ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
آسمون امروز قشنگ تر از لنز گوشی من بود.
🍌1
خط قرمز هامو یادم رفته. یه سری هاله نارنجی داریم فقط.
این چشما برای تو. تو با چشمای من ببین.
شاید اینطوری دیدی زیبایی رو.
داشتم می‌گفتم که ما زیباییم و زیبایی رو دوست داریم.
حالا شما بهش شاید بگید هوس باز.
خواب یکی از دوستام رو دیدم که زنده نیست.
تو خواب سر حال بود و تنها سوال من این بود ازش که لاشی تو سه ساله زنده ای و به ما نگفتی؟
🍌2
می‌خوام کتاب «تسلی بخشی های فلسفه» رو بخونم و خلاصه کنم براتون. احتمالا از بخش مرتبط با مرگش شروع کنم.
من برم بخوابم که نیمی از عمرمون خواب بودیم اون یکی نصفه رو هم بیدار نبودیم.
من سر اینکه از ملت نود خواستم، هم دوستای خوبی پیدا کردم هم یه سری دوست از دست دادم. جدای واج آرایی سین که مارا یاد خروش و خراش و خزان و چرخ چاچی میندازه، حقیقتا دوستای بهتری بدست آوردم تا اینکه از دست بدم.
امروز برای تنوع، سیگار قبلیم رو با سیگار بعدیم روشن کردم.
نیاز مبرم به خوندن نوشته های آدم هایی که خوب می‌نویسن دارم.

برای زنده شدن. برای زنده موندن.
🍌3
گویا قم یه سری مامور بوکش داره.
می‌رن کنار ماشینا بو می‌کشن ببینن بوی گل میاد یا نه.


این مگه کار سگ نبود؟
🍌2
هیچ دوره ای لفت دادن آدم ها به اندازه وقتی که بعد از مدت ها شروع به نوشتن می‌کنم و لفت می‌دن اذیتم نمی‌کنه.

راستش چون اونا کسایی هستن که بعد مدت ها هستن و می‌خوننت. اونی که نمی‌خونه که اصلا متوجه نمی‌شه اینجا وجود داره.
🍌2
بیاید با ریکت دادن هاتون نشون بدید، شاید اگه من مثل آدم بنویسم، شما هم مثل آهو هستید و گوش می‌دید.
🍌21
من ده نفر رو داشته باشم بدونم بهم گوش می‌دن. در اینجا و می.بندم برای اون ده نفر حرف می‌زنم.

شاید بگید این چه کسیه، که باید بگم من همیشه کانال هامو با ۳-۴ تا ممبر شروع کردم. کیفیت رو هیچوقت فدای کمیت نکردیم ما.
حالا یبار بود باید بین تریسام بی کیفیت با رابطه دو نفره با کیفیت انتخاب می‌کردم. اونجا داشت شیطون گولم می‌زد کیفیت رو فدای کمیت کنم که این داستان ادامه دارد. روی سه نقطه کلیک کنید.
🍌14
حس می‌کنم پیک بعدی قراره باعث بالا آوردن بشه ها ولی خب واقعا نگرفته این زندگی، منو.
🍌2
ExDa
بیاید با ریکت دادن هاتون نشون بدید، شاید اگه من مثل آدم بنویسم، شما هم مثل آهو هستید و گوش می‌دید.
من بعد از دست دادن هر ممبر خوشگل:
آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم، کاشکی اونو می‌بستم.

و البته این خودش اشاره کوچیکی به تمایلات سادیستیک نویسنده داره.
🍌3
«صدا بزن اسمم رو تو، [تا] زمستونم بهار بشه»
🍌2
Slm
Bdrd?
Chi tanetone? 🙈
ExDa
Slm Bdrd? Chi tanetone? 🙈
و او اهل پی‌وی رفتن نبود. لاس دسته جمعی می‌زد.
🍌1
ولی جدی یکی از معدود بار هایی که بخاطر ایرانی بودم از خودم شاکی شدم سر این بود که یکی ۲۰ دلار سرم کلاه گذاشت (ایرانی نبود) خلاصه پیگیر این ۲۰ دلار بودم، یه یارویی که از قضا اونم ایرانی نبود گفت حالا چقدر از پولت رو خورده طرف؟ گفتم ۲۰ دلار. گفت این همه سر و صدا سر ۲۰ دلار؟ روم نشد جوابی دم شما می‌گید ۲۰ دلار ما می‌گیم ۲۰ میلیون ریال :))
ما آدم ها حسمون به پذیرفته نشدن از بقیه چیه؟
مگه نه اینکه نباید اصلا برامون مهم باشه پذیرفته شدن از سمت بقیه؟
بعد مگه نه اینکه آدم ها ذاتشون نیاز به پذیرفته شدن و اجتماعی بودن نیاز داره؟ آدم نخستین تنها زنده نمی‌موند.

منطق چی می‌شه این وسط؟ جفتشون منطقی بنظر می‌رسن ولی متضادن‌. یا این وسط یه چیزی جا افتاده و اشتباه حساب کردم (که احتمالا همینه) یا اینکه بیچاره این انسانی که به ذات با تناقض درگیره.
دیشب که منو نگرفته بود، می‌خواستم اگه صمیمی شدیم یه چیزی بهتون بگم. امشب یادم نمیاد.

شاید منو گرفته بود.