نیکی ”راستش ما سه نفر یعنی من هیسونگ هیونگ و جیک هیونگ یه گروه چت جدا باهمدیگه داریم“
هیسونگ ”آره درست میگی“
نیکی ”ولی جیک هیونگ ازش لفت داد !“
جیک ”من لفت دادم؟ چرا دروغ میگی بچه.“
نیکی ”هرشب قول میده باهامون بازی کنه ولی همش حرفه هیچوقت عمل نمیکنه“
هیسونگ ”من که باهاش قهرم“
هیسونگ ”آره درست میگی“
نیکی ”ولی جیک هیونگ ازش لفت داد !“
جیک ”من لفت دادم؟ چرا دروغ میگی بچه.“
نیکی ”هرشب قول میده باهامون بازی کنه ولی همش حرفه هیچوقت عمل نمیکنه“
هیسونگ ”من که باهاش قهرم“
Forwarded from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیکی گفت یه زمانی هیسونگ و جیک خیلی باهاش بازی میکردن بهخاطر همین ازشون واقعا ممنونه ولی این روزا هیسونگ دیگه باهاش گیم نمیزنه و جهیونم دیگه باهاش بیسبال بازی نمیکنه برای همین از دستشون خیلی ناراحته. بعد گفت جدیدا میره اتاق هیسونگ تا ازش بپرسه ”هیونگ میای بریم آمریکا؟“ تا شاید هیسونگ اینجوری قبول کنه باهاش بازی کنه.
هیسونگ ” پس چطوره ما سه تا باهمدیگه یه قرار بذاریم؟ برای بازی با نیکی. میتونیم یهتایمهایی رو فقط برای خودمون سه تا بذاریم “
نیکی ” باشه قبوله ولی باید بهم قول بدید ! “
* از هیجیک قول انگشتی میگیره *
هیسونگ ” پس چطوره ما سه تا باهمدیگه یه قرار بذاریم؟ برای بازی با نیکی. میتونیم یهتایمهایی رو فقط برای خودمون سه تا بذاریم “
نیکی ” باشه قبوله ولی باید بهم قول بدید ! “
* از هیجیک قول انگشتی میگیره *
جونگوون ”جیک هیونگ خیلی کیوت و بامزهست اون میدونه چجوری مثل یه پاپی دوستداشتنی باشه. اون گلدن رتریور گروهمونه.“
سوال ”چه جنبهی غیرمنتظرهای از جونگوون هست که از بیرون دیده نمیشه؟“
هیسونگ ”راستش اخیرا همهی ممبرها رو جمع کرد و سر یچیزی بهمون تذکر داد.“
هیسونگ ”من اولین بارم بود. تاحالا ندیده بودم جونگوون انقدر جدی و عصبانی بشه. تو این پنج سال تاحالا اون لحن تندش رو نشنیده بودم. بهمون گفت ”پس هیچکدومتون قرار نیست کاری دربارهش انجام بدید؟“ اینجوری نیست که ازمون ناراحت یا ناامید شده باشه .. الان یسری باز میگن از هم بدشون میاد ولی اینجوری نیست. جونگوون فقط این حرفهارو از سر نگرانی بهمون میزنه. راستش بنظرم خیلی عادیه چون برای همدیگه مهمیم همچین موقعیتهایی پیش میاد. اینهارو میگه چون بهمون اهمیت میده و براش مهمیم بهخاطر همین واقعا هیچکدوم نتونستیم چیزی بگیم“
هیسونگ ”راستش اخیرا همهی ممبرها رو جمع کرد و سر یچیزی بهمون تذکر داد.“
هیسونگ ”من اولین بارم بود. تاحالا ندیده بودم جونگوون انقدر جدی و عصبانی بشه. تو این پنج سال تاحالا اون لحن تندش رو نشنیده بودم. بهمون گفت ”پس هیچکدومتون قرار نیست کاری دربارهش انجام بدید؟“ اینجوری نیست که ازمون ناراحت یا ناامید شده باشه .. الان یسری باز میگن از هم بدشون میاد ولی اینجوری نیست. جونگوون فقط این حرفهارو از سر نگرانی بهمون میزنه. راستش بنظرم خیلی عادیه چون برای همدیگه مهمیم همچین موقعیتهایی پیش میاد. اینهارو میگه چون بهمون اهمیت میده و براش مهمیم بهخاطر همین واقعا هیچکدوم نتونستیم چیزی بگیم“
هیسونگ ”جونگوون باوجود سن کمش خیلی پختهست واقعا خیلی عاقل تر از سنشه.“
چاقویی که هیسونگ برای فوتوکانسپتهای ورژن میک ازش استفاده کرد پلاستیکی بود و انگار ایدهی خود هیسونگ بود که اینجوری با چاقو روی نوک زبونش ژست بگیره.