| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره | – Telegram
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
🌏 نقشه جهان در دیوان لغات الترک کاشغری (د. ۴۷۷ هجری).

▫️نقشه اگرچه به زبان عربی است ولی برای اشاره به آذربایجان از تعبیر «ارض آذربادگان» بهره‌ برده‌است (سمت چپ پایین). «ارض الاکراد» هم قابل توجه است، تقریباً در همین زمان (دوره سلجوقیان) است که اصطلاح «کردستان» رایج می‌شود.

@HistoryandMemory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️سخنرانی شادروان استاد نورالله کسایی درباره زندگی و زمانه سعدی

🎬 نسخه کامل آن را اینجا ببینید.

🍂 امروز بیست‌وسومین سالروز درگذشت دکتر نورالله کسایی، استاد گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه تهران است (۲۸آبان ۱۳۷۹).

@HistoryandMemory
«بعضی از ظرفا تاریخ را «تاریک» گفته‌اند از جهت این که دسترس به اخبار واقعی آن نیست و جوینده باید در ظلمات ایام به جستجوی وقایع پراکنده عمری بگذراند. این مشابهت لفظی میان تاریخ و تاریک وقتی قوت می‌گیرد که کسی بخواهد قوانین و قواعدی برای تاریخ کشف کند و مانند سایر علوم نوامیس اصلی تاریخ را بیابد و بشناساند. این علم چون به سرنوشت فرد و جامعه انسانی مربوط است و زمان در میان اجزاء آن افتراقی پیوندناپذیر می‌اندازد از دخول در تحت ضوابط خیلی قطعی امتناع دارد. علم نور است اما علم تاریخ نوری است بسیار ضعیف و لرزان که هر لحظه خاموش و باز روشن می‌شود و کمتر کسی به اطمینان تمام پیش‌ پایی به چراغ او تواند دید. نفس انسان که مبدأ بسیاری از وقایع تاریخی می‌شود گوهری است آزاد و در عین آزادی دستخوش هزاران عامل خفی و جلی که هیچیک طوق اطاعت به قانونهای طبیعی یا ریاضی را به گردن نمیگیرند و اجتماعات بشری هم با این که به وسیله قوانین استواری اداره می‌شود هنوز حقیقت آن قوانین به دست نیامده است. پس اگر تاریخ تاریک است فلسفه تاریخ تاریک در تاریک است، ظلمات بعضها فوق بعض.
لکن از آن جا که این علم وابستگی تام به حیات بشر دارد چه از حیث علاقه به گذشته و چه از جهت احتیاج به حاضر و چه از لحاظ بیم آینده از جستجوی قواعد آن ناگزیریم و با وجود آن تاریکی‌ها چون راه منحصر است مجبور به رفتن هستیم و باید خود را به جایی برسانیم. جایی که علم تاریخ در میان ملل پیشرفته امروز که همه قسم وسایل کار دارند این حکم را داشته باشد، بدیهی است در ایران تاریکی آن شدیدتر است. تقریباً در این کشور هنوز تاریخ انتقادی کاملی دیده نمی‌شود که اخبار را از سرچشمه‌ها گرفته و به محک امتحان و انتقاد زده باشد تا محقق تاریخ بتواند قواعدی از آنها بیرون بیاورد و اسلوبی به دست بدهد».

📚غلامرضا رشید یاسمی، آیین نگارش تاریخ، موسسه وعظ و تبلیغ، ۱۳۱۶، صص الف و ب؛ بازنشر در مقاله‌ها و رساله‌ها، به‌کوشش ایرج افشار، بنیاد موقوفات افشار، ۱۳۷۳، ص ۲۱.

🌱 امروز، زادروز غلامرضا رشیدیاسمی، مورخ، ادیب و از نخستین استادان تاریخ در دانشگاه تهران، است (۲۹ آبان ۱۲۷۳ یا ۱۲۷۵).

@HistoryandMemory
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
«بعضی از ظرفا تاریخ را «تاریک» گفته‌اند از جهت این که دسترس به اخبار واقعی آن نیست و جوینده باید در ظلمات ایام به جستجوی وقایع پراکنده عمری بگذراند. این مشابهت لفظی میان تاریخ و تاریک وقتی قوت می‌گیرد که کسی بخواهد قوانین و قواعدی برای تاریخ کشف کند و مانند…
▪️این کتاب در واقع نخستین کوشش برای نگاشتن کتابی در «روش تحقیق در تاریخ» به زبان فارسی است و از این جهت فضل تقدم دارد و در زمان خود نشانه‌ای از دگرگونی و پیشرفت در مطالعات تاریخی بوده‌است.

▫️« رشيد ياسمى رساله اى كم حجم، اما پرمطلب و جامع الاطراف با نام آيين نگارش تاريخ نوشت (براى بررسى و نقد آن ← احمد سميعى، ص ۲۱-۲۶) و با پذيرفته شدن آن، به درجه استادى رسيد و در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به تدريس تاريخ ايران پس از اسلام پرداخت» (←عبدالحسین آذرنگ، «رشید یاسمی، غلامرضا»، دجا).

@HistoryandMemory
«رشيد ياسمى پس از فراغت از تحصيل، به اصرار خانواده به كرمانشاه برگشت و بيش از يک سال در آن شهر معلم و مدتى نيز مدير مدرسه بود، اما استعفا كرد و راهى تهران شد («غلامرضا رشيد ياسمى»، ص ۳۹۱). در ۱۳۳۶ (۱۲۹۷ ش)، به قصد مطالعه در ادبيات اروپا به بين‌النهرين رفت تا به اروپا سفر كند، اما در راه بغداد به بيروت، راهزنان دارايى او را به  تاراج بردند و ناگزير به خانه بازگشت (شاكرى، ص ۵۲). در ۱۳۳۸ (۱۲۹۹ش) با على دشتى*، كه به كرمانشاه تبعيد  شده بود، آشنا شد. دشتى نزد وى زبان فرانسه اش را تقويت مى‌كرد و عصرها درباره آثارِ ژان ژاک روسو و لامارتين با هم گفتگو مى‌كردند (اتحاد، ج ۳، ص ۳۳۶-۳۳۷). رشيد ياسمى در اين زمان حدود ۲۶ سال داشت. او بار ديگر به  تهران رفت و در وزارت ماليه، وزارت معارف، و دبيرخانه سلطنتى به كار پرداخت. مدتى نيز در خدمت دربار پهلوى بود و تصاويرى از او با شاهزادگان خردسال پهلوى دردست است (يغمائى، ص ۴۸۷؛ «غلامرضا رشيد ياسمى»، ص ۳۹۲-۳۹۳)».

📚 بخشی از مدخل «رشید یاسمی، غلامرضا»، در دجا (دانشنامه جهان اسلام)، نوشتۀ عبدالحسین آذرنگ.

@HistoryandMemory
▪️ معادل «Late antiquity» در زبان فارسی

این اصطلاح که در مطالعات تاریخی چند دهه اخیر در غرب رواج پیدا کرده، یک دوره به دوره‌بندی‌های تاریخ اروپا و جهان اضافه کرده‌ و میان «دوره باستان» و «دوره میانه» جای گرفته‌است. از آنجا که صحبت از یک «دوره» است، پس درست آن است که به دوره «پسین‌‌باستان/ باستان‌ پسین» ترجمه شود، نه «اواخر عهد/ دوره باستان».

▫️ نویسنده کانال «فرازهای تاریخ ایران» در چند فرسته در این باره سخن رانده است.

@HistoryandMemory
🗺 نقشهٔ جهان به ترکی عثمانی: ترسیم شده [احتمالاً ] در اواخر دوره عثمانی

▪️از ایران با نام «عجمستان» یاد شده. تعبیر فارسستان هم در برخی نقشه‌های این دوره دیده می‌شود. عثمانیان پسوند «ستان» فارسی را بیش از خود ما ایرانیان به کار می‌برند. همین اکنون در ترکیه به یونان می‌گویند: «یونانستان».

@HistoryandMemory
👍1
✓ این دو صفحه از کتابی تاریخی است که از زبان انگلیسی به فارسی ترجمه شده‌‌است. در متن اصلی تاریخ‌ها به میلادی ذکر گردیده و مترجم «برای تطبیق وقایع با رخدادهای دیگر جهان اسلام [کذا] ؟!...معادل قمری تاریخ‌های میلادی ذکرگردیده» (پیشگفتار مترجم، ص ۱۰) را به آن اضافه کرده‌است. تقریبا همه معادل‌های  هجری قمری که مترجم آورده نادرست است! و باید به  این سال‌های قمری یک رقم اضافه یا از آن کم شود؛ به عنوان نمونه پیامبر در ۱۱ه‍ درگذشته نه ۱۰؛ ابوبکر از ۱۱ تا ۱۳ خلافت کرده؛ پایان خلافت امویان ۱۳۲ بوده نه ۱۳۳؛ سقوط بغداد و پایان عباسیان در ۶۵۶ رخ داده نه ۶۵۷!

✓ در جایی هم سال سلطه فاطمیان بر مصر ۲۹۷ ذکر شده که نادرست است. فاطمیان ۶۰ سال بعد مصر را تسخیر کردند. این البته اشتباه مولف است.

✓ شاید دیدن این قبیل اشکالات در کتاب‌های تالیفی و ترجمه‌ای نویسندگان و ناشران  کتاب‌ساز و نامعتبر، برای ما خواننده‌های ایرانی عادی شده باشد!، اما مایهٔ شگفتی و تاسف است که این کتاب را مترجمی متخصص ترجمه کرده و ناشری معتبر منتشر ساخته‌است!

@HistoryandMemory
▪️برای یافتن معادل‌های تاریخ‌های میلادی با هجری و بالعکس، بهترین ابزار برای تاریخ‌پژوهان و مترجمان، تقویم‌های تطبیقی است که دو نمونه از دقیق‌ترین آنها، اینهاست:

📚 ووستنفلد، هاينريش فرديناند، و ادوارد ماهلر،  تقويم تطبيقی هزار و پانصد ساله هجری قمری و ميلادی با راهنمای تبديل تاريخ هجری شمسی به ميلادی و بالعكس، مقدمه و تجديدنظر از حكيم‌الدين قريشی، تهران: فرهنگسرای نياوران، ۱۳۶۰.

📚 بیرشک، احمد، گاهنامه تطبیقی سه هزار ساله (تطبیق تاریخهای ایرانی و و هجری قمری و میلادی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۷.

@HistoryandMemory
👍4
▪️ سخنرانی داریوش فروهر در ۱۳۵۶ به مناسبت میلاد امام رضا (ع)

▫️امروز، سالروز قتل داریوش و پروانه فروهر است (یکم آذر ۱۳۷۷). آنچه در ادامه می‌خوانید، آغاز و پایان سخنرانی بلندی است از داریوش فروهر که در دوم آبان ۱۳۵۶ به مناسبت میلاد امام رضا (ع) در اجتماع بزرگ بازاریان تهران انجام شده‌است (متن کامل آن اینجا در دسترس است). این سخنرانی از جنبه‌های گوناگون درخور توجه و بررسی است، اما برای من تاریخ‌پژوه، ارجاعاتش به و برداشت‌هایش از تاریخ صدر اسلام توجه‌برانگیز بود- البته آن زمان، تاریخ و شخصیت‌های صدر اسلام پای ثابت بیشتر سخنرانی‌ها بودند. اما شگفت‌انگیزترین نکته در سخنرانی ایشان کنارهم‌نشاندن «شعوبیه» با «شیعه» است! که از نظر تاریخی نادرست است، اما بازتابی از خوانش تاریخ ایران در ذهنیت گویندهٔ «ملی-مذهبی» آن است.
°°°
«بنام خداوند جان آفرین
پناه جهان پشت ایران زمین


پیش از آغاز به سخن در سوگ یکی از بزرگترین رادمردان تاریخ ایران که روح تازه‌ای به مبارزات ملی و مذهبی دمیده است شرکت جسته، بنام شما و بنام همه ملت ایران درگذشت حضرت حجت الاسلام حاج سید مصطفی خمینی را به پدر والاتبارش حضرت آیت‌الله العظى خمینی مرجع تقلید شیعیان جهان تسلیت میگویم و از همه میخواهیم به احترام درگذشت مردی که خود مجاهدی خستگی‌ناپذیر بود و من افتخار داشتم با او هم زنجیر و در زندان شاهد متانت، بلند همتی و سرسختی او باشم بایستند و يک دقيقه
سکوت کنند.
(اجتماع کنندگان بپا خاستند و يک دقیقه سکوت کردند)

امشب به مناسبت میلاد خجسته امام رضا علیه‌السلام به کوشش گروهی از بازاریان آزاده، این اجتماع شکوهمند تشکیل و این فرصت به من داده شده است که در یکی از بحرانی‌ترین هنگامهای زندگی ملی با بهره‌گیری از آزمونهای تاریخی تا آنجا که می‌توانم وضع کنونی کشور را به اختصار بررسی کنم.
مردم ایران وجود شریف ائمه اطهار را چه در قید حیات ظاهری باشند، چه نباشند پر برکت می‌دانند و امام را همیشه «حی و حاضر» و «ناظر» بر سرنوشت خود بحساب می‌آورند. این گردهم‌آیی از برکت وجود امامی است که با حرکت به ایران، نعمت بسیار به این سرزمین خدایی داد چه ایرانیان پس از این حرکت و مهاجرتهای دیگری که توسط علویان و باورآوران به امامت به میهن ما صورت گرفت اسلام واقعی را شناخته و اسلام اموی و عباسی، یعنی اسلام حکومتی که پاسدار برتری تازیان بود با افراشته شدن پرجم رضوی در این آب و خاک بتدريج نفوذ خود را از دست داد.
به دیگر سخن باید گفت نهضت فرهنگی، سیاسی و نظامی شعوبیه و دیگر جنبشهای شیعیان آگاه در این فلات گسترده مردم را با روح اسلام آشنا ساخت و کراهت پذیرش سلطه بیگانه جای خود را به آنچنان شور و شوق مذهبی داد که در تار و پود زندگی اجتماعی بافتی نو پدید آورد و گزافه نیست اگر بگوییم غالب اندیشمندان جهان اسلام از جویبار پرطراوتی سیرآب شده‌اند که سرچشمه‌های جوشانش در بطن و متن فرهنگی جامعه ما قرار داشته است».


@HistoryandMemory
👍2

در صدر اسلام که مردم گروه گروه به دین جدید میگرویدند همه‌اش به علت تبلیغ اندیشه‌‌ای اسلام نبود مردم در مسلمانان صدر، صفا و وفا، برادری و برابری، حقیقت گوئی و عدالت می‌دیدند و به اسلام می‌گرویدند، آنگاه در خط شناختن بیشتر آن قرار می‌گرفتند.
در اسلام اوّلیه حیثیّت و شرف و آبروی فردی و خانوادگی در شخصی در امان بود.
مدینه فاضله‌ای بود که مردم برای بازیافتن شخصیت خود در آن وارد می‌شدند.
ما باید از خودمان شخصیت و شایستگی نشان دهیم تا مردم در ما کمال آرزوهای خود را پیدا کنند. این کار سخت است، بسیار هم سخت است، جهاد اکبر است اما شدنی است. دکتر مصدق سرتاسر دوره دیکتاتوری را تحمل کرد، زندان رفت تبعید شد، رنجهای فراوان برد و گویی به مردم امتحان پس می‌داد، امتحان وفاداری به ملت، امتحان میهن‌دوستی، امتحان پشت‌کردن به تمام امتیازهای پیشکش شده حکومت.
وقتی مردم همه امتحانها را کردند و دکتر مصدق از بوته آزمایش سربلند بیرون آمد آنگاه به او نمره قبولی دادند و او را به عنوان نماینده اول تهران به مجلس شورای ملی فرستادند.
مردم از دکتر محمد مصدق فقط سخنان خوب نشنیده بودند، مردم فقط از دکتر مصدق مقاله‌های شیوا نخوانده بودند، مردم فقط عاشق اندیشه‌های دکتر مصدق نبودند، مردم مصدق را مردی می‌دانستند در خط استقلال ایران، شیفته فرهنگی تاریخی جامعه و عمل کننده به آنچه میگوید و انسانی اخلاقی و پاک و پرهیزکار بهمین سبب او را قبول کردند و پیشوای خود قرار دادند.
ما اگر مسلمانیم، ما اگر در راه مصدق هستیم باید همه خصلتهای اخلاقی و اندیشه‌های درست را سرمشق قرار دهیم، در خط استقلال ایران حرکت کنیم، بدانیم که هیچ حرکتی بدور از فرهنگ و هویت ملی تحقق پیدا نمی‌کند، خودمان را به ارزشهای اخلاقی پایبند سازیم و به آنچه میگوییم عمل کنیم و از بدیها و رفتارها اهریمنی دوری گزینیم، در خود آینده ایران را تحقّق دهیم، جمع خود را به جمع عملی اندیشه‌های خود بدل سازیم، نمونه شویم چه فردی، چه جمعی و آنگاه ملت را برای دگرگونی اجتماعی و میهنی فرا خوانیم. این کردار را با استمرار دنبال کنیم، خود را بسازیم و دیگران را بخودسازی دعوت نمائیم و از آنها هم بخواهیم که در خودسازیشان ما را نیز بسازند و اینست فرا گرد ساختن خود و جامعه دارای استقلال و آزادی. برادران عزیز و اگر صدایم به دورتر می‌رسد ، هم‌میهنان:
زمان بس تنگ و کوتاه است، دشمنان ایران در آشفته‌اندیشی و تضاد، اگر نیروهای آزادیخواه و استقلال‌طلب ایرانی، همه شخصیتها، همه سازمانها و گروه‌های ملی و میهن دوست، حرکت خود را بسوی اتحاد بزرگ نظم دهند و بر بنیاد فضیلت اخلاقی و کردارهای ارزشمند فرهنگی تلاش نمایند آینده ایران از آن آنان، یعنی از آن بپاخاستگان راست کردار درست‌اندیش خواهد بود و پیروزی هم در گرو همت آنان.
سخن گفتنی بسیار دارم، اما دیگر خستگی دوستان اجازه بیشتر گفتن من نمی‌دهد، امیدوارم در همین گفتار تا آنجا که می‌توانستم راهی را که باید رفت نشان داده باشم.
بگذارید از سرچشمه غنی ادبیات ایران یاری بگیرم و در برابر کسانی که ما را بیم می‌دهند، حقیقت را نگوئید فردا چنین و چنان خواهد شد، بپرسم چه خواهد شد؟!
بدتر از آنچه در این پانزده سال بر سر ملت ایران آوردید بازهم می‌توانید بیاورید که ما را تهدید  می‌کنید؟!
بس تجربه کردیم در این دیر مکافات
با دُردکشان هر که در افتاد برافتاد
[حافظ]
(صلوات و دست‌زدن شدید جمعیت و ابراز احساسات)».

@HistoryandMemory
👍1👎1
Forwarded from زندگی روزانه (E. M.)
منابع ادبی و تاریخ اجتماعیِ عشق

... اصولاً هم در مطالعه‌ی تاریخ اجتماعیِ مقوله‌ای مثل عشق، منابع ادبی هستند که راه‌گشایند و سایر منابع، اعم از منابع تاریخی، تقریباً در این مقوله چندان کارایی ندارند. دست‌کم می‌توان مدعی شد که مطالعه در تاریخ اجتماعی احساسات و عواطف و به‌ویژه مطالعه در تاریخ اجتماعی عشق، بدون مراجعه به منابع ادبی ممکن نیست. به‌خصوص راه‌بردن به جزئیات و ظرایف امر عاشقانه و رویدادهای عشقی به‌جز از طریق منابع ادبی امکان‌پذیر نیست و چنین داده‌هایی در گونه‌های دیگر منابع به‌ندرت یافت می‌شوند یا هرگز یافت نمی‌شوند. مثلاً یکی از فصول و موضوعات مهم در تاریخ اجتماعی عشق، بررسی چگونگی انتقال پیام‌های عاشقانه میان طالب و مطلوب است که در زمینه‌ی فرهنگ اسلامی، کار بسیار دشواری بوده و در میان اقوام مختلف در سرزمین‌های مختلف، روش‌های ابتکاری بسیاری برای انتقال این دست پیام‌ها ابداع می‌شده‌است. به‌دست‌آوردن و گردآوری اطلاعات کافی برای چنین موضوع پیچیده‌ای با جست‌و‌جو در منابع تاریخی چندان به جایی نخواهد رسید. این نوع مطالب اغلب در منابع ادبی یافت‌شدنی‌اند و مراجعه به اشعار و شرح اشعار و فرهنگ‌های تفصیلی لغات است که می‌تواند پاره‌ای اطلاعات قابل‌استفاده در این‌ باره در اختیار مورخ اجتماعی عشق قرار دهد. آنندرام مخلص لاهوری (ص 397)، در قرن دوازدهم هجری، در شرح احوال بَیا، که ظاهراً نوعی پرنده است، بر اساس دیده‌های خود آورده که این جانور، شب‌ها کرم شبتابی را می‌آورَد و با پاره‌گلی در آشیانه‌ی خود می‌چسبانَد و با آن لانه‌اش را روشن می‌کند. به‌گزارش آنندرام، بعضی از جوانان رند‌مشرب، این پرنده‌ی باهوش را تربیت می‌کردند و وقتی در کوی و بزرن زن صاحب‌جمالی عبور می‌کرد، پرنده را پرواز می‌دادند تا برود و «تیکیِ» روی پیشانی زن را بردارد و با خود بیاورد یا بر لب‌های زن نوکی بزند و به‌این‌ترتیب، به او پیغام بوسه می‌فرستادند.


#تاریخ_اجتماعی #تاریخ_اجتماعی_عشق
#تاریخ_اجتماعی_عواطف

برای تفصیل نک.فصل ادبیات و تاریخ اجتماعی، در  کفش سرخ خلیفه، ابراهیم موسی‌پور بشلی | ایران کتاب
https://www.iranketab.ir/book/120105-caliph-s-red-shoes
👍1
@MousighiGolha
Reng-E Parichehr & Parizâd (Esfahan)
🎼 رِنگ پريچهر و پريزاد از ساخته‌های درویش‌خان

🍂 امروز سالروز درگذشت درویش‌خان است (دوم آذر ۱۳۰۵).

📚 برای شناخت زندگی و جایگاه درویش‌خان در موسیقی ایرانی نک.: «درویش‌خان، غلامحسین» در دجا، نوشتهٔ سیدعلیرضا میرعلینقی؛ و «درویش، غلامحسین»، در دبا، نوشتهٔ فرشاد توکلی.

▫️تنظیم: روح‌الله خالقی
▪️تنظیم: مزدا انصاری

@HistoryandMemory

این دو قطعه را از اینجا برداشته‌ام↓
@nasimvesalyazd
1
🍂 سالروز درگذشت حسین پژمان بختیاری

▪️«پنجه قهر اجل در آذرماه امسال [۱۳۵۳] گریبان جان یکی از پاکیزه‌دلان وارسته و نازک‌طبعان پی‌خجسته را گرفت و با خود بجهان دیگر برد و شیفتگان غزلهای شورانگیز و دلاویز و فریفتگان سخنان طرب‌خيز و سحر‌آمیز را از لذت شنیدن و حظ خواندن شعرهای شاعری توانا و ادیبی دانا محروم ساخت. استاد حسین پژمان بختیاری بساعت شش بعد از ظهر شنبه دوم آذرماه ۱۳۵۳ شمسی مطابق با ۸ ذیعقده الحرام ۱۳۹۴ قمری و ۲۳ نوامبر ۱۸۷۴ میلادی، پس از ماهی چند بیماری که الیف بستر مرگ‌خیز و باچنگال فشارنده سرطان در جنگ و ستیز بود، جان بجان‌آفرین تسلیم داشت».

📚 نصرت الله کاسمی، «وفیات معاصران (درگذشت شاعری آزاده استاد حسین پژمان بختیاری (۱۲۹۷-۱۳۵۳))»، گوهر آذر، شماره ۲۱، ۱۳۵۳، ص ۸۵۳.
•••
▫️«پژمان‌ بختیاری‌، حسین‌ ، شاعر، محقق‌ و مترجم‌ معاصر. در ۱۲۷۹ ش‌ در تهران‌ به‌ دنیا آمد. پدرش‌ علیمرادخان‌ میرپنج‌ بختیاری‌ از خانان‌ مشهور بختیاری‌ و مادرش‌ عالمتاج‌ قائم‌مقامی‌ متخلص‌ به‌ ژاله‌ ( رجوع کنید به ژاله‌ قائم‌مقامی‌ * )، شاعر و از خاندان‌ میرزا ابوالقاسم‌ قائم‌مقام‌ فراهانی‌ (مقتول‌ ۱۲۵۱) بود (پژمان‌ بختیاری‌، ۱۳۴۹ ش‌، ص‌ د، ه ؛همو، ۱۳۶۸ ش‌، پیشگفتار، ص‌ چهل‌ و هشت‌ ـ چهل‌ ونه‌؛ صبور، ص‌ ۱۱۴). پژمان‌، دوره کودکی‌ را به‌سبب‌ جدایی‌ پدر و مادرش‌ بسختی‌ گذراند. روش‌ سختگیرانه پدرش‌ در تعلیم‌ و تربیت‌ ــ که‌ پژمان‌ از آن‌ با عنوان‌ «تازیانه تعلیم‌» یاد کرده‌ است‌ ــ خاطره‌ای‌ ناخوشایند برایش‌ به‌ جا گذاشت‌. در هرحال‌، او در خردسالی‌ بر خواندن‌ قرآن‌ و کتابهای‌ ساده فارسی‌، و نوشتن‌ توانایی‌ یافت‌ (پژمان‌ بختیاری‌، ۱۳۴۹ ش‌، ص‌ و؛ همو ۱۳۶۸ ش‌، پیشگفتار، ص‌ پنجاه‌). وی‌ در همان‌ سالها پدرش‌ را از دست‌ داد و سرپرستی‌ او به‌ جعفر قلیخان‌ سردار اسعد بختیاری‌ (متوفی‌ ۱۳۱۳) واگذار شد (همو، ۱۳۶۸ ش‌، پیشگفتار ص‌ هفتاد و سه‌، هفتاد و چهار).در نوجوانی‌، سرودن‌ شعر را آغاز کرد. ابتدا اشعارش‌ با تخلّص‌ «سرمست‌» در روزنامه‌ها به‌ چاپ‌ می‌رسید، اما بعدها تخلّص‌ «پژمان‌» را برگزید (همان‌، پیشگفتار، ص‌ چهل‌ و چهار، هفتاد و پنج‌). او در مدرسة‌ سن‌لوئی‌ تهران‌ به‌ تحصیل‌ پرداخت‌ و به‌ زبان‌ فرانسه‌ تسلط‌ یافت‌. وی‌ در آنجا همکلاس‌ نیمایوشیج‌ (متوفی‌ ۱۳۳۸ ش‌) و شاگرد نظام‌ وفا (متوفی‌ ۱۳۴۳ ش‌) بود (همو، ۱۳۴۹، ص‌ یز؛ محمدی‌، ج۲، ص ۳۸۴؛ مشیری‌، ص‌۱۲۴، ۱۲۷). پس‌ از فارغ‌التحصیلی‌، در وزارت‌ پست‌ و تلگراف‌ و تلفن‌ استخدام‌ شد و در همان‌ دوران‌ از محضر بدیع‌الزمان‌ فروزانفر (متوفی‌ ۱۳۴۹ ش‌) نیز بهره‌مند گردید. سپس‌ به‌ انجمن‌ ادبی‌ حکیم‌ نظامی‌، به‌ مدیریت‌ وحید دستگردی‌ (متوفی ۱۳۲۱ ش‌)، راه‌ یافت‌ و تجربه‌هایی‌ اندوخت‌ (حقیقت‌، ذیل‌ مادّه‌). وی‌ با شاعران‌ و ادیبانی‌ چون‌ ایرج‌میرزا، ملک‌الشعرای‌ بهار، مهدی‌ سهیلی‌، احمد بهمنیار و حبیب‌ یغمایی‌ دوستی‌ و مصاحبت‌ داشت‌ (پژمان‌ بختیاری‌، ۱۳۴۹ ش‌، ص‌ ، یط‌؛ همو، ۱۳۶۸ ش‌، مقدمة‌ باستانی‌ پاریزی‌، ص‌ سی‌ ـ سی‌ و یک‌). پژمان‌ مدتی‌ کارشناس‌ برنامه‌های‌ شعر رادیو، و نیز عضو شورای‌ شعر و ترانه رادیو بود (نادرپور، ص‌ ۱۱۱).»

📚 بخشی از مدخل «پژمان بختیاری، حسین»، در دجا، نوشتهٔ صفورا هوشیار؛ در این مدخل تاریخ وفات پژمان ۲۹ تیر ۱۳۵۳ ثبت شده که نادرست است.

@HistoryandMemory
👍1
▪️ امروز، ۴ آذر، طبق عادت دنبال وفیات عیان و بزرگان بودم که دیدم بیست‌ونهمین سالروز درگذشت علی‌اکبر سعیدی سیرجانی است (در شناسه مدخل «سعیدی سیرجانی» در ویکی‌پدیا ۶ آذر نوشته شده، اما در متن مقاله و جاهای دیگر ۴ آذر/ ۲۵ نوامبر).

برای آنکه شرح‌حالی از او در اینجا بیاورم، باز طبق عادت رفتم سراغ دانشنامه جهان اسلام، امّا در جلد بیست‌وسوم (سپهسالار، میرزا حسین خان - سکوتوره) اثری از مدخلی که قاعدتاً باید به نام او نگاشته می‌شد، نیافتم.

شاید بگویید در دانشنامه‌ای که بنیان‌گذار آن مقام معظم رهبری است نباید هم به مخالفان نظام مدخل/ مقاله‌ای اختصاص داده شود، امّا سنت این دانشنامه این نیست و بسیاری از دشمنان و مخالفان جمهوری اسلامی در اینجا صاحب مدخل‌اند؛ از جمله «بختیار، شاپور»، همچنین «تفضلی، احمد».

درباره مرگ آنها هم این چنین نوشته‌اند:
«بختیار در ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ در پاریس‌ به‌ قتل‌ رسید»؛
«تفضّلی در ۲۴ دی ۱۳۷۵ به ناگاه درگذشت».

@HistoryandMemory
👍1
▪️خودکشی با تریاک

▫️«انتحار یک زن
یزد – از قرار مذکور یک زنی بواسطهٔ بی‌عدالتی شوهرش نسبت باو و تمایل شوهرش بزن دیگر خود را با تریاک مسموم نموده است».

📚 روزنامه طوفان. شماره ۴۹. سال دوم. پنج‌شنبه ۱۹ رجب‌المجرب ۱۳۴۱ مطابق با ۱۷ حوت ۱۳۰۱.
@Shsyari

▫️«انتحار یک زن
دیروز زن علی نام خشت‌مال به واسطۀ منازعه که با اهل خانه کرده بود مقداری تریاک خورده حالتش منقلب گردیده نزدیک به هلاکت بود». (گزارشهای نظمیه از محلات تهران. ۱۳۷۷: ۴۱۸)

📚 گزارشهای نظمیه از محلات تهران: راپورت وقایع مختلفه محلات دارالخلافه (۱۳۰۵-۱۳۰۳ هجری قمری). ۱۳۷۷. به کوشش انسیه شیخ‌رضایی و شهلا آذری. تهران: سازمان اسناد ملی ایران.

@Shsyari

▫️«حکایت
شخصی در قم افیون خورد برای کشتن خود و مقداری او را سبات حاصل شده بود. مردم او خبردار شدند، قریب شصت هفتاد مثقال روغن کنجد خورانیدند و سرازیر آویزان کردند، سر او به قدر یک گز از زمین دور بود، او را تکان بسیار دادند، قئ بسیار کرد و از آن خلاص شد.
امّا در آن مکرر استماع رفت که اطبای عراق و فارس هر کس را که بدین علاج کردند، همان لحظه رفع حیات شد.» (عمادالدین محمود شیرازی، ۱۴۰۲: ۵۳-۵۴).

📚 عمادالدین محمود شیرازی. ۱۴۰۲. رساله سمیه (زهرشناسی). مقدمه، تحقیق و تصحیح: محمدابراهیم ذاکر. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.

@mirasmaktoob

@HistoryandMemory
👍1