بومگیو ”ما امروز بعد از اجرا باهم شام خوردیم“
بومگیو ”راستی هیسونگ من به اونهو گفتم امروز باهم میایم لایو و قول دادم بهش زنگ میزنیم“
هیسونگ ”اونهو به کنسرتمون اومد ..“
بومگیو ”منم میخوام بیام کنسرتتون.“
* به اونهو ممبر younite زنگ میزنن *
بومگیو ”هی اونهو من و هیسونگ لایویم دلت میخواد به انجین و موا سلام کنی؟“
بومگیو ”راستی هیسونگ من به اونهو گفتم امروز باهم میایم لایو و قول دادم بهش زنگ میزنیم“
هیسونگ ”اونهو به کنسرتمون اومد ..“
بومگیو ”منم میخوام بیام کنسرتتون.“
* به اونهو ممبر younite زنگ میزنن *
بومگیو ”هی اونهو من و هیسونگ لایویم دلت میخواد به انجین و موا سلام کنی؟“
هیسونگ ”بیا درباره قدیم صحبت کنیم“
بومگیو ”خاطرات قدیم؟ نمیدونم .. مثلا اینکه تو بعد از من کارآموز بیگهیت شدی؟“
هیسونگ ”چی میگی داداش. درواقع تو یک هفته بعد از من به بیگهیت اومدی.“
بومگیو ”چی؟ من بعد از تو؟“
هیسونگ ”آره یادت نیست؟ تو تقریبا یک هفته بعد از من به کمپانی اومدی. بومگیو یک هفته دیرتر از من کارآموز بیگهیت شد ولی زودتر از من دبیو کرد.“
بومگیو ”خاطرات قدیم؟ نمیدونم .. مثلا اینکه تو بعد از من کارآموز بیگهیت شدی؟“
هیسونگ ”چی میگی داداش. درواقع تو یک هفته بعد از من به بیگهیت اومدی.“
بومگیو ”چی؟ من بعد از تو؟“
هیسونگ ”آره یادت نیست؟ تو تقریبا یک هفته بعد از من به کمپانی اومدی. بومگیو یک هفته دیرتر از من کارآموز بیگهیت شد ولی زودتر از من دبیو کرد.“
بومگیو ”میدونید من و هیسونگ مدت خیلی زیادیه که همدیگه رو میشناسیم ولی بعد از دبیو بود که خیلی صمیمی شدیم.“
هیسونگ ”آره .. فکر کنم بعد از اجرای گایو دچوکجه ۲۰۲۲ بود که خیلی به همدیگه نزدیکتر شدیم چون اولین بار بود باهم کار میکردیم.“
بومگیو ”بعد از اون خیلی بیشتر باهم میگشتیم. هرچند که جدیدا زیاد نمیتونیم باهم صحبت کنیم چون هردومون اسکجول شلوغی داریم.“
هیسونگ ”ولی قلبهامون به هم متصله. برای همین لازم نیست همیشه باهم صحبت کنیم تا احساس صمیمیت کنیم ما از طریق قلبهامون به هم پیوند خوردیم. میدونید چی میگم؟“
هیسونگ ”آره .. فکر کنم بعد از اجرای گایو دچوکجه ۲۰۲۲ بود که خیلی به همدیگه نزدیکتر شدیم چون اولین بار بود باهم کار میکردیم.“
بومگیو ”بعد از اون خیلی بیشتر باهم میگشتیم. هرچند که جدیدا زیاد نمیتونیم باهم صحبت کنیم چون هردومون اسکجول شلوغی داریم.“
هیسونگ ”ولی قلبهامون به هم متصله. برای همین لازم نیست همیشه باهم صحبت کنیم تا احساس صمیمیت کنیم ما از طریق قلبهامون به هم پیوند خوردیم. میدونید چی میگم؟“
هیسونگ و بومگیو گفتن حالا که باهم اومدن لایو دلشون برای جونگین تنگ شده و بعد به جونگین زنگ زدن :)) الهی بمیرم این دیگه چه خوابیه.
* به جونگین اسکیز زنگ زدن *
بومگیو ”هی جونگین داری چیکار میکنی؟ شرط میبندم که تازه از خواب بیدار شدی.“
بومگیو ”من و هیسونگ باهم لایویم میخوای سلام کنی؟ گذاشتمت روی اسپیکر ! انجین موا این دوستمونه. ایان از استری کیدز ! یانگ جونگین ! به موا انجین سلام کن.“
جونگین ”سلام بچها چطورید؟ ایان از استریکیدز هستم ! وای واقعا خجالت میکشم..“
بومگیو ” راستی میدونستید که من و جونگین از وقتی مدرسه میرفتیم باهم دوست بودیم؟ یادمه یبار وقتی بچه بودیم برام شابو شابو خرید که بعدش من بهعنوان جبران قهوه مهمونش کردم.“
هیسونگ ” واقعا؟ جونگین دفعه بعدی برای منم شابو شابو بخر با قهوه جبراش میکنم.“
جونگین ”باشه هیسونگی برات میخرم“
جونگین ”میشه که از روی اسپیکر بردارید؟“
بومگیو ”باشه حالا چرا انقدر استرس داری“
هیسونگ ”واقعا انقدر استرسیای؟“
بومگیو ”چون خجالتیه. از دوران طفولیت همینقدر خجالتی بوده.“
بومگیو ”هی جونگین داری چیکار میکنی؟ شرط میبندم که تازه از خواب بیدار شدی.“
بومگیو ”من و هیسونگ باهم لایویم میخوای سلام کنی؟ گذاشتمت روی اسپیکر ! انجین موا این دوستمونه. ایان از استری کیدز ! یانگ جونگین ! به موا انجین سلام کن.“
جونگین ”سلام بچها چطورید؟ ایان از استریکیدز هستم ! وای واقعا خجالت میکشم..“
بومگیو ” راستی میدونستید که من و جونگین از وقتی مدرسه میرفتیم باهم دوست بودیم؟ یادمه یبار وقتی بچه بودیم برام شابو شابو خرید که بعدش من بهعنوان جبران قهوه مهمونش کردم.“
هیسونگ ” واقعا؟ جونگین دفعه بعدی برای منم شابو شابو بخر با قهوه جبراش میکنم.“
جونگین ”باشه هیسونگی برات میخرم“
جونگین ”میشه که از روی اسپیکر بردارید؟“
بومگیو ”باشه حالا چرا انقدر استرس داری“
هیسونگ ”واقعا انقدر استرسیای؟“
بومگیو ”چون خجالتیه. از دوران طفولیت همینقدر خجالتی بوده.“
قبلش باهم شرط بندی کرده بودن که جونگین جواب میده یا نه و هردوشون میگفتن که نمیده :)) کمک
خیلی جدی نصف لایو رو درگیر این بودن که تو اکانت کدومشون لایو بذارن هیسونگ هم میگفت که مشکلی نداره با اکانت بومگیو انجامش بدن ولی بومگیو میگفت که نه اینجوری انجینها نمیتونن ببینن برای همین سنگ کاغذ قیچی بازی کردن ( 😭 ) مثل همیشه هیسونگ برد بومگیو باخت بهخاطر همین بومگیو گفت ”انجین لطفا به مواها بگید که ما تو اکانت هیسونگ لایویم. بهشون بگید درباره چی صحبت میکنیم. مواهارو بیخبر نذارید“ آخرم لایو رو قطع کردن و دوباره با اکانت هیسونگ اومدن. 😭
بومگیو ”درباره هیسونگ .. راستش اون آدم خیلی پختهایه. یه شخصیت خیلی خیلی قوی و جدی داره ولی همراهش یه شخصیت نرم و مهربونم داره. میدونید؟ آدم خیلی پیچیده و فوقالعادیه. وقتی رویای چیزی رو تو ذهنش پرورش میده هرکاری که لازم باشه برای رسیدن بهش انجام میده. اون یه طرز فکر فوقالعاده و یه روحیه تسلیم ناپذیر داره. بااینکه ما همسنیم و تقریبا باهم شروع به کار کردیم ولی من خیلی چیزها ازش یاد گرفتم. و چیزهای زیادی هم وجود داره که میخوام یاد بگیرم.“
هیسونگ ”من و تو خیلی متضاد همدیگهایم. خیلی حال و هوای متفاوتی داریم میدونی.“
بومگیو ”واقعا اینجوریه؟ برای شروع بهنظرت من یه مرد استروژنیام یا تستوسترونی؟”
هیسونگ ”راستش تو خیلی استروژنیای.“
بومگیو ”واقعا اینجوریه؟“
هیسونگ ”آره حالا بنظرت من چجوریم؟“
بومگیو ” نمیدونم .. آخه بهنظرم خیلی نصف نصفی. بقیه چی میگن؟؟ شاید تستوسترون؟“
هیسونگ ”بقیه معمولا هردو رو میگن.“
بومگیو ”واقعا اینجوریه؟ برای شروع بهنظرت من یه مرد استروژنیام یا تستوسترونی؟”
هیسونگ ”راستش تو خیلی استروژنیای.“
بومگیو ”واقعا اینجوریه؟“
هیسونگ ”آره حالا بنظرت من چجوریم؟“
بومگیو ” نمیدونم .. آخه بهنظرم خیلی نصف نصفی. بقیه چی میگن؟؟ شاید تستوسترون؟“
هیسونگ ”بقیه معمولا هردو رو میگن.“
بومگیو ”ما استیک خوردیم ولی از اونجاییکه آشپز رامیون شماره یک کره جنوبی هیسونگ اینجاست نمیشه که رامیون نخوریم. خودتون میدونید دیگه. برای همین بعدش قراره بریم رامیون بخوریم.“
هیسونگ ”شنیدم گیو تو سنگکاغذقیچی افتضاحه“
بومگیو ”اشتباه شنیدی. همش شایعهست“
هیسونگ ”والا همین دودقیقه پیش ازم باختی.“
بومگیو ”اشتباه شنیدی. همش شایعهست“
هیسونگ ”والا همین دودقیقه پیش ازم باختی.“
show me how ( men i trust )
عاشق جوریم که هیسونگ از جوریکه بومگیو رفته تو فاز پشماش ریخته 😭😭 خیلی بامزهان جدی کمک