| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره | – Telegram
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
😢 کارتون‌های پرازآب‌چشم دههٔ شصت و هفتاد
👩 حنا دختری در مزرعه

📕 رضی هیرمندی، خاطرات یک پسر به قلم پدر، ص ۳۰[ پانزده خرداد ۱۳۶۳].

📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍82😢1
▪️جنگ، بمباران و فرار از تهران و واکنش موحدی کرمانی و هاشمی رفسنجانی به آن 

📕 رضی هیرمندی، خاطرات یک پسر به قلم پدر، ص ۶۲ [۱۱ خرداد ۱۳۶۴].

📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍6🤬4😱2😢1👌1
▪️ آیت‌الله منتظری و کلاس‌های مختلط زبان دانشکدهٔ پزشکی دانشگاه تهران

📕 رضی هیرمندی، خاطرات یک پسر به قلم پدر، ص ۴۲ [شهریور ۱۳۶۳].

📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍6🤯3🤬1
▪️دربارهٔ استاد عبدالحسین زرین‌کوب

مهرنوش [مادر بهروز و دانشجوی رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران]:
بهروز جان، خود را برای درس حافظ‌شناسی آماده می‌کنم. همین ترم درسم تمام می‌شود، اما با این اوضاع از جشن فارغ‌التحصیلی خبری نیست. دانشجویان برای این درس می‌روند خانه‌ی استادِ بزرگ ادبیاتِ فارسی، دکتر عبدالحسین زرین‌کوب، باوقار است و زیبا، با چشم‌هایی که یکی آبی است و یکی میشی. سال‌های قبل حافظ را با دکتر شفیعی کدکنی می‌گذراندیم. بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب... . دکتر زرین‌کوب هم خانه‌نشین شده. او که کتاب دو قرن سکوت را نوشته حالا خودش باید سال‌ها مُهر سکوت بر لب بزند.

من که از آتش دل چون خم می در جوشم
مُهر بر لب زده خون می‌خورم و خاموشم

استاد برای امتحان تحقیقی درباره‌ی حافظ از ما خواسته. در صفحه‌ی اول تحقیقم می‌نویسم:

من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
.
📕 رضی هیرمندی، خاطرات یک پسر به قلم پدر، ص ۹۴- ۹۵ [۱۹ بهمن ۱۳۶۵]

📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
12🔥2🤣1
Forwarded from مردم‌نامه (تاریخ مردم) (Parastoo Rahimi)
🔴 شمارۀ جدید فصلنامۀ مردم‌نامه منتشر شد.

مردم‌نامه (فصلنامۀ تاریخ مردم)
به‌سردبیری داریوش رحمانیان
مدیر داخلی و ویراستار: پرستو رحیمی
شمارۀ ۳۴ پاییز ۱۴۰۴

درباره‌ی تاریخ‌نگاری باستانی پاریزی
به مناسبت صدمین سالگرد زاده‌شدن وی

در این شماره می‌خوانید:

🔹سرسخن/داریوش رحمانیان
🔹سخن ویراستار/پرستو رحیمی

🔸باستانی پاریزی و کوچ‌نشینان/سعید آقارضایی
🔸گفت‌وگو با حمید باستانی پاریزی/داریوش رحمانیان و حسن باستانی‌راد
🔸روایتی از حمیده باستانی پاریزی/حمیده باستانی پاریزی
🔸پاریزنامۀ باستانی، دِه‌نامۀ ایرانی/حسن باستانی‌راد
🔸«پایه‌گذار استقلال ایران»: بازنمایی یعقوب لیث صفاری در تاریخ‌نگاری باستانی پاریزی/معصومعلی پنجه
🔸نقد و نظر دربارۀ تاریخ‌نگاری باستانی پاریزی/عبدالرسول خیراندیش
🔸باستانی پاریزی، ‌روایتگر بقای فرهنگی از قعر قنات‌های خاموش/نگار ذیلابی
🔸حماسۀ کویر، رساله‌ای در باب ریشه‌های روستایی تمدن ایرانی/جبار رحمانی
🔸باستانی پاریزی و مخاطب عام: بازخوانی و نقد دیدگاه‌های پژوهشگران/گودرز رشتیانی
🔸رد پای مردم در تاریخ‌های محلی کرمان/جمشید روستا
🔸باستانی پاریزی، استادی جلوتر از زمان خود/فیاض زاهد
🔸از تاریخ‌خوانی تا حق‌شناسی: یادگاری از باستانی پاریزی/روزبه زرین‌کوب
🔸مردم بلوچ در آثار باستانی پاریزی/عبدالودود سپاهی
🔸از پاریس تا پاریز: پیمودن راه بی‌رهرو/رضا شاه‌ملکی
🔸باستانی پاریزی و تاریخ ایران صفوی/مقصودعلی صادقی
🔸میراث هنری و معماری مردم کرمان به روایت باستانی پاریزی/لیلا طباطبایی یزدی
🔸از تاریخ‌نگاری محلی تا تاریخ‎نگاری مردم/جواد عباسی
🔸بن‌مایه‌های رویکرد تاریخ مفهومی در تاریخ‌نگاری باستانی پاریزی/امید غیاثی
🔸قبض و بسط تاریخ و تاریخ‌نگاری در آثار و تألیفات محمدابراهیم باستانی پاریزی/سینا فروزش
🔸حق به تاریخ: بازخوانی تاریخ‌نگاری مردمی باستانی پاریزی/سیمین فصیحی
🔸تاریخ‌نگاری باستانی پاریزی از منظر فلسفۀ پل ریکور/بهزاد کریمی
🔸باستانی پاریزی و درک پیشرو از منطق‌های درون‌بومی تاریخ و فرهنگ ایران/جواد مرشدلو
🔸اقتصاد به‌مثابۀ فرهنگ در جهان روایی باستانی پاریزی/شادی معرفتی
🔸باستانی پاریزی و توجه به منابع تاریخ محلی کرمان روزگار صفوی/سیدسعید میرمحمدصادق
🔸فرازهایی از ایام معلمی محمدابراهیم باستانی پاریزی در کرمان/شهرام یوسفی‌فر

🔹گفت‌وگو با شیرین بیانی: اهمیت خاندان‌ها در تداوم تاریخی ایران/جواد عباسی
🔹شهرنامۀ منظوم: تهرانِ ری و ریِ تهران/عطاءالله حسنی
🔹جنجال بر سر روایت وجود فساد در حکومت امیرالمؤمنین علی (ع)/محمدجواد محمدحسینی

📕مردم‌نامه را بخوانید ‌و به دوستان و آشنایان بشناسانید. این مهم‌ترین و مؤثرترین کمک به حرکت مردم‌نامه است. ماندگاری و بالندگی مردم‌نامه در گرو همراهی و پشتیبانی شماست.

پشتیبانی از پویش مردم‌نامه👇


📕https://zarinp.al/daryoshrahmanian

https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
9👍1
غروب شعاع‌الدين ميرزا آمد. صحبت ديگرى جز رفتن سفارت عثمانى نبود. تا دو ساعت از شب رفته اينجا ماند. شب يلدا و اول چله بزرگ بود. هندوانه على‌الرسم بود خورديم. جواهر خانمى هم پيدا شده بود مى‌خواند و مى‌زد.

 
📕قهرمان ميرزا سالور عين‌السلطنة، روزنامه خاطرات عين‌السلطنة، به‌کوشش مسعود سالور و ايرج افشار، تهران، اساطیر، ۱۳۷۴،  ج ۳، ص ۲۲۴۲.


📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍113
▪️ متولدان ۱۳۰۴

زنده‌یاد استاد محمدابراهیم باستانی پاریزی این را بارها نوشته و گفته که هرگاه از او می‌پرسیدند که چند سال داری یا متولد چه سالی هستی؟  می‌گفته من با ایرج افشار همسنم! زنده‌یاد استاد ایرج افشار متولد چه سالی بود؟ ۱۳۰۴.
نگاهی به این فهرست زادروزهای ۱۳۰۴ در ویکی‌پدیا بیفکنید تا ببینید چه بزرگان و نامدارانی در این سال زاده شده‌اند.

🟢 امروز زادروز استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی است (۳ دی ۱۳۰۴، پاریز، سیرجان، کرمان). روانش به مینوجهان شاد باد.

📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍106
Forwarded from مردم‌نامه (تاریخ مردم) (Parastoo Rahimi)
♦️نسخۀ الکترونیک شمارۀ جدید مردم‌نامه را در طاقچه بخوانید:

شمارۀ ۳۴
دربارۀ تاریخ‌نگاری باستانی پاریزی
به‌مناسبت صدمین سالگرد زاده شدن وی

🔗https://taaghche.com/book/247101


https://news.1rj.ru/str/mardomnameh
6👍1
▪️ «ضریب تأثیر واقعی» و «ضریب‌ تأثیر ساختگی» در علوم انسانی

این دو مقاله اصیل و خواندنی، به قلم استاد ابراهیم موسی‌پور بشلی را در نظر بگیرید:
- «تاریخ اجتماعی: رویکردی نوین به مطالعات تاریخی»، (تاریخ و تمدن اسلامی، ش ۶، پاییز و زمستان ۱۳۸۶، صص ۱۴۱- ۱۵۵)

- «زندگی حرفه‌ای مؤذنان و بازتاب آن در ذهن و زبان مسلمانان: پژوهشی در تاریخ اجتماعی اسلام»، (پژوهشنامه تاریخ تمدن اسلامی، ش. ۱، دوره ۴۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۹، صص ۱۲۱- ۱۳۹)

- اولی مقاله‌ای است اصیل و بدیع و نظری و کلی؛ دومی هم مقاله‌ای است اصیل و بدیع، امّا تاریخی و بسیار جزئی. 

- به اولی بارها ارجاع داده شده و استناد گردیده، چرا که هر کسی که پس از او درباره تاریخ اجتماعی مقاله‌ای نوشته، البته اگر به اخلاق و منش پژوهش متخلق بوده باشد، باید به آن ارجاع می‌داده و از آن یاد می‌کرده.

- به مقاله دومی شاید هیچ‌کس تا کنون ارجاع نداده باشد، چون به موضوعی کاملاً جزئی پرداخته و احتمالاً تا زمانی دیگر، شاید ده‌ها سال دیگر، که کسی درباره «موذنان» در تاریخ یافته‌ای تازه پیدا کند و بخواهد مقاله‌ دیگری در آن موضوع بنویسید هم به آن ارجاع و استنادی داده نشود.

- به نظر شما از دو مقاله بالا در کدام یک نوآوری و اصالت بیشتر است و نویسنده برای نوشتن آن زحمت بیشتری کشیده؟ از من بپرسید بی‌تردید خواهم گفت مقاله دوم. روشن است نوشتن مقاله دوم نیازمند زمان و توان بیشتری بوده؛ چرا که در این زمینه احتمالاً پیش از استاد موسی‌پور کس دیگری در هیچ زبانی هیچ کاری منتشر نکرده، امّا در موضوع مقاله اول دست‌کم به زبان انگلیسی کارهای بسیاری صورت گرفته است.

- به نظر‌ شما کدام مقاله خواننده بیشتری داشته؟ من آماری ندارم، امّا به‌نظرم موضوع مقاله دوم جذاب‌تر است، احتمالاً هم در میان متخصصان تاریخ و هم در میان علاقمندان به تاریخ خوانندگان بیشتری داشته باشد.

- معیارهای وزارت علوم امّا چیز دیگری است. از نظر وزارت علوم مقاله اول چون بیشتر بدان ارجاع داده شده مقاله اصطلاحاً «کیو» داری است و امتیاز بالایی دارد، امّا مقاله دوم چون کسی بدان ارجاع نداده فاقد «کیو» است!

- این معیار از کجا آمده؟ از رشته‌های علوم پایه و مهندسی و پزشکی. در آن دانش‌ها شاید این معیار درستی باشد، امّا در تاریخ و فلسفه و ادبیات و به هیچ وجه معیار درست و دقیقی نیست.

- راه حل چیست؟ اینکه تصمیم‌گیران در وزارت علوم که غالباً براساس علوم پایه و مهندسی برای علوم انسانی بخش‌نامه می‌نویسند، دست از سر علوم انسانی بردارند و آن را به خود علوم‌انسانی‌ها بسپارند.

- نکته آخر: اینکه ما در علوم انسانی در آن جاهایی که ضرورت دارد هم کمتر به یکدیگر ارجاع می‌دهیم، سخنی است کاملاً درست. کافی است به مقالاتی که در یک موضوع تاریخی در ۵۰ سال اخیر نوشته شده نگاهی بیاندازید تا ببینید که در بسیاری از این مقالات به کارهای قبلی اشاره‌ای نشده است. امّا راه‌حل این مشکل این نیست که مجلات مولفان مقالات را مجبور کنند که به مقالات قبلی آن مجله ارجاع دهند! یا استادان برای گرفتن ارتقاء و ترفیع یا این که حقوقشان افزایش یابد، با هم دست به یکی کنند و به مقالات هم ارجاع دهند تا ظاهراً ضریب‌ تأثیرشان بالا رود و صاحب  مقاله «کیو»دار شوند!


* استاد ابراهیم موسی‌پور بشلی را از این روی برگزیدم که به نظرم یکی از «موثرترین» محققان علوم انسانی و به‌ویژه تاریخ اجتماعی در دو دهه اخیر است و مقالاتش «ضریب‌تأثیر» واقعی دارد نه ساختگی و بخشنامه‌ای!

▫️معصومعلی پنجه [نویسنده مقالاتی بدون ضریب‌تأثیر در تاریخ طولونیان و تاریخ قبطیان و ... که احتمالاً اولین و آخرین مقالات در زبان فارسی در این موضوعات خواهند بود و هیچکس به آنها ارجاع نخواهد داد😊
| چهارشنبه، ۱۰ دی ۱۴۰۴ | تهران پاکیزه [روزی که آن اندازه هوا پاک بود که شهر تعطیل شد]

📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍223👌1
▪️«پایه‌گذار استقلال ایران»: بازنمایی یعقوب لیث صفّاری در تاریخ‌نگاری استاد باستانی پاریزی

- بخشی از مقاله:

- شورشی‌ای که به پادشاهی رسید

ئی. ایچ. کار جایی در تاریخ چیست؟ می‌گوید «پادشاهان و شورشیان به یکسان دستاورد اوضاع‌واحوال خاص دوران و کشور خود هستند».  طرفه آنکه یعقوب لیث شورشی‌ای بود که به پادشاهی رسید! کار این جمله را در میانۀ فصل «جامعه و فرد» طرح کرده؛ همین‌جا است که این پرسش را پی گرفته که «هدف پژوهش مورخ رفتار افراد است یا عملکرد نیروهای اجتماعی؟».  او در پاسخ این دیدگاه مشهور را که «تاریخ زندگی‌نامۀ مردان بزرگ است» را به چالش می‌کشد؛ به باور او «نبوغ فردی را نیروی آفرینندۀ تاریخ انگاشتن صفت بارز مراحل بدوی هشیاری تاریخی است».  آیا باستانی پاریزی در نگارش تاریخ زندگی یعقوب، پیرو نظریۀ «مرد بزرگ در تاریخ» است؟ 

باستانی پاریزی در جمله‌های آغازین مقدمه چاپ اول کتاب چنین آورده: «یکی از شخصیت‌های موردعلاقۀ هر جوان ایرانی – و حتی کودک برنا و پیر سالخورده ایرانی- یعقوب لیث صفاری است که یکی از بزرگ‌ترین پایه‌گذاران استقلال ایران و نمونۀ یک مدافع بزرگ ملی و نشانۀ فداکاری و از خودگذشتگی و رشادت و شجاعت است».  او مقدمۀ چاپ هفتم این کتاب را  نیز با این جمله‌ها به پایان برده: «یعقوب هرچه بود، پایه‌گذار استقلال ایران بود، و به همین سبب در محافل سیاسی عرب و عجم، جای خاص و موقعیت ممتازی دارد، و فرنگی‌‌ها هم می‌گویند: «هر انسانی بر اساس دشمنانی که دارد مورد قضاوت قرار می‌گیرد – نه به‌خاطر دوستانی که دارد...». اگر تنها بر اساس این چند جمله نتیجه‌گیری شود توان گفت: بله، باستانی پاریزی پیرو پلوتارک و کارلایل است که تاریخ را ساختۀ قهرمانان و مردان بزرگ می‌داند، امّا اگر همۀ کتاب خوانده و بررسی شود، آنگاه روشن می‌شود که دیدگاه باستانی پاریزی به کار نزدیک‌تر است تا کارلایل.

در سرتاسر کتاب خواننده با «مرد بزرگی» روبه‌رو است که «نمایندۀ نیروهای موجود یا نیروهایی است که به‌یاری او برای مبارزه‌جویی با قدرت موجود پدید می‌آید».  باستانی پاریزی  در بازنمایی سیمای یعقوب به عنوان رهبر جنبش مبارزه علیه سلطۀ عباسیان و دست‌نشاندگان آنها در ایران شرقی، به‌دقت به تشریح نقش نیروهایی پرداخته که یاریگر یعقوب بودند؛ یعقوب یکی از آنها بود که پس از کشمکش و کوشش‌های بسیار به شهریاری رسید و نخستین گام در جایی ایران از خلافت را برداشت. باستانی پاریزی در فصل اول  به «قیام عیاران» و در فصل سوم به «خوارج: قهرمانان هیرمند» پرداخته و در فصل پنجم باردیگر به «عیاران: جوانمردانه شبگرد» بازگشته و به‌روشنی سهم هر یک از این نیروهایی اجتماعی در تحولات سیاسی و اجتماعی آن دوره را نشان داده است. 
باستانی پاریزی  در جمع‌بندی از اوضاع و احوال زمانه‌، به روشنی از این سخن رانده که صحنه برای رهایی و استقلال ایران آماده بوده است: ««آمادگی مردم سیستان برای انقلاب تنها از جهت تسلط اعراب و دو دستگی بین سران قوم - یعنی اعراب بکری و تمیمی - یا عوارض قحطی و خشکسالی نبود، تسلط دست‌نشاندگان حکام خراسان و خصوصاً بستگان خاندان طاهری درین سرزمین خود عامل دیگری برای تقویت روحیۀ ملی در بین مردم بود».   باستانی پاریزی، به تعبیر هگلی، نشان داده که یعقوب «بزرگمردی» بود که «بیانگر ارادۀ آن روزگار» بود و به عصر خود گفت که «چه باید اراده کند و و آن اراده را به اجرا درآورد». عملکرد یعقوب «جان و جوهر» عصر او بود و «او عصر خود را فعلیت» بخشید.


📕 معصومعلی پنجه، «پایه‌گذار استقلال ایران»: بازنمایی یعقوب لیث صفّاری در تاریخ‌نگاری استاد باستانی پاریزی»، مردم‌نامه، ش۳۴، پاییز ۱۴۰۴، صص ۷۹ - ۸۶.

📗نسخۀ الکترونیک شمارۀ جدید مردم‌نامه را در طاقچه بخوانید:

شمارۀ ۳۴
دربارۀ تاریخ‌نگاری باستانی پاریزی
به‌مناسبت صدمین زادروز ایشان

🔗https://taaghche.com/book/247101
https://news.1rj.ru/str/mardomnameh


📘 پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره
🆔 t.me/HistoryandMemory
👍102🔥2