This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیک درباره این صحبت کرد که قبل از آیلند حتی اجازه نداشتن که باهمدیگه حرف بزنن و تنها چیزی که میتونستن به هم بگن فقط یه سلام بود. پس وقتی که آیلند شروع شد خیلی از دیدن بقیه کاراموزا و حرف زدن با آدمای دیگه خوشحال بود.
جیک ”ما باید حدودا دوازده ساعت تمرین میکردیم ولی من حتی نمیدونستم باید چی رو تمرین کنم. یه روز وقتی داشتم تمرین میکردم یه عکس از خودم گرفتم و بعد برای خانوادم فرستادم و بهشون گفتم ”واقعا فکر نمیکنم که بتونم انجامش بدم .. آیدل شدن مناسب من نیست.“ من واقعا ناامید شده بودم چون نه تنها چندین ماه تنهای تنها تو یه اتاق گیر افتاده بودم حتی حس میکردم که چیزی یاد نگرفتم.“
جیک ”ما باید حدودا دوازده ساعت تمرین میکردیم ولی من حتی نمیدونستم باید چی رو تمرین کنم. یه روز وقتی داشتم تمرین میکردم یه عکس از خودم گرفتم و بعد برای خانوادم فرستادم و بهشون گفتم ”واقعا فکر نمیکنم که بتونم انجامش بدم .. آیدل شدن مناسب من نیست.“ من واقعا ناامید شده بودم چون نه تنها چندین ماه تنهای تنها تو یه اتاق گیر افتاده بودم حتی حس میکردم که چیزی یاد نگرفتم.“
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جی درباره اولین دیدارش با جیک صحبت کرد و گفت تو اولین دیدارشون فکر میکرد جیک با موهاش راحت نیست، چون خیلی بهشون دست میزد.
جیکم گفت چون اون زمان موهاش خیلی بلند بود، مجبور میشد بیشتر وقتها موهاش رو ببنده.
جیکم گفت چون اون زمان موهاش خیلی بلند بود، مجبور میشد بیشتر وقتها موهاش رو ببنده.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیک گفت که اون اوایل هر روز جلسه داشتن و به حرفهای هم گوش میکردن و درباره موضوعات مختلفی صحبت میکردن.
و اینکارشون باعث شد تا به هم نزدیک تر بشن و بیشتر همدیگه رو درک بکنن. جیک گفت هنوزم اینکارو انجام میدن، ولی به اندازه قبل نه، چون حالا همدیگه رو بهتر میشناسن و به هم خیلی خیلی نزدیک شدن.
و اینکارشون باعث شد تا به هم نزدیک تر بشن و بیشتر همدیگه رو درک بکنن. جیک گفت هنوزم اینکارو انجام میدن، ولی به اندازه قبل نه، چون حالا همدیگه رو بهتر میشناسن و به هم خیلی خیلی نزدیک شدن.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیک گفت تقریبا دوماهه که داره آهنگسازی رو یاد میگیره، چون میخواد آهنگی بسازه که تو آلبوم انهایپن باشه 😭
جیک گفت که هنوز درباره این موضوع کنجکاوه که چه چیزی باعث شده پدر و مادرش بهش اعتماد کنن و باور داشته باشن که یه خواننده میشه، چون قبل از دوران کاراموزیش خانوادش صداش رو شنیده بودن و بهنظرش اون زمان واقعا صدای خوبی نداشت.
" پدر و مادرم واقعا به من اعتماد داشتن، من مجبور شدم همه چیز رو تو استرالیا رها کنم تا فقط به کره بیام و حتی نمیدونستم موفق میشم یا نه، چون افراد کمی این شانس رو دارن که تبدیل به یه ایدل بشن. نمیدونم چرا پدر و مادرم انقدر حمایتم کردن و بهم اعتقاد داشتن، ولی ازشون خیلی ممنونم "
" پدر و مادرم واقعا به من اعتماد داشتن، من مجبور شدم همه چیز رو تو استرالیا رها کنم تا فقط به کره بیام و حتی نمیدونستم موفق میشم یا نه، چون افراد کمی این شانس رو دارن که تبدیل به یه ایدل بشن. نمیدونم چرا پدر و مادرم انقدر حمایتم کردن و بهم اعتقاد داشتن، ولی ازشون خیلی ممنونم "
" اگه تو کارم شکست بخورم و هیچی طبق برنامه پیش نره، من از اون دسته افرادیام که سریع ناامید میشم. برای همین مادرم همیشه بهم میگه که بیش از حد بهش فکر نکنم و خیلی غرقش نشم. پس حالا من سعی میکنم که فقط از همه چی لذت ببرم و زیاد به خودم سخت نگیرم "
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جیک گفت که از امپول میترسه پس هربار که میخواد امپول بزنه به کسی که قراره این کار رو انجام بده میگه " میشه قبل از اینکه امپول رو بزنین قبلش یه هشدار بدین یا خیلی آروم بگین داگوم؟ " چون میخواد اول خودش رو برای دردی که قراره بکشه آماده کنه. ولی خیلی وقتها یادش میره این رو به پرستار بگه پس مجبور میشه فقط دردش رو تحمل کنه 😭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🦌 : وقتی کلاس چهارم بودم، سه سال از یه دختری خوشم میومد ولی اون دختر همش ردم میکرد. تا وقتی که به کلاس هفتم رفتم و دیگه شروع به قرار گذاشتن کردیم.
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
🦌 : وقتی کلاس چهارم بودم، سه سال از یه دختری خوشم میومد ولی اون دختر همش ردم میکرد. تا وقتی که به کلاس هفتم رفتم و دیگه شروع به قرار گذاشتن کردیم.
🦌 : من وقتی کلاس هفتم بودم هنوزم از اون دختر خوشم میومد و یه روز وقتی داشتیم با دوستامون جرات حقیقت بازی میکردیم، چون همهی دوستام میدونستن من از اون دختر خوشم میاد ازش پرسیدن " هیسونگ تورو دوست داره، چه احساسی دربارهش داری؟ " اونم گفت اون زمان از من خوشش نمیومد ولی الان اونقدرام بد نیستم.
🐥 : بدنیستی؟ بعدش چیشد؟
🦌 : اره و بعدش ما باهم قرار گذاشتیم
🐥 : چند وقت قرار گذاشتین؟
🦌 : فقط سه ماه
🦊 : پس سه سال دوسش داشتی و فقط سه ماه قرار گذاشتین
🐥 : بدنیستی؟ بعدش چیشد؟
🦌 : اره و بعدش ما باهم قرار گذاشتیم
🐥 : چند وقت قرار گذاشتین؟
🦌 : فقط سه ماه
🦊 : پس سه سال دوسش داشتی و فقط سه ماه قرار گذاشتین