♦️عرضه ميلياردها دلار اوراق قرضه چینی در عربستان؛ گامی برای تقویت اتحاد اقتصادی
◼️خلیج آنلاین
📝طه العاني
#رویة_العربیة
🔸روابط اقتصادی چین و عربستان سعودی در سالهای اخیر به شکل چشمگیری توسعه یافته است و اقدامات راهبردی متعددی برای تقویت پیوندهای اقتصادی میان دو کشور انجام پذیرفته است. در آخرین اقدام از این دست که نشان دهنده استحکام روابط میان دو کشور است، چین اعلام نموده که برنامه انتشار اوراق قرضه در بازار عربستان با ارزشی نزدیک به ۲ میلیارد دلار دارد.
💢اوراق قرضه چینی
🔹از زمان سفر رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، به عربستان سعودی در سال ۲۰۲۲، روابط اقتصادی میان دو کشور شاهد گسترش چشمگیری بوده است. در واقع، این اولین باری است که چین اوراق قرضه خود را در بازار ریاض عرضه میکند و این گام را میتوان نشاندهنده تلاش چین برای گسترش حضور اقتصادی و تقویت همکاریهای مالی با عربستان سعودی است. پیشتر، چین در اکتبر ۲۰۲۱ اوراق دلاری و در سپتامبر ۲۰۲۳ اوراق یورویی منتشر نموده بود.
🔹علاوه بر این، در ماه گذشته دو صندوق جدید بورسی مرتبط با سهام چین و هنگکنگ در بازار سهام سعودی درجشدهاند. برخی اقتصاددانان این اقدام را نمادین میدانند و بر این باورند که هدف این اقدام نمادین، تقویت همکاری میان چین و عربستان سعودی در بخش خدمات مالی است.
🔹همزمان، یکی از بزرگترین شرکتهای فولاد چینی سرمایهگذاریهای خود را در پادشاهی عربستان سعودی دو برابر کرده است و در طرف مقابل، صندوق ثروت ملی عربستان سعودی سهامهایی در شرکتهای چینی مانند "لنوو" خریداری کرده است.
💢صدرنشینی عربستان در عرضه اوراق قرضه
🔹عربستان سعودی در نیمه اول سال جاری از چین و سایرین در فروش اوراق قرضه پیشی گرفته و به بزرگترین عرضهکننده اوراق در میان بازارهای نوظهور تبدیل شده است؛ چرا که سرمایهگذاری مستقیم خارجی در تحقق کامل اهدافی که برای آن برنامهریزیشده بود ناکام مانده است. همزمان، درآمدهای نفتی این كشور تحت تاثیر کاهش عرضه نفت بهطور قابلتوجهی تحت تاثیر قرار گرفته است. به بیان دیگر، اقدام عربستان برای عرضه اوراق قرضه در راستای تأمین مالی کسری بودجه ۲۱ میلیارد دلاری سال جاری و تأمین منابع مالی ۳۷ میلیارد دلاری لازم برای اجرای چشمانداز ۲۰۳۰ است.
🔹اوراق قرضه عربستان در بازارهای بینالمللی مورد وثوق هستند و کشورهای مختلفی اقدام به خرید این اوراق میکنند. این کشور از اوراق برای تنوع بخشیدن به تأمین منابع مالی و تقویت روابط اقتصادی با چین استفاده میکند و نمیخواهد تنها به یک منبع اتکا کند. هدف از جذب این منابع صرفنظر از کشور مبدأ، سودآوری است و این سودآوری در بازاری معتبر مانند بازار عربستان آسانتر است.
💢تقویت روابط دوجانبه
🔹عربستان سعودی و چین به دنبال تعمیق شراکت راهبردی خود در زمینههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستند. این شراکت در واقع میان بزرگترین صادرکننده و واردکننده نفت جهان ایجاد شده و چین اکنون به بزرگترین شریک تجاری عربستان تبدیل شده است. براساس آخرین آمار، حجم تبادل تجاری دو کشور تا ژوئن ۲۰۲۴ به ۴۸ میلیارد دلار رسیده است. روابط دو کشور با امضای توافقنامه شراکت راهبردی و تشکیل کمیته مشترک در سطح عالی به جد تقویت شده است.
🔹چین در تلاش است تا روابط خود با عربستان سعودی را تقویت کند و نفوذ خود را در خلیج فارس و خاورمیانه گسترش دهد. از همین روست که این همکاری با سفر شی جینپینگ به عربستان در ۲۰۲۲ و امضای توافقهای سرمایهگذاری به ارزش ۵۰ میلیارد دلار تعمیق گردید و در سپتامبر ۲۰۲۳، رئیس شورای دولت چین از آمادگی کشورش برای همکاری در بخشهای مختلف از جمله انرژی و زیرساختها خبر داد.
🔹یکی از اهداف اصلی این توافقات، حمایت از سرمایهگذاریهای مشترک در پروژههایی مانند چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان و کمربند-جاده چین است. چین در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۶.۸ میلیارد دلار در عربستان سرمایهگذاری کرده است و در مقابل، سرمایهگذاریهای عربستان در چین در همین مدت به حدود ۲۰ میلیارد دلار میرسد.
✅ بااینهمه همکاری عربستان و چین به حوزه اقتصاد منحصر نمیشود. در بخش آموزش، زبان چینی به برنامه درسی مدارس سعودی اضافه شده و ۱۷۱ معلم چینی برای تدریس این زبان در ۲۰۲۴ مشغول به کار خواهند شد. همچنین، عربستان از ۲۰۲۴ مقصد رسمی گردشگری برای گردشگران چینی خواهد بود و برای جذب بیش از ۵ میلیون گردشگر چینی تا ۲۰۳۰ هدف گذاری کرده است. در واقع، این اقدامات نشاندهنده تعهد چین به گسترش روابط دوجانبه در زمینههای اقتصادی، فرهنگی و گردشگری با عربستان سعودی است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️خلیج آنلاین
📝طه العاني
#رویة_العربیة
🔸روابط اقتصادی چین و عربستان سعودی در سالهای اخیر به شکل چشمگیری توسعه یافته است و اقدامات راهبردی متعددی برای تقویت پیوندهای اقتصادی میان دو کشور انجام پذیرفته است. در آخرین اقدام از این دست که نشان دهنده استحکام روابط میان دو کشور است، چین اعلام نموده که برنامه انتشار اوراق قرضه در بازار عربستان با ارزشی نزدیک به ۲ میلیارد دلار دارد.
💢اوراق قرضه چینی
🔹از زمان سفر رئیسجمهور چین، شی جینپینگ، به عربستان سعودی در سال ۲۰۲۲، روابط اقتصادی میان دو کشور شاهد گسترش چشمگیری بوده است. در واقع، این اولین باری است که چین اوراق قرضه خود را در بازار ریاض عرضه میکند و این گام را میتوان نشاندهنده تلاش چین برای گسترش حضور اقتصادی و تقویت همکاریهای مالی با عربستان سعودی است. پیشتر، چین در اکتبر ۲۰۲۱ اوراق دلاری و در سپتامبر ۲۰۲۳ اوراق یورویی منتشر نموده بود.
🔹علاوه بر این، در ماه گذشته دو صندوق جدید بورسی مرتبط با سهام چین و هنگکنگ در بازار سهام سعودی درجشدهاند. برخی اقتصاددانان این اقدام را نمادین میدانند و بر این باورند که هدف این اقدام نمادین، تقویت همکاری میان چین و عربستان سعودی در بخش خدمات مالی است.
🔹همزمان، یکی از بزرگترین شرکتهای فولاد چینی سرمایهگذاریهای خود را در پادشاهی عربستان سعودی دو برابر کرده است و در طرف مقابل، صندوق ثروت ملی عربستان سعودی سهامهایی در شرکتهای چینی مانند "لنوو" خریداری کرده است.
💢صدرنشینی عربستان در عرضه اوراق قرضه
🔹عربستان سعودی در نیمه اول سال جاری از چین و سایرین در فروش اوراق قرضه پیشی گرفته و به بزرگترین عرضهکننده اوراق در میان بازارهای نوظهور تبدیل شده است؛ چرا که سرمایهگذاری مستقیم خارجی در تحقق کامل اهدافی که برای آن برنامهریزیشده بود ناکام مانده است. همزمان، درآمدهای نفتی این كشور تحت تاثیر کاهش عرضه نفت بهطور قابلتوجهی تحت تاثیر قرار گرفته است. به بیان دیگر، اقدام عربستان برای عرضه اوراق قرضه در راستای تأمین مالی کسری بودجه ۲۱ میلیارد دلاری سال جاری و تأمین منابع مالی ۳۷ میلیارد دلاری لازم برای اجرای چشمانداز ۲۰۳۰ است.
🔹اوراق قرضه عربستان در بازارهای بینالمللی مورد وثوق هستند و کشورهای مختلفی اقدام به خرید این اوراق میکنند. این کشور از اوراق برای تنوع بخشیدن به تأمین منابع مالی و تقویت روابط اقتصادی با چین استفاده میکند و نمیخواهد تنها به یک منبع اتکا کند. هدف از جذب این منابع صرفنظر از کشور مبدأ، سودآوری است و این سودآوری در بازاری معتبر مانند بازار عربستان آسانتر است.
💢تقویت روابط دوجانبه
🔹عربستان سعودی و چین به دنبال تعمیق شراکت راهبردی خود در زمینههای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستند. این شراکت در واقع میان بزرگترین صادرکننده و واردکننده نفت جهان ایجاد شده و چین اکنون به بزرگترین شریک تجاری عربستان تبدیل شده است. براساس آخرین آمار، حجم تبادل تجاری دو کشور تا ژوئن ۲۰۲۴ به ۴۸ میلیارد دلار رسیده است. روابط دو کشور با امضای توافقنامه شراکت راهبردی و تشکیل کمیته مشترک در سطح عالی به جد تقویت شده است.
🔹چین در تلاش است تا روابط خود با عربستان سعودی را تقویت کند و نفوذ خود را در خلیج فارس و خاورمیانه گسترش دهد. از همین روست که این همکاری با سفر شی جینپینگ به عربستان در ۲۰۲۲ و امضای توافقهای سرمایهگذاری به ارزش ۵۰ میلیارد دلار تعمیق گردید و در سپتامبر ۲۰۲۳، رئیس شورای دولت چین از آمادگی کشورش برای همکاری در بخشهای مختلف از جمله انرژی و زیرساختها خبر داد.
🔹یکی از اهداف اصلی این توافقات، حمایت از سرمایهگذاریهای مشترک در پروژههایی مانند چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان و کمربند-جاده چین است. چین در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۶.۸ میلیارد دلار در عربستان سرمایهگذاری کرده است و در مقابل، سرمایهگذاریهای عربستان در چین در همین مدت به حدود ۲۰ میلیارد دلار میرسد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤3👎2👏2
♦️حفظ درگیری چین و آمریکا بر سر تایوان زیر آستانه هستهای
📝دالیا آنه گلدفلد و دیگران
◾️مؤسسه رند
#تهران_ریویو
🔸شی جین پینگ دبیرکل حزب کمونیست چین، به ارتش این کشور دستور داد تا سال ۲۰۲۷ خود را برای حمله به تایوان آماده کند. علاوهبراین، توسعه فزاینده هستهای این کشور، بر نگرانی ایالاتمتحده در مورد درگیری با چین افزوده است. درگیری احتمالی با چین با جنگهای ایالاتمتحده در دوران جنگ سرد در مقابل قدرتهای منطقهای فاقد سلاح هستهای متفاوت خواهد بود.
🔹بررسی انواع مختلف مقابله نظامی با چین نشان میدهد حملات دوربرد مشترک آمریکا، به خصوص بمبافکنهای نیروی هوایی میتواند کاربرد عملیاتی مؤثرتری داشته باشد، احتمال زندهماندن نیروها را افزایش داده و تنش را بدون آنکه به فاجعهای چون استفاده چین از سلاح هستهای منجر شوند، برای کسب اهداف نظامی و سیاسی مدیریت کند.
🔹اگر ایالاتمتحده به نبرد و پیروزی در جنگ با چین متعهد است، باید خود را برای تشدید هستهای تنش آماده کند چرا که نمیتواند این خطر را به صفر برساند. علاوهبراین، ممکن است ایالاتمتحده آنطور که میخواهد در جنگ پیروز گردد(ممانعت از تهاجم چین به تایوان بدون جنگ طولانیمدت که از حمله به خاک هر دو کشور جلوگیری می کند)، اما همچنان قربانی حملۀ هستهای شود. هرچند آستانه هستهای چین نامشخص است، اما بعید است ثابت باقی بماند و هرگونه اقدام از سوی آمریکا میتواند بر این آستانه اثر مثبت یا منفی داشته باشد. با این وجود، گزینش اهداف بهعنوان موثرترین عامل در کنترل تنش همچنان در اختیار آمریکا است.
🔹حمله مستقیم به چین یکی از آستانههای مهم تنش است. هرچند چشمپوشی از حمله به خاک چین نیز تضمین عدم تشدید هستهای تنش نیست، اما عبور از این آستانه حتما منجر به افزایش تنش خواهد شد. حملهی مشترک دوربرد آمریکا میتواند هم عاملی برای تشدید هستهای تنش و هم عاملی برای تبدیل شدن به هدف حمله هستهای باشد. بهکارگیری محتاطانه مجموعهای از این حملات، تقویت مقاومت آنها در برابر حملات هستهای و حفاظت از آنها در برابر حملات متعارف، میتواند احتمال تشدید تنش را کاهش دهد.
🔹حمله دوربرد میتواند اثرات ثانویهای مانند افزایش ابهام در میدان نبرد یا ضربهزدن ناخواسته به سامانههای کلیدی فرماندهی و کنترل هستهای چین را نیز در پی داشته باشد که ممکن است در نهایت باعث تشدید تنشهای هستهای شود. حمله دوربرد همچنین میتواند بهطور غیرمستقیم منجر به ورود بازیگر ثالث نظیر روسیه یا کرهشمالی و ایجاد چرخهای از تنشهای منتهی به جنگ هستهای شود.
✅ این حملات دوربرد برای مؤثربودن، باید تحت قواعد متنوع درگیری در پشتیبانی از مدیریت تنش انجام شود. لازم است توسعه و تقویت «قابلیت انکار» (denial capability) در اولویت قرار گیرد تا نیاز