Financial Engineering – Telegram
Financial Engineering
1.9K subscribers
3.66K photos
443 videos
412 files
1.41K links
کانال مهندسی مالی

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور

ارتباط با ادمین

@Araz_Sourani
Download Telegram
جدیدترین شماره هفته نامه #خبری #اکونومیست

The Economist

نسخه آمریکا|26 می 2018 |84 صفحه

دانلود درپست بعدی👇

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
🎥 ویدیوی جلسه شانزدهم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻 🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹 https://www.aparat.com/v/DbLsa بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور…
🎥 ویدیوی جلسه هفدهم کلاسهای مالی دکتر آرین در دانشگاه صنعتی شریف در لینک پایین👇🏻👇🏻👇🏻

🔹با تشکر از دکتر آرین عزیز که محبت کردند و اجازه انتشار این فیلم ها را در کانال مهندسی مالی دادند.🌸🌸🌹🌹

https://www.aparat.com/v/FfaZw

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R

قسمت شانزدهم

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R

قسمت هفدهم

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مقررات و نوآوری

✍🏻حامد قدوسی

طبعا اولین فرض این است که مقررات و محدودیت‌های زیاد جلوی نوآوری را می‌گیرد که احتمالا در یک سطحی نکته درستی است. ولی مشاهده‌ - غیر رسمی و غیر عددی - که از آمریکا به دست می‌آید باعث می‌شود که کسانی که اهل تامل هستند در مورد این موضوع بیش‌تر فکر کنند.

وقتی می‌گوییم شرکت‌های موفق آمریکایی که موتور رشد این کشور هستند و مثلا در سال‌‌های اخیر حجم زیادی از عرضه اولیه سهام (IPO) را به خود اختصاص داده‌اند کدام هستند، چه اسم‌هایی به ذهن شما می‌رسد؟ احتمالا شرکت‌هایی مثل گوگل، آمازون، فیس‌بوک، میکروسافت، اپل، استارباکس و البته استارت‌آپ‌های ریز و درشت صنایع زیست‌فن و فناوری اطلاعات که توسط شرکت‌های بزرگ خریداری می‌شوند.

خب این شرکت‌ها عمدتا کجاها متمرکز هستند؟ سه جا: شمال کالیفرنیا (نزدیک سان فرانسیسکو)، سیاتل (ایالت واشنگتن) و بوستون (ماساچوست). اگر با جغرافیای سیاسی آمریکا آشنا باشید، می‌دانید که شهری مثل سیاتل یکی از چپ‌ترین و مترقی‌ترین شهرهای آمریکا است که مثلا در حوزه مقررات محیط‌زیستی و آزادی فرهنگی جز سرآمدها است. شهرهای دیگری مثل بوستون و منطقه خلیج کالیفرنیا و آستین و بولدر و امثال آن هم که دیگر مراکز قدیمی و جدید نوآوری و شکوفایی اقتصاد آمریکا هستند، همه‌گی شهرهای چپ و لیبرال* به حساب می‌آیند (حتی اگر در داخل یک ایالت به شدت جمهوری‌خواه مثل تگزاس باشند).

معمولا با همین الگو، منتقدان جمهوری‌خواهان و دست‌راستی‌ها و بازار آزادی‌های افراطی آمریکایی این طعنه را به آن‌ها می‌زنند که اگر راست می‌‌گویید ما این نوع شهرهایی که شما از آن‌ها متنفرید (که مثلا هیچ وقت به کسی مثل بوش یا ترامپ رای نمی‌دهند)، از آمریکا جدا کنیم و شما را با همان ایالت‌‌ها و شهرهای کلاسیک جمهوری‌خواه و طرف‌دار آزادی شرکت‌های بزرگ و اسلحه و تخریب محیط‌زیست و ماشین‌های پرمصرف و فرهنگ ضد مهاجران و مسلمانان و الخ تنها بگذاریم تا ببینیم غیر از مزرعه ذرت و چاه نفت چه چیز دیگری برای عرضه به اقتصاد دنیا دارید و درآمد سرانه‌تان ناگهان چه قدر سقوط می‌کند.

طبعا حواس‌مان هست که این‌ها همه شواهدی برای فکر کردن بیش‌تر است و قاعدتا نمی‌شود فورا نتیجه گرفت که بین مقررات بیش‌تر و نوآوری رابطه علی برقرار است. محتمل است که رابطه علی مثلا معکوس باشد: شهرهایی که ثروت‌‌مندتر و نوآورتر هستند و طبعا مهاجر متخصص زیادی را هم از همه جا جذب کرده‌اند، دست‌شان به دهان‌شان می‌رسد که این طور رفتار کنند. توضیح دیگر این که این شهرها به لحاظ «محیط کسب و کار» نسبتا آزاد هستند (هر چند که مثلا در مورد مقررات مسکن و ساختمان خیلی سخت‌گرند) ولی در حوزه زندگی اجتماعی طرف‌دار مقررات و مالیات و مداخله دولت هستند، در نتیجه ترکیب بهینه‌ای از بازار آزاد در حوزه اقتصاد و روی‌کرد سوسیالیستی در حوزه اجتماعی هستند. یا شاید هم دلایل دیگری هست ولی به هر حال این مشاهده ابتدایی، الگویی نسبتا قوی و پایدار است که توضیح ساده و از سر بازکنی ندارد و برای اهل تامل و تحقیق خوراک فکر و پژوهش است.

*‌ لیبرال در فرهنگ سیاسی آمریکا به معنی جریان سیاسی/فرهنگی طرف‌دار مباحثی مثل مقررات محیط‌زیستی، آموزش و بهداشت فراگیر و البته آزادی فرهنگی/اجتماعی گسترده است، بر خلاف فرهنگ سیاسی اروپا که معمولا به محافظه‌کاران کلاسیک اطلاق می‌شود.


بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R

قسمت هجدهم

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
دنیای اقتصاد

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آسیا

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
اردن و آتش بیاری دوباره صندوق بین‌المللی پول

✍🏻علی دینی ترکمانی

🔸کارشناسان اقتصادی صندوق بین‌المللی پول با پیچیدن نسخه زیر،  مردم اردن را به خیزش در برابر دولت این کشور واداشته‌اند: کاهش مخارج دولت از طریق کاهش یارانه کالاها و حامل‌های انرژی، و کاهش کسری در بودجه از طریق افزایش درآمدهای مالیاتی حقوق‌بگیران دولتی و کسب‌وکارهای کوچک و متوسط. 
🔸ابزار مورداستفاده برای تحمیل سیاست‌های پیشنهادی صندوق، وام موسوم به تعدیل ساختاری و تثبیت اقتصادی است. وام به شرطی پرداخت می‌شود که کشور متقاضی، شرایط پیشنهادی صندوق در مورد جهت‌گیری سیاست اقتصادی را بپذیرد.
🔸اولین بار نیست که صندوق، آتش بیار معرکه می‌شود. سیاست‌های اقتصادی این نهاد و بانک جهانی، در کشورهای مختلف موج‌های مخالفت اجتماعی را به پا کرده است. با وجود این، داستان همچنان ادامه دارد. چرا؟ چون اولاً، این نهاد و کارشناسان آن ارزیابی درستی از آنچه در کف خیابان‌های شهرهای کشورها می‌گذرد، ندارند. مانند پزشکی هستند که نسخه واحدی از جمله آمپول پنی‌سیلین را برای تمام بیماران، صرف‌نظر از ویژگی‌های مختلفشان چون آلرژی، تجویز می‌کند.
ثانیاً، سیاست‌ها نه با نگاه برابری گرایانه فقرزدایانه اجتماعی، که با نگاه خشک منطق اقتصادی مبتنی بر نظریه قیمت های نسبی متعارف اقتصادی تجویز می‌شود، که پیامد آن در یونان و اسپانیا و اردن قیام مردم است. در این نگاه، بار اصلی ریاضت اقتصادی بر دوش طبقات فقیر و متوسط جامعه می‌افتد و طبقه مرفه و صاحب ثروت بالای جامعه فرصتی پیدا می‌کند تا در موقعیت تورمی جدید، به ثروت بیشتری دست پیدا کند. 
🔸به نظر من عقل و هوش سیاست‌مدار اقتصاد نخوانده‌ای چون مسعود سعد سلمان، از کارشناسان اقتصاد خوانده صندوق بیشتر است. زیرا، وی در تلاش برای پاسخ به مشکل کسری بودجه، راهی با پیامد مهم  اجتماعی انتخاب می‌کند مذاکره با صاحبان ثروت‌های بالا و تأمین منابع مالی کمک به فقرا از محل ثروت این ثروتمندان.
این اقدام، در اصل، تلاشی برای بازسازی نظام مالیاتی بر مبنای اصل هر که بام ثروتش بیشتر، پرداخت مالیاتش خیلی بیشتر، است.
🔸بازسازی اساسی نظام مالیاتی به‌نحوی‌که صاحبان ثروت‌های بالا را نشانه‌گیری کند، در بسته پیشنهادی صندوق و بانک جهانی جایی ندارد. سیاستی که هم به کاهش کسری بودجه کمک می‌کند و هم وفاق اجتماعی را تقویت می‌کند. 
🔸دولت اردن مانند دولت‌های دیگر برای خاموش کردن شعله قیام ناچار از عقب‌نشینی است. اگر چنین اتفاقی بیافتد، می‌توان این درس را گرفت که سیاست اقتصادی در خلاء اجتماعی رخ نمی‌دهد. اقتصاد از اجتماع جدا نیست. بخشی از منطق آن را شرایط اجتماعی تعیین می‌کند. بنابراین، باید که در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی، پیش از به آب دادن بند، آن را در نظر گرفت. 


بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
روند تغییرات تولید ناخالص داخلی سرانه چین و آمریکا

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
تناقضات سیاست های ارزی دولت

✍🏻صادق الحسینی

🔹از روز اول منتقد سیاست های ارزی دولت بعد از بحران پیش آمده از ابتدای سال 97 بودم. پیش از آن در سال های 95 و 96 هم بصورت ارسال نامه هایی به مقامات اقتصادی و هم انتشار برخی نکات آن نامه ها در فضای عمومی گفتم امکان فشردن فنر نرخ ارز بیش از این وجود ندارد و در حال هدر دادن منابع ملی هستیم برای جنگ نامقدسی که از ابتدا مشخص است شکست می خوریم (تثبیت ارزی). برای تثبیت ارزی فقط در سال 96، 18 میلیارد دلار با نرخ متوسط 3400 تومان از بین بردیم. اگر 18 میلیارد دلار را با نرخ 6200 (قیمت واقعی دلار در سال 96 با محاسبات ما) فروخته بودیم فقط مابه التفاوت آن 50 هزار میلیارد تومان میشد. این رقم بیش از کل یارانه نقدی سالانه است! (به اثرش روی افزایش صادرات و کاهش واردات و حرکت به سمت مقاومت اقتصادی هم کاری نداریم)

🔹به رقم دیگری توجه کنید. ما در سال 96 دقیقا 42 میلیارد دلار خروج سرمایه داشته ایم. 19 میلیارد دلار در قالب کسری حساب سرمایه و 23 میلیارد دلار در قالب افزایش بدهی های ارزی نظام بانکی. این رقم پس از خروج سرمایه 61 میلیارد دلاری سال 89 بالاترین میزان پس از جنگ است. دلایل خروج و راهکارهای جلوگیری از آن موضوع بحث این یادداشت نیست. فقط اگر همین 42 میلیارد دلار را بجای نرخ 3400 با 6200 تومان تبدیل کرده بودیم، مابه التفاوت آن 117 هزار میلیارد تومان میشد! یعنی حدود 3 سال یارانه نقدی. مطابق برخی محاسبات یعنی حدود کل بدهی های تخمین زده شده دولت به نظام بانکی. مجموع این دو عدد (مطابق برخی محاسبات) یعنی حدودا پوششی برای کل معوقات نظام بانکی.

🔹اینها را برای چندمین بار تکرار کردم تا نشان دهم هزینه سیاست ارزی نادرست چقدر بالاست. متاسفانه همچنان در سال 97 و حتی بعد از بحران ارزی هم روش غلطمان را عوض نکردیم و متاسفانه سیاستهایمان ابعاد خطرناکتری هم پیدا کرده است. در پاسخ به بحران پیش آمده، دلار را در 4200 تومان تک نرخی کردیم. هم این نرخ و هم تک نرخی کردن اشتباهات بزرگی بودند. چرا؟

1️⃣هنگامی که صادرکننده ملزم به بازگرداندن ارزش به کشور می شود چرا باید ارزی که در بازار 6600 تومان می خرند را 4200 تومان به یک واردکننده بفروشد؟! این یعنی سیاستگذار از جیب صادرکننده می گیرد و به جیب واردکننده می ریزد. یعنی نابودی صادرات و افزایش افسارگسیخته واردات.

2️⃣اما واردات به دلایل فنی و عدم امکان تخصیص ارز نمی تواند افزایش یابد. آخرین آماری که من دارم 26 میلیارد دلار ثبت سفارش در کمتر از 40 روز گذشته ثبت شده است. توجه کنید این رقم نصف کل واردات قانونی کشور در یکسال است! این رقم باور نکردنی است و بخشی از آن به دلیل بالاتر اظهار کردن قیمت کالاهای خارجی از سوی واردکنندگان اتفاق افتاده است! اما همه کالاها اجازه ورود نخواهند گرفت! البته چگونگی شناسایی کالاهایی که اجازه واردات می گیرند هم نامشخص است و همین فساد و ریسک های اقتصادی را باز بالاتر می برد.

3️⃣از سوی دیگر، صادرات به عراق و افغانستان از انتقال ارز معاف شده. این دو سوراخ باعث خواهد شد تا صادرکنندگان مجبور شوند کالایشان را از مسیر این دو کشور صادر کنند تا ملزم به انتقال ارز نباشند! در ماه های آینده خواهید دید که صادرات به عراق و افغانستان به شدت افزایش خواهد یافت! این البته خوب است که سیاست غلط دولت سوراخ دارد و راه نفس کشیدن را به صادرکننده می دهد اما چرا هزینه صادراتی که کاملا به سود کشور است باید حدود 10 الی 12 درصد افزایش یابد؟! اینها کمر صادرکنندگان را خرد می کند.

4️⃣این خیال خام که واردات با ارز 4200 تومانی باعث می شود تا قیمت کالاهای وارداتی بالا نرود غلط است و بارها و بارها در اقتصاد ایران آزمون شده است. قیمت کالاهای وارداتی که با دلار 4200 تومانی وارد شده اند، با نرخ ارز بازار تبدیل خواهند شد! این یعنی دوباره در حال ایجاد ثروت های افسانه ای برای واردکنندگان سوگلی هستیم که ثبت سفارش آنها تایید خواهد شد! اگر فرض کنیم وارداتمان همان 50 میلیارد دلار باشد، تفاوت 4200 و 6600 تومان 120 هزار میلیارد تومان می شود! یعنی معادل 8 درصد کل نقدینگی کشور را در جیب چند صد واردکننده نشان دار خواهیم ریخت. (البته فساد و رشوه ای که در این فرآیند برای گرفتن ضمانت بانکی، تایید ثبت سفارش و... بوجود می آید هم بسیار بزرگ است)

🔴راهکار مشخص و ساده است: کالاهای استراتژیک (معادل 13 تا 15 میلیارد دلار در سال) با اعلام شفاف، با دلار 4200 تومانی وارد شود. مابقی کالاها با دلار بازار آزاد (هرچه بود). صادرکننده ضمانت نامه بسپارد برای ورود ارزش و بتواند در نرخ های بازار ارز صادراتی اش را به واردکننده یا به دولت بفروشد. به این شکل نه فساد داریم و نه اتلاف منابع. بروکراسی دولتی هم کمتر دخالت خواهد کرد.

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R

قسمت نوزدهم

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
دنیای اقتصاد

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
تأثیر جایگزینی یوان و روبل و یورو به جای دلار بر نرخ دلار

✍🏻علی دینی ترکمانی

🔸در شهریور ماه سال گذشته، دولت اعلام کرد که از این پس، مبادلات تجاری با کشورهای چین و روسیه به روبل و یوان انجام خواهد شد تا بازار ارز کنترل شود. اخیراً نیز اعلام شد، که آمار واردات و صادرات به یورو نیز ثبت خواهد شد تا احتمالاً از وزن اثرگذاری دلار در بازار ارز کاسته شود.
🔸تجربه ماه‌های گذشته نشان می‌دهد که کنترل تلاطم بازار ارز در شرایطی که موتور انتظارات بر اثر تشدید تنش‌های منطقه‌ای و جهانی فعال می‌شود، از طریق تسویه حساب‌های تجاری به یوان و روبل با کشورهای مذکور، امکان‌ناپذیر است. زیرا، اولاً، سهم مبادلات تجاری با این دو کشور از کل مبادلات تجاری ایران خیلی بالا نیست؛ ثانیاً، دلار هنوز پول اصلی نظام اقتصاد جهانی است و به این اعتبار در میان ارزها، ذخیره اصلی جهانی است. بنابراین، وقتی موتور انتظارات فعال می‌شود، تقاضای سفته بازانه برای دلار نیز فعال می‌شود که تأثیر آن بر افزایش نرخ دلار بسیار بیشتر از تأثیر مبادلات دوجانبه بر کاهش تقاضای واقعی برای دلار است. 
🔸 نظام مبادلات دوجانبه با روسیه و چین، به معنای بازی در زمین اقتصادی و ارزی این کشورهاست. اگر منافعی داشته باشد، بیشتر عاید این کشورها می‌شود که در پی جااندازی پول ملی خود به‌عنوان پول جهانی هستند. این مسئله به‌ویژه در مورد چین صادق است که از طریق روابط تجاری دوجانبه با کشورهای مختلف، در پی قرار دادن یوان در کنار دلار و یوروست. در حال حاضر چین با بیش از ۵۰ کشور روابط بانکی را برقرار کرده که اجازه می‌دهد، گردشگران چینی با کارت عابر بانک یوان، در کشورها هزینه کنند. طبیعی است هر چه تعداد کشورها بیشتر شود، به معنای افزایش قلمروی جغرافیایی یوان به‌مثابه ارز مورد قبول جهانی است.
🔸ثبت آمار واردات و صادرات به یورو در کنار دلار، از منظر ساماندهی بازار ارز یا جایگزین سازی یورو به جای دلار، اقدامی بی‌ثمر است. در عرصه‌ی جهانی هنوز دلار واحد اصلی ثبت آمارها و همین‌طور تسویه حساب‌های بین‌المللی میان اقتصادها و بانک‌هاست. جایگزین سازی ارزی دیگر به جای دلار زمانی ممکن می‌شود که دلار بر اثر تضعیف جدی اقتصاد آمریکا، اثربخشی خود در تسویه حساب‌های بین‌المللی و ذخیره جهانی را از دست بدهد. همان‌طور که پوند استرلینگ انگلستان بعد از جنگ جهانی دوم جای خود را به دلار داد. چنین اتفاقی چندان دور از انتظار نیست ولی نه از طریق اقدام یک جانبه کشوری با ظرفیت اقتصادی کوچکی در جهت جایگزین سازی یورو به جای دلار. این اتفاق مستلزم طراحی و معماری نوین نظام ارزی جهان است که در حیطه تصمیم‌گیری قدرت‌های بزرگ اقتصادی است مانند، تصمیم‌گیری در مورد جایگزین سازی دلار به جای پوند در مذاکرات برتون وودز میان آمریکا و انگلستان و در پی آن تأسیس بانک بین‌المللی‌ترمیم و توسعه (بعداً بانک جهانی) و صندوق بین‌المللی پول.
🔸خلاصه کلام این‌که تلاش‌ها برای جایگزین سازی ارزی دیگر به جای دلار اگر نفعی داشته باشد، عاید کشورهایی چون چین و روسیه می‌شود که در عرصه اقتصاد جهانی، قدرت‌های جدید محسوب می‌شوند. هزینه‌های چنین تلاشی نصیب اقتصاد ایران می شود که عبارت است از: افزایش هزینه مبادله ارزی، درگیری بیشتر با قدرت دارنده ذخیره اصلی جهانی و قدرت‌های همسوی با آن، افت عملکرد اقتصادی و در تحلیل نهایی ناتوانی در کنترل تلاطم‌های ارزی که بند نافش با دلار گره‌خورده است. 

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
دنیای اقتصاد

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آسیا

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R

قسمت بیستم

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
برخی نکات راجع به نرمال بودن داده ها

✍🏻مجتبی رستمی

قضیه حد مرکزی (براساس روش لاپلاس): زمانی که نمونه بقدر کافی بزرگ از داده ها در دست باشد توزیع میانگین این نمونه به سمت توزیع نرمال میل خواهد کرد این همگرایی را همگرایی در توزیع می نامیم. بنابراین برخلاف قانون اعداد بزرگ (فرم ضعیف) همگرایی این قضیه نه همگرایی در احتمال بلکه در توزیع هست.قضیه جد مرکزی (براساس تعریف گوس): اگر نمونه داده ها به روش تصادفی فراهم آمده باشد فارغ از اینکه توزیع اولیه داده ها چه می باشد توزیع میانگین نمونه (که تابعی خطی از متغیرهای تصادف است) مجانبا نرمال خواهد بود (در توزیع به سمت توزیع نرمال میل خواهد کرد)بنابراین ما دو فرم از قضیه حد مرکزی را داریم یک فرم ضعیف (براساس روش گوس) و یک فرم قوی (براساس روش لاپلاس)مهمترین نکته در مورد توزیع نرمال این مفهوم است که این توزیع متقارن (چولگی صفر) و با ضریب کشیدگی برابر با 3 هست. برهمین اساس آزمونی که تحت عنوان آزمون برا- جارکیو شناخته می شود وضع شده است این آزمون دو آماره که هر کدام دارای توزیع نرمال هستند را به ترتیب برای چولگی و کشیدگی معرفی می کند. نقطه ضعف این آزمون اندازه آزمون ضعیف آن است که به معنای ان است که احتمال رخداد خطای نوع اول (یعنی رد فرضیه صفر به غلط ) در سطح معنی داری 5 درصد بیش از 5 درصد می باشد. این نقطه ضعف تشدید خواهد شد اگر نمونه شما کوچک باشد. زیرا در نمونه های کوچک فرض استقلال این دو آماره (چولگی و کشیدگی)رد می شود. بنابراین توصیه می کنم که بر نتایج این آزمون تکیه نکنید.نکته با اهمیت دیگر آن است که محقق باید درک مناسبی از توزیع های احتمال داشته باشد در تحلیل تجربی.قضیه مرکزی همیشه درست نیست! اما در چه جاهایی؟(1) زمانی که هیستوگرام داده ها را رسم میکنید اگر شواهدی از چولگی به راست یا به چپ در دست باشد قضیه حد مرکزی برای برقراری به نمونه ای نسبتا بزرگ از دیتا احتیاج دارد مثلا 100 سال داده سری زمانی را لازم دارد (2)زمانی که کشیدگی بسیار بالاست به هیچ وجه حتی در نمونه های بزرگ هم این قضیه برقرار نخواهد بود.ابزارهایی که برای بررسی نرمال بودن داده ها در دست است دو مورد را اشاره می کنم و ضعف آنها را بیان می کنم. (1)هیستوگرام: هیستوگرام وسیله ای برای تخمین تابع چگالی احتمال است اگر هیستوگرام مجموعه ای از داده ها متقارن باشد و دنباله های کشیده ایی نداشته باشد احتمالا جامعه مولد داده ها نرمال است. اما هیستوگرام از دو ضعف عمده برخوردار است در تحلیل تجربی: (الف)بشدت تحت تاثیر پارامتر پهنای باند هست که شکل هیستوگرام را تعیین می کند.(2) از این بدتر هیستوگرام به تعیین نقطه مبدا داده ها حساس است. ضعف اول را می توان کم کرداما بیشتر به مهارت احتیاج دارد تا دانش اما ضعف دوم را می توان با استفاده از روش متوسط انتقال نقطه مبدا که یک روش خاص و پیشرفته است از بین برد تا جایی که من میدانم تنها R قابلیت انجام این روش را دارد. (2) کوانتیل:کوانتیل یک وسیله مرتب سازی داده ها از کوچکترین مقدار به بزرگترین مقدار هست. نرم افزار ایویوز توانایی رسم کوانتیل نرمال تئوریک و تجربی را دارد. اگر داده های شما نرمال باشند نمودار کونتیل آنها خطی است که عرض از مبدا غیر صفر و شیب بزرگتر یا کوچکتر از یک را خواهد داشت که در مرکز متمرکز و در انتهای بالا و پایین پراکندگی هایی دارد.قضیه نرمال بودن مجانبی در رگرسیون: اگر باقیمانده های شما فاقد خودهمبستگی و ناهمسانی واریانس باشند هر چند توزیع آنها به طور دقیق نرمال نباشد اما مجانبا نرمال هست. بنابراین اگر ناهمسان واریانس و خودهمبستگی در مدل وجود داشته باشد با رفع آنها توزیع شرطی متغیر وابسته شما مجانبا نرمال خواهد بود.


بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
دنیای اقتصاد

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آسیا

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg