Forwarded from آذر
مثلاً روانشناسم!
عشق بیشتر از اینکه یک احساس باشه، یک مهارته.
مهارت با هم سازش کردن. اشتباهاتی رو بخشیدن که بخشیدنشون کار آسونی نبوده. مهارت متعهد موندن تو موقعیتی که وسوسه بر انگیزترین انتخابها جلو روت باشه. مهارت درک کردن و دوست داشتن آدمها تو لحظههایی که تاریک و با خودشون و جهان در جنگ و ستیز هستن.
🕊26
کاش وقتی موفقیت افراد رو میبینیم، میزان سختی، تعداد زمین خوردنها و دوباره بلند شدنهاشون رو هم ببینیم.
🕊56
به خودت اعتماد کن. خودت فکر کن. برای خودت عمل کن. برای خودت صحبت کن. به خودت محبت کن. به خودت احترام بذار. خودت، خودت و خودت.
🕊40
اینایی که وقتی از چیزی ناراحت میشن همون لحظه بغض میکنن خیلی طفلکیان. فکر کن همزمان که داری خفه میشی و تو چشمت اشک حلقه زده، باید لبخند بزنی و وانمود کنی ناراحت نشدی.
🕊64❤1
موفقیت یک رابطه به طول عمرش ربطی نداره. ارزش واقعی رابطه وقتی مشخص میشه که چقدر باعث رشد تو شده و ازش یاد گرفتی.
🕊41
Forwarded from کُنجی در هیاهوی زمان
یهجایی باید انتخاب کنی. دردِ نظم، یا دردِ پشیمونی و حسرت. هر دو سختن، ولی فقط یکیش آینده داره.
🕊30
خودمون کم گرفتگی داریم، هوا هم دم به دقیقه حالمون رو بدتر میگیره.
🕊40
Forwarded from GHOSTEEN | شبح (مَهدی نجفپور)
همونقدر که سطحی نگری و کلا در سطح بودن بده، اینکه در عمقِ چیزها هم دست و پا بزنی و سعی کنی همهچیز رو برای خودت فلسفی و سخت کنی هم بده. زندگی کن عزیزم، اگر بخوای همهش توی عمق بمونی، نفس کم میاری و تلف میشی.
🕊37
تو رابطه، نحوه برخورد با تفاوتها خیلی مهمتر از پیدا کردن شباهتهاست.
🕊51
پیادهرویهای طولانی، درمانی هستن برای همه چیزهایی که نمیتونی براشون کاری بکنی.
-Babak Fatholahi
-Babak Fatholahi
🕊56
تو آینه به خودم زُل میزنم. رنگم پریده. زیر چشمهام گود رفته. چهرهم بیروحه. یه لحظه به این فکر میکنم تو همین لحظه چقدر از خودم خوشم نمیآد. بعد عمیقتر میشم. تو چشمهام دختربچهای رو میبینم که یه گوشه نشسته و زانوهاش رو تو بغلش گرفته. غمگینه. ناراحته. متوجه میشم چقدر بهش سخت گرفتن. چقدر بهش سخت گرفتم. چقدر الان نیاز داره به آغوش کشیده بشه، درست تو همین لحظه که بیروح و خستهست. سعی میکنم ذهنیتم رو عوض کنم. میرم سمتش و بغلش میکنم. بهش لبخند میزنم و میگم خیلی دوست دارم. تو راه سختی رو تا اینجا اومدی، خیلی سخت. مرسی که کنارم بودی. ببخشید که نادیدهت گرفتم. ببخشید که بهت احساس ناکافی بودن دادم. باهم از پسش برمیایم، بهت قول میدم.
🕊61
کلی برنامهریزی میکنی، میخوای پاشی بری سر کارهات یهو میبینی برق رفت. کلی منتظر میمونی برق بیاد، تا میشینی میبینی عه! آب قطع شد. و بلاخره بعد ساعتها انتظار که هم برق هست هم آب، آنتن و اینترنتت قطع میشه و خودت در عجبی چطور هنوز دووم آوردی و نشستی با یه آهِ عمیق کتاب میخونی!
🕊50