✅ فقرزُدایی در دوره تحریم
🎤 مصاحبه میثم هاشمخانی با خبرگزاری ایرنا به بهانه روز جهانی «مبارزه با فقر»
ایرنا: نوسانات اقتصادی اخیر، زندگی و معیشت بسیاری از ایرانیان، به ویژه فقرا را با چالشهای سنگینی مواجه کرده است. به بهانه روز جهانی فقر و لزوم سیاستگذاری بهینه دراین زمینه با میثم هاشم خانی، اقتصاددان و محقق حوزه فقرزُدایی به گفتگو نشستیم:
☑️ ایرنا: چه عواملی اقتصاد ملی را با چالش فعلی رو به رو کرده است؟
هاشمخانی: تحریمهای ظالمانه، در ترکیب با انباشت سیاستگذاریهای ناصحیح اقتصادی، اقتصاد ملی را با چالشهای متعددی مواجه کرده و متاسفانه بار اصلی این چالشها بر دوش آسیبپذیرترین خانوارهای کشور قرار گرفته و دولت، مسوولیتی سنگین در برابر سقوط روزافزون قدرت خرید این اقشار بر عهده دارد.
☑️ ایرنا: به نظر شما مناسبترین سیاستگذاری برای فقرزُدایی در دوره تحریم، چیست؟
هاشمخانی: در درجه نخست، باید انواع «یارانههای سیاه» (تشدیدگر فقر و نابرابری) را متوقف کرده و «یارانههای سپید» (فقر_زُدا) را جایگزین کنیم. مثلا در بهار و تابستان ۹۷، یارانه اعطاشده در قالب دلار دولتی به سفرهای خارجی، بیش از ۹.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان بوده است. با این پول میتوانستیم برای ۸ سال، در ۳۰ % محرومترین مدارس ابتدایی کشور، هفتهای ۳ وعده غذای رایگان به دانشآموزان بدهیم.
یارانه به سفرهای خارجی در قالب دلار ارزان، چیزی است که من به آن «یارانه سیاه» میگویم. یعنی یارانهای که اولا سهم عمده آن به گروههای ثروتمندتر میرسد و ثانیا، به انواع فساد دامن میزند. در نقطه مقابل، ارائه تغذیه رایگان در مدارس مناطق محروم، مصداق «یارانه سپید» است؛ زیرا اولا، بخش عمده آن به فقرا میرسد، ثانیا ریسک فساد در آن بسیار ناچیز است و ثالثا، بهطور غیرمستقیم چرخههای دیگری را در فقرزُدایی فعال میکند، مثل ترغیب خانوارهای مناطق محروم به فرستادن منظم فرزندان به مدرسه.
مثال دیگر «یارانه سیاه»، به فروش سکه طلا به قیمت دولتی مربوط میشود که در بهار امسال، بالغ بر ۱۲.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان از منابع مالی دولت را بلعید. با اختصاص این بودجه به «یارانه سپید»، میتوانستیم یارانه نقدی یکسوم از خانوارهای فقیرتر کشور را، به مدت یک سال، ۲ برابر کنیم.
☑️ ایرنا: برای فقرزُدایی در دوره تحریم، بجز بحث تبدیل «یارانه سیاه» به «یارانه سپید»، چه سیاست دیگری میتواند اجرا شود؟
هاشمخانی: در چالش اقتصادی پیش رو، میتوانیم مجموعهای از سیاستهای هوشمندانه فقرزدایی را در پیش بگیریم که با بودجه دولتی نزدیک به صفر، بهبود ملموس در معیشت بخش بزرگی از فقرا ایجاد میکنند. میتوانیم این مجموعه سیاستها را تحت عنوان برنامه ملی «فقرزُدایی با بودجه صفر» نامگذاری کنیم.
☑️ ایرنا: پیشنهاد شما درباره برنامه ملی «فقرزُدایی با بودجه صفر»، چه بخشهایی دارد؟
هاشمخانی: مثال اول به رسمیسازی و مولد_سازی مشاغل غیررسمی خردهپا، بهویژه دستفروشان و زبالهگردان مربوط میشود. این برنامه، باید فرآیندی آسان را برای «رسمیسازی» و «مولدسازی» دستفروشان و زبالهگردان در قالب رفع موانع سرمایهگذاریهای خلاقانه موسوم به «قعر هرم» (BOP) طراحی کند.
مثال دیگر، «تسهیل کسب هویت رسمی برای شهروندان فاقد شناسنامه» است. این برنامه، باید فرآیندی ساده برای اعطای تابعیت ایرانی به کلیه شهروندانی تعریف کند که حاصل ازدواج زنان یا مردان ایرانی با افراد غیرایرانی (عمدتا افغانستانی، عراقی و پاکستانی) هستند. در درجه بعد، باید شامل اعطای شناسنامه ایرانی به کلیه افرادی باشد که متولد و بزرگشده ایران هستند و به دلایل مختلفی شناسنامه ندارند (پدیده رایج در مناطق شدیدا محروم استانهای مرزی، به ویژه سیستان و بلوچستان).
مثال بعد حمایت «غیررانتی» از توسعه مشاغل در «بازیافت زباله» است. بازیافت زباله، بهعنوان یکی از حوزههای سرمایهگذاری «کار _ بر» (Labor _ Intensive)، قابلیت بالایی دارد تا با فشار اندک به منابع محدود پسانداز و سرمایهگذاری، مشاغلی انبوه را ایجاد کند. در این زمینه، پیشنهاد اولیه میتواند این باشد: ارائه معافیت مالیاتی کامل تا پایان سال ۱۴۰۰، و نیز صدور کلیه مجوزها ظرف حداکثر ۱۰۰ روز، برای کلیه سرمایهگذاریهای حوزه بازیافت زباله، در شهرهای بالای ۱۰۰ هزار نفر.
میتوان در تکمیل لیست فوق، موارد متعددی از برنامههایی را ذکر کرد که با بودجه دولتی نزدیک به صفر، و با ریسک بسیار ناچیز بروز فساد، اثر محسوسی بر بهبود وضعیت بخشی از فقرا دارند. قاطعانه معتقدم که برنامه ملی «فقرزُدایی با بودجه صفر»، یکی موثرترین رویکردهای فقرزُدایی در دوره تحریم است و امیدوارم به زودی در دستور کار دولت قرار گیرد./ ایرنا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🎤 مصاحبه میثم هاشمخانی با خبرگزاری ایرنا به بهانه روز جهانی «مبارزه با فقر»
ایرنا: نوسانات اقتصادی اخیر، زندگی و معیشت بسیاری از ایرانیان، به ویژه فقرا را با چالشهای سنگینی مواجه کرده است. به بهانه روز جهانی فقر و لزوم سیاستگذاری بهینه دراین زمینه با میثم هاشم خانی، اقتصاددان و محقق حوزه فقرزُدایی به گفتگو نشستیم:
☑️ ایرنا: چه عواملی اقتصاد ملی را با چالش فعلی رو به رو کرده است؟
هاشمخانی: تحریمهای ظالمانه، در ترکیب با انباشت سیاستگذاریهای ناصحیح اقتصادی، اقتصاد ملی را با چالشهای متعددی مواجه کرده و متاسفانه بار اصلی این چالشها بر دوش آسیبپذیرترین خانوارهای کشور قرار گرفته و دولت، مسوولیتی سنگین در برابر سقوط روزافزون قدرت خرید این اقشار بر عهده دارد.
☑️ ایرنا: به نظر شما مناسبترین سیاستگذاری برای فقرزُدایی در دوره تحریم، چیست؟
هاشمخانی: در درجه نخست، باید انواع «یارانههای سیاه» (تشدیدگر فقر و نابرابری) را متوقف کرده و «یارانههای سپید» (فقر_زُدا) را جایگزین کنیم. مثلا در بهار و تابستان ۹۷، یارانه اعطاشده در قالب دلار دولتی به سفرهای خارجی، بیش از ۹.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان بوده است. با این پول میتوانستیم برای ۸ سال، در ۳۰ % محرومترین مدارس ابتدایی کشور، هفتهای ۳ وعده غذای رایگان به دانشآموزان بدهیم.
یارانه به سفرهای خارجی در قالب دلار ارزان، چیزی است که من به آن «یارانه سیاه» میگویم. یعنی یارانهای که اولا سهم عمده آن به گروههای ثروتمندتر میرسد و ثانیا، به انواع فساد دامن میزند. در نقطه مقابل، ارائه تغذیه رایگان در مدارس مناطق محروم، مصداق «یارانه سپید» است؛ زیرا اولا، بخش عمده آن به فقرا میرسد، ثانیا ریسک فساد در آن بسیار ناچیز است و ثالثا، بهطور غیرمستقیم چرخههای دیگری را در فقرزُدایی فعال میکند، مثل ترغیب خانوارهای مناطق محروم به فرستادن منظم فرزندان به مدرسه.
مثال دیگر «یارانه سیاه»، به فروش سکه طلا به قیمت دولتی مربوط میشود که در بهار امسال، بالغ بر ۱۲.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰ تومان از منابع مالی دولت را بلعید. با اختصاص این بودجه به «یارانه سپید»، میتوانستیم یارانه نقدی یکسوم از خانوارهای فقیرتر کشور را، به مدت یک سال، ۲ برابر کنیم.
☑️ ایرنا: برای فقرزُدایی در دوره تحریم، بجز بحث تبدیل «یارانه سیاه» به «یارانه سپید»، چه سیاست دیگری میتواند اجرا شود؟
هاشمخانی: در چالش اقتصادی پیش رو، میتوانیم مجموعهای از سیاستهای هوشمندانه فقرزدایی را در پیش بگیریم که با بودجه دولتی نزدیک به صفر، بهبود ملموس در معیشت بخش بزرگی از فقرا ایجاد میکنند. میتوانیم این مجموعه سیاستها را تحت عنوان برنامه ملی «فقرزُدایی با بودجه صفر» نامگذاری کنیم.
☑️ ایرنا: پیشنهاد شما درباره برنامه ملی «فقرزُدایی با بودجه صفر»، چه بخشهایی دارد؟
هاشمخانی: مثال اول به رسمیسازی و مولد_سازی مشاغل غیررسمی خردهپا، بهویژه دستفروشان و زبالهگردان مربوط میشود. این برنامه، باید فرآیندی آسان را برای «رسمیسازی» و «مولدسازی» دستفروشان و زبالهگردان در قالب رفع موانع سرمایهگذاریهای خلاقانه موسوم به «قعر هرم» (BOP) طراحی کند.
مثال دیگر، «تسهیل کسب هویت رسمی برای شهروندان فاقد شناسنامه» است. این برنامه، باید فرآیندی ساده برای اعطای تابعیت ایرانی به کلیه شهروندانی تعریف کند که حاصل ازدواج زنان یا مردان ایرانی با افراد غیرایرانی (عمدتا افغانستانی، عراقی و پاکستانی) هستند. در درجه بعد، باید شامل اعطای شناسنامه ایرانی به کلیه افرادی باشد که متولد و بزرگشده ایران هستند و به دلایل مختلفی شناسنامه ندارند (پدیده رایج در مناطق شدیدا محروم استانهای مرزی، به ویژه سیستان و بلوچستان).
مثال بعد حمایت «غیررانتی» از توسعه مشاغل در «بازیافت زباله» است. بازیافت زباله، بهعنوان یکی از حوزههای سرمایهگذاری «کار _ بر» (Labor _ Intensive)، قابلیت بالایی دارد تا با فشار اندک به منابع محدود پسانداز و سرمایهگذاری، مشاغلی انبوه را ایجاد کند. در این زمینه، پیشنهاد اولیه میتواند این باشد: ارائه معافیت مالیاتی کامل تا پایان سال ۱۴۰۰، و نیز صدور کلیه مجوزها ظرف حداکثر ۱۰۰ روز، برای کلیه سرمایهگذاریهای حوزه بازیافت زباله، در شهرهای بالای ۱۰۰ هزار نفر.
میتوان در تکمیل لیست فوق، موارد متعددی از برنامههایی را ذکر کرد که با بودجه دولتی نزدیک به صفر، و با ریسک بسیار ناچیز بروز فساد، اثر محسوسی بر بهبود وضعیت بخشی از فقرا دارند. قاطعانه معتقدم که برنامه ملی «فقرزُدایی با بودجه صفر»، یکی موثرترین رویکردهای فقرزُدایی در دوره تحریم است و امیدوارم به زودی در دستور کار دولت قرار گیرد./ ایرنا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ تئوری اسب مُرده
❇️ سرخپوستان آمريکا یک ضربالمثل قدیمی دارند با اين مضمون که: "وقتی ديديد اسبتان مرده، پياده شويد." شاید گمان کنید که اين ضربالمثل بيان بدیهيات است. با اين وجود، کافيست کمی به شرکتها و سازمانهای اطراف خود نگاه کنیم.
❇️ متاسفانه اسب بسياری از شرکتها و سازمانهای ايرانی مرده است! بیشتر شرکتهای دولتی، نیمهدولتی و خصوصی، به ارائه محصولات و خدماتی مشغولند که دوره آنها گذشته و مشتريان از آنها استقبال نمیکنند. بیشک شما هم تایید میکنيد که این شرکتها و سازمانها باید پيشتر از این برای توسعه محصولات و خدمات بهتر و جايگزین، نوآوری پيشه میکردند.
❇️ اگر اين کار را کرده بودند، الان میتوانستند از اسب مرده پیاده و به سرعت اسبی چالاک، جوان و تازهنفس را سوار شوند.
❇️ هنوز هم فرصت نوآوری برای برخی از این شرکتها کاملا از دست نرفته است. اما در کمال شگفتی بيشتر آنها بهجای پياده شدن از اسب مرده، کارهای عجيب ديگری میکنند.
🔰مثلاً:
❇️ تازیانه محکمتری میخرند!
❇️ اسبسواران را عوض میکنند!
❇️ کميتهای برای بررسی اسب منصوب میکنند!
❇️ ماموريتی به ديگر کشورها میروند تا ببینند دیگران چگونه اسب مرده سوار میشوند!
❇️ استانداردها را پایین میآورند تا اسب مرده را هم شامل شوند!
❇️ اسب مرده را در طبقه جدیدی به نام "زنده بیتحرک" دستهبندی میکنند!
❇️ پيمانکار برونسازمانی میگيرند تا اسب مرده را سوار شود!
❇️ چند اسب مرده را همزمان به کار میگيرند تا سرعت زیاد شود!
❇️ بودجه و آموزش بيشتری برای بهبود عملکرد اسب مرده اختصاص میدهند!
❇️ اعلام میکنند که چون اسب مرده غذا نمیخورد، هزينهها کاهش و سود افزايش میيابد!
❇️ اهداف عملکردی کل اسبهای ديگر را کاهش میدهند!/ اقتصاد بازار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
❇️ سرخپوستان آمريکا یک ضربالمثل قدیمی دارند با اين مضمون که: "وقتی ديديد اسبتان مرده، پياده شويد." شاید گمان کنید که اين ضربالمثل بيان بدیهيات است. با اين وجود، کافيست کمی به شرکتها و سازمانهای اطراف خود نگاه کنیم.
❇️ متاسفانه اسب بسياری از شرکتها و سازمانهای ايرانی مرده است! بیشتر شرکتهای دولتی، نیمهدولتی و خصوصی، به ارائه محصولات و خدماتی مشغولند که دوره آنها گذشته و مشتريان از آنها استقبال نمیکنند. بیشک شما هم تایید میکنيد که این شرکتها و سازمانها باید پيشتر از این برای توسعه محصولات و خدمات بهتر و جايگزین، نوآوری پيشه میکردند.
❇️ اگر اين کار را کرده بودند، الان میتوانستند از اسب مرده پیاده و به سرعت اسبی چالاک، جوان و تازهنفس را سوار شوند.
❇️ هنوز هم فرصت نوآوری برای برخی از این شرکتها کاملا از دست نرفته است. اما در کمال شگفتی بيشتر آنها بهجای پياده شدن از اسب مرده، کارهای عجيب ديگری میکنند.
🔰مثلاً:
❇️ تازیانه محکمتری میخرند!
❇️ اسبسواران را عوض میکنند!
❇️ کميتهای برای بررسی اسب منصوب میکنند!
❇️ ماموريتی به ديگر کشورها میروند تا ببینند دیگران چگونه اسب مرده سوار میشوند!
❇️ استانداردها را پایین میآورند تا اسب مرده را هم شامل شوند!
❇️ اسب مرده را در طبقه جدیدی به نام "زنده بیتحرک" دستهبندی میکنند!
❇️ پيمانکار برونسازمانی میگيرند تا اسب مرده را سوار شود!
❇️ چند اسب مرده را همزمان به کار میگيرند تا سرعت زیاد شود!
❇️ بودجه و آموزش بيشتری برای بهبود عملکرد اسب مرده اختصاص میدهند!
❇️ اعلام میکنند که چون اسب مرده غذا نمیخورد، هزينهها کاهش و سود افزايش میيابد!
❇️ اهداف عملکردی کل اسبهای ديگر را کاهش میدهند!/ اقتصاد بازار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ اقتصاد بازار آزاد رقابتی
✍🏻 احسان سلطانی
📌 وزیر مستعفی راه و شهرسازی در نامه خود از نقض اصل اقتصاد آزاد رقابتی، به عنوان یکی از دلایل استعفای خود نام برده است. نحله سیاسی-اقتصادی که شعار خود را اقتصاد بازار رقابتی (آزاد) قرار داده است، مشخص نیست از کدام بخش خصوصی و بازار آزاد رقابتی سخن می گوید.
📌 در اقتصادی که بر خلاف اقتصادهای بازار، رابطه اقتصادی دولت با مردم از بالا به پایین است، فساد و رانت بر همه چیز مسلط می باشد، شفافیت وجود ندارد، نیروهای اقتصادی نامولد بر مولد غلبه دارند، مناسبات (مزیت های) رانتی بر مزیت های رقابتی تفوق یافته اند، بخش خصوصی مستقل و واقعی قدرت ندارد و بخش شبه دولتی و وابستگان دولت بر اقتصاد سلطه دارند، سخن از بازار رقابتی گفتن چه معنی و مفهومی دارد. بازار آزاد رقابتی بر این فرض بنا شده كه هزینه مبادله صفر و اطلاعات کامل و دسترسی آزاد به اطلاعات وجود دارد، در حالی که این فروض در واقعیت وجود ندارد.
📌 داگلاس نورث برنده جایزه نوبل اقتصاد کشورهای توسعه یافته را در نظم های با دسترسی باز و کشورهای توسعه نیافته را در نظم های با دسترسی محدود دسته بندی می کند. در نظم با دسترسی محدود صاحبان قدرت به واسطه آنچه که تأمین منابع ائتلاف فرادست یا ائتلاف مسلط در این نظریه نامیده می شود، به دنبال این هستند که با محدودیت هایی که بر سر راه دست یابی دیگران یعنی افراد خارج از ائتلاف به منافع ارزشمند و متغیرهای کلیدی قرار می دهند، بتوانند منافع رانت ائتلاف غالب را پشتیبانی و حداکثر کنند.
📌 با توجه به تعریف داگلاس نورث، به نظر می رسد، منظور از اقتصاد آزاد رقابتی آقایان این است که در یک نظم با دسترسی محدود، صاحبان قدرت آزادی کامل در کسب منافع رانتی داشته باشند، اما قوانین رقابت مابین آنها برقرار باشد و حریم (حقوق مالکیت) یکدیگر را محترم بشناسند. این اقتصاد آزاد رقابتی نیست و با توجه به این که در این بازار مزیت های رانتی بر مزیت های رانتی تفوق کامل دارند، بایستی تحت عنوان «اقتصاد رانتی با دسترسی محدود» تعریف گردد.
📌 بی تردید کمتر کسی با اقتصاد رقابتی که در آن فرصت های برابر رشد برای همه فراهم باشد، فضای شکوفایی استعدادها باز باشد، فسادساز و رانت ساز نباشد و بخش خصوصی واقعی قدرت داشته باشد، مخالفت دارد. مهم ترین اشکال بر مدعای این گروه این است که شرایط خاص اقتصاد به شدت رانتی ایران که هیچ تناسب و شباهتی با اقتصادهای آزاد رقابتی را ندارد، فضای رقابتی رانتی برای گروه های خاص و محدود ایجاد کرده و مردم و بخش خصوصی واقعی نه تنها امکان رقابت با این گروه ها را ندارند که حتی از حداقل فرصت های رشد نیز محروم هستند.
📌 وزیر مستعفی راه و شهرسازی که زاده نجف و از خانواده ای روحانی است، در سن ۲۵ سالگی معاون سیاسی وزارت کشور (۶۵-۱۳۶۱) می شود و در سن ۳۶ سالگی به عنوان وزیر مسکن و شهرسازی (۷۶-۱۳۷۲) منصوب می گردد و آخرین سمت او وزیر مسکن و شهرسازی (۹۷-۱۳۹۲) است. هم اکنون مشخص نیست که چه اتفاقی افتاده که پس از ۵ سال همکاری با دولت، سه اصل پایبندی به قانون، احترام به حقوق مالکیت و اقتصاد بازار رقابتی نقض شده است. بایستی توجه داشت که ایشان متصدی وزارتخانه ای بود که بسیاری از امور مربوط به آن از جمله راه، شهرسازی و راه آهن در حوزه کالاهای عمومی قرار می گیرند و لزوم دخالت دولت را می طلبد. بنابراین سخن از بازار آزاد رقابتی صرفا جنبه شعاری داشته و حتی با مبانی اولیه اقتصاد بازار آزاد که موارد متعدد شکست بازار را می پذیرد در تناقض است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 احسان سلطانی
📌 وزیر مستعفی راه و شهرسازی در نامه خود از نقض اصل اقتصاد آزاد رقابتی، به عنوان یکی از دلایل استعفای خود نام برده است. نحله سیاسی-اقتصادی که شعار خود را اقتصاد بازار رقابتی (آزاد) قرار داده است، مشخص نیست از کدام بخش خصوصی و بازار آزاد رقابتی سخن می گوید.
📌 در اقتصادی که بر خلاف اقتصادهای بازار، رابطه اقتصادی دولت با مردم از بالا به پایین است، فساد و رانت بر همه چیز مسلط می باشد، شفافیت وجود ندارد، نیروهای اقتصادی نامولد بر مولد غلبه دارند، مناسبات (مزیت های) رانتی بر مزیت های رقابتی تفوق یافته اند، بخش خصوصی مستقل و واقعی قدرت ندارد و بخش شبه دولتی و وابستگان دولت بر اقتصاد سلطه دارند، سخن از بازار رقابتی گفتن چه معنی و مفهومی دارد. بازار آزاد رقابتی بر این فرض بنا شده كه هزینه مبادله صفر و اطلاعات کامل و دسترسی آزاد به اطلاعات وجود دارد، در حالی که این فروض در واقعیت وجود ندارد.
📌 داگلاس نورث برنده جایزه نوبل اقتصاد کشورهای توسعه یافته را در نظم های با دسترسی باز و کشورهای توسعه نیافته را در نظم های با دسترسی محدود دسته بندی می کند. در نظم با دسترسی محدود صاحبان قدرت به واسطه آنچه که تأمین منابع ائتلاف فرادست یا ائتلاف مسلط در این نظریه نامیده می شود، به دنبال این هستند که با محدودیت هایی که بر سر راه دست یابی دیگران یعنی افراد خارج از ائتلاف به منافع ارزشمند و متغیرهای کلیدی قرار می دهند، بتوانند منافع رانت ائتلاف غالب را پشتیبانی و حداکثر کنند.
📌 با توجه به تعریف داگلاس نورث، به نظر می رسد، منظور از اقتصاد آزاد رقابتی آقایان این است که در یک نظم با دسترسی محدود، صاحبان قدرت آزادی کامل در کسب منافع رانتی داشته باشند، اما قوانین رقابت مابین آنها برقرار باشد و حریم (حقوق مالکیت) یکدیگر را محترم بشناسند. این اقتصاد آزاد رقابتی نیست و با توجه به این که در این بازار مزیت های رانتی بر مزیت های رانتی تفوق کامل دارند، بایستی تحت عنوان «اقتصاد رانتی با دسترسی محدود» تعریف گردد.
📌 بی تردید کمتر کسی با اقتصاد رقابتی که در آن فرصت های برابر رشد برای همه فراهم باشد، فضای شکوفایی استعدادها باز باشد، فسادساز و رانت ساز نباشد و بخش خصوصی واقعی قدرت داشته باشد، مخالفت دارد. مهم ترین اشکال بر مدعای این گروه این است که شرایط خاص اقتصاد به شدت رانتی ایران که هیچ تناسب و شباهتی با اقتصادهای آزاد رقابتی را ندارد، فضای رقابتی رانتی برای گروه های خاص و محدود ایجاد کرده و مردم و بخش خصوصی واقعی نه تنها امکان رقابت با این گروه ها را ندارند که حتی از حداقل فرصت های رشد نیز محروم هستند.
📌 وزیر مستعفی راه و شهرسازی که زاده نجف و از خانواده ای روحانی است، در سن ۲۵ سالگی معاون سیاسی وزارت کشور (۶۵-۱۳۶۱) می شود و در سن ۳۶ سالگی به عنوان وزیر مسکن و شهرسازی (۷۶-۱۳۷۲) منصوب می گردد و آخرین سمت او وزیر مسکن و شهرسازی (۹۷-۱۳۹۲) است. هم اکنون مشخص نیست که چه اتفاقی افتاده که پس از ۵ سال همکاری با دولت، سه اصل پایبندی به قانون، احترام به حقوق مالکیت و اقتصاد بازار رقابتی نقض شده است. بایستی توجه داشت که ایشان متصدی وزارتخانه ای بود که بسیاری از امور مربوط به آن از جمله راه، شهرسازی و راه آهن در حوزه کالاهای عمومی قرار می گیرند و لزوم دخالت دولت را می طلبد. بنابراین سخن از بازار آزاد رقابتی صرفا جنبه شعاری داشته و حتی با مبانی اولیه اقتصاد بازار آزاد که موارد متعدد شکست بازار را می پذیرد در تناقض است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
کاهش ۲۵ درصدی نرخ گوشی موبایل که به علت رکود شدید در بازار و تعدیل نرخ ارز محقق شده است ،گوش شیطان کر با تعیین تکلیف ۷۲۰ هزار گوشی دیگری که با دلار ۴۲۰۰ تومانی وارد کشور شده،طی هفته آتی افت قیمت بیشتری خواهد داشت
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ «یارانه سوخت در چنبره پوپولیسم» (دنیای اقتصادی سهشنبه ۱ آبان)
✍🏻 پویا ناظران
- دولت روزانه بیش از ۴۰۰ میلیارد تومن فقط برای مصرف بنزین یارانه توزیع میکنه.
- از این ۴۰۰ میلیارد تومن یارانه، بیش از ۱۰۰ میلیارد تومن به دهک دهم جامعه (ثروتمندترینها) میرسه. سهم دهک اول جامعه (فقیرترینها) نزدیک ۱۰ میلیارد تومنه.
- سهم قاچاقچیان بنزین از یارانه، روزی ۸۰ میلیارد تومنه.
اندازه و اهمیت این ارقام وقتی روشن میشه که بدونیم:
- بودجه کمیته امداد روزی ۱۳ میلیارد تومنه.
- قیمت یک اتوبوس نو تقریبا یک میلیارد تومنه.
- قیمت یک قطار مترو، ۴۰ میلیارد تومنه.
- مجموع درآمد فقیرترین دهک جامعه، حدودا روزی ۶۰ میلیارد تومنه؛ یعنی حتی کمتر از سهم ثروتمندان از یارانه بنزین!
- درآمد مالیاتی دولت در سال ۹۶، روزی ۳۲۰ میلیارد تومن بوده.
- بودجه عمرانی یک روز دولت نزدیک به ۱۴۰ میلیارد تومنه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
گاهی فکر میکنیم هر افزایش قیمتی معادل بیعدالتی در حق مردمه. بازار بنزین نمونهای از پایین نگهداشتن دستوری و مصنوعی قیمته. در عواقب این قیمت پایین، عدالت میبینیم؟
اما اگر حقیقتا قصه اینقدر ساده و روشنه، چرا دولت دست روی دست گذاشته و قدمی در جهت اصلاح بازار بنزین برنمیداره؟ اونچه این قصه ساده و روشن رو به یک چالش پیچیده و لاینحل تبدیل کرده، به پیشینه سالها سیاستگذاری غلط، به نگاه کوتاهمدت و روزمرهنگر سیاستگذار، و به بیاعتمادی جامعه به حکمرانی اقتصادی برمیگرده.
اقتصاد امروز تلنباری از تصمیمات نادرست و ناکارآمد گذشتهست. حاصل دیروز و امروز نیست، بلکه ماریست که سالها است در آستین پروردهایم. واقعا کار سادهای نیست که اقتصادی رو که سالها به انواع رانتها و یارانهها عادت کرده، یکشبه از زیر آوار نابهرهوری، نابرابری و فساد، سالم بیرون بکشیم. تکتک ما، ذینفعان وضع موجود هستیم؛ وضعی که هر چند نامطلوبه، اما کار و زندگی خودمون را پیرامونش تنظیم کردیم. هر اصلاحی که در بلندمدت وضع ما رو بهتر کنه، در کوتاهمدت هزینه بازتنظیم کار و زندگی رو به تکتکمون تحمیل میکنه. به همین دلیل، سیاستگذاری در اقتصادی که به سیاستهای پوپولیستی معتاد شده کار دشواریه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اما مگه نه اینکه وظیفه سیاستگذار درمان مشکلات اقتصاده، نه مماشات با اونها؟! پس چرا سیاستگذار، فکری برای این اقتصاد بیمار نمیکنه و برای درمانش آستین بالا نمیزنه؟
واقعیت اینه که سیاستگذاری که آرامش و سکوت رو به سلامت و زندگی ترجیح میده، جسارت لازم برای درمان بیمار رو نداره، بلکه محافظهکارانه راه پیشینیانش رو ادامه میده، و اقتصاد رو در اونچه بهش معتاده رها میکنه. فرآیند ترک اعتیاد و بهبود زمانبره، ولی افق دید سیاستگذار کوتاه. بنابراین با مصلحتاندیشی سعی میکنه درد ترک اعتیاد رو به بیمار تحمیل نکنه.
امروز دیگه لزوما از سر بیخیالی و قدرتطلبی نیست که سیاستگذار تصمیمات پوپولیستی میگیره، بلکه از سر استیصاله!
سوال اینه که اگه مردم بازنده وضع کنونی و برنده اصلی حذف یارانه بنزین و پرداخت یارانههای هدفمند هستند، دلیل استیصال و درماندگی سیاستگذار چیه؟
جواب این سوال، و شرح مبسوط اینکه چرا حکمرانی اقتصادی کشور در اصلاح بازار بنزین درمونده شده رو در سرمقاله امروز دنیای اقتصاد بخونید 👇
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3455645
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 پویا ناظران
- دولت روزانه بیش از ۴۰۰ میلیارد تومن فقط برای مصرف بنزین یارانه توزیع میکنه.
- از این ۴۰۰ میلیارد تومن یارانه، بیش از ۱۰۰ میلیارد تومن به دهک دهم جامعه (ثروتمندترینها) میرسه. سهم دهک اول جامعه (فقیرترینها) نزدیک ۱۰ میلیارد تومنه.
- سهم قاچاقچیان بنزین از یارانه، روزی ۸۰ میلیارد تومنه.
اندازه و اهمیت این ارقام وقتی روشن میشه که بدونیم:
- بودجه کمیته امداد روزی ۱۳ میلیارد تومنه.
- قیمت یک اتوبوس نو تقریبا یک میلیارد تومنه.
- قیمت یک قطار مترو، ۴۰ میلیارد تومنه.
- مجموع درآمد فقیرترین دهک جامعه، حدودا روزی ۶۰ میلیارد تومنه؛ یعنی حتی کمتر از سهم ثروتمندان از یارانه بنزین!
- درآمد مالیاتی دولت در سال ۹۶، روزی ۳۲۰ میلیارد تومن بوده.
- بودجه عمرانی یک روز دولت نزدیک به ۱۴۰ میلیارد تومنه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
گاهی فکر میکنیم هر افزایش قیمتی معادل بیعدالتی در حق مردمه. بازار بنزین نمونهای از پایین نگهداشتن دستوری و مصنوعی قیمته. در عواقب این قیمت پایین، عدالت میبینیم؟
اما اگر حقیقتا قصه اینقدر ساده و روشنه، چرا دولت دست روی دست گذاشته و قدمی در جهت اصلاح بازار بنزین برنمیداره؟ اونچه این قصه ساده و روشن رو به یک چالش پیچیده و لاینحل تبدیل کرده، به پیشینه سالها سیاستگذاری غلط، به نگاه کوتاهمدت و روزمرهنگر سیاستگذار، و به بیاعتمادی جامعه به حکمرانی اقتصادی برمیگرده.
اقتصاد امروز تلنباری از تصمیمات نادرست و ناکارآمد گذشتهست. حاصل دیروز و امروز نیست، بلکه ماریست که سالها است در آستین پروردهایم. واقعا کار سادهای نیست که اقتصادی رو که سالها به انواع رانتها و یارانهها عادت کرده، یکشبه از زیر آوار نابهرهوری، نابرابری و فساد، سالم بیرون بکشیم. تکتک ما، ذینفعان وضع موجود هستیم؛ وضعی که هر چند نامطلوبه، اما کار و زندگی خودمون را پیرامونش تنظیم کردیم. هر اصلاحی که در بلندمدت وضع ما رو بهتر کنه، در کوتاهمدت هزینه بازتنظیم کار و زندگی رو به تکتکمون تحمیل میکنه. به همین دلیل، سیاستگذاری در اقتصادی که به سیاستهای پوپولیستی معتاد شده کار دشواریه.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
اما مگه نه اینکه وظیفه سیاستگذار درمان مشکلات اقتصاده، نه مماشات با اونها؟! پس چرا سیاستگذار، فکری برای این اقتصاد بیمار نمیکنه و برای درمانش آستین بالا نمیزنه؟
واقعیت اینه که سیاستگذاری که آرامش و سکوت رو به سلامت و زندگی ترجیح میده، جسارت لازم برای درمان بیمار رو نداره، بلکه محافظهکارانه راه پیشینیانش رو ادامه میده، و اقتصاد رو در اونچه بهش معتاده رها میکنه. فرآیند ترک اعتیاد و بهبود زمانبره، ولی افق دید سیاستگذار کوتاه. بنابراین با مصلحتاندیشی سعی میکنه درد ترک اعتیاد رو به بیمار تحمیل نکنه.
امروز دیگه لزوما از سر بیخیالی و قدرتطلبی نیست که سیاستگذار تصمیمات پوپولیستی میگیره، بلکه از سر استیصاله!
سوال اینه که اگه مردم بازنده وضع کنونی و برنده اصلی حذف یارانه بنزین و پرداخت یارانههای هدفمند هستند، دلیل استیصال و درماندگی سیاستگذار چیه؟
جواب این سوال، و شرح مبسوط اینکه چرا حکمرانی اقتصادی کشور در اصلاح بازار بنزین درمونده شده رو در سرمقاله امروز دنیای اقتصاد بخونید 👇
https://www.donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3455645
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
روزنامه دنیای اقتصاد
یارانه سوخت در چنبره پوپولیسم
به چند عدد که با یک حساب سرانگشتی ساده قابلمحاسبه هستند، نگاهی بیندازیم:
- دولت روزانه (بله درست میخوانید، روزانه!) بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان فقط برای مصرف بنزین یارانه توزیع میکند.
- از این ۴۰۰ میلیارد تومان یارانه، بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان به دهک دهم…
- دولت روزانه (بله درست میخوانید، روزانه!) بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان فقط برای مصرف بنزین یارانه توزیع میکند.
- از این ۴۰۰ میلیارد تومان یارانه، بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان به دهک دهم…
کدام کشورها ارزشمندترین برندها را دارند؟
🔹آمریکا با ارزش برند حدود ۲۶ تریلیون دلار در رتبه نخست و کشورهای چین و آلمان به ترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار دارند./ ایسنا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹آمریکا با ارزش برند حدود ۲۶ تریلیون دلار در رتبه نخست و کشورهای چین و آلمان به ترتیب در رتبههای دوم و سوم قرار دارند./ ایسنا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
♨️با Y combinatoer safeچقدر آشنایی دارید؟!
.
♨️درحال حاضر YC یکی از شتابدهنده های مطرح دنیاست که استارتاپ های بسیاری را شتابدهی و سرمایه گذاری نموده است.
💠مدل سرمایه گذاری YC در دوره شتابدهی مشارکت و تملک 7% استارتاپ در ازای 150K$ و همچنین ارائه خدمات دوره شتابدهی به مدت معمولا 6 ماه است .
💠مدل قراردادی YC در این دوره توافق بر ارزش سهام براساس قیمتگذاری آتی است که به آن
Simple Agreement For Future Equity ( SAFE)
گفته می شود ،که بسته به توافق در قرارداد Cap و یا Discount برای YC در نظر گرفته شود.
💠در هنگام صدور سهام ممتاز برای سرمایه گذار جدید ، SAFE تبدیل به سهام ممتاز شرکت می شود اما با شرایط خاص خود از جمله ارزش هر سهم در هنگام جذب سرمایه و یا تسویه شرکت که بسته به توافق طرفین میتواند متفاوت باشد.
💠 همچنین YC این حق را برای خود در نظر میگیرد به نسبت سهام خود( Pro Rata Right )در مراحل بعدی جذب سرمایه ، سرمایه گذاری نموده و میزان مالکیت خود را افزایش دهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
.
♨️درحال حاضر YC یکی از شتابدهنده های مطرح دنیاست که استارتاپ های بسیاری را شتابدهی و سرمایه گذاری نموده است.
💠مدل سرمایه گذاری YC در دوره شتابدهی مشارکت و تملک 7% استارتاپ در ازای 150K$ و همچنین ارائه خدمات دوره شتابدهی به مدت معمولا 6 ماه است .
💠مدل قراردادی YC در این دوره توافق بر ارزش سهام براساس قیمتگذاری آتی است که به آن
Simple Agreement For Future Equity ( SAFE)
گفته می شود ،که بسته به توافق در قرارداد Cap و یا Discount برای YC در نظر گرفته شود.
💠در هنگام صدور سهام ممتاز برای سرمایه گذار جدید ، SAFE تبدیل به سهام ممتاز شرکت می شود اما با شرایط خاص خود از جمله ارزش هر سهم در هنگام جذب سرمایه و یا تسویه شرکت که بسته به توافق طرفین میتواند متفاوت باشد.
💠 همچنین YC این حق را برای خود در نظر میگیرد به نسبت سهام خود( Pro Rata Right )در مراحل بعدی جذب سرمایه ، سرمایه گذاری نموده و میزان مالکیت خود را افزایش دهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ مشکل واقعی با تجارت آزاد چیست؟
✍🏻 ترجمه مرتضی چینی چیان
مقدمه - خانم جایاتی قوش۱ (Jayati Ghosh) استاد اقتصاد دانشگاه جواهر لعل نهرو، در دهلی نو و عضو کمیسیون مستقل رفرم برای مالیات بر شرکتهای بینالمللی، در مقاله اخیر خود ( ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۸) در نشریه پروجکت سندیکت۲ میگوید:
حتی اگر تجارت آزاد، در نهایت و بطورکلی مفید باشد، باز این واقعیت بجای خود باقیست که با آزادتر شدن تجارت، نابرابریها وخیمتر شده است. یک دلیل مهّم آن اینست که قوانین جاری تجارت جهانی بگونهایست که تعداد معدودی از بنگاههای بزرگ را قادر میسازد که بخش هرچه بزرگتری از ارزش افزوده را به چنگ آورند، و در مقابل هزینههای گزافی را به کشورها، کارگران، و محیط زیست تحمیل نمایند.
*******************
از نظر غالب منتقدین جهانی سازی، تجارت جهانی مایهِ شر است. مسئول ژرفتر کردن نابرابریها، و مسببِ افزایش ناامنی اقتصادی کارگران است. تعرفههای افزایشی دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا متکی به چنین منطقی است. اما پرسش اینست که چرا، این پیام بسیار فراتر از ایالات متحده امریکا طنین انداز شده است؟ حتی در اقتصادهای پیشرفته، و همچنین در بین بسیاری از کارگران کشورهای درحال توسعه، که گفته میشود، ذینفعهای اصلی جهانی سازی هستند۰
مشکل بتوان گفت که تجارت آزاد تنها منبع، و یا حتی عمدهترین عامل نابرابری و عدم امنیت اقتصادی در مقیاس جهانی است. اما پرسش اینست که چرا، مشکلات ریشهدار و دائمی مالی بینالمللی، واکنشهای عموم را کمتر برمیانگیزد، در حالی که این مناسبات با تسلط بر اقتصاد جهانی، عدم تعادلهای اساسی میآفرینند و ریسکهای بزرگی، مثل آنچه را که سبب بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ شد، ایجاد میکنند.
افزون برآن، چرا، پارهای از کشورها بجای تقویت بودجه خود و جلوگیری از فرارهای مالیاتی کلان شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند، دائماً پیگیر ادامه ریاضت مالی هستند. و با گسترش هرچه بیشتر نوآوریهای کاراندوز، بیکاری فنی را بین بسیاری از گروهها شغلی ایجاد میکنند.
بعضیها ادعا می کنند که چون مردم توان تشخیص خیر و شر خود را ندارند، پس تجارت آزاد را تنها مایهِ شر میپندارند. اما این ادعا هم گزافه گویی و هم ساده انگارانه است. حتی اگر تجارت آزاد، در نهایت و بطور کلی، مفید باشد، اما این حقیقت بجای خود باقیست که با آزادتر شدن تجارت نابرابریها تشدید شده است.
یک دلیل عمده برای این امر اینست که قوانین جاری جهانی، به تعداد اندکی از بنگاههای بزرگ فرصت میدهد که سهم هرچه بزرگتری از ارزش افزوده تجارت را به چنگ آورند. بویژه با گسترش”زنجیره ارزش جهانی۳“ بنگاههای قدرتمند چندملیتی قادرند طراحی، تولید و توزیع کالاها و خدمات را در کنترل بگیرند، و سلطه خود را حتی به تولید قسمتهایی از این زنجیره ارزش که به بنگاههای کوچک تر و دور از بازارهای نهایی برونسپاری شده، اعمال نمایند.
این بنگاه ها با استفاده از اعمال پارهای از موافقتنامههای تجارت آزاد که برای تقویت قدرت انحصاری آنها طراحی شده، غالباً از انحصارات مالکیتهای معنوی بهرهمند میشوند. این قوانین آنها را قادر به جمعآوری رانتهای عظیمی میکند، بویژه در مراحل پیشا-تولید (شامل طراحی) و پسا-تولید ( مارکتینگ و نام تجاری) یعنی همانجایی که بیشترین ارزش افزوده و سود ایجاد میشود.
درین میان، افزایش شدید رقابت در مرحله تولید (یعنی مرحله میانی زنجیره ارزش)، قیمتها را کاهش داده است، درنتیجه تولید کنندگان واقعی یعنی کارفرمایان یا کارگران، سهمهای کمتر و کمتری از کل زنجیره ارزش نصیبشان میشود. پیآمد چنین سیستمی اینست که بسیاری از کشورهای درحال توسعه که باید از جهانی شدن زنجیره ارزش منتفع شوند در دام فعالیتهای تولیدی سطح پائینی که تنها ارزش اقتصادی محدودی دارد، گیر میکنند و انگیزهای برای ارتقاء بیشتر فنیآوری خود ندارند.
در گزارش تجارت و توسعه ۲۰۱۸ که بزودی از سوی کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل ( انکتاد ) منتشر میشود بوضوح بیان شده است که چگونه شرکتهای سرآمد که هماکنون تجارت جهانی را در زیر سلطه خود دارند، دائماً سهمشان را از صادرات افزایش میدهند. تعجب آور اینست که این روند از بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ تشدید شده است، که این خود نشان دهنده قدرت بازاری غیرمتناسب تعداد اندکی و سود نامتناسبی است که عاید ۱٪ بالای درآمدی میشود.
همچنین پژوهش آنکتاد برای هر دو گروه از کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، نشان میدهد که ادغام در زنجیره ارزش جهانی، با کاهش سهم صادرات در ارزش افزوده داخلی، همراه بوده است. سهم تولید واقعی در ارزش افزوده داخلی، نیز کاهش یافته است، به همین ترتیب، در سهم ارزش افزوده باقی مانده برای کارگران نیز کاهش دیده میشود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 ترجمه مرتضی چینی چیان
مقدمه - خانم جایاتی قوش۱ (Jayati Ghosh) استاد اقتصاد دانشگاه جواهر لعل نهرو، در دهلی نو و عضو کمیسیون مستقل رفرم برای مالیات بر شرکتهای بینالمللی، در مقاله اخیر خود ( ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۸) در نشریه پروجکت سندیکت۲ میگوید:
حتی اگر تجارت آزاد، در نهایت و بطورکلی مفید باشد، باز این واقعیت بجای خود باقیست که با آزادتر شدن تجارت، نابرابریها وخیمتر شده است. یک دلیل مهّم آن اینست که قوانین جاری تجارت جهانی بگونهایست که تعداد معدودی از بنگاههای بزرگ را قادر میسازد که بخش هرچه بزرگتری از ارزش افزوده را به چنگ آورند، و در مقابل هزینههای گزافی را به کشورها، کارگران، و محیط زیست تحمیل نمایند.
*******************
از نظر غالب منتقدین جهانی سازی، تجارت جهانی مایهِ شر است. مسئول ژرفتر کردن نابرابریها، و مسببِ افزایش ناامنی اقتصادی کارگران است. تعرفههای افزایشی دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا متکی به چنین منطقی است. اما پرسش اینست که چرا، این پیام بسیار فراتر از ایالات متحده امریکا طنین انداز شده است؟ حتی در اقتصادهای پیشرفته، و همچنین در بین بسیاری از کارگران کشورهای درحال توسعه، که گفته میشود، ذینفعهای اصلی جهانی سازی هستند۰
مشکل بتوان گفت که تجارت آزاد تنها منبع، و یا حتی عمدهترین عامل نابرابری و عدم امنیت اقتصادی در مقیاس جهانی است. اما پرسش اینست که چرا، مشکلات ریشهدار و دائمی مالی بینالمللی، واکنشهای عموم را کمتر برمیانگیزد، در حالی که این مناسبات با تسلط بر اقتصاد جهانی، عدم تعادلهای اساسی میآفرینند و ریسکهای بزرگی، مثل آنچه را که سبب بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ شد، ایجاد میکنند.
افزون برآن، چرا، پارهای از کشورها بجای تقویت بودجه خود و جلوگیری از فرارهای مالیاتی کلان شرکتهای بزرگ و افراد ثروتمند، دائماً پیگیر ادامه ریاضت مالی هستند. و با گسترش هرچه بیشتر نوآوریهای کاراندوز، بیکاری فنی را بین بسیاری از گروهها شغلی ایجاد میکنند.
بعضیها ادعا می کنند که چون مردم توان تشخیص خیر و شر خود را ندارند، پس تجارت آزاد را تنها مایهِ شر میپندارند. اما این ادعا هم گزافه گویی و هم ساده انگارانه است. حتی اگر تجارت آزاد، در نهایت و بطور کلی، مفید باشد، اما این حقیقت بجای خود باقیست که با آزادتر شدن تجارت نابرابریها تشدید شده است.
یک دلیل عمده برای این امر اینست که قوانین جاری جهانی، به تعداد اندکی از بنگاههای بزرگ فرصت میدهد که سهم هرچه بزرگتری از ارزش افزوده تجارت را به چنگ آورند. بویژه با گسترش”زنجیره ارزش جهانی۳“ بنگاههای قدرتمند چندملیتی قادرند طراحی، تولید و توزیع کالاها و خدمات را در کنترل بگیرند، و سلطه خود را حتی به تولید قسمتهایی از این زنجیره ارزش که به بنگاههای کوچک تر و دور از بازارهای نهایی برونسپاری شده، اعمال نمایند.
این بنگاه ها با استفاده از اعمال پارهای از موافقتنامههای تجارت آزاد که برای تقویت قدرت انحصاری آنها طراحی شده، غالباً از انحصارات مالکیتهای معنوی بهرهمند میشوند. این قوانین آنها را قادر به جمعآوری رانتهای عظیمی میکند، بویژه در مراحل پیشا-تولید (شامل طراحی) و پسا-تولید ( مارکتینگ و نام تجاری) یعنی همانجایی که بیشترین ارزش افزوده و سود ایجاد میشود.
درین میان، افزایش شدید رقابت در مرحله تولید (یعنی مرحله میانی زنجیره ارزش)، قیمتها را کاهش داده است، درنتیجه تولید کنندگان واقعی یعنی کارفرمایان یا کارگران، سهمهای کمتر و کمتری از کل زنجیره ارزش نصیبشان میشود. پیآمد چنین سیستمی اینست که بسیاری از کشورهای درحال توسعه که باید از جهانی شدن زنجیره ارزش منتفع شوند در دام فعالیتهای تولیدی سطح پائینی که تنها ارزش اقتصادی محدودی دارد، گیر میکنند و انگیزهای برای ارتقاء بیشتر فنیآوری خود ندارند.
در گزارش تجارت و توسعه ۲۰۱۸ که بزودی از سوی کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل ( انکتاد ) منتشر میشود بوضوح بیان شده است که چگونه شرکتهای سرآمد که هماکنون تجارت جهانی را در زیر سلطه خود دارند، دائماً سهمشان را از صادرات افزایش میدهند. تعجب آور اینست که این روند از بحران مالی جهانی ۲۰۰۸ تشدید شده است، که این خود نشان دهنده قدرت بازاری غیرمتناسب تعداد اندکی و سود نامتناسبی است که عاید ۱٪ بالای درآمدی میشود.
همچنین پژوهش آنکتاد برای هر دو گروه از کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه، نشان میدهد که ادغام در زنجیره ارزش جهانی، با کاهش سهم صادرات در ارزش افزوده داخلی، همراه بوده است. سهم تولید واقعی در ارزش افزوده داخلی، نیز کاهش یافته است، به همین ترتیب، در سهم ارزش افزوده باقی مانده برای کارگران نیز کاهش دیده میشود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
یک علت بالقوه روند کاهشی سهم کارگران اینست که با گسترش فوقالعاده عرضه جهانی نیروی کار، و یکپارچگی اقتصادی کشورهای دارای جمعیت بسیار، مثل چین و هند قدرت چانهزنی برای سرمایه بیش از نیروی کار افزایش یافته است.
تنها استثناء مهم در این روند کلی، کشور چین است که با طراحی سیاستهای صنعتی ویژه، سهم ارزش افزوده داخلی را افزوده و و وضعیت کارگران را بهبود بخشیده است. این اقدامات که پارهای از اثرات منفی تجارت آزاد را جبران کرده است، برخلاف انتظار، مورد نکوهش ترامپ قرار گرفته است، درحالی که سیاستهای خود او اثر حمایتی ناچیزی برای کارگران کشورش دارد.
اما پیامدهای مجاز دانستن تعداد اندکی شرکتها جهانی در اعمال چنین قدرت بازاری گستردهای، افزایش قدرت باز هم بیشتر آنهاست. یک دلیلش اینست که، چنین قدرتهای اقتصادی متمرکزی، صنعتی شدن برای کشورها درحال توسعه را مشکلتر خواهد کرد، چون شرکتهای محلی توان رقابت با شرکتهای چندملیتی جاافتاده را ندارند. دلیل دیگر اینست که آنها از دستیابی کشورهای درحال توسعه برای بهره گیری کامل از افزایش قیمت کالاها خود جلوگیری میکنند. در حالی که هیچ تضمینی در مقابل کاهش قیمتهای کشورهای درحال توسعه وجود ندارند. قدرت شرکتهای بزرگ در پائین نگهداشتن قیمت منابع طبیعی سبب زیاده روی در استخراج، آلودگی، و تنزل محیط زیست میشود، پیآمدهایی که آنان ریاکارانه آنرا بعنوان ”هزینههای توسعه“ قلمداد میکنند.
خریداران نیز زیان میکنند. درست است که شرکتهای چند ملیتی بزرگ میتوانند قیمتهای پائینی ارائه کنند. اما قدرت بازاری عظیمشان در همهی جنبهها، از تولید تا خدمات مالی تا تکنولوژیهای دیجیتالی، مصرف کنندگان را زیر سلطه خود دارند.
هرقدر، قدرت این کمپانیها بیشتر باشد، بیشتر میتوانند انباشت کنند، چون با بهرهگیری از نفوذ خود سیستمهای کنترلی، سیاستهای اقتصادی و حتی رژیم مالیاتی را شکل میدهند. نتیجه این وضعیت، سبب شکلگیری دولتهای تضعیف شده است که در خدمت منافع عدهای اندک است، بجای اینکه در خدمت منافع اکثریت باشد. آنانی که ادعا میکنند که توزیع مجدد میتواند چاره این مشکل باشد، باید به این واقعیت توجه داشته باشند که تا به امروز، بازندگان تجارت آزاد اگر چیزی هم نصیبشان شده باشد، آن، بسیار اندک بوده است.
مخالفان جهانیسازی درست میگویند که تجارت آزاد عدم تعادلهای جدی آفریده است. اما جنگ تجاری راهیست کاملاً به خطا. مشکل این نیست که تجارت آزاد سبب رقابت جهانی بسیار زیادی شده، بلکه به عکس تجارت آزاد برای تعداد اندکی از شرکتها، انحصار یا شبه انحصار را تضمین کرده است. این وضعیت انحصاری، نابرابری عظیم، رانت جویی آشکار، و رفتار غارتگرانهای ایجاد کرده است. تنها برخورد با این روندست که سود تجارت را میتوان افزایش داد و آنرا عادلانه تقسیم کرد.
_________________________________________
1- Jayati Ghosh is Professor of Economics at Jawaharlal Nehru University in New Delhi and a member of the Independent Commission for the Reform of International Corporate Taxation.
2- Project Syndicate
۳- زنجیره ارزش جهانی The Global Value Chains: دربرگیرنده مجموعه فعالیتهای است که بنگاهها و کارگران برای تولید (کالا یا خدمت) از ایده اولیه آن تا پایان مصرف نهایی وحتی پس از مصرف نهایی انجام میدهند. زنجیره ارزش شامل فعالیتهای مثل طراحی، تولید، بازاریابی، توزیع و خدمات پس از فروش برای مصرف کننده نهایی میباشد. زنجیره ارزش را میتوان به مراحل متعددی تقسیم کرد. سادهترین آن سه مرحله پیشا-تولید، تولید، و پسا-تولید است. مترجم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
تنها استثناء مهم در این روند کلی، کشور چین است که با طراحی سیاستهای صنعتی ویژه، سهم ارزش افزوده داخلی را افزوده و و وضعیت کارگران را بهبود بخشیده است. این اقدامات که پارهای از اثرات منفی تجارت آزاد را جبران کرده است، برخلاف انتظار، مورد نکوهش ترامپ قرار گرفته است، درحالی که سیاستهای خود او اثر حمایتی ناچیزی برای کارگران کشورش دارد.
اما پیامدهای مجاز دانستن تعداد اندکی شرکتها جهانی در اعمال چنین قدرت بازاری گستردهای، افزایش قدرت باز هم بیشتر آنهاست. یک دلیلش اینست که، چنین قدرتهای اقتصادی متمرکزی، صنعتی شدن برای کشورها درحال توسعه را مشکلتر خواهد کرد، چون شرکتهای محلی توان رقابت با شرکتهای چندملیتی جاافتاده را ندارند. دلیل دیگر اینست که آنها از دستیابی کشورهای درحال توسعه برای بهره گیری کامل از افزایش قیمت کالاها خود جلوگیری میکنند. در حالی که هیچ تضمینی در مقابل کاهش قیمتهای کشورهای درحال توسعه وجود ندارند. قدرت شرکتهای بزرگ در پائین نگهداشتن قیمت منابع طبیعی سبب زیاده روی در استخراج، آلودگی، و تنزل محیط زیست میشود، پیآمدهایی که آنان ریاکارانه آنرا بعنوان ”هزینههای توسعه“ قلمداد میکنند.
خریداران نیز زیان میکنند. درست است که شرکتهای چند ملیتی بزرگ میتوانند قیمتهای پائینی ارائه کنند. اما قدرت بازاری عظیمشان در همهی جنبهها، از تولید تا خدمات مالی تا تکنولوژیهای دیجیتالی، مصرف کنندگان را زیر سلطه خود دارند.
هرقدر، قدرت این کمپانیها بیشتر باشد، بیشتر میتوانند انباشت کنند، چون با بهرهگیری از نفوذ خود سیستمهای کنترلی، سیاستهای اقتصادی و حتی رژیم مالیاتی را شکل میدهند. نتیجه این وضعیت، سبب شکلگیری دولتهای تضعیف شده است که در خدمت منافع عدهای اندک است، بجای اینکه در خدمت منافع اکثریت باشد. آنانی که ادعا میکنند که توزیع مجدد میتواند چاره این مشکل باشد، باید به این واقعیت توجه داشته باشند که تا به امروز، بازندگان تجارت آزاد اگر چیزی هم نصیبشان شده باشد، آن، بسیار اندک بوده است.
مخالفان جهانیسازی درست میگویند که تجارت آزاد عدم تعادلهای جدی آفریده است. اما جنگ تجاری راهیست کاملاً به خطا. مشکل این نیست که تجارت آزاد سبب رقابت جهانی بسیار زیادی شده، بلکه به عکس تجارت آزاد برای تعداد اندکی از شرکتها، انحصار یا شبه انحصار را تضمین کرده است. این وضعیت انحصاری، نابرابری عظیم، رانت جویی آشکار، و رفتار غارتگرانهای ایجاد کرده است. تنها برخورد با این روندست که سود تجارت را میتوان افزایش داد و آنرا عادلانه تقسیم کرد.
_________________________________________
1- Jayati Ghosh is Professor of Economics at Jawaharlal Nehru University in New Delhi and a member of the Independent Commission for the Reform of International Corporate Taxation.
2- Project Syndicate
۳- زنجیره ارزش جهانی The Global Value Chains: دربرگیرنده مجموعه فعالیتهای است که بنگاهها و کارگران برای تولید (کالا یا خدمت) از ایده اولیه آن تا پایان مصرف نهایی وحتی پس از مصرف نهایی انجام میدهند. زنجیره ارزش شامل فعالیتهای مثل طراحی، تولید، بازاریابی، توزیع و خدمات پس از فروش برای مصرف کننده نهایی میباشد. زنجیره ارزش را میتوان به مراحل متعددی تقسیم کرد. سادهترین آن سه مرحله پیشا-تولید، تولید، و پسا-تولید است. مترجم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ شکاف میان درآمد سرانه کشورهای غنی و در حال توسعه در حال کم شدن است
نتایج یک پژوهش نشان میدهد که برای اولین بار شکاف میان درآمد سرانه کشورهای غنی و در حال توسعه در حال کم شدن میباشد: این روند از سال ۱۹۹۰ شروع شده است.
در این حالت اصطلاحا عنوان میشود که درآمد سرانه کشورها در حال همگرا شدن (غیرشرطی) است: کشورهای با درآمد سرانه پایین با سرعت بیشتری نسبت به کشورهای غنی رشد میکنند و درنتیجه تفاوت میان درآمد سرانه آنها در طول زمان کاهش مییابد.
اگر یافتههای این پژوهش درست باشد، به نظر میرسد که تحول بزرگی در جهان در حال شکل گرفتن است و چیزی تحت عنوان "دام درآمد متوسط" (کم نشدن فاصله کشورهای متوسط با کشورهای غنی) دیگر وجود ندارد.
https://www.cgdev.org/blog/everything-you-know-about-cross-country-convergence-now-wrong
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
نتایج یک پژوهش نشان میدهد که برای اولین بار شکاف میان درآمد سرانه کشورهای غنی و در حال توسعه در حال کم شدن میباشد: این روند از سال ۱۹۹۰ شروع شده است.
در این حالت اصطلاحا عنوان میشود که درآمد سرانه کشورها در حال همگرا شدن (غیرشرطی) است: کشورهای با درآمد سرانه پایین با سرعت بیشتری نسبت به کشورهای غنی رشد میکنند و درنتیجه تفاوت میان درآمد سرانه آنها در طول زمان کاهش مییابد.
اگر یافتههای این پژوهش درست باشد، به نظر میرسد که تحول بزرگی در جهان در حال شکل گرفتن است و چیزی تحت عنوان "دام درآمد متوسط" (کم نشدن فاصله کشورهای متوسط با کشورهای غنی) دیگر وجود ندارد.
https://www.cgdev.org/blog/everything-you-know-about-cross-country-convergence-now-wrong
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Center For Global Development
Everything You Know about Cross-Country Convergence Is (Now) Wrong
A quarter-century after the empirical growth literature set out to explain why poor countries aren’t catching up with rich ones, cross-country regressions have mercifully gone out of fashion. But in the interim, the core facts have changed.
✅ صورت سود و زیان بانک مرکزی در سال مالی 1395 منتشر شد:
811 میلیارد تومان هزینه اداری و پرسنلی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
811 میلیارد تومان هزینه اداری و پرسنلی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
ترازنامه و صورت سود بانک مرکزی.pdf
167.7 KB
✅ متن کامل ترازنامه و صورت سود و زیان بانک مرکزی در سال مالی 1395
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ تاخیر فاز تورم کالاها و خدمات نسبت به تورم کالاها و تولیدکننده صنعتی/ احسان سلطانی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💢هند چوب حراج به اوراق قرضه آمریکا زد
♦️هند از ماه مارس تا ماه آگوست ۱۷ میلیارد دلار از اوراق قرضه دولتی وزارت خزانهداری آمریکا تحت تملک خود را به فروش رسانده است. درواقع هند نیز به جمع دیگر کشورهایی نظیر چین و روسیه در فروش داراییهای دلاری پیوسته است و در حال دامپینگ اوراق بدهی آمریکا با هدف بهبود اوضاع اقتصادی خود است./ راشاتودی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
♦️هند از ماه مارس تا ماه آگوست ۱۷ میلیارد دلار از اوراق قرضه دولتی وزارت خزانهداری آمریکا تحت تملک خود را به فروش رسانده است. درواقع هند نیز به جمع دیگر کشورهایی نظیر چین و روسیه در فروش داراییهای دلاری پیوسته است و در حال دامپینگ اوراق بدهی آمریکا با هدف بهبود اوضاع اقتصادی خود است./ راشاتودی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ محض اطلاع دوستان بدبین!
در نمودار فوق برای 6سال ارزش بازاری شرکتهای موجود در بورس و فرابورس(بازار اول و دوم) برمبنای دلار محاسبه شده است.
این همه ریزش بازار باید تا خط رگرسیون صعود کند!/ خلاصه بازار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
در نمودار فوق برای 6سال ارزش بازاری شرکتهای موجود در بورس و فرابورس(بازار اول و دوم) برمبنای دلار محاسبه شده است.
این همه ریزش بازار باید تا خط رگرسیون صعود کند!/ خلاصه بازار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📚 معرفی کتاب
خطاهای فکری علم اقتصاد
✍🏻 محمد قلی یوسفی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
خطاهای فکری علم اقتصاد
✍🏻 محمد قلی یوسفی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ از مجری برنامه نود تا کارآفرینان گمنام
این روزها خبرهای خوب فوتبالی همه را هیجان زده کرده است ولی در کنار این خبرهای خوب نمی توان از داستانهایی که درباره برنامه نود گفته می شود گذشت. اول بخاطر آنکه برنامه نود یک جنگ فوتبال است و نوآوریهای مجریش همیشه ادامه داشته است و میلیونها بیننده دارد. دوم بخاطر آنکه شباهتهای زیادی بین تجربه عادل فردوسی پور و فعالان اقتصادی و کارآفرینان در جامعه ما وجود دارد.
سالهای دهه شصت بود فکر می کنم سال ۶۱ بود که برای عید به اتفاق پدر سوار قطار شدیم تا برویم مشهد و زیارت. آن روزها هنوز وقتی قطار از محله های جنوب شهر تهران رد می شد چند سنگی بدرقه راهش می شد. آنقدر که حتی صدا و سیما چند برنامه ای ساخت تا درباره این کار هشدار بدهد. قطار بود که راه می افتاد تا مسافران را به مقصد برساند. من هیچوقت نفهمیدم چرا کودکی می خواست به این واگنها متحرک سنگ بزند؟ آیا باعث توقف قطار می شد؟ آیا از شنیدن صدای برخورد سنگ با شیشه های قطار لذت می برد؟ صدایی که در همهمه عبور قطار گم بود. آخر سر به این نتیجه رسیدم که شاید چون قطار حرکت می کرد آنکه سوارش نبود می خواست سنگی حواله کند و اعتراضی کند. بگذریم در هر صورت سنگها بودند.
این روزها دیگر کسی به قطار سنگ نمی زند ولی هنوز آدمها وقتی آدمهای دیگر را می بینند که سوار قطاری شده اند و در مسیری افتاده اند که کار ماندگاری می کنند و از خود نشانی بر جای می گذارند٬ سنگها هستند. منحصر به عادل فردوسی پور هم نیست. از استارت آپهای نوپا گرفته تا بازرگانان و بازاریان قدیمی و معتبر همه شاهد بوده اند که سنگ هست و انداخته می شود. بویژه وقتی قطار کار و فعالیتشان باید از دفاتر و ادارات دولتی بگذرد. و هنوز این برایم سوال است که چطور آدمها می خواهند جلوی فعالیت کسانی را بگیرند که کارشان برای جامعه مثمر ثمر است و به تولید محصولی منجر می شود که در جامعه خواهان دارد. آیا می خواهند خودشان سوار این قطار باشند؟ آیا می خواهند خودشان جای آن کارآفرین یا مجری برنامه باشند؟ آیا می خواهند بگویند که آنها هم هستند؟ گاهی دلم می خواهد دوستانی مانند دکتر شیری که روان افراد را بهتر می فهمند درباره دلایل چنین رفتاری توضیح بدهند. آنقدر می دانم که وقتی قرار است با حرکت کردن سنگ بخوری خوب ساکت می مانی و سکون پیشه می کنی.
چیزی که در اقتصاد ما بسیار رخ می دهد این سنگ اندازیهاست. آنقدر کارآفرینان سنگ می خورند که آخر سر تصمیم می گیرند سر جای خود بمانند و کاری شروع نکنند. نه تولیدی آغاز می شود و نه اشتغالی تولید می شود و نه درآمدی نصیب جامعه می شود. جنبشی نیست و موجی شکل نمی گیرد. آنها که سنگ به دست دارند شاید هیچوقت نفهمند که چه نقشی در دلسرد کردن و مایوس کردن بقیه بازی می کنند٬ ولی مانع رشد می شوند و به بیکاری و هزار چالش دیگر دامن می زنند و مانع اجرایی شدن راه حلهای می شوند.
با داستان قطار شروع کردم با مثال جاده ها این چند خط را تمام می کنم. در جاده ها همیشه دو گروه مامور هست. اولین گروه را همه می بینند مامورین انتظامی که گاهی ایست بازرسی هم برپا می کنند تا همه ماشینها را بگردند و اجازه عبور بدهند. می خواهند ببینند چه خبر است٬ ایا بهانه ای برای خواباندن ماشین پیدا می کنند یا می توانند مچ مجرمی را بگیرند یا خیر. گروه دوم را خیلیها نمی بینند. اینها ماموران بی سروصدای راهداری ها هستند که گردنه ها را باز نگه می دارند٬ خرابی جاده ها را تعمیر می کنند و راه را برای همه رانندگان باز و قابل استفاده نگه می دارند. بی ادعا هستند و مشغول کار ولی تردد در جاده ممکن است چون اینها هستند.
حالا در نظام مدیریتی ما دو جور مدیر داریم یک سری مدیرهای بی ادعا مانند ماموران راهداری که را می خواهند راه فعالیتهای اقتصادی را باز نگهدارند و به همه امکان ورود به این عرصه را بدهند. گروه دوم اما مدیران ایست بازرسی هستند انها می خواهند اول نگهدارند بعد بگردند و بعد اگر چیزی پیدا نکردند اجازه عبور بدهند. اگر هم نخواهند اصولا اجازه عبوری در کار نیست. برای اولی زیرساختیست برای فعالیت برای دوم راه جاییست که هرگز توفیق استفاده از آنرا قرار نیست داشته باشد. به نظر می رسد این روزها دور دور مدیران ایست بازرسیست و ماشینها همه جا منتظر اجازه عبورند./ خیابان فرصت
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
این روزها خبرهای خوب فوتبالی همه را هیجان زده کرده است ولی در کنار این خبرهای خوب نمی توان از داستانهایی که درباره برنامه نود گفته می شود گذشت. اول بخاطر آنکه برنامه نود یک جنگ فوتبال است و نوآوریهای مجریش همیشه ادامه داشته است و میلیونها بیننده دارد. دوم بخاطر آنکه شباهتهای زیادی بین تجربه عادل فردوسی پور و فعالان اقتصادی و کارآفرینان در جامعه ما وجود دارد.
سالهای دهه شصت بود فکر می کنم سال ۶۱ بود که برای عید به اتفاق پدر سوار قطار شدیم تا برویم مشهد و زیارت. آن روزها هنوز وقتی قطار از محله های جنوب شهر تهران رد می شد چند سنگی بدرقه راهش می شد. آنقدر که حتی صدا و سیما چند برنامه ای ساخت تا درباره این کار هشدار بدهد. قطار بود که راه می افتاد تا مسافران را به مقصد برساند. من هیچوقت نفهمیدم چرا کودکی می خواست به این واگنها متحرک سنگ بزند؟ آیا باعث توقف قطار می شد؟ آیا از شنیدن صدای برخورد سنگ با شیشه های قطار لذت می برد؟ صدایی که در همهمه عبور قطار گم بود. آخر سر به این نتیجه رسیدم که شاید چون قطار حرکت می کرد آنکه سوارش نبود می خواست سنگی حواله کند و اعتراضی کند. بگذریم در هر صورت سنگها بودند.
این روزها دیگر کسی به قطار سنگ نمی زند ولی هنوز آدمها وقتی آدمهای دیگر را می بینند که سوار قطاری شده اند و در مسیری افتاده اند که کار ماندگاری می کنند و از خود نشانی بر جای می گذارند٬ سنگها هستند. منحصر به عادل فردوسی پور هم نیست. از استارت آپهای نوپا گرفته تا بازرگانان و بازاریان قدیمی و معتبر همه شاهد بوده اند که سنگ هست و انداخته می شود. بویژه وقتی قطار کار و فعالیتشان باید از دفاتر و ادارات دولتی بگذرد. و هنوز این برایم سوال است که چطور آدمها می خواهند جلوی فعالیت کسانی را بگیرند که کارشان برای جامعه مثمر ثمر است و به تولید محصولی منجر می شود که در جامعه خواهان دارد. آیا می خواهند خودشان سوار این قطار باشند؟ آیا می خواهند خودشان جای آن کارآفرین یا مجری برنامه باشند؟ آیا می خواهند بگویند که آنها هم هستند؟ گاهی دلم می خواهد دوستانی مانند دکتر شیری که روان افراد را بهتر می فهمند درباره دلایل چنین رفتاری توضیح بدهند. آنقدر می دانم که وقتی قرار است با حرکت کردن سنگ بخوری خوب ساکت می مانی و سکون پیشه می کنی.
چیزی که در اقتصاد ما بسیار رخ می دهد این سنگ اندازیهاست. آنقدر کارآفرینان سنگ می خورند که آخر سر تصمیم می گیرند سر جای خود بمانند و کاری شروع نکنند. نه تولیدی آغاز می شود و نه اشتغالی تولید می شود و نه درآمدی نصیب جامعه می شود. جنبشی نیست و موجی شکل نمی گیرد. آنها که سنگ به دست دارند شاید هیچوقت نفهمند که چه نقشی در دلسرد کردن و مایوس کردن بقیه بازی می کنند٬ ولی مانع رشد می شوند و به بیکاری و هزار چالش دیگر دامن می زنند و مانع اجرایی شدن راه حلهای می شوند.
با داستان قطار شروع کردم با مثال جاده ها این چند خط را تمام می کنم. در جاده ها همیشه دو گروه مامور هست. اولین گروه را همه می بینند مامورین انتظامی که گاهی ایست بازرسی هم برپا می کنند تا همه ماشینها را بگردند و اجازه عبور بدهند. می خواهند ببینند چه خبر است٬ ایا بهانه ای برای خواباندن ماشین پیدا می کنند یا می توانند مچ مجرمی را بگیرند یا خیر. گروه دوم را خیلیها نمی بینند. اینها ماموران بی سروصدای راهداری ها هستند که گردنه ها را باز نگه می دارند٬ خرابی جاده ها را تعمیر می کنند و راه را برای همه رانندگان باز و قابل استفاده نگه می دارند. بی ادعا هستند و مشغول کار ولی تردد در جاده ممکن است چون اینها هستند.
حالا در نظام مدیریتی ما دو جور مدیر داریم یک سری مدیرهای بی ادعا مانند ماموران راهداری که را می خواهند راه فعالیتهای اقتصادی را باز نگهدارند و به همه امکان ورود به این عرصه را بدهند. گروه دوم اما مدیران ایست بازرسی هستند انها می خواهند اول نگهدارند بعد بگردند و بعد اگر چیزی پیدا نکردند اجازه عبور بدهند. اگر هم نخواهند اصولا اجازه عبوری در کار نیست. برای اولی زیرساختیست برای فعالیت برای دوم راه جاییست که هرگز توفیق استفاده از آنرا قرار نیست داشته باشد. به نظر می رسد این روزها دور دور مدیران ایست بازرسیست و ماشینها همه جا منتظر اجازه عبورند./ خیابان فرصت
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
صادرکنندگان توجه کنند !
با قطع معاملات مالی بانک چینی "کونلون" با ایران در پی تحریمهای آمریکا از هفته آینده، بیش از بروز مشکلات برای صادرات نفت که ظاهرا برای آن تمهیداتی اندیشیده شده است ،
صادرات پتروشیمی ها، فولادی ها و سنگی ها در خطر جدی خواهد بود
طرحی نو در اندازید
همین امروز!
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
با قطع معاملات مالی بانک چینی "کونلون" با ایران در پی تحریمهای آمریکا از هفته آینده، بیش از بروز مشکلات برای صادرات نفت که ظاهرا برای آن تمهیداتی اندیشیده شده است ،
صادرات پتروشیمی ها، فولادی ها و سنگی ها در خطر جدی خواهد بود
طرحی نو در اندازید
همین امروز!
مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg