Financial Engineering – Telegram
Financial Engineering
1.9K subscribers
3.66K photos
443 videos
412 files
1.41K links
کانال مهندسی مالی

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور

ارتباط با ادمین

@Araz_Sourani
Download Telegram
📣 سوال : روش مناسب قيمت گذاری برای شركت های سرمايه گذاری و شركتهای زيان دهنده به ترتيب كدام است؟

1- NAV و P/CF
2- P/E و NAV
3- تنزیل جریان نقدی و P/E
4- NAV و DDM



⭕️ #پاسخ_تشریحی در ادامه ...

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
BS_delta_call.zip
493 B
کد متلب
BS Delta Call

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Engineering
📣 سوال : روش مناسب قيمت گذاری برای شركت های سرمايه گذاری و شركتهای زيان دهنده به ترتيب كدام است؟ 1- NAV و P/CF 2- P/E و NAV 3- تنزیل جریان نقدی و P/E 4- NAV و DDM ⭕️ #پاسخ_تشریحی در ادامه ... بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور https://news.1rj.ru/str/joi…
📣 پاسخ :

✔️ گزینه 1 صحیح است.

روش مناسب قیمت‌گذاری برای شرکت‌های سرمایه گذاری روش ارزش خالص دارایی‌ها ( NAV ) و برای شرکت های زیان ده نسبت قیمت به زیان نقدی ( P/CF ) میباشد .

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Financial Risk Forecasting ( R and Matlab).pdf
3.1 MB
کتاب پیش بینی ریسک مالی با استفاده از MATLAB

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی کامل مقدمه ای بر R
آشنایی با توابع عمومی -1
مدرس: امید صفرزاده
دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه Bilkent

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#اوراق_قرضه_دولتی

اوراق قرضه دولتی چیست؟

🔻اوراق قرضه دولتی آن دسته از اوراق بدهی است که توسط دولت منتشر می‌شود تا از مخارج دولت حمایت کند.

🔻 اوراق قرضه دولت فدرال در ایالات متحده، شامل اوراق قرضه پس انداز، اوراق قرضه خزانه، اوراق خزانه مصون از تورم (TIPS) می‌باشد. قبل از سرمایه‌گذاری در اوراق قرضه دولتی، ریسک‌های مربوط به این اوراق از قبیل ریسک کشور، ریسک سیاسی، ریسک تورم، ریسک نرخ بهره و … باید بررسی گردد. البته دولت‌ها معمولاً ریسک اعتباری پایینی دارند.


اوراق قرضه دولتی به زبان ساده

🔻 دولت با انتشار اوراق قرضه درواقع اقدام به دریافت وام می‌نماید. به این صورت که خریداران این اوراق پولی را بابت خرید این اوراق به دولت پرداخت می‌کنند و در ازای آن بهره دریافت می‌نمایند.

🔻همچنین در سررسید اوراق قرضه، اصل پول خود را نیز دریافت می‌کنند. علاوه بر دولت‌ها، شرکت‌ها نیز اوراق قرضه منتشر می‌کنند اما به دلیل این که ریسک اعتباری اوراق قرضه دولتی کمتر است، بازده این اوراق نیز نسبت به اوراق قرضه شرکتی کمتر می‌باشد.

🔻درواقع دولت‌ها می‌توانند با خرید و فروش اوراق قرضه دولتی، عرضه پول در اقتصاد را کنترل نمایند. مثلاً با انتشار اوراق قرضه، دولت نقدینگی سرگردان جامعه را جمع‌آوری نموده و عرضه پول کاهش می‌یابد. همچنین دولت می‌تواند اوراق قرضه‌ای را که منتشر کرده است، خریداری نماید. بدین ترتیب مقدار زیادی پول وارد اقتصاد شده و عرضه پول افزایش می‌یابد.

🔻میزان ریسک اوراق قرضه دولتی بیشتر از همه، به ریسک کشور منتشرکننده آن بستگی دارد. ریسک این اوراق در ایالات متحده، حداقل است. این امر به دلیل آن است که امریکا از رتبه اعتباری مطلوبی برخوردار است و حتی اگر نکولی صورت گیرد، به دلیل بالا بودن میزان مالیات دریافتی در این کشور، امکان تهاتر با مالیات برای دارندگان اوراق قرضه دولتی وجود دارد.

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
#متن_آموزشی
#اوراق_بدهی
#سود

🔹🔸نرخ سود سالیانه اوراق(YTM) چه تفاوتی با سود معادل بانکی دارد؟

فرض کنید یک نفر 10 میلیون تومان درحساب بانکی با سود 20% و یک نفر 10 میلیون در اسناد خزانه اسلامی با سود معادل بانکی 20% و سررسید یک سال بعد داشته باشد. برای حساب بانکی، ماهانه 1.67% درصد یا عدد 167 هزارتومان تومان پرداخت می شود که مجموع این عدد در پایان دوازده ماه به 2 میلیون می رسد. نفر دوم اصل پول و سود آن یعنی 12 میلیون تومان را یکجا و در تاریخ سررسید دریافت می کند. در نگاه اول سود هر دو نفر یکسان دیده می شود اما باید توجه کرد که نفر اول که 167 هزار تومان ماهانه بانک را می‌تواند دوباره با نرخ 20 درصد سرمایه گذاری کند در حالی که این گزینه برای سرمایه‌گذار اوراق بدهی وجود ندارد. بنابراین برای مقایسه‌ی نرخ سود سالیانه اوراق بدهی با سود بانکی، سود YTM اوراق را به سود معادل بانکی تبدیل می‌کنند که کمی کمتر از YTM اوراق است.

البته توجه کنید که عموما سپرده های بلند مدت بانکی قابل برداشت نیستند و درصورت برداشت از حساب، سود کمتری نسبت به سود اولیه پرداخت می شود. در مقابل می توان به سادگی و بدون کاهش سود، تمام یا بخشی از اسناد خزانه اسلامی را در بازار به فروش رساند و اصل سرمایه و سود تا آن زمان دریافت کرد و مجددا در فرصت‌های با سود بالاتر سرمایه‌گذاری کرد./نقل از بهترین سود بدون ریسک

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
فهم صورت های مالی

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
ارزش بازاری شرکت‌ها

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
کتاب بررسی سازوکار ابزارهای مالی مبتنی بر سهم (ELI) در بازارهای اوراق بهادار

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت سوم
@Finex2017
#آموزشی

🔶موضوعات:

شرکت های غیر سرمایه گذاری/
انواع مجامع/دوره مالی/
افزایش سرمایه و ...

🌐منبع: سازمان ‌بورس

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
The Economist - 2018-03-10.pdf
17.2 MB
#اکونومیست
مطالب در صفحات 13، 14، 28
مطالب مالی از صفحه 71 و
شاخص های اقتصادی از صفحه 88 توصیه می شود.

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
رویکردهای مختلف به ارزش‌گذاری
برای ارزش‌گذاری اوراق بهادار (مثلا سهام یک شرکت) از رویکردهای مختلفی استفاده می‌شود که در ادامه به اختصار در مورد آن‌ها صحبت می کنیم:
· ارزشگذاری مبتنی بر دارایی ها: در این روش، خیلی ساده فرض می‌شود که ارزش سهام یک شرکت، با ارزش دارایی‌های آن (مثلا زمین، ساختمان، تجهیزات، موجودی مواد و کالا) منهای بدهی‌های شرکت (مثلا بدهی بابت خرید نسبه مواد اولیه، تسهیلات بانکی و …) برابر است. مثلا اگر یک شرکت مجموعا 1500 تومان دارایی داشته باشد و 500 تومان نیز به اشخاص مختلفی بدهکار باشد، ارزش سهام این شرکت با 1000 تومان برابر خواهد بود. مشکل این روش این است که امکان خلق ارزش توسط دارایی‌ها لحاظ نمی‌شود. به بیان دیگر فرض می‌شود که شرکت قرار است منحل شود و دارایی‌های آن نمی‌توانند ارزشی بیش از قیمت روز خود خلق کنند.
· ارزشگذاری نسبی: ایده روش‌های ارزش‌گذاری نسبی بسیار ساده است. با یک مثال این روش را توضیح می‌دهیم. فرض کنید شرکت الف سودی برابر با 100 تومان دارد و به تازگی در یک معامله، 1000 تومان ارزشگذاری شده است. حال فرض کنید شرکت ب، سودی برابر با 200 تومان دارد. با یک تناسب ساده ریاضی می‌توان به این نتیجه رسید که شرکت ب، ارزشی برابر 2000 تومان دارد. به بیان دیگر، فرض کردیم که شرکت‌های مشابه الف، همگی دارای یک ویژگی مشترک هستند؛ نسبت قیمت به سود آن‌ها (P/E) برابر است با 10.
· ارزشگذاری مطلق: یکی از ایرادات وارده به رویکرد ارزشگذاری نسبی این است که ممکن است شرکت الف، گران و یا ارزان معامله شده باشد و دلیلی ندارد که شرکت ب نیز دچار همین مساله شود. رویکرد ارزشگذاری مطلق این مشکل را حل می‌کند. در این رویکرد، ارزش هر دارایی با ارزش فعلیِ منافعِ آتی آن دارایی برابر است. مثلا اگر قرار است شرکتی در سال‌های بعد، سودهای مختلفی بین سهام‌داران خود توزیع کند، کافی است محاسبه کنیم که ارزش این سودها به قیمت امروز چقدر خواهد شد. مجموع این اعداد با ارزش سهام شرکت به قیمت امروز برابر است.
· ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی: این روش فرض می‌کند که اوراق بهادار یک شرکت، نوعی حق اختیار است که سهام‌دار می‌تواند بسته به شرایط پیش رو در خصوص آن، تصمیم گیری‌های متفاوتی داشته باشد. به دلیل پیچیدگی‌های این روش، از توضیح آن در این مختصر می‌گذریم.
روش‌های ارزش‌گذاری مبتنی بر دارایی‌ها، عمدتا توسط کارشناسان رسمی دادگستری و جهت ارزش‌گذاری دارایی‌ها یا کارخانه‌ها استفاده می‌شود. روش‌های ارزش‌گذاری نسبی و مطلق نیز عمدتا توسط فعالان بازار سهام مورد استفاده قرار می‌گیرد. رویکرد ارزش‌گذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی نیز به دلیل پیچیدگی‌های محاسباتی، کم‌تر استفاده می‌شود. با این توضیحات ابتدایی می‌توانیم به بررسی این موضوع بپردازیم که چرا ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها متفاوت از ارزش‌گذاری شرکت‌های بورسی است.
مشکلات ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها
در اینجا به اختصار، قابلیت استفاده از رویکردهای مختلف برای ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها را بررسی می‌کنیم:
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر دارایی‌ها به وضوح روشی غیرکاربردی برای ارزشگذاری استارتاپها است. می‌دانیم که استارتاپها دارایی چندانی ندارند (خصوصا دارایی‌های مشهود) ولی در عین حال، ممکن است منافعی به مراتب بیش از میزان دارایی‌های خود خلق کنند.
· رویکرد ارزشگذاری نسبی، همانطور که اشاره شد، روشی بسیار رایج در بازار سهام است. اما نکته اینجا است که این روش هنگامی قابل استفاده است که دو شرکت مشابه باشند. مثلا شما می‌توانید دو استارتاپ در یک حوزه مشابه را با یکدیگر مشابه فرض کرده و طبق مثال‌های ذکر شده از ارزش شرکت الف، به ارزش شرکت ب پی ببرید. مشکل از آنجا ناشی می‌شود که افراد تلاش میکنند شرکت‌های غیرمشابه را به عنوان شاخص مقایسه‌ای استفاده کنند. مثلا می‌گویند چون شرکت الف در بورس، معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزش‌گذاری شده است، ما استارتاپ ب را نیز معادل 10 برابر سود سالانه اش ارزشگذاری می‌کنیم. در حالی که کوچک‌ترین شباهتی بین یک شرکت بالغ بورسی و یک استارتاپ وجود ندارد. بنابراین اصل استفاده از چنین روشی زیر سوال می‌رود. بسیاری از فعالان بورسی نمی‌دانند که دغدغه یک استارتاپ، سود نیست بلکه رشد نمایی است. پارامترهای مالی یک استارتاپ همچون فروش یا سود، ممکن است سالانه بیش از 100% رشد کند (این عدد برای استارتاپهای موفق به مراتب بیشتر است)، در این حالت امکان قیاس یک شرکت بالغ با رشد پایین و یک شرکت مقیاس‌پذیر با رشد بالا، غیر‌منطقی است.

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
شاید طرح یک مثال بتواند به درک بهتر مساله کمک کند. شرکت جنرال موتورز (General Motors) در سال ۲۰۱۶، حدود ۱۰ میلیون خودرو به مشتریان خود تحویل داده است. حدود ۱۶۶ میلیارد دلار درآمد و حدود ۹٫۴ میلیارد دلار سود خالص داشته است. در بازه مشابه، شرکت تسلا (Tesla)، حدود ۷۶ هزار خودرو به مشتریان خود تحویل داده است. حدود ۷ میلیارد دلار درآمد داشته و ضرری حدود ۸۰۰ میلیون دلاری را تجربه کرده است. اگر بخواهیم بر اساس این داده‌ها، ارزش جنرال موتورز و تسلا را مقایسه کنیم به چه نتایجی می‌رسیم؟ آیا این اعداد می‌توانند ارزش‌گذاری بالاتر برای تسلا را توجیه کنند؟! در تاریخ ۱۱ آگوست ۲۰۱۷، ارزش بازار جنرال موتورز برابر با ۵۱٫۴ میلیارد دلار و ارزش تسلا برابر با ۵۸٫۶ میلیارد دلار بوده است. این تفاوت قابل توجه بین عملکرد مالی و ارزش‌گذاری را چگونه می‌توان توجیه کرد؟ دقت کنید که این ارزش‌گذاری‌ها در بورس آمریکا اتفاق افتاده‌است. یعنی فعالان بورسی این کشور به این نکته واقف شده‌اند که نرخ رشد بالا می‌تواند به مراتب ارزش بیشتری از سودآوری داشته باشد.
· رویکرد ارزشگذاری مطلق و روش‌های زیرمجموعه آن همچون تنزیل جریانات وجه نقد (DCF)، بر این ایده استوار هستند که ارزش ذاتی سهام شرکت‌ها بر اساس منافعی تعیین خواهد شد که در آینده خلق خواهند کرد. مشکلی که در استفاده از این روش‌ها برای ارزشگذاری استارتاپها وجود دارد، این است که آینده استارتاپها بسیار مبهم و غیرقابل پیش‌بینی است. در یک شرکت بورسی شما ممکن است بتوانید با تولرانس قابل قبولی، آینده نزدیک یک شرکت را پیش‌بینی کنید؛ اما در اکوسیستم استارتاپی چنین چیزی ممکن نیست. به عنوان مثال در ارزشگذاری به روش گوردون و یا روش‌های مشابه، ارزش سهام به شدت وابسته به نرخ رشد شرکت در بلندمدت است. بسیاری از فعالان بورسی به این نکته توجه نکرده و همان نرخ رشد بلندمدتِ یک شرکت بالغ بورسی را برای یک استارتاپ در نظر می‌گیرند. این مساله باعث می‌شود که استفاده از این رویکرد در ارزشگذاری استارتاپها، علیرغم ظاهر علمی خود، بعضا به نتایج بسیار غیرمعقولی برسد.
· رویکرد ارزشگذاری مبتنی بر تحلیل حق اختیارات واقعی یکی از روش‌هایی است که می‌تواند برای ارزشگذاری استارتاپها استفاده شود در حالیکه به دلیل پیچیدگی‌های این روش، معمولا در عمل از آن استفاده نمی‌شود.
بایدهای ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها
اما چه باید کرد؟ آیا مواردی که ذکر شد به این معنا است که ارزش‌گذاری استارتاپ‌ها ممکن نیست؟ برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه کرد:
· اهمیت شناخت از اکوسیستم استارتاپی هنگام ارزشگذاری استارتاپها: شناخت حوزه و صنعت در ارزشگذاری سهام هر شرکتی از اهمیت بالایی برخوردار است. همانگونه که ارزشگذاری یک شرکت پتروشیمی بدون شناخت کافی از این حوزه، غیرمنطقی است؛ ارزشگذاری استارتاپها نیز بدون شناخت اکوسیستم استارتاپی و صنعت استارتاپِ مورد بحث، کاری غیر‌منطقی است.
· توجه به دوره تامین مالی استارتاپها: استارتاپ‌ها در دوره‌های مختلف تامین مالی میکنند. ارزشگذاری استارتاپها در دوره‌های بذری (Seed Rounds) بسیار متفاوت از ارزشگذاری آنها در دوره سری الف (Series A) است. در دوره‌های ابتدایی، استارتاپها معمولا هیچگونه داده مالی قابل توجهی ندارند. به همین دلیل است که در اکوسیستم استارتاپی آمریکا، به جای ارزشگذاری استارتاپهای بدون درآمد (Pre-revenue) بر اساس شاخص‌های مالی (همچون درآمد و سود)، آن‌ها را بر اساس فاکتورهایی ارزشگذاری میکنند که پتانسیل درآمد و سود شرکت را تعیین می‌کند. مواردی همچون کیفیت تیم کارآفرینی، جذابیت صنعت و مواردی از این دست هستند.
برای جلوگیری از اطاله کلام، به ذکر همین چند مورد بسنده نموده و یادداشت را با ذکر جمله ای از وارن بافت (سرمایه‌گذار معروف) به پایان می‌برم: "مدیران و سرمایه‌گذاران باید درک کنند که اعداد حسابداری، شروع فرایند ارزش‌گذاری است نه پایان آن."

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
10 ریسک اقتصاد جهان به روایت واحد اطلاعات اکونومیست

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
قسمت چهارم
@Finex2017
#آموزشی
🔶ازجمله موضوعات این قسمت:

انواع روش های افزایش سرمایه/
حق تقدم/سود هر سهم(EPS) و ...

🌐منبع: سازمان ‌بورس

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
john hall 9th.pdf
5.5 MB
اختیار معامله، پیمان های آتی و سایر مشتقات، جان هال، ویرایش نهم

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
BS_gamma_call.zip
511 B
کد متلب
BS Gamma Call

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
کتاب مبانی مهندسی مالی
ترجمه و تالیف: دکتر محمد اقبال نیا

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg
مالی رفتاری
دکتر احمد بدری

بزرگترین کانال مهندسی مالی کشور
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAEOZYLLiz9ONZ4GUBg