Forwarded from مطالعات استراتژیک ملل ایران Metam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دریاچه اورمیه در آستانه فاجعه؛
با کاهش نگرانکننده سطح آب دریاچه اورمیه، تراز این پهنه آبی به ۱۲۶۹.۸۲ متر رسید.
بر اساس گزارشها، این میزان نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۶۹ سانتیمتر کاهش داشته است.
کارشناسان هشدار میدهند که با ادامه روند فعلی و افزایش دما در ماههای آتی، رکورد تلخ جدیدی برای کمترین سطح آب دریاچه به ثبت خواهد رسید.
این دومین بار در طول تاریخ چند هزار ساله دریاچه اورمیه است که تراز آن به زیر ۱۲۷۰ متر سقوط میکند؛ پیشتر در آذرماه ۱۴۰۲ نیز این تراز به ۱۲۶۹.۷۰ متر رسیده بود.
کاهش بیسابقه آب، نگرانیها درباره نابودی کامل دریاچه را تشدید کرده و توجه فوری به مدیریت منابع آب و احیای دریاچه را ضروری ساخته است.
⏭ Metam
✅ @pishroaz
با کاهش نگرانکننده سطح آب دریاچه اورمیه، تراز این پهنه آبی به ۱۲۶۹.۸۲ متر رسید.
بر اساس گزارشها، این میزان نسبت به مدت مشابه سال گذشته حدود ۶۹ سانتیمتر کاهش داشته است.
کارشناسان هشدار میدهند که با ادامه روند فعلی و افزایش دما در ماههای آتی، رکورد تلخ جدیدی برای کمترین سطح آب دریاچه به ثبت خواهد رسید.
این دومین بار در طول تاریخ چند هزار ساله دریاچه اورمیه است که تراز آن به زیر ۱۲۷۰ متر سقوط میکند؛ پیشتر در آذرماه ۱۴۰۲ نیز این تراز به ۱۲۶۹.۷۰ متر رسیده بود.
کاهش بیسابقه آب، نگرانیها درباره نابودی کامل دریاچه را تشدید کرده و توجه فوری به مدیریت منابع آب و احیای دریاچه را ضروری ساخته است.
⏭ Metam
✅ @pishroaz
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شرکت آب و فاضلاب تهران اعلام کرده که این استان از مهرماه پارسال تا کنون، کمترین میزان بارش در ۶۰ سال گذشته را پشت سر گذاشته و خشکسالی پنج سال اخیر، باعث شده ذخایر آب تهران به کمترین میزان در یک قرن اخیر برسد.
نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست:
نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست:
🤯1
یادداشت جدید نیک آهنگ کوثر در بیبیسی فارسی
نیکآهنگ کوثر، روزنامهنگار و تحلیلگر حوزه آب و محیطزیست
جوانان قدیم که کارتون «گالیور» را به خاطر دارند، حتماً شخصیت منفیباف و همیشه ناامیدی به نام «گلام» را به یاد میآورند؛ همان که تکیهکلامش این بود: «من میدونم، ما موفق نمیشیم، من میدونم.» حکایت این روزهای من هم بیشباهت به او نیست.
از سال ۱۳۸۰ که در دفتر سید محمد خاتمی درباره سیاستهای کلان و مدیریت نادرست آب هشدار دادم، انتقاد کردم و بحرانهای آینده را پیشبینی کردم، همواره از بهبود اوضاع ناامید بودهام.
ساختار حکمرانی و مدیریت آب در ایران، نه از عهد مادها که از دوران پس از جنگ جهانی دوم، با الگوبرداری از رویکردهای سازهمحور غربی و اتکای کورکورانه به مأموریت هیدرولیک شکل گرفت؛ رویکردی که هدفش بهرهبرداری از هر قطره آب بود، بیآنکه بلایی که بر سر محیط زیست میآید دیده شود. نتیجهاش امروز پیداست: کارشناسان و مدیران پیشین وزارت نیرو و دیگر نهادها، که خود سالها بخشی از مشکل بودهاند، حالا زبان به هشدار گشودهاند.
اما هشدار برخی از آنها، شبیه دفاعیات متهمی است که میداند در دادگاه محکوم خواهد شد و حالا میخواهد با بیان بخشهایی از واقعیت، شدت حکم را کاهش دهد، البته بدون آنکه چیزی به ضررش تمام شود.
صرفهجویی در مصرف آب البته ضروری است و اگر مردم تهران بتوانند با همیاری و الگوگیری از تجربه کیپتاون آفریقای جنوبی، فشار بر منابع محدود را کاهش دهند و شهر را تا پاییز از فاجعه نجات دهند، کاری بزرگ کردهاند. اما تکرار این جمله که «مردم باید صرفهجویی کنند» وقتی با بیمسئولیتی مدیران و حکمرانان آب همراه است، دردی را دوا نمیکند.
نمیتوان از نقش شورای عالی آب و مدیرانی که کشور را به این نقطه رساندهاند چشم پوشید. مهمتر از همه، نمیتوان از نقش آیتالله علی خامنهای عبور کرد، کسی که سالها بر افزایش جمعیت تا ۱۵۰ میلیون نفر اصرار داشت و منتقدانی را که هشدار میدادند ایران حتی توان تأمین آب و غذای بیش از ۵۰ میلیون نفر را ندارد، به شیوههای مختلف ساکت کرد. یک نمونهاش پدر درگذشتهام است؛ کسی که به نام پدر آبخوانداری نوین ایران شناخته میشد.
او به دلیل مخالفت با پروژه مخرب سد تنگسرخ، حتی زمانی که سرطان بدنش را میفرسود، تحت بازجویی و فشار قضائی قرار گرفت. تا آنجا که باور کرد مردن از درد بیماری، بهتر از تحمل فشار نادانی حاکمان است. سالها شیمیدرمانی را نپذیرفت و وقتی هم که پذیرفت، دیگر دیر شده بود.
وضعیت آب ایران بدون آگاهی و مشارکت مردم بهبود نخواهد یافت. بخشی از فاجعه، به کوتاهی ما روزنامهنگاران و مدیران رسانه بازمیگردد، ما که تا طعم تشنگی، بیآبی و بیبهداشتی ناشی از بحران آب را نچشیده باشیم، نمیتوانیم عمق رنج میلیونها نفری را درک کنیم که روستاهایشان را ترک کردهاند و به حاشیه شهرها پناه آوردهاند.
دولتهای جمهوری اسلامی برای ساکت نگهداشتن شهروندان، از هر رودخانه، دریاچه و سفره آب زیرزمینی ممکن برداشتند تا آب به شهرهای بزرگ برسانند. اما امروز، اکثریت ایرانیان با واقعیتی تازه روبهرو شدهاند: بسیاری از حتی وفاداران به نظام، حالا ضعف ساختار در تأمین ابتداییترین نیازهایشان، آب، بهداشت، غذا، را به چشم میبینند. کمبود انرژی را در تابستان داغ لمس میکنند و درمییابند که حاکمان، صدها میلیارد دلار را که باید صرف بهبود زندگی مردم میشد، در قمار هستهای باختند و هیچ پاسخگویی هم در کار نیست.
اما پرسش بزرگ این است: چه باید کرد؟ نمیخواهم مثل «گلام» کارتون گالیور بگویم: «ما موفق نمیشیم، من میدونم.» اما باید بگویم: نقطه آغاز، پذیرش واقعیت است. ما باختهایم. آبخوانها، حسابهای پسانداز بلندمدت ما، تا حد زیادی خالی شدهاند. ارثیه آبیمان را از دست دادهایم. حساب جاریمان، یعنی سدها و رودخانهها، ته کشیده. برگ مشارکت مردمی هم نداریم.
نیکآهنگ کوثر، روزنامهنگار و تحلیلگر حوزه آب و محیطزیست
جوانان قدیم که کارتون «گالیور» را به خاطر دارند، حتماً شخصیت منفیباف و همیشه ناامیدی به نام «گلام» را به یاد میآورند؛ همان که تکیهکلامش این بود: «من میدونم، ما موفق نمیشیم، من میدونم.» حکایت این روزهای من هم بیشباهت به او نیست.
از سال ۱۳۸۰ که در دفتر سید محمد خاتمی درباره سیاستهای کلان و مدیریت نادرست آب هشدار دادم، انتقاد کردم و بحرانهای آینده را پیشبینی کردم، همواره از بهبود اوضاع ناامید بودهام.
ساختار حکمرانی و مدیریت آب در ایران، نه از عهد مادها که از دوران پس از جنگ جهانی دوم، با الگوبرداری از رویکردهای سازهمحور غربی و اتکای کورکورانه به مأموریت هیدرولیک شکل گرفت؛ رویکردی که هدفش بهرهبرداری از هر قطره آب بود، بیآنکه بلایی که بر سر محیط زیست میآید دیده شود. نتیجهاش امروز پیداست: کارشناسان و مدیران پیشین وزارت نیرو و دیگر نهادها، که خود سالها بخشی از مشکل بودهاند، حالا زبان به هشدار گشودهاند.
اما هشدار برخی از آنها، شبیه دفاعیات متهمی است که میداند در دادگاه محکوم خواهد شد و حالا میخواهد با بیان بخشهایی از واقعیت، شدت حکم را کاهش دهد، البته بدون آنکه چیزی به ضررش تمام شود.
صرفهجویی در مصرف آب البته ضروری است و اگر مردم تهران بتوانند با همیاری و الگوگیری از تجربه کیپتاون آفریقای جنوبی، فشار بر منابع محدود را کاهش دهند و شهر را تا پاییز از فاجعه نجات دهند، کاری بزرگ کردهاند. اما تکرار این جمله که «مردم باید صرفهجویی کنند» وقتی با بیمسئولیتی مدیران و حکمرانان آب همراه است، دردی را دوا نمیکند.
نمیتوان از نقش شورای عالی آب و مدیرانی که کشور را به این نقطه رساندهاند چشم پوشید. مهمتر از همه، نمیتوان از نقش آیتالله علی خامنهای عبور کرد، کسی که سالها بر افزایش جمعیت تا ۱۵۰ میلیون نفر اصرار داشت و منتقدانی را که هشدار میدادند ایران حتی توان تأمین آب و غذای بیش از ۵۰ میلیون نفر را ندارد، به شیوههای مختلف ساکت کرد. یک نمونهاش پدر درگذشتهام است؛ کسی که به نام پدر آبخوانداری نوین ایران شناخته میشد.
او به دلیل مخالفت با پروژه مخرب سد تنگسرخ، حتی زمانی که سرطان بدنش را میفرسود، تحت بازجویی و فشار قضائی قرار گرفت. تا آنجا که باور کرد مردن از درد بیماری، بهتر از تحمل فشار نادانی حاکمان است. سالها شیمیدرمانی را نپذیرفت و وقتی هم که پذیرفت، دیگر دیر شده بود.
وضعیت آب ایران بدون آگاهی و مشارکت مردم بهبود نخواهد یافت. بخشی از فاجعه، به کوتاهی ما روزنامهنگاران و مدیران رسانه بازمیگردد، ما که تا طعم تشنگی، بیآبی و بیبهداشتی ناشی از بحران آب را نچشیده باشیم، نمیتوانیم عمق رنج میلیونها نفری را درک کنیم که روستاهایشان را ترک کردهاند و به حاشیه شهرها پناه آوردهاند.
دولتهای جمهوری اسلامی برای ساکت نگهداشتن شهروندان، از هر رودخانه، دریاچه و سفره آب زیرزمینی ممکن برداشتند تا آب به شهرهای بزرگ برسانند. اما امروز، اکثریت ایرانیان با واقعیتی تازه روبهرو شدهاند: بسیاری از حتی وفاداران به نظام، حالا ضعف ساختار در تأمین ابتداییترین نیازهایشان، آب، بهداشت، غذا، را به چشم میبینند. کمبود انرژی را در تابستان داغ لمس میکنند و درمییابند که حاکمان، صدها میلیارد دلار را که باید صرف بهبود زندگی مردم میشد، در قمار هستهای باختند و هیچ پاسخگویی هم در کار نیست.
اما پرسش بزرگ این است: چه باید کرد؟ نمیخواهم مثل «گلام» کارتون گالیور بگویم: «ما موفق نمیشیم، من میدونم.» اما باید بگویم: نقطه آغاز، پذیرش واقعیت است. ما باختهایم. آبخوانها، حسابهای پسانداز بلندمدت ما، تا حد زیادی خالی شدهاند. ارثیه آبیمان را از دست دادهایم. حساب جاریمان، یعنی سدها و رودخانهها، ته کشیده. برگ مشارکت مردمی هم نداریم.
🥰1
پس ورشکستهایم. اما اگر قدر هر قطره آب را بدانیم و برای مصرف چندباره همان قطره برنامهریزی کنیم، بختی برای نجات هست. راه نجات، از پروژههای گران قیمت و ضدمحیط زیستی مثل شیرین کردن آب دریا و انتقال آب بین حوضهای نمیگذرد، از تکیه بر شعور و تجربه و مصرف منطقی میگذرد.
گروهی از بهترین دانشمندان آب جهان، ایرانیاند اما نه امکان خدمت در داخل دارند و نه امنیت لازم برای حضور در ایران را دارند، چرا که «مافیای آب» مانع اصلی است. در مقابل، برخی دیگر دائماً میگویند که فقط و فقط اسرائیل میتواند مشکل را حل کند. باید یادآوری کرد که مشکل آب ایران با اف-۳۵ و بمباران حل نمیشود و حفرههای ناشی از انفجار در تجریش و اوین، مخزن آب نخواهند شد.
اما از تجربه عالی اسرائیل در مدیریت مصرف و پاسخگویی و شفافیت میتوان آموخت. ما باید با همکاری بینالمللی، تحت نظارت کارشناسان آگاه داخل و خارج، بر اساس اقلیم نوین ایران و وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجود، با احترام به طبیعت و توسعه دیپلماسی آبی کارآمد و با مشارکت مسئولانه مردم، ایران را نجات دهیم.
نادیدهگرفتن بحران آب و ادامه روشهای مُسکّنی و چسبزخمی، راهی جز فروپاشی برای ایران باقی نخواهد گذاشت.
گروهی از بهترین دانشمندان آب جهان، ایرانیاند اما نه امکان خدمت در داخل دارند و نه امنیت لازم برای حضور در ایران را دارند، چرا که «مافیای آب» مانع اصلی است. در مقابل، برخی دیگر دائماً میگویند که فقط و فقط اسرائیل میتواند مشکل را حل کند. باید یادآوری کرد که مشکل آب ایران با اف-۳۵ و بمباران حل نمیشود و حفرههای ناشی از انفجار در تجریش و اوین، مخزن آب نخواهند شد.
اما از تجربه عالی اسرائیل در مدیریت مصرف و پاسخگویی و شفافیت میتوان آموخت. ما باید با همکاری بینالمللی، تحت نظارت کارشناسان آگاه داخل و خارج، بر اساس اقلیم نوین ایران و وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی موجود، با احترام به طبیعت و توسعه دیپلماسی آبی کارآمد و با مشارکت مسئولانه مردم، ایران را نجات دهیم.
نادیدهگرفتن بحران آب و ادامه روشهای مُسکّنی و چسبزخمی، راهی جز فروپاشی برای ایران باقی نخواهد گذاشت.
👍5❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
https://x.com/nikahang/status/1948576477366140956
۱/چرا در حوزه آب و محیط زیست ایران، نیاز به حقیقتیابی داریم؟
وقتی بحران سراغ ما میآید، دنبال مقصر میگردیم.
تعدادی از ما، سالها است پیش از بحرانی شدن وضعیت، عوامل و همدستان ایجاد کمبود و خسارت به مردم و محیط زیست را معرفی کردهایم.
آیا رسانهها واقعا توجه کردهاند؟
۲/ وقتی روابط عمومیچیهایی که در تحمیل دروغ و گفتمان مدیریت سازهای #مافیای_آب نقشی فعال داشتهاند سر از رسانههای خارج از ایران در میآورند، باید تعجب کرد.
بنا به روایت خبرنگارانی در حوزه اقتصاد، در چارچوب منافع مافیای ضد محیط زیستی، جماعت روابط عمومی سر کیسه را برای گروهی از دبیران و سردبیران و خبرنگاران منتظر «هدیه» شل میکردند تا روایت مورد نظر حاکمیت - سپاه و مشارکت - در حوزه آب تبدیل به گفتمان غالب شود.
https://youtu.be/IUlEKsl5npM?si=44pmIDNWqe3eC-2p via
۳/از این جهت، وقتی هر روز رسانههای خبری بدون ریشهیابی دقیق، فقط سراغ مشغول کردن مخاطبان میروند نه بیان واقعیتهایی که روزگار مردم و سرزمین را سیاه کرده، باید در نیت مدیران و دستاندرکاران تردید کرد. تا جایی میتوان کوتاهی را ناشی از خطا و خستگی دانست.
امیدوارم تحقیقی که قرار بود در رویترز در همین ارتباط منتشر میشد، و روی زمین ماند، نور آفتاب به خود ببیند تا بدانیم سهم دولتهای مختلف، واسطهها، سپاهیان، شرکتهای مشاور، اعضای روزنامه سلام که با آب و نیرو در ارتباط بودند و در رسانههای دیگر پخش شدند، و مهندسان و استادانی که در شکنجه سرزمین نقش داشتند، کامل شود و در اختیار همگان قرار گیرد.
و فراموش نکنید! هر روز سکوت رسانههایی ویژه، معنایی ویژهتر دارد.
#گتوند و #کارون_۳ و #کرخه و #قمرود و …. را فراموش نکنید!
۱/چرا در حوزه آب و محیط زیست ایران، نیاز به حقیقتیابی داریم؟
وقتی بحران سراغ ما میآید، دنبال مقصر میگردیم.
تعدادی از ما، سالها است پیش از بحرانی شدن وضعیت، عوامل و همدستان ایجاد کمبود و خسارت به مردم و محیط زیست را معرفی کردهایم.
آیا رسانهها واقعا توجه کردهاند؟
۲/ وقتی روابط عمومیچیهایی که در تحمیل دروغ و گفتمان مدیریت سازهای #مافیای_آب نقشی فعال داشتهاند سر از رسانههای خارج از ایران در میآورند، باید تعجب کرد.
بنا به روایت خبرنگارانی در حوزه اقتصاد، در چارچوب منافع مافیای ضد محیط زیستی، جماعت روابط عمومی سر کیسه را برای گروهی از دبیران و سردبیران و خبرنگاران منتظر «هدیه» شل میکردند تا روایت مورد نظر حاکمیت - سپاه و مشارکت - در حوزه آب تبدیل به گفتمان غالب شود.
https://youtu.be/IUlEKsl5npM?si=44pmIDNWqe3eC-2p via
۳/از این جهت، وقتی هر روز رسانههای خبری بدون ریشهیابی دقیق، فقط سراغ مشغول کردن مخاطبان میروند نه بیان واقعیتهایی که روزگار مردم و سرزمین را سیاه کرده، باید در نیت مدیران و دستاندرکاران تردید کرد. تا جایی میتوان کوتاهی را ناشی از خطا و خستگی دانست.
امیدوارم تحقیقی که قرار بود در رویترز در همین ارتباط منتشر میشد، و روی زمین ماند، نور آفتاب به خود ببیند تا بدانیم سهم دولتهای مختلف، واسطهها، سپاهیان، شرکتهای مشاور، اعضای روزنامه سلام که با آب و نیرو در ارتباط بودند و در رسانههای دیگر پخش شدند، و مهندسان و استادانی که در شکنجه سرزمین نقش داشتند، کامل شود و در اختیار همگان قرار گیرد.
و فراموش نکنید! هر روز سکوت رسانههایی ویژه، معنایی ویژهتر دارد.
#گتوند و #کارون_۳ و #کرخه و #قمرود و …. را فراموش نکنید!
👍2
نگاهی به گزارش زفریر رینات، خبرنگار حوزه آب و محیط زیست روزنامه هاآرتز: «وقتی پوشش رسانهای یک بحران آب، غیب میشود».
نکات اصلی گزارش:
- رسانهها چشمشان به بحراناست. آن زمان در اسرائیل، کمآبی در دوره خشکسالی تیتر اول رسانهها شد، اما به اندکی بارش باران، پوشش رسانهای تقریبا صفر شد. دبیران تحریریه معمولاً وقتی آب به چشم نیاید، به سراغش نمیروند.
- «از چشم افتادن» مساوی «از یاد رفتن» است. حتی وقتی باران میبارد، تهدید پابرجااست، اما خیلیها متوجه این مهم نیستند! فروکش کردن بحران ظاهری باعث میشود افکار عمومی و سیاستمداران دست از پیگیری بردارند، و این خطرناک است!
به نظر من، از تجربه این روزنامهنگار میتوان بسیار آموخت!
۱- حتی در سالهای پرباران، پیگیری و افشاگری باید ادامه یابد. موضوع باید از حالت «خبر فوری» به «دستور کار دائمی» تبدیل شود!
۲- سدهای خالی، زمینهای کشاورزی و تالابها ترکخورده، صف مردم برای گرفتن سهمشان از تانکرهای آب باید به مردم نشان داده شود.
۳- پرداختن به آلودگی، فساد در بخش آب، و ارتباط طرحهای آبی با پروژههای حساس باید دائما در رسانهها منعکس شود.
۴- سکوت خبرنگاران و دبیران در مقابل واقعیتهای آب را باید زیر ذرهبین برد.
۵- وقتی بحران آب دچار «فروکش ظاهری» میسود، سردبیرها مسیر پوشش خبری را عوض میکنند! در ایران، این تغییر رویه تصادفی نیست! میتواند با دستور مستقیم نهادهای امنیتی، یا لابی روابط عمومی و رشوه، و یا فشار و منافع حامیان اقتصادی انجام شود تا رد فساد، سو مدیریت، یا نقش نهادهای نظامی و پیمانکاران خاص از چشم مردم پنهان بماند.
۶- وقتی فساد رسانهای بیداد میکند، حتی اگر بحران پوشش داده شود، روایتها طوری چیده میشود که نقش مقصران، مانند عیسی بزرگزاده و دیگر عوامل کارفرمایی آب، و یا بنفشه زهرایی و همسانان او، کمرنگ یا پاک شود و تقصیر به «شرایط طبیعی» یا «مصرفکنندهٔ بیمسوولیت» و ... نسبت داده شود.
۷- وقتی رسانههای کوچک و بزرگ از پروژههای بزرگ عمرانی، سدسازی یا انتقال آب آگهی میگیرند و دبیران و سردبیران رشوه و یا «هدیه» دریافت میکنند، انگیزهٔ برای نقد این پروژهها از بین میرود! بررسی کنید سال ۸۵ و با آبگیری سد کارون ۳، عملا چقدر شاهد بررسی دقیق نتایج آبگیری روی مردم و محیط زیست بودیم، اما تعریفها و تمجیدها بارها منتشر شدند. فساد در قالب قرارداد تبلیغاتی یا اسپانسرینگ هم میتواند بحران را از صفحهٔ اول به حاشیه ببرد.
https://niemanreports.org/when-coverage-of-a-water-crisis-vanishes/
نکات اصلی گزارش:
- رسانهها چشمشان به بحراناست. آن زمان در اسرائیل، کمآبی در دوره خشکسالی تیتر اول رسانهها شد، اما به اندکی بارش باران، پوشش رسانهای تقریبا صفر شد. دبیران تحریریه معمولاً وقتی آب به چشم نیاید، به سراغش نمیروند.
- «از چشم افتادن» مساوی «از یاد رفتن» است. حتی وقتی باران میبارد، تهدید پابرجااست، اما خیلیها متوجه این مهم نیستند! فروکش کردن بحران ظاهری باعث میشود افکار عمومی و سیاستمداران دست از پیگیری بردارند، و این خطرناک است!
به نظر من، از تجربه این روزنامهنگار میتوان بسیار آموخت!
۱- حتی در سالهای پرباران، پیگیری و افشاگری باید ادامه یابد. موضوع باید از حالت «خبر فوری» به «دستور کار دائمی» تبدیل شود!
۲- سدهای خالی، زمینهای کشاورزی و تالابها ترکخورده، صف مردم برای گرفتن سهمشان از تانکرهای آب باید به مردم نشان داده شود.
۳- پرداختن به آلودگی، فساد در بخش آب، و ارتباط طرحهای آبی با پروژههای حساس باید دائما در رسانهها منعکس شود.
۴- سکوت خبرنگاران و دبیران در مقابل واقعیتهای آب را باید زیر ذرهبین برد.
۵- وقتی بحران آب دچار «فروکش ظاهری» میسود، سردبیرها مسیر پوشش خبری را عوض میکنند! در ایران، این تغییر رویه تصادفی نیست! میتواند با دستور مستقیم نهادهای امنیتی، یا لابی روابط عمومی و رشوه، و یا فشار و منافع حامیان اقتصادی انجام شود تا رد فساد، سو مدیریت، یا نقش نهادهای نظامی و پیمانکاران خاص از چشم مردم پنهان بماند.
۶- وقتی فساد رسانهای بیداد میکند، حتی اگر بحران پوشش داده شود، روایتها طوری چیده میشود که نقش مقصران، مانند عیسی بزرگزاده و دیگر عوامل کارفرمایی آب، و یا بنفشه زهرایی و همسانان او، کمرنگ یا پاک شود و تقصیر به «شرایط طبیعی» یا «مصرفکنندهٔ بیمسوولیت» و ... نسبت داده شود.
۷- وقتی رسانههای کوچک و بزرگ از پروژههای بزرگ عمرانی، سدسازی یا انتقال آب آگهی میگیرند و دبیران و سردبیران رشوه و یا «هدیه» دریافت میکنند، انگیزهٔ برای نقد این پروژهها از بین میرود! بررسی کنید سال ۸۵ و با آبگیری سد کارون ۳، عملا چقدر شاهد بررسی دقیق نتایج آبگیری روی مردم و محیط زیست بودیم، اما تعریفها و تمجیدها بارها منتشر شدند. فساد در قالب قرارداد تبلیغاتی یا اسپانسرینگ هم میتواند بحران را از صفحهٔ اول به حاشیه ببرد.
https://niemanreports.org/when-coverage-of-a-water-crisis-vanishes/
Nieman Reports
When Coverage of a Water Crisis Vanishes - Nieman Reports
‘Unless there is a real and apparent danger … reporters will find it hard to convince editors to dedicate time and space for water stories.’
شیرهای آب ایران در آستانه خشکیدن
پنج سال خشکسالی پیاپی، کشور را به لب چشمه آخر رسانده است
نوشته: نیکآهنگ کوثر و علیرضا نادر
فروپاشی محیط زیستی ایران دیگر یک مساله پنهانی نیست که رهبران نادیدهاش بگیرند؛ بحران سر رسیده است و اینجا است، با شتاب پیش میرود و بقای کشور را تهدید میکند. خشکسالی بیسابقه تابستان امسال، که روی دههها سوءمدیریت منطقهای استوار شده، حقیقتی تلخ را آشکار کرده است: منابع آبی ایران تقریباً تمام شده و عمر این سرزمین هم رو به پایان است.
ایران همیشه کشوری کمآب بوده و بهطور میانگین تنها یکسوم بارش جهانی را دریافت میکند. اما در سالهای اخیر اوضاع از بد به فاجعه رسیده و کشور اکنون پنجمین سال خشکسالی پیاپی را تجربه میکند. بحران که تدریجی بهنظر میرسید، امروز به سرعت میتازد.
از ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۸، زمانی که جمعیت هنوز زیر ۹۰ میلیون نفر بود و بارندگی بیش از امروز، ایران نزدیک به ۲۱۱ میلیارد مترمکعب آب از دست داد؛ تقریباً دو برابر ظرفیت منابع تجدیدپذیر کنونی. بیشتر این آب برای کشاورزی — اغلب با روشهای ناکارآمد — پمپاژ شد. در سالهای اخیر، با کاهش بارش و افزایش گرما در دوره خشکسالی فشار بر آبهای زیرزمینی تشدید شده است.
در حالی که توجه رسانهها بیشتر روی برنامه هستهای یا جنگهای نیابتی جمهوری اسلامی متمرکز است، تهدید واقعی زیر پای ایرانیان است: ساختار آبی از هم پاشیده. رودخانهها خشکیدهاند، دریاچهها محو شدهاند و آبخوانها در حال فروپاشیاند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران در تیرماه گفت: «بحران آب جدیتر از چیزی است که امروز مطرح میشود. تهران دارد آبش تمام میشود و اگر این روند ادامه یابد، دیگر نمیتوانیم آب شهر را تأمین کنیم.»
امروز بعضی مردم با دبه به خانه اقوام میروند تا آب مورد نیازشان را به خانه بیاورند. فروش پمپ و مخزن ذخیره خانگی بالا رفته و قیمتها دچار جهش شده است. برخی به شمال کشور رفتهاند تا از کمآبی فرار کنند. تهرانیها فعلاً با ترکیبی از ترس و عملگرایی واکنش نشان دادهاند و هنوز اعتراضی در پایتخت رخ نداده است.
اما در سراسر کشور، مردم زیر گرمای طاقتفرسا و ترس از کمبود طولانی آب زندگی میکنند. در شهرهایی مانند نسیمشهر، سبزوار و خمام، اعتراضات خیابانی تازه شکل گرفته است. طی یک دهه گذشته، از خوزستان تا اصفهان، کشاورزان و خانوادههایشان به خیابان آمدند و پرسیدند که چرا رودخانههایشان خشک شده و چاههایشان بیآب مانده است؟بعضی خانوادهها فقط با خرید آب از تانکرهای خصوصی زنده میمانند. پاسخ حکومت اما چه بود؟ گاز اشکآور و گلوله.
با وجود سالها خشکسالی، دولت فقط به راهکارهای موقتی مثل حفر چاههای عمیقتر روی آورده است. پزشکیان خودش گفته: «این بحران با پروژههای پراکنده حل نمیشود» و از لزوم برنامههای منطقهای بر پایه مهندسی، اجرا و آموزش سخن گفته — اما این حرفها روی کاغذ مانده و مخازن به پایینترین سطح تاریخی رسیدهاند.
دولت حتی اعلام کرد که چهارشنبهها در تهران و اطراف تعطیل خواهد بود تا مصرف آب و انرژی کم شود، اما پزشکیان آن را «پوششی» و نه راهحل واقعی دانست و بر اقدام مداوم و منسجم بر پایه پنج اصل تأکید کرد: مهندسی یکپارچه آب-خاک-کشت، آموزش مؤثر، سیاستهای تشویقی، اجرای سختگیرانه قانون و نظارت دائمی.
ذخایر آب زیرزمینی، که روزی شریان حیات کشاورزی و شهرها بود، بیرحمانه تخلیه شده است. امروز در بسیاری مناطق، چاهها جز غبار نمیدهند. زمین فرو مینشیند، محصولات نابود میشوند و روستاها خالی از سکنه میشوند. این فقط خشکسالی طبیعی نیست.
هزاران سال ایرانیان میدانستند نباید بیش از توان طبیعی آبخوان برداشت کنند. این دانش که رمز بقا بود، زیر بار سیاستزدگی و کوتاهبینی نابود شد. امروز نتیجه آن سیاستها را میبینیم: سامانهای که با استثمار پیش میرفت، حالا خودش را به قعر رسانده است.
با خالی شدن آبخوانها، فرونشست زمین آغاز میشود. منافذ خاک که زمانی پر از آب بود، حالا با هوا پر شده و هوا توان تحمل وزن لایههای بالایی را ندارد. این فشردگی به فروپاشی خاک و نشست زمین منجر میشود؛ همان بلایی که امروز بسیاری از شهرهای ایران را تهدید میکند.
فساد قلب بحران آب ایران است، اما مشکل فقط سدسازیهای پر از رانت یا قراردادهای پشت پرده نیست؛ مسئله به نحوه استفاده و هدررفت روزانه آب هم مربوط میشود. وقتی کیپتاون توانست مصرف روزانه را به ۵۰ لیتر برای هر نفر کاهش دهد تا «روز صفر» را عقب بیندازد، چرا مصرف تهرانیها هنوز بالای ۲۵۰ لیتر در روز است — آن هم با کولرهایی که در تابستان دهها لیتر را هدر میدهند؟
شهرهایی مانند تهران بیشتر از ظرفیت منابع خود گسترش یافتهاند. مصرف بیرویه، زیرساختهای فرسوده و رشد بیبرنامه، سامانه را به آستانه فروپاشی رسانده است.
پنج سال خشکسالی پیاپی، کشور را به لب چشمه آخر رسانده است
نوشته: نیکآهنگ کوثر و علیرضا نادر
فروپاشی محیط زیستی ایران دیگر یک مساله پنهانی نیست که رهبران نادیدهاش بگیرند؛ بحران سر رسیده است و اینجا است، با شتاب پیش میرود و بقای کشور را تهدید میکند. خشکسالی بیسابقه تابستان امسال، که روی دههها سوءمدیریت منطقهای استوار شده، حقیقتی تلخ را آشکار کرده است: منابع آبی ایران تقریباً تمام شده و عمر این سرزمین هم رو به پایان است.
ایران همیشه کشوری کمآب بوده و بهطور میانگین تنها یکسوم بارش جهانی را دریافت میکند. اما در سالهای اخیر اوضاع از بد به فاجعه رسیده و کشور اکنون پنجمین سال خشکسالی پیاپی را تجربه میکند. بحران که تدریجی بهنظر میرسید، امروز به سرعت میتازد.
از ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۸، زمانی که جمعیت هنوز زیر ۹۰ میلیون نفر بود و بارندگی بیش از امروز، ایران نزدیک به ۲۱۱ میلیارد مترمکعب آب از دست داد؛ تقریباً دو برابر ظرفیت منابع تجدیدپذیر کنونی. بیشتر این آب برای کشاورزی — اغلب با روشهای ناکارآمد — پمپاژ شد. در سالهای اخیر، با کاهش بارش و افزایش گرما در دوره خشکسالی فشار بر آبهای زیرزمینی تشدید شده است.
در حالی که توجه رسانهها بیشتر روی برنامه هستهای یا جنگهای نیابتی جمهوری اسلامی متمرکز است، تهدید واقعی زیر پای ایرانیان است: ساختار آبی از هم پاشیده. رودخانهها خشکیدهاند، دریاچهها محو شدهاند و آبخوانها در حال فروپاشیاند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران در تیرماه گفت: «بحران آب جدیتر از چیزی است که امروز مطرح میشود. تهران دارد آبش تمام میشود و اگر این روند ادامه یابد، دیگر نمیتوانیم آب شهر را تأمین کنیم.»
امروز بعضی مردم با دبه به خانه اقوام میروند تا آب مورد نیازشان را به خانه بیاورند. فروش پمپ و مخزن ذخیره خانگی بالا رفته و قیمتها دچار جهش شده است. برخی به شمال کشور رفتهاند تا از کمآبی فرار کنند. تهرانیها فعلاً با ترکیبی از ترس و عملگرایی واکنش نشان دادهاند و هنوز اعتراضی در پایتخت رخ نداده است.
اما در سراسر کشور، مردم زیر گرمای طاقتفرسا و ترس از کمبود طولانی آب زندگی میکنند. در شهرهایی مانند نسیمشهر، سبزوار و خمام، اعتراضات خیابانی تازه شکل گرفته است. طی یک دهه گذشته، از خوزستان تا اصفهان، کشاورزان و خانوادههایشان به خیابان آمدند و پرسیدند که چرا رودخانههایشان خشک شده و چاههایشان بیآب مانده است؟بعضی خانوادهها فقط با خرید آب از تانکرهای خصوصی زنده میمانند. پاسخ حکومت اما چه بود؟ گاز اشکآور و گلوله.
با وجود سالها خشکسالی، دولت فقط به راهکارهای موقتی مثل حفر چاههای عمیقتر روی آورده است. پزشکیان خودش گفته: «این بحران با پروژههای پراکنده حل نمیشود» و از لزوم برنامههای منطقهای بر پایه مهندسی، اجرا و آموزش سخن گفته — اما این حرفها روی کاغذ مانده و مخازن به پایینترین سطح تاریخی رسیدهاند.
دولت حتی اعلام کرد که چهارشنبهها در تهران و اطراف تعطیل خواهد بود تا مصرف آب و انرژی کم شود، اما پزشکیان آن را «پوششی» و نه راهحل واقعی دانست و بر اقدام مداوم و منسجم بر پایه پنج اصل تأکید کرد: مهندسی یکپارچه آب-خاک-کشت، آموزش مؤثر، سیاستهای تشویقی، اجرای سختگیرانه قانون و نظارت دائمی.
ذخایر آب زیرزمینی، که روزی شریان حیات کشاورزی و شهرها بود، بیرحمانه تخلیه شده است. امروز در بسیاری مناطق، چاهها جز غبار نمیدهند. زمین فرو مینشیند، محصولات نابود میشوند و روستاها خالی از سکنه میشوند. این فقط خشکسالی طبیعی نیست.
هزاران سال ایرانیان میدانستند نباید بیش از توان طبیعی آبخوان برداشت کنند. این دانش که رمز بقا بود، زیر بار سیاستزدگی و کوتاهبینی نابود شد. امروز نتیجه آن سیاستها را میبینیم: سامانهای که با استثمار پیش میرفت، حالا خودش را به قعر رسانده است.
با خالی شدن آبخوانها، فرونشست زمین آغاز میشود. منافذ خاک که زمانی پر از آب بود، حالا با هوا پر شده و هوا توان تحمل وزن لایههای بالایی را ندارد. این فشردگی به فروپاشی خاک و نشست زمین منجر میشود؛ همان بلایی که امروز بسیاری از شهرهای ایران را تهدید میکند.
فساد قلب بحران آب ایران است، اما مشکل فقط سدسازیهای پر از رانت یا قراردادهای پشت پرده نیست؛ مسئله به نحوه استفاده و هدررفت روزانه آب هم مربوط میشود. وقتی کیپتاون توانست مصرف روزانه را به ۵۰ لیتر برای هر نفر کاهش دهد تا «روز صفر» را عقب بیندازد، چرا مصرف تهرانیها هنوز بالای ۲۵۰ لیتر در روز است — آن هم با کولرهایی که در تابستان دهها لیتر را هدر میدهند؟
شهرهایی مانند تهران بیشتر از ظرفیت منابع خود گسترش یافتهاند. مصرف بیرویه، زیرساختهای فرسوده و رشد بیبرنامه، سامانه را به آستانه فروپاشی رسانده است.
کشاورزی، که بزرگترین مصرفکننده آب است، هنوز به روشهای کهنه و ناکارآمد ادامه میدهد. آبیاری غرقابی، کشت محصولات پرآب مانند چغندر قند و برنج در مناطق خشک، و زمینداران صاحب نفوذ که آبخوانها را برای سود شخصی خالی میکنند، همگی مقصرند. بدتر آنکه ۳۵ درصد محصولات کشاورزی به دلیل ضعف ذخیرهسازی، توزیع و برنامهریزی هدر میرود. دولت به جای اصلاح این وضعیت، چشم بر آن بسته است.
ایرانیها قرنها استاد تغذیه مجدد آبخوانها بودهاند، اما دولت امروز میلیاردها تومان را صرف پروژههایی میکند که این چرخه را نابود میکنند: سدها، انحرافها و انتقالها که رودخانهها را میکشند، دریاچهها را خشک میکنند، تالابها را میمیرانند و ارتباط طبیعی آب سطحی و زیرزمینی را قطع میکنند. بدون این ارتباط، آبخوان هم میمیرد.
در مرکز بحران، «مافیای آب» قرار دارد: شبکهای از وابستگان رژیم، شرکتهای وابسته به سپاه و مدیران فرصتطلب که آب را به تجارت تبدیل کردهاند. آنها سدها و پروژههای انتقال را نه بهخاطر نیاز، بلکه برای پر کردن جیبها اجرا کردهاند و در این مسیر، اکوسیستمها را ویران و میلیونها نفر را بیآب گذاشتهاند.
رژیم آب را حق انسانی نمیداند، بلکه ابزار کنترل میبیند. عدالت محیطزیستی وقتی هدف سود و قدرت است، بیمعناست. در دوران رهبری علی خامنهای، ایران از برنامه توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل کنار کشید، حتی وقتی ذخایر برف کوهستان — شریان حیاتی رودخانهها — در حال نابودی بود.
بعضی از این پروژههای بهاصطلاح توسعه، فقط اشتباه نبودند بلکه پوششی برای پولسازی بودند. قرارگاه خاتمالانبیاء، بازوی عمرانی سپاه، دهها پروژه سد و انتقال آب را با شرکتهای وابسته اجرا کرده است.
پشت این بتن و کانالها اما داستانی پنهانتر هم هست. بر اساس گزارشهایی از جمله یک سند محرمانه سال ۲۰۰۶ از دفتر استاندار اصفهان، دستکم ۶.۵ میلیون مترمکعب آب به یک «مرکز هستهای» محرمانه منتقل شده است. جزئیات محدود است، اما معلوم است که تأسیسات هستهای برای خنکسازی به حجم عظیمی آب نیاز دارند — آبی که میتوانست تالاب گاوخونی را نجات دهد.
جنگ با اسرائیل در ژوئن، بحران را شعلهورتر کرد. رژیم میلیاردها دلار خرج موشک و سرکوب کرد، در حالی که بحران آب را رها کرده بود. کشاورزانی که زمینشان را به خاطر خشکشدن چاهها ترک کردهاند، حالا میپرسند: چرا پول جنگ و خشونت را خرج میکنید وقتی میتوانستید همین آبخوانها را زنده کنید؟
سیاست محیطزیستی به حاشیه رانده شده، وزارت نیرو فلج است و رهبران مشغول بازی ژئوپولیتیکاند، در حالی که کشور زیر پایشان خشک میشود.
این بحران به مرزهای ایران محدود نخواهد ماند. با خشکیدن زمینهای کشاورزی و کمبود آب، موج مهاجرت بالا میگیرد. تنش بر سر رودخانههای مرزی با افغانستان و عراق بیشتر خواهد شد. کمآبی حالا محرک بیثباتی است و تغییر اقلیم هر خطر را چند برابر میکند.
حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، دولت بعدی کشوری ویران را تحویل میگیرد. حل مشکل آسان نیست و به چیزی فراتر از لولهکشی جدید یا آبشیرینکن نیاز دارد.
ایران به بازسازی کامل نیاز دارد: یک نهاد ملی مستقل برای مدیریت آب، دسترسی آزاد به دادهها، مدیریت محلی با مشارکت مردم و تعهد جدی به عدالت محیطزیستی. باید دانش سنتی مدیریت آبخوان و تغذیه مجدد را احیا و بهروز کند تا تعادل بازگردد. بدون این تغییرات، هر اصلاحی سطحی خواهد بود و فروپاشی ادامه خواهد داشت.
این پیام همانقدر که برای ایران است، برای جهان هم هست: آب اساس امنیت و صلح جهانی است. اگر آن را به حاشیه ببریم، همه بهایش را میپردازیم. فروپاشی آبی ایران، هشداری برای کل جهان است.
ایرانیها قرنها استاد تغذیه مجدد آبخوانها بودهاند، اما دولت امروز میلیاردها تومان را صرف پروژههایی میکند که این چرخه را نابود میکنند: سدها، انحرافها و انتقالها که رودخانهها را میکشند، دریاچهها را خشک میکنند، تالابها را میمیرانند و ارتباط طبیعی آب سطحی و زیرزمینی را قطع میکنند. بدون این ارتباط، آبخوان هم میمیرد.
در مرکز بحران، «مافیای آب» قرار دارد: شبکهای از وابستگان رژیم، شرکتهای وابسته به سپاه و مدیران فرصتطلب که آب را به تجارت تبدیل کردهاند. آنها سدها و پروژههای انتقال را نه بهخاطر نیاز، بلکه برای پر کردن جیبها اجرا کردهاند و در این مسیر، اکوسیستمها را ویران و میلیونها نفر را بیآب گذاشتهاند.
رژیم آب را حق انسانی نمیداند، بلکه ابزار کنترل میبیند. عدالت محیطزیستی وقتی هدف سود و قدرت است، بیمعناست. در دوران رهبری علی خامنهای، ایران از برنامه توسعه پایدار ۲۰۳۰ سازمان ملل کنار کشید، حتی وقتی ذخایر برف کوهستان — شریان حیاتی رودخانهها — در حال نابودی بود.
بعضی از این پروژههای بهاصطلاح توسعه، فقط اشتباه نبودند بلکه پوششی برای پولسازی بودند. قرارگاه خاتمالانبیاء، بازوی عمرانی سپاه، دهها پروژه سد و انتقال آب را با شرکتهای وابسته اجرا کرده است.
پشت این بتن و کانالها اما داستانی پنهانتر هم هست. بر اساس گزارشهایی از جمله یک سند محرمانه سال ۲۰۰۶ از دفتر استاندار اصفهان، دستکم ۶.۵ میلیون مترمکعب آب به یک «مرکز هستهای» محرمانه منتقل شده است. جزئیات محدود است، اما معلوم است که تأسیسات هستهای برای خنکسازی به حجم عظیمی آب نیاز دارند — آبی که میتوانست تالاب گاوخونی را نجات دهد.
جنگ با اسرائیل در ژوئن، بحران را شعلهورتر کرد. رژیم میلیاردها دلار خرج موشک و سرکوب کرد، در حالی که بحران آب را رها کرده بود. کشاورزانی که زمینشان را به خاطر خشکشدن چاهها ترک کردهاند، حالا میپرسند: چرا پول جنگ و خشونت را خرج میکنید وقتی میتوانستید همین آبخوانها را زنده کنید؟
سیاست محیطزیستی به حاشیه رانده شده، وزارت نیرو فلج است و رهبران مشغول بازی ژئوپولیتیکاند، در حالی که کشور زیر پایشان خشک میشود.
این بحران به مرزهای ایران محدود نخواهد ماند. با خشکیدن زمینهای کشاورزی و کمبود آب، موج مهاجرت بالا میگیرد. تنش بر سر رودخانههای مرزی با افغانستان و عراق بیشتر خواهد شد. کمآبی حالا محرک بیثباتی است و تغییر اقلیم هر خطر را چند برابر میکند.
حتی اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، دولت بعدی کشوری ویران را تحویل میگیرد. حل مشکل آسان نیست و به چیزی فراتر از لولهکشی جدید یا آبشیرینکن نیاز دارد.
ایران به بازسازی کامل نیاز دارد: یک نهاد ملی مستقل برای مدیریت آب، دسترسی آزاد به دادهها، مدیریت محلی با مشارکت مردم و تعهد جدی به عدالت محیطزیستی. باید دانش سنتی مدیریت آبخوان و تغذیه مجدد را احیا و بهروز کند تا تعادل بازگردد. بدون این تغییرات، هر اصلاحی سطحی خواهد بود و فروپاشی ادامه خواهد داشت.
این پیام همانقدر که برای ایران است، برای جهان هم هست: آب اساس امنیت و صلح جهانی است. اگر آن را به حاشیه ببریم، همه بهایش را میپردازیم. فروپاشی آبی ایران، هشداری برای کل جهان است.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
احسان دانشور، بیتوجهی برنامهریزان به آبهای زیرزمینی را بررسی میکند.
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش نخست پرسشها و پاسخها در باره وضعیت بحرانی آب در هنگامه ورشکستگی آبی در ایران - عبدی مدیا
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برنامه آبانگان این هفته
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رودخونهها رو کُشتیم
حوضههای آبریز رو بیآب کردیم
آبخوانها رو با چاه و پمپ خالی کردیم
اکوسیستمهای خلیج فارس رو رو با کپی از بقیه
نابود میکنیم… واسه چی؟ واسه تلف کردن بیشتر آب؟
حالا موندیم با یک سرزمین خشک و ترکخورده.
#تغییر سپردن ایران به #مافیای_آب جدیدِ
کراواتی نیست. تغییر یعنی مصرف آب
تجدیدپذیر رو بیاریم زیر ۴۰٪
وگرنه فرصتی برای نجات
نمیمونه...
حوضههای آبریز رو بیآب کردیم
آبخوانها رو با چاه و پمپ خالی کردیم
اکوسیستمهای خلیج فارس رو رو با کپی از بقیه
نابود میکنیم… واسه چی؟ واسه تلف کردن بیشتر آب؟
حالا موندیم با یک سرزمین خشک و ترکخورده.
#تغییر سپردن ایران به #مافیای_آب جدیدِ
کراواتی نیست. تغییر یعنی مصرف آب
تجدیدپذیر رو بیاریم زیر ۴۰٪
وگرنه فرصتی برای نجات
نمیمونه...
👍4👏2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش زیادی از آب در کشوری که این همه سیلاب و دشتهای آبرفتی درشتدانه دارد، چگونه با روشهای منطقی منطبق بر شناخت شرایط بومی قابل مدیریت است؟
از پیشینیان بیاموزیم و اسیر بیگانگان ایرانستیز و خودباختگان خودفروخته نشویم.
از پیشینیان بیاموزیم و اسیر بیگانگان ایرانستیز و خودباختگان خودفروخته نشویم.
👍8❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
باهم درباره آب حرف بزنیم - ۳۶۷
نگاهی به منطقهای در آمریکا با بیشترین فرونشست زمین
نگاهی به منطقهای در آمریکا با بیشترین فرونشست زمین
👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبانگان این هفته:
نکاتی از آنچه در این چند سال از مدیریت آب در کالیفرنیا و دیگر نقاط دیدهایم و آموختهایم. تحولاتی که اثرگذار بوده، و البته، جمله کلیدی «اریک اوهرت» در دقیقه پایانی برنامه.
نسخه بهترش را اینجا میتوانید تماشا کنید.
https://vimeo.com/abangan/review/1122841894/f227a33eb1
نکاتی از آنچه در این چند سال از مدیریت آب در کالیفرنیا و دیگر نقاط دیدهایم و آموختهایم. تحولاتی که اثرگذار بوده، و البته، جمله کلیدی «اریک اوهرت» در دقیقه پایانی برنامه.
نسخه بهترش را اینجا میتوانید تماشا کنید.
https://vimeo.com/abangan/review/1122841894/f227a33eb1
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پادکست #بی_آ_بی، قسمت چهارم:
پدر ما با شعور بودند و شوری شورابه آبشیرینکنها آنها را نمکگیر نمیکرد!
پدران ما آبخوان را میشناختند و تغذیه آبخوان را بلد بودند.
پدر ما با شعور بودند و شوری شورابه آبشیرینکنها آنها را نمکگیر نمیکرد!
پدران ما آبخوان را میشناختند و تغذیه آبخوان را بلد بودند.
👍7❤4