جدی چقدر همه چی درباره امروز انقدر بامزهست هر ویدیو و عکسی که میبینم دلم میخواد گریه کنم
سونو اگه کمک میخوای پلک بزن
داشت برای تموم شدن روز دوم کنسرت اوساکا جشن میگرفت که بعدش یهو گفت ”باور کنید بخاطر اینکه کنسرتهای ژاپن تموم شدن خوشحال نیستم فقط خوشحالم برای اینکه .. آره میدونید منظورم اینه که- آره خلاصه.“ کمک خیلی بامزهست 😭😭
برای خودش شام گرفته بود بهخاطر همین رفت تا غذاش رو بیاره که به انجینها نشون بده چی برای شام گرفته آخرشم گفت ”نگران نباشید اول باهاتون حرف میزنم بعد میرم شام بخورم“
هیسونگ ”راستش من تایم خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم چندروزیه که سرما خوردم دیروز و امروز حالم خیلی بد بود درست قبل از اجرا صدام خوب درنمیومد جوریکه هروقت صحبت میکردم گلوم درد میگرفت برای همین همش از خودم میپرسیدم که با این وضعیت اصلا میتونم اجرا کنم؟ با اعضا و کمپانی که صحبت کردم اونا پیشنهاد دادن که تو کنسرتهای اوساکا شرکت نکنم و استراحت کنم ولی من نمیخواستم اینکارو انجام بدم همش میترسیدم که نتونم تو کنسرتها باشم یا اگه باشم نتونم بهترین خودم رو بذارم و یه اجرای باکیفیت و بینقص به انجینها بدم ولی تو سوندچک وقتی روی استیج ایستادم و انجینهایی که منتظر ما هستن رو دیدم به خودم گفتم که نباید تسلیم بشم از اونجا به بعد سرماخوردگیم دیگه برام اهمیتی نداشت فقط به یچیز فکر میکردم اینکه باید هرجوری شده انجامش بدم. تو تایم کوتاهی که برام مونده بود از گلوم به خوبی مراقبت کردم دارو خوردم و هرکاری کردم که از دستم برمیومد انجام دادم چون نمیخواستم انجینها رو ناامید کنم.“