🔻پایان ماه عسل با راستگرایی؛ گزارش ییل از فروپاشی جایگاه ترامپ در میان نسل ۱۸ تا ۳۴ سال
🔹 نظرسنجی پاییزی ۲۰۲۵ دانشگاه ییل نشان میدهد که جامعه رایدهندگان جوان آمریکایی (۱۸ تا ۳۴ سال) دستخوش تغییرات بنیادین سیاسی شده و به شکلی بیسابقه از عملکرد دونالد ترامپ رویگردان شدهاند. یافتههای این گزارش حاکی از آن است که برخلاف روندهای مشاهده شده در بهار ۲۰۲۵، اکنون نارضایتی شدیدی میان جوانان نسبت به مدیریت رئیسجمهور فعلی شکل گرفته به طوری که میزان عدم تایید عملکرد وی در گروههای سنی زیر ۳۵ سال بین ۳۰ تا ۳۶ درصد بیشتر از میزان تایید اوست. این گسست نسلی تنها به محبوبیت فردی محدود نمیشود، بلکه در برگه رای عمومی نیز نمود یافته و دموکراتها در میان جوانان ۱۸ تا ۲۲ ساله با اختلافی ۱۵ درصدی نسبت به جمهوریخواهان پیشتاز هستند.
🔹 این گزارش خاطرنشان میکند که برخلاف باورهای عمومی درباره رشد گرایشهای افراطی موسوم به «مانوسفر» (Manosphere) یا اپیدمی تنهایی میان مردان جوان، دادههای آماری تفاوت معناداری را میان این نسل و کل جامعه نشان نمیدهد. بر اساس این تحلیل، جوانان همچنان در موضوعات مربوط به نقشهای جنسیتی، دیدگاههایی برابریطلبانه دارند و اکثریت قاطع آنها (۸۹ درصد) بر ضرورت پرداخت دستمزد برابر تاکید میورزند. اگرچه مردان جوان بیش از زنان احساس میکنند که مردانگی سنتی تحت حمله قرار گرفته و در بیان سلامت روان با دشواری مواجه هستند، اما آمارهای مربوط به شبکههای اجتماعی و تعداد دوستان نزدیک نشان میدهد که بحران «تنهایی مردانه» آنگونه که در رسانهها بازتاب یافته، در واقعیت میدانی ریشه عمیقی ندارد.
🔹 اهمیت این تحلیل زمانی برجسته میشود که به اولویتهای اقتصادی و نگرانیهای معیشتی نسل جوان نگریسته شود؛ جایی که «هزینه زندگی» و «استطاعت مالی» با ۹۱ درصد، در صدر دغدغههای آنان قرار دارد و مسائلی چون تغییرات اقلیمی یا سیاست خارجی در رتبههای بسیار پایینتری جای گرفتهاند. این گزارش همچنین به تضادهای درونی در هر دو حزب اشاره دارد؛ به گونهای که دموکراتهای جوان برخلاف نسلهای قدیمیتر حزب خود، به جای میانهروی، خواهان تمرکز بر بسیج پایگاه رای اصلی هستند. در جبهه مقابل نیز، علیرغم پیشتازی جی.دی. ونس برای انتخابات ۲۰۲۸، بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان همچنان تمایل دارند به دونالد ترامپ برای یک دوره سوم ولو غیرقانونی رای بدهند، هرچند این اشتیاق در میان جوانان جمهوریخواه به مراتب کمتر از سالمندان حزب است.
📌 تحلیل ارائهشده بر اساس مستندات نظرسنجی ییل، مبین یک «میل به تغییر ساختاری» در بدنه رایدهندگان جوان است که در آن ۴۶ درصد از کل رایدهندگان و اکثریت جوانان، خواستار وارد کردن «شوک به سیستم» هستند. یافتهها نشان میدهد که اگرچه جوانان نسبت به گذشته قطبیتر شده و گرایشهای لیبرال بیشتری پیدا کردهاند، اما همزمان با رشد دیدگاههای ضد اسرائیلی و حتی در مواردی پذیرش گزارههای یهودستیزانه در میان برخی طیفهای هر دو جناح مواجه هستیم. در واقع، پیام نهایی نویسندگان گزارش این است که آینده سیاسی آمریکا نه در گروی جنگهای فرهنگی انتزاعی، بلکه در گروی پاسخگویی به بحرانهای ملموس معیشتی و بازتعریف کارآمدی نهادهای دموکراتیک برای نسلی است که اعتماد خود را به وضع موجود به کلی از دست داده است.
@InstituteRastak
🔹 نظرسنجی پاییزی ۲۰۲۵ دانشگاه ییل نشان میدهد که جامعه رایدهندگان جوان آمریکایی (۱۸ تا ۳۴ سال) دستخوش تغییرات بنیادین سیاسی شده و به شکلی بیسابقه از عملکرد دونالد ترامپ رویگردان شدهاند. یافتههای این گزارش حاکی از آن است که برخلاف روندهای مشاهده شده در بهار ۲۰۲۵، اکنون نارضایتی شدیدی میان جوانان نسبت به مدیریت رئیسجمهور فعلی شکل گرفته به طوری که میزان عدم تایید عملکرد وی در گروههای سنی زیر ۳۵ سال بین ۳۰ تا ۳۶ درصد بیشتر از میزان تایید اوست. این گسست نسلی تنها به محبوبیت فردی محدود نمیشود، بلکه در برگه رای عمومی نیز نمود یافته و دموکراتها در میان جوانان ۱۸ تا ۲۲ ساله با اختلافی ۱۵ درصدی نسبت به جمهوریخواهان پیشتاز هستند.
🔹 این گزارش خاطرنشان میکند که برخلاف باورهای عمومی درباره رشد گرایشهای افراطی موسوم به «مانوسفر» (Manosphere) یا اپیدمی تنهایی میان مردان جوان، دادههای آماری تفاوت معناداری را میان این نسل و کل جامعه نشان نمیدهد. بر اساس این تحلیل، جوانان همچنان در موضوعات مربوط به نقشهای جنسیتی، دیدگاههایی برابریطلبانه دارند و اکثریت قاطع آنها (۸۹ درصد) بر ضرورت پرداخت دستمزد برابر تاکید میورزند. اگرچه مردان جوان بیش از زنان احساس میکنند که مردانگی سنتی تحت حمله قرار گرفته و در بیان سلامت روان با دشواری مواجه هستند، اما آمارهای مربوط به شبکههای اجتماعی و تعداد دوستان نزدیک نشان میدهد که بحران «تنهایی مردانه» آنگونه که در رسانهها بازتاب یافته، در واقعیت میدانی ریشه عمیقی ندارد.
🔹 اهمیت این تحلیل زمانی برجسته میشود که به اولویتهای اقتصادی و نگرانیهای معیشتی نسل جوان نگریسته شود؛ جایی که «هزینه زندگی» و «استطاعت مالی» با ۹۱ درصد، در صدر دغدغههای آنان قرار دارد و مسائلی چون تغییرات اقلیمی یا سیاست خارجی در رتبههای بسیار پایینتری جای گرفتهاند. این گزارش همچنین به تضادهای درونی در هر دو حزب اشاره دارد؛ به گونهای که دموکراتهای جوان برخلاف نسلهای قدیمیتر حزب خود، به جای میانهروی، خواهان تمرکز بر بسیج پایگاه رای اصلی هستند. در جبهه مقابل نیز، علیرغم پیشتازی جی.دی. ونس برای انتخابات ۲۰۲۸، بخش قابل توجهی از جمهوریخواهان همچنان تمایل دارند به دونالد ترامپ برای یک دوره سوم ولو غیرقانونی رای بدهند، هرچند این اشتیاق در میان جوانان جمهوریخواه به مراتب کمتر از سالمندان حزب است.
📌 تحلیل ارائهشده بر اساس مستندات نظرسنجی ییل، مبین یک «میل به تغییر ساختاری» در بدنه رایدهندگان جوان است که در آن ۴۶ درصد از کل رایدهندگان و اکثریت جوانان، خواستار وارد کردن «شوک به سیستم» هستند. یافتهها نشان میدهد که اگرچه جوانان نسبت به گذشته قطبیتر شده و گرایشهای لیبرال بیشتری پیدا کردهاند، اما همزمان با رشد دیدگاههای ضد اسرائیلی و حتی در مواردی پذیرش گزارههای یهودستیزانه در میان برخی طیفهای هر دو جناح مواجه هستیم. در واقع، پیام نهایی نویسندگان گزارش این است که آینده سیاسی آمریکا نه در گروی جنگهای فرهنگی انتزاعی، بلکه در گروی پاسخگویی به بحرانهای ملموس معیشتی و بازتعریف کارآمدی نهادهای دموکراتیک برای نسلی است که اعتماد خود را به وضع موجود به کلی از دست داده است.
@InstituteRastak
🔻افشای شبکه دروغپردازی و پروپاگاندای نتانیاهو توسط هاآرتص
#تحلیل_رسانهای
#هاآرتص
#جنگ_روایتها
#بحران_داخلی
🔹 روزنامه هاآرتص در گزارشی تکاندهنده، از وجود یک شبکه سازمانیافته دروغپردازی و پروپاگاندا در قلب دفتر نتانیاهو پرده برداشته است که حتی در میانه جنگ، وظیفه اصلی آن نه دفاع از منافع رژیم، بلکه «سفیدشویی» تصویر نخستوزیر و حامیان مالی خارجیاش بوده است.
🔹 عملیات فریب:
* «الی فلدشتاین»، سخنگوی نظامی منصوب نتانیاهو، وظیفه داشت تا با درز اطلاعات تحریفشده (مانند سند جعلی بیلد) و انتشار اخبار کذب، مسئولیت شکست ۷ اکتبر را به گردن ارتش و شینبت بیندازد و نتانیاهو را تبرئه کند.
* جاناتان اوریچ» و «اسرائیل آینهورن» مشاوران نزدیک نتانیاهو، همزمان با دریافت پول از قطر، در حال اجرای یک کمپین مخفی برای بهبود چهره این کشور در رسانههای عبری بودند و قطر را به عنوان یک «میانجی دلسوز» معرفی و مصر را تخریب میکردند.
🔹 رسوایی رسانهای: این گزارش نشان میدهد که رسانههای بزرگ صهیونیستی (مانند کانالهای خبری) بدون هیچگونه راستیآزمایی، این دروغها را در ساعات پربیننده پخش میکردند. این «سهولت در فریب خوردن»، نشاندهنده فساد و ناکارآمدی ساختاری در اکوسیستم رسانهای این رژیم است.
🔹 فرار از پاسخگویی: تمام این شبکه پیچیده دروغ، تنها یک هدف داشته است: خرید زمان برای نتانیاهو و جلوگیری از تشکیل کمیته تحقیق مستقل تا انتخابات ۲۰۲۶. نتانیاهو حتی قصد دارد با گسترش دامنه تحقیق به ۳۰ سال گذشته (از اسلو تا خروج از غزه)، شکستهای خود را کماهمیتتر جلوه دهد.
📌 این گزارش، تصویری عریان از صنعت دروغسازی در رژیم صهیونیستی را به نمایش میگذارد. هاآرتص فرآیند تولید اخبار در دفتر نخستوزیر این رژیم را توصیف میکند.
از منظر تحلیلی، این افشاگری نشان میدهد که:
۱. رژیم صهیونیستی درگیر یک «جنگ داخلی اطلاعاتی» است که در آن، دفتر نخستوزیر علیه ارتش و نهادهای امنیتی خود عملیات روانی میکند.
۲. رسانههای این رژیم، نه رکن چهارم دموکراسی، بلکه «بلندگوهای اجارهای» هستند که به راحتی توسط پولهای خارجی (حتی از قطر) قابل خرید و دستکاریاند.
۳. این سطح از نفوذ و خیانت در بالاترین سطوح تصمیمگیری، گواهی بر فروپاشی اخلاقی و امنیتی رژیمی است که مدعی بود «تنها دموکراسی خاورمیانه» است.
@InstituteRastak
#تحلیل_رسانهای
#هاآرتص
#جنگ_روایتها
#بحران_داخلی
🔹 روزنامه هاآرتص در گزارشی تکاندهنده، از وجود یک شبکه سازمانیافته دروغپردازی و پروپاگاندا در قلب دفتر نتانیاهو پرده برداشته است که حتی در میانه جنگ، وظیفه اصلی آن نه دفاع از منافع رژیم، بلکه «سفیدشویی» تصویر نخستوزیر و حامیان مالی خارجیاش بوده است.
🔹 عملیات فریب:
* «الی فلدشتاین»، سخنگوی نظامی منصوب نتانیاهو، وظیفه داشت تا با درز اطلاعات تحریفشده (مانند سند جعلی بیلد) و انتشار اخبار کذب، مسئولیت شکست ۷ اکتبر را به گردن ارتش و شینبت بیندازد و نتانیاهو را تبرئه کند.
* جاناتان اوریچ» و «اسرائیل آینهورن» مشاوران نزدیک نتانیاهو، همزمان با دریافت پول از قطر، در حال اجرای یک کمپین مخفی برای بهبود چهره این کشور در رسانههای عبری بودند و قطر را به عنوان یک «میانجی دلسوز» معرفی و مصر را تخریب میکردند.
🔹 رسوایی رسانهای: این گزارش نشان میدهد که رسانههای بزرگ صهیونیستی (مانند کانالهای خبری) بدون هیچگونه راستیآزمایی، این دروغها را در ساعات پربیننده پخش میکردند. این «سهولت در فریب خوردن»، نشاندهنده فساد و ناکارآمدی ساختاری در اکوسیستم رسانهای این رژیم است.
🔹 فرار از پاسخگویی: تمام این شبکه پیچیده دروغ، تنها یک هدف داشته است: خرید زمان برای نتانیاهو و جلوگیری از تشکیل کمیته تحقیق مستقل تا انتخابات ۲۰۲۶. نتانیاهو حتی قصد دارد با گسترش دامنه تحقیق به ۳۰ سال گذشته (از اسلو تا خروج از غزه)، شکستهای خود را کماهمیتتر جلوه دهد.
📌 این گزارش، تصویری عریان از صنعت دروغسازی در رژیم صهیونیستی را به نمایش میگذارد. هاآرتص فرآیند تولید اخبار در دفتر نخستوزیر این رژیم را توصیف میکند.
از منظر تحلیلی، این افشاگری نشان میدهد که:
۱. رژیم صهیونیستی درگیر یک «جنگ داخلی اطلاعاتی» است که در آن، دفتر نخستوزیر علیه ارتش و نهادهای امنیتی خود عملیات روانی میکند.
۲. رسانههای این رژیم، نه رکن چهارم دموکراسی، بلکه «بلندگوهای اجارهای» هستند که به راحتی توسط پولهای خارجی (حتی از قطر) قابل خرید و دستکاریاند.
۳. این سطح از نفوذ و خیانت در بالاترین سطوح تصمیمگیری، گواهی بر فروپاشی اخلاقی و امنیتی رژیمی است که مدعی بود «تنها دموکراسی خاورمیانه» است.
@InstituteRastak
🔻ناامیدی اجتماعی در قلب امپراتوری؛ نیمی از آمریکاییها سال ۲۰۲۵ را «سخت و تلخ» توصیف کردند.
#تحلیل_بینالملل
#سیهنا_کالج
#افول_آمریکا
#بحران_اجتماعی
🔹جدیدترین نظرسنجی مؤسسه معتبر «سیهنا کالج» که در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ انجام شده، پرده از واقعیتهای تلخ جامعه آمریکا برداشته است. طبق این گزارش، ۴۰ درصد از شهروندان سال ۲۰۲۵ را به عنوان یک «سال دشوار» توصیف کرده و صراحتاً اعلام کردهاند که «آماده عبور از آن» هستند. این آمار نشاندهنده عمق نارضایتی عمومی و فشار روانی بر شهروندان در قلب ایالات متحده(نیویورک) است.
🔹نویسندگان با تکیه بر دادههای نظرسنجی سراسری تأکید دارند که بخش قابل توجهی از آمریکاییها، سال ۲۰۲۵ را با احساس خستگی و دشواری ارزیابی کرده و تمایل شدیدی به گذار به سال نو ابراز داشتهاند. این نگرش بازتابی از چالشهای اقتصادی پایدار، تنشهای سیاسی و فشارهای اجتماعی است و با تقسیمات عمیق حزبی و نسلی همراه میباشد.
🔹این نظرسنجی نشان میدهد که علیرغم تلاش ماشین تبلیغاتی غرب برای ترسیم چهرهای شاد از تعطیلات پایان سال، جامعه آمریکا با بحرانهای درونی دستوپنجه نرم میکند.
🔹گزارش به بررسی عوامل زمینهای این نارضایتی میپردازد و نشان میدهد که مسائل اقتصادی مانند تورم مداوم، افزایش هزینههای زندگی و نگرانیهای مرتبط با اشتغال، همراه با تنشهای سیاسی پس از چرخههای انتخاباتی و تأثیر رویدادهای جهانی، نقش محوری در شکلگیری این احساس خستگی جمعی ایفا کردهاند
🔹اگرچه ۸۹ درصد مردم کریسمس را جشن میگیرند، اما این پوسته ظاهری نتوانسته حس منفی حاکم بر سال ۲۰۲۵ را بپوشاند. نگرانی ۵۴ درصدی مردم از قربانی شدن در جرایم نیز همچنان بالاست که نشان از احساس ناامنی عمیق دارد.
🔹در نهایت، گزارش هشدار میدهد که این سطح از نارضایتی عمومی میتواند پیامدهای بلندمدتی برای اعتماد به نهادهای دموکراتیک و سطح مشارکت مدنی در سال پیش رو داشته باشد. نویسندگان نتیجه میگیرند که شکافهای پایدار در ارزیابی واقعیتهای مشترک، چالش اصلی انسجام اجتماعی آمریکا را تشکیل میدهد
📌انتشار این آمار توسط یک مؤسسه دانشگاهی آمریکایی در آستانه سال نو، نوعی «اعتراف اجباری» به واقعیتهای کف جامعه است. رسانههای جریان اصلی تلاش میکنند با برجسته کردن آمارهای مربوط به جشن و تزئینات (مانند آمار ۸۹ درصدی برگزاری کریسمس در همین گزارش)، روی این نارضایتی ۴۰ درصدی سرپوش بگذارند، اما انتشار اصل خبر نشان میدهد که حجم نارضایتیها به حدی رسیده که دیگر قابل انکار یا سانسور نیست.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#سیهنا_کالج
#افول_آمریکا
#بحران_اجتماعی
🔹جدیدترین نظرسنجی مؤسسه معتبر «سیهنا کالج» که در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ انجام شده، پرده از واقعیتهای تلخ جامعه آمریکا برداشته است. طبق این گزارش، ۴۰ درصد از شهروندان سال ۲۰۲۵ را به عنوان یک «سال دشوار» توصیف کرده و صراحتاً اعلام کردهاند که «آماده عبور از آن» هستند. این آمار نشاندهنده عمق نارضایتی عمومی و فشار روانی بر شهروندان در قلب ایالات متحده(نیویورک) است.
🔹نویسندگان با تکیه بر دادههای نظرسنجی سراسری تأکید دارند که بخش قابل توجهی از آمریکاییها، سال ۲۰۲۵ را با احساس خستگی و دشواری ارزیابی کرده و تمایل شدیدی به گذار به سال نو ابراز داشتهاند. این نگرش بازتابی از چالشهای اقتصادی پایدار، تنشهای سیاسی و فشارهای اجتماعی است و با تقسیمات عمیق حزبی و نسلی همراه میباشد.
🔹این نظرسنجی نشان میدهد که علیرغم تلاش ماشین تبلیغاتی غرب برای ترسیم چهرهای شاد از تعطیلات پایان سال، جامعه آمریکا با بحرانهای درونی دستوپنجه نرم میکند.
🔹گزارش به بررسی عوامل زمینهای این نارضایتی میپردازد و نشان میدهد که مسائل اقتصادی مانند تورم مداوم، افزایش هزینههای زندگی و نگرانیهای مرتبط با اشتغال، همراه با تنشهای سیاسی پس از چرخههای انتخاباتی و تأثیر رویدادهای جهانی، نقش محوری در شکلگیری این احساس خستگی جمعی ایفا کردهاند
🔹اگرچه ۸۹ درصد مردم کریسمس را جشن میگیرند، اما این پوسته ظاهری نتوانسته حس منفی حاکم بر سال ۲۰۲۵ را بپوشاند. نگرانی ۵۴ درصدی مردم از قربانی شدن در جرایم نیز همچنان بالاست که نشان از احساس ناامنی عمیق دارد.
🔹در نهایت، گزارش هشدار میدهد که این سطح از نارضایتی عمومی میتواند پیامدهای بلندمدتی برای اعتماد به نهادهای دموکراتیک و سطح مشارکت مدنی در سال پیش رو داشته باشد. نویسندگان نتیجه میگیرند که شکافهای پایدار در ارزیابی واقعیتهای مشترک، چالش اصلی انسجام اجتماعی آمریکا را تشکیل میدهد
📌انتشار این آمار توسط یک مؤسسه دانشگاهی آمریکایی در آستانه سال نو، نوعی «اعتراف اجباری» به واقعیتهای کف جامعه است. رسانههای جریان اصلی تلاش میکنند با برجسته کردن آمارهای مربوط به جشن و تزئینات (مانند آمار ۸۹ درصدی برگزاری کریسمس در همین گزارش)، روی این نارضایتی ۴۰ درصدی سرپوش بگذارند، اما انتشار اصل خبر نشان میدهد که حجم نارضایتیها به حدی رسیده که دیگر قابل انکار یا سانسور نیست.
@InstituteRastak
🔻شوک در قلب اروپا؛ نگرانی اسرائیل از تغییر موضع حزب چپ آلمان
🔹روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت در گزارشی به قلم «زئیو آوراهامی» با اشاره به دگرگونیهای سیاسی تازه در اروپا، از نگرانیهای فزاینده تلآویو نسبت به گسترش دیدگاههای ضد اسرائیلی در میان احزاب چپ آلمان خبر داده و نوشته است که بر خلاف سیاست رسمی برلین که ریشه در «احساس گناه تاریخی» دارد، نیروهای چپگرا فضایی پرتنش علیه اسرائیل پدید آوردهاند.
🔹این تحلیلگر اسرائیلی خاطرنشان میکند که حزب چپ آلمان (Die Linke) پس از ناکامی در انتخابات ۲۰۲۱ و جدایی سارا واگنکنخت، اکنون به کانون توجه تبدیل شده و با در پیش گرفتن مواضعی تندتر، بیتوجهی آشکاری به هواداران اسرائیل نشان میدهد.
🔹نویسنده مقاله تصریح کرده است که بخش عمدهای از بازگشت سیاسی و کامیابی این حزب، بهویژه در جذب آرای نسل جوان و جامعه مسلمانان، مدیون پیشگامی آن در سازماندهی اعتراضات علیه جنگ غزه و مخالفت با حضور نظامی اسرائیل است.
🔹بر پایه این گزارش، جوانان هوادار این حزب که تحت تأثیر فضای اعتراضی هستند، اسرائیل را دولتی «نژادپرست، استعمارگر و عامل نسلکشی» میخوانند و حزب نیز با تصویب تعاریفی که نقد عملکرد اسرائیل را از یهودیستیزی جدا میکند، خواستار پایان دادن به خشونتها شده است.
🔹در ادامه این گزارش آمده است که اعضای حزب چپ ضمن کماهمیت جلوه دادن رویداد هفتم اکتبر، نمادهایی همچون چفیه و پرچم فلسطین را به بخشی جداییناپذیر از هویت حزبی خود تبدیل کردهاند؛ رویکردی که حتی به شکاف درونحزبی و کنارهگیری برخی نمایندگان پارلمان برلین انجامیده است. شدت این فضای ضد اسرائیلی به گونهای توصیف شده که در گردهمایی جوانان حزب در نوامبر ۲۰۲۴، اعضایی که مواضعی نرمتر نسبت به تلآویو داشتند یا بر حق دفاع اسرائیل پافشاری میکردند، با تهدید، توهین و حتی برخوردهای فیزیکی روبرو شدند.
🔹در پایان، گزارش به نقل از «یان فان آکن»، از رهبران این حزب، آورده است که با توجه به دگرگونی افکار عمومی در آلمان، اسرائیل دیگر نمیتواند به پشتیبانی خودکار برلین دل خوش کند و باید چشمانتظار تحریمهای تسلیحاتی و اقتصادی باشد.
📌این سخنان چالشبرانگیز در شرایطی بیان میشود که نویسنده یادآوری میکند تنها دو هفته پیش از آن، آلمان استقرار سامانههای پدافندی «آرو» ساخت اسرائیل را در خاک خود آغاز کرده و قراردادی تسلیحاتی به ارزش ۳.۱ میلیارد یورو با تلآویو امضا کرده است.
@InstituteRastak
🔹روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت در گزارشی به قلم «زئیو آوراهامی» با اشاره به دگرگونیهای سیاسی تازه در اروپا، از نگرانیهای فزاینده تلآویو نسبت به گسترش دیدگاههای ضد اسرائیلی در میان احزاب چپ آلمان خبر داده و نوشته است که بر خلاف سیاست رسمی برلین که ریشه در «احساس گناه تاریخی» دارد، نیروهای چپگرا فضایی پرتنش علیه اسرائیل پدید آوردهاند.
🔹این تحلیلگر اسرائیلی خاطرنشان میکند که حزب چپ آلمان (Die Linke) پس از ناکامی در انتخابات ۲۰۲۱ و جدایی سارا واگنکنخت، اکنون به کانون توجه تبدیل شده و با در پیش گرفتن مواضعی تندتر، بیتوجهی آشکاری به هواداران اسرائیل نشان میدهد.
🔹نویسنده مقاله تصریح کرده است که بخش عمدهای از بازگشت سیاسی و کامیابی این حزب، بهویژه در جذب آرای نسل جوان و جامعه مسلمانان، مدیون پیشگامی آن در سازماندهی اعتراضات علیه جنگ غزه و مخالفت با حضور نظامی اسرائیل است.
🔹بر پایه این گزارش، جوانان هوادار این حزب که تحت تأثیر فضای اعتراضی هستند، اسرائیل را دولتی «نژادپرست، استعمارگر و عامل نسلکشی» میخوانند و حزب نیز با تصویب تعاریفی که نقد عملکرد اسرائیل را از یهودیستیزی جدا میکند، خواستار پایان دادن به خشونتها شده است.
🔹در ادامه این گزارش آمده است که اعضای حزب چپ ضمن کماهمیت جلوه دادن رویداد هفتم اکتبر، نمادهایی همچون چفیه و پرچم فلسطین را به بخشی جداییناپذیر از هویت حزبی خود تبدیل کردهاند؛ رویکردی که حتی به شکاف درونحزبی و کنارهگیری برخی نمایندگان پارلمان برلین انجامیده است. شدت این فضای ضد اسرائیلی به گونهای توصیف شده که در گردهمایی جوانان حزب در نوامبر ۲۰۲۴، اعضایی که مواضعی نرمتر نسبت به تلآویو داشتند یا بر حق دفاع اسرائیل پافشاری میکردند، با تهدید، توهین و حتی برخوردهای فیزیکی روبرو شدند.
🔹در پایان، گزارش به نقل از «یان فان آکن»، از رهبران این حزب، آورده است که با توجه به دگرگونی افکار عمومی در آلمان، اسرائیل دیگر نمیتواند به پشتیبانی خودکار برلین دل خوش کند و باید چشمانتظار تحریمهای تسلیحاتی و اقتصادی باشد.
📌این سخنان چالشبرانگیز در شرایطی بیان میشود که نویسنده یادآوری میکند تنها دو هفته پیش از آن، آلمان استقرار سامانههای پدافندی «آرو» ساخت اسرائیل را در خاک خود آغاز کرده و قراردادی تسلیحاتی به ارزش ۳.۱ میلیارد یورو با تلآویو امضا کرده است.
@InstituteRastak
🔻شکاف درونی، بزرگترین هراس صهیونیستها
#تحلیل_بینالملل
#موسسه_سیاست_مردم_یهود
#بحران_داخلی
#افکار_سنجی
🔹 جدیدترین نظرسنجی «مؤسسه سیاست مردم یهود» (JPPI)، از یک تغییر استراتژیک در ادراک تهدید در جامعه صهیونیستی پرده برمیدارد. برای نخستین بار، اکثریت قاطع جامعه (۵۵ درصد)، «دوقطبی شدن و شکاف داخلی» را خطرناکترین تهدید برای موجودیت این رژیم میدانند؛ تهدیدی که حتی از «ایران هستهای» (۲۳ درصد) و «مناقشه با فلسطینیان» (۱۸ درصد) نیز پیشی گرفته است.
🔹 بازگشت هراس از ایران: با وجود گذشت شش ماه از درگیری محدود با ایران، ادراک تهدید دوباره اوج گرفته است. ۶۹ درصد از صهیونیستها (و ۷۱ درصد یهودیان) ایران را همچنان یک «تهدید وجودی بزرگ» میدانند. این نشان میدهد که روایت «بازدارندگی» پس از جنگ، در ذهن جامعه تثبیت نشده است.
🔹 معامله بر سر عدالت: در یک نشانه آشکار از فساد سیاسی و استیصال، اکثریت جامعه (۷۳ درصد) خواهان پایان دادن به محاکمه نتانیاهو هستند؛ اما با یک شرط بزرگ: نیمی از آنها تنها در صورتی با این کار موافقاند که او «برای همیشه از سیاست کنارهگیری کند». این یعنی جامعه حاضر است عدالت را قربانی کند تا از شر رهبری او خلاص شود.
🔹 گسلهای نژادی: شکاف عمیقی در نگاه به «صهیونیسم» وجود دارد. در حالی که یهودیان آن را عاری از نژادپرستی میدانند، ۶۸ درصد از اعراب ساکن اراضی اشغالی، صهیونیسم را ذاتاً «نژادپرست» توصیف میکنند.
📌 این گزارش، صدای بلند آژیر خطر از درون اتاقفکرهای استراتژیک رژیم است. مؤسسه سیاست مردم یهود با برجسته کردن اینکه «خطر داخلی» از «خطر خارجی» پیشی گرفته، تلاش میکند تا نخبگان سیاسی را به سمت مصالحه و وحدت سوق دهد. از منظر تحلیلی، این دادهها یک اعتراف استراتژیک است: جامعهای که دشمن داخلی (شکاف اجتماعی) را خطرناکتر از دشمن خارجی (ایران) میبیند، عملاً در حال تجربه «فروپاشی نرم» است.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#موسسه_سیاست_مردم_یهود
#بحران_داخلی
#افکار_سنجی
🔹 جدیدترین نظرسنجی «مؤسسه سیاست مردم یهود» (JPPI)، از یک تغییر استراتژیک در ادراک تهدید در جامعه صهیونیستی پرده برمیدارد. برای نخستین بار، اکثریت قاطع جامعه (۵۵ درصد)، «دوقطبی شدن و شکاف داخلی» را خطرناکترین تهدید برای موجودیت این رژیم میدانند؛ تهدیدی که حتی از «ایران هستهای» (۲۳ درصد) و «مناقشه با فلسطینیان» (۱۸ درصد) نیز پیشی گرفته است.
🔹 بازگشت هراس از ایران: با وجود گذشت شش ماه از درگیری محدود با ایران، ادراک تهدید دوباره اوج گرفته است. ۶۹ درصد از صهیونیستها (و ۷۱ درصد یهودیان) ایران را همچنان یک «تهدید وجودی بزرگ» میدانند. این نشان میدهد که روایت «بازدارندگی» پس از جنگ، در ذهن جامعه تثبیت نشده است.
🔹 معامله بر سر عدالت: در یک نشانه آشکار از فساد سیاسی و استیصال، اکثریت جامعه (۷۳ درصد) خواهان پایان دادن به محاکمه نتانیاهو هستند؛ اما با یک شرط بزرگ: نیمی از آنها تنها در صورتی با این کار موافقاند که او «برای همیشه از سیاست کنارهگیری کند». این یعنی جامعه حاضر است عدالت را قربانی کند تا از شر رهبری او خلاص شود.
🔹 گسلهای نژادی: شکاف عمیقی در نگاه به «صهیونیسم» وجود دارد. در حالی که یهودیان آن را عاری از نژادپرستی میدانند، ۶۸ درصد از اعراب ساکن اراضی اشغالی، صهیونیسم را ذاتاً «نژادپرست» توصیف میکنند.
📌 این گزارش، صدای بلند آژیر خطر از درون اتاقفکرهای استراتژیک رژیم است. مؤسسه سیاست مردم یهود با برجسته کردن اینکه «خطر داخلی» از «خطر خارجی» پیشی گرفته، تلاش میکند تا نخبگان سیاسی را به سمت مصالحه و وحدت سوق دهد. از منظر تحلیلی، این دادهها یک اعتراف استراتژیک است: جامعهای که دشمن داخلی (شکاف اجتماعی) را خطرناکتر از دشمن خارجی (ایران) میبیند، عملاً در حال تجربه «فروپاشی نرم» است.
@InstituteRastak
🔻 سقوط کیفیت در عصر دیجیتال؛ روایت گاردین از تسخیر وب توسط تصاویر بی کیفیت هوش مصنوعی
🔹 سایت گاردین در گزارشی تحلیلی و انتقادی به قلم نویسندگان حوزه فناوری، به بررسی پدیدهای نوظهور و بحثبرانگیز در فضای مجازی پرداخته که تحت عنوان «محتوای بی کیفیت هوش مصنوعی» (AI Slop) شناخته میشود و چگونگی تسخیر اینترنت توسط این محتوا را تشریح میکند.
🔹 بنا بر استدلال نویسندگان این گزارش، فضای وب که روزگاری بستری برای خلاقیت انسانی بود، اکنون با سیلی از تصاویر عجیب و بیپایه اشباع شده است. نگارنده تصریح میکند که این محتواها اگرچه در نگاه نخست مضحک یا بیمعنی به نظر میرسند، اما نشانگر یک تغییر پارادایم خطرناک در تولید محتوا هستند؛ جایی که ابزارهای هوش مصنوعی مولد بدون هیچگونه نظارت کیفی یا منطق زیباییشناختی، صرفاً برای جلب توجه لحظهای الگوریتمها، حجم عظیمی از دادههای بصری بی کیفیت را تولید و منتشر میکنند.
🔹 این گزارش خاطرنشان میسازد که موتور محرک اصلی این جریان، نه تقاضای واقعی کاربران، بلکه ضعفهای ساختاری در الگوریتمهای پلتفرمهای اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام است. تحقیقات مورد استناد در این مقاله نشان میدهند که چرخه تعاملی این تصاویر اغلب مصنوعی است؛ به طوری که بسیاری از لایکها و کامنتهای تحسینآمیز پای این پستها توسط باتهای دیگر ثبت میشوند.
🔹 این پدیده که نظریه «اینترنت مرده» را تقویت میکند، فضایی را ترسیم کرده که در آن ماشینها برای ماشینهای دیگر محتوا تولید میکنند و کاربران انسانی، بهویژه سالمندان و افراد کمسواد در حوزه دیجیتال، تنها قربانیان فریبخورده این نمایش توهمآمیز هستند.
🔹 از منظر اقتصادِ توجه، تحلیلگران گاردین بر این باورند که انگیزههای مالی قوی پشت انتشار این محتوا وجود دارد. گزارش تأکید میکند که این رویکرد کاسبکارانه، اینترنت را از یک ابزار اطلاعرسانی به بازاری آشفته از محتوای جعلی تبدیل کرده که در آن تشخیص حقیقت از مجاز برای کاربر عادی تقریباً ناممکن شده است.
📌 در نهایت، نویسنده هشدار میدهد که عادیسازی این سطح از آلودگی بصری و محتوایی، تهدیدی جدی برای آینده اکوسیستم اطلاعاتی جهان محسوب میشود. به زعم کارشناسان ، اگر پلتفرمهای بزرگ فناوری مسئولیتپذیری بیشتری در قبال پالایش ورودیهای هوش مصنوعی نشان ندهند، فرسایش اعتماد عمومی تسریع شده و اینترنت کارکرد اصلی خود را بهعنوان منبعی قابل اتکا از دست خواهد داد؛ رخدادی که در آن محتوای انسانی ارزشمند در زیر آواری از تصاویر بیمعنی دفن خواهد شد.
@InstituteRastak
🔹 سایت گاردین در گزارشی تحلیلی و انتقادی به قلم نویسندگان حوزه فناوری، به بررسی پدیدهای نوظهور و بحثبرانگیز در فضای مجازی پرداخته که تحت عنوان «محتوای بی کیفیت هوش مصنوعی» (AI Slop) شناخته میشود و چگونگی تسخیر اینترنت توسط این محتوا را تشریح میکند.
🔹 بنا بر استدلال نویسندگان این گزارش، فضای وب که روزگاری بستری برای خلاقیت انسانی بود، اکنون با سیلی از تصاویر عجیب و بیپایه اشباع شده است. نگارنده تصریح میکند که این محتواها اگرچه در نگاه نخست مضحک یا بیمعنی به نظر میرسند، اما نشانگر یک تغییر پارادایم خطرناک در تولید محتوا هستند؛ جایی که ابزارهای هوش مصنوعی مولد بدون هیچگونه نظارت کیفی یا منطق زیباییشناختی، صرفاً برای جلب توجه لحظهای الگوریتمها، حجم عظیمی از دادههای بصری بی کیفیت را تولید و منتشر میکنند.
🔹 این گزارش خاطرنشان میسازد که موتور محرک اصلی این جریان، نه تقاضای واقعی کاربران، بلکه ضعفهای ساختاری در الگوریتمهای پلتفرمهای اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام است. تحقیقات مورد استناد در این مقاله نشان میدهند که چرخه تعاملی این تصاویر اغلب مصنوعی است؛ به طوری که بسیاری از لایکها و کامنتهای تحسینآمیز پای این پستها توسط باتهای دیگر ثبت میشوند.
🔹 این پدیده که نظریه «اینترنت مرده» را تقویت میکند، فضایی را ترسیم کرده که در آن ماشینها برای ماشینهای دیگر محتوا تولید میکنند و کاربران انسانی، بهویژه سالمندان و افراد کمسواد در حوزه دیجیتال، تنها قربانیان فریبخورده این نمایش توهمآمیز هستند.
🔹 از منظر اقتصادِ توجه، تحلیلگران گاردین بر این باورند که انگیزههای مالی قوی پشت انتشار این محتوا وجود دارد. گزارش تأکید میکند که این رویکرد کاسبکارانه، اینترنت را از یک ابزار اطلاعرسانی به بازاری آشفته از محتوای جعلی تبدیل کرده که در آن تشخیص حقیقت از مجاز برای کاربر عادی تقریباً ناممکن شده است.
📌 در نهایت، نویسنده هشدار میدهد که عادیسازی این سطح از آلودگی بصری و محتوایی، تهدیدی جدی برای آینده اکوسیستم اطلاعاتی جهان محسوب میشود. به زعم کارشناسان ، اگر پلتفرمهای بزرگ فناوری مسئولیتپذیری بیشتری در قبال پالایش ورودیهای هوش مصنوعی نشان ندهند، فرسایش اعتماد عمومی تسریع شده و اینترنت کارکرد اصلی خود را بهعنوان منبعی قابل اتکا از دست خواهد داد؛ رخدادی که در آن محتوای انسانی ارزشمند در زیر آواری از تصاویر بیمعنی دفن خواهد شد.
@InstituteRastak
🔻منفورترین نام جهان؛ سقوط برند «رژیم صهیونیستی» به قعر جدول جهانی
#تحلیل_بینالملل
#میدل_ایست_آی
#انزوای_جهانی
#جنگ_نرم
🔹 وبسایت «میدلایست آی» با استناد به گزارش جدید مؤسسه تحقیقاتی «BrandIL»، از فروپاشی کامل وجهه عمومی رژیم صهیونیستی در سطح جهان خبر میدهد. برای دومین سال پیاپی، این رژیم در «شاخص برند ملی» (NBI) در رتبه آخر جهان قرار گرفته است؛ جایگاهی پایینتر از روسیه، اوکراین و حتی کنیا.
🔹 تعمیم نفرت از حکومت به تمامی صهیونیستها: این گزارش به یک تغییر خطرناک برای صهیونیستها اشاره میکند: موج نفرت جهانی از سطح «کابینه و ارتش» فراتر رفته و اکنون «ساکنان سرزمینهای اشغالی» را نیز هدف قرار داده است. صهیونیستها در حال تبدیل شدن به «عنصر نامطلوب» در سطح بینالمللی هستند.
🔹 تحریم کالایی: در شاخص ذهنیت جهانی نسبت به صادرات و محصولات، رژیم صهیونیستی در پایینترین رتبه جهانی قرار گرفته است. این امر نشاندهنده موفقیت جنبشهای تحریم و امتناع مصرفکنندگان جهانی از خرید کالاهای ساخت این رژیم است.
🔹 نسل زد و بحران مشروعیت: گزارش تأکید میکند که نسل جدید (نسل زد ) در سراسر جهان، اساس موجودیت این رژیم را «نامشروع» و «استعماری» میداند.
🔹 سقوط در آمریکا و اروپا: با استناد به نظرسنجیهای «پیو» و «یوگاو»، حمایت از این رژیم در اروپا به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده و در آمریکا نیز ۵۳ درصد مردم دیدگاه منفی نسبت به آن دارند.
📌 میدلایست آی این گزارش را در قالب «هزینههای پنهان جنگ» منتشر کرده است. این رسانه با تمرکز بر مفهوم «برند ملی»، تلاش میکند نشان دهد که خسارتهای جنگ غزه فراتر از میدان نبرد و سیاست است و به لایههای زیرین اقتصاد، گردشگری و تعاملات انسانی نفوذ کرده است. این گزارش یک گزاره راهبردی را اثبات میکند: پایان اسطوره تفکیک. سالهاست ماشین تبلیغاتی غرب تلاش میکند بین «سیاستهای کابینه اسرائیل» و «جامعه اسرائیل» تفکیک قائل شود تا از نفرت عمومی بکاهد. اما این گزارش نشان میدهد که جنایات دو سال اخیر، این دیوار حائل را فرو ریخته و افکار عمومی جهان، این رژیم را به عنوان یک موجودیت واحد جنایتکار طرد کرده است.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#میدل_ایست_آی
#انزوای_جهانی
#جنگ_نرم
🔹 وبسایت «میدلایست آی» با استناد به گزارش جدید مؤسسه تحقیقاتی «BrandIL»، از فروپاشی کامل وجهه عمومی رژیم صهیونیستی در سطح جهان خبر میدهد. برای دومین سال پیاپی، این رژیم در «شاخص برند ملی» (NBI) در رتبه آخر جهان قرار گرفته است؛ جایگاهی پایینتر از روسیه، اوکراین و حتی کنیا.
🔹 تعمیم نفرت از حکومت به تمامی صهیونیستها: این گزارش به یک تغییر خطرناک برای صهیونیستها اشاره میکند: موج نفرت جهانی از سطح «کابینه و ارتش» فراتر رفته و اکنون «ساکنان سرزمینهای اشغالی» را نیز هدف قرار داده است. صهیونیستها در حال تبدیل شدن به «عنصر نامطلوب» در سطح بینالمللی هستند.
🔹 تحریم کالایی: در شاخص ذهنیت جهانی نسبت به صادرات و محصولات، رژیم صهیونیستی در پایینترین رتبه جهانی قرار گرفته است. این امر نشاندهنده موفقیت جنبشهای تحریم و امتناع مصرفکنندگان جهانی از خرید کالاهای ساخت این رژیم است.
🔹 نسل زد و بحران مشروعیت: گزارش تأکید میکند که نسل جدید (نسل زد ) در سراسر جهان، اساس موجودیت این رژیم را «نامشروع» و «استعماری» میداند.
🔹 سقوط در آمریکا و اروپا: با استناد به نظرسنجیهای «پیو» و «یوگاو»، حمایت از این رژیم در اروپا به پایینترین سطح تاریخی خود رسیده و در آمریکا نیز ۵۳ درصد مردم دیدگاه منفی نسبت به آن دارند.
📌 میدلایست آی این گزارش را در قالب «هزینههای پنهان جنگ» منتشر کرده است. این رسانه با تمرکز بر مفهوم «برند ملی»، تلاش میکند نشان دهد که خسارتهای جنگ غزه فراتر از میدان نبرد و سیاست است و به لایههای زیرین اقتصاد، گردشگری و تعاملات انسانی نفوذ کرده است. این گزارش یک گزاره راهبردی را اثبات میکند: پایان اسطوره تفکیک. سالهاست ماشین تبلیغاتی غرب تلاش میکند بین «سیاستهای کابینه اسرائیل» و «جامعه اسرائیل» تفکیک قائل شود تا از نفرت عمومی بکاهد. اما این گزارش نشان میدهد که جنایات دو سال اخیر، این دیوار حائل را فرو ریخته و افکار عمومی جهان، این رژیم را به عنوان یک موجودیت واحد جنایتکار طرد کرده است.
@InstituteRastak
👎1
🔻 قمار خطرناک تلآویو در شاخ آفریقا؛ اجماع عربی علیه «شکستن مرزها»
🔹 رسانه صهیونیستی «معاریو» در گزارشی با لحنی نگرانکننده به واکنش تند و کمسابقه جهان عرب و اسلامی نسبت به تصمیم اسرائیل برای بهرسمیت شناختن «سومالیلند» پرداخته و اذعان میکند که این اقدام، موجی از خشم دیپلماتیک را از قاهره تا ریاض و از آنکارا تا جاکارتا برانگیخته است؛ موجی که تلآویو آن را «تهدیدی برای ثبات منطقهای و بینالمللی» توصیف میکند.
🔹 بر اساس این گزارش، ۲۱ کشور عربی بههمراه سازمان همکاری اسلامی در بیانیهای مشترک، اقدام اسرائیل را «نقض آشکار حقوق بینالملل» و «بدعتی خطرناک» خواندهاند که میتواند اصل حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها را در سطح جهانی تضعیف کند؛ مفهومی که خود اسرائیل سالها مدعی پایبندی به آن بوده است.
🔹 نویسنده معاریو تأکید میکند که نگرانی اصلی کشورهای عربی صرفاً به سومالی محدود نمیشود، بلکه این ترس وجود دارد که اسرائیل با مشروعیتبخشی به پروژههای جداییطلبانه، الگویی تازه برای بازترسیم مرزها از بیرون ایجاد کند، الگویی که میتواند دامن بسیاری از کشورهای شکننده منطقه را بگیرد.
🔹 در بخش دیگری از گزارش آمده است که مقامات سومالی این تصمیم را «حمله مستقیم به حاکمیت ملی» دانسته و هشدار دادهاند که اجازه ایجاد پایگاههای نظامی خارجی یا تبدیل خاک سومالی به میدان رقابتهای نیابتی داده نخواهد شد، هشداری که بهطور ضمنی، حضور و اهداف امنیتی اسرائیل در دریای سرخ و شاخ آفریقا را نشانه گرفته است.
🔹 معاریو همچنین اعتراف میکند که حتی متحدان غربی تلآویو از جمله ایالات متحده، حاضر نشدهاند از این تصمیم پیروی کنند؛ موضوعی که از انزوای نسبی اسرائیل در این پرونده پرده برمیدارد و نشان میدهد قمار سومالیلند، بیش از آنکه دستاورد دیپلماتیک باشد، هزینهساز بوده است.
📌 در پایان، گزارش با اشاره به برگزاری نشست اضطراری اتحادیه عرب و رایزنی برای پاسخهای هماهنگ منطقهای، تلویحاً میپذیرد که اسرائیل با این اقدام، نهتنها جبههای تازه از مخالفت سیاسی را گشوده، بلکه ناخواسته خود را در جایگاه متهم اصلی «بیثباتسازی نظم بینالملل» قرار داده است؛ نظمی که تلآویو معمولاً تنها زمانی به آن استناد میکند که به نفعش باشد.
@InstituteRastak
🔹 رسانه صهیونیستی «معاریو» در گزارشی با لحنی نگرانکننده به واکنش تند و کمسابقه جهان عرب و اسلامی نسبت به تصمیم اسرائیل برای بهرسمیت شناختن «سومالیلند» پرداخته و اذعان میکند که این اقدام، موجی از خشم دیپلماتیک را از قاهره تا ریاض و از آنکارا تا جاکارتا برانگیخته است؛ موجی که تلآویو آن را «تهدیدی برای ثبات منطقهای و بینالمللی» توصیف میکند.
🔹 بر اساس این گزارش، ۲۱ کشور عربی بههمراه سازمان همکاری اسلامی در بیانیهای مشترک، اقدام اسرائیل را «نقض آشکار حقوق بینالملل» و «بدعتی خطرناک» خواندهاند که میتواند اصل حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها را در سطح جهانی تضعیف کند؛ مفهومی که خود اسرائیل سالها مدعی پایبندی به آن بوده است.
🔹 نویسنده معاریو تأکید میکند که نگرانی اصلی کشورهای عربی صرفاً به سومالی محدود نمیشود، بلکه این ترس وجود دارد که اسرائیل با مشروعیتبخشی به پروژههای جداییطلبانه، الگویی تازه برای بازترسیم مرزها از بیرون ایجاد کند، الگویی که میتواند دامن بسیاری از کشورهای شکننده منطقه را بگیرد.
🔹 در بخش دیگری از گزارش آمده است که مقامات سومالی این تصمیم را «حمله مستقیم به حاکمیت ملی» دانسته و هشدار دادهاند که اجازه ایجاد پایگاههای نظامی خارجی یا تبدیل خاک سومالی به میدان رقابتهای نیابتی داده نخواهد شد، هشداری که بهطور ضمنی، حضور و اهداف امنیتی اسرائیل در دریای سرخ و شاخ آفریقا را نشانه گرفته است.
🔹 معاریو همچنین اعتراف میکند که حتی متحدان غربی تلآویو از جمله ایالات متحده، حاضر نشدهاند از این تصمیم پیروی کنند؛ موضوعی که از انزوای نسبی اسرائیل در این پرونده پرده برمیدارد و نشان میدهد قمار سومالیلند، بیش از آنکه دستاورد دیپلماتیک باشد، هزینهساز بوده است.
📌 در پایان، گزارش با اشاره به برگزاری نشست اضطراری اتحادیه عرب و رایزنی برای پاسخهای هماهنگ منطقهای، تلویحاً میپذیرد که اسرائیل با این اقدام، نهتنها جبههای تازه از مخالفت سیاسی را گشوده، بلکه ناخواسته خود را در جایگاه متهم اصلی «بیثباتسازی نظم بینالملل» قرار داده است؛ نظمی که تلآویو معمولاً تنها زمانی به آن استناد میکند که به نفعش باشد.
@InstituteRastak
🔻سایت شورای روابط خارجی در گزارشی جامع تحت عنوان «تصویر امنیت جهانی در آستانه ۲۰۲۶» و با استناد به یافتههای «نظرسنجی اولویتهای پیشگیرانه»، به ترسیم چشماندازی نگرانکننده از وضعیت ثبات بینالمللی پرداخته و هدف اصلی خود را شناسایی زودهنگام کانونهای بحران برای یاری رساندن به اولویتبندیهای پیشگیرانه در سیاست خارجی ایالات متحده اعلام کرده است.
🔹تدوینکنندگان این گزارش با اشاره به مشارکت بیش از ۶۰۰ کارشناس و تحلیلگر در ارزیابی ۳۰ سناریوی امنیتی، تصریح میکنند که فضای تصمیمگیری راهبردی برای واشنگتن با کاهش چشمگیر حاشیه اطمینان مواجه شده است؛ چرا که قرار گرفتن پنج سناریوی خطرناک در بالاترین سطح ترکیبی «احتمال وقوع» و «شدت تأثیر»، نشاندهنده پتانسیل بالای غافلگیری استراتژیک و افزایش ریسک منازعات مسلحانه در سال پیش رو است.
🔹این سند تحلیلی در تشریح جغرافیای تهدیدات، خاورمیانه را همچنان به عنوان یکی از کانونهای اصلی تنش معرفی کرده و با برشمردن شش سناریوی کلیدی—که همگی از درگیریهای غزه و لبنان تا تقابل ایران و اسرائیل، به نوعی با تلآویو پیوند خوردهاند—خاطرنشان میسازد که به موازات این تهدیدات، قاره آفریقا با دربرگرفتن نُه سناریوی بحرانی و احتمال بالای تشدید جنگ سودان، بیشترین سهم کمی را در نقشه بیثباتی جهانی داراست.
📌 کارشناسان ضمن هشدار نسبت به تهدیدات سیستمیک ناشی از رقابت قدرتهای بزرگ، تأکید دارند که متغیرهایی نظیر بحران تنگه تایوان، درگیری مستقیم ناتو و روسیه، و حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی، ظرفیت بیثباتسازی نظام بینالملل را دارند و ایالات متحده باید با بهرهگیری از اهرمهای نفوذ خود در پروندههای کلیدی، رویکرد خود را از واکنشهای دیرهنگام و پرهزینه به سمت راهبردهای پیشگیرانه و دیپلماتیک تغییر دهد.
@InstituteRastak
🔹تدوینکنندگان این گزارش با اشاره به مشارکت بیش از ۶۰۰ کارشناس و تحلیلگر در ارزیابی ۳۰ سناریوی امنیتی، تصریح میکنند که فضای تصمیمگیری راهبردی برای واشنگتن با کاهش چشمگیر حاشیه اطمینان مواجه شده است؛ چرا که قرار گرفتن پنج سناریوی خطرناک در بالاترین سطح ترکیبی «احتمال وقوع» و «شدت تأثیر»، نشاندهنده پتانسیل بالای غافلگیری استراتژیک و افزایش ریسک منازعات مسلحانه در سال پیش رو است.
🔹این سند تحلیلی در تشریح جغرافیای تهدیدات، خاورمیانه را همچنان به عنوان یکی از کانونهای اصلی تنش معرفی کرده و با برشمردن شش سناریوی کلیدی—که همگی از درگیریهای غزه و لبنان تا تقابل ایران و اسرائیل، به نوعی با تلآویو پیوند خوردهاند—خاطرنشان میسازد که به موازات این تهدیدات، قاره آفریقا با دربرگرفتن نُه سناریوی بحرانی و احتمال بالای تشدید جنگ سودان، بیشترین سهم کمی را در نقشه بیثباتی جهانی داراست.
📌 کارشناسان ضمن هشدار نسبت به تهدیدات سیستمیک ناشی از رقابت قدرتهای بزرگ، تأکید دارند که متغیرهایی نظیر بحران تنگه تایوان، درگیری مستقیم ناتو و روسیه، و حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی، ظرفیت بیثباتسازی نظام بینالملل را دارند و ایالات متحده باید با بهرهگیری از اهرمهای نفوذ خود در پروندههای کلیدی، رویکرد خود را از واکنشهای دیرهنگام و پرهزینه به سمت راهبردهای پیشگیرانه و دیپلماتیک تغییر دهد.
@InstituteRastak
🔻 شکاف در اسطوره برتری نظامی؛ اعتراف رسمی پنتاگون به ناکارآمدی پروژه F-35
🔹 یک گزارش رسمی منتشرشده از سوی نهاد بازرسی وزارت دفاع آمریکا که به نقل از خبرگزاری رویترز در رسانههای عبری بازتاب یافته، پرده از ناکارآمدی ساختاری در برنامه جنگندههای F-35 برداشته است؛ برنامهای که بهعنوان بزرگترین و پرهزینهترین پروژه تسلیحاتی تاریخ ایالات متحده معرفی میشود و نقش محوری در دکترین بازدارندگی آمریکا و متحدانش از جمله اسرائیل، ایفا میکند.
🔹 بر اساس این گزارش، ناوگان جنگندههای F-35 در سال ۲۰۲۴ تنها حدود ۵۰ درصد از زمان پیشبینیشده در وضعیت عملیاتی قرار داشتهاند؛ رقمی که ۱۷ درصد پایینتر از حداقل سطح آمادگی تعریفشده توسط خود پنتاگون است. این داده آماری، بهروشنی نشاندهنده شکاف عمیق میان توان تبلیغشده و واقعیت میدانی این سامانه پیشرفته تسلیحاتی است.
🔹 گزارش تأکید میکند که ریشه اصلی این ناکارآمدی، نه در نقصهای مقطعی، بلکه در چارچوب قراردادی معیوب میان وزارت دفاع آمریکا و شرکت سازنده، یعنی لاکهیدمارتین نهفته است. به اذعان بازرس پنتاگون، قرارداد منعقدشده فاقد شاخصهای الزامآور برای سنجش آمادگی عملیاتی، ارزیابی عملکرد و حتی الزامات دقیق برای انجام آزمونهای فنی و گزارشدهی داراییهای دولتی بوده است.
🔹 در نتیجه این خلأ نظارتی، پنتاگون ناچار شده است حدود ۱.۷ میلیارد دلار به این شرکت پرداخت کند، بیآنکه توجیه اقتصادی یا بازده عملیاتی متناسبی دریافت کرده باشد. این رقم، صرفا یک زیان مالی نیست، بلکه نشانهای از الگوی تثبیتشدهای است که در آن صنایع نظامی بزرگ، عملا از سازوکارهای پاسخگویی مصون میمانند.
🔹 اهمیت این اعتراف زمانی دوچندان میشود که گزارش یادآوری میکند هزینه کلی خرید، نگهداری و بهرهبرداری از F-35 در افق بلندمدت، بیش از ۲ تریلیون دلار برآورد شده است. بدین ترتیب، ناکارآمدی گزارششده نه یک اختلال محدود، بلکه بحرانی ساختاری در پرچمدار توان هوایی غرب محسوب میشود.
📌 این گزارش، از منظر راهبردی، حامل پیام نگرانکنندهای برای متحدان آمریکا، بهویژه اسرائیل است؛ رژیمی که بخش مهمی از برتری هوایی و دکترین امنیتی خود را بر اتکای به این جنگنده بنا کرده است. اعتراف رسمی پنتاگون به زمینگیر بودن نیمی از ناوگان F-35، عملا روایت مسلط درباره «برتری کیفی مطلق» را با تردیدهای جدی مواجه میکند و نشان میدهد فاصله میان بازنمایی تبلیغاتی و واقعیت عملیاتی، بیش از آن است که بتوان نادیده گرفت.
@InstituteRastak
🔹 یک گزارش رسمی منتشرشده از سوی نهاد بازرسی وزارت دفاع آمریکا که به نقل از خبرگزاری رویترز در رسانههای عبری بازتاب یافته، پرده از ناکارآمدی ساختاری در برنامه جنگندههای F-35 برداشته است؛ برنامهای که بهعنوان بزرگترین و پرهزینهترین پروژه تسلیحاتی تاریخ ایالات متحده معرفی میشود و نقش محوری در دکترین بازدارندگی آمریکا و متحدانش از جمله اسرائیل، ایفا میکند.
🔹 بر اساس این گزارش، ناوگان جنگندههای F-35 در سال ۲۰۲۴ تنها حدود ۵۰ درصد از زمان پیشبینیشده در وضعیت عملیاتی قرار داشتهاند؛ رقمی که ۱۷ درصد پایینتر از حداقل سطح آمادگی تعریفشده توسط خود پنتاگون است. این داده آماری، بهروشنی نشاندهنده شکاف عمیق میان توان تبلیغشده و واقعیت میدانی این سامانه پیشرفته تسلیحاتی است.
🔹 گزارش تأکید میکند که ریشه اصلی این ناکارآمدی، نه در نقصهای مقطعی، بلکه در چارچوب قراردادی معیوب میان وزارت دفاع آمریکا و شرکت سازنده، یعنی لاکهیدمارتین نهفته است. به اذعان بازرس پنتاگون، قرارداد منعقدشده فاقد شاخصهای الزامآور برای سنجش آمادگی عملیاتی، ارزیابی عملکرد و حتی الزامات دقیق برای انجام آزمونهای فنی و گزارشدهی داراییهای دولتی بوده است.
🔹 در نتیجه این خلأ نظارتی، پنتاگون ناچار شده است حدود ۱.۷ میلیارد دلار به این شرکت پرداخت کند، بیآنکه توجیه اقتصادی یا بازده عملیاتی متناسبی دریافت کرده باشد. این رقم، صرفا یک زیان مالی نیست، بلکه نشانهای از الگوی تثبیتشدهای است که در آن صنایع نظامی بزرگ، عملا از سازوکارهای پاسخگویی مصون میمانند.
🔹 اهمیت این اعتراف زمانی دوچندان میشود که گزارش یادآوری میکند هزینه کلی خرید، نگهداری و بهرهبرداری از F-35 در افق بلندمدت، بیش از ۲ تریلیون دلار برآورد شده است. بدین ترتیب، ناکارآمدی گزارششده نه یک اختلال محدود، بلکه بحرانی ساختاری در پرچمدار توان هوایی غرب محسوب میشود.
📌 این گزارش، از منظر راهبردی، حامل پیام نگرانکنندهای برای متحدان آمریکا، بهویژه اسرائیل است؛ رژیمی که بخش مهمی از برتری هوایی و دکترین امنیتی خود را بر اتکای به این جنگنده بنا کرده است. اعتراف رسمی پنتاگون به زمینگیر بودن نیمی از ناوگان F-35، عملا روایت مسلط درباره «برتری کیفی مطلق» را با تردیدهای جدی مواجه میکند و نشان میدهد فاصله میان بازنمایی تبلیغاتی و واقعیت عملیاتی، بیش از آن است که بتوان نادیده گرفت.
@InstituteRastak
🔻سقوط اعتماد به احزاب در سرزمینهای اشغالی
#تحلیل_بینالملل
#تایمز_اسرائیل
#بحران_مشروعیت
#نظرسنجی
🔹 تایمز اسرائیل با بازنشر گزارش سالانه «شاخص دموکراسی» مؤسسه دموکراسی اسرائیل از فروپاشی بیسابقه اعتماد عمومی به ساختار حزبی و سیاسی رژیم صهیونیستی در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ خبر میدهد.
🔹 بیاعتمادی به احزاب: تنها ۲۶ درصد از ساکنان اراضی اشغالی معتقدند حزبی وجود دارد که دیدگاههای آنها را نمایندگی میکند؛ این پایینترین رقم ثبت شده از سال ۲۰۰۳ تاکنون است. این یعنی سه چهارم جامعه صهیونیستی، خود را در ساختار سیاسی موجود «بینماینده» و سرگردان میبینند.
🔹 شکاف فرقهای: در حالی که ۸۶ درصد از یهودیان حریدی (ارتدوکس) از نمایندگی سیاسی خود راضی هستند، این رقم در میان سکولارها و ملی-مذهبیها سقوط کرده است. این نشان میدهد که سیستم سیاسی فعلی، عمدتاً در خدمت اقلیت مذهبی تندرو است و بدنه اصلی جامعه را رها کرده است.
🔹 بحران اعتماد به نهادها: اعتماد به احزاب سیاسی به رقم فاجعهبار ۱۰ درصد و اعتماد به کنست (پارلمان) به ۱۸ درصد و کابینه به ۲۵ درصد رسیده است؛ وضعیتی که نشاندهنده ناامیدی کامل از سیاستمداران است.
🔹 هراس از تقلب داخلی: ۵۸ درصد از یهودیان نگران دخالتهای «داخلی» در نتایج انتخابات هستند؛ آماری که نشاندهنده اوج بیاعتمادی به سلامت سیستم و هراس از دستکاری نتایج توسط کابینه نتانیاهو است.
📌 تایمز اسرائیل این گزارش را در قالب «هشدار درباره خلأ سیاسی» منتشر کرده است. این رسانه با برجسته کردن رضایت بالای حریدیها در برابر نارضایتی سکولارها، به طور ضمنی هشدار میدهد که ساختار سیاسی رژیم توسط یک اقلیت مذهبی «تسخیر» شده و اکثریت جامعه (به ویژه طبقه متوسط و میانهرو) به حاشیه رانده شدهاند. از منظر تحلیلی، این گزارش اعترافی صریح به عدم مشروعیت دموکراسی ادعایی صهیونیستهاست. وقتی ۹۰ درصد جامعه به احزاب خود اعتماد ندارند، یعنی سیستم سیاسی مشروعیت خود را برای «نمایندگی مردم» از دست داده و صرفاً به ماشینی برای توزیع رانت بین گروههای ذینفوذ تبدیل شده است. این گسست میان «جامعه» و «حاکمیت»، پاشنه آشیل رژیم صهیونیستی در هر بحران آتی خواهد بود.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#تایمز_اسرائیل
#بحران_مشروعیت
#نظرسنجی
🔹 تایمز اسرائیل با بازنشر گزارش سالانه «شاخص دموکراسی» مؤسسه دموکراسی اسرائیل از فروپاشی بیسابقه اعتماد عمومی به ساختار حزبی و سیاسی رژیم صهیونیستی در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ خبر میدهد.
🔹 بیاعتمادی به احزاب: تنها ۲۶ درصد از ساکنان اراضی اشغالی معتقدند حزبی وجود دارد که دیدگاههای آنها را نمایندگی میکند؛ این پایینترین رقم ثبت شده از سال ۲۰۰۳ تاکنون است. این یعنی سه چهارم جامعه صهیونیستی، خود را در ساختار سیاسی موجود «بینماینده» و سرگردان میبینند.
🔹 شکاف فرقهای: در حالی که ۸۶ درصد از یهودیان حریدی (ارتدوکس) از نمایندگی سیاسی خود راضی هستند، این رقم در میان سکولارها و ملی-مذهبیها سقوط کرده است. این نشان میدهد که سیستم سیاسی فعلی، عمدتاً در خدمت اقلیت مذهبی تندرو است و بدنه اصلی جامعه را رها کرده است.
🔹 بحران اعتماد به نهادها: اعتماد به احزاب سیاسی به رقم فاجعهبار ۱۰ درصد و اعتماد به کنست (پارلمان) به ۱۸ درصد و کابینه به ۲۵ درصد رسیده است؛ وضعیتی که نشاندهنده ناامیدی کامل از سیاستمداران است.
🔹 هراس از تقلب داخلی: ۵۸ درصد از یهودیان نگران دخالتهای «داخلی» در نتایج انتخابات هستند؛ آماری که نشاندهنده اوج بیاعتمادی به سلامت سیستم و هراس از دستکاری نتایج توسط کابینه نتانیاهو است.
📌 تایمز اسرائیل این گزارش را در قالب «هشدار درباره خلأ سیاسی» منتشر کرده است. این رسانه با برجسته کردن رضایت بالای حریدیها در برابر نارضایتی سکولارها، به طور ضمنی هشدار میدهد که ساختار سیاسی رژیم توسط یک اقلیت مذهبی «تسخیر» شده و اکثریت جامعه (به ویژه طبقه متوسط و میانهرو) به حاشیه رانده شدهاند. از منظر تحلیلی، این گزارش اعترافی صریح به عدم مشروعیت دموکراسی ادعایی صهیونیستهاست. وقتی ۹۰ درصد جامعه به احزاب خود اعتماد ندارند، یعنی سیستم سیاسی مشروعیت خود را برای «نمایندگی مردم» از دست داده و صرفاً به ماشینی برای توزیع رانت بین گروههای ذینفوذ تبدیل شده است. این گسست میان «جامعه» و «حاکمیت»، پاشنه آشیل رژیم صهیونیستی در هر بحران آتی خواهد بود.
@InstituteRastak
🔻روایت رسانههایی صهیونیستی از بازگشت نتانیاهو به سیاست شکستخورده
🔹گزارش بهروشنی در چارچوب «بازگشت به سیاست شکستخورده» نوشته شده است. نویسنده از ابتدا تا انتها، نتانیاهو را بهعنوان سیاستمداری تصویر میکند که از تجربههای شکستخورده گذشته درس نمیگیرد، فاقد چشمانداز سیاسی است و بحران را بهجای حلکردن، مدیریت و تعلیق میکند. در این چارچوب، سفر نتانیاهو به آمریکا نه یک ابتکار دیپلماتیک، بلکه تکرار یک الگوی فرسوده معرفی میشود؛ الگویی که نتیجهاش از پیش معلوم است.
گزارش بر سه گزاره اصلی استوار است:
🔹الف) عامل اصلی ۷ اکتبر
گزارش بیان میکند که مهار حماس بدون راهحل سیاسی، اتکا به بهبود اقتصادی بهعنوان ابزار بازدارندگی و فقدان استراتژی بلندمدت درباره مسئله فلسطین بهطور مستقیم یا غیرمستقیم زمینهساز ۷ اکتبر بوده است. در این روایت، ۷ اکتبر نه یک حادثه ناگهانی، بلکه پیامد طبیعی انباشت خطاهای سیاسی معرفی میشود.
🔹ب) ناتوانی نتانیاهو در ساخت «سیاست واقعی»
نویسنده تأکید میکند که پس از ۷ اکتبر نیز نتانیاهو از بحث درباره «روز بعد» فرار کرده و ایدههایی مبهم و غیرقابل اجرا (مانند طرح مهاجرت داوطلبانه) را جایگزین سیاست کرده است. در این تحلیل، مشکل اصلی نه فقط محتوای سیاستها، بلکه خلأ سیاستگذاری است.
🔹ج) تداوم جنگ بهعنوان هدف پنهان
گزارش «طرح پنجمادهای» را نه راهحل، بلکه ابزاری برای تداوم جنگ، جلوگیری از ورود به فرآیند سیاسی و حفظ وضعیت اضطراری دائمی میداند. جنگ در این روایت، از ابزار امنیتی به ابزار بقا و تداوم قدرت سیاسی تبدیل شده است.
🔹گزارش، رابطه نتانیاهو با آمریکا را از موضع ضعف ترسیم میکند:
آمریکا از سیاستهای اسرائیل خسته و بیانگیزه و نتانیاهو در سفر قبلی خود تحقیر شده است؛ لذا نخستوزیر رژیم صهیونیستی ناچار به پذیرش طرحهایی خلاف خواستش (همچون تشکیل کشور فلسطینی) شده است. در این چارچوب، آمریکا نه شریک همسطح، بلکه بازیگر مسلطی است که در نبود ابتکار سیاسی از سوی رژیم صهیونیستی، شروط خود را تحمیل میکند.
🔹یکی از عناصر مهم گزارش، تفکیک ظاهری و واقعی قدرت در کابینه است. وزیر جنگ رسمی (کاتز) بهعنوان چهرهای نمایشی و اسموتریچ بهعنوان تصمیمگیر واقعی معرفی میشوند. این بخش، دولت را گرفتار اسارت ایدئولوژیک جریان شهرکساز نشان میدهد و شهرکسازی در غزه را اوج بیعقلی سیاسی میداند.
🔹گزارش بر چند فرض اساسی بنا شده است:
بدون افق سیاسی، امنیت پایدار ممکن نیست.
همکاری آمریکا وابسته به ارائه راهحل سیاسی است، نه صرفاً تهدیدسازی.
ادامه جنگ به تضعیف موقعیت بینالمللی رژیم صهیونیستی میانجامد.
ائتلاف منطقهای (بهویژه با عربستان) کلید مهار ایران و نیروهای نیابتی نامیده میشود.
این مفروضات، گزارش را در اردوگاه واقعگرایی سیاسی منتقد راستگرایی امنیتی قرار میدهد.
🔹این گزارش بیش از آنکه صرفاً نقد یک سفر دیپلماتیک باشد، نقدی بر یک الگوی حکمرانی است. الگوی نتانیاهو در این روایت، ترکیبی است از:
تعلیق دائمی تصمیمهای سیاسی،
اتکای افراطی به زور نظامی،
و فرار از مواجهه با واقعیتهای ساختاری مسئله فلسطین.
📌پیام نهایی گزارش روشن است: تا زمانی که سیاست جایگزین شعار نشود و افق سیاسی جایگزین جنگ نگردد، هر سفر، هر تهدید و هر عملیات نظامی، فقط تکرار شکستهای گذشته خواهد بود.
@InstituteRastak
🔹گزارش بهروشنی در چارچوب «بازگشت به سیاست شکستخورده» نوشته شده است. نویسنده از ابتدا تا انتها، نتانیاهو را بهعنوان سیاستمداری تصویر میکند که از تجربههای شکستخورده گذشته درس نمیگیرد، فاقد چشمانداز سیاسی است و بحران را بهجای حلکردن، مدیریت و تعلیق میکند. در این چارچوب، سفر نتانیاهو به آمریکا نه یک ابتکار دیپلماتیک، بلکه تکرار یک الگوی فرسوده معرفی میشود؛ الگویی که نتیجهاش از پیش معلوم است.
گزارش بر سه گزاره اصلی استوار است:
🔹الف) عامل اصلی ۷ اکتبر
گزارش بیان میکند که مهار حماس بدون راهحل سیاسی، اتکا به بهبود اقتصادی بهعنوان ابزار بازدارندگی و فقدان استراتژی بلندمدت درباره مسئله فلسطین بهطور مستقیم یا غیرمستقیم زمینهساز ۷ اکتبر بوده است. در این روایت، ۷ اکتبر نه یک حادثه ناگهانی، بلکه پیامد طبیعی انباشت خطاهای سیاسی معرفی میشود.
🔹ب) ناتوانی نتانیاهو در ساخت «سیاست واقعی»
نویسنده تأکید میکند که پس از ۷ اکتبر نیز نتانیاهو از بحث درباره «روز بعد» فرار کرده و ایدههایی مبهم و غیرقابل اجرا (مانند طرح مهاجرت داوطلبانه) را جایگزین سیاست کرده است. در این تحلیل، مشکل اصلی نه فقط محتوای سیاستها، بلکه خلأ سیاستگذاری است.
🔹ج) تداوم جنگ بهعنوان هدف پنهان
گزارش «طرح پنجمادهای» را نه راهحل، بلکه ابزاری برای تداوم جنگ، جلوگیری از ورود به فرآیند سیاسی و حفظ وضعیت اضطراری دائمی میداند. جنگ در این روایت، از ابزار امنیتی به ابزار بقا و تداوم قدرت سیاسی تبدیل شده است.
🔹گزارش، رابطه نتانیاهو با آمریکا را از موضع ضعف ترسیم میکند:
آمریکا از سیاستهای اسرائیل خسته و بیانگیزه و نتانیاهو در سفر قبلی خود تحقیر شده است؛ لذا نخستوزیر رژیم صهیونیستی ناچار به پذیرش طرحهایی خلاف خواستش (همچون تشکیل کشور فلسطینی) شده است. در این چارچوب، آمریکا نه شریک همسطح، بلکه بازیگر مسلطی است که در نبود ابتکار سیاسی از سوی رژیم صهیونیستی، شروط خود را تحمیل میکند.
🔹یکی از عناصر مهم گزارش، تفکیک ظاهری و واقعی قدرت در کابینه است. وزیر جنگ رسمی (کاتز) بهعنوان چهرهای نمایشی و اسموتریچ بهعنوان تصمیمگیر واقعی معرفی میشوند. این بخش، دولت را گرفتار اسارت ایدئولوژیک جریان شهرکساز نشان میدهد و شهرکسازی در غزه را اوج بیعقلی سیاسی میداند.
🔹گزارش بر چند فرض اساسی بنا شده است:
بدون افق سیاسی، امنیت پایدار ممکن نیست.
همکاری آمریکا وابسته به ارائه راهحل سیاسی است، نه صرفاً تهدیدسازی.
ادامه جنگ به تضعیف موقعیت بینالمللی رژیم صهیونیستی میانجامد.
ائتلاف منطقهای (بهویژه با عربستان) کلید مهار ایران و نیروهای نیابتی نامیده میشود.
این مفروضات، گزارش را در اردوگاه واقعگرایی سیاسی منتقد راستگرایی امنیتی قرار میدهد.
🔹این گزارش بیش از آنکه صرفاً نقد یک سفر دیپلماتیک باشد، نقدی بر یک الگوی حکمرانی است. الگوی نتانیاهو در این روایت، ترکیبی است از:
تعلیق دائمی تصمیمهای سیاسی،
اتکای افراطی به زور نظامی،
و فرار از مواجهه با واقعیتهای ساختاری مسئله فلسطین.
📌پیام نهایی گزارش روشن است: تا زمانی که سیاست جایگزین شعار نشود و افق سیاسی جایگزین جنگ نگردد، هر سفر، هر تهدید و هر عملیات نظامی، فقط تکرار شکستهای گذشته خواهد بود.
@InstituteRastak
🔻اعتراف اندیشکده اسرائیلی به شکست در جنگ روایتها؛ «دوحه» پایتخت جنگ شناختی علیه تلآویو
🔹مرکز تحقیقات و آموزش «آلما» که یک نهاد پژوهشی امنیتی در اسرائیل است در گزارش تازهای با عنوان «مکانیزمهای جنگ شناختی قطر در کنفرانس دوحه»، نسبت به ابعاد گسترده و موفقیتآمیز دیپلماسی عمومی علیه رژیم صهیونیستی ابراز نگرانی شدید کرده و این رویداد را «نقطه اوجی» در مشروعیتزدایی از اسرائیل دانسته است.
🔹نویسنده این گزارش امنیتی با ادبیاتی هشدارآمیز اعتراف میکند که آنچه در کنفرانس اخیر دوحه (دسامبر ۲۰۲۵) رخ داد، فراتر از یک نشست دیپلماتیک بود؛ بلکه یک «عملیات شناختی دقیق و برنامهریزیشده» بود که هدف نهایی آن تضعیف مشروعیت بینالمللی اسرائیل و تقویت جایگاه جریانهای اسلامی و جهادی است.
🔹این اندیشکده اسرائیلی با نگرانی خاطرنشان میکند که قطر موفق شده است با استفاده از ابزار «قدرت نرم»، یک روایت واحد و منسجم را به جهان مخابره کند. بر اساس این گزارش، کلیدواژههایی مانند «نسلکشی»، «آپارتاید» و «اشغالگری» دیگر تنها شعارهای خیابانی نیستند، بلکه در عالیترین سطوح دیپلماتیک و توسط نخبگان جهانی در حال تثبیت شدن علیه تلآویو هستند.
🔹در بخشی از این تحلیل، به پارادوکس موفقیت قطر اشاره شده و آمده است که دوحه توانسته خود را به عنوان یک «میانجی غیرقابل جایگزین» در صحنه بینالمللی تحمیل کند در حالی که همزمان زیرساختهای فکری و سیاسی گروههای مقاومت را تقویت کرده و فضایی را ایجاد میکند که اسرائیل در آن به عنوان «مطرود» شناخته شود.
🔹گزارش آلما تصریح میکند که استراتژی دوحه، ترکیبی هوشمندانه از نفوذ رسانهای و دیپلماتیک است که باعث شده حتی متحدان غربی اسرائیل نیز تحت فشار افکار عمومی قرار بگیرند. این مرکز هشدار میدهد که این «جنگ شناختی»، خطرناکتر از جنگ نظامی است، زیرا پایههای وجودی اسرائیل را در اذهان عمومی جهان هدف قرار داده است.
📌 در پایان، این گزارش امنیتی صراحتاً اعتراف میکند که اسرائیل در میدان «جنگ نرم» قافیه را به دوحه باخته است. نویسنده با اشاره به حضور گسترده شخصیتهای تاثیرگذار جهانی در این مجمع، نتیجه میگیرد که تلآویو نه تنها در خیابانهای اروپا، بلکه در تالارهای مجلل دیپلماتیک نیز نفوذ خود را از دست داده و اکنون با حقیقتی تلخ روبروست: «قطر موفق شده است جایگاه میانجیگری خود را به سلاحی برای خلع سلاح اخلاقی اسرائیل تبدیل کند.».
@InstituteRastak
🔹مرکز تحقیقات و آموزش «آلما» که یک نهاد پژوهشی امنیتی در اسرائیل است در گزارش تازهای با عنوان «مکانیزمهای جنگ شناختی قطر در کنفرانس دوحه»، نسبت به ابعاد گسترده و موفقیتآمیز دیپلماسی عمومی علیه رژیم صهیونیستی ابراز نگرانی شدید کرده و این رویداد را «نقطه اوجی» در مشروعیتزدایی از اسرائیل دانسته است.
🔹نویسنده این گزارش امنیتی با ادبیاتی هشدارآمیز اعتراف میکند که آنچه در کنفرانس اخیر دوحه (دسامبر ۲۰۲۵) رخ داد، فراتر از یک نشست دیپلماتیک بود؛ بلکه یک «عملیات شناختی دقیق و برنامهریزیشده» بود که هدف نهایی آن تضعیف مشروعیت بینالمللی اسرائیل و تقویت جایگاه جریانهای اسلامی و جهادی است.
🔹این اندیشکده اسرائیلی با نگرانی خاطرنشان میکند که قطر موفق شده است با استفاده از ابزار «قدرت نرم»، یک روایت واحد و منسجم را به جهان مخابره کند. بر اساس این گزارش، کلیدواژههایی مانند «نسلکشی»، «آپارتاید» و «اشغالگری» دیگر تنها شعارهای خیابانی نیستند، بلکه در عالیترین سطوح دیپلماتیک و توسط نخبگان جهانی در حال تثبیت شدن علیه تلآویو هستند.
🔹در بخشی از این تحلیل، به پارادوکس موفقیت قطر اشاره شده و آمده است که دوحه توانسته خود را به عنوان یک «میانجی غیرقابل جایگزین» در صحنه بینالمللی تحمیل کند در حالی که همزمان زیرساختهای فکری و سیاسی گروههای مقاومت را تقویت کرده و فضایی را ایجاد میکند که اسرائیل در آن به عنوان «مطرود» شناخته شود.
🔹گزارش آلما تصریح میکند که استراتژی دوحه، ترکیبی هوشمندانه از نفوذ رسانهای و دیپلماتیک است که باعث شده حتی متحدان غربی اسرائیل نیز تحت فشار افکار عمومی قرار بگیرند. این مرکز هشدار میدهد که این «جنگ شناختی»، خطرناکتر از جنگ نظامی است، زیرا پایههای وجودی اسرائیل را در اذهان عمومی جهان هدف قرار داده است.
📌 در پایان، این گزارش امنیتی صراحتاً اعتراف میکند که اسرائیل در میدان «جنگ نرم» قافیه را به دوحه باخته است. نویسنده با اشاره به حضور گسترده شخصیتهای تاثیرگذار جهانی در این مجمع، نتیجه میگیرد که تلآویو نه تنها در خیابانهای اروپا، بلکه در تالارهای مجلل دیپلماتیک نیز نفوذ خود را از دست داده و اکنون با حقیقتی تلخ روبروست: «قطر موفق شده است جایگاه میانجیگری خود را به سلاحی برای خلع سلاح اخلاقی اسرائیل تبدیل کند.».
@InstituteRastak
🔻شکاف در جبهه عبری-غربی؛ تلاش نافرجام نتانیاهو برای تحمیل «جنگ ابدی» به واشنگتن
🔹گزارشهای اخیر رسانههای بینالمللی، از جمله تحلیل «علی حرب» در شبکه الجزیره، از بروز تضاد منافع عمیق میان دولت نتانیاهو و کاخ سفید پرده برداشته است. این گزارش تصریح میکند که بهرغم خوشبینیهای اولیه در تلآویو، نخستوزیر اسرائیل در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای ورود به یک تقابل نظامی فراگیر علیه ایران با سد مستحکمی به نام «دکترین اولویتهای ملی آمریکا» برخورد کرده است.
🔹بر اساس این تحلیل، نتانیاهو که طی سه دهه اخیر همواره بر تهدید انگارههای هستهای ایران تاکید داشت، اکنون با واقعیت ژئوپلیتیک جدیدی مواجه شده است. ترامپ با اتکا به ادعای اثربخشی حملات ماه ژوئن به تاسیسات هستهای ایران، تمایلی به گشودن جبهه نظامی جدید ندارد. از این رو، تحلیلگران صهیونیست اذعان دارند که تلآویو برای برونرفت از این بنبست دیپلماتیک به «تغییر هدف» روی آورده و اکنون بر برنامه موشکی ایران به عنوان «متغیرِ تهدیدزای جدید» تمرکز کرده است تا بدینوسیله تداوم فشارهای بینالمللی را تضمین کند.
🔹«تریتا پارسی»، تحلیلگر ارشد روابط بینالملل در گفتگو با الجزیره اشاره میکند: «رویکرد اسرائیل، بازتولید دورهای سناریوهای نظامی است؛ آنها در پی ایجاد یک وضعیت جنگی مستمر برای تثبیت برتری منطقهای خود هستند.» این در حالی است که ترامپ در چارچوب استراتژی امنیت ملی خود، خاورمیانه را از اولویت نخست خارج کرده و در پی کاهش هزینههای ناشی از مداخلهگرایی نظامی است.
🔹نکته کلیدی این گزارش، رشد رویکردهای انتقادی نسبت به اسرائیل در میان حامیان اصلی ترامپ است. چهرههای تاثیرگذاری نظیر «تاکر کارلسون»، مناسبات فعلی تلآویو و واشینگتن را یک «رابطه یکسویه و بهرهکشانه» توصیف کردهاند که هزینههای استراتژیک آن بر دوش آمریکا سنگینی میکند. کارلسون معتقد است در حالی که واشنگتن ریسکهای امنیتی متعددی را به سود نتانیاهو پذیرفته، نخستوزیر اسرائیل به جای هماهنگی راهبردی، مطالبات فزاینده و تقاضا برای تنشآفرینی بیشتر را در دستور کار قرار داده است.
📌این گزارش با یک هشدار راهبردی به پایان میرسد و عنوان میکند که جمهوری اسلامی ایران برخلاف الگوهای رفتاری گذشته، هرگونه ماجراجویی جدید را با پاسخی فوری و قاطع تلافی خواهد کرد تا بر انگاره «امکان بمباران نوبتی ایران» خط بطلان بکشد. شکاف فزاینده میان «افزونطلبی نظامی نتانیاهو» و «عملگرایی انزواطلبانه ترامپ»، رژیم صهیونیستی را در دشوارترین وضعیت تاریخی برای جلب حمایتهای بدون قید و شرط واشنگتن قرار داده است.
@InstituteRastak
🔹گزارشهای اخیر رسانههای بینالمللی، از جمله تحلیل «علی حرب» در شبکه الجزیره، از بروز تضاد منافع عمیق میان دولت نتانیاهو و کاخ سفید پرده برداشته است. این گزارش تصریح میکند که بهرغم خوشبینیهای اولیه در تلآویو، نخستوزیر اسرائیل در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای ورود به یک تقابل نظامی فراگیر علیه ایران با سد مستحکمی به نام «دکترین اولویتهای ملی آمریکا» برخورد کرده است.
🔹بر اساس این تحلیل، نتانیاهو که طی سه دهه اخیر همواره بر تهدید انگارههای هستهای ایران تاکید داشت، اکنون با واقعیت ژئوپلیتیک جدیدی مواجه شده است. ترامپ با اتکا به ادعای اثربخشی حملات ماه ژوئن به تاسیسات هستهای ایران، تمایلی به گشودن جبهه نظامی جدید ندارد. از این رو، تحلیلگران صهیونیست اذعان دارند که تلآویو برای برونرفت از این بنبست دیپلماتیک به «تغییر هدف» روی آورده و اکنون بر برنامه موشکی ایران به عنوان «متغیرِ تهدیدزای جدید» تمرکز کرده است تا بدینوسیله تداوم فشارهای بینالمللی را تضمین کند.
🔹«تریتا پارسی»، تحلیلگر ارشد روابط بینالملل در گفتگو با الجزیره اشاره میکند: «رویکرد اسرائیل، بازتولید دورهای سناریوهای نظامی است؛ آنها در پی ایجاد یک وضعیت جنگی مستمر برای تثبیت برتری منطقهای خود هستند.» این در حالی است که ترامپ در چارچوب استراتژی امنیت ملی خود، خاورمیانه را از اولویت نخست خارج کرده و در پی کاهش هزینههای ناشی از مداخلهگرایی نظامی است.
🔹نکته کلیدی این گزارش، رشد رویکردهای انتقادی نسبت به اسرائیل در میان حامیان اصلی ترامپ است. چهرههای تاثیرگذاری نظیر «تاکر کارلسون»، مناسبات فعلی تلآویو و واشینگتن را یک «رابطه یکسویه و بهرهکشانه» توصیف کردهاند که هزینههای استراتژیک آن بر دوش آمریکا سنگینی میکند. کارلسون معتقد است در حالی که واشنگتن ریسکهای امنیتی متعددی را به سود نتانیاهو پذیرفته، نخستوزیر اسرائیل به جای هماهنگی راهبردی، مطالبات فزاینده و تقاضا برای تنشآفرینی بیشتر را در دستور کار قرار داده است.
📌این گزارش با یک هشدار راهبردی به پایان میرسد و عنوان میکند که جمهوری اسلامی ایران برخلاف الگوهای رفتاری گذشته، هرگونه ماجراجویی جدید را با پاسخی فوری و قاطع تلافی خواهد کرد تا بر انگاره «امکان بمباران نوبتی ایران» خط بطلان بکشد. شکاف فزاینده میان «افزونطلبی نظامی نتانیاهو» و «عملگرایی انزواطلبانه ترامپ»، رژیم صهیونیستی را در دشوارترین وضعیت تاریخی برای جلب حمایتهای بدون قید و شرط واشنگتن قرار داده است.
@InstituteRastak
🔻 هراس از فرسایش لابی صهیونیسم؛ اعتراف به تغییر موازنه قدرت در واشنگتن
🔹 «آوینوآم بار یوسف»، رئیس افتخاری مؤسسه سیاستگذاری ملت یهود در یادداشتی در روزنامه معاریو هشدار میدهد که برخلاف تصور رایج، زیرپوست سیاست آمریکا دگرگونیهای عمیقی علیه منافع تلآویو در جریان است. او تأکید میکند که سفر نخستوزیر رژیم صهیونیستی به فلوریدا، تنها یک دیدار دیپلماتیک نیست، بلکه تلاشی برای مهار بحران «کاهش نفوذ یهود در ساختار حاکمیت ایالات متحده» محسوب میشود.
🔹 این تحلیلگر صهیونیست اعتراف میکند که عصر طلایی دهه ۹۰ میلادی که در آن نفوذ تلآویو بر سیاست، اقتصاد و رسانههای آمریکا مطلق بود به پایان رسیده است. او با ابراز نگرانی از سال ۲۰۲۵ خاطرنشان میکند که امروزه مظاهر یهودی در فضای عمومی آمریکا کمرنگ شده و در مقابل، موج بیزاری از صهیونیسم که پیشتر در حاشیه بود، اکنون به متن سیاست آمریکا راه یافته است.
🔹 در این گزارش، از «ثروت عربی» و بهویژه «قطر» به عنوان پیشران این تحول یاد شده است. صهیونیستها معتقدند سرمایهگذاریهای هدفمند قطر در مراکز دانشگاهی، اندیشکدهها و رسانههای جریانساز، توانسته است روایت اسرائیل از جنگ غزه را با چالش جدی روبرو کرده و چهره جهانی این رژیم را مخدوش سازد.
🔹 نکته راهبردی این تحلیل، رخنه دیدگاههای ضد اسرائیلی به درون جریانهای راستگرای حزب جمهوریخواه است. بار یوسف هشدار میدهد که برخلاف دهههای گذشته، اکنون چهرههای کلیدی نزدیک به ترامپ، همچون «جی. دی. ونس» (معاون اول) و «دونالد ترامپ جونیور» از رویکردی انزواطلبانه حمایت میکنند که با تداوم کمکهای مالی کلان به اسرائیل و نفوذ سنتی لابیهای یهودی سر سازگاری ندارد.
📌 نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که شخصیت پیشبینیناپذیر ترامپ و پیوندهای او با رهبران کشورهای اسلامی نظیر قطر و ترکیه، میتواند حمایتهای واشنگتن را به یک «اهرم فشار» علیه تلآویو تبدیل کند. این گزارش تأیید میکند که رژیم صهیونیستی با واقعیتی تلخ روبروست و آن این است که راه تلآویو دیگر از واشنگتن نمیگذرد، بلکه این واشنگتن است که بر اساس منافع جدید منطقهای، برای تلآویو تعیین تکلیف میکند.
@InstituteRastak
🔹 «آوینوآم بار یوسف»، رئیس افتخاری مؤسسه سیاستگذاری ملت یهود در یادداشتی در روزنامه معاریو هشدار میدهد که برخلاف تصور رایج، زیرپوست سیاست آمریکا دگرگونیهای عمیقی علیه منافع تلآویو در جریان است. او تأکید میکند که سفر نخستوزیر رژیم صهیونیستی به فلوریدا، تنها یک دیدار دیپلماتیک نیست، بلکه تلاشی برای مهار بحران «کاهش نفوذ یهود در ساختار حاکمیت ایالات متحده» محسوب میشود.
🔹 این تحلیلگر صهیونیست اعتراف میکند که عصر طلایی دهه ۹۰ میلادی که در آن نفوذ تلآویو بر سیاست، اقتصاد و رسانههای آمریکا مطلق بود به پایان رسیده است. او با ابراز نگرانی از سال ۲۰۲۵ خاطرنشان میکند که امروزه مظاهر یهودی در فضای عمومی آمریکا کمرنگ شده و در مقابل، موج بیزاری از صهیونیسم که پیشتر در حاشیه بود، اکنون به متن سیاست آمریکا راه یافته است.
🔹 در این گزارش، از «ثروت عربی» و بهویژه «قطر» به عنوان پیشران این تحول یاد شده است. صهیونیستها معتقدند سرمایهگذاریهای هدفمند قطر در مراکز دانشگاهی، اندیشکدهها و رسانههای جریانساز، توانسته است روایت اسرائیل از جنگ غزه را با چالش جدی روبرو کرده و چهره جهانی این رژیم را مخدوش سازد.
🔹 نکته راهبردی این تحلیل، رخنه دیدگاههای ضد اسرائیلی به درون جریانهای راستگرای حزب جمهوریخواه است. بار یوسف هشدار میدهد که برخلاف دهههای گذشته، اکنون چهرههای کلیدی نزدیک به ترامپ، همچون «جی. دی. ونس» (معاون اول) و «دونالد ترامپ جونیور» از رویکردی انزواطلبانه حمایت میکنند که با تداوم کمکهای مالی کلان به اسرائیل و نفوذ سنتی لابیهای یهودی سر سازگاری ندارد.
📌 نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که شخصیت پیشبینیناپذیر ترامپ و پیوندهای او با رهبران کشورهای اسلامی نظیر قطر و ترکیه، میتواند حمایتهای واشنگتن را به یک «اهرم فشار» علیه تلآویو تبدیل کند. این گزارش تأیید میکند که رژیم صهیونیستی با واقعیتی تلخ روبروست و آن این است که راه تلآویو دیگر از واشنگتن نمیگذرد، بلکه این واشنگتن است که بر اساس منافع جدید منطقهای، برای تلآویو تعیین تکلیف میکند.
@InstituteRastak
🔻 ترک در ائتلاف؛ افشای شکاف پنهان ریاض–ابوظبی از زبان یک چهره نزدیک به قدرت
🔹 گزارش منتشرشده در رسانه عربی «عربی۲۱» از حذف یک توییت جنجالی توسط «عبدالخالق عبدالله» استاد دانشگاه سرشناس اماراتی، پرده از تنشهای عمیق و پنهان میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در پرونده یمن برمیدارد؛ تنشهایی که برخلاف ادعای «هماهنگی راهبردی»، بار دیگر خود را در فضای عمومی آشکار کردهاند.
🔹 عبدالله که بهعنوان یکی از چهرههای نزدیک به محافل تصمیمساز در ابوظبی شناخته میشود، در توییتی که بعداً آن را حذف کرد، تهدید نظامی عربستان علیه «شورای انتقالی جنوب» را «جنون» توصیف کرده و با لحنی تمسخرآمیز خطاب به ریاض نوشته بود: «اول صنعا را آزاد کن». ادبیاتی که فراتر از یک نظر شخصی، بازتاب نارضایتی عمیق امارات از راهبرد سعودی در جنوب یمن ارزیابی میشود.
🔹 هرچند این استاد دانشگاه و فعال رسانهای اماراتی پس از بالا گرفتن واکنشها با تأکید بر «شخصی بودن» مواضعش و ستایش از روابط ریاض–ابوظبی تلاش کرد تبعات سیاسی سخنانش را مهار کند، اما اصل ماجرا نشان میدهد که اختلافات ساختاری دو کشور در یمن نهتنها حل نشده، بلکه وارد مرحلهای حساستر شده است.
🔹 نکته قابل توجه آن است که انتقاد تند عبدالله دقیقاً در واکنش به تصمیم عربستان برای اقدام نظامی علیه نیروهای وابسته به شورای انتقالی جنوب در حضرموت مطرح شد؛ شورایی که از حمایت آشکار امارات برخوردار است. این تقابل، بار دیگر این واقعیت را برجسته میکند که «ائتلاف عربی» عملاً از سال ۲۰۱۹ دچار فروپاشی عملی شده و هر یک از طرفها اهداف متضاد خود را دنبال میکنند.
🔹 در حالی که سخنگوی ائتلاف سعودی اقدام نظامی را «در راستای حفاظت از غیرنظامیان» توجیه میکند، حملات هوایی اخیر به مواضع نیروهای نزدیک به امارات در حضرموت نشان میدهد که عربستان حاضر است حتی به قیمت درگیری غیرمستقیم با شریک سابق خود، کنترل میدانی را حفظ کند.
🔹 از این منظر، حذف شتابزده توییت عبدالخالق عبدالله را میتوان تلاشی برای مهار یک «افشاگری ناخواسته» دانست؛ افشاگریای که نشان داد اختلاف ریاض و ابوظبی نه یک سوءتفاهم مقطعی، بلکه شکافی راهبردی بر سر آینده یمن و توازن قدرت در جنوب این کشور است.
📌 مجموع این تحولات بیانگر آن است که روایت رسمی از «همپیمانی مستحکم سعودی–اماراتی» بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدانی باشد، یک پوشش رسانهای است؛ پوششی که با هر بحران جدید، ترکهای آن عمیقتر و عیانتر میشود.
@InstituteRastak
🔹 گزارش منتشرشده در رسانه عربی «عربی۲۱» از حذف یک توییت جنجالی توسط «عبدالخالق عبدالله» استاد دانشگاه سرشناس اماراتی، پرده از تنشهای عمیق و پنهان میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در پرونده یمن برمیدارد؛ تنشهایی که برخلاف ادعای «هماهنگی راهبردی»، بار دیگر خود را در فضای عمومی آشکار کردهاند.
🔹 عبدالله که بهعنوان یکی از چهرههای نزدیک به محافل تصمیمساز در ابوظبی شناخته میشود، در توییتی که بعداً آن را حذف کرد، تهدید نظامی عربستان علیه «شورای انتقالی جنوب» را «جنون» توصیف کرده و با لحنی تمسخرآمیز خطاب به ریاض نوشته بود: «اول صنعا را آزاد کن». ادبیاتی که فراتر از یک نظر شخصی، بازتاب نارضایتی عمیق امارات از راهبرد سعودی در جنوب یمن ارزیابی میشود.
🔹 هرچند این استاد دانشگاه و فعال رسانهای اماراتی پس از بالا گرفتن واکنشها با تأکید بر «شخصی بودن» مواضعش و ستایش از روابط ریاض–ابوظبی تلاش کرد تبعات سیاسی سخنانش را مهار کند، اما اصل ماجرا نشان میدهد که اختلافات ساختاری دو کشور در یمن نهتنها حل نشده، بلکه وارد مرحلهای حساستر شده است.
🔹 نکته قابل توجه آن است که انتقاد تند عبدالله دقیقاً در واکنش به تصمیم عربستان برای اقدام نظامی علیه نیروهای وابسته به شورای انتقالی جنوب در حضرموت مطرح شد؛ شورایی که از حمایت آشکار امارات برخوردار است. این تقابل، بار دیگر این واقعیت را برجسته میکند که «ائتلاف عربی» عملاً از سال ۲۰۱۹ دچار فروپاشی عملی شده و هر یک از طرفها اهداف متضاد خود را دنبال میکنند.
🔹 در حالی که سخنگوی ائتلاف سعودی اقدام نظامی را «در راستای حفاظت از غیرنظامیان» توجیه میکند، حملات هوایی اخیر به مواضع نیروهای نزدیک به امارات در حضرموت نشان میدهد که عربستان حاضر است حتی به قیمت درگیری غیرمستقیم با شریک سابق خود، کنترل میدانی را حفظ کند.
🔹 از این منظر، حذف شتابزده توییت عبدالخالق عبدالله را میتوان تلاشی برای مهار یک «افشاگری ناخواسته» دانست؛ افشاگریای که نشان داد اختلاف ریاض و ابوظبی نه یک سوءتفاهم مقطعی، بلکه شکافی راهبردی بر سر آینده یمن و توازن قدرت در جنوب این کشور است.
📌 مجموع این تحولات بیانگر آن است که روایت رسمی از «همپیمانی مستحکم سعودی–اماراتی» بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدانی باشد، یک پوشش رسانهای است؛ پوششی که با هر بحران جدید، ترکهای آن عمیقتر و عیانتر میشود.
@InstituteRastak
🔻مارآلاگو؛ اتاق جنگ جدید صهیونیستها؛ فرار نتانیاهو از بنبست داخلی به آغوش ترامپ
🔹 روزنامه اسرائیلی «معاریو» در گزارشی با بررسی بازتابهای جهانی دیدار بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در عمارت «مارآلاگو»، از شکلگیری یک «جبهه متحد و یکپارچه» خبر داده است. این رسانه عبری تأکید میکند که برخلاف دوران سردی روابط در گذشته، اکنون رسانههای آمریکایی و بریتانیایی از یک «آغوش عمومی بیسابقه» سخن میگویند که هدف آن نمایش وحدت کامل در قبال پروندههای غزه و ایران است.
🔹 تحلیلگران رسانههایی نظیر «نیویورک تایمز» و «وال استریت ژورنال» خاطرنشان کردهاند که ترامپ با «قهرمان» و «مردی قدرتمند» خواندن نتانیاهو، عملاً به او یک چک سفید امضا داده است. ترامپ در اظهاراتی صریح که بوی چراغ سبز برای تداوم جنایات در منطقه را میدهد، مدعی شده است: «من نگران هیچکدام از کارهایی که اسرائیل انجام میدهد نیستم.»
🔹 نویسنده گزارش تصریح میکند که این نمایش همبستگی فراتر از تعارفات دیپلماتیک است. نتانیاهو با توصیف ترامپ به عنوان «بهترین دوستی که اسرائیل تاکنون در کاخ سفید داشته»، اعلام کرده است که قصد دارد بالاترین نشان افتخار غیرنظامی (جایزه اسرائیل) را به او اهدا کند؛ اقدامی که نشاندهنده تلاش نتانیاهو برای گره زدن سرنوشت سیاسی خود به بازگشت ترامپ و فرار از فشارهای داخلی و بینالمللی است.
🔹 بر پایه این گزارش، ترامپ در این دیدار مسئولیت کامل جنگ غزه را متوجه حماس دانسته و بر حمایت ۱۰۰ درصدی از طرحهای نظامی اسرائیل تأکید کرده است. وی حتی با لحنی تهدیدآمیز هشدار داده که اگر حماس به خواستههای اسرائیل تن ندهد، «بهای سنگینی پرداخت خواهد کرد». این در حالی است که ترامپ با زیرکی از پرداختن به اختلافات ارضی در کرانه باختری خودداری کرده تا خدشهای به این «نمایش اتحاد» وارد نشود.
🔹 در بخش دیگری از این گزارش به موضوع «عفو بینالملل» یا احتمال مداخله ترامپ در پروندههای قضایی اشاره شده است. اگرچه دفتر ریاستجمهوری اسرائیل گفتگو در این باره را تکذیب کرده، اما رسانههای جهانی این دیدار را تلاشی برای تأمین مصونیت سیاسی و قضایی برای رهبران فعلی تلآویو تعبیر کردهاند.
📌 این حجم از ستایش متقابل در شرایطی صورت میگیرد که منطقه در آتش جنگ میسوزد. در حالی که ترامپ مدعی است «اسرائیل ۱۰۰ درصد طبق برنامه عمل کرده»، گزارشهای میدانی از بنبست نظامی و شکستهای اطلاعاتی حکایت دارند. اهدای «جایزه اسرائیل» به یک شخصیت خارجی (ترامپ) برای اولین بار در تاریخ، نشاندهنده اوج استیصال نتانیاهو و نیاز مبرم او به یک تکیهگاه سیاسی در واشینگتن برای بقا در قدرت است.
@InstituteRastak
🔹 روزنامه اسرائیلی «معاریو» در گزارشی با بررسی بازتابهای جهانی دیدار بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در عمارت «مارآلاگو»، از شکلگیری یک «جبهه متحد و یکپارچه» خبر داده است. این رسانه عبری تأکید میکند که برخلاف دوران سردی روابط در گذشته، اکنون رسانههای آمریکایی و بریتانیایی از یک «آغوش عمومی بیسابقه» سخن میگویند که هدف آن نمایش وحدت کامل در قبال پروندههای غزه و ایران است.
🔹 تحلیلگران رسانههایی نظیر «نیویورک تایمز» و «وال استریت ژورنال» خاطرنشان کردهاند که ترامپ با «قهرمان» و «مردی قدرتمند» خواندن نتانیاهو، عملاً به او یک چک سفید امضا داده است. ترامپ در اظهاراتی صریح که بوی چراغ سبز برای تداوم جنایات در منطقه را میدهد، مدعی شده است: «من نگران هیچکدام از کارهایی که اسرائیل انجام میدهد نیستم.»
🔹 نویسنده گزارش تصریح میکند که این نمایش همبستگی فراتر از تعارفات دیپلماتیک است. نتانیاهو با توصیف ترامپ به عنوان «بهترین دوستی که اسرائیل تاکنون در کاخ سفید داشته»، اعلام کرده است که قصد دارد بالاترین نشان افتخار غیرنظامی (جایزه اسرائیل) را به او اهدا کند؛ اقدامی که نشاندهنده تلاش نتانیاهو برای گره زدن سرنوشت سیاسی خود به بازگشت ترامپ و فرار از فشارهای داخلی و بینالمللی است.
🔹 بر پایه این گزارش، ترامپ در این دیدار مسئولیت کامل جنگ غزه را متوجه حماس دانسته و بر حمایت ۱۰۰ درصدی از طرحهای نظامی اسرائیل تأکید کرده است. وی حتی با لحنی تهدیدآمیز هشدار داده که اگر حماس به خواستههای اسرائیل تن ندهد، «بهای سنگینی پرداخت خواهد کرد». این در حالی است که ترامپ با زیرکی از پرداختن به اختلافات ارضی در کرانه باختری خودداری کرده تا خدشهای به این «نمایش اتحاد» وارد نشود.
🔹 در بخش دیگری از این گزارش به موضوع «عفو بینالملل» یا احتمال مداخله ترامپ در پروندههای قضایی اشاره شده است. اگرچه دفتر ریاستجمهوری اسرائیل گفتگو در این باره را تکذیب کرده، اما رسانههای جهانی این دیدار را تلاشی برای تأمین مصونیت سیاسی و قضایی برای رهبران فعلی تلآویو تعبیر کردهاند.
📌 این حجم از ستایش متقابل در شرایطی صورت میگیرد که منطقه در آتش جنگ میسوزد. در حالی که ترامپ مدعی است «اسرائیل ۱۰۰ درصد طبق برنامه عمل کرده»، گزارشهای میدانی از بنبست نظامی و شکستهای اطلاعاتی حکایت دارند. اهدای «جایزه اسرائیل» به یک شخصیت خارجی (ترامپ) برای اولین بار در تاریخ، نشاندهنده اوج استیصال نتانیاهو و نیاز مبرم او به یک تکیهگاه سیاسی در واشینگتن برای بقا در قدرت است.
@InstituteRastak
🔻از سیاست «مهار دوگانه» تا دکترین «هدایت سایهوار»؛ کالبدشکافی ربع قرن شکست زنجیرهای کاخ سفید در منطقه
🔹مجله المجله در گزارشی تخصصی به قلم رابرت فورد، به کالبدشکافی ۲۵ سال سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه پرداخته و تبیین میکند که چگونه واشینگتن با وجود دنبال کردن هدف ثابت تضمین امنیت اسرائیل و ایجاد پیوندهای تجاری با همسایگان، همواره با سیاستهای متناقض و اشتباهات محاسباتی دستبهگریبان بوده است. این تحلیل با بازخوانی دوران بیل کلینتون آغاز میشود؛ جایی که او با وجود غرق شدن در جزئیات نقشهها و محلههای بیتالمقدس برای دستیابی به صلح، در نهایت با شکست مذاکرات کمپدیوید روبرو شد و در عین حال با اتخاذ سیاست «مهار دوگانه»، فشارهای اقتصادی بیسابقهای را بر عراق و ایران تحمیل کرد که پیامدهای انسانی ناگواری بر جای گذاشت.
🔹در ادامه این واکاوی، نویسنده معتقد است که حملات ۱۱ سپتامبر نقطه عطفی بود که منطقه را به سوی دکترین «جنگ علیه تروریسم» جرج دبلیو بوش سوق داد؛ دورانی که در آن برخلاف رویه کلینتون، فشار بر متحدان برای اصلاحات سیاسی و حقوق بشر به شدت افزایش یافت. بوش با این تصور که ریشه تروریسم در سرخوردگی از دولتهای سرکوبگر است به مداخلات نظامی گسترده روی آورد، اما پیروزیهای سریعی که واشینگتن انتظار داشت هرگز محقق نشد و تلاشها برای دستیابی به راهکار دو کشوری نیز به نفع اولویتهای جنگی به حالت تعلیق درآمد.
🔹گزارش در بخش دیگری به چرخش استراتژیک باراک اوباما اشاره میکند که با هدف پایان دادن به درگیریهای آمریکا وارد میدان شد و منطقه را صرفاً مجموعهای از قبایل درگیر میدید که حل منازعاتشان وظیفه واشینگتن نیست. اوباما با اتخاذ رویکرد «مدیریت از دور» در لیبی و امتناع از مداخله مستقیم در سوریه با انتقاداتی روبرو شد مبنی بر اینکه این سیاست باعث تضعیف جایگاه آمریکا و ایجاد امیدهای واهی برای اپوزیسیون محلی شده است؛ هرچند ظهور داعش او را ناچار کرد تا در نهایت برای مبارزه با این گروه با دولتهای اقتدارگرا و حتی گروههای نظامی شیعه در عراق هماهنگیهای غیرمستقیم انجام دهد.
🔹در نهایت، این تحلیل به رویکرد دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ میپردازد که همچنان بر مخالفت با اعزام گسترده نیروهای نظامی استوار است و ترجیح میدهد از ضربات نظامی کوتاه و قاطع برای کسب امتیاز در مذاکرات به ویژه با ایران، استفاده کند. ترامپ در حالی که به دنبال گسترش «پیمان ابراهیم» و ترغیب عربستان سعودی به عادیسازی روابط با اسرائیل از طریق طرحهای توسعه تجاری در غزه است، با سد استوار ریاض مواجه شده که هرگونه پیشرفت را به گامهای ملموس به سوی تشکیل دولت فلسطین مشروط کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد پس از ربع قرن، چالشهای بنیادین منطقه همچنان پابرجا هستند
📌در نهایت، گزارش المجله نتیجه میگیرد که سیاست ۲۵ ساله آمریکا در خاورمیانه، علیرغم تغییر از رویکرد «مداخلهگری سخت» به «مدیریت از دور»، همچنان در دایرهای از تناقضات میان منافع اقتصادی و واقعیتهای سیاسی گرفتار مانده است. این تحلیل تأکید میکند که نادیده گرفتن حقوق بنیادین فلسطینیان و تکیه بر پروژههای صرفاً اقتصادی، گره کور امنیت منطقه را باز نکرده و واشینگتن را در سال ۲۰۲۵ با همان چالشهای حلنشدهی دوران کلینتون مواجه ساخته است. ناتوانی در ایجاد موازنه میان امنیت اسرائیل و مطالبات متحدان عرب، میراثی از بیثباتی را بر جای گذاشته که خروج از آن نیازمند فراتر رفتن از تاکتیکهای مقطعی است.
@InstituteRastak
🔹مجله المجله در گزارشی تخصصی به قلم رابرت فورد، به کالبدشکافی ۲۵ سال سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه پرداخته و تبیین میکند که چگونه واشینگتن با وجود دنبال کردن هدف ثابت تضمین امنیت اسرائیل و ایجاد پیوندهای تجاری با همسایگان، همواره با سیاستهای متناقض و اشتباهات محاسباتی دستبهگریبان بوده است. این تحلیل با بازخوانی دوران بیل کلینتون آغاز میشود؛ جایی که او با وجود غرق شدن در جزئیات نقشهها و محلههای بیتالمقدس برای دستیابی به صلح، در نهایت با شکست مذاکرات کمپدیوید روبرو شد و در عین حال با اتخاذ سیاست «مهار دوگانه»، فشارهای اقتصادی بیسابقهای را بر عراق و ایران تحمیل کرد که پیامدهای انسانی ناگواری بر جای گذاشت.
🔹در ادامه این واکاوی، نویسنده معتقد است که حملات ۱۱ سپتامبر نقطه عطفی بود که منطقه را به سوی دکترین «جنگ علیه تروریسم» جرج دبلیو بوش سوق داد؛ دورانی که در آن برخلاف رویه کلینتون، فشار بر متحدان برای اصلاحات سیاسی و حقوق بشر به شدت افزایش یافت. بوش با این تصور که ریشه تروریسم در سرخوردگی از دولتهای سرکوبگر است به مداخلات نظامی گسترده روی آورد، اما پیروزیهای سریعی که واشینگتن انتظار داشت هرگز محقق نشد و تلاشها برای دستیابی به راهکار دو کشوری نیز به نفع اولویتهای جنگی به حالت تعلیق درآمد.
🔹گزارش در بخش دیگری به چرخش استراتژیک باراک اوباما اشاره میکند که با هدف پایان دادن به درگیریهای آمریکا وارد میدان شد و منطقه را صرفاً مجموعهای از قبایل درگیر میدید که حل منازعاتشان وظیفه واشینگتن نیست. اوباما با اتخاذ رویکرد «مدیریت از دور» در لیبی و امتناع از مداخله مستقیم در سوریه با انتقاداتی روبرو شد مبنی بر اینکه این سیاست باعث تضعیف جایگاه آمریکا و ایجاد امیدهای واهی برای اپوزیسیون محلی شده است؛ هرچند ظهور داعش او را ناچار کرد تا در نهایت برای مبارزه با این گروه با دولتهای اقتدارگرا و حتی گروههای نظامی شیعه در عراق هماهنگیهای غیرمستقیم انجام دهد.
🔹در نهایت، این تحلیل به رویکرد دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ میپردازد که همچنان بر مخالفت با اعزام گسترده نیروهای نظامی استوار است و ترجیح میدهد از ضربات نظامی کوتاه و قاطع برای کسب امتیاز در مذاکرات به ویژه با ایران، استفاده کند. ترامپ در حالی که به دنبال گسترش «پیمان ابراهیم» و ترغیب عربستان سعودی به عادیسازی روابط با اسرائیل از طریق طرحهای توسعه تجاری در غزه است، با سد استوار ریاض مواجه شده که هرگونه پیشرفت را به گامهای ملموس به سوی تشکیل دولت فلسطین مشروط کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد پس از ربع قرن، چالشهای بنیادین منطقه همچنان پابرجا هستند
📌در نهایت، گزارش المجله نتیجه میگیرد که سیاست ۲۵ ساله آمریکا در خاورمیانه، علیرغم تغییر از رویکرد «مداخلهگری سخت» به «مدیریت از دور»، همچنان در دایرهای از تناقضات میان منافع اقتصادی و واقعیتهای سیاسی گرفتار مانده است. این تحلیل تأکید میکند که نادیده گرفتن حقوق بنیادین فلسطینیان و تکیه بر پروژههای صرفاً اقتصادی، گره کور امنیت منطقه را باز نکرده و واشینگتن را در سال ۲۰۲۵ با همان چالشهای حلنشدهی دوران کلینتون مواجه ساخته است. ناتوانی در ایجاد موازنه میان امنیت اسرائیل و مطالبات متحدان عرب، میراثی از بیثباتی را بر جای گذاشته که خروج از آن نیازمند فراتر رفتن از تاکتیکهای مقطعی است.
@InstituteRastak
🔻اوجگیری نفرت از رژیم صهیونیستی در میان راستگرایان آمریکا
#تحلیل_بینالملل
#تایمز_اسرائیل
#جنگ_نرم
🔹 تایمز اسرائیل با استناد به مطالعه جدید «مؤسسه سیاست مردم یهود» ، از یک تحول هشداردهنده در گفتمان راستگرایان آمریکا خبر میدهد: چهرههای مشهور رسانهای و حامی ترامپ مانند «تاکر کارلسون» و «کندیس اوونز»، به طور فزایندهای به ترویج یهودیستیزی و نفرتپراکنی علیه رژیم صهیونیستی روی آوردهاند.
🔹 آمار نگرانکننده: استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل ۳۰۰۰ ویدئو نشان میدهد که ارجاعات منفی تاکر کارلسون به اسرائیل از ۵۰٪ به ۷۰٪ افزایش یافته است. وضعیت برای کندیس اوونز وخیمتر است؛ ۹۶٪ ارجاعات او منفی بوده و ۷۵٪ از محتوای اخیر او مصداق یهودیستیزی تشخیص داده شده است.
🔹 شکستن تابوها: این چهرهها با طرح ادعاهایی مانند «اسرائیل مسئول ترور کندی است»، «یهودیان پشت بردهداری بودند» و «اسرائیل یک ملت شیطانی است»، در حال شکستن تابوهای تاریخی و عادیسازی گفتمان یهودیستیز در جریان اصلی رسانههای راستگرا هستند.
🔹 هراس جامعه یهودی: ۸۸ درصد از یهودیان آمریکا افزایش یهودیستیزی در جناح راست را تأیید کرده و ابراز نگرانی شدید میکنند. این در حالی است که معاون ترامپ (جیدی ونس)، این پدیده را صرفاً «واکنش به سیاست خارجی آمریکا» میداند و آن را انکار میکند؛ موضعی که با مخالفت ۷۳ درصدی یهودیان مواجه شده است.
📌 این گزارش، اعترافی تلخ به «فروپاشی پایگاه» رژیم صهیونیستی در آمریکا است. تا پیش از این، لابیهای صهیونیستی تمرکز خود را بر مقابله با «چپگرایان و دانشگاهیان» گذاشته بودند، اما اکنون با وحشت نظارهگر ظهور یهودیستیزی در قلب پایگاه متحدان خود (راستگرایان پوپولیست) هستند. تایمز اسرائیل با انتشار این گزارش، تلاش میکند زنگ خطر را برای نخبگان سیاسی آمریکا به صدا درآورد و نشان دهد که جریان «ماگا» در حال تبدیل شدن به تهدیدی علیه یهودیان است. اما در واقع، این گزارش سندی بر انزوای ایدئولوژیک رژیم صهیونیستی است؛ رژیمی که اکنون هم از سوی چپ (به اتهام نسلکشی) و هم از سوی راست افراطی (به اتهام توطئه جهانی) تحت فشار است و چتر حمایتی خود در افکار عمومی آمریکا را از دست داده است.
@InstituteRastak
#تحلیل_بینالملل
#تایمز_اسرائیل
#جنگ_نرم
🔹 تایمز اسرائیل با استناد به مطالعه جدید «مؤسسه سیاست مردم یهود» ، از یک تحول هشداردهنده در گفتمان راستگرایان آمریکا خبر میدهد: چهرههای مشهور رسانهای و حامی ترامپ مانند «تاکر کارلسون» و «کندیس اوونز»، به طور فزایندهای به ترویج یهودیستیزی و نفرتپراکنی علیه رژیم صهیونیستی روی آوردهاند.
🔹 آمار نگرانکننده: استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل ۳۰۰۰ ویدئو نشان میدهد که ارجاعات منفی تاکر کارلسون به اسرائیل از ۵۰٪ به ۷۰٪ افزایش یافته است. وضعیت برای کندیس اوونز وخیمتر است؛ ۹۶٪ ارجاعات او منفی بوده و ۷۵٪ از محتوای اخیر او مصداق یهودیستیزی تشخیص داده شده است.
🔹 شکستن تابوها: این چهرهها با طرح ادعاهایی مانند «اسرائیل مسئول ترور کندی است»، «یهودیان پشت بردهداری بودند» و «اسرائیل یک ملت شیطانی است»، در حال شکستن تابوهای تاریخی و عادیسازی گفتمان یهودیستیز در جریان اصلی رسانههای راستگرا هستند.
🔹 هراس جامعه یهودی: ۸۸ درصد از یهودیان آمریکا افزایش یهودیستیزی در جناح راست را تأیید کرده و ابراز نگرانی شدید میکنند. این در حالی است که معاون ترامپ (جیدی ونس)، این پدیده را صرفاً «واکنش به سیاست خارجی آمریکا» میداند و آن را انکار میکند؛ موضعی که با مخالفت ۷۳ درصدی یهودیان مواجه شده است.
📌 این گزارش، اعترافی تلخ به «فروپاشی پایگاه» رژیم صهیونیستی در آمریکا است. تا پیش از این، لابیهای صهیونیستی تمرکز خود را بر مقابله با «چپگرایان و دانشگاهیان» گذاشته بودند، اما اکنون با وحشت نظارهگر ظهور یهودیستیزی در قلب پایگاه متحدان خود (راستگرایان پوپولیست) هستند. تایمز اسرائیل با انتشار این گزارش، تلاش میکند زنگ خطر را برای نخبگان سیاسی آمریکا به صدا درآورد و نشان دهد که جریان «ماگا» در حال تبدیل شدن به تهدیدی علیه یهودیان است. اما در واقع، این گزارش سندی بر انزوای ایدئولوژیک رژیم صهیونیستی است؛ رژیمی که اکنون هم از سوی چپ (به اتهام نسلکشی) و هم از سوی راست افراطی (به اتهام توطئه جهانی) تحت فشار است و چتر حمایتی خود در افکار عمومی آمریکا را از دست داده است.
@InstituteRastak
🔻 اعتراف رسانههای غربی به شکست قدرت سخت در برابر قدرت روایت
🔹 روزنامه اسپانیایی «اِلپائیس» در گزارشی راهبردی از واقعیتی پرده برداشته که آن را «سلطهی بیچون و چرای فناوری مرگ» در سال ۲۰۲۶ نامیده است. این رسانه تأکید میکند که در نظام بینالملل کنونی «موشک» به اصلیترین شاخص قدرت و تنها شرط بقای دولتها تبدیل شده است؛ به گونهای که هر کشوری خارج از این چرخه تسلیحاتی باشد، از معادلات جهانی حذف خواهد شد.
🔹 این گزارش با اشاره به تنوع هولناک جنگافزارها از موشکهای کروز و بالستیک تا پهپادهای انتحاری، فاش میکند که این ابزارها دیگر نه برای اهداف نظامی صرف، بلکه برای تخریب کامل زیرساختهای مدنی از جمله بیمارستانها، مدارس و حتی محلهای تجمع کودکان برای دریافت غذا طراحی شدهاند. نویسنده، وضعیت جهان را به یک «میز بیلیارد بزرگ» تشبیه کرده است که قدرتهای سلطهگر در آن با تکیه بر «توان ضربه نخست» به دنبال تحمیل منافع خود به دیگران هستند.
🔹 این گزارش تصریح میکند که با وجود انباشت سلاحهایی که تعدادشان از برگهای جنگل فراتر میرود، قدرتهای بزرگ در برابر «نیروی روایت» و «کلمه صادقانه» احساس ضعف میکنند. اِلپائیس تأکید میکند که ایستادگی در برابر این ماشین جنگی، نه فقط از طریق درگیری نظامی، بلکه با ایجاد یک «جبهه متحد از روایتهای انسانی» و افشای سیاستهای فریبکارانه ممکن است.
🔹 در نهایت، این تحلیل به صراحت بیان میکند که پیروز نهایی سال ۲۰۲۶ کسی نیست که موشکهای بیشتری دارد، بلکه جریانی است که بتواند با «روایت حق»، مانع از نابودی حقیقت و حافظه تاریخی ملتها در تنور جنگ شود. این اعتراف نشان میدهد که حتی در اندیشکدههای غربی، این باور تقویت شده که فریاد ملتها برای بازیابی استقلال و کرامت انسانی، سلاحی است که هیچ سامانهی دفاعی قادر به رهگیری آن نیست.
📌 این گزارش نشاندهنده یک بنبست تئوریک در غرب است؛ جایی که اعتراف میکنند فناوریهای پیشرفته کشتار، علیرغم تمام ویرانگریشان در برابر «بیداری افکار عمومی» و «قدرت تبیین» شکست خوردهاند. این همان نقطهی ضعفی است که دشمن از آن هراس دارد و آن چیزی نیست جر غلبهی روایت مظلوم بر ابزارهای نظامی ظالم.
@InstituteRastak
🔹 روزنامه اسپانیایی «اِلپائیس» در گزارشی راهبردی از واقعیتی پرده برداشته که آن را «سلطهی بیچون و چرای فناوری مرگ» در سال ۲۰۲۶ نامیده است. این رسانه تأکید میکند که در نظام بینالملل کنونی «موشک» به اصلیترین شاخص قدرت و تنها شرط بقای دولتها تبدیل شده است؛ به گونهای که هر کشوری خارج از این چرخه تسلیحاتی باشد، از معادلات جهانی حذف خواهد شد.
🔹 این گزارش با اشاره به تنوع هولناک جنگافزارها از موشکهای کروز و بالستیک تا پهپادهای انتحاری، فاش میکند که این ابزارها دیگر نه برای اهداف نظامی صرف، بلکه برای تخریب کامل زیرساختهای مدنی از جمله بیمارستانها، مدارس و حتی محلهای تجمع کودکان برای دریافت غذا طراحی شدهاند. نویسنده، وضعیت جهان را به یک «میز بیلیارد بزرگ» تشبیه کرده است که قدرتهای سلطهگر در آن با تکیه بر «توان ضربه نخست» به دنبال تحمیل منافع خود به دیگران هستند.
🔹 این گزارش تصریح میکند که با وجود انباشت سلاحهایی که تعدادشان از برگهای جنگل فراتر میرود، قدرتهای بزرگ در برابر «نیروی روایت» و «کلمه صادقانه» احساس ضعف میکنند. اِلپائیس تأکید میکند که ایستادگی در برابر این ماشین جنگی، نه فقط از طریق درگیری نظامی، بلکه با ایجاد یک «جبهه متحد از روایتهای انسانی» و افشای سیاستهای فریبکارانه ممکن است.
🔹 در نهایت، این تحلیل به صراحت بیان میکند که پیروز نهایی سال ۲۰۲۶ کسی نیست که موشکهای بیشتری دارد، بلکه جریانی است که بتواند با «روایت حق»، مانع از نابودی حقیقت و حافظه تاریخی ملتها در تنور جنگ شود. این اعتراف نشان میدهد که حتی در اندیشکدههای غربی، این باور تقویت شده که فریاد ملتها برای بازیابی استقلال و کرامت انسانی، سلاحی است که هیچ سامانهی دفاعی قادر به رهگیری آن نیست.
📌 این گزارش نشاندهنده یک بنبست تئوریک در غرب است؛ جایی که اعتراف میکنند فناوریهای پیشرفته کشتار، علیرغم تمام ویرانگریشان در برابر «بیداری افکار عمومی» و «قدرت تبیین» شکست خوردهاند. این همان نقطهی ضعفی است که دشمن از آن هراس دارد و آن چیزی نیست جر غلبهی روایت مظلوم بر ابزارهای نظامی ظالم.
@InstituteRastak