‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤﹚ – Telegram
‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤
2.81K subscribers
12.8K photos
10.1K videos
355 links
15 n𝗈𝗏𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋 2022  𝗋𝖺𝗆𝗒𝖾𝗈𝗇𝗓   🍜
evan and his boy jake ‌ ‌ ‌ ‌﹙ t.me/bluhypen
Download Telegram
هیسونگ ویورس لایو ـه
داشت برای تموم شدن روز دوم کنسرت اوساکا جشن میگرفت که بعدش یهو گفت ”باور کنید بخاطر اینکه کنسرت‌های ژاپن تموم شدن خوشحال نیستم فقط خوشحالم برای اینکه .. آره میدونید منظورم اینه که- آره خلاصه.“ کمک خیلی بامزه‌ست 😭😭
برای خودش شام گرفته بود به‌خاطر همین رفت تا غذاش رو بیاره که به انجین‌ها نشون بده چی برای شام گرفته آخرشم گفت ”نگران نباشید اول باهاتون حرف میزنم بعد میرم شام بخورم“
خیلی کیوته دارم گریه میکنم کمک
وای بچها انگار سرما خورده
هیسونگ ”راستش من تایم خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم چندروزیه که سرما خوردم دیروز و امروز حالم خیلی بد بود درست قبل از اجرا صدام خوب درنمیومد جوریکه هروقت صحبت میکردم گلوم درد میگرفت برای همین همش از خودم میپرسیدم که با این وضعیت اصلا میتونم اجرا کنم؟ با اعضا و کمپانی که صحبت کردم اونا پیشنهاد دادن که تو کنسرت‌های اوساکا شرکت نکنم و استراحت کنم ولی من نمیخواستم اینکارو انجام بدم همش میترسیدم که نتونم تو کنسرت‌ها باشم یا اگه باشم نتونم بهترین خودم رو بذارم و یه اجرای باکیفیت و بی‌نقص به انجین‌ها بدم ولی تو سوندچک وقتی روی استیج ایستادم و انجین‌هایی که منتظر ما هستن رو دیدم به خودم گفتم که نباید تسلیم بشم از اونجا به بعد سرماخوردگیم دیگه برام اهمیتی نداشت فقط به یچیز فکر میکردم اینکه باید هرجوری شده انجامش بدم. تو تایم کوتاهی که برام مونده بود از گلوم به خوبی مراقبت کردم دارو خوردم و هرکاری کردم که از دستم برمیومد انجام دادم چون نمیخواستم انجین‌ها رو ناامید کنم.“
هیسونگ ”من به این راحتی‌ها تسلیم نمیشم و چیزی مثل سرماخوردگی نمیتونه خونه نشینم کنه ! پس نگران نباشید. بعد از خوردن دارو حالم خیلی بهتره.“
کامنت ”هیسونگا چندتا پیرسینگ داری؟“
هیسونگ ”فکر کنم چهارتا“
* جای پیرسینگ‌هاش رو نشون میده *
‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤
هیسونگ ”راستش من تایم خیلی سختی رو پشت سر گذاشتم چندروزیه که سرما خوردم دیروز و امروز حالم خیلی بد بود درست قبل از اجرا صدام خوب درنمیومد جوریکه هروقت صحبت میکردم گلوم درد میگرفت برای همین همش از خودم میپرسیدم که با این وضعیت اصلا میتونم اجرا کنم؟ با اعضا…
هیسونگ ”فکر کنم قبلا هم زیاد پیش اومده که احساس ناامیدی کنم بااینکه معمولا از همه پنهانش میکنم و همه چی رو تو خودم میریزم ولی راستش اینبار از خودم خیلی ناامید شده بودم‌. همش از خودم میپرسیدم چجوری این رو باید برای بقیه توضیح بدم؟ چجوری بهشون بگم؟ انقدر دربارش فکر کردم که آخرش نتونستم چیزی بگم. تو سوندچک امروز گفتم اخیرا تایمی سختی رو پشت سر گذاشتم و همه‌ی شما نگران بودین که چیشده. البته شاید سرماخوردگی موضوع مهمی نباشه ولی هربار چهره‌ی هزاران انجین به ذهنم میومد که منتظر اجرای من هستن پس از اینکه تسلیم بشم و توی کنسرت‌ها شرکت نکنم احساس خوبی نداشتم. پس باخودم گفتم سرماخوردگی نمیتونه شکستم بده و خب خوشبختانه ماجرا به خوبی و خوشی تموم شد.“
من رو یاد حرف جه‌یون میندازه وقتی گفت هیسونگ از اون دسته آدماییه که درباره مشکلاتش با کسی حرف نمیزنه و همه رو تو خودش میریزه به‌خاطر همین هربار آخرشب که هیسونگ رو صدا میکنه تا باهمدیگه شام بخورن ازش میپرسه چی فکرش رو مشغول کرده و هیسونگم بالاخره باهاش حرف میزنه