✅ چشمانداز نداریم
✍🏻 پدرام سلطانی
🔸واقعا هیچ کس نمیتواند به این سؤال جواب دهد که در ماههای آینده چه میشود. این خیلی بد است. زمانی که شما تصویری نداشته باشید طبیعتا تصمیمی هم نمیگیرید.
🔸اگر شما در جایی قرار بگیرید که در یک قدمیتان فرضا تاریکی باشد و چشمتان نبیند، آیا جرئت میکنید قدم بردارید؟ نمیدانید طرف دیگر دره است یا چاله. برای تولید هم وقتی ببینید در چشمانداز کوتاهی ادامه مسیر کاملا در تاریکی است نمیدانید باید چه کار کنید. به همین دلیل است که در این شرایط به اقتصاد دلالی دامن زده میشود، چون تولید نیاز به آرامش ذهنی و چشمانداز حداقل سه ساله دارد، اما دلالی نیاز به چشمانداز یک روزه دارد. شما امروز ارز، سکه و ماشین بخرید، فردا بفروشید.
🔸پس هرچه چشمانداز و مسیر پیشرو کوتاهتر میشود، اقتصاد لاجرم به سمت دلالی میرود؛ یعنی تصور اینکه دلالها بازار را تسخیر کردهاند بالاخره این تحلیلها هم انجام میشود، اما کاش کسی خودش را در مقام تولیدکننده بگذارد و بعد به این سؤال پاسخ دهد که وقتی من نمیدانم شش ماه آینده، وضعم چطور است، مواد دارم یا نه، اجازه صادرات دارم یا نه، نرخ تورم چقدر است، قیمت موادم چقدر میشود، آیا کالایم دریایی حمل میشود یا نه؟ من با چه جرئتی تولید کنم؟/شرق
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پدرام سلطانی
🔸واقعا هیچ کس نمیتواند به این سؤال جواب دهد که در ماههای آینده چه میشود. این خیلی بد است. زمانی که شما تصویری نداشته باشید طبیعتا تصمیمی هم نمیگیرید.
🔸اگر شما در جایی قرار بگیرید که در یک قدمیتان فرضا تاریکی باشد و چشمتان نبیند، آیا جرئت میکنید قدم بردارید؟ نمیدانید طرف دیگر دره است یا چاله. برای تولید هم وقتی ببینید در چشمانداز کوتاهی ادامه مسیر کاملا در تاریکی است نمیدانید باید چه کار کنید. به همین دلیل است که در این شرایط به اقتصاد دلالی دامن زده میشود، چون تولید نیاز به آرامش ذهنی و چشمانداز حداقل سه ساله دارد، اما دلالی نیاز به چشمانداز یک روزه دارد. شما امروز ارز، سکه و ماشین بخرید، فردا بفروشید.
🔸پس هرچه چشمانداز و مسیر پیشرو کوتاهتر میشود، اقتصاد لاجرم به سمت دلالی میرود؛ یعنی تصور اینکه دلالها بازار را تسخیر کردهاند بالاخره این تحلیلها هم انجام میشود، اما کاش کسی خودش را در مقام تولیدکننده بگذارد و بعد به این سؤال پاسخ دهد که وقتی من نمیدانم شش ماه آینده، وضعم چطور است، مواد دارم یا نه، اجازه صادرات دارم یا نه، نرخ تورم چقدر است، قیمت موادم چقدر میشود، آیا کالایم دریایی حمل میشود یا نه؟ من با چه جرئتی تولید کنم؟/شرق
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#استخدام
سمت: کارشناس حسابداری مالی
نام شرکت : تامین سرمایه
شهرستان: تهران
مدرک تحصیلی: کارشناسی حسابداری از دانشگاه های معتبر
شرایط تخصصی: حداقل 2 سال سابقه کار مفید و مرتبط با حسابداري مالی ، تسلط بر تهیه گزارشات مالی ، قوانین و مقررات مالیاتی و بیمه ای ، آشنایی با نرم افزارهای مالی
سایر شرایط: دارای روحیه مسئولیت پذیری، کارگروهی و یادگیرنده، متعهد ، پیگیر و دقت بالا در انجام امور محوله، تسلط بر نرم افزار آفیس، حداکثر سن ۳۰ سال
لطفا رزومه خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
resumeh.bd2018@gmail.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سمت: کارشناس حسابداری مالی
نام شرکت : تامین سرمایه
شهرستان: تهران
مدرک تحصیلی: کارشناسی حسابداری از دانشگاه های معتبر
شرایط تخصصی: حداقل 2 سال سابقه کار مفید و مرتبط با حسابداري مالی ، تسلط بر تهیه گزارشات مالی ، قوانین و مقررات مالیاتی و بیمه ای ، آشنایی با نرم افزارهای مالی
سایر شرایط: دارای روحیه مسئولیت پذیری، کارگروهی و یادگیرنده، متعهد ، پیگیر و دقت بالا در انجام امور محوله، تسلط بر نرم افزار آفیس، حداکثر سن ۳۰ سال
لطفا رزومه خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
resumeh.bd2018@gmail.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#استخدام
«معامله گر اوراق با درامد ثابت»
نامشرکت: گروه مالی تحت نظارت سازمان بورس
شهرستان: «تهران»
مدرک تحصیلی: حداقل ليسانس مرتبط
سابقه کار: حداقل ٢ سال ترجيها با سابقه موفق در انجام معاملات اوراق با درآمد ثابت
گواهی نامه های مرتبط: معامله گري اوراق با درامد ثابت
لطفا رزومه خود را با موضوع «معامله گر اوراق با درامد ثابت» به آدرس زیر ارسال نمایید:👇🏻👇🏻
@foojiano
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
«معامله گر اوراق با درامد ثابت»
نامشرکت: گروه مالی تحت نظارت سازمان بورس
شهرستان: «تهران»
مدرک تحصیلی: حداقل ليسانس مرتبط
سابقه کار: حداقل ٢ سال ترجيها با سابقه موفق در انجام معاملات اوراق با درآمد ثابت
گواهی نامه های مرتبط: معامله گري اوراق با درامد ثابت
لطفا رزومه خود را با موضوع «معامله گر اوراق با درامد ثابت» به آدرس زیر ارسال نمایید:👇🏻👇🏻
@foojiano
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴كدام تورم را باور كنيم؟
✍🏻سيامک قاسمى
🔹یک اصل اقتصادی وجود دارد که ما به تعداد خانوارهای ایرانی نرخ تورم داریم. یعنی هر خانوار ایرانی بسته به سبد محصولات و خدماتی که استفاده میکند نرخهای تورم مختلفی را تجربه میکنند و این کلید نامانوس بودن نرخهای تورم رسمى اعلامی با احساس مردم از نرخ تورم است. نرخ تورم رسمی که توسط نهادهای آماری کشور مثل بانک مركزى محاسبه و اعلام میشود تنها میانگین تغییرات قیمت ۳۸٦ قلم کالا و خدمت است که با نمونهگیری از بین ۱۷٦٠٠ خانوار ايرانى در سطح كشور از مجموع بیش از بیست میلیون خانوار ایرانی محاسبه میشود . پس بدیهی است که به عنوان مثال نرخ تورمی که یک خانوار در منطقه يک تهران تجربه میکند با نرخ تورم یک خانوار روستایی سيستانى و با نرخ تورم رسمی اعلامى کشور كاملا متفاوت باشد.
🔸اما واقعیت این است که سیاستمدارها هم در بيان همين نرخ تورم رسمی اعلامى بر اساس منافع شان بازی میکنند. مثلا در دو مدل محاسبه تورم نقطه به نقطه و میانگین سالیانه به دلیل نحوه محاسبهشان، تورم نقطه به نقطه خیلی سریعتر تغییرات قیمتی را چه در دوره افزایش تورم و چه در دوره کاهش قيمتها نشان میدهد و تورم عمومی ميانگين ساليانه با یک فاصله زمانی زیاد نسبت به تغییرات واکنش نشان میدهد.
🔸اینگونه است که سیاستمدارها از جمله در دولت يازدهم در سالهای ٩٣ تا ٩٥ در دوره کاهش نرخ تورم همواره با هیجان در سخنرانىها به کاهش نرخ تورم نقطه به نقطه اشاره میکردند و در دوره افزايش قيمتها و افزايش نرخ تورم مثل اين هفتههاى اخير، سياستمدارها در سخنرانىها و گزارشهاى خود به نرخهای تورم ميانگين ساليانه كه هنوز تغييرات قابل توجهی را به دليل مدل محاسبه تجربه نكرده است اشاره مىكنند.
🔹بر همين اساس بانک مركزى امروز نرخ تورم مرداد ماه را كه همان نرخ تورم ميانگين ساليانه است ۱۱٫۵ درصد ارائه كرده است و شايد اولين واكنش توده مردم به اين نرخ به دليل تجربه افزايش قيمتها در هفتههای اخير، غيرواقعی و آمارسازی دانستن اين آمار است. اما بانک مركزى در كنار انتشار اين آمار كه با همه جزئيات و بخشهای مختلف ارائه كرده است، يک اشاره كوچكی هم به آمار تورم نقطه به نقطه داشته است كه نسبت به سال گذشته مرداد ماه ٢٤٫٢ درصد افزايش داشته و ديگر هيچ جزئياتی از آمار تورم نقطه به نقطه در گروههای مختلف منتشر نكرده است. اين درحالی است كه به دليل اينكه در آغاز دوره افزايش قيمتها هستيم، اين شاخص تورم نقطه به نقطه و نه ميانگين ساليانه است كه اهميت داشته و همين آمار كوتاه نشان میدهد كه تورم نقطه به نقطه يا تغييرات قيمتها در يک ماه نسبت به ماه مشابه در سال قبل از ١٨ درصد تيرماه به ٢٤٫٢ افزايش داشته است.
❇️واقعيت اين است كه آمار تورم در ايران همچنان آمار قابل اعتنا و معتبری است اگر:
🔹به آمار تورمهای رسمى اعلامى به عنوان شاخصی از ميانگين تغييرات قيمت فقط در ٣٨٦ قلم كالا و خدمت كه به نظر بيشترين مصرف مشترک در بين مردم ايران را دارند توجه شود كه با تورمى كه تک تک آحاد مردم تجربه میكند مىتواند كاملا متفاوت باشد.
🔹در هر دوره بسته به رفتار افزايشی يا كاهشی قيمتها به شاخص تورمى با اهميت آن دوره، مثل تورم نقطه به نقطه در اين ماهها يا تورمهای توليدكننده به عنوان عامل پيشنگر تغييرات قيمتهای آينده توجه شود.
🔹در خود شاخص تورم هم گروههای مختلف، تغييرات متفاوتی داشته كه اين تغييرات با وزن هاب مختلف شاخص كل را تغيير میدهند و مثلا تغييرات قيمت در گروه خوراكىها و آشاميدنىها يا اجاره مسكن نبايد به جاى شاخص تورم كل كه ميانگين همه گروهها است تعبير و تفسير شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻سيامک قاسمى
🔹یک اصل اقتصادی وجود دارد که ما به تعداد خانوارهای ایرانی نرخ تورم داریم. یعنی هر خانوار ایرانی بسته به سبد محصولات و خدماتی که استفاده میکند نرخهای تورم مختلفی را تجربه میکنند و این کلید نامانوس بودن نرخهای تورم رسمى اعلامی با احساس مردم از نرخ تورم است. نرخ تورم رسمی که توسط نهادهای آماری کشور مثل بانک مركزى محاسبه و اعلام میشود تنها میانگین تغییرات قیمت ۳۸٦ قلم کالا و خدمت است که با نمونهگیری از بین ۱۷٦٠٠ خانوار ايرانى در سطح كشور از مجموع بیش از بیست میلیون خانوار ایرانی محاسبه میشود . پس بدیهی است که به عنوان مثال نرخ تورمی که یک خانوار در منطقه يک تهران تجربه میکند با نرخ تورم یک خانوار روستایی سيستانى و با نرخ تورم رسمی اعلامى کشور كاملا متفاوت باشد.
🔸اما واقعیت این است که سیاستمدارها هم در بيان همين نرخ تورم رسمی اعلامى بر اساس منافع شان بازی میکنند. مثلا در دو مدل محاسبه تورم نقطه به نقطه و میانگین سالیانه به دلیل نحوه محاسبهشان، تورم نقطه به نقطه خیلی سریعتر تغییرات قیمتی را چه در دوره افزایش تورم و چه در دوره کاهش قيمتها نشان میدهد و تورم عمومی ميانگين ساليانه با یک فاصله زمانی زیاد نسبت به تغییرات واکنش نشان میدهد.
🔸اینگونه است که سیاستمدارها از جمله در دولت يازدهم در سالهای ٩٣ تا ٩٥ در دوره کاهش نرخ تورم همواره با هیجان در سخنرانىها به کاهش نرخ تورم نقطه به نقطه اشاره میکردند و در دوره افزايش قيمتها و افزايش نرخ تورم مثل اين هفتههاى اخير، سياستمدارها در سخنرانىها و گزارشهاى خود به نرخهای تورم ميانگين ساليانه كه هنوز تغييرات قابل توجهی را به دليل مدل محاسبه تجربه نكرده است اشاره مىكنند.
🔹بر همين اساس بانک مركزى امروز نرخ تورم مرداد ماه را كه همان نرخ تورم ميانگين ساليانه است ۱۱٫۵ درصد ارائه كرده است و شايد اولين واكنش توده مردم به اين نرخ به دليل تجربه افزايش قيمتها در هفتههای اخير، غيرواقعی و آمارسازی دانستن اين آمار است. اما بانک مركزى در كنار انتشار اين آمار كه با همه جزئيات و بخشهای مختلف ارائه كرده است، يک اشاره كوچكی هم به آمار تورم نقطه به نقطه داشته است كه نسبت به سال گذشته مرداد ماه ٢٤٫٢ درصد افزايش داشته و ديگر هيچ جزئياتی از آمار تورم نقطه به نقطه در گروههای مختلف منتشر نكرده است. اين درحالی است كه به دليل اينكه در آغاز دوره افزايش قيمتها هستيم، اين شاخص تورم نقطه به نقطه و نه ميانگين ساليانه است كه اهميت داشته و همين آمار كوتاه نشان میدهد كه تورم نقطه به نقطه يا تغييرات قيمتها در يک ماه نسبت به ماه مشابه در سال قبل از ١٨ درصد تيرماه به ٢٤٫٢ افزايش داشته است.
❇️واقعيت اين است كه آمار تورم در ايران همچنان آمار قابل اعتنا و معتبری است اگر:
🔹به آمار تورمهای رسمى اعلامى به عنوان شاخصی از ميانگين تغييرات قيمت فقط در ٣٨٦ قلم كالا و خدمت كه به نظر بيشترين مصرف مشترک در بين مردم ايران را دارند توجه شود كه با تورمى كه تک تک آحاد مردم تجربه میكند مىتواند كاملا متفاوت باشد.
🔹در هر دوره بسته به رفتار افزايشی يا كاهشی قيمتها به شاخص تورمى با اهميت آن دوره، مثل تورم نقطه به نقطه در اين ماهها يا تورمهای توليدكننده به عنوان عامل پيشنگر تغييرات قيمتهای آينده توجه شود.
🔹در خود شاخص تورم هم گروههای مختلف، تغييرات متفاوتی داشته كه اين تغييرات با وزن هاب مختلف شاخص كل را تغيير میدهند و مثلا تغييرات قيمت در گروه خوراكىها و آشاميدنىها يا اجاره مسكن نبايد به جاى شاخص تورم كل كه ميانگين همه گروهها است تعبير و تفسير شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
توصیه های کارشناس اقتصادی؛ پیرامون حفظ اموال و دارایی هایمان*
✅ رابطه نرخ ارز را با ارزش دارایی هایمان جدی بگیریم
ما کشوری هستیم که بخش عمده ای از کالاهایمان از طریق واردات تامین میشود.
✅ مواظب وسایل خانه از جمله کولر، یخچال، تلوزیون و سایر دستگاهها باشیم.
در صورتیکه از آنها بدقت بهره برداری نکنیم معلوم نیست در آینده قدرت خرید و جایگزینی آنها را داشته باشیم.
حتی هزینه تعمیر آنها ممکن است بلحاظ مالی ما را دچار مشکلات فراوان نماید.
✅مواظب خودروی خود باشیم فرقی نمیکند که ماشینی که زیر پایمان است خارجی یا ساخت داخل باشد.
بهرحال قیمت خودرو بشدت تحت تاثیر نوسانات نرخ ارز می باشد.
✅ گوشی همراهی که در دستتان است را بخوبی مواظبت کنید معلوم نیست دیگر بتوانیم شبیه به این گوشی را برای خود تهیه کنید!
✅ اگ در خانه ای سکونت دارید که ملکی است و متعلق بخودتان است حتما بدانید این باارزشترین دارایی شماست.
پس از هرگونه ریسک غیرمنطقی از جمله فروش و یا معاوضه پرهیز کنید و بدانید در صورت از دست دادن آن زندگی فلاکت باری خواهید داشت.
✅ اگر در بورس سهام فعالیت دارید و یا خیال دارید که در این بخش ورود کنید باید بدانید که در صورتیکه ارزش سهامتان کاهش یابد بسختی توان جبران آنرا خواهید داشت پس بسیار دقت کنید.
✅ اگر مقداری نقدینگی دارید که سودای خرید و فروش دلار و سکه بسرتان زده است باز هم تجدید نظر کنید و تامل را سرلوحه کار خود قرار دهید.
پیش بینی آینده در حال حاضر بسیار سخت و ناممکن است.
✅ اگر شغلی داریم که شاید از آن رضایت کاملی هم نداشته باشیم ولی این را بدانیم که الان میلیونها نفر از این نعمت برخوردار نیستند.
پس محکم بکارتان بچسبید و از بلندپروازی دست بردارید و این را بخاطر داشته باشید که شغل شما نه فقط محل ارتزاق شماست بلکه با روح و روان شما در رابطه است!
کلا توصیه ما در این شرایط ناپایدار اقتصادی یک چیز بیشتر نیست:
*استفاده درست از دارایی ها و احتیاط، احتیاط و باز هم احتیاط!!*
منبع: اقتصاد امروز
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ رابطه نرخ ارز را با ارزش دارایی هایمان جدی بگیریم
ما کشوری هستیم که بخش عمده ای از کالاهایمان از طریق واردات تامین میشود.
✅ مواظب وسایل خانه از جمله کولر، یخچال، تلوزیون و سایر دستگاهها باشیم.
در صورتیکه از آنها بدقت بهره برداری نکنیم معلوم نیست در آینده قدرت خرید و جایگزینی آنها را داشته باشیم.
حتی هزینه تعمیر آنها ممکن است بلحاظ مالی ما را دچار مشکلات فراوان نماید.
✅مواظب خودروی خود باشیم فرقی نمیکند که ماشینی که زیر پایمان است خارجی یا ساخت داخل باشد.
بهرحال قیمت خودرو بشدت تحت تاثیر نوسانات نرخ ارز می باشد.
✅ گوشی همراهی که در دستتان است را بخوبی مواظبت کنید معلوم نیست دیگر بتوانیم شبیه به این گوشی را برای خود تهیه کنید!
✅ اگ در خانه ای سکونت دارید که ملکی است و متعلق بخودتان است حتما بدانید این باارزشترین دارایی شماست.
پس از هرگونه ریسک غیرمنطقی از جمله فروش و یا معاوضه پرهیز کنید و بدانید در صورت از دست دادن آن زندگی فلاکت باری خواهید داشت.
✅ اگر در بورس سهام فعالیت دارید و یا خیال دارید که در این بخش ورود کنید باید بدانید که در صورتیکه ارزش سهامتان کاهش یابد بسختی توان جبران آنرا خواهید داشت پس بسیار دقت کنید.
✅ اگر مقداری نقدینگی دارید که سودای خرید و فروش دلار و سکه بسرتان زده است باز هم تجدید نظر کنید و تامل را سرلوحه کار خود قرار دهید.
پیش بینی آینده در حال حاضر بسیار سخت و ناممکن است.
✅ اگر شغلی داریم که شاید از آن رضایت کاملی هم نداشته باشیم ولی این را بدانیم که الان میلیونها نفر از این نعمت برخوردار نیستند.
پس محکم بکارتان بچسبید و از بلندپروازی دست بردارید و این را بخاطر داشته باشید که شغل شما نه فقط محل ارتزاق شماست بلکه با روح و روان شما در رابطه است!
کلا توصیه ما در این شرایط ناپایدار اقتصادی یک چیز بیشتر نیست:
*استفاده درست از دارایی ها و احتیاط، احتیاط و باز هم احتیاط!!*
منبع: اقتصاد امروز
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔍 شاخص پیچیدگی اقتصادی کشورها
📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی، بیانگر میزان و تنوع سبد صادراتی یک کشور است. بررسی ها نشان داده است کشورهایی که علاوه بر داشتن تنوع محصولات دارای محصولات پیچیده تولیدی نیز می باشند، معمولا از لحاظ اقتصادی پیشرفته تر هستند و یا انتظار می رود که رشد اقتصادی سریعتری را در آینده نزدیک تجریه نمایند. بنابراین "شاخص پیچیدگی اقتصادی" را می توان به عنوان معیاری از "توسعه اقتصادی" در نظر گرفت.
📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی همچنین میزان دانش و مهارت را با توجه به قابلیت ها و توانایی های دانش محور بودن کشورها در تولید و نهایتا تولید کالاهای پیچیده نشان می دهد. کشورهای با اقتصاد پیچیده از طریق ادغام حجم زیادی از دانش و مهارت های مرتبط در قالب شبکه های بزرگ و پیچیده، این توانایی را به دست خواهد آورد تا مجموعه متنوعی از کالاهای دانش بر را تولید نمایند. این در حالی است که کشورهای با اقتصاد غیر پیچیده فقط توانایی تولید کالاهای ساده یا به عبارتی کالاهای کاربر و سرمایه بر را خواهند داشت. لذا کالاهای فراگیر دارای قدرت رقابت کمتری در سطح بین المللی هستند.
🔖در نتیجه پی بردن به اینکه چه کالاهایی از سطح پیچیدگی بالایی برخوردارند را می توان در شاخصی تحت عنوان "شاخص پیچیدگی محصول" یافت. همچنین محصولات پیچیده متضمن دانش و مهارت بیشتری نسبت به محصولات فراگیر هستند، بنابراین از آنجایی که شاخص پیچیدگی اقتصادی بر حسب پیچیدگی و فراگیری محصولات به دست می آید بالتبع حجم انباشت دانش و مهارت موجود در جامعه را نیز نشان می دهد./ پیچیدگی اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی، بیانگر میزان و تنوع سبد صادراتی یک کشور است. بررسی ها نشان داده است کشورهایی که علاوه بر داشتن تنوع محصولات دارای محصولات پیچیده تولیدی نیز می باشند، معمولا از لحاظ اقتصادی پیشرفته تر هستند و یا انتظار می رود که رشد اقتصادی سریعتری را در آینده نزدیک تجریه نمایند. بنابراین "شاخص پیچیدگی اقتصادی" را می توان به عنوان معیاری از "توسعه اقتصادی" در نظر گرفت.
📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی همچنین میزان دانش و مهارت را با توجه به قابلیت ها و توانایی های دانش محور بودن کشورها در تولید و نهایتا تولید کالاهای پیچیده نشان می دهد. کشورهای با اقتصاد پیچیده از طریق ادغام حجم زیادی از دانش و مهارت های مرتبط در قالب شبکه های بزرگ و پیچیده، این توانایی را به دست خواهد آورد تا مجموعه متنوعی از کالاهای دانش بر را تولید نمایند. این در حالی است که کشورهای با اقتصاد غیر پیچیده فقط توانایی تولید کالاهای ساده یا به عبارتی کالاهای کاربر و سرمایه بر را خواهند داشت. لذا کالاهای فراگیر دارای قدرت رقابت کمتری در سطح بین المللی هستند.
🔖در نتیجه پی بردن به اینکه چه کالاهایی از سطح پیچیدگی بالایی برخوردارند را می توان در شاخصی تحت عنوان "شاخص پیچیدگی محصول" یافت. همچنین محصولات پیچیده متضمن دانش و مهارت بیشتری نسبت به محصولات فراگیر هستند، بنابراین از آنجایی که شاخص پیچیدگی اقتصادی بر حسب پیچیدگی و فراگیری محصولات به دست می آید بالتبع حجم انباشت دانش و مهارت موجود در جامعه را نیز نشان می دهد./ پیچیدگی اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چرایی رشد نقدینگی: انقباضی یا انبساطی؟
✍🏻 علی سعدوندی
استاد معزز جناب دکتر طبیبیان در نوشته زیر به مجلس نهیب می زنند چرا به ریشه افزایش نرخ ارز که رشد نقدنگی است توجه نمی کنند. این نکته ایشان کاملا صحیح است. اما در کمال تعجب «بودجه های انبساطی» مجلس را عامل افزایش نقدینگی دانسته اند. این برداشت ایشان مطلقا با واقعیت تطبیق ندارد چرا که مجلس در همراهی کامل با دولت محترم در 5 سال گذشته به بودجه های انقباضی رای داد. در واقع حذف بودجه عمرانی یکی از علل وقوع همزمان تورم و رکود بوده است.
برداشت جناب دکتر این است که افزایش نقدینگی تنها از دریچه کسری بودجه دولت ممکن است. حال آنکه این بار اولا بخشی از افزایش پایه پولی ناشی از اضافه برداشت بانکها از منابع بانک مرکزی بوده است و ثانیا واگرایی وسیعی میان نقدینگی و پایه پولی دیده می شود که دلیل آن بیش از هر چیز افزایش معوقات و نبود مکانیسم «حذف پول» در اقتصاد است. به عبارت دیگر «سیاست های انقباضی» به تعمیق رکود انجامید که ورشکستگی بسیاری از بنگاههای تجاری و تولیدی را موجب شد و همین عامل انباشت مطالبات معوق را در پی داشت. معوقات از طریق امهال و ایجاد دارایی موهوم موقتا مخفی شد و این در حالی بود که در سمت بدهی های ترازنامه بانکها سود های موهومی کلان به سپرده ها تعلق می گرفت که ناشی از افزایش نرخ بهره به سبب سیاست های انقباضی بود. پس در هر دو طرف ترازنامه بانکها رشد نقدینگی تشدید شد.
واقعیت این است که شرایط خطیر فعلی به سبب نگرش تک بعدی به اقتصاد و نپذیرفتن دیدگاه های رقیب خادث شد./ نیک گفتار
@Neekgoftaar
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 علی سعدوندی
استاد معزز جناب دکتر طبیبیان در نوشته زیر به مجلس نهیب می زنند چرا به ریشه افزایش نرخ ارز که رشد نقدنگی است توجه نمی کنند. این نکته ایشان کاملا صحیح است. اما در کمال تعجب «بودجه های انبساطی» مجلس را عامل افزایش نقدینگی دانسته اند. این برداشت ایشان مطلقا با واقعیت تطبیق ندارد چرا که مجلس در همراهی کامل با دولت محترم در 5 سال گذشته به بودجه های انقباضی رای داد. در واقع حذف بودجه عمرانی یکی از علل وقوع همزمان تورم و رکود بوده است.
برداشت جناب دکتر این است که افزایش نقدینگی تنها از دریچه کسری بودجه دولت ممکن است. حال آنکه این بار اولا بخشی از افزایش پایه پولی ناشی از اضافه برداشت بانکها از منابع بانک مرکزی بوده است و ثانیا واگرایی وسیعی میان نقدینگی و پایه پولی دیده می شود که دلیل آن بیش از هر چیز افزایش معوقات و نبود مکانیسم «حذف پول» در اقتصاد است. به عبارت دیگر «سیاست های انقباضی» به تعمیق رکود انجامید که ورشکستگی بسیاری از بنگاههای تجاری و تولیدی را موجب شد و همین عامل انباشت مطالبات معوق را در پی داشت. معوقات از طریق امهال و ایجاد دارایی موهوم موقتا مخفی شد و این در حالی بود که در سمت بدهی های ترازنامه بانکها سود های موهومی کلان به سپرده ها تعلق می گرفت که ناشی از افزایش نرخ بهره به سبب سیاست های انقباضی بود. پس در هر دو طرف ترازنامه بانکها رشد نقدینگی تشدید شد.
واقعیت این است که شرایط خطیر فعلی به سبب نگرش تک بعدی به اقتصاد و نپذیرفتن دیدگاه های رقیب خادث شد./ نیک گفتار
@Neekgoftaar
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ مذاکره یا تحریم ؟
✍🏻 مرتضی ایمانی راد
همان طور که تا کنون بیان شده است، ایران قرار نیست در مذاکرات تحریمی شرکت کند و بنابراین میتوان نتیجه گرفت که تحریم ها از ماه نوامبر در ایران شروع خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران هم ممکن است بدش نیاید که وقت کشی کند تا تحولات آتی مساله تحریمها را ضعیف کند. هر چند که ابتکارات دولت در اعمال قدرت در شرایط تحریمی نقطه مهمی است ، ولی چهار رویداد که در آینده رخ خواهند داد می تواند تحریمها را به نوعی برگرداند. با توجه به اینکه این رویدادها دارای احتمال تحقق کمی هستند، بنابراین میتوان به نتیجه رسید که تحریمها از ماه نوامبر آغاز می شوند و چون اثر اعمال تحریمها یکباره نیست، به تدریج که به پایان سال نزدیک می شویم فشار تحریم ها هم بر بازار ارز و هم بر متغیرهای حساس اقتصادی بیشتر می شود. بنابراین پیش بینی متغیرهای اقتصادی در شش ماهه دوم سال باید در این چارچوب مورد توجه قرار گیرد.
این رویدادها به شرح زیرند:
اول ، ترامپ استیضاح شود که تا حتی یک یا دو درصد هم احتمال ندارد. تا کنون هیچ رییس جمهوری در امریکا استیضاح نشده است که منجر به برکناری او شده باشد. استیضاح در امریکا دارای مراحل بسیار پیچیده ای است . بنابراین نمیتوان به این رویداد دل بست.
دوم، در انتخابات نوامبر اکثریت مجلس دست دمکراتها بیفتد، که اینهم احتمال کمی دارد. مهم مجلس سنا است که صاحب نظران سیاسی احتمال کمی می دهند که سنا در اختیار دمکراتها قرار گیرد.
سوم، با یک لابی قوی، مخالفان سیاستهای ترامپ به طور هماهنگ از ایران دفاع کنند، که به نظر احتمالش پایین است. هر یک از کشورهای مورد بحث دارای منافع کاملا عمده و مشخصی با امریکا دارند و در تعاملات بین المللی دنبال حل مساله ایران نیستند، بلکه منافع خودشان در ارجحیت است.
و چهارم، به انتخابات بعدی ریاست جمهوری کشیده شود و ترامپ نتواند انتخاب شود که اگر احتمال بالایی داشته باشد، خیلی دیر است. از آن گذشته بر عکس تصویری که در ایران هست ، ترامپ دارای مقبولیت نسبتا خوبی در امریکا است. بخش مالی و پولی امریکا ، بازارهای سهام ، اوراق قرضه و کالاها و در مجموع بخش کسب و کار در امریکا حمایت جدی از ترامپ دارد. توجه داشته باشیم که چند ماه است که شاخص بورس امریکا مرتب رکورد تاریخی را میشکند و طول دوره رونق بازارهای بورس در این بار ( یعنی بعد از سال ۲۰۰۸ ) تبدیل به طولانی ترین دوران رونق در تاریخ امریکا شده است./ بامداد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مرتضی ایمانی راد
همان طور که تا کنون بیان شده است، ایران قرار نیست در مذاکرات تحریمی شرکت کند و بنابراین میتوان نتیجه گرفت که تحریم ها از ماه نوامبر در ایران شروع خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران هم ممکن است بدش نیاید که وقت کشی کند تا تحولات آتی مساله تحریمها را ضعیف کند. هر چند که ابتکارات دولت در اعمال قدرت در شرایط تحریمی نقطه مهمی است ، ولی چهار رویداد که در آینده رخ خواهند داد می تواند تحریمها را به نوعی برگرداند. با توجه به اینکه این رویدادها دارای احتمال تحقق کمی هستند، بنابراین میتوان به نتیجه رسید که تحریمها از ماه نوامبر آغاز می شوند و چون اثر اعمال تحریمها یکباره نیست، به تدریج که به پایان سال نزدیک می شویم فشار تحریم ها هم بر بازار ارز و هم بر متغیرهای حساس اقتصادی بیشتر می شود. بنابراین پیش بینی متغیرهای اقتصادی در شش ماهه دوم سال باید در این چارچوب مورد توجه قرار گیرد.
این رویدادها به شرح زیرند:
اول ، ترامپ استیضاح شود که تا حتی یک یا دو درصد هم احتمال ندارد. تا کنون هیچ رییس جمهوری در امریکا استیضاح نشده است که منجر به برکناری او شده باشد. استیضاح در امریکا دارای مراحل بسیار پیچیده ای است . بنابراین نمیتوان به این رویداد دل بست.
دوم، در انتخابات نوامبر اکثریت مجلس دست دمکراتها بیفتد، که اینهم احتمال کمی دارد. مهم مجلس سنا است که صاحب نظران سیاسی احتمال کمی می دهند که سنا در اختیار دمکراتها قرار گیرد.
سوم، با یک لابی قوی، مخالفان سیاستهای ترامپ به طور هماهنگ از ایران دفاع کنند، که به نظر احتمالش پایین است. هر یک از کشورهای مورد بحث دارای منافع کاملا عمده و مشخصی با امریکا دارند و در تعاملات بین المللی دنبال حل مساله ایران نیستند، بلکه منافع خودشان در ارجحیت است.
و چهارم، به انتخابات بعدی ریاست جمهوری کشیده شود و ترامپ نتواند انتخاب شود که اگر احتمال بالایی داشته باشد، خیلی دیر است. از آن گذشته بر عکس تصویری که در ایران هست ، ترامپ دارای مقبولیت نسبتا خوبی در امریکا است. بخش مالی و پولی امریکا ، بازارهای سهام ، اوراق قرضه و کالاها و در مجموع بخش کسب و کار در امریکا حمایت جدی از ترامپ دارد. توجه داشته باشیم که چند ماه است که شاخص بورس امریکا مرتب رکورد تاریخی را میشکند و طول دوره رونق بازارهای بورس در این بار ( یعنی بعد از سال ۲۰۰۸ ) تبدیل به طولانی ترین دوران رونق در تاریخ امریکا شده است./ بامداد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ افسانه را دور بریزید، بازار شکست نمی خورد!
یکی از مواردی که منتقدان اقتصاد بازار روی آن انگشت می گذارند اینست که مدل تخیلی به نام رقابت کامل (با فرضیه هایی مانند تعداد زیاد فروشنده و خریدار در بازار، همگن بودن کالای مورد مبادله، هزینه ناچیز ورود و خروج از بازار و اطلاعات کامل فروشنده و خریدار) را در نظر می گیرند و بعد از آنجا که رقابت در دنیای واقعی با این الگو خیالی آرمانی متفاوت است، نتیجه می گیرند که دولت باید مداخله کند تا کار بسامان شود.
گوش اتریشی جماعت که از ابتدا هم به این حرف ها بدهکار نبود، فون هایک بزرگ زمانی گفته بود مدل رقابت کامل به دلیل اینکه بسیاری از ویژگی های دنیای واقعی (مانند نوآوری، تبلیغات و قیمت شکنی) را ندیده می گیرد اساسا رقابت به شمار نمی آید و انگیزه ای برای بهبود محصول و قیمت به وجود نمی آورد. اما همچنان مضمون "شکست بازار" از سرفصل های کتاب های رسمی اقتصاد است و به ویژه در مورد "عدم تقارن اطلاعات فروشنده و خریدار" (یعنی یکسان نبودن اطلاعات در مورد محصول در دو سوی عرضه و تقاضا) تاکید زیادی می شود.
در مشهورترین فقره "عدم تقارن اطلاعات" (در مورد بازار خودروهای دست دوم) گفته می شد از آنجا که اغلب فروشنده اطلاعات بیشتری از خریدار دارد، پس می تواند او را به اشتباه بیندازد و به اصطلاح عوام جنس را به او بیندازد. همین جاهل بودن خریدار باعث می شود به تدریج فروشندگان صادق پایشان را از بازار بیرون بکشند و کار دست شیادان بیفتد (اگر بازار آن به طور کلی ور نیفتد). اما می بینیم که این بازار همچنان وجود دارد و کارایی خوبی هم نشان می دهد، راه هایی همچون ارائه ضمانت و سیاست هایی برای پس گرفتن کالا و وجه پرداختی و همچنین حضور ارزیابان مستقل برای حل این مشکل به وجود آمده است.
اما اجازه دهید ادعا کنیم این "عدم تقارن اطلاعات" نه تنها بد نیست، بلکه مبنای مبادله هم به شمار می آید. جامعه بشری بر اساس تقسیم کار شکل گرفته است، یعنی هر کس کاری خاص را انجام می دهد و در مورد کارش بیش از دیگران اطلاعات دارد و سپس محصولش را با دیگران مبادله می کند و چیزی که به نظرش ارزش بیشتری دارد را به دست می آورد (عدم تقارن). اگر اطلاعات دو طرف کاملا یکی باشد اساسا مبادله ای انجام نمی شود و بازاری شکل نمی گیرد. در واقع در "همه" بازارها عدم تقارن وجود دارد و منحصر به خودروهای دست دوم نیست؛ سازنده خانه از آن بیشتر اطلاعات دارد یا خریدار آن؟ مشتری گوشت بیشتر اطلاعات دارد یا دامدار؟ کدام مبادله را سراغ دارید که در آن با "عدم تقارن اطلاعات" مواجه نباشیم؟ اینها نتیجه طبیعی تقسیم کار در جامعه است.
وانگهی یادمان نرود که رقابت پویا ست و فروشنده ناصادق در مقابل صادق ترها دوام نمی آورد، رقابت بی صداقتی را از بین نمی برد، ولی آن را کیفر می دهد. خوشنامی و حسن شهرت بزرگترین سرمایه اهالی بازار است. پس برای "عدم تقارن اطلاعات" در بازار نباید نگران بود، مشکل جای دیگری است: دولت!
در دولت است که "عدم تقارن اطلاعات" تبدیل به مصیبت می شود، شهروندان سر از کار سیاسیون در نمی آورند و آنها هر کار که بخواهند از جنگ گرفته تا چپاول اموال دیگران را به صلاحدید خود و به بهانه "خیر عمومی" انجام می دهند؛ دموکراسی و رای دادن حتی در دموکراسی های پیشرو هم دردی را دوا نمی کند، در بازار بی صداقتی کیفر می بیند و در سیاست از لوازم کار است. اگر نگران "عدم تقارن اطلاعات" هستید، چاره اش سپردن کار به یک نهاد غارتگر نیست، باید به بازار اعتماد کنید. والله اعلم./ راهبرد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
یکی از مواردی که منتقدان اقتصاد بازار روی آن انگشت می گذارند اینست که مدل تخیلی به نام رقابت کامل (با فرضیه هایی مانند تعداد زیاد فروشنده و خریدار در بازار، همگن بودن کالای مورد مبادله، هزینه ناچیز ورود و خروج از بازار و اطلاعات کامل فروشنده و خریدار) را در نظر می گیرند و بعد از آنجا که رقابت در دنیای واقعی با این الگو خیالی آرمانی متفاوت است، نتیجه می گیرند که دولت باید مداخله کند تا کار بسامان شود.
گوش اتریشی جماعت که از ابتدا هم به این حرف ها بدهکار نبود، فون هایک بزرگ زمانی گفته بود مدل رقابت کامل به دلیل اینکه بسیاری از ویژگی های دنیای واقعی (مانند نوآوری، تبلیغات و قیمت شکنی) را ندیده می گیرد اساسا رقابت به شمار نمی آید و انگیزه ای برای بهبود محصول و قیمت به وجود نمی آورد. اما همچنان مضمون "شکست بازار" از سرفصل های کتاب های رسمی اقتصاد است و به ویژه در مورد "عدم تقارن اطلاعات فروشنده و خریدار" (یعنی یکسان نبودن اطلاعات در مورد محصول در دو سوی عرضه و تقاضا) تاکید زیادی می شود.
در مشهورترین فقره "عدم تقارن اطلاعات" (در مورد بازار خودروهای دست دوم) گفته می شد از آنجا که اغلب فروشنده اطلاعات بیشتری از خریدار دارد، پس می تواند او را به اشتباه بیندازد و به اصطلاح عوام جنس را به او بیندازد. همین جاهل بودن خریدار باعث می شود به تدریج فروشندگان صادق پایشان را از بازار بیرون بکشند و کار دست شیادان بیفتد (اگر بازار آن به طور کلی ور نیفتد). اما می بینیم که این بازار همچنان وجود دارد و کارایی خوبی هم نشان می دهد، راه هایی همچون ارائه ضمانت و سیاست هایی برای پس گرفتن کالا و وجه پرداختی و همچنین حضور ارزیابان مستقل برای حل این مشکل به وجود آمده است.
اما اجازه دهید ادعا کنیم این "عدم تقارن اطلاعات" نه تنها بد نیست، بلکه مبنای مبادله هم به شمار می آید. جامعه بشری بر اساس تقسیم کار شکل گرفته است، یعنی هر کس کاری خاص را انجام می دهد و در مورد کارش بیش از دیگران اطلاعات دارد و سپس محصولش را با دیگران مبادله می کند و چیزی که به نظرش ارزش بیشتری دارد را به دست می آورد (عدم تقارن). اگر اطلاعات دو طرف کاملا یکی باشد اساسا مبادله ای انجام نمی شود و بازاری شکل نمی گیرد. در واقع در "همه" بازارها عدم تقارن وجود دارد و منحصر به خودروهای دست دوم نیست؛ سازنده خانه از آن بیشتر اطلاعات دارد یا خریدار آن؟ مشتری گوشت بیشتر اطلاعات دارد یا دامدار؟ کدام مبادله را سراغ دارید که در آن با "عدم تقارن اطلاعات" مواجه نباشیم؟ اینها نتیجه طبیعی تقسیم کار در جامعه است.
وانگهی یادمان نرود که رقابت پویا ست و فروشنده ناصادق در مقابل صادق ترها دوام نمی آورد، رقابت بی صداقتی را از بین نمی برد، ولی آن را کیفر می دهد. خوشنامی و حسن شهرت بزرگترین سرمایه اهالی بازار است. پس برای "عدم تقارن اطلاعات" در بازار نباید نگران بود، مشکل جای دیگری است: دولت!
در دولت است که "عدم تقارن اطلاعات" تبدیل به مصیبت می شود، شهروندان سر از کار سیاسیون در نمی آورند و آنها هر کار که بخواهند از جنگ گرفته تا چپاول اموال دیگران را به صلاحدید خود و به بهانه "خیر عمومی" انجام می دهند؛ دموکراسی و رای دادن حتی در دموکراسی های پیشرو هم دردی را دوا نمی کند، در بازار بی صداقتی کیفر می بیند و در سیاست از لوازم کار است. اگر نگران "عدم تقارن اطلاعات" هستید، چاره اش سپردن کار به یک نهاد غارتگر نیست، باید به بازار اعتماد کنید. والله اعلم./ راهبرد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
خطای ارزی رییسجمهور را
چه کسانی به او تحمیل کردند؟
🔴پاسخهای امروز رییسجمهور به سؤالات ارزی مجلس، شباهت کامل به تحلیلهای غلطی داشت که در برخی از دستگاههای اقتصادی (از جمله بانک مرکزی) تولید و منتشر شده است و آدرس خطای ارزی را لو میدهد.
🔴به نظر میرسد علاوه بر مخالفان سیاسی که با جریانسازی علیه اقتصاددانان و کارشناسان دلسوز سعی کردند بین دولت و محافل کارشناسی فاصله بیاندازند برخی از فرصتطلبان مستقر در پستهای اقتصادی هم تلاش کردند از این آب گلآلود ماهی بگیرند و برای تحکیم موقعیت خود و حذف نگاه علمی از نظام تصمیمگیری با مخالفان سیاسی همراه شوند.
🔴اسم رمز حذف اقتصاددانان دلسوز از تیم اقتصادی، برچسب «نئولیبرالیسم» بود که حلقه اتصال فرصتطلبان با مخالفان سیاسی شد. البته طبیعی است که مخالفان سیاسی در خبرگزاریها و سایتهای خود از این حربه برای تضعیف دولت استفاده کنند اما این استراتژی هرگز نمیتوانست کارنامه اقتصادی دولت را اینگونه به شکست بکشاند اگر فرصتطلبان نفوذی در تیم اقتصادی هوس میوهچینی از آن نمیکردند.
🔴به نظر میرسد در هفتههای اخیر مجددا این همکاری فرصتطلبان با مخالفان سیاسی در جهت تضعیف رییسکل جدید بانک مرکزی که توانسته است سرکشی دلار را نسبتا مهار کرده و ثبات نسبی را بر بازار ارز حاکم کند آغاز شده است. ناظران امور امروز از مشاهده ردپای همکاری برخی مدیران سابق بانک مرکزی با خبرگزاریهای مخالف دولت علیه همتی خبر دادهاند که با همان اسم رمز «نئولیبرالیسم» انجام شده است.
🔴با صحبتهای امروز رییسجمهور در مجلس معلوم شد که خاستگاه تحلیلهای غلط دولت در خصوص «علل التهاب ارزی در پایان سال گذشته» مطالبی است که در ارگان اصلی بانک مرکزی منتشر شده است (در صورت تداوم لجنپراکنی علیه رییسکل جدید بانک مرکزی و اقتصاددانان دلسوز به زودی این مطالب منتشر خواهد شد) و نکته جالب اینکه جریانسازی علیه تحلیلهای صحیح ارزی نیز توسط همین جریان هدایت شده است!
🔴یکی از اقتصاددانان در یکی از گروههای تلگرامی به نکته جالبی اشاره و نوشته است: هر جا اسم رمز «نئولیبرالیسم» را دیدید بدانید که هدف اصلی، فاصله انداختن بین دولت با کارشناسان دلسوز (دارای تفکرات مختلف) است که باعث حذف نگاه کارشناسی از دولت طی سه سال گذشته شده است./ مجله اقتصاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
چه کسانی به او تحمیل کردند؟
🔴پاسخهای امروز رییسجمهور به سؤالات ارزی مجلس، شباهت کامل به تحلیلهای غلطی داشت که در برخی از دستگاههای اقتصادی (از جمله بانک مرکزی) تولید و منتشر شده است و آدرس خطای ارزی را لو میدهد.
🔴به نظر میرسد علاوه بر مخالفان سیاسی که با جریانسازی علیه اقتصاددانان و کارشناسان دلسوز سعی کردند بین دولت و محافل کارشناسی فاصله بیاندازند برخی از فرصتطلبان مستقر در پستهای اقتصادی هم تلاش کردند از این آب گلآلود ماهی بگیرند و برای تحکیم موقعیت خود و حذف نگاه علمی از نظام تصمیمگیری با مخالفان سیاسی همراه شوند.
🔴اسم رمز حذف اقتصاددانان دلسوز از تیم اقتصادی، برچسب «نئولیبرالیسم» بود که حلقه اتصال فرصتطلبان با مخالفان سیاسی شد. البته طبیعی است که مخالفان سیاسی در خبرگزاریها و سایتهای خود از این حربه برای تضعیف دولت استفاده کنند اما این استراتژی هرگز نمیتوانست کارنامه اقتصادی دولت را اینگونه به شکست بکشاند اگر فرصتطلبان نفوذی در تیم اقتصادی هوس میوهچینی از آن نمیکردند.
🔴به نظر میرسد در هفتههای اخیر مجددا این همکاری فرصتطلبان با مخالفان سیاسی در جهت تضعیف رییسکل جدید بانک مرکزی که توانسته است سرکشی دلار را نسبتا مهار کرده و ثبات نسبی را بر بازار ارز حاکم کند آغاز شده است. ناظران امور امروز از مشاهده ردپای همکاری برخی مدیران سابق بانک مرکزی با خبرگزاریهای مخالف دولت علیه همتی خبر دادهاند که با همان اسم رمز «نئولیبرالیسم» انجام شده است.
🔴با صحبتهای امروز رییسجمهور در مجلس معلوم شد که خاستگاه تحلیلهای غلط دولت در خصوص «علل التهاب ارزی در پایان سال گذشته» مطالبی است که در ارگان اصلی بانک مرکزی منتشر شده است (در صورت تداوم لجنپراکنی علیه رییسکل جدید بانک مرکزی و اقتصاددانان دلسوز به زودی این مطالب منتشر خواهد شد) و نکته جالب اینکه جریانسازی علیه تحلیلهای صحیح ارزی نیز توسط همین جریان هدایت شده است!
🔴یکی از اقتصاددانان در یکی از گروههای تلگرامی به نکته جالبی اشاره و نوشته است: هر جا اسم رمز «نئولیبرالیسم» را دیدید بدانید که هدف اصلی، فاصله انداختن بین دولت با کارشناسان دلسوز (دارای تفکرات مختلف) است که باعث حذف نگاه کارشناسی از دولت طی سه سال گذشته شده است./ مجله اقتصاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت شصتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت شصتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💚
💚 [یاد کن] روزے را کہ هر گروهے از مردم را با #امام شان فرامےخوانیم. ❤
سوره اسراء، آیه ۷۱🍀
غدیری ام 💚
عید غدیر خم مبااااارک 💖🎊🎉
💚 [یاد کن] روزے را کہ هر گروهے از مردم را با #امام شان فرامےخوانیم. ❤
سوره اسراء، آیه ۷۱🍀
غدیری ام 💚
عید غدیر خم مبااااارک 💖🎊🎉
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشی از فایننشال تایمز؛
🎥 ویدیو : چه شد که پول ونزوئلا این چنین سقوط کرد؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🎥 ویدیو : چه شد که پول ونزوئلا این چنین سقوط کرد؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت شصت و یکم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت شصت و یکم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
سامانه «ایرانبودجه» با هدفِ دسترسی آسانِ همه به بودجه ایران، راهاندازی شد. بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ معیارهای اطلاعاتی AIC و BIC
✍🏻 مجتبی رستمی
بیشتر ما سوالاتی راجع به عملکرد این معیارها داریم. روایت نمونه های کوچک و بزرگ و نحوه استفاده از این معیارها را متناسب با حجم نمونه ها شنیده ایم. اما از خود نپرسیده ایم مگر کار این معیارها انتخاب مدل نیست!؟ این موضوع چه ارتباطی به حجم نمونه دارد؟ شاید یعنی فلان معیار در نمونه های کوچک مدل درست(!!! چیزی به اسم مدل درست نداریم بلکه همه مدل ها غلطن زیرا واقعیت بسیار پیچیده تر از آن است که با تعدادی معادله و پارامتر محدود مدلسازی شود بلکه مدل ها ابزارهای ما برای تقریبی از واقعیت هستن گاهی اوقات ما ابزار نامناسبی را انتخاب می کنیم اما این اشکالی ندارد زیرا مجموعه مدل ها یک مجموعه شلوغ از مدل هاست و گاهی اوقات اشتباه انتخاب کردن و خطا کردن غیرقابل اجتناب هست ولی نه اشتباه هات سیستماتیک) را با احتمال بیشتری انتخاب خواهد کرد؟ اما این تفسیر غلط هست!چرا؟ چون هیچ معیاری در دست نیست که ما بتوانیم این نتیجه را استنباط کنیم، هرچند ممکن است که در چندین مورد نتیجه این باشد که این معیار در انتخاب مدل مطلوب تر است!ریشه ی این اشتباه در تعمیم ناصحیح وجود عبارت جریمه ایی این معیارها برای انتخاب مدل ساده با نتایج استنباطی آماری آنها در انتخاب مدل به طور کلی است. نتایج تحقیقات آماری نشان می دهد BIC برتری مطلق در انتخاب مدل بر معیار AIC دارد اما مشروط به آنکه مدل درست تر در مجموعه مدل های در دست بررسی موجود باشد اما از آنجا که این را نمیدانیم معیار AIC را استفاده می کنیم چون معمولا مدل هایی که این معیار انتخاب می کند از نظر پیش بینی بر مدل های منتخب توسط BIC برتری دارند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مجتبی رستمی
بیشتر ما سوالاتی راجع به عملکرد این معیارها داریم. روایت نمونه های کوچک و بزرگ و نحوه استفاده از این معیارها را متناسب با حجم نمونه ها شنیده ایم. اما از خود نپرسیده ایم مگر کار این معیارها انتخاب مدل نیست!؟ این موضوع چه ارتباطی به حجم نمونه دارد؟ شاید یعنی فلان معیار در نمونه های کوچک مدل درست(!!! چیزی به اسم مدل درست نداریم بلکه همه مدل ها غلطن زیرا واقعیت بسیار پیچیده تر از آن است که با تعدادی معادله و پارامتر محدود مدلسازی شود بلکه مدل ها ابزارهای ما برای تقریبی از واقعیت هستن گاهی اوقات ما ابزار نامناسبی را انتخاب می کنیم اما این اشکالی ندارد زیرا مجموعه مدل ها یک مجموعه شلوغ از مدل هاست و گاهی اوقات اشتباه انتخاب کردن و خطا کردن غیرقابل اجتناب هست ولی نه اشتباه هات سیستماتیک) را با احتمال بیشتری انتخاب خواهد کرد؟ اما این تفسیر غلط هست!چرا؟ چون هیچ معیاری در دست نیست که ما بتوانیم این نتیجه را استنباط کنیم، هرچند ممکن است که در چندین مورد نتیجه این باشد که این معیار در انتخاب مدل مطلوب تر است!ریشه ی این اشتباه در تعمیم ناصحیح وجود عبارت جریمه ایی این معیارها برای انتخاب مدل ساده با نتایج استنباطی آماری آنها در انتخاب مدل به طور کلی است. نتایج تحقیقات آماری نشان می دهد BIC برتری مطلق در انتخاب مدل بر معیار AIC دارد اما مشروط به آنکه مدل درست تر در مجموعه مدل های در دست بررسی موجود باشد اما از آنجا که این را نمیدانیم معیار AIC را استفاده می کنیم چون معمولا مدل هایی که این معیار انتخاب می کند از نظر پیش بینی بر مدل های منتخب توسط BIC برتری دارند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ دلیل توجه ما به مدل های سری زمانی مانا
✍🏻 مجتبی رستمی
در فضای هیلبرت یک متغیر تصادفی با ویژگی متناهی بودن امید ریاضی توان دوم متغیر تصادفی اساسی حول مرکز، پیش بینی بهینه براساس تابع زیان درجه ی دوم براساس امید ریاضی شرطی متغیر تصادفی بدست می آید. این موضوع تابش نوری بر تاریکی مقدار متغیر در آینده است اما با این وجود پیچیدگی های زیادی را ایجاد می کند. یکی از مهمترین این پیچیدگی ها آن است که باید تمامی فرم های تابعی را که این امید ریاضی شرطی می تواند برگزیند را بررسی کنیم. اما نه وقت اینکار را داریم و نه فایده ای منطقی از اینکار خواهیم برد. به همین جهت تمرکز خود را بر کلاس خاصی از توابع قرار می دهیم: کلاس پیش بینی کننده های خطی. رزنبلات در مقاله ای نشان می دهد که پیش بینی کننده بهینه فرآیندهای مانا مستقل از اینکه توزیع فرآیند در هر نقطه ای از زمان چه می باشد یک پیش بینی کننده خطی است. لذا، می توان گفت که یکی از اهمیت های فرض مانای در واقع محدود کردن کلاس پیش بینی کننده ها به کلاس خطی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مجتبی رستمی
در فضای هیلبرت یک متغیر تصادفی با ویژگی متناهی بودن امید ریاضی توان دوم متغیر تصادفی اساسی حول مرکز، پیش بینی بهینه براساس تابع زیان درجه ی دوم براساس امید ریاضی شرطی متغیر تصادفی بدست می آید. این موضوع تابش نوری بر تاریکی مقدار متغیر در آینده است اما با این وجود پیچیدگی های زیادی را ایجاد می کند. یکی از مهمترین این پیچیدگی ها آن است که باید تمامی فرم های تابعی را که این امید ریاضی شرطی می تواند برگزیند را بررسی کنیم. اما نه وقت اینکار را داریم و نه فایده ای منطقی از اینکار خواهیم برد. به همین جهت تمرکز خود را بر کلاس خاصی از توابع قرار می دهیم: کلاس پیش بینی کننده های خطی. رزنبلات در مقاله ای نشان می دهد که پیش بینی کننده بهینه فرآیندهای مانا مستقل از اینکه توزیع فرآیند در هر نقطه ای از زمان چه می باشد یک پیش بینی کننده خطی است. لذا، می توان گفت که یکی از اهمیت های فرض مانای در واقع محدود کردن کلاس پیش بینی کننده ها به کلاس خطی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
در خصوص اینکه شباهتمون با ونزوئلا در چیه مطلب زیر میتونه روشن کننده باشه.
با یک تحلیل ایستا ما انباشت نقدینگی تورم زایی که ونزوئلایمون کنه نداریم. ولی اگر نگاه دینامیک نداشته باشیم ممکنه به اون دام بیفتیم.
البته مکانیزمی که دکتر نیلی گفتن رو میشه بررسی کرد. ولی اصل اینکه آیا ممکنه مسیری بریم که تهش الان ونزوئلا باشه؟ فکر می کنم ممکنه.
-------------------------------------
✅ خطرات انفجار نقدینگی برای اقتصاد ایران
✍🏻 مسعود نیلی
🔸در مورد نقدینگی ما با دو مسأله مواجهیم: یکی انباره نقدینگی موجود و دیگری نقدینگی جدیدی که اضافه خواهد شد. اگر از بابت نقدینگی جدید نگرانی نداشتیم یک توصیه این بود که اجازه دهیم نقدینگی یکبار اثر خود را بگذارد و افزایشی در سطح عمومی قیمتها ظاهر شود، بعد از آن شرایط به ثبات برگردد. منتها وقتی انباره موجود نقدینگی فعال شود و سرعت گردش پول افزایش یابد، تورم بالا میرود و واکنشهایی ایجاد میکند. این واکنشها مثلاً در سطح دولت این است که عدهای میگویند باید حقوق کارمندان را متناسب با تورم افزایش دهیم. این کار مخارج دولت را به شدت افزایش میدهد؛ آن هم در شرایطی که دولت گرفتار تحریم شده و درآمدهایش کاهش پیدا کرده است. در نتیجه کسری بودجهای شکل میگیرد که منشأ نقدینگی جدید خواهد بود. نقدینگی جدید نیز تبدیل به تورم جدید میشود و مارپیچ تورمی را به سمت تورمهای بالاتر فعال میکند.
🔸از سوی دیگر وقتی تورم بالا میرود، دولت دست به قیمتگذاری و کنترل تعزیراتی قیمتها میزند؛ کاری که فشار مالی را بر بنگاهها افزایش میدهد. حال آنکه با افزایش نرخ ارز، هزینههای بنگاهها هم بیشتر شده است. از طرف دیگر موجی راه میافتد مبنی بر اینکه وقتی پارسال حداقل دستمزدها در شورای حقوق و دستمزد تعیین شده، تورم تکرقمی بوده و حالا که تورم بالا رفته، دستمزدها هم باید بالا رود؛ این هم اهرمی دیگر برای فشار به بنگاهها. در نتیجه این روند، بنگاهها با بانکها بدحساب میشوند و مطالبات غیرجاری افزایش پیدا میکند؛ یا اینکه به چانهزنی با دولت میپردازند تا بدهیهایشان را استمهال کنند. حاصل همه اینها افزایش بدهی بانکها به بانک مرکزی و ایجاد نقدینگی جدید است. یعنی درست در شرایطی که تورمزایی نقدینگی شدت گرفته، نقدینگی جدیدی اضافه میشود که هر واحد آن بسیار بیشتر از قبل تورم ایجاد میکند. به بیان دیگر نقدینگی موجود، نقدینگی جدیدی ایجاد میکند که به مراتب تورمزاتر است. اقتصادهایی که ظرف مدت نسبتاً کوتاهی به تورمهای بسیار بالا رسیدهاند، عمدتاً به همین چرخه مبتلا شدهاند.
❇️پاسخ «چه باید کرد؟» این است که باید یک تصمیم سیاسی خیلی سخت گرفته شود. اگر این فهم ایجاد شود که سیاستهای تعدیل بودجه و دستمزد وقتی در حال گذار به تورم بالا هستیم، باعث تورمهای بالاتر خواهد شد و به نقض غرض میانجامد، مقاومتی در سطح تصمیمگیران شکل میگیرد که در برابر اینگونه تصمیمات بایستند. مسئولان باید به مردم توضیح دهند که با افزایش دستمزدها، نهتنها قدرت خرید آنها زیاد نمیشود، بلکه کم میشود. قسمت سخت موضوع این است که مردم را قانع کنند این کار (افزایش دستمزدها) میتواند ما را به سمت تورمهای خیلیخیلی بالا ببرد و به آشفتگی اقتصادی بینجامد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
با یک تحلیل ایستا ما انباشت نقدینگی تورم زایی که ونزوئلایمون کنه نداریم. ولی اگر نگاه دینامیک نداشته باشیم ممکنه به اون دام بیفتیم.
البته مکانیزمی که دکتر نیلی گفتن رو میشه بررسی کرد. ولی اصل اینکه آیا ممکنه مسیری بریم که تهش الان ونزوئلا باشه؟ فکر می کنم ممکنه.
-------------------------------------
✅ خطرات انفجار نقدینگی برای اقتصاد ایران
✍🏻 مسعود نیلی
🔸در مورد نقدینگی ما با دو مسأله مواجهیم: یکی انباره نقدینگی موجود و دیگری نقدینگی جدیدی که اضافه خواهد شد. اگر از بابت نقدینگی جدید نگرانی نداشتیم یک توصیه این بود که اجازه دهیم نقدینگی یکبار اثر خود را بگذارد و افزایشی در سطح عمومی قیمتها ظاهر شود، بعد از آن شرایط به ثبات برگردد. منتها وقتی انباره موجود نقدینگی فعال شود و سرعت گردش پول افزایش یابد، تورم بالا میرود و واکنشهایی ایجاد میکند. این واکنشها مثلاً در سطح دولت این است که عدهای میگویند باید حقوق کارمندان را متناسب با تورم افزایش دهیم. این کار مخارج دولت را به شدت افزایش میدهد؛ آن هم در شرایطی که دولت گرفتار تحریم شده و درآمدهایش کاهش پیدا کرده است. در نتیجه کسری بودجهای شکل میگیرد که منشأ نقدینگی جدید خواهد بود. نقدینگی جدید نیز تبدیل به تورم جدید میشود و مارپیچ تورمی را به سمت تورمهای بالاتر فعال میکند.
🔸از سوی دیگر وقتی تورم بالا میرود، دولت دست به قیمتگذاری و کنترل تعزیراتی قیمتها میزند؛ کاری که فشار مالی را بر بنگاهها افزایش میدهد. حال آنکه با افزایش نرخ ارز، هزینههای بنگاهها هم بیشتر شده است. از طرف دیگر موجی راه میافتد مبنی بر اینکه وقتی پارسال حداقل دستمزدها در شورای حقوق و دستمزد تعیین شده، تورم تکرقمی بوده و حالا که تورم بالا رفته، دستمزدها هم باید بالا رود؛ این هم اهرمی دیگر برای فشار به بنگاهها. در نتیجه این روند، بنگاهها با بانکها بدحساب میشوند و مطالبات غیرجاری افزایش پیدا میکند؛ یا اینکه به چانهزنی با دولت میپردازند تا بدهیهایشان را استمهال کنند. حاصل همه اینها افزایش بدهی بانکها به بانک مرکزی و ایجاد نقدینگی جدید است. یعنی درست در شرایطی که تورمزایی نقدینگی شدت گرفته، نقدینگی جدیدی اضافه میشود که هر واحد آن بسیار بیشتر از قبل تورم ایجاد میکند. به بیان دیگر نقدینگی موجود، نقدینگی جدیدی ایجاد میکند که به مراتب تورمزاتر است. اقتصادهایی که ظرف مدت نسبتاً کوتاهی به تورمهای بسیار بالا رسیدهاند، عمدتاً به همین چرخه مبتلا شدهاند.
❇️پاسخ «چه باید کرد؟» این است که باید یک تصمیم سیاسی خیلی سخت گرفته شود. اگر این فهم ایجاد شود که سیاستهای تعدیل بودجه و دستمزد وقتی در حال گذار به تورم بالا هستیم، باعث تورمهای بالاتر خواهد شد و به نقض غرض میانجامد، مقاومتی در سطح تصمیمگیران شکل میگیرد که در برابر اینگونه تصمیمات بایستند. مسئولان باید به مردم توضیح دهند که با افزایش دستمزدها، نهتنها قدرت خرید آنها زیاد نمیشود، بلکه کم میشود. قسمت سخت موضوع این است که مردم را قانع کنند این کار (افزایش دستمزدها) میتواند ما را به سمت تورمهای خیلیخیلی بالا ببرد و به آشفتگی اقتصادی بینجامد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ علم اقتصاد و پاسخهای رئیسجمهور
✍🏻 محمود صدری
آنچه دیروز در مجلس ایران گذشت، نمایش قدرت علم اقتصاد بود. پرسشهای پنجگانه نمایندگان از رئیسجمهور که عمدتا در حوزه اقتصادی بود، امکانی فراهم آورد که همگان ببینند، کسی که در چارچوب منطق علم اقتصاد سخن بگوید، حتی اگر بیانش الکن باشد، سخنش استوار خواهد بود و کسی که خارج از این منطق سخن بگوید، حتی اگر بیانش رسا باشد، دچار تناقض میشود و استواری کلامش از دست میرود.
جانمایه پرسشهای اقتصادی نمایندگان این بود که دولت نتوانسته است مانع افزایش شتابان نرخ ارز و کاهش شدید ارزش پول ملی شود؛ در زمینه مهار قاچاق کالا و ارز ناکام مانده و برای بیکاری و رکود چارهاندیشی نکرده است. ریشه این پرسشها چه بود و حالا چه باید کرد؟
۱- پرسشهای اقتصادی نمایندگان، فارغ از پارهای تناقضهای درونیشان که در ادامه همین نوشته بررسی خواهد شد، تکرار پرسشهایی بود که در یک سال اخیر و بهخصوص از زمستان گذشته بارها در نقدهای اقتصاددانان ایران مطرح شده بود . بارها گفته شد که اقتصاد نحیف ایران نمیتواند کار خود را بر پایه اعطای یارانههای غیرهدفمند، حبس چندساله قیمت ارز و حاملهای انرژی و درخواستهای ملتمسانه از مردم برای کاهش مصرف، پیش ببرد. گفته شد که کشوری با محدودیت شدید ارزی و حتی در صورت مرتفع شدن مضایق ارزی، نمیتواند و نباید چوب حراج به ذخایرش بزند اما دولت به دلایلی که در پی میآید به این نقدها و توصیهها اعتنا نکرد یا نتوانست به آنها عمل کند.
۲- دولت حسن روحانی در جاهایی به سخنان منتقدان اقتصادی بیاعتنایی کرد و در جاهایی نتوانست به توصیهها عمل کند. سیاست ارزی از جمله مواردی بود که استدلالهای منتقدان آن بسیار روشن و مستظهر به آموزههای شناخته شده علم اقتصاد بود؛ اما دولت به آنها بیاعتنایی کرد.
از تابستان گذشته که معلوم شد رشد نقدینگی شتاب گرفته است، برای کسی تردیدی باقی نماند که «جهش ارزی» در پیش است، دولت میتوانست و باید سیاست اصلاح قیمت ارز را پیش میگرفت، اما با این تحلیل غلط که ذخایر ارزی تکافوی همه نیازها را میدهد، ترجیح داد به جای تن دادن به «شوک سیاسی احتمالی»، راه را برای «شوک ارزی قطعی» هموار بگذارد. این انتخاب مبنای استواری نداشت و به همین علت، دیروز رئیسجمهور نتوانست درباره آن توضیح قانعکنندهای بدهد. موضوع دیگر، بیکاری و رکود بود که بخشی از آن در توان دولت بود و به آن عمل نکرد و بخش دیگرش حاصل جبرهای ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی است که هیچ دولتی در گذشته نتوانسته است بر آن فائق آید، دولت کنونی هم نمیتواند، دولتهای آینده هم به سادگی نخواهند توانست.
بخشی که دولت میتوانست و نکرد، پرهیز از قیمتگذاری و باز گذاشتن دست بنگاهها و ایضا اصلاح بهموقع نظام بانکی بود که هم رکود را کاهش میداد، هم به بهبود فضای کسبوکار. بخشی هم که نتوانست، هموار کردن راه سرمایهگذاری خارجی و ورود تکنولوژیهای نوین به ایران بود. قاچاق کالا و ارز هم تابعی از همین وضع بود.
اصلاح قیمتها کاری بود که دولت میتوانست انجام دهد و زمینه قاچاق را از بین ببرد یا امکان آن را محدودتر کند که نکرد و ایجاد هماهنگی بین قوای حاکم و بستن دست متنفذین داخلی که از دوگانگی قیمتها منتفع میشوند، کاری بود که هرگز در توان قوه مجریه نبوده است، اکنون هم نیست.
۳- آنچه گفته شد، درباره حوزه وظایف و تواناییها و ناتوانیها و اهمالهای قوه مجریه بود. اما مسوولیت همه آنچه در حوزه اقتصاد ایران رخ داده و میدهد متوجه این قوه نیست. «تناقضهای درونی» پرسشهای نمایندگان مجلس از رئیسجمهور که در آغاز این نوشته به آن اشاره شد، ناظر به مسوولیت مشترک قوای حکمرانی ایران است. تکاپوی بیحاصل حسن روحانی در زمینه فراخوانی وحدت، بیان سیاسی همین وضع بود. همین مجلسی که دیروز، رئیسجمهور را درباره قیمتگذاری غیرواقعی ارز و رکود و بیکاری مواخذه کرد، در دو سال گذشته، دولت را در چند زمینه مکلف به قیمتگذاری دستوری و دستکم در یک مورد راه درآمدهای مالیاتی آن را مسدود کرد. در همین مجلس با افزایش قیمت خودرو، خدمات اینترنتی، بنزین، افزایش سن بازنشستگی و افزایش مالیات سیگار مخالفت و در مقابل، طرح دوفوریتی افزایش ۲۰درصدی حقوق کارکنان دولت تصویب شد.
منابعی که بر اثر این تصمیمها از کف دولت رفت و هزینههایی که برایش ایجاد شد، آثار زیانباری دارد که اهمیتشان کمتر از مواردی نیست که رئیسجمهور به خاطر آنها مواخذه شد. هر دو دسته تصمیم و عملکرد، خلاف منطق اقتصاد هستند که نتایج برخی از راه رسیده و نتایج برخی دیگر در راه است.../دنیای اقتصاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محمود صدری
آنچه دیروز در مجلس ایران گذشت، نمایش قدرت علم اقتصاد بود. پرسشهای پنجگانه نمایندگان از رئیسجمهور که عمدتا در حوزه اقتصادی بود، امکانی فراهم آورد که همگان ببینند، کسی که در چارچوب منطق علم اقتصاد سخن بگوید، حتی اگر بیانش الکن باشد، سخنش استوار خواهد بود و کسی که خارج از این منطق سخن بگوید، حتی اگر بیانش رسا باشد، دچار تناقض میشود و استواری کلامش از دست میرود.
جانمایه پرسشهای اقتصادی نمایندگان این بود که دولت نتوانسته است مانع افزایش شتابان نرخ ارز و کاهش شدید ارزش پول ملی شود؛ در زمینه مهار قاچاق کالا و ارز ناکام مانده و برای بیکاری و رکود چارهاندیشی نکرده است. ریشه این پرسشها چه بود و حالا چه باید کرد؟
۱- پرسشهای اقتصادی نمایندگان، فارغ از پارهای تناقضهای درونیشان که در ادامه همین نوشته بررسی خواهد شد، تکرار پرسشهایی بود که در یک سال اخیر و بهخصوص از زمستان گذشته بارها در نقدهای اقتصاددانان ایران مطرح شده بود . بارها گفته شد که اقتصاد نحیف ایران نمیتواند کار خود را بر پایه اعطای یارانههای غیرهدفمند، حبس چندساله قیمت ارز و حاملهای انرژی و درخواستهای ملتمسانه از مردم برای کاهش مصرف، پیش ببرد. گفته شد که کشوری با محدودیت شدید ارزی و حتی در صورت مرتفع شدن مضایق ارزی، نمیتواند و نباید چوب حراج به ذخایرش بزند اما دولت به دلایلی که در پی میآید به این نقدها و توصیهها اعتنا نکرد یا نتوانست به آنها عمل کند.
۲- دولت حسن روحانی در جاهایی به سخنان منتقدان اقتصادی بیاعتنایی کرد و در جاهایی نتوانست به توصیهها عمل کند. سیاست ارزی از جمله مواردی بود که استدلالهای منتقدان آن بسیار روشن و مستظهر به آموزههای شناخته شده علم اقتصاد بود؛ اما دولت به آنها بیاعتنایی کرد.
از تابستان گذشته که معلوم شد رشد نقدینگی شتاب گرفته است، برای کسی تردیدی باقی نماند که «جهش ارزی» در پیش است، دولت میتوانست و باید سیاست اصلاح قیمت ارز را پیش میگرفت، اما با این تحلیل غلط که ذخایر ارزی تکافوی همه نیازها را میدهد، ترجیح داد به جای تن دادن به «شوک سیاسی احتمالی»، راه را برای «شوک ارزی قطعی» هموار بگذارد. این انتخاب مبنای استواری نداشت و به همین علت، دیروز رئیسجمهور نتوانست درباره آن توضیح قانعکنندهای بدهد. موضوع دیگر، بیکاری و رکود بود که بخشی از آن در توان دولت بود و به آن عمل نکرد و بخش دیگرش حاصل جبرهای ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی است که هیچ دولتی در گذشته نتوانسته است بر آن فائق آید، دولت کنونی هم نمیتواند، دولتهای آینده هم به سادگی نخواهند توانست.
بخشی که دولت میتوانست و نکرد، پرهیز از قیمتگذاری و باز گذاشتن دست بنگاهها و ایضا اصلاح بهموقع نظام بانکی بود که هم رکود را کاهش میداد، هم به بهبود فضای کسبوکار. بخشی هم که نتوانست، هموار کردن راه سرمایهگذاری خارجی و ورود تکنولوژیهای نوین به ایران بود. قاچاق کالا و ارز هم تابعی از همین وضع بود.
اصلاح قیمتها کاری بود که دولت میتوانست انجام دهد و زمینه قاچاق را از بین ببرد یا امکان آن را محدودتر کند که نکرد و ایجاد هماهنگی بین قوای حاکم و بستن دست متنفذین داخلی که از دوگانگی قیمتها منتفع میشوند، کاری بود که هرگز در توان قوه مجریه نبوده است، اکنون هم نیست.
۳- آنچه گفته شد، درباره حوزه وظایف و تواناییها و ناتوانیها و اهمالهای قوه مجریه بود. اما مسوولیت همه آنچه در حوزه اقتصاد ایران رخ داده و میدهد متوجه این قوه نیست. «تناقضهای درونی» پرسشهای نمایندگان مجلس از رئیسجمهور که در آغاز این نوشته به آن اشاره شد، ناظر به مسوولیت مشترک قوای حکمرانی ایران است. تکاپوی بیحاصل حسن روحانی در زمینه فراخوانی وحدت، بیان سیاسی همین وضع بود. همین مجلسی که دیروز، رئیسجمهور را درباره قیمتگذاری غیرواقعی ارز و رکود و بیکاری مواخذه کرد، در دو سال گذشته، دولت را در چند زمینه مکلف به قیمتگذاری دستوری و دستکم در یک مورد راه درآمدهای مالیاتی آن را مسدود کرد. در همین مجلس با افزایش قیمت خودرو، خدمات اینترنتی، بنزین، افزایش سن بازنشستگی و افزایش مالیات سیگار مخالفت و در مقابل، طرح دوفوریتی افزایش ۲۰درصدی حقوق کارکنان دولت تصویب شد.
منابعی که بر اثر این تصمیمها از کف دولت رفت و هزینههایی که برایش ایجاد شد، آثار زیانباری دارد که اهمیتشان کمتر از مواردی نیست که رئیسجمهور به خاطر آنها مواخذه شد. هر دو دسته تصمیم و عملکرد، خلاف منطق اقتصاد هستند که نتایج برخی از راه رسیده و نتایج برخی دیگر در راه است.../دنیای اقتصاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg