𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
هیسونگ امروز ویورس لایو بود و وقتی یه انجین ازش پرسید جیک پنج ساله یا پنج تا جیک، جواب داد که " جیک الانم خیلی بازیگوش و شیطونه، پس چون جیک پنج ساله قراره از اینم بازیگوش تر باشه، شاید نتونم هندلش کنم " در آخر پنج تا جیک رو انتخاب کرد چون احتمالا پنج تا جیک…
" جیک همین الانشم خیلی شیطون و بازیگوشه، مطمئنم جیک پنج ساله حتی از این هم قراره بازیگوش تر باشه 😭 "
لی هیسونگ حالت خوبه؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیجیک جزوه اون دسته از افرادی بودن که میترسیدن و بهزور سوار شدن، حالا جوری که همش دارن به هم نزدیک تر میشن 😭
سونگهون از جیک میپرسه که دوست داره بهشون ملحق بشه و سوار بشه؟ و حالا ما هیجیکی رو داریم که دارن باهم حرف میزنن و تو دنیای خودشونن، و حتی نمیشنون سونگهون چی میگه 😭
جیک برای واقعی این 😆 ایموجیه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هونکی داشتن به کارکن شهربازی میگفتن که کاری کنه بیشتر از این برن بالا، و حالا ما هیجیکی رو داریم که میترسن و دارن التماس میکنن بالاتر از این نره 😭
𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ﹙🖤﹚
هونکی داشتن به کارکن شهربازی میگفتن که کاری کنه بیشتر از این برن بالا، و حالا ما هیجیکی رو داریم که میترسن و دارن التماس میکنن بالاتر از این نره 😭
🐧 : این باحاله، من بهش عادت کردم
👤 : پس باید سرعت رو بیشتر کنم و بریم بالاتر؟
🦮 : نه اصلا
🦌 : نه من فکر میکنم همینجوری خوبه
👤 : حالا که این همه راه تا اینجا اومدین پس باید تا جایی که میتونیم بریم بالا
🦮 : نه تا این حد نه
🐧 : اره، اگه خطرناک شد بهتون خبر میدیم!
🐥 : بیاین تا آخرش بالا بریمم
🦮 : نه، نه، نهه
👤 : پس بیاین بریم بالاا
🦌 : بالا نرو، لطفا بالا نروو
🐧 : همین؟ فقط همینقدر میتونه بالا بره؟
🦮 : من دیگه نمیتونم اینکارو انجام بدم
🦌 : سونگهون لطفا از تحریک کردنش دست بردار
🐧 : همینن؟؟ این همه چیزیه که داریی؟
🦌 : توروخودا بس کن
👤 : پس باید سرعت رو بیشتر کنم و بریم بالاتر؟
🦮 : نه اصلا
🦌 : نه من فکر میکنم همینجوری خوبه
👤 : حالا که این همه راه تا اینجا اومدین پس باید تا جایی که میتونیم بریم بالا
🦮 : نه تا این حد نه
🐧 : اره، اگه خطرناک شد بهتون خبر میدیم!
🐥 : بیاین تا آخرش بالا بریمم
🦮 : نه، نه، نهه
👤 : پس بیاین بریم بالاا
🦌 : بالا نرو، لطفا بالا نروو
🐧 : همین؟ فقط همینقدر میتونه بالا بره؟
🦮 : من دیگه نمیتونم اینکارو انجام بدم
🦌 : سونگهون لطفا از تحریک کردنش دست بردار
🐧 : همینن؟؟ این همه چیزیه که داریی؟
🦌 : توروخودا بس کن
سونگهون کسی بود که اولش میترسید و نمیخواست سوار بشه، ولی هیجیک بهش اطمینان میدادن که چیزی نیست و قراره خوش بگذره، حالا همون سونگهون انقدر هیجان زدهست و میخواد بره بالاتر و هیجیکی که مثل چی ترسیدن😭
اینجا جیک داشت غذای بیشتری تو بشقاب نیکی میذاشت و هی بهش میگفت خوب غذا بخوره.
🦮 : زیاد بخور، زیاد بخور
🐥 : امروز خیلی غذا خوردم، تو تمام عمرم انقدر غذا نخورده بودم
🦮 : مطمئنم پدر و مادرت از شنیدن اینکه خوب غذا میخوری خیلی خوشحال میشن
🦮 : زیاد بخور، زیاد بخور
🐥 : امروز خیلی غذا خوردم، تو تمام عمرم انقدر غذا نخورده بودم
🦮 : مطمئنم پدر و مادرت از شنیدن اینکه خوب غذا میخوری خیلی خوشحال میشن
یاد وقتی افتادم که جیک میخواست پدر و مادر نیکی رو ببینه تا بهشون بگه همه با نیکی خوب رفتار میکنن و ازش مراقبت میکنن پس لازم نیست نگرانش باشن.
جیک برای واقعی اشکم رو درمیاره.
جیک برای واقعی اشکم رو درمیاره.