Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت سی و یکم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت سی و یکم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Pricing Models.pdf
381.2 KB
✅ مقاله فارسی مروری بر تئوری های قیمت گذاری دارایی های سرمایه گذاری
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅توسعه فوتبالی
✍🏻 امیر ناظمی
🌀بیش از فوتبال
🔵 دنگ شیائوپینگ، معمار توسعهی چین بود. او که سالها به خاطر دیدگاههای سیاسی متفاوتش، کنار گذاشته شده بود، روزی برای دیدن بازی تیم ملی فوتبال چین به ورزشگاه و در میان مردم رفت. سیاستمدار کنارگذاشته شده آنچنان مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت و به سمت ردیف نخست هدایت شد که این حادثه جرقهی بازگشت دنگ به عرصهی سیاست بود. او چند سال بعدتر نماد سیاستهای توسعهخواهانه شد.
او از پینگپونگ نماد توسعهی چین را ساخت؛ و نماد آنچه «سیاست درهای باز» نامیده میشود. پینگپونگ ظرفیتی بود برای فهم سیاست. برای مذاکره، برای آغاز رابطه با آمریکا.
وقتی دنگ به آمریکا رفت تیم پینگپونگ را با خود برد و این بازی نمادین، شد نماد رفت و برگشتها، نماد بازی در عرصهی سیاست! ورزشها ظرفیت نمادینی دارند، که آنها را تبدیل به زندگی میکند.
فوتبال و کشتی برای ما چنین ظرفیتی دارند. ما برای چند روز هم که باشد، شدهایم صدرنشین یک گروه در جام ۲۱. داستان فوتبال ما روایتی قابل تکرار برای صنعت و فناوری هم خواهد بود.
⭕️فوتبال ما چه دارد که در صنعت، اقتصاد یا سیاست نداریم؟
فوتبال ما خودش را با واقعیت جهان تطبیق داده است. این بازاندیشی همان چیزی است که امروز در سایر حوزهها نیز نیاز داریم. ما در فوتبال اینگونه بودیم:
1️⃣لژیونر: توسعهی فوتبالی از لژیونرها شروع شد. لژیونر بودن یک آرزو بود برای ما. ناصر حجازی که در «محمدان بنگلادش» مربی بود، سال ۶۵ پرسپولیس را در یک قدمی صعود شکست داد؛ و گل را بیژن طاهری زده بود، یک ایرانی دیگر! ما اما از ناصر حجازی کینه به دل نگرفتیم؛ ما اصول جهانی را پذیرفته بودیم!
صنعت هم لژیونر میخواهد؛ لژیونری که برود خارج از مرزها، ولو شرکت ما را شکست بدهد. ما در سیاست هم لژیونر میخواهیم وقتی بر صندلی سازمانی بینالمللی بنشیند یا یک ایرانی که در کشوری با تابعیت دوماش سیاستمدار میشود.
2️⃣مربی خارجی: سالها غرورمان لکهدار میشد از آمدن یک مربی خارجی؛ مثل انگلیسیها که تا ۲۰۰۱ که اریکسون سوئدی مربیاش شود، از خارجیها پرهیز داشت. اما پذیرفتیم مربی خارجی یعنی استفاده از دانش خارجی!
ما نمیتوانستیم درهای یک کشور را ببندیم و تنها اتکا کنیم به مربیان داخلی که به کلاس آموزشی میروند. حالا همان ما باید یاد بگیریم که با تحقیق و توسعه داخلی و «دانشبنیانبازی» تنها نمیتوانیم تیمی جهانی شویم. ما نیاز داریم تا بفهمیم گاهی لازم است تا یاد بگیریم!
یاد بگیریم از مشاور خارجی استفاده کنیم! از شرکتهای پیشروی خارجی دعوت کنیم! ما برای چشم زاغ یا اسم لاتینشان دعوتشان نمیکنیم؛ ما برای یادگیری و ظرفیتسازی نیاز به تعامل با آنها داریم.
3️⃣بازیکنهای خارجی در لیگ: تا سالها استفاده از بازیکن خارجی در لیگ ایران یا ممنوع بود یا غیرتمان اجازه نمیداد از بازیکن خارجی بهره بگیریم. منطق ما ساده بود: برای حمایت از بازیکن ایرانی، راه ورود خارجیها را میبستیم.
اما برای توسعه، ما فهمیدیم نیاز به لیگی حرفهایتر داریم. ما خوب فهمیدیم این منطق ساده کار نمیکند. باید برای تعداد این بازیکنان محدودیت گذاشت؛ اما نباید درها را بست!
در صنعت هم «کالای داخلی» باید در لیگ داخلی به رقابت محدود با خارجیها برخیزد؛ نه آنکه خارجی را ممنوع کنیم. منطق سادهی ما نه برای فوتبال کار کرد و نه برای صنعت کار خواهد کرد!
4️⃣داور: وقتی فنایی کمک داور فینال جام جهانی۹۴ شد، یعنی فوتبال ما توسعه یافته بود. فوتبال هم مانند صنعت یک زنجیره از بازیکنان، تیمها، داوران، حامیان مالی و شرکتهای تبلیغاتی است.
نمیشود تنها بر بازیکنان سرمایهگذاری کنیم، و دل خوش کنیم به توسعه. توسعه یعنی همهی اجزاء زنجیره را با هم دید و با هم توسعه داد. حالا فغانی ادامهی روند فنایی است.
5️⃣رسانه: عادل فردوسیپور یک اتفاق رسانهای بود. فردوسیپور به اندازهی هر یک از آن اجزاء زنجیرهای که گفتیم در توسعهی فوتبالی ما نقش داشت. فردوسیپور یک رسانهی پاک بود، او فهم عمومی را رشد داد، بدون ترس به زشتیها و اشتباهات تاخت. بارها مورد تهاجم هر یک از اجزاء بالا قرار گرفت.
صنعت و سیاست ما امروز رسانه ندارد، صدا، شفافیت و منتقد ندارد! ما به برنامهی ۹۰ هم برای توسعه نیاز داریم.
6️⃣ایرانیهای خارجی: ما گشتیم دنیا را به دنبال دوملیتیهای خودمان. دنبال کسانی که فارسی هم خوب حرف نمیزدند، مثل زندی! ما از آنها تست تعهد نگرفتیم! ما یاد گرفتیم هر کس در زنجیرهی خدمت به کشور باشد، دعوتش میکنیم.
ما نیاز داریم بفهمیم تا تمامی نخبگان صنعت و سیاست خارج از ایران، ایرانیاند؛ تنها اگر عامل توسعهی ایران باشند!
⏺فوتبال را نمیشد با محدود کردن توسعه داد؛ پس: بیایید فوتبالی باشیم!/تحلیل اجتماعی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 امیر ناظمی
🌀بیش از فوتبال
🔵 دنگ شیائوپینگ، معمار توسعهی چین بود. او که سالها به خاطر دیدگاههای سیاسی متفاوتش، کنار گذاشته شده بود، روزی برای دیدن بازی تیم ملی فوتبال چین به ورزشگاه و در میان مردم رفت. سیاستمدار کنارگذاشته شده آنچنان مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت و به سمت ردیف نخست هدایت شد که این حادثه جرقهی بازگشت دنگ به عرصهی سیاست بود. او چند سال بعدتر نماد سیاستهای توسعهخواهانه شد.
او از پینگپونگ نماد توسعهی چین را ساخت؛ و نماد آنچه «سیاست درهای باز» نامیده میشود. پینگپونگ ظرفیتی بود برای فهم سیاست. برای مذاکره، برای آغاز رابطه با آمریکا.
وقتی دنگ به آمریکا رفت تیم پینگپونگ را با خود برد و این بازی نمادین، شد نماد رفت و برگشتها، نماد بازی در عرصهی سیاست! ورزشها ظرفیت نمادینی دارند، که آنها را تبدیل به زندگی میکند.
فوتبال و کشتی برای ما چنین ظرفیتی دارند. ما برای چند روز هم که باشد، شدهایم صدرنشین یک گروه در جام ۲۱. داستان فوتبال ما روایتی قابل تکرار برای صنعت و فناوری هم خواهد بود.
⭕️فوتبال ما چه دارد که در صنعت، اقتصاد یا سیاست نداریم؟
فوتبال ما خودش را با واقعیت جهان تطبیق داده است. این بازاندیشی همان چیزی است که امروز در سایر حوزهها نیز نیاز داریم. ما در فوتبال اینگونه بودیم:
1️⃣لژیونر: توسعهی فوتبالی از لژیونرها شروع شد. لژیونر بودن یک آرزو بود برای ما. ناصر حجازی که در «محمدان بنگلادش» مربی بود، سال ۶۵ پرسپولیس را در یک قدمی صعود شکست داد؛ و گل را بیژن طاهری زده بود، یک ایرانی دیگر! ما اما از ناصر حجازی کینه به دل نگرفتیم؛ ما اصول جهانی را پذیرفته بودیم!
صنعت هم لژیونر میخواهد؛ لژیونری که برود خارج از مرزها، ولو شرکت ما را شکست بدهد. ما در سیاست هم لژیونر میخواهیم وقتی بر صندلی سازمانی بینالمللی بنشیند یا یک ایرانی که در کشوری با تابعیت دوماش سیاستمدار میشود.
2️⃣مربی خارجی: سالها غرورمان لکهدار میشد از آمدن یک مربی خارجی؛ مثل انگلیسیها که تا ۲۰۰۱ که اریکسون سوئدی مربیاش شود، از خارجیها پرهیز داشت. اما پذیرفتیم مربی خارجی یعنی استفاده از دانش خارجی!
ما نمیتوانستیم درهای یک کشور را ببندیم و تنها اتکا کنیم به مربیان داخلی که به کلاس آموزشی میروند. حالا همان ما باید یاد بگیریم که با تحقیق و توسعه داخلی و «دانشبنیانبازی» تنها نمیتوانیم تیمی جهانی شویم. ما نیاز داریم تا بفهمیم گاهی لازم است تا یاد بگیریم!
یاد بگیریم از مشاور خارجی استفاده کنیم! از شرکتهای پیشروی خارجی دعوت کنیم! ما برای چشم زاغ یا اسم لاتینشان دعوتشان نمیکنیم؛ ما برای یادگیری و ظرفیتسازی نیاز به تعامل با آنها داریم.
3️⃣بازیکنهای خارجی در لیگ: تا سالها استفاده از بازیکن خارجی در لیگ ایران یا ممنوع بود یا غیرتمان اجازه نمیداد از بازیکن خارجی بهره بگیریم. منطق ما ساده بود: برای حمایت از بازیکن ایرانی، راه ورود خارجیها را میبستیم.
اما برای توسعه، ما فهمیدیم نیاز به لیگی حرفهایتر داریم. ما خوب فهمیدیم این منطق ساده کار نمیکند. باید برای تعداد این بازیکنان محدودیت گذاشت؛ اما نباید درها را بست!
در صنعت هم «کالای داخلی» باید در لیگ داخلی به رقابت محدود با خارجیها برخیزد؛ نه آنکه خارجی را ممنوع کنیم. منطق سادهی ما نه برای فوتبال کار کرد و نه برای صنعت کار خواهد کرد!
4️⃣داور: وقتی فنایی کمک داور فینال جام جهانی۹۴ شد، یعنی فوتبال ما توسعه یافته بود. فوتبال هم مانند صنعت یک زنجیره از بازیکنان، تیمها، داوران، حامیان مالی و شرکتهای تبلیغاتی است.
نمیشود تنها بر بازیکنان سرمایهگذاری کنیم، و دل خوش کنیم به توسعه. توسعه یعنی همهی اجزاء زنجیره را با هم دید و با هم توسعه داد. حالا فغانی ادامهی روند فنایی است.
5️⃣رسانه: عادل فردوسیپور یک اتفاق رسانهای بود. فردوسیپور به اندازهی هر یک از آن اجزاء زنجیرهای که گفتیم در توسعهی فوتبالی ما نقش داشت. فردوسیپور یک رسانهی پاک بود، او فهم عمومی را رشد داد، بدون ترس به زشتیها و اشتباهات تاخت. بارها مورد تهاجم هر یک از اجزاء بالا قرار گرفت.
صنعت و سیاست ما امروز رسانه ندارد، صدا، شفافیت و منتقد ندارد! ما به برنامهی ۹۰ هم برای توسعه نیاز داریم.
6️⃣ایرانیهای خارجی: ما گشتیم دنیا را به دنبال دوملیتیهای خودمان. دنبال کسانی که فارسی هم خوب حرف نمیزدند، مثل زندی! ما از آنها تست تعهد نگرفتیم! ما یاد گرفتیم هر کس در زنجیرهی خدمت به کشور باشد، دعوتش میکنیم.
ما نیاز داریم بفهمیم تا تمامی نخبگان صنعت و سیاست خارج از ایران، ایرانیاند؛ تنها اگر عامل توسعهی ایران باشند!
⏺فوتبال را نمیشد با محدود کردن توسعه داد؛ پس: بیایید فوتبالی باشیم!/تحلیل اجتماعی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
rayane.xls
63.4 KB
دیتا
✅ شاخص رایانه
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ شاخص رایانه
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
WDI_excel_2017_05.zip
56.1 MB
دیتا
✅بیش از یک میلیون داده اقتصادی، مالی و اجتماعی. گزارش ۲۰۱۷ بانک جهانی برای حدود ۱۸۰ کشور دنیا.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅بیش از یک میلیون داده اقتصادی، مالی و اجتماعی. گزارش ۲۰۱۷ بانک جهانی برای حدود ۱۸۰ کشور دنیا.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
استعلام آنلاین ممنوعالخروجی از طریق لینک زیر فراهم شد
http://exitban.ssaa.ir/
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
http://exitban.ssaa.ir/
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
در دنیا هیچ چیز ناراحت کننده تر از نگران استطاعت مالی بودن نیست.
من از آن هایی که پول را حقیر می شمرند خیلی بدم می آید. این ها یا ریاکارند یا احمق. پول مثل حس ششم می ماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند.
این را هم می شنوی که می گویند فقر بهترین انگیزه ی هنرمند است،اینها نیش فقر را هرگز در جان و تن شان حس نکرده اند، اینها نمی دانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد، تو را به ذلت و حقارتی بی پایان می اندازد. بال تو را از جای می کند و روحت را مثل سرطان می خورد...
✍🏻سامرست موآم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
من از آن هایی که پول را حقیر می شمرند خیلی بدم می آید. این ها یا ریاکارند یا احمق. پول مثل حس ششم می ماند که اگر نباشد آن پنج حس دیگر هیچ سودی ندارند.
این را هم می شنوی که می گویند فقر بهترین انگیزه ی هنرمند است،اینها نیش فقر را هرگز در جان و تن شان حس نکرده اند، اینها نمی دانند که فقر چه بر سر و روزگار آدم می آورد، تو را به ذلت و حقارتی بی پایان می اندازد. بال تو را از جای می کند و روحت را مثل سرطان می خورد...
✍🏻سامرست موآم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم آموزش R
قسمت سی و دوم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت سی و دوم
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ آیا تخصیص ارز ارزان باعث کاهش قیمت در بازار داخل میشود؟
✍🏻 حامد قدوسی
🔹️سالها است که عدم توجه به یک اصل خیلی ساده و قوی اقتصاد خرد باعث سیاستگذاریهایی میشود که نتیجهاش فقط ریختن رانت در جیب یک عده است. جنس مساله اینجا از نوع اقتصاد کلان نیست و فقط مبانی خرد لازم دارد.
🔹️نکتهای که اقتصاد خرد به ما میآموزد این اصل ساده است - که البته معمولا شهود عادی افراد در مورد آن اشتباه میکند -: «اگر تعدادی کالا در بازار داشته باشیم که واحدهای مختلف آن با هزینه متفاوتی تولید شده باشد، قیمت بازار کالا «فقط و فقط» به هزینه تولید «گرانترین واحد» بستگی خواهد داشت و هزینه تولید واحدهای قبلی هیچ تاثیری روی قیمت بازار ندارد. تفاضل هزینه تولید واحد آخر و بقیه واحدهای کالا به عنوان «رانت» به جیب تولیدکنندههای با هزینه کمتر میرود.»
🔹️نمونه عینی این موضوع را در بازار برق داریم: برق در هر لحظه از زمان با انواع فناوریها (از آبی تا گاز و خورشیدی و الخ) تولید میشود و هزینه تولید این فناوریها با هم فرق دارد. قیمت برق در هر زمان تابعی از هزینه تولید «ناکاراترین» (گرانترین) فناوری در آن لحظه است.
🔹️حال به بحث ارز برگردیم. سیاستگذار ما سالها است خیال میکند که اگر مثلا ارز ۴۲۰۰ تومانی برای واردات برخی کالاها بپردازد، قیمت آن کالا در بازار «تعدیل» میشود. احتمالا تصور سیاستگذار این است که وقتی واردکننده یا تولیدکنندهای کالا را با نرخ ۴۲۰۰ وارد کنند، با همان نرخ هم برای فروش قیمتگذاری میکند، ولی اقتصاد این طور کار نمیکند! هر بنگاهی کالایش را - مستقل از این که قبلا به چه قیمتی تهیه شده است - به قیمتی می فروشد که در آن لحظه در بازار خریدار دارد.
🔹️وقتی که در بازاری مثلا ۷۰٪ از یک کالا با ارز ۴۲۰۰ و ۳۰٪ بقیه با ارز آزاد ۷۰۰۰ تومانی وارد شود، قیمت بازار آن کالا را قیمت ۷۰۰۰ تومانی تعیین میکند. کسی هم که با ۴۲۰۰ تومان جنس وارد کرده است، نهایتا جنس را به همان قیمت معادل ۷۰۰۰ تومانی میفروشد و تفاضل این رقم را به عنوان رانت به جیب میزند. یعنی از آن ارز سوبسیدی چیزی گیر مصرفکننده و مردم نمیآید و تماما نصیب بنگاهی میشود که شانس دسترسی به ارز ارزان داشته است.
🔹️ تخصص ارز ۴۲۰۰ تومانی به اصطلاح دم سمت چپ منحنی را جا به جا میکند ولی نقطه تعادل از روی دم سمت راست منحنی تعیین میشود.
🔹️نمیدانم تا به حال چند ده میلیارد دلار پول مملکت بابت این «شهود نادرست» از رفتار قیمت هدر رفته است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 حامد قدوسی
🔹️سالها است که عدم توجه به یک اصل خیلی ساده و قوی اقتصاد خرد باعث سیاستگذاریهایی میشود که نتیجهاش فقط ریختن رانت در جیب یک عده است. جنس مساله اینجا از نوع اقتصاد کلان نیست و فقط مبانی خرد لازم دارد.
🔹️نکتهای که اقتصاد خرد به ما میآموزد این اصل ساده است - که البته معمولا شهود عادی افراد در مورد آن اشتباه میکند -: «اگر تعدادی کالا در بازار داشته باشیم که واحدهای مختلف آن با هزینه متفاوتی تولید شده باشد، قیمت بازار کالا «فقط و فقط» به هزینه تولید «گرانترین واحد» بستگی خواهد داشت و هزینه تولید واحدهای قبلی هیچ تاثیری روی قیمت بازار ندارد. تفاضل هزینه تولید واحد آخر و بقیه واحدهای کالا به عنوان «رانت» به جیب تولیدکنندههای با هزینه کمتر میرود.»
🔹️نمونه عینی این موضوع را در بازار برق داریم: برق در هر لحظه از زمان با انواع فناوریها (از آبی تا گاز و خورشیدی و الخ) تولید میشود و هزینه تولید این فناوریها با هم فرق دارد. قیمت برق در هر زمان تابعی از هزینه تولید «ناکاراترین» (گرانترین) فناوری در آن لحظه است.
🔹️حال به بحث ارز برگردیم. سیاستگذار ما سالها است خیال میکند که اگر مثلا ارز ۴۲۰۰ تومانی برای واردات برخی کالاها بپردازد، قیمت آن کالا در بازار «تعدیل» میشود. احتمالا تصور سیاستگذار این است که وقتی واردکننده یا تولیدکنندهای کالا را با نرخ ۴۲۰۰ وارد کنند، با همان نرخ هم برای فروش قیمتگذاری میکند، ولی اقتصاد این طور کار نمیکند! هر بنگاهی کالایش را - مستقل از این که قبلا به چه قیمتی تهیه شده است - به قیمتی می فروشد که در آن لحظه در بازار خریدار دارد.
🔹️وقتی که در بازاری مثلا ۷۰٪ از یک کالا با ارز ۴۲۰۰ و ۳۰٪ بقیه با ارز آزاد ۷۰۰۰ تومانی وارد شود، قیمت بازار آن کالا را قیمت ۷۰۰۰ تومانی تعیین میکند. کسی هم که با ۴۲۰۰ تومان جنس وارد کرده است، نهایتا جنس را به همان قیمت معادل ۷۰۰۰ تومانی میفروشد و تفاضل این رقم را به عنوان رانت به جیب میزند. یعنی از آن ارز سوبسیدی چیزی گیر مصرفکننده و مردم نمیآید و تماما نصیب بنگاهی میشود که شانس دسترسی به ارز ارزان داشته است.
🔹️ تخصص ارز ۴۲۰۰ تومانی به اصطلاح دم سمت چپ منحنی را جا به جا میکند ولی نقطه تعادل از روی دم سمت راست منحنی تعیین میشود.
🔹️نمیدانم تا به حال چند ده میلیارد دلار پول مملکت بابت این «شهود نادرست» از رفتار قیمت هدر رفته است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 فیلم هزینه فرصت چیست؟
opportunity cost
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
opportunity cost
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ ترس از فردا
✍🏻 مرضیه محمودی
🔸دولتمردان گاه با لبخندی ملیح و امیدوار و گاه با کمی تلخی به مردم هشدار میدهند که نگران آینده قیمت ارز و خانه و سکه نباشند چراکه افزایش قیمتها حباب است و ترکیدن این حباب خریداران را متضرر میکند. مردم اما راه خودشان را میروند. آنها نگران آیندهاند. پس ساعتها در صف خرید سکه و دلار میمانند و حتی ساعتها صف میکشند برای خرید خودرو ثبتنام کنند. آنها نگران ارزش داراییهایی هستند که جهش یکشبه ارز یا بازگشت تحریمها، مدام از ارزش آنها میکاهد. مردم یاد گرفتهاند یکتنه گلیمشان را از آب بیرون بکشند. حتی اگر این رفتارهای فردگرایانه همه را متضرر کند، اما بر اساس نظریه بازی هر کسی میخواهد آن فردی نباشد که در این بازی کَلک میخورد و احساس بلاهت میکند.
🔸در یک جامعه درگیر مشکل، مانند کسانی عمل میکنند که در گرداب گیر کرده و هریک برای نفس گرفتن دستش را روی شانه دیگری میگذارد تا کمی بالاتر بیاید؛ غافل از اینکه دیگری را با این کار به پایین هل داده است. در این بازی تکرارشونده در جامعه، تنها بخشی از بازی میان شهروندان و مردم نگران در جریان است. اما کمی بالاتر باید دید مجموعه حاکمیت در این نگرانی چه سهمی دارد؟ چگونه به این نگرانی دامن زده و چگونه میتواند این نگرانی را کاهش دهد؟
🔸شاخصهای اقتصادی نشان میدهد نه وضعیت اقتصادی امروز بدتر از زمان جنگ است و نه سایه تحریمها نگرانکنندهتر از آن زمان است. اما برخی تجربههای تلخ و تصمیمهای اشتباه سبب شده تا مردم به دولتمردان اعتماد نکنند. دولتمردان و مسوولان هر بار در هنگام بحران، وعده دادهاند که شرایط بدتر نمیشود و بهتر میشود. اما شرایط به کرات نهتنها بهتر نشده که بدتر شده. رئیسجمهور بارها گفته مردم نگران قیمت دلار نباشند. اما مردم ظرف کمتر از یک ماه دریافتند که باید نگران قیمت دلار باشند! چنین تجربیاتی سبب شده اعتماد عمومی کاهش یابد و سرمایه اجتماعی فرسوده شود. به همین دلیل میتوان گفت بحران اصلی جامعه ایران نه اقتصاد، بلکه کاهش سرمایه و اعتماد اجتماعی است./تجارت فردا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 مرضیه محمودی
🔸دولتمردان گاه با لبخندی ملیح و امیدوار و گاه با کمی تلخی به مردم هشدار میدهند که نگران آینده قیمت ارز و خانه و سکه نباشند چراکه افزایش قیمتها حباب است و ترکیدن این حباب خریداران را متضرر میکند. مردم اما راه خودشان را میروند. آنها نگران آیندهاند. پس ساعتها در صف خرید سکه و دلار میمانند و حتی ساعتها صف میکشند برای خرید خودرو ثبتنام کنند. آنها نگران ارزش داراییهایی هستند که جهش یکشبه ارز یا بازگشت تحریمها، مدام از ارزش آنها میکاهد. مردم یاد گرفتهاند یکتنه گلیمشان را از آب بیرون بکشند. حتی اگر این رفتارهای فردگرایانه همه را متضرر کند، اما بر اساس نظریه بازی هر کسی میخواهد آن فردی نباشد که در این بازی کَلک میخورد و احساس بلاهت میکند.
🔸در یک جامعه درگیر مشکل، مانند کسانی عمل میکنند که در گرداب گیر کرده و هریک برای نفس گرفتن دستش را روی شانه دیگری میگذارد تا کمی بالاتر بیاید؛ غافل از اینکه دیگری را با این کار به پایین هل داده است. در این بازی تکرارشونده در جامعه، تنها بخشی از بازی میان شهروندان و مردم نگران در جریان است. اما کمی بالاتر باید دید مجموعه حاکمیت در این نگرانی چه سهمی دارد؟ چگونه به این نگرانی دامن زده و چگونه میتواند این نگرانی را کاهش دهد؟
🔸شاخصهای اقتصادی نشان میدهد نه وضعیت اقتصادی امروز بدتر از زمان جنگ است و نه سایه تحریمها نگرانکنندهتر از آن زمان است. اما برخی تجربههای تلخ و تصمیمهای اشتباه سبب شده تا مردم به دولتمردان اعتماد نکنند. دولتمردان و مسوولان هر بار در هنگام بحران، وعده دادهاند که شرایط بدتر نمیشود و بهتر میشود. اما شرایط به کرات نهتنها بهتر نشده که بدتر شده. رئیسجمهور بارها گفته مردم نگران قیمت دلار نباشند. اما مردم ظرف کمتر از یک ماه دریافتند که باید نگران قیمت دلار باشند! چنین تجربیاتی سبب شده اعتماد عمومی کاهش یابد و سرمایه اجتماعی فرسوده شود. به همین دلیل میتوان گفت بحران اصلی جامعه ایران نه اقتصاد، بلکه کاهش سرمایه و اعتماد اجتماعی است./تجارت فردا
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅مخرجمشترک همه سیاستها
✍🏻 محمد ماشینچیان
موضوع فساد تفاوت چندانی با سایر بحرانهای جاری کشور ندارد. داستان ما از آنجا شروع میشود که کشور گرفتار مشکلاتی شده است و عقلا به دنبال راهحل میگردند. به لطف این راهحلها است که مشکلات به بحران تبدیل میشوند. دلیلش این است که در پاسخ به مشکلات، سوال اصلی اینگونه طرح میشود که: چه کنیم؟ و پاسخ این سوال معمولا تکرار یا تشدید همان سیاستهایی است که در وهله اول مشکلات را بهوجود آورده است. این موضوع را میتوان تقریبا در همه حوزههای حکمرانی ملاحظه کرد. در حوزه فقرزدایی از زمان تجمیع وزارت تعاون، کار، و رفاه اجتماعی تا امروز دهها هزار میلیارد تومان خرج شده است.
دقیقا در همان دورهای که در دنیا تقریبا تمام کشورهای درحال توسعه موفق شدهاند فقر را با نرخ بیسابقهای کاهش دهند، فقر در ایران افزایش یافته است. امروز راهحل سیاستگذار تکرار و بلکه تشدید همان سیاستهایی است که وضعیت کنونی را بهوجود آورده است. در سیاستگذاری ارزی، امروز همان راهی را میرویم که سی سال پیش میرفتیم. راهحل مشکلات کشور در حوزه ارز تکرار همان سیاستهایی است که ناکارآمد بودنش قبلا بارها در کشور و بارها و بارها در دنیا، ثابت شده است. در سیاستگذاری پولی هم داستان همین است. اگر امروز پای صحبت رئیسکل سابق بانک مرکزی بنشینید حضرتش ایرادهای زیادی به وضع موجود خواهد گرفت؛ اما وقتی سوابق را مطالعه کنید متوجه خواهید شد که پاشنه در از آن زمان تاکنون تغییری نکرده و در همچنان به سیاق گذشته میچرخد. در مورد سیاستگذاری صنعتی بهنظر میرسد عزمها جزم شده تا اشتباهات گذشته با شدت بیشتری تکرار شود. صنایع یارانهای در افق پیشروی کشور نقش بزرگتری بازی خواهند کرد. از زمانی که چارهاندیشی راجعبه صندوقهای بازنشستگی آغاز شد تا زمانی که مشکلات به بحران تبدیل شد هر سیکل چارهاندیشی سیاستگذار تکرار قبلی بود و این فهرست ادامه دارد. باری، مخرج مشترک تقریبا تمام سیاستهایی که شمرده شد فساد است. جالب آنکه راهحلها در حوزه فساد نیز از قاعده بالا مستثنی نیست، یعنی تلاشهایی که برای ریشهکن کردن فساد در کشور انجام شده، موفق نبوده اما سیاستهایی که فساد زاییده، همواره در حال افزایش بوده است.
تصور بفرمایید هزینه وضع سیاست تعرفه برای فرد مصرفکننده شکر بسیار ناچیز و غیرقابلتوجه است، شاید معادل هفتهای چند سنت، اما مصرفکنندگان شکر پرشمارند و همین چند سنت هنگامی که قطرهقطره جمع میشود، دریایی از میلیونها دلار میشود. در مقابل تولیدکنندگان شکر نسبتا کمشمارند و این میلیونها دلار بین همین شمار اندک تقسیم میشود. از اینرو، سهم هر کدامشان رقمی قابلتوجه است. لذا چیزی به نام «اتحادیه مصرفکنندگان شکر» در هیچجای دنیا نداریم، اما در مقابل، «اتحادیه تولیدکنندگان شکر» در دنیا فراوان داریم که حاضر است هزینه کند تا در انتخابات دورهای سیاستمدارانی برگزیده شوند که این سیاست را برقرار نگاه دارند.
در این میان، برای سیاستمدار جویای منصب سیاسی که نهایتا با رای اکثریت به قدرت خواهد رسید نیز عقل حسابگر حکم میکند که خواست آن گروه اقلیتی را نمایندگی کند که حاضر است برای پیجویی منفعت خود دست در جیب کند، نه آن اکثریت بزرگی که حتی به زیان خود آگاه هم نیست، یا اگر آگاه باشد، حسابگرانه و مقتصدانه بیکنشی پیشه میکند.اینگونه است که سیاستمداران ثروتمندترین طبقه کشور هستند.
یکی از دلایل اصلی مخالفت با دخالت دولت همین است. در عمل به اسم حمایت از مصرفکننده، این گروههای کوچک هستند که پروار میشوند و به اسم حمایت از منافع کشور، منافع ۸۰ میلیون نفر مصرفکننده قربانی گروههای ثروتمند برخوردار از رانت میشود. برای ریشهکن کردن فساد لازم نیست سیاستگذار شاخ غول را بشکند و نوآوری ویژهای در قانونگذاری پیدا کند.
اگر قرار بود قوانین بیشتر جلوی فساد را بگیرد، وضعیت تورم قوانین در کشور ایران تابهحال فساد را ریشهکن کرده بود؛ تورم قوانین موضوعی است که کمتر از تورم نقدینگی به آن توجه میشود اما اثرات ویرانگر هیچکدام کمتر از دیگری نیست. بنابراین مبارزه با فساد از تصویب قوانین جدید حاصل نخواهد شد. برعکس لازم است قوانین حمایتی که فساد میزایند برداشته شده و حوزه دخالت سیاستگذار محدود شود و ارباب دولت اجازه پیدا نکند در اقتصاد برندگان و بازندگان را انتخاب کند.
به عبارت بهتر، سیاستگذار راهحل فساد نیست، علت فساد است./ مجمع فعالان اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✍🏻 محمد ماشینچیان
موضوع فساد تفاوت چندانی با سایر بحرانهای جاری کشور ندارد. داستان ما از آنجا شروع میشود که کشور گرفتار مشکلاتی شده است و عقلا به دنبال راهحل میگردند. به لطف این راهحلها است که مشکلات به بحران تبدیل میشوند. دلیلش این است که در پاسخ به مشکلات، سوال اصلی اینگونه طرح میشود که: چه کنیم؟ و پاسخ این سوال معمولا تکرار یا تشدید همان سیاستهایی است که در وهله اول مشکلات را بهوجود آورده است. این موضوع را میتوان تقریبا در همه حوزههای حکمرانی ملاحظه کرد. در حوزه فقرزدایی از زمان تجمیع وزارت تعاون، کار، و رفاه اجتماعی تا امروز دهها هزار میلیارد تومان خرج شده است.
دقیقا در همان دورهای که در دنیا تقریبا تمام کشورهای درحال توسعه موفق شدهاند فقر را با نرخ بیسابقهای کاهش دهند، فقر در ایران افزایش یافته است. امروز راهحل سیاستگذار تکرار و بلکه تشدید همان سیاستهایی است که وضعیت کنونی را بهوجود آورده است. در سیاستگذاری ارزی، امروز همان راهی را میرویم که سی سال پیش میرفتیم. راهحل مشکلات کشور در حوزه ارز تکرار همان سیاستهایی است که ناکارآمد بودنش قبلا بارها در کشور و بارها و بارها در دنیا، ثابت شده است. در سیاستگذاری پولی هم داستان همین است. اگر امروز پای صحبت رئیسکل سابق بانک مرکزی بنشینید حضرتش ایرادهای زیادی به وضع موجود خواهد گرفت؛ اما وقتی سوابق را مطالعه کنید متوجه خواهید شد که پاشنه در از آن زمان تاکنون تغییری نکرده و در همچنان به سیاق گذشته میچرخد. در مورد سیاستگذاری صنعتی بهنظر میرسد عزمها جزم شده تا اشتباهات گذشته با شدت بیشتری تکرار شود. صنایع یارانهای در افق پیشروی کشور نقش بزرگتری بازی خواهند کرد. از زمانی که چارهاندیشی راجعبه صندوقهای بازنشستگی آغاز شد تا زمانی که مشکلات به بحران تبدیل شد هر سیکل چارهاندیشی سیاستگذار تکرار قبلی بود و این فهرست ادامه دارد. باری، مخرج مشترک تقریبا تمام سیاستهایی که شمرده شد فساد است. جالب آنکه راهحلها در حوزه فساد نیز از قاعده بالا مستثنی نیست، یعنی تلاشهایی که برای ریشهکن کردن فساد در کشور انجام شده، موفق نبوده اما سیاستهایی که فساد زاییده، همواره در حال افزایش بوده است.
تصور بفرمایید هزینه وضع سیاست تعرفه برای فرد مصرفکننده شکر بسیار ناچیز و غیرقابلتوجه است، شاید معادل هفتهای چند سنت، اما مصرفکنندگان شکر پرشمارند و همین چند سنت هنگامی که قطرهقطره جمع میشود، دریایی از میلیونها دلار میشود. در مقابل تولیدکنندگان شکر نسبتا کمشمارند و این میلیونها دلار بین همین شمار اندک تقسیم میشود. از اینرو، سهم هر کدامشان رقمی قابلتوجه است. لذا چیزی به نام «اتحادیه مصرفکنندگان شکر» در هیچجای دنیا نداریم، اما در مقابل، «اتحادیه تولیدکنندگان شکر» در دنیا فراوان داریم که حاضر است هزینه کند تا در انتخابات دورهای سیاستمدارانی برگزیده شوند که این سیاست را برقرار نگاه دارند.
در این میان، برای سیاستمدار جویای منصب سیاسی که نهایتا با رای اکثریت به قدرت خواهد رسید نیز عقل حسابگر حکم میکند که خواست آن گروه اقلیتی را نمایندگی کند که حاضر است برای پیجویی منفعت خود دست در جیب کند، نه آن اکثریت بزرگی که حتی به زیان خود آگاه هم نیست، یا اگر آگاه باشد، حسابگرانه و مقتصدانه بیکنشی پیشه میکند.اینگونه است که سیاستمداران ثروتمندترین طبقه کشور هستند.
یکی از دلایل اصلی مخالفت با دخالت دولت همین است. در عمل به اسم حمایت از مصرفکننده، این گروههای کوچک هستند که پروار میشوند و به اسم حمایت از منافع کشور، منافع ۸۰ میلیون نفر مصرفکننده قربانی گروههای ثروتمند برخوردار از رانت میشود. برای ریشهکن کردن فساد لازم نیست سیاستگذار شاخ غول را بشکند و نوآوری ویژهای در قانونگذاری پیدا کند.
اگر قرار بود قوانین بیشتر جلوی فساد را بگیرد، وضعیت تورم قوانین در کشور ایران تابهحال فساد را ریشهکن کرده بود؛ تورم قوانین موضوعی است که کمتر از تورم نقدینگی به آن توجه میشود اما اثرات ویرانگر هیچکدام کمتر از دیگری نیست. بنابراین مبارزه با فساد از تصویب قوانین جدید حاصل نخواهد شد. برعکس لازم است قوانین حمایتی که فساد میزایند برداشته شده و حوزه دخالت سیاستگذار محدود شود و ارباب دولت اجازه پیدا نکند در اقتصاد برندگان و بازندگان را انتخاب کند.
به عبارت بهتر، سیاستگذار راهحل فساد نیست، علت فساد است./ مجمع فعالان اقتصادی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
⁉️چرا جریمه؟
در این دوره دو روزه ، با تکنیک های کاربردی نحوه تنظیم دفاتر قانونی ( مطابق قانون تامین اجتماعی ) آشنا خواهیم شد .
۸۸۷۸۰۶۹۴
☎️توسعه منابع انسانی سرآمد
@Saramad_HRD
در این دوره دو روزه ، با تکنیک های کاربردی نحوه تنظیم دفاتر قانونی ( مطابق قانون تامین اجتماعی ) آشنا خواهیم شد .
۸۸۷۸۰۶۹۴
☎️توسعه منابع انسانی سرآمد
@Saramad_HRD
هر دلاری که برای آموزش پیش دبستانی هزینه می شود، بین 6 تا 17 دلار بازدهی عمومی برای کل جامعه خواهد داشت.
اکونومیست
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
اکونومیست
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg