تموم شد.
از کسایی که این سالو برام قابل تحمل کردن ممنونم. امیدوارم سال بعد هم برای هم خاطرات خوبی بسازیم با اینکه مطمئن نیستم تا تهش پیش میرم یا نه.
از کسایی که این سالو برام قابل تحمل کردن ممنونم. امیدوارم سال بعد هم برای هم خاطرات خوبی بسازیم با اینکه مطمئن نیستم تا تهش پیش میرم یا نه.
یکی از مشکلات شخصیتیم که باید سعی کنم امسال برطرف کنم اینه که حد خودمو نمیدونم.
زود جایگاهمو فراموش میکنم؛ از چیزایی که تجربه کردم درس نمیگیرم.
یادم میره که دنیا در تصورات من نمیگنجه و من تو زندگی بقیه فقط یه کرکتر فرعیام که کلی جایگزین دارم.
فقط باید با خودم تکرار کنم که حد خودتو بدون،
زیاد احساساتتو به اشتراک نذار،
به کسی وابسته نشو.
زود جایگاهمو فراموش میکنم؛ از چیزایی که تجربه کردم درس نمیگیرم.
یادم میره که دنیا در تصورات من نمیگنجه و من تو زندگی بقیه فقط یه کرکتر فرعیام که کلی جایگزین دارم.
فقط باید با خودم تکرار کنم که حد خودتو بدون،
زیاد احساساتتو به اشتراک نذار،
به کسی وابسته نشو.
— Miss All Sunday is now listening to
🎧 Lorde — Liability (960th scrobble, ♥loved)
#pop #indie_pop #art_pop
🎧 Lorde — Liability (960th scrobble, ♥loved)
#pop #indie_pop #art_pop
Forwarded from 𝖥𝗈𝗇𝗍𝖺𝗇𝖾𝗅 (𝖧𝗂𝖺𝗋)
کاش از بیتا خوشم نمیومد و دلم براش تنگ نمیشد همین الان از مجازی میرفتم
منم دلم میخواد از مجازی برم
در اصل دلم میخواد کلا محو شم و در یاد کسی نمونم و کلا اثری از زیستنم نمونه
انگار که هیچوقت نبودم
ولی این امکان پذیر نیست
تنها راه ممکن برای رفتن مرگه که خیلی ازش متنفرم، نیاز هامو کامل ارضا نمیکنه و نا عادلانه و احمقانه ست و حقیقتا دردناک تر از اونه که بتونم دوباره شجاعتم رو برای رفتن به سمتش جمع کنم.
و وقتی به سمت اون نری ناچاری که زندگی کنی.
و هرچقدر هم تلاش کنی راهی برای زندگی بدون رابطه با دیگران نیست.
من ترجیح میدم این نیازمو با ادمایی که دوسشون دارم ارضا کنم.
که چند نفر در مجازی ان و چند نفرم در زندگی واقعی. که البته اونا هم زندگی و مشغله خودشونو دارن و وقتی که برای من میتونن بذارن ناچیزه. و منم همیشه آمادگی روبرویی با ادما رو ندارم و از ترسش گاهی ترجیح میدم نبینمشون.
پس فضای مجازی و کاربرهایی که فقط با برداشتن گوشی و در چند لحظه میتونن باهات صحبت کنن و وقتی بهت سخت میگذره باعث لبخندت بشن، و بر اساس عقاید قشنگشون و علایقت بهشون نزدیک شدی خیلی عاقلانه تر بنظر میرسه و حس راحتی بیشتری داره.
این دلیلیه که من موندم
چون نمیخوام دوستامو از دست بدم
هرچقدر هم با خودم کلنجار برم
بازم نمیتونم از وابستگیم کم کنم.
و این تنها راه زندگی کردنه
حداقل تنها راهی که بلدم.
در اصل دلم میخواد کلا محو شم و در یاد کسی نمونم و کلا اثری از زیستنم نمونه
انگار که هیچوقت نبودم
ولی این امکان پذیر نیست
تنها راه ممکن برای رفتن مرگه که خیلی ازش متنفرم، نیاز هامو کامل ارضا نمیکنه و نا عادلانه و احمقانه ست و حقیقتا دردناک تر از اونه که بتونم دوباره شجاعتم رو برای رفتن به سمتش جمع کنم.
و وقتی به سمت اون نری ناچاری که زندگی کنی.
و هرچقدر هم تلاش کنی راهی برای زندگی بدون رابطه با دیگران نیست.
من ترجیح میدم این نیازمو با ادمایی که دوسشون دارم ارضا کنم.
