❓آیا دولت شغل ایجاد میکند؟
💻موسسه کیتو
🇨🇳میلتون فریدمن با یک تور به چین سفر کرد. هیئت نمایندگان چینی حاضر در آنجا به وی یک پروژه احداث کانال نشان داد که بر روی آن کار میکردند. فریدمن از هیئت نمایندگان پرسید، میتوانم از شما بپرسم که چرا کارگران شما دارند با بیل زمین را حفر میکنند؟ چطور است که شما از ماشینهای خاکبرداری یا بولدوزر برای این کار استفاده نمیکنید؟ و یکی از اعضای هیئت نمایندگان چینی پاسخ داد، خب اگر ما از ماشینهای بزرگ استفاده کنیم دیگر قادر نخواهیم بود که خیلی اشتغالزایی کنیم. و فریدمن گفت، اوه، پس این یک برنامه اشتغالزایی است. من فکر میکردم شما میخواهید یک کانال احداث کنید. اگر شما به دنبال اشتغالزایی هستید، خُب بیلهای کارگران را از آنها بگیرید و به جای آن قاشق به دستشان بدهید.
🖊اشتغالزایی ورد زبان بسیاری از افراد و به ویژه سیاستمداران است. من استدلال میکنم که ایجاد شغل آسان است؛ این ایجاد ثروت است که امری دشوار است. برای مثال، ما میتوانیم تمام ماشینآلات کشاورزی را نابود کنیم. که یک شبه میتواند میلیونها شغل جدید کشاورزی را ایجاد کند. اما من فکر نمیکنم که کسی بپندارد این راه حل واقعی برای مشکل ما باشد. نکته این است که پیشرفت اقتصادی حاصل نمیشود وقتی که ما شغل میآفرینیم ایجاد شغل که آسان است پیشرفت وقتی حاصل میشود که ما شغلها را نابود میکنیم؛ آنهایی را که دیگر بهشان نیازی نداریم. صد سال پیش، بیش از چهل درصد جمعیت امریکا در کارهای کشاورزی به اشکال مختلف اشتغال داشتند.
🖊امروز این آمار کمتر از دو درصد است، در حالی که تولید کشاورزی افزایش یافته است که این امر نتیجۀ ماشینیزه شدن و اختراع انواع ماشینآلات کشاورزی است. چه اتفاقی بر سر آن شغلهای قدیمی کشاورزی افتاد؟ چون ماشینیزه شدن کارها محصولات کشاورزی را ارزانتر کرده است، امروز مردم میزان کمتری از پول خود را صرف غذا میکنند و قادر اند تا پولشان را در مصارف و مسائل مختلف دیگر خرج کنند. داستان پیشرفت انسان چیزی نبوده جز توانایی ما به از بین بردن مشاغل و صرفهجوی کردنمان در کمیابترین منبع؛ یعنی همان نیروی کار، با این هدف که چیزهایی را بسازیم که میخواهیم. البته نوآوریها به یک باره اتفاق نمیافتند. آنها به تدریج در طول زمان رخ میدهند. و تمام نوآوریهای تکنولوژیکی به این معنی است که کارگران باید مهارتهای جدید را بیاموزند، و بعضی از ایشان احتمالاً برای مدتی از کار بیکار خواهند شد. و گرچه این بیکار شدن امری منفی است، اما گزینههای بدیل آن بهمراتب بدتر اند.
🖊این تحولات در بازار کار هزینهای است که ما برای پیشرفت اقتصادی پرداخت میکنیم. اگر از این تحولات جلوگیری کنیم، با این کار پیشرفت، خلق اختراعات جدید و کاهش فقر را کُند و متوقف میکنیم. از بین رفتن مشاغل همچنین سیگنالی است که به جوانان میگوید که موقعیتهای شغلی جدید در آینده چه خواهد بود. شغلهای جدید جایگزین شغلهای قدیمی شده اند که عموماً در بخش کشاورزی بودند. در طی قرن بیستم ما از ملتی که عمدتاً مشاغل مرتبط با کشاورزی داشت تبدیل به ملتی شده ایم که مشاغل صنعتی، مشاغل خدماتی و مشاغل مرتبط با علم و دانش دارد. و سیگنالهای بازار مردم را راهنمایی میکند که بر روی چه نوع مهارتهایی باید سرمایهگذاری کنند و شغلهای جدید در آینده در چه زمینههایی خواهد بود. دولت چنین سیگنالهایی ندارد. واقعیت این است که بسیاری از برنامههایی اشتغالزایی دولتی برای برآوردن نیاز سیاستمداران است [به رأی آوردن]، نه برای برآوردن نیاز مصرفکنندگان در بازار.
🔚دولتها خیلی خوب بلد اند که کار درست کنند، ولی در ایجاد مشاغلی که تولید ارزش کنند، اصلاً خوب نیستند. اگر شما به دنبال مشاغل ارزشآفرین هستید، به کسانی چون بیل گیتس یا استیو جابز نیاز دارید، کسانی که میدانند چگونه ارزش ایجاد کنند و مشاغلی بهدردبخور ایجاد کنند. بهترین برنامه اشتغالزایی در تاریخ بشریت بازار آزاد است و کارآفرینیای که تولید میکند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💻موسسه کیتو
🇨🇳میلتون فریدمن با یک تور به چین سفر کرد. هیئت نمایندگان چینی حاضر در آنجا به وی یک پروژه احداث کانال نشان داد که بر روی آن کار میکردند. فریدمن از هیئت نمایندگان پرسید، میتوانم از شما بپرسم که چرا کارگران شما دارند با بیل زمین را حفر میکنند؟ چطور است که شما از ماشینهای خاکبرداری یا بولدوزر برای این کار استفاده نمیکنید؟ و یکی از اعضای هیئت نمایندگان چینی پاسخ داد، خب اگر ما از ماشینهای بزرگ استفاده کنیم دیگر قادر نخواهیم بود که خیلی اشتغالزایی کنیم. و فریدمن گفت، اوه، پس این یک برنامه اشتغالزایی است. من فکر میکردم شما میخواهید یک کانال احداث کنید. اگر شما به دنبال اشتغالزایی هستید، خُب بیلهای کارگران را از آنها بگیرید و به جای آن قاشق به دستشان بدهید.
🖊اشتغالزایی ورد زبان بسیاری از افراد و به ویژه سیاستمداران است. من استدلال میکنم که ایجاد شغل آسان است؛ این ایجاد ثروت است که امری دشوار است. برای مثال، ما میتوانیم تمام ماشینآلات کشاورزی را نابود کنیم. که یک شبه میتواند میلیونها شغل جدید کشاورزی را ایجاد کند. اما من فکر نمیکنم که کسی بپندارد این راه حل واقعی برای مشکل ما باشد. نکته این است که پیشرفت اقتصادی حاصل نمیشود وقتی که ما شغل میآفرینیم ایجاد شغل که آسان است پیشرفت وقتی حاصل میشود که ما شغلها را نابود میکنیم؛ آنهایی را که دیگر بهشان نیازی نداریم. صد سال پیش، بیش از چهل درصد جمعیت امریکا در کارهای کشاورزی به اشکال مختلف اشتغال داشتند.
🖊امروز این آمار کمتر از دو درصد است، در حالی که تولید کشاورزی افزایش یافته است که این امر نتیجۀ ماشینیزه شدن و اختراع انواع ماشینآلات کشاورزی است. چه اتفاقی بر سر آن شغلهای قدیمی کشاورزی افتاد؟ چون ماشینیزه شدن کارها محصولات کشاورزی را ارزانتر کرده است، امروز مردم میزان کمتری از پول خود را صرف غذا میکنند و قادر اند تا پولشان را در مصارف و مسائل مختلف دیگر خرج کنند. داستان پیشرفت انسان چیزی نبوده جز توانایی ما به از بین بردن مشاغل و صرفهجوی کردنمان در کمیابترین منبع؛ یعنی همان نیروی کار، با این هدف که چیزهایی را بسازیم که میخواهیم. البته نوآوریها به یک باره اتفاق نمیافتند. آنها به تدریج در طول زمان رخ میدهند. و تمام نوآوریهای تکنولوژیکی به این معنی است که کارگران باید مهارتهای جدید را بیاموزند، و بعضی از ایشان احتمالاً برای مدتی از کار بیکار خواهند شد. و گرچه این بیکار شدن امری منفی است، اما گزینههای بدیل آن بهمراتب بدتر اند.
