جیک ”قبل از رفتن به آیلند ما یه معلم ترسناک داشتیم که وقتی داشت یچیزی بهمون آموزش میداد سونو یهو زد زیر خنده ! دقیقا وقتی که جو جدی بود و اصلا نباید میخندید. برای همین من باخودم فکر کردم سونو حتما دیوونه شده و خیلی ترسیده بودم. آخه نمیدونید که چجوری بود .. معلم همینطوری خیلی جدی زل زده بود به ما و یهو سونو زد زیر خنده ! خیلی ترسناک بود. همون لحظه باخودم گفتم اون واقعا دیوونهست.“
جیک گفت دوران کارآموزی سونو یه مدت باهاش قهر کرده بود چون همیشه اون اول مکالمههاشون رو شروع میکرد و جیک اینکارو نمیکرد چقدر بامزهان
جیک ”اونموقع ها که من و سونو باهمدیگه تمرین میکردیم سونو یکم ازم ناراحت شده بود و یجورایی باهام قهر کرد. انگار فکر میکرد من دوست ندارم باهاش حرف بزنم. انگار سونو یکم احساس معذب بودن میکرد میدونید؟ من اوایل یکم خجالتی و خیلی درونگرا بودم پس .. واقعا زیاد حرف نمیزدم. چجوری بگم؟ فقط خجالت میکشیدم سر صحبت رو باز کنم.“
سونو ”ولی اینجوری نبود که قهر باشم فقط یکم ناراحت شده بودم. اونموقع این احساس رو داشتم که همیشه من کسیم که پیشقدم میشم و مکالمهمون رو شروع میکنم. جیک هیونگ هیچوقت اینکارو نمیکرد بهخاطر همین برام سوال شده بود که ”اصلا دوست داره باهام حرف بزنه؟ اونم میخواد بهم نزدیک شه؟“ اینجوری احساس کردم که شاید دوست نداره باهم صمیمی بشیم پس یکم ناراحت شدم. ولی این برای خیلی وقت پیشه هردوی ما خیلی کوچیک بودیم.“
سونو ”ولی اینجوری نبود که قهر باشم فقط یکم ناراحت شده بودم. اونموقع این احساس رو داشتم که همیشه من کسیم که پیشقدم میشم و مکالمهمون رو شروع میکنم. جیک هیونگ هیچوقت اینکارو نمیکرد بهخاطر همین برام سوال شده بود که ”اصلا دوست داره باهام حرف بزنه؟ اونم میخواد بهم نزدیک شه؟“ اینجوری احساس کردم که شاید دوست نداره باهم صمیمی بشیم پس یکم ناراحت شدم. ولی این برای خیلی وقت پیشه هردوی ما خیلی کوچیک بودیم.“
سونو ”ما تازهکارهای بلیفت بودیم. مدت کارآموزی هردومون خیلی کم بود .. جیک هیونگ هم فقط چندروز قبل از من اومد.“
جیک ”آره اختلاف زمان خیلی زیاد نبود نه؟“
سونو ”آره تقریبا همزمان کارآموز بلیفت شدیم. منم قرار بود همون روز با تو وارد کمپانی بشم ولی بهخاطر سلامتیم و عمل جراحیای که داشتم نتونستم .. پس یکم بیشتر طول کشید.“
جیک ”آره اختلاف زمان خیلی زیاد نبود نه؟“
سونو ”آره تقریبا همزمان کارآموز بلیفت شدیم. منم قرار بود همون روز با تو وارد کمپانی بشم ولی بهخاطر سلامتیم و عمل جراحیای که داشتم نتونستم .. پس یکم بیشتر طول کشید.“
وای ولی دقیقا روزیکه دوستم بهم گفت جیمز خیلی خیلی شبیهه هیسونگه و انگار که بچه هیجیکه ( واقعا هست یعنی جدی ) یه ادیت ازشون برام اومد.
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
Video
ولی جونگوون خورد تموم کرد یکجوری بلعید که مور مورم شد جونگوون تو کی هستی خدای رقصی
ببخشید ولی این چی بود که تا من بیدار شدم دیدم هیسونگ داری باهام شوخی میکنی منظورت چیه