Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت نهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت نهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅دیدگاهی به رویکرد گشتاوری
بخش اول
✍🏻 مجتبی رستمی
به طور کلی در مبحث تخمین ضرایب رگرسیونی متعارف سه روش وجود دارد: روش حداقل مربعات معمولی-روش حداکثر درستنمایی -روش گشتاوری. هر کدام از این روش ها شامل زیر روش های خاصی می باشند بعنوان مثال روش حداکثر راستنمایی شامل زیر روش های حداکثر راستنمایی کامل و حداکثر راستمایی شرطی است به این دلیل می توانیم از کلمه کلاس استفاده کنیم. هر کدام از این روش ها معایب و مزایایی خاص خود را دارند و به طور مطلق بر دیگری برتری ندارند. تمرکز من بر مبحث گشتاوری هست که یک زیر روش آن GMM است. زیر روش GMM مانند روش های گشتاوری بجای تابعی از متغیرهای تصادفی گشتاورهای حول مرکز Kام متغیر تصادفی را بررسی می کند. البته ویژگی اصلی این روش در استفاده از ماتریس وزنی است که کارایی مجانبی این روش را تضمین می کند. به طور کلی روش های گشتاوری لزوما برآوردگرهای کارا را در اختیار قرار نمی دهند و همچنین به دلیل آنکه لزوما به کلاس برآوردگرهای نااریب محدود نیستند کارایی مجانبی آنها بررسی می شود. اگر توابعی از متغیرهای تصادفی را با استفاده از ماتریس های وزنی مورد بررسی قرار دهیم آنگاه با NGMM یا روش های گشتاوری غیرخطی مواجهه ایم. علاوه بر این روش های ناپارامتریک منشا آنها روش های گشتاوری می باشد. بنابراین، پیشنهاد می کنم این مباحث را علاقمندان به یادگیری سنجی پیشرفته حتما در سرلوحه آموزش های خود قرار دهند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بخش اول
✍🏻 مجتبی رستمی
به طور کلی در مبحث تخمین ضرایب رگرسیونی متعارف سه روش وجود دارد: روش حداقل مربعات معمولی-روش حداکثر درستنمایی -روش گشتاوری. هر کدام از این روش ها شامل زیر روش های خاصی می باشند بعنوان مثال روش حداکثر راستنمایی شامل زیر روش های حداکثر راستنمایی کامل و حداکثر راستمایی شرطی است به این دلیل می توانیم از کلمه کلاس استفاده کنیم. هر کدام از این روش ها معایب و مزایایی خاص خود را دارند و به طور مطلق بر دیگری برتری ندارند. تمرکز من بر مبحث گشتاوری هست که یک زیر روش آن GMM است. زیر روش GMM مانند روش های گشتاوری بجای تابعی از متغیرهای تصادفی گشتاورهای حول مرکز Kام متغیر تصادفی را بررسی می کند. البته ویژگی اصلی این روش در استفاده از ماتریس وزنی است که کارایی مجانبی این روش را تضمین می کند. به طور کلی روش های گشتاوری لزوما برآوردگرهای کارا را در اختیار قرار نمی دهند و همچنین به دلیل آنکه لزوما به کلاس برآوردگرهای نااریب محدود نیستند کارایی مجانبی آنها بررسی می شود. اگر توابعی از متغیرهای تصادفی را با استفاده از ماتریس های وزنی مورد بررسی قرار دهیم آنگاه با NGMM یا روش های گشتاوری غیرخطی مواجهه ایم. علاوه بر این روش های ناپارامتریک منشا آنها روش های گشتاوری می باشد. بنابراین، پیشنهاد می کنم این مباحث را علاقمندان به یادگیری سنجی پیشرفته حتما در سرلوحه آموزش های خود قرار دهند.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥فیلم آموزشی مدل معادلات همزمان
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت دهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت دهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🎥 ویدیوی جلسه یازدهم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻 🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹 https://www.aparat.com/v/P7T3H بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور …
🎥 ویدیوی جلسه دوازدهم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻
🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
https://www.aparat.com/v/uiGbz
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
https://www.aparat.com/v/uiGbz
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
12- ریاضیات مالی
جلسه دوازدهم
زمان کلاس: شنبه 18 فروردین 1397- 13 الی 15
محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق 303
کتب مرجع:
توماس بیورک - تئوری آربیتراژ در زمان پیوسته
بینگام و کیسل - ارزش گزاری ریسک خنثی
برنت اکساندل - معادلات دیفرانسیل تصادفی
زمان کلاس: شنبه 18 فروردین 1397- 13 الی 15
محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق 303
کتب مرجع:
توماس بیورک - تئوری آربیتراژ در زمان پیوسته
بینگام و کیسل - ارزش گزاری ریسک خنثی
برنت اکساندل - معادلات دیفرانسیل تصادفی
✅ساختار آماری مصاحبه های دکتری و نحوه گزینش بهترین فرد
✍🏻 مجتبی رستمی
اصلی ترین مسئله ی مصاحبه های دکتری انتخاب مناسب ترین افراد برای دوره دکتری است. بنابراین، با یک مسئله بهینه یابی مواجههایم. قبلا در یک کار تجربی با استفاده از روش پواسون بیزی این مسئله را بررسی کرده بودم که استقبالی از این مقاله نشد. تفاوت موضوعی که الان قصد مطرح کردن آن را دارم حدس زدن مقدار احتمال خطای تصمیم گیری در این مصاحبه هاست. البته میزان این احتمال به فروضی که برای بررسی مسئله مطرح می کنیم بستگی دارد و به این دلیل فروض را تا جایی که ممکن است واقعی در نظر میگیرم. فرض می کنیم که n فرد در مصاحبه شرکت می کنند و رتبه های واقعی آنها (از نظر توانایی و استعداد حضور در این دوره) را با متغیر xi که i=1,2,3,…,n نشان می دهیم. xi یک متغیر پنهان (latent) هست که براساس یک متغیر قابل مشاهده ترتیبی مانند yi مشخص می شود. فرد اول مصاحبه شونده دارای این ویژگی است که yi=1 باشد زیرا این متغیر قابل مشاهده (برای تمامی موارد مصاحبه) توسط مقایسه فرد با افراد قبلی بعد از مصاحبه بدست میآید اما این لزوما به معنای آن نیست که این فرد بهترین یا مناسب ترین گزینه است زیرا هنوز افرادی برای انجام مصاحبه باقیماندهاند. لذا مسئله را برای تعداد مصاحبه بیشتر از یک مورد بررسی خواهیم کرد که بصورت r>1 نشان می دهیم. می دانیم که محدودیت این مصاحبه ها به صورتی است که حتما باید از تمامی افراد مصاحبه بعمل آید بنابراین r=n است. اما این محدودیت بدان معنا نیست که لزوما انتخاب بهترین فرد از نظر مصاحبه کنندگان تا این مرحله طول می کشد. یکی از دلایل این موضوع آن است که غالبا افراد شرکت کننده مانند هم و با تفاوت های اندکی مصاحبه میدهند ولذا مصاحبه کننده انتظار ندارد که نفرات بعدی تفاوت آنچنانی با قبلی ها داشته باشند در نتیجه به نظر می رسد که در واقعیت مصاحبه تا نفر kام که k<n است طول می کشد و در این مرحله (نفر kام) فرد عملا انتخاب شده است. همچنین به نظر می رسد نقطه شروع مصاحبه از نفر اول نیست بلکه از نفر r(r<n) به بعد هست یعنی r-1 نفر قبلی برای یافتن معیار مقایسه مورد مصاحبه قرار می گیرند هرچند نظر مصاحبه کنندگان این نباشد. براین اساس نمونه های افرادی که در این موقعیت ها قرار می گیرند بر شانس انتخاب مناسب ترین فرد یا افراد تاثیرگذار خواهند بود. حال سوال این است که اگر افراد به صورت مجموعه های تصادفی برای مصاحبه انتخاب شوند (یکی از روش ها انتخاب براساس ترتیب نام فامیلی است) چقدر احتمال دارد که مناسب ترین گزینه با روش فوق حتما انتخاب شود؟طرح این موضوع به صورتی که توصیف کردم خیلی غیر واقع بینانه نیست و عملا در اکثر مصاحبه های شغلی و غیره هم به همین صورت است. با این ساختار مصاحبه بسیار محتمل است که بهترین انتخاب نشود. از آنجایی که این موضوع بسیار با اهمیت است لذا محاسبه احتمال تصمیم خطا در روش های مختلف انتخاب افراد برای مصاحبه بخصوص در این سطح (دوره دکتری) بسیار با اهمیت است و بهتر است که بجای اینکه تنها درباره محتوی مصاحبه ها و اینکه چه سوالاتی یا مدارکی پرسیده شود راجع به ساختار هم فکری شود.....هنوز به سوالم پاسخ ندادم ؛محاسبه این احتمال که چقدر ممکن است که فردی انتخاب شود که مناسب ترین نیست!!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مجتبی رستمی
اصلی ترین مسئله ی مصاحبه های دکتری انتخاب مناسب ترین افراد برای دوره دکتری است. بنابراین، با یک مسئله بهینه یابی مواجههایم. قبلا در یک کار تجربی با استفاده از روش پواسون بیزی این مسئله را بررسی کرده بودم که استقبالی از این مقاله نشد. تفاوت موضوعی که الان قصد مطرح کردن آن را دارم حدس زدن مقدار احتمال خطای تصمیم گیری در این مصاحبه هاست. البته میزان این احتمال به فروضی که برای بررسی مسئله مطرح می کنیم بستگی دارد و به این دلیل فروض را تا جایی که ممکن است واقعی در نظر میگیرم. فرض می کنیم که n فرد در مصاحبه شرکت می کنند و رتبه های واقعی آنها (از نظر توانایی و استعداد حضور در این دوره) را با متغیر xi که i=1,2,3,…,n نشان می دهیم. xi یک متغیر پنهان (latent) هست که براساس یک متغیر قابل مشاهده ترتیبی مانند yi مشخص می شود. فرد اول مصاحبه شونده دارای این ویژگی است که yi=1 باشد زیرا این متغیر قابل مشاهده (برای تمامی موارد مصاحبه) توسط مقایسه فرد با افراد قبلی بعد از مصاحبه بدست میآید اما این لزوما به معنای آن نیست که این فرد بهترین یا مناسب ترین گزینه است زیرا هنوز افرادی برای انجام مصاحبه باقیماندهاند. لذا مسئله را برای تعداد مصاحبه بیشتر از یک مورد بررسی خواهیم کرد که بصورت r>1 نشان می دهیم. می دانیم که محدودیت این مصاحبه ها به صورتی است که حتما باید از تمامی افراد مصاحبه بعمل آید بنابراین r=n است. اما این محدودیت بدان معنا نیست که لزوما انتخاب بهترین فرد از نظر مصاحبه کنندگان تا این مرحله طول می کشد. یکی از دلایل این موضوع آن است که غالبا افراد شرکت کننده مانند هم و با تفاوت های اندکی مصاحبه میدهند ولذا مصاحبه کننده انتظار ندارد که نفرات بعدی تفاوت آنچنانی با قبلی ها داشته باشند در نتیجه به نظر می رسد که در واقعیت مصاحبه تا نفر kام که k<n است طول می کشد و در این مرحله (نفر kام) فرد عملا انتخاب شده است. همچنین به نظر می رسد نقطه شروع مصاحبه از نفر اول نیست بلکه از نفر r(r<n) به بعد هست یعنی r-1 نفر قبلی برای یافتن معیار مقایسه مورد مصاحبه قرار می گیرند هرچند نظر مصاحبه کنندگان این نباشد. براین اساس نمونه های افرادی که در این موقعیت ها قرار می گیرند بر شانس انتخاب مناسب ترین فرد یا افراد تاثیرگذار خواهند بود. حال سوال این است که اگر افراد به صورت مجموعه های تصادفی برای مصاحبه انتخاب شوند (یکی از روش ها انتخاب براساس ترتیب نام فامیلی است) چقدر احتمال دارد که مناسب ترین گزینه با روش فوق حتما انتخاب شود؟طرح این موضوع به صورتی که توصیف کردم خیلی غیر واقع بینانه نیست و عملا در اکثر مصاحبه های شغلی و غیره هم به همین صورت است. با این ساختار مصاحبه بسیار محتمل است که بهترین انتخاب نشود. از آنجایی که این موضوع بسیار با اهمیت است لذا محاسبه احتمال تصمیم خطا در روش های مختلف انتخاب افراد برای مصاحبه بخصوص در این سطح (دوره دکتری) بسیار با اهمیت است و بهتر است که بجای اینکه تنها درباره محتوی مصاحبه ها و اینکه چه سوالاتی یا مدارکی پرسیده شود راجع به ساختار هم فکری شود.....هنوز به سوالم پاسخ ندادم ؛محاسبه این احتمال که چقدر ممکن است که فردی انتخاب شود که مناسب ترین نیست!!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت یازدهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت یازدهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چرا توان دولت در حل مشکلات اقتصادی تحلیل رفته است؟
✍🏻 هادی چاوشی
پنج سال قبل در چنین روزهایی، حسن روحانی یکی از نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بود که با شعار «دولت تدبیر و امید» شهر به شهر میگشت و وعده «نجات اقتصاد، احیای اخلاق و تعامل با جهان» میداد. بیش از نیمی از مردم ایران در پنج سال گذشته دو بار به این وعده اعتماد کرده و او را به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور انتخاب کردند. در این سالها روحانی و دولتش توفیقاتی داشتهاند، اما فهرست مشکلات اقتصاد ایران که نیازمند رسیدگی فوری هستند، امروز کوتاهتر از سال 92 نیست؛ وضعیت ابرچالشهای ششگانه آب، محیط زیست، کسری بودجه، نظام بانکی، صندوقهای بازنشستگی و بیکاری اگر بدتر نشده باشد، بهتر نشده و دستاوردهای دولت در مهار تورم و رفع تحریمها عمیقاً در خطر است. بدتر از همه اینکه امید گروههای بزرگی از مردم به کارآمدی و توان نهاد دولت در حل معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کمتر از همیشه است.
مسعود نیلی، دستیار اقتصادی رئیسجمهور معتقد است با اینکه امروز از نظر فنی این اتفاق نظر ایجاد شده است که اقتصاد به فهرست بلندبالایی از اصلاحات عمیق در زمینههای مختلف نیاز دارد، اعتبار دولت نزد مردم کاهش پیدا کرده است. یعنی مردم نسبت به اینکه دولت «میداند، میتواند و میخواهد» مشکلات را حل کند، اعتماد ندارند. او میگوید: «ما یک پله نسبت به سال 92 عقبتر هستیم. در آن زمان سرمایه اجتماعی و همگرایی مشاهده میشد و مساله این بود که تصمیمگیرنده را متقاعد کنیم که اصلاحات اقتصادی را زودتر انجام دهد، اما در حال حاضر اعتبار نهادی که باید سیاستگذاری کند، بسیار ضعیفتر شده است.»
تضعیف اعتبار نهاد سیاستگذار نزد مردم، میتواند حاصل برداشت واقعبینانه آنها از عملکرد دولت باشد. نمونهای که این روزها بسیار مورد توجه است، تجربه سیاستگذاری ارزی و اظهارنظرهای دولتمردان درباره آن است. بهمنماه گذشته در میانه التهابات ارزی، رئیسجمهور در یک برنامه زنده تلویزیونی خطاب به مردم گفت «خیالشان بابت دلار راحت باشد». چند روز بعد هم سخنگوی دولت از مردم خواست «هول نزنند» چراکه «با محاسبات ما قیمت دلار زیر چهارهزار تومان است و حباب آن باید بترکد». اما کمتر از دو ماه بعد، در حالی که قیمت دلار در بازار غیررسمی حوالی شش هزار تومان نوسان میکرد، در «جلسه فوقالعاده ستاد اقتصادی دولت» تصمیم گرفته شد که نرخ دلار باید 4200 تومان باشد. فارغ از اینکه ریشه افزایش قیمت ارز چه بوده و تصمیم بهینه درباره آن -در شرایط جدید سیاست خارجی- چیست، تردیدی وجود ندارد که وعدههای عملینشده دولتمردان بیش از هر چیز اعتماد مردم را نشانه میرود. نگرانی مهمتر اما این است که این بیاعتمادی به طور فزایندهای بر توان دولت برای پیشبرد اصلاحات اقتصادی اثر خواهد گذاشت. به این معنا که حتی اگر دولت سیاستهای درستی اتخاذ کند، مردم با او همراهی نخواهند کرد و این دور باطل همینطور ادامه مییابد. آیا راهی برای شکستن این دور باطل وجود دارد؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 هادی چاوشی
پنج سال قبل در چنین روزهایی، حسن روحانی یکی از نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاستجمهوری بود که با شعار «دولت تدبیر و امید» شهر به شهر میگشت و وعده «نجات اقتصاد، احیای اخلاق و تعامل با جهان» میداد. بیش از نیمی از مردم ایران در پنج سال گذشته دو بار به این وعده اعتماد کرده و او را به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور انتخاب کردند. در این سالها روحانی و دولتش توفیقاتی داشتهاند، اما فهرست مشکلات اقتصاد ایران که نیازمند رسیدگی فوری هستند، امروز کوتاهتر از سال 92 نیست؛ وضعیت ابرچالشهای ششگانه آب، محیط زیست، کسری بودجه، نظام بانکی، صندوقهای بازنشستگی و بیکاری اگر بدتر نشده باشد، بهتر نشده و دستاوردهای دولت در مهار تورم و رفع تحریمها عمیقاً در خطر است. بدتر از همه اینکه امید گروههای بزرگی از مردم به کارآمدی و توان نهاد دولت در حل معضلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کمتر از همیشه است.
مسعود نیلی، دستیار اقتصادی رئیسجمهور معتقد است با اینکه امروز از نظر فنی این اتفاق نظر ایجاد شده است که اقتصاد به فهرست بلندبالایی از اصلاحات عمیق در زمینههای مختلف نیاز دارد، اعتبار دولت نزد مردم کاهش پیدا کرده است. یعنی مردم نسبت به اینکه دولت «میداند، میتواند و میخواهد» مشکلات را حل کند، اعتماد ندارند. او میگوید: «ما یک پله نسبت به سال 92 عقبتر هستیم. در آن زمان سرمایه اجتماعی و همگرایی مشاهده میشد و مساله این بود که تصمیمگیرنده را متقاعد کنیم که اصلاحات اقتصادی را زودتر انجام دهد، اما در حال حاضر اعتبار نهادی که باید سیاستگذاری کند، بسیار ضعیفتر شده است.»
تضعیف اعتبار نهاد سیاستگذار نزد مردم، میتواند حاصل برداشت واقعبینانه آنها از عملکرد دولت باشد. نمونهای که این روزها بسیار مورد توجه است، تجربه سیاستگذاری ارزی و اظهارنظرهای دولتمردان درباره آن است. بهمنماه گذشته در میانه التهابات ارزی، رئیسجمهور در یک برنامه زنده تلویزیونی خطاب به مردم گفت «خیالشان بابت دلار راحت باشد». چند روز بعد هم سخنگوی دولت از مردم خواست «هول نزنند» چراکه «با محاسبات ما قیمت دلار زیر چهارهزار تومان است و حباب آن باید بترکد». اما کمتر از دو ماه بعد، در حالی که قیمت دلار در بازار غیررسمی حوالی شش هزار تومان نوسان میکرد، در «جلسه فوقالعاده ستاد اقتصادی دولت» تصمیم گرفته شد که نرخ دلار باید 4200 تومان باشد. فارغ از اینکه ریشه افزایش قیمت ارز چه بوده و تصمیم بهینه درباره آن -در شرایط جدید سیاست خارجی- چیست، تردیدی وجود ندارد که وعدههای عملینشده دولتمردان بیش از هر چیز اعتماد مردم را نشانه میرود. نگرانی مهمتر اما این است که این بیاعتمادی به طور فزایندهای بر توان دولت برای پیشبرد اصلاحات اقتصادی اثر خواهد گذاشت. به این معنا که حتی اگر دولت سیاستهای درستی اتخاذ کند، مردم با او همراهی نخواهند کرد و این دور باطل همینطور ادامه مییابد. آیا راهی برای شکستن این دور باطل وجود دارد؟
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅سمت تاریک کلمات- قسمت اول
✍🏻مصطفی نعمتی
دولت یک معلم اقتصادی در دانشگاه نیست. با واقعیتها مواجه است و باید اجرایی تصمیم بگیرد. دولت از میان دو هدف کنترل تورم و افزایش اشتغال، کاهش نرخ بیکاری و افزایش اشتغال را انتخاب کرده است.
جملات فوق، عین عبارات پرویز داوودی معاون اول وقت محمود احمدینژاد در جلسه تودیع داوود دانشجعفری وزیر اقتصاد وقت است. کم نیستند از این دست جملات تاریخی در اظهار نظرهای مختلف دولتمردان ایران که بدیهیترین اصول علم اقتصاد را نقض میکنند. بدتر از آن زمانی است که بدانیم پرویز داوودی خود یک معلم اقتصاد در بالاترین سطوح علمی کشور است. جمله اول او میگوید؛ میان آنچه ایشان در کلاسهای درس به دانشجویانش میآموزد که البته قرار است در آینده سکان مدیریت کلان اقتصادی کشور را در دست گیرند و آنچه در عمل باید به اجرا درآید، فرسنگها فاصله است.
در اولین قدم پرسش این خواهد بود که این همه وقت و هزینه و سرمایه برای آموزش آنچه در عمل به کار نمیآید برای چیست؟ و البته وقتی شخص ایشان هم جزئی از این سیستم پیچیده و پرهزینه هستند که سالانه میلیاردها تومان هزینه صرف آموزش آنچه به کار نمیآید، میکند، عمق فاجعه بیشتر هویدا میشود. جمله دومشان اما نشان میدهد برخلاف جمله اول، ظاهراً برخی از مدلهای دانشگاهی به کار میآیند! انتخاب سیاستگذار میان تورم و بیکاری و درغلتیدن به سمت کاهش بیکاری به قیمت افزایش تورم، برای دانشجویان اقتصاد، یعنی همان کسانی که استاد، در جمله اول، آموزش آنها را بیهوده تلقی میکند، یک مدل بسیار آشنا اما متاسفانه ناکارآمد، هزینهزا و حتی به جرات، فاجعهبار در تاریخ تکوین علم اقتصاد است.
به نظر میرسد علت اصلی اینگونه تاختن بر حوزههای تئوریک و دانشگاهی، نه نشان ناتوانی تئوریها و مباحث دانشگاهی در تبیین موضوعات مبتلابه جامعه و فاصله آنها با عرصه اجراست، بلکه حاصل ناباوری به هرگونه تئوری و نظریه است برای انداختن نتایج مخرب اعمال دولتمردان به دوش عوامل موهوم.
اما متاسفانه این همه داستان نیست. اغلب مدیران کلان و میانی کشور، آنگاه که اینسوی میز مدیریت یعنی خارج از فضای مدیریت خود هستند، اغلب طرفداران پرشور تئوریها و مدلهای علمی هستند اما به محض آنکه آنسوی میز به عنوان مدیر در مصدر سیاستگذاری قرار میگیرند، هم در بیان و هم در عمل، دست به اقداماتی میزنند که یا به طور کلی اصول عملی ثابتشده را نقض میکند یا اگر هم به یک گزاره علمی تمسک میجویند، به سراغ متروکترین آنها میروند.
این سوی میز سیاستگذاری، آنها اغلب به منظور تخطئه کردن رقبا و راندن آنها به گوشه رینگ، عالمانِ زمانه خود هستند و به محافل و نظریات عملی اقتدا میکنند. آنها خود را به عنوان کاراکترهایی که راهحل مسائل را با تکیه بر آموزههای عملی در اختیار دارند، به مخاطبان و مصرفکنندگان سیاستهایشان معرفی میکنند اما به محض قرار گرفتن در پروسه سیاستگذاری، در گفتار و کردار، دقیقاً همان مسیری را طی میکنند که اسلاف آنها. به راستی چه تفاوتی میان دو سیاست جنجالی طرح ضربتی اشتغال در دولت خاتمی و بنگاههای زودبازده در دولت احمدینژاد میتوان یافت جز آنکه هر دو قصد داشتند با پولپاشی با دامن زدن به تورم، بیکاری را کاهش دهند و چه تفاوتی است میان عبارات بهکاررفته از سوی مدیران کلان دولت در دو بحران ارزی سالهای 90 و 96!؟
وزیر فعلی صنعت، معدن و تجارت، چند سال پیش در ردای وزیر بازرگانی، برچیدن پیمانسپاری ارزی را از افتخارات دولت خاتمی که او نیز نقشی در آن داشت، معرفی کرد اما ایشان امروز یکی از مدافعان پیمانسپاری ارزی هستند. چگونه ممکن است یک سیاست واحد در دو زمان، با چنین تفاوت آشکاری در موضعگیری وزیر محترم همراه باشد جز آنکه تصور کنیم اصولاً هیچ مدل، تئوری و نظریهای در ذهن مدیران کلان کشور وجود ندارد.
اپیدمیک بودن این پدیده، یعنی تعارض میان اظهارات اینسوی میز با آنسوی میز، نشانی است از آنکه نهتنها سیاستگذاران با ناسازگاری درونی در آنچه بدان باور دارند، مواجهند که نشان از نبود یک ساختار حکمرانی منسجم است به طوری که این پدیده به شکل حادی به عنوان یک پدیده حقوقی نیز دیده میشود. به عبارت دیگر، ساختار اندیشگی دولتمردان از ناسازگاری درونی رنج میبرد که همین ناسازگاری در عمل، به ساختار ذهنی مدیران آن نیز تسری پیدا میکند.
تا زمانی که دیدگان مشاهدهگران بر این نکته گشوده نشود، آنان همانند منجمانی هستند که پس از عصر کوپرنیک چشم به جهان گشودهاند اما هنوز در عالم بطلمیوسی تفکر و تنفس میکنند! شاید بتوان ریشه سردرگمی تمام آنچه با عنوان اندیشهورزی طی صد سال اخیر در ایران حادث شده را در همین نکته جستوجو کرد: کنشگران اجتماعی، ذهن بطلمیوسی اما توقع نتایج کوپرنیکی دارند!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻مصطفی نعمتی
دولت یک معلم اقتصادی در دانشگاه نیست. با واقعیتها مواجه است و باید اجرایی تصمیم بگیرد. دولت از میان دو هدف کنترل تورم و افزایش اشتغال، کاهش نرخ بیکاری و افزایش اشتغال را انتخاب کرده است.
جملات فوق، عین عبارات پرویز داوودی معاون اول وقت محمود احمدینژاد در جلسه تودیع داوود دانشجعفری وزیر اقتصاد وقت است. کم نیستند از این دست جملات تاریخی در اظهار نظرهای مختلف دولتمردان ایران که بدیهیترین اصول علم اقتصاد را نقض میکنند. بدتر از آن زمانی است که بدانیم پرویز داوودی خود یک معلم اقتصاد در بالاترین سطوح علمی کشور است. جمله اول او میگوید؛ میان آنچه ایشان در کلاسهای درس به دانشجویانش میآموزد که البته قرار است در آینده سکان مدیریت کلان اقتصادی کشور را در دست گیرند و آنچه در عمل باید به اجرا درآید، فرسنگها فاصله است.
در اولین قدم پرسش این خواهد بود که این همه وقت و هزینه و سرمایه برای آموزش آنچه در عمل به کار نمیآید برای چیست؟ و البته وقتی شخص ایشان هم جزئی از این سیستم پیچیده و پرهزینه هستند که سالانه میلیاردها تومان هزینه صرف آموزش آنچه به کار نمیآید، میکند، عمق فاجعه بیشتر هویدا میشود. جمله دومشان اما نشان میدهد برخلاف جمله اول، ظاهراً برخی از مدلهای دانشگاهی به کار میآیند! انتخاب سیاستگذار میان تورم و بیکاری و درغلتیدن به سمت کاهش بیکاری به قیمت افزایش تورم، برای دانشجویان اقتصاد، یعنی همان کسانی که استاد، در جمله اول، آموزش آنها را بیهوده تلقی میکند، یک مدل بسیار آشنا اما متاسفانه ناکارآمد، هزینهزا و حتی به جرات، فاجعهبار در تاریخ تکوین علم اقتصاد است.
به نظر میرسد علت اصلی اینگونه تاختن بر حوزههای تئوریک و دانشگاهی، نه نشان ناتوانی تئوریها و مباحث دانشگاهی در تبیین موضوعات مبتلابه جامعه و فاصله آنها با عرصه اجراست، بلکه حاصل ناباوری به هرگونه تئوری و نظریه است برای انداختن نتایج مخرب اعمال دولتمردان به دوش عوامل موهوم.
اما متاسفانه این همه داستان نیست. اغلب مدیران کلان و میانی کشور، آنگاه که اینسوی میز مدیریت یعنی خارج از فضای مدیریت خود هستند، اغلب طرفداران پرشور تئوریها و مدلهای علمی هستند اما به محض آنکه آنسوی میز به عنوان مدیر در مصدر سیاستگذاری قرار میگیرند، هم در بیان و هم در عمل، دست به اقداماتی میزنند که یا به طور کلی اصول عملی ثابتشده را نقض میکند یا اگر هم به یک گزاره علمی تمسک میجویند، به سراغ متروکترین آنها میروند.
این سوی میز سیاستگذاری، آنها اغلب به منظور تخطئه کردن رقبا و راندن آنها به گوشه رینگ، عالمانِ زمانه خود هستند و به محافل و نظریات عملی اقتدا میکنند. آنها خود را به عنوان کاراکترهایی که راهحل مسائل را با تکیه بر آموزههای عملی در اختیار دارند، به مخاطبان و مصرفکنندگان سیاستهایشان معرفی میکنند اما به محض قرار گرفتن در پروسه سیاستگذاری، در گفتار و کردار، دقیقاً همان مسیری را طی میکنند که اسلاف آنها. به راستی چه تفاوتی میان دو سیاست جنجالی طرح ضربتی اشتغال در دولت خاتمی و بنگاههای زودبازده در دولت احمدینژاد میتوان یافت جز آنکه هر دو قصد داشتند با پولپاشی با دامن زدن به تورم، بیکاری را کاهش دهند و چه تفاوتی است میان عبارات بهکاررفته از سوی مدیران کلان دولت در دو بحران ارزی سالهای 90 و 96!؟
وزیر فعلی صنعت، معدن و تجارت، چند سال پیش در ردای وزیر بازرگانی، برچیدن پیمانسپاری ارزی را از افتخارات دولت خاتمی که او نیز نقشی در آن داشت، معرفی کرد اما ایشان امروز یکی از مدافعان پیمانسپاری ارزی هستند. چگونه ممکن است یک سیاست واحد در دو زمان، با چنین تفاوت آشکاری در موضعگیری وزیر محترم همراه باشد جز آنکه تصور کنیم اصولاً هیچ مدل، تئوری و نظریهای در ذهن مدیران کلان کشور وجود ندارد.
اپیدمیک بودن این پدیده، یعنی تعارض میان اظهارات اینسوی میز با آنسوی میز، نشانی است از آنکه نهتنها سیاستگذاران با ناسازگاری درونی در آنچه بدان باور دارند، مواجهند که نشان از نبود یک ساختار حکمرانی منسجم است به طوری که این پدیده به شکل حادی به عنوان یک پدیده حقوقی نیز دیده میشود. به عبارت دیگر، ساختار اندیشگی دولتمردان از ناسازگاری درونی رنج میبرد که همین ناسازگاری در عمل، به ساختار ذهنی مدیران آن نیز تسری پیدا میکند.
تا زمانی که دیدگان مشاهدهگران بر این نکته گشوده نشود، آنان همانند منجمانی هستند که پس از عصر کوپرنیک چشم به جهان گشودهاند اما هنوز در عالم بطلمیوسی تفکر و تنفس میکنند! شاید بتوان ریشه سردرگمی تمام آنچه با عنوان اندیشهورزی طی صد سال اخیر در ایران حادث شده را در همین نکته جستوجو کرد: کنشگران اجتماعی، ذهن بطلمیوسی اما توقع نتایج کوپرنیکی دارند!
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
اگر عمرتان را صرف این کنید که در همه چیزها خوب باشید، در هیچ چیزی عالی نخواهید شد.
سیمون سینک
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
سیمون سینک
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ چالش كم سوادی در اقتصاد ایران
✍🏻 علی سعدوندی
🔸 سكوت اقتصاددانان در شرايط كنوني بر كسي پوشيده نيست. اما در باب دلايل اين سكوت كه به نوعي كمرنگ شدن رابطه بين سياستگذاران و اقتصاددانان را نشان ميدهد، بايد اضافه كنم يكي از مشكلات ساختاري در اقتصاد ما پايين بودن سواد اقتصادي در سطح جامعه است؛ مشكلي كه اندك اندك به صف طولاني معضلات اقتصادي ما افزوده شده است و راهحل آن هم چيزي نيست جز تمركز روي بهروز كردن و ارتقاي آن به وسيله بهبود سيستم آموزش عمومى.
🔹در نظام آموزشي ما اگر فردي با مدرك ديپلم يا ليسانس فارغالتحصيل شود بالاخره با بخشي از مسائل عمومى مرتبط با علوم و رياضيات آشنايي دارد ولي در زمينه هوش مالي و سواد اقتصادي شرايطي براي آموزش و نهادينه شدن اين مفاهيم لحاظ نشده است. همين عامل سبب شده برخي به مناصب عاليه دولتي در كشور برسند در حالي كه همچنان مفاهيم اوليه اقتصادي را به درستي نميشناسند. نتيجه اينكه زبان و ادبيات اين دولتمردان با اقتصاددانان فاصله گرفته و اين افراد نميتوانند گفتههاي اقتصاددانان را متوجه شوند.
🔸بخشي از محدود شدن رابطه بين اقتصاددانان و سياستگذاران نيز به همين عامل بازميگردد. زبان و ادبيات اقتصاددانان با عموم جامعه نيز متفاوت است چراكه سواد عمومي اقتصاد در كشور پايين است و همين موجب شده نوع نگاه به مفاهيم اقتصادي در كشور متفاوت باشد، مردم جامعه ما هنوز هم تعريف درستي از مفاهيمي چون ركود، رونق و تورم ندارند. لازم است شرايطي را ايجاد كنيم تا در جهت بالا بردن و نهادينه كردن مفاهيم علم اقتصاد در كشور اقدام شود و فاصله اقتصاددانان با سياستگذاران و همچنين مردم كم و كمتر شود. مهمتر اينكه تجربه سياستگذاران نسبت به شناسايي بازار آن هم در حيطهاي كه شناخت صفر تا صد آن لزوم دارد محدود است؛ از طرفي مفاهيم اقتصادي شهودي نيستند و اين يعني با تكيه بر تجارب تجاري و حتي بازاري امكان دستيابي به قدرت سياستگذارى وجود ندارد.
🔹 يك فرد صرفا به اين خاطر كه تجربه كار در بازارها را دارد نميتواند درباره نرخ تورم يا سياستهاي ارزي و امثال آن نظر بدهد، بلكه اقتصادداناني ميتوانند در اين عرصه ارايه تحليل جهت سياستگذاري موفق باشند كه از يكسو تجربه شناخت بازار را به ميزان كافي داشته باشند و از ديگر سو سواد آكادميك لازم را كسب كرده باشند؛ به عبارتي ديگر اين دو لازم و ملزوم يكديگرند و ضعف يكي ميزان اثرگذاري ديگري را نيز كاهش ميدهد. كار را بايد به كاردان بسپاريم و براي اين امر شمار اقتصادداناني كه بر هر دو مورد احاطه داشته باشند، بالا نيست.
🔸در شرايط كنوني كشور، علم ما در اقتصاد نسبت به اقتصاد دنيا حداقل چند دهه فاصله دارد، اين يعني تئوريهايي كه مثلا براي كنترل تورم و همچنين خروج از ركود اعمال ميشوند نسبت به سياستهاي ساير كشورها نزديك به ٢٠ تا ٤٠ سال فاصله دارند و حتي در برخي كشورها پياده شده و ايرادات آن گرفته شده است.
🔹اينكه گفته ميشود تئوريهاي اقتصادي اروپا و امريكا براي كشور ما نميتواند اثرگذار باشد صحيح نيست چرا كه دليل اين عدم تاثيرگذاري تكيه كردن اقتصاددان به تئوريهاي قديمياي است كه در اين كشورها پياده شده است. اگر علم اقتصاد كشور نوين باشد و بهروزرساني شود اتفاقا استفاده از اين تجارب ميتواند راهگشا نيز باشد.
🔸اقتصاد ايران بسيار سادهتر و تحليل پذيرتر از كشورهاي توسعهيافتهاي چون امريكا است ولي مشكل اينجاست كه اقتصاد ما به روز نشده و تئوريهاي قديمي كه قطعا مشكلاتي هم داشتهاند در كشور ما مجددا پياده ميشوند.
🔹 در شرايط حاضر اغلب اقتصاددانان ما هم از جامعه فاصله گرفته اند چون زبان مشترك براى مفاهمه و گفتگو كمياب است. اگر قرار است براي از بين بردن فاصله اقتصاددانان با سياستگذاران اقدامي صورت گيرد شناخت و نهادينه كردن مفاهيم اقتصادي براي همه از عوام تا دولتيها بايد در دستور كار قرار بگيرد.
منبع: @Neekgoftaar
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 علی سعدوندی
🔸 سكوت اقتصاددانان در شرايط كنوني بر كسي پوشيده نيست. اما در باب دلايل اين سكوت كه به نوعي كمرنگ شدن رابطه بين سياستگذاران و اقتصاددانان را نشان ميدهد، بايد اضافه كنم يكي از مشكلات ساختاري در اقتصاد ما پايين بودن سواد اقتصادي در سطح جامعه است؛ مشكلي كه اندك اندك به صف طولاني معضلات اقتصادي ما افزوده شده است و راهحل آن هم چيزي نيست جز تمركز روي بهروز كردن و ارتقاي آن به وسيله بهبود سيستم آموزش عمومى.
🔹در نظام آموزشي ما اگر فردي با مدرك ديپلم يا ليسانس فارغالتحصيل شود بالاخره با بخشي از مسائل عمومى مرتبط با علوم و رياضيات آشنايي دارد ولي در زمينه هوش مالي و سواد اقتصادي شرايطي براي آموزش و نهادينه شدن اين مفاهيم لحاظ نشده است. همين عامل سبب شده برخي به مناصب عاليه دولتي در كشور برسند در حالي كه همچنان مفاهيم اوليه اقتصادي را به درستي نميشناسند. نتيجه اينكه زبان و ادبيات اين دولتمردان با اقتصاددانان فاصله گرفته و اين افراد نميتوانند گفتههاي اقتصاددانان را متوجه شوند.
🔸بخشي از محدود شدن رابطه بين اقتصاددانان و سياستگذاران نيز به همين عامل بازميگردد. زبان و ادبيات اقتصاددانان با عموم جامعه نيز متفاوت است چراكه سواد عمومي اقتصاد در كشور پايين است و همين موجب شده نوع نگاه به مفاهيم اقتصادي در كشور متفاوت باشد، مردم جامعه ما هنوز هم تعريف درستي از مفاهيمي چون ركود، رونق و تورم ندارند. لازم است شرايطي را ايجاد كنيم تا در جهت بالا بردن و نهادينه كردن مفاهيم علم اقتصاد در كشور اقدام شود و فاصله اقتصاددانان با سياستگذاران و همچنين مردم كم و كمتر شود. مهمتر اينكه تجربه سياستگذاران نسبت به شناسايي بازار آن هم در حيطهاي كه شناخت صفر تا صد آن لزوم دارد محدود است؛ از طرفي مفاهيم اقتصادي شهودي نيستند و اين يعني با تكيه بر تجارب تجاري و حتي بازاري امكان دستيابي به قدرت سياستگذارى وجود ندارد.
🔹 يك فرد صرفا به اين خاطر كه تجربه كار در بازارها را دارد نميتواند درباره نرخ تورم يا سياستهاي ارزي و امثال آن نظر بدهد، بلكه اقتصادداناني ميتوانند در اين عرصه ارايه تحليل جهت سياستگذاري موفق باشند كه از يكسو تجربه شناخت بازار را به ميزان كافي داشته باشند و از ديگر سو سواد آكادميك لازم را كسب كرده باشند؛ به عبارتي ديگر اين دو لازم و ملزوم يكديگرند و ضعف يكي ميزان اثرگذاري ديگري را نيز كاهش ميدهد. كار را بايد به كاردان بسپاريم و براي اين امر شمار اقتصادداناني كه بر هر دو مورد احاطه داشته باشند، بالا نيست.
🔸در شرايط كنوني كشور، علم ما در اقتصاد نسبت به اقتصاد دنيا حداقل چند دهه فاصله دارد، اين يعني تئوريهايي كه مثلا براي كنترل تورم و همچنين خروج از ركود اعمال ميشوند نسبت به سياستهاي ساير كشورها نزديك به ٢٠ تا ٤٠ سال فاصله دارند و حتي در برخي كشورها پياده شده و ايرادات آن گرفته شده است.
🔹اينكه گفته ميشود تئوريهاي اقتصادي اروپا و امريكا براي كشور ما نميتواند اثرگذار باشد صحيح نيست چرا كه دليل اين عدم تاثيرگذاري تكيه كردن اقتصاددان به تئوريهاي قديمياي است كه در اين كشورها پياده شده است. اگر علم اقتصاد كشور نوين باشد و بهروزرساني شود اتفاقا استفاده از اين تجارب ميتواند راهگشا نيز باشد.
🔸اقتصاد ايران بسيار سادهتر و تحليل پذيرتر از كشورهاي توسعهيافتهاي چون امريكا است ولي مشكل اينجاست كه اقتصاد ما به روز نشده و تئوريهاي قديمي كه قطعا مشكلاتي هم داشتهاند در كشور ما مجددا پياده ميشوند.
🔹 در شرايط حاضر اغلب اقتصاددانان ما هم از جامعه فاصله گرفته اند چون زبان مشترك براى مفاهمه و گفتگو كمياب است. اگر قرار است براي از بين بردن فاصله اقتصاددانان با سياستگذاران اقدامي صورت گيرد شناخت و نهادينه كردن مفاهيم اقتصادي براي همه از عوام تا دولتيها بايد در دستور كار قرار بگيرد.
منبع: @Neekgoftaar
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🎥 ویدیوی جلسه دوازدهم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻 🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹 https://www.aparat.com/v/uiGbz بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور…
🎥 ویدیوی جلسه سیزدهم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻
🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
https://www.aparat.com/v/umz0Z
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹
https://www.aparat.com/v/umz0Z
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
13- ریاضیات مالی
جلسه سیزدهم
زمان کلاس: دوشنبه 20 فروردین 1397- 13 الی 15
محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق 303
کتب مرجع:
توماس بیورک - تئوری آربیتراژ در زمان پیوسته
بینگام و کیسل - ارزش گزاری ریسک خنثی
برنت اکساندل - معادلات دیفرانسیل تصادفی
زمان کلاس: دوشنبه 20 فروردین 1397- 13 الی 15
محل کلاس: دانشگاه صنعتی شریف - دانشکده ریاضی - اتاق 303
کتب مرجع:
توماس بیورک - تئوری آربیتراژ در زمان پیوسته
بینگام و کیسل - ارزش گزاری ریسک خنثی
برنت اکساندل - معادلات دیفرانسیل تصادفی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت دوازدهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت دوازدهم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آموزش فیلترکردن دادهها
📚فیلتر کردن دادههای سری زمانی یکی از موضوعات با اهمیت است که در آن سعی میشود روندهای مختلف شناسایی و یا برطرف شود. در این بین فیلترهایی برای رفع کردن این اثرات همچون روشهای روند زدایی برای رفع اثرات فصلی، ماهیانه و غیره به وجود آمدهاند و پارهای هم برای شناسایی آنها (اجزاء روند و نوسانات) همچون فیلترهای مشخص کننده اداور تجاری معرفی شده اند.
📚فیلترهای شناسایی بخشهای مختلف سریهای زمانی برای یافتن بخشهای مختلف آن که اغلب در شناسایی ادوار تجاری به کار برده میشود در چند گروه اصلی قرار دارند.
⭕️روشهای روند سری زمانی با و بدون شکست ساختاری
⭕️فیلتر هودریک –پرسکات
⭕️روش بوریچ و نلسون
⭕️تحلیل طیف
⭕️تحلیل فضا- حالت
⭕️تجزیه موجک
⭕️روشهای باند- پس
در بخش های بعدی به آموزش هر فیلتر در نرم افزارهای استتا و ایویوز پرداخته میشود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📚فیلتر کردن دادههای سری زمانی یکی از موضوعات با اهمیت است که در آن سعی میشود روندهای مختلف شناسایی و یا برطرف شود. در این بین فیلترهایی برای رفع کردن این اثرات همچون روشهای روند زدایی برای رفع اثرات فصلی، ماهیانه و غیره به وجود آمدهاند و پارهای هم برای شناسایی آنها (اجزاء روند و نوسانات) همچون فیلترهای مشخص کننده اداور تجاری معرفی شده اند.
📚فیلترهای شناسایی بخشهای مختلف سریهای زمانی برای یافتن بخشهای مختلف آن که اغلب در شناسایی ادوار تجاری به کار برده میشود در چند گروه اصلی قرار دارند.
⭕️روشهای روند سری زمانی با و بدون شکست ساختاری
⭕️فیلتر هودریک –پرسکات
⭕️روش بوریچ و نلسون
⭕️تحلیل طیف
⭕️تحلیل فضا- حالت
⭕️تجزیه موجک
⭕️روشهای باند- پس
در بخش های بعدی به آموزش هر فیلتر در نرم افزارهای استتا و ایویوز پرداخته میشود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg