| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره | – Telegram
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
«امتحان ثلث اول که جلالِ[مقدم] ما به کلاس آمد خوب به یادم مانده. با آن قد بلند و نگاهی که از پشت عینک مستقیم رو به رو را می‌دید. برپا را شنیده نشنیده گفت: در حد یک الی دو خط بنویسید از بین پول، ثروت و مال کدام بهتر است. ده دقیقه هم وقت دارید.
همه هاج و واج مانده بودیم و نمی‌دانستیم چه باید بکنیم. جای علم خالی بود. زمان هم به سرعت می‌گذشت. پسری از میان کلاس انگشت اشاره را بالا برد. جلال بدون توجه به او گفت: همان که گفتم. اگر کسی نمی‌داند سفید بدهد پانزده بگیرد.
بچه‌ها نفس آسوده‌ای کشیدند و کاغذ و قلم را روی میز گذاشتند. در زمانی کوتاه ورقه‌ها جمع شد و گذاشته شد روی میز جلال. جلال کاغذهای سفید را جدا کرد و سرسری نظری به بقیه انداخت و گفت: گفته بودم سفید را ۱۵ می‌دهم نه چرند را. اما سگ‌خور، به آن‌ها هم ۱۵ می‌دهم.
از میان ورقه‌ها یکی را جدا کرد و بقیه را گذاشت روی هم. پرسید: این مهدی کیه که نوشته از پول، ثروت، علم، مال، تو و همه متنفرم.
پسرکی از کنار بخاری ذغال سنگی برخاست. صورتش گل انداخته بود. در ریاضیات و فیزیک شاگرد اول بود. حرف که می‌زد دندان‌هایش زیاد باز نمی‌شد، به لب حرف می‌زد. شایع بود که سل دارد و ما فکر می‌کردیم به این دلیل مدام صدایش می‌کنند به دفتر. مهدی چیزی نگفت. ساکت بود. جلال هم چیزی نپرسید. به او هجده داد و گفت:
برای جلسه بعد چیزی بنویس و سرکلاس بخوان. هر چه دلت می‌خواهد، فقط روده‌درازی نکن.
و کلاس را تعطیل کرد و رفت( صص۱۴-۱۵)..... ولیعهد تازه سه سالش شده بود و تنها وقتی در ۱۳۴۹ که ده ساله شد شاه ژست دمکراسی بازی‌اش گل کرد و گاه گاه او را با اتومبیلی به سر پل[تجریش] می‌فرستاد(ص۲۶).....این سو و آن سوی خیابان هیچ نبود مگر راسته‌ی میکده‌ها که تا شب کساد بود. نه هر روز که هفته‌ای چند بار، یک لیموزین سیاه رو به روی نیمکت می‌ایستاد. راننده‌ای با لباس فرم و کلاه پیاده می‌شد و در عقب را برای شاهزاده‌ای ده ساله که کراوات می‌زد باز می‌کرد. پسرک با پای خودش به بستنی‌فروشی نبش خیابان می‌رفت و موسیو ویلا در حالی که دست او را می‌بوسید یک بستنی میوه‌ای به او می‌داد و پولش را هم با احترام از او می‌گرفت. بعد به بدرقه تا پای لیموزین پیش می‌آمد و خم می‌شد.
اواخر زمستان سرد همان سال گروهی ناشناس آمدند و به در و دیوار مغازه‌ها عکسی چسباندند. عکس هفت تن را نشان می‌داد: «فراریان خرابکار» که پاسگاهی در سیاهکل را مصادره کرده بودند. عکسی هم به در همان بستنی فروشی چسباندند. از آن روز به بعد دیگر آن لیموزین دیده نشد و موسیو ویلا دیگر از پشت دخل خود به این سو نیامد.
یکی دو سال بعد آخرین گروه بازمانده‌ی آن عکس در یکی از خیابان‌های تهران در یک جنگ خونین خیابانی کشته شدند. ساواک با شرح و تفسیر نام آن‌ها را اعلام کرد. جلال سرش جای دیگری گرم بود و شاید هرگز ندانست یکی از آن نام‌ها همان مهدی بود» ( صص۱۷-۱۸).

محسن صبا، دوگفتار، تهران، آوانوشت، ۱۳۹۹.

برگرفته از صفحه ع. زندباف

@HistoryandMemory
مسعود طاهری
«بشكست اگردل من، به فداي چشم مستت
سر خُمّ مي سلامت، شكند اگر سبويي

تَرَک عمیق طاق پشتی ایوان مدائن
شبیه ترک‌ها و شکاف‌هایی است که در دل فرهنگ و میراث ایرانی ایجاد شده و بانی هم برای ترمیم و احیا آن وجود ندارد.
مسئولان این محوطه هم به خاطر وجود این نوع شکاف‌ها دیگر نه کسی را داخل محوطه راه می‌دهند نه اجازه تصویربرداری به کسی می‌دهند
ایوان مدائن - شهر مدائن خرداد ١۴٠٢ (ژوئن ٢٠٢٣)»

@HistoryandMemory
نظر شاهرخ مسکوب درباره احکام السلطانیه ماوّردی (د. ۴۵۰ق) که به نظرم منصفانه نیست!:

«۲۲/۰۶/۸۸
دیروز بالاخره احكام السلطانیه را پيدا كردم. اينست كتاب «مهم» سیاسی مسلمين با فكر سياسی محدود، ابتدائی و فقير. هزار سال است كه به همين جزوه مبتذل چشم دوخته‌اند! برای «ملاحظات» می‌خواستمش كه مدتهاست وقت و عمر مرا می‌بلعد و تازه وقتی تمام شد به درد كسی نمی‌خورد.»

روزها در راه، ۳۸۳.

@HistoryandMemory
دکتر حسین آبادیان

«در هفته‌های اخیر اعترافات وحید افراخته و خاطرات حسین روحانی را دو سه باری خواندم، تعجب از این است که موسسه روزنامه ایران که بودجه فراوانی هم دارد، چرا کتاب‌ها را نداده تا یک فرد مطلع غلط گیری کند؟ خاطرات حسین روحانی حدود ۲۰ سال قبل با اغلاط فراوان توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شد. این چاپ اغلاط کمتری دارد، اما غلطهای فاحش همچنان به قوت خود باقی است. مثلا شخصیت مهم و مشهوری مثل محمود شامخی شده است "محمود شافحی"! (ص۳۴۵) آوانتوریستی را "اورتودیستی"!! (ص۳۱۲) خوانده اند، کورنیلف شده است "کورنیف"، حوزه های سازمان به "خرده های سازمانی" (ص۲۸۷) مبدل شده و لاادریون را مصحح "به دادریون"!!! (ص۲۶۴) فهمیده؛ واژه بسیار مشهور ایدئالیستی شده است "ایدئولیستی"!! (ص۳۴۵) ابراهیم آوخ یکی از مشهورترین اعضای مجاهدین شده است "ابراهیم ارفع"! (صص ۹۳ و ۹۴)، بعلاوه دهها غلط املایی و انشایی و محتوایی دیگر که نشان می‌دهد ناشرین چنین آثاری آگاهی چندانی از تحولات معاصر ندارند و اغلب صرفا نسخه دستنویس را به شکلی مغلوط و آنچنانکه خود فهمیده اند، به نسخه چاپی تبدیل می‌کنند. در کتاب اعترافات وحید افراخته هم مواردی از این دست فراوان است. با تمام این اوصاف انتشار این دست کتاب‌ها افق نوینی را برای تاریخ نگاری دهه چهل و پنجاه شمسی فراهم می‌کند.».

@HistoryandMemory
▪️دشواری‌های آموزش و پژوهش تاریخ یا به تعبیر خود امید [انوشه‌روان استاد عبدالهادی حائری] «تاریخگری»، در دهه شصت خورشیدی، و یادکرد از دو دانشجویی که در گروه تاریخ دانشگاه فردوسی مشهد «استعدادی شایان ستایش» داشته و اکنون از استادان و نام‌داران رشته تاریخ‌اند: دکتر سید محمدحسین منظورالاجداد و دکتر منصور صفت‌گل.

«روشن است كه با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ خورشيدی حكومت به دست روحانیان افتاد و از آن پس كسانی كه در جرگه روحانیت قرار داشته و دارند از پایه‌هایی بس والا برخوردار بوده و هستند.  از اين روی، بی‌حرمتی‌هایی كه اميد و بستگانش درست به همان علت وابستگی به روحانیت از آن رنج می‌بردند دیگر به چشم نمی‌خورد. ولی برای اميد بسی شگفتی‌انگیز و همزمان دردآور است كه وی پس از نيم قرن گردش روزگار و دگرگونی‌های گسترده و ژرفی كه در بهنۀ اين کشور و در زندگانی خود امید چهره بسته است، وی هنوز با آنچه با رژیم شاهی به گونه‌ای در پیوند بوده و هست همچنان آزار می‌بیند. گویا «گناه» بزرگ او تنها آن است كه وی به پيشۀ تاریخگری روی نهاده و برخی از پژوهشهایش تاريخ معاصر ايران و روزگار پهلوی را دربر می‌گیرد و همزمان در برابر گوهر راستی و درستی زینهار بسته است كه در گفتار و نوشتار راستگو و درستکار باشد.
اميد با اين پیچیدگیها سخت درگیر بود، و گهگاه ناچار می‌شد ساعتها با دانشجویان به بحث و گفتگو بپردازد تا بدگمانيها را از اندیشه‌ها بزداید. خوشبختانه اميد در اين درگيريها همواره در جناح شکست قرار نمی‌گرفت و در مجموع توانست ضمن بيان حقيقتها و واقعیتها - البته با رعایت آخرين حد دوراندیشی - از كشاكشها جانی سالم به‌در برد. همزمان، وی رفته رفته به نیازهای درسی و ذوق و سليقۀ دانشجویان و جوّ کلاس و دانشکده آشنا شد تا جایی كه بیشتر دانشجویان خود را به شيوۀ تدريس خود دلبسته ساخت. در اين میان، وی كوشيد دانشجویانی راكه استعدادی بسنده در آموزش تاريخ و درک مسايل آن از خود نشان می‌دهند به ادامۀ راه اميد دهد. از جمله دانشجویانی كه در زمينۀ تجزيه و تحليل درست تاريخ استعدادی شایان ستایش از خود نشان دادند يكی سید محمدحسین م. و دیگری منصور ص. بودند كه خوشبختانه تاکنون توانسته‌اند تحصیلات خود را در رشتۀ تاريخ همچنان پی‌ گیرند. همين دو تن دانشجو بودند كه نويسنده حاضر را در نوشتن يادبودهای زندگانی امید سخت تشويق كردند و عملاً در اين راه قلم بر دست او گذاردند».

▫️عبدالهادی حائری، آنچه گذشت...نقشی از نیم‌قرن تکاپو،  ۵۳۳-۵۳۴.

@HistoryandMemory
Forwarded from تاریخ و جامعه (Shahram Yousefifar)
*انتشار مجله مطالعات سلجوقیان
1401
پس از مدت ها تلاش و پیگیری، با همراهی و همکاری دوستان و علاقمندان به تاریخ ایران در سده های میانه، مجله ای اختصاصی برای مطالعات تاریخی این دوره از تاریخ ایران تاسیس شد و اولین شماره آن منتشر شد. نشر مجله یک بخش- البته مهم- از کلان طرح پژوهش در تاریخ جامع تاریخ ایران در این دوره است. برنامه آن با همایش تاریخ اقتصادی ایران در دوره سلجوقیان(اسفند 1400) آغاز شد و اکنون بخش دیگر از آن برنامه اجرا گردید.
متن زیر سرمقاله نخستین شماره این مجله است.
سرمقاله.
جدای از مباحث مهمی که در باب نام گذاری بازه های تاریخی دراز مدت و میان مدت تاریخ ایران، پس از فروپاشی حکومت ساسانیان(سده 1ق/7م.) تا تاسیس حکومت صفویه(سده 10ق/16م.) وجود دارد، حوزه تمرکز این مجله بر تاریخ ایران، از زمان شکل گیری حکومت های ایرانی(سده 3ق/9م.) تا هنگام مهاجرت و ورود اقوام مغول و جماعات همراه آنان به ایران(نیمه سده 7ق/13م.) است.
تاریخ ایران در دوره سلجوقیان، از جمله کم اقبال ترین ادوار تاریخی از نظر جلب توجه محققان و دانشجویان رشته تاریخ است. علت ها و دلایلی در پدید آمدن این وضعیت وجود دارد که از آن میان: مداخله عوامل غیر علمی و غیر رشته ای در پرداختن به تاریخ این دوره، مانند: تاثیرپذیری آشکار و پنهان از نگاه دینی- مذهبی به تاریخ این دوره و مسائل آن، غلبه ملاحظات و رویکرد سیاسی- امنیتی بر تاریخ آن دوره، تمایل به انتقال مسائل اجتماعی- فرهنگی معاصر به تاریخ آن دوره و دیگر موارد نظیر، قابل ذکر است. افزون عوامل فوق، مشکلات و محدودیت های دیگری در برابر مطالعه و پژوهش در تاریخ این دوره وجود دارد، که به عنوان مثال این موارد قابل توجه است: فقر شدید منابع، پیچیدگی و تنوع مسائل کلان اجتماعی که ورود به آن عرصه ها، نیازمند برخورداری از پیش نیازهای دانشی و توانائی های چند رشته ای برای درک ماهیت پدیده ها و تبیین آن ها است. این موقعیت باعث شده شمار محققان علاقمند و پای بند به مباحث این دوره، اندک باشد و در نتیجه تکاپوهای علمی و پژوهشی در مسائل این دوره در مقایسه با دوره باستان یا معاصر، بسیارکم تر است.
اما نکته درخور توجه در باب تاریخ ایران در دوره سلجوقیان، این است که بر خلاف دیگر ادوار تاریخ ایران، گذشته شمار زیادی از کشورهای پیرامون ایران، به اشکال گوناگون وابسته یا پیوسته به تاریخ ایران در این دوره است. از کشوری چون ترکیه، که بنیان های تاریخی ملیت و هویت امروزین خود را به تاریخ سلجوقیان ایران و شاخه آن حکومت در شبه جزیره آناطولی، پیوسته می داند تا کشورهایی چون ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و از آن سو کشورهای حوزه قفقازیه تا کشورهای واقع در شرق مدیترانه و نواحی دیگر، که به ناگزیر بخش مهم تاریخ خود در سده 5-6ق/11-12م. را باید به عنوان بخشی از تاریخ کشور خود در دوره سلجوقیان ایران مطالعه کنند. نیازی به یادآوری نیست که حکمرانی فراگیر ایرانیان در این دوره از پایتخت هایی چون ری، اصفهان و همدان، بر گستره ای از کاشغر و سیحون تا دمشق، مکه و عمان و دیگر نواحی اعمال می شد و آموزه ها و بنیان های سیاسی و اجرائی آنان، مقدرات زندگی سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مردمان این قلمرو ها را تعیین می کرد. از این رو مطالعه و بررسی در تاریخ مردمان این قلمروهای بسیار گسترده، نیازمند ارجاع به تاریخ ایران در این دوره است و در واقع تاریخ ایران در دوره سلجوقیان، تاریخ مشترک و میراث معنوی درهم تنیده شمار زیادی از مردمان کشورهای منطقه آسیای میانه و آسیای غربی است. روشن است که هرگونه قرائت باژگونه از این واقعیت گذشته، ناراست و نادرست است. در این خصوص به مناسبت سخن خواهیم گفت. با این چشم انداز به بحث، موجودیت مجله ای با این نام، نشان دهنده زمینه فعالیت بسیار گسترده ای است که فراروی محققان تاریخ ایران در دوره سلجوقیان قرار دارد.
Forwarded from تاریخ و جامعه (Shahram Yousefifar)
انتشار مجله تاریخ ایران در دوره سلجوقیان، افزون بر دغدغه ها و چالش هایی که به اختصار طرح شد، به نیازها و اهداف گوناگون دیگری مربوط است. از جمله، زمینه سازی برای رشد و گسترش مطالعات سازماندهی شده در باب تاریخ سلجوقیان، به عنوان یک دوره از تاریخ ایران، اهمیت بیشتری دارد. در این خصوص اشاره می کنیم انتشار مجله تخصصی به عنوان یکی از چند روش های کارآمد برای ایجاد تحول در پژوهش های تاریخیِ این دوره، با هدفِ شبکه سازی از محققان و ترسیم نقشه پژوهش های آتی در این حوزه، عملکرد دارد. امروزه مراکز علمی و تخصصی گوناگونی در کشورهای واقع در قلمرو تاریخی سلجوقیان، وفق سیاست های فرهنگی- سیاسی معطوف به بازسازی و قوام بخشی به هویت تاریخی و جمعی خود در موقعیت اکنون، بدون وقفه و با گستردگی( به عنوان مثال ترکیه) یا در سطح محدودتر، تکاپوهای پژوهشی و رسانه ای برای تولید روایت های برساخته از تاریخ این دوره، به نحوی که پشتیبان آرمان های آنان باشد، در جریان است. انتخاب و پژوهش در موضوعات، رویکردهای و چگونگی تبیین مسائل و نیز بازتوزیع دستاوردهای مربوط در سطوح جامعه، که در کشورهای مختلف و به عنوان امری تبعی از نظریه های راهبر منافع ملی در تدوین نظریه ها و فعالیت های علمی، دانشگاهی و نیز سیاست های خارجی آن ها جریان دارد، به گونه ای است که در شکل برساخت کلان روایت های تاریخی در جهت دگرگون سازی واقعیت های تمدنی و فرهنگی آن دوره تاریخی، ظهور و بروز داشته است. به تعبیر دیگر، یکی از مهم ترین چالش ها و منازعات سیاسی، فرهنگی، رسانه ای و هویتی دولت ها و مردمان منطقه غرب آسیا، که هم اکنون در جریان است و در آینده گسترده تر خواهد شد، در ذیل موضوعات تاریخی و از جمله تاریخ دوره سلجوقیان، قابل صورت بندی است. بر این اساس یک نیاز و اولویت مطالعات تاریخ ایران در سده های میانه، تدارک زمینه های ضروری برای گسترش کوشش های علمی در جهت تبیین موقعیت تاریخ/گذشته ایران در سده های میانه با توجه به موقعیت تاریخ اکنون ایران، است.
بر اساس سیاست ها، برنامه ها و رویکردهای مجله، کوشش برآن است بر فرآیند تولید دانش، پردازش مباحث، تعمیق دانائی ها و در نهایت بازتوزیع اثربخش دستاوردهای دانشگاهی در داخل و خارج از ایران، تاثیرگزاری صورت گیرد و در جهت تقویت و ارتقای این فعالیت های علمی گام هایی برداشته شود. در باب روش ها و رویکردهای مختلف و امکانات مربوط برای تحقق اهداف مورد نظر و فعالیت هایی که در گردش کار مجله مورد نظر است، به تدریج در فرصت های بعد، سخنان دیگری طرح خواهد شد.
مجله مطالعات سلجوقیان، در کوتاه مدت به صورت سالانه انتشار می یابد و پس از فراهم آوردن زیرساخت ها و امکانات نرم افزارانه مورد نیاز برای گردش کار مطلوب مجله، بازه انتشار مجله تغییر و کوتاه تر خواهد شد. بدون تردید گام برداشتن در این مسیر بستگی تام به همراهی و مشارکت موثر استادان، محققان و دانشجویان متخصص و علاقمند به تاریخ ایران دارد. دست همگی این عزیزان را به گرمی می فشاریم. انتشار این نشریه که به صورت خصوصی فعالیت می کند، با یاری مستقیم دانش دوستان امکان پذیر است.
برای ایران
▪️ّ️نظر شاهرخ مسکوب درباره رستم التواریخ

««۲۵/۰۶/[۱۹]۸۹
از رستم‌التواريخ نتوانستم دل بكنم. اين روزها يک بار ديگر جابجا نگاهش می‌كردم. چقدر با اولین‌بار، همان زمان چاب اول تفاوت داشت. اين بار به نظرم عجيب كتاب جالب توجهی آمد. از نظر وقايع تاريخی مغشوش و درهم است، نثر به طومار نقال‌ها شباهت دارد و انگار مرشدی دارد داستان می‌زند ولی حقیقت زمان را خوب تصوير می‌كند. سراسر اين سرزمین سرشار از پریشانی و قتل و غارت و كشت و کشتار است و هر جنایتی كه به تصور در آيد؛ امرا و حكام فقط می‌کشند و می‌چاپند و مردم هم «علی دين ملوكهم»، مخصوصاً بعد از مرگ كريم خان. مو به تن راست می‌شود. مؤلف با لحن طنز و طعن دوپهلویی گاه خواننده را میان شوخی و جدی بلاتکلیف نگه می‌دارد. در ص(۲۴٠ چاپ دوم) شرايط تاريخ‌نویس را برمی‌شمارد : خواندن همه، تاريخ‌هاي عربی و فارسی و قصص و لغت‌ها و . . . با دقت فراوان و جمعیت حواس و رفاه حال و بعد بلافاصله اضافه می‌كند خدای آفریدگار عالم را شاهد می‌گرم كه هيچيک از اين شرايط را ندارم. کتابش را از ۱۴ سالگی تا ۲۰ سالگی تأليف كرده! ولی با همه اينها خود را حكيم سترگ و فيلسوف بزرگ با پندهای حكيمانه و اندرز فیلسوفانه و نصیحت معلمانه و دلالت عاقلانه می‌نامد ( ص ۴۵۹ و ۴۷۲ و جاهای ديگر، سراسر كتاب). صحبت از فرزندان فتحعلیشاه (متجاوز از ۲۰٠٠ نفر)  جالب است و بعد اضافه می‌كند ماشاالله لاحول ولا قوة الا بالله. يا الله، يا سبوح، يا الله. يا قدوس، يا الله، يا سبوح، يا الله. انگار مؤلف سرگیجه گرفته. آن وقت پس از ذكر القاب پسران شاه می‌گوید «بر دانشمندان پوشیده مباد كه بسیاری از اين شاهزادگان مذکوره هر يک به نام خدا صاحب ده و بيست و سی و چهل و پنجاه و شصت و هفتاد و هشتاد نوه و اولاد و احفاد می‌باشند و اناث اولاد نيز قريب بذكورشان می‌باشند. خدا همه ایشان را از بلاها نگه دارد»(ص ۴۷۱).
كتاب از نظر آيين پادشاهی و کشورداری و ( «فلسفه» سیاست) هم خواندنی است. جابجا توضیحاتی در اين باب می‌آيد يا از زبان مؤلف (ص ۳۲۵)  و يا از زبان كريم خان (ص ۳۹۳) يا دیگران. برای آگاهی از اخلاق عملی هم كتاب سند باارزشی است، سراسر آن خواندنی و عبرت گرفتنی است. گاه آدم تعجب می‌كند كه با اين بلايا و اين اخلاق چطور توانسته‌ايم هنوز دوام بياوريم. صحبت از پادشاهی طهماسب قلی‌خان (نادر) می‌شود. يكی از حاضران صاحب طبع مجلس می‌گوید:« ببرّيد از مال و از جان طمع - بتاريخ لاخير فی ماوقع»  نادر در اطاق دیگر است می‌شنود. از یارو می‌پرسد «ای خانه خراب بی‌انصاف تو چه گفتی، آنچه گفتی يك بار دیگر بگو». عرض نمود: بریدند شاهان ز شاهی طمع- بتاريخ الخير فی ماوقع. آن شاعر را به خلعت و انعام مفتخر فرمود» (ص ۲٠۴). داستان شاید دروغ باشد ولی دروغی راست‌نما و معرف خیلی چيزهاست. شهوترانی و غلامبارگی و شوخی و تفريح‌های مستهجن پادشاهانه، صفوی و غير صفوی و همگی، بیداد می‌كند؛ به اضافه چرس و بنگ و افيون و معجون و شرابخوارگی ديوانه‌وار و . . . بايد بخوانیم و نگاهی بی‌تعارف و مجامله به خودمان بيندازيم. محمد هاشم آصف با لقب مضحک رستم الحكما، در رستم التواريخش شوخی و جدی خيلی حرف‌های نگفته را گفته است».

▫️روزها در راه، ۴۲۲-۴۲۳.

@HistoryandMemory
تَنگ چَک‌چَک و چهارطاقی قصر آیینه یا قصر دختر در حوالی رُستاق در شهرستان داراب

فیلم‌ها از هادی و امین سالخورده

#چک‌چک
#قصر_آیینه
#قصر_دختر
#رستاق
#رستاق_الرستاق
#داراب
#فارس
@HistoryandMemory
تنگ چک چک و چهارطاقی قصر آیینه
رستاقِ دارابِ فارس

گویا قدمت این بنا به روزگار ساسانی می‌رسد.

عکس‌ها از امین سالخورده

@HistoryandMemory
تازه‌ترین شماره مجله تاریخ و تمدن اسلامی (شماره ۴۲) منتشر شدـ

https://jhcin.srbiau.ac.ir/

@HistoryandMemory
آغاز انتشار و فراخوان مجله ذخایر شرق

@HistoryandMemory
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
آغاز انتشار و فراخوان مجله ذخایر شرق @HistoryandMemory
فصلنامۀ تخصصی اسناد، مخطوطات و فرهنگ مشرق زمین (فارسی، عربی) با نام (ذخایر شرق) (ذخائر الشرق) کار خود را آغاز کرده است. شمارۀ نخست، تا آخر تابستان 1402 هـ/ش، ربیع الاول 1444 هـ ق، سپتامبر 2023م) انشاء الله منتشر خواهد شد. مقالاتی به دفتر مجله رسیده، ولی همچنان برای شماره نخست و دیگر شماره ها، از مقالات تحلیلی و یادداشتهای کوتاه استقبال می کنیم.
محورهای اصلی:
= مطالعات نسخه های خطی
= مطالعات اسناد
= فرهنگ مشرق زمین
= نقد
= گزارش (معرفی مؤسسات، کتابخانه ها و نهادهای مؤثر در حوزۀ متون کهن) در ایران و سایر کشورها
= رسائل کوتاه (به زبان فارسی یا عربی)
سایت مجله روند آغازین را می پیماید و در مرحلۀ نخست می خواهد پایگاهی برای دریافت مقالات باشد. این سایت پس از راه اندازی اطلاع رسانی خواهد شد.
***

بهترین راه ارتباطی اکنون ایمیل مجله است که به آدرس ذیل است:
ایمیل مجله: zakhairsharq@gmail.com
در عین حال دو شماره در دسترس است:
تماس دفتر مرکزی، ایران (تلگرام): 09122524335 (اشکوری)
تماس دفتر نمایندگی، ترکیه (واتساپ): 905346527277+
مجوز پروانه نشر، پس از مدتها انتظار بالاخره از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مورخ 5-11-1401 و به شمارۀ 92571 صادر شد.
امیدواریم بتوانیم مجله را به صورت افست در ایران با کاغذ اعلی منتشر کنیم ولی تمام توجه ما به توزیع بین المللی آن چه در قالب کاغذی و چه در قالب دیجیتال است. مؤسسۀ اورینتال در ترکیه، ارسال بین المللی مجله را پس از چاپ بر عهده گرفته است. در خصوص نسخۀ الکترونیکی هم صحبتهایی شده است.
همکاری با دانشگاهها، مؤسسات علمی، کتابخانه ها و افرادی که دغدغۀ نسخه های خطی و اسناد را دارند افتخاری برای ماست. این مجله هیچ وابستگی دولتی و سمت و سوی سیاسی ندارد، و رویکرد نقد متون منتشره را بعنوان کلیدی برای پیشرفت دانش، از مهمترین وظایف خود می داند.
از پیشنهادات اهل فن استقبال می‌کنیم.

برگرفته از صفحه صادق اشکوری
@HistoryandMemory
اشاره: حسن مشرف نفیسی ملقب به مشرف‌الدوله ( ز. ۱۲۷۳ش.- د.؟)، پسر ناظم‌الاطبا کرمانی و برادر سعید نفیسی، از رجال و کارگزاران برجسته عصر پهلوی، در شرکت نفت، بیمه ایران، وزارت دارایی، بود. مخالف‌خوانی و انتقاد از دیگران، از ویژگی‌های بارز او بود و در این زمینه ید طولایی داشت (مثلا نک. نقدهای تند او به دکتر محمد مصدق). او که در ۱۹۲۴/ ۱۳۰۲ با مدرک دکتری از فرانسه بازگشته بود، در جراید آن دوره دست به نگارش مقالاتی انتقادی زد که واکنش و پاسخ دیگران را در پی داشت. از آن جمله است این پاسخ کوبنده  ع. ا. د.[ احتمالا:  علی‌اکبر دهخدا]  به مقاله‌ انتقادی او درباره کیفیت آموزش در مدرسه حقوق که در روزنامه کوشش منتشر شده و عیناً به نقل از کانال جناب شهرام یاری ذکر می‌گردد:

دفاع از مدرسه عالی حقوق طهران

چندی است در جراید محترم طهران مقالاتی به امضای مشرف‌الدوله نفیسی در اطراف مسائل عمومی منتشر می‌شود و با وجود آن‌که تمام آن‌ها قابل انتقاد است لیکن به ملاحظهٔ این‌که نخواستم داخل در یک رشته مشاجرات قلمی بشوم از بحث در آن خودداری نمودم.
ولی در این اواخر مقاله به امضای مشارالیه بیرون آمد و در آن با کمال جسارت بر علیه یک مؤسسه ایرانی یعنی مدرسه عالی حقوق طهران و یک عده محصلین آن حمله آورده و عباراتی که هیچ‌وقت از قلم یک جوان تحصیل کرده ممکن نیست تراوش کند نوشته بود که واقعاً هر محصل ایرانی و هر کسی را که خیال اصلاحات در مملکت داشته باشد مایوس می‌کند.
مشرف‌الدوله می‌نویسد: «نسبت مدرسه حقوق طهران به مدارس حقوق خارجه مانند راه‌آهن حضرت عبدالعظیم است به راه‌آهن‌های بین‌المللی».
اولاً مجبورم شمهٔ از سوابق تحصیلی این جوان بیان کنم و البته قارئین محترم بر مغرض بودن او حکمیت خواهند کرد.
مشرف‌الدوله نفیسی در سال اول افتتاح مدرسه حقوق وارد آن‌جا شد و امتحان سال اول را گذراند و سال دوم را هم با زحمت زیاد تمام کرده و به اخذ دیپلم باکالوره‌آ موفق گردید گرفتن این دیپلم برای او در طهران به طوری سخت بود که در خود نمی‌دید بتواند سال بعد را طی کرده و در امتحان از عهده برآید.
اشکال او در امتحانات راجع به قسمت حقوق اسلامی و فقه بود که بدبختانه این جوان از سواد عربی بی‌بهره است و فقه را در دو سال اول از کتاب شرایعی که به زبان فرانسه ترجمه شده بود امتحان داد.
و این جوان آن‌قدر تحصیلات نداشت که بتواند از کتاب عربی استفاده کند و علت اصلی مخالفت او هم با این مدرسه همین است.
خلاصه پس از گرفتن دیپلم باکالوره‌آ مسافرتی به خارجه نمود و یک سال و نیم دیگر مراجعت کرد و در مراجعت اسم دکتری در علم حقوق را به روی خود گذارد و در طهران بنای دسته‌بندی و هو کردن را گذاشت تا داخل یکی از ادارات دولتی بشود خوشبختانه چون مشمول هیچ یک از مواد قانون استخدام نبود نتوانست خود را به مالیه دولت تحمیل نماید بعضی اوقات به وسیله مقالات میان خالی در اطراف اقتصادیات و مالیه خواست نظر مستشاران امریکائی را به خود جلب کند لیکن اولاً واسطهٔ محذور قانونی و ثانیاً شاید به واسطهٔ این‌که پایه تحصیلات او را فهمیده و به تهی مغزی مندرجات مقالاتش بی‌پرده بودند از قبول او معذرت خواسته و در نتیجه بنای پروپاگاند بر علیه آن‌ها را گذاشت و نتیجه نبخشید.
بعد به خیال افتاد در مدرسه حقوق سمت مترجمی یکی از معلمین را بگیرد چون محل نبود به او جواب منفی دادند ناچار بنای خصومت با مدرسه را گذارده اول با زبان و بعد به وسیله مقاله ایرانی با این مدرسه مخالفت می‌کند غافل از این‌که همان حکومت فرانسه که او در یکی از مدارسش ادعای تحصیل کردن را می‌کند به موجب یک فرمان صادره از مقام ریاست جمهوری و منتشره در روزنامه رسمی دیپلم‌های مدرسه حقوق طهران را با دیپلم‌های متناظره مدارس خود مطابق شناخت و رسمیت کاملی به دیپلم‌های مدرسه حقوق ایران در فرانسه داد و سواد حکم مزبور گویا در جراید پایتخت درج و به اطلاع عامه رسیده باشد.
مشرف‌الدوله نفیسی گویا اشتباه کرده است دوره حقوق از 5 سال کم‌تر نمی‌شود پس چگونه ایشان موفق شدند با وجود این‌که تحصیلات در مدرسه حقوق طهران اهمیتی ندارد در عرض یک سال و نیم دوره پنج سال حقوق حقوق را تمام کرده و اسم دکتری روی خود بگذارند فرضاً هم اگر دو سال اول را که در طهران خوانده‌اند کنار بگذاریم سه سال باقی مانده را چگونه در عرض یک سال و نیم تمام کرده‌اند.
- وای بر این احساسات اجنبی‌پرست و خودپسندی که نتیجه آن جز یأس محصلین ایرانی و کسانی که قدم در راه ترقی معارف ایران برمی‌دارند نیست.
و تا امثال این جوان‌های نالایق در جامعه ایران عرض اندام می‌کنند هیچ مؤسسه ایرانی رونق نمی‌گیرد و ایران همیشه برای کوچک‌ترین کاری دست به سوی اجانب دراز خواهد کرد.
⬇️
@HistoryandMemory
@Shsyari
⬆️
مدرسه حقوق طهران علاوه بر این‌که تمام رشته‌های علم حقوق را به شاگرد ایرانی می‌آموزد حقوق مقدسه اسلامی را هم نیز تدریس می‌کند تا جوان ایرانی بتواند با بصیرت کامل به حقوق مذهبی خود که آقای مشرف‌الدوله اگر بخوانند خواهند دانست بهترین و عملی‌ترین قوانین موضوعه دنیا است از معلومات اروپائی هم استفاده کنند.
دانستن کود ناپلئون یا حقوق مدنی فرانسه برای ایرانی کافی نیست بایستی ایرانی فقه اسلامی را بر آن‌ها برتری دهد و در ضمن آن‌ها را هم برای توسعه فکر خود بیاموزد.
آقای مشرف‌الدوله به عقیده شما که فقط کود ناپلئون را خواندید لابد بایستی تمام وراث یکسان ارث ببرند در صورتی که برای جنابعالی لازم است برای این‌که بدانید للذکر مثل حظ الانثیین فقه مقدس اسلامی را نیز بدانید.

آیا عیب دیپلمه مدرسه حقوق طهران این است که هر دوی دین‌ها را می‌داند؟ اگر این ادعا را یک نفر از آقایان ایرانی که در ممالک خارجه مهندسی یا فلاحت خوانده بود می‌کرد حق داشت و می‌توانست بگوید برای تحصیل این رشته در علوم بایستی به خارجه رفت و به علاوه اگر این حرف از حلقوم یک نفر از اشخاص تحصیل کرده واقعی در علم حقوق که ذکر اسامی محترمشان ریاکاری است بیرون می‌آمد چندان برای ما گران نمی‌آمد زیرا آن‌ها با داشتن پایه علمی از حقوق مذهبی خود و غیره با یک طرز صحیحی در اروپا تحصیل کردند نه مانند شما که یک سال و نیم از طهران دور شدید و در مراجعت برای نشان دادن معلومات مجهول خودتان می‌خواهید یک عده جوانان ایرانی را که افتخار دارند در مدارس ایران تحصیلاتی را کرده‌اند که بهتر از آن شاید در اروپا میسر نشود خراب کنید.
آقای مشرف‌الدوله شما مزیت تحصیل کردن در اروپا را با تحصیل در ایران به چه می‌دانید که می‌نویسد هرکسی بخواهد تحصیلات عالیه بکند بایستی فوراً برود به اروپا و خود را با مدارس ایران فریب ندهد آیا تحصیل کردن در اروپا فقط دیدن خیابان‌های قشنگ آن است که در طهران نیست یا طی کردن یک دوره تحصیلات که در طهران هم کاملاً میسر می‌شود و یک حکومتی هم مانند حکومت فرانسه آن را به رسمیت شناخته است.
اگر گردیدن در خیابان‌های قشنگ دلیل تحصیلات عالیه است پس هر حمالی هم که در گار غربی پاریس حمالی می‌کند می‌تواند ادعای پرفسوری در معلومات عالیه را بکند.

ع. ا. د.

مأخذ: روزنامه کوشش. شماره 20. سال سوم. چهارشنبه 24 رجب 1343 مطابق با 29 برج دلو سیچقان‌ئیل 1303 – 18 فوریه 1924.

***
پ. ن. درباره حسن نفیسی این مقاله مختصر اما مفید، « نفیسی، مردي با نفوذ در مقطعي بحراني»، نوشته علی الله‌جانی خواندنی است:
http://www.petromuseum.ir/content/12/

@Shsyari
@HistoryandMemory
کاریکاتوری که به مناسبت دیدار رضاشاه و آتاتورک در ۱۹۳۴ با توضیح «دوستی ترکیه-ایران» بر روی جلد مجله آک‌بابا/ آق‌بابا منتشر شده است.

منبع:
https://twitter.com/LibraryLost/status/1671570502102417410?t=iBwzKb1ep9Vg606zBOpuMg&s=19

@HistoryandMemory