گفت‌آب؛ دیالوگ‌های محیط زیستی درباره آب – Telegram
گفت‌آب؛ دیالوگ‌های محیط زیستی درباره آب
804 subscribers
55 photos
168 videos
41 files
117 links
Download Telegram
مشارکت-جلسه نخست-۵ آذر ۱۴۰۲.pdf
4 MB
فایل و پرسش‌های دکتر بهرنگ فروغی در ارتباط با مشارکت اجتماعی - بخش اول
@goftaab
1👏1
Audio
فایل‌های صوتی کارگاه‌های اول، دوم و چهارم
@goftaab
Forwarded from Iranefarda TV
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
با هم درباره آب حرف بزنیم – بخش یکصد و هفتاد و ششم - مجموعه مدیریت آب برای فعالان محیط زیست در گفتگو با آقایان علی میرچی، کاوه مدنی، امیرآقا کوچک و علی ناظمی
بخش‌هایی از مجموعه آموزشی برگزار شده زیر نظر موسسه آب و محیط زیست و بهداشت دانشگاه سازمان ملل
Audio
فایل صوتی جلسه بهرنگ فروغی در نخستین کارگاه آموزشی
حفاظت از حوضه کارون بزرگ - گفت‌آب
@goftaab
👏21
برنامه جلسات بعدی نخستین کارگاه آموزشی حفاظت از حوضه کارون بزرگ با حضور داوطلبان گفت‌آب




پنجشنبه، ۹ آذر، ۳۰ نوامبر - ۲۰:۳۰ تا ۲۲:۳۰
کامبیز غفوری - آب و محیط زیست و حقوق بشر


شنبه، ۱۱ آذر، ۲ دسامبر ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
احسان دانشور- زمین شناسی حوضه کارون


یک شنبه ۱۲ آذر، ۳ دسامبر ۱۸:۳۰ تا ۲۲:۳۰
بهرنگ فروغی - قدرت اجتماعی
پرند میثمی- عدالت محیط زیستی


دوشنبه ۱۳ آذر، ۴ دسامبر - ۱۸:۳۰ تا ۲۰:۳۰
کامبیز غفوری - روزنامه‌نگاری تحقیقی


سه شنبه، ۱۴ آذر، ۵ دسامبر ۱۸:۳۰ تا ۲۲:۳۰
احسان دانشور - آب‌های زیرزمینی حوضه کارون
جولان فرهادی بابادی - هوش مصنوعی، ابزاری تحقیقی برای فعالان محیط زیستی


‌شنبه، ۱۸ آذر، ۹ دسامبر - ۲۰:۳۰ تا ۰۰:۳۰ بامداد
حسین رئیسی - آنچه فعال محیط زیست حوضه کارون باید از قانون و حقوق قضایی و مدنی بداند
پرند میثمی - نگاهی به قوانین محیط زیستی کانادا
@goftaab
👍4👏32
پنجمین جلسه کارگاه حفاظت از حوضه کارون بزرگ با حضور داوطلبان گفت‌آب، روز پنجشنبه ۹ آذر، معادل ۳۰ نوامبر در ساعت ۲۰:۳۰ به وقت ایران برگزار می‌شود.این جلسه تا ساعت ۲۲:۳۰ ادامه خواهد یافت. این جلسه از طریق MicroSoft Teams قابل مشاهده و پیگیری است.

پنجشنبه، ۹ آذر، ۳۰ نوامبر - ۲۰:۳۰ تا ۲۲:۳۰
کامبیز غفوری - آب و محیط زیست و حقوق بشر


 از طریق این لینک می‌توانید در کلاس حضور یابید:
لینک جلسه ۹ آذر، ۲۰:۳۰ تا ۲۲:۳۰
@goftaab
@goftaab
علاقه‌مندان به جستجوی خبرهای محیط زیستی، می‌توانند شبکه خبری جامعه روزنامه‌نگاران محیط زیستی را دنبال کنند.

https://www.sej.org/headlines/list
https://www.abanganiran.org/single-post/ایذه-نگاهی-به-سرنوشت-محیط-زیستی-یک-شهر


ایذه: نگاهی به سرنوشت محیط زیستی یک شهر

یک مونوگرافی محیط زیستی


جولان فرهادی بابادی

از میان ساکنان حوضه آبریز کارون، بختیاری‌ها «پیامبران طبیعت» هستند. آنها که از بالاترین منطقه سردسیری سرچشمه‌های کوهرنگ با طبیعت حرکت می‌کنند، در فصل سرما طبیعت را آرام می‌گذارند تا در یخچالهایش برف را بگنجاند. در پستان چشمه‌های زمین آب را جمع کند تا به فصل بازگشت، زندگی پایدار در کنار طبیعت ممکن باشد. آنها راه خود را می‌گیرند و همپای کارون، اما در پهنای کوهپایه‌های زاگرس پایین می‌روند تا به مسجد سلیمان برسند. عشایر لالی، لرهای اندیمشک، ایذه، باغملک، گاه تا آن سوی‌تر حتی برخی تا ممسنی در استان فارس رفته‌اند و در کنار سرچشمه‌های بشار سکنی گزیده‌اند.

بود و باش بختیاری‌ها در پهنه کوهستانی زاگرس و در حوضه آبی کارون نوعی رابطه با طبیعت یا آمُختگی به برف و سرما، پوشش‌های گیاهی و زندگی با درختان بلوط است که سبب می‌شود «احترام» و «نگبهانی متقابل» ما بین ساکنان و طبیعت شکل بگیرد. خصوصا آنکه جنگل‌های زاگرس با گستردگی در ۹ استان کشور با ۶ میلیون هکتار مساحت، ۴۰ درصد جنگل‌های ایران را تشکیل می‌دهند. رابطه زاگرس نشینان با «جنگلهای بلوط» که حدود ۷۰ درصد تیپ گونه‌های‌جنگلی زاگرس را شامل می‌شوند، شبیه رابطه جنوبی‌ها با دریا است، در روزگار فقر قوم لر یا در روزگار بی‌دولتی و بی‌سامانی میوه درختان بلوط‌ها قوت غالب آنها داده بود. در فولکلر بختیاری‌ها، طبیعت مهربان است. حضور دامنه‌های زردکوه، تاراز، و دشت غنی و زیبای شیمبار در این فولکلر نوعی حضور سنبلیک طبیعت برای حفاظت از انسان و اجتماع آنهاست. به همین دلیل است که در ۸ آبان ۱۴۰۰ با کاهش آب‌دهی ششصد لیتر بر ثانیه چشمه کوهرنگ، بختیاری‌ها با نواختن ساز چپی، سوگواری می‌کنند. مرگ کارون، مرگ زاگرس است و مرگ زاگرس به معنای مرگ زادگاه! کدام انسانی، کدام فولک، کدام اتنیکی می‌تواند به این سادگی از کنار این موضوع ساده رد شود که بختیاری‌ها دومین آن باشند؟


در چنین مختصاتی «ایذه» یک شهر، مانند شهرهای صنعتی فلات مرکزی ایران نیست. ایذه اقامت گاه طبیعی انسان است که بر اساس گزارش‌های باستان شناسی بر پیشینه تاریخی ۴۰۰۰ ساله شهر اتفاق نظر دارند. این شهر که به نگارکنده‌های سنگی و صخره‌ای ایران معروف است حد فاصل ۱۱۵۵ تا ۱۴۲۴ میلادی پایتخت اتابکان لر بوده است و پس از برافتادن حکومت اتابکان در ۸۵۷ هـ. ق ایذه رو به خرابی گذارد و ساکنان آن به کوچروی روی آوردند. تندیس مرد پارتی (سورنای اشکانی) یافت شده از شمی ایذه حاکی از قدمت و اهمیتی باستانی‌تر از شهرهای قرون وسطایی پاریس، مونیخ، پراگ، برلین است و دانستن همین امر کافی است تا متوجه شویم چه اتفاقاتی در دوره مدرن برای شهرهایی که سکونت گاه‌های باستانی انسان در حوزه آبربز کارون و ای بسا کل حوزه آبریز خلیج فارس و دریای عمان افتاده است و البته این اتفاقات تا چه حد با بی عدالتی سیاسی و سهم بردن نابرابر شهروندان از منافع ملی در ایران در پیوند بوده است.


ادعایی که این منوگرافی به آن می‌پردازد، در واقع این است که شهروندان مناطق حوضه آبریز کارون بزرگ، با متحمل شدن بار وحشتناک پرژوه‌های توسعه ای ضد محیط زیستی، ستم سیاسی متحمل شدند که ناشی از فشار بی‌امان وام‌های سپاه به دولت‌ها بر دهک‌های پایین جامعه بوده است. تحلیل جامعه شناختی این که چه پدیده‌هایی در اثر این تحمیل‌ها در آینده به وجود می‌آید چنان ترسناک است که نمی‌توان آن‌را کامل تصور کرد، اما اخراج مردم از دایره حق سیاسی و اجرایی در این مناطق، را حداقل با پیامدی مانند مرگ سرزمینی می‌توان دید و ایذه نمونه کاملی است که این فشارهای طاقت فرسای رفتار برنامه ریزان را نشان می‌دهد. ادامه شرایط ایذه، یعنی ادامه سرکوب بیشتر مردم - در کل حوضه آبریز خلیج فارس و دریای عمان- و تحمیل خواسته‌های ضد محیط زیستی بیشتر به این حوضه تمدنی است. در نتیجه آنچه برای یک مونوگرافی می‌تواند مهم باشد این است که تفاوت میان «بهره کشان و بهره وران» با «قربانیان بهره کشی» تنها یک ادعای تئوریک نیست بلکه وضعیتی کاملا عینی است که در روند زندگی تاریخی مردم یک منطقه خود را در وضعیت اکنون آنها نشان می‌دهدا؛ اینجااست که وضعیت ساکنان این ایذه دارای اهمیت سیاسی است؛ آنقدر این وضعیت آشکار است که خود را به نویسنده مونوگرافی تحمیل می‌کند و هر گونه تلاش برای توصیف آنکه این وضعیت چگونه ساخته شده است، نویسنده را از بیان تمامی آنچه اتفاق افتاده است باز می‌دارد.