* به جونگین اسکیز زنگ زدن *
بومگیو ”هی جونگین داری چیکار میکنی؟ شرط میبندم که تازه از خواب بیدار شدی.“
بومگیو ”من و هیسونگ باهم لایویم میخوای سلام کنی؟ گذاشتمت روی اسپیکر ! انجین موا این دوستمونه. ایان از استری کیدز ! یانگ جونگین ! به موا انجین سلام کن.“
جونگین ”سلام بچها چطورید؟ ایان از استریکیدز هستم ! وای واقعا خجالت میکشم..“
بومگیو ” راستی میدونستید که من و جونگین از وقتی مدرسه میرفتیم باهم دوست بودیم؟ یادمه یبار وقتی بچه بودیم برام شابو شابو خرید که بعدش من بهعنوان جبران قهوه مهمونش کردم.“
هیسونگ ” واقعا؟ جونگین دفعه بعدی برای منم شابو شابو بخر با قهوه جبراش میکنم.“
جونگین ”باشه هیسونگی برات میخرم“
جونگین ”میشه که از روی اسپیکر بردارید؟“
بومگیو ”باشه حالا چرا انقدر استرس داری“
هیسونگ ”واقعا انقدر استرسیای؟“
بومگیو ”چون خجالتیه. از دوران طفولیت همینقدر خجالتی بوده.“
بومگیو ”هی جونگین داری چیکار میکنی؟ شرط میبندم که تازه از خواب بیدار شدی.“
بومگیو ”من و هیسونگ باهم لایویم میخوای سلام کنی؟ گذاشتمت روی اسپیکر ! انجین موا این دوستمونه. ایان از استری کیدز ! یانگ جونگین ! به موا انجین سلام کن.“
جونگین ”سلام بچها چطورید؟ ایان از استریکیدز هستم ! وای واقعا خجالت میکشم..“
بومگیو ” راستی میدونستید که من و جونگین از وقتی مدرسه میرفتیم باهم دوست بودیم؟ یادمه یبار وقتی بچه بودیم برام شابو شابو خرید که بعدش من بهعنوان جبران قهوه مهمونش کردم.“
هیسونگ ” واقعا؟ جونگین دفعه بعدی برای منم شابو شابو بخر با قهوه جبراش میکنم.“
جونگین ”باشه هیسونگی برات میخرم“
جونگین ”میشه که از روی اسپیکر بردارید؟“
بومگیو ”باشه حالا چرا انقدر استرس داری“
هیسونگ ”واقعا انقدر استرسیای؟“
بومگیو ”چون خجالتیه. از دوران طفولیت همینقدر خجالتی بوده.“
قبلش باهم شرط بندی کرده بودن که جونگین جواب میده یا نه و هردوشون میگفتن که نمیده :)) کمک
خیلی جدی نصف لایو رو درگیر این بودن که تو اکانت کدومشون لایو بذارن هیسونگ هم میگفت که مشکلی نداره با اکانت بومگیو انجامش بدن ولی بومگیو میگفت که نه اینجوری انجینها نمیتونن ببینن برای همین سنگ کاغذ قیچی بازی کردن ( 😭 ) مثل همیشه هیسونگ برد بومگیو باخت بهخاطر همین بومگیو گفت ”انجین لطفا به مواها بگید که ما تو اکانت هیسونگ لایویم. بهشون بگید درباره چی صحبت میکنیم. مواهارو بیخبر نذارید“ آخرم لایو رو قطع کردن و دوباره با اکانت هیسونگ اومدن. 😭
بومگیو ”درباره هیسونگ .. راستش اون آدم خیلی پختهایه. یه شخصیت خیلی خیلی قوی و جدی داره ولی همراهش یه شخصیت نرم و مهربونم داره. میدونید؟ آدم خیلی پیچیده و فوقالعادیه. وقتی رویای چیزی رو تو ذهنش پرورش میده هرکاری که لازم باشه برای رسیدن بهش انجام میده. اون یه طرز فکر فوقالعاده و یه روحیه تسلیم ناپذیر داره. بااینکه ما همسنیم و تقریبا باهم شروع به کار کردیم ولی من خیلی چیزها ازش یاد گرفتم. و چیزهای زیادی هم وجود داره که میخوام یاد بگیرم.“
هیسونگ ”من و تو خیلی متضاد همدیگهایم. خیلی حال و هوای متفاوتی داریم میدونی.“
بومگیو ”واقعا اینجوریه؟ برای شروع بهنظرت من یه مرد استروژنیام یا تستوسترونی؟”
هیسونگ ”راستش تو خیلی استروژنیای.“
بومگیو ”واقعا اینجوریه؟“
هیسونگ ”آره حالا بنظرت من چجوریم؟“
بومگیو ” نمیدونم .. آخه بهنظرم خیلی نصف نصفی. بقیه چی میگن؟؟ شاید تستوسترون؟“
هیسونگ ”بقیه معمولا هردو رو میگن.“
بومگیو ”واقعا اینجوریه؟ برای شروع بهنظرت من یه مرد استروژنیام یا تستوسترونی؟”
هیسونگ ”راستش تو خیلی استروژنیای.“
بومگیو ”واقعا اینجوریه؟“
هیسونگ ”آره حالا بنظرت من چجوریم؟“
بومگیو ” نمیدونم .. آخه بهنظرم خیلی نصف نصفی. بقیه چی میگن؟؟ شاید تستوسترون؟“
هیسونگ ”بقیه معمولا هردو رو میگن.“
بومگیو ”ما استیک خوردیم ولی از اونجاییکه آشپز رامیون شماره یک کره جنوبی هیسونگ اینجاست نمیشه که رامیون نخوریم. خودتون میدونید دیگه. برای همین بعدش قراره بریم رامیون بخوریم.“
هیسونگ ”شنیدم گیو تو سنگکاغذقیچی افتضاحه“
بومگیو ”اشتباه شنیدی. همش شایعهست“
هیسونگ ”والا همین دودقیقه پیش ازم باختی.“
بومگیو ”اشتباه شنیدی. همش شایعهست“
هیسونگ ”والا همین دودقیقه پیش ازم باختی.“
show me how ( men i trust )
عاشق جوریم که هیسونگ از جوریکه بومگیو رفته تو فاز پشماش ریخته 😭😭 خیلی بامزهان جدی کمک
هیسونگ ”گیو من یه آهنگ دارم که فکر کنم خوشت بیاد. بچها میدونید من سلیقه بومگیو رو خیلی خوب میشناسم. از تیست موسیقیش گرفته تا عادتهای غذاییش. دیگه مثل کف دستم میشناسمش.“
براشون اسنک آوردن و گیو رفت تحویل بگیره.
بومگیو ”بچها من یکم دیگه میام. هیسونگ میتونی از این مدت کوتاه استفاده کنی تا خودت رو به موآها ثابت کنی. موآ تا من میام عاشق هیسونگ نشید !! نبینم بهم خیانت کنید.“
* بومگیو میره تحویل بگیره *
هیسونگ ”موا اگه بومگیو به حرفتون گوش نداد به خودم بگید. من دعواش میکنم.“
بومگیو ”بچها من یکم دیگه میام. هیسونگ میتونی از این مدت کوتاه استفاده کنی تا خودت رو به موآها ثابت کنی. موآ تا من میام عاشق هیسونگ نشید !! نبینم بهم خیانت کنید.“
* بومگیو میره تحویل بگیره *
هیسونگ ”موا اگه بومگیو به حرفتون گوش نداد به خودم بگید. من دعواش میکنم.“
هیسونگ ”من امروز مارتین کورتیس رو دیدم. وای خیلی قدبلند بود .. حدودا ۱۹۰ قد داره.“
بومگیو ” ولی مارتین خیلی بانمکه مگه نه؟“
هیسونگ ”خیلی نازه. شبیه این نینیهای قدبلنده“
بومگیو ” ولی مارتین خیلی بانمکه مگه نه؟“
هیسونگ ”خیلی نازه. شبیه این نینیهای قدبلنده“
متاسفانه دوباره ساسنگها همش به گوشی هیسونگ زنگ میزدن و اسپم میکردن بهخاطر همین هیسونگ و گیو کلافه شده بودن.
بومگیو ”میخوای یچیزی بهشون بگم؟ هیسونگ اشکالی نداره که یچیزی بگم؟“
بومگیو ”بعد از یه مدت خیلی طولانی دارم بهترین دوستم رو میبینم و میخوایم فقط لایو رو ادامه بدیم و یکم حرف بزنیم. پس میشه لطفا انقدر زنگ نزنید؟ راستش خیلی آزار دهندهست.“
بومگیو ”ولی معمولا اینجور آدما وقتی بهشون میگی که زنگ نزن بیشتر زنگ میزنن.“
بومگیو ”میخوای یچیزی بهشون بگم؟ هیسونگ اشکالی نداره که یچیزی بگم؟“
بومگیو ”بعد از یه مدت خیلی طولانی دارم بهترین دوستم رو میبینم و میخوایم فقط لایو رو ادامه بدیم و یکم حرف بزنیم. پس میشه لطفا انقدر زنگ نزنید؟ راستش خیلی آزار دهندهست.“
بومگیو ”ولی معمولا اینجور آدما وقتی بهشون میگی که زنگ نزن بیشتر زنگ میزنن.“