تو مصاحبهی جیک و سونگهون با دیزد کره جهیون دربارهی این حرف زد قبل از اینکه به استرالیا برگرده با سونگهون تو یه محله زندگی میکرده پس احتمالش خیلی زیاده که وقتی بچه بودن تصادفا همدیگه رو دیده باشن.
۲ اکتبر ۲۰۱۸ اولین روز کارآموزی جونگوون تو بیگهیت. جونگوون تا دیروقت تمرین میکنه و ساعت از دستش درمیره و بعدش وقتی بالاخره میخواسته برگرده خونه متوجه میشه پول کرایه تاکسی نداره. همونموقع جی رو اتفاقی میبینه و جی بدون اینکه جونگوون رو بشناسه پول کرایه تاکسی رو بهش میده. جونگوون تا یه مدتی جی رو ”هیونگ پول تاکسی“ صدا میزد چون اسمش رو نمیدونست. منظورم اینه کی فکرش رو میکرد غریبهای که تو روز اول کارآموزیت پول کرایه تاکسی رو بهت داده قراره بعدا باهات دبیو کنه؟
جونگوون ”اولین برخورد من با جی هیونگ وقتی بود که بهم پول کرایه تاکسی رو داد. تا یه مدت طولانیای هیونگ پول تاکسی صداش میکردم.“
جی”و اولین فکر من دربارهی جونگوون بچهای بود که تا دیروقت تمرین میکنه پس منم بهش پول کرایه تاکسی رو دادم. یادمه جونگوون بهم گفت پدر و مادرش خوابن و نمیخواد با زنگ زدن بهشون بیدارشون کنه. اون تو نگاه اول بهنظرم خیلی بامزه و کیوت بود پس بدون هیچ حرفی پول کرایه تاکسی رو بهش دادم و رفتم.“
جونگوون ”اولین برخورد من با جی هیونگ وقتی بود که بهم پول کرایه تاکسی رو داد. تا یه مدت طولانیای هیونگ پول تاکسی صداش میکردم.“
جی”و اولین فکر من دربارهی جونگوون بچهای بود که تا دیروقت تمرین میکنه پس منم بهش پول کرایه تاکسی رو دادم. یادمه جونگوون بهم گفت پدر و مادرش خوابن و نمیخواد با زنگ زدن بهشون بیدارشون کنه. اون تو نگاه اول بهنظرم خیلی بامزه و کیوت بود پس بدون هیچ حرفی پول کرایه تاکسی رو بهش دادم و رفتم.“
سونو یه دورانی به فیگور اسکیتر شدن فکر میکرد ولی چون پیست اسکیت از خونهشون خیلی دور بود پشیمون شد. جالبه بدونید که سونو و سونگهون هردوشون تو سوون زندگی میکردن و پیست اسکیتی که سونو از رفتن بهش منصرف شد همون پیست اسکیتیه که سونگهون سالها توش تمرین میکرده.
نیکی گفت ماجرای اون و جی مثل انیمهی”your name“ میمونه. هردوی اونا وقتی بچه بودن به یه سونا تو ژاپن میرفتن و احتمالا قبل از اینکه کارآموز بیگهیت بشن همدیگه رو میشناختن.
هیسونگ ”راستش من سونگهون رو قبل از اینکه بیاد کمپانی میشناختم. یادمه وقتی دبیرستانی بودم ویدیوهایی از ”شاهزادهی فیگور اسکیتینگ“ و این چیزا تو فیسبوک میدیدم و باخودم میگفتم اصلا آدمی به این خوشقیافهای وجود داره؟ وقتی یهو سونگهون وارد بیگهیت شد باخودم فکر کردم ”اگه باهم دبیو کنیم جالب میشه.“ و درنهایت واقعا باهمدیگه دبیو کردیم.“
هیسونگ و جی قبل از آیلند باهمدیگه دوست بودن و الان تو نهمین سال دوستیشون هستن. هردوشون وقتی کارآموز بیگهیت شدن فرصت زیادی برای دیدن همدیگه نداشتن چون تو مسیرهای متفاوتی بودن بهخاطر همین هیسونگ و جی حدودا بعد از دوسال همدیگه رو تو آیلند دیدن و درنهایت باهم دبیو کردن.
جونگوون سگش مائومی رو ۲۰ آپریل روز تولد جی به سرپرستی گرفت. یعنی وقتی جونگوون داشت سگش مائومی رو خونه میبرد یهجای دیگه داشتن تولد جی رو جشن میگرفتن.
جونگوون سونو و جی قبل از اینکه کارآموز بیگهیت بشن کارآموز اسام بودن و اتفاقا همون موقعها جیک هم تو اودیشن اسام قبول شد ولی درنهایت همشون سر از هایب درآوردن.
جالبه بدونید سونو جونگوون و جی هر سه نفرشون تو یه مدرسه ( هانلیم ) درس خوندن و همونطور که قبلا گفتم هر سه تاشون تو اودیشن خیابونی اسام انتخاب شدن و تا یهمدتی کارآموز اسام بودن. پس حتی قبل از آیلند هم سرنوشتشون به هم گره خورد بود و بهرحال آخرش قرار بود باهمدیگه دبیو کنن.
اسم مدرسهی دبستان سونو ”chilbo“ به معنای هفت گنجینهی باارزشه و اسم کرهای جی ”جونگسونگ“ به معنای جمع کردن ستارههاست. حالا وقتی کنار همدیگه بذاریمشون میشه ”جمع کردن هفت ستارهی گرانبها“ که نماد و معنای انهایپن رو نشون میده. هفت ستارهی درخشانی که همدیگه رو پیدا کردن تا باهم بدرخشن.
آره خلاصه یه ثرد نصفشبی بود امیدوارم دوسش داشته باشین چون بهنظر خودم خیلی جالب و قشنگه