🖊این تحولات در بازار کار هزینهای است که ما برای پیشرفت اقتصادی پرداخت میکنیم. اگر از این تحولات جلوگیری کنیم، با این کار پیشرفت، خلق اختراعات جدید و کاهش فقر را کُند و متوقف میکنیم. از بین رفتن مشاغل همچنین سیگنالی است که به جوانان میگوید که موقعیتهای شغلی جدید در آینده چه خواهد بود. شغلهای جدید جایگزین شغلهای قدیمی شده اند که عموماً در بخش کشاورزی بودند. در طی قرن بیستم ما از ملتی که عمدتاً مشاغل مرتبط با کشاورزی داشت تبدیل به ملتی شده ایم که مشاغل صنعتی، مشاغل خدماتی و مشاغل مرتبط با علم و دانش دارد. و سیگنالهای بازار مردم را راهنمایی میکند که بر روی چه نوع مهارتهایی باید سرمایهگذاری کنند و شغلهای جدید در آینده در چه زمینههایی خواهد بود. دولت چنین سیگنالهایی ندارد. واقعیت این است که بسیاری از برنامههایی اشتغالزایی دولتی برای برآوردن نیاز سیاستمداران است [به رأی آوردن]، نه برای برآوردن نیاز مصرفکنندگان در بازار.
🔚دولتها خیلی خوب بلد اند که کار درست کنند، ولی در ایجاد مشاغلی که تولید ارزش کنند، اصلاً خوب نیستند. اگر شما به دنبال مشاغل ارزشآفرین هستید، به کسانی چون بیل گیتس یا استیو جابز نیاز دارید، کسانی که میدانند چگونه ارزش ایجاد کنند و مشاغلی بهدردبخور ایجاد کنند. بهترین برنامه اشتغالزایی در تاریخ بشریت بازار آزاد است و کارآفرینیای که تولید میکند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ از لوله کش منزل تا نظریه قرارداد
✍🏻 محمد علی مختاری
از نوبلیست های اقتصاد 2020 مطالب ارزنده متعددی منتشر شده است. در این نوشته ماجرایی کوتاه را به نقل از یکی از همکاران پل میلگرام می نویسم که حاوی دوپیام مهم برای اقتصادی هاست.
این داستان کوتاه اولا بیان می کند که چگونه یک اقتصاددان از یک اتفاق عادی روزمره الهام گرفته و یک ایده طلایی می سازد.
ثانیا یکی از بزرگترین و ماندگار ترین آثار مشترک میلگرام با هولمشتروم 1991 (مقاله پیوست شده) را معرفی می کند. اگرچه حتی کمیته نوبل اشاره ای به این اثر عمیق نکرده، اما به نظر می رسد این مقاله یک انقلاب در نظریه قراردادها بوده و می تواند در دنیای واقعی نحوه تعیین دستمزد در قراردادهای کارفرما-کارپذیر را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
اما خلاصه ماجرا(نقل مضمون) :
روزی میلگرام لوله کشی را برای طراحی آشپزخانه اش استخدام می کند و از وی تخمین زمانبندی اتمام کار را می خواهد. لوله کش زمانبندی تخمینی را اعلام می کند. بلافاصله میلگرام یاد مساله معروف انگیزه کارپذیر افتاده، پاداشی برای اتمام به موقع و جریمه ای سنگین برای تاخیر در اتمام کار وضع می کند اما لوله کش کار را به دلیل همین جریمه سنگین نمی پذیرد.
میلگرام که در مکانیزم انگیزشی قرارداد پیشنهادی خود شک کرده به گفتگو با لوله کش می پردازد و متوجه می شود که دلیل نپذیرفتن لوله کش عدم توانایی او در تحویل به موقع نیست بلکه لوله کش بیم آن را دارد که مکانیزم ایجاد شده، کیفیت بالای کار او را به دلیل عجله کاهش دهد.
در واقع لوله کش به کیفیت کارش حساس است و مکانیزم طرح شده، انگیزه او را از بعد کیفیت به بعد زمان می برد و در نهایت می تواند اعتبار کاری او را مخدوش کند.
این الهام گیری میلگرام از لوله کش منجر شد به نوشتن یکی از مهمترین مقالات موجود در حوزه نظریه قراردادها. جزئیات مقاله مفصل است ولی جان کلام مقاله این حرف است:
در قراردادهایی که وظیفه محول شده چند بعد دارد، ( بعد کیفیت و بعد زمان در مثال لوله کش) پولی کردن انگیزه در یک بعد قابل مشاهده(جریمه زمانی در مثال لوله کش) ، می تواند انگیزه را در سایر ابعاد (کیفیت در همان مثال) مخدوش کرده و در نهایت باعث افت ابعاد غیر قابل مشاهده کار شود.
این همان دلیلی است که نمی توان دستمزد معلم و پرستار و بسیاری از مشاغل را به عملکرد آنها متصل کرد و دستمزدهای ثابت تا این حد در دنیا رایج شده اند.
📎 مقاله هولمشتروم و میلگرام در باب دستمزد بهینه در قراردادهای کار چندبعدی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محمد علی مختاری
از نوبلیست های اقتصاد 2020 مطالب ارزنده متعددی منتشر شده است. در این نوشته ماجرایی کوتاه را به نقل از یکی از همکاران پل میلگرام می نویسم که حاوی دوپیام مهم برای اقتصادی هاست.
این داستان کوتاه اولا بیان می کند که چگونه یک اقتصاددان از یک اتفاق عادی روزمره الهام گرفته و یک ایده طلایی می سازد.
ثانیا یکی از بزرگترین و ماندگار ترین آثار مشترک میلگرام با هولمشتروم 1991 (مقاله پیوست شده) را معرفی می کند. اگرچه حتی کمیته نوبل اشاره ای به این اثر عمیق نکرده، اما به نظر می رسد این مقاله یک انقلاب در نظریه قراردادها بوده و می تواند در دنیای واقعی نحوه تعیین دستمزد در قراردادهای کارفرما-کارپذیر را به شدت تحت تاثیر قرار دهد.
اما خلاصه ماجرا(نقل مضمون) :
روزی میلگرام لوله کشی را برای طراحی آشپزخانه اش استخدام می کند و از وی تخمین زمانبندی اتمام کار را می خواهد. لوله کش زمانبندی تخمینی را اعلام می کند. بلافاصله میلگرام یاد مساله معروف انگیزه کارپذیر افتاده، پاداشی برای اتمام به موقع و جریمه ای سنگین برای تاخیر در اتمام کار وضع می کند اما لوله کش کار را به دلیل همین جریمه سنگین نمی پذیرد.
میلگرام که در مکانیزم انگیزشی قرارداد پیشنهادی خود شک کرده به گفتگو با لوله کش می پردازد و متوجه می شود که دلیل نپذیرفتن لوله کش عدم توانایی او در تحویل به موقع نیست بلکه لوله کش بیم آن را دارد که مکانیزم ایجاد شده، کیفیت بالای کار او را به دلیل عجله کاهش دهد.
در واقع لوله کش به کیفیت کارش حساس است و مکانیزم طرح شده، انگیزه او را از بعد کیفیت به بعد زمان می برد و در نهایت می تواند اعتبار کاری او را مخدوش کند.
این الهام گیری میلگرام از لوله کش منجر شد به نوشتن یکی از مهمترین مقالات موجود در حوزه نظریه قراردادها. جزئیات مقاله مفصل است ولی جان کلام مقاله این حرف است:
در قراردادهایی که وظیفه محول شده چند بعد دارد، ( بعد کیفیت و بعد زمان در مثال لوله کش) پولی کردن انگیزه در یک بعد قابل مشاهده(جریمه زمانی در مثال لوله کش) ، می تواند انگیزه را در سایر ابعاد (کیفیت در همان مثال) مخدوش کرده و در نهایت باعث افت ابعاد غیر قابل مشاهده کار شود.
این همان دلیلی است که نمی توان دستمزد معلم و پرستار و بسیاری از مشاغل را به عملکرد آنها متصل کرد و دستمزدهای ثابت تا این حد در دنیا رایج شده اند.
📎 مقاله هولمشتروم و میلگرام در باب دستمزد بهینه در قراردادهای کار چندبعدی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Telegram
attach 📎
شیلی دیگر رویایی برای کشورهای آمریکای لاتین نیست!
برای سالها شیلی با تکیه بر یک مدل بیسابقه از توسعه اقتصادی پایدار، در آمریکای لاتین استثنا بود. برخلاف عوامگرایی و عوامفریبی، دستورالعمل اقتصادی شیلی در چهل و پنج سال گذشته احترام به مالکیت خصوصی و آزادی کارآفرینان بود. عبارت "معجزه شیلی" توسط اقتصاددان شهیری مانند میلتون فریدمن برای توصیف تغییر جهت اقتصاد شیلی در دهه 1980 از سوسیالیسم به اقتصاد بازار آزاد استفاده شد. بسیاری دیگر از تحلیلگران اقتصادی نیز، زمانی که به رشد چشمگیر شیلی در دهههای اخیر نگاه میکنند، معجزه شیلی را تایید میکنند. بیست سال پیش، به نظر میرسید شیلی در راه ورود به لیگ کشورهای پیشرفته جهان بود و به عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان در آینده شناخته میشد. با این حال، به نظر میرسد " معجزه شیلی " به علت عدول از اصول بازار آزاد، دیگر دست نیافتنی باشد !
درست یک سال پیش، جنبشهای جدیدی با طراحی شورشها و فعالیتهای چپگرایانه، با هدف خنثیسازی اصلاحات مبتنی بر بازار آزاد که در چهل سال اخیر انجام شده بود را نشانه گرفتند و مسیر پیشرفت شیلی را تغییر دادند. سندیکاهای سوسیالیستی عملا کمر اقتصاد شیلی را خم کردند. شاخصهای بینالمللی، فاجعه اقتصاد شیلی در یک دهه گذشته را به خوبی توضیح میدهند:
1⃣ شاخص آزادی اقتصادی ( والاستریتژورنال) نشان میدهد که شیلی از جایگاه هشتم در سال 2008 به رتبه بیستم در سال 2017، در قاره آمریکای لاتین سقوط کرده است.
2⃣ طبق شاخص آسانی انجام کسب و کار (بانک جهانی)، شیلی از رتبه چهلم در سال 2008 به پنجاه و نهم در سال 2020 تنزیل رتبه داشته است.
3⃣ شاخص درک فساد مالی (شفافیت بینالملل) برآورد کرده که شیلی از جایگاه بیست و سوم در سال 2008 به بیست و ششم در سال 2020 عقبرفت کرده است.
4⃣ شاخص رقابتپذیری (بنیاد مالیاتی) شیلی را جزو پنج کشور ضعیف در سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) قرار میدهد. به طور دقیقتر، حداکثر نرخ مالیات شرکتهای شیلی 27 درصد است، در حالی که نرخ میانگین مالیات سایر کشورهای عضو در سازمان همکاری اقتصادی و توسعه 23 درصد میباشد (شیلی تنها کشوری بوده که در یک دهه گذشته این مالیات را ده واحد افزایش داده!).
پیشنهاداتی که برای بهبود اوضاع اقتصادی نیز ارائه میشوند، چندان امیدوارکننده نیستند. طرح پیشنهادی دولت فعلی یک طرح "کینزی" است. سیاست مالی دولت برای جبران کسری بودجه با تکیه بر افزایش هزینهها و بدهیهای عمومی، مقدمهایست برای افزایش مالیات خانوادهها و کارآفرینان در این کشور. به نطر میرسد عواملی چون فساد در بخش عمومی ، تنظیمات خودسرانه نهادی ، دستکاری در پول و اعتبار ، افزایش مالیاتها و مقررات سلب مالکیت خصوصی، بحران شیلی را بیش از پیش تعمیق خواهند کرد. در نهایت میتوان گفت؛ مدل توسعه شیلی ( 1977-2013 ) دیگر نمیتواند الگوی توسعه جذاب و مناسبی برای سایر کشورهای آمریکای لاتین باشد. مگر اینکه این کشور، مجددا به اصولهایی چون احترام به مالکیت خصوصی و تقویت بنگاههای اقتصاد آزاد بازگردد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
https://www.wsj.com/articles/chiles-suicide-mission-11603052967
برای سالها شیلی با تکیه بر یک مدل بیسابقه از توسعه اقتصادی پایدار، در آمریکای لاتین استثنا بود. برخلاف عوامگرایی و عوامفریبی، دستورالعمل اقتصادی شیلی در چهل و پنج سال گذشته احترام به مالکیت خصوصی و آزادی کارآفرینان بود. عبارت "معجزه شیلی" توسط اقتصاددان شهیری مانند میلتون فریدمن برای توصیف تغییر جهت اقتصاد شیلی در دهه 1980 از سوسیالیسم به اقتصاد بازار آزاد استفاده شد. بسیاری دیگر از تحلیلگران اقتصادی نیز، زمانی که به رشد چشمگیر شیلی در دهههای اخیر نگاه میکنند، معجزه شیلی را تایید میکنند. بیست سال پیش، به نظر میرسید شیلی در راه ورود به لیگ کشورهای پیشرفته جهان بود و به عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان در آینده شناخته میشد. با این حال، به نظر میرسد " معجزه شیلی " به علت عدول از اصول بازار آزاد، دیگر دست نیافتنی باشد !
درست یک سال پیش، جنبشهای جدیدی با طراحی شورشها و فعالیتهای چپگرایانه، با هدف خنثیسازی اصلاحات مبتنی بر بازار آزاد که در چهل سال اخیر انجام شده بود را نشانه گرفتند و مسیر پیشرفت شیلی را تغییر دادند. سندیکاهای سوسیالیستی عملا کمر اقتصاد شیلی را خم کردند. شاخصهای بینالمللی، فاجعه اقتصاد شیلی در یک دهه گذشته را به خوبی توضیح میدهند:
1⃣ شاخص آزادی اقتصادی ( والاستریتژورنال) نشان میدهد که شیلی از جایگاه هشتم در سال 2008 به رتبه بیستم در سال 2017، در قاره آمریکای لاتین سقوط کرده است.
2⃣ طبق شاخص آسانی انجام کسب و کار (بانک جهانی)، شیلی از رتبه چهلم در سال 2008 به پنجاه و نهم در سال 2020 تنزیل رتبه داشته است.
3⃣ شاخص درک فساد مالی (شفافیت بینالملل) برآورد کرده که شیلی از جایگاه بیست و سوم در سال 2008 به بیست و ششم در سال 2020 عقبرفت کرده است.
4⃣ شاخص رقابتپذیری (بنیاد مالیاتی) شیلی را جزو پنج کشور ضعیف در سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) قرار میدهد. به طور دقیقتر، حداکثر نرخ مالیات شرکتهای شیلی 27 درصد است، در حالی که نرخ میانگین مالیات سایر کشورهای عضو در سازمان همکاری اقتصادی و توسعه 23 درصد میباشد (شیلی تنها کشوری بوده که در یک دهه گذشته این مالیات را ده واحد افزایش داده!).
پیشنهاداتی که برای بهبود اوضاع اقتصادی نیز ارائه میشوند، چندان امیدوارکننده نیستند. طرح پیشنهادی دولت فعلی یک طرح "کینزی" است. سیاست مالی دولت برای جبران کسری بودجه با تکیه بر افزایش هزینهها و بدهیهای عمومی، مقدمهایست برای افزایش مالیات خانوادهها و کارآفرینان در این کشور. به نطر میرسد عواملی چون فساد در بخش عمومی ، تنظیمات خودسرانه نهادی ، دستکاری در پول و اعتبار ، افزایش مالیاتها و مقررات سلب مالکیت خصوصی، بحران شیلی را بیش از پیش تعمیق خواهند کرد. در نهایت میتوان گفت؛ مدل توسعه شیلی ( 1977-2013 ) دیگر نمیتواند الگوی توسعه جذاب و مناسبی برای سایر کشورهای آمریکای لاتین باشد. مگر اینکه این کشور، مجددا به اصولهایی چون احترام به مالکیت خصوصی و تقویت بنگاههای اقتصاد آزاد بازگردد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
https://www.wsj.com/articles/chiles-suicide-mission-11603052967
هدیه دیگر از دولت سوسیالیستی ونزوئلا به مردم این کشور. افزایش 3,150 درصدی قیمت یک فنجان قهوه طی تنها دوازده ماه!
علت بروز فاجعه اقتصادی در ونزوئلا تنها یک واژه است، "سوسیالیسم ".
هوگو چاوز میگفت، جرمی کوربین بریتانیایی به ما نشان داد «راه متفاوت و بهتری برای انجام امور وجود دارد. به آن میگویند سوسیالیسم، به آن میگویند عدالت اجتماعی، و این چیزی است که ونزوئلا گام بزرگی به سویش بر داشته است». نوام چامسکی نیز در سال ۲۰۰۹ هنگام تمجید از چاوز چنین فکری داشت. این زبانشناس میگفت: «در سفر به ونزوئلا که بالاخره شانس آن را یافتم، آنچه برایم جالب است این است که میتوانم ببینم چطور دنیای بهتری را میتوان ساخت و این فرصت را دارم که با رهبر الهامبخش آن گفتگو کنم».
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
علت بروز فاجعه اقتصادی در ونزوئلا تنها یک واژه است، "سوسیالیسم ".
هوگو چاوز میگفت، جرمی کوربین بریتانیایی به ما نشان داد «راه متفاوت و بهتری برای انجام امور وجود دارد. به آن میگویند سوسیالیسم، به آن میگویند عدالت اجتماعی، و این چیزی است که ونزوئلا گام بزرگی به سویش بر داشته است». نوام چامسکی نیز در سال ۲۰۰۹ هنگام تمجید از چاوز چنین فکری داشت. این زبانشناس میگفت: «در سفر به ونزوئلا که بالاخره شانس آن را یافتم، آنچه برایم جالب است این است که میتوانم ببینم چطور دنیای بهتری را میتوان ساخت و این فرصت را دارم که با رهبر الهامبخش آن گفتگو کنم».
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
پروفسور توماس ساول (اقتصاددان): "هنگامی كه مردم به امتياز گرفتن و رفتار تبعيضآميز عادت كنند، رفتار برابر و امتياز ويژه ندادن به نظرشان تبعيضآميز میرسد".
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
❌ تغییرات جدید در قوانین چک
🔺 اجرای قانون چک از فردا ۲۲ آذر وارد فاز جدید خواهد شد و بر مبنای آن، نه تنها صدور چک در وجه حامل ممنوع است، بلکه افراد ورشکسته نیز اجازه دریافت دستهچک ندارند و سقف عمر چکها سه ساله خواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔺 اجرای قانون چک از فردا ۲۲ آذر وارد فاز جدید خواهد شد و بر مبنای آن، نه تنها صدور چک در وجه حامل ممنوع است، بلکه افراد ورشکسته نیز اجازه دریافت دستهچک ندارند و سقف عمر چکها سه ساله خواهد بود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
"بسیاری از دانشگاهها ادعا میکنند که رهبران آینده را پرورش میدهند. متاسفانه بیشتر اوقات میوه این دانشگاهها دانش آموختگانی هستند که تا زمانی که به دیگران دستور ندهند که چه کار کنند، ارضا نمیشوند.
در حالیکه همین حالا هم از اینگونه آدمها زیاد داریم، بسیار بیش از حد. و اینجور آدمها معمولا مزاحم آزادی دیگران هستند."
پروفسور توماس ساول، اقتصاددان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
در حالیکه همین حالا هم از اینگونه آدمها زیاد داریم، بسیار بیش از حد. و اینجور آدمها معمولا مزاحم آزادی دیگران هستند."
پروفسور توماس ساول، اقتصاددان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
فردریش هایک:
«ادعای برابری مادی را تنها با دولتی که دارای قدرتهای تمامیتخواهانه است می توان برآورد»
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
«ادعای برابری مادی را تنها با دولتی که دارای قدرتهای تمامیتخواهانه است می توان برآورد»
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ کلاهبرداری پانزی به زبان ساده، چرا این کلاهبرداری سودآور است و چطور میشه سود اینهمه آدم رو پرداخت کرد؟ چرا این کلاهبرداری آفت اقتصاد و جامعه است؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
❌سنجش تجارت خدمات در خلیج فارس (٪ از تولید ناخالص داخلی)
بر اساس دادههای سازمان تجارت جهانی و صندوق بینالمللی پول، امروز خدمات به ستون فقرات اقتصاد جهان و پویاترین جزء تجارت بینالمللی تبدیل شده است. در اقتصادهای توسعهیافته، خدمات سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی و اشتغال را در یک کشور تشکیل میدهد. به عنوان مثال خدمات 70٪ از تولید اقتصادی در آمریکا و 75٪ از تولید اقتصادی اتحادیه اروپا را تشکیل میدهد.
برخی از متداولترین نمونههای تجارت خدمات چنین است:
خدمات مالی و حسابداری
خدمات تبلیغاتی
خدمات مهندسی و معماری
خدمات فناوری اطلاعات
خدمات حقوقی
خدمات ارتباطی
خدمات سمعی و بصری
خدمات پستی
خدمات ساختمانی
خدمات توزیع
خدمات آموزشی
خدمات انرژی
خدمات محیطی
خدمات بهداشتی و اجتماعی
خدمات گردشگری
خدمات حمل و نقل
در منطقه خلیج فارس تجارت خدمات در جزیره بحرین بیشترین سهم از تولید ناخالص داخلی را با 53% تشکیل میدهد. ایران با 3.4% کمترین س0هم منطقه را در تجارت خدمات دارد که یکی از پایین ترین مقادیر جهان در این حوزه میباشد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بر اساس دادههای سازمان تجارت جهانی و صندوق بینالمللی پول، امروز خدمات به ستون فقرات اقتصاد جهان و پویاترین جزء تجارت بینالمللی تبدیل شده است. در اقتصادهای توسعهیافته، خدمات سهم قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی و اشتغال را در یک کشور تشکیل میدهد. به عنوان مثال خدمات 70٪ از تولید اقتصادی در آمریکا و 75٪ از تولید اقتصادی اتحادیه اروپا را تشکیل میدهد.
برخی از متداولترین نمونههای تجارت خدمات چنین است:
خدمات مالی و حسابداری
خدمات تبلیغاتی
خدمات مهندسی و معماری
خدمات فناوری اطلاعات
خدمات حقوقی
خدمات ارتباطی
خدمات سمعی و بصری
خدمات پستی
خدمات ساختمانی
خدمات توزیع
خدمات آموزشی
خدمات انرژی
خدمات محیطی
خدمات بهداشتی و اجتماعی
خدمات گردشگری
خدمات حمل و نقل
در منطقه خلیج فارس تجارت خدمات در جزیره بحرین بیشترین سهم از تولید ناخالص داخلی را با 53% تشکیل میدهد. ایران با 3.4% کمترین س0هم منطقه را در تجارت خدمات دارد که یکی از پایین ترین مقادیر جهان در این حوزه میباشد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Forwarded from کلینیک اقتصاد - دكتر على سعدوندى
📚 دوره های آموزشی آنلاین📚
🔴 دومین دوره از مجموعه اقتصاد کلان برای همه
🔹 مدرس: دکتر علی سعدوندی
🏷 تدریس همزمان کتاب های بلانچارد و منکیو (مطابق با جدیدترین ویرایش)
🗓 شروع از ۲۷ بهمن، دوشنبه و چهارشنبه ها
⏰ ساعت ۲۰:۳۰ الی ۲۳
⏳۶ جلسه، مجموعا ۱۵ ساعت
🖇 لینک ثبت نام:
Econclinic.com/9162
🔴 دسترسی رایگان به فیلم ضبط شدهی جلسه اول از دوره قبل:
🔗 https://www.econclinic.com/8875?tab=tab-curriculum
🔹 هزینه ی دوره: ۵۹۹.۰۰۰ تومان
🔹 دانشجویان دوره قبل ۵۰ هزارتومان، دانشجویان اقتصاد ۲۰۰ هزار تومان و دانشجویان غیراقتصاد ۱۰۰ هزار تومان تخفیف، با فرستادن تصویر کارت دانشجویی به اکانت تلگرامی @econclinic1 دریافت خواهند کرد.
❌❌ بعد از ثبت نام در سایت، جهت عضویت در گروه تلگرامی به اکانت تلگرامی @Econclinic1 پیام دهید.❌❌
@EconClinic کلینیک اقتصاد
🔴 دومین دوره از مجموعه اقتصاد کلان برای همه
🔹 مدرس: دکتر علی سعدوندی
🏷 تدریس همزمان کتاب های بلانچارد و منکیو (مطابق با جدیدترین ویرایش)
🗓 شروع از ۲۷ بهمن، دوشنبه و چهارشنبه ها
⏰ ساعت ۲۰:۳۰ الی ۲۳
⏳۶ جلسه، مجموعا ۱۵ ساعت
🖇 لینک ثبت نام:
Econclinic.com/9162
🔴 دسترسی رایگان به فیلم ضبط شدهی جلسه اول از دوره قبل:
🔗 https://www.econclinic.com/8875?tab=tab-curriculum
🔹 هزینه ی دوره: ۵۹۹.۰۰۰ تومان
🔹 دانشجویان دوره قبل ۵۰ هزارتومان، دانشجویان اقتصاد ۲۰۰ هزار تومان و دانشجویان غیراقتصاد ۱۰۰ هزار تومان تخفیف، با فرستادن تصویر کارت دانشجویی به اکانت تلگرامی @econclinic1 دریافت خواهند کرد.
❌❌ بعد از ثبت نام در سایت، جهت عضویت در گروه تلگرامی به اکانت تلگرامی @Econclinic1 پیام دهید.❌❌
@EconClinic کلینیک اقتصاد
مالکیت خصوصی قدرتمندترین و مهمترین ضمانت آزادی است، نه فقط برای آنها که مالی دارند، بلکه به همان میزان برای آنها که چیزی ندارند.
فردریک هایک
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
فردریک هایک
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
⚖نظام قیمت و عدالت توزیعی 1⃣
نظام قیمت و عدالت توزیعی یکی از انتقادات رایج به استفاده از بازار برای توزیع (allocation) کالا و خدمات این است که توزیع بر اساس قیمت – یا اگر دقیقتر بگوییم توزیع بر اساس توانایی پرداخت – ناعادلانه است. چرا فردی که بیشترین تمایل و البته توانایی پرداخت برای تهیه یک کالای خاص را دارد باید کسی باشد که آن کالا را صاحب میشود؟ آیا روشهای عادلانهتری برای توزیع کالاها و خدمات حداقل در مورد ضروریات زندگی مثل خوراک، سرپناه، خدمات پزشکی و... وجود ندارد؟
بیایید فرض کنیم تعدادی کالا داریم و میخواهیم آن را بین تعداد زیادتری متقاضی توزیع کنیم. فرض بیشتر بودن تعداد متقاضیان از تعداد کالاها از این جهت مهم است که به مفهوم کمیابی (scarcity) در دنیای واقعی اشاره میکند. اصولا اگر چیزی کمیاب نباشد - یعنی تقاضا برایش بیشتر از موجودیش نباشد - مسالهی توزیع در موردش مطرح نمیشود. آیا تا به حال شنیدهاید کسی به توزیع ناعادلانه آبهای شور یا شنهای بیابان اعتراض کند؟! بنا به یک تعریف مشهور، اقتصاد علم مطالعه همین کمیابیها است. به بیان دیگر آن حوزههایی از زندگی ما که اساسا با مفهوم کمیابی سر و کاری ندارد در اقتصاد بررسی نمیشود بلکه اقتصاددانان علاقمند به بررسی شرایطی هستند که نوعی کمیابی در آنها وجود دارد.
به مثال خودمان برگردیم. روشهای مختلفی ممکن است برای توزیع آن کالاها بین متقاضیان به فکرمان برسد. مثلا یک راه این است که بین متقاضیان قرعهکشی کنیم و کالاها را به افرادی که در این قرعهکشی برنده شدند بدهیم. راه دیگر استفاده از صف است: اولویت با کسانی است که زودتر برسند و آنهایی که دیرتر برسند چیزی گیرشان نخواهد آمد. راه دیگر میتواند توزیع بر اساس سلیقه باشد، یعنی کالا را به آنهایی بدهیم که دلمان میخواهد مثلا آنهایی که خوشگلترند یا قد بلندتر، یا آنهایی که از قبل میشناختیم. روش دیگر میتواند بر اساس نیاز باشد. مثلا از متقاضیان بخواهیم فُرمهایی را پر کنند و به سوالات مشخصی پاسخ بدهند تا بتوانیم ببینیم کدامیک نیاز بیشتری به آن کالا دارند. آنگاه ما پس از بررسی فُرمها و مشورت با متخصصین حوزه نیازشناسی (!) تصمیم بگیریم کالاها را بین چه کسانی توزیع کنیم.
اگر هیچکدام از این روشها را دوست نداشتیم همچنان میتوانیم به قانون جنگل بازگردیم: کالاها را همانجا رها کنیم و بگذاریم جمعیت متقاضی برای تصاحب آنها با یکدیگر بجنگند؛ احتمالا آنهایی که زورشان بیشتر باشد یا بهتر بتوانند با دیگران ائتلاف کنند کالاها را صاحب خواهند شد. احتمالا شما هم موافقید که از بین روشهای بالا توزیع بر اساس سلیقه یا قانون جنگل چندان ما را به عدالت نزدیک نمیکنند. توزیع بر اساس صف نیز صرفا به نفع کسانی است که زمان آزاد بیشتری دارند و میتوانند وقت بیشتری برای حضور در صف اختصاص بدهند. البته شانس هم در سیستم صف بیتاثیر نیست. روش قرعهکشی هم که کاملا بر اساس شانس است و تضمین نمیکند که کالا به دست آنهایی برسد که بیشترین علاقه یا نیاز را به آن داشتند یا بیشترین ارزش را برایش قائل بودند.
میماند روش مبتنی بر نیازسنجی که آن هم ممکن است روی کاغذ جالب به نظر بیاید اما عملی کردنش چالشهای مهمی ایجاد میکند: نیاز را چگونه و بر چه مبنایی باید تعریف کنیم؟ چه کسی صلاحیت تعیین نیازهای افراد مختلف را دارد؟ چه کسی صلاحیت بررسی این نیازهای تعریف شده را دارد؟ آیا واگذاری تصمیم به «متخصصین» راه را برای انواع پارتیبازی و فساد باز نمیکند؟ ... تجربیات دنیای واقعی نشان میدهد که در چنین شرایطی نهایتا همانهایی که توانایی پرداخت بیشتری دارند خواهند توانست «متخصصین» را قانع کنند که بیشترین «نیاز» را به آن کالا دارند!
بنابراین مساله این نیست که توزیع مبتنی بر قیمت بینقص است. همیشه این امکان وجود دارد که نتیجه حاصل از بازار از دید عدهای ناعادلانه باشد. مساله اصلی این است که از بین این روشهای توزیع که هرکدام نقایص خود را دارند کدامیک را انتخاب کنیم. اینجاست که میتوان ادعا کرد روش مبتنی بر قیمت به یک دلیل بسیار مهم از بقیه روشها بهتر است: اینکه تنها روشی است که موضوع توزیع را به موضوع تولید پیوند میزند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
نظام قیمت و عدالت توزیعی یکی از انتقادات رایج به استفاده از بازار برای توزیع (allocation) کالا و خدمات این است که توزیع بر اساس قیمت – یا اگر دقیقتر بگوییم توزیع بر اساس توانایی پرداخت – ناعادلانه است. چرا فردی که بیشترین تمایل و البته توانایی پرداخت برای تهیه یک کالای خاص را دارد باید کسی باشد که آن کالا را صاحب میشود؟ آیا روشهای عادلانهتری برای توزیع کالاها و خدمات حداقل در مورد ضروریات زندگی مثل خوراک، سرپناه، خدمات پزشکی و... وجود ندارد؟
بیایید فرض کنیم تعدادی کالا داریم و میخواهیم آن را بین تعداد زیادتری متقاضی توزیع کنیم. فرض بیشتر بودن تعداد متقاضیان از تعداد کالاها از این جهت مهم است که به مفهوم کمیابی (scarcity) در دنیای واقعی اشاره میکند. اصولا اگر چیزی کمیاب نباشد - یعنی تقاضا برایش بیشتر از موجودیش نباشد - مسالهی توزیع در موردش مطرح نمیشود. آیا تا به حال شنیدهاید کسی به توزیع ناعادلانه آبهای شور یا شنهای بیابان اعتراض کند؟! بنا به یک تعریف مشهور، اقتصاد علم مطالعه همین کمیابیها است. به بیان دیگر آن حوزههایی از زندگی ما که اساسا با مفهوم کمیابی سر و کاری ندارد در اقتصاد بررسی نمیشود بلکه اقتصاددانان علاقمند به بررسی شرایطی هستند که نوعی کمیابی در آنها وجود دارد.
به مثال خودمان برگردیم. روشهای مختلفی ممکن است برای توزیع آن کالاها بین متقاضیان به فکرمان برسد. مثلا یک راه این است که بین متقاضیان قرعهکشی کنیم و کالاها را به افرادی که در این قرعهکشی برنده شدند بدهیم. راه دیگر استفاده از صف است: اولویت با کسانی است که زودتر برسند و آنهایی که دیرتر برسند چیزی گیرشان نخواهد آمد. راه دیگر میتواند توزیع بر اساس سلیقه باشد، یعنی کالا را به آنهایی بدهیم که دلمان میخواهد مثلا آنهایی که خوشگلترند یا قد بلندتر، یا آنهایی که از قبل میشناختیم. روش دیگر میتواند بر اساس نیاز باشد. مثلا از متقاضیان بخواهیم فُرمهایی را پر کنند و به سوالات مشخصی پاسخ بدهند تا بتوانیم ببینیم کدامیک نیاز بیشتری به آن کالا دارند. آنگاه ما پس از بررسی فُرمها و مشورت با متخصصین حوزه نیازشناسی (!) تصمیم بگیریم کالاها را بین چه کسانی توزیع کنیم.
اگر هیچکدام از این روشها را دوست نداشتیم همچنان میتوانیم به قانون جنگل بازگردیم: کالاها را همانجا رها کنیم و بگذاریم جمعیت متقاضی برای تصاحب آنها با یکدیگر بجنگند؛ احتمالا آنهایی که زورشان بیشتر باشد یا بهتر بتوانند با دیگران ائتلاف کنند کالاها را صاحب خواهند شد. احتمالا شما هم موافقید که از بین روشهای بالا توزیع بر اساس سلیقه یا قانون جنگل چندان ما را به عدالت نزدیک نمیکنند. توزیع بر اساس صف نیز صرفا به نفع کسانی است که زمان آزاد بیشتری دارند و میتوانند وقت بیشتری برای حضور در صف اختصاص بدهند. البته شانس هم در سیستم صف بیتاثیر نیست. روش قرعهکشی هم که کاملا بر اساس شانس است و تضمین نمیکند که کالا به دست آنهایی برسد که بیشترین علاقه یا نیاز را به آن داشتند یا بیشترین ارزش را برایش قائل بودند.
میماند روش مبتنی بر نیازسنجی که آن هم ممکن است روی کاغذ جالب به نظر بیاید اما عملی کردنش چالشهای مهمی ایجاد میکند: نیاز را چگونه و بر چه مبنایی باید تعریف کنیم؟ چه کسی صلاحیت تعیین نیازهای افراد مختلف را دارد؟ چه کسی صلاحیت بررسی این نیازهای تعریف شده را دارد؟ آیا واگذاری تصمیم به «متخصصین» راه را برای انواع پارتیبازی و فساد باز نمیکند؟ ... تجربیات دنیای واقعی نشان میدهد که در چنین شرایطی نهایتا همانهایی که توانایی پرداخت بیشتری دارند خواهند توانست «متخصصین» را قانع کنند که بیشترین «نیاز» را به آن کالا دارند!
بنابراین مساله این نیست که توزیع مبتنی بر قیمت بینقص است. همیشه این امکان وجود دارد که نتیجه حاصل از بازار از دید عدهای ناعادلانه باشد. مساله اصلی این است که از بین این روشهای توزیع که هرکدام نقایص خود را دارند کدامیک را انتخاب کنیم. اینجاست که میتوان ادعا کرد روش مبتنی بر قیمت به یک دلیل بسیار مهم از بقیه روشها بهتر است: اینکه تنها روشی است که موضوع توزیع را به موضوع تولید پیوند میزند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
⚖نظام قیمت و عدالت توزیعی 2⃣
تا اینجا ما فرض کردیم که تعدادی کالا داریم و اشاره نکردیم که این کالاها از کجا آمدهاند. مزیت توزیع مبتنی بر قیمت این است که سیگنال لازم را برای تولیدکنندگان ارسال میکند و همچنین انگیزه لازم را برای آنها فراهم میآورد تا دست به تولید کالا بزنند. به بیان دیگر تولیدکنندگان بالقوه با توجه به قیمت است که میتوانند بفهمند برای چه کالاهایی تقاضا وجود دارد و بطور همزمان انگیزه پیدا کنند تا اقدام به تولید آن کنند. افزایش یا کاهش قیمت نیز این سیگنال را به تولیدکنندگان میدهد که باید مقدار بیشتر یا کمتری از آن کالا را تولید کنند. سایر روشهای توزیع توجهی به سمت تولید کنند. سایر روشهای توزیع توجهی به سمت تولید یا عرضه کالا ندارند و تنها جایی وارد عمل میشوند که کالایی تولید شده و آماده توزیع است. اگر مثلا قرار باشد کالاهای موجود را بر اساس قرعهکشی توزیع کنیم چه تضمینی وجود دارد که باز هم از این کالاها تولید شود؟
دفاع از بازار و توزیع مبتنی بر قیمت گاهی ممکن است دشوار باشد مخصوصا وقتی منتقدان به مسائلی چون دسترسی به خدمات پزشکی اشاره میکنند. نمیتوان انکار کرد که توزیع مبتنی بر قیمت هم نقایصی دارد و مثلا میتواند باعث شود ثروتمندان به خدمات پزشکی بیشتری نسبت به فقرا دسترسی داشته باشند. اما این نقایص را باید در مقایسه با فواید قابل توجه این سیستم سنجید. همانطور که گفتیم این مکانیزم قیمت است که سیگنال و انگیزه کافی برای تولید همین خدمات پزشکی بیشتر و بهتر را فراهم کرده است و میتوان نشان داد که در بلندمدت همه افراد جامعه از آن منتفع خواهند شد.
افزایش کمیت و کیفیت همراه با نوآوری که در ذات نظام اقتصادی مبتنی بر بازار نهفته است در نهایت به نفع کل جامعه – و بطور ویژه به نفع افراد کمتر برخوردار جامعه – خواهد بود زیرا قیمت همه ضروریات زندگی از جمله همین خدمات پزشکی در طول زمان کاهش خواهد یافت. این کاهش قیمت موجب میشود که کالاها و خدمات بیشتر و بهتری در اختیار گروه وسیعتری از مردم قرار بگیرد، مسالهای که سایر روشهای توزیع از انجام آن عاجز هستند. هرچند توزیع بر اساس تمایل و توانایی پرداخت میتواند در هر نقطه از زمان ناعادلانه به نظر برسد. اما اگر کمی از بالاتر نگاه کنیم تنها روشی است که میتواند عرضه مداوم کالاها و خدمات بهتر و ارزانتر را برای تعداد بیشتری از مردم در طول زمان تضمین کند. این چیزی است که باعث میشود بتوانیم بازار را نسبت به دیگر روشهای توزیع حتی عادلانهتر و اخلاقیتر نیز بدانیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
تا اینجا ما فرض کردیم که تعدادی کالا داریم و اشاره نکردیم که این کالاها از کجا آمدهاند. مزیت توزیع مبتنی بر قیمت این است که سیگنال لازم را برای تولیدکنندگان ارسال میکند و همچنین انگیزه لازم را برای آنها فراهم میآورد تا دست به تولید کالا بزنند. به بیان دیگر تولیدکنندگان بالقوه با توجه به قیمت است که میتوانند بفهمند برای چه کالاهایی تقاضا وجود دارد و بطور همزمان انگیزه پیدا کنند تا اقدام به تولید آن کنند. افزایش یا کاهش قیمت نیز این سیگنال را به تولیدکنندگان میدهد که باید مقدار بیشتر یا کمتری از آن کالا را تولید کنند. سایر روشهای توزیع توجهی به سمت تولید کنند. سایر روشهای توزیع توجهی به سمت تولید یا عرضه کالا ندارند و تنها جایی وارد عمل میشوند که کالایی تولید شده و آماده توزیع است. اگر مثلا قرار باشد کالاهای موجود را بر اساس قرعهکشی توزیع کنیم چه تضمینی وجود دارد که باز هم از این کالاها تولید شود؟
دفاع از بازار و توزیع مبتنی بر قیمت گاهی ممکن است دشوار باشد مخصوصا وقتی منتقدان به مسائلی چون دسترسی به خدمات پزشکی اشاره میکنند. نمیتوان انکار کرد که توزیع مبتنی بر قیمت هم نقایصی دارد و مثلا میتواند باعث شود ثروتمندان به خدمات پزشکی بیشتری نسبت به فقرا دسترسی داشته باشند. اما این نقایص را باید در مقایسه با فواید قابل توجه این سیستم سنجید. همانطور که گفتیم این مکانیزم قیمت است که سیگنال و انگیزه کافی برای تولید همین خدمات پزشکی بیشتر و بهتر را فراهم کرده است و میتوان نشان داد که در بلندمدت همه افراد جامعه از آن منتفع خواهند شد.
