اولین عکس اوتیسون انهایپن درواقع یسری جزئیات جالب و پرمعنا داره. اگه با دقت به ساعت پشتشون نگاه کنی عقربهها ساعت ۱۱:۳۰ رو نشون میدن که این دقیقا با تاریخ دبیوی انهایپن ۳۰ نوامبر ( ۱۱/۳۰ ) مطابقت داره.
نیکی هفت تا خال روی کمرش داره که میتونه نمادی از هر هفت ممبر انهایپن از جمله خودش باشه. و نکتهی جالب اینجاست که خالها طوری پشتش قرار گرفتن که بههمدیگه وصل میشن درست مثل یه صورت فلکی از ستارهها. نیکی این موضوع رو هم تو اولین شوی دبیوشون و هم تو قسمت ۵۱ اناوکلاک تایید کرد.
این سکانس آیکانیک قسمت آخر آیلند دقیقا قبل از اعلام لاینآپ نهایی گروه هر هفت ممبر انهایپن باهمدیگه تو آشپزخونه بودن و وقت میگذروندن بدون اینکه بدونن قراره باهم دبیو کنن.
یچیز دیگه که تو این سکانس خیلی موردتوجه قرار گرفت نبودن ماگ شماره ۷ تو قفسهی پشتشونه
قسمت ۱۰ و ۱۱ آیلند وقتی سونو باید بهعنوان لیدر ممبرهای یونیت چمبر فایو رو انتخاب میکرد و درآخر همهی اعضای یونیت چمبرفایو که سونو انتخاب کرده بود باهمدیگه دبیو کردن.
تو مصاحبهی جیک و سونگهون با دیزد کره جهیون دربارهی این حرف زد قبل از اینکه به استرالیا برگرده با سونگهون تو یه محله زندگی میکرده پس احتمالش خیلی زیاده که وقتی بچه بودن تصادفا همدیگه رو دیده باشن.
۲ اکتبر ۲۰۱۸ اولین روز کارآموزی جونگوون تو بیگهیت. جونگوون تا دیروقت تمرین میکنه و ساعت از دستش درمیره و بعدش وقتی بالاخره میخواسته برگرده خونه متوجه میشه پول کرایه تاکسی نداره. همونموقع جی رو اتفاقی میبینه و جی بدون اینکه جونگوون رو بشناسه پول کرایه تاکسی رو بهش میده. جونگوون تا یه مدتی جی رو ”هیونگ پول تاکسی“ صدا میزد چون اسمش رو نمیدونست. منظورم اینه کی فکرش رو میکرد غریبهای که تو روز اول کارآموزیت پول کرایه تاکسی رو بهت داده قراره بعدا باهات دبیو کنه؟
جونگوون ”اولین برخورد من با جی هیونگ وقتی بود که بهم پول کرایه تاکسی رو داد. تا یه مدت طولانیای هیونگ پول تاکسی صداش میکردم.“
جی”و اولین فکر من دربارهی جونگوون بچهای بود که تا دیروقت تمرین میکنه پس منم بهش پول کرایه تاکسی رو دادم. یادمه جونگوون بهم گفت پدر و مادرش خوابن و نمیخواد با زنگ زدن بهشون بیدارشون کنه. اون تو نگاه اول بهنظرم خیلی بامزه و کیوت بود پس بدون هیچ حرفی پول کرایه تاکسی رو بهش دادم و رفتم.“
جونگوون ”اولین برخورد من با جی هیونگ وقتی بود که بهم پول کرایه تاکسی رو داد. تا یه مدت طولانیای هیونگ پول تاکسی صداش میکردم.“
جی”و اولین فکر من دربارهی جونگوون بچهای بود که تا دیروقت تمرین میکنه پس منم بهش پول کرایه تاکسی رو دادم. یادمه جونگوون بهم گفت پدر و مادرش خوابن و نمیخواد با زنگ زدن بهشون بیدارشون کنه. اون تو نگاه اول بهنظرم خیلی بامزه و کیوت بود پس بدون هیچ حرفی پول کرایه تاکسی رو بهش دادم و رفتم.“
سونو یه دورانی به فیگور اسکیتر شدن فکر میکرد ولی چون پیست اسکیت از خونهشون خیلی دور بود پشیمون شد. جالبه بدونید که سونو و سونگهون هردوشون تو سوون زندگی میکردن و پیست اسکیتی که سونو از رفتن بهش منصرف شد همون پیست اسکیتیه که سونگهون سالها توش تمرین میکرده.
نیکی گفت ماجرای اون و جی مثل انیمهی”your name“ میمونه. هردوی اونا وقتی بچه بودن به یه سونا تو ژاپن میرفتن و احتمالا قبل از اینکه کارآموز بیگهیت بشن همدیگه رو میشناختن.
هیسونگ ”راستش من سونگهون رو قبل از اینکه بیاد کمپانی میشناختم. یادمه وقتی دبیرستانی بودم ویدیوهایی از ”شاهزادهی فیگور اسکیتینگ“ و این چیزا تو فیسبوک میدیدم و باخودم میگفتم اصلا آدمی به این خوشقیافهای وجود داره؟ وقتی یهو سونگهون وارد بیگهیت شد باخودم فکر کردم ”اگه باهم دبیو کنیم جالب میشه.“ و درنهایت واقعا باهمدیگه دبیو کردیم.“
هیسونگ و جی قبل از آیلند باهمدیگه دوست بودن و الان تو نهمین سال دوستیشون هستن. هردوشون وقتی کارآموز بیگهیت شدن فرصت زیادی برای دیدن همدیگه نداشتن چون تو مسیرهای متفاوتی بودن بهخاطر همین هیسونگ و جی حدودا بعد از دوسال همدیگه رو تو آیلند دیدن و درنهایت باهم دبیو کردن.