فلانی‌گسل-سان – Telegram
فلانی‌گسل-سان
19 subscribers
7 photos
2 videos
3 links
به کانال فلانی‌گسل-سان خیلی خوش اومدین
ژانر داستان اصلی: اکشن، فانتزی، ایسکای، کمدی
ژانر نسخه اسپشیال: عاشقانه، فانتزی، فریرن چه خریه!
نویسنده: جمعی از محل
Download Telegram
فلانی‌گسل-سان
اون با استفاده از فلانی گینتاما شیپودن رو شروع میکنه و توی چند هفته فروش بسیار بالایی رو بدست میاره پول خرش میکنه و جز شهرت چیزی براش معنی زندگی نداره برای همین به سرش میزنه تا از باقی خاندان فلانی هم توی داستانش استفاده کنه پس چندی از سربازان و نیرو های…
خب دوستان فیلر رو شروع می‌کنیم. کف قسمت‌های فیلر: ۳۰ قسمت.
کار طولانیه حوصله کن.

*۲سال پیش، معبد خاندان فلانی*
گسلِ پیر: فلانی، خاندان ما همیشه بین دهکده‌های اطراف یه خاندان نفرین‌شده بوده، چون که پدربزرگم ۱۶۹ سال پیش تونست به شمشیر افسانه‌ای دست پیدا کنه، شمشیری که می‌تونه بین دنیاها جابه‌جا شه. به همین خاطر از ما و پدربزرگم با لقب جادوگر یاد شد.
مارو به عنوان جادوگر می‌شناختن. اما در اون زمان جادوگرها افراد پَستی شناخته شده بودن.
ما با قدرتی که شمشیر در اختیارمون قرار داده بود بین دنیاها جا به جا می‌شدیم. از اتک به جوجوتسو، از جوجوتسو به ناروتو و...
من توی دنیای دراگون بال با مادرت آشنا شدم. رسم ما اینطوری نبود که با یکی ازدواج کنیم. همونجا تقه رو مینداختیم ۹ ماه بعد می‌رفتیم سراغ بچه.
و بله، به همین خاطره که قیافت یه قیافه تخمی مثل قیافه تخمی کاراکترهای دراگون بال شده.
من میخواستم تورو با یه زن توی جوجوتسو بیارم.
اما اگه میرفتم با اونا به جرم بچه بازی پلیس بین دنیاها منو میبرد و... آره.
اما همین توی دراگون بال بدنیا اومدنت باعث شد تا کلی قدرت بدست بیاری.

فلانی-سان: اما من هیچ چیز حس نمیکنم، فقط یه قیافه تخمی دراگون بالی با یه بدن عضله‌ای دارم.

پدربزرگ: تازه اولاش هست. بزودی قدرت‌های خارق‌العاده‌ای پیدا می‌کنی که کاراکترهای باقی دنیاها باید جلوت تعظیم کنن!!
👍2
🔄 شاهکار منتشر شد!!
🆒 نسخه‌ی اسپشیال فلانی‌گسل-سان قسمت اول!!!
بله!! نسخه‌ی اسپشیال!! 😮
✏️ عنوان اثر: نسخه‌ی اسپشیال فلانی‌گسل-سان قسمت اول!!
👀 ژانر: عاشقانه، کمدی، فریرن چه خریه!

📕 شروع قسمت اول داستان نسخه‌ی اسپشیال:
«فلانی-سان یه شمشیر سیاه داره اما نمیتونه ازش استفاده کنه چون ضعیفه پس تمرین میکنه با دشمنان زیادی مواجه میشه و قوی میشه و بعدش میتونه از شمشیر سیاه استفاده کنه اما چون خیلی قوی شده اون شمشیر سیاه دیگه بکارش نمیاد پس سعی می‌کنه یک آیدل بشه و چون قبل تناسخ در ژاپن با میکو آشنایی داره سعی داره مثل اون بشه اما بعد یک روزی ایسکای میشه و به عنوان میکو تناسخ پیدا می‌کنه و خیلی چهره کیوت و دوست داشتنی داره و همه اونو تحسین می‌کنه و یک نابغه هست اما چون در دنیای قبلی شمشیر زن بوده و چیز زیادی راجب آیدل نمیدونه پس اونارو یاد میگیره و در سالن نمایش می‌ره بعد چند سال که بزرگ شد و اولین آهنگ اشو میخونه و ۱۰۰ میلیون ویو گرفت که این براش خبر خوشحال کننده ایه و همینطور پیشرفت و پیشرفت می‌کنه اما بعد یک دشمن حمله می‌کنه اما اون جلوش میگیره و میگه 1,2,3 really Miko Miko beam و دشمن راحت شکست میخوره و بعد یک خیلی محبوب در قلب ها میشه و همه عاشقش میشن و با ai hoshino بعد ها آشنا میشه و بقیه آیدل ها، در اوج شهرت، میکو و Ai Hoshino با هم یک گروه آیدل افسانه‌ای تشکیل می‌دهند که در سراسر جهان محبوب می‌شود.
اما توی یکی از اجراهاشون یک دشمن قدرتمند از دنیایی دیگه که اون رو ایسایاما و گگه و حرومزاده سادیسمی روانی با هم ساخته بودن فرستاده بودن تا یکبار برای همیشه کار فلانی‌گسل-سان رو تموم کنن.
دشمنی که فرستاده شده همه‌جوره دهن گسل‌سان رو سرویس کنه و گسلی اونو ۲ برابر افزایش میده به طوری که وقتی راه میره پاهاش دو کیلومتر از هم فاصله دارن. حالا بماند وارد جزئیات نمیشیم زشته.
گسل‌سان چون خودش گسل بودنش ۲ برابر شده بود نمی‌تونست مبارزه کنه و قدرتش رو به میکو و کورومی میده تا اونا ترکیب نهایی خودشون رو به اسم:
«افزایش قلمرو! میکو بی‌پایان ورژن نمی‌دونم چندم»
رو اجرا کنن و اون دشمن رو شکست بدن.
می‌خواید بدونید اون دشمن کی بود؟ غلامرضا!
بله!!
غلامرضا!!!
ایسایاما و گگه روانی سادیسمی حرومزاده غلامرضا رو فرستاده بودن تا کار گسل‌سان رو تموم کنن اما غلامرضا به ۲ درصد قدرت گسل‌سان که به میکو و کورومی داده شده بود شکست خورد.

«ادامه‌ی داستان نسخه اسپشیال: در آینده (هروقت حال داشتیم)»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🗿3🔥2
فلانی‌گسل-سان
❤️ Sticker
ظاهر فلانی-سان وقتی که تبدیل به یک آیدل شد
فلانی‌گسل-سان خطاب به دشمنانش:
«تک به تک در میرید دو به یک هم بیاید که سه میشه فیبوناچی.»
🔥6
فلانی گسل سان:
«به من میگن بتمنی اگه جرعت دارید کپی رایت کنید تا با بتمبیل بیام سراغتون.»
🔥6
پویش من طرفدار فلانی-سان هستم!

نقاشی های خودتون که سعی دارید چهره قدرتمند فلانی-سان رو نشون بدید به @the_azizi ارسال کنید.
🔥3🤣3
فلانی‌گسل-سان pinned «پویش من طرفدار فلانی-سان هستم! نقاشی های خودتون که سعی دارید چهره قدرتمند فلانی-سان رو نشون بدید به @the_azizi ارسال کنید.»
📌 #اطلاعات‌شخصی‌گسل:
می‌دوستید فلانی-سان باکره هستش؟ 😏
اون زن‌هاش رو با نگاه کردن حامله می‌کنه. 😈
بخاطر همین هنوز باکره‌س. 🗿
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥10🗿6
#اطلاعات‌شخصی‌گسل:
می‌دونستید فلانی-سان چرا همیشه لخته؟
چون هیچ لباسی تحمل هات بودن اندام های اون رو نداره

پ.ن: شلوار رو داره چون ایرانیم نمیشه نداشته باشه ولی فک کنید نداره
🤣12🔥2
#اطلاعات‌شخصی‌گسل:
می‌دونستید چرا کسی نمیدونه جنسیت فلانی گسل سان چیه ؟
چون انقدر با چشم هاش دختر هارو حامله کرد که جنسیت خودشو فراموش کرد
🤣11🥰1
🔄 کاور اوپنینگ اول فلانی‌گسل-سان.

❄️ OP: Folani-San On Power.

🖥 جهت گوش دادن اوپنینگ کلیک کنید.

© Cr: AmirKhan & Azizi

🎵 #Opening
⭐️ @FolaniGosal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥9
#اطلاعات‌‌عمومی

میدونستید جوتارو داخل جوجو بچه که بوده پوستر های فلانی سان رو روی دیوار اتاقش میزده؟
🤯9
فلانی‌گسل-سان pinned «آره، «فلانی-سان یه شمشیر سیاه داره اما نمیتونه ازش استفاده کنه چون ضعیفه پس تمرین میکنه با دشمنان زیادی مواجه میشه و قوی میشه و بعدش میتونه از شمشیر سیاه استفاده کنه اما چون خیلی قوی شده اون شمشیر سیاه دیگه بکارش نمیاد.»»
#اطلاعات‌شخصی‌گسل:

فلانی-سان نیازی به غذا خوردن یا دستشویی رفتن نداره اون هنوز که هنوزه اولین شیری که از مادرش خورد رو نشخوار میکنه!
🔥6🤣3
#اطلاعات‌‌شخصی‌گسل:

فلانی-سان با یه شاخه گل احساساتی میشه!
🥰7🤣2
#داستان_فرعی
#ova

روزی روزگاری عجب سان در کوه ها بلند و مرتفع در حال تمرین بود که فلانی-سان رو دید و رفت تا بهش سلامی بکنه: «سلام فلانی-سان، حال و اوضاعتون چه‌طوره؟! می‌تونم یه خواهشی ازتون داشته باشم؟!»
فلانی-سان در جواب گفت: «تو در حد من نیستی»
عجب سان که ناامید شده بود شروع به التماس کرد و گفت: «لطفا استادم شو و بذار زیر نظرت تمرین کنم!» ولی فلانی سان درخواست اون رو رد کرد ، عجب سان تصمیم گرفت تنهایی شروع به. تمرین های سخت های سخت کنه تا یک روزی فلانی سان درخواست اون رو بپذیره و حاملش کنه. شاید از خودتون بپرسید مگه اون مرد نبود ؟ باید بگم نمیدونم!
چندی بعد عجب-سان با یه جادوگر روبه‌رو می‌شه، جادوگر بهش می‌گه من می‌تونم بهت قدرتی بی‌همتا بدم تا فلانی-سان تورو به عنوان همسر ۹۲۸۲۸۷۳ـمش قبول کنه!
عجب-سان می‌گه: «ولی من می‌خوام همسر اولش باشم!!!»
جادوگر بهش می‌گه: «همسر اول؟! فلانی همین الانش هم ۱۸۸۲۸۴۹۴۷۳۷۸۳۹۳ زن داره! برو خداروشکر کن که زن ۹۲۸۲۸۷۳ـمش رو طلاق داده و جاش باز شده!»
عجب-سان از اینکه می‌فهمه فلانی-سان این‌قدر به فکر زن‌هاست و اون‌هارو به حرمسراش اضافه می‌کنه خوشحال می‌شه و تصمیم می‌گیره یه کار خیلی قشنگی بکنه! اون اسم خودشو می‌ذاره عجب‌گسل-سان!!!
عجب‌گسل-سان با نام جدیدش، شور و اشتیاق بیشتری برای رسیدن به فلانی-سان پیدا کرد. او تصمیم گرفت قدرتی به دست بیاورد که نه تنها فلانی-سان را تحت تاثیر قرار دهد، بلکه بتواند در حرمسرای او، جایگاه ویژه‌ای پیدا کند. به همین دلیل، عجب‌گسل-سان به دنبال جادوگر رفت و از او خواست تا قدرتی به او بدهد که بتواند تمام زن‌های حرمسرای فلانی-سان را مجذوب خود کند.

جادوگر که از این درخواست عجیب عجب‌گسل-سان تعجب کرده بود، گفت: «چنین قدرتی وجود ندارد! اما...» مکثی کرد و ادامه داد: «...من می‌توانم به تو قدرتی بدهم که بتوانی هر چیزی را به طلا تبدیل کنی. این‌طوری می‌توانی برای زن‌های حرمسرا، طلا و جواهرات زیادی درست کنی و دلشان را به دست بیاوری.»

عجب‌گسل-سان با شنیدن این پیشنهاد، کمی فکر کرد و گفت: «نه! من نمی‌خواهم با طلا و جواهرات دل کسی را به دست بیاورم. من می‌خواهم با قدرت خودم، همه را مجذوب کنم.»

جادوگر که از این همه سماجت عجب‌گسل-سان خسته شده بود، گفت: «بسیار خب! من به تو قدرتی می‌دهم که بتوانی هر کسی را که بخواهی، به یک موجود بی‌جان تبدیل کنی. این‌طوری می‌توانی رقبایت را از سر راه برداری.»

عجب‌گسل-سان با شنیدن این حرف، چشمانش برق زد: «این عالیه! این دقیقا همون چیزیه که می‌خواستم!»

جادوگر طلسم را خواند و قدرتی به عجب‌گسل-سان منتقل کرد. عجب‌گسل-سان با خوشحالی به سمت حرمسرای فلانی-سان حرکت کرد، در حالی که نقشه‌های شیطانی در سر داشت. اونجا فلانی سان رو دید . بهش با صدایی ملایم و هیجانی گفت : ددی فاکر مشتی بدو به منم بچه بده . فلانی سان به نگاه درنده بهش کرد و عجب سان دوازده قلو حامله شد...
یکی از اون ۱۲ بچه، جوتارو بود!
جوتارو-سان خیلی عجب-سان رو تحسین می‌کرد به‌خاطر همین اسم خودشو گذاشت جوتاروگسل-سان. وقتی فهمید عجب-سان، فلانی-سان رو تحسین می‌کرده و به‌خاطر فلانی-سان به اسمش گسل رو اضافه کرده، خیلی کنجکاو شد که ببینه فلانی-سان چه موجودیه پس عازم یک سفر شد، سفری با هدف دیدار با فلانی‌گسل-‌سان‌دونو‌ساما‌ی عزیز!
در یکی از روز های ابری وقتی دیگه چیزی تا خونه فلانی سان نمونده بوده جونارو یه نفر به نام گشاد سان میبینه. گشاد سان دلش میخواست که بچه دار بشه برای همین به جوتارو میگه اگه منو حامله کنی کاری میکنم از فلانی سان حامله بشی وای از اون جایی که جونارو خودش حاصل یک حاملگی بی موقع بوده اجازه این کار رو نمی‌ده...
🥰8👍1
#اطلاعات‌‌شخصی‌گسل:

می‌دونستید فلانی سان چرا نمیخواد هارم اش شکل بگیره؟

پ.ن: منم نمی‌دونم خودتون بفهمید🗿
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥9🤣2
💥 دموی اوپنینگ جدید فلانی-سان که بزودی منتشر می‌شود.

⭐️ @FolaniGosal
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥103👍3