افزایش کمیت و کیفیت همراه با نوآوری که در ذات نظام اقتصادی مبتنی بر بازار نهفته است در نهایت به نفع کل جامعه – و بطور ویژه به نفع افراد کمتر برخوردار جامعه – خواهد بود زیرا قیمت همه ضروریات زندگی از جمله همین خدمات پزشکی در طول زمان کاهش خواهد یافت. این کاهش قیمت موجب میشود که کالاها و خدمات بیشتر و بهتری در اختیار گروه وسیعتری از مردم قرار بگیرد، مسالهای که سایر روشهای توزیع از انجام آن عاجز هستند. هرچند توزیع بر اساس تمایل و توانایی پرداخت میتواند در هر نقطه از زمان ناعادلانه به نظر برسد. اما اگر کمی از بالاتر نگاه کنیم تنها روشی است که میتواند عرضه مداوم کالاها و خدمات بهتر و ارزانتر را برای تعداد بیشتری از مردم در طول زمان تضمین کند. این چیزی است که باعث میشود بتوانیم بازار را نسبت به دیگر روشهای توزیع حتی عادلانهتر و اخلاقیتر نیز بدانیم.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
اگر دیگران مجبور به پرداخت هزینه شوند آسان است که به طور آشکار دلسوز شویم.
موری روتبارد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
موری روتبارد
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ کوبا ، این بهشت مارکسیستی جهان
وقتی باتیستا، دیکتاتور کوبا، در ژانویۀ ۱۹۵۹ فرار کرد و فیدل کاسترو و یارانش تفنگشان را به نشانۀ پیروزی بلند میکردند، هیچ هنرمند سوررئالیستی با همۀ تواناییاش در خیالپردازی فکر نمیکرد نیمقرن بعد کوباییها به بهترین تعمیرکاران ماشینهای کلاسیک آمریکایی تبدیل شوند؛هیچ نویسندۀ داستانهای علمیـتخیلی تصور نمیکرد نیمقرن بعد ماشینهای آمریکایی دهۀ ۱۹۴۰ همچنان در خیابانهای کوبا جولان خواهند داد و شهر به موزۀ بزرگی از خودروهای کلاسیک بدل میشد این عتیقههای تمیز و براق جاذبۀ توریستی کوبا میشود.
مارکسیستها از روز اول در یک چیز تردیدی نداشتند: اینکه مارکسیسم «مترقیترین» جنبش است و همۀ مخالفانشان را از لیبرال تا محافظهکار، از کاپیتالیست تا دهقان، از دموکرات تا سلطنتطلب، «مرتجع» و «واپسگرا» مینامیدند. البته در قرن بیستم همۀ جریانهای سیاسی همدیگر را «مرتجع» مینامیدند. اما واقعیت این است که ناسزای «مرتجع» را چپها به همه یاد دادند و دیگران هم برای اینکه انبان ناسزاهای سیاسیشان خالی نماند، این ناسزا را هم علیه حریفان به کار میبردند. ولی سند منگولهدار این تعبیر به نام مارکسیستها بود.
مارکسیسم (با همۀ شاخههایش) اصلاً با این هدف آزادیهای فردی را محدود کرد و بخش بزرگی از فردیت انسان را گرفت که او را به سطح بالاتری از پیشرفت و آزادی برساند. این هم نوعی قرارداد اجتماعی بود: فرد بخش بزرگی از حقوق فردی و آزادیهایش را میداد و در قبالش امنیت اجتماعی میگرفت. معقول و منصفانه به نظر میرسید.
اما وقتی میبینیم تعمیرکار آفتابسوختۀ کوبایی سر در کاپوت یک کادیلاک ساخت ۱۹۵۰ فرو کرده تا مشکل سیمکشی آن را حل کند. همهچیز دوباره نامعقول به نظر میرسد؛ «زمانپریشی» آزاردهندهای در اینجا رخ داده... مرد تعمیرکار سر از کاپوت درمیآورد، چشمانش را تنگ میکند و شمع ماشین را در آفتاب با دقت نگاه میکند. چرا بهشت مارکسیستی به جای آنکه آینده را نشان دهد به موزۀ زندۀ گذشتههای دور بدل شد؟ چرا جنبشی که شعارش «ترقی» بود از آخرین واگن تاریخ بیرون افتاد؟ کلیترین و سادهترین جواب این است که مارکسیسم از لحظۀ تولد «واکنشی به پیشرفت» بود.
مارکسیسم واکنش به انقلاب صنعتی بود، میخواست انسانها را از بلایای پدیدآمده در پی انقلاب صنعتی نجات دهد و متوجه نبود نفس این واکنش «محافظهکارانه» است. هیچ مارکسیستی برنمیتافت کسی او را «محافظهکار» بنامد، اما واقعیت این است که مارکسیسم (یعنی اندیشههای مارکس و انگلس) واکنشی بود. سرنوشتی که انقلاب صنعتی برای مردم انگلستان رقم زده بود؛ یعنی درک آنها از اقتصاد کاپیتالیستی بر مبنای آن چیزی بود که دو سه نسل پیش از آنها از انقلاب صنعتی درک کرده بودند. بنابراین مارکسیسم از ابتدا شورشی علیه انقلابی صنعتی بود که موتور محرکش سرمایۀ خصوصی بود.
پس مارکسیسم نوعی انقلاب ضدانقلابی ــ ضدانقلاب صنعتی ــ بود و جنبشی که از اول شورش علیه صنعتیسازی است سرنوشتی غیر از این نمیتواند داشته باشد. درست است که خود سوسیالیسم در خیلی جاها نوع خاصی از صنعتیسازی دولتی را با ضربوزور قدرت سیاسی پیاده کرد. اما آن صنعتیسازی دولتی کوچهای بنبست بود که امروز در انتهای آن، تعمیرکار کوبایی ما کاپوت کادیلاک را میبندد و سراغ یک پونتیاک دهۀ پنجاهی میرود.
از انقلاب کوبا (۱۹۵۹) خریدوفروش و واردات خودرو ممنوع شد. از ۲۰۱۴ مردم اجازه یافتند خودرو بخرند، اما ابتدا قیمتها سرسامآور بود، برای مثال پژوی ۵۰۴ مدل ۲۰۱۳ که در اروپا ۲۰ هزار یورو بود، در کوبا ۲۰۰ هزار یورو قیمت داشت!
با این اجازۀ جدید در چند سال اخیر چهرۀ خیابانهای کوبا قدری عوض شده، اما باید پرسید اگر قانون منع خریدوفروش خودرو درست بود چرا آن را لغو کردند و اگر نادرست بود چه کسی جوابگوی اجرای ۵۵ سال قانون غلط است؟ اگر هم قرار است مردم به پیشرفت در بخشهای خاص مانند بهداشت و درمان (البته اگر واقعی باشد) دلخوش کنند، باید بگویم کاریکاتور اگر زیبا بود، همه به جای عکس خود، کاریکاتورشان را به دیوار میزدند. کاریکاتور برای سخره و خنده است....
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
وقتی باتیستا، دیکتاتور کوبا، در ژانویۀ ۱۹۵۹ فرار کرد و فیدل کاسترو و یارانش تفنگشان را به نشانۀ پیروزی بلند میکردند، هیچ هنرمند سوررئالیستی با همۀ تواناییاش در خیالپردازی فکر نمیکرد نیمقرن بعد کوباییها به بهترین تعمیرکاران ماشینهای کلاسیک آمریکایی تبدیل شوند؛هیچ نویسندۀ داستانهای علمیـتخیلی تصور نمیکرد نیمقرن بعد ماشینهای آمریکایی دهۀ ۱۹۴۰ همچنان در خیابانهای کوبا جولان خواهند داد و شهر به موزۀ بزرگی از خودروهای کلاسیک بدل میشد این عتیقههای تمیز و براق جاذبۀ توریستی کوبا میشود.
مارکسیستها از روز اول در یک چیز تردیدی نداشتند: اینکه مارکسیسم «مترقیترین» جنبش است و همۀ مخالفانشان را از لیبرال تا محافظهکار، از کاپیتالیست تا دهقان، از دموکرات تا سلطنتطلب، «مرتجع» و «واپسگرا» مینامیدند. البته در قرن بیستم همۀ جریانهای سیاسی همدیگر را «مرتجع» مینامیدند. اما واقعیت این است که ناسزای «مرتجع» را چپها به همه یاد دادند و دیگران هم برای اینکه انبان ناسزاهای سیاسیشان خالی نماند، این ناسزا را هم علیه حریفان به کار میبردند. ولی سند منگولهدار این تعبیر به نام مارکسیستها بود.
مارکسیسم (با همۀ شاخههایش) اصلاً با این هدف آزادیهای فردی را محدود کرد و بخش بزرگی از فردیت انسان را گرفت که او را به سطح بالاتری از پیشرفت و آزادی برساند. این هم نوعی قرارداد اجتماعی بود: فرد بخش بزرگی از حقوق فردی و آزادیهایش را میداد و در قبالش امنیت اجتماعی میگرفت. معقول و منصفانه به نظر میرسید.
اما وقتی میبینیم تعمیرکار آفتابسوختۀ کوبایی سر در کاپوت یک کادیلاک ساخت ۱۹۵۰ فرو کرده تا مشکل سیمکشی آن را حل کند. همهچیز دوباره نامعقول به نظر میرسد؛ «زمانپریشی» آزاردهندهای در اینجا رخ داده... مرد تعمیرکار سر از کاپوت درمیآورد، چشمانش را تنگ میکند و شمع ماشین را در آفتاب با دقت نگاه میکند. چرا بهشت مارکسیستی به جای آنکه آینده را نشان دهد به موزۀ زندۀ گذشتههای دور بدل شد؟ چرا جنبشی که شعارش «ترقی» بود از آخرین واگن تاریخ بیرون افتاد؟ کلیترین و سادهترین جواب این است که مارکسیسم از لحظۀ تولد «واکنشی به پیشرفت» بود.
مارکسیسم واکنش به انقلاب صنعتی بود، میخواست انسانها را از بلایای پدیدآمده در پی انقلاب صنعتی نجات دهد و متوجه نبود نفس این واکنش «محافظهکارانه» است. هیچ مارکسیستی برنمیتافت کسی او را «محافظهکار» بنامد، اما واقعیت این است که مارکسیسم (یعنی اندیشههای مارکس و انگلس) واکنشی بود. سرنوشتی که انقلاب صنعتی برای مردم انگلستان رقم زده بود؛ یعنی درک آنها از اقتصاد کاپیتالیستی بر مبنای آن چیزی بود که دو سه نسل پیش از آنها از انقلاب صنعتی درک کرده بودند. بنابراین مارکسیسم از ابتدا شورشی علیه انقلابی صنعتی بود که موتور محرکش سرمایۀ خصوصی بود.
پس مارکسیسم نوعی انقلاب ضدانقلابی ــ ضدانقلاب صنعتی ــ بود و جنبشی که از اول شورش علیه صنعتیسازی است سرنوشتی غیر از این نمیتواند داشته باشد. درست است که خود سوسیالیسم در خیلی جاها نوع خاصی از صنعتیسازی دولتی را با ضربوزور قدرت سیاسی پیاده کرد. اما آن صنعتیسازی دولتی کوچهای بنبست بود که امروز در انتهای آن، تعمیرکار کوبایی ما کاپوت کادیلاک را میبندد و سراغ یک پونتیاک دهۀ پنجاهی میرود.
از انقلاب کوبا (۱۹۵۹) خریدوفروش و واردات خودرو ممنوع شد. از ۲۰۱۴ مردم اجازه یافتند خودرو بخرند، اما ابتدا قیمتها سرسامآور بود، برای مثال پژوی ۵۰۴ مدل ۲۰۱۳ که در اروپا ۲۰ هزار یورو بود، در کوبا ۲۰۰ هزار یورو قیمت داشت!
با این اجازۀ جدید در چند سال اخیر چهرۀ خیابانهای کوبا قدری عوض شده، اما باید پرسید اگر قانون منع خریدوفروش خودرو درست بود چرا آن را لغو کردند و اگر نادرست بود چه کسی جوابگوی اجرای ۵۵ سال قانون غلط است؟ اگر هم قرار است مردم به پیشرفت در بخشهای خاص مانند بهداشت و درمان (البته اگر واقعی باشد) دلخوش کنند، باید بگویم کاریکاتور اگر زیبا بود، همه به جای عکس خود، کاریکاتورشان را به دیوار میزدند. کاریکاتور برای سخره و خنده است....
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
یک سوسیالیست کسی است که لنین و مارکس را خوانده است. ضد سوسیالیست کسی است که لنین و مارکس را فهمیده است!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
زنان ایران رکورددار بیکاری در جهان ؟!
زنان ایران، با اینکه تعدادشان در آموزش عالی بیشتر از مردان است، طبق اطلاعات بانک جهانی، بعنوان بیکارترین نیرو کار درمسئله اشتغال شناخته میشوند: تنها 17.3% زنان در ایران دارای شغل میباشند. به همین دلیل رتبه ایران درحوزه اشتغال زنان رتبه 177 از میان 182 کشور جهان است!!!
پیش فرضی که درباره زنان کشورهای عربی، و بهتر بودن وضعیت کشور خودمان داشتید را عوض کنید. فقط عراق و سه چهار کشور ماندهاند که میشود آنها را سرزنش کنیم!
قبل از دعوت از دختر حاکم دوبی به کشورمان بد نیست به دیگر آمارهای مرتبط با زنان نگاهی بیاندازیم .../مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
زنان ایران، با اینکه تعدادشان در آموزش عالی بیشتر از مردان است، طبق اطلاعات بانک جهانی، بعنوان بیکارترین نیرو کار درمسئله اشتغال شناخته میشوند: تنها 17.3% زنان در ایران دارای شغل میباشند. به همین دلیل رتبه ایران درحوزه اشتغال زنان رتبه 177 از میان 182 کشور جهان است!!!
پیش فرضی که درباره زنان کشورهای عربی، و بهتر بودن وضعیت کشور خودمان داشتید را عوض کنید. فقط عراق و سه چهار کشور ماندهاند که میشود آنها را سرزنش کنیم!
قبل از دعوت از دختر حاکم دوبی به کشورمان بد نیست به دیگر آمارهای مرتبط با زنان نگاهی بیاندازیم .../مجمع فعالان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
«حسادت یک ضعف اخلاقی است. واضح است که بسیاری از روشنفکران به درآمد بیشتر تاجران موفق حسادت میورزند و این احساسات، آنان را به سوی سوسیالیسم سوق میدهد. آنها معتقدند که حاکمان یک جامعهی سوسیالیستی، حقوق بالاتری، نسبت به حقوق دریافتیشان در جامعهی سرمایهداری، به آنان میدهند.»
❈ لودویگ فون میزس. کنش انسانی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
❈ لودویگ فون میزس. کنش انسانی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
به تعبیر فون میزس ، میتوان مهمترین فرآورده دنیای مدرن را سرمایهداری بازار آزاد دانست. او در همین راستا در کتاب پرمغزش تحت عنوان [ سیاست اقتصادی؛ شش گفتار دربارهی سوسیالیسم، کاپیتالسیم، اقتصاد و سیاست ] این نکته را چنین توضیح میدهد؛
"اگر کسی بگوید که با سرمایهداری مخالف است، پاسخ خوبی میتوان به او داد: "میدانی که جمعیت امروزی جهان، ۱۰ برابر دوران قبل از سرمایهداری است؛ میدانی که سطح زندگی همه انسانهای امروزی از سطح زندگی آباء و اجدادشان در روزگار پیش از سرمایهداری بالاتر است. با این اوصاف چرا فکرمیکنی تو میتوانستی یکی از آن ۱۰ نفری باشی که در غیاب سرمایهداری میتوانست زنده باشد؟ همینکه تو امروز هستی و زندگی میکنی دلیلی است بر موفقیت سرمایهداری، خواه خودت زندگیات را ارزشمند بدانی یا ندانی."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
"اگر کسی بگوید که با سرمایهداری مخالف است، پاسخ خوبی میتوان به او داد: "میدانی که جمعیت امروزی جهان، ۱۰ برابر دوران قبل از سرمایهداری است؛ میدانی که سطح زندگی همه انسانهای امروزی از سطح زندگی آباء و اجدادشان در روزگار پیش از سرمایهداری بالاتر است. با این اوصاف چرا فکرمیکنی تو میتوانستی یکی از آن ۱۰ نفری باشی که در غیاب سرمایهداری میتوانست زنده باشد؟ همینکه تو امروز هستی و زندگی میکنی دلیلی است بر موفقیت سرمایهداری، خواه خودت زندگیات را ارزشمند بدانی یا ندانی."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ مجله اکونومیست 13 مارس 2021
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg