ExDa
«تو بده تکیه به دیوار، همه تن دیوارم»
یه آهنگ رپ دیگه هم بود، اونو شانو خونده بود.
مضمون همچین چیزی بود:
قسم به همین شبا، ماهت میشم / تو تاریکی نورِ راهت میشم.
ولی خب ارومیه بشی روت ارس میکشم.
مضمون همچین چیزی بود:
قسم به همین شبا، ماهت میشم / تو تاریکی نورِ راهت میشم.
ولی خب ارومیه بشی روت ارس میکشم.
🍌1
حساب کردم به ازای هر پستی که میذارم یک نفر و به ازای هر پست که نمیذارم ۲ نفر لیو میدن.
🍌2
سمت چپ، زیر قفسه سینه درد میکنه. توی گوشم هم انگار باد جمع شده بدون کوچک ترین اراده ای برای خالی شدن.
دلم چایی میخواد ولی از خدا که پنهون نیست، چایی سرد شده.
همین چند ساعت پیش بود، رفتم چایی بخورم، چایی داغ بود ولی هوا انقدر گرم بود که بعد خوردنش مثل یه دونده دو صد متر، که تو ثانیه های آخر تمام زور و نفسش رو گذاشته، خیس عرق شدم.
الان هوا خنکه. اما چایی داغ نیست. تراژدیه؟ نه، زندگیه.
دارم کار هاش رو انجام میدم یک کافه بزنم.
خواهرم میگه اسمش رو بذار «آبان».
هیچکس تو خانواده ما متولد آبان نیست.
الان متوجه شدم اگه زیر کتری رو روشن کنم دیگه لازم نیست بگم «کاش توی این هوا، چایی داغ داشتم».
دلم چایی میخواد ولی از خدا که پنهون نیست، چایی سرد شده.
همین چند ساعت پیش بود، رفتم چایی بخورم، چایی داغ بود ولی هوا انقدر گرم بود که بعد خوردنش مثل یه دونده دو صد متر، که تو ثانیه های آخر تمام زور و نفسش رو گذاشته، خیس عرق شدم.
الان هوا خنکه. اما چایی داغ نیست. تراژدیه؟ نه، زندگیه.
دارم کار هاش رو انجام میدم یک کافه بزنم.
خواهرم میگه اسمش رو بذار «آبان».
هیچکس تو خانواده ما متولد آبان نیست.
الان متوجه شدم اگه زیر کتری رو روشن کنم دیگه لازم نیست بگم «کاش توی این هوا، چایی داغ داشتم».
🍌2
کافه «آبان».
یه گوشه ایش مینویسم «اگه دست های یکدیگر را نمیگرفتیم، سقوط میکردیم».
شاید هم تمام اینا شد مثل اون چاییه. وقتی نوبتشون شد، گرماشون رو از دست بدن.
یه گوشه ایش مینویسم «اگه دست های یکدیگر را نمیگرفتیم، سقوط میکردیم».
شاید هم تمام اینا شد مثل اون چاییه. وقتی نوبتشون شد، گرماشون رو از دست بدن.
🍌1
هر دردی منجر به تلاش برای رفع اون درد میشه و هر تلاشی منجر به ایجاد دردی جدید.
زندگی درد و پاداشه.
زندگی درد و پاداشه.
🍌4
تا حالا توی رابطه خیانت کردید؟
Anonymous Poll
14%
پسرم، خیر
8%
پسرم، بله
57%
دخترم، خیر
22%
دخترم، بله
🍌2
ExDa
Photo
ولی جدی یبکار، یکیتون یه نود از خودش فرستاد که میشه گفت خیلی شبیه این بود.
و روراست باشیم، برگام ریخت.
و روراست باشیم، برگام ریخت.
🍌1
دوست دخترم با دوست صمیمیش بحثش شده حس میکنم بخش مناسبیش بخاطر منه.
حس عذاب وجدان داره برام. کنارش معدهم درد میکنه. امیدوارم دوباره خون ریزی معده نگیرم.
همزمان فهمیدم برای آدم های درست، رزومه اشتباه فرستادم. یه سری از کارهام کاملا به همدیگه ور شد.
میخوام برگردم تهران اما یادش میوفتم باید برم سراغ اون صاحبخونه ای که تهدید کرده بود میاد بالاسرم و من بهش گفتم منتظرم تا بیای.
نباید همه اینا باهم همزمان میشد. سرم پر از سر و صدا شده. هر کدوم از صدا ها یه راهی رو پیشنهاد میده، هر کدوم از یه چیزی ایراد میگیره. دلم میخواد به تمام صدا های توی سرم بگم خفه شو. بعدش بخوابم.
حس عذاب وجدان داره برام. کنارش معدهم درد میکنه. امیدوارم دوباره خون ریزی معده نگیرم.
همزمان فهمیدم برای آدم های درست، رزومه اشتباه فرستادم. یه سری از کارهام کاملا به همدیگه ور شد.
میخوام برگردم تهران اما یادش میوفتم باید برم سراغ اون صاحبخونه ای که تهدید کرده بود میاد بالاسرم و من بهش گفتم منتظرم تا بیای.
نباید همه اینا باهم همزمان میشد. سرم پر از سر و صدا شده. هر کدوم از صدا ها یه راهی رو پیشنهاد میده، هر کدوم از یه چیزی ایراد میگیره. دلم میخواد به تمام صدا های توی سرم بگم خفه شو. بعدش بخوابم.
🍌1