اندیشکده رستاک – Telegram
اندیشکده رستاک
27.7K subscribers
3 photos
1 video
2 links
ارتباط با ما: t.me/Contact_InstituteRastak
Download Telegram
🔻 قمار خطرناک تل‌آویو در شاخ آفریقا؛ اجماع عربی علیه «شکستن مرزها»

🔹 رسانه صهیونیستی «معاریو» در گزارشی با لحنی نگران‌کننده به واکنش تند و کم‌سابقه جهان عرب و اسلامی نسبت به تصمیم اسرائیل برای به‌رسمیت شناختن «سومالی‌لند» پرداخته و اذعان می‌کند که این اقدام، موجی از خشم دیپلماتیک را از قاهره تا ریاض و از آنکارا تا جاکارتا برانگیخته است؛ موجی که تل‌آویو آن را «تهدیدی برای ثبات منطقه‌ای و بین‌المللی» توصیف می‌کند.

🔹 بر اساس این گزارش، ۲۱ کشور عربی به‌همراه سازمان همکاری اسلامی در بیانیه‌ای مشترک، اقدام اسرائیل را «نقض آشکار حقوق بین‌الملل» و «بدعتی خطرناک» خوانده‌اند که می‌تواند اصل حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها را در سطح جهانی تضعیف کند؛ مفهومی که خود اسرائیل سال‌ها مدعی پایبندی به آن بوده است.

🔹 نویسنده معاریو تأکید می‌کند که نگرانی اصلی کشورهای عربی صرفاً به سومالی محدود نمی‌شود، بلکه این ترس وجود دارد که اسرائیل با مشروعیت‌بخشی به پروژه‌های جدایی‌طلبانه، الگویی تازه برای بازترسیم مرزها از بیرون ایجاد کند، الگویی که می‌تواند دامن بسیاری از کشورهای شکننده منطقه را بگیرد.

🔹 در بخش دیگری از گزارش آمده است که مقامات سومالی این تصمیم را «حمله مستقیم به حاکمیت ملی» دانسته و هشدار داده‌اند که اجازه ایجاد پایگاه‌های نظامی خارجی یا تبدیل خاک سومالی به میدان رقابت‌های نیابتی داده نخواهد شد، هشداری که به‌طور ضمنی، حضور و اهداف امنیتی اسرائیل در دریای سرخ و شاخ آفریقا را نشانه گرفته است.

🔹 معاریو همچنین اعتراف می‌کند که حتی متحدان غربی تل‌آویو از جمله ایالات متحده، حاضر نشده‌اند از این تصمیم پیروی کنند؛ موضوعی که از انزوای نسبی اسرائیل در این پرونده پرده برمی‌دارد و نشان می‌دهد قمار سومالی‌لند، بیش از آنکه دستاورد دیپلماتیک باشد، هزینه‌ساز بوده است.

📌 در پایان، گزارش با اشاره به برگزاری نشست اضطراری اتحادیه عرب و رایزنی برای پاسخ‌های هماهنگ منطقه‌ای، تلویحاً می‌پذیرد که اسرائیل با این اقدام، نه‌تنها جبهه‌ای تازه از مخالفت سیاسی را گشوده، بلکه ناخواسته خود را در جایگاه متهم اصلی «بی‌ثبات‌سازی نظم بین‌الملل» قرار داده است؛ نظمی که تل‌آویو معمولاً تنها زمانی به آن استناد می‌کند که به نفعش باشد.

@InstituteRastak
🔻سایت شورای روابط خارجی در گزارشی جامع تحت عنوان «تصویر امنیت جهانی در آستانه ۲۰۲۶» و با استناد به یافته‌های «نظرسنجی اولویت‌های پیشگیرانه»، به ترسیم چشم‌اندازی نگران‌کننده از وضعیت ثبات بین‌المللی پرداخته و هدف اصلی خود را شناسایی زودهنگام کانون‌های بحران برای یاری رساندن به اولویت‌بندی‌های پیشگیرانه در سیاست خارجی ایالات متحده اعلام کرده است.

🔹تدوین‌کنندگان این گزارش با اشاره به مشارکت بیش از ۶۰۰ کارشناس و تحلیلگر در ارزیابی ۳۰ سناریوی امنیتی، تصریح می‌کنند که فضای تصمیم‌گیری راهبردی برای واشنگتن با کاهش چشمگیر حاشیه اطمینان مواجه شده است؛ چرا که قرار گرفتن پنج سناریوی خطرناک در بالاترین سطح ترکیبی «احتمال وقوع» و «شدت تأثیر»، نشان‌دهنده پتانسیل بالای غافلگیری استراتژیک و افزایش ریسک منازعات مسلحانه در سال پیش رو است.

🔹این سند تحلیلی در تشریح جغرافیای تهدیدات، خاورمیانه را همچنان به عنوان یکی از کانون‌های اصلی تنش معرفی کرده و با برشمردن شش سناریوی کلیدی—که همگی از درگیری‌های غزه و لبنان تا تقابل ایران و اسرائیل، به نوعی با تل‌آویو پیوند خورده‌اند—خاطرنشان می‌سازد که به موازات این تهدیدات، قاره آفریقا با دربرگرفتن نُه سناریوی بحرانی و احتمال بالای تشدید جنگ سودان، بیشترین سهم کمی را در نقشه بی‌ثباتی جهانی داراست.

📌 کارشناسان ضمن هشدار نسبت به تهدیدات سیستمیک ناشی از رقابت قدرت‌های بزرگ، تأکید دارند که متغیرهایی نظیر بحران تنگه تایوان، درگیری مستقیم ناتو و روسیه، و حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی، ظرفیت بی‌ثبات‌سازی نظام بین‌الملل را دارند و ایالات متحده باید با بهره‌گیری از اهرم‌های نفوذ خود در پرونده‌های کلیدی، رویکرد خود را از واکنش‌های دیرهنگام و پرهزینه به سمت راهبردهای پیشگیرانه و دیپلماتیک تغییر دهد.

@InstituteRastak
🔻 شکاف در اسطوره برتری نظامی؛ اعتراف رسمی پنتاگون به ناکارآمدی پروژه F-35

🔹 یک گزارش رسمی منتشرشده از سوی نهاد بازرسی وزارت دفاع آمریکا که به نقل از خبرگزاری رویترز در رسانه‌های عبری بازتاب یافته، پرده از ناکارآمدی ساختاری در برنامه جنگنده‌های F-35 برداشته است؛ برنامه‌ای که به‌عنوان بزرگ‌ترین و پرهزینه‌ترین پروژه تسلیحاتی تاریخ ایالات متحده معرفی می‌شود و نقش محوری در دکترین بازدارندگی آمریکا و متحدانش از جمله اسرائیل، ایفا می‌کند.

🔹 بر اساس این گزارش، ناوگان جنگنده‌های F-35 در سال ۲۰۲۴ تنها حدود ۵۰ درصد از زمان پیش‌بینی‌شده در وضعیت عملیاتی قرار داشته‌اند؛ رقمی که ۱۷ درصد پایین‌تر از حداقل سطح آمادگی تعریف‌شده توسط خود پنتاگون است. این داده آماری، به‌روشنی نشان‌دهنده شکاف عمیق میان توان تبلیغ‌شده و واقعیت میدانی این سامانه پیشرفته تسلیحاتی است.

🔹 گزارش تأکید می‌کند که ریشه اصلی این ناکارآمدی، نه در نقص‌های مقطعی، بلکه در چارچوب قراردادی معیوب میان وزارت دفاع آمریکا و شرکت سازنده، یعنی لاکهیدمارتین نهفته است. به اذعان بازرس پنتاگون، قرارداد منعقدشده فاقد شاخص‌های الزام‌آور برای سنجش آمادگی عملیاتی، ارزیابی عملکرد و حتی الزامات دقیق برای انجام آزمون‌های فنی و گزارش‌دهی دارایی‌های دولتی بوده است.

🔹 در نتیجه این خلأ نظارتی، پنتاگون ناچار شده است حدود ۱.۷ میلیارد دلار به این شرکت پرداخت کند، بی‌آنکه توجیه اقتصادی یا بازده عملیاتی متناسبی دریافت کرده باشد. این رقم، صرفا یک زیان مالی نیست، بلکه نشانه‌ای از الگوی تثبیت‌شده‌ای است که در آن صنایع نظامی بزرگ، عملا از سازوکارهای پاسخ‌گویی مصون می‌مانند.

🔹 اهمیت این اعتراف زمانی دوچندان می‌شود که گزارش یادآوری می‌کند هزینه کلی خرید، نگهداری و بهره‌برداری از F-35 در افق بلندمدت، بیش از ۲ تریلیون دلار برآورد شده است. بدین ترتیب، ناکارآمدی گزارش‌شده نه یک اختلال محدود، بلکه بحرانی ساختاری در پرچم‌دار توان هوایی غرب محسوب می‌شود.

📌 این گزارش، از منظر راهبردی، حامل پیام نگران‌کننده‌ای برای متحدان آمریکا، به‌ویژه اسرائیل است؛ رژیمی که بخش مهمی از برتری هوایی و دکترین امنیتی خود را بر اتکای به این جنگنده بنا کرده است. اعتراف رسمی پنتاگون به زمین‌گیر بودن نیمی از ناوگان F-35، عملا روایت مسلط درباره «برتری کیفی مطلق» را با تردیدهای جدی مواجه می‌کند و نشان می‌دهد فاصله میان بازنمایی تبلیغاتی و واقعیت عملیاتی، بیش از آن است که بتوان نادیده گرفت.

@InstituteRastak
🔻سقوط اعتماد به احزاب در سرزمین‌های اشغالی

#تحلیل_بین‌الملل
#تایمز_اسرائیل
#بحران_مشروعیت
#نظرسنجی

🔹 تایمز اسرائیل با بازنشر گزارش سالانه «شاخص دموکراسی» مؤسسه دموکراسی اسرائیل از فروپاشی بی‌سابقه اعتماد عمومی به ساختار حزبی و سیاسی رژیم صهیونیستی در آستانه انتخابات ۲۰۲۶ خبر می‌دهد.

🔹 بی‌اعتمادی به احزاب: تنها ۲۶ درصد از ساکنان اراضی اشغالی معتقدند حزبی وجود دارد که دیدگاه‌های آن‌ها را نمایندگی می‌کند؛ این پایین‌ترین رقم ثبت شده از سال ۲۰۰۳ تاکنون است. این یعنی سه چهارم جامعه صهیونیستی، خود را در ساختار سیاسی موجود «بی‌نماینده» و سرگردان می‌بینند.

🔹 شکاف فرقه‌ای: در حالی که ۸۶ درصد از یهودیان حریدی (ارتدوکس) از نمایندگی سیاسی خود راضی هستند، این رقم در میان سکولارها و ملی-مذهبی‌ها سقوط کرده است. این نشان می‌دهد که سیستم سیاسی فعلی، عمدتاً در خدمت اقلیت مذهبی تندرو است و بدنه اصلی جامعه را رها کرده است.

🔹 بحران اعتماد به نهادها: اعتماد به احزاب سیاسی به رقم فاجعه‌بار ۱۰ درصد و اعتماد به کنست (پارلمان) به ۱۸ درصد و کابینه به ۲۵ درصد رسیده است؛ وضعیتی که نشان‌دهنده ناامیدی کامل از سیاستمداران است.

🔹 هراس از تقلب داخلی: ۵۸ درصد از یهودیان نگران دخالت‌های «داخلی» در نتایج انتخابات هستند؛ آماری که نشان‌دهنده اوج بی‌اعتمادی به سلامت سیستم و هراس از دستکاری نتایج توسط کابینه نتانیاهو است.

📌 تایمز اسرائیل این گزارش را در قالب «هشدار درباره خلأ سیاسی» منتشر کرده است. این رسانه با برجسته کردن رضایت بالای حریدی‌ها در برابر نارضایتی سکولارها، به طور ضمنی هشدار می‌دهد که ساختار سیاسی رژیم توسط یک اقلیت مذهبی «تسخیر» شده و اکثریت جامعه (به ویژه طبقه متوسط و میانه‌رو) به حاشیه رانده شده‌اند. از منظر تحلیلی، این گزارش اعترافی صریح به عدم مشروعیت دموکراسی ادعایی صهیونیست‌هاست. وقتی ۹۰ درصد جامعه به احزاب خود اعتماد ندارند، یعنی سیستم سیاسی مشروعیت خود را برای «نمایندگی مردم» از دست داده و صرفاً به ماشینی برای توزیع رانت بین گروه‌های ذی‌نفوذ تبدیل شده است. این گسست میان «جامعه» و «حاکمیت»، پاشنه آشیل رژیم صهیونیستی در هر بحران آتی خواهد بود.

@InstituteRastak
🔻روایت رسانه‌هایی صهیونیستی از بازگشت نتانیاهو به سیاست شکست‌خورده

🔹گزارش به‌روشنی در چارچوب «بازگشت به سیاست شکست‌خورده» نوشته شده است. نویسنده از ابتدا تا انتها، نتانیاهو را به‌عنوان سیاستمداری تصویر می‌کند که از تجربه‌های شکست‌خورده گذشته درس نمی‌گیرد، فاقد چشم‌انداز سیاسی است و بحران را به‌جای حل‌کردن، مدیریت و تعلیق می‌کند. در این چارچوب، سفر نتانیاهو به آمریکا نه یک ابتکار دیپلماتیک، بلکه تکرار یک الگوی فرسوده معرفی می‌شود؛ الگویی که نتیجه‌اش از پیش معلوم است.

گزارش بر سه گزاره اصلی استوار است:
🔹الف) عامل اصلی ۷ اکتبر
گزارش بیان می‌کند که مهار حماس بدون راه‌حل سیاسی، اتکا به بهبود اقتصادی به‌عنوان ابزار بازدارندگی و فقدان استراتژی بلندمدت درباره مسئله فلسطین به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم زمینه‌ساز ۷ اکتبر بوده است. در این روایت، ۷ اکتبر نه یک حادثه ناگهانی، بلکه پیامد طبیعی انباشت خطاهای سیاسی معرفی می‌شود.

🔹ب) ناتوانی نتانیاهو در ساخت «سیاست واقعی»
نویسنده تأکید می‌کند که پس از ۷ اکتبر نیز نتانیاهو از بحث درباره «روز بعد» فرار کرده و ایده‌هایی مبهم و غیرقابل اجرا (مانند طرح مهاجرت داوطلبانه) را جایگزین سیاست کرده است. در این تحلیل، مشکل اصلی نه فقط محتوای سیاست‌ها، بلکه خلأ سیاست‌گذاری است.

🔹ج) تداوم جنگ به‌عنوان هدف پنهان
گزارش «طرح پنج‌ماده‌ای» را نه راه‌حل، بلکه ابزاری برای تداوم جنگ، جلوگیری از ورود به فرآیند سیاسی و حفظ وضعیت اضطراری دائمی می‌داند. جنگ در این روایت، از ابزار امنیتی به ابزار بقا و تداوم قدرت سیاسی تبدیل شده است.

🔹گزارش، رابطه نتانیاهو با آمریکا را از موضع ضعف ترسیم می‌کند:
آمریکا از سیاست‌های اسرائیل خسته و بی‌انگیزه و نتانیاهو در سفر قبلی خود تحقیر شده است؛ لذا نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی ناچار به پذیرش طرح‌هایی خلاف خواستش (همچون تشکیل کشور فلسطینی) شده است. در این چارچوب، آمریکا نه شریک هم‌سطح، بلکه بازیگر مسلطی است که در نبود ابتکار سیاسی از سوی رژیم صهیونیستی، شروط خود را تحمیل می‌کند.

🔹یکی از عناصر مهم گزارش، تفکیک ظاهری و واقعی قدرت در کابینه است. وزیر جنگ رسمی (کاتز) به‌عنوان چهره‌ای نمایشی و اسموتریچ به‌عنوان تصمیم‌گیر واقعی معرفی می‌شوند. این بخش، دولت را گرفتار اسارت ایدئولوژیک جریان شهرک‌ساز نشان می‌دهد و شهرک‌سازی در غزه را اوج بی‌عقلی سیاسی می‌داند.

🔹گزارش بر چند فرض اساسی بنا شده است:
بدون افق سیاسی، امنیت پایدار ممکن نیست.
همکاری آمریکا وابسته به ارائه راه‌حل سیاسی است، نه صرفاً تهدیدسازی.
ادامه جنگ به تضعیف موقعیت بین‌المللی رژیم صهیونیستی می‌انجامد.
ائتلاف منطقه‌ای (به‌ویژه با عربستان) کلید مهار ایران و نیروهای نیابتی نامیده می‌شود.
این مفروضات، گزارش را در اردوگاه واقع‌گرایی سیاسی منتقد راست‌گرایی امنیتی قرار می‌دهد.

🔹این گزارش بیش از آنکه صرفاً نقد یک سفر دیپلماتیک باشد، نقدی بر یک الگوی حکمرانی است. الگوی نتانیاهو در این روایت، ترکیبی است از:
تعلیق دائمی تصمیم‌های سیاسی،
اتکای افراطی به زور نظامی،
و فرار از مواجهه با واقعیت‌های ساختاری مسئله فلسطین.

📌پیام نهایی گزارش روشن است: تا زمانی که سیاست جایگزین شعار نشود و افق سیاسی جایگزین جنگ نگردد، هر سفر، هر تهدید و هر عملیات نظامی، فقط تکرار شکست‌های گذشته خواهد بود.

@InstituteRastak
🔻اعتراف اندیشکده اسرائیلی به شکست در جنگ روایت‌ها؛ «دوحه» پایتخت جنگ شناختی علیه تل‌آویو

🔹مرکز تحقیقات و آموزش «آلما» که یک نهاد پژوهشی امنیتی در اسرائیل است در گزارش تازه‌ای با عنوان «مکانیزم‌های جنگ شناختی قطر در کنفرانس دوحه»، نسبت به ابعاد گسترده و موفقیت‌آمیز دیپلماسی عمومی علیه رژیم صهیونیستی ابراز نگرانی شدید کرده و این رویداد را «نقطه اوجی» در مشروعیت‌زدایی از اسرائیل دانسته است.

🔹نویسنده این گزارش امنیتی با ادبیاتی هشدارآمیز اعتراف می‌کند که آنچه در کنفرانس اخیر دوحه (دسامبر ۲۰۲۵) رخ داد، فراتر از یک نشست دیپلماتیک بود؛ بلکه یک «عملیات شناختی دقیق و برنامه‌ریزی‌شده» بود که هدف نهایی آن تضعیف مشروعیت بین‌المللی اسرائیل و تقویت جایگاه جریان‌های اسلامی و جهادی است.

🔹این اندیشکده اسرائیلی با نگرانی خاطرنشان می‌کند که قطر موفق شده است با استفاده از ابزار «قدرت نرم»، یک روایت واحد و منسجم را به جهان مخابره کند. بر اساس این گزارش، کلیدواژه‌هایی مانند «نسل‌کشی»، «آپارتاید» و «اشغالگری» دیگر تنها شعارهای خیابانی نیستند، بلکه در عالی‌ترین سطوح دیپلماتیک و توسط نخبگان جهانی در حال تثبیت شدن علیه تل‌آویو هستند.

🔹در بخشی از این تحلیل، به پارادوکس موفقیت قطر اشاره شده و آمده است که دوحه توانسته خود را به عنوان یک «میانجی غیرقابل جایگزین» در صحنه بین‌المللی تحمیل کند در حالی که همزمان زیرساخت‌های فکری و سیاسی گروه‌های مقاومت را تقویت کرده و فضایی را ایجاد می‌کند که اسرائیل در آن به عنوان «مطرود» شناخته شود.

🔹گزارش آلما تصریح می‌کند که استراتژی دوحه، ترکیبی هوشمندانه از نفوذ رسانه‌ای و دیپلماتیک است که باعث شده حتی متحدان غربی اسرائیل نیز تحت فشار افکار عمومی قرار بگیرند. این مرکز هشدار می‌دهد که این «جنگ شناختی»، خطرناک‌تر از جنگ نظامی است، زیرا پایه‌های وجودی اسرائیل را در اذهان عمومی جهان هدف قرار داده است.

📌 در پایان، این گزارش امنیتی صراحتاً اعتراف می‌کند که اسرائیل در میدان «جنگ نرم» قافیه را به دوحه باخته است. نویسنده با اشاره به حضور گسترده شخصیت‌های تاثیرگذار جهانی در این مجمع، نتیجه می‌گیرد که تل‌آویو نه تنها در خیابان‌های اروپا، بلکه در تالارهای مجلل دیپلماتیک نیز نفوذ خود را از دست داده و اکنون با حقیقتی تلخ روبروست: «قطر موفق شده است جایگاه میانجی‌گری خود را به سلاحی برای خلع سلاح اخلاقی اسرائیل تبدیل کند.».

@InstituteRastak
🔻شکاف در جبهه عبری-غربی؛ تلاش نافرجام نتانیاهو برای تحمیل «جنگ ابدی» به واشنگتن

🔹گزارش‌های اخیر رسانه‌های بین‌المللی، از جمله تحلیل «علی حرب» در شبکه الجزیره، از بروز تضاد منافع عمیق میان دولت نتانیاهو و کاخ سفید پرده برداشته است. این گزارش تصریح می‌کند که به‌رغم خوش‌بینی‌های اولیه در تل‌آویو، نخست‌وزیر اسرائیل در متقاعد کردن دونالد ترامپ برای ورود به یک تقابل نظامی فراگیر علیه ایران با سد مستحکمی به نام «دکترین اولویت‌های ملی آمریکا» برخورد کرده است.

🔹بر اساس این تحلیل، نتانیاهو که طی سه دهه اخیر همواره بر تهدید انگاره‌های هسته‌ای ایران تاکید داشت، اکنون با واقعیت ژئوپلیتیک جدیدی مواجه شده است. ترامپ با اتکا به ادعای اثربخشی حملات ماه ژوئن به تاسیسات هسته‌ای ایران، تمایلی به گشودن جبهه نظامی جدید ندارد. از این رو، تحلیلگران صهیونیست اذعان دارند که تل‌آویو برای برون‌رفت از این بن‌بست دیپلماتیک به «تغییر هدف» روی آورده و اکنون بر برنامه موشکی ایران به عنوان «متغیرِ تهدیدزای جدید» تمرکز کرده است تا بدین‌وسیله تداوم فشارهای بین‌المللی را تضمین کند.

🔹«تریتا پارسی»، تحلیلگر ارشد روابط بین‌الملل در گفتگو با الجزیره اشاره می‌کند: «رویکرد اسرائیل، بازتولید دوره‌ای سناریوهای نظامی است؛ آن‌ها در پی ایجاد یک وضعیت جنگی مستمر برای تثبیت برتری منطقه‌ای خود هستند.» این در حالی است که ترامپ در چارچوب استراتژی امنیت ملی خود، خاورمیانه را از اولویت نخست خارج کرده و در پی کاهش هزینه‌های ناشی از مداخله‌گرایی نظامی است.

🔹نکته کلیدی این گزارش، رشد رویکردهای انتقادی نسبت به اسرائیل در میان حامیان اصلی ترامپ است. چهره‌های تاثیرگذاری نظیر «تاکر کارلسون»، مناسبات فعلی تل‌آویو و واشینگتن را یک «رابطه یک‌سویه و بهره‌کشانه» توصیف کرده‌اند که هزینه‌های استراتژیک آن بر دوش آمریکا سنگینی می‌کند. کارلسون معتقد است در حالی که واشنگتن ریسک‌های امنیتی متعددی را به سود نتانیاهو پذیرفته، نخست‌وزیر اسرائیل به جای هماهنگی راهبردی، مطالبات فزاینده و تقاضا برای تنش‌آفرینی بیشتر را در دستور کار قرار داده است.

📌این گزارش با یک هشدار راهبردی به پایان می‌رسد و عنوان می‌کند که جمهوری اسلامی ایران برخلاف الگوهای رفتاری گذشته، هرگونه ماجراجویی جدید را با پاسخی فوری و قاطع تلافی خواهد کرد تا بر انگاره «امکان بمباران نوبتی ایران» خط بطلان بکشد. شکاف فزاینده میان «افزون‌طلبی نظامی نتانیاهو» و «عمل‌گرایی انزواطلبانه ترامپ»، رژیم صهیونیستی را در دشوارترین وضعیت تاریخی برای جلب حمایت‌های بدون قید و شرط واشنگتن قرار داده است.

@InstituteRastak
🔻 هراس از فرسایش لابی صهیونیسم؛ اعتراف به تغییر موازنه قدرت در واشنگتن

🔹 «آوینوآم بار یوسف»، رئیس افتخاری مؤسسه سیاست‌گذاری ملت یهود در یادداشتی در روزنامه معاریو هشدار می‌دهد که برخلاف تصور رایج، زیرپوست سیاست آمریکا دگرگونی‌های عمیقی علیه منافع تل‌آویو در جریان است. او تأکید می‌کند که سفر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به فلوریدا، تنها یک دیدار دیپلماتیک نیست، بلکه تلاشی برای مهار بحران «کاهش نفوذ یهود در ساختار حاکمیت ایالات متحده» محسوب می‌شود.

🔹 این تحلیلگر صهیونیست اعتراف می‌کند که عصر طلایی دهه ۹۰ میلادی که در آن نفوذ تل‌آویو بر سیاست، اقتصاد و رسانه‌های آمریکا مطلق بود به پایان رسیده است. او با ابراز نگرانی از سال ۲۰۲۵ خاطرنشان می‌کند که امروزه مظاهر یهودی در فضای عمومی آمریکا کمرنگ شده و در مقابل، موج بیزاری از صهیونیسم که پیش‌تر در حاشیه بود، اکنون به متن سیاست آمریکا راه یافته است.

🔹 در این گزارش، از «ثروت عربی» و به‌ویژه «قطر» به عنوان پیشران این تحول یاد شده است. صهیونیست‌ها معتقدند سرمایه‌گذاری‌های هدفمند قطر در مراکز دانشگاهی، اندیشکده‌ها و رسانه‌های جریان‌ساز، توانسته است روایت اسرائیل از جنگ غزه را با چالش جدی روبرو کرده و چهره جهانی این رژیم را مخدوش سازد.

🔹 نکته راهبردی این تحلیل، رخنه دیدگاه‌های ضد اسرائیلی به درون جریان‌های راست‌گرای حزب جمهوری‌خواه است. بار یوسف هشدار می‌دهد که برخلاف دهه‌های گذشته، اکنون چهره‌های کلیدی نزدیک به ترامپ، همچون «جی. دی. ونس» (معاون اول) و «دونالد ترامپ جونیور» از رویکردی انزواطلبانه حمایت می‌کنند که با تداوم کمک‌های مالی کلان به اسرائیل و نفوذ سنتی لابی‌های یهودی سر سازگاری ندارد.

📌 نویسنده در پایان نتیجه می‌گیرد که شخصیت پیش‌بینی‌ناپذیر ترامپ و پیوندهای او با رهبران کشورهای اسلامی نظیر قطر و ترکیه، می‌تواند حمایت‌های واشنگتن را به یک «اهرم فشار» علیه تل‌آویو تبدیل کند. این گزارش تأیید می‌کند که رژیم صهیونیستی با واقعیتی تلخ روبروست و آن این است که راه تل‌آویو دیگر از واشنگتن نمی‌گذرد، بلکه این واشنگتن است که بر اساس منافع جدید منطقه‌ای، برای تل‌آویو تعیین تکلیف می‌کند.

@InstituteRastak
🔻 ترک در ائتلاف؛ افشای شکاف پنهان ریاض–ابوظبی از زبان یک چهره نزدیک به قدرت

🔹 گزارش منتشرشده در رسانه عربی «عربی۲۱» از حذف یک توییت جنجالی توسط «عبدالخالق عبدالله» استاد دانشگاه سرشناس اماراتی، پرده از تنش‌های عمیق و پنهان میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی در پرونده یمن برمی‌دارد؛ تنش‌هایی که برخلاف ادعای «هماهنگی راهبردی»، بار دیگر خود را در فضای عمومی آشکار کرده‌اند.

🔹 عبدالله که به‌عنوان یکی از چهره‌های نزدیک به محافل تصمیم‌ساز در ابوظبی شناخته می‌شود، در توییتی که بعداً آن را حذف کرد، تهدید نظامی عربستان علیه «شورای انتقالی جنوب» را «جنون» توصیف کرده و با لحنی تمسخرآمیز خطاب به ریاض نوشته بود: «اول صنعا را آزاد کن». ادبیاتی که فراتر از یک نظر شخصی، بازتاب نارضایتی عمیق امارات از راهبرد سعودی در جنوب یمن ارزیابی می‌شود.

🔹 هرچند این استاد دانشگاه و فعال رسانه‌ای اماراتی پس از بالا گرفتن واکنش‌ها با تأکید بر «شخصی بودن» مواضعش و ستایش از روابط ریاض–ابوظبی تلاش کرد تبعات سیاسی سخنانش را مهار کند، اما اصل ماجرا نشان می‌دهد که اختلافات ساختاری دو کشور در یمن نه‌تنها حل نشده، بلکه وارد مرحله‌ای حساس‌تر شده است.

🔹 نکته قابل توجه آن است که انتقاد تند عبدالله دقیقاً در واکنش به تصمیم عربستان برای اقدام نظامی علیه نیروهای وابسته به شورای انتقالی جنوب در حضرموت مطرح شد؛ شورایی که از حمایت آشکار امارات برخوردار است. این تقابل، بار دیگر این واقعیت را برجسته می‌کند که «ائتلاف عربی» عملاً از سال ۲۰۱۹ دچار فروپاشی عملی شده و هر یک از طرف‌ها اهداف متضاد خود را دنبال می‌کنند.

🔹 در حالی که سخنگوی ائتلاف سعودی اقدام نظامی را «در راستای حفاظت از غیرنظامیان» توجیه می‌کند، حملات هوایی اخیر به مواضع نیروهای نزدیک به امارات در حضرموت نشان می‌دهد که عربستان حاضر است حتی به قیمت درگیری غیرمستقیم با شریک سابق خود، کنترل میدانی را حفظ کند.

🔹 از این منظر، حذف شتاب‌زده توییت عبدالخالق عبدالله را می‌توان تلاشی برای مهار یک «افشاگری ناخواسته» دانست؛ افشاگری‌ای که نشان داد اختلاف ریاض و ابوظبی نه یک سوءتفاهم مقطعی، بلکه شکافی راهبردی بر سر آینده یمن و توازن قدرت در جنوب این کشور است.

📌 مجموع این تحولات بیانگر آن است که روایت رسمی از «هم‌پیمانی مستحکم سعودی–اماراتی» بیش از آنکه بازتاب واقعیت میدانی باشد، یک پوشش رسانه‌ای است؛ پوششی که با هر بحران جدید، ترک‌های آن عمیق‌تر و عیان‌تر می‌شود.

@InstituteRastak
🔻مارآلاگو؛ اتاق جنگ جدید صهیونیست‌ها؛ فرار نتانیاهو از بن‌بست داخلی به آغوش ترامپ

🔹 روزنامه اسرائیلی «معاریو» در گزارشی با بررسی بازتاب‌های جهانی دیدار بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در عمارت «مارآلاگو»، از شکل‌گیری یک «جبهه متحد و یکپارچه» خبر داده است. این رسانه عبری تأکید می‌کند که برخلاف دوران سردی روابط در گذشته، اکنون رسانه‌های آمریکایی و بریتانیایی از یک «آغوش عمومی بی‌سابقه» سخن می‌گویند که هدف آن نمایش وحدت کامل در قبال پرونده‌های غزه و ایران است.

🔹 تحلیل‌گران رسانه‌هایی نظیر «نیویورک تایمز» و «وال استریت ژورنال» خاطرنشان کرده‌اند که ترامپ با «قهرمان» و «مردی قدرتمند» خواندن نتانیاهو، عملاً به او یک چک سفید امضا داده است. ترامپ در اظهاراتی صریح که بوی چراغ سبز برای تداوم جنایات در منطقه را می‌دهد، مدعی شده است: «من نگران هیچ‌کدام از کارهایی که اسرائیل انجام می‌دهد نیستم.»

🔹 نویسنده گزارش تصریح می‌کند که این نمایش همبستگی فراتر از تعارفات دیپلماتیک است. نتانیاهو با توصیف ترامپ به عنوان «بهترین دوستی که اسرائیل تاکنون در کاخ سفید داشته»، اعلام کرده است که قصد دارد بالاترین نشان افتخار غیرنظامی (جایزه اسرائیل) را به او اهدا کند؛ اقدامی که نشان‌دهنده تلاش نتانیاهو برای گره زدن سرنوشت سیاسی خود به بازگشت ترامپ و فرار از فشارهای داخلی و بین‌المللی است.

🔹 بر پایه این گزارش، ترامپ در این دیدار مسئولیت کامل جنگ غزه را متوجه حماس دانسته و بر حمایت ۱۰۰ درصدی از طرح‌های نظامی اسرائیل تأکید کرده است. وی حتی با لحنی تهدیدآمیز هشدار داده که اگر حماس به خواسته‌های اسرائیل تن ندهد، «بهای سنگینی پرداخت خواهد کرد». این در حالی است که ترامپ با زیرکی از پرداختن به اختلافات ارضی در کرانه باختری خودداری کرده تا خدشه‌ای به این «نمایش اتحاد» وارد نشود.

🔹 در بخش دیگری از این گزارش به موضوع «عفو بین‌الملل» یا احتمال مداخله ترامپ در پرونده‌های قضایی اشاره شده است. اگرچه دفتر ریاست‌جمهوری اسرائیل گفتگو در این باره را تکذیب کرده، اما رسانه‌های جهانی این دیدار را تلاشی برای تأمین مصونیت سیاسی و قضایی برای رهبران فعلی تل‌آویو تعبیر کرده‌اند.

📌 این حجم از ستایش متقابل در شرایطی صورت می‌گیرد که منطقه در آتش جنگ می‌سوزد. در حالی که ترامپ مدعی است «اسرائیل ۱۰۰ درصد طبق برنامه عمل کرده»، گزارش‌های میدانی از بن‌بست نظامی و شکست‌های اطلاعاتی حکایت دارند. اهدای «جایزه اسرائیل» به یک شخصیت خارجی (ترامپ) برای اولین بار در تاریخ، نشان‌دهنده اوج استیصال نتانیاهو و نیاز مبرم او به یک تکیه‌گاه سیاسی در واشینگتن برای بقا در قدرت است.

@InstituteRastak
🔻از سیاست «مهار دوگانه» تا دکترین «هدایت سایه‌وار»؛ کالبدشکافی ربع قرن شکست زنجیره‌ای کاخ سفید در منطقه

🔹مجله المجله در گزارشی تخصصی به قلم رابرت فورد، به کالبدشکافی ۲۵ سال سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه پرداخته و تبیین می‌کند که چگونه واشینگتن با وجود دنبال کردن هدف ثابت تضمین امنیت اسرائیل و ایجاد پیوندهای تجاری با همسایگان، همواره با سیاست‌های متناقض و اشتباهات محاسباتی دست‌به‌گریبان بوده است. این تحلیل با بازخوانی دوران بیل کلینتون آغاز می‌شود؛ جایی که او با وجود غرق شدن در جزئیات نقشه‌ها و محله‌های بیت‌المقدس برای دستیابی به صلح، در نهایت با شکست مذاکرات کمپ‌دیوید روبرو شد و در عین حال با اتخاذ سیاست «مهار دوگانه»، فشارهای اقتصادی بی‌سابقه‌ای را بر عراق و ایران تحمیل کرد که پیامدهای انسانی ناگواری بر جای گذاشت.

🔹در ادامه این واکاوی، نویسنده معتقد است که حملات ۱۱ سپتامبر نقطه عطفی بود که منطقه را به سوی دکترین «جنگ علیه تروریسم» جرج دبلیو بوش سوق داد؛ دورانی که در آن برخلاف رویه کلینتون، فشار بر متحدان برای اصلاحات سیاسی و حقوق بشر به شدت افزایش یافت. بوش با این تصور که ریشه تروریسم در سرخوردگی از دولت‌های سرکوبگر است به مداخلات نظامی گسترده روی آورد، اما پیروزی‌های سریعی که واشینگتن انتظار داشت هرگز محقق نشد و تلاش‌ها برای دستیابی به راهکار دو کشوری نیز به نفع اولویت‌های جنگی به حالت تعلیق درآمد.

🔹گزارش در بخش دیگری به چرخش استراتژیک باراک اوباما اشاره می‌کند که با هدف پایان دادن به درگیری‌های آمریکا وارد میدان شد و منطقه را صرفاً مجموعه‌ای از قبایل درگیر می‌دید که حل منازعاتشان وظیفه واشینگتن نیست. اوباما با اتخاذ رویکرد «مدیریت از دور» در لیبی و امتناع از مداخله مستقیم در سوریه با انتقاداتی روبرو شد مبنی بر اینکه این سیاست باعث تضعیف جایگاه آمریکا و ایجاد امیدهای واهی برای اپوزیسیون محلی شده است؛ هرچند ظهور داعش او را ناچار کرد تا در نهایت برای مبارزه با این گروه با دولت‌های اقتدارگرا و حتی گروه‌های نظامی شیعه در عراق هماهنگی‌های غیرمستقیم انجام دهد.

🔹در نهایت، این تحلیل به رویکرد دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ می‌پردازد که همچنان بر مخالفت با اعزام گسترده نیروهای نظامی استوار است و ترجیح می‌دهد از ضربات نظامی کوتاه و قاطع برای کسب امتیاز در مذاکرات به ویژه با ایران، استفاده کند. ترامپ در حالی که به دنبال گسترش «پیمان ابراهیم» و ترغیب عربستان سعودی به عادی‌سازی روابط با اسرائیل از طریق طرح‌های توسعه تجاری در غزه است، با سد استوار ریاض مواجه شده که هرگونه پیشرفت را به گام‌های ملموس به سوی تشکیل دولت فلسطین مشروط کرده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد پس از ربع قرن، چالش‌های بنیادین منطقه همچنان پابرجا هستند

📌در نهایت، گزارش المجله نتیجه می‌گیرد که سیاست ۲۵ ساله آمریکا در خاورمیانه، علیرغم تغییر از رویکرد «مداخله‌گری سخت» به «مدیریت از دور»، همچنان در دایره‌ای از تناقضات میان منافع اقتصادی و واقعیت‌های سیاسی گرفتار مانده است. این تحلیل تأکید می‌کند که نادیده گرفتن حقوق بنیادین فلسطینیان و تکیه بر پروژه‌های صرفاً اقتصادی، گره کور امنیت منطقه را باز نکرده و واشینگتن را در سال ۲۰۲۵ با همان چالش‌های حل‌نشده‌ی دوران کلینتون مواجه ساخته است. ناتوانی در ایجاد موازنه میان امنیت اسرائیل و مطالبات متحدان عرب، میراثی از بی‌ثباتی را بر جای گذاشته که خروج از آن نیازمند فراتر رفتن از تاکتیک‌های مقطعی است.

@InstituteRastak
🔻اوج‌گیری نفرت از رژیم صهیونیستی در میان راست‌گرایان آمریکا

#تحلیل_بین‌الملل
#تایمز_اسرائیل
#جنگ_نرم

🔹 تایمز اسرائیل با استناد به مطالعه جدید «مؤسسه سیاست مردم یهود» ، از یک تحول هشداردهنده در گفتمان راست‌گرایان آمریکا خبر می‌دهد: چهره‌های مشهور رسانه‌ای و حامی ترامپ مانند «تاکر کارلسون» و «کندیس اوونز»، به طور فزاینده‌ای به ترویج یهودی‌ستیزی و نفرت‌پراکنی علیه رژیم صهیونیستی روی آورده‌اند.

🔹 آمار نگران‌کننده: استفاده از هوش مصنوعی برای تحلیل ۳۰۰۰ ویدئو نشان می‌دهد که ارجاعات منفی تاکر کارلسون به اسرائیل از ۵۰٪ به ۷۰٪ افزایش یافته است. وضعیت برای کندیس اوونز وخیم‌تر است؛ ۹۶٪ ارجاعات او منفی بوده و ۷۵٪ از محتوای اخیر او مصداق یهودی‌ستیزی تشخیص داده شده است.

🔹 شکستن تابوها: این چهره‌ها با طرح ادعاهایی مانند «اسرائیل مسئول ترور کندی است»، «یهودیان پشت برده‌داری بودند» و «اسرائیل یک ملت شیطانی است»، در حال شکستن تابوهای تاریخی و عادی‌سازی گفتمان یهودی‌ستیز در جریان اصلی رسانه‌های راست‌گرا هستند.

🔹 هراس جامعه یهودی: ۸۸ درصد از یهودیان آمریکا افزایش یهودی‌ستیزی در جناح راست را تأیید کرده و ابراز نگرانی شدید می‌کنند. این در حالی است که معاون ترامپ (جی‌دی ونس)، این پدیده را صرفاً «واکنش به سیاست خارجی آمریکا» می‌داند و آن را انکار می‌کند؛ موضعی که با مخالفت ۷۳ درصدی یهودیان مواجه شده است.

📌 این گزارش، اعترافی تلخ به «فروپاشی پایگاه» رژیم صهیونیستی در آمریکا است. تا پیش از این، لابی‌های صهیونیستی تمرکز خود را بر مقابله با «چپ‌گرایان و دانشگاهیان» گذاشته بودند، اما اکنون با وحشت نظاره‌گر ظهور یهودی‌ستیزی در قلب پایگاه متحدان خود (راست‌گرایان پوپولیست) هستند. تایمز اسرائیل با انتشار این گزارش، تلاش می‌کند زنگ خطر را برای نخبگان سیاسی آمریکا به صدا درآورد و نشان دهد که جریان «ماگا»  در حال تبدیل شدن به تهدیدی علیه یهودیان است. اما در واقع، این گزارش سندی بر انزوای ایدئولوژیک رژیم صهیونیستی است؛ رژیمی که اکنون هم از سوی چپ (به اتهام نسل‌کشی) و هم از سوی راست افراطی (به اتهام توطئه جهانی) تحت فشار است و چتر حمایتی خود در افکار عمومی آمریکا را از دست داده است.

@InstituteRastak
🔻 اعتراف رسانه‌های غربی به شکست قدرت سخت در برابر قدرت روایت

🔹 روزنامه اسپانیایی «اِل‌پائیس» در گزارشی راهبردی از واقعیتی پرده برداشته که آن را «سلطه‌ی بی‌چون و چرای فناوری مرگ» در سال ۲۰۲۶ نامیده است. این رسانه تأکید می‌کند که در نظام بین‌الملل کنونی «موشک» به اصلی‌ترین شاخص قدرت و تنها شرط بقای دولت‌ها تبدیل شده است؛ به گونه‌ای که هر کشوری خارج از این چرخه تسلیحاتی باشد، از معادلات جهانی حذف خواهد شد.

🔹 این گزارش با اشاره به تنوع هولناک جنگ‌افزارها از موشک‌های کروز و بالستیک تا پهپادهای انتحاری، فاش می‌کند که این ابزارها دیگر نه برای اهداف نظامی صرف، بلکه برای تخریب کامل زیرساخت‌های مدنی از جمله بیمارستان‌ها، مدارس و حتی محل‌های تجمع کودکان برای دریافت غذا طراحی شده‌اند. نویسنده، وضعیت جهان را به یک «میز بیلیارد بزرگ» تشبیه کرده است که قدرت‌های سلطه‌گر در آن با تکیه بر «توان ضربه نخست» به دنبال تحمیل منافع خود به دیگران هستند.

🔹 این گزارش تصریح می‌کند که با وجود انباشت سلاح‌هایی که تعدادشان از برگ‌های جنگل فراتر می‌رود، قدرت‌های بزرگ در برابر «نیروی روایت» و «کلمه صادقانه» احساس ضعف می‌کنند. اِل‌پائیس تأکید می‌کند که ایستادگی در برابر این ماشین جنگی، نه فقط از طریق درگیری نظامی، بلکه با ایجاد یک «جبهه متحد از روایت‌های انسانی» و افشای سیاست‌های فریبکارانه ممکن است.

🔹 در نهایت، این تحلیل به صراحت بیان می‌کند که پیروز نهایی سال ۲۰۲۶ کسی نیست که موشک‌های بیشتری دارد، بلکه جریانی است که بتواند با «روایت حق»، مانع از نابودی حقیقت و حافظه تاریخی ملت‌ها در تنور جنگ شود. این اعتراف نشان می‌دهد که حتی در اندیشکده‌های غربی، این باور تقویت شده که فریاد ملت‌ها برای بازیابی استقلال و کرامت انسانی، سلاحی است که هیچ سامانه‌ی دفاعی قادر به رهگیری آن نیست.

📌 این گزارش نشان‌دهنده یک بن‌بست تئوریک در غرب است؛ جایی که اعتراف می‌کنند فناوری‌های پیشرفته کشتار، علیرغم تمام ویرانگری‌شان در برابر «بیداری افکار عمومی» و «قدرت تبیین» شکست خورده‌اند. این همان نقطه‌ی ضعفی است که دشمن از آن هراس دارد و آن چیزی نیست جر  غلبه‌ی روایت مظلوم بر ابزارهای نظامی ظالم.

@InstituteRastak
🔻 افشای شبکه پیچیده نفوذ امارات در قلب نهادهای غربی

🔹تحقیق جدید وب‌سایت «میدل ایست آی» از یک شبکه رسانه‌ای هماهنگ و گسترده پرده برداشته است که در آن جوانان اماراتی با چهره «روشنفکران مستقل» و «نجوای عربی معتدل»، مأموریت پیشبرد پروژه‌های تبلیغاتی مشترک ابوظبی، تل‌آویو و راست‌گرایان افراطی اروپا را بر عهده دارند. این شبکه که فعالیتش در اواخر سال ۲۰۲۴ اوج گرفته با تولید محتوای بصری حرفه‌ای و حضور در دانشگاه‌های تراز اول جهان همچون «کمبریج» و «جورج‌تاون» به دنبال مهندسی افکار عمومی غرب است.

🔹بر اساس این گزارش، اعضای این شبکه که تا پیش از این چهره‌هایی گمنام بودند به طور همزمان اقدام به ایجاد حساب‌های کاربری در پلتفرم «ایکس» و راه‌اندازی چندین وب‌سایت خبری جعلی با نام‌های فریبنده مانند «واشنگتن آی» و «دیلی یورو تایمز» کرده‌اند تا به روایت‌های خود مشروعیت خبری ببخشند. نکته رسواکننده در این تحقیق، ضبط تمامی ویدیوها در یک استودیوی مشترک با دکوراسیون کاملاً یکسان (از جمله یک کره جغرافیایی نقره‌ای متمایز) است که ادعای «استقلال» این افراد را به کلی باطل می‌کند.

🔹نویسنده مقاله تأکید می‌کند که «اسلام‌هراسی» و حمله سیستماتیک به «اخوان‌المسلمین» محور اصلی تمامی این فعالیت‌هاست به گونه‌ای که این شبکه حتی بحران‌های زیست‌محیطی و جنگ‌های داخلی (مانند سودان) را نیز به این گروه نسبت می‌دهد تا روایت‌های امنیتی اسرائیل و امارات را در غرب نهادینه کند.

🔹در بخش دیگری از این افشاگری به استفاده هوشمندانه از «هوش مصنوعی» برای شستشوی روایت‌های سیاسی اشاره شده است. این شبکه در بازه زمانی کوتاه سه ماهه، دست‌کم ۸ کتاب توسط اعضای خود از طریق یک ناشر واحد منتشر کرده که تحلیل محتوا نشان می‌دهد متون آن‌ها توسط مدل‌های زبانی بزرگ هوش مصنوعی تولید شده‌اند؛ هدفی که تنها برای «رزومه‌سازی» و معتبر نشان دادن این مهره‌ها در موتورهای جستجو دنبال می‌شود.

📌تحقیق میدل ایست آی تصریح می‌کند که این شبکه فراتر از یک فعالیت رسانه‌ای ساده یک «منظومه پروپاگاندای مینیاتوری» است که با دلارهای اماراتی و هماهنگی کامل با روایت‌های امنیتی تل‌آویو، سعی در جهت‌دهی به سیاست‌های مهاجرتی و امنیتی اروپا دارد. اگرچه منبع دقیق تأمین مالی سفرهای لوکس و تولیدات گران‌قیمت این افراد پنهان مانده، اما خروجی هماهنگ آن‌ها نشان‌دهنده یک اتاق فکر واحد برای تخریب رقبای منطقه‌ای و تطهیر چهره امارات و اسرائیل در افکار عمومی جهان است.

@InstituteRastak
🔻شکاف در ویترین اصلاحات؛ هراس ریاض از صدای معترضان به فقر و تبعیض

🔹روزنامه «فایننشال تایمز» در گزارشی تحلیلی به قلم خبرنگاران خود از تشدید موج سرکوب دیجیتال در عربستان سعودی پرده برداشته و فاش کرده است که نهادهای امنیتی و نظارتی این کشور برخلاف ادعاهای مربوط به فضای باز اجتماعی پیگرد قضایی منتقدان به وضعیت معیشتی را به شدت افزایش داده‌اند. این گزارش تأکید می‌کند که ریاض با استفاده از جریمه‌های سنگین و بازداشت‌های سازمان‌یافته در تلاش است تا مانع از تبدیل شدن اعتراضات معیشتی به یک جنبش مدنی شود.

🔹فایننشال تایمز فاش کرده است که تنها در ماه نوامبر و دسامبر سازمان تنظیم مقررات رسانه‌ای سعودی چندین نفر را به دلیل «تحریک افکار عمومی» بازداشت و حساب‌های کاربری آن‌ها را مسدود کرده است. طبق این گزارش، اتهامات این افراد نقد صریح به افزایش هزینه‌های زندگی و تغییر در قوانین تأمین اجتماعی بوده است؛ اتهاماتی که می‌تواند تا ۵ سال حبس و جریمه‌ای معادل ۸۰۰ هزار دلار را برای شهروندان عادی به همراه داشته باشد.

🔹نویسنده مقاله با اشاره به مورد «فلاح المسردی»، خواننده سنتی و سرشناس سعودی، خاطرنشان می‌کند که بازداشت وی پس از انتشار ویدئویی صورت گرفت که در آن از قطع مستمری معلولیت خواهرش انتقاد کرده بود. المسردی در سخنانی چالش‌برانگیز که بازتاب وسیعی در فضای مجازی داشت، خطاب به حاکمان سعودی گفته بود: «در حالی که دولت میلیاردها دلار به کشورهای خارجی کمک می‌کند، شهروندان حق دارند از وضعیت بد زندگی خود شکایت کنند».

🔹در ادامه گزارش آمده است که این تقابل معیشتی منجر به بروز خشم عمومی علیه «نخبگان متصل به قدرت» شده است. به عنوان نمونه، انتشار ویدئویی از «یزید الراجحی»، بازرگان مشهور و نزدیک به حلقه قدرت که از داخل جت شخصی خود منتقدان را به سکوت فراخوانده بود، موجی از فراخوان برای تحریم کسب‌وکارهای او را در پی داشته است. معترضان معتقدند طبقه مرفه سعودی کاملاً از واقعیت‌های تلخ جامعه و فقر روزافزون فاصله گرفته‌اند.

🔹تحلیلگران بین‌المللی در گفتگو با این روزنامه تصریح کرده‌اند که محمد بن سلمان با یک تناقض ساختاری روبروست؛ از یک سو با برگزاری کنسرت‌ها و جشنواره‌های سرگرمی به دنبال نمایش تصویری مدرن است و از سوی دیگر، کمترین میزان تسامح را در برابر نقدهای اقتصادی از خود نشان می‌دهد. این گزارش تأکید می‌کند که «نقد محترمانه» در عربستان تنها برای چهره‌های دست‌چین شده در برنامه‌های تلویزیونی فرمایشی مجاز است و برای مردم عادی، هرگونه گلایه از سفره خالی به معنای ورود به منطقه ممنوعه امنیتی است.

📌 این گزارش در پایان نتیجه می‌گیرد که تلاش ریاض برای بازتعریف «قرارداد اجتماعی» از طریق حذف یارانه‌ها و فشار بر شهروندان برای اشتغال در بخش خصوصی، بدون ایجاد فضای باز برای بیان اعتراضات، می‌تواند به مثابه راه رفتن بر روی لبه تیغ باشد؛ آن هم در شرایطی که هزینه‌های کلان در پروژه‌های بلندپروازانه و کمک‌های خارجی، بهانه لازم را به دست افکار عمومی خشمگین داده است.

@InstituteRastak
🔻وحشت در حیاط خلوت واشنگتن؛ بازگشت آمریکا به دوران «دیپلماسی آدم‌ربایی»

🔹پایگاه خبری «عربی ۲۱» در گزارشی تحلیلی با بررسی پیامدهای بازداشت نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا توسط آمریکا، از موجی از هراس و بی‌اعتمادی در میان رهبران آمریکای لاتین پرده برداشته و نوشته است که این اقدام بی‌سابقه، حتی صدای متحدان سنتی و رهبران میانه‌روی منطقه را نیز درآورده است.

🔹این گزارش تصریح می‌کند که اقدام واشنگتن عملاً تعریف دیپلماسی را تغییر داده به‌گونه‌ای که «جورج کاتروگالوس»، گزارشگر ویژه سازمان ملل، بدون لکنت زبان این عملیات را نه یک دستگیری قانونی، بلکه «ربایش رئیس یک دولت» توصیف کرده است.

🔹در بخشی از این تحلیل آمده است که «گابریل بوریک»، رئیس‌جمهور شیلی که لزوماً از متحدان ایدئولوژیک مادورو محسوب نمی‌شود با ادبیاتی هشدارآمیز نسبت به تحرکات نظامی آمریکا واکنش نشان داده و با بیان اینکه «امروز ونزوئلا و فردا کشوری دیگر» از ترس واقعی حاکم بر قاره پرده برداشته است؛ ترسی که ناشی از عدم مصونیت سران کشورها در برابر یکجانبه‌گرایی ایالات متحده است.

🔹گزارش عربی ۲۱ همچنین به ابعاد دیگری از تهدیدات دونالد ترامپ پرداخته و آورده است که دایره این تهدیدات تنها به کاراکاس محدود نشده است. ترامپ با ادبیاتی تحقیرآمیز «کلودیا شینباوم» رئیس‌جمهور مکزیک را به ناتوانی در برابر کارتل‌های مواد مخدر متهم کرده و مدعی شده که دولت مکزیک توسط تبهکاران اداره می‌شود. او همچنین در پیامی تهدیدآمیز به رئیس‌جمهور کلمبیا هشدار داده که «او کارخانه‌های کوکائین دارد و باید مراقب باشد»؛ سخنانی که نشان می‌دهد واشنگتن برای مداخله در سایر کشورها به دنبال بهانه‌تراشی است.

🔹این رسانه به نقل از «میگل دیاز کانل»، رئیس‌جمهور کوبا اقدام آمریکا را مصداق بارز «تروریسم دولتی» و نقض فاحش قوانین بین‌الملل دانسته است. تحلیلگران معتقدند که این اقدام تنها یک حمله سیاسی نیست، بلکه با توجه به وابستگی ۳۰ درصدی کوبا به نفت ونزوئلا، یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار برای فلج کردن زیرساخت‌های انرژی کشورهای مستقل منطقه محسوب می‌شود.

📌نکته قابل تأمل گزارش اینجاست که در حالی که واشنگتن تحت لوای مبارزه با قاچاق مواد مخدر اقدام به ربودن یک رئیس‌جمهور قانونی می‌کند، خود با زیر پا گذاشتن منشور سازمان ملل و توسل به زور، عملاً رفتاری مشابه همان «باندهای تبهکار» را در سطح بین‌المللی از خود بروز می‌دهد که مدعی مبارزه با آن‌هاست.

@InstituteRastak
🔻 اعتراف رسانه عبری به اهداف پشت پرده جنگ؛ ونزوئلا قربانی «نمایش قدرت» و «طمع نفتی» ترامپ

🔹 روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارونوت» در تحلیلی پیرامون حمله نظامی ترامپ به ونزوئلا، اذعان کرده است که برخلاف تبلیغات واشنگتن، کاراکاس هیچ‌گاه «تهدیدی وجودی» برای امنیت ملی آمریکا محسوب نمی‌شد، بلکه این تهاجم صرفاً نتیجه محاسبات سیاسی و اقتصادی کاخ سفید بوده است.

🔹 این رسانه صهیونیستی فاش می‌کند که انتخاب ونزوئلا به عنوان هدف، ناشی از «ضعف ارتش» و تجهیزات فرسوده آن بوده است. ترامپ ونزوئلا را «میدانی آسان» دید تا با یک پیروزی سریع، به شعارهای انتخاباتی خود برای احیای سلطه آمریکا در نیمکره غربی (دکترین مونرو) عمل کند.

🔹 یدیعوت آحارونوت در بخشی از گزارش خود به انگیزه اصلی اقتصادی یعنی «نفت» اعتراف می‌کند. طبق این تحلیل، هدف آمریکا بازپس‌گیری تاسیسات نفتی ملی‌شده در دوران چاوز و تسلط مجدد شرکت‌های آمریکایی بر بزرگترین ذخایر نفتی جهان است.

🔹 این تحلیلگر اسرائیلی تصریح می‌کند که یکی از اهداف راهبردی این حمله، قطع شریان‌های حیاتی رقبای جهانی آمریکا است. واشنگتن به دنبال حذف نفوذ چین (نفت در برابر بدهی) و جلوگیری از گسترش روابط ونزوئلا با «ایران» و روسیه است.

🔹 گزارش مذکور همچنین از نقشه واشنگتن برای «اشغال نرم» پرده برداشته و می‌نویسد که آمریکا قصد دارد ونزوئلا را به‌طور موقت و مستقیم اداره کند تا از عدم بازگشت حامیان مادورو به قدرت اطمینان حاصل شود.

🔹 در پایان، این روزنامه عبری‌زبان به پیامدهای بین‌المللی این اقدام پرداخته و می‌نویسد: حمله به ونزوئلا پیامی مستقیم برای «بازدارندگی در برابر ایران»، تغییر محاسبات چین درباره تایوان و تحقیر روسیه به عنوان متحدی ناتوان است.

📌 یدیعوت آحارونوت در پایان با خرسندی اعتراف می‌کند که اگرچه اسرائیل تهدید مستقیمی از جانب ونزوئلا حس نمی‌کرد، اما تل‌آویو برنده غیرمستقیم این جنگ‌افروزی است؛ چراکه «احیای هیمنه و قدرت بازدارندگی آمریکا» در سطح جهانی، مستقیماً به نفع منافع رژیم صهیونیستی تمام خواهد شد.

@InstituteRastak
🔻سرگیجه در واشنگتن؛ اعتراف دیپلمات‌های کهنه‌کار آمریکایی به بن‌بست راهبردی اسرائیل در ۲۰۲۶

🔹نشریه آمریکایی «فارین پالیسی» در تحلیلی به قلم «دنیل کورتزر» (سفیر پیشین آمریکا در مصر و اسرائیل) و «آرون دیوید میلر» (تحلیلگر ارشد اندیشکده کارنگی)، با نگاهی بدبینانه به سال ۲۰۲۶ از فروپاشی خوش‌بینی‌های اولیه واشنگتن خبر داده و تأکید کرده‌اند که دستاوردهای ادعایی تل‌آویو و دولت ترامپ، تنها پوسته‌ای نازک بر روی واقعیت‌های خشن منطقه است.

🔹این دو دیپلمات برجسته آمریکایی اعتراف می‌کنند که علیرغم ضربات نظامی، حماس و حزب‌الله همچنان زنده و در حال بازسازی هستند. گزارش تصریح می‌کند که حماس همچنان قدرتمندترین نیروی فلسطینی در غزه است و هیچ بازیگر بین‌المللی جرأت یا تمایلی برای خلع سلاح اجباری آن ندارد.

🔹نویسندگان با اشاره به وضعیت بحرانی رژیم صهیونیستی، خاطرنشان می‌کنند که نتانیاهو به دلیل بحران‌های داخلی، پرونده‌های قضایی و فشار شرکای تندرو برای الحاق کرانه باختری، عملاً در بن‌بست گرفتار شده است. به باور آن‌ها، تل‌آویو نه تنها توان تغییر وضعیت امنیتی را ندارد، بلکه با سیاست‌های شهرک‌سازی و خشونت افسارگسیخته، جبهه کرانه باختری را به مرز انفجار و «انتفاضه سوم» رسانده است.

🔹در بخش دیگری از این تحلیل به شکست راهبردی در برابر ایران اشاره شده است. فارین پالیسی تأکید می‌کند که برخلاف ادعاهای واشنگتن، ایران هرگز از جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و نقش رهبری منطقه‌ای خود دست نخواهد کشید. همچنین، اذعان شده است که انصارالله یمن علیرغم فشارها، همچنان به عنوان یک قدرت ضدآمریکایی و ضداسرائیلی پایدار باقی مانده‌اند.

🔹تحلیلگران آمریکایی با ترسیم آینده‌ای تاریک برای سال ۲۰۲۶، هشدار می‌دهند که اسرائیل در آستانه یک تنهایی خطرناک قرار دارد. آن‌ها معتقدند تمرکز ترامپ بر بحران‌هایی مثل روسیه و اوکراین در کنار تصمیمات ناگهانی او، اسرائیل را در برابر تهدیدهای منطقه بی‌پناه خواهد کرد. طبق این پیش‌بینی، دوران خوش‌خیالی برای «صلح» یا «عادی‌سازی روابط» به پایان رسیده و واقعیت جدید، چیزی جز فرسایش توان نظامی اسرائیل در جبهه‌های متعدد و مدیریت شکست‌های پی‌درپی نخواهد بود.

📌 این گزارش در حالی منتشر می‌شود که نویسندگان آن از معماران سابق سیاست خارجی آمریکا در قبال تل‌آویو هستند. اعتراف آن‌ها به اینکه «اسرائیل در غزه، لبنان و سوریه زمین اشغال کرده اما امنیت به دست نیاورده»، نشان‌دهنده تغییر لحن نخبگان واشنگتن نسبت به توانمندی‌های راهبردی رژیم صهیونیستی در سال‌های پیش رو است.

@InstituteRastak
🔻اعتراف تلخ وزیر صهیونیستی در خصوص از دست رفتن روایت در آمریکا؛ «تاکر کارلسون» تهدید شماره یک ماست

🔹وزیر امور یهودیان خارج از فلسطین اشغالی در کابینه رژیم صهیونیستی در اظهاراتی که نشان‌دهنده عمق نگرانی تل‌آویو از تغییر موازنه رسانه‌ای در ایالات متحده است، «تاکر کارلسون»، روزنامه‌نگار مشهور آمریکایی را «بزرگترین تهدید» برای اسرائیل در آمریکا توصیف کرد.

🔹«آمیخای شیکلی» در مصاحبه با یک شبکه عبری‌زبان، ضمن حمله شدید به کارلسون مدعی شد که این چهره رسانه‌ای مشهور که پیش‌تر نماد جریان محافظه‌کار بود، اکنون به «مدافع اسلام رادیکال» تبدیل شده و با دریافت پول از قطر به تبلیغ علیه اسرائیل می‌پردازد.

🔹این مقام صهیونیست با ابراز استیصال از نفوذ کلام کارلسون، اعتراف کرد که روایت اسرائیل مبنی بر «اسلام‌هراسی» دیگر خریدار ندارد. او با خشم اعلام کرد که کارلسون حماس را صرفاً یک «جنبش سیاسی» معرفی می‌کند و با مخالفت با اسلام‌هراسی، عملاً به جبهه مقابل اسرائیل پیوسته است.

🔹تحلیل سخنان شیکلی نشان می‌دهد که شکاف میان اسرائیل و حامیان سنتی‌اش در غرب عمیق‌تر شده است. او با اشاره به اختلافات خود با رهبران جوامع یهودی در اروپا تصریح کرد که آنها خطر اصلی را «راست افراطی» می‌دانند، در حالی که تل‌آویو اصرار دارد که غرب باید اولویت خود را مبارزه با آنچه او «اسلام افراطی» می‌خواند، قرار دهد.

🔹در ادامه این رویکرد طلبکارانه، وزیر صهیونیست حتی به مقامات ارشد استرالیا و اروپا نیز تاخت و آن‌ها را به دلیل عدم استفاده از واژگان مورد نظر اسرائیل (مانند تروریسم خواندن اسلام) و پایبندی به «نزاکت سیاسی» فاقد صلاحیت رهبری دانست.

🔹اعترافات شیکلی پرده از یک واقعیت استراتژیک برمی‌دارد و آن این است که اسرائیل که سال‌ها بر روی حمایت بی‌چون‌وچرای جریان‌های راست‌گرا و محافظه‌کار در آمریکا حساب باز کرده بود، اکنون با پدیده‌ای روبروست که در آن چهره‌های شاخص همین جریان (مانند کارلسون)، جنایات غزه را محکوم کرده و روایت مظلوم‌نمایانه صهیونیست‌ها را به چالش می‌کشند.

📌این اظهارات هراس‌آلود در حالی بیان می‌شود که کارلسون بارها در برنامه‌های خود جنایات رژیم اشغالگر در نوار غزه را مورد انتقاد قرار داده است؛ مسأله‌ای که نشان می‌دهد امپراتوری رسانه‌ای اسرائیل حتی در حیاط خلوت خود یعنی ایالات متحده نیز در حال فروپاشی است.

@InstituteRastak