♦️حد و مرز دخالت روسیه در درگیریهای دریای سرخ
◼️مركز رع للدراسات الاستراتيجيه –مصر
📝مصطفى عيد إبراهيم
#رویة_العربیة
🔹از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و اتحاد یمن در سال ۱۹۹۰، روسیه هیچ علاقه جدی به تحولات یمن از خود نشان نداده و حجم تجارت دو کشور در بهترین حالت به ۲۵۰ میلیون دلار محدود بوده است. بدین ترتیب، با آغاز جنگ داخلی در یمن در سال ۲۰۱۱،کرملین برخلاف عملکرد خود در بحران لیبی و سوریه مداخله چندانی در تحولات یمن نداشت. سیاست خارجی روسیه پس از اعلام عملیات نظامی عربستان سعودی و برخی کشورهای دیگر علیه حوثیها در مارس ۲۰۱۵، تغییر چندانی نیافت. با این حال، روسیه ارتباطات دیپلماتیک خود را با تمامی بازیگران اصلی درگیریهای یمن حفظ کرده است.
💢 تحولات نقش روسیه
🔹مشارکت فزاینده روسیه و ایران در پی جنگ اوکراین، قواعد بازی و ویژگیهای نقش مسکو را در تحولات یمن دستخوش تغییر کرده است. نزدیکی همکاریهای روسیه و ایران، مسکو را به حوثیهای وفادار به تهران نزدیکتر ساخته است. در حال حاضر، مستشاران نظامی روسیه در صنعا فعال هستند و اگر تنشها در یمن تشدید شود، ممکن است مسکو خود را یکی از طرفهای درگیر محسوب کند. گزارشهای متعدد از رسانههای آمریکایی حکایت از آن دارد که کرملین در حال آمادهسازی برای تأمین تسلیحات برای حوثیها بود، اما به دلیل فشارهای ایالات متحده و عربستان سعودی از این اقدام منصرف شد. کارشناسان سازمان ملل نیز بارها از تلاش برای قاچاق موشکهای هدایتشونده ضدتانک کورند، تفنگهای تهاجمی AKS-20U و سایر سلاحها به یمن خبر دادهاند.
🔹مشارکت با ایران، کرملین را به همکاری بیشتری با حوثیها در درگیریهای یمنی واداشته است. پس از آنکه مسکو در جنگ خود علیه اوکراین به تجهیزات تسلیحاتی ایران وابسته شد، بهطور فزایندهای تحت تأثیر مدار تهران در خاورمیانه قرار گرفت و روند پشتیبانی از فعالیت ماهوارههای ایرانی (گروههای همسو با ایران) در منطقه را آغاز کرد. به اعتقاد ناظران، حفظ فاصله مساوی از طرفهای مختلف در جنگ یمن برای کرملین دشوار خواهد بود و تعامل آن با حوثیها اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
🔹در حال حاضر، آتشبس میان حوثیها و عربستان برقرار است؛ اما با توجه به تحولات منطقه و بهویژه اقدامات اخیر حوثیها در دریای سرخ، احتمال بروز یک رویارویی جدید وجود دارد. این گروه از نوامبر ۲۰۲۳ بیش از ۷۰ کشتی مرتبط با اسرائیل و متحدانش را هدف قرار دادهاند. این حملات مسیرهایی را که نزدیک به ۱۲ درصد از کل تجارت بینالمللی را شامل میشد، مختل کرده و هزینه حملونقل کالا از آسیا به اروپا را تقریباً چهار برابر افزایش داده است.
💢 استمرار حملات انصارالله
🔹از آغاز سال جاری میلادی، ایالات متحده بمباران مواضع حوثیها را آغاز کرده است، اما این اقدامات نتوانستهاند بهعنوان یک بازدارنده مؤثر عمل کنند. حوثیها ایمنی فعالیت کشتیهای مرتبط با روسیه، ایران و چین در دریای سرخ تضمین کرده است. در این راستا، فرانک مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، اظهار میدارد: «پوتین، ایالات متحده را مسئول حملات اوکراین به کشتیهای روسیه در دریای سیاه میداند و ممکن است حملات در دریای سرخ را نوعی انتقام تلقی کند».
🔹یکی از سناریوهای مطرح در زمینه درگیریهای یمن، احتمال حرکت حوثیها به سمت جنوب برای تصرف مناطق وسیعتر است. برای تحقق این هدف، آنها به حمایت تمامی شرکای خارجی خود، از جمله روسیه، نیازمندند. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه افسران اطلاعاتی ارتش روسیه به یمن اعزام شدهاند تا به حوثیها در هدفگیری کشتیهای تجاری در دریای سرخ یاری رسانند.
💢 نتیجهگیری
✅ روسیه بهدنبال گسترش دامنه حضور خود در دریای مدیترانه و دریای سرخ است، که این امر به روسیه امکان میدهد از محیط حیاتی خود دفاع کرده و تعادل را در جنگ علیه غرب در اوکراین برهم زند. سیاست روسیه در این مقطع در وضعیت دشوار ایجاد تعادل میان حفظ روابط راهبردی خود با عربستان و اتحاد با ایران از یک سو و بهرهبرداری از فرصتهای موجود برای افزایش فشار بر محور غربی به رهبری ایالات متحده آمریکا از سوی دیگر قرار دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
◼️مركز رع للدراسات الاستراتيجيه –مصر
📝مصطفى عيد إبراهيم
#رویة_العربیة
🔹از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ و اتحاد یمن در سال ۱۹۹۰، روسیه هیچ علاقه جدی به تحولات یمن از خود نشان نداده و حجم تجارت دو کشور در بهترین حالت به ۲۵۰ میلیون دلار محدود بوده است. بدین ترتیب، با آغاز جنگ داخلی در یمن در سال ۲۰۱۱،کرملین برخلاف عملکرد خود در بحران لیبی و سوریه مداخله چندانی در تحولات یمن نداشت. سیاست خارجی روسیه پس از اعلام عملیات نظامی عربستان سعودی و برخی کشورهای دیگر علیه حوثیها در مارس ۲۰۱۵، تغییر چندانی نیافت. با این حال، روسیه ارتباطات دیپلماتیک خود را با تمامی بازیگران اصلی درگیریهای یمن حفظ کرده است.
💢 تحولات نقش روسیه
🔹مشارکت فزاینده روسیه و ایران در پی جنگ اوکراین، قواعد بازی و ویژگیهای نقش مسکو را در تحولات یمن دستخوش تغییر کرده است. نزدیکی همکاریهای روسیه و ایران، مسکو را به حوثیهای وفادار به تهران نزدیکتر ساخته است. در حال حاضر، مستشاران نظامی روسیه در صنعا فعال هستند و اگر تنشها در یمن تشدید شود، ممکن است مسکو خود را یکی از طرفهای درگیر محسوب کند. گزارشهای متعدد از رسانههای آمریکایی حکایت از آن دارد که کرملین در حال آمادهسازی برای تأمین تسلیحات برای حوثیها بود، اما به دلیل فشارهای ایالات متحده و عربستان سعودی از این اقدام منصرف شد. کارشناسان سازمان ملل نیز بارها از تلاش برای قاچاق موشکهای هدایتشونده ضدتانک کورند، تفنگهای تهاجمی AKS-20U و سایر سلاحها به یمن خبر دادهاند.
🔹مشارکت با ایران، کرملین را به همکاری بیشتری با حوثیها در درگیریهای یمنی واداشته است. پس از آنکه مسکو در جنگ خود علیه اوکراین به تجهیزات تسلیحاتی ایران وابسته شد، بهطور فزایندهای تحت تأثیر مدار تهران در خاورمیانه قرار گرفت و روند پشتیبانی از فعالیت ماهوارههای ایرانی (گروههای همسو با ایران) در منطقه را آغاز کرد. به اعتقاد ناظران، حفظ فاصله مساوی از طرفهای مختلف در جنگ یمن برای کرملین دشوار خواهد بود و تعامل آن با حوثیها اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
🔹در حال حاضر، آتشبس میان حوثیها و عربستان برقرار است؛ اما با توجه به تحولات منطقه و بهویژه اقدامات اخیر حوثیها در دریای سرخ، احتمال بروز یک رویارویی جدید وجود دارد. این گروه از نوامبر ۲۰۲۳ بیش از ۷۰ کشتی مرتبط با اسرائیل و متحدانش را هدف قرار دادهاند. این حملات مسیرهایی را که نزدیک به ۱۲ درصد از کل تجارت بینالمللی را شامل میشد، مختل کرده و هزینه حملونقل کالا از آسیا به اروپا را تقریباً چهار برابر افزایش داده است.
💢 استمرار حملات انصارالله
🔹از آغاز سال جاری میلادی، ایالات متحده بمباران مواضع حوثیها را آغاز کرده است، اما این اقدامات نتوانستهاند بهعنوان یک بازدارنده مؤثر عمل کنند. حوثیها ایمنی فعالیت کشتیهای مرتبط با روسیه، ایران و چین در دریای سرخ تضمین کرده است. در این راستا، فرانک مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، اظهار میدارد: «پوتین، ایالات متحده را مسئول حملات اوکراین به کشتیهای روسیه در دریای سیاه میداند و ممکن است حملات در دریای سرخ را نوعی انتقام تلقی کند».
🔹یکی از سناریوهای مطرح در زمینه درگیریهای یمن، احتمال حرکت حوثیها به سمت جنوب برای تصرف مناطق وسیعتر است. برای تحقق این هدف، آنها به حمایت تمامی شرکای خارجی خود، از جمله روسیه، نیازمندند. شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه افسران اطلاعاتی ارتش روسیه به یمن اعزام شدهاند تا به حوثیها در هدفگیری کشتیهای تجاری در دریای سرخ یاری رسانند.
💢 نتیجهگیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13👏1😐1
♦️ پایان وضعیت یا رقابت بلندمدت؟ اهداف راهبردی اسرائیل در جنگ غزه
◼️ مرکز مطالعات راهبردی بگین سادات
📝 ایتان شامیر
#تهران_ریویو
🔹 برخی کارشناسان معتقدند اسرائیل فاقد راهبرد و برنامه سیاسی مشخصی برای دوران پس از جنگ غزه است و هیچ طرحی برای تبدیل دستاوردهای نظامیاش به ترتیبات سیاسی که منجر به پایان یافتن جنگ و بهبود امنیت و موقعیت بینالمللی خود باشد، ندارد. با این حال باید دانست هرگونه پیشرفت در حوزه سیاسی، نیازمند پیروزی و برتری در عرصه نظامی است.
🔹علیرغم اعتقاد بسیاری مبنی بر اشتباه بودن اقدام اسرائیل در حمله به جنوب لبنان با وجود عدم نابودی سازمان رزم و سیاسی حماس در غزه، اسرائیل در غزه به نقطهای رسیده است که بتواند توجه راهبردی خود را به سمت مرزهای شمالیاش معطوف نماید. بنابراین، صبر راهبردی اسرائیل در غزه نتیجهبخش بوده و انتقادات نسبت به ناکارآمدی آن نادرست است.
🔹 در حال حاضر، اسرائیل در موقعیتی قرار دارد که توانسته برتری نظامی خود را در برابر ایران و نیروهای نیابتیاش بازگرداند. اسرائیل این جنگ را جنگی وجودی میداند و هدف اولیهاش رفع تهدید فوری علیه خود است و سپس باید به «روز بعد از جنگ» بیندیشد.
💢 ایجاد واقعیت امنیتی جدید
🔹 آزادسازی اسراء، از بین بردن سازمان رزم و سیاسی حماس، بازگرداندن شهرکنشینان به شمال ، از جمله اهداف اولیه اسرائیل هستند. اما هدفی اعلام نشده نیز پشت این عملیاتهای نظامی نهفته است: ایجاد یک واقعیت امنیتی جدید. اسرائیل به دنبال حذف دو بازوی ایران (حماس و حزبالله) است، زیرا با توجه به وضعیت اقتصادی ضعیف ایران، بعید است که این کشور بتواند دوباره بر روی نیروهای نیابتی خود سرمایهگذاری کند.
💢 حذف بازوهای ایران
🔹همچنین اسرائیل قصد دارد با حذف حماس، غزه را به وضعیتی کمخطر همانند کرانه باختری تبدیل کند؛ جایی که میتواند به راحتی به نیروهای حماس و جهاد حمله کند. با کنترل ورود و خروج در غزه، قدرت حماس به تدریج از بین میرود چراکه توانایی بازسازی خود را نخواهد داشت. اکثر تسلیحات نظامی حماس مصرف شده و در شرایط بسته بودن نوار غزه و تداوم فشار نظامی، قادر به ذخیره مجدد سلاح نخواهد بود.
🔹در مورد لبنان، ارتش اسرائیل میداند که توانایی نابودی حزبالله را ندارد، بنابراین به دنبال وارد کردن ضربات شدید و جبرانناپذیر است. هدف اسرائیل در لبنان عقبنشاندن حزبالله به پشت رود لیتانی، از بین بردن راکتها و زیرساختهای آن و رساندن حزبالله به نقطهای است که دیگر تهدیدی راهبردی برای اسرائیل نباشد.
🔹 در مرحله بعد، اسرائیل باید جلوی بازسازی حزبالله توسط ایران را بگیرد. هدف نهایی نیز فلج کردن حزبالله به شیوهای مشابه با وضعیتی است که در دههی گذشته برای سوریه پیش آورده است. در طول مدت زمانی که حزبالله به دنبال بازسازی خود باشد، اسرائیل باید مرزهای شمالی خود را مستحکم سازد و در صورت لزوم، یک جنگ پیشدستانه دیگر علیه حزبالله آغاز کند.
💢 شکست ایران؛ نقطه کانونی نظم جدید
✅ در نهایت، کاهش توجه به حماس و حزبالله موجب میشود که اسرائیل تمرکز خود را بر روی ایران معطوف کند. با شکست دادن ایران، اسرائیل قادر خواهد بود روابط خود را با کشورهای عربی عادیسازی کرده و نظم منطقهای جدید مطلوب خود را برقرار کند. با این حال، دستیابی به تمامی این اهداف مستلزم کسب دستاوردهای نظامی برای اسرائیل است تا بتواند طرف مقابل را در موضع ضعف قرار داده و به توافقی مناسب برای خود دست یافت.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
◼️ مرکز مطالعات راهبردی بگین سادات
📝 ایتان شامیر
#تهران_ریویو
🔹 برخی کارشناسان معتقدند اسرائیل فاقد راهبرد و برنامه سیاسی مشخصی برای دوران پس از جنگ غزه است و هیچ طرحی برای تبدیل دستاوردهای نظامیاش به ترتیبات سیاسی که منجر به پایان یافتن جنگ و بهبود امنیت و موقعیت بینالمللی خود باشد، ندارد. با این حال باید دانست هرگونه پیشرفت در حوزه سیاسی، نیازمند پیروزی و برتری در عرصه نظامی است.
🔹علیرغم اعتقاد بسیاری مبنی بر اشتباه بودن اقدام اسرائیل در حمله به جنوب لبنان با وجود عدم نابودی سازمان رزم و سیاسی حماس در غزه، اسرائیل در غزه به نقطهای رسیده است که بتواند توجه راهبردی خود را به سمت مرزهای شمالیاش معطوف نماید. بنابراین، صبر راهبردی اسرائیل در غزه نتیجهبخش بوده و انتقادات نسبت به ناکارآمدی آن نادرست است.
🔹 در حال حاضر، اسرائیل در موقعیتی قرار دارد که توانسته برتری نظامی خود را در برابر ایران و نیروهای نیابتیاش بازگرداند. اسرائیل این جنگ را جنگی وجودی میداند و هدف اولیهاش رفع تهدید فوری علیه خود است و سپس باید به «روز بعد از جنگ» بیندیشد.
💢 ایجاد واقعیت امنیتی جدید
🔹 آزادسازی اسراء، از بین بردن سازمان رزم و سیاسی حماس، بازگرداندن شهرکنشینان به شمال ، از جمله اهداف اولیه اسرائیل هستند. اما هدفی اعلام نشده نیز پشت این عملیاتهای نظامی نهفته است: ایجاد یک واقعیت امنیتی جدید. اسرائیل به دنبال حذف دو بازوی ایران (حماس و حزبالله) است، زیرا با توجه به وضعیت اقتصادی ضعیف ایران، بعید است که این کشور بتواند دوباره بر روی نیروهای نیابتی خود سرمایهگذاری کند.
💢 حذف بازوهای ایران
🔹همچنین اسرائیل قصد دارد با حذف حماس، غزه را به وضعیتی کمخطر همانند کرانه باختری تبدیل کند؛ جایی که میتواند به راحتی به نیروهای حماس و جهاد حمله کند. با کنترل ورود و خروج در غزه، قدرت حماس به تدریج از بین میرود چراکه توانایی بازسازی خود را نخواهد داشت. اکثر تسلیحات نظامی حماس مصرف شده و در شرایط بسته بودن نوار غزه و تداوم فشار نظامی، قادر به ذخیره مجدد سلاح نخواهد بود.
🔹در مورد لبنان، ارتش اسرائیل میداند که توانایی نابودی حزبالله را ندارد، بنابراین به دنبال وارد کردن ضربات شدید و جبرانناپذیر است. هدف اسرائیل در لبنان عقبنشاندن حزبالله به پشت رود لیتانی، از بین بردن راکتها و زیرساختهای آن و رساندن حزبالله به نقطهای است که دیگر تهدیدی راهبردی برای اسرائیل نباشد.
🔹 در مرحله بعد، اسرائیل باید جلوی بازسازی حزبالله توسط ایران را بگیرد. هدف نهایی نیز فلج کردن حزبالله به شیوهای مشابه با وضعیتی است که در دههی گذشته برای سوریه پیش آورده است. در طول مدت زمانی که حزبالله به دنبال بازسازی خود باشد، اسرائیل باید مرزهای شمالی خود را مستحکم سازد و در صورت لزوم، یک جنگ پیشدستانه دیگر علیه حزبالله آغاز کند.
💢 شکست ایران؛ نقطه کانونی نظم جدید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👎8❤1👌1
🔆 انتخابات آمریکا در ایستگاه پایانی
#تحلیل_کوتاه
🔹کمتر از یک هفته تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ و کامالا هریس فعالیتهای انتخاباتی خود را در ایالتهای مختلف افزایش دادهاند. نظرسنجیها نیز رقابت نزدیک و تنگاتنگ دو نامزد را نشان میدهند، اما وضعیت آنان اکنون چگونه است؟
💢 کدام نامزد در نظرسنجیها جلوتر است؟
🔸 در دو هفته گذشته، ترامپ فاصله خود را با هریس در سطح ملی کاهش داده است. به عنوان مثال، طبق آخرین نظرسنجی ایپسوس، هریس تنها با ۱٪ اختلاف پیشتاز است. در ایالتهای چرخشی، ترامپ همچنان در کارولینای شمالی، جورجیا و آریزونا پیشتازی کمنوسانی را داشته است. آخرین نظرسنجیها نیز حاکی از پیشتازی اندک ترامپ در پنسیلوانیا هستند؛ اما در مجموع، رقابت بسیار نزدیک و زیر نیمدرصد بین دو نامزد در پنسیلوانیا، میشیگان، ویسکانسین و نوادا وجود دارد.
🔸 با پیشفرضگرفتن پیروزی ترامپ در سه ایالت کارولینای شمالی، جورجیا و آریزونا و بررسی ۱۶ حالت ممکن از نتایج، میتوان گفت که در ۱۴ حالت ترامپ و تنها در ۲ حالت هریس برنده انتخابات خواهد شد که در هر دو حالت، هریس باید در هر سه ایالت چرخشی دیوار آبی (میشیگان، ویسکانسین و پنسیلوانیا) پیروز شود. حتی شکست در یکی از آنها نیز باعث شکست او در انتخابات میشود. در ویسکانسین، هریس وضعیت به نسبت بهتری دارد؛ اما در دو ایالت میشیگان و پنسیلوانیا، نااطمینانی بسیار شدید است.
💢 مسلمانان میشیگان به چه کسی رأی خواهند داد؟
🔸 مهمترین موضوع انتخاباتی این ایالت در یک سال گذشته، جنگ غزه بوده است. برخلاف بایدن، با ورود هریس به رقابت انتخاباتی، برخی از مسلمانان گمان میکنند که هریس میتواند جنگ غزه را خاتمه دهد. در سطح ملی، آرای اعراب آمریکایی و مسلمانان تقریباً میان ترامپ و هریس تقسیم شده است که نسبت به ۲۰۲۰ افت شدیدی برای دموکراتها محسوب میشود.
🔸 این دو قطبی در جامعه مسلمانان میشیگان هم دیده میشود. در حالی که برخی از رهبران مسلمان میشیگان حمایت خود را از هریس اعلام کردهاند، کمیته اقدام سیاسی اعراب آمریکایی (AAPAC) اعلام کرده است که از هیچ نامزدی حمایت نخواهد کرد. در صورتی که جنگ کنونی در غزه و لبنان تداوم یابد، احتمال شکست هریس در میشیگان بالا میرود.
💢 پنسیلوانیا با بیشترین رأی الکترال (۱۹) در میان ایالات چرخشی اهمیت بالایی دارد.
🔸 ترامپ از همه ایالتها بیشتر به این ایالت سفر کرده و از هریس نیز بیشتر گردهمایی داشته است. ایلان ماسک نیز نقش مهمی در این ایالت به نفع ترامپ ایفا کرده است: از برگزاری گردهمایی، تا تعیین جایزه یک میلیون دلاری برای رأیدهندگان این ایالت. مهمترین مشکل ترامپ در این ایالت، آمریکاییهای لهستانیتبار است که خواهان پشتیبانی از اوکراین هستند. از سوی دیگر هریس علاوه بر اقلیت مسلمان، با قشر کاتولیکهای محافظهکار نیز مواجه است. در حالی که این قشر در انتخابات ۲۰۲۰ به بایدن رأی داد -از جمله به این دلیل که بایدن در این ایالت بدنیا آمده و بزرگ شده بود- هنوز مشخص نیست که این محافظهکاران چه تصمیمی خواهند گرفت.
💢 جمهوریخواهان بحث تقلب در انتخابات را داغ کردهاند.
🔸 جمهوریخواهان تاکنون تلاشهای بسیاری کردهاند که پیش از روز برگزاری انتخابات، آن را به چالش بکشند. بازوهای رسانهای ترامپ همچون الکس جونس، لائورا لومر، ایلان ماسک، تاکر کارلسون و... در حال گسترش تئوری توطئه یا ادعا پیرامون تقلب در شمارش آرای پستی هستند. در ایالتهای چرخشی و تعیینکننده، کمیتههای حزبی جمهوریخواه یا هیئتهای انتخاباتی ایالتی نزدیک به ترامپ که واضع مقررات در این خصوص هستند، تلاش کردهاند به نحوی انتخابات را به چالش بکشند.
🔸 نامزدهای جمهوریخواه در انتخابات کنگره و سایر مقامات حزب هم این ادعا را که دموکراتها در حال دزدیدن آرای مردم هستند. مشخص نیست ترامپ در صورت شکست، چه اقدامی خواهد کرد؛ اما تلاش احتمالی او برای ابطال نتایج، وابسته به این خواهد بود که حزب جمهوریخواه و بدنه رأی آن چقدر با ترامپ همراهی خواهد کرد.
✅ با وجود رشد نسبی ترامپ در نظرسنجیهای ایالتی و ملی، همچنان نتیجه انتخابات در هالهای از ابهام باقی مانده است. یکی از عوامل موفقیت ترامپ در یک ماه گذشته، تمرکزش بر مسئلۀ مهاجرین بوده است. در برخی ایالتها همچون آریزونا و جورجیا مسئله مهاجرین جزو اولویتهای اول و دوم رأیدهندگان است. علاوهبراین، در حالی که اقتصاد اولویت نخست رأیدهندگان مستقل را شکل میدهد؛ تصور عموم جامعه بر این بوده است که اقتصاد در زمان ترامپ وضعیت بهتری داشته است. نظرسنجیها نیز حاکی از اعتماد بیشتر مردم به برنامه اقتصادی ترامپ هستند. نظرسنجیها در روزهای اخیر تغییرات اندکی داشتهاند و اگر در این هفته اتفاق خاصی نیافتد، احتمالاً وضعیت همین گونه باقی خواهد ماند.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
#تحلیل_کوتاه
🔹کمتر از یک هفته تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، دونالد ترامپ و کامالا هریس فعالیتهای انتخاباتی خود را در ایالتهای مختلف افزایش دادهاند. نظرسنجیها نیز رقابت نزدیک و تنگاتنگ دو نامزد را نشان میدهند، اما وضعیت آنان اکنون چگونه است؟
💢 کدام نامزد در نظرسنجیها جلوتر است؟
🔸 در دو هفته گذشته، ترامپ فاصله خود را با هریس در سطح ملی کاهش داده است. به عنوان مثال، طبق آخرین نظرسنجی ایپسوس، هریس تنها با ۱٪ اختلاف پیشتاز است. در ایالتهای چرخشی، ترامپ همچنان در کارولینای شمالی، جورجیا و آریزونا پیشتازی کمنوسانی را داشته است. آخرین نظرسنجیها نیز حاکی از پیشتازی اندک ترامپ در پنسیلوانیا هستند؛ اما در مجموع، رقابت بسیار نزدیک و زیر نیمدرصد بین دو نامزد در پنسیلوانیا، میشیگان، ویسکانسین و نوادا وجود دارد.
🔸 با پیشفرضگرفتن پیروزی ترامپ در سه ایالت کارولینای شمالی، جورجیا و آریزونا و بررسی ۱۶ حالت ممکن از نتایج، میتوان گفت که در ۱۴ حالت ترامپ و تنها در ۲ حالت هریس برنده انتخابات خواهد شد که در هر دو حالت، هریس باید در هر سه ایالت چرخشی دیوار آبی (میشیگان، ویسکانسین و پنسیلوانیا) پیروز شود. حتی شکست در یکی از آنها نیز باعث شکست او در انتخابات میشود. در ویسکانسین، هریس وضعیت به نسبت بهتری دارد؛ اما در دو ایالت میشیگان و پنسیلوانیا، نااطمینانی بسیار شدید است.
💢 مسلمانان میشیگان به چه کسی رأی خواهند داد؟
🔸 مهمترین موضوع انتخاباتی این ایالت در یک سال گذشته، جنگ غزه بوده است. برخلاف بایدن، با ورود هریس به رقابت انتخاباتی، برخی از مسلمانان گمان میکنند که هریس میتواند جنگ غزه را خاتمه دهد. در سطح ملی، آرای اعراب آمریکایی و مسلمانان تقریباً میان ترامپ و هریس تقسیم شده است که نسبت به ۲۰۲۰ افت شدیدی برای دموکراتها محسوب میشود.
🔸 این دو قطبی در جامعه مسلمانان میشیگان هم دیده میشود. در حالی که برخی از رهبران مسلمان میشیگان حمایت خود را از هریس اعلام کردهاند، کمیته اقدام سیاسی اعراب آمریکایی (AAPAC) اعلام کرده است که از هیچ نامزدی حمایت نخواهد کرد. در صورتی که جنگ کنونی در غزه و لبنان تداوم یابد، احتمال شکست هریس در میشیگان بالا میرود.
💢 پنسیلوانیا با بیشترین رأی الکترال (۱۹) در میان ایالات چرخشی اهمیت بالایی دارد.
🔸 ترامپ از همه ایالتها بیشتر به این ایالت سفر کرده و از هریس نیز بیشتر گردهمایی داشته است. ایلان ماسک نیز نقش مهمی در این ایالت به نفع ترامپ ایفا کرده است: از برگزاری گردهمایی، تا تعیین جایزه یک میلیون دلاری برای رأیدهندگان این ایالت. مهمترین مشکل ترامپ در این ایالت، آمریکاییهای لهستانیتبار است که خواهان پشتیبانی از اوکراین هستند. از سوی دیگر هریس علاوه بر اقلیت مسلمان، با قشر کاتولیکهای محافظهکار نیز مواجه است. در حالی که این قشر در انتخابات ۲۰۲۰ به بایدن رأی داد -از جمله به این دلیل که بایدن در این ایالت بدنیا آمده و بزرگ شده بود- هنوز مشخص نیست که این محافظهکاران چه تصمیمی خواهند گرفت.
💢 جمهوریخواهان بحث تقلب در انتخابات را داغ کردهاند.
🔸 جمهوریخواهان تاکنون تلاشهای بسیاری کردهاند که پیش از روز برگزاری انتخابات، آن را به چالش بکشند. بازوهای رسانهای ترامپ همچون الکس جونس، لائورا لومر، ایلان ماسک، تاکر کارلسون و... در حال گسترش تئوری توطئه یا ادعا پیرامون تقلب در شمارش آرای پستی هستند. در ایالتهای چرخشی و تعیینکننده، کمیتههای حزبی جمهوریخواه یا هیئتهای انتخاباتی ایالتی نزدیک به ترامپ که واضع مقررات در این خصوص هستند، تلاش کردهاند به نحوی انتخابات را به چالش بکشند.
🔸 نامزدهای جمهوریخواه در انتخابات کنگره و سایر مقامات حزب هم این ادعا را که دموکراتها در حال دزدیدن آرای مردم هستند. مشخص نیست ترامپ در صورت شکست، چه اقدامی خواهد کرد؛ اما تلاش احتمالی او برای ابطال نتایج، وابسته به این خواهد بود که حزب جمهوریخواه و بدنه رأی آن چقدر با ترامپ همراهی خواهد کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏1👌1
🌐 آمادگی چین برای ورود به جنگ فراگیر؟!
#روندهای_استراتژیک
🔸ست جی. جونز رئیس بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در مقالهای که در نشریه فارن افرز منتشر ساخته به این پرسش که «آیا چین برای ورود به یک جنگ آماده است؟» پاسخ مثبت میدهد و استدلال میکند که چین علیرغم مشکلات اقتصادی کنونی ظرفیتهای نظامی و امنیتی خود را به شدت افزایش داده است و ظرفیت مشارکت در یک جنگ با قدرت برتر آمریکا را افزایش داده است. این درحالی است که آمریکا به دلیل یک پایگاه صنعتی دفاعی در حال فروپاشی آمادگی ورود به یک جنگ فراگیر را ندارد.
🔹در میانه یک اجماع فزاینده میان دو حزب آمریکا مبنی بر ضرورت مهار هرچه فزونتر چین، بسیاری از بحث ها در واشنگتن بر نفوذ اقتصادی و فناوری چین و نحوه مقابله با آن متمرکز شده و کمتر بحثی در بعد نظامی و امنیتی رخ میدهد. در همین چارچوب برخی از محققان و سیاستگذاران امیدوارند که با توجه به مشکلات اقتصادی چین از جمله نرخ بالای بیکاری جوانان، بازار آشفته املاک و مستغلات، افزایش بدهیهای دولتی، جامعه سالخورده و دارای رشد کمتر از حد انتظار - پکن چارهای جز کاهش هزینههای دفاعی خود را ندارد برخی دیگر نیز تا آنجا پیش میروند که مدعی شدهاند توان ارتش چین بیش از حد ارزیابی شده و از اینرو توان و ظرفیت به چالش کشیدن سلطه ایالات متحده در آینده نزدیک را ندارد.
🔹این ارزیابی ها واقعبینانه نیست و نمیتواند نشان دهد که پایگاه صنعتی دفاعی چین چقدر در حال رشد است. علیرغم چالشهای اقتصادی فعلی چین، هزینههای دفاعی این کشور رو به افزایش است و صنعت دفاعی این کشور آماده یک شرایط جنگی واقعی است. چین به سرعت در حال توسعه و تولید سیستمهای تسلیحاتی است که در جهت تقویت بازدارندگی با ایالات متحده و در صورت امکان برای پیروز شدن در جنگ قدرتهای بزرگ طراحی شدهاند. چین قبلاً در تولید تسلیحات در مقیاس وسیع به ایالات متحده رسیده و در برخی حوزهها از آمریکا پیشی گرفته است. این کشور با ظرفیتی تقریباً 230 برابر ظرفیت ایالات متحده، به بزرگترین سازنده کشتی در جهان تبدیل شده است.
🔹بین سالهای 2021 تا اوایل سال 2024، پایگاه صنعتی دفاعی چین بیش از 400 هواپیمای جنگنده مدرن و 20 کشتی جنگی بزرگ تولید کرده، موجودی کلاهک هستهای این کشور دو برابر شده و موجودی موشکهای بالستیک و کروز خود را بیش از دو برابر نموده است و یک بمبافکن رادارگریز جدید را توسعه بخشیده است. در همین مدت، چین تعداد پرتاب ماهوارههای خود را 50 درصد افزایش داده و سیستمهای تسلیحاتی خود را با سرعتی پنج تا شش برابر ایالات متحده رشد داده است. در واقع، چین گستردهترین و سریعترین افزایش قدرت تسلیحاتی را از زمان جنگ جهانی دوم داشته است.
🔹اکنون چین به یک وزنه سنگین نظامی تبدیل شده و پایگاه صنعتی دفاعی ایالات متحده نتوانسته است رشد و توسعه سابق خود را ادامه داده و در حال فروپاشی است. تولیدات دفاعی ایالات متحده ضعیف شده و این سیستم فاقد ظرفیت و انعطافپذیری کافی برای ایجاد بازدارندگی در مقابل چین است و در صورت وقوع یک درگیری نمیتواند یک جنگ طولانی در منطقه هند و اقیانوس آرام یا جنگ در دو جبهه در آسیا و اروپا را تحمل نموده و پیروز شود. اگر ایالات متحده در پی اعاده این بازدارندگی است باید سریع عمل نموده و توجه و منابع کافی را به آمادگی نظامی اختصاص دهد.
🔹از نظر نویسنده، آمریکا در اولین قدم باید فوریت مشکل و مقیاس آن را شناسایی و راهحل مورد نیاز را ارائه نماید و با الهام از مدلهای تاریخی مانند هیئت تولیدات جنگ روزولت، دفتر بسیج دفاعی هری ترومن و هیئت آمادگی بسیج اضطراری رونالد ریگان نهادی ویژه را برای پیگیری متمرکز موضوع ایجاد نماید. این نهاد جدید به جای اینکه مسئولیت تدارکات و تولید را به تنهایی بر دوش وزارت دفاع بگذارد، باید جهتگیری در سطح بالا را ارائه کند، اولویت ها را تعیین کند و بر سیاست ها، برنامه ها و رویه های ادارات فدرال درگیر در تولیدات دفاعی نظارت داشته باشد.
✅ واشنگتن همچنین باید به ضعف های آشکار در سیستم صنعتی دفاعی فعلی خود نیز رسیدگی نماید. کنگره منابع مالی برای تدارک مهمات را فراهم نموده و پنتاگون مشوقهای مالی برای ارتقای مهارت کارگران شرکتهای دفاعی را تخصصیص دهد. وزارت دفاع و کنگره همچنین باید در دبیرستان ها، مدارس فنیحرفهای، دانشگاه ها و سایر مؤسساتی که افراد را برای مشاغل پایه صنعتی دفاعی آموزش می دهند، سرمایهگذاری بیشتری نمایند و ایالات متحده باید بخش کشتیسازی خود را نیز احیا کند. این بخشی از اقدامات لازم برای تقویت بازدارندگی و آماده ساختن آمریکا برای یک جنگ فراگیر احتمالی است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
#روندهای_استراتژیک
🔸ست جی. جونز رئیس بخش دفاع و امنیت در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در مقالهای که در نشریه فارن افرز منتشر ساخته به این پرسش که «آیا چین برای ورود به یک جنگ آماده است؟» پاسخ مثبت میدهد و استدلال میکند که چین علیرغم مشکلات اقتصادی کنونی ظرفیتهای نظامی و امنیتی خود را به شدت افزایش داده است و ظرفیت مشارکت در یک جنگ با قدرت برتر آمریکا را افزایش داده است. این درحالی است که آمریکا به دلیل یک پایگاه صنعتی دفاعی در حال فروپاشی آمادگی ورود به یک جنگ فراگیر را ندارد.
🔹در میانه یک اجماع فزاینده میان دو حزب آمریکا مبنی بر ضرورت مهار هرچه فزونتر چین، بسیاری از بحث ها در واشنگتن بر نفوذ اقتصادی و فناوری چین و نحوه مقابله با آن متمرکز شده و کمتر بحثی در بعد نظامی و امنیتی رخ میدهد. در همین چارچوب برخی از محققان و سیاستگذاران امیدوارند که با توجه به مشکلات اقتصادی چین از جمله نرخ بالای بیکاری جوانان، بازار آشفته املاک و مستغلات، افزایش بدهیهای دولتی، جامعه سالخورده و دارای رشد کمتر از حد انتظار - پکن چارهای جز کاهش هزینههای دفاعی خود را ندارد برخی دیگر نیز تا آنجا پیش میروند که مدعی شدهاند توان ارتش چین بیش از حد ارزیابی شده و از اینرو توان و ظرفیت به چالش کشیدن سلطه ایالات متحده در آینده نزدیک را ندارد.
🔹این ارزیابی ها واقعبینانه نیست و نمیتواند نشان دهد که پایگاه صنعتی دفاعی چین چقدر در حال رشد است. علیرغم چالشهای اقتصادی فعلی چین، هزینههای دفاعی این کشور رو به افزایش است و صنعت دفاعی این کشور آماده یک شرایط جنگی واقعی است. چین به سرعت در حال توسعه و تولید سیستمهای تسلیحاتی است که در جهت تقویت بازدارندگی با ایالات متحده و در صورت امکان برای پیروز شدن در جنگ قدرتهای بزرگ طراحی شدهاند. چین قبلاً در تولید تسلیحات در مقیاس وسیع به ایالات متحده رسیده و در برخی حوزهها از آمریکا پیشی گرفته است. این کشور با ظرفیتی تقریباً 230 برابر ظرفیت ایالات متحده، به بزرگترین سازنده کشتی در جهان تبدیل شده است.
🔹بین سالهای 2021 تا اوایل سال 2024، پایگاه صنعتی دفاعی چین بیش از 400 هواپیمای جنگنده مدرن و 20 کشتی جنگی بزرگ تولید کرده، موجودی کلاهک هستهای این کشور دو برابر شده و موجودی موشکهای بالستیک و کروز خود را بیش از دو برابر نموده است و یک بمبافکن رادارگریز جدید را توسعه بخشیده است. در همین مدت، چین تعداد پرتاب ماهوارههای خود را 50 درصد افزایش داده و سیستمهای تسلیحاتی خود را با سرعتی پنج تا شش برابر ایالات متحده رشد داده است. در واقع، چین گستردهترین و سریعترین افزایش قدرت تسلیحاتی را از زمان جنگ جهانی دوم داشته است.
🔹اکنون چین به یک وزنه سنگین نظامی تبدیل شده و پایگاه صنعتی دفاعی ایالات متحده نتوانسته است رشد و توسعه سابق خود را ادامه داده و در حال فروپاشی است. تولیدات دفاعی ایالات متحده ضعیف شده و این سیستم فاقد ظرفیت و انعطافپذیری کافی برای ایجاد بازدارندگی در مقابل چین است و در صورت وقوع یک درگیری نمیتواند یک جنگ طولانی در منطقه هند و اقیانوس آرام یا جنگ در دو جبهه در آسیا و اروپا را تحمل نموده و پیروز شود. اگر ایالات متحده در پی اعاده این بازدارندگی است باید سریع عمل نموده و توجه و منابع کافی را به آمادگی نظامی اختصاص دهد.
🔹از نظر نویسنده، آمریکا در اولین قدم باید فوریت مشکل و مقیاس آن را شناسایی و راهحل مورد نیاز را ارائه نماید و با الهام از مدلهای تاریخی مانند هیئت تولیدات جنگ روزولت، دفتر بسیج دفاعی هری ترومن و هیئت آمادگی بسیج اضطراری رونالد ریگان نهادی ویژه را برای پیگیری متمرکز موضوع ایجاد نماید. این نهاد جدید به جای اینکه مسئولیت تدارکات و تولید را به تنهایی بر دوش وزارت دفاع بگذارد، باید جهتگیری در سطح بالا را ارائه کند، اولویت ها را تعیین کند و بر سیاست ها، برنامه ها و رویه های ادارات فدرال درگیر در تولیدات دفاعی نظارت داشته باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15❤3👏1👌1
♦️«دیپلماسی برق»؛ ابتکار جدید شورای همکاری خلیج فارس
◼️ایندیپندنت عربی
📝نجد الروقي
#رویة_العربیة
🔹دیپلماسی برق بهعنوان نیرویی پیشبرنده در راستای دستیابی به آیندهای پایدارتر برای کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در حال شکلگیری است. اتصال خطوط برق نهتنها ابزاری برای بهبود پایداری شبکههای برق به شمار میآید، بلکه فرصتی برای بازنگری در روابط میان کشورهای خلیجفارس و همسایگانشان از طریق تقویت همکاری با کشورهایی همچون عراق، اردن و مصر تلقی میشود. کشورهای این منطقه میتوانند با مشارکت در ایجاد یک شبکه الکتریکی یکپارچه، امنیت انرژی منطقه را تقویت کرده و امکان تبادل فناوری و دانش را فراهم آورند و توانایی خود را در مقابله با بحرانها افزایش دهند.
💢عراق؛ محور دیپلماسی برق کشورهای خلیجفارس
🔹در اقدامی راهبردی، شورای همکاری خلیجفارس در اکتبر امسال توافقنامه جدیدی برای اتصال شبکه برق به عراق امضا کرد که انتظار میرود تا پایان سال ۲۰۲۴ به بهرهبرداری برسد. هدف از اتصال شبکه به عراق، تأمین پایدار انرژی این کشور، بهویژه در نواحی جنوبی آن و کاهش وابستگی به منابع گرانقیمت انرژی و واردات از ایران است. این ابتکار همچنین به دنبال افزایش امنیت و ثبات انرژی در سطح منطقه است.
💢نقش انرژی الکتریکی در تقویت روابط سیاسی کشورها
🔹انرژی الکتریکی بهعنوان ابزاری دیپلماتیک، به تقویت روابط میان کشورها از طریق دستیابی به پایداری انرژی کمک میکند. این اقدام در آینده به کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی از طریق ادغام منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر در شبکههای الکتریکی منجر خواهد شد و امکان تبادل برق در شرایط اضطراری را نیز فراهم خواهد کرد. کشورهای حوزه خلیجفارس با تمرکز بر افزایش بهرهوری انرژی و ارتقای سهم انرژیهای تجدیدپذیر به ۵۰٪ از تقاضای انرژی در زمان اوج مصرف تا سال ۲۰۵۰، گامهای مؤثری در راستای دستیابی به انرژی پایدار برمیدارند که اتصال شبکه برق این کشورها، گامی ضروری برای تحقق این چشمانداز بهشمار میرود.
💢اتصال شبکه برق کشورهای خلیجفارس به اروپا
🔹علیرغم افزایش ۸٪ تقاضا، شبکه اتصال برق خلیجفارس طی ۱۵ سال گذشته بازسازی و ارتقای اساسی نداشته است. در همین راستا، کمیتههای برنامهریزی و عملیات مشترک مطالعات عمیقی را برای تعیین نیازهای آینده انجام دادهاند که منجر به توافق بر سر سه پروژه توسعهای بزرگ، از جمله اتصال با کویت، امارات و کشور عمان شده است. توسعه پست انتقال «الوفا» در کویت که مقرر است ۴ خط انتقال را از عربستان سعودی برای تامین نیازهای برق عراق به جنوب این کشور متصل نماید، بیش از ۹۰٪ پیشرفت داشته است. این اتصال نخستین گام در راستای تقویت همکاریهای منطقهای است. این شبکه بنا است ابتدا به بغداد و سپس به ترکیه و اروپا گسترش یابد.
💢پیچیدگیهای شبکه انرژی در منطقه
🔹عوامل متعددی باعث پیچیدگی موضوع رشد بخش انرژی در منطقه میشود که از جمله مهمترین آنها میتوان به تأثیر افزایش دما، تمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر و ظهور مدلهای غیرمتمرکز اشاره کرد. افزایش دما منجر به افزایش تقاضا برای انرژی بهمنظور تأمین نیازهای آب و تهویه مطبوع میشود که این امر سبب قطعی برق حتی در کشورهای دارای مازاد انرژی مانند مصر و کویت میشود.
🔹با وجود سرمایهگذاریهای صورتگرفته در تولید برق، سایر بخشها مانند صنایع و ساختمانها در زمینه کاهش مصرف انرژی مورد غفلت قرار گرفتهاند و از سوی دیگر شبکههای برق با کمبود سرمایهگذاری مواجه هستند. همکاری منطقهای برای دستیابی به آیندهای پایدار در عرصه انرژی از طریق پیوند شبکههای برق و سرمایهگذاری مشترک ضروری است. علاوه بر این، تقویت روابط بین کشورها به تأمین برق پایدار و کاهش وابستگی به افزایش ظرفیت تولید کمک خواهد کرد
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
◼️ایندیپندنت عربی
📝نجد الروقي
#رویة_العربیة
🔹دیپلماسی برق بهعنوان نیرویی پیشبرنده در راستای دستیابی به آیندهای پایدارتر برای کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در حال شکلگیری است. اتصال خطوط برق نهتنها ابزاری برای بهبود پایداری شبکههای برق به شمار میآید، بلکه فرصتی برای بازنگری در روابط میان کشورهای خلیجفارس و همسایگانشان از طریق تقویت همکاری با کشورهایی همچون عراق، اردن و مصر تلقی میشود. کشورهای این منطقه میتوانند با مشارکت در ایجاد یک شبکه الکتریکی یکپارچه، امنیت انرژی منطقه را تقویت کرده و امکان تبادل فناوری و دانش را فراهم آورند و توانایی خود را در مقابله با بحرانها افزایش دهند.
💢عراق؛ محور دیپلماسی برق کشورهای خلیجفارس
🔹در اقدامی راهبردی، شورای همکاری خلیجفارس در اکتبر امسال توافقنامه جدیدی برای اتصال شبکه برق به عراق امضا کرد که انتظار میرود تا پایان سال ۲۰۲۴ به بهرهبرداری برسد. هدف از اتصال شبکه به عراق، تأمین پایدار انرژی این کشور، بهویژه در نواحی جنوبی آن و کاهش وابستگی به منابع گرانقیمت انرژی و واردات از ایران است. این ابتکار همچنین به دنبال افزایش امنیت و ثبات انرژی در سطح منطقه است.
💢نقش انرژی الکتریکی در تقویت روابط سیاسی کشورها
🔹انرژی الکتریکی بهعنوان ابزاری دیپلماتیک، به تقویت روابط میان کشورها از طریق دستیابی به پایداری انرژی کمک میکند. این اقدام در آینده به کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی از طریق ادغام منابع انرژی پاک و تجدیدپذیر در شبکههای الکتریکی منجر خواهد شد و امکان تبادل برق در شرایط اضطراری را نیز فراهم خواهد کرد. کشورهای حوزه خلیجفارس با تمرکز بر افزایش بهرهوری انرژی و ارتقای سهم انرژیهای تجدیدپذیر به ۵۰٪ از تقاضای انرژی در زمان اوج مصرف تا سال ۲۰۵۰، گامهای مؤثری در راستای دستیابی به انرژی پایدار برمیدارند که اتصال شبکه برق این کشورها، گامی ضروری برای تحقق این چشمانداز بهشمار میرود.
💢اتصال شبکه برق کشورهای خلیجفارس به اروپا
🔹علیرغم افزایش ۸٪ تقاضا، شبکه اتصال برق خلیجفارس طی ۱۵ سال گذشته بازسازی و ارتقای اساسی نداشته است. در همین راستا، کمیتههای برنامهریزی و عملیات مشترک مطالعات عمیقی را برای تعیین نیازهای آینده انجام دادهاند که منجر به توافق بر سر سه پروژه توسعهای بزرگ، از جمله اتصال با کویت، امارات و کشور عمان شده است. توسعه پست انتقال «الوفا» در کویت که مقرر است ۴ خط انتقال را از عربستان سعودی برای تامین نیازهای برق عراق به جنوب این کشور متصل نماید، بیش از ۹۰٪ پیشرفت داشته است. این اتصال نخستین گام در راستای تقویت همکاریهای منطقهای است. این شبکه بنا است ابتدا به بغداد و سپس به ترکیه و اروپا گسترش یابد.
💢پیچیدگیهای شبکه انرژی در منطقه
🔹عوامل متعددی باعث پیچیدگی موضوع رشد بخش انرژی در منطقه میشود که از جمله مهمترین آنها میتوان به تأثیر افزایش دما، تمرکز بر انرژیهای تجدیدپذیر و ظهور مدلهای غیرمتمرکز اشاره کرد. افزایش دما منجر به افزایش تقاضا برای انرژی بهمنظور تأمین نیازهای آب و تهویه مطبوع میشود که این امر سبب قطعی برق حتی در کشورهای دارای مازاد انرژی مانند مصر و کویت میشود.
🔹با وجود سرمایهگذاریهای صورتگرفته در تولید برق، سایر بخشها مانند صنایع و ساختمانها در زمینه کاهش مصرف انرژی مورد غفلت قرار گرفتهاند و از سوی دیگر شبکههای برق با کمبود سرمایهگذاری مواجه هستند. همکاری منطقهای برای دستیابی به آیندهای پایدار در عرصه انرژی از طریق پیوند شبکههای برق و سرمایهگذاری مشترک ضروری است. علاوه بر این، تقویت روابط بین کشورها به تأمین برق پایدار و کاهش وابستگی به افزایش ظرفیت تولید کمک خواهد کرد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👏1
🔆 میزبانی ریاض از ائتلاف دو کشوری؛ عادی سازی در چشم انداز سعودی
#تحلیل_کوتاه
🔹نشست ائتلاف بینالمللی برای اجرای راهحل دو کشوری روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۳۰ و ۳۱ اکتبر در ریاض برگزار شد. «گامهایی عملی و برنامهای زمانبندی شده» برای ایجاد کشور فلسطینی و پایان دادن به اشغالگری، دستور کار اولین دور این نشست بود.
🔸نمایندگانی از ۹۰ کشور از جمله کشورهای عربی، اسلامی، اروپایی، آفریقایی، آمریکای لاتین از جمله چین و روسیه، قطر، مصر، ترکیه، امارات، نمایندگان اتحادیه اروپا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، دبیرکل اتحادیه عرب، رئیس تشکیلات خودگردان و ... در این کنفرانس دو روزه در ریاض شرکت کردند. ترکیب کشورهای شرکت کننده عمدتا دولتهایی هستند که اسرائیل را به رسمیت شناخته، اما در عین حال به تشکیل کشور مستقل فلسطینی هم تمایل داشته و به قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل رای مثبت دادهاند.
💢 اهداف عربستان
🔸اهداف عربستان از برگزاری نشست را می توان ذیل چند مولفه دسته بندی کرد که مهمترین آن رهبری تلاشهای سیاسی-دیپلماتیک در سطح بینالمللی برای اجرای راهحل دو کشوری است که تقویت کننده ابتکار صلح عربی ملک عبدالله در سال ۲۰۰۲ است. این مسئله را می توان تحول در نگاه عربستان به مسیر عادی سازی روابط با اسرائیل و نه تغییر آن دانست. به این معنی که ۷ اکتبر نگاه خوشبینانه عربستان به پروژه ادغام اسرائیل در منطقه و منوط کردن آن به شرایط زیست بهتر برای فلسطینیها را دستخوش تحول کرده و رگههایی از یک نگاه واقعبینانه را برای تصمیمگیرندگان این کشور جا انداخته است که نمیتوان نسبت به عدم حل چنین مسئله تاریخی بیتفاوت بود.
🔸به بیان گویاتر، سعودی متوجه شد که بیان سنتی-عملگرایانه به دیگر بازیگران بویژه مخالف این امکان را می دهد که آن را دستخوش تغییر کنند. بنابراین ما شاهد تغییر سیاست در قبال اسرائیل نیستیم، بلکه شاهد تحول، اقتباس و توالی گرایشهای ارتباطی در مورد اسرائیل هستیم. از «بله به عادی سازی» به «نه-تا»...
🔸آنگونه که فیصل بن فرحان وزیر خارجه عربستان در جریان این نشست تاکید کرد: سعودی بر موضوع راه حل دو کشوری تمرکز دارد و شرط اول ریاض برای برقراری رابطه دیپلماتیک با اسرائیل، تشکیل کشور مستقل فلسطین است. بنابراین این بازتاب جایگاهیابی عادیسازی در چشمانداز منطقهای عربستان است و هفت اکتبر نه تنها آن را از دستور کار خارج نکرده، بلکه با تضعیف حماس و حزب الله در کوتاهمدت، پویاییهای جدیدی را به میان آورده که میتواند اجماع بینالمللی را حول آن رهبری کرد.
💢نتیجه گیری
✅ بنابراین با چنین زمینه در حال پدیداری و با مفروض قرار دادن پیروزی ترامپ در ۵ نوامبر، توافقات آبراهام مجددا به دستور کار سیاستخارجی جمهوریخواهان تبدیل خواهد شد و این مسئله ضمن تقویت رویکرد نظامی نتانیاهو در غزه، میتواند رویکرد سیاسی-دیپلماتیک عربستان را برای شکل دهی به توافق سه جانبه ریاض، واشنگتن و تلآویو محور قرار داده و آن را تقویت کند. طبیعتا در چنین فضایی نتایج و آثار این وضعیت بر محور مقاومت بار خواهد شد و در کوتاه مدت، تحرک آن را محدود خواهد کرد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
#تحلیل_کوتاه
🔹نشست ائتلاف بینالمللی برای اجرای راهحل دو کشوری روزهای چهارشنبه و پنجشنبه ۳۰ و ۳۱ اکتبر در ریاض برگزار شد. «گامهایی عملی و برنامهای زمانبندی شده» برای ایجاد کشور فلسطینی و پایان دادن به اشغالگری، دستور کار اولین دور این نشست بود.
🔸نمایندگانی از ۹۰ کشور از جمله کشورهای عربی، اسلامی، اروپایی، آفریقایی، آمریکای لاتین از جمله چین و روسیه، قطر، مصر، ترکیه، امارات، نمایندگان اتحادیه اروپا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس، دبیرکل اتحادیه عرب، رئیس تشکیلات خودگردان و ... در این کنفرانس دو روزه در ریاض شرکت کردند. ترکیب کشورهای شرکت کننده عمدتا دولتهایی هستند که اسرائیل را به رسمیت شناخته، اما در عین حال به تشکیل کشور مستقل فلسطینی هم تمایل داشته و به قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل رای مثبت دادهاند.
💢 اهداف عربستان
🔸اهداف عربستان از برگزاری نشست را می توان ذیل چند مولفه دسته بندی کرد که مهمترین آن رهبری تلاشهای سیاسی-دیپلماتیک در سطح بینالمللی برای اجرای راهحل دو کشوری است که تقویت کننده ابتکار صلح عربی ملک عبدالله در سال ۲۰۰۲ است. این مسئله را می توان تحول در نگاه عربستان به مسیر عادی سازی روابط با اسرائیل و نه تغییر آن دانست. به این معنی که ۷ اکتبر نگاه خوشبینانه عربستان به پروژه ادغام اسرائیل در منطقه و منوط کردن آن به شرایط زیست بهتر برای فلسطینیها را دستخوش تحول کرده و رگههایی از یک نگاه واقعبینانه را برای تصمیمگیرندگان این کشور جا انداخته است که نمیتوان نسبت به عدم حل چنین مسئله تاریخی بیتفاوت بود.
🔸به بیان گویاتر، سعودی متوجه شد که بیان سنتی-عملگرایانه به دیگر بازیگران بویژه مخالف این امکان را می دهد که آن را دستخوش تغییر کنند. بنابراین ما شاهد تغییر سیاست در قبال اسرائیل نیستیم، بلکه شاهد تحول، اقتباس و توالی گرایشهای ارتباطی در مورد اسرائیل هستیم. از «بله به عادی سازی» به «نه-تا»...
🔸آنگونه که فیصل بن فرحان وزیر خارجه عربستان در جریان این نشست تاکید کرد: سعودی بر موضوع راه حل دو کشوری تمرکز دارد و شرط اول ریاض برای برقراری رابطه دیپلماتیک با اسرائیل، تشکیل کشور مستقل فلسطین است. بنابراین این بازتاب جایگاهیابی عادیسازی در چشمانداز منطقهای عربستان است و هفت اکتبر نه تنها آن را از دستور کار خارج نکرده، بلکه با تضعیف حماس و حزب الله در کوتاهمدت، پویاییهای جدیدی را به میان آورده که میتواند اجماع بینالمللی را حول آن رهبری کرد.
💢نتیجه گیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👌1
🔵 سهم نسبی چین از اقتصاد جهانی رو به کاهش است؛ آیا پکن میتواند به بازتعریف اهداف خود بپردازد؟
♦️China Leadership Monitor
📝لوگان رایت
#اکوتهران
🔻گزارش سی صفحهای «لوگان رایت» در «سی ال ام» درباره پیچیدگیهای آتی اقتصاد چین و پیامدهای جهانی آن به تفصیل بحث میکند. رایت تلاش کرده تا از روایتهای سادهانگارانه در هر دو سر طیف -چین به مثابه نیرویی غیرقابل توقف یا دولتی شکست خورده - فاصله بگیرد و با توجه به محدودیتهای ناشی از نظام مالی چین، مسئله را کمی متفاوت ادراک کند.
🔹 رایت معتقد است که رشد چین به احتمال زیاد از منظر افزایش سهم آن در تولید ناخالص اسمی جهانی به اوج خود رسیده و کاهش سهم این کشور در اقتصاد جهانی زودتر از زمانی که متخصصان تصور میکنند آغاز شده است. منظور نیز در اینجا کاهش تدریجی نیست.
🔹به طور مشخص، از سال ۲۰۲۲ انقطاع و گسستی واضح در روندهای اقتصادی پدیدار شده که نه تنها دستیابی به نرخهای رشد پیشین را برای چین سخت خواهد کرد، بلکه بازگشت به سطح تاثیرگذاری سابق در اقتصاد جهانی را نیز مشکل میکند. بنابر آمار، مجموع دو بخش مسکن و توسعه زیرساخت توسط دولتهای محلی سهمی ۴۰ درصدی از تولید ناخالص داخلی چین داشت و با سقوط آنها تعادل اقتصادی به جد تحت تاثیر قرار گرفته است.
🔹رشد اقتصادی در چین تنها با بزرگترین توسعه اعتبارات قرن در سطح یک کشور امکانپذیر شد و در حال حاضر داراییهای بانکی چین معادل ۶۰ تریلیون دلار است؛ این رقم سه برابر تولید ناخالص داخلی چین است و حتی داراییهای بانکی ۲۳ تریلیون دلاری ایالات متحده در مقابل آن کوچک به نظر میرسد.
🔹رشد اعتبارات در چین بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷ به طور متوسط ۱۸ درصد بوده و پس از ۲۰۱۷ روندی کاهشی را در پیشگرفته و به ۸ درصد رسیده است. در سال گذشته، بانکهای چینی بازده دارایی ۰.۶ درصدی داشتند که معادل نیمی از بازده داراییهای بانکی ایالات متحده آمریکا است. این اختلاف جدی را میتوان نمودی از ضعف ساختاری نظام مالی تلقی نمود.
🔹رایت به بسته محرک متاخر دولت چین بدبین است و معتقد است این بسته برای غلبه بر مسائل ساختاری ناکافی است. زیرا رشد اعتبارات تقریبا در پایین سطح خود در تاریخ چین به سر میبرد و روند رشد مصرف خانوار در حال کند شدن است. در مقابل، به نظر میرسد اجتناب دولت از بکارگیری اقدامات محرک مبتنی بر الگوی ایالات متحده در اقتصاد به سبب موانع ایدئولوژیک صورت میپذیرد و از همین رو، اتکا به برنامهای است که تاثیر پایداری بر اعتماد مصرفکنندگان نخواهد داشت.
🔹بر همین اساس، وی ثمربخشی هدایت سرمایهگذاری به سمت بخش هایتک را مورد سوال قرار میدهد و معتقد است که در نهایت مشارکت این بخشها در رشد اقتصادی محدودیتهایی دارد. به بیان دقیقتر اگر هر سه بخش خودرو (اعم از سبک و سنگین)، پنلهای خورشیدی و باتری را با یکدیگر تجمیع کنیم، بعید است بیش از ده درصد تولید ناخالص داخلی چین را تشکیل دهند؛ کما اینکه برآوردهای فعلی عددی قریب به ۵ درصد است. علاوه بر این، صنایع هایتک عمدتا سرمایهبر هستند و پیشران مناسبی برای رشد اشتغال محسوب نمیشوند.
🔹رایت معتقد است که دورهای از رشد پایینتر از انتظار در چین قابل پیشبینی است. از آنجا که نرخ رشد پایدار مصرف در چین رقمی معادل ۳ الی ۴ درصد است و مصرف سهمی ۳۹ درصدی در اقتصاد چین دارد، در حالت کاهش اعتبارات و اهرمزدایی، مصرف در نهایت میتواند ۱.۲ تا ۱.۵ درصد به رشد سالانه تولید ناخالص داخلی کمک کند.
🔹بازسازی نظام مالی برای مدتی اعتبارات و سرمایهگذاری را با چالش مواجه خواهد کرد و از همین رو دستکم میتواند نرخ رشد را به مدت یک دهه تحت تاثیر قرار دهد. در این راستا، شرایط پیشروی چین را با آنچه دهههای گمشده در اقتصاد ژاپن میخوانند شباهت داده است.
🔹توصیه رایت برای چین بازسازی نظام مالی خود به نحوی است که بتوان از ابزار تحریکات اقتصادی به صورت کارآمد استفاده نمود. در حال حاضر، دولت به اندازه ۱۶ درصد تولید ناخالص داخلی مالیات جمعآوری میکند که در میان کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی یکی از پایینتر نرخهاست و امکان تحریک مصرف به شکل موثر را محدود میکند.
✅ در خصوص رابطه ایالات متحده و چین نیز، وی معتقد است سیاستگذاران آمریکایی میتوانند به آینده خوشبین باشند؛ چرا که نرخ رشد اسمی تولید ناخالص داخلی در ایالات متحده از چین پیشی گرفته است. در همین راستاست که ضمن هشدار درباره اقدامات یکجانبه و ضربتی، چندجانبهگرایی، تعامل دیپلماتیک و گفتگو را با توجه به چشم انداز اقتصادی چین واجد بهترین نتایج میپندارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
♦️China Leadership Monitor
📝لوگان رایت
#اکوتهران
🔻گزارش سی صفحهای «لوگان رایت» در «سی ال ام» درباره پیچیدگیهای آتی اقتصاد چین و پیامدهای جهانی آن به تفصیل بحث میکند. رایت تلاش کرده تا از روایتهای سادهانگارانه در هر دو سر طیف -چین به مثابه نیرویی غیرقابل توقف یا دولتی شکست خورده - فاصله بگیرد و با توجه به محدودیتهای ناشی از نظام مالی چین، مسئله را کمی متفاوت ادراک کند.
🔹 رایت معتقد است که رشد چین به احتمال زیاد از منظر افزایش سهم آن در تولید ناخالص اسمی جهانی به اوج خود رسیده و کاهش سهم این کشور در اقتصاد جهانی زودتر از زمانی که متخصصان تصور میکنند آغاز شده است. منظور نیز در اینجا کاهش تدریجی نیست.
🔹به طور مشخص، از سال ۲۰۲۲ انقطاع و گسستی واضح در روندهای اقتصادی پدیدار شده که نه تنها دستیابی به نرخهای رشد پیشین را برای چین سخت خواهد کرد، بلکه بازگشت به سطح تاثیرگذاری سابق در اقتصاد جهانی را نیز مشکل میکند. بنابر آمار، مجموع دو بخش مسکن و توسعه زیرساخت توسط دولتهای محلی سهمی ۴۰ درصدی از تولید ناخالص داخلی چین داشت و با سقوط آنها تعادل اقتصادی به جد تحت تاثیر قرار گرفته است.
🔹رشد اقتصادی در چین تنها با بزرگترین توسعه اعتبارات قرن در سطح یک کشور امکانپذیر شد و در حال حاضر داراییهای بانکی چین معادل ۶۰ تریلیون دلار است؛ این رقم سه برابر تولید ناخالص داخلی چین است و حتی داراییهای بانکی ۲۳ تریلیون دلاری ایالات متحده در مقابل آن کوچک به نظر میرسد.
🔹رشد اعتبارات در چین بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷ به طور متوسط ۱۸ درصد بوده و پس از ۲۰۱۷ روندی کاهشی را در پیشگرفته و به ۸ درصد رسیده است. در سال گذشته، بانکهای چینی بازده دارایی ۰.۶ درصدی داشتند که معادل نیمی از بازده داراییهای بانکی ایالات متحده آمریکا است. این اختلاف جدی را میتوان نمودی از ضعف ساختاری نظام مالی تلقی نمود.
🔹رایت به بسته محرک متاخر دولت چین بدبین است و معتقد است این بسته برای غلبه بر مسائل ساختاری ناکافی است. زیرا رشد اعتبارات تقریبا در پایین سطح خود در تاریخ چین به سر میبرد و روند رشد مصرف خانوار در حال کند شدن است. در مقابل، به نظر میرسد اجتناب دولت از بکارگیری اقدامات محرک مبتنی بر الگوی ایالات متحده در اقتصاد به سبب موانع ایدئولوژیک صورت میپذیرد و از همین رو، اتکا به برنامهای است که تاثیر پایداری بر اعتماد مصرفکنندگان نخواهد داشت.
🔹بر همین اساس، وی ثمربخشی هدایت سرمایهگذاری به سمت بخش هایتک را مورد سوال قرار میدهد و معتقد است که در نهایت مشارکت این بخشها در رشد اقتصادی محدودیتهایی دارد. به بیان دقیقتر اگر هر سه بخش خودرو (اعم از سبک و سنگین)، پنلهای خورشیدی و باتری را با یکدیگر تجمیع کنیم، بعید است بیش از ده درصد تولید ناخالص داخلی چین را تشکیل دهند؛ کما اینکه برآوردهای فعلی عددی قریب به ۵ درصد است. علاوه بر این، صنایع هایتک عمدتا سرمایهبر هستند و پیشران مناسبی برای رشد اشتغال محسوب نمیشوند.
🔹رایت معتقد است که دورهای از رشد پایینتر از انتظار در چین قابل پیشبینی است. از آنجا که نرخ رشد پایدار مصرف در چین رقمی معادل ۳ الی ۴ درصد است و مصرف سهمی ۳۹ درصدی در اقتصاد چین دارد، در حالت کاهش اعتبارات و اهرمزدایی، مصرف در نهایت میتواند ۱.۲ تا ۱.۵ درصد به رشد سالانه تولید ناخالص داخلی کمک کند.
🔹بازسازی نظام مالی برای مدتی اعتبارات و سرمایهگذاری را با چالش مواجه خواهد کرد و از همین رو دستکم میتواند نرخ رشد را به مدت یک دهه تحت تاثیر قرار دهد. در این راستا، شرایط پیشروی چین را با آنچه دهههای گمشده در اقتصاد ژاپن میخوانند شباهت داده است.
🔹توصیه رایت برای چین بازسازی نظام مالی خود به نحوی است که بتوان از ابزار تحریکات اقتصادی به صورت کارآمد استفاده نمود. در حال حاضر، دولت به اندازه ۱۶ درصد تولید ناخالص داخلی مالیات جمعآوری میکند که در میان کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی یکی از پایینتر نرخهاست و امکان تحریک مصرف به شکل موثر را محدود میکند.
✅ در خصوص رابطه ایالات متحده و چین نیز، وی معتقد است سیاستگذاران آمریکایی میتوانند به آینده خوشبین باشند؛ چرا که نرخ رشد اسمی تولید ناخالص داخلی در ایالات متحده از چین پیشی گرفته است. در همین راستاست که ضمن هشدار درباره اقدامات یکجانبه و ضربتی، چندجانبهگرایی، تعامل دیپلماتیک و گفتگو را با توجه به چشم انداز اقتصادی چین واجد بهترین نتایج میپندارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤1
♦️ ۷۶ روز خطرناک میان انتخابات و تحلیف
◾️ اندیشکده رند
📝 برایان مایکل جنکینس
#تهران_ریویو
🔹 خطرناکترین بازهای که آمریکا از منظر خشونت انتخاباتی با آن مواجه است، پیش از روز انتخابات نیست؛ بلکه در ۷۶ روزی است که بین روز انتخابات در پنجم نوامبر تا روز تحلیف در بیستم ژانویه قرار دارد. به عقیده برخی، زمانهای سخت، اقدامات سخت را نیز توجیه میکند.
🔹 بسیاری از آمریکاییها عهد کردهاند که اگر نامزد مورد نظرشان شکست بخورد، نتایج انتخابات را نپذیرند. تعداد قابل توجهی نیز باور دارند که خشونت برای نجات کشور مجاز است. تهدید به خشونت علیه مقامات در تمامی سطوح و همچنین فعالیتهای خشونتآمیز سیاسی در داخل افزایش یافته است. مهم نیست نتیجه چه بشود، این موضوع به طور ناگهانی در روز انتخابات به پایان نمیرسد.
🔹 در شمارش، به چالش کشیدن، شمارش مجدد و اعتراض به آرا میتواند تأخیر بوجود بیاید. ممکن است با اعتراض به تأیید نتایج توسط ایالتها و سپس توسط کنگره در ۶ ژانویه، جدال بالا بگیرد. برخوردها میتوانند به صورت همزمان در سطوح مختلف رخ دهند. دسیسهچینیهای قانونی در سطح ایالت و محلی میتوانند مبارزههای خیابانی را تحریک کنند.
🔹 متعصبان حزبی که در سطح وسیع بوسیله اطلاعات غلط تحریک شدهاند، ممکن است تلاش کنند تا شمارش آرا را زیر سوال ببرند، شمارندگان آرا را تهدید کنند، دشمنان خود را از ادارات بیرون بیاورند یا کمپینهای محلی را برای عملیاتی کردن اهداف سیاسی خود به راه بیاندازند. این تهدیدات که میتواند از سمت تعدادی از بازیگران در پاسخ به طیفی از محرکهای بالقوه رخ دهد میتواند شامل موارد زیر باشد:
1️⃣ در روز انتخابات، متعصبین حزبی احتمالاً اقداماتی رادیکال را انجام میدهند تا پیروزی نامزد خود را تضمین کنند. آنها ممکن است سیلی از مکانهای نظرسنجی، مراکز شمارش آرا با ناظرانی که خودشان منصوب کردهاند (و احتمالاً مسلح هستند) را به راه بیاندازند تا بر تقلب، تهدید قشر مشخصی از رأیدهندگان، حفاظت از آرا، مقابله با ناظران رقیب و مسئولیت شمارش نظارت کنند.
2️⃣ پس از آن، کسانی که با نتایج واضح انتخابات مخالفت کردهاند تلاش میکنند تا شمارش آرا را متوقف کنند و از تأیید نتایج توسط مقامات محلی و مجالس قانونگذاری ایالتی جلوگیری بکنند.
3️⃣ افراطیها در جناح راست و چپ، آنارشیستها، شتابگرایان [گروهی از مارکسیستها که به تسریع در فرایندهای بیثبات کننده نظام سرمایهداری برای تغییرات اجتماعی اعتقاد دارند.] و دیگران ممکن است بههمریختگی پس از انتخابات را فرصتی برای انجام خشونت بیشتر در راستای اهداف خود ببینند.
4️⃣ افراد و گروههای کوچکی که توسط ایدئولوژیهای خارجی و اتفاقات اخیر خاورمیانه رادیکال شدهاند، ممکن است از این موقعیت بهره برده تا حملات تروریستی با تلفات بالا را انجام دهند.
✅ فارغ از احتمال بروز خشونت در جریان شمارش و تأیید آرای انتخابات، کشور ممکن است شاهد تحولات ناخوشایندی در انتظار هر یک از نامزدهای پیروز برای به دست گرفتن قدرت باشد. دوستان و دشمنان ایالات متحده منتظر مراسم تحلیف نخواهند ماند تا سیاستهای خود را تنظیم کرده یا از وضعیت آشفته آمریکا بهرهبرداری کنند. ممکن است بحرانها و تحریکات بینالمللی حواسپرتکنندهای رخ دهند. انتخابات به اختلافات عمیق سیاسی و فرهنگی آمریکا پایان نخواهد داد. هر کس پیروز شود، طرفداران هر دو جناح ممکن است از نتیجه به عنوان بهانهای برای تغییرات و مقاومت خشونتآمیز استفاده کنند. این ممکن است به هنجار جدیدی تبدیل شود.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
◾️ اندیشکده رند
📝 برایان مایکل جنکینس
#تهران_ریویو
🔹 خطرناکترین بازهای که آمریکا از منظر خشونت انتخاباتی با آن مواجه است، پیش از روز انتخابات نیست؛ بلکه در ۷۶ روزی است که بین روز انتخابات در پنجم نوامبر تا روز تحلیف در بیستم ژانویه قرار دارد. به عقیده برخی، زمانهای سخت، اقدامات سخت را نیز توجیه میکند.
🔹 بسیاری از آمریکاییها عهد کردهاند که اگر نامزد مورد نظرشان شکست بخورد، نتایج انتخابات را نپذیرند. تعداد قابل توجهی نیز باور دارند که خشونت برای نجات کشور مجاز است. تهدید به خشونت علیه مقامات در تمامی سطوح و همچنین فعالیتهای خشونتآمیز سیاسی در داخل افزایش یافته است. مهم نیست نتیجه چه بشود، این موضوع به طور ناگهانی در روز انتخابات به پایان نمیرسد.
🔹 در شمارش، به چالش کشیدن، شمارش مجدد و اعتراض به آرا میتواند تأخیر بوجود بیاید. ممکن است با اعتراض به تأیید نتایج توسط ایالتها و سپس توسط کنگره در ۶ ژانویه، جدال بالا بگیرد. برخوردها میتوانند به صورت همزمان در سطوح مختلف رخ دهند. دسیسهچینیهای قانونی در سطح ایالت و محلی میتوانند مبارزههای خیابانی را تحریک کنند.
🔹 متعصبان حزبی که در سطح وسیع بوسیله اطلاعات غلط تحریک شدهاند، ممکن است تلاش کنند تا شمارش آرا را زیر سوال ببرند، شمارندگان آرا را تهدید کنند، دشمنان خود را از ادارات بیرون بیاورند یا کمپینهای محلی را برای عملیاتی کردن اهداف سیاسی خود به راه بیاندازند. این تهدیدات که میتواند از سمت تعدادی از بازیگران در پاسخ به طیفی از محرکهای بالقوه رخ دهد میتواند شامل موارد زیر باشد:
1️⃣ در روز انتخابات، متعصبین حزبی احتمالاً اقداماتی رادیکال را انجام میدهند تا پیروزی نامزد خود را تضمین کنند. آنها ممکن است سیلی از مکانهای نظرسنجی، مراکز شمارش آرا با ناظرانی که خودشان منصوب کردهاند (و احتمالاً مسلح هستند) را به راه بیاندازند تا بر تقلب، تهدید قشر مشخصی از رأیدهندگان، حفاظت از آرا، مقابله با ناظران رقیب و مسئولیت شمارش نظارت کنند.
2️⃣ پس از آن، کسانی که با نتایج واضح انتخابات مخالفت کردهاند تلاش میکنند تا شمارش آرا را متوقف کنند و از تأیید نتایج توسط مقامات محلی و مجالس قانونگذاری ایالتی جلوگیری بکنند.
3️⃣ افراطیها در جناح راست و چپ، آنارشیستها، شتابگرایان [گروهی از مارکسیستها که به تسریع در فرایندهای بیثبات کننده نظام سرمایهداری برای تغییرات اجتماعی اعتقاد دارند.] و دیگران ممکن است بههمریختگی پس از انتخابات را فرصتی برای انجام خشونت بیشتر در راستای اهداف خود ببینند.
4️⃣ افراد و گروههای کوچکی که توسط ایدئولوژیهای خارجی و اتفاقات اخیر خاورمیانه رادیکال شدهاند، ممکن است از این موقعیت بهره برده تا حملات تروریستی با تلفات بالا را انجام دهند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤2👎1
🔆 آخرین تلاشهای بایدن برای آتشبس پیش از انتخابات
#تحلیل_کوتاه
🔹 در دو هفتۀ اخیر، دولت بایدن تلاش کرد نشان دهد میخواهد تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری، جنگ در غزه و لبنان را پایان دهد. در راستای این تلاش، نخست آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه از ۳۰ مهر تا ۴ آبان به اسرائیل، قطر، عربستان سعودی و انگلستان سفر کرد تا در مورد آتشبس مذاکره کند. در هفتهای هم که گذشت، آموس هوکشتاین (فرستاده ویژه بایدن در لبنان) و برت مکگورک (هماهنگکننده کاخ سفید در امور خاورمیانه) به تلآویو و بیروت سفر کردند و ویلیام برنز، رئیس سیا به قاهره رفت تا آتشبس هر چه زودتر محقق شود. در این میان، مذاکرات دوحه هم در جریان بود. با این حال تمامی این تلاشها به شکست انجامید.
🔸 محور اصلی این گفتگوها، بحث در مورد «روز پس از جنگ» بوده است. با حمله پیجرها، ترور فرماندهان حزبالله و در نهایت سیدحسن نصرالله، نمیتوان منکر شد که رژیم صهیونیستی در دو ماه گذشته، به لحاظ تاکتیکی ضربات جدی را به حزبالله وارد کرده است. حال اسرائیل و آمریکا در تلاش هستند تا این دستاوردها را قبل از این که بیشتر تحتالشعاع ناکامی و تلفات سنگین در هفتههای اخیر به ویژه در جنوب لبنان قرار گیرد به پیروزی راهبردی و سیاسی با محوریت قطعنامه ۱۷۰۱ تبدیل کنند و حتی فراتر از آن بروند. در حقیقت هدف اسرائیل و آمریکا این است واقعیتهای سیاسی و نظامی در لبنان را تغییر داده و یکبار برای همیشه تهدید حزبالله را از بین ببرند.
🔸 خواستههایی که اسرائیل و آمریکا در مذاکرات اخیر داشتهاند کاملاً مبتنی بر همین موضوع بوده است. در نهم مهر ماه امسال، متیو میلر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا بیان داشت که خروجی مدنظر آمریکا اجرای کامل قطعنامه ۱۷۰۱ است. این قطعنامه که برای پایان جنگ ۳۳ روزه در ۲۰۰۶ تصویب شد، خلع سلاح حزبالله و خروج آن از مناطق جنوبی لبنان را الزامی میکند. همزمان با این مذاکرات، آمریکا در تلاش بوده است تا به گمان خود از ضعف نظامی حزبالله استفاده بکند و آن را به انزوای سیاسی در لبنان بکشاند. در حالی که برخی از مقامات لبنانی بیمیل به تضعیف حزبالله نیستند و تمایل خود به اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ را نشان دادند، اما نکته مهم اینجاست که اسرائیل خواهان تعهداتی فراتر از قطعنامه مذکور است.
🔸 طبق گزارشها، ران درمر، وزیر امور راهبردی اسرائیل، پیشنهاد آتشبس ۶۰ روزهای را به کابینه رژیم داد که طبق آن علاوهبر اجرای قطعنامه ۱۷۰۱، هر زمانی که اسرائیل نیاز به رفع تهدید داشته باشد میتواند آزادانه به عملیات در لبنان بپردازد تا از تسلیح مجدد حزبالله جلوگیری کند. یک منبع اسرائیلی هم به جروزالم پست گفت که اسرائیل هیچ آتشبسی را که راه حل دائمی برای تهدید حزبالله را درنظر نگیرد نخواهد پذیرفت. فرایند کنونی مذاکرات برای آتشبس در لبنان با همین فرایند برای آتشبس غزه شباهت مهمی وجود دارد: گذاشتن خواستههای غیرقابل پذیرش بر روی میز و رد توسط طرف مقابل.
🔸 مذاکرات اخیر بار دیگر مشخص کرد که دولت بایدن اراده فشار بر اسرائیل ندارد. در حالیکه بلینکن، در سفر خود به تلآویو گفت که در تلاش است تا مسیر جدیدی برای آتشبس هم در جنوب لبنان و هم در غزه ایجاد کند، گالانت بیان کرد اسرائیل به عملیات سیستماتیک خود علیه حزبالله ادامه خواهد داد تا ساکنین شمال اسرائیل به خانههای خود بازگردند. در مذاکرات این هفته نیز اسرائیل پیشنهاد آتشبس لبنان را رد کرد و هوکشتاین مجبور شد از طرف لبنانی بخواهد که آتشبس را بهصورت یکجانبه بپذیرند. لبنان و حزبالله هم این را نپذیرفتند.
🔸 علاوه بر این نکات، تأکید بر خواستههای مذکور برای نتانیاهو یک بازی دو سر برد است. اگر با آن موافقت شود، اسراییل پیروزی راهبردی بزرگی کسب میکند. اگر هم با آنها مخالفت گردد، نتانیاهو میتواند روزهای باقیمانده به انتخابات را به امید پیروزی ترامپ سپری کند، بنابراین دلیلی ندارد تسلیم فشارهای دیپلماتیک آمریکا شود.
✅ این مذاکرات نشان داد که آمریکا و اسرائیل در مورد غزه و لبنان در یک مورد همنظر هستند و در یک مورد اختلاف نظر دارند: هر دوی آنها موافق بهرهبرداری راهبردی از موفقیتهای تاکتیکی هستند، اما چگونگی آن محل اختلاف است. آمریکا همچون اسرائیل در غزه خواستار نابودی حکومت حماس و در لبنان خواستار اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ و انزوای حزبالله در معادلات سیاسی است. نقطه اختلاف اینجاست که آمریکا نمیخواهد غزه مجدداً توسط اسرائیل اشغال شود و خواستار اداره آن توسط یک نهاد فلسطینی یا کشورهای عربی است. در آتشبس لبنان نیز اینگونه است، با این تفاوت که نقاط اشتراک اسرائیل و آمریکا در مورد حزبالله بیشتر است. بر این اساس مذاکرات اخیر بیش از آنکه یک تلاش واقعی برای آتشبس باشد اقدامی است که در آمریکا مصرف انتخاباتی دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
#تحلیل_کوتاه
🔹 در دو هفتۀ اخیر، دولت بایدن تلاش کرد نشان دهد میخواهد تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری، جنگ در غزه و لبنان را پایان دهد. در راستای این تلاش، نخست آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه از ۳۰ مهر تا ۴ آبان به اسرائیل، قطر، عربستان سعودی و انگلستان سفر کرد تا در مورد آتشبس مذاکره کند. در هفتهای هم که گذشت، آموس هوکشتاین (فرستاده ویژه بایدن در لبنان) و برت مکگورک (هماهنگکننده کاخ سفید در امور خاورمیانه) به تلآویو و بیروت سفر کردند و ویلیام برنز، رئیس سیا به قاهره رفت تا آتشبس هر چه زودتر محقق شود. در این میان، مذاکرات دوحه هم در جریان بود. با این حال تمامی این تلاشها به شکست انجامید.
🔸 محور اصلی این گفتگوها، بحث در مورد «روز پس از جنگ» بوده است. با حمله پیجرها، ترور فرماندهان حزبالله و در نهایت سیدحسن نصرالله، نمیتوان منکر شد که رژیم صهیونیستی در دو ماه گذشته، به لحاظ تاکتیکی ضربات جدی را به حزبالله وارد کرده است. حال اسرائیل و آمریکا در تلاش هستند تا این دستاوردها را قبل از این که بیشتر تحتالشعاع ناکامی و تلفات سنگین در هفتههای اخیر به ویژه در جنوب لبنان قرار گیرد به پیروزی راهبردی و سیاسی با محوریت قطعنامه ۱۷۰۱ تبدیل کنند و حتی فراتر از آن بروند. در حقیقت هدف اسرائیل و آمریکا این است واقعیتهای سیاسی و نظامی در لبنان را تغییر داده و یکبار برای همیشه تهدید حزبالله را از بین ببرند.
🔸 خواستههایی که اسرائیل و آمریکا در مذاکرات اخیر داشتهاند کاملاً مبتنی بر همین موضوع بوده است. در نهم مهر ماه امسال، متیو میلر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا بیان داشت که خروجی مدنظر آمریکا اجرای کامل قطعنامه ۱۷۰۱ است. این قطعنامه که برای پایان جنگ ۳۳ روزه در ۲۰۰۶ تصویب شد، خلع سلاح حزبالله و خروج آن از مناطق جنوبی لبنان را الزامی میکند. همزمان با این مذاکرات، آمریکا در تلاش بوده است تا به گمان خود از ضعف نظامی حزبالله استفاده بکند و آن را به انزوای سیاسی در لبنان بکشاند. در حالی که برخی از مقامات لبنانی بیمیل به تضعیف حزبالله نیستند و تمایل خود به اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ را نشان دادند، اما نکته مهم اینجاست که اسرائیل خواهان تعهداتی فراتر از قطعنامه مذکور است.
🔸 طبق گزارشها، ران درمر، وزیر امور راهبردی اسرائیل، پیشنهاد آتشبس ۶۰ روزهای را به کابینه رژیم داد که طبق آن علاوهبر اجرای قطعنامه ۱۷۰۱، هر زمانی که اسرائیل نیاز به رفع تهدید داشته باشد میتواند آزادانه به عملیات در لبنان بپردازد تا از تسلیح مجدد حزبالله جلوگیری کند. یک منبع اسرائیلی هم به جروزالم پست گفت که اسرائیل هیچ آتشبسی را که راه حل دائمی برای تهدید حزبالله را درنظر نگیرد نخواهد پذیرفت. فرایند کنونی مذاکرات برای آتشبس در لبنان با همین فرایند برای آتشبس غزه شباهت مهمی وجود دارد: گذاشتن خواستههای غیرقابل پذیرش بر روی میز و رد توسط طرف مقابل.
🔸 مذاکرات اخیر بار دیگر مشخص کرد که دولت بایدن اراده فشار بر اسرائیل ندارد. در حالیکه بلینکن، در سفر خود به تلآویو گفت که در تلاش است تا مسیر جدیدی برای آتشبس هم در جنوب لبنان و هم در غزه ایجاد کند، گالانت بیان کرد اسرائیل به عملیات سیستماتیک خود علیه حزبالله ادامه خواهد داد تا ساکنین شمال اسرائیل به خانههای خود بازگردند. در مذاکرات این هفته نیز اسرائیل پیشنهاد آتشبس لبنان را رد کرد و هوکشتاین مجبور شد از طرف لبنانی بخواهد که آتشبس را بهصورت یکجانبه بپذیرند. لبنان و حزبالله هم این را نپذیرفتند.
🔸 علاوه بر این نکات، تأکید بر خواستههای مذکور برای نتانیاهو یک بازی دو سر برد است. اگر با آن موافقت شود، اسراییل پیروزی راهبردی بزرگی کسب میکند. اگر هم با آنها مخالفت گردد، نتانیاهو میتواند روزهای باقیمانده به انتخابات را به امید پیروزی ترامپ سپری کند، بنابراین دلیلی ندارد تسلیم فشارهای دیپلماتیک آمریکا شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤1👎1👌1
♦️اجلاس اسمره؛ تلاش مصر برای نفوذ در شاخ آفریقا
◼️ عروبه 24 –لبنان
📝خالد محمود
#رویة_العربیة
🔹اجلاس سهجانبه مصر، سومالی و اریتره در اکتبر گذشته به میزبانی اسمره، پایتخت اریتره برگزار شد. برگزاری این اجلاس در میانه تنشهای روز افزون میان سومالی و اتیوپی بر سر توافق دریایی غیرقانونی اتیوپی با منطقه خودمختار سومالیلند، نشان از شکلگیری یک اتحاد سهجانبه در مقابل اتیوپی بهمنظور اعمال فشار بر این کشور دارد. هرچند سومالی اعلام کرده است که این نشست صرفاً برای همکاری میان سه کشور و فارغ از هرگونه تلاش برای تحریک آدیسآبابا بوده اما در بیانیه پایانی نشست به وضوح به جاهطلبیهای اتیوپی اشاره و بر «احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها» تأکید شده است.
🔹مصر نیز که در موضوع سد النهضه و مسائل مرتبط با مدیریت آب رود نیل با اتیوپی دچار اختلاف است، نسبت به جلوگیری از جاهطلبیهای اتیوپی برای خروج از وضعیت جغرافیاییاش به عنوان کشوری محصور در خشکی و دستیابی به سواحل دریای سرخ تأکید دارد. هرچند حمایت قاهره از سومالی ارتباطی با اتیوپی ندارد، اما اتیوپی حضور نظامی مصر در سومالی را تهدیدی مستقیم برای منافع ملی خود میداند.
💢بلند پروازی اتیوپی در تغییر مرز جغرافیایی خود
🔹پیشتر نخست وزیر اتیوپی بهصراحت از اهداف جاهطلبانه خود برای دسترسی به دریای سرخ سخن گفته و در اکتبر 2023 آن را «مرز طبیعی» کشورش دانسته است. او اعلام کرد که دسترسی به دریای سرخ یک «مسئله وجودی است و برای آن مبارزه خواهند کرد». اتیوپی با منطقه خودمختار سومالی لند توافقی امضا کرده که براساس آن، یک منطقه 20 کیلومتری در سواحل دریای سرخ از سوی سومالیلند برای احداث پایگاه نظامی و تجاری در اختیار اتیوپی قرار میگیرد و در مقابل، اتیوپی این منطقه را به عنوان کشوری مستقل شناسایی خواهد نمود.
💢نزاع هویتی مصر و اتیوپی
🔹اتیوپی قصد دارد از طریق جنگ، مرزهای بینالمللی را تغییر دهد. هدف سیاسی آن از ساخت سد «النهضه» نیز تسلط بر آبهای رود نیل و ایفای نقش رهبری در حوضه نیل و شاخ آفریقا است. این موضوع تضادی جدی با مصر ایجاد کرده است؛ چراکه آنچه برای اتیوپی یک ضرورت وجودی است، برای مصر یک تهدید وجودی تلقی میشود. این اختلاف به منازعهای هویتی بین دو کشور تبدیل شده است.
🔹نشست سران کشورهای حوزه نیل که قرار بود در ماه جاری با موضوع سد النهضه در اوگاندا برگزار شود، به دلیل این اختلافات ایجاد شده به اوایل سال آینده موکول شد. توافق تاریخی که در سال 2010 میان کشورهای حوزه نیل شامل اتیوپی، روآندا، اوگاندا، تانزانیا و بوروندی درباره مدیریت عادلانه و پایدار آب رودخانه به امضاء رسیده بود بهرغم عدم پذیرش توسط مصر و سودان و مخالفت مصر، اجرایی شد. وزیر آبیاری و منابع آب مصر بهصراحت اعلام کرد کشورش این توافق را به رسمیت نمیشناسد و آن را «اقدامات یکجانبه» توصیف کرد.
💢نتیجه گیری
🔹مجموعه این اتفاقات باعث شده است وقوع درگیری نظامی میان مصر و اتیوپی قطعی باشد چنانکه رهبران مصر اعلام کردهاند برای حفاظت از سهم آب رود نیل حاضرند از زور استفاده کنند. با این وجود، اتیوپی سد النهضه را پروژهای ضروری برای توسعه ملی میداند و خود را به عنوان بازیگری مسئول و آیندهنگر معرفی میکند. این دیدگاه با روایتی که مصر از سد النهضه بهعنوان تهدیدی علیه امنیت ملی خود دارد، متفاوت است.
✅ علی رغم همه این مسائل بهنظر میرسد قاهره همچنان میتواند از ابزارهای دیپلماتیک و نظامی خود برای مقابله با چالشهای منطقهای استفاده کند و با رد راهحل نظامی، به دنبال گسترش نفوذ خود به عنوان نیروی مؤثر در شاخ آفریقا است تا اتیوپی را در محدوده جغرافیایی خود نگاه دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
◼️ عروبه 24 –لبنان
📝خالد محمود
#رویة_العربیة
🔹اجلاس سهجانبه مصر، سومالی و اریتره در اکتبر گذشته به میزبانی اسمره، پایتخت اریتره برگزار شد. برگزاری این اجلاس در میانه تنشهای روز افزون میان سومالی و اتیوپی بر سر توافق دریایی غیرقانونی اتیوپی با منطقه خودمختار سومالیلند، نشان از شکلگیری یک اتحاد سهجانبه در مقابل اتیوپی بهمنظور اعمال فشار بر این کشور دارد. هرچند سومالی اعلام کرده است که این نشست صرفاً برای همکاری میان سه کشور و فارغ از هرگونه تلاش برای تحریک آدیسآبابا بوده اما در بیانیه پایانی نشست به وضوح به جاهطلبیهای اتیوپی اشاره و بر «احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی کشورها» تأکید شده است.
🔹مصر نیز که در موضوع سد النهضه و مسائل مرتبط با مدیریت آب رود نیل با اتیوپی دچار اختلاف است، نسبت به جلوگیری از جاهطلبیهای اتیوپی برای خروج از وضعیت جغرافیاییاش به عنوان کشوری محصور در خشکی و دستیابی به سواحل دریای سرخ تأکید دارد. هرچند حمایت قاهره از سومالی ارتباطی با اتیوپی ندارد، اما اتیوپی حضور نظامی مصر در سومالی را تهدیدی مستقیم برای منافع ملی خود میداند.
💢بلند پروازی اتیوپی در تغییر مرز جغرافیایی خود
🔹پیشتر نخست وزیر اتیوپی بهصراحت از اهداف جاهطلبانه خود برای دسترسی به دریای سرخ سخن گفته و در اکتبر 2023 آن را «مرز طبیعی» کشورش دانسته است. او اعلام کرد که دسترسی به دریای سرخ یک «مسئله وجودی است و برای آن مبارزه خواهند کرد». اتیوپی با منطقه خودمختار سومالی لند توافقی امضا کرده که براساس آن، یک منطقه 20 کیلومتری در سواحل دریای سرخ از سوی سومالیلند برای احداث پایگاه نظامی و تجاری در اختیار اتیوپی قرار میگیرد و در مقابل، اتیوپی این منطقه را به عنوان کشوری مستقل شناسایی خواهد نمود.
💢نزاع هویتی مصر و اتیوپی
🔹اتیوپی قصد دارد از طریق جنگ، مرزهای بینالمللی را تغییر دهد. هدف سیاسی آن از ساخت سد «النهضه» نیز تسلط بر آبهای رود نیل و ایفای نقش رهبری در حوضه نیل و شاخ آفریقا است. این موضوع تضادی جدی با مصر ایجاد کرده است؛ چراکه آنچه برای اتیوپی یک ضرورت وجودی است، برای مصر یک تهدید وجودی تلقی میشود. این اختلاف به منازعهای هویتی بین دو کشور تبدیل شده است.
🔹نشست سران کشورهای حوزه نیل که قرار بود در ماه جاری با موضوع سد النهضه در اوگاندا برگزار شود، به دلیل این اختلافات ایجاد شده به اوایل سال آینده موکول شد. توافق تاریخی که در سال 2010 میان کشورهای حوزه نیل شامل اتیوپی، روآندا، اوگاندا، تانزانیا و بوروندی درباره مدیریت عادلانه و پایدار آب رودخانه به امضاء رسیده بود بهرغم عدم پذیرش توسط مصر و سودان و مخالفت مصر، اجرایی شد. وزیر آبیاری و منابع آب مصر بهصراحت اعلام کرد کشورش این توافق را به رسمیت نمیشناسد و آن را «اقدامات یکجانبه» توصیف کرد.
💢نتیجه گیری
🔹مجموعه این اتفاقات باعث شده است وقوع درگیری نظامی میان مصر و اتیوپی قطعی باشد چنانکه رهبران مصر اعلام کردهاند برای حفاظت از سهم آب رود نیل حاضرند از زور استفاده کنند. با این وجود، اتیوپی سد النهضه را پروژهای ضروری برای توسعه ملی میداند و خود را به عنوان بازیگری مسئول و آیندهنگر معرفی میکند. این دیدگاه با روایتی که مصر از سد النهضه بهعنوان تهدیدی علیه امنیت ملی خود دارد، متفاوت است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌2
🔆 یک روز تا پایان؛ نظرسنجیها کدام نامزد را برنده انتخابات آمریکا میدانند؟
#تحلیل_کوتاه
🔹 یک روز مانده به برگزاری انتخابات آمریکا، دونالد ترامپ در میانگین نظرسنجیهای ۵ ایالت از ۷ ایالت چرخشی پیشتاز است. در دو هفتۀ گذشته، او توانست فاصله خود را در سطح ملی و ایالتهای چرخشی با کامالا هریس کمتر کند. با این وجود رقابت نزدیک و زیر یکدرصدی دو نامزد همچنان سرنوشت انتخابات را در هالهای از ابهام نگه داشته است.
🔸 ترامپ در ایالت آریزونا، به طور میانگین با بیش از ۲٪ اختلاف از هریس در نظرسنجیها پیش است. در میان نظرسنجیهای قابل اعتمادتر، اطلس اینتل، در آخرین نظرسنجی خود تخمین زده است که ترامپ با اختلاف ۵٪ هریس را شکست خواهد داد. مؤسسه یوگاو ترامپ را با اختلاف ۱٪ پیشتاز و نظرسنجی ماریست کالج با همین میزان اختلاف ترامپ را برنده ایالت دانسته است. تعداد اندکی از نظرسنجیها نیز در ۲۰ روز گذشته هریس را پیروز آریزونا اعلام کردهاند.
🔸 در ایالت کارولینای شمالی، رقابت نزدیکتر است و ترامپ تنها با ۱.۳٪ از هریس در میانگین نظرسنجیها پیش است. نظرسنجی اطلس اینتل ترامپ را با ۴٪ اختلاف پیروز این ایالت میداند. موسسه کالج امرسون نیز با ۲٪ اختلاف به نفع ترامپ نتایج را تخمین زده است. ماریست کالج و اینسایدر ادونتج هم با همین میزان فاصله، ترامپ را برنده کارولینای شمالی میدانند؛ اما نظرسنجی سی ان ان پیشبینی میکند که هریس با اختلاف ۱٪ ترامپ را شکست دهد.
🔸 وضعیت دو نامزد در جورجیا مشابه کارولینای شمالی است و ترامپ با ۱.۵٪ اختلاف به طور میانگین از هریس پیش است. مؤسسه یوگاو پیشبینی کرده ترامپ در این ایالت با ۲٪ اختلاف پیروز خواهد شد. سی ان ان نیز ترامپ را با ۱٪ اختلاف پیروز جورجیا میداند. نطرسنجی مورنینگ کانسالت هم با ۱.۵٪ فاصله، ترامپ را پیشتاز این ایالت میداند. تنها نظرسنجیهای ماریست کالج و دیتا فور پراگرس هریس را با ۱٪ اختلاف جلوتر از ترامپ میدانند.
🔸 در ایالت نوادا، ترامپ توانست در هفته اخیر، اندکی از هریس(به میزان پنج دهمدرصد) پیشی بگیرد. نظرسنجیهای مطرح نیز آمارهای متضادی را نشان میدهند. در حالی که مؤسسۀ اینسایدر ادونتج آرای دو نامزد را برابر اعلام کردهاست، نظرسنجی سی ان ان ترامپ را با ۱٪ اختلاف و موسسه یوگاو و امرسون کالج هریس را با همین میزان پیشتاز ایالت نشان میدهند.
🔸 در سه ایالت چرخشی شمالی (پنسیلوانیا، میشیگان و ویسکانسین) رقابت بسیار نزدیکتری میان دو نامزد برقرار است. در ایالت بسیار حساس پنسیلوانیا، به طور میانگین ترامپ تنها با دو دهمدرصد اختلاف از هریس پیش است. در این ایالت نیز همچون نوادا، تفاوت تخمین نظرسنجیها بسیار بالاست. مؤسسه یوگاو، هریس را با ۲٪ اختلاف، پیشتاز نشان میدهد و نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک، ترامپ را با ۱٪ اختلاف جلوتر میداند. واشنگتن پست نیز در نظرسنجی خود، هریس را با همین اختلاف پیشتاز ایالت اعلام کرده و نظرسنجی سی ان ان نیز وضعیت دو نامزد را برابر دانسته و آخرین نظرسنجی نیویورک تایمز نیز ترامپ را با ۱٪ فاصله برنده این ایالت نشان داده است.
🔸 در دو ایالت میشیگان و ویسکانسین هریس به ترتیب با میانگینهای ۰.۸٪ از ترامپ جلوتر است. در ایالت میشیگان، نظرسنجی واشنگتن پست نشان میدهد که هریس با ۱٪ از ترامپ جلوتر است. نظرسنجی یوگاو نیز با ۲٪ اخلاف هریس را پیروز میشیگان میداند. نظرسنجی امرسون کالج برخلاف نظرسنجیهای قبلی، ترامپ را با ۱٪ اختلاف برنده اعلام کرده است. در ایالت ویسکانسین نیز نظرسنجیهای واشنگتن پست، سی ان ان، یوگاو و ماریست کالج هریس را به عنوان برنده پیشبینی کردهاند. تنها نظرسنجیهای مورنینگ کانسالت و کالج امرسون ترامپ را با ۱٪ اختلاف پیشتاز نشان دادهاند. نظرسنجی نیویورک تایمز نیز هریس را با ۳٪ اختلاف پیروز ویسکانسین میداند. هرچند که همین نظرسنجی، ترامپ را جلوتر از هریس در میشیگان نشان میدهد.
✅ در صورتی که میانگین نظرسنجیها درست باشد، ترامپ در ۵ ایالت کلیدی پیروز و سرانجام رئیسجمهور خواهد شد. هرچند که در ایالتهایی همچون نوادا و پنسیلوانیا رقابت به حدی نزدیک است که احتمال خطای نظرسنجیها بالا میرود. اخیرا یک نظرسنجی هم خبر از پیشتازی هریس در ایالت جمهوریخواه آیووا داده است. البته از آنجا که سایر نظرسنجیها این ایالت را با اختلاف بالا به نفع ترامپ نشان دادهاند، بعید است هریس در آن پیروز گردد. ایالت پنسیلوانیا برای هر دو نامزد بسیار حیاتی است. از یک سو، هریس که در دو ایالت میشیگان و ویسکانسین پیشتاز است، تنها با پیروزی در پنسیلوانیا میتواند برنده انتخابات شود. از سوی دیگر، ترامپ با پیشتازی خود در سه ایالت کارولینای شمالی، جورجیا و آریزونا در شرایطی است که اگر تنها یکی از ایالتهای چرخشی شمالی را بدست آورد، پیروز انتخابات خواهد گردید.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
#تحلیل_کوتاه
🔹 یک روز مانده به برگزاری انتخابات آمریکا، دونالد ترامپ در میانگین نظرسنجیهای ۵ ایالت از ۷ ایالت چرخشی پیشتاز است. در دو هفتۀ گذشته، او توانست فاصله خود را در سطح ملی و ایالتهای چرخشی با کامالا هریس کمتر کند. با این وجود رقابت نزدیک و زیر یکدرصدی دو نامزد همچنان سرنوشت انتخابات را در هالهای از ابهام نگه داشته است.
🔸 ترامپ در ایالت آریزونا، به طور میانگین با بیش از ۲٪ اختلاف از هریس در نظرسنجیها پیش است. در میان نظرسنجیهای قابل اعتمادتر، اطلس اینتل، در آخرین نظرسنجی خود تخمین زده است که ترامپ با اختلاف ۵٪ هریس را شکست خواهد داد. مؤسسه یوگاو ترامپ را با اختلاف ۱٪ پیشتاز و نظرسنجی ماریست کالج با همین میزان اختلاف ترامپ را برنده ایالت دانسته است. تعداد اندکی از نظرسنجیها نیز در ۲۰ روز گذشته هریس را پیروز آریزونا اعلام کردهاند.
🔸 در ایالت کارولینای شمالی، رقابت نزدیکتر است و ترامپ تنها با ۱.۳٪ از هریس در میانگین نظرسنجیها پیش است. نظرسنجی اطلس اینتل ترامپ را با ۴٪ اختلاف پیروز این ایالت میداند. موسسه کالج امرسون نیز با ۲٪ اختلاف به نفع ترامپ نتایج را تخمین زده است. ماریست کالج و اینسایدر ادونتج هم با همین میزان فاصله، ترامپ را برنده کارولینای شمالی میدانند؛ اما نظرسنجی سی ان ان پیشبینی میکند که هریس با اختلاف ۱٪ ترامپ را شکست دهد.
🔸 وضعیت دو نامزد در جورجیا مشابه کارولینای شمالی است و ترامپ با ۱.۵٪ اختلاف به طور میانگین از هریس پیش است. مؤسسه یوگاو پیشبینی کرده ترامپ در این ایالت با ۲٪ اختلاف پیروز خواهد شد. سی ان ان نیز ترامپ را با ۱٪ اختلاف پیروز جورجیا میداند. نطرسنجی مورنینگ کانسالت هم با ۱.۵٪ فاصله، ترامپ را پیشتاز این ایالت میداند. تنها نظرسنجیهای ماریست کالج و دیتا فور پراگرس هریس را با ۱٪ اختلاف جلوتر از ترامپ میدانند.
🔸 در ایالت نوادا، ترامپ توانست در هفته اخیر، اندکی از هریس(به میزان پنج دهمدرصد) پیشی بگیرد. نظرسنجیهای مطرح نیز آمارهای متضادی را نشان میدهند. در حالی که مؤسسۀ اینسایدر ادونتج آرای دو نامزد را برابر اعلام کردهاست، نظرسنجی سی ان ان ترامپ را با ۱٪ اختلاف و موسسه یوگاو و امرسون کالج هریس را با همین میزان پیشتاز ایالت نشان میدهند.
🔸 در سه ایالت چرخشی شمالی (پنسیلوانیا، میشیگان و ویسکانسین) رقابت بسیار نزدیکتری میان دو نامزد برقرار است. در ایالت بسیار حساس پنسیلوانیا، به طور میانگین ترامپ تنها با دو دهمدرصد اختلاف از هریس پیش است. در این ایالت نیز همچون نوادا، تفاوت تخمین نظرسنجیها بسیار بالاست. مؤسسه یوگاو، هریس را با ۲٪ اختلاف، پیشتاز نشان میدهد و نظرسنجی دانشگاه کوئینیپیاک، ترامپ را با ۱٪ اختلاف جلوتر میداند. واشنگتن پست نیز در نظرسنجی خود، هریس را با همین اختلاف پیشتاز ایالت اعلام کرده و نظرسنجی سی ان ان نیز وضعیت دو نامزد را برابر دانسته و آخرین نظرسنجی نیویورک تایمز نیز ترامپ را با ۱٪ فاصله برنده این ایالت نشان داده است.
🔸 در دو ایالت میشیگان و ویسکانسین هریس به ترتیب با میانگینهای ۰.۸٪ از ترامپ جلوتر است. در ایالت میشیگان، نظرسنجی واشنگتن پست نشان میدهد که هریس با ۱٪ از ترامپ جلوتر است. نظرسنجی یوگاو نیز با ۲٪ اخلاف هریس را پیروز میشیگان میداند. نظرسنجی امرسون کالج برخلاف نظرسنجیهای قبلی، ترامپ را با ۱٪ اختلاف برنده اعلام کرده است. در ایالت ویسکانسین نیز نظرسنجیهای واشنگتن پست، سی ان ان، یوگاو و ماریست کالج هریس را به عنوان برنده پیشبینی کردهاند. تنها نظرسنجیهای مورنینگ کانسالت و کالج امرسون ترامپ را با ۱٪ اختلاف پیشتاز نشان دادهاند. نظرسنجی نیویورک تایمز نیز هریس را با ۳٪ اختلاف پیروز ویسکانسین میداند. هرچند که همین نظرسنجی، ترامپ را جلوتر از هریس در میشیگان نشان میدهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2👎2👏1🤔1
🔵 رشد اقتصادی در سایه بیطرفی در شکافهای ژئوپولیتیک
♦️اساندپی گلوبال
📝ناتان هانت
#اکوتهران
🔻تجارت به شکل فزایندهای در حال تبدیل شدن به ابزار حکمرانی است. «حمایتگری» در کنار رقابتهای ژئوپولیتیک منجر به ایجاد موانعی در مسیر تجارت شده که در دوره پس از برتونوودز بیسابقه بوده است. با اینهمه، همین مسئله میتواند فرصتهایی را برای آربیتراژ فراهم کند. برخی اقتصادهای در حال ظهور بر بیطرفی میان دشمنان ژئوپولیتیک اصرار ورزیده اند و همین موقعیت زمینه تجارت با دو طرف یک مناقشه را برای آنها فراهم کرده است؛ در برخی موارد این تجارت در قالب واسطهگری و در برخی موارد، استفاده از واردات ارزان برای صادرات با حاشیه سود بیشتر است. این کشورها را میتوان دولتهای آستانهای (liminal states) نامید، چرا که جایگاه و موقعیتشان در آستانه و مرز دو سمت تعریف میشود.
🔹رشد اقتصادی ویتنام از رهگذر تجارت با کشورها در دو سمت شکاف ژئوپولیتیک افزایش یافته است و پیش بینی میشود که باتکای صادرات قدرتمند، رشدی ۶ درصدی در سال جاری تجربه نماید. ویتنام به عنوان دومین مبدا واردات کانتینری ایالات متحده سهم خود را از بازار در سال گذشته از ۸.۲ به ۸.۷ درصد رساند که این افزایش با توجه به افزایش برون سپاری تولید محصولات الکترونیک، کفش و پوشاک پدیدار شد.
🔹براساس دادههای ارزیابی شاخص مدیران خرید که توسط «اساندپی گلوبال» انجام پذیرفته، ۳۷ درصد از تولیدکنندگان در ویتنام در ۱۲ ماه گذشته افزایش تقاضای ناشی از بازسپاری (reshoring) را تایید نموده اند. برخی از شرکتهای چینی در حال سرمایهگذاری در شرکتهای ویتنامی و ساختن واحدهای تولیدی در این کشور هستند که هدف تعرفههای ایالات متحده و اتحادیه اروپا در خصوص کالاهای چینی قرار نمیگیرد.
🔸مکزیک نیز به سبب مجاورت جغرافیایی از موقعیت دولت آستانهای برخوردار است. براساس دادههای بررسی پیشگفته، بیشتر شرکتهای مکزیکی به موجب روند نزدیکسپاری (nearshoring) انتظار رشد در سال جاری را دارند. این رقم در خصوص صنایع ماشینآلات و تعمیرات ۸۲ درصد، تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی ۷۴ درصد و محصولات شیمیایی و دارویی ۵۳ درصد بوده است.
🔸مکزیک همچنین سرمایهگذاری وسیعی از سوی شرکتهای خودروسازی چینی به خود جذب نموده است. با همه این خوشبینی، رشد اقتصادی مکزیک کندتر از روندهای عمومی رشد در اقتصادهای نوظهور است. «اساندپی گلوبال» بخشی از این کندی را ناشی از نگرانیهای موجود در خصوص نتیجه انتخابات آمریکا میداند. در اینجاست که یکی از نگرانیهای دولتهای غیرمتعهد ظهور مییابد؛ چرا که آنها ممکن است مزایای خود را به سبب اعمال محدودیتهای تجاری توسط یک بازار وسیع از دست بدهند.
🔹ترکیه سومین مثال از دولتهای آستانهای است که تجارت خود را با طرفهای مناقشه در محیط همسایگی به توازن و موازات ادامه داده است. تجارت ترکیه با روسیه در سایه اعمال محدودیتهای تجاری توسط ایالات متحده، اروپا و متحدان آنها به سبب جنگ اوکراین رشد نموده است.
🔹ترکیه به شکل قابلتوجهی در واردات گاز طبیعی از طریق خط لوله با هدف صادرات مجدد به کشورهای جنوب اروپا فعال شده است. در واقع، بخش قابلتوجهی از گاز صادراتی ترکیه از روسیه فراهم میشود و شرکتهای اروپایی علیرغم اینکه تمایل به خرید گاز از روسیه ندارند، صادرات مجدد گاز از ترکیه را به راحتی میپذیرند؛ چرا که منطقا این گاز میتواند منشاهای متعددی داشته باشد. در مقابل، ترکیه تامینکنندهای کلیدی در محصولات و قطعات تولیدی در غرب برای روسیه گردیده است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
♦️اساندپی گلوبال
📝ناتان هانت
#اکوتهران
🔻تجارت به شکل فزایندهای در حال تبدیل شدن به ابزار حکمرانی است. «حمایتگری» در کنار رقابتهای ژئوپولیتیک منجر به ایجاد موانعی در مسیر تجارت شده که در دوره پس از برتونوودز بیسابقه بوده است. با اینهمه، همین مسئله میتواند فرصتهایی را برای آربیتراژ فراهم کند. برخی اقتصادهای در حال ظهور بر بیطرفی میان دشمنان ژئوپولیتیک اصرار ورزیده اند و همین موقعیت زمینه تجارت با دو طرف یک مناقشه را برای آنها فراهم کرده است؛ در برخی موارد این تجارت در قالب واسطهگری و در برخی موارد، استفاده از واردات ارزان برای صادرات با حاشیه سود بیشتر است. این کشورها را میتوان دولتهای آستانهای (liminal states) نامید، چرا که جایگاه و موقعیتشان در آستانه و مرز دو سمت تعریف میشود.
🔹رشد اقتصادی ویتنام از رهگذر تجارت با کشورها در دو سمت شکاف ژئوپولیتیک افزایش یافته است و پیش بینی میشود که باتکای صادرات قدرتمند، رشدی ۶ درصدی در سال جاری تجربه نماید. ویتنام به عنوان دومین مبدا واردات کانتینری ایالات متحده سهم خود را از بازار در سال گذشته از ۸.۲ به ۸.۷ درصد رساند که این افزایش با توجه به افزایش برون سپاری تولید محصولات الکترونیک، کفش و پوشاک پدیدار شد.
🔹براساس دادههای ارزیابی شاخص مدیران خرید که توسط «اساندپی گلوبال» انجام پذیرفته، ۳۷ درصد از تولیدکنندگان در ویتنام در ۱۲ ماه گذشته افزایش تقاضای ناشی از بازسپاری (reshoring) را تایید نموده اند. برخی از شرکتهای چینی در حال سرمایهگذاری در شرکتهای ویتنامی و ساختن واحدهای تولیدی در این کشور هستند که هدف تعرفههای ایالات متحده و اتحادیه اروپا در خصوص کالاهای چینی قرار نمیگیرد.
🔸مکزیک نیز به سبب مجاورت جغرافیایی از موقعیت دولت آستانهای برخوردار است. براساس دادههای بررسی پیشگفته، بیشتر شرکتهای مکزیکی به موجب روند نزدیکسپاری (nearshoring) انتظار رشد در سال جاری را دارند. این رقم در خصوص صنایع ماشینآلات و تعمیرات ۸۲ درصد، تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی ۷۴ درصد و محصولات شیمیایی و دارویی ۵۳ درصد بوده است.
🔸مکزیک همچنین سرمایهگذاری وسیعی از سوی شرکتهای خودروسازی چینی به خود جذب نموده است. با همه این خوشبینی، رشد اقتصادی مکزیک کندتر از روندهای عمومی رشد در اقتصادهای نوظهور است. «اساندپی گلوبال» بخشی از این کندی را ناشی از نگرانیهای موجود در خصوص نتیجه انتخابات آمریکا میداند. در اینجاست که یکی از نگرانیهای دولتهای غیرمتعهد ظهور مییابد؛ چرا که آنها ممکن است مزایای خود را به سبب اعمال محدودیتهای تجاری توسط یک بازار وسیع از دست بدهند.
🔹ترکیه سومین مثال از دولتهای آستانهای است که تجارت خود را با طرفهای مناقشه در محیط همسایگی به توازن و موازات ادامه داده است. تجارت ترکیه با روسیه در سایه اعمال محدودیتهای تجاری توسط ایالات متحده، اروپا و متحدان آنها به سبب جنگ اوکراین رشد نموده است.
🔹ترکیه به شکل قابلتوجهی در واردات گاز طبیعی از طریق خط لوله با هدف صادرات مجدد به کشورهای جنوب اروپا فعال شده است. در واقع، بخش قابلتوجهی از گاز صادراتی ترکیه از روسیه فراهم میشود و شرکتهای اروپایی علیرغم اینکه تمایل به خرید گاز از روسیه ندارند، صادرات مجدد گاز از ترکیه را به راحتی میپذیرند؛ چرا که منطقا این گاز میتواند منشاهای متعددی داشته باشد. در مقابل، ترکیه تامینکنندهای کلیدی در محصولات و قطعات تولیدی در غرب برای روسیه گردیده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤3👎1👌1
🔆پاسخ قطر به چالشهای جهانی؛ تنوعبخشی به توافقات امنیتی
#تحلیل_کوتاه
🔹 قطر طی دو هفته اخیر تفاهمنامههای امنیتی متعددی با کشورهای ایتالیا (احداث پایگاه آموزشی در دوحه)، قزاقستان (مبارزه با جرم و جنایت) و آلمان (آموزش و تبادل تجربیات امنیتی) منعقد نمود. در این رابطه ذکر برخی نکات حائز اهمیت است.
💢 راهبرد خرید امنیت
🔸 کشورهای کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس از بدو شکلگیری، به دلیل مواجهه با محدودیتهایی از جمله وسعت و جمعیت کم و قرارگیری در موقعیت مهم ژئوپلتیک، برای جبران تنگناهای خود و تأمین امنیت، استراتژی اتکا به منابع امنیتی خارجی را در پیش گرفتند. ایفای نقش منبع امنیت در اواخر قرن بیستم به بریتانیا واگذار شده بود و پس از آن، با ورود آمریکا به منطقه، این نقش به واشنگتن انتقال یافت.
🔸 آمریکا در هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس حضور نظامی مستقیم داشته و برای دستکم دو دهه تأمینکننده بلامنازع امنیت این کشورها به شمار میرفت. این رویه، اما، در سالهای اخیر با قدرتی بسیار کمتر از گذشته دنبال میشود و دلایل آن را باید در هر دو سمت ماجرا؛ هم در واشنگتن و هم در کشورهای جنوب خلیج فارس جستجو کرد.
💢 کاهش اعتماد به ایالت متحده
🔸 سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا از زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ تغییرات مهمی را تجربه کرده است؛ راهبرد آمریکا در بسیاری از موارد متحول شده و بهعنوان مثال، حضور نظامی مستقیم واشنگتن در افغانستان پایان یافته است. در سوی دیگر جهان، اما، افزایش عمق استراتژیک تا مرزهای چین برای آمریکا اهمیت بیشتری یافته و میتوان چنین تبیین کرد که در این دوره سیاست خارجی آمریکا با یک تحول پارادایمی، بهجای خاورمیانه بر جنوب شرق آسیا متمرکز شده است. این مسئله سبب شد تا کشورهای حوزه خلیج فارس به این نتیجه برسند که مانند گذشته قادر به اتکای صرف به توان نظامی آمریکا نخواهند بود.
💢نقاط عطف سیاست دفاعی قطر
🔸 در رابطه با کشور قطر این موضوع ابعاد پیچیدهتری نیز به خود گرفته است. در ابتدای امر، تغییر سیاست خارجی آمریکا در زمان ترامپ و عدم تمایل دولت بایدن به ورود مستقیم به تنشهای خاورمیانه، حاکمان قطر را متقاعد کرد تا به فکر شرکای امنیتی دیگری نیز باشند تا در بلندمدت از تأمین امنیت سرزمین خود باز نمانند.
🔸 با این حال، نقاط عطف دیگری نیز در این تصمیم از جانب دوحه نقش داشته است. در حقیقت، تغییر رویکرد یک کشور یکشبه اتفاق نمیافتد و مجموعهای از رویدادها سبب بازبینی در تاکتیکها و استراتژیها خواهند شد؛ قطر پس از آنکه در سال ۲۰۱۷ از جانب همسایگان خود تحریم شد، سیاست برقراری امنیت چندجانبه و کاهش وابستگی مطلق به یک قدرت خارجی را با اراده بیشتری دنبال کرد. بهعبارت دیگر، راهبرد کلی دفاعی قطر، برقراری توازن میان شرکای امنیتی است تا در مواقع بحرانی تنها به یک قدرت متکی نباشد.
💢 تنوعبخشی به شرکای نظامی و امنیتی
🔸 در حال حاضر، باوجود آنکه بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه (العدید) در قطر واقع شده و دوحه متحد اصلی خارج از ناتو ایالات متحده به شمار میرود، اما از برقراری روابط نظامی با دیگر کشورها نیز غافل نمانده است. ارتش قطر طی توافقات امنیتی اخیر خود اکنون شناورهای دفاعی خود را از ایتالیا، سیستمهای ضدپهپاد و جنگندههای رافال را از فرانسه، تانکهای دفاع پیشرفته لئوپارد 2A7 را از آلمان، جتهای جنگنده BAE Hawk را از بریتانیا و خودروهای زرهی و قایقهای نظامی بدون سرنشین را از ترکیه خریداری میکند.
🔸 در سایه تحولات جدید و با شروع جنگ غزه، سیاست عدم اتکای صرف به آمریکا حتی بیش از گذشته در قطر شدت گرفته است؛ دوحه به دنبال ایفای نقشی است که اولاً روابط خود با حماس را همچنان حفظ کند، مانع از آن شود که از خاک کشورش برای حملات علیه ایران استفاده شود و نیز ناگزیر از اقدامی بر ضد آرمان فلسطین نباشد. چنین مواردی تنها در صورتی امکانپذیر است که انحصار تأمین امنیت قطر در اختیار ایالات متحده نبوده و سیاستگذاران دوحه قادر به اتخاذ تصمیماتی مستقل باشند.
💢جمعبندی
✅ بهنظر میرسد قطر، باوجود آنکه در هماهنگی با آمریکا در حال میانجیگری در بحران اخیر غزه است و همکاری امنیتی اخیر آن با برخی کشورها ماهیتاً جایگزینی برای روابط نظامی و امنیتی با ایالات متحده نیست اما بهگونهای هوشمندانه فضایی را ایجاد کرده است تا در خلال آن قادر به اقدامات خودمختار و در مواردی مغایر با تمایلات رهبران ایالات متحده آمریکا باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
#تحلیل_کوتاه
🔹 قطر طی دو هفته اخیر تفاهمنامههای امنیتی متعددی با کشورهای ایتالیا (احداث پایگاه آموزشی در دوحه)، قزاقستان (مبارزه با جرم و جنایت) و آلمان (آموزش و تبادل تجربیات امنیتی) منعقد نمود. در این رابطه ذکر برخی نکات حائز اهمیت است.
💢 راهبرد خرید امنیت
🔸 کشورهای کوچک حاشیه جنوبی خلیج فارس از بدو شکلگیری، به دلیل مواجهه با محدودیتهایی از جمله وسعت و جمعیت کم و قرارگیری در موقعیت مهم ژئوپلتیک، برای جبران تنگناهای خود و تأمین امنیت، استراتژی اتکا به منابع امنیتی خارجی را در پیش گرفتند. ایفای نقش منبع امنیت در اواخر قرن بیستم به بریتانیا واگذار شده بود و پس از آن، با ورود آمریکا به منطقه، این نقش به واشنگتن انتقال یافت.
🔸 آمریکا در هر شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس حضور نظامی مستقیم داشته و برای دستکم دو دهه تأمینکننده بلامنازع امنیت این کشورها به شمار میرفت. این رویه، اما، در سالهای اخیر با قدرتی بسیار کمتر از گذشته دنبال میشود و دلایل آن را باید در هر دو سمت ماجرا؛ هم در واشنگتن و هم در کشورهای جنوب خلیج فارس جستجو کرد.
💢 کاهش اعتماد به ایالت متحده
🔸 سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا از زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ تغییرات مهمی را تجربه کرده است؛ راهبرد آمریکا در بسیاری از موارد متحول شده و بهعنوان مثال، حضور نظامی مستقیم واشنگتن در افغانستان پایان یافته است. در سوی دیگر جهان، اما، افزایش عمق استراتژیک تا مرزهای چین برای آمریکا اهمیت بیشتری یافته و میتوان چنین تبیین کرد که در این دوره سیاست خارجی آمریکا با یک تحول پارادایمی، بهجای خاورمیانه بر جنوب شرق آسیا متمرکز شده است. این مسئله سبب شد تا کشورهای حوزه خلیج فارس به این نتیجه برسند که مانند گذشته قادر به اتکای صرف به توان نظامی آمریکا نخواهند بود.
💢نقاط عطف سیاست دفاعی قطر
🔸 در رابطه با کشور قطر این موضوع ابعاد پیچیدهتری نیز به خود گرفته است. در ابتدای امر، تغییر سیاست خارجی آمریکا در زمان ترامپ و عدم تمایل دولت بایدن به ورود مستقیم به تنشهای خاورمیانه، حاکمان قطر را متقاعد کرد تا به فکر شرکای امنیتی دیگری نیز باشند تا در بلندمدت از تأمین امنیت سرزمین خود باز نمانند.
🔸 با این حال، نقاط عطف دیگری نیز در این تصمیم از جانب دوحه نقش داشته است. در حقیقت، تغییر رویکرد یک کشور یکشبه اتفاق نمیافتد و مجموعهای از رویدادها سبب بازبینی در تاکتیکها و استراتژیها خواهند شد؛ قطر پس از آنکه در سال ۲۰۱۷ از جانب همسایگان خود تحریم شد، سیاست برقراری امنیت چندجانبه و کاهش وابستگی مطلق به یک قدرت خارجی را با اراده بیشتری دنبال کرد. بهعبارت دیگر، راهبرد کلی دفاعی قطر، برقراری توازن میان شرکای امنیتی است تا در مواقع بحرانی تنها به یک قدرت متکی نباشد.
💢 تنوعبخشی به شرکای نظامی و امنیتی
🔸 در حال حاضر، باوجود آنکه بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا در منطقه (العدید) در قطر واقع شده و دوحه متحد اصلی خارج از ناتو ایالات متحده به شمار میرود، اما از برقراری روابط نظامی با دیگر کشورها نیز غافل نمانده است. ارتش قطر طی توافقات امنیتی اخیر خود اکنون شناورهای دفاعی خود را از ایتالیا، سیستمهای ضدپهپاد و جنگندههای رافال را از فرانسه، تانکهای دفاع پیشرفته لئوپارد 2A7 را از آلمان، جتهای جنگنده BAE Hawk را از بریتانیا و خودروهای زرهی و قایقهای نظامی بدون سرنشین را از ترکیه خریداری میکند.
🔸 در سایه تحولات جدید و با شروع جنگ غزه، سیاست عدم اتکای صرف به آمریکا حتی بیش از گذشته در قطر شدت گرفته است؛ دوحه به دنبال ایفای نقشی است که اولاً روابط خود با حماس را همچنان حفظ کند، مانع از آن شود که از خاک کشورش برای حملات علیه ایران استفاده شود و نیز ناگزیر از اقدامی بر ضد آرمان فلسطین نباشد. چنین مواردی تنها در صورتی امکانپذیر است که انحصار تأمین امنیت قطر در اختیار ایالات متحده نبوده و سیاستگذاران دوحه قادر به اتخاذ تصمیماتی مستقل باشند.
💢جمعبندی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2
🟢 آخرین وضعیت نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
🔴 ترامپ: ۲۳۰ الکترال
🔵 هریس: ۲۰۰ الکترال
ایالتهای غیرچرخشی
ایالتهایی که ترامپ تاکنون پیروز شده است:
ایالتهایی که هریس تاکنون پیروز شده است:
◼️نتایج انتخابات در ایالتهای غیرچرخشی، قابل انتظار و مطابق نظرسنجیها بوده است. لازم به ذکر است که نتایج انتخابات در ایالتهای پرجمعیت که دموکراتها به احتمال بالا پیروز میشوند، دیرتر مشخص میشود. در میان ایالتهای غیرچرخشی، هنوز وضعیت ایالتهای مین، مینه سوتا، نیوهمپشایر و نیومکزیکو مشخص نیست. تمامی این ایالتها نیز دموکرات محسوب میشوند.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔴 ترامپ: ۲۳۰ الکترال
🔵 هریس: ۲۰۰ الکترال
ایالتهای غیرچرخشی
ایالتهایی که ترامپ تاکنون پیروز شده است:
مونتانا
داکوتای شمالی
داکوتای جنوبی
تگزاس
فلوریدا
آیووا
آیداهو
اوکلاهاما
نبراسکا
کانزاس
وایومینگ
یوتا
ایندیانا
ویرجینیای غربی
تنسی
کارولینای جنوبی
آرکانزاس
آلاباما
میسوری
لوئیزیانا
کنتاکی
ایالتهایی که هریس تاکنون پیروز شده است:
کالیفرنیا
واشنگتن
ایلینویز
کلورادو
اورگان
نیویورک
ماساچوست
مریلند
دلاور
نیوجرسی
ورمانت
کانکتیکات
واشنگتن دی سی
ویرجینیا
حوزه انتخاباتی نخست ایالت مین
◼️نتایج انتخابات در ایالتهای غیرچرخشی، قابل انتظار و مطابق نظرسنجیها بوده است. لازم به ذکر است که نتایج انتخابات در ایالتهای پرجمعیت که دموکراتها به احتمال بالا پیروز میشوند، دیرتر مشخص میشود. در میان ایالتهای غیرچرخشی، هنوز وضعیت ایالتهای مین، مینه سوتا، نیوهمپشایر و نیومکزیکو مشخص نیست. تمامی این ایالتها نیز دموکرات محسوب میشوند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌2👏1
🟢 آخرین وضعیت نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا
🔴 ترامپ: ۲۳۰ الکترال
🔵 هریس: ۲۰۰ الکترال
ایالتهای چرخشی:
◼️ در صورتی که این نتایج حفظ شود، ترامپ با پیروزی در ۶ ایالت چرخشی و کسب ۳۰۱ الکترال، رئیس جمهور ایالات متحده خواهد شد؛ هرچند که هنوز شمارش آرا در برخی ایالات به نصف هم نرسیده است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔴 ترامپ: ۲۳۰ الکترال
🔵 هریس: ۲۰۰ الکترال
ایالتهای چرخشی:
کارولینای شمالی: با شمارش ۹۱٪ آرا، ترامپ پیروز این ایالت شد.
آریزونا: با شمارش ۵۳٪ آرا، ترامپ با ۴۹.۸٪ از هریس با ۴۹.۴٪ پیش است.
جورجیا: با شمارش ۹۵٪ آرا، ترامپ با ۵۱٪ از هریس با ۴۸٪ جلوتر است.
نوادا: هنوز شمارش آغاز نشده است.
پنسیلوانیا: با شمارش۸۳٪ آرا، ترامپ با ۵۱٪ از هریس با ۴۸٪ جلوتر است.
میشیگان: با شمارش ۴۴٪ آرا، ترامپ با ۵۲٪ از هریس با ۴۷٪ پیش است.
ویسکانسین: با شمارش ۷۵٪ آرا، ترامپ با ۵۱٪ از هریس با ۴۷٪ جلوتر است.
◼️ در صورتی که این نتایج حفظ شود، ترامپ با پیروزی در ۶ ایالت چرخشی و کسب ۳۰۱ الکترال، رئیس جمهور ایالات متحده خواهد شد؛ هرچند که هنوز شمارش آرا در برخی ایالات به نصف هم نرسیده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎2👌2❤1🆒1
🔴جمهوریخواهان کنترل سنا را به دست گرفتند
🔸 با شمارش آرای انتخاباتی در ۲۴ ایالت، جمهوریخواهان توانستند با کسب ۵۱ کرسی، اکثریت سنا را کسب کنند. دموکراتها نیز ۴۲ کرسی را بدست آوردهاند و هنوز تکلیف ۷ کرسی مشخص نیست.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔸 با شمارش آرای انتخاباتی در ۲۴ ایالت، جمهوریخواهان توانستند با کسب ۵۱ کرسی، اکثریت سنا را کسب کنند. دموکراتها نیز ۴۲ کرسی را بدست آوردهاند و هنوز تکلیف ۷ کرسی مشخص نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎4
🟢 بروزرسانی نتایج انتخابات ریاستجمهوری
🔴ترامپ: ۲۴۸
🔵هریس: ۲۱۶
🔸 هریس در ایالتهای غیرچرخشی، رودآیلند، نیوهمپشایر و مین پیروز شد. همچنین یک الکترال از حوزه انتخاباتی اول نبراسکا کسب کرد.
🔸 ترامپ نیز یک الکترال از حوزه انتخاباتی دوم در ایالت دموکرات مین و حوزه انتخاباتی اول در ایالت نبراسکا را کسب کرد.
🔸 از ایالتهای غیرچرخشی، تنها نتیجه ایالت مینهسوتا (دموکرات) اعلام نشده است.
🔸با شمارش ۹۸٪ ارا، دونالد ترامپ با ۵۰.۸٪ رأی در مقابل هریس با ۴۸.۳٪، در ایالت چرخشی جورجیا با ۱۶ الکترال پیروز شد. هم اکنون ترامپ تنها ۲۲ الکترال تا پیروزی فاصله دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔴ترامپ: ۲۴۸
🔵هریس: ۲۱۶
🔸 هریس در ایالتهای غیرچرخشی، رودآیلند، نیوهمپشایر و مین پیروز شد. همچنین یک الکترال از حوزه انتخاباتی اول نبراسکا کسب کرد.
🔸 ترامپ نیز یک الکترال از حوزه انتخاباتی دوم در ایالت دموکرات مین و حوزه انتخاباتی اول در ایالت نبراسکا را کسب کرد.
🔸 از ایالتهای غیرچرخشی، تنها نتیجه ایالت مینهسوتا (دموکرات) اعلام نشده است.
🔸با شمارش ۹۸٪ ارا، دونالد ترامپ با ۵۰.۸٪ رأی در مقابل هریس با ۴۸.۳٪، در ایالت چرخشی جورجیا با ۱۶ الکترال پیروز شد. هم اکنون ترامپ تنها ۲۲ الکترال تا پیروزی فاصله دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌4👍2👎1
🔴 ترامپ در ایالت پنسیلوانیا نیز پیروز شد
🔸با شمارش نزدیک به ۹۱٪ برگههای رأی در پنسیلوانیا، ترامپ ۵۱.۲۴٪ و هریس ۴۷.۸۰٪ آراء را کسب کردند. بدین ترتیب ترامپ توانست در این ایالت با ۱۹ رأی الکترال به پیروزی برسد. ترامپ اکنون تنها به ۳ رأی الکترال برای پیروزی نیاز دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔸با شمارش نزدیک به ۹۱٪ برگههای رأی در پنسیلوانیا، ترامپ ۵۱.۲۴٪ و هریس ۴۷.۸۰٪ آراء را کسب کردند. بدین ترتیب ترامپ توانست در این ایالت با ۱۹ رأی الکترال به پیروزی برسد. ترامپ اکنون تنها به ۳ رأی الکترال برای پیروزی نیاز دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5😱2👎1
🔴دونالد ترامپ، چهل و هفتمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا شد
🔸 به نقل از خبرگزاری فاکسنیوز (نزدیک به جمهوریخواهان) با شمارش نزدیک به ۹۰٪ آرا در ایالت ویسکانسین ترامپ با ۵۱.۳۳٪ در برابر هریس با ۴۷.۲۲٪ توانست ۱۰ رأی الکترال این ایالت را کسب کرده و چهل و هفتمین رئیسجمهور آمریکا شود. با پیروزی در این ایالت، الکترالهای ترامپ به عدد ۲۷۷ رسید.
🔸 هریس نیز در ایالت مینهسوتا پیروز شد و الکترالهای او به عدد ۲۲۶ رسید.
🔸طبق اعلام خبرگزاری فاکسنیوز تنها ایالتهای چرخشی میشیگان، نوادا و آریزونا هنوز نتایج نهایی را منتشر نکردهاند. گرچه ایالت غیرچرخشی و جمهوریخواه آلاسکا (۳ رای الکترال) نیز نتایج نهایی را اعلام نکرده است اما نتایج فعلی به نفع ترامپ است. ترامپ هم اکنون در تمامی چهار ایالت باقیمانده دیگر پیشتاز است و با توجه به حدنصاب ۲۷۰ الکترال، وی عملا رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا شده است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🔸 به نقل از خبرگزاری فاکسنیوز (نزدیک به جمهوریخواهان) با شمارش نزدیک به ۹۰٪ آرا در ایالت ویسکانسین ترامپ با ۵۱.۳۳٪ در برابر هریس با ۴۷.۲۲٪ توانست ۱۰ رأی الکترال این ایالت را کسب کرده و چهل و هفتمین رئیسجمهور آمریکا شود. با پیروزی در این ایالت، الکترالهای ترامپ به عدد ۲۷۷ رسید.
🔸 هریس نیز در ایالت مینهسوتا پیروز شد و الکترالهای او به عدد ۲۲۶ رسید.
🔸طبق اعلام خبرگزاری فاکسنیوز تنها ایالتهای چرخشی میشیگان، نوادا و آریزونا هنوز نتایج نهایی را منتشر نکردهاند. گرچه ایالت غیرچرخشی و جمهوریخواه آلاسکا (۳ رای الکترال) نیز نتایج نهایی را اعلام نکرده است اما نتایج فعلی به نفع ترامپ است. ترامپ هم اکنون در تمامی چهار ایالت باقیمانده دیگر پیشتاز است و با توجه به حدنصاب ۲۷۰ الکترال، وی عملا رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7😱4💔2👎1
♦️ چین در حال گسترش نفوذ خود در منابع معدنی است
◼️ نشریه اکونومیست
#اکوتهران
🔻شماره اخیر «اکونومیست» در یادداشتی به گسترش نفوذ چین در حوزه منابع معدنی پرداخته است. با توجه به کربنزدایی از اقتصاد جهانی و مسئله ایجاد مراکز داده بزرگ برای مدلهای پیشرفتهتر هوش مصنوعی، جهان به مقدار بسیار زیادی از محصولات معدنی نیاز خواهد داشت و برای چین مهم است که دست بالا را در دسترسی به مواد معدنی داشته باشد. از این روست که در سال گذشته، شرکتهای چینی فارغ از خرید سهام خرد و غیر مدیریتی در چهارگوشه دنیا، قریب به ۱۶ میلیارد دلار در معادن خارجی سرمایهگذاری کردند. این رقم سه برابر بیشتر از سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری سال گذشته در همین بخش است.
🔹در یک ماه گذشته دستکم چهار مورد برنامه سرمایهگذاری کلان چین در صنایع معدنی اعلام شده است: ۱- برنامه سرمایهگذاری بیش از ۵ میلیارد دلاری در یک معدن مس افغانستان؛ ۲- برنامه سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری «زیجین» در یک معدن طلا در غنا؛ ۳- تعهد گروهی از شرکتهای چینی برای سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری در معادن زامبیا ظرف ۵ سال آینده؛ ۴- برنامه «چینالکو» برای خریداری سهم بزرگترین معدن مس فیلیپین.
🔹شرکتهای معدنی چینی سهمی کلان و رو به رشد از منابع معدنی جهان را در اختیار دارند؛ اعم از نزدیک به نیمی از نیکل و لیتیوم، بیش از دو پنجم کبالت و یک پنجم مس که بیشتر این منابع در خارج از چین استخراج میشود. الگوی خرجکرد متاخر چینیها نشان میدهد که آنها میکوشند نفوذ خود بر منابع معدنی جهان را گسترش دهند و در میان فلزات، به عنوان فلزی اساسی در برقیسازی تمرکز بر مس است.
🔹در سال ۲۰۲۳، معادن مس قریب به سه پنجم سرمایهگذاریهای خارجی چین را در حوزه معدنی شامل میشدند. در سال گذشته یک شرکت چینی اعلام نمود که معدن مسی را در بوتسوانا به ارزش ۲ میلیارد دلار خریداری میکند و با سرمایهگذاری ۸۰۰ میلیون دلار در آن، تولید را به دو برابر میرساند. همزمان، سایر شرکتهای معدنی چینی به سرمایهگذاری در مواد لازم برای باتری خودروهای برقی ادامه داده اند و شرکت «گانفنگ لیتیوم» که مالک معادن متعددی از آرژانتین تا استرالیاست، سهم شریک خود را در یکی از بزرگترین معادن لیتیوم مالی خریداری کرد.
🔹به لطف همین سرمایهگذاریها «زیجین» با گستره فعالیت از صربستان تا سورینام سال گذشته معادل سه پنجم ارزندهترین شرکت معدنی جهان یعنی «بیاچپی» مس تولید کرده و اکنون نیز به دنبال فتح بازار لیتیوم است. ارزش این شرکت در پنج سال گذشته ۵۰۰ درصد رشد کرده و به ۶۰ میلیارد دلار رسیده که بیشتر از ارزش «ویل»، ابرشرکت معدنی برزیل، است.
🔹شرکت «سیاماوسی» نیز با حمایت دولت چین یکی از پروژههای بزرگ کبالت در جمهوری دموکراتیک کنگو را در اختیار گرفته و در حال حاضر مبدل به بزرگترین تولیدکننده این فلز گردیده است. علیرغم اینکه بخشی از آنچه شرکتهای معدنی چین در خارج از کشور حفاری میکنند در سرزمین مبدا باقی مانده و یا راه به بازارهای غربی پیدا میکند، کماکان سهم قابلتوجهی از خروجی معدنی چین در خارج از کشور با زنجیره تامین خارجی تولیدکنندگان محصولاتی همچون باتری و پنل خورشیدی در هم تنیده شده است و عمده سنگهای معدنی به چین حمل میشوند.
🔹در مواد معدنی فرآوری شده، چین عرضهکننده حدود ۶۰ درصد از لیتیوم باتری، ۶۵ درصد از نیکل، ۷۰ درصد از کبالت و حدود ۹۰ درصد از عناصر کمیاب همچون نئودیموم است. در ۹ ماهه ابتدایی سال جاری چین ۱۲ درصد بیشتر مس، ۲۱ درصد بیشتر کبالت و ۲۰ درصد بیشتر بوکسیت نسبت به سال گذشته وارد نموده است و همه این سنگهای معدنی در واقع پایه تولید صنعتی-معدنی چین را به عنوان بزرگترین صنعت معدنی در جهان را به وقفه تغذیه میکنند.
🔹تسلط بیشتر چین بر منابع معدنی جهان، به نگرانیها در غرب -بالاخص ایالات متحده- درباره وابستگی به رقیب راهبردی خود دامن زده است. آمریکا بیش از نیمی از مواد معدنی مورد نیاز خود را وارد میکند و چین یکی از تامینکنندگان عمده این کشور است. لذا سیاستمدارانی که به دنبال تقویت صنایع تولیدی آمریکا در داخل هستند، با گذشت زمان دریافته اند که هدف آنها ممکن است با عدم دسترسی به فلزات پایه در کارخانههای جدید پیشنهادی آنها به بن بست بخورد.
🔸بازتاب این نگرانی را میتوان در اظهارات کامالا هریس در خلال تبلیغات انتخاباتی خود دید که از ضرورت انبارش مواد معدنی به منظور کسب اطمینان از امنیت ملی و اقتصادی ایالات متحده سخن گفت؛ هدفی که به نظر میرسد مورد اقبال هر دو حزب باشد. با اینهمه، «اکونومیست» شراکت امنیت معدنی با متحدان و توسعه معادن داخلی را ابزاری به مراتب تاثیرگذارتر در موضوع مورد بحث میداند.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
◼️ نشریه اکونومیست
#اکوتهران
🔻شماره اخیر «اکونومیست» در یادداشتی به گسترش نفوذ چین در حوزه منابع معدنی پرداخته است. با توجه به کربنزدایی از اقتصاد جهانی و مسئله ایجاد مراکز داده بزرگ برای مدلهای پیشرفتهتر هوش مصنوعی، جهان به مقدار بسیار زیادی از محصولات معدنی نیاز خواهد داشت و برای چین مهم است که دست بالا را در دسترسی به مواد معدنی داشته باشد. از این روست که در سال گذشته، شرکتهای چینی فارغ از خرید سهام خرد و غیر مدیریتی در چهارگوشه دنیا، قریب به ۱۶ میلیارد دلار در معادن خارجی سرمایهگذاری کردند. این رقم سه برابر بیشتر از سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری سال گذشته در همین بخش است.
🔹در یک ماه گذشته دستکم چهار مورد برنامه سرمایهگذاری کلان چین در صنایع معدنی اعلام شده است: ۱- برنامه سرمایهگذاری بیش از ۵ میلیارد دلاری در یک معدن مس افغانستان؛ ۲- برنامه سرمایهگذاری یک میلیارد دلاری «زیجین» در یک معدن طلا در غنا؛ ۳- تعهد گروهی از شرکتهای چینی برای سرمایهگذاری ۵ میلیارد دلاری در معادن زامبیا ظرف ۵ سال آینده؛ ۴- برنامه «چینالکو» برای خریداری سهم بزرگترین معدن مس فیلیپین.
🔹شرکتهای معدنی چینی سهمی کلان و رو به رشد از منابع معدنی جهان را در اختیار دارند؛ اعم از نزدیک به نیمی از نیکل و لیتیوم، بیش از دو پنجم کبالت و یک پنجم مس که بیشتر این منابع در خارج از چین استخراج میشود. الگوی خرجکرد متاخر چینیها نشان میدهد که آنها میکوشند نفوذ خود بر منابع معدنی جهان را گسترش دهند و در میان فلزات، به عنوان فلزی اساسی در برقیسازی تمرکز بر مس است.
🔹در سال ۲۰۲۳، معادن مس قریب به سه پنجم سرمایهگذاریهای خارجی چین را در حوزه معدنی شامل میشدند. در سال گذشته یک شرکت چینی اعلام نمود که معدن مسی را در بوتسوانا به ارزش ۲ میلیارد دلار خریداری میکند و با سرمایهگذاری ۸۰۰ میلیون دلار در آن، تولید را به دو برابر میرساند. همزمان، سایر شرکتهای معدنی چینی به سرمایهگذاری در مواد لازم برای باتری خودروهای برقی ادامه داده اند و شرکت «گانفنگ لیتیوم» که مالک معادن متعددی از آرژانتین تا استرالیاست، سهم شریک خود را در یکی از بزرگترین معادن لیتیوم مالی خریداری کرد.
🔹به لطف همین سرمایهگذاریها «زیجین» با گستره فعالیت از صربستان تا سورینام سال گذشته معادل سه پنجم ارزندهترین شرکت معدنی جهان یعنی «بیاچپی» مس تولید کرده و اکنون نیز به دنبال فتح بازار لیتیوم است. ارزش این شرکت در پنج سال گذشته ۵۰۰ درصد رشد کرده و به ۶۰ میلیارد دلار رسیده که بیشتر از ارزش «ویل»، ابرشرکت معدنی برزیل، است.
🔹شرکت «سیاماوسی» نیز با حمایت دولت چین یکی از پروژههای بزرگ کبالت در جمهوری دموکراتیک کنگو را در اختیار گرفته و در حال حاضر مبدل به بزرگترین تولیدکننده این فلز گردیده است. علیرغم اینکه بخشی از آنچه شرکتهای معدنی چین در خارج از کشور حفاری میکنند در سرزمین مبدا باقی مانده و یا راه به بازارهای غربی پیدا میکند، کماکان سهم قابلتوجهی از خروجی معدنی چین در خارج از کشور با زنجیره تامین خارجی تولیدکنندگان محصولاتی همچون باتری و پنل خورشیدی در هم تنیده شده است و عمده سنگهای معدنی به چین حمل میشوند.
🔹در مواد معدنی فرآوری شده، چین عرضهکننده حدود ۶۰ درصد از لیتیوم باتری، ۶۵ درصد از نیکل، ۷۰ درصد از کبالت و حدود ۹۰ درصد از عناصر کمیاب همچون نئودیموم است. در ۹ ماهه ابتدایی سال جاری چین ۱۲ درصد بیشتر مس، ۲۱ درصد بیشتر کبالت و ۲۰ درصد بیشتر بوکسیت نسبت به سال گذشته وارد نموده است و همه این سنگهای معدنی در واقع پایه تولید صنعتی-معدنی چین را به عنوان بزرگترین صنعت معدنی در جهان را به وقفه تغذیه میکنند.
🔹تسلط بیشتر چین بر منابع معدنی جهان، به نگرانیها در غرب -بالاخص ایالات متحده- درباره وابستگی به رقیب راهبردی خود دامن زده است. آمریکا بیش از نیمی از مواد معدنی مورد نیاز خود را وارد میکند و چین یکی از تامینکنندگان عمده این کشور است. لذا سیاستمدارانی که به دنبال تقویت صنایع تولیدی آمریکا در داخل هستند، با گذشت زمان دریافته اند که هدف آنها ممکن است با عدم دسترسی به فلزات پایه در کارخانههای جدید پیشنهادی آنها به بن بست بخورد.
🔸بازتاب این نگرانی را میتوان در اظهارات کامالا هریس در خلال تبلیغات انتخاباتی خود دید که از ضرورت انبارش مواد معدنی به منظور کسب اطمینان از امنیت ملی و اقتصادی ایالات متحده سخن گفت؛ هدفی که به نظر میرسد مورد اقبال هر دو حزب باشد. با اینهمه، «اکونومیست» شراکت امنیت معدنی با متحدان و توسعه معادن داخلی را ابزاری به مراتب تاثیرگذارتر در موضوع مورد بحث میداند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏1👌1
🔆 نمایشگاه بینالمللی واردات چین: اهداف و ظرفیتها
#تحلیل_کوتاه
🔹نمایشگاه بین المللی واردات چین (CIIE) به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای تجاری دنیا مانند هفت سال گذشته از تاریخ ۵ تا ۱۰ نوامبر در شهر شانگهای برگزار میشود. این نمایشگاه با هدف معرفی بازارهای داخلی چین به شرکتهای خارجی و افزایش مصرف داخلی برگزار میگردد. این نمایشگاه اولین نمونه از نمایشگاهها در سطح ملی با موضوع واردات است و از این منظر، ابتکاری جالب توجه محسوب میشود؛ چرا که حتی پیشرفتهترین کشورهای غربی هم برای معرفی ظرفیتهای وارداتی خود به رقبای خارجی چنین رویدادی را در چنین سطحی برگزار نمیکنند.
💢 اهداف پیدا و پنهان
🔸اهداف پیدا و پنهان مختلفی برای برگزاری این نمایشگاه میتوان متصور شد، اما چین عمدتاً در راستای سیاست کاهش مازاد تجاری با شرکای تجاری این رویداد را برگزار مینماید؛ رهبران سیاسی این کشور تلاش دارند فراتر از صرف واردات کالاهای مصرفی و کشاورزی، این کشور را به یک ابرقدرت تولیدی در زنجیره صنعتی جامع و متنوع با دنیا (از طریق تعمیق ارتباط شرکا و ذینفعان داخلی و خارجی) تبدیل نمایند و از این طریقُ پویایی روند رشد و توسعه اقتصادی این کشور را حفظ کنند؛
🔸در عین حال، برخلاف روند نسبتاً غالب حمایتگرایی تجاری و اقتصادی کشورها در سالهای اخیر که به ویژه با ظهور ترامپ در سراسر دنیا حاکم شد، اقدامات این چنینی در تلاشاند تا پیام و تعهد صریح چین به جهانی شدن و تجارت آزاد را به سراسر دنیا مخابره کنند.
🔸علاوه بر این، چینیها در سالهای اخیر همواره بر سهیمکردن دیگر ملل در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی خود با حجم عظیم ذخیره ارزی بیش از ۳ تریلیون دلاری، تجارت سالانه کالایی بیش از ۵ تریلیون دلاری و توان خدمات فنی و مهندسی تأکید داشتهاند. ضرب المثل جالبی هم در ادبيات چینیها با این مضمون وجود دارد: «وقتی همه هیزم به آتش بریزند، شعلهها ارتفاع بالاتری میگیرند.»
🔸نمایشگاه بین المللی واردات چین به دنیا این پیام را میدهد که این کشور نه تنها مایل به فروش است، بلکه مایل به خرید محصولات و خدمات از جهان است. سهم واردات چین در تجارت خارجی ۴.۵۴ تریلیون دلاری نه ماه نخست سال ۲۰۲۴ این کشور ۴۲ درصد بوده است و در این خصوص، هرکشوری در نمایشگاه بین المللی واردات چین میتواند ظرفیت ارائه کالا و خدمات خود به بازار چین را مورد سنجش قرار دهد.
💢 ایران و نمایشگاه واردات چین
🔸همکاری نمایشگاهی، یکی از پیشنهادهای ثابت طرف چینی به کشورمان بدون هیچگونه ملاحظه تحریمی در این سالها بوده است. به نظر میرسد که سهم بردن از کیک رشد و توسعه چینی، ابتکاری مجزا از سوی ایران را طلب میکند و محدود کردن مناسبات دو کشور به صادرات سنتی (صادرات پای مرغ، میگو، زعفران یا صنایع دستی) و یا حتی فروش نفت یکی از ابتداییترین روندها در تعاملات آتی دو کشور باشد. در واقع، لازم است از فرصت این نمایشگاه برای افزایش کیفیت و تنوع سبد صادراتی کشورمان با عرضه کالاهای دانش بنیان و خدمات جدید و پیوند زنجیرههای تأمین دو کشور بهره برد.
✅ تداوم رشد و توسعه اقتصادی چین و سرمایهگذاریهای داخلی و حتی خارجی این کشور نیازمند واردات کالا، تجهیزات و خدمات از تمامی نقاط دنیا است. برآوردها نشان می دهد که چین در ۱۵ سال آتی به ۳۰ تریلیون دلار کالا و ۱۰ تریلیون دلار خدمات نیاز خواهد داشت؛ منطقی است که تعاملات تجاری دو کشور و به ویژه صادرات ایران به چین در یک چارچوب قاعدهمندتر برای سهم بری بیشتر از این ارقام قابلتوجه خیز بردارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
#تحلیل_کوتاه
🔹نمایشگاه بین المللی واردات چین (CIIE) به عنوان یکی از مهمترین رویدادهای تجاری دنیا مانند هفت سال گذشته از تاریخ ۵ تا ۱۰ نوامبر در شهر شانگهای برگزار میشود. این نمایشگاه با هدف معرفی بازارهای داخلی چین به شرکتهای خارجی و افزایش مصرف داخلی برگزار میگردد. این نمایشگاه اولین نمونه از نمایشگاهها در سطح ملی با موضوع واردات است و از این منظر، ابتکاری جالب توجه محسوب میشود؛ چرا که حتی پیشرفتهترین کشورهای غربی هم برای معرفی ظرفیتهای وارداتی خود به رقبای خارجی چنین رویدادی را در چنین سطحی برگزار نمیکنند.
💢 اهداف پیدا و پنهان
🔸اهداف پیدا و پنهان مختلفی برای برگزاری این نمایشگاه میتوان متصور شد، اما چین عمدتاً در راستای سیاست کاهش مازاد تجاری با شرکای تجاری این رویداد را برگزار مینماید؛ رهبران سیاسی این کشور تلاش دارند فراتر از صرف واردات کالاهای مصرفی و کشاورزی، این کشور را به یک ابرقدرت تولیدی در زنجیره صنعتی جامع و متنوع با دنیا (از طریق تعمیق ارتباط شرکا و ذینفعان داخلی و خارجی) تبدیل نمایند و از این طریقُ پویایی روند رشد و توسعه اقتصادی این کشور را حفظ کنند؛
🔸در عین حال، برخلاف روند نسبتاً غالب حمایتگرایی تجاری و اقتصادی کشورها در سالهای اخیر که به ویژه با ظهور ترامپ در سراسر دنیا حاکم شد، اقدامات این چنینی در تلاشاند تا پیام و تعهد صریح چین به جهانی شدن و تجارت آزاد را به سراسر دنیا مخابره کنند.
🔸علاوه بر این، چینیها در سالهای اخیر همواره بر سهیمکردن دیگر ملل در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی خود با حجم عظیم ذخیره ارزی بیش از ۳ تریلیون دلاری، تجارت سالانه کالایی بیش از ۵ تریلیون دلاری و توان خدمات فنی و مهندسی تأکید داشتهاند. ضرب المثل جالبی هم در ادبيات چینیها با این مضمون وجود دارد: «وقتی همه هیزم به آتش بریزند، شعلهها ارتفاع بالاتری میگیرند.»
🔸نمایشگاه بین المللی واردات چین به دنیا این پیام را میدهد که این کشور نه تنها مایل به فروش است، بلکه مایل به خرید محصولات و خدمات از جهان است. سهم واردات چین در تجارت خارجی ۴.۵۴ تریلیون دلاری نه ماه نخست سال ۲۰۲۴ این کشور ۴۲ درصد بوده است و در این خصوص، هرکشوری در نمایشگاه بین المللی واردات چین میتواند ظرفیت ارائه کالا و خدمات خود به بازار چین را مورد سنجش قرار دهد.
💢 ایران و نمایشگاه واردات چین
🔸همکاری نمایشگاهی، یکی از پیشنهادهای ثابت طرف چینی به کشورمان بدون هیچگونه ملاحظه تحریمی در این سالها بوده است. به نظر میرسد که سهم بردن از کیک رشد و توسعه چینی، ابتکاری مجزا از سوی ایران را طلب میکند و محدود کردن مناسبات دو کشور به صادرات سنتی (صادرات پای مرغ، میگو، زعفران یا صنایع دستی) و یا حتی فروش نفت یکی از ابتداییترین روندها در تعاملات آتی دو کشور باشد. در واقع، لازم است از فرصت این نمایشگاه برای افزایش کیفیت و تنوع سبد صادراتی کشورمان با عرضه کالاهای دانش بنیان و خدمات جدید و پیوند زنجیرههای تأمین دو کشور بهره برد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2👌2