که چند نفر در مجازی ان و چند نفرم در زندگی واقعی. که البته اونا هم زندگی و مشغله خودشونو دارن و وقتی که برای من میتونن بذارن ناچیزه. و منم همیشه آمادگی روبرویی با ادما رو ندارم و از ترسش گاهی ترجیح میدم نبینمشون.
پس فضای مجازی و کاربرهایی که فقط با برداشتن گوشی و در چند لحظه میتونن باهات صحبت کنن و وقتی بهت سخت میگذره باعث لبخندت بشن، و بر اساس عقاید قشنگشون و علایقت بهشون نزدیک شدی خیلی عاقلانه تر بنظر میرسه و حس راحتی بیشتری داره.
این دلیلیه که من موندم
چون نمیخوام دوستامو از دست بدم
هرچقدر هم با خودم کلنجار برم
بازم نمیتونم از وابستگیم کم کنم.
و این تنها راه زندگی کردنه
حداقل تنها راهی که بلدم.
فرد مدعی (akuma no ko)
منم دلم میخواد از مجازی برم در اصل دلم میخواد کلا محو شم و در یاد کسی نمونم و کلا اثری از زیستنم نمونه انگار که هیچوقت نبودم ولی این امکان پذیر نیست تنها راه ممکن برای رفتن مرگه که خیلی ازش متنفرم، نیاز هامو کامل ارضا نمیکنه و نا عادلانه و احمقانه ست و حقیقتا…
نه وقتی که بدونی با موندنت به دوستات و همون تنها کسایی که دوست داری آسیب میزنی
فرد مدعی (akuma no ko)
واقعا هیچ چیز خوبی تو دوست موندن با من وجود نداره
قرار نیست با هم معامله کنیم
برای جایزه گرفتن با کسی دوست نمیشی
دوست میشی بخاطر خودش
بخاطر همین که هست
وقتی که اسیب زدی میتونی بخشیده بشی و وقتی که اسیب میبینی ببخشی
برای جایزه گرفتن با کسی دوست نمیشی
دوست میشی بخاطر خودش
بخاطر همین که هست
وقتی که اسیب زدی میتونی بخشیده بشی و وقتی که اسیب میبینی ببخشی
ده بار تو ذهنم تورو کشتم صد بار خودمو
ولی بازم تاثیری نداشت
ولی بازم تاثیری نداشت
با حرفات بهم القا میکنی که بدرد نخور و رقت انگیزم و هیچ دستاوردی در زندگیم نداشتم و هیچ استعدادی ندارم و بهتره که بمیرم. باعث میشی خودم باورم بشه و کل روز رو توی تختم بمونم و چرت بزنم و کل تایم بیداریمو صرف خوردن غذا کنم که ذهنم آزاد بشه و قرصامو دو تا یکی جا بندازم و یا اضافه بخورم و کل روال زندگیم بهم بریزه.
و وقتی که وزنم بشدت بالا رفت و دیگه انگیزه ای برای انجام کارام نداشتم و حتی جرات فکر کردن برای تعیین هدف برام نموند، واقعا تبدیل میشم به موجودی که تو توصیفش کردی.
دلم برای خودم میسوزه و سعی میکنم به زندگیم سر و سامون بدم؛ ولی تا شروع میکنم به زندگی کردن تو دوباره تخریبم میکنی.
من هیچوقت قرار نیست به جایی برسم؛
حداقل تا وقتی تو اصلاح نشدی یا وجود داری.
من خیلی تلاش کردم که خودمو اصلاح کنم تا حرفهای تو برام بی تاثیر بشن ولی بازم تا مغز استخون میسوزونه.
و وقتی که وزنم بشدت بالا رفت و دیگه انگیزه ای برای انجام کارام نداشتم و حتی جرات فکر کردن برای تعیین هدف برام نموند، واقعا تبدیل میشم به موجودی که تو توصیفش کردی.
دلم برای خودم میسوزه و سعی میکنم به زندگیم سر و سامون بدم؛ ولی تا شروع میکنم به زندگی کردن تو دوباره تخریبم میکنی.
من هیچوقت قرار نیست به جایی برسم؛
حداقل تا وقتی تو اصلاح نشدی یا وجود داری.
من خیلی تلاش کردم که خودمو اصلاح کنم تا حرفهای تو برام بی تاثیر بشن ولی بازم تا مغز استخون میسوزونه.
Forwarded from 𝑅𝑒𝑣𝑒𝑟𝑖𝑒 (Solitaire)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM