‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤﹚ – Telegram
‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤
2.74K subscribers
12.7K photos
10.1K videos
359 links
15 n𝗈𝗏𝖾𝗆𝖻𝖾𝗋 2022  𝗋𝖺𝗆𝗒𝖾𝗈𝗇𝗓   🍜
evan and his boy jake ‌ ‌ ‌ ‌﹙ t.me/bluhypen
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هیجیک جزوه اون دسته از افرادی بودن که میترسیدن و به‌زور سوار شدن، حالا جوری که همش دارن به هم نزدیک تر میشن 😭
سونگهون از جیک میپرسه که دوست داره بهشون ملحق بشه و سوار بشه؟ و حالا ما هیجیکی رو داریم که دارن باهم حرف میزنن و تو دنیای خودشونن، و حتی نمیشنون سونگهون چی میگه 😭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هونکی داشتن به کارکن شهربازی میگفتن که کاری کنه بیشتر از این برن بالا، و حالا ما هیجیکی رو داریم که میترسن و دارن التماس میکنن بالاتر از این نره 😭
‌ ‌ ‌ ‌𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ‌﹙🖤
هونکی داشتن به کارکن شهربازی میگفتن که کاری کنه بیشتر از این برن بالا، و حالا ما هیجیکی رو داریم که میترسن و دارن التماس میکنن بالاتر از این نره 😭
🐧 : این باحاله، من بهش عادت کردم
👤 : پس باید سرعت رو بیشتر کنم و بریم بالاتر؟
🦮 : نه اصلا
🦌 : نه من فکر میکنم همینجوری خوبه
👤 : حالا که این همه راه تا اینجا اومدین پس باید تا جایی که میتونیم بریم بالا
🦮 : نه تا این حد نه
🐧 : اره، اگه خطرناک شد بهتون خبر میدیم!
🐥 : بیاین تا آخرش بالا بریمم
🦮 : نه، نه، نهه
👤 : پس بیاین بریم بالاا
🦌 : بالا نرو، لطفا بالا نروو
🐧 : همین؟ فقط همینقدر میتونه بالا بره؟
🦮 : من دیگه نمیتونم اینکارو انجام بدم
🦌 : سونگهون لطفا از تحریک کردنش دست بردار
🐧 : همینن؟؟ این همه چیزیه که داریی؟
🦌 : توروخودا بس کن
سونگهون کسی بود که اولش میترسید و نمیخواست سوار بشه، ولی هیجیک بهش اطمینان میدادن که چیزی نیست و قراره خوش بگذره، حالا همون سونگهون انقدر هیجان زده‌ست و میخواد بره بالاتر و هیجیکی که مثل چی ترسیدن😭
سوگاریز به سه دسته تقسیم میشن.
هیجیک : کسایی که اومدن چون هیچ چاره‌ای نداشتن و مجبور شدن بیان
نیکی : کسی که اومده شهربازی چون دوست داره و بهش خوش میگذره
سونگهون : کسی که اول ادای اونایی رو درمیاره که ترسیده ولی آخرش از همه هیجان زده تره و آتیش بیار معرکه میشه 😭
اینجا جیک داشت غذای بیشتری تو بشقاب نیکی میذاشت و هی بهش میگفت خوب غذا بخوره.
🦮 : زیاد بخور، زیاد بخور
🐥 : امروز خیلی غذا خوردم، تو تمام عمرم انقدر غذا نخورده بودم
🦮 : مطمئنم پدر و مادرت از شنیدن اینکه خوب غذا میخوری خیلی خوشحال میشن
یاد وقتی افتادم که جیک میخواست پدر و مادر نیکی رو ببینه تا بهشون بگه همه با نیکی خوب رفتار میکنن و ازش مراقبت میکنن پس لازم نیست نگرانش باشن.
جیک برای واقعی اشکم رو درمیاره.
🦌 : اه، باد فقط به من میخوره
🦌 : میدونین چون باد معمولا به سمت کسایی که خوشتیپن میوزه
🦮 : هوهو