ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
روانشناس نیستم اما می‌تونستم حس کنم یه چیزی توی تمام روح و روانم بهم ریخته.

اینو می‌فهمم که همیشه استرس داشتن طبیعی نیست، دیروز عصر خوابیدم. توی تمام مدت خواب داشتم بلند گریه می‌کردم. خواب می‌دیدم پدرم رو از دست دادم و پیشش نبودم و دیر رسیدم.

خب اولین کاری که کردم این بود که زنگ زدم صداش رو بشنوم، زنگ زدم حالش رو پرسیدم که چطوره و چیکار می‌کنه؟ گفت مادرت رو کار داری؟ غم داشت خود این سوال. گفتم نه زنگ زدم صدای شمارو بشنوم ببینم حالتون چطوره.
صحبت کردیم. از محتویاتش بگذریم، خلاصه اینکه پیش دوستاش بود.

چهل و پنج دقیقه بعد زنگ زدم، گفت چون کسی پیشم بود نپرسیدم ازت، چیزی می‌خوای بابا جان؟ چیزی کم نداری؟

غصه‌م گرفت.
🍌4🍓1
انگیزه شما کجاست؟ برای من گم شده.
یک آدم و این همه اینرسی؟
🍓3
کاش موز ارزون تر بود. می شد یکی هم بگیریم بخوریم.
🍌5🍓1
گزینه دیگه چیه؟ اینکه تظاهر کنیم هیچی نشده.
Forwarded from ExDa (Mahdi)
جدی منم نمی‌دونستم شونه و برس چقدره شخصیه تا اینکه یه تعدادی ویدئوی‌ پورن(؟) ایرانی دیدم.
🍌1
ExDa
جدی منم نمی‌دونستم شونه و برس چقدره شخصیه تا اینکه یه تعدادی ویدئوی‌ پورن(؟) ایرانی دیدم.
ایضا ماژیک. اتاق دختری رفتید حواستون باشه به کجا دست می زنید :))
امروز یه دختره رو دیدم معلول بود. ممه نداشت.
🍌1
من برم خوراک برای چشم های ناپاکم فراهم کنم.
من دارم اشتباهتم رو مرور می کنم قبل امتحان.

اگه بتونم مثل دوره های قبل اشتباه کنم، بهم امید هست.
آخر شب، وقتی همه‌جا ساکت می‌شه، حتی کوچک‌ترین صدا معنی پیدا می‌کنه. خش‌خش ورق کتاب، صدای کشیده‌شدن فندک، یا یه آه کوتاه. همین‌ها می‌تونن سکوت بین دو نفر رو بشکنن و تبدیلش کنن به چیزی غیرعادی.
🍌3
داشتم فکر فکر می کردم چرا این همه ریسک و استرس؟ که خوندم آدرنالین و شهوت یه مسیر عصبی مشترک دارن. برای همینه که بعضی‌ها وقتی می‌ترسی یا هیجان داری، بیشتر تحریک می‌شی.
🍓1
گین اگه یه شهر باشه، غم من الان اونجا ساکنه.
ExDa
The Pixies – Que Sera, Sera (Whatever Will Be, Will Be)
در مواقع غم، ترس، بلاتکلیفی و الی آخر توصیه می‌شه.
نود باید سانسور شده باشه.
🍌1
آغاز و ختم ماجرا، لمس تماشای تو بود.
داشتم توی نت می چرخیدم، این عکس و دوتای قبلی رو توی یه سایت آلمانی دیدم. زیبا بودن.
قبلا که یه خدای تمام وقت بودم، می رسیدم به همه مشکلا رسیدگی کنم. ولی الان چندوقته یه خدای نیمه وقتم. نمی رسم به کارهام.