#ساختار_سرمایه
ساختار سرمایه یا ساختار مالی، به ترکیب خاصی از بدهی بلندمدت و حقوق صاحبان سهام که برای تأمین مالی عملیات یک شرکت مورد استفاده قرار میگیرد، اطلاق میشود. در زمینه ساختار سرمایه، مدیر مالی با دو پرسش رو به رو است: ۱) شرکت چقدر باید وام بگیرد؟ به عبارت دیگر بهترین ترکیب بدهی و حقوق صاحبان سهام کدام است؟ باید توجه داشت که ترکیب انتخابی هم ریسک و هم ارزش شرکت را تحت تأثیر قرار میدهد. ۲) ارزانترین منابع برای تأمین وجوه مورد نیاز شرکت کداماند؟
✅ ساختار سرمایه به زبان ساده
چنانچه شرکت را به مثابه یک کیک در نظر بگیریم، ساختار سرمایه مشخصکننده چگونگی تقسیم آن کیک است. به عبارت دیگر ساختار سرمایه تعیین میکند که چند درصد از جریانات نقدی ورودی شرکت متعلق به وامدهندگان و چند درصد از آن متعلق به سهامداران است. برای تعیین ساختار سرمایه مطلوب به دو عامل ریسک و بازده توجه میشود. از نظر بازده، ساختاری مطلوبتر است که سود هر سهم را افزایش دهد. از نظر ریسک، ساختاری مطلوبتر است که ریسک مالی شرکت را کاهش دهد. افزایش بازده موجب افزایش ارزش شرکت و افزایش ریسک موجب کاهش ارزش شرکت میشود. در نتیجه ساختاری مطلوب است که بین ریسک و بازده یک تعادل بهینه و منطقی برقرار نماید. هدف مدیر مالی حداکثر کردن ارزش بازار سهام شرکت است. در نتیجه ساختار سرمایه بهینه، ساختاری است که ارزش شرکت را افزایش دهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
ساختار سرمایه یا ساختار مالی، به ترکیب خاصی از بدهی بلندمدت و حقوق صاحبان سهام که برای تأمین مالی عملیات یک شرکت مورد استفاده قرار میگیرد، اطلاق میشود. در زمینه ساختار سرمایه، مدیر مالی با دو پرسش رو به رو است: ۱) شرکت چقدر باید وام بگیرد؟ به عبارت دیگر بهترین ترکیب بدهی و حقوق صاحبان سهام کدام است؟ باید توجه داشت که ترکیب انتخابی هم ریسک و هم ارزش شرکت را تحت تأثیر قرار میدهد. ۲) ارزانترین منابع برای تأمین وجوه مورد نیاز شرکت کداماند؟
✅ ساختار سرمایه به زبان ساده
چنانچه شرکت را به مثابه یک کیک در نظر بگیریم، ساختار سرمایه مشخصکننده چگونگی تقسیم آن کیک است. به عبارت دیگر ساختار سرمایه تعیین میکند که چند درصد از جریانات نقدی ورودی شرکت متعلق به وامدهندگان و چند درصد از آن متعلق به سهامداران است. برای تعیین ساختار سرمایه مطلوب به دو عامل ریسک و بازده توجه میشود. از نظر بازده، ساختاری مطلوبتر است که سود هر سهم را افزایش دهد. از نظر ریسک، ساختاری مطلوبتر است که ریسک مالی شرکت را کاهش دهد. افزایش بازده موجب افزایش ارزش شرکت و افزایش ریسک موجب کاهش ارزش شرکت میشود. در نتیجه ساختاری مطلوب است که بین ریسک و بازده یک تعادل بهینه و منطقی برقرار نماید. هدف مدیر مالی حداکثر کردن ارزش بازار سهام شرکت است. در نتیجه ساختار سرمایه بهینه، ساختاری است که ارزش شرکت را افزایش دهد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اصطلاح گربه چاق به چه معنی است؟
با ترجمه و زیرنویس تخصصی مالی
#گربه_چاق
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
با ترجمه و زیرنویس تخصصی مالی
#گربه_چاق
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💢شیوه های تقلب در صورت های مالی💢
💠عمده ترین روش تقلب در صورت های مالی به صورت بیش نمایی داراییها و درآمد ها و یا کم نمایی بدهی ها و هزینه ها است. در بعضی موارد عکس موارد فوق رخ میدهد .یعنی با کم نمایی دارایی و بیش نمایی بدهی این اتفاق می افتد.در حالت کلی 5 روش تقلب در صورت های مالی وجود دارد.
🔸ثبت در آمد واهی: بدین معنی که بدون ارائه کالا و خدمات در دفاتر ثبت بدهکار و یا بستانکار خورده باشد. از نمونه های آن میتوان به مشتریان و فروشهای جعلی اشاره کرد.این نوع تقلب باعث افزایش دارایی و یا بیش نمایی سود خواهد شد.
🔸ارزیابی نادرست دارایی ها: از نمونه های این شیوه میتوان به بیش نمایی دارایی جاری مانند دستکاری حساب موجودیها نام برد.با بیشنمایی موجودی پایان دوره بهای تمام شده کالای فروش رفته کاهش یافته و درنهایت سود بیشتر از واقع نشان داده میشود.مورد دیگر ارزیابی نادرست دارایی ها و سرمایه ای کردن مخارج تحقیق و توسعه به جای هزینه منظور کردن آنهاست همچنین ثبت نکردن استهلاک دارایی مشهود و نامشهود، بیش نمایی دارایی ها در زمان تحصیل و ادغام ، نشان دادن دارایی ها در صورت های مالی ، در حالی که آن دارایی در حقیقت واقع در مالکیت واحد نیست از دیگر مواردیست که میتوان نام برد.
🔸حذف عمده بدهی ها و هزینه ها: از این موارد میتوان به ثبت نکردن حسابهای پرداختنی و سایر بدهی ها، ثبت کردن درآمد و سودهای تحقق نیافته و در نظر نگرفتن بدهی های حقوقی اشاره نمود.
🔸افشای ناکافی : افشا نکردن تغییر در رویه های حسابداری و یا هر اطلاعات با اهمیت دیگر که در صورت افشا بر نتایج صورت های مالی و تصمیم گیری استفاده کنددگان اثر میگذارد.از دیگر نمونهای آن میتوان به ارائه نادرست ماهیت عملکرد یک بنگاه ارائه نادرست تصمیم های مدیریتی و افشا نکردن کافی انها اشاره نمود.
🔸استفاده نادرست از تفاوت زمانی : در این روش درامد های دوره بعد را در دوره جاری شناسایی و در مقابل هزینه ای دوره جاری را به دوره یا دوره های بعد منتقل میکنندچرا که این پدیده باعث از بین رفتن نتایج عملیات عادی و عملکرد شرکتهای مذکور میگردد.این رسوایی مالی که باعث ایجاد شک در بازار سرمایه شده در مواردی باعث کاهش اعتماد بازار سرمایه و فعالان ، به اطلاعات گزارشهای مالی شده و درنهایت باعث به وجود آمدن بازار هایی با کارایی ضعیف گردیده است از طرفی با هر تقلبی که صورت میگیرد قابلیت اتکا ، کیفیت، شفافیت و یکپارچگی فرایند گزارشگری مالی تضعیف میشود و مجامع حرفه ای حسابداری تحت فشار قرار میگیرند به طوری که درستی و بی طرفی حرفه حسابرسی خدشه دار میشود و اعتماد عمومی و اطمینان به حرفه حسابرسی و حسابداری از بین میرود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💠عمده ترین روش تقلب در صورت های مالی به صورت بیش نمایی داراییها و درآمد ها و یا کم نمایی بدهی ها و هزینه ها است. در بعضی موارد عکس موارد فوق رخ میدهد .یعنی با کم نمایی دارایی و بیش نمایی بدهی این اتفاق می افتد.در حالت کلی 5 روش تقلب در صورت های مالی وجود دارد.
🔸ثبت در آمد واهی: بدین معنی که بدون ارائه کالا و خدمات در دفاتر ثبت بدهکار و یا بستانکار خورده باشد. از نمونه های آن میتوان به مشتریان و فروشهای جعلی اشاره کرد.این نوع تقلب باعث افزایش دارایی و یا بیش نمایی سود خواهد شد.
🔸ارزیابی نادرست دارایی ها: از نمونه های این شیوه میتوان به بیش نمایی دارایی جاری مانند دستکاری حساب موجودیها نام برد.با بیشنمایی موجودی پایان دوره بهای تمام شده کالای فروش رفته کاهش یافته و درنهایت سود بیشتر از واقع نشان داده میشود.مورد دیگر ارزیابی نادرست دارایی ها و سرمایه ای کردن مخارج تحقیق و توسعه به جای هزینه منظور کردن آنهاست همچنین ثبت نکردن استهلاک دارایی مشهود و نامشهود، بیش نمایی دارایی ها در زمان تحصیل و ادغام ، نشان دادن دارایی ها در صورت های مالی ، در حالی که آن دارایی در حقیقت واقع در مالکیت واحد نیست از دیگر مواردیست که میتوان نام برد.
🔸حذف عمده بدهی ها و هزینه ها: از این موارد میتوان به ثبت نکردن حسابهای پرداختنی و سایر بدهی ها، ثبت کردن درآمد و سودهای تحقق نیافته و در نظر نگرفتن بدهی های حقوقی اشاره نمود.
🔸افشای ناکافی : افشا نکردن تغییر در رویه های حسابداری و یا هر اطلاعات با اهمیت دیگر که در صورت افشا بر نتایج صورت های مالی و تصمیم گیری استفاده کنددگان اثر میگذارد.از دیگر نمونهای آن میتوان به ارائه نادرست ماهیت عملکرد یک بنگاه ارائه نادرست تصمیم های مدیریتی و افشا نکردن کافی انها اشاره نمود.
🔸استفاده نادرست از تفاوت زمانی : در این روش درامد های دوره بعد را در دوره جاری شناسایی و در مقابل هزینه ای دوره جاری را به دوره یا دوره های بعد منتقل میکنندچرا که این پدیده باعث از بین رفتن نتایج عملیات عادی و عملکرد شرکتهای مذکور میگردد.این رسوایی مالی که باعث ایجاد شک در بازار سرمایه شده در مواردی باعث کاهش اعتماد بازار سرمایه و فعالان ، به اطلاعات گزارشهای مالی شده و درنهایت باعث به وجود آمدن بازار هایی با کارایی ضعیف گردیده است از طرفی با هر تقلبی که صورت میگیرد قابلیت اتکا ، کیفیت، شفافیت و یکپارچگی فرایند گزارشگری مالی تضعیف میشود و مجامع حرفه ای حسابداری تحت فشار قرار میگیرند به طوری که درستی و بی طرفی حرفه حسابرسی خدشه دار میشود و اعتماد عمومی و اطمینان به حرفه حسابرسی و حسابداری از بین میرود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💢انواع اوراق صکوک رابشناسید💢
💠ابزارهای مالی انتفاعی با سود انتظاری بر اساس اوراق صکوک متنوع هستند.
🔸استفاده از لفظ صکوک جهت ابزارهای مالی اسلامی نخستین بار در سال ۲۰۰۲ در جلسه فقهی بانک توسعه اسلامی پیشنهاد شد. بعد از آن بود که سازمان حسابداری و حسابرسی نهادهای مالی اسلامی اقدام به معرفی انواع صکوک و ابزارهای مالی انتفاعی با سود انتظاری کرد؛ در زیر به اوراق مشارکت، مضاربه، مزارعه و مساقات پرداخته می شود.
🔸اوراق مشارکت
سندی است گویای مالکیت دارنده آن نسبت به بخشی از یک دارایی حقیقی که متعلق به دولت، شرکتهای تعاونی یا خصوصی است و تا سررسید اوراق، صاحب اوراق مشارکت در تغییر قیمت دارایی سهیم می شود.
🔸اوراق مضاربه
سندی است گویای مالکیت دارندگان آن به طوری که ناشر اوراق مضاربه با واگذاری اوراق، وجوه متقاضیان اوراق را جمع آوری کرده و به عنوان مضاربه در اختیار بانی قرار می دهد، بانی در فعالیت اقتصادی سودآور «بازرگانی» به کار می گیرد و در پایان هر معامله یا پایان هر دوره مالی سود حاصله را براساس نسبت هایی که روی اوراق نوشته شده، میان خود و صاحبان اوراق تقسیم می کند.
🔸اوراق مزارعه
سند مالکیت مشاع دارندگان اوراق بر زمین یا زمین های زراعی یا دیگر نهادهای تولیدی زراعی معین است که به قرارداد مزارعه برای کشت و زرع در اختیار عامل مزارعه گذاشته شده است.
🔸اوراق مساقات
سند مالکیت مشاع دارندگان اوراق بر باغ یا باغ های مثمر یا دیگر نهادهای تولیدی باغی معین است که به قرارداد مساقات برای باغداری در اختیار عامل قرارداد مساقات گذاشته شده است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
💠ابزارهای مالی انتفاعی با سود انتظاری بر اساس اوراق صکوک متنوع هستند.
🔸استفاده از لفظ صکوک جهت ابزارهای مالی اسلامی نخستین بار در سال ۲۰۰۲ در جلسه فقهی بانک توسعه اسلامی پیشنهاد شد. بعد از آن بود که سازمان حسابداری و حسابرسی نهادهای مالی اسلامی اقدام به معرفی انواع صکوک و ابزارهای مالی انتفاعی با سود انتظاری کرد؛ در زیر به اوراق مشارکت، مضاربه، مزارعه و مساقات پرداخته می شود.
🔸اوراق مشارکت
سندی است گویای مالکیت دارنده آن نسبت به بخشی از یک دارایی حقیقی که متعلق به دولت، شرکتهای تعاونی یا خصوصی است و تا سررسید اوراق، صاحب اوراق مشارکت در تغییر قیمت دارایی سهیم می شود.
🔸اوراق مضاربه
سندی است گویای مالکیت دارندگان آن به طوری که ناشر اوراق مضاربه با واگذاری اوراق، وجوه متقاضیان اوراق را جمع آوری کرده و به عنوان مضاربه در اختیار بانی قرار می دهد، بانی در فعالیت اقتصادی سودآور «بازرگانی» به کار می گیرد و در پایان هر معامله یا پایان هر دوره مالی سود حاصله را براساس نسبت هایی که روی اوراق نوشته شده، میان خود و صاحبان اوراق تقسیم می کند.
🔸اوراق مزارعه
سند مالکیت مشاع دارندگان اوراق بر زمین یا زمین های زراعی یا دیگر نهادهای تولیدی زراعی معین است که به قرارداد مزارعه برای کشت و زرع در اختیار عامل مزارعه گذاشته شده است.
🔸اوراق مساقات
سند مالکیت مشاع دارندگان اوراق بر باغ یا باغ های مثمر یا دیگر نهادهای تولیدی باغی معین است که به قرارداد مساقات برای باغداری در اختیار عامل قرارداد مساقات گذاشته شده است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📣 سوال : كدام دسته از عملیات زیر موجب می شوند نسبت جاری بدون تغییر باقی بماند؟
1- خريد دارايي ثابت- انتشار سهام جايزه
2- افزايش سرمايه- پرداخت بدهي جاري
3-پرداخت بدهي جاري- دريافت از بدهكاران
4-دريافت از بدهكاران- انتشار سهام جايزه
⭕️ #پاسخ_تشریحی در ادامه ...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
1- خريد دارايي ثابت- انتشار سهام جايزه
2- افزايش سرمايه- پرداخت بدهي جاري
3-پرداخت بدهي جاري- دريافت از بدهكاران
4-دريافت از بدهكاران- انتشار سهام جايزه
⭕️ #پاسخ_تشریحی در ادامه ...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
📣 سوال : كدام دسته از عملیات زیر موجب می شوند نسبت جاری بدون تغییر باقی بماند؟ 1- خريد دارايي ثابت- انتشار سهام جايزه 2- افزايش سرمايه- پرداخت بدهي جاري 3-پرداخت بدهي جاري- دريافت از بدهكاران 4-دريافت از بدهكاران- انتشار سهام جايزه ⭕️ #پاسخ_تشریحی در…
📣 پاسخ :
✔️ گزینه 4 صحیح است.
دريافت از بدهكاران و انتشار سهام جايزه از جمله عملیاتی میباشند که باعث میشود نسبت جاری شرکت بدون تغییر باقی بماند .
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✔️ گزینه 4 صحیح است.
دريافت از بدهكاران و انتشار سهام جايزه از جمله عملیاتی میباشند که باعث میشود نسبت جاری شرکت بدون تغییر باقی بماند .
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
📣 سوال : روش مناسب قيمت گذاری برای شركت های سرمايه گذاری و شركتهای زيان دهنده به ترتيب كدام است؟
1- NAV و P/CF
2- P/E و NAV
3- تنزیل جریان نقدی و P/E
4- NAV و DDM
⭕️ #پاسخ_تشریحی در ادامه ...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
1- NAV و P/CF
2- P/E و NAV
3- تنزیل جریان نقدی و P/E
4- NAV و DDM
⭕️ #پاسخ_تشریحی در ادامه ...
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
BS_delta_call.zip
493 B
کد متلب
BS Delta Call
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
BS Delta Call
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
📣 سوال : روش مناسب قيمت گذاری برای شركت های سرمايه گذاری و شركتهای زيان دهنده به ترتيب كدام است؟ 1- NAV و P/CF 2- P/E و NAV 3- تنزیل جریان نقدی و P/E 4- NAV و DDM ⭕️ #پاسخ_تشریحی در ادامه ... بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور https://news.1rj.ru/str/joi…
📣 پاسخ :
✔️ گزینه 1 صحیح است.
روش مناسب قیمتگذاری برای شرکتهای سرمایه گذاری روش ارزش خالص داراییها ( NAV ) و برای شرکت های زیان ده نسبت قیمت به زیان نقدی ( P/CF ) میباشد .
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✔️ گزینه 1 صحیح است.
روش مناسب قیمتگذاری برای شرکتهای سرمایه گذاری روش ارزش خالص داراییها ( NAV ) و برای شرکت های زیان ده نسبت قیمت به زیان نقدی ( P/CF ) میباشد .
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Risk Forecasting ( R and Matlab).pdf
3.1 MB
کتاب پیش بینی ریسک مالی با استفاده از MATLAB
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی کامل مقدمه ای بر R
آشنایی با توابع عمومی -1
مدرس: امید صفرزاده
دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه Bilkent
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
آشنایی با توابع عمومی -1
مدرس: امید صفرزاده
دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه Bilkent
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#اوراق_قرضه_دولتی
✅ اوراق قرضه دولتی چیست؟
🔻اوراق قرضه دولتی آن دسته از اوراق بدهی است که توسط دولت منتشر میشود تا از مخارج دولت حمایت کند.
🔻 اوراق قرضه دولت فدرال در ایالات متحده، شامل اوراق قرضه پس انداز، اوراق قرضه خزانه، اوراق خزانه مصون از تورم (TIPS) میباشد. قبل از سرمایهگذاری در اوراق قرضه دولتی، ریسکهای مربوط به این اوراق از قبیل ریسک کشور، ریسک سیاسی، ریسک تورم، ریسک نرخ بهره و … باید بررسی گردد. البته دولتها معمولاً ریسک اعتباری پایینی دارند.
✅ اوراق قرضه دولتی به زبان ساده
🔻 دولت با انتشار اوراق قرضه درواقع اقدام به دریافت وام مینماید. به این صورت که خریداران این اوراق پولی را بابت خرید این اوراق به دولت پرداخت میکنند و در ازای آن بهره دریافت مینمایند.
🔻همچنین در سررسید اوراق قرضه، اصل پول خود را نیز دریافت میکنند. علاوه بر دولتها، شرکتها نیز اوراق قرضه منتشر میکنند اما به دلیل این که ریسک اعتباری اوراق قرضه دولتی کمتر است، بازده این اوراق نیز نسبت به اوراق قرضه شرکتی کمتر میباشد.
🔻درواقع دولتها میتوانند با خرید و فروش اوراق قرضه دولتی، عرضه پول در اقتصاد را کنترل نمایند. مثلاً با انتشار اوراق قرضه، دولت نقدینگی سرگردان جامعه را جمعآوری نموده و عرضه پول کاهش مییابد. همچنین دولت میتواند اوراق قرضهای را که منتشر کرده است، خریداری نماید. بدین ترتیب مقدار زیادی پول وارد اقتصاد شده و عرضه پول افزایش مییابد.
🔻میزان ریسک اوراق قرضه دولتی بیشتر از همه، به ریسک کشور منتشرکننده آن بستگی دارد. ریسک این اوراق در ایالات متحده، حداقل است. این امر به دلیل آن است که امریکا از رتبه اعتباری مطلوبی برخوردار است و حتی اگر نکولی صورت گیرد، به دلیل بالا بودن میزان مالیات دریافتی در این کشور، امکان تهاتر با مالیات برای دارندگان اوراق قرضه دولتی وجود دارد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
✅ اوراق قرضه دولتی چیست؟
🔻اوراق قرضه دولتی آن دسته از اوراق بدهی است که توسط دولت منتشر میشود تا از مخارج دولت حمایت کند.
🔻 اوراق قرضه دولت فدرال در ایالات متحده، شامل اوراق قرضه پس انداز، اوراق قرضه خزانه، اوراق خزانه مصون از تورم (TIPS) میباشد. قبل از سرمایهگذاری در اوراق قرضه دولتی، ریسکهای مربوط به این اوراق از قبیل ریسک کشور، ریسک سیاسی، ریسک تورم، ریسک نرخ بهره و … باید بررسی گردد. البته دولتها معمولاً ریسک اعتباری پایینی دارند.
✅ اوراق قرضه دولتی به زبان ساده
🔻 دولت با انتشار اوراق قرضه درواقع اقدام به دریافت وام مینماید. به این صورت که خریداران این اوراق پولی را بابت خرید این اوراق به دولت پرداخت میکنند و در ازای آن بهره دریافت مینمایند.
🔻همچنین در سررسید اوراق قرضه، اصل پول خود را نیز دریافت میکنند. علاوه بر دولتها، شرکتها نیز اوراق قرضه منتشر میکنند اما به دلیل این که ریسک اعتباری اوراق قرضه دولتی کمتر است، بازده این اوراق نیز نسبت به اوراق قرضه شرکتی کمتر میباشد.
🔻درواقع دولتها میتوانند با خرید و فروش اوراق قرضه دولتی، عرضه پول در اقتصاد را کنترل نمایند. مثلاً با انتشار اوراق قرضه، دولت نقدینگی سرگردان جامعه را جمعآوری نموده و عرضه پول کاهش مییابد. همچنین دولت میتواند اوراق قرضهای را که منتشر کرده است، خریداری نماید. بدین ترتیب مقدار زیادی پول وارد اقتصاد شده و عرضه پول افزایش مییابد.
🔻میزان ریسک اوراق قرضه دولتی بیشتر از همه، به ریسک کشور منتشرکننده آن بستگی دارد. ریسک این اوراق در ایالات متحده، حداقل است. این امر به دلیل آن است که امریکا از رتبه اعتباری مطلوبی برخوردار است و حتی اگر نکولی صورت گیرد، به دلیل بالا بودن میزان مالیات دریافتی در این کشور، امکان تهاتر با مالیات برای دارندگان اوراق قرضه دولتی وجود دارد.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#متن_آموزشی
#اوراق_بدهی
#سود
🔹🔸نرخ سود سالیانه اوراق(YTM) چه تفاوتی با سود معادل بانکی دارد؟
فرض کنید یک نفر 10 میلیون تومان درحساب بانکی با سود 20% و یک نفر 10 میلیون در اسناد خزانه اسلامی با سود معادل بانکی 20% و سررسید یک سال بعد داشته باشد. برای حساب بانکی، ماهانه 1.67% درصد یا عدد 167 هزارتومان تومان پرداخت می شود که مجموع این عدد در پایان دوازده ماه به 2 میلیون می رسد. نفر دوم اصل پول و سود آن یعنی 12 میلیون تومان را یکجا و در تاریخ سررسید دریافت می کند. در نگاه اول سود هر دو نفر یکسان دیده می شود اما باید توجه کرد که نفر اول که 167 هزار تومان ماهانه بانک را میتواند دوباره با نرخ 20 درصد سرمایه گذاری کند در حالی که این گزینه برای سرمایهگذار اوراق بدهی وجود ندارد. بنابراین برای مقایسهی نرخ سود سالیانه اوراق بدهی با سود بانکی، سود YTM اوراق را به سود معادل بانکی تبدیل میکنند که کمی کمتر از YTM اوراق است.
البته توجه کنید که عموما سپرده های بلند مدت بانکی قابل برداشت نیستند و درصورت برداشت از حساب، سود کمتری نسبت به سود اولیه پرداخت می شود. در مقابل می توان به سادگی و بدون کاهش سود، تمام یا بخشی از اسناد خزانه اسلامی را در بازار به فروش رساند و اصل سرمایه و سود تا آن زمان دریافت کرد و مجددا در فرصتهای با سود بالاتر سرمایهگذاری کرد./نقل از بهترین سود بدون ریسک
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#اوراق_بدهی
#سود
🔹🔸نرخ سود سالیانه اوراق(YTM) چه تفاوتی با سود معادل بانکی دارد؟
فرض کنید یک نفر 10 میلیون تومان درحساب بانکی با سود 20% و یک نفر 10 میلیون در اسناد خزانه اسلامی با سود معادل بانکی 20% و سررسید یک سال بعد داشته باشد. برای حساب بانکی، ماهانه 1.67% درصد یا عدد 167 هزارتومان تومان پرداخت می شود که مجموع این عدد در پایان دوازده ماه به 2 میلیون می رسد. نفر دوم اصل پول و سود آن یعنی 12 میلیون تومان را یکجا و در تاریخ سررسید دریافت می کند. در نگاه اول سود هر دو نفر یکسان دیده می شود اما باید توجه کرد که نفر اول که 167 هزار تومان ماهانه بانک را میتواند دوباره با نرخ 20 درصد سرمایه گذاری کند در حالی که این گزینه برای سرمایهگذار اوراق بدهی وجود ندارد. بنابراین برای مقایسهی نرخ سود سالیانه اوراق بدهی با سود بانکی، سود YTM اوراق را به سود معادل بانکی تبدیل میکنند که کمی کمتر از YTM اوراق است.
البته توجه کنید که عموما سپرده های بلند مدت بانکی قابل برداشت نیستند و درصورت برداشت از حساب، سود کمتری نسبت به سود اولیه پرداخت می شود. در مقابل می توان به سادگی و بدون کاهش سود، تمام یا بخشی از اسناد خزانه اسلامی را در بازار به فروش رساند و اصل سرمایه و سود تا آن زمان دریافت کرد و مجددا در فرصتهای با سود بالاتر سرمایهگذاری کرد./نقل از بهترین سود بدون ریسک
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
فهم صورت های مالی
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
ارزش بازاری شرکتها
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
کتاب بررسی سازوکار ابزارهای مالی مبتنی بر سهم (ELI) در بازارهای اوراق بهادار
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت سوم
@Finex2017
#آموزشی
🔶موضوعات:
شرکت های غیر سرمایه گذاری/
انواع مجامع/دوره مالی/
افزایش سرمایه و ...
🌐منبع: سازمان بورس
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
🔶موضوعات:
شرکت های غیر سرمایه گذاری/
انواع مجامع/دوره مالی/
افزایش سرمایه و ...
🌐منبع: سازمان بورس
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Economist - 2018-03-10.pdf
17.2 MB
#اکونومیست
مطالب در صفحات 13، 14، 28
مطالب مالی از صفحه 71 و
شاخص های اقتصادی از صفحه 88 توصیه می شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مطالب در صفحات 13، 14، 28
مطالب مالی از صفحه 71 و
شاخص های اقتصادی از صفحه 88 توصیه می شود.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
رویکردهای مختلف به ارزشگذاری
برای ارزشگذاری اوراق بهادار (مثلا سهام یک شرکت) از رویکردهای مختلفی استفاده میشود که در ادامه به اختصار در مورد آنها صحبت می کنیم:
· ارزشگذاری مبتنی بر دارایی ها: در این روش، خیلی ساده فرض میشود که ارزش سهام یک شرکت، با ارزش داراییهای آن (مثلا زمین، ساختمان، تجهیزات، موجودی مواد و کالا) منهای بدهیهای شرکت (مثلا بدهی بابت خرید نسبه مواد اولیه، تسهیلات بانکی و …) برابر است. مثلا اگر یک شرکت مجموعا 1500 تومان دارایی داشته باشد و 500 تومان نیز به اشخاص مختلفی بدهکار باشد، ارزش سهام این شرکت با 1000 تومان برابر خواهد بود. مشکل این روش این است که امکان خلق ارزش توسط داراییها لحاظ نمیشود. به بیان دیگر فرض میشود که شرکت قرار است منحل شود و داراییهای آن نمیتوانند ارزشی بیش از قیمت روز خود خلق کنند.
· ارزشگذاری نسبی: ایده روشهای ارزشگذاری نسبی بسیار ساده است. با یک مثال این روش را توضیح میدهیم. فرض کنید شرکت الف سودی برابر با 100 تومان دارد و به تازگی در یک معامله، 1000 تومان ارزشگذاری شده است. حال فرض کنید شرکت ب، سودی برابر با 200 تومان دارد. با یک تناسب ساده ریاضی میتوان به این نتیجه رسید که شرکت ب، ارزشی برابر 2000 تومان دارد. به بیان دیگر، فرض کردیم که شرکتهای مشابه الف، همگی دارای یک ویژگی مشترک هستند؛ نسبت قیمت به سود آنها (P/E) برابر است با 10.
· ارزشگذاری مطلق: یکی از ایرادات وارده به رویکرد ارزشگذاری نسبی این است که ممکن است شرکت الف، گران و یا ارزان معامله شده باشد و دلیلی ندارد که شرکت ب نیز دچار همین مساله شود. رویکرد ارزشگذاری مطلق این مشکل را حل میکند. در این رویکرد، ارزش هر دارایی با ارزش فعلیِ منافعِ آتی آن دارایی برابر است. مثلا اگر قرار است شرکتی در سالهای بعد، سودهای مختلفی بین سهامداران خود توزیع کند، کافی است محاسبه کنیم که ارزش این سودها به قیمت امروز چقدر خواهد شد. مجموع این اعداد با ارزش سهام شرکت به قیمت امروز برابر است.
· ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی: این روش فرض میکند که اوراق بهادار یک شرکت، نوعی حق اختیار است که سهامدار میتواند بسته به شرایط پیش رو در خصوص آن، تصمیم گیریهای متفاوتی داشته باشد. به دلیل پیچیدگیهای این روش، از توضیح آن در این مختصر میگذریم.
روشهای ارزشگذاری مبتنی بر داراییها، عمدتا توسط کارشناسان رسمی دادگستری و جهت ارزشگذاری داراییها یا کارخانهها استفاده میشود. روشهای ارزشگذاری نسبی و مطلق نیز عمدتا توسط فعالان بازار سهام مورد استفاده قرار میگیرد. رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی نیز به دلیل پیچیدگیهای محاسباتی، کمتر استفاده میشود. با این توضیحات ابتدایی میتوانیم به بررسی این موضوع بپردازیم که چرا ارزشگذاری استارتاپها متفاوت از ارزشگذاری شرکتهای بورسی است.
مشکلات ارزشگذاری استارتاپها
در اینجا به اختصار، قابلیت استفاده از رویکردهای مختلف برای ارزشگذاری استارتاپها را بررسی میکنیم:
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر داراییها به وضوح روشی غیرکاربردی برای ارزشگذاری استارتاپها است. میدانیم که استارتاپها دارایی چندانی ندارند (خصوصا داراییهای مشهود) ولی در عین حال، ممکن است منافعی به مراتب بیش از میزان داراییهای خود خلق کنند.
· رویکرد ارزشگذاری نسبی، همانطور که اشاره شد، روشی بسیار رایج در بازار سهام است. اما نکته اینجا است که این روش هنگامی قابل استفاده است که دو شرکت مشابه باشند. مثلا شما میتوانید دو استارتاپ در یک حوزه مشابه را با یکدیگر مشابه فرض کرده و طبق مثالهای ذکر شده از ارزش شرکت الف، به ارزش شرکت ب پی ببرید. مشکل از آنجا ناشی میشود که افراد تلاش میکنند شرکتهای غیرمشابه را به عنوان شاخص مقایسهای استفاده کنند. مثلا میگویند چون شرکت الف در بورس، معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزشگذاری شده است، ما استارتاپ ب را نیز معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزشگذاری میکنیم. در حالی که کوچکترین شباهتی بین یک شرکت بالغ بورسی و یک استارتاپ وجود ندارد. بنابراین اصل استفاده از چنین روشی زیر سوال میرود. بسیاری از فعالان بورسی نمیدانند که دغدغه یک استارتاپ، سود نیست بلکه رشد نمایی است. پارامترهای مالی یک استارتاپ همچون فروش یا سود، ممکن است سالانه بیش از 100% رشد کند (این عدد برای استارتاپهای موفق به مراتب بیشتر است)، در این حالت امکان قیاس یک شرکت بالغ با رشد پایین و یک شرکت مقیاسپذیر با رشد بالا، غیرمنطقی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
برای ارزشگذاری اوراق بهادار (مثلا سهام یک شرکت) از رویکردهای مختلفی استفاده میشود که در ادامه به اختصار در مورد آنها صحبت می کنیم:
· ارزشگذاری مبتنی بر دارایی ها: در این روش، خیلی ساده فرض میشود که ارزش سهام یک شرکت، با ارزش داراییهای آن (مثلا زمین، ساختمان، تجهیزات، موجودی مواد و کالا) منهای بدهیهای شرکت (مثلا بدهی بابت خرید نسبه مواد اولیه، تسهیلات بانکی و …) برابر است. مثلا اگر یک شرکت مجموعا 1500 تومان دارایی داشته باشد و 500 تومان نیز به اشخاص مختلفی بدهکار باشد، ارزش سهام این شرکت با 1000 تومان برابر خواهد بود. مشکل این روش این است که امکان خلق ارزش توسط داراییها لحاظ نمیشود. به بیان دیگر فرض میشود که شرکت قرار است منحل شود و داراییهای آن نمیتوانند ارزشی بیش از قیمت روز خود خلق کنند.
· ارزشگذاری نسبی: ایده روشهای ارزشگذاری نسبی بسیار ساده است. با یک مثال این روش را توضیح میدهیم. فرض کنید شرکت الف سودی برابر با 100 تومان دارد و به تازگی در یک معامله، 1000 تومان ارزشگذاری شده است. حال فرض کنید شرکت ب، سودی برابر با 200 تومان دارد. با یک تناسب ساده ریاضی میتوان به این نتیجه رسید که شرکت ب، ارزشی برابر 2000 تومان دارد. به بیان دیگر، فرض کردیم که شرکتهای مشابه الف، همگی دارای یک ویژگی مشترک هستند؛ نسبت قیمت به سود آنها (P/E) برابر است با 10.
· ارزشگذاری مطلق: یکی از ایرادات وارده به رویکرد ارزشگذاری نسبی این است که ممکن است شرکت الف، گران و یا ارزان معامله شده باشد و دلیلی ندارد که شرکت ب نیز دچار همین مساله شود. رویکرد ارزشگذاری مطلق این مشکل را حل میکند. در این رویکرد، ارزش هر دارایی با ارزش فعلیِ منافعِ آتی آن دارایی برابر است. مثلا اگر قرار است شرکتی در سالهای بعد، سودهای مختلفی بین سهامداران خود توزیع کند، کافی است محاسبه کنیم که ارزش این سودها به قیمت امروز چقدر خواهد شد. مجموع این اعداد با ارزش سهام شرکت به قیمت امروز برابر است.
· ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی: این روش فرض میکند که اوراق بهادار یک شرکت، نوعی حق اختیار است که سهامدار میتواند بسته به شرایط پیش رو در خصوص آن، تصمیم گیریهای متفاوتی داشته باشد. به دلیل پیچیدگیهای این روش، از توضیح آن در این مختصر میگذریم.
روشهای ارزشگذاری مبتنی بر داراییها، عمدتا توسط کارشناسان رسمی دادگستری و جهت ارزشگذاری داراییها یا کارخانهها استفاده میشود. روشهای ارزشگذاری نسبی و مطلق نیز عمدتا توسط فعالان بازار سهام مورد استفاده قرار میگیرد. رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی نیز به دلیل پیچیدگیهای محاسباتی، کمتر استفاده میشود. با این توضیحات ابتدایی میتوانیم به بررسی این موضوع بپردازیم که چرا ارزشگذاری استارتاپها متفاوت از ارزشگذاری شرکتهای بورسی است.
مشکلات ارزشگذاری استارتاپها
در اینجا به اختصار، قابلیت استفاده از رویکردهای مختلف برای ارزشگذاری استارتاپها را بررسی میکنیم:
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر داراییها به وضوح روشی غیرکاربردی برای ارزشگذاری استارتاپها است. میدانیم که استارتاپها دارایی چندانی ندارند (خصوصا داراییهای مشهود) ولی در عین حال، ممکن است منافعی به مراتب بیش از میزان داراییهای خود خلق کنند.
· رویکرد ارزشگذاری نسبی، همانطور که اشاره شد، روشی بسیار رایج در بازار سهام است. اما نکته اینجا است که این روش هنگامی قابل استفاده است که دو شرکت مشابه باشند. مثلا شما میتوانید دو استارتاپ در یک حوزه مشابه را با یکدیگر مشابه فرض کرده و طبق مثالهای ذکر شده از ارزش شرکت الف، به ارزش شرکت ب پی ببرید. مشکل از آنجا ناشی میشود که افراد تلاش میکنند شرکتهای غیرمشابه را به عنوان شاخص مقایسهای استفاده کنند. مثلا میگویند چون شرکت الف در بورس، معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزشگذاری شده است، ما استارتاپ ب را نیز معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزشگذاری میکنیم. در حالی که کوچکترین شباهتی بین یک شرکت بالغ بورسی و یک استارتاپ وجود ندارد. بنابراین اصل استفاده از چنین روشی زیر سوال میرود. بسیاری از فعالان بورسی نمیدانند که دغدغه یک استارتاپ، سود نیست بلکه رشد نمایی است. پارامترهای مالی یک استارتاپ همچون فروش یا سود، ممکن است سالانه بیش از 100% رشد کند (این عدد برای استارتاپهای موفق به مراتب بیشتر است)، در این حالت امکان قیاس یک شرکت بالغ با رشد پایین و یک شرکت مقیاسپذیر با رشد بالا، غیرمنطقی است.
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
شاید طرح یک مثال بتواند به درک بهتر مساله کمک کند. شرکت جنرال موتورز (General Motors) در سال ۲۰۱۶، حدود ۱۰ میلیون خودرو به مشتریان خود تحویل داده است. حدود ۱۶۶ میلیارد دلار درآمد و حدود ۹٫۴ میلیارد دلار سود خالص داشته است. در بازه مشابه، شرکت تسلا (Tesla)، حدود ۷۶ هزار خودرو به مشتریان خود تحویل داده است. حدود ۷ میلیارد دلار درآمد داشته و ضرری حدود ۸۰۰ میلیون دلاری را تجربه کرده است. اگر بخواهیم بر اساس این دادهها، ارزش جنرال موتورز و تسلا را مقایسه کنیم به چه نتایجی میرسیم؟ آیا این اعداد میتوانند ارزشگذاری بالاتر برای تسلا را توجیه کنند؟! در تاریخ ۱۱ آگوست ۲۰۱۷، ارزش بازار جنرال موتورز برابر با ۵۱٫۴ میلیارد دلار و ارزش تسلا برابر با ۵۸٫۶ میلیارد دلار بوده است. این تفاوت قابل توجه بین عملکرد مالی و ارزشگذاری را چگونه میتوان توجیه کرد؟ دقت کنید که این ارزشگذاریها در بورس آمریکا اتفاق افتادهاست. یعنی فعالان بورسی این کشور به این نکته واقف شدهاند که نرخ رشد بالا میتواند به مراتب ارزش بیشتری از سودآوری داشته باشد.
· رویکرد ارزشگذاری مطلق و روشهای زیرمجموعه آن همچون تنزیل جریانات وجه نقد (DCF)، بر این ایده استوار هستند که ارزش ذاتی سهام شرکتها بر اساس منافعی تعیین خواهد شد که در آینده خلق خواهند کرد. مشکلی که در استفاده از این روشها برای ارزشگذاری استارتاپها وجود دارد، این است که آینده استارتاپها بسیار مبهم و غیرقابل پیشبینی است. در یک شرکت بورسی شما ممکن است بتوانید با تولرانس قابل قبولی، آینده نزدیک یک شرکت را پیشبینی کنید؛ اما در اکوسیستم استارتاپی چنین چیزی ممکن نیست. به عنوان مثال در ارزشگذاری به روش گوردون و یا روشهای مشابه، ارزش سهام به شدت وابسته به نرخ رشد شرکت در بلندمدت است. بسیاری از فعالان بورسی به این نکته توجه نکرده و همان نرخ رشد بلندمدتِ یک شرکت بالغ بورسی را برای یک استارتاپ در نظر میگیرند. این مساله باعث میشود که استفاده از این رویکرد در ارزشگذاری استارتاپها، علیرغم ظاهر علمی خود، بعضا به نتایج بسیار غیرمعقولی برسد.
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی یکی از روشهایی است که میتواند برای ارزشگذاری استارتاپها استفاده شود در حالیکه به دلیل پیچیدگیهای این روش، معمولا در عمل از آن استفاده نمیشود.
بایدهای ارزشگذاری استارتاپها
اما چه باید کرد؟ آیا مواردی که ذکر شد به این معنا است که ارزشگذاری استارتاپها ممکن نیست؟ برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه کرد:
· اهمیت شناخت از اکوسیستم استارتاپی هنگام ارزشگذاری استارتاپها: شناخت حوزه و صنعت در ارزشگذاری سهام هر شرکتی از اهمیت بالایی برخوردار است. همانگونه که ارزشگذاری یک شرکت پتروشیمی بدون شناخت کافی از این حوزه، غیرمنطقی است؛ ارزشگذاری استارتاپها نیز بدون شناخت اکوسیستم استارتاپی و صنعت استارتاپِ مورد بحث، کاری غیرمنطقی است.
· توجه به دوره تامین مالی استارتاپها: استارتاپها در دورههای مختلف تامین مالی میکنند. ارزشگذاری استارتاپها در دورههای بذری (Seed Rounds) بسیار متفاوت از ارزشگذاری آنها در دوره سری الف (Series A) است. در دورههای ابتدایی، استارتاپها معمولا هیچگونه داده مالی قابل توجهی ندارند. به همین دلیل است که در اکوسیستم استارتاپی آمریکا، به جای ارزشگذاری استارتاپهای بدون درآمد (Pre-revenue) بر اساس شاخصهای مالی (همچون درآمد و سود)، آنها را بر اساس فاکتورهایی ارزشگذاری میکنند که پتانسیل درآمد و سود شرکت را تعیین میکند. مواردی همچون کیفیت تیم کارآفرینی، جذابیت صنعت و مواردی از این دست هستند.
برای جلوگیری از اطاله کلام، به ذکر همین چند مورد بسنده نموده و یادداشت را با ذکر جمله ای از وارن بافت (سرمایهگذار معروف) به پایان میبرم: "مدیران و سرمایهگذاران باید درک کنند که اعداد حسابداری، شروع فرایند ارزشگذاری است نه پایان آن."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
· رویکرد ارزشگذاری مطلق و روشهای زیرمجموعه آن همچون تنزیل جریانات وجه نقد (DCF)، بر این ایده استوار هستند که ارزش ذاتی سهام شرکتها بر اساس منافعی تعیین خواهد شد که در آینده خلق خواهند کرد. مشکلی که در استفاده از این روشها برای ارزشگذاری استارتاپها وجود دارد، این است که آینده استارتاپها بسیار مبهم و غیرقابل پیشبینی است. در یک شرکت بورسی شما ممکن است بتوانید با تولرانس قابل قبولی، آینده نزدیک یک شرکت را پیشبینی کنید؛ اما در اکوسیستم استارتاپی چنین چیزی ممکن نیست. به عنوان مثال در ارزشگذاری به روش گوردون و یا روشهای مشابه، ارزش سهام به شدت وابسته به نرخ رشد شرکت در بلندمدت است. بسیاری از فعالان بورسی به این نکته توجه نکرده و همان نرخ رشد بلندمدتِ یک شرکت بالغ بورسی را برای یک استارتاپ در نظر میگیرند. این مساله باعث میشود که استفاده از این رویکرد در ارزشگذاری استارتاپها، علیرغم ظاهر علمی خود، بعضا به نتایج بسیار غیرمعقولی برسد.
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی یکی از روشهایی است که میتواند برای ارزشگذاری استارتاپها استفاده شود در حالیکه به دلیل پیچیدگیهای این روش، معمولا در عمل از آن استفاده نمیشود.
بایدهای ارزشگذاری استارتاپها
اما چه باید کرد؟ آیا مواردی که ذکر شد به این معنا است که ارزشگذاری استارتاپها ممکن نیست؟ برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه کرد:
· اهمیت شناخت از اکوسیستم استارتاپی هنگام ارزشگذاری استارتاپها: شناخت حوزه و صنعت در ارزشگذاری سهام هر شرکتی از اهمیت بالایی برخوردار است. همانگونه که ارزشگذاری یک شرکت پتروشیمی بدون شناخت کافی از این حوزه، غیرمنطقی است؛ ارزشگذاری استارتاپها نیز بدون شناخت اکوسیستم استارتاپی و صنعت استارتاپِ مورد بحث، کاری غیرمنطقی است.
· توجه به دوره تامین مالی استارتاپها: استارتاپها در دورههای مختلف تامین مالی میکنند. ارزشگذاری استارتاپها در دورههای بذری (Seed Rounds) بسیار متفاوت از ارزشگذاری آنها در دوره سری الف (Series A) است. در دورههای ابتدایی، استارتاپها معمولا هیچگونه داده مالی قابل توجهی ندارند. به همین دلیل است که در اکوسیستم استارتاپی آمریکا، به جای ارزشگذاری استارتاپهای بدون درآمد (Pre-revenue) بر اساس شاخصهای مالی (همچون درآمد و سود)، آنها را بر اساس فاکتورهایی ارزشگذاری میکنند که پتانسیل درآمد و سود شرکت را تعیین میکند. مواردی همچون کیفیت تیم کارآفرینی، جذابیت صنعت و مواردی از این دست هستند.
برای جلوگیری از اطاله کلام، به ذکر همین چند مورد بسنده نموده و یادداشت را با ذکر جمله ای از وارن بافت (سرمایهگذار معروف) به پایان میبرم: "مدیران و سرمایهگذاران باید درک کنند که اعداد حسابداری، شروع فرایند ارزشگذاری است نه پایان آن."
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
10 ریسک اقتصاد جهان به روایت واحد اطلاعات اکونومیست
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg