This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 چرا تخت جمشید از سیل مصون است؟
🎥آبراهههای تخت جمشید در جنوب شرقی تخت جمشید قرار گرفته و آب شبکه کانالهای زیرزمینی به آن منتهی و به سمت برزن جنوبی جاری میشود. این خروجیها در سالهای 90 تا 93 شناسایی و کاوش شده که مشکل آبگرفتگی بناهای تخت جمشید را به طور اساسی رفع می کنند
@Geoscience
🎥آبراهههای تخت جمشید در جنوب شرقی تخت جمشید قرار گرفته و آب شبکه کانالهای زیرزمینی به آن منتهی و به سمت برزن جنوبی جاری میشود. این خروجیها در سالهای 90 تا 93 شناسایی و کاوش شده که مشکل آبگرفتگی بناهای تخت جمشید را به طور اساسی رفع می کنند
@Geoscience
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 سهم «دخالت بشری» در سیل اخیر ایران در گفتوگو با دکتر مهدی معتق استاد سيستم های سنجش از راه دور در مرکز تحقيقات علوم زمين (GFZ) و دانشگاه لايبنيز هانوفر آلمان
@Geoscience
@Geoscience
🔵زلزله نسبتاً قوی
🌍منطقه: شوسف، خراسان جنوبي
📈بزرگی: ۴.۶
🗓تاریخ: ۱۳۹۸/۰۱/۰۷
🕰زمان: ۲۰:۴۹:۰۹
➡️طول جغرافیایی: ۶۰.۲۴۰
⬆️عرض جغرافیایی: ۳۱.۹۳۰
📏عمق: ۸
@Geoscience
🌍منطقه: شوسف، خراسان جنوبي
📈بزرگی: ۴.۶
🗓تاریخ: ۱۳۹۸/۰۱/۰۷
🕰زمان: ۲۰:۴۹:۰۹
➡️طول جغرافیایی: ۶۰.۲۴۰
⬆️عرض جغرافیایی: ۳۱.۹۳۰
📏عمق: ۸
@Geoscience
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‼️ این ویدیو نقش پوشش گیاهی در کنترل #سیل و رسوبات را به خوبی نشان میدهد.
#آبخیزداری
👈 براحتی متوجه میشوید ساختساز بیرویه در جنگلها و کوهپایهها توسط زمینخواران پرقدرتِ قانونی ؛ از بومیهای عادی گرفته تا شهروندان مهاجر ، چه بلایِ خانمان سوزی سرِ انسانهای دیگر آورده!
@Geoscience
#آبخیزداری
👈 براحتی متوجه میشوید ساختساز بیرویه در جنگلها و کوهپایهها توسط زمینخواران پرقدرتِ قانونی ؛ از بومیهای عادی گرفته تا شهروندان مهاجر ، چه بلایِ خانمان سوزی سرِ انسانهای دیگر آورده!
@Geoscience
🔺فردوسی بزرگ هزار سال پیش بهتر از مدیران میدونست که نباید مسیلها رو تبدیل به جاده و پارک کرد❗️
به جویی که یک روز بگذشت آب
نسازد خردمند ازو جایِ خواب!
@Geoscience
به جویی که یک روز بگذشت آب
نسازد خردمند ازو جایِ خواب!
@Geoscience
🔺وزیر ارتباطات با انتشار این استوری خبر داد:
🔹تصاویر ماهواره ای از افزایش مساحت دریاچه های استان فارس در اثر بارش های اخیر خبر می دهد.
@Geoscience
🔹تصاویر ماهواره ای از افزایش مساحت دریاچه های استان فارس در اثر بارش های اخیر خبر می دهد.
@Geoscience
:
تصویر ماهواره ای از پوشش برف کشور
توضیح: با توجه به محدودیت داده های اپتیک به پوشش ابر، مناطق فوق آن دسته از مناطق دارای برف است که فاقد پوشش ابر در لحظه تصویربرداری ماهواره بوده اند.
مناطق به رنگ زرد و نارنجی پوشش برف متراکم را نشان میَدهد.
تاریخ تصویربرداری: ۷ فروردین ۹۷، ماهواره AQUA
@Geoscience
تصویر ماهواره ای از پوشش برف کشور
توضیح: با توجه به محدودیت داده های اپتیک به پوشش ابر، مناطق فوق آن دسته از مناطق دارای برف است که فاقد پوشش ابر در لحظه تصویربرداری ماهواره بوده اند.
مناطق به رنگ زرد و نارنجی پوشش برف متراکم را نشان میَدهد.
تاریخ تصویربرداری: ۷ فروردین ۹۷، ماهواره AQUA
@Geoscience
...
انرژی بادی یک انرژی پاک است. توربینهای بادی از انرژی بادی استفاده میکنند که توسط گرمایش اتمسفر توسط خورشید برای تولید برق ایجاد میشود. با استفاده از مزایای انرژی باد، میتوان منبع تمامنشدنی باد را به برق بدون تولید گازهای گلخانههای اضافی و دیگر آلایندهها انتظار داشت.
مزایای انرژی بادی
1.انرژی باد رایگان است.
2.منبعی تجدید پذیر است و تمام نمیشود.
3.تبدیل انرژی باد به انرژی الکتریکی هیچ گاز گلخانهای یا آلاینده شیمیایی به محیط طبیعی اضافه نمیکند.
4.توربینهای بادی را میتوان در مناطق دور جایی که استفاده از دیگر انواع انرژی عملی نیست، استفاده و نصب کرد.
5.توربینهای بادی هزینه و فضای کمتری نسبت به پنل های خورشیدی (PV) به ازای کیلووات تولیدشده دارند. (درصورتیکه در منطقه مناسب نصب شوند.) بعلاوه، توربینهای بادی میتوانند در مواردی جنبه زیبایی داشته باشند و در موارد نادری نیز توانستهاند توریست جذب کنند.
@Geoscience
انرژی بادی یک انرژی پاک است. توربینهای بادی از انرژی بادی استفاده میکنند که توسط گرمایش اتمسفر توسط خورشید برای تولید برق ایجاد میشود. با استفاده از مزایای انرژی باد، میتوان منبع تمامنشدنی باد را به برق بدون تولید گازهای گلخانههای اضافی و دیگر آلایندهها انتظار داشت.
مزایای انرژی بادی
1.انرژی باد رایگان است.
2.منبعی تجدید پذیر است و تمام نمیشود.
3.تبدیل انرژی باد به انرژی الکتریکی هیچ گاز گلخانهای یا آلاینده شیمیایی به محیط طبیعی اضافه نمیکند.
4.توربینهای بادی را میتوان در مناطق دور جایی که استفاده از دیگر انواع انرژی عملی نیست، استفاده و نصب کرد.
5.توربینهای بادی هزینه و فضای کمتری نسبت به پنل های خورشیدی (PV) به ازای کیلووات تولیدشده دارند. (درصورتیکه در منطقه مناسب نصب شوند.) بعلاوه، توربینهای بادی میتوانند در مواردی جنبه زیبایی داشته باشند و در موارد نادری نیز توانستهاند توریست جذب کنند.
@Geoscience
🌧❄️ شکست رکورد ۱۰ ساله باران در ایران؛ بارشها از مرز ۲۵۰ میلیمتر گذشت
🔹رشد ۱۶۵ درصدی در میزان بارشها نسبت به مدت مشابه سال آبی گذشته به ثبت رسید.
@Geoscience
🔹رشد ۱۶۵ درصدی در میزان بارشها نسبت به مدت مشابه سال آبی گذشته به ثبت رسید.
@Geoscience
Forwarded from ربات حذف ✂️
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 آموزش جلوگیری از ورود سیل به داخل خانه
لطفا به اشتراک بگذارید
لطفا به اشتراک بگذارید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پارسی باستان چگونه بود؟
ویدیوی زیر الفبای میخی و عددهای پارسی باستان را تلفظ میکند و کتیبه بیستون داریوش را به زبان پارسی باستان میخواند.
جالب آنکه عددها از چندهزار سال پیش تا کنون، کمترین دگرگونی را داشته اند. همچنین،شکل باستانی برخی واژه های امروزی را هم میتوان در متن کتیبه دید
@Geoscience
ویدیوی زیر الفبای میخی و عددهای پارسی باستان را تلفظ میکند و کتیبه بیستون داریوش را به زبان پارسی باستان میخواند.
جالب آنکه عددها از چندهزار سال پیش تا کنون، کمترین دگرگونی را داشته اند. همچنین،شکل باستانی برخی واژه های امروزی را هم میتوان در متن کتیبه دید
@Geoscience
گزارش مقدماتی زمینلرزه
بزرگی: 4.1
محل وقوع: استان آذربايجان شرقي - حوالی تسوج
تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: 1398/01/08 21:08:44
طول جغرافیایی: 45.5
عرض جغرافیایی: 38.29
عمق زمینلرزه: 7 کیلومتر
نزدیکترین شهرها:
12 کیلومتری تسوج (آذربايجان شرقي)
12 کیلومتری شرفخانه (آذربايجان شرقي)
13 کیلومتری كوزه كنان (آذربايجان شرقي)
نزدیکترین مراکز استان:
72 کیلومتری تبريز
90 کیلومتری اروميه
اطلاعات تکمیلی در وبسایت مرکز لرزهنگاری کشوری مؤسسۀ ژئوفیزیک دانشگاه تهران:
http://irsc.ut.ac.ir
@Geoscience
بزرگی: 4.1
محل وقوع: استان آذربايجان شرقي - حوالی تسوج
تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: 1398/01/08 21:08:44
طول جغرافیایی: 45.5
عرض جغرافیایی: 38.29
عمق زمینلرزه: 7 کیلومتر
نزدیکترین شهرها:
12 کیلومتری تسوج (آذربايجان شرقي)
12 کیلومتری شرفخانه (آذربايجان شرقي)
13 کیلومتری كوزه كنان (آذربايجان شرقي)
نزدیکترین مراکز استان:
72 کیلومتری تبريز
90 کیلومتری اروميه
اطلاعات تکمیلی در وبسایت مرکز لرزهنگاری کشوری مؤسسۀ ژئوفیزیک دانشگاه تهران:
http://irsc.ut.ac.ir
@Geoscience
نااستادان و نادانشجویان
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ عبدالحسین آذرنگ کتابی دارد با عنوان «استادان و نااستادانم» (انتشارات جهان کتاب، 1390) که خودزندگینامه سلوک علمی اوست و میکوشد تا مرز میان استادی و نااستادی را مشخص کند و خواندنش لطف بسیار دارد. او در مقایسه جوّ دانشجویی پرشور دانشگاه معتبر شیراز و دانشگاه تازهتأسیس اصفهان در میانه دهه 1340 به نکتهای بسیار بدیع اشاره میکند و مینویسد «اکثریت دانشجویان این دانشکده را معلمان و دبیران آموزش و پرورش و کارمندان دولت تشکیل میدادند که مدرک کارشناسی را برای ارتقاهای اداریشان لازم داشتند. ... وقتی عصرها در راهروهای شلوغ دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان از میان کارمندان دانشجوشده میگذشتم و دو فضای متفاوت را با هم مقایسه میکردم، تازه میفهمیدم که تأثیر دانشجویان و ترکیب آنها بر استادان شاید دست کمی از تأثیر استادان بر دانشجویان نداشته باشد. تأثیر نادانشجویی بر نااستادی، کم ازت أثیر نااستادی بر نادانشجویی نیست.» (ص. 46)
✅ استادی خصیصهای نیست که یک بار در معلمان دانشگاه پدید آید و مستدام بماند. استادانی با انگیزههای فراوان، خوب درسخوانده و با انگیزه اثربخشی وارد دانشگاه شدهاند و دست آخر بر اثر رویههای آکادمیک و تعامل با دانشجویان بیانگیزه، ساکت و بدون پرسشگری، به تدریج به «مردار دانشگاهی» بدل شدهاند. همان گونه که جامعه فاقد ظرفیت و امکان پرسشگری، صاحبان قدرت را در نخوت سیاسی و مرگ فکری غرق میکند، دانشجوی ناپرسشگر و بیانگیزه استادان را به نااستادان بدل میسازد.
✅ اگر کارمندان دانشجوشده دهه 1340 با آن تعداد اندک پذیرش دانشجو در آن زمان، نادانشجویانی بودند که نااستادی را برمیانگیختند، نظام دانشگاهی در ایران دو سه دهه اخیر شاهد سیلی از نادانشجویان بوده است. دانشگاهها – چنان که آذرنگ ذکر میکند – از قبل انقلاب جایی برای نادانشجویان و کارمندهای نیازمند ارتقا بودند، اما در سالهای بعد از انقلاب، ابتدا دانشگاه آزاد، بعد مجموعه دانشگاههای دولتی و پس از آن یک دو جین دانشگاههای مختلف و از جمله دانشگاههای وابسته به دستگاههای دولتی، پذیرای سیلی از کارمندان دانشجوشده بودند. دانشگاه قرار نبود علمی به ایشان بیفزاید که از مسیر کاربست آن علم و دانش ارتقا یابند یا بهواسطه افزایش عملکردشان مستحق ارتقا شوند. قاعده ارتقای اداری آن بود که هر مدرک بالاتر، حقوق و مزایای بیشتر به همراه داشت.
✅ نااستادان در دانشگاههای کشور – و تقریباً در عمده دانشگاههای دنیا – تعداد بیشتر و غلبه کمّی دارند. ورود فزاینده نادانشجویان نیز به تدریج فضای دانشگاهی را به سمت رخوت بیشتر برد. نادانشجویان بهواسطه مشغلههای کاری، غیبت از کلاسها، فشار بر اساتید برای کاستن از کیفیت و دشواری دروس، و دست آخر متمسک شدن به لطایفالحیل برای دور زدن قواعد دانشگاهی و کسب نمره، روح دانشگاهی را تحت فشار قرار دادند.
✅ دانشگاه در کنار همه مصائبش، از جمله این واقعیت که راههای ورود نااستادان به آن از گذشته هموارتر شده بود، به معضل کارمندان دانشجوشده نیز گرفتار آمده بود و ایشان عمدتاً هیچ انگیزهای برای رعایت نظم دانشگاهی، روح علمی، پرسشگری و مطالبه کردن دانش نداشته و ندارند. این فرایند سبب شده نااستادان نااستادتر، و استادان پیشین نیز به نااستادی متمایلتر شوند. استاد به تدریج به آب راکدی بدل میشود که سنگپرانی هیچ کودک پرشوری یا شنای هیچ مرغابیای آرامش آب را به هم نمیزند و به این ترتیب استاد و دانشجو در فرایند قتل انگیزهها و روح علمی یکدیگر مشارکت میجویند و نوعی مقاتله شکل میگیرد.
✅ انصاف باید داشت که این تأثیر و تأثر نااستادان و نادانشجویان و پدیدار شدن چرخهای بدشگون از کشتن روح علمی متقابل، فقط محصول کارمندان دانشجوشده نیست. آموزش عالی تودهای در کنار جامعهای انباشته از بیکاری که تحصیلات آکادمیک در آن تا اندازه زیادی گزینشی ناگزیر است، سیلی از دانشجویان را راهی کلاسهای درس میکند که با وصف نادانشجو بیشتر سازگارند. این گروه نیز به سهم خود در خلق نااستادی سهیماند.
✅ ترکیبی از خصایص نظام اداری در ایران که ارتقای شغلی در آن تابع سازوکارهای شایستهگزین نیست و مدارک تحصیلی را بیش از اندازه ارج مینهد، ضعف بخش خصوصی که به عوض مدارک تحصیلی، کارآمدیها را معیار ارتقا قرار دهد، آموزش عالی تودهای، تأمین مالی نامناسب دانشگاه و روی آوردن آن به تأمین مالی از طریق مدرکفروشی، چرخهای از اثر متقابل نااستادان و نادانشجویان را تقویت کرده که هر دو فعالانه به کشتن انگیزهها و روح دانشگاهی در یکدیگر مشغولاند.
* این مطلب در روزنامه ایران 11 اسفند منتشر شده است.
@Geoscience
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)
✅ عبدالحسین آذرنگ کتابی دارد با عنوان «استادان و نااستادانم» (انتشارات جهان کتاب، 1390) که خودزندگینامه سلوک علمی اوست و میکوشد تا مرز میان استادی و نااستادی را مشخص کند و خواندنش لطف بسیار دارد. او در مقایسه جوّ دانشجویی پرشور دانشگاه معتبر شیراز و دانشگاه تازهتأسیس اصفهان در میانه دهه 1340 به نکتهای بسیار بدیع اشاره میکند و مینویسد «اکثریت دانشجویان این دانشکده را معلمان و دبیران آموزش و پرورش و کارمندان دولت تشکیل میدادند که مدرک کارشناسی را برای ارتقاهای اداریشان لازم داشتند. ... وقتی عصرها در راهروهای شلوغ دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان از میان کارمندان دانشجوشده میگذشتم و دو فضای متفاوت را با هم مقایسه میکردم، تازه میفهمیدم که تأثیر دانشجویان و ترکیب آنها بر استادان شاید دست کمی از تأثیر استادان بر دانشجویان نداشته باشد. تأثیر نادانشجویی بر نااستادی، کم ازت أثیر نااستادی بر نادانشجویی نیست.» (ص. 46)
✅ استادی خصیصهای نیست که یک بار در معلمان دانشگاه پدید آید و مستدام بماند. استادانی با انگیزههای فراوان، خوب درسخوانده و با انگیزه اثربخشی وارد دانشگاه شدهاند و دست آخر بر اثر رویههای آکادمیک و تعامل با دانشجویان بیانگیزه، ساکت و بدون پرسشگری، به تدریج به «مردار دانشگاهی» بدل شدهاند. همان گونه که جامعه فاقد ظرفیت و امکان پرسشگری، صاحبان قدرت را در نخوت سیاسی و مرگ فکری غرق میکند، دانشجوی ناپرسشگر و بیانگیزه استادان را به نااستادان بدل میسازد.
✅ اگر کارمندان دانشجوشده دهه 1340 با آن تعداد اندک پذیرش دانشجو در آن زمان، نادانشجویانی بودند که نااستادی را برمیانگیختند، نظام دانشگاهی در ایران دو سه دهه اخیر شاهد سیلی از نادانشجویان بوده است. دانشگاهها – چنان که آذرنگ ذکر میکند – از قبل انقلاب جایی برای نادانشجویان و کارمندهای نیازمند ارتقا بودند، اما در سالهای بعد از انقلاب، ابتدا دانشگاه آزاد، بعد مجموعه دانشگاههای دولتی و پس از آن یک دو جین دانشگاههای مختلف و از جمله دانشگاههای وابسته به دستگاههای دولتی، پذیرای سیلی از کارمندان دانشجوشده بودند. دانشگاه قرار نبود علمی به ایشان بیفزاید که از مسیر کاربست آن علم و دانش ارتقا یابند یا بهواسطه افزایش عملکردشان مستحق ارتقا شوند. قاعده ارتقای اداری آن بود که هر مدرک بالاتر، حقوق و مزایای بیشتر به همراه داشت.
✅ نااستادان در دانشگاههای کشور – و تقریباً در عمده دانشگاههای دنیا – تعداد بیشتر و غلبه کمّی دارند. ورود فزاینده نادانشجویان نیز به تدریج فضای دانشگاهی را به سمت رخوت بیشتر برد. نادانشجویان بهواسطه مشغلههای کاری، غیبت از کلاسها، فشار بر اساتید برای کاستن از کیفیت و دشواری دروس، و دست آخر متمسک شدن به لطایفالحیل برای دور زدن قواعد دانشگاهی و کسب نمره، روح دانشگاهی را تحت فشار قرار دادند.
✅ دانشگاه در کنار همه مصائبش، از جمله این واقعیت که راههای ورود نااستادان به آن از گذشته هموارتر شده بود، به معضل کارمندان دانشجوشده نیز گرفتار آمده بود و ایشان عمدتاً هیچ انگیزهای برای رعایت نظم دانشگاهی، روح علمی، پرسشگری و مطالبه کردن دانش نداشته و ندارند. این فرایند سبب شده نااستادان نااستادتر، و استادان پیشین نیز به نااستادی متمایلتر شوند. استاد به تدریج به آب راکدی بدل میشود که سنگپرانی هیچ کودک پرشوری یا شنای هیچ مرغابیای آرامش آب را به هم نمیزند و به این ترتیب استاد و دانشجو در فرایند قتل انگیزهها و روح علمی یکدیگر مشارکت میجویند و نوعی مقاتله شکل میگیرد.
✅ انصاف باید داشت که این تأثیر و تأثر نااستادان و نادانشجویان و پدیدار شدن چرخهای بدشگون از کشتن روح علمی متقابل، فقط محصول کارمندان دانشجوشده نیست. آموزش عالی تودهای در کنار جامعهای انباشته از بیکاری که تحصیلات آکادمیک در آن تا اندازه زیادی گزینشی ناگزیر است، سیلی از دانشجویان را راهی کلاسهای درس میکند که با وصف نادانشجو بیشتر سازگارند. این گروه نیز به سهم خود در خلق نااستادی سهیماند.
✅ ترکیبی از خصایص نظام اداری در ایران که ارتقای شغلی در آن تابع سازوکارهای شایستهگزین نیست و مدارک تحصیلی را بیش از اندازه ارج مینهد، ضعف بخش خصوصی که به عوض مدارک تحصیلی، کارآمدیها را معیار ارتقا قرار دهد، آموزش عالی تودهای، تأمین مالی نامناسب دانشگاه و روی آوردن آن به تأمین مالی از طریق مدرکفروشی، چرخهای از اثر متقابل نااستادان و نادانشجویان را تقویت کرده که هر دو فعالانه به کشتن انگیزهها و روح دانشگاهی در یکدیگر مشغولاند.
* این مطلب در روزنامه ایران 11 اسفند منتشر شده است.
@Geoscience