آدم به این فکر میکنه که چقدر ازش گذشته افسرده میشه چون منظورتون چیه انقدر زود میگذره
سونو ”قبل از اینکه بریم کوچلا دیدیم که شما کنار گوبک یه پیام برامون گذاشتید“
مینجو ”آره راستش ما اونموقع خیلی احساس افتخار میکردیم که سونبههای خفنی مثل شما داریم. هممون بخاطر اجرای کوچلا هیجان زده بودیم پس باهمدیگه یه نامه براتون نوشتیم و کنار پلاشی سونگهون گذاشتیمش“
مینجو ”آره راستش ما اونموقع خیلی احساس افتخار میکردیم که سونبههای خفنی مثل شما داریم. هممون بخاطر اجرای کوچلا هیجان زده بودیم پس باهمدیگه یه نامه براتون نوشتیم و کنار پلاشی سونگهون گذاشتیمش“
رامیونز تیکتاک آپدیت ۰۶۰۶
نیکی ”راستش ما سه نفر یعنی من هیسونگ هیونگ و جیک هیونگ یه گروه چت جدا باهمدیگه داریم“
هیسونگ ”آره درست میگی“
نیکی ”ولی جیک هیونگ ازش لفت داد !“
جیک ”من لفت دادم؟ چرا دروغ میگی بچه.“
نیکی ”هرشب قول میده باهامون بازی کنه ولی همش حرفه هیچوقت عمل نمیکنه“
هیسونگ ”من که باهاش قهرم“
هیسونگ ”آره درست میگی“
نیکی ”ولی جیک هیونگ ازش لفت داد !“
جیک ”من لفت دادم؟ چرا دروغ میگی بچه.“
نیکی ”هرشب قول میده باهامون بازی کنه ولی همش حرفه هیچوقت عمل نمیکنه“
هیسونگ ”من که باهاش قهرم“
Forwarded from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیکی گفت یه زمانی هیسونگ و جیک خیلی باهاش بازی میکردن بهخاطر همین ازشون واقعا ممنونه ولی این روزا هیسونگ دیگه باهاش گیم نمیزنه و جهیونم دیگه باهاش بیسبال بازی نمیکنه برای همین از دستشون خیلی ناراحته. بعد گفت جدیدا میره اتاق هیسونگ تا ازش بپرسه ”هیونگ میای بریم آمریکا؟“ تا شاید هیسونگ اینجوری قبول کنه باهاش بازی کنه.
هیسونگ ” پس چطوره ما سه تا باهمدیگه یه قرار بذاریم؟ برای بازی با نیکی. میتونیم یهتایمهایی رو فقط برای خودمون سه تا بذاریم “
نیکی ” باشه قبوله ولی باید بهم قول بدید ! “
* از هیجیک قول انگشتی میگیره *
هیسونگ ” پس چطوره ما سه تا باهمدیگه یه قرار بذاریم؟ برای بازی با نیکی. میتونیم یهتایمهایی رو فقط برای خودمون سه تا بذاریم “
نیکی ” باشه قبوله ولی باید بهم قول بدید ! “
* از هیجیک قول انگشتی میگیره *