✅ در دوره رکود تورمی چه باید کرد ؟
(توصیه ای به شرکت ها و بنگاه های بخش خصوصی)
✍🏻 سيامك قاسمى
به نظر ميرسد اقتصاد ايران در آستانه يك ركودتورمى سنگين است و اينكه چرا پس از سال ٦ سال دوباره و شايد كمى عميق تر به شرايط سال ١٣٩١ بازگشته ايم، موضوعى است كه در سطح كلان مى توان به آن پرداخت و دلايل اين سيكل تكرارى اشتباهات حكمرانى سياسي و اقتصادى كه باعث جهش يكباره قيمت ارز و نوسانات شديد سياسي و اقتصادى مي گردد را تحليل كرد .
اما نكته مهم براى بنگاههاى اقتصادى آن است كه در اين شرايط چه بايد كرد ؟ تاثير مستقيم ركود تورمى بر شركت ها و بنگاههاى اقتصادى آن است كه هزينه هاى شركت ها با افزايش قيمت ارز و تورم افزايش مى يابد و بسته به ميزان ارزبرى كسب و كارهايشان اين افزايش هزينه ها در شركت ها مى تواند متفاوت باشد. در عين حال ركود و كوچك شدن اقتصاد و كاهش تقاضاي موثر امكان افزايش درآمدهاى شركت ها را مگر در شركت هاى معدودی كه توانسته اند در پورتفوى محصولات و خدمات خود درآمدهاى ارزى ايجاد كنند كاهش مى دهد. همزمانى اين دو پديده دقيقا كاهش شكاف بين درآمدها و هزينه ها یا همان کاهش سودآوری در بخش عمده اى از شركت هاست و در این شرایط به نظر مى رسد، استراتژى هاى كلان شركت ها بايد عمدتا معطوف به استراتژى هاى بقا باشد .
اگر بپذیریم ما در کنار رکود و افزایش قیمت ارز که تا حدی از آهنگ افزایش آن کاسته شده و در سطوح بالا ماندگار شده است، در آستانه یک موج تورمی قابل توجه در طی ماههای آینده قرار داريم، به نظر نگارنده عمده استراتژی های بقا در شركت ها معطوف به «کاهش هزینه» است و با توجه به کاهش هزینه های متغیر واقعى متناسب با کاهش درآمدهای شرکت يه صورت خودكار صورت مى گيرد، اين استراتژى ها بطور مشخص معطوف به کاهش هزینه های ثابت است .
استراتژی Cost Reduction یا کاهش هزینه و بررسی مجدد همه هزینه های ثابت از هزينه هاى نيروى انسانى گرفته تا هزينه هاى عمومى، مالي، بالاسرى و ... با هدف بهینه کردن و مدیریت هزینه هاى ثابت به نظر نگارنده شاه بیت استراتژی های بقا در شرایط کنونی است تا بنگاهها بتوانند متناسب با کاهش احتمالی درآمدها، هزینه ها را تا سر حد ممکن کاهش دهند تا از شکاف سودآوری بنگاهها صیانت کنند.
صیانت از شکاف درآمد و هزینه در شرکت ها معمولا از طریق افزایش درآمدها میسر می گردد اما اگر بپذیریم که عمیق تر شدن تحریم ها و کاهش تقاضای موثر و قدرت خرید عمومی امکان افزایش درآمدها متناسب با افزایش هزینه ها را نمی دهد، تمرکز بر هزینه ها استراتژی مراقبت از شکاف سودآوری است .
درباره چه بايد كرد هاى شركت ها در دوره ركود تورمى بيشتر خواهيم گفت .
* برگرفته از بخش مقالات و تحلیل های سامانه خدمات مشاوره موسسه مطالعات اقتصادی بامداد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
(توصیه ای به شرکت ها و بنگاه های بخش خصوصی)
✍🏻 سيامك قاسمى
به نظر ميرسد اقتصاد ايران در آستانه يك ركودتورمى سنگين است و اينكه چرا پس از سال ٦ سال دوباره و شايد كمى عميق تر به شرايط سال ١٣٩١ بازگشته ايم، موضوعى است كه در سطح كلان مى توان به آن پرداخت و دلايل اين سيكل تكرارى اشتباهات حكمرانى سياسي و اقتصادى كه باعث جهش يكباره قيمت ارز و نوسانات شديد سياسي و اقتصادى مي گردد را تحليل كرد .
اما نكته مهم براى بنگاههاى اقتصادى آن است كه در اين شرايط چه بايد كرد ؟ تاثير مستقيم ركود تورمى بر شركت ها و بنگاههاى اقتصادى آن است كه هزينه هاى شركت ها با افزايش قيمت ارز و تورم افزايش مى يابد و بسته به ميزان ارزبرى كسب و كارهايشان اين افزايش هزينه ها در شركت ها مى تواند متفاوت باشد. در عين حال ركود و كوچك شدن اقتصاد و كاهش تقاضاي موثر امكان افزايش درآمدهاى شركت ها را مگر در شركت هاى معدودی كه توانسته اند در پورتفوى محصولات و خدمات خود درآمدهاى ارزى ايجاد كنند كاهش مى دهد. همزمانى اين دو پديده دقيقا كاهش شكاف بين درآمدها و هزينه ها یا همان کاهش سودآوری در بخش عمده اى از شركت هاست و در این شرایط به نظر مى رسد، استراتژى هاى كلان شركت ها بايد عمدتا معطوف به استراتژى هاى بقا باشد .
اگر بپذیریم ما در کنار رکود و افزایش قیمت ارز که تا حدی از آهنگ افزایش آن کاسته شده و در سطوح بالا ماندگار شده است، در آستانه یک موج تورمی قابل توجه در طی ماههای آینده قرار داريم، به نظر نگارنده عمده استراتژی های بقا در شركت ها معطوف به «کاهش هزینه» است و با توجه به کاهش هزینه های متغیر واقعى متناسب با کاهش درآمدهای شرکت يه صورت خودكار صورت مى گيرد، اين استراتژى ها بطور مشخص معطوف به کاهش هزینه های ثابت است .
استراتژی Cost Reduction یا کاهش هزینه و بررسی مجدد همه هزینه های ثابت از هزينه هاى نيروى انسانى گرفته تا هزينه هاى عمومى، مالي، بالاسرى و ... با هدف بهینه کردن و مدیریت هزینه هاى ثابت به نظر نگارنده شاه بیت استراتژی های بقا در شرایط کنونی است تا بنگاهها بتوانند متناسب با کاهش احتمالی درآمدها، هزینه ها را تا سر حد ممکن کاهش دهند تا از شکاف سودآوری بنگاهها صیانت کنند.
صیانت از شکاف درآمد و هزینه در شرکت ها معمولا از طریق افزایش درآمدها میسر می گردد اما اگر بپذیریم که عمیق تر شدن تحریم ها و کاهش تقاضای موثر و قدرت خرید عمومی امکان افزایش درآمدها متناسب با افزایش هزینه ها را نمی دهد، تمرکز بر هزینه ها استراتژی مراقبت از شکاف سودآوری است .
درباره چه بايد كرد هاى شركت ها در دوره ركود تورمى بيشتر خواهيم گفت .
* برگرفته از بخش مقالات و تحلیل های سامانه خدمات مشاوره موسسه مطالعات اقتصادی بامداد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ امکان معجزه پولی
✍🏻 دکتر پویا جبلعاملی
❇️ برای اصلاحات بانکی و نجات کشور از بانکهای ورشکسته در نهایت نیاز به چاپ پول است، همانطور که همین الان هم بانک مرکزی هر روز مجبور است، کسری ایجادشده توسط بانکهایی را که باید برچیده شوند، پرداخت کند. اما ایجاد اعتبار جدید برای برنامه نجات بانکی باید در همان بستری انجام شود که چون معجزهای، کمترین تبعات تورمی را داشته باشد. آن معجزه با توقف اثر نقدینگی، یعنی همبستگی منفی نرخ بهره و رشد برونزای حجم پول، در یک چارچوب مدرن سیاستگذاری پولی میسر است.
❇️ نظریه سنتی در مورد پول، بر این امر صحه میگذارد که با وجود یک تابع تقاضای باثبات پولی، رابطه منفی میان حجم پول و نرخ بهره وجود دارد؛ به این معنی که برای کاهش نرخ بهره، بانک مرکزی باید عرضه پول را افزایش دهد و از سوی دیگر رشد حجم پول بیشتر از ظرفیتهای بالقوه اقتصاد تورمزا است. اما نکته اینجاست که اگر چارچوب سیاستگذاری پولی تغییر کند و اتکای آن به جای اثر نقدینگی، متکی به اثر اعلان(announcement effect) و استفاده از یک سیاست ارتباطی قوی شود، آنگاه امکان تغییر روابط مذکور و معجزه نجات بدون تبعات تورمی محقق میشود.
❇️ از یکسو، لنگر کردن انتظارات در چارچوب هدفگذاری تورمی میتواند بانک مرکزی را در کنترل تورم یاری برساند و از سوی دیگر ایجاد عملیات بازار باز و امکان خرید و فروش اوراق خزانه توسط بانک مرکزی و وثیقهگیری این اوراق از بانکها و ایجاد خطوط اعتباری بر مبنای آن و اعلام نرخ بهره سیاستی در بازار بین بانکی، عملا باعث میشود نرخ سیاستی با هر سطحی از عرضه پول امکانپذیر شود و اثر نقدینگی کمرنگ شود. نکته کلیدی در این است که وقتی نرخ بهره سیاستی اعلام میشود این تفاوت میان نرخ بهره فعلی و سیاستی است که تعیینکننده تقاضای پول است، نه فقط سطح نرخ بهره. از این رو بانک مرکزی میتواند نرخ بهره را حتی بدون تغییر در عرضه پول کنترل کند؛ زیرا با تعیین نرخ سیاستی عملا قدرت اثرگذاری بر تقاضای پول را بهدست آورده است.
❇️ برای فهم بهتر موضوع فرض کنید بانک مرکزی معتبری دارید که قصد دارد نرخ بهره را در بازار بین بانکی از سطح ۳ درصد به نیم واحد درصد کاهش دهد. تنها با اعلام این کاهش از سوی کمیته سیاستگذاری پولی، تقاضای ذخایر در بازار بین بانکی کاهش مییابد و بانک مرکزی بدون آنکه واقعا نیاز به افزایش ذخایر داشته باشد، میتواند به نرخ هدف خود برسد؛ بنابراین اگر نرخ سیاستی در حدی باشد که بقیه بازیگران بازار باور داشته باشند بانک مرکزی میتواند به این نرخ دست یابد، بدون تغییر در عرضه پول، نرخ سیاستی دستیافتنی میشود.
❇️ بدون وجود این چارچوب سیاستگذاری پولی و ابزاری که ذکر آن رفت، بیتردید رشد کلهای پولی و انجام بسته اصلاح بانکی از طریق تزریق تورم، هزینهزا خواهد بود. لب کلام این است که انجام اصلاح بانکی، نیازمند چارچوب مدرن سیاستی است که با هدفگذاری تورمی، احیای عملیات بازار باز و اعلام نرخ سیاستی میسر است و در این بستر، ابزار بیان شده میتواند تورم را کنترل کند؛ فارغ از اینکه حجم پول و نقدینگی چقدر باشد. در این صورت، نجات بانکی میتواند با افزایش حجم پول و بدون تورم رخ دهد. این همان معجزه پولی مورد نیاز است که با هنرمندی بانک مرکزی میتواند قابلیت اجرا داشته باشد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 دکتر پویا جبلعاملی
❇️ برای اصلاحات بانکی و نجات کشور از بانکهای ورشکسته در نهایت نیاز به چاپ پول است، همانطور که همین الان هم بانک مرکزی هر روز مجبور است، کسری ایجادشده توسط بانکهایی را که باید برچیده شوند، پرداخت کند. اما ایجاد اعتبار جدید برای برنامه نجات بانکی باید در همان بستری انجام شود که چون معجزهای، کمترین تبعات تورمی را داشته باشد. آن معجزه با توقف اثر نقدینگی، یعنی همبستگی منفی نرخ بهره و رشد برونزای حجم پول، در یک چارچوب مدرن سیاستگذاری پولی میسر است.
❇️ نظریه سنتی در مورد پول، بر این امر صحه میگذارد که با وجود یک تابع تقاضای باثبات پولی، رابطه منفی میان حجم پول و نرخ بهره وجود دارد؛ به این معنی که برای کاهش نرخ بهره، بانک مرکزی باید عرضه پول را افزایش دهد و از سوی دیگر رشد حجم پول بیشتر از ظرفیتهای بالقوه اقتصاد تورمزا است. اما نکته اینجاست که اگر چارچوب سیاستگذاری پولی تغییر کند و اتکای آن به جای اثر نقدینگی، متکی به اثر اعلان(announcement effect) و استفاده از یک سیاست ارتباطی قوی شود، آنگاه امکان تغییر روابط مذکور و معجزه نجات بدون تبعات تورمی محقق میشود.
❇️ از یکسو، لنگر کردن انتظارات در چارچوب هدفگذاری تورمی میتواند بانک مرکزی را در کنترل تورم یاری برساند و از سوی دیگر ایجاد عملیات بازار باز و امکان خرید و فروش اوراق خزانه توسط بانک مرکزی و وثیقهگیری این اوراق از بانکها و ایجاد خطوط اعتباری بر مبنای آن و اعلام نرخ بهره سیاستی در بازار بین بانکی، عملا باعث میشود نرخ سیاستی با هر سطحی از عرضه پول امکانپذیر شود و اثر نقدینگی کمرنگ شود. نکته کلیدی در این است که وقتی نرخ بهره سیاستی اعلام میشود این تفاوت میان نرخ بهره فعلی و سیاستی است که تعیینکننده تقاضای پول است، نه فقط سطح نرخ بهره. از این رو بانک مرکزی میتواند نرخ بهره را حتی بدون تغییر در عرضه پول کنترل کند؛ زیرا با تعیین نرخ سیاستی عملا قدرت اثرگذاری بر تقاضای پول را بهدست آورده است.
❇️ برای فهم بهتر موضوع فرض کنید بانک مرکزی معتبری دارید که قصد دارد نرخ بهره را در بازار بین بانکی از سطح ۳ درصد به نیم واحد درصد کاهش دهد. تنها با اعلام این کاهش از سوی کمیته سیاستگذاری پولی، تقاضای ذخایر در بازار بین بانکی کاهش مییابد و بانک مرکزی بدون آنکه واقعا نیاز به افزایش ذخایر داشته باشد، میتواند به نرخ هدف خود برسد؛ بنابراین اگر نرخ سیاستی در حدی باشد که بقیه بازیگران بازار باور داشته باشند بانک مرکزی میتواند به این نرخ دست یابد، بدون تغییر در عرضه پول، نرخ سیاستی دستیافتنی میشود.
❇️ بدون وجود این چارچوب سیاستگذاری پولی و ابزاری که ذکر آن رفت، بیتردید رشد کلهای پولی و انجام بسته اصلاح بانکی از طریق تزریق تورم، هزینهزا خواهد بود. لب کلام این است که انجام اصلاح بانکی، نیازمند چارچوب مدرن سیاستی است که با هدفگذاری تورمی، احیای عملیات بازار باز و اعلام نرخ سیاستی میسر است و در این بستر، ابزار بیان شده میتواند تورم را کنترل کند؛ فارغ از اینکه حجم پول و نقدینگی چقدر باشد. در این صورت، نجات بانکی میتواند با افزایش حجم پول و بدون تورم رخ دهد. این همان معجزه پولی مورد نیاز است که با هنرمندی بانک مرکزی میتواند قابلیت اجرا داشته باشد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پیمان مولوی
✒ برخلاف بسیاری از افراد و کارشناسانی که خواهان برداشتن گامهایی کوچک با هدف بالا نبردن انتظارها در حوزههای گوناگون هستند نگارنده سطور معتقد است که راه احیای ایران اجرای طرحهای کلان یا بهعبارتی مگاپروژههاست.
امروز میزان نقدینگی کشور از مرز هزار و۵۰۰ هزار میلیارد تومان گذشته و متاسفانه از این سیل عظیم نقدینگی که میتواند با وارد آوردن آسیبهای فراوان حتی بنیانهای کشور را تحت تاثیر قرار دهد و اهرمی قوی برای ویرانی اقتصاد بهشمار برود، هیچ بهرهبرداری مثبتی جز مستهلک کردن آن با ایجاد بازارهایی برای تخلیه نقدینگی انجام نمیشود. حال پرسش این است که برای تخلیه نقدینگی چه راهکار عملیاتی وجود دارد و چگونه میتوان از این فنر رها شده نقدینگی به سود توسعه اقتصاد بهره برد؟
✒ به نظر نگارنده، ایران راهی جز تعریف مگاپروژههای زیرساختی ندارد؛ پروژههایی که بهطور عینی در زندگی مردم نقش داشته باشند و شهروندان بهعنوان صاحب کشور از اجرای آنها بهطور مستقیم سود ببرند و از همه مهمتر میزان مطلوبیت و مفید بودن این پروژهها برای مردم بهطور شفاف قابل سنجش باشد.
در حقیقت هدف از اجرای مگاپروژهها بسترسازی برای ورود نقدینگی از شبکه بانکی به پروژههایی خواهد بود که توانایی ایجاد چند مولفه اساسی را داشته باشند که عبارتند از:
۱- ایجاد فضای امید در صنعت ساخت (بقای صنعت ساخت).
۲- اجرای پروژههایی که تکتک ایرانیان بتوانند از آن استفاده کنند.
۳- ایجاد مکانیسمهای مدرن تامین مالی در قالب صندوقهای توسعهای همافزا.
۴- هدایت هوشمند نقدینگی به سمت فعالیتهای اجرایی کشور.
۵- ایجاد مکانیسمهای حقوقی مدرن کنترلی پروژههای توسعهای.
۶- استفاده شایسته از نیروی کار توانمند بخش خصوصی.
با در نظر گرفتن این فاکتورها میتوان گفت نخستین مگاپروژههایی که در این قالب قرار میگیرند پروژههای حملونقل ریلی خواهند بود؛ بنابراین پایان تمامی پروژههای ریلی و توسعه آن برای بهبود شرایط حملونقل با بالاترین فناوری نخستین اقدامی است که باید از سوی مسئولان اجرایی شود.
✒ با باور ضرورت انجام این مرحله، در مرحله بعد چگونگی تامین مالی این پروژهها مطرح میشود. در بررسی چگونگی تامین مالی این مگاپروژهها به چند نکته میرسیم؛ نخست آنکه درمییابیم سازمان برنامه و بودجه کشور، با تکیه بر بودجه سالانه پروژههای عمرانی و ملی، توان تامین مالی این دست از پروژهها را نخواهد داشت. بنابراین میتوان به ایجاد «صندوق شفاف توسعه حملونقل ریلی» بهعنوان راهکاری عملیاتی فکر کرد.
چرا شفاف؟ زیرا مردم بتوانند با مکانیسمی قابلسنجش و بسیار شفاف بهطور آنلاین شاهد شیوه هزینهکرد اعتبارات این صندوق باشند، شیوه انتخاب پیمانکاران بخش خصوصی را مشاهده کنند و در نهایت مکانیسم حسابرسی شفاف این صندوق هیچ شک و شبههای را در شیوه هزینهکرد اعتبار برجای نگذارد.
به علاوه اینکه افراد مستقلی مدیریت این صندوق توسعهای را برعهده داشته باشند زیرا بهدلیل نبود علاقه ملی به سرمایهگذاری در ایران، با پدیدهای به نام نبود شفافیت و غیرقابل کنترل بودن پروژهها و حیف و میل شدن منابع روبهرو هستیم؛ پدیدهای که یکی از دلایل ایجاد آن حضور نداشتن یا میدان ندادن به بخش خصوصی واقعی در اجرای مگاپروژههاست.
پروژههای حملونقل ریلی باتوجه به کاهش ارزش پول ملی، افزایش تعرفههای هوایی، غیرتحریمی بودن (به سبب حضور در داخل ایران) میتوانند از موفقترین مگاپروژههای کشور باشند.
✒ این مگاپروژهها میتوانند در بخشهای گوناگون مانند حملونقل شهری و بین شهری، بندرها، گردشگری، انرژی، فرودگاهی و... اجرا شوند و شرایطی را ایجاد کنند که کشور از رخوتی که در آن گرفتار آمده رهایی یابد.
برای درک بهتر این استراتژی و نیاز ایران به آن بیان مثالی از ترکیه خالی از لطف نیست. ترکیه در ۳ سال گذشته ۱۸۰ میلیارد دلار در حوزههای زیرساختی سرمایهگذاری داشته است؛ پروژههایی مانند انتقال آب، پروژههای فرودگاهی، حملونقلی و...، این در حالی است که متاسفانه شکاف سرمایهگذاری ایران به سبب روزمرگی در نظام دیوانسالاری موجب شده فاصله ایران با کشورهای همسایه روز به روز بیشتر شود.
در این بین استفاده نادرست از نقدینگی سرگردان در بخش واقعی توسعهای اقتصاد و نبود افق روشن تامین مالی خارجی و سرمایهگذاری بینالمللی در شرایط حاضر، میتواند اقتصاد ایران را به سمت ناکجاآباد سوق دهد. جان کلام اینکه این پروژهها را نباید به سرنوشت پروژههایی دچار کرد که نیمهکاره باقی ماندهاند؛ مکانیسم تامین مالی، مجریان و روش اجرایی این پروژهها بسیار مهم و تاثیرگذار است./ روزنامه صمت
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✒ برخلاف بسیاری از افراد و کارشناسانی که خواهان برداشتن گامهایی کوچک با هدف بالا نبردن انتظارها در حوزههای گوناگون هستند نگارنده سطور معتقد است که راه احیای ایران اجرای طرحهای کلان یا بهعبارتی مگاپروژههاست.
امروز میزان نقدینگی کشور از مرز هزار و۵۰۰ هزار میلیارد تومان گذشته و متاسفانه از این سیل عظیم نقدینگی که میتواند با وارد آوردن آسیبهای فراوان حتی بنیانهای کشور را تحت تاثیر قرار دهد و اهرمی قوی برای ویرانی اقتصاد بهشمار برود، هیچ بهرهبرداری مثبتی جز مستهلک کردن آن با ایجاد بازارهایی برای تخلیه نقدینگی انجام نمیشود. حال پرسش این است که برای تخلیه نقدینگی چه راهکار عملیاتی وجود دارد و چگونه میتوان از این فنر رها شده نقدینگی به سود توسعه اقتصاد بهره برد؟
✒ به نظر نگارنده، ایران راهی جز تعریف مگاپروژههای زیرساختی ندارد؛ پروژههایی که بهطور عینی در زندگی مردم نقش داشته باشند و شهروندان بهعنوان صاحب کشور از اجرای آنها بهطور مستقیم سود ببرند و از همه مهمتر میزان مطلوبیت و مفید بودن این پروژهها برای مردم بهطور شفاف قابل سنجش باشد.
در حقیقت هدف از اجرای مگاپروژهها بسترسازی برای ورود نقدینگی از شبکه بانکی به پروژههایی خواهد بود که توانایی ایجاد چند مولفه اساسی را داشته باشند که عبارتند از:
۱- ایجاد فضای امید در صنعت ساخت (بقای صنعت ساخت).
۲- اجرای پروژههایی که تکتک ایرانیان بتوانند از آن استفاده کنند.
۳- ایجاد مکانیسمهای مدرن تامین مالی در قالب صندوقهای توسعهای همافزا.
۴- هدایت هوشمند نقدینگی به سمت فعالیتهای اجرایی کشور.
۵- ایجاد مکانیسمهای حقوقی مدرن کنترلی پروژههای توسعهای.
۶- استفاده شایسته از نیروی کار توانمند بخش خصوصی.
با در نظر گرفتن این فاکتورها میتوان گفت نخستین مگاپروژههایی که در این قالب قرار میگیرند پروژههای حملونقل ریلی خواهند بود؛ بنابراین پایان تمامی پروژههای ریلی و توسعه آن برای بهبود شرایط حملونقل با بالاترین فناوری نخستین اقدامی است که باید از سوی مسئولان اجرایی شود.
✒ با باور ضرورت انجام این مرحله، در مرحله بعد چگونگی تامین مالی این پروژهها مطرح میشود. در بررسی چگونگی تامین مالی این مگاپروژهها به چند نکته میرسیم؛ نخست آنکه درمییابیم سازمان برنامه و بودجه کشور، با تکیه بر بودجه سالانه پروژههای عمرانی و ملی، توان تامین مالی این دست از پروژهها را نخواهد داشت. بنابراین میتوان به ایجاد «صندوق شفاف توسعه حملونقل ریلی» بهعنوان راهکاری عملیاتی فکر کرد.
چرا شفاف؟ زیرا مردم بتوانند با مکانیسمی قابلسنجش و بسیار شفاف بهطور آنلاین شاهد شیوه هزینهکرد اعتبارات این صندوق باشند، شیوه انتخاب پیمانکاران بخش خصوصی را مشاهده کنند و در نهایت مکانیسم حسابرسی شفاف این صندوق هیچ شک و شبههای را در شیوه هزینهکرد اعتبار برجای نگذارد.
به علاوه اینکه افراد مستقلی مدیریت این صندوق توسعهای را برعهده داشته باشند زیرا بهدلیل نبود علاقه ملی به سرمایهگذاری در ایران، با پدیدهای به نام نبود شفافیت و غیرقابل کنترل بودن پروژهها و حیف و میل شدن منابع روبهرو هستیم؛ پدیدهای که یکی از دلایل ایجاد آن حضور نداشتن یا میدان ندادن به بخش خصوصی واقعی در اجرای مگاپروژههاست.
پروژههای حملونقل ریلی باتوجه به کاهش ارزش پول ملی، افزایش تعرفههای هوایی، غیرتحریمی بودن (به سبب حضور در داخل ایران) میتوانند از موفقترین مگاپروژههای کشور باشند.
✒ این مگاپروژهها میتوانند در بخشهای گوناگون مانند حملونقل شهری و بین شهری، بندرها، گردشگری، انرژی، فرودگاهی و... اجرا شوند و شرایطی را ایجاد کنند که کشور از رخوتی که در آن گرفتار آمده رهایی یابد.
برای درک بهتر این استراتژی و نیاز ایران به آن بیان مثالی از ترکیه خالی از لطف نیست. ترکیه در ۳ سال گذشته ۱۸۰ میلیارد دلار در حوزههای زیرساختی سرمایهگذاری داشته است؛ پروژههایی مانند انتقال آب، پروژههای فرودگاهی، حملونقلی و...، این در حالی است که متاسفانه شکاف سرمایهگذاری ایران به سبب روزمرگی در نظام دیوانسالاری موجب شده فاصله ایران با کشورهای همسایه روز به روز بیشتر شود.
در این بین استفاده نادرست از نقدینگی سرگردان در بخش واقعی توسعهای اقتصاد و نبود افق روشن تامین مالی خارجی و سرمایهگذاری بینالمللی در شرایط حاضر، میتواند اقتصاد ایران را به سمت ناکجاآباد سوق دهد. جان کلام اینکه این پروژهها را نباید به سرنوشت پروژههایی دچار کرد که نیمهکاره باقی ماندهاند؛ مکانیسم تامین مالی، مجریان و روش اجرایی این پروژهها بسیار مهم و تاثیرگذار است./ روزنامه صمت
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ نقد «توهم نقدینگی» به زبان ساده و فشرده
✍🏻 حامد قدوسی
دوستان زیادی خواستند که خلاصه و امهات بحث نقد توهم نقدینگی را ارائه کنم. در این جا فشردهای از نکات کلیدی هشت مطلب قبلی را مینویسم و علاقهمندان را دعوت میکنم که جزییات بیشتر را در مطالب هفته گذشته این کانال مطالعه کنند.
۱) خلق «اعتبار» از هیچ ممکن است ولی خلق «سرمایهگذاری» از هیچ ممکن نیست. در نگاه پول درونزا، ایجاد «وام بانکی» فقط مستلزم یک سری تغییرات در یک نرمافزار رایانهای است و بانکها - با مقداری تقریب - میتوانند هر قدر که خودشان بخواهند «وام و اعتبار و نقدینگی» خلق کنند. نگاه اقتصادی به ما میگوید که عامل «خلق شده از هیچ» نمیتواند منبع اصلی رشد باشد.
۲) چون اقتصاد ایران یک اقتصاد بسته است، «سرمایهگذاری واقعی کل» در اقتصاد محدود و مقید به «پسانداز کل» است. چیزی که نهایتا قدرت اقتصاد برای اجرای پروژهها و مگاپروژهها و تاسیس شرکتها و ساختن ساختمان و غیره را تعیین میکند میزان فیزیکی مازاد «سیمان و فولاد و پلاستیک و نیروی متخصص و ...» است که مقید به «پسانداز حقیقی» اقتصاد است. در اقتصاد ایران پسانداز چیزی حدود ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی است که البته بخشی از آن هم باید صرف جبران استهلاک شود.
۳) چون «سرمایهگذاری کل در اقتصاد محدود به قید پسانداز کل است»، بنابراین وام و اعتبار بانکی فقط تا جایی که جا به جایی این پسانداز بین عوامل اقتصادی را تسهیل کند کارایی دارد. در هر اقتصادی مقدار بهینهای از نقدینگی برای «تسهیل مبادله» و «خریدهای اعتباری» و «سرمایه در گردش» و «تامین سرمایه اولیه» و امثال آن لازم است. ما برای این نیازها تعبیر «نقدینگی به مثابه روغن موتور» را استفاده کردیم و گفتیم اگر پسانداز حقیقی سوخت موتور سرمایهگذاری در اقتصاد باشد، نقدینگی نقش تسهیلگر و روانگر را دارد، ولی روغن نمیتواند جای سوخت در یک موتور را بگیرد. پول کاغذی نمیتواند جانشین سیمان و فولاد و پیالسی و لوله و نرمافزار شود.
۴) خطای رایج و کلیدی بین کسانی که بدون نگاه کلان اقتصادی و فقط از منظر خرد مدیریت مالی و مدیریت سطح بنگاه به مساله نگاه میکنند و مرتبا سعی میکنند برای نقدینگی توجیهی بتراشند این است: «ما این همه پروژه داریم که معطل اعتبار/پول هستند تا تکمیل شوند. شما همین نقدینگی را به ما بدهید و ما یک پروژه ساختمانی/برق/نفت/... تحویل شما میدهیم». مشکل این نگاه این است که آن قید محدودیتهای کلان را که در بندهای قبلی ذکر کردیم متصور نمیشود. بلی صاحب یک پروژه تصور میکند که «نقدینگی» گره مشکل او است چون با دریافت این نقدینگی میتواند سرمایه فیزیکی را از جای دیگری در اقتصاد تامین کند. ولی این تحلیل نمیتواند به «همه پروژهها و بنگاههای» اقتصاد تعمیم داده شود، چون وقتی رفتار همه بنگاهها و پروژهها را جمع بزنیم فورا به قید «محدودیتهای فیزیکی/حقیقی اقتصاد» برخورد میکنیم.
ما اگر بتوانیم این مثال را در ذهن جا بیندازیم در کار خود موفق بودهایم: تصور کنید که یک تک پروژه ساختمانی با داشتن وام میتواند در تهران زمین بخرد و احساس موفقیت کند. ولی هزار پروژه ساختمانی حتی با داشتن وام بینهایت هم نمیتوانند به اندازه دلخواه زمین بخرند چون در نهایتا روی هم محدود به ظرفیت عرضه زمین در تهران هستند.
۵) این که با افزایش جذابیت بخش تولید (بهبود محیط کسب و کار) اعتبارات بانکی به آن بخش میرود و اسم آن «هدایت نقدینگی» است، گزارهای فاقد دلالت سیاستگذاری است. این گزاره بدیهی است که بانکها تمایل دارند به هر بخشی در اقتصاد که جذابیت اقتصادی داشته باشد (از جمله بخش تولید) اعتبار بدهند. نقد ما متوجه نگاه «فشار و تزریق نقدینگی به بخش تولید» است و نه نگاه «کشش نقدینگی از سمت بخش تولید»
۶) فراموش نکنیم که نقدینگی هم کاسبان خودش را دارد. قطعا عدهای در هر اقتصادی نفع مستقیمی دارند تا حجم نقدینگی زیاد شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 حامد قدوسی
دوستان زیادی خواستند که خلاصه و امهات بحث نقد توهم نقدینگی را ارائه کنم. در این جا فشردهای از نکات کلیدی هشت مطلب قبلی را مینویسم و علاقهمندان را دعوت میکنم که جزییات بیشتر را در مطالب هفته گذشته این کانال مطالعه کنند.
۱) خلق «اعتبار» از هیچ ممکن است ولی خلق «سرمایهگذاری» از هیچ ممکن نیست. در نگاه پول درونزا، ایجاد «وام بانکی» فقط مستلزم یک سری تغییرات در یک نرمافزار رایانهای است و بانکها - با مقداری تقریب - میتوانند هر قدر که خودشان بخواهند «وام و اعتبار و نقدینگی» خلق کنند. نگاه اقتصادی به ما میگوید که عامل «خلق شده از هیچ» نمیتواند منبع اصلی رشد باشد.
۲) چون اقتصاد ایران یک اقتصاد بسته است، «سرمایهگذاری واقعی کل» در اقتصاد محدود و مقید به «پسانداز کل» است. چیزی که نهایتا قدرت اقتصاد برای اجرای پروژهها و مگاپروژهها و تاسیس شرکتها و ساختن ساختمان و غیره را تعیین میکند میزان فیزیکی مازاد «سیمان و فولاد و پلاستیک و نیروی متخصص و ...» است که مقید به «پسانداز حقیقی» اقتصاد است. در اقتصاد ایران پسانداز چیزی حدود ۳۰ درصد تولید ناخالص داخلی است که البته بخشی از آن هم باید صرف جبران استهلاک شود.
۳) چون «سرمایهگذاری کل در اقتصاد محدود به قید پسانداز کل است»، بنابراین وام و اعتبار بانکی فقط تا جایی که جا به جایی این پسانداز بین عوامل اقتصادی را تسهیل کند کارایی دارد. در هر اقتصادی مقدار بهینهای از نقدینگی برای «تسهیل مبادله» و «خریدهای اعتباری» و «سرمایه در گردش» و «تامین سرمایه اولیه» و امثال آن لازم است. ما برای این نیازها تعبیر «نقدینگی به مثابه روغن موتور» را استفاده کردیم و گفتیم اگر پسانداز حقیقی سوخت موتور سرمایهگذاری در اقتصاد باشد، نقدینگی نقش تسهیلگر و روانگر را دارد، ولی روغن نمیتواند جای سوخت در یک موتور را بگیرد. پول کاغذی نمیتواند جانشین سیمان و فولاد و پیالسی و لوله و نرمافزار شود.
۴) خطای رایج و کلیدی بین کسانی که بدون نگاه کلان اقتصادی و فقط از منظر خرد مدیریت مالی و مدیریت سطح بنگاه به مساله نگاه میکنند و مرتبا سعی میکنند برای نقدینگی توجیهی بتراشند این است: «ما این همه پروژه داریم که معطل اعتبار/پول هستند تا تکمیل شوند. شما همین نقدینگی را به ما بدهید و ما یک پروژه ساختمانی/برق/نفت/... تحویل شما میدهیم». مشکل این نگاه این است که آن قید محدودیتهای کلان را که در بندهای قبلی ذکر کردیم متصور نمیشود. بلی صاحب یک پروژه تصور میکند که «نقدینگی» گره مشکل او است چون با دریافت این نقدینگی میتواند سرمایه فیزیکی را از جای دیگری در اقتصاد تامین کند. ولی این تحلیل نمیتواند به «همه پروژهها و بنگاههای» اقتصاد تعمیم داده شود، چون وقتی رفتار همه بنگاهها و پروژهها را جمع بزنیم فورا به قید «محدودیتهای فیزیکی/حقیقی اقتصاد» برخورد میکنیم.
ما اگر بتوانیم این مثال را در ذهن جا بیندازیم در کار خود موفق بودهایم: تصور کنید که یک تک پروژه ساختمانی با داشتن وام میتواند در تهران زمین بخرد و احساس موفقیت کند. ولی هزار پروژه ساختمانی حتی با داشتن وام بینهایت هم نمیتوانند به اندازه دلخواه زمین بخرند چون در نهایتا روی هم محدود به ظرفیت عرضه زمین در تهران هستند.
۵) این که با افزایش جذابیت بخش تولید (بهبود محیط کسب و کار) اعتبارات بانکی به آن بخش میرود و اسم آن «هدایت نقدینگی» است، گزارهای فاقد دلالت سیاستگذاری است. این گزاره بدیهی است که بانکها تمایل دارند به هر بخشی در اقتصاد که جذابیت اقتصادی داشته باشد (از جمله بخش تولید) اعتبار بدهند. نقد ما متوجه نگاه «فشار و تزریق نقدینگی به بخش تولید» است و نه نگاه «کشش نقدینگی از سمت بخش تولید»
۶) فراموش نکنیم که نقدینگی هم کاسبان خودش را دارد. قطعا عدهای در هر اقتصادی نفع مستقیمی دارند تا حجم نقدینگی زیاد شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چشمانداز نداریم
✍🏻 پدرام سلطانی
🔸واقعا هیچ کس نمیتواند به این سؤال جواب دهد که در ماههای آینده چه میشود. این خیلی بد است. زمانی که شما تصویری نداشته باشید طبیعتا تصمیمی هم نمیگیرید.
🔸اگر شما در جایی قرار بگیرید که در یک قدمیتان فرضا تاریکی باشد و چشمتان نبیند، آیا جرئت میکنید قدم بردارید؟ نمیدانید طرف دیگر دره است یا چاله. برای تولید هم وقتی ببینید در چشمانداز کوتاهی ادامه مسیر کاملا در تاریکی است نمیدانید باید چه کار کنید. به همین دلیل است که در این شرایط به اقتصاد دلالی دامن زده میشود، چون تولید نیاز به آرامش ذهنی و چشمانداز حداقل سه ساله دارد، اما دلالی نیاز به چشمانداز یک روزه دارد. شما امروز ارز، سکه و ماشین بخرید، فردا بفروشید.
🔸پس هرچه چشمانداز و مسیر پیشرو کوتاهتر میشود، اقتصاد لاجرم به سمت دلالی میرود؛ یعنی تصور اینکه دلالها بازار را تسخیر کردهاند بالاخره این تحلیلها هم انجام میشود، اما کاش کسی خودش را در مقام تولیدکننده بگذارد و بعد به این سؤال پاسخ دهد که وقتی من نمیدانم شش ماه آینده، وضعم چطور است، مواد دارم یا نه، اجازه صادرات دارم یا نه، نرخ تورم چقدر است، قیمت موادم چقدر میشود، آیا کالایم دریایی حمل میشود یا نه؟ من با چه جرئتی تولید کنم؟/شرق
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پدرام سلطانی
🔸واقعا هیچ کس نمیتواند به این سؤال جواب دهد که در ماههای آینده چه میشود. این خیلی بد است. زمانی که شما تصویری نداشته باشید طبیعتا تصمیمی هم نمیگیرید.
🔸اگر شما در جایی قرار بگیرید که در یک قدمیتان فرضا تاریکی باشد و چشمتان نبیند، آیا جرئت میکنید قدم بردارید؟ نمیدانید طرف دیگر دره است یا چاله. برای تولید هم وقتی ببینید در چشمانداز کوتاهی ادامه مسیر کاملا در تاریکی است نمیدانید باید چه کار کنید. به همین دلیل است که در این شرایط به اقتصاد دلالی دامن زده میشود، چون تولید نیاز به آرامش ذهنی و چشمانداز حداقل سه ساله دارد، اما دلالی نیاز به چشمانداز یک روزه دارد. شما امروز ارز، سکه و ماشین بخرید، فردا بفروشید.
🔸پس هرچه چشمانداز و مسیر پیشرو کوتاهتر میشود، اقتصاد لاجرم به سمت دلالی میرود؛ یعنی تصور اینکه دلالها بازار را تسخیر کردهاند بالاخره این تحلیلها هم انجام میشود، اما کاش کسی خودش را در مقام تولیدکننده بگذارد و بعد به این سؤال پاسخ دهد که وقتی من نمیدانم شش ماه آینده، وضعم چطور است، مواد دارم یا نه، اجازه صادرات دارم یا نه، نرخ تورم چقدر است، قیمت موادم چقدر میشود، آیا کالایم دریایی حمل میشود یا نه؟ من با چه جرئتی تولید کنم؟/شرق
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#استخدام
سمت: کارشناس حسابداری مالی
نام شرکت : تامین سرمایه
شهرستان: تهران
مدرک تحصیلی: کارشناسی حسابداری از دانشگاه های معتبر
شرایط تخصصی: حداقل 2 سال سابقه کار مفید و مرتبط با حسابداري مالی ، تسلط بر تهیه گزارشات مالی ، قوانین و مقررات مالیاتی و بیمه ای ، آشنایی با نرم افزارهای مالی
سایر شرایط: دارای روحیه مسئولیت پذیری، کارگروهی و یادگیرنده، متعهد ، پیگیر و دقت بالا در انجام امور محوله، تسلط بر نرم افزار آفیس، حداکثر سن ۳۰ سال
لطفا رزومه خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
resumeh.bd2018@gmail.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سمت: کارشناس حسابداری مالی
نام شرکت : تامین سرمایه
شهرستان: تهران
مدرک تحصیلی: کارشناسی حسابداری از دانشگاه های معتبر
شرایط تخصصی: حداقل 2 سال سابقه کار مفید و مرتبط با حسابداري مالی ، تسلط بر تهیه گزارشات مالی ، قوانین و مقررات مالیاتی و بیمه ای ، آشنایی با نرم افزارهای مالی
سایر شرایط: دارای روحیه مسئولیت پذیری، کارگروهی و یادگیرنده، متعهد ، پیگیر و دقت بالا در انجام امور محوله، تسلط بر نرم افزار آفیس، حداکثر سن ۳۰ سال
لطفا رزومه خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.
resumeh.bd2018@gmail.com
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#استخدام
«معامله گر اوراق با درامد ثابت»
نامشرکت: گروه مالی تحت نظارت سازمان بورس
شهرستان: «تهران»
مدرک تحصیلی: حداقل ليسانس مرتبط
سابقه کار: حداقل ٢ سال ترجيها با سابقه موفق در انجام معاملات اوراق با درآمد ثابت
گواهی نامه های مرتبط: معامله گري اوراق با درامد ثابت
لطفا رزومه خود را با موضوع «معامله گر اوراق با درامد ثابت» به آدرس زیر ارسال نمایید:👇🏻👇🏻
@foojiano
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
«معامله گر اوراق با درامد ثابت»
نامشرکت: گروه مالی تحت نظارت سازمان بورس
شهرستان: «تهران»
مدرک تحصیلی: حداقل ليسانس مرتبط
سابقه کار: حداقل ٢ سال ترجيها با سابقه موفق در انجام معاملات اوراق با درآمد ثابت
گواهی نامه های مرتبط: معامله گري اوراق با درامد ثابت
لطفا رزومه خود را با موضوع «معامله گر اوراق با درامد ثابت» به آدرس زیر ارسال نمایید:👇🏻👇🏻
@foojiano
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔴كدام تورم را باور كنيم؟
✍🏻سيامک قاسمى
🔹یک اصل اقتصادی وجود دارد که ما به تعداد خانوارهای ایرانی نرخ تورم داریم. یعنی هر خانوار ایرانی بسته به سبد محصولات و خدماتی که استفاده میکند نرخهای تورم مختلفی را تجربه میکنند و این کلید نامانوس بودن نرخهای تورم رسمى اعلامی با احساس مردم از نرخ تورم است. نرخ تورم رسمی که توسط نهادهای آماری کشور مثل بانک مركزى محاسبه و اعلام میشود تنها میانگین تغییرات قیمت ۳۸٦ قلم کالا و خدمت است که با نمونهگیری از بین ۱۷٦٠٠ خانوار ايرانى در سطح كشور از مجموع بیش از بیست میلیون خانوار ایرانی محاسبه میشود . پس بدیهی است که به عنوان مثال نرخ تورمی که یک خانوار در منطقه يک تهران تجربه میکند با نرخ تورم یک خانوار روستایی سيستانى و با نرخ تورم رسمی اعلامى کشور كاملا متفاوت باشد.
🔸اما واقعیت این است که سیاستمدارها هم در بيان همين نرخ تورم رسمی اعلامى بر اساس منافع شان بازی میکنند. مثلا در دو مدل محاسبه تورم نقطه به نقطه و میانگین سالیانه به دلیل نحوه محاسبهشان، تورم نقطه به نقطه خیلی سریعتر تغییرات قیمتی را چه در دوره افزایش تورم و چه در دوره کاهش قيمتها نشان میدهد و تورم عمومی ميانگين ساليانه با یک فاصله زمانی زیاد نسبت به تغییرات واکنش نشان میدهد.
🔸اینگونه است که سیاستمدارها از جمله در دولت يازدهم در سالهای ٩٣ تا ٩٥ در دوره کاهش نرخ تورم همواره با هیجان در سخنرانىها به کاهش نرخ تورم نقطه به نقطه اشاره میکردند و در دوره افزايش قيمتها و افزايش نرخ تورم مثل اين هفتههاى اخير، سياستمدارها در سخنرانىها و گزارشهاى خود به نرخهای تورم ميانگين ساليانه كه هنوز تغييرات قابل توجهی را به دليل مدل محاسبه تجربه نكرده است اشاره مىكنند.
🔹بر همين اساس بانک مركزى امروز نرخ تورم مرداد ماه را كه همان نرخ تورم ميانگين ساليانه است ۱۱٫۵ درصد ارائه كرده است و شايد اولين واكنش توده مردم به اين نرخ به دليل تجربه افزايش قيمتها در هفتههای اخير، غيرواقعی و آمارسازی دانستن اين آمار است. اما بانک مركزى در كنار انتشار اين آمار كه با همه جزئيات و بخشهای مختلف ارائه كرده است، يک اشاره كوچكی هم به آمار تورم نقطه به نقطه داشته است كه نسبت به سال گذشته مرداد ماه ٢٤٫٢ درصد افزايش داشته و ديگر هيچ جزئياتی از آمار تورم نقطه به نقطه در گروههای مختلف منتشر نكرده است. اين درحالی است كه به دليل اينكه در آغاز دوره افزايش قيمتها هستيم، اين شاخص تورم نقطه به نقطه و نه ميانگين ساليانه است كه اهميت داشته و همين آمار كوتاه نشان میدهد كه تورم نقطه به نقطه يا تغييرات قيمتها در يک ماه نسبت به ماه مشابه در سال قبل از ١٨ درصد تيرماه به ٢٤٫٢ افزايش داشته است.
❇️واقعيت اين است كه آمار تورم در ايران همچنان آمار قابل اعتنا و معتبری است اگر:
🔹به آمار تورمهای رسمى اعلامى به عنوان شاخصی از ميانگين تغييرات قيمت فقط در ٣٨٦ قلم كالا و خدمت كه به نظر بيشترين مصرف مشترک در بين مردم ايران را دارند توجه شود كه با تورمى كه تک تک آحاد مردم تجربه میكند مىتواند كاملا متفاوت باشد.
🔹در هر دوره بسته به رفتار افزايشی يا كاهشی قيمتها به شاخص تورمى با اهميت آن دوره، مثل تورم نقطه به نقطه در اين ماهها يا تورمهای توليدكننده به عنوان عامل پيشنگر تغييرات قيمتهای آينده توجه شود.
🔹در خود شاخص تورم هم گروههای مختلف، تغييرات متفاوتی داشته كه اين تغييرات با وزن هاب مختلف شاخص كل را تغيير میدهند و مثلا تغييرات قيمت در گروه خوراكىها و آشاميدنىها يا اجاره مسكن نبايد به جاى شاخص تورم كل كه ميانگين همه گروهها است تعبير و تفسير شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻سيامک قاسمى
🔹یک اصل اقتصادی وجود دارد که ما به تعداد خانوارهای ایرانی نرخ تورم داریم. یعنی هر خانوار ایرانی بسته به سبد محصولات و خدماتی که استفاده میکند نرخهای تورم مختلفی را تجربه میکنند و این کلید نامانوس بودن نرخهای تورم رسمى اعلامی با احساس مردم از نرخ تورم است. نرخ تورم رسمی که توسط نهادهای آماری کشور مثل بانک مركزى محاسبه و اعلام میشود تنها میانگین تغییرات قیمت ۳۸٦ قلم کالا و خدمت است که با نمونهگیری از بین ۱۷٦٠٠ خانوار ايرانى در سطح كشور از مجموع بیش از بیست میلیون خانوار ایرانی محاسبه میشود . پس بدیهی است که به عنوان مثال نرخ تورمی که یک خانوار در منطقه يک تهران تجربه میکند با نرخ تورم یک خانوار روستایی سيستانى و با نرخ تورم رسمی اعلامى کشور كاملا متفاوت باشد.
🔸اما واقعیت این است که سیاستمدارها هم در بيان همين نرخ تورم رسمی اعلامى بر اساس منافع شان بازی میکنند. مثلا در دو مدل محاسبه تورم نقطه به نقطه و میانگین سالیانه به دلیل نحوه محاسبهشان، تورم نقطه به نقطه خیلی سریعتر تغییرات قیمتی را چه در دوره افزایش تورم و چه در دوره کاهش قيمتها نشان میدهد و تورم عمومی ميانگين ساليانه با یک فاصله زمانی زیاد نسبت به تغییرات واکنش نشان میدهد.
🔸اینگونه است که سیاستمدارها از جمله در دولت يازدهم در سالهای ٩٣ تا ٩٥ در دوره کاهش نرخ تورم همواره با هیجان در سخنرانىها به کاهش نرخ تورم نقطه به نقطه اشاره میکردند و در دوره افزايش قيمتها و افزايش نرخ تورم مثل اين هفتههاى اخير، سياستمدارها در سخنرانىها و گزارشهاى خود به نرخهای تورم ميانگين ساليانه كه هنوز تغييرات قابل توجهی را به دليل مدل محاسبه تجربه نكرده است اشاره مىكنند.
🔹بر همين اساس بانک مركزى امروز نرخ تورم مرداد ماه را كه همان نرخ تورم ميانگين ساليانه است ۱۱٫۵ درصد ارائه كرده است و شايد اولين واكنش توده مردم به اين نرخ به دليل تجربه افزايش قيمتها در هفتههای اخير، غيرواقعی و آمارسازی دانستن اين آمار است. اما بانک مركزى در كنار انتشار اين آمار كه با همه جزئيات و بخشهای مختلف ارائه كرده است، يک اشاره كوچكی هم به آمار تورم نقطه به نقطه داشته است كه نسبت به سال گذشته مرداد ماه ٢٤٫٢ درصد افزايش داشته و ديگر هيچ جزئياتی از آمار تورم نقطه به نقطه در گروههای مختلف منتشر نكرده است. اين درحالی است كه به دليل اينكه در آغاز دوره افزايش قيمتها هستيم، اين شاخص تورم نقطه به نقطه و نه ميانگين ساليانه است كه اهميت داشته و همين آمار كوتاه نشان میدهد كه تورم نقطه به نقطه يا تغييرات قيمتها در يک ماه نسبت به ماه مشابه در سال قبل از ١٨ درصد تيرماه به ٢٤٫٢ افزايش داشته است.
❇️واقعيت اين است كه آمار تورم در ايران همچنان آمار قابل اعتنا و معتبری است اگر:
🔹به آمار تورمهای رسمى اعلامى به عنوان شاخصی از ميانگين تغييرات قيمت فقط در ٣٨٦ قلم كالا و خدمت كه به نظر بيشترين مصرف مشترک در بين مردم ايران را دارند توجه شود كه با تورمى كه تک تک آحاد مردم تجربه میكند مىتواند كاملا متفاوت باشد.
🔹در هر دوره بسته به رفتار افزايشی يا كاهشی قيمتها به شاخص تورمى با اهميت آن دوره، مثل تورم نقطه به نقطه در اين ماهها يا تورمهای توليدكننده به عنوان عامل پيشنگر تغييرات قيمتهای آينده توجه شود.
🔹در خود شاخص تورم هم گروههای مختلف، تغييرات متفاوتی داشته كه اين تغييرات با وزن هاب مختلف شاخص كل را تغيير میدهند و مثلا تغييرات قيمت در گروه خوراكىها و آشاميدنىها يا اجاره مسكن نبايد به جاى شاخص تورم كل كه ميانگين همه گروهها است تعبير و تفسير شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
توصیه های کارشناس اقتصادی؛ پیرامون حفظ اموال و دارایی هایمان*
✅ رابطه نرخ ارز را با ارزش دارایی هایمان جدی بگیریم
ما کشوری هستیم که بخش عمده ای از کالاهایمان از طریق واردات تامین میشود.
✅ مواظب وسایل خانه از جمله کولر، یخچال، تلوزیون و سایر دستگاهها باشیم.
در صورتیکه از آنها بدقت بهره برداری نکنیم معلوم نیست در آینده قدرت خرید و جایگزینی آنها را داشته باشیم.
حتی هزینه تعمیر آنها ممکن است بلحاظ مالی ما را دچار مشکلات فراوان نماید.
✅مواظب خودروی خود باشیم فرقی نمیکند که ماشینی که زیر پایمان است خارجی یا ساخت داخل باشد.
بهرحال قیمت خودرو بشدت تحت تاثیر نوسانات نرخ ارز می باشد.
✅ گوشی همراهی که در دستتان است را بخوبی مواظبت کنید معلوم نیست دیگر بتوانیم شبیه به این گوشی را برای خود تهیه کنید!
✅ اگ در خانه ای سکونت دارید که ملکی است و متعلق بخودتان است حتما بدانید این باارزشترین دارایی شماست.
پس از هرگونه ریسک غیرمنطقی از جمله فروش و یا معاوضه پرهیز کنید و بدانید در صورت از دست دادن آن زندگی فلاکت باری خواهید داشت.
✅ اگر در بورس سهام فعالیت دارید و یا خیال دارید که در این بخش ورود کنید باید بدانید که در صورتیکه ارزش سهامتان کاهش یابد بسختی توان جبران آنرا خواهید داشت پس بسیار دقت کنید.
✅ اگر مقداری نقدینگی دارید که سودای خرید و فروش دلار و سکه بسرتان زده است باز هم تجدید نظر کنید و تامل را سرلوحه کار خود قرار دهید.
پیش بینی آینده در حال حاضر بسیار سخت و ناممکن است.
✅ اگر شغلی داریم که شاید از آن رضایت کاملی هم نداشته باشیم ولی این را بدانیم که الان میلیونها نفر از این نعمت برخوردار نیستند.
پس محکم بکارتان بچسبید و از بلندپروازی دست بردارید و این را بخاطر داشته باشید که شغل شما نه فقط محل ارتزاق شماست بلکه با روح و روان شما در رابطه است!
کلا توصیه ما در این شرایط ناپایدار اقتصادی یک چیز بیشتر نیست:
*استفاده درست از دارایی ها و احتیاط، احتیاط و باز هم احتیاط!!*
منبع: اقتصاد امروز
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ رابطه نرخ ارز را با ارزش دارایی هایمان جدی بگیریم
ما کشوری هستیم که بخش عمده ای از کالاهایمان از طریق واردات تامین میشود.
✅ مواظب وسایل خانه از جمله کولر، یخچال، تلوزیون و سایر دستگاهها باشیم.
در صورتیکه از آنها بدقت بهره برداری نکنیم معلوم نیست در آینده قدرت خرید و جایگزینی آنها را داشته باشیم.
حتی هزینه تعمیر آنها ممکن است بلحاظ مالی ما را دچار مشکلات فراوان نماید.
✅مواظب خودروی خود باشیم فرقی نمیکند که ماشینی که زیر پایمان است خارجی یا ساخت داخل باشد.
بهرحال قیمت خودرو بشدت تحت تاثیر نوسانات نرخ ارز می باشد.
✅ گوشی همراهی که در دستتان است را بخوبی مواظبت کنید معلوم نیست دیگر بتوانیم شبیه به این گوشی را برای خود تهیه کنید!
✅ اگ در خانه ای سکونت دارید که ملکی است و متعلق بخودتان است حتما بدانید این باارزشترین دارایی شماست.
پس از هرگونه ریسک غیرمنطقی از جمله فروش و یا معاوضه پرهیز کنید و بدانید در صورت از دست دادن آن زندگی فلاکت باری خواهید داشت.
✅ اگر در بورس سهام فعالیت دارید و یا خیال دارید که در این بخش ورود کنید باید بدانید که در صورتیکه ارزش سهامتان کاهش یابد بسختی توان جبران آنرا خواهید داشت پس بسیار دقت کنید.
✅ اگر مقداری نقدینگی دارید که سودای خرید و فروش دلار و سکه بسرتان زده است باز هم تجدید نظر کنید و تامل را سرلوحه کار خود قرار دهید.
پیش بینی آینده در حال حاضر بسیار سخت و ناممکن است.
✅ اگر شغلی داریم که شاید از آن رضایت کاملی هم نداشته باشیم ولی این را بدانیم که الان میلیونها نفر از این نعمت برخوردار نیستند.
پس محکم بکارتان بچسبید و از بلندپروازی دست بردارید و این را بخاطر داشته باشید که شغل شما نه فقط محل ارتزاق شماست بلکه با روح و روان شما در رابطه است!
کلا توصیه ما در این شرایط ناپایدار اقتصادی یک چیز بیشتر نیست:
*استفاده درست از دارایی ها و احتیاط، احتیاط و باز هم احتیاط!!*
منبع: اقتصاد امروز
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔍 شاخص پیچیدگی اقتصادی کشورها
📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی، بیانگر میزان و تنوع سبد صادراتی یک کشور است. بررسی ها نشان داده است کشورهایی که علاوه بر داشتن تنوع محصولات دارای محصولات پیچیده تولیدی نیز می باشند، معمولا از لحاظ اقتصادی پیشرفته تر هستند و یا انتظار می رود که رشد اقتصادی سریعتری را در آینده نزدیک تجریه نمایند. بنابراین "شاخص پیچیدگی اقتصادی" را می توان به عنوان معیاری از "توسعه اقتصادی" در نظر گرفت.
📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی همچنین میزان دانش و مهارت را با توجه به قابلیت ها و توانایی های دانش محور بودن کشورها در تولید و نهایتا تولید کالاهای پیچیده نشان می دهد. کشورهای با اقتصاد پیچیده از طریق ادغام حجم زیادی از دانش و مهارت های مرتبط در قالب شبکه های بزرگ و پیچیده، این توانایی را به دست خواهد آورد تا مجموعه متنوعی از کالاهای دانش بر را تولید نمایند. این در حالی است که کشورهای با اقتصاد غیر پیچیده فقط توانایی تولید کالاهای ساده یا به عبارتی کالاهای کاربر و سرمایه بر را خواهند داشت. لذا کالاهای فراگیر دارای قدرت رقابت کمتری در سطح بین المللی هستند.
🔖در نتیجه پی بردن به اینکه چه کالاهایی از سطح پیچیدگی بالایی برخوردارند را می توان در شاخصی تحت عنوان "شاخص پیچیدگی محصول" یافت. همچنین محصولات پیچیده متضمن دانش و مهارت بیشتری نسبت به محصولات فراگیر هستند، بنابراین از آنجایی که شاخص پیچیدگی اقتصادی بر حسب پیچیدگی و فراگیری محصولات به دست می آید بالتبع حجم انباشت دانش و مهارت موجود در جامعه را نیز نشان می دهد./ پیچیدگی اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی، بیانگر میزان و تنوع سبد صادراتی یک کشور است. بررسی ها نشان داده است کشورهایی که علاوه بر داشتن تنوع محصولات دارای محصولات پیچیده تولیدی نیز می باشند، معمولا از لحاظ اقتصادی پیشرفته تر هستند و یا انتظار می رود که رشد اقتصادی سریعتری را در آینده نزدیک تجریه نمایند. بنابراین "شاخص پیچیدگی اقتصادی" را می توان به عنوان معیاری از "توسعه اقتصادی" در نظر گرفت.
📈 شاخص پیچیدگی اقتصادی همچنین میزان دانش و مهارت را با توجه به قابلیت ها و توانایی های دانش محور بودن کشورها در تولید و نهایتا تولید کالاهای پیچیده نشان می دهد. کشورهای با اقتصاد پیچیده از طریق ادغام حجم زیادی از دانش و مهارت های مرتبط در قالب شبکه های بزرگ و پیچیده، این توانایی را به دست خواهد آورد تا مجموعه متنوعی از کالاهای دانش بر را تولید نمایند. این در حالی است که کشورهای با اقتصاد غیر پیچیده فقط توانایی تولید کالاهای ساده یا به عبارتی کالاهای کاربر و سرمایه بر را خواهند داشت. لذا کالاهای فراگیر دارای قدرت رقابت کمتری در سطح بین المللی هستند.
🔖در نتیجه پی بردن به اینکه چه کالاهایی از سطح پیچیدگی بالایی برخوردارند را می توان در شاخصی تحت عنوان "شاخص پیچیدگی محصول" یافت. همچنین محصولات پیچیده متضمن دانش و مهارت بیشتری نسبت به محصولات فراگیر هستند، بنابراین از آنجایی که شاخص پیچیدگی اقتصادی بر حسب پیچیدگی و فراگیری محصولات به دست می آید بالتبع حجم انباشت دانش و مهارت موجود در جامعه را نیز نشان می دهد./ پیچیدگی اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چرایی رشد نقدینگی: انقباضی یا انبساطی؟
✍🏻 علی سعدوندی
استاد معزز جناب دکتر طبیبیان در نوشته زیر به مجلس نهیب می زنند چرا به ریشه افزایش نرخ ارز که رشد نقدنگی است توجه نمی کنند. این نکته ایشان کاملا صحیح است. اما در کمال تعجب «بودجه های انبساطی» مجلس را عامل افزایش نقدینگی دانسته اند. این برداشت ایشان مطلقا با واقعیت تطبیق ندارد چرا که مجلس در همراهی کامل با دولت محترم در 5 سال گذشته به بودجه های انقباضی رای داد. در واقع حذف بودجه عمرانی یکی از علل وقوع همزمان تورم و رکود بوده است.
برداشت جناب دکتر این است که افزایش نقدینگی تنها از دریچه کسری بودجه دولت ممکن است. حال آنکه این بار اولا بخشی از افزایش پایه پولی ناشی از اضافه برداشت بانکها از منابع بانک مرکزی بوده است و ثانیا واگرایی وسیعی میان نقدینگی و پایه پولی دیده می شود که دلیل آن بیش از هر چیز افزایش معوقات و نبود مکانیسم «حذف پول» در اقتصاد است. به عبارت دیگر «سیاست های انقباضی» به تعمیق رکود انجامید که ورشکستگی بسیاری از بنگاههای تجاری و تولیدی را موجب شد و همین عامل انباشت مطالبات معوق را در پی داشت. معوقات از طریق امهال و ایجاد دارایی موهوم موقتا مخفی شد و این در حالی بود که در سمت بدهی های ترازنامه بانکها سود های موهومی کلان به سپرده ها تعلق می گرفت که ناشی از افزایش نرخ بهره به سبب سیاست های انقباضی بود. پس در هر دو طرف ترازنامه بانکها رشد نقدینگی تشدید شد.
واقعیت این است که شرایط خطیر فعلی به سبب نگرش تک بعدی به اقتصاد و نپذیرفتن دیدگاه های رقیب خادث شد./ نیک گفتار
@Neekgoftaar
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 علی سعدوندی
استاد معزز جناب دکتر طبیبیان در نوشته زیر به مجلس نهیب می زنند چرا به ریشه افزایش نرخ ارز که رشد نقدنگی است توجه نمی کنند. این نکته ایشان کاملا صحیح است. اما در کمال تعجب «بودجه های انبساطی» مجلس را عامل افزایش نقدینگی دانسته اند. این برداشت ایشان مطلقا با واقعیت تطبیق ندارد چرا که مجلس در همراهی کامل با دولت محترم در 5 سال گذشته به بودجه های انقباضی رای داد. در واقع حذف بودجه عمرانی یکی از علل وقوع همزمان تورم و رکود بوده است.
برداشت جناب دکتر این است که افزایش نقدینگی تنها از دریچه کسری بودجه دولت ممکن است. حال آنکه این بار اولا بخشی از افزایش پایه پولی ناشی از اضافه برداشت بانکها از منابع بانک مرکزی بوده است و ثانیا واگرایی وسیعی میان نقدینگی و پایه پولی دیده می شود که دلیل آن بیش از هر چیز افزایش معوقات و نبود مکانیسم «حذف پول» در اقتصاد است. به عبارت دیگر «سیاست های انقباضی» به تعمیق رکود انجامید که ورشکستگی بسیاری از بنگاههای تجاری و تولیدی را موجب شد و همین عامل انباشت مطالبات معوق را در پی داشت. معوقات از طریق امهال و ایجاد دارایی موهوم موقتا مخفی شد و این در حالی بود که در سمت بدهی های ترازنامه بانکها سود های موهومی کلان به سپرده ها تعلق می گرفت که ناشی از افزایش نرخ بهره به سبب سیاست های انقباضی بود. پس در هر دو طرف ترازنامه بانکها رشد نقدینگی تشدید شد.
واقعیت این است که شرایط خطیر فعلی به سبب نگرش تک بعدی به اقتصاد و نپذیرفتن دیدگاه های رقیب خادث شد./ نیک گفتار
@Neekgoftaar
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ مذاکره یا تحریم ؟
✍🏻 مرتضی ایمانی راد
همان طور که تا کنون بیان شده است، ایران قرار نیست در مذاکرات تحریمی شرکت کند و بنابراین میتوان نتیجه گرفت که تحریم ها از ماه نوامبر در ایران شروع خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران هم ممکن است بدش نیاید که وقت کشی کند تا تحولات آتی مساله تحریمها را ضعیف کند. هر چند که ابتکارات دولت در اعمال قدرت در شرایط تحریمی نقطه مهمی است ، ولی چهار رویداد که در آینده رخ خواهند داد می تواند تحریمها را به نوعی برگرداند. با توجه به اینکه این رویدادها دارای احتمال تحقق کمی هستند، بنابراین میتوان به نتیجه رسید که تحریمها از ماه نوامبر آغاز می شوند و چون اثر اعمال تحریمها یکباره نیست، به تدریج که به پایان سال نزدیک می شویم فشار تحریم ها هم بر بازار ارز و هم بر متغیرهای حساس اقتصادی بیشتر می شود. بنابراین پیش بینی متغیرهای اقتصادی در شش ماهه دوم سال باید در این چارچوب مورد توجه قرار گیرد.
این رویدادها به شرح زیرند:
اول ، ترامپ استیضاح شود که تا حتی یک یا دو درصد هم احتمال ندارد. تا کنون هیچ رییس جمهوری در امریکا استیضاح نشده است که منجر به برکناری او شده باشد. استیضاح در امریکا دارای مراحل بسیار پیچیده ای است . بنابراین نمیتوان به این رویداد دل بست.
دوم، در انتخابات نوامبر اکثریت مجلس دست دمکراتها بیفتد، که اینهم احتمال کمی دارد. مهم مجلس سنا است که صاحب نظران سیاسی احتمال کمی می دهند که سنا در اختیار دمکراتها قرار گیرد.
سوم، با یک لابی قوی، مخالفان سیاستهای ترامپ به طور هماهنگ از ایران دفاع کنند، که به نظر احتمالش پایین است. هر یک از کشورهای مورد بحث دارای منافع کاملا عمده و مشخصی با امریکا دارند و در تعاملات بین المللی دنبال حل مساله ایران نیستند، بلکه منافع خودشان در ارجحیت است.
و چهارم، به انتخابات بعدی ریاست جمهوری کشیده شود و ترامپ نتواند انتخاب شود که اگر احتمال بالایی داشته باشد، خیلی دیر است. از آن گذشته بر عکس تصویری که در ایران هست ، ترامپ دارای مقبولیت نسبتا خوبی در امریکا است. بخش مالی و پولی امریکا ، بازارهای سهام ، اوراق قرضه و کالاها و در مجموع بخش کسب و کار در امریکا حمایت جدی از ترامپ دارد. توجه داشته باشیم که چند ماه است که شاخص بورس امریکا مرتب رکورد تاریخی را میشکند و طول دوره رونق بازارهای بورس در این بار ( یعنی بعد از سال ۲۰۰۸ ) تبدیل به طولانی ترین دوران رونق در تاریخ امریکا شده است./ بامداد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مرتضی ایمانی راد
همان طور که تا کنون بیان شده است، ایران قرار نیست در مذاکرات تحریمی شرکت کند و بنابراین میتوان نتیجه گرفت که تحریم ها از ماه نوامبر در ایران شروع خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران هم ممکن است بدش نیاید که وقت کشی کند تا تحولات آتی مساله تحریمها را ضعیف کند. هر چند که ابتکارات دولت در اعمال قدرت در شرایط تحریمی نقطه مهمی است ، ولی چهار رویداد که در آینده رخ خواهند داد می تواند تحریمها را به نوعی برگرداند. با توجه به اینکه این رویدادها دارای احتمال تحقق کمی هستند، بنابراین میتوان به نتیجه رسید که تحریمها از ماه نوامبر آغاز می شوند و چون اثر اعمال تحریمها یکباره نیست، به تدریج که به پایان سال نزدیک می شویم فشار تحریم ها هم بر بازار ارز و هم بر متغیرهای حساس اقتصادی بیشتر می شود. بنابراین پیش بینی متغیرهای اقتصادی در شش ماهه دوم سال باید در این چارچوب مورد توجه قرار گیرد.
این رویدادها به شرح زیرند:
اول ، ترامپ استیضاح شود که تا حتی یک یا دو درصد هم احتمال ندارد. تا کنون هیچ رییس جمهوری در امریکا استیضاح نشده است که منجر به برکناری او شده باشد. استیضاح در امریکا دارای مراحل بسیار پیچیده ای است . بنابراین نمیتوان به این رویداد دل بست.
دوم، در انتخابات نوامبر اکثریت مجلس دست دمکراتها بیفتد، که اینهم احتمال کمی دارد. مهم مجلس سنا است که صاحب نظران سیاسی احتمال کمی می دهند که سنا در اختیار دمکراتها قرار گیرد.
سوم، با یک لابی قوی، مخالفان سیاستهای ترامپ به طور هماهنگ از ایران دفاع کنند، که به نظر احتمالش پایین است. هر یک از کشورهای مورد بحث دارای منافع کاملا عمده و مشخصی با امریکا دارند و در تعاملات بین المللی دنبال حل مساله ایران نیستند، بلکه منافع خودشان در ارجحیت است.
و چهارم، به انتخابات بعدی ریاست جمهوری کشیده شود و ترامپ نتواند انتخاب شود که اگر احتمال بالایی داشته باشد، خیلی دیر است. از آن گذشته بر عکس تصویری که در ایران هست ، ترامپ دارای مقبولیت نسبتا خوبی در امریکا است. بخش مالی و پولی امریکا ، بازارهای سهام ، اوراق قرضه و کالاها و در مجموع بخش کسب و کار در امریکا حمایت جدی از ترامپ دارد. توجه داشته باشیم که چند ماه است که شاخص بورس امریکا مرتب رکورد تاریخی را میشکند و طول دوره رونق بازارهای بورس در این بار ( یعنی بعد از سال ۲۰۰۸ ) تبدیل به طولانی ترین دوران رونق در تاریخ امریکا شده است./ بامداد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ افسانه را دور بریزید، بازار شکست نمی خورد!
یکی از مواردی که منتقدان اقتصاد بازار روی آن انگشت می گذارند اینست که مدل تخیلی به نام رقابت کامل (با فرضیه هایی مانند تعداد زیاد فروشنده و خریدار در بازار، همگن بودن کالای مورد مبادله، هزینه ناچیز ورود و خروج از بازار و اطلاعات کامل فروشنده و خریدار) را در نظر می گیرند و بعد از آنجا که رقابت در دنیای واقعی با این الگو خیالی آرمانی متفاوت است، نتیجه می گیرند که دولت باید مداخله کند تا کار بسامان شود.
گوش اتریشی جماعت که از ابتدا هم به این حرف ها بدهکار نبود، فون هایک بزرگ زمانی گفته بود مدل رقابت کامل به دلیل اینکه بسیاری از ویژگی های دنیای واقعی (مانند نوآوری، تبلیغات و قیمت شکنی) را ندیده می گیرد اساسا رقابت به شمار نمی آید و انگیزه ای برای بهبود محصول و قیمت به وجود نمی آورد. اما همچنان مضمون "شکست بازار" از سرفصل های کتاب های رسمی اقتصاد است و به ویژه در مورد "عدم تقارن اطلاعات فروشنده و خریدار" (یعنی یکسان نبودن اطلاعات در مورد محصول در دو سوی عرضه و تقاضا) تاکید زیادی می شود.
در مشهورترین فقره "عدم تقارن اطلاعات" (در مورد بازار خودروهای دست دوم) گفته می شد از آنجا که اغلب فروشنده اطلاعات بیشتری از خریدار دارد، پس می تواند او را به اشتباه بیندازد و به اصطلاح عوام جنس را به او بیندازد. همین جاهل بودن خریدار باعث می شود به تدریج فروشندگان صادق پایشان را از بازار بیرون بکشند و کار دست شیادان بیفتد (اگر بازار آن به طور کلی ور نیفتد). اما می بینیم که این بازار همچنان وجود دارد و کارایی خوبی هم نشان می دهد، راه هایی همچون ارائه ضمانت و سیاست هایی برای پس گرفتن کالا و وجه پرداختی و همچنین حضور ارزیابان مستقل برای حل این مشکل به وجود آمده است.
اما اجازه دهید ادعا کنیم این "عدم تقارن اطلاعات" نه تنها بد نیست، بلکه مبنای مبادله هم به شمار می آید. جامعه بشری بر اساس تقسیم کار شکل گرفته است، یعنی هر کس کاری خاص را انجام می دهد و در مورد کارش بیش از دیگران اطلاعات دارد و سپس محصولش را با دیگران مبادله می کند و چیزی که به نظرش ارزش بیشتری دارد را به دست می آورد (عدم تقارن). اگر اطلاعات دو طرف کاملا یکی باشد اساسا مبادله ای انجام نمی شود و بازاری شکل نمی گیرد. در واقع در "همه" بازارها عدم تقارن وجود دارد و منحصر به خودروهای دست دوم نیست؛ سازنده خانه از آن بیشتر اطلاعات دارد یا خریدار آن؟ مشتری گوشت بیشتر اطلاعات دارد یا دامدار؟ کدام مبادله را سراغ دارید که در آن با "عدم تقارن اطلاعات" مواجه نباشیم؟ اینها نتیجه طبیعی تقسیم کار در جامعه است.
وانگهی یادمان نرود که رقابت پویا ست و فروشنده ناصادق در مقابل صادق ترها دوام نمی آورد، رقابت بی صداقتی را از بین نمی برد، ولی آن را کیفر می دهد. خوشنامی و حسن شهرت بزرگترین سرمایه اهالی بازار است. پس برای "عدم تقارن اطلاعات" در بازار نباید نگران بود، مشکل جای دیگری است: دولت!
در دولت است که "عدم تقارن اطلاعات" تبدیل به مصیبت می شود، شهروندان سر از کار سیاسیون در نمی آورند و آنها هر کار که بخواهند از جنگ گرفته تا چپاول اموال دیگران را به صلاحدید خود و به بهانه "خیر عمومی" انجام می دهند؛ دموکراسی و رای دادن حتی در دموکراسی های پیشرو هم دردی را دوا نمی کند، در بازار بی صداقتی کیفر می بیند و در سیاست از لوازم کار است. اگر نگران "عدم تقارن اطلاعات" هستید، چاره اش سپردن کار به یک نهاد غارتگر نیست، باید به بازار اعتماد کنید. والله اعلم./ راهبرد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
یکی از مواردی که منتقدان اقتصاد بازار روی آن انگشت می گذارند اینست که مدل تخیلی به نام رقابت کامل (با فرضیه هایی مانند تعداد زیاد فروشنده و خریدار در بازار، همگن بودن کالای مورد مبادله، هزینه ناچیز ورود و خروج از بازار و اطلاعات کامل فروشنده و خریدار) را در نظر می گیرند و بعد از آنجا که رقابت در دنیای واقعی با این الگو خیالی آرمانی متفاوت است، نتیجه می گیرند که دولت باید مداخله کند تا کار بسامان شود.
گوش اتریشی جماعت که از ابتدا هم به این حرف ها بدهکار نبود، فون هایک بزرگ زمانی گفته بود مدل رقابت کامل به دلیل اینکه بسیاری از ویژگی های دنیای واقعی (مانند نوآوری، تبلیغات و قیمت شکنی) را ندیده می گیرد اساسا رقابت به شمار نمی آید و انگیزه ای برای بهبود محصول و قیمت به وجود نمی آورد. اما همچنان مضمون "شکست بازار" از سرفصل های کتاب های رسمی اقتصاد است و به ویژه در مورد "عدم تقارن اطلاعات فروشنده و خریدار" (یعنی یکسان نبودن اطلاعات در مورد محصول در دو سوی عرضه و تقاضا) تاکید زیادی می شود.
در مشهورترین فقره "عدم تقارن اطلاعات" (در مورد بازار خودروهای دست دوم) گفته می شد از آنجا که اغلب فروشنده اطلاعات بیشتری از خریدار دارد، پس می تواند او را به اشتباه بیندازد و به اصطلاح عوام جنس را به او بیندازد. همین جاهل بودن خریدار باعث می شود به تدریج فروشندگان صادق پایشان را از بازار بیرون بکشند و کار دست شیادان بیفتد (اگر بازار آن به طور کلی ور نیفتد). اما می بینیم که این بازار همچنان وجود دارد و کارایی خوبی هم نشان می دهد، راه هایی همچون ارائه ضمانت و سیاست هایی برای پس گرفتن کالا و وجه پرداختی و همچنین حضور ارزیابان مستقل برای حل این مشکل به وجود آمده است.
اما اجازه دهید ادعا کنیم این "عدم تقارن اطلاعات" نه تنها بد نیست، بلکه مبنای مبادله هم به شمار می آید. جامعه بشری بر اساس تقسیم کار شکل گرفته است، یعنی هر کس کاری خاص را انجام می دهد و در مورد کارش بیش از دیگران اطلاعات دارد و سپس محصولش را با دیگران مبادله می کند و چیزی که به نظرش ارزش بیشتری دارد را به دست می آورد (عدم تقارن). اگر اطلاعات دو طرف کاملا یکی باشد اساسا مبادله ای انجام نمی شود و بازاری شکل نمی گیرد. در واقع در "همه" بازارها عدم تقارن وجود دارد و منحصر به خودروهای دست دوم نیست؛ سازنده خانه از آن بیشتر اطلاعات دارد یا خریدار آن؟ مشتری گوشت بیشتر اطلاعات دارد یا دامدار؟ کدام مبادله را سراغ دارید که در آن با "عدم تقارن اطلاعات" مواجه نباشیم؟ اینها نتیجه طبیعی تقسیم کار در جامعه است.
وانگهی یادمان نرود که رقابت پویا ست و فروشنده ناصادق در مقابل صادق ترها دوام نمی آورد، رقابت بی صداقتی را از بین نمی برد، ولی آن را کیفر می دهد. خوشنامی و حسن شهرت بزرگترین سرمایه اهالی بازار است. پس برای "عدم تقارن اطلاعات" در بازار نباید نگران بود، مشکل جای دیگری است: دولت!
در دولت است که "عدم تقارن اطلاعات" تبدیل به مصیبت می شود، شهروندان سر از کار سیاسیون در نمی آورند و آنها هر کار که بخواهند از جنگ گرفته تا چپاول اموال دیگران را به صلاحدید خود و به بهانه "خیر عمومی" انجام می دهند؛ دموکراسی و رای دادن حتی در دموکراسی های پیشرو هم دردی را دوا نمی کند، در بازار بی صداقتی کیفر می بیند و در سیاست از لوازم کار است. اگر نگران "عدم تقارن اطلاعات" هستید، چاره اش سپردن کار به یک نهاد غارتگر نیست، باید به بازار اعتماد کنید. والله اعلم./ راهبرد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
خطای ارزی رییسجمهور را
چه کسانی به او تحمیل کردند؟
🔴پاسخهای امروز رییسجمهور به سؤالات ارزی مجلس، شباهت کامل به تحلیلهای غلطی داشت که در برخی از دستگاههای اقتصادی (از جمله بانک مرکزی) تولید و منتشر شده است و آدرس خطای ارزی را لو میدهد.
🔴به نظر میرسد علاوه بر مخالفان سیاسی که با جریانسازی علیه اقتصاددانان و کارشناسان دلسوز سعی کردند بین دولت و محافل کارشناسی فاصله بیاندازند برخی از فرصتطلبان مستقر در پستهای اقتصادی هم تلاش کردند از این آب گلآلود ماهی بگیرند و برای تحکیم موقعیت خود و حذف نگاه علمی از نظام تصمیمگیری با مخالفان سیاسی همراه شوند.
🔴اسم رمز حذف اقتصاددانان دلسوز از تیم اقتصادی، برچسب «نئولیبرالیسم» بود که حلقه اتصال فرصتطلبان با مخالفان سیاسی شد. البته طبیعی است که مخالفان سیاسی در خبرگزاریها و سایتهای خود از این حربه برای تضعیف دولت استفاده کنند اما این استراتژی هرگز نمیتوانست کارنامه اقتصادی دولت را اینگونه به شکست بکشاند اگر فرصتطلبان نفوذی در تیم اقتصادی هوس میوهچینی از آن نمیکردند.
🔴به نظر میرسد در هفتههای اخیر مجددا این همکاری فرصتطلبان با مخالفان سیاسی در جهت تضعیف رییسکل جدید بانک مرکزی که توانسته است سرکشی دلار را نسبتا مهار کرده و ثبات نسبی را بر بازار ارز حاکم کند آغاز شده است. ناظران امور امروز از مشاهده ردپای همکاری برخی مدیران سابق بانک مرکزی با خبرگزاریهای مخالف دولت علیه همتی خبر دادهاند که با همان اسم رمز «نئولیبرالیسم» انجام شده است.
🔴با صحبتهای امروز رییسجمهور در مجلس معلوم شد که خاستگاه تحلیلهای غلط دولت در خصوص «علل التهاب ارزی در پایان سال گذشته» مطالبی است که در ارگان اصلی بانک مرکزی منتشر شده است (در صورت تداوم لجنپراکنی علیه رییسکل جدید بانک مرکزی و اقتصاددانان دلسوز به زودی این مطالب منتشر خواهد شد) و نکته جالب اینکه جریانسازی علیه تحلیلهای صحیح ارزی نیز توسط همین جریان هدایت شده است!
🔴یکی از اقتصاددانان در یکی از گروههای تلگرامی به نکته جالبی اشاره و نوشته است: هر جا اسم رمز «نئولیبرالیسم» را دیدید بدانید که هدف اصلی، فاصله انداختن بین دولت با کارشناسان دلسوز (دارای تفکرات مختلف) است که باعث حذف نگاه کارشناسی از دولت طی سه سال گذشته شده است./ مجله اقتصاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
چه کسانی به او تحمیل کردند؟
🔴پاسخهای امروز رییسجمهور به سؤالات ارزی مجلس، شباهت کامل به تحلیلهای غلطی داشت که در برخی از دستگاههای اقتصادی (از جمله بانک مرکزی) تولید و منتشر شده است و آدرس خطای ارزی را لو میدهد.
🔴به نظر میرسد علاوه بر مخالفان سیاسی که با جریانسازی علیه اقتصاددانان و کارشناسان دلسوز سعی کردند بین دولت و محافل کارشناسی فاصله بیاندازند برخی از فرصتطلبان مستقر در پستهای اقتصادی هم تلاش کردند از این آب گلآلود ماهی بگیرند و برای تحکیم موقعیت خود و حذف نگاه علمی از نظام تصمیمگیری با مخالفان سیاسی همراه شوند.
🔴اسم رمز حذف اقتصاددانان دلسوز از تیم اقتصادی، برچسب «نئولیبرالیسم» بود که حلقه اتصال فرصتطلبان با مخالفان سیاسی شد. البته طبیعی است که مخالفان سیاسی در خبرگزاریها و سایتهای خود از این حربه برای تضعیف دولت استفاده کنند اما این استراتژی هرگز نمیتوانست کارنامه اقتصادی دولت را اینگونه به شکست بکشاند اگر فرصتطلبان نفوذی در تیم اقتصادی هوس میوهچینی از آن نمیکردند.
🔴به نظر میرسد در هفتههای اخیر مجددا این همکاری فرصتطلبان با مخالفان سیاسی در جهت تضعیف رییسکل جدید بانک مرکزی که توانسته است سرکشی دلار را نسبتا مهار کرده و ثبات نسبی را بر بازار ارز حاکم کند آغاز شده است. ناظران امور امروز از مشاهده ردپای همکاری برخی مدیران سابق بانک مرکزی با خبرگزاریهای مخالف دولت علیه همتی خبر دادهاند که با همان اسم رمز «نئولیبرالیسم» انجام شده است.
🔴با صحبتهای امروز رییسجمهور در مجلس معلوم شد که خاستگاه تحلیلهای غلط دولت در خصوص «علل التهاب ارزی در پایان سال گذشته» مطالبی است که در ارگان اصلی بانک مرکزی منتشر شده است (در صورت تداوم لجنپراکنی علیه رییسکل جدید بانک مرکزی و اقتصاددانان دلسوز به زودی این مطالب منتشر خواهد شد) و نکته جالب اینکه جریانسازی علیه تحلیلهای صحیح ارزی نیز توسط همین جریان هدایت شده است!
🔴یکی از اقتصاددانان در یکی از گروههای تلگرامی به نکته جالبی اشاره و نوشته است: هر جا اسم رمز «نئولیبرالیسم» را دیدید بدانید که هدف اصلی، فاصله انداختن بین دولت با کارشناسان دلسوز (دارای تفکرات مختلف) است که باعث حذف نگاه کارشناسی از دولت طی سه سال گذشته شده است./ مجله اقتصاد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت شصتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت شصتم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💚
💚 [یاد کن] روزے را کہ هر گروهے از مردم را با #امام شان فرامےخوانیم. ❤
سوره اسراء، آیه ۷۱🍀
غدیری ام 💚
عید غدیر خم مبااااارک 💖🎊🎉
💚 [یاد کن] روزے را کہ هر گروهے از مردم را با #امام شان فرامےخوانیم. ❤
سوره اسراء، آیه ۷۱🍀
غدیری ام 💚
عید غدیر خم مبااااارک 💖🎊🎉
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشی از فایننشال تایمز؛
🎥 ویدیو : چه شد که پول ونزوئلا این چنین سقوط کرد؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🎥 ویدیو : چه شد که پول ونزوئلا این چنین سقوط کرد؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg