنگی گوش میدادم، از مشکل ها و بگایی ها داشت میگفت که یکدفعه با لحن قشنگی میگه بگذریم، یارم رو چونهش خال داره.
زیباست.
زیباست.
🍌1
بنظرم خیلی طول کشید تا بفهمم. زودتر و راحت تر میشد فهمید. اینکه آدما عین همین، وقتی ۱۸ سالم شد دیدم چیزی که تو بچگی از یه آدم ۱۸ ساله میدیدم الکی بوده، اون خود منم حالت با یه مقدار تغییر رفتاری، تو ۲۵ سالگی هم همینطور.
اینکه کلا خیلی فرق نداریم، هممون یه سری چیز رو میخوایم ولی حالا روش و میزان ریسک پذیریمون فرق داره.
وقتی عمهم فوت کرد من تنها چیزی که به ذهنم نرسید تسلیت گفتن به پدرم بود. برای من عمهم مرده بود اما نمیفهمیدم پدرم خواهرش رو از دست داده.
بگذریم، یارم رو شونهش خال داره :))
اینکه کلا خیلی فرق نداریم، هممون یه سری چیز رو میخوایم ولی حالا روش و میزان ریسک پذیریمون فرق داره.
وقتی عمهم فوت کرد من تنها چیزی که به ذهنم نرسید تسلیت گفتن به پدرم بود. برای من عمهم مرده بود اما نمیفهمیدم پدرم خواهرش رو از دست داده.
بگذریم، یارم رو شونهش خال داره :))
برنده شدن توی کلمات چه فایده داره وقتی میدونی اشتباهه حرفات؟
حتی صدای تشویقی هم برای گول خوردن نداری.
حتی صدای تشویقی هم برای گول خوردن نداری.
چقدر زندگی آدما در لحظه تاثیر داره روی واکنش ها و رفتار هاشون. همچین چیزی برای آدم مایی که زندگیمون چیده شده روی unstable بودن، ناراحت کنندست.
فقط به اندازه یه آدم میتونم استراحت کنم و راستش رو بخواید به اندازه چند نفر ناراحتم.
هیچوقت نفهمیدم چرا حرفایی که مستقیم تو چشمات نگاه کنن بزنن با حرفایی که از پشت در و با فاصله میگم فرق داره.
ترس نیست، خجالت نیست. حتی نمیشه گفت اون آدم کِی واقعی تره. وقتی جلوته یا وقتی فقط صداش هست.
ترس نیست، خجالت نیست. حتی نمیشه گفت اون آدم کِی واقعی تره. وقتی جلوته یا وقتی فقط صداش هست.
اثر پروانه ای رو خوند و خیلی جدی گرفت.به این فکر کرد که تک تک کلماتش چه تاثیری میتونن داشته باشن.
چطوری انقدر راحت نظر میدید و دخالت میکنید تو زندگی بقیه؟
چطوری انقدر راحت نظر میدید و دخالت میکنید تو زندگی بقیه؟
به ۲۶ سال رسیدم، انقدر این حد از گذر زمان ترسناک و سریعه که بنظرم حیفه آدم وقتش رو صرف چیزی کنه که نیست.