🔻گسست نسلی بیسابقه در حمایت از رژیم صهیونیستی در حزب جمهوریخواه آمریکا
#تحلیل_بینالملل
#یوگاو
#حزب_جمهوریخواه
🔹 مؤسسه معتبر «یوگاو» در جدیدترین نظرسنجی خود (دسامبر ۲۰۲۵) از وقوع یک گسست نسلی عمیق و بیسابقه در حزب جمهوریخواه آمریکا پرده برداشت. این گزارش نشان میدهد که پایگاه سنتی حمایت از رژیم صهیونیستی در حال فروپاشی از درون است.
🔹 نه به ارسال سلاح: ۵۱ درصد از جمهوریخواهان زیر ۴۵ سال اعلام کردهاند که در انتخابات مقدماتی ۲۰۲۸، از نامزدی حمایت میکنند که وعده «کاهش ارسال سلاح» به رژیم صهیونیستی را بدهد. تنها ۲۷ درصد خواستار حفظ یا افزایش کمکها هستند.
🔹 مخالفت با قراردادهای نظامی: اکثریت جوانان جمهوریخواه (۵۳ درصد) با تمدید قرارداد ۱۰ ساله کمک نظامی ۳۸ میلیارد دلاری به این رژیم مخالفند. همچنین ۵۱ درصد با قرارداد جدید ۲۰ ساله (به ارزش ۷۶ میلیارد دلار) مخالفت کردهاند.
🔹 سقوط آزاد محبوبیت نتانیاهو: شکاف نسلی در نگاه به نتانیاهو حیرتانگیز است. در حالی که محبوبیت خالص او نزد جمهوریخواهان مسن «مثبت ۴۰» است، این رقم در میان جوانان زیر ۴۵ سال به «مثبت ۲» سقوط کرده است . در میان جوانانی که مخاطب فاکسنیوز نیستند، این محبوبیت به «منفی ۸» رسیده است.
🔹 اولویت اقتصاد بر صهیونیسم: ۵۹ درصد از جوانان جمهوریخواه ترجیح میدهند نامزد حزبشان «کاهش قیمتها برای مردم آمریکا» را بر «تأمین مالی اسرائیل» مقدم بداند.
🔹 شکست سلاح «یهودیستیزی»: ۴۸ درصد از کل جمهوریخواهان معتقدند که انتقاد مشروع از این رژیم، اغلب به نادرستی با برچسب یهودیستیزی سرکوب میشود.
📌 این نظرسنجی یک هشدار استراتژیک به رهبران حزب جمهوریخواه است. دادهها نشان میدهد که حمایت بیقید و شرط از رژیم صهیونیستی که روزی رکن اصلی هویت جمهوریخواهان بود، اکنون به یک «نقطه ضعف انتخاباتی» تبدیل شده است. نکته کلیدی در این گزارش، برجسته کردن نقش «فاکس نیوز» به عنوان یک دستگاه تنفس مصنوعی است. دادهها نشان میدهد که حمایت از رژیم صهیونیستی، پدیدهای «ارگانیک» نیست و تنها در حباب تبلیغاتی فاکسنیوز زنده مانده است. به محض خروج از این حباب (در میان جوانان و کسانی که منابع خبری متنوعی دارند)، چهره واقعی و منفور این رژیم آشکار میشود.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#یوگاو
#حزب_جمهوریخواه
🔹 مؤسسه معتبر «یوگاو» در جدیدترین نظرسنجی خود (دسامبر ۲۰۲۵) از وقوع یک گسست نسلی عمیق و بیسابقه در حزب جمهوریخواه آمریکا پرده برداشت. این گزارش نشان میدهد که پایگاه سنتی حمایت از رژیم صهیونیستی در حال فروپاشی از درون است.
🔹 نه به ارسال سلاح: ۵۱ درصد از جمهوریخواهان زیر ۴۵ سال اعلام کردهاند که در انتخابات مقدماتی ۲۰۲۸، از نامزدی حمایت میکنند که وعده «کاهش ارسال سلاح» به رژیم صهیونیستی را بدهد. تنها ۲۷ درصد خواستار حفظ یا افزایش کمکها هستند.
🔹 مخالفت با قراردادهای نظامی: اکثریت جوانان جمهوریخواه (۵۳ درصد) با تمدید قرارداد ۱۰ ساله کمک نظامی ۳۸ میلیارد دلاری به این رژیم مخالفند. همچنین ۵۱ درصد با قرارداد جدید ۲۰ ساله (به ارزش ۷۶ میلیارد دلار) مخالفت کردهاند.
🔹 سقوط آزاد محبوبیت نتانیاهو: شکاف نسلی در نگاه به نتانیاهو حیرتانگیز است. در حالی که محبوبیت خالص او نزد جمهوریخواهان مسن «مثبت ۴۰» است، این رقم در میان جوانان زیر ۴۵ سال به «مثبت ۲» سقوط کرده است . در میان جوانانی که مخاطب فاکسنیوز نیستند، این محبوبیت به «منفی ۸» رسیده است.
🔹 اولویت اقتصاد بر صهیونیسم: ۵۹ درصد از جوانان جمهوریخواه ترجیح میدهند نامزد حزبشان «کاهش قیمتها برای مردم آمریکا» را بر «تأمین مالی اسرائیل» مقدم بداند.
🔹 شکست سلاح «یهودیستیزی»: ۴۸ درصد از کل جمهوریخواهان معتقدند که انتقاد مشروع از این رژیم، اغلب به نادرستی با برچسب یهودیستیزی سرکوب میشود.
📌 این نظرسنجی یک هشدار استراتژیک به رهبران حزب جمهوریخواه است. دادهها نشان میدهد که حمایت بیقید و شرط از رژیم صهیونیستی که روزی رکن اصلی هویت جمهوریخواهان بود، اکنون به یک «نقطه ضعف انتخاباتی» تبدیل شده است. نکته کلیدی در این گزارش، برجسته کردن نقش «فاکس نیوز» به عنوان یک دستگاه تنفس مصنوعی است. دادهها نشان میدهد که حمایت از رژیم صهیونیستی، پدیدهای «ارگانیک» نیست و تنها در حباب تبلیغاتی فاکسنیوز زنده مانده است. به محض خروج از این حباب (در میان جوانان و کسانی که منابع خبری متنوعی دارند)، چهره واقعی و منفور این رژیم آشکار میشود.
@InstituteRastak
🔻فروپاشی روایت امنیت؛ اسرائیل خطرناکترین مکان برای یهودیان
🔹 گزارش رسانهای منتشرشده در وبسایت خبریـتحلیلی والا (Walla) با استناد به دادههای رسمی، نشان میدهد که روایت دیرینه رژیم صهیونیستی درباره «امنترین مکان جهان برای یهودیان بودن» دیگر با واقعیت همخوانی ندارد. طبق آمار ارائهشده، تنها از زمان آغاز جنگ علیه غزه تاکنون حدود ۱۹۰۰ نظامی و شهرکنشین صهیونیست کشته شدهاند؛ رقمی که نسبت به جمعیت هشت میلیونی، نشاندهنده سطح بالای خطر مرگ خشونتآمیز در سرزمینهای اشغالی است. این دادهها تأکید میکنند که احتمال جانباختن در اثر حملات و درگیریها در این سرزمینها دستکم دو برابر بیشتر از سایر نقاط جهان است؛ موضوعی که پایه ادعاهای امنیتی رژیم را متزلزل میسازد.
🔹 این تحلیل در والا همچنین خاطرنشان میکند که مقایسه شرایط سرزمینهای اشغالی با کشورهایی که میزبان جمعیتهای بزرگ یهودی هستند از جمله فرانسه، آمریکا و بریتانیا به روشنی نشان میدهد میزان مرگ ناشی از خشونت در این سرزمینها بهمراتب بالاتر است. به بیان ساده، آنچه رژیم صهیونیستی سالها بهعنوان نقطه امن معرفی کرده، اکنون به پرریسکترین محیط زیست یهودیان تبدیل شده است؛ امری که اعتماد اجتماعی و امنیت روانی را بهشدت تحتتأثیر قرار داده است.
🔹 اهمیت این گزارش زمانی دوچندان میشود که بدانیم مقامات صهیونیستی بهویژه نخستوزیر با بهرهبرداری تبلیغاتی از برخی حملات خارج از سرزمینهای اشغالی، تلاش دارند یهودیان سایر کشورها را به مهاجرت به این مناطق دعوت کنند. اما آمارهای منتشرشده در والا دقیقاً برخلاف این ادعا عمل میکند و نشان میدهد که سرزمینهای اشغالی نهتنها امنتر نیست، بلکه خطرناکترین مکان برای زندگی یهودیان محسوب میشود؛ وضعیتی که بحران مشروعیت روایت رسمی را تشدید کرده و آینده امنیتی رژیم را در هالهای از ابهام قرار میدهد.
📌تحلیل ارائهشده از سوی وبسایت والا تصویری روشن از فرسایش امنیت داخلی در سرزمینهای اشغالی ترسیم میکند. افزایش احتمال مرگ خشونتآمیز، تضاد با روایت تبلیغاتی و کاهش اعتماد اجتماعی، همگی نشاندهنده آناند که آینده امنیتی رژیم صهیونیستی نهتنها روشن نیست، بلکه با چالشی بنیادین روبهرو شده است.
@InstituteRastak
🔹 گزارش رسانهای منتشرشده در وبسایت خبریـتحلیلی والا (Walla) با استناد به دادههای رسمی، نشان میدهد که روایت دیرینه رژیم صهیونیستی درباره «امنترین مکان جهان برای یهودیان بودن» دیگر با واقعیت همخوانی ندارد. طبق آمار ارائهشده، تنها از زمان آغاز جنگ علیه غزه تاکنون حدود ۱۹۰۰ نظامی و شهرکنشین صهیونیست کشته شدهاند؛ رقمی که نسبت به جمعیت هشت میلیونی، نشاندهنده سطح بالای خطر مرگ خشونتآمیز در سرزمینهای اشغالی است. این دادهها تأکید میکنند که احتمال جانباختن در اثر حملات و درگیریها در این سرزمینها دستکم دو برابر بیشتر از سایر نقاط جهان است؛ موضوعی که پایه ادعاهای امنیتی رژیم را متزلزل میسازد.
🔹 این تحلیل در والا همچنین خاطرنشان میکند که مقایسه شرایط سرزمینهای اشغالی با کشورهایی که میزبان جمعیتهای بزرگ یهودی هستند از جمله فرانسه، آمریکا و بریتانیا به روشنی نشان میدهد میزان مرگ ناشی از خشونت در این سرزمینها بهمراتب بالاتر است. به بیان ساده، آنچه رژیم صهیونیستی سالها بهعنوان نقطه امن معرفی کرده، اکنون به پرریسکترین محیط زیست یهودیان تبدیل شده است؛ امری که اعتماد اجتماعی و امنیت روانی را بهشدت تحتتأثیر قرار داده است.
🔹 اهمیت این گزارش زمانی دوچندان میشود که بدانیم مقامات صهیونیستی بهویژه نخستوزیر با بهرهبرداری تبلیغاتی از برخی حملات خارج از سرزمینهای اشغالی، تلاش دارند یهودیان سایر کشورها را به مهاجرت به این مناطق دعوت کنند. اما آمارهای منتشرشده در والا دقیقاً برخلاف این ادعا عمل میکند و نشان میدهد که سرزمینهای اشغالی نهتنها امنتر نیست، بلکه خطرناکترین مکان برای زندگی یهودیان محسوب میشود؛ وضعیتی که بحران مشروعیت روایت رسمی را تشدید کرده و آینده امنیتی رژیم را در هالهای از ابهام قرار میدهد.
📌تحلیل ارائهشده از سوی وبسایت والا تصویری روشن از فرسایش امنیت داخلی در سرزمینهای اشغالی ترسیم میکند. افزایش احتمال مرگ خشونتآمیز، تضاد با روایت تبلیغاتی و کاهش اعتماد اجتماعی، همگی نشاندهنده آناند که آینده امنیتی رژیم صهیونیستی نهتنها روشن نیست، بلکه با چالشی بنیادین روبهرو شده است.
@InstituteRastak
🔻 افزایش خروج نخبگان دانشگاهی از سرزمینهای اشغالی
#ناکامی_داخلی
#فرار_نخبگان
#بحران_سرمایه_انسانی
#آینده_مبهم
🔹رسانه عبری یدیعوت آحارانوت با استناد به دادههای رسمی اداره مرکزی آمار از تغییر معنادار در الگوی مهاجرت نخبگان دانشگاهی خبر میدهد؛ تغییری که از سال ۲۰۲۳ وارد فاز تازهای شده است. بر اساس این گزارش، برای نخستینبار در سالهای اخیر، تعداد نخبگانی که سرزمینهای اشغالی را ترک کردهاند از شمار کسانی که بازگشتهاند پیشی گرفته و این روند در سال ۲۰۲۴ نیز ادامه یافته است. طبق آمار منتشرشده، بیش از ۵۴ هزار نفر از دارندگان مدارک دانشگاهی که بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۸ فارغالتحصیل شدهاند، دستکم سه سال یا بیشتر در خارج از این مناطق اقامت داشتهاند؛ رقمی که دیگر نمیتوان آن را پدیدهای حاشیهای تلقی کرد.
🔹نکته قابلتأمل در گزارش یدیعوت آحارانوت تمرکز این موج مهاجرتی در میان گروههای علمی کلیدی است. نرخ بالای اقامت بلندمدت در خارج از سرزمینهای اشغالی در میان دارندگان دکتری، پزشکان و فارغالتحصیلان رشتههای علوم، فناوری و مهندسی، نشان میدهد که مسئله صرفاً به مهاجرت عمومی محدود نیست، بلکه مستقیماً لایههای مولد و تخصصی جامعه صهیونیستی را دربر گرفته است. این رسانه عبری ناخواسته اذعان میکند که کاهش بازگشت این گروهها، ظرفیت علمی و پژوهشی سرزمینهای اشغالی را با چالش جدی مواجه کرده است.
🔹در بعد اجتماعی و جفرافیایی، دادههای گزارش نشان میدهد که بیشترین خروج نخبگان از مناطق برخوردار و شهرهای مرکزی مانند تلآویو، هرتزلیا، رعنانا و حیفا صورت گرفته است. این مسئله، روایت رایج درباره جذابیت زیستپذیری و ثبات اجتماعی در سرزمینهای اشغالی را تضعیف میکند؛ چراکه حتی ساکنان مناطق مرفه نیز آینده حرفهای و شخصی خود را بیرون از این چارچوب جغرافیایی تعریف میکنند. همزمان، افت محسوس بازگشت نخبگان در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نشان میدهد که این روند، واکنشی کوتاهمدت به بحرانهای مقطعی نیست.
📌در مجموع، آنچه گزارش یدیعوت آحارانوت با زبان آمار و داده توصیف میکند، تصویری از فرسایش تدریجی سرمایه انسانی در سرزمینهای اشغالی است؛ فرسایشی که نه در سطح گفتمان سیاسی بلکه در تصمیمات فردی نخبگان علمی نمود یافته است. استمرار خروج نخبگان و کاهش تمایل به بازگشت از شکلگیری شکاف عمیق میان نظام آموزشی، فضای سیاسی و چشمانداز آینده حکایت دارد؛ شکافی که میتواند در بلندمدت پیامدهای راهبردی برای توان علمی، اقتصادی و حتی انسجام اجتماعی سرزمینهای اشغالی بههمراه داشته باشد.
@InstituteRastak
#ناکامی_داخلی
#فرار_نخبگان
#بحران_سرمایه_انسانی
#آینده_مبهم
🔹رسانه عبری یدیعوت آحارانوت با استناد به دادههای رسمی اداره مرکزی آمار از تغییر معنادار در الگوی مهاجرت نخبگان دانشگاهی خبر میدهد؛ تغییری که از سال ۲۰۲۳ وارد فاز تازهای شده است. بر اساس این گزارش، برای نخستینبار در سالهای اخیر، تعداد نخبگانی که سرزمینهای اشغالی را ترک کردهاند از شمار کسانی که بازگشتهاند پیشی گرفته و این روند در سال ۲۰۲۴ نیز ادامه یافته است. طبق آمار منتشرشده، بیش از ۵۴ هزار نفر از دارندگان مدارک دانشگاهی که بین سالهای ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۸ فارغالتحصیل شدهاند، دستکم سه سال یا بیشتر در خارج از این مناطق اقامت داشتهاند؛ رقمی که دیگر نمیتوان آن را پدیدهای حاشیهای تلقی کرد.
🔹نکته قابلتأمل در گزارش یدیعوت آحارانوت تمرکز این موج مهاجرتی در میان گروههای علمی کلیدی است. نرخ بالای اقامت بلندمدت در خارج از سرزمینهای اشغالی در میان دارندگان دکتری، پزشکان و فارغالتحصیلان رشتههای علوم، فناوری و مهندسی، نشان میدهد که مسئله صرفاً به مهاجرت عمومی محدود نیست، بلکه مستقیماً لایههای مولد و تخصصی جامعه صهیونیستی را دربر گرفته است. این رسانه عبری ناخواسته اذعان میکند که کاهش بازگشت این گروهها، ظرفیت علمی و پژوهشی سرزمینهای اشغالی را با چالش جدی مواجه کرده است.
🔹در بعد اجتماعی و جفرافیایی، دادههای گزارش نشان میدهد که بیشترین خروج نخبگان از مناطق برخوردار و شهرهای مرکزی مانند تلآویو، هرتزلیا، رعنانا و حیفا صورت گرفته است. این مسئله، روایت رایج درباره جذابیت زیستپذیری و ثبات اجتماعی در سرزمینهای اشغالی را تضعیف میکند؛ چراکه حتی ساکنان مناطق مرفه نیز آینده حرفهای و شخصی خود را بیرون از این چارچوب جغرافیایی تعریف میکنند. همزمان، افت محسوس بازگشت نخبگان در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ نشان میدهد که این روند، واکنشی کوتاهمدت به بحرانهای مقطعی نیست.
📌در مجموع، آنچه گزارش یدیعوت آحارانوت با زبان آمار و داده توصیف میکند، تصویری از فرسایش تدریجی سرمایه انسانی در سرزمینهای اشغالی است؛ فرسایشی که نه در سطح گفتمان سیاسی بلکه در تصمیمات فردی نخبگان علمی نمود یافته است. استمرار خروج نخبگان و کاهش تمایل به بازگشت از شکلگیری شکاف عمیق میان نظام آموزشی، فضای سیاسی و چشمانداز آینده حکایت دارد؛ شکافی که میتواند در بلندمدت پیامدهای راهبردی برای توان علمی، اقتصادی و حتی انسجام اجتماعی سرزمینهای اشغالی بههمراه داشته باشد.
@InstituteRastak
🔻 فروپاشی انسجام داخلی؛ اسرائیل در آستانه انحلال از درون
🔹 الجزیره در گزارشی عنوان کرد که رژیم صهیونیستی نه تنها در جبهههای خارجی با دشواری روبهروست، بلکه انسجام داخلی آن به شکلی بیسابقه در حال از دست رفتن است. طبق این گزارش، پدیدههایی نظیر مرگ کودکان واکسینه نشده بر اثر سرخک و آنفولانزا و حملات باندهای نوجوانان به شهروندان فلسطینی در خیابانها، نشاندهنده از دست رفتن کنترل دولت بر نظم عمومی است. همچنین، خودکشی کهنهسربازان جنگ غزه به ارقامی بیسابقه رسیده و سیستم سلامت روان عمومی تحت این فشار به کلی فروپاشیده است.
🔹 این گزارش خاطرنشان میکند که بحران فراتر از مسائل روانی و امنیتی است و به بدنه اداری و آموزشی نفوذ کرده است. استعفای ۲۵ مدیر ارشد در وزارت آموزش به دلیل مداخلات سیاسی و خالی ماندن مهدکودکها از پرسنل متخصص در تلآویو، گویای خلأ قدرت اجرایی است. علاوه بر این، فلج شدن سیستم قضایی به دلیل اختلافات شخصی میان وزیر دادگستری و رئیس دیوان عالی، عملاً انتصاب قضات جدید را متوقف کرده و کارآمدی نهادی را از بین برده است.
🔹 اهمیت این تحلیل زمانی برجسته میشود که به وضعیت کابینه نگریسته شود؛ جایی که تنها دو وزیر، مدیریت نه وزارتخانه را بر عهده دارند، چرا که احزاب حریدی (ارتودوکس افراطی) ائتلاف را بر سر قانون سربازی اجباری تحت فشار قرار داده و دولت را به گروگان گرفتهاند. این وضعیت نشان میدهد که اسرائیل در حال تبدیل شدن به یک «پوسته توخالی» است که نهادهای آن شکست خوردهاند و تنها انتصابات سیاسی وفادار به حاکمیت در آن باقی ماندهاند.
📌 تحلیل ارائهشده بر اساس مستندات الجزیره، مبین یک «فروپاشی سیستمی» در ساختارهای بنیادین اسرائیل است که در آن همافزایی فقر نهادی، بحرانهای مالی و زوال فرهنگی، بقای آتی این رژیم را با چالشی وجودی مواجه ساخته است. شکاف عمیق میان پارادایمهای اخلاقی ادعایی ارتش و واقعیتهای میدانی در غزه در کنار گسستهای بنیادین در بافت اجتماعی گویای این واقعیت است که منبع اصلی تهدید علیه اسرائیل از «متغیرهای خارجی» به «فرسایش ساختاری داخلی» تغییر ماهیت داده است. در واقع، پدیده «انفجار داخلی» به معنای فروپاشی از درون تحت فشار ناکارآمدیهای نهادینه، بیش از هر عامل بیرونی، آینده سیاسی و اجتماعی این رژیم را هدف قرار داده است.
@InstituteRastak
🔹 الجزیره در گزارشی عنوان کرد که رژیم صهیونیستی نه تنها در جبهههای خارجی با دشواری روبهروست، بلکه انسجام داخلی آن به شکلی بیسابقه در حال از دست رفتن است. طبق این گزارش، پدیدههایی نظیر مرگ کودکان واکسینه نشده بر اثر سرخک و آنفولانزا و حملات باندهای نوجوانان به شهروندان فلسطینی در خیابانها، نشاندهنده از دست رفتن کنترل دولت بر نظم عمومی است. همچنین، خودکشی کهنهسربازان جنگ غزه به ارقامی بیسابقه رسیده و سیستم سلامت روان عمومی تحت این فشار به کلی فروپاشیده است.
🔹 این گزارش خاطرنشان میکند که بحران فراتر از مسائل روانی و امنیتی است و به بدنه اداری و آموزشی نفوذ کرده است. استعفای ۲۵ مدیر ارشد در وزارت آموزش به دلیل مداخلات سیاسی و خالی ماندن مهدکودکها از پرسنل متخصص در تلآویو، گویای خلأ قدرت اجرایی است. علاوه بر این، فلج شدن سیستم قضایی به دلیل اختلافات شخصی میان وزیر دادگستری و رئیس دیوان عالی، عملاً انتصاب قضات جدید را متوقف کرده و کارآمدی نهادی را از بین برده است.
🔹 اهمیت این تحلیل زمانی برجسته میشود که به وضعیت کابینه نگریسته شود؛ جایی که تنها دو وزیر، مدیریت نه وزارتخانه را بر عهده دارند، چرا که احزاب حریدی (ارتودوکس افراطی) ائتلاف را بر سر قانون سربازی اجباری تحت فشار قرار داده و دولت را به گروگان گرفتهاند. این وضعیت نشان میدهد که اسرائیل در حال تبدیل شدن به یک «پوسته توخالی» است که نهادهای آن شکست خوردهاند و تنها انتصابات سیاسی وفادار به حاکمیت در آن باقی ماندهاند.
📌 تحلیل ارائهشده بر اساس مستندات الجزیره، مبین یک «فروپاشی سیستمی» در ساختارهای بنیادین اسرائیل است که در آن همافزایی فقر نهادی، بحرانهای مالی و زوال فرهنگی، بقای آتی این رژیم را با چالشی وجودی مواجه ساخته است. شکاف عمیق میان پارادایمهای اخلاقی ادعایی ارتش و واقعیتهای میدانی در غزه در کنار گسستهای بنیادین در بافت اجتماعی گویای این واقعیت است که منبع اصلی تهدید علیه اسرائیل از «متغیرهای خارجی» به «فرسایش ساختاری داخلی» تغییر ماهیت داده است. در واقع، پدیده «انفجار داخلی» به معنای فروپاشی از درون تحت فشار ناکارآمدیهای نهادینه، بیش از هر عامل بیرونی، آینده سیاسی و اجتماعی این رژیم را هدف قرار داده است.
@InstituteRastak
🔻نفوذ عمیق در قلب جامعه صهیونیستی؛ اعتراف به نفوذ شبکه پیچیده عملیات روانی ایران
#جنگ_شناختی
#عملیات_روانی
#هاآرتص
#نفوذ_سایبری
🔹 روزنامه هاآرتص در گزارشی اختصاصی، از کشف یک شبکه نفوذ و عملیات روانی بسیار پیچیده و پیشرفته خبر داد که برای اولین بار به طور خاص جامعه اعراب ساکن اراضی اشغالی را هدف قرار داده است. کارشناسان، این شبکه را مرتبط با ایران میدانند.
🔹 عمق نفوذ: برخلاف تلاشهای قبلی، این شبکه موفق شده است به طور فیزیکی و واقعی در ساختارهای سیاسی و مدنی نفوذ کند:
* فریب دادن یک حزب سیاسی تازه تأسیس یهودی-عربی «بَیهَد نَتصلیاح- ما موفق خواهیم شد» و وادار کردن آنها به چاپ و نمایش لوگوی یک سازمان جعلی («اهلونا») در همایشهای رسمی.
* فریب دادن روزنامهنگاران و فعالان برجسته برای مصاحبه با یک مجله خبری جعلی .
* انتشار مقالات نویسندگان جعلی این شبکه در وبسایت رادیو «الشمس» (محبوبترین رادیوی عربیزبان رژیم صهیونیستی).
🔹 پیچیدگی عملیاتی: این شبکه با ایجاد هویتهای جعلی باورپذیر (آواتارها) و وبسایتهای حرفهای، مرز بین واقعیت و جعل را از بین برده است. استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتوا و تصاویر، و همچنین بهرهگیری از موضوعات حساس جامعه عرب (مانند جرم و جنایت، تخریب خانهها و جنگ غزه) برای جلب اعتماد، نشاندهنده سطح بالای شناخت و برنامهریزی است.
🔹 هدف راهبردی: کارشناسان معتقدند هدف این شبکه، ایجاد بیثباتی، تفرقهافکنی و تأثیرگذاری بر انتخابات حساس آینده (۲۰۲۶) در میان جامعه عرب است؛ گروهی که رأی آنها میتواند سرنوشتساز باشد.
📌 این گزارش، یک اعتراف به آسیبپذیری شدید رژیم صهیونیستی در برابر جنگ نرم است. هاآرتص با استفاده از عباراتی مانند «تله پیچیده»، «نفوذ موفقیتآمیز» و «اسب تروآ»، تلاش میکند تا خطر نفوذ سایبری ایران را به عنوان یک تهدید امنیت ملی فوری و جدی بازنمایی کند. از منظر تحلیلی، این گزارش نشان میدهد که جبهه مقاومت توانسته است جنگ را به درون نهادهای سیاسی دشمن بکشاند. اینکه یک شبکه سایبری بتواند احزاب سیاسی و رسانههای جریان اصلی رژیم را فریب دهد و آنها را به ابزار انتشار پیامهای خود تبدیل کند، نشاندهنده برتری در جنگ شناختی و توانایی نفوذ در لایههای اجتماعی دشمن است. این یک شکست اطلاعاتی و امنیتی بزرگ برای شینبت (سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی) محسوب میشود.
@InstituteRastak
#جنگ_شناختی
#عملیات_روانی
#هاآرتص
#نفوذ_سایبری
🔹 روزنامه هاآرتص در گزارشی اختصاصی، از کشف یک شبکه نفوذ و عملیات روانی بسیار پیچیده و پیشرفته خبر داد که برای اولین بار به طور خاص جامعه اعراب ساکن اراضی اشغالی را هدف قرار داده است. کارشناسان، این شبکه را مرتبط با ایران میدانند.
🔹 عمق نفوذ: برخلاف تلاشهای قبلی، این شبکه موفق شده است به طور فیزیکی و واقعی در ساختارهای سیاسی و مدنی نفوذ کند:
* فریب دادن یک حزب سیاسی تازه تأسیس یهودی-عربی «بَیهَد نَتصلیاح- ما موفق خواهیم شد» و وادار کردن آنها به چاپ و نمایش لوگوی یک سازمان جعلی («اهلونا») در همایشهای رسمی.
* فریب دادن روزنامهنگاران و فعالان برجسته برای مصاحبه با یک مجله خبری جعلی .
* انتشار مقالات نویسندگان جعلی این شبکه در وبسایت رادیو «الشمس» (محبوبترین رادیوی عربیزبان رژیم صهیونیستی).
🔹 پیچیدگی عملیاتی: این شبکه با ایجاد هویتهای جعلی باورپذیر (آواتارها) و وبسایتهای حرفهای، مرز بین واقعیت و جعل را از بین برده است. استفاده از هوش مصنوعی برای تولید محتوا و تصاویر، و همچنین بهرهگیری از موضوعات حساس جامعه عرب (مانند جرم و جنایت، تخریب خانهها و جنگ غزه) برای جلب اعتماد، نشاندهنده سطح بالای شناخت و برنامهریزی است.
🔹 هدف راهبردی: کارشناسان معتقدند هدف این شبکه، ایجاد بیثباتی، تفرقهافکنی و تأثیرگذاری بر انتخابات حساس آینده (۲۰۲۶) در میان جامعه عرب است؛ گروهی که رأی آنها میتواند سرنوشتساز باشد.
📌 این گزارش، یک اعتراف به آسیبپذیری شدید رژیم صهیونیستی در برابر جنگ نرم است. هاآرتص با استفاده از عباراتی مانند «تله پیچیده»، «نفوذ موفقیتآمیز» و «اسب تروآ»، تلاش میکند تا خطر نفوذ سایبری ایران را به عنوان یک تهدید امنیت ملی فوری و جدی بازنمایی کند. از منظر تحلیلی، این گزارش نشان میدهد که جبهه مقاومت توانسته است جنگ را به درون نهادهای سیاسی دشمن بکشاند. اینکه یک شبکه سایبری بتواند احزاب سیاسی و رسانههای جریان اصلی رژیم را فریب دهد و آنها را به ابزار انتشار پیامهای خود تبدیل کند، نشاندهنده برتری در جنگ شناختی و توانایی نفوذ در لایههای اجتماعی دشمن است. این یک شکست اطلاعاتی و امنیتی بزرگ برای شینبت (سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی) محسوب میشود.
@InstituteRastak
🔻ایران در وضعیت «آمادهباش استراتژیک»؛ نبرد بعدی دور است یا نزدیک
🔹روزنامه اسرائیل هیوم در گزارشی به قلم «دنی سیترینوویچ»، به ارزیابی شکاف میان موفقیتهای میدانی و اهداف راهبردی اسرائیل در قبال ایران پرداخته است. این نشریه معتقد است که علیرغم دستاوردهای خیرهکننده در جنگ «12روزه »، پیروزی نهایی حاصل نشده است؛ زیرا از دیدگاه سران تهران، ایران شکست سختی متحمل نشده و در نتیجه، موازنه قدرت به شکلی که ایران را از ادامه تقابل بازدارد، تغییر نکرده است.
🔹در رابطه با بازسازی توان نظامی و هستهای، نویسنده گزارش خاطرنشان میکند که ایران وارد یک رقابت تسلیحاتی متعارف با محوریت بازسازی ذخایر موشکی خود شده است. طبق این تحلیل، تهران نه تنها در حال احیای برنامههای هستهای خود با سرعت زیاد است، بلکه تأکید دارد که تحت هیچ شرایطی محدودیت در غنیسازی اورانیوم در خاک خود را نخواهد پذیرفت و به دنبال توافقی که مانع پیشرفتهای هستهایاش شود، نیست.
🔹در بخش دیگری از این مطلب، درباره آمادگی برای جنگهای آتی آمده است که رهبری ایران دور جدید درگیری با اسرائیل را اجتنابناپذیر میداند. این گزارش تصریح میکند که ارتش ایران در حال حاضر مشغول استخراج درسهای عملیاتی از نبرد قبلی است تا با پیادهسازی این تجربیات، نقاط ضعف خود را پوشش داده و برای یک تقابل نظامی جدید که آن را بسیار نزدیک میبیند، آماده شود.
🔹تحلیلگر اسرائیل هیوم در خصوص ثبات داخلی ایران ابراز میدارد که علیرغم وجود چالشهای ساختاری و بحرانهای داخلی پیچیده در ایران، برآوردهای امنیتی نشان میدهد که در مقطع کنونی، هیچ جریان معارض یا اپوزیسیونی که توانایی به چالش کشیدن بقای سیاسی نظام را داشته باشد، شکل نگرفته است. این ثبات نسبی به مرکز تصمیمگیری در تهران اجازه میدهد تا بر اهداف منطقهای خود متمرکز باقی بماند.
📌در نهایت، نویسنده با نگاهی به پیشینه تاریخی و مذهبی، این دیدگاه را مطرح میکند که بقای یک ملت تنها در گرو استقلال سیاسی و قدرت نظامی است، نه صرفاً آزادیهای مذهبی. او با اشاره به قیامهای تاریخی مانند شورش حشمونیان، نتیجه میگیرد که اسرائیل باید بداند نجات و پیروزی واقعی نه در شعارها، بلکه در آمادگی همیشگی برای نبردهای سخت نهفته است، چرا که ایران نیز با همین رویکرد در حال بازسازی قوای خود است.
@InstituteRastak
🔹روزنامه اسرائیل هیوم در گزارشی به قلم «دنی سیترینوویچ»، به ارزیابی شکاف میان موفقیتهای میدانی و اهداف راهبردی اسرائیل در قبال ایران پرداخته است. این نشریه معتقد است که علیرغم دستاوردهای خیرهکننده در جنگ «12روزه »، پیروزی نهایی حاصل نشده است؛ زیرا از دیدگاه سران تهران، ایران شکست سختی متحمل نشده و در نتیجه، موازنه قدرت به شکلی که ایران را از ادامه تقابل بازدارد، تغییر نکرده است.
🔹در رابطه با بازسازی توان نظامی و هستهای، نویسنده گزارش خاطرنشان میکند که ایران وارد یک رقابت تسلیحاتی متعارف با محوریت بازسازی ذخایر موشکی خود شده است. طبق این تحلیل، تهران نه تنها در حال احیای برنامههای هستهای خود با سرعت زیاد است، بلکه تأکید دارد که تحت هیچ شرایطی محدودیت در غنیسازی اورانیوم در خاک خود را نخواهد پذیرفت و به دنبال توافقی که مانع پیشرفتهای هستهایاش شود، نیست.
🔹در بخش دیگری از این مطلب، درباره آمادگی برای جنگهای آتی آمده است که رهبری ایران دور جدید درگیری با اسرائیل را اجتنابناپذیر میداند. این گزارش تصریح میکند که ارتش ایران در حال حاضر مشغول استخراج درسهای عملیاتی از نبرد قبلی است تا با پیادهسازی این تجربیات، نقاط ضعف خود را پوشش داده و برای یک تقابل نظامی جدید که آن را بسیار نزدیک میبیند، آماده شود.
🔹تحلیلگر اسرائیل هیوم در خصوص ثبات داخلی ایران ابراز میدارد که علیرغم وجود چالشهای ساختاری و بحرانهای داخلی پیچیده در ایران، برآوردهای امنیتی نشان میدهد که در مقطع کنونی، هیچ جریان معارض یا اپوزیسیونی که توانایی به چالش کشیدن بقای سیاسی نظام را داشته باشد، شکل نگرفته است. این ثبات نسبی به مرکز تصمیمگیری در تهران اجازه میدهد تا بر اهداف منطقهای خود متمرکز باقی بماند.
📌در نهایت، نویسنده با نگاهی به پیشینه تاریخی و مذهبی، این دیدگاه را مطرح میکند که بقای یک ملت تنها در گرو استقلال سیاسی و قدرت نظامی است، نه صرفاً آزادیهای مذهبی. او با اشاره به قیامهای تاریخی مانند شورش حشمونیان، نتیجه میگیرد که اسرائیل باید بداند نجات و پیروزی واقعی نه در شعارها، بلکه در آمادگی همیشگی برای نبردهای سخت نهفته است، چرا که ایران نیز با همین رویکرد در حال بازسازی قوای خود است.
@InstituteRastak
🔻زلزله سیاسی در تلآویو؛ ائتلاف نتانیاهو در سراشیبی سقوط
#تحلیل_بینالملل
#جروزالم_پست
#بحران_داخلی
#نظرسنجی
🔹 روزنامه جروزالم پست با انتشار نظرسنجی جدیدی از تغییرات دراماتیک در صحنه سیاسی رژیم صهیونیستی و احتمال قوی سقوط کابینه نتانیاهو خبر میدهد.
🔹 سقوط لیکود و خیزش بنت: حزب لیکود به رهبری نتانیاهو با از دست دادن ۲ کرسی دیگر در یک هفته، به ۲۵ کرسی سقوط کرده است. در مقابل، حزب «نفتالی بنت» با جهشی قابل توجه به ۲۲ کرسی رسیده و شانهبهشانه نتانیاهو حرکت میکند. این روند نزولی لیکود، نتیجه مستقیم نارضایتی عمومی از «تندرویهای قانونگذاری» اخیر کابینه عنوان شده است.
🔹 حذف راست افراطی: یکی از مهمترین یافتههای این نظرسنجی، سقوط حزب «صهیونیسم مذهبی» به رهبری بزالل اسموتریچ به زیر حد نصاب انتخاباتی است. این یعنی اگر انتخابات امروز برگزار شود، وزیر دارایی کنونی و معمار شهرکسازیها، جایی در کنست نخواهد داشت؛ نشانهای آشکار از شکست پروژه افراطگرایی در جلب نظر پایدار جامعه صهیونیستی.
🔹 تابوشکنی اپوزیسیون: بلوک مخالفان به ۶۰ کرسی رسیده و در آستانه تشکیل کابینه است. نکته مهم اینکه ۶۱ درصد از هواداران اپوزیسیون، با تشکیل «دولت اقلیت» که بر حمایت احزاب عربی متکی باشد، موافقاند. این یعنی نفرت از نتانیاهو آنقدر عمیق است که اپوزیسیون حاضر است تابوی تاریخی عدم تکیه بر اعراب را بشکند.
🔹 هراس صهیونیستها: ۵۴ درصد از صهیونیستها اعلام کردهاند که نگران امنیت شخصی خود در سفر به خارج از اراضی اشغالی هستند؛ آماری که عمق انزوای بینالمللی و ناامنی روانی شهروندان این رژیم را نشان میدهد.
📌 جروزالم پست به عنوان یک رسانه راستگرای سنتی، با انتشار این دادهها در حال «آمادهسازی افکار عمومی برای دوران پسا-نتانیاهو» است.
• سیگنال عبور: برجسته کردن صعود «نفتالی بنت» (یک راستگرای دیگر) و سقوط همزمان نتانیاهو و اسموتریچ، سیگنالی است که نشان میدهد بدنه اصلی جریان راست اسرائیل به دنبال «عبور کمهزینه» از نتانیاهو و جایگزینی او با مهرهای است که کمتر در جهان منزوی باشد (بنت).
• عادیسازی ائتلاف با اعراب: این گزارش با عادیسازی ایده «دولت اقلیت با حمایت اعراب»، نشان میدهد که بحران سیاسی چنان عمیق است که رسانههای جریان اصلی حاضرند برای خروج از بنبست، خط قرمزهای سنتی صهیونیسم را (ولو موقت) نادیده بگیرند. این نشانه استیصال ساختاری در نظام سیاسی رژیم است.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#جروزالم_پست
#بحران_داخلی
#نظرسنجی
🔹 روزنامه جروزالم پست با انتشار نظرسنجی جدیدی از تغییرات دراماتیک در صحنه سیاسی رژیم صهیونیستی و احتمال قوی سقوط کابینه نتانیاهو خبر میدهد.
🔹 سقوط لیکود و خیزش بنت: حزب لیکود به رهبری نتانیاهو با از دست دادن ۲ کرسی دیگر در یک هفته، به ۲۵ کرسی سقوط کرده است. در مقابل، حزب «نفتالی بنت» با جهشی قابل توجه به ۲۲ کرسی رسیده و شانهبهشانه نتانیاهو حرکت میکند. این روند نزولی لیکود، نتیجه مستقیم نارضایتی عمومی از «تندرویهای قانونگذاری» اخیر کابینه عنوان شده است.
🔹 حذف راست افراطی: یکی از مهمترین یافتههای این نظرسنجی، سقوط حزب «صهیونیسم مذهبی» به رهبری بزالل اسموتریچ به زیر حد نصاب انتخاباتی است. این یعنی اگر انتخابات امروز برگزار شود، وزیر دارایی کنونی و معمار شهرکسازیها، جایی در کنست نخواهد داشت؛ نشانهای آشکار از شکست پروژه افراطگرایی در جلب نظر پایدار جامعه صهیونیستی.
🔹 تابوشکنی اپوزیسیون: بلوک مخالفان به ۶۰ کرسی رسیده و در آستانه تشکیل کابینه است. نکته مهم اینکه ۶۱ درصد از هواداران اپوزیسیون، با تشکیل «دولت اقلیت» که بر حمایت احزاب عربی متکی باشد، موافقاند. این یعنی نفرت از نتانیاهو آنقدر عمیق است که اپوزیسیون حاضر است تابوی تاریخی عدم تکیه بر اعراب را بشکند.
🔹 هراس صهیونیستها: ۵۴ درصد از صهیونیستها اعلام کردهاند که نگران امنیت شخصی خود در سفر به خارج از اراضی اشغالی هستند؛ آماری که عمق انزوای بینالمللی و ناامنی روانی شهروندان این رژیم را نشان میدهد.
📌 جروزالم پست به عنوان یک رسانه راستگرای سنتی، با انتشار این دادهها در حال «آمادهسازی افکار عمومی برای دوران پسا-نتانیاهو» است.
• سیگنال عبور: برجسته کردن صعود «نفتالی بنت» (یک راستگرای دیگر) و سقوط همزمان نتانیاهو و اسموتریچ، سیگنالی است که نشان میدهد بدنه اصلی جریان راست اسرائیل به دنبال «عبور کمهزینه» از نتانیاهو و جایگزینی او با مهرهای است که کمتر در جهان منزوی باشد (بنت).
• عادیسازی ائتلاف با اعراب: این گزارش با عادیسازی ایده «دولت اقلیت با حمایت اعراب»، نشان میدهد که بحران سیاسی چنان عمیق است که رسانههای جریان اصلی حاضرند برای خروج از بنبست، خط قرمزهای سنتی صهیونیسم را (ولو موقت) نادیده بگیرند. این نشانه استیصال ساختاری در نظام سیاسی رژیم است.
@InstituteRastak
🔻حراج وطن به بهای قدرت؛بازخوانی الگوی تغییر رژیم در سیاست خارجی واشینگتن
📌گزارش تحلیلی نشریه کارنت افرز با عنوان «گالری عروسکهای واشینگتن»
🔹تحلیلگر با اشاره به مستندات تاریخی ابراز میدارد که هر دو شخصیت، علیرغم لفاظیهای آزادیخواهانه، به طور مداوم برای تشدید تحریمهای اقتصادی و حتی مداخله نظامی علیه مردم خود لابی کردهاند.
🔹ماچادو و پهلوی هر دو به دنبال واگذاری صنایع کلیدی، از جمله نفت و گاز، به کنسرسیومهای غربی هستند تا از این طریق، بدهی سیاسی خود به حامیان خارجیشان را تسویه کنند.
🔹 این «حاکمان سایه» پیش از رسیدن به قدرت، سند مالکیت منابع زیرزمینی و زیرساختهای کشورشان را به حراج گذاشتهاند تا تداوم سلطه اقتصادی غرب را تضمین نمایند.
🔹در نهایت گزارش با نگاهی به ملاقاتهای اخیر رضا پهلوی با مقامات تندرو در اسرائیل و آمریکا، نتیجهگیری میکند که این اقدامات لزوماً تلاشی برای دموکراسی نیست، بلکه تلاشی برای احیای یک «سلطنت دستنشانده» در چارچوب نظم نوین جهانی است.
🔹تاریخ نشان داده است این مهرهها به محض اتمام تاریخ مصرف یا تغییر اولویتهای واشینگتن، به راحتی قربانی میشوند.
@InstituteRastak
📌گزارش تحلیلی نشریه کارنت افرز با عنوان «گالری عروسکهای واشینگتن»
🔹تحلیلگر با اشاره به مستندات تاریخی ابراز میدارد که هر دو شخصیت، علیرغم لفاظیهای آزادیخواهانه، به طور مداوم برای تشدید تحریمهای اقتصادی و حتی مداخله نظامی علیه مردم خود لابی کردهاند.
🔹ماچادو و پهلوی هر دو به دنبال واگذاری صنایع کلیدی، از جمله نفت و گاز، به کنسرسیومهای غربی هستند تا از این طریق، بدهی سیاسی خود به حامیان خارجیشان را تسویه کنند.
🔹 این «حاکمان سایه» پیش از رسیدن به قدرت، سند مالکیت منابع زیرزمینی و زیرساختهای کشورشان را به حراج گذاشتهاند تا تداوم سلطه اقتصادی غرب را تضمین نمایند.
🔹در نهایت گزارش با نگاهی به ملاقاتهای اخیر رضا پهلوی با مقامات تندرو در اسرائیل و آمریکا، نتیجهگیری میکند که این اقدامات لزوماً تلاشی برای دموکراسی نیست، بلکه تلاشی برای احیای یک «سلطنت دستنشانده» در چارچوب نظم نوین جهانی است.
🔹تاریخ نشان داده است این مهرهها به محض اتمام تاریخ مصرف یا تغییر اولویتهای واشینگتن، به راحتی قربانی میشوند.
@InstituteRastak
🔻نظرسنجی از آمریکاییها در مورد انتخابات رژیم صهیونیستی
🔹با پایان تجاوز رژیم صهیونیستی و نزدیک شدن به سال انتخابات (انتخابات رژیم صهیونیستی قرار است حداکثر تا پاییز 2026 برگزار شود)، بحث در مورد ترتیبات سیاسی مطلوب پس از انتخابات تشدید شده است.
🔹سی و هشت درصد از پاسخ دهندگان آمریکایی ترجیح میدهند که دولت جدیدی در رژیم صهیونیستی متشکل از احزاب مخالف فعلی تشکیل شود؛ یک چهارم (26٪) دولت مشترک احزاب ائتلافی و مخالف را ترجیح میدهند؛ و یک پنجم (18٪) از ادامه دولت فعلی حمایت میکنند.
🔹در میان لیبرالها، اکثریت از ایجاد دولت جدیدی متشکل از احزاب مخالف کنونی حمایت میکنند (65٪ از حامیان اکثرا لیبرال و 54٪ از گروه متمایل به لیبرال).
🔹در میان میانهروها، نظرات متفاوت است: یک سوم (35٪) از دولت جدیدی حمایت میکنند که شامل احزابی از ائتلاف فعلی و مخالفان باشد، یک چهارم (25٪) از دولت جدیدی متشکل از احزاب مخالف فعلی حمایت میکنند، یک دهم (10٪) مایل به ادامه دولت کنونی هستند و یک سوم (30٪) پاسخی ندادند.
🔹اکثریت (70%) گروه محافظهکاران طرفدار ادامه کار دولت فعلی هستند و یک پنجم (20%) دولت جدیدی را ترجیح میدهند که شامل احزابی از ائتلاف فعلی و اپوزیسیون باشد.
📌 هرچه از جریانهای لیبرال به سمت جریانهای مذهبی محافظهکار حرکت کنیم، سهم پاسخدهندگانی که ادامه دولت فعلی به رهبری بنیامین نتانیاهو را ترجیح میدهند، بیشتر و سهم کسانی که خواهان دولت جدیدی متشکل از احزاب مخالف فعلی هستند، کمتر میشود. در حالی که ۴۳٪ از پاسخدهندگان علاقهمند به تشکیل دولتی متشکل از احزاب مخالف فعلی هستند، سهم ناچیزی از ارتدکسهای افراطی اینگونه پاسخ دادند.
@InstituteRastak
🔹با پایان تجاوز رژیم صهیونیستی و نزدیک شدن به سال انتخابات (انتخابات رژیم صهیونیستی قرار است حداکثر تا پاییز 2026 برگزار شود)، بحث در مورد ترتیبات سیاسی مطلوب پس از انتخابات تشدید شده است.
🔹سی و هشت درصد از پاسخ دهندگان آمریکایی ترجیح میدهند که دولت جدیدی در رژیم صهیونیستی متشکل از احزاب مخالف فعلی تشکیل شود؛ یک چهارم (26٪) دولت مشترک احزاب ائتلافی و مخالف را ترجیح میدهند؛ و یک پنجم (18٪) از ادامه دولت فعلی حمایت میکنند.
🔹در میان لیبرالها، اکثریت از ایجاد دولت جدیدی متشکل از احزاب مخالف کنونی حمایت میکنند (65٪ از حامیان اکثرا لیبرال و 54٪ از گروه متمایل به لیبرال).
🔹در میان میانهروها، نظرات متفاوت است: یک سوم (35٪) از دولت جدیدی حمایت میکنند که شامل احزابی از ائتلاف فعلی و مخالفان باشد، یک چهارم (25٪) از دولت جدیدی متشکل از احزاب مخالف فعلی حمایت میکنند، یک دهم (10٪) مایل به ادامه دولت کنونی هستند و یک سوم (30٪) پاسخی ندادند.
🔹اکثریت (70%) گروه محافظهکاران طرفدار ادامه کار دولت فعلی هستند و یک پنجم (20%) دولت جدیدی را ترجیح میدهند که شامل احزابی از ائتلاف فعلی و اپوزیسیون باشد.
📌 هرچه از جریانهای لیبرال به سمت جریانهای مذهبی محافظهکار حرکت کنیم، سهم پاسخدهندگانی که ادامه دولت فعلی به رهبری بنیامین نتانیاهو را ترجیح میدهند، بیشتر و سهم کسانی که خواهان دولت جدیدی متشکل از احزاب مخالف فعلی هستند، کمتر میشود. در حالی که ۴۳٪ از پاسخدهندگان علاقهمند به تشکیل دولتی متشکل از احزاب مخالف فعلی هستند، سهم ناچیزی از ارتدکسهای افراطی اینگونه پاسخ دادند.
@InstituteRastak
🔻اسطوره توراتی؛ اهرم ایدئولوژیک پروژه صهیونیستی
🔹سایت کریدل در گزارشی تحلیلی با عنوان «اسطوره توراتی اسرائیل، کرانه باختری را زنده به گور میکند»، استدلال میکند که رژیم اسرائیل با تکیه بر روایتهای مذهبی و تاریخی کتاب مقدس، سیاست الحاق تدریجی کرانه باختری را پیش میبرد و با حمایت کامل غرب، نظام آپارتاید تکدولتی را تثبیت کرده و هرگونه چشمانداز حاکمیت فلسطینی را خاموش میسازد.
🔹اظهارات اخیر سفیر آمریکا در تلآویو، مبنی بر رد اصطلاح «کرانه باختری» و ترجیح نامهای توراتی «یهودیه و سامریه»، نمادی از همسویی ایدئولوژیک عمیق واشینگتن با پروژه استعماری اسرائیل است.
🔹این روایت اسطورهای به عنوان موتور ایدئولوژیک پروژه صهیونیستی عمل میکند و توجیهی برای مصادره زمینها، گسترش شهرکها و پاکسازی قومی تدریجی فراهم میآورد، در حالی که حتی باستانشناسان اسرائیلی برجستهای مانندگرینبرگ، شواهد باستانشناختی را فاقد هرگونه ادعای انحصاری یهودی بر این سرزمین میدانند
📌هدف نهایی، دفن کامل پروژه ملی فلسطین زیر لایههای بتن شهرکها و روایت توراتی است.
@InstituteRastak
🔹سایت کریدل در گزارشی تحلیلی با عنوان «اسطوره توراتی اسرائیل، کرانه باختری را زنده به گور میکند»، استدلال میکند که رژیم اسرائیل با تکیه بر روایتهای مذهبی و تاریخی کتاب مقدس، سیاست الحاق تدریجی کرانه باختری را پیش میبرد و با حمایت کامل غرب، نظام آپارتاید تکدولتی را تثبیت کرده و هرگونه چشمانداز حاکمیت فلسطینی را خاموش میسازد.
🔹اظهارات اخیر سفیر آمریکا در تلآویو، مبنی بر رد اصطلاح «کرانه باختری» و ترجیح نامهای توراتی «یهودیه و سامریه»، نمادی از همسویی ایدئولوژیک عمیق واشینگتن با پروژه استعماری اسرائیل است.
🔹این روایت اسطورهای به عنوان موتور ایدئولوژیک پروژه صهیونیستی عمل میکند و توجیهی برای مصادره زمینها، گسترش شهرکها و پاکسازی قومی تدریجی فراهم میآورد، در حالی که حتی باستانشناسان اسرائیلی برجستهای مانندگرینبرگ، شواهد باستانشناختی را فاقد هرگونه ادعای انحصاری یهودی بر این سرزمین میدانند
📌هدف نهایی، دفن کامل پروژه ملی فلسطین زیر لایههای بتن شهرکها و روایت توراتی است.
@InstituteRastak
🔻پایان ماه عسل با راستگرایی؛ گزارش ییل از فروپاشی جایگاه ترامپ در میان نسل ۱۸ تا ۳۴ سال
🔹 نظرسنجی پاییزی ۲۰۲۵ دانشگاه ییل نشان میدهد که جامعه رایدهندگان جوان آمریکایی (۱۸ تا ۳۴ سال) دستخوش تغییرات بنیادین سیاسی شده و به شکلی بیسابقه از عملکرد دونالد ترامپ رویگردان شدهاند. یافتههای این گزارش حاکی از آن است که برخلاف روندهای مشاهده شده در بهار ۲۰۲۵، اکنون نارضایتی شدیدی میان جوانان نسبت به مدیریت رئیسجمهور فعلی شکل گرفته به طوری که میزان عدم تایید عملکرد وی در گروههای سنی زیر ۳۵ سال بین ۳۰ تا ۳۶ درصد بیشتر از میزان تایید اوست. این گسست نسلی تنها به محبوبیت فردی محدود نمیشود، بلکه در برگه رای عمومی نیز نمود یافته و دموکراتها در میان جوانان ۱۸ تا ۲۲ ساله با اختلافی ۱۵ درصدی نسبت به جمهوریخواهان پیشتاز هستند.
🔹 این گزارش خاطرنشان میکند که برخلاف باورهای عمومی درباره رشد گرایشهای افراطی موسوم به «مانوسفر» (Manosphere) یا اپیدمی تنهایی میان مردان جوان، دادههای آماری تفاوت معناداری را میان این نسل و کل جامعه نشان نمیدهد. بر اساس این تحلیل، جوانان همچنان در موضوعات مربوط به نقشهای جنسیتی، دیدگاههایی برابریطلبانه دارند و اکثریت قاطع آنها (۸۹ درصد) بر ضرورت پرداخت دستمزد برابر تاکید میورزند. اگرچه مردان جوان بیش از زنان احساس میکنند که مردانگی سنتی تحت حمله قرار گرفته و در بیان سلامت روان با دشواری مواجه هستند، اما آمارهای مربوط به شبکههای اجتماعی و تعداد دوستان نزدیک نشان میدهد که بحران «تنهایی مردانه» آنگونه که در رسانهها بازتاب یافته، در واقعیت میدانی ریشه عمیقی ندارد.
🔹 اهمیت این تحلیل زمانی برجسته میشود که به اولویتهای اقتصادی و نگرانیهای معیشتی نسل جوان نگریسته شود؛ جایی که «هزینه زندگی» و «استطاعت مالی» با ۹۱ درصد، در صدر دغدغههای آنان قرار دارد و مسائلی چون تغییرات اقلیمی یا سیاست خارجی در رتبههای بسیار پایینتری جای گرفتهاند. این گزارش همچنین به تضادهای درونی در هر دو حزب اشاره دارد؛ به گونهای که دموکراتهای جوان برخلاف نسلهای قدیمیتر حزب خود، به جای میانهروی، خواهان تمرکز بر بسیج پایگاه رای اصلی هستند. در جبهه مقابل نیز، علیرغم پیشتازی جی.دی. ونس برای انتخابات ۲۰۲۸، بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان همچنان تمایل دارند به دونالد ترامپ برای یک دوره سوم ولو غیرقانونی رای بدهند، هرچند این اشتیاق در میان جوانان جمهوریخواه به مراتب کمتر از سالمندان حزب است.
📌 تحلیل ارائهشده بر اساس مستندات نظرسنجی ییل، مبین یک «میل به تغییر ساختاری» در بدنه رایدهندگان جوان است که در آن ۴۶ درصد از کل رایدهندگان و اکثریت جوانان، خواستار وارد کردن «شوک به سیستم» هستند. یافتهها نشان میدهد که اگرچه جوانان نسبت به گذشته قطبیتر شده و گرایشهای لیبرال بیشتری پیدا کردهاند، اما همزمان با رشد دیدگاههای ضد اسرائیلی و حتی در مواردی پذیرش گزارههای یهودستیزانه در میان برخی طیفهای هر دو جناح مواجه هستیم. در واقع، پیام نهایی نویسندگان گزارش این است که آینده سیاسی آمریکا نه در گروی جنگهای فرهنگی انتزاعی، بلکه در گروی پاسخگویی به بحرانهای ملموس معیشتی و بازتعریف کارآمدی نهادهای دموکراتیک برای نسلی است که اعتماد خود را به وضع موجود به کلی از دست داده است.
@InstituteRastak
🔹 نظرسنجی پاییزی ۲۰۲۵ دانشگاه ییل نشان میدهد که جامعه رایدهندگان جوان آمریکایی (۱۸ تا ۳۴ سال) دستخوش تغییرات بنیادین سیاسی شده و به شکلی بیسابقه از عملکرد دونالد ترامپ رویگردان شدهاند. یافتههای این گزارش حاکی از آن است که برخلاف روندهای مشاهده شده در بهار ۲۰۲۵، اکنون نارضایتی شدیدی میان جوانان نسبت به مدیریت رئیسجمهور فعلی شکل گرفته به طوری که میزان عدم تایید عملکرد وی در گروههای سنی زیر ۳۵ سال بین ۳۰ تا ۳۶ درصد بیشتر از میزان تایید اوست. این گسست نسلی تنها به محبوبیت فردی محدود نمیشود، بلکه در برگه رای عمومی نیز نمود یافته و دموکراتها در میان جوانان ۱۸ تا ۲۲ ساله با اختلافی ۱۵ درصدی نسبت به جمهوریخواهان پیشتاز هستند.
🔹 این گزارش خاطرنشان میکند که برخلاف باورهای عمومی درباره رشد گرایشهای افراطی موسوم به «مانوسفر» (Manosphere) یا اپیدمی تنهایی میان مردان جوان، دادههای آماری تفاوت معناداری را میان این نسل و کل جامعه نشان نمیدهد. بر اساس این تحلیل، جوانان همچنان در موضوعات مربوط به نقشهای جنسیتی، دیدگاههایی برابریطلبانه دارند و اکثریت قاطع آنها (۸۹ درصد) بر ضرورت پرداخت دستمزد برابر تاکید میورزند. اگرچه مردان جوان بیش از زنان احساس میکنند که مردانگی سنتی تحت حمله قرار گرفته و در بیان سلامت روان با دشواری مواجه هستند، اما آمارهای مربوط به شبکههای اجتماعی و تعداد دوستان نزدیک نشان میدهد که بحران «تنهایی مردانه» آنگونه که در رسانهها بازتاب یافته، در واقعیت میدانی ریشه عمیقی ندارد.
🔹 اهمیت این تحلیل زمانی برجسته میشود که به اولویتهای اقتصادی و نگرانیهای معیشتی نسل جوان نگریسته شود؛ جایی که «هزینه زندگی» و «استطاعت مالی» با ۹۱ درصد، در صدر دغدغههای آنان قرار دارد و مسائلی چون تغییرات اقلیمی یا سیاست خارجی در رتبههای بسیار پایینتری جای گرفتهاند. این گزارش همچنین به تضادهای درونی در هر دو حزب اشاره دارد؛ به گونهای که دموکراتهای جوان برخلاف نسلهای قدیمیتر حزب خود، به جای میانهروی، خواهان تمرکز بر بسیج پایگاه رای اصلی هستند. در جبهه مقابل نیز، علیرغم پیشتازی جی.دی. ونس برای انتخابات ۲۰۲۸، بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان همچنان تمایل دارند به دونالد ترامپ برای یک دوره سوم ولو غیرقانونی رای بدهند، هرچند این اشتیاق در میان جوانان جمهوریخواه به مراتب کمتر از سالمندان حزب است.
📌 تحلیل ارائهشده بر اساس مستندات نظرسنجی ییل، مبین یک «میل به تغییر ساختاری» در بدنه رایدهندگان جوان است که در آن ۴۶ درصد از کل رایدهندگان و اکثریت جوانان، خواستار وارد کردن «شوک به سیستم» هستند. یافتهها نشان میدهد که اگرچه جوانان نسبت به گذشته قطبیتر شده و گرایشهای لیبرال بیشتری پیدا کردهاند، اما همزمان با رشد دیدگاههای ضد اسرائیلی و حتی در مواردی پذیرش گزارههای یهودستیزانه در میان برخی طیفهای هر دو جناح مواجه هستیم. در واقع، پیام نهایی نویسندگان گزارش این است که آینده سیاسی آمریکا نه در گروی جنگهای فرهنگی انتزاعی، بلکه در گروی پاسخگویی به بحرانهای ملموس معیشتی و بازتعریف کارآمدی نهادهای دموکراتیک برای نسلی است که اعتماد خود را به وضع موجود به کلی از دست داده است.
@InstituteRastak
🔻افشای شبکه دروغپردازی و پروپاگاندای نتانیاهو توسط هاآرتص
#تحلیل_رسانهای
#هاآرتص
#جنگ_روایتها
#بحران_داخلی
🔹 روزنامه هاآرتص در گزارشی تکاندهنده، از وجود یک شبکه سازمانیافته دروغپردازی و پروپاگاندا در قلب دفتر نتانیاهو پرده برداشته است که حتی در میانه جنگ، وظیفه اصلی آن نه دفاع از منافع رژیم، بلکه «سفیدشویی» تصویر نخستوزیر و حامیان مالی خارجیاش بوده است.
🔹 عملیات فریب:
* «الی فلدشتاین»، سخنگوی نظامی منصوب نتانیاهو، وظیفه داشت تا با درز اطلاعات تحریفشده (مانند سند جعلی بیلد) و انتشار اخبار کذب، مسئولیت شکست ۷ اکتبر را به گردن ارتش و شینبت بیندازد و نتانیاهو را تبرئه کند.
* جاناتان اوریچ» و «اسرائیل آینهورن» مشاوران نزدیک نتانیاهو، همزمان با دریافت پول از قطر، در حال اجرای یک کمپین مخفی برای بهبود چهره این کشور در رسانههای عبری بودند و قطر را به عنوان یک «میانجی دلسوز» معرفی و مصر را تخریب میکردند.
🔹 رسوایی رسانهای: این گزارش نشان میدهد که رسانههای بزرگ صهیونیستی (مانند کانالهای خبری) بدون هیچگونه راستیآزمایی، این دروغها را در ساعات پربیننده پخش میکردند. این «سهولت در فریب خوردن»، نشاندهنده فساد و ناکارآمدی ساختاری در اکوسیستم رسانهای این رژیم است.
🔹 فرار از پاسخگویی: تمام این شبکه پیچیده دروغ، تنها یک هدف داشته است: خرید زمان برای نتانیاهو و جلوگیری از تشکیل کمیته تحقیق مستقل تا انتخابات ۲۰۲۶. نتانیاهو حتی قصد دارد با گسترش دامنه تحقیق به ۳۰ سال گذشته (از اسلو تا خروج از غزه)، شکستهای خود را کماهمیتتر جلوه دهد.
📌 این گزارش، تصویری عریان از صنعت دروغسازی در رژیم صهیونیستی را به نمایش میگذارد. هاآرتص فرآیند تولید اخبار در دفتر نخستوزیر این رژیم را توصیف میکند.
از منظر تحلیلی، این افشاگری نشان میدهد که:
۱. رژیم صهیونیستی درگیر یک «جنگ داخلی اطلاعاتی» است که در آن، دفتر نخستوزیر علیه ارتش و نهادهای امنیتی خود عملیات روانی میکند.
۲. رسانههای این رژیم، نه رکن چهارم دموکراسی، بلکه «بلندگوهای اجارهای» هستند که به راحتی توسط پولهای خارجی (حتی از قطر) قابل خرید و دستکاریاند.
۳. این سطح از نفوذ و خیانت در بالاترین سطوح تصمیمگیری، گواهی بر فروپاشی اخلاقی و امنیتی رژیمی است که مدعی بود «تنها دموکراسی خاورمیانه» است.
@InstituteRastak
#تحلیل_رسانهای
#هاآرتص
#جنگ_روایتها
#بحران_داخلی
🔹 روزنامه هاآرتص در گزارشی تکاندهنده، از وجود یک شبکه سازمانیافته دروغپردازی و پروپاگاندا در قلب دفتر نتانیاهو پرده برداشته است که حتی در میانه جنگ، وظیفه اصلی آن نه دفاع از منافع رژیم، بلکه «سفیدشویی» تصویر نخستوزیر و حامیان مالی خارجیاش بوده است.
🔹 عملیات فریب:
* «الی فلدشتاین»، سخنگوی نظامی منصوب نتانیاهو، وظیفه داشت تا با درز اطلاعات تحریفشده (مانند سند جعلی بیلد) و انتشار اخبار کذب، مسئولیت شکست ۷ اکتبر را به گردن ارتش و شینبت بیندازد و نتانیاهو را تبرئه کند.
* جاناتان اوریچ» و «اسرائیل آینهورن» مشاوران نزدیک نتانیاهو، همزمان با دریافت پول از قطر، در حال اجرای یک کمپین مخفی برای بهبود چهره این کشور در رسانههای عبری بودند و قطر را به عنوان یک «میانجی دلسوز» معرفی و مصر را تخریب میکردند.
🔹 رسوایی رسانهای: این گزارش نشان میدهد که رسانههای بزرگ صهیونیستی (مانند کانالهای خبری) بدون هیچگونه راستیآزمایی، این دروغها را در ساعات پربیننده پخش میکردند. این «سهولت در فریب خوردن»، نشاندهنده فساد و ناکارآمدی ساختاری در اکوسیستم رسانهای این رژیم است.
🔹 فرار از پاسخگویی: تمام این شبکه پیچیده دروغ، تنها یک هدف داشته است: خرید زمان برای نتانیاهو و جلوگیری از تشکیل کمیته تحقیق مستقل تا انتخابات ۲۰۲۶. نتانیاهو حتی قصد دارد با گسترش دامنه تحقیق به ۳۰ سال گذشته (از اسلو تا خروج از غزه)، شکستهای خود را کماهمیتتر جلوه دهد.
📌 این گزارش، تصویری عریان از صنعت دروغسازی در رژیم صهیونیستی را به نمایش میگذارد. هاآرتص فرآیند تولید اخبار در دفتر نخستوزیر این رژیم را توصیف میکند.
از منظر تحلیلی، این افشاگری نشان میدهد که:
۱. رژیم صهیونیستی درگیر یک «جنگ داخلی اطلاعاتی» است که در آن، دفتر نخستوزیر علیه ارتش و نهادهای امنیتی خود عملیات روانی میکند.
۲. رسانههای این رژیم، نه رکن چهارم دموکراسی، بلکه «بلندگوهای اجارهای» هستند که به راحتی توسط پولهای خارجی (حتی از قطر) قابل خرید و دستکاریاند.
۳. این سطح از نفوذ و خیانت در بالاترین سطوح تصمیمگیری، گواهی بر فروپاشی اخلاقی و امنیتی رژیمی است که مدعی بود «تنها دموکراسی خاورمیانه» است.
@InstituteRastak
🔻ناامیدی اجتماعی در قلب امپراتوری؛ نیمی از آمریکاییها سال ۲۰۲۵ را «سخت و تلخ» توصیف کردند.
#تحلیل_بینالملل
#سیهنا_کالج
#افول_آمریکا
#بحران_اجتماعی
🔹جدیدترین نظرسنجی مؤسسه معتبر «سیهنا کالج» که در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ انجام شده، پرده از واقعیتهای تلخ جامعه آمریکا برداشته است. طبق این گزارش، ۴۰ درصد از شهروندان سال ۲۰۲۵ را به عنوان یک «سال دشوار» توصیف کرده و صراحتاً اعلام کردهاند که «آماده عبور از آن» هستند. این آمار نشاندهنده عمق نارضایتی عمومی و فشار روانی بر شهروندان در قلب ایالات متحده(نیویورک) است.
🔹نویسندگان با تکیه بر دادههای نظرسنجی سراسری تأکید دارند که بخش قابل توجهی از آمریکاییها، سال ۲۰۲۵ را با احساس خستگی و دشواری ارزیابی کرده و تمایل شدیدی به گذار به سال نو ابراز داشتهاند. این نگرش بازتابی از چالشهای اقتصادی پایدار، تنشهای سیاسی و فشارهای اجتماعی است و با تقسیمات عمیق حزبی و نسلی همراه میباشد.
🔹این نظرسنجی نشان میدهد که علیرغم تلاش ماشین تبلیغاتی غرب برای ترسیم چهرهای شاد از تعطیلات پایان سال، جامعه آمریکا با بحرانهای درونی دستوپنجه نرم میکند.
🔹گزارش به بررسی عوامل زمینهای این نارضایتی میپردازد و نشان میدهد که مسائل اقتصادی مانند تورم مداوم، افزایش هزینههای زندگی و نگرانیهای مرتبط با اشتغال، همراه با تنشهای سیاسی پس از چرخههای انتخاباتی و تأثیر رویدادهای جهانی، نقش محوری در شکلگیری این احساس خستگی جمعی ایفا کردهاند
🔹اگرچه ۸۹ درصد مردم کریسمس را جشن میگیرند، اما این پوسته ظاهری نتوانسته حس منفی حاکم بر سال ۲۰۲۵ را بپوشاند. نگرانی ۵۴ درصدی مردم از قربانی شدن در جرایم نیز همچنان بالاست که نشان از احساس ناامنی عمیق دارد.
🔹در نهایت، گزارش هشدار میدهد که این سطح از نارضایتی عمومی میتواند پیامدهای بلندمدتی برای اعتماد به نهادهای دموکراتیک و سطح مشارکت مدنی در سال پیش رو داشته باشد. نویسندگان نتیجه میگیرند که شکافهای پایدار در ارزیابی واقعیتهای مشترک، چالش اصلی انسجام اجتماعی آمریکا را تشکیل میدهد
📌انتشار این آمار توسط یک مؤسسه دانشگاهی آمریکایی در آستانه سال نو، نوعی «اعتراف اجباری» به واقعیتهای کف جامعه است. رسانههای جریان اصلی تلاش میکنند با برجسته کردن آمارهای مربوط به جشن و تزئینات (مانند آمار ۸۹ درصدی برگزاری کریسمس در همین گزارش)، روی این نارضایتی ۴۰ درصدی سرپوش بگذارند، اما انتشار اصل خبر نشان میدهد که حجم نارضایتیها به حدی رسیده که دیگر قابل انکار یا سانسور نیست.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#سیهنا_کالج
#افول_آمریکا
#بحران_اجتماعی
🔹جدیدترین نظرسنجی مؤسسه معتبر «سیهنا کالج» که در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ انجام شده، پرده از واقعیتهای تلخ جامعه آمریکا برداشته است. طبق این گزارش، ۴۰ درصد از شهروندان سال ۲۰۲۵ را به عنوان یک «سال دشوار» توصیف کرده و صراحتاً اعلام کردهاند که «آماده عبور از آن» هستند. این آمار نشاندهنده عمق نارضایتی عمومی و فشار روانی بر شهروندان در قلب ایالات متحده(نیویورک) است.
🔹نویسندگان با تکیه بر دادههای نظرسنجی سراسری تأکید دارند که بخش قابل توجهی از آمریکاییها، سال ۲۰۲۵ را با احساس خستگی و دشواری ارزیابی کرده و تمایل شدیدی به گذار به سال نو ابراز داشتهاند. این نگرش بازتابی از چالشهای اقتصادی پایدار، تنشهای سیاسی و فشارهای اجتماعی است و با تقسیمات عمیق حزبی و نسلی همراه میباشد.
🔹این نظرسنجی نشان میدهد که علیرغم تلاش ماشین تبلیغاتی غرب برای ترسیم چهرهای شاد از تعطیلات پایان سال، جامعه آمریکا با بحرانهای درونی دستوپنجه نرم میکند.
🔹گزارش به بررسی عوامل زمینهای این نارضایتی میپردازد و نشان میدهد که مسائل اقتصادی مانند تورم مداوم، افزایش هزینههای زندگی و نگرانیهای مرتبط با اشتغال، همراه با تنشهای سیاسی پس از چرخههای انتخاباتی و تأثیر رویدادهای جهانی، نقش محوری در شکلگیری این احساس خستگی جمعی ایفا کردهاند
🔹اگرچه ۸۹ درصد مردم کریسمس را جشن میگیرند، اما این پوسته ظاهری نتوانسته حس منفی حاکم بر سال ۲۰۲۵ را بپوشاند. نگرانی ۵۴ درصدی مردم از قربانی شدن در جرایم نیز همچنان بالاست که نشان از احساس ناامنی عمیق دارد.
🔹در نهایت، گزارش هشدار میدهد که این سطح از نارضایتی عمومی میتواند پیامدهای بلندمدتی برای اعتماد به نهادهای دموکراتیک و سطح مشارکت مدنی در سال پیش رو داشته باشد. نویسندگان نتیجه میگیرند که شکافهای پایدار در ارزیابی واقعیتهای مشترک، چالش اصلی انسجام اجتماعی آمریکا را تشکیل میدهد
📌انتشار این آمار توسط یک مؤسسه دانشگاهی آمریکایی در آستانه سال نو، نوعی «اعتراف اجباری» به واقعیتهای کف جامعه است. رسانههای جریان اصلی تلاش میکنند با برجسته کردن آمارهای مربوط به جشن و تزئینات (مانند آمار ۸۹ درصدی برگزاری کریسمس در همین گزارش)، روی این نارضایتی ۴۰ درصدی سرپوش بگذارند، اما انتشار اصل خبر نشان میدهد که حجم نارضایتیها به حدی رسیده که دیگر قابل انکار یا سانسور نیست.
@InstituteRastak
🔻شوک در قلب اروپا؛ نگرانی اسرائیل از تغییر موضع حزب چپ آلمان
🔹روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت در گزارشی به قلم «زئیو آوراهامی» با اشاره به دگرگونیهای سیاسی تازه در اروپا، از نگرانیهای فزاینده تلآویو نسبت به گسترش دیدگاههای ضد اسرائیلی در میان احزاب چپ آلمان خبر داده و نوشته است که بر خلاف سیاست رسمی برلین که ریشه در «احساس گناه تاریخی» دارد، نیروهای چپگرا فضایی پرتنش علیه اسرائیل پدید آوردهاند.
🔹این تحلیلگر اسرائیلی خاطرنشان میکند که حزب چپ آلمان (Die Linke) پس از ناکامی در انتخابات ۲۰۲۱ و جدایی سارا واگنکنخت، اکنون به کانون توجه تبدیل شده و با در پیش گرفتن مواضعی تندتر، بیتوجهی آشکاری به هواداران اسرائیل نشان میدهد.
🔹نویسنده مقاله تصریح کرده است که بخش عمدهای از بازگشت سیاسی و کامیابی این حزب، بهویژه در جذب آرای نسل جوان و جامعه مسلمانان، مدیون پیشگامی آن در سازماندهی اعتراضات علیه جنگ غزه و مخالفت با حضور نظامی اسرائیل است.
🔹بر پایه این گزارش، جوانان هوادار این حزب که تحت تأثیر فضای اعتراضی هستند، اسرائیل را دولتی «نژادپرست، استعمارگر و عامل نسلکشی» میخوانند و حزب نیز با تصویب تعاریفی که نقد عملکرد اسرائیل را از یهودیستیزی جدا میکند، خواستار پایان دادن به خشونتها شده است.
🔹در ادامه این گزارش آمده است که اعضای حزب چپ ضمن کماهمیت جلوه دادن رویداد هفتم اکتبر، نمادهایی همچون چفیه و پرچم فلسطین را به بخشی جداییناپذیر از هویت حزبی خود تبدیل کردهاند؛ رویکردی که حتی به شکاف درونحزبی و کنارهگیری برخی نمایندگان پارلمان برلین انجامیده است. شدت این فضای ضد اسرائیلی به گونهای توصیف شده که در گردهمایی جوانان حزب در نوامبر ۲۰۲۴، اعضایی که مواضعی نرمتر نسبت به تلآویو داشتند یا بر حق دفاع اسرائیل پافشاری میکردند، با تهدید، توهین و حتی برخوردهای فیزیکی روبرو شدند.
🔹در پایان، گزارش به نقل از «یان فان آکن»، از رهبران این حزب، آورده است که با توجه به دگرگونی افکار عمومی در آلمان، اسرائیل دیگر نمیتواند به پشتیبانی خودکار برلین دل خوش کند و باید چشمانتظار تحریمهای تسلیحاتی و اقتصادی باشد.
📌این سخنان چالشبرانگیز در شرایطی بیان میشود که نویسنده یادآوری میکند تنها دو هفته پیش از آن، آلمان استقرار سامانههای پدافندی «آرو» ساخت اسرائیل را در خاک خود آغاز کرده و قراردادی تسلیحاتی به ارزش ۳.۱ میلیارد یورو با تلآویو امضا کرده است.
@InstituteRastak
🔹روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت در گزارشی به قلم «زئیو آوراهامی» با اشاره به دگرگونیهای سیاسی تازه در اروپا، از نگرانیهای فزاینده تلآویو نسبت به گسترش دیدگاههای ضد اسرائیلی در میان احزاب چپ آلمان خبر داده و نوشته است که بر خلاف سیاست رسمی برلین که ریشه در «احساس گناه تاریخی» دارد، نیروهای چپگرا فضایی پرتنش علیه اسرائیل پدید آوردهاند.
🔹این تحلیلگر اسرائیلی خاطرنشان میکند که حزب چپ آلمان (Die Linke) پس از ناکامی در انتخابات ۲۰۲۱ و جدایی سارا واگنکنخت، اکنون به کانون توجه تبدیل شده و با در پیش گرفتن مواضعی تندتر، بیتوجهی آشکاری به هواداران اسرائیل نشان میدهد.
🔹نویسنده مقاله تصریح کرده است که بخش عمدهای از بازگشت سیاسی و کامیابی این حزب، بهویژه در جذب آرای نسل جوان و جامعه مسلمانان، مدیون پیشگامی آن در سازماندهی اعتراضات علیه جنگ غزه و مخالفت با حضور نظامی اسرائیل است.
🔹بر پایه این گزارش، جوانان هوادار این حزب که تحت تأثیر فضای اعتراضی هستند، اسرائیل را دولتی «نژادپرست، استعمارگر و عامل نسلکشی» میخوانند و حزب نیز با تصویب تعاریفی که نقد عملکرد اسرائیل را از یهودیستیزی جدا میکند، خواستار پایان دادن به خشونتها شده است.
🔹در ادامه این گزارش آمده است که اعضای حزب چپ ضمن کماهمیت جلوه دادن رویداد هفتم اکتبر، نمادهایی همچون چفیه و پرچم فلسطین را به بخشی جداییناپذیر از هویت حزبی خود تبدیل کردهاند؛ رویکردی که حتی به شکاف درونحزبی و کنارهگیری برخی نمایندگان پارلمان برلین انجامیده است. شدت این فضای ضد اسرائیلی به گونهای توصیف شده که در گردهمایی جوانان حزب در نوامبر ۲۰۲۴، اعضایی که مواضعی نرمتر نسبت به تلآویو داشتند یا بر حق دفاع اسرائیل پافشاری میکردند، با تهدید، توهین و حتی برخوردهای فیزیکی روبرو شدند.
🔹در پایان، گزارش به نقل از «یان فان آکن»، از رهبران این حزب، آورده است که با توجه به دگرگونی افکار عمومی در آلمان، اسرائیل دیگر نمیتواند به پشتیبانی خودکار برلین دل خوش کند و باید چشمانتظار تحریمهای تسلیحاتی و اقتصادی باشد.
📌این سخنان چالشبرانگیز در شرایطی بیان میشود که نویسنده یادآوری میکند تنها دو هفته پیش از آن، آلمان استقرار سامانههای پدافندی «آرو» ساخت اسرائیل را در خاک خود آغاز کرده و قراردادی تسلیحاتی به ارزش ۳.۱ میلیارد یورو با تلآویو امضا کرده است.
@InstituteRastak
🔻شکاف درونی، بزرگترین هراس صهیونیستها
#تحلیل_بینالملل
#موسسه_سیاست_مردم_یهود
#بحران_داخلی
#افکار_سنجی
🔹 جدیدترین نظرسنجی «مؤسسه سیاست مردم یهود» (JPPI)، از یک تغییر استراتژیک در ادراک تهدید در جامعه صهیونیستی پرده برمیدارد. برای نخستین بار، اکثریت قاطع جامعه (۵۵ درصد)، «دوقطبی شدن و شکاف داخلی» را خطرناکترین تهدید برای موجودیت این رژیم میدانند؛ تهدیدی که حتی از «ایران هستهای» (۲۳ درصد) و «مناقشه با فلسطینیان» (۱۸ درصد) نیز پیشی گرفته است.
🔹 بازگشت هراس از ایران: با وجود گذشت شش ماه از درگیری محدود با ایران، ادراک تهدید دوباره اوج گرفته است. ۶۹ درصد از صهیونیستها (و ۷۱ درصد یهودیان) ایران را همچنان یک «تهدید وجودی بزرگ» میدانند. این نشان میدهد که روایت «بازدارندگی» پس از جنگ، در ذهن جامعه تثبیت نشده است.
🔹 معامله بر سر عدالت: در یک نشانه آشکار از فساد سیاسی و استیصال، اکثریت جامعه (۷۳ درصد) خواهان پایان دادن به محاکمه نتانیاهو هستند؛ اما با یک شرط بزرگ: نیمی از آنها تنها در صورتی با این کار موافقاند که او «برای همیشه از سیاست کنارهگیری کند». این یعنی جامعه حاضر است عدالت را قربانی کند تا از شر رهبری او خلاص شود.
🔹 گسلهای نژادی: شکاف عمیقی در نگاه به «صهیونیسم» وجود دارد. در حالی که یهودیان آن را عاری از نژادپرستی میدانند، ۶۸ درصد از اعراب ساکن اراضی اشغالی، صهیونیسم را ذاتاً «نژادپرست» توصیف میکنند.
📌 این گزارش، صدای بلند آژیر خطر از درون اتاقفکرهای استراتژیک رژیم است. مؤسسه سیاست مردم یهود با برجسته کردن اینکه «خطر داخلی» از «خطر خارجی» پیشی گرفته، تلاش میکند تا نخبگان سیاسی را به سمت مصالحه و وحدت سوق دهد. از منظر تحلیلی، این دادهها یک اعتراف استراتژیک است: جامعهای که دشمن داخلی (شکاف اجتماعی) را خطرناکتر از دشمن خارجی (ایران) میبیند، عملاً در حال تجربه «فروپاشی نرم» است.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#موسسه_سیاست_مردم_یهود
#بحران_داخلی
#افکار_سنجی
🔹 جدیدترین نظرسنجی «مؤسسه سیاست مردم یهود» (JPPI)، از یک تغییر استراتژیک در ادراک تهدید در جامعه صهیونیستی پرده برمیدارد. برای نخستین بار، اکثریت قاطع جامعه (۵۵ درصد)، «دوقطبی شدن و شکاف داخلی» را خطرناکترین تهدید برای موجودیت این رژیم میدانند؛ تهدیدی که حتی از «ایران هستهای» (۲۳ درصد) و «مناقشه با فلسطینیان» (۱۸ درصد) نیز پیشی گرفته است.
🔹 بازگشت هراس از ایران: با وجود گذشت شش ماه از درگیری محدود با ایران، ادراک تهدید دوباره اوج گرفته است. ۶۹ درصد از صهیونیستها (و ۷۱ درصد یهودیان) ایران را همچنان یک «تهدید وجودی بزرگ» میدانند. این نشان میدهد که روایت «بازدارندگی» پس از جنگ، در ذهن جامعه تثبیت نشده است.
🔹 معامله بر سر عدالت: در یک نشانه آشکار از فساد سیاسی و استیصال، اکثریت جامعه (۷۳ درصد) خواهان پایان دادن به محاکمه نتانیاهو هستند؛ اما با یک شرط بزرگ: نیمی از آنها تنها در صورتی با این کار موافقاند که او «برای همیشه از سیاست کنارهگیری کند». این یعنی جامعه حاضر است عدالت را قربانی کند تا از شر رهبری او خلاص شود.
🔹 گسلهای نژادی: شکاف عمیقی در نگاه به «صهیونیسم» وجود دارد. در حالی که یهودیان آن را عاری از نژادپرستی میدانند، ۶۸ درصد از اعراب ساکن اراضی اشغالی، صهیونیسم را ذاتاً «نژادپرست» توصیف میکنند.
📌 این گزارش، صدای بلند آژیر خطر از درون اتاقفکرهای استراتژیک رژیم است. مؤسسه سیاست مردم یهود با برجسته کردن اینکه «خطر داخلی» از «خطر خارجی» پیشی گرفته، تلاش میکند تا نخبگان سیاسی را به سمت مصالحه و وحدت سوق دهد. از منظر تحلیلی، این دادهها یک اعتراف استراتژیک است: جامعهای که دشمن داخلی (شکاف اجتماعی) را خطرناکتر از دشمن خارجی (ایران) میبیند، عملاً در حال تجربه «فروپاشی نرم» است.
@InstituteRastak
🔻 سقوط کیفیت در عصر دیجیتال؛ روایت گاردین از تسخیر وب توسط تصاویر بی کیفیت هوش مصنوعی
🔹 سایت گاردین در گزارشی تحلیلی و انتقادی به قلم نویسندگان حوزه فناوری، به بررسی پدیدهای نوظهور و بحثبرانگیز در فضای مجازی پرداخته که تحت عنوان «محتوای بی کیفیت هوش مصنوعی» (AI Slop) شناخته میشود و چگونگی تسخیر اینترنت توسط این محتوا را تشریح میکند.
🔹 بنا بر استدلال نویسندگان این گزارش، فضای وب که روزگاری بستری برای خلاقیت انسانی بود، اکنون با سیلی از تصاویر عجیب و بیپایه اشباع شده است. نگارنده تصریح میکند که این محتواها اگرچه در نگاه نخست مضحک یا بیمعنی به نظر میرسند، اما نشانگر یک تغییر پارادایم خطرناک در تولید محتوا هستند؛ جایی که ابزارهای هوش مصنوعی مولد بدون هیچگونه نظارت کیفی یا منطق زیباییشناختی، صرفاً برای جلب توجه لحظهای الگوریتمها، حجم عظیمی از دادههای بصری بی کیفیت را تولید و منتشر میکنند.
🔹 این گزارش خاطرنشان میسازد که موتور محرک اصلی این جریان، نه تقاضای واقعی کاربران، بلکه ضعفهای ساختاری در الگوریتمهای پلتفرمهای اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام است. تحقیقات مورد استناد در این مقاله نشان میدهند که چرخه تعاملی این تصاویر اغلب مصنوعی است؛ به طوری که بسیاری از لایکها و کامنتهای تحسینآمیز پای این پستها توسط باتهای دیگر ثبت میشوند.
🔹 این پدیده که نظریه «اینترنت مرده» را تقویت میکند، فضایی را ترسیم کرده که در آن ماشینها برای ماشینهای دیگر محتوا تولید میکنند و کاربران انسانی، بهویژه سالمندان و افراد کمسواد در حوزه دیجیتال، تنها قربانیان فریبخورده این نمایش توهمآمیز هستند.
🔹 از منظر اقتصادِ توجه، تحلیلگران گاردین بر این باورند که انگیزههای مالی قوی پشت انتشار این محتوا وجود دارد. گزارش تأکید میکند که این رویکرد کاسبکارانه، اینترنت را از یک ابزار اطلاعرسانی به بازاری آشفته از محتوای جعلی تبدیل کرده که در آن تشخیص حقیقت از مجاز برای کاربر عادی تقریباً ناممکن شده است.
📌 در نهایت، نویسنده هشدار میدهد که عادیسازی این سطح از آلودگی بصری و محتوایی، تهدیدی جدی برای آینده اکوسیستم اطلاعاتی جهان محسوب میشود. به زعم کارشناسان ، اگر پلتفرمهای بزرگ فناوری مسئولیتپذیری بیشتری در قبال پالایش ورودیهای هوش مصنوعی نشان ندهند، فرسایش اعتماد عمومی تسریع شده و اینترنت کارکرد اصلی خود را بهعنوان منبعی قابل اتکا از دست خواهد داد؛ رخدادی که در آن محتوای انسانی ارزشمند در زیر آواری از تصاویر بیمعنی دفن خواهد شد.
@InstituteRastak
🔹 سایت گاردین در گزارشی تحلیلی و انتقادی به قلم نویسندگان حوزه فناوری، به بررسی پدیدهای نوظهور و بحثبرانگیز در فضای مجازی پرداخته که تحت عنوان «محتوای بی کیفیت هوش مصنوعی» (AI Slop) شناخته میشود و چگونگی تسخیر اینترنت توسط این محتوا را تشریح میکند.
🔹 بنا بر استدلال نویسندگان این گزارش، فضای وب که روزگاری بستری برای خلاقیت انسانی بود، اکنون با سیلی از تصاویر عجیب و بیپایه اشباع شده است. نگارنده تصریح میکند که این محتواها اگرچه در نگاه نخست مضحک یا بیمعنی به نظر میرسند، اما نشانگر یک تغییر پارادایم خطرناک در تولید محتوا هستند؛ جایی که ابزارهای هوش مصنوعی مولد بدون هیچگونه نظارت کیفی یا منطق زیباییشناختی، صرفاً برای جلب توجه لحظهای الگوریتمها، حجم عظیمی از دادههای بصری بی کیفیت را تولید و منتشر میکنند.
🔹 این گزارش خاطرنشان میسازد که موتور محرک اصلی این جریان، نه تقاضای واقعی کاربران، بلکه ضعفهای ساختاری در الگوریتمهای پلتفرمهای اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام است. تحقیقات مورد استناد در این مقاله نشان میدهند که چرخه تعاملی این تصاویر اغلب مصنوعی است؛ به طوری که بسیاری از لایکها و کامنتهای تحسینآمیز پای این پستها توسط باتهای دیگر ثبت میشوند.
🔹 این پدیده که نظریه «اینترنت مرده» را تقویت میکند، فضایی را ترسیم کرده که در آن ماشینها برای ماشینهای دیگر محتوا تولید میکنند و کاربران انسانی، بهویژه سالمندان و افراد کمسواد در حوزه دیجیتال، تنها قربانیان فریبخورده این نمایش توهمآمیز هستند.
🔹 از منظر اقتصادِ توجه، تحلیلگران گاردین بر این باورند که انگیزههای مالی قوی پشت انتشار این محتوا وجود دارد. گزارش تأکید میکند که این رویکرد کاسبکارانه، اینترنت را از یک ابزار اطلاعرسانی به بازاری آشفته از محتوای جعلی تبدیل کرده که در آن تشخیص حقیقت از مجاز برای کاربر عادی تقریباً ناممکن شده است.
📌 در نهایت، نویسنده هشدار میدهد که عادیسازی این سطح از آلودگی بصری و محتوایی، تهدیدی جدی برای آینده اکوسیستم اطلاعاتی جهان محسوب میشود. به زعم کارشناسان ، اگر پلتفرمهای بزرگ فناوری مسئولیتپذیری بیشتری در قبال پالایش ورودیهای هوش مصنوعی نشان ندهند، فرسایش اعتماد عمومی تسریع شده و اینترنت کارکرد اصلی خود را بهعنوان منبعی قابل اتکا از دست خواهد داد؛ رخدادی که در آن محتوای انسانی ارزشمند در زیر آواری از تصاویر بیمعنی دفن خواهد شد.
@InstituteRastak
🔻منفورترین نام جهان؛ سقوط برند «رژیم صهیونیستی» به قعر جدول جهانی
#تحلیل_بینالملل
#میدل_ایست_آی
#انزوای_جهانی
#جنگ_نرم
🔹 وبسایت «میدلایست آی» با استناد به گزارش جدید مؤسسه تحقیقاتی «BrandIL»، از فروپاشی کامل وجهه عمومی رژیم صهیونیستی در سطح جهان خبر میدهد. برای دومین سال پیاپی، این رژیم در «شاخص برند ملی» (NBI) در رتبه آخر جهان قرار گرفته است؛ جایگاهی پایینتر از روسیه، اوکراین و حتی کنیا.
🔹 تعمیم نفرت از حکومت به تمامی صهیونیستها: این گزارش به یک تغییر خطرناک برای صهیونیستها اشاره میکند: موج نفرت جهانی از سطح «کابینه و ارتش» فراتر رفته و اکنون «ساکنان سرزمینهای اشغالی» را نیز هدف قرار داده است. صهیونیستها در حال تبدیل شدن به «عنصر نامطلوب» در سطح بینالمللی هستند.
🔹 تحریم کالایی: در شاخص ذهنیت جهانی نسبت به صادرات و محصولات، رژیم صهیونیستی در پایینترین رتبه جهانی قرار گرفته است. این امر نشاندهنده موفقیت جنبشهای تحریم و امتناع مصرفکنندگان جهانی از خرید کالاهای ساخت این رژیم است.
🔹 نسل زد و بحران مشروعیت: گزارش تأکید میکند که نسل جدید (نسل زد ) در سراسر جهان، اساس موجودیت این رژیم را «نامشروع» و «استعماری» میداند.
🔹 سقوط در آمریکا و اروپا: با استناد به نظرسنجیهای «پیو» و «یوگاو»، حمایت از این رژیم در اروپا به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده و در آمریکا نیز ۵۳ درصد مردم دیدگاه منفی نسبت به آن دارند.
📌 میدلایست آی این گزارش را در قالب «هزینههای پنهان جنگ» منتشر کرده است. این رسانه با تمرکز بر مفهوم «برند ملی»، تلاش میکند نشان دهد که خسارتهای جنگ غزه فراتر از میدان نبرد و سیاست است و به لایههای زیرین اقتصاد، گردشگری و تعاملات انسانی نفوذ کرده است. این گزارش یک گزاره راهبردی را اثبات میکند: پایان اسطوره تفکیک. سالهاست ماشین تبلیغاتی غرب تلاش میکند بین «سیاستهای کابینه اسرائیل» و «جامعه اسرائیل» تفکیک قائل شود تا از نفرت عمومی بکاهد. اما این گزارش نشان میدهد که جنایات دو سال اخیر، این دیوار حائل را فرو ریخته و افکار عمومی جهان، این رژیم را به عنوان یک موجودیت واحد جنایتکار طرد کرده است.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#میدل_ایست_آی
#انزوای_جهانی
#جنگ_نرم
🔹 وبسایت «میدلایست آی» با استناد به گزارش جدید مؤسسه تحقیقاتی «BrandIL»، از فروپاشی کامل وجهه عمومی رژیم صهیونیستی در سطح جهان خبر میدهد. برای دومین سال پیاپی، این رژیم در «شاخص برند ملی» (NBI) در رتبه آخر جهان قرار گرفته است؛ جایگاهی پایینتر از روسیه، اوکراین و حتی کنیا.
🔹 تعمیم نفرت از حکومت به تمامی صهیونیستها: این گزارش به یک تغییر خطرناک برای صهیونیستها اشاره میکند: موج نفرت جهانی از سطح «کابینه و ارتش» فراتر رفته و اکنون «ساکنان سرزمینهای اشغالی» را نیز هدف قرار داده است. صهیونیستها در حال تبدیل شدن به «عنصر نامطلوب» در سطح بینالمللی هستند.
🔹 تحریم کالایی: در شاخص ذهنیت جهانی نسبت به صادرات و محصولات، رژیم صهیونیستی در پایینترین رتبه جهانی قرار گرفته است. این امر نشاندهنده موفقیت جنبشهای تحریم و امتناع مصرفکنندگان جهانی از خرید کالاهای ساخت این رژیم است.
🔹 نسل زد و بحران مشروعیت: گزارش تأکید میکند که نسل جدید (نسل زد ) در سراسر جهان، اساس موجودیت این رژیم را «نامشروع» و «استعماری» میداند.
🔹 سقوط در آمریکا و اروپا: با استناد به نظرسنجیهای «پیو» و «یوگاو»، حمایت از این رژیم در اروپا به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده و در آمریکا نیز ۵۳ درصد مردم دیدگاه منفی نسبت به آن دارند.
📌 میدلایست آی این گزارش را در قالب «هزینههای پنهان جنگ» منتشر کرده است. این رسانه با تمرکز بر مفهوم «برند ملی»، تلاش میکند نشان دهد که خسارتهای جنگ غزه فراتر از میدان نبرد و سیاست است و به لایههای زیرین اقتصاد، گردشگری و تعاملات انسانی نفوذ کرده است. این گزارش یک گزاره راهبردی را اثبات میکند: پایان اسطوره تفکیک. سالهاست ماشین تبلیغاتی غرب تلاش میکند بین «سیاستهای کابینه اسرائیل» و «جامعه اسرائیل» تفکیک قائل شود تا از نفرت عمومی بکاهد. اما این گزارش نشان میدهد که جنایات دو سال اخیر، این دیوار حائل را فرو ریخته و افکار عمومی جهان، این رژیم را به عنوان یک موجودیت واحد جنایتکار طرد کرده است.
@InstituteRastak
👎1
🔻 قمار خطرناک تلآویو در شاخ آفریقا؛ اجماع عربی علیه «شکستن مرزها»
🔹 رسانه صهیونیستی «معاریو» در گزارشی با لحنی نگرانکننده به واکنش تند و کمسابقه جهان عرب و اسلامی نسبت به تصمیم اسرائیل برای بهرسمیت شناختن «سومالیلند» پرداخته و اذعان میکند که این اقدام، موجی از خشم دیپلماتیک را از قاهره تا ریاض و از آنکارا تا جاکارتا برانگیخته است؛ موجی که تلآویو آن را «تهدیدی برای ثبات منطقهای و بینالمللی» توصیف میکند.
🔹 بر اساس این گزارش، ۲۱ کشور عربی بههمراه سازمان همکاری اسلامی در بیانیهای مشترک، اقدام اسرائیل را «نقض آشکار حقوق بینالملل» و «بدعتی خطرناک» خواندهاند که میتواند اصل حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها را در سطح جهانی تضعیف کند؛ مفهومی که خود اسرائیل سالها مدعی پایبندی به آن بوده است.
🔹 نویسنده معاریو تأکید میکند که نگرانی اصلی کشورهای عربی صرفاً به سومالی محدود نمیشود، بلکه این ترس وجود دارد که اسرائیل با مشروعیتبخشی به پروژههای جداییطلبانه، الگویی تازه برای بازترسیم مرزها از بیرون ایجاد کند، الگویی که میتواند دامن بسیاری از کشورهای شکننده منطقه را بگیرد.
🔹 در بخش دیگری از گزارش آمده است که مقامات سومالی این تصمیم را «حمله مستقیم به حاکمیت ملی» دانسته و هشدار دادهاند که اجازه ایجاد پایگاههای نظامی خارجی یا تبدیل خاک سومالی به میدان رقابتهای نیابتی داده نخواهد شد، هشداری که بهطور ضمنی، حضور و اهداف امنیتی اسرائیل در دریای سرخ و شاخ آفریقا را نشانه گرفته است.
🔹 معاریو همچنین اعتراف میکند که حتی متحدان غربی تلآویو از جمله ایالات متحده، حاضر نشدهاند از این تصمیم پیروی کنند؛ موضوعی که از انزوای نسبی اسرائیل در این پرونده پرده برمیدارد و نشان میدهد قمار سومالیلند، بیش از آنکه دستاورد دیپلماتیک باشد، هزینهساز بوده است.
📌 در پایان، گزارش با اشاره به برگزاری نشست اضطراری اتحادیه عرب و رایزنی برای پاسخهای هماهنگ منطقهای، تلویحاً میپذیرد که اسرائیل با این اقدام، نهتنها جبههای تازه از مخالفت سیاسی را گشوده، بلکه ناخواسته خود را در جایگاه متهم اصلی «بیثباتسازی نظم بینالملل» قرار داده است؛ نظمی که تلآویو معمولاً تنها زمانی به آن استناد میکند که به نفعش باشد.
@InstituteRastak
🔹 رسانه صهیونیستی «معاریو» در گزارشی با لحنی نگرانکننده به واکنش تند و کمسابقه جهان عرب و اسلامی نسبت به تصمیم اسرائیل برای بهرسمیت شناختن «سومالیلند» پرداخته و اذعان میکند که این اقدام، موجی از خشم دیپلماتیک را از قاهره تا ریاض و از آنکارا تا جاکارتا برانگیخته است؛ موجی که تلآویو آن را «تهدیدی برای ثبات منطقهای و بینالمللی» توصیف میکند.
🔹 بر اساس این گزارش، ۲۱ کشور عربی بههمراه سازمان همکاری اسلامی در بیانیهای مشترک، اقدام اسرائیل را «نقض آشکار حقوق بینالملل» و «بدعتی خطرناک» خواندهاند که میتواند اصل حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها را در سطح جهانی تضعیف کند؛ مفهومی که خود اسرائیل سالها مدعی پایبندی به آن بوده است.
🔹 نویسنده معاریو تأکید میکند که نگرانی اصلی کشورهای عربی صرفاً به سومالی محدود نمیشود، بلکه این ترس وجود دارد که اسرائیل با مشروعیتبخشی به پروژههای جداییطلبانه، الگویی تازه برای بازترسیم مرزها از بیرون ایجاد کند، الگویی که میتواند دامن بسیاری از کشورهای شکننده منطقه را بگیرد.
🔹 در بخش دیگری از گزارش آمده است که مقامات سومالی این تصمیم را «حمله مستقیم به حاکمیت ملی» دانسته و هشدار دادهاند که اجازه ایجاد پایگاههای نظامی خارجی یا تبدیل خاک سومالی به میدان رقابتهای نیابتی داده نخواهد شد، هشداری که بهطور ضمنی، حضور و اهداف امنیتی اسرائیل در دریای سرخ و شاخ آفریقا را نشانه گرفته است.
🔹 معاریو همچنین اعتراف میکند که حتی متحدان غربی تلآویو از جمله ایالات متحده، حاضر نشدهاند از این تصمیم پیروی کنند؛ موضوعی که از انزوای نسبی اسرائیل در این پرونده پرده برمیدارد و نشان میدهد قمار سومالیلند، بیش از آنکه دستاورد دیپلماتیک باشد، هزینهساز بوده است.
📌 در پایان، گزارش با اشاره به برگزاری نشست اضطراری اتحادیه عرب و رایزنی برای پاسخهای هماهنگ منطقهای، تلویحاً میپذیرد که اسرائیل با این اقدام، نهتنها جبههای تازه از مخالفت سیاسی را گشوده، بلکه ناخواسته خود را در جایگاه متهم اصلی «بیثباتسازی نظم بینالملل» قرار داده است؛ نظمی که تلآویو معمولاً تنها زمانی به آن استناد میکند که به نفعش باشد.
@InstituteRastak
🔻سایت شورای روابط خارجی در گزارشی جامع تحت عنوان «تصویر امنیت جهانی در آستانه ۲۰۲۶» و با استناد به یافتههای «نظرسنجی اولویتهای پیشگیرانه»، به ترسیم چشماندازی نگرانکننده از وضعیت ثبات بینالمللی پرداخته و هدف اصلی خود را شناسایی زودهنگام کانونهای بحران برای یاری رساندن به اولویتبندیهای پیشگیرانه در سیاست خارجی ایالات متحده اعلام کرده است.
🔹تدوینکنندگان این گزارش با اشاره به مشارکت بیش از ۶۰۰ کارشناس و تحلیلگر در ارزیابی ۳۰ سناریوی امنیتی، تصریح میکنند که فضای تصمیمگیری راهبردی برای واشنگتن با کاهش چشمگیر حاشیه اطمینان مواجه شده است؛ چرا که قرار گرفتن پنج سناریوی خطرناک در بالاترین سطح ترکیبی «احتمال وقوع» و «شدت تأثیر»، نشاندهنده پتانسیل بالای غافلگیری استراتژیک و افزایش ریسک منازعات مسلحانه در سال پیش رو است.
🔹این سند تحلیلی در تشریح جغرافیای تهدیدات، خاورمیانه را همچنان به عنوان یکی از کانونهای اصلی تنش معرفی کرده و با برشمردن شش سناریوی کلیدی—که همگی از درگیریهای غزه و لبنان تا تقابل ایران و اسرائیل، به نوعی با تلآویو پیوند خوردهاند—خاطرنشان میسازد که به موازات این تهدیدات، قاره آفریقا با دربرگرفتن نُه سناریوی بحرانی و احتمال بالای تشدید جنگ سودان، بیشترین سهم کمی را در نقشه بیثباتی جهانی داراست.
📌 کارشناسان ضمن هشدار نسبت به تهدیدات سیستمیک ناشی از رقابت قدرتهای بزرگ، تأکید دارند که متغیرهایی نظیر بحران تنگه تایوان، درگیری مستقیم ناتو و روسیه، و حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی، ظرفیت بیثباتسازی نظام بینالملل را دارند و ایالات متحده باید با بهرهگیری از اهرمهای نفوذ خود در پروندههای کلیدی، رویکرد خود را از واکنشهای دیرهنگام و پرهزینه به سمت راهبردهای پیشگیرانه و دیپلماتیک تغییر دهد.
@InstituteRastak
🔹تدوینکنندگان این گزارش با اشاره به مشارکت بیش از ۶۰۰ کارشناس و تحلیلگر در ارزیابی ۳۰ سناریوی امنیتی، تصریح میکنند که فضای تصمیمگیری راهبردی برای واشنگتن با کاهش چشمگیر حاشیه اطمینان مواجه شده است؛ چرا که قرار گرفتن پنج سناریوی خطرناک در بالاترین سطح ترکیبی «احتمال وقوع» و «شدت تأثیر»، نشاندهنده پتانسیل بالای غافلگیری استراتژیک و افزایش ریسک منازعات مسلحانه در سال پیش رو است.
🔹این سند تحلیلی در تشریح جغرافیای تهدیدات، خاورمیانه را همچنان به عنوان یکی از کانونهای اصلی تنش معرفی کرده و با برشمردن شش سناریوی کلیدی—که همگی از درگیریهای غزه و لبنان تا تقابل ایران و اسرائیل، به نوعی با تلآویو پیوند خوردهاند—خاطرنشان میسازد که به موازات این تهدیدات، قاره آفریقا با دربرگرفتن نُه سناریوی بحرانی و احتمال بالای تشدید جنگ سودان، بیشترین سهم کمی را در نقشه بیثباتی جهانی داراست.
📌 کارشناسان ضمن هشدار نسبت به تهدیدات سیستمیک ناشی از رقابت قدرتهای بزرگ، تأکید دارند که متغیرهایی نظیر بحران تنگه تایوان، درگیری مستقیم ناتو و روسیه، و حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی، ظرفیت بیثباتسازی نظام بینالملل را دارند و ایالات متحده باید با بهرهگیری از اهرمهای نفوذ خود در پروندههای کلیدی، رویکرد خود را از واکنشهای دیرهنگام و پرهزینه به سمت راهبردهای پیشگیرانه و دیپلماتیک تغییر دهد.
@InstituteRastak
🔻 شکاف در اسطوره برتری نظامی؛ اعتراف رسمی پنتاگون به ناکارآمدی پروژه F-35
🔹 یک گزارش رسمی منتشرشده از سوی نهاد بازرسی وزارت دفاع آمریکا که به نقل از خبرگزاری رویترز در رسانههای عبری بازتاب یافته، پرده از ناکارآمدی ساختاری در برنامه جنگندههای F-35 برداشته است؛ برنامهای که بهعنوان بزرگترین و پرهزینهترین پروژه تسلیحاتی تاریخ ایالات متحده معرفی میشود و نقش محوری در دکترین بازدارندگی آمریکا و متحدانش از جمله اسرائیل، ایفا میکند.
🔹 بر اساس این گزارش، ناوگان جنگندههای F-35 در سال ۲۰۲۴ تنها حدود ۵۰ درصد از زمان پیشبینیشده در وضعیت عملیاتی قرار داشتهاند؛ رقمی که ۱۷ درصد پایینتر از حداقل سطح آمادگی تعریفشده توسط خود پنتاگون است. این داده آماری، بهروشنی نشاندهنده شکاف عمیق میان توان تبلیغشده و واقعیت میدانی این سامانه پیشرفته تسلیحاتی است.
🔹 گزارش تأکید میکند که ریشه اصلی این ناکارآمدی، نه در نقصهای مقطعی، بلکه در چارچوب قراردادی معیوب میان وزارت دفاع آمریکا و شرکت سازنده، یعنی لاکهیدمارتین نهفته است. به اذعان بازرس پنتاگون، قرارداد منعقدشده فاقد شاخصهای الزامآور برای سنجش آمادگی عملیاتی، ارزیابی عملکرد و حتی الزامات دقیق برای انجام آزمونهای فنی و گزارشدهی داراییهای دولتی بوده است.
🔹 در نتیجه این خلأ نظارتی، پنتاگون ناچار شده است حدود ۱.۷ میلیارد دلار به این شرکت پرداخت کند، بیآنکه توجیه اقتصادی یا بازده عملیاتی متناسبی دریافت کرده باشد. این رقم، صرفا یک زیان مالی نیست، بلکه نشانهای از الگوی تثبیتشدهای است که در آن صنایع نظامی بزرگ، عملا از سازوکارهای پاسخگویی مصون میمانند.
🔹 اهمیت این اعتراف زمانی دوچندان میشود که گزارش یادآوری میکند هزینه کلی خرید، نگهداری و بهرهبرداری از F-35 در افق بلندمدت، بیش از ۲ تریلیون دلار برآورد شده است. بدین ترتیب، ناکارآمدی گزارششده نه یک اختلال محدود، بلکه بحرانی ساختاری در پرچمدار توان هوایی غرب محسوب میشود.
📌 این گزارش، از منظر راهبردی، حامل پیام نگرانکنندهای برای متحدان آمریکا، بهویژه اسرائیل است؛ رژیمی که بخش مهمی از برتری هوایی و دکترین امنیتی خود را بر اتکای به این جنگنده بنا کرده است. اعتراف رسمی پنتاگون به زمینگیر بودن نیمی از ناوگان F-35، عملا روایت مسلط درباره «برتری کیفی مطلق» را با تردیدهای جدی مواجه میکند و نشان میدهد فاصله میان بازنمایی تبلیغاتی و واقعیت عملیاتی، بیش از آن است که بتوان نادیده گرفت.
@InstituteRastak
🔹 یک گزارش رسمی منتشرشده از سوی نهاد بازرسی وزارت دفاع آمریکا که به نقل از خبرگزاری رویترز در رسانههای عبری بازتاب یافته، پرده از ناکارآمدی ساختاری در برنامه جنگندههای F-35 برداشته است؛ برنامهای که بهعنوان بزرگترین و پرهزینهترین پروژه تسلیحاتی تاریخ ایالات متحده معرفی میشود و نقش محوری در دکترین بازدارندگی آمریکا و متحدانش از جمله اسرائیل، ایفا میکند.
🔹 بر اساس این گزارش، ناوگان جنگندههای F-35 در سال ۲۰۲۴ تنها حدود ۵۰ درصد از زمان پیشبینیشده در وضعیت عملیاتی قرار داشتهاند؛ رقمی که ۱۷ درصد پایینتر از حداقل سطح آمادگی تعریفشده توسط خود پنتاگون است. این داده آماری، بهروشنی نشاندهنده شکاف عمیق میان توان تبلیغشده و واقعیت میدانی این سامانه پیشرفته تسلیحاتی است.
🔹 گزارش تأکید میکند که ریشه اصلی این ناکارآمدی، نه در نقصهای مقطعی، بلکه در چارچوب قراردادی معیوب میان وزارت دفاع آمریکا و شرکت سازنده، یعنی لاکهیدمارتین نهفته است. به اذعان بازرس پنتاگون، قرارداد منعقدشده فاقد شاخصهای الزامآور برای سنجش آمادگی عملیاتی، ارزیابی عملکرد و حتی الزامات دقیق برای انجام آزمونهای فنی و گزارشدهی داراییهای دولتی بوده است.
🔹 در نتیجه این خلأ نظارتی، پنتاگون ناچار شده است حدود ۱.۷ میلیارد دلار به این شرکت پرداخت کند، بیآنکه توجیه اقتصادی یا بازده عملیاتی متناسبی دریافت کرده باشد. این رقم، صرفا یک زیان مالی نیست، بلکه نشانهای از الگوی تثبیتشدهای است که در آن صنایع نظامی بزرگ، عملا از سازوکارهای پاسخگویی مصون میمانند.
🔹 اهمیت این اعتراف زمانی دوچندان میشود که گزارش یادآوری میکند هزینه کلی خرید، نگهداری و بهرهبرداری از F-35 در افق بلندمدت، بیش از ۲ تریلیون دلار برآورد شده است. بدین ترتیب، ناکارآمدی گزارششده نه یک اختلال محدود، بلکه بحرانی ساختاری در پرچمدار توان هوایی غرب محسوب میشود.
📌 این گزارش، از منظر راهبردی، حامل پیام نگرانکنندهای برای متحدان آمریکا، بهویژه اسرائیل است؛ رژیمی که بخش مهمی از برتری هوایی و دکترین امنیتی خود را بر اتکای به این جنگنده بنا کرده است. اعتراف رسمی پنتاگون به زمینگیر بودن نیمی از ناوگان F-35، عملا روایت مسلط درباره «برتری کیفی مطلق» را با تردیدهای جدی مواجه میکند و نشان میدهد فاصله میان بازنمایی تبلیغاتی و واقعیت عملیاتی، بیش از آن است که بتوان نادیده گرفت.
@InstituteRastak
🔻سقوط اعتماد به احزاب در سرزمینهای اشغالی
#تحلیل_بینالملل
#تایمز_اسرائیل
#بحران_مشروعیت
#نظرسنجی
🔹 تایمز اسرائیل با بازنشر گزارش سالانه «شاخص دموکراسی» مؤسسه دموکراسی اسرائیل از فروپاشی بیسابقه اعتماد عمومی به ساختار حزبی و سیاسی رژیم صهیونیستی در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ خبر میدهد.
🔹 بیاعتمادی به احزاب: تنها ۲۶ درصد از ساکنان اراضی اشغالی معتقدند حزبی وجود دارد که دیدگاههای آنها را نمایندگی میکند؛ این پایینترین رقم ثبت شده از سال ۲۰۰۳ تاکنون است. این یعنی سه چهارم جامعه صهیونیستی، خود را در ساختار سیاسی موجود «بینماینده» و سرگردان میبینند.
🔹 شکاف فرقهای: در حالی که ۸۶ درصد از یهودیان حریدی (ارتدوکس) از نمایندگی سیاسی خود راضی هستند، این رقم در میان سکولارها و ملی-مذهبیها سقوط کرده است. این نشان میدهد که سیستم سیاسی فعلی، عمدتاً در خدمت اقلیت مذهبی تندرو است و بدنه اصلی جامعه را رها کرده است.
🔹 بحران اعتماد به نهادها: اعتماد به احزاب سیاسی به رقم فاجعهبار ۱۰ درصد و اعتماد به کنست (پارلمان) به ۱۸ درصد و کابینه به ۲۵ درصد رسیده است؛ وضعیتی که نشاندهنده ناامیدی کامل از سیاستمداران است.
🔹 هراس از تقلب داخلی: ۵۸ درصد از یهودیان نگران دخالتهای «داخلی» در نتایج انتخابات هستند؛ آماری که نشاندهنده اوج بیاعتمادی به سلامت سیستم و هراس از دستکاری نتایج توسط کابینه نتانیاهو است.
📌 تایمز اسرائیل این گزارش را در قالب «هشدار درباره خلأ سیاسی» منتشر کرده است. این رسانه با برجسته کردن رضایت بالای حریدیها در برابر نارضایتی سکولارها، به طور ضمنی هشدار میدهد که ساختار سیاسی رژیم توسط یک اقلیت مذهبی «تسخیر» شده و اکثریت جامعه (به ویژه طبقه متوسط و میانهرو) به حاشیه رانده شدهاند. از منظر تحلیلی، این گزارش اعترافی صریح به عدم مشروعیت دموکراسی ادعایی صهیونیستهاست. وقتی ۹۰ درصد جامعه به احزاب خود اعتماد ندارند، یعنی سیستم سیاسی مشروعیت خود را برای «نمایندگی مردم» از دست داده و صرفاً به ماشینی برای توزیع رانت بین گروههای ذینفوذ تبدیل شده است. این گسست میان «جامعه» و «حاکمیت»، پاشنه آشیل رژیم صهیونیستی در هر بحران آتی خواهد بود.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#تایمز_اسرائیل
#بحران_مشروعیت
#نظرسنجی
🔹 تایمز اسرائیل با بازنشر گزارش سالانه «شاخص دموکراسی» مؤسسه دموکراسی اسرائیل از فروپاشی بیسابقه اعتماد عمومی به ساختار حزبی و سیاسی رژیم صهیونیستی در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ خبر میدهد.
🔹 بیاعتمادی به احزاب: تنها ۲۶ درصد از ساکنان اراضی اشغالی معتقدند حزبی وجود دارد که دیدگاههای آنها را نمایندگی میکند؛ این پایینترین رقم ثبت شده از سال ۲۰۰۳ تاکنون است. این یعنی سه چهارم جامعه صهیونیستی، خود را در ساختار سیاسی موجود «بینماینده» و سرگردان میبینند.
🔹 شکاف فرقهای: در حالی که ۸۶ درصد از یهودیان حریدی (ارتدوکس) از نمایندگی سیاسی خود راضی هستند، این رقم در میان سکولارها و ملی-مذهبیها سقوط کرده است. این نشان میدهد که سیستم سیاسی فعلی، عمدتاً در خدمت اقلیت مذهبی تندرو است و بدنه اصلی جامعه را رها کرده است.
🔹 بحران اعتماد به نهادها: اعتماد به احزاب سیاسی به رقم فاجعهبار ۱۰ درصد و اعتماد به کنست (پارلمان) به ۱۸ درصد و کابینه به ۲۵ درصد رسیده است؛ وضعیتی که نشاندهنده ناامیدی کامل از سیاستمداران است.
🔹 هراس از تقلب داخلی: ۵۸ درصد از یهودیان نگران دخالتهای «داخلی» در نتایج انتخابات هستند؛ آماری که نشاندهنده اوج بیاعتمادی به سلامت سیستم و هراس از دستکاری نتایج توسط کابینه نتانیاهو است.
📌 تایمز اسرائیل این گزارش را در قالب «هشدار درباره خلأ سیاسی» منتشر کرده است. این رسانه با برجسته کردن رضایت بالای حریدیها در برابر نارضایتی سکولارها، به طور ضمنی هشدار میدهد که ساختار سیاسی رژیم توسط یک اقلیت مذهبی «تسخیر» شده و اکثریت جامعه (به ویژه طبقه متوسط و میانهرو) به حاشیه رانده شدهاند. از منظر تحلیلی، این گزارش اعترافی صریح به عدم مشروعیت دموکراسی ادعایی صهیونیستهاست. وقتی ۹۰ درصد جامعه به احزاب خود اعتماد ندارند، یعنی سیستم سیاسی مشروعیت خود را برای «نمایندگی مردم» از دست داده و صرفاً به ماشینی برای توزیع رانت بین گروههای ذینفوذ تبدیل شده است. این گسست میان «جامعه» و «حاکمیت»، پاشنه آشیل رژیم صهیونیستی در هر بحران آتی خواهد بود.
@InstituteRastak