ادامهی پست قبلی:
- همسر مراجع: دکتر چی گفت؟
-دوز آسنترا رو بیشتر کرد.
- مشکل تو بیشتر کردن دوز آسنترا بود؟! بهش نگفتی بیخوابی و بیقراری و کلافگیت بیشتر شده؟!
- گفتم.
- ببین این دکتر به درد ما نمیخوره. بیا بریم پیش دکتر کتیجون. خیلی ازش راضیه. عروس عمه بتی هم پیشش رفته بود راضی بود.
- اون که دکتر داخلیه. من پیش دکتر داخلی رفتم. کولونوسکوپی کردم، دارم فیفول میخورم.
- باشه، خوبه دکتر کتی جون رو هم امتحان کنیم.
همسرش به کتیجون زنگ میزنه و ازش میخواد یه وقت از دکترش بگیره.
- کتی جون: ببین سر دکترم خیلی شلوغه. من ژتونم رو پیش منشیش تموم کردم. رو به روش یه دکتر دیگه هست، اونم خوبه. میخوای از همون برای شوهرت وقت بگیرم؟
- کتی جون لطفا یه کاریش بکن. میخوام از دکتر خودت وقت بگیری. شوهرم خیلی داره بدتر میشه.
- باشه یه کاریش میکنم.
کتی جون یه وقت از دکترش میگیرد.
- دکتر داخلی: بفرمایید، در خدمتتون هستم. چه کمکی میتونم به شما بکنم؟
- کلافگی و بیقراری و بیخوابی دارم. فیفول هم خوردم هیچ فرقی نکردم.
- آزمایش جدید نگرفتید؟
- چرا هفتهی پیش آزمایش دادم. بفرمایید این هم نتیجهش.
دکتر با دقت آزمایش را میبیند: کم خونیتون که هیچ فرقی نکرده. شما تالاسمی مینور نداشتید؟
- نمیدونم.
- قبلا کم خونی داشتید؟
- نه هیچ وقت کم خونی نداشتم.
- خب پس تالاسمی مینور مطرح نیست. گلبولهای قرمزتون کوچیک شدن. به کم خونی فقر آهن میخوره، ولی باید به فیفول حداقل یکمی جواب میداد....
چه علایم دیگهای دارید؟
سر دلم گاهی درد میگیره و یبوست دارم.
- خب اون که مهم نیست چون کولونوسکوپی دادید و نرمال بوده. دستهاتون رو بکشید ببینم لرزش دست دارید؟
- دکتر متوجه دستهای قوی و زمخت او میشود.
- دستهاتون دست زحمت کشیهها. شغلتون چیه؟
- الان که دیگه کار نمیکنم. ۵۰ سال لوله کش بودم. از ۱۲ سالگی کار میکردم.
یه هویی چیزی در ذهن متخصص داخلی جرقه میزند. با خودش مرور میکند که بیمارم کم خونی دارد، حجم گلبولهای قرمزش کم شده، به فیفول جواب نداده، درد شکم داره، یبوست داره، دست و پاش گز گز میکنه، علایم روانی-عصبی داره و از همه مهمتر شغلش لولهکش است! قطعات پازل در ذهنش تکمیل میشود.
- آقا من فکر کنم فهمیدم مشکل شما چیه. یه آزمایش براتون مینویسم نتیجه رو برای من بیارید.
یک هفته بعد:
- بفرمایید، این هم نتیجهی آزمایش.
دکتر داخلی با دقت مشغول دیدن نتیجهی آزمایشها میشود.
- درست حدس زدم! شما مسمومیت با سرب دارید. اصلا کمبود آهن ندارید. اتفاقا به میزان کافی آهن توی خونتون هست، برای همین فریتین از اول نرمال بوده. به خاطر مسمومیت با سرب بدنتون نمیتونه از آهن موجود برای درست کردن هموگلوبین استفاده کنه.
یک تاکسی دربست میگیرد و به مطب روانپزشک میرود:
- دکتر من انتظار از شما نداشتم که مسمومیت با سرب من رو به خاطر شغل زحمتکشی که ۵۰ سال داشتم تشخیص بدید. ولی حداقل انتظار داشتم وقتی میبینید به درمان شما جواب ندادم، به جای بالا بردن دوز آسنترا من رو به یه متخصص بهتر ارجاع میدادید. همین که متخصص داخلی اولی یه تشخیص اشتباه داد، شما میخواستید تا آخرش روی اون تشخیص اشتباه همکارتون بمونید؟! همسر من باید به من بگه برو پیش یه دکتر داخلی دیگه یا شما باید میگفتید؟!روانپزشک به مراجعش نگاه میکند و پیش خودش فکر میکند اگه مراجع بعدی هم دقیقا همین مشکل رو داشته باشه و متخصص داخلی تشخیص آنمی فقر آهن بده، باز هم ناچاره به تشخیص همکارش اعتماد کنه و تشخیص درست مراجع را میس کنه. ناراحتی روانپزشک نه فقط به خاطر میس کردن این تشخیص، بلکه به خاطر میسکردن تشخیصهای مشابه دیگر در آینده بود. روانپزشک به مراجعش میگوید: ممنون که گفتید. انشاءالله بهتر بشید.
پ.ن: این اتفاق برای من نیفتاده، اما اگر من هم به جای آن روانپزشک بودم مغزم نمیکشید که به تشخیص همکار متخصص داخلی اولی شک کنم و از مراجعم بخواهم برای مشکلش second opinion از یک دکتر داخلی دیگر بگیرد و شرمندهی مراجعم میشدم.
🌵یادداشت های یک روانپزشک.دکتر باجغلی
@funical
- همسر مراجع: دکتر چی گفت؟
-دوز آسنترا رو بیشتر کرد.
- مشکل تو بیشتر کردن دوز آسنترا بود؟! بهش نگفتی بیخوابی و بیقراری و کلافگیت بیشتر شده؟!
- گفتم.
- ببین این دکتر به درد ما نمیخوره. بیا بریم پیش دکتر کتیجون. خیلی ازش راضیه. عروس عمه بتی هم پیشش رفته بود راضی بود.
- اون که دکتر داخلیه. من پیش دکتر داخلی رفتم. کولونوسکوپی کردم، دارم فیفول میخورم.
- باشه، خوبه دکتر کتی جون رو هم امتحان کنیم.
همسرش به کتیجون زنگ میزنه و ازش میخواد یه وقت از دکترش بگیره.
- کتی جون: ببین سر دکترم خیلی شلوغه. من ژتونم رو پیش منشیش تموم کردم. رو به روش یه دکتر دیگه هست، اونم خوبه. میخوای از همون برای شوهرت وقت بگیرم؟
- کتی جون لطفا یه کاریش بکن. میخوام از دکتر خودت وقت بگیری. شوهرم خیلی داره بدتر میشه.
- باشه یه کاریش میکنم.
کتی جون یه وقت از دکترش میگیرد.
- دکتر داخلی: بفرمایید، در خدمتتون هستم. چه کمکی میتونم به شما بکنم؟
- کلافگی و بیقراری و بیخوابی دارم. فیفول هم خوردم هیچ فرقی نکردم.
- آزمایش جدید نگرفتید؟
- چرا هفتهی پیش آزمایش دادم. بفرمایید این هم نتیجهش.
دکتر با دقت آزمایش را میبیند: کم خونیتون که هیچ فرقی نکرده. شما تالاسمی مینور نداشتید؟
- نمیدونم.
- قبلا کم خونی داشتید؟
- نه هیچ وقت کم خونی نداشتم.
- خب پس تالاسمی مینور مطرح نیست. گلبولهای قرمزتون کوچیک شدن. به کم خونی فقر آهن میخوره، ولی باید به فیفول حداقل یکمی جواب میداد....
چه علایم دیگهای دارید؟
سر دلم گاهی درد میگیره و یبوست دارم.
- خب اون که مهم نیست چون کولونوسکوپی دادید و نرمال بوده. دستهاتون رو بکشید ببینم لرزش دست دارید؟
- دکتر متوجه دستهای قوی و زمخت او میشود.
- دستهاتون دست زحمت کشیهها. شغلتون چیه؟
- الان که دیگه کار نمیکنم. ۵۰ سال لوله کش بودم. از ۱۲ سالگی کار میکردم.
یه هویی چیزی در ذهن متخصص داخلی جرقه میزند. با خودش مرور میکند که بیمارم کم خونی دارد، حجم گلبولهای قرمزش کم شده، به فیفول جواب نداده، درد شکم داره، یبوست داره، دست و پاش گز گز میکنه، علایم روانی-عصبی داره و از همه مهمتر شغلش لولهکش است! قطعات پازل در ذهنش تکمیل میشود.
- آقا من فکر کنم فهمیدم مشکل شما چیه. یه آزمایش براتون مینویسم نتیجه رو برای من بیارید.
یک هفته بعد:
- بفرمایید، این هم نتیجهی آزمایش.
دکتر داخلی با دقت مشغول دیدن نتیجهی آزمایشها میشود.
- درست حدس زدم! شما مسمومیت با سرب دارید. اصلا کمبود آهن ندارید. اتفاقا به میزان کافی آهن توی خونتون هست، برای همین فریتین از اول نرمال بوده. به خاطر مسمومیت با سرب بدنتون نمیتونه از آهن موجود برای درست کردن هموگلوبین استفاده کنه.
یک تاکسی دربست میگیرد و به مطب روانپزشک میرود:
- دکتر من انتظار از شما نداشتم که مسمومیت با سرب من رو به خاطر شغل زحمتکشی که ۵۰ سال داشتم تشخیص بدید. ولی حداقل انتظار داشتم وقتی میبینید به درمان شما جواب ندادم، به جای بالا بردن دوز آسنترا من رو به یه متخصص بهتر ارجاع میدادید. همین که متخصص داخلی اولی یه تشخیص اشتباه داد، شما میخواستید تا آخرش روی اون تشخیص اشتباه همکارتون بمونید؟! همسر من باید به من بگه برو پیش یه دکتر داخلی دیگه یا شما باید میگفتید؟!روانپزشک به مراجعش نگاه میکند و پیش خودش فکر میکند اگه مراجع بعدی هم دقیقا همین مشکل رو داشته باشه و متخصص داخلی تشخیص آنمی فقر آهن بده، باز هم ناچاره به تشخیص همکارش اعتماد کنه و تشخیص درست مراجع را میس کنه. ناراحتی روانپزشک نه فقط به خاطر میس کردن این تشخیص، بلکه به خاطر میسکردن تشخیصهای مشابه دیگر در آینده بود. روانپزشک به مراجعش میگوید: ممنون که گفتید. انشاءالله بهتر بشید.
پ.ن: این اتفاق برای من نیفتاده، اما اگر من هم به جای آن روانپزشک بودم مغزم نمیکشید که به تشخیص همکار متخصص داخلی اولی شک کنم و از مراجعم بخواهم برای مشکلش second opinion از یک دکتر داخلی دیگر بگیرد و شرمندهی مراجعم میشدم.
🌵یادداشت های یک روانپزشک.دکتر باجغلی
@funical
👍30🤔2❤1👏1👌1💔1
شب یا صبح؛ بهترین زمان برای وزنکردن چه وقتی است؟/ ۵ دستور برای رفتن روی ترازو
▫️ بهترین زمان برای وزن کردن، اول صبح بعد از رفتن به سرویس بهداشتی و قبل از خوردن یا نوشیدن چیزی است؛ به این دلیل که بدن در طول شب، زمان کافی برای هضم تمام خوراکیها و نوشیدنیهایی که از روز قبل مصرف کردهاید را داشته است.
رعایت نکات زیر هم به محاسبه دقیق وزن کمک میکند:
▫️اول صبح خودتان را وزن کنید.
▫️زمانی که پا روی ترازو میگذارید، لباس کمتر و سبکتری به تن داشته باشید.
▫️ ترازو را روی یک سطح صاف و سخت قرار دهید؛ لزرش، کج شدن ترازو یا قرار دادن آن روی فرش ممکن است منجر به خطا در محاسبه وزن شود.
▫️ وزن خود را با صاف ایستادن روی ترازو در حالی که هر دو پا کمی از هم فاصله دارند، به طور مساوی تقسیم کنید.
▫️ برای بالا بردن دقت در محاسبه وزن واقعی، با پای برهنه روی ترازو بروید.
@funical
▫️ بهترین زمان برای وزن کردن، اول صبح بعد از رفتن به سرویس بهداشتی و قبل از خوردن یا نوشیدن چیزی است؛ به این دلیل که بدن در طول شب، زمان کافی برای هضم تمام خوراکیها و نوشیدنیهایی که از روز قبل مصرف کردهاید را داشته است.
رعایت نکات زیر هم به محاسبه دقیق وزن کمک میکند:
▫️اول صبح خودتان را وزن کنید.
▫️زمانی که پا روی ترازو میگذارید، لباس کمتر و سبکتری به تن داشته باشید.
▫️ ترازو را روی یک سطح صاف و سخت قرار دهید؛ لزرش، کج شدن ترازو یا قرار دادن آن روی فرش ممکن است منجر به خطا در محاسبه وزن شود.
▫️ وزن خود را با صاف ایستادن روی ترازو در حالی که هر دو پا کمی از هم فاصله دارند، به طور مساوی تقسیم کنید.
▫️ برای بالا بردن دقت در محاسبه وزن واقعی، با پای برهنه روی ترازو بروید.
@funical
👍9👌1
@funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15❤3😁1
دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی:
@funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍17😁2🤔1
@funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9😁3🥴1
@funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏13😡9🗿2🤬1😴1🤪1
@funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😡42🤬6🤨2👍1
وظیفه بیماران.pdf
654.1 KB
🔹از آنجا که وضعیت بسیاری از بیماری ها نسبت به روزهداری برای اکثر بیماران و حتی عده زیادی از پزشکان ناشناخته است، به اهتمام «مرکز موضوعشناسی احکام فقهی» و «فرهنگستان علوم پزشکی» با حضور پزشکان متخصص و فوق تخصص در رشتههای مختلف و عالمان حوزه علمیه، جلسات متعددی برای بررسی انواع بیماریهای مختلف جهت راهنمایی بیماران محترم برگزار شد.
@funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍21🤣6👏1
🔹تاکنون با حمایت های هیات امنای صرفهجویی ارزی در معالجه بیماران، بیش از ۲۰ هزار عمل کاشت حلزون انجام شده است که هماکنون این عمل در ۱۶ مرکز استانی صورت میگیرد.
🔹 هماینک کشورما در منطقه خاورمیانه رتبه نخست کاشت حلزون را به خود اختصاص داده و در سطح جهانی نیز در میان ۱۰ کشور برتر دنیا قرار دارد.
@funical
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍20❤🔥3❤2👏1