خب حالا به هیسونگ بگید با رنگ موهای جدیدش هرچی زودتر ( ترجیحا امروز ) سلکا بده ممنون
اوپی ”دیروز ههچان بغلت کرد. باهم دوستین؟“
جیک ”کی؟ هیسونگ بغلم کرد؟ اون که همیشه-“
اوپی ”ههچان ! ههچان انسیتی“
جیک ”آها آره آره ما خیلی وقته دوستیم“
اوپی ”چجوری باهمدیگه دوست شدید؟“
جیک ”اوه درست یادم نیست ولی اون خیلی مهربونه .. ههچان یه هیونگ فوقالعادست. فایتینگ انستی ! من با خیلیاشون دوستم.“
جیک ”کی؟ هیسونگ بغلم کرد؟ اون که همیشه-“
اوپی ”ههچان ! ههچان انسیتی“
جیک ”آها آره آره ما خیلی وقته دوستیم“
اوپی ”چجوری باهمدیگه دوست شدید؟“
جیک ”اوه درست یادم نیست ولی اون خیلی مهربونه .. ههچان یه هیونگ فوقالعادست. فایتینگ انستی ! من با خیلیاشون دوستم.“
ولی جدی جوریکه هیسونگ و جهیون هردوشون با اعضای انسیتی دوستن صدای گریههام رو میشنوید
فکر کنم دوباره رنگ گذاشته؟ موهاش امروز بیشتر سمت عسلی رفته خیلی خوشگله جدی بهش میاد
اوپی ”اعتراف میکنی هفتهی پیش تو فنکان اون کلاه بافتنی رو فقط گذاشتی تا رنگ موهات رو ازمون قایم کنی و هیچ فشنی درکار نبود؟“
* هیسونگ میخنده * هیسونگ ”آره ..“
اوپی ”میدونی همهجوره با هر رنگ مویی خوشگلی؟ مهم نیست چیکار کنی بهرحال جذابی“
هیسونگ ”اوه ! البته البته“
هیسونگ ”میدونی توهم خیلی خیلی خوشگلی؟“
اوپی ” البته ! خیلی ممنون. پس .. قرار نیست هیچوقت برای دیدنم به استرالیا بیای؟“
هیسونگ ”ما یهروزی میایم استرالیا قول میدم“
* هیسونگ میخنده * هیسونگ ”آره ..“
اوپی ”میدونی همهجوره با هر رنگ مویی خوشگلی؟ مهم نیست چیکار کنی بهرحال جذابی“
هیسونگ ”اوه ! البته البته“
هیسونگ ”میدونی توهم خیلی خیلی خوشگلی؟“
اوپی ” البته ! خیلی ممنون. پس .. قرار نیست هیچوقت برای دیدنم به استرالیا بیای؟“
هیسونگ ”ما یهروزی میایم استرالیا قول میدم“