randomly pam (free iran) – Telegram
randomly pam (free iran)
1.39K subscribers
6.23K photos
1.31K videos
7 files
1.21K links
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1032514466
˗ˏˋ ꒰ ♡ ꒱ ˎˊ˗ she/her/sahar's lover
Download Telegram
اره خودتو اذیت نکن
موفق باشی 💞
💋15
Forwarded from G o d l y 𓂂 ۫ ۪◝
این پیشی کوچولویی که میبینین گربه ی خیابونیه و مامانش ولش کرده . حدودا یک ماه و خورده ایشه و نیاز به یک خونه داره. خیلی بازیگوشه و اجتماعیه و خیلی خیلی لوسه و نیازمند عشقه. ازتون خواهش میکنم فقط اگر شرایط واگذاری کامل این بچه ی کوچولو رو دارید بهم پیام بدین برای هماهنگی.
چون خیلی بچس طبیعتا هنوز نه قرص انگل خورده نه واکسن زده.
بدنش رو چک کردم جای زخم یا بیماری خاصی هم نداره و بازیگوشیش نشون میده که سالمه. ازتون ممنون میشم اگه شرایط نگهداری یه گربه رو دارید به این آیدی پیام بدین. واگذاری فقط به افراد متعهد.

@Road_to_Godly
❤‍🔥10
امتحانمو انقدر بد دادم به بچه ای که توی ماشین بود گفتم خاله لذت ببر از کودکیت💞💞💞💞
😭53
Forwarded from Hidden Chat
سلام من آران هستم
وقتی کلاس دوم بودم توسط یکی از نزدیکترین افراد زندگیم بهم چندین بار تحت تعرض قرار گرفتم و باعث شد من دچار مشکلات شدید روحی بشم، وقتی به خانوادم گفتم، اون فرد کاملا شست و شوی مغزیشون داده بود و با اینکه من ۸ سالم بود تقریبا، اعتقاد داشتن که من دارم دروغ میگم و دنبال توجهم، این اتفاق باعث شد که برای یه مدت طولانی از خانوادم متنفر بشم‌
خانواده من هنوزم اعتقاد دارن که من برای جلب توجه اون حرفارو زدم و دروغ گفتم.
خبر خوش اینه که اون فرد، ۱ سال بعد از بلاهایی که سر من آورد، خودکشی کرد و من میدونم تو جهنم داره میسوزه.
این داستان رو من برای این بازگو نمیکنم که برام ناراحت بشن، بلکه متوجه بشن من با وجود این سختی ها هم از طرف خانواده و برای یک سال از طرف تعرض کننده از بچگی جنگیدم و به خودم افتخار میکنم که با وجود اینهمه سختی، ادامه دادم و هیچوقت به خودم نگفتم "شاید چیزی که فکر میکنی نبوده"
راستی با خودم sour punch Twists آوردم
💋37💔10
Forwarded from Hidden Chat
سلام میدونم چند روز از این اعترافا گذشته ولی منم نیاز دارم بگم.
یه بار که من کلاس هفتم بودم شب خونه مامان بزرگم بودیم؛ جای مامان و بابا و خواهرم توی اتاق بود منم توی پذیرایی. شبش من کنار مامانم خوابم برده بود(در حالت خواب و بیداری) و وقتی بابام اومد سرجاش نفهمید که منم کنارشم. فکر کرد من مامانم هستم و دستش رو کرد توی شورتم. منم شک شده بودم هیچ کاری نتونستم کنم ولی بعد چند ثانیه که چشمش به تاریکی عادت کرد متوجه شد که منم و خیلی نرمال گفت پاشو برو سرجات.
And I brought you marshmallow.
💔46😭13
Forwarded from Hidden Chat
پم عزیز مهمونی تموم شده و من هم دیر رسیدم هم هیچی نیاوردم:(( و نمیدونم اصلا پیاممو بذاری یا نه ولی انیوی
من دهم یه مدرسه توی یه منطقه جدید رفتم و با اولین دانش آموزی که دیدم که بغل دستیم بود دوست شدم
خیلی صمیمی شدیم تا وسطای سال چون جفتمون جدید بودیم و بقیه اکثراً از یکی دوتا مدرسه میومدن و باهم آشنا بودن تقریباً. این دوست من خونمونم میومد و بابای منم دیده بود.
بابای من جانبازه و کاملاً هم از ظاهرش مشخصه (قبل اینکه برینید بهم باید بگم که من حتی از امتیاز مدرسه شاهد هم استفاده نکردم چه برسه سهمیه دانشگاه و بابام خودش موافق این قضیه‌ست)
بعد امتحانای مدرسه من با دوستم به یه مشکلی خوردم سر یه چیز کسشر بچگونه ابویسلی که حتی یادمم نیست. اون چندتا دوست دیگه پیدا کرده بود که اونا خیلی واضح از من خوششون نمیومد و توی کلاس و پیش همه فت‌شیمم میکردن.
یه بار توی حیاط منو دوره کردن و همین دوستمم برگشت گفت لکه ننگ همون بابای کور و شلتی.
یعنی تموم تایمی که توی خونه ما میومده و کلی بازی میکردیم بابای منو میدیده و اینو پیش خودش میگفته. از اون روز به بعد من دیگه به کسی انقدر اعتماد نکردم که بذارم بابامو ببینه.
ببخشید دست‌خالی اومدم ولی توی کیفم همیشه بادوم دارم :>>
💔44😭4
Forwarded from Hidden Chat
وقتی حدودا کلاس دوم یا سوم بودم رفته بودم سوپری محله ی مامان بزرگم اینا و اونجا پفکی میخواستم که توی قفسه بالا بود قدم بهش نمیرسید(در این حد کوچک) و از اون فروشنده لجن خواستم بهم بدتش وقتی اومد اینطرف اول منو از پشت بغل کرد و هردوتا دستشو گذاشت روی سینه هام ( حتی اصلا سینه ای وجود نداشت) و سفت منو گرفته بود ولم نمیکرد و هی میخواست شوخی کنه با این کارش و من فقط با عصبانیت میگفتم ولم کن و به زور دستاشو از خودم جدا کردم چون واقعا اون در مقایسه با من غول بود و دیگه هیچوقت پامو توی مغازه‌ش نذاشتم.
یه شوهر خاله دارم اون هم خیلی کثافته از بچگی بمن بد نگاه میکرد هنوزم بد نگاه میکنه و زل میزنه جوری که حس میکنی اگه کس دیگه ای توی اون خونه نمیبود قطعا بهت تجاوز میکرد و یادمه یبار قرار بود منو برسونه یجایی من بازم خیلی کم سن بودم همون ابتدایی و توی ماشین کل صورتمو بوس میکرد و ازم تعریف میکرد من بازم فقط میگفتم ولم کن و صورتمو اونطرفی کردم الانم خیلی ازش بدم میاد و اگه میتونستم این دونفر رو ریال میکردم. هیچوقت به خانواده‌م نگفتم چون اگه میگفتم اونا ریالشون میکردن and i don't want that.

Anyway i brought پاستیل
😭31💔7
اینا جا موندن
💘32🍓1
randomly pam (free iran)
Marina – Froot
تاپ ۳ بهترین اهنگ های کریرش
انقدر که شما به پژمان جمشیدی اعتماد دارید من به چشمای خودم ندارم
🤝90
یجوری طرفشو گرفتن انگار ۲۴/۷ برای ۳۰ سال باهاش زندگی کردن
😭34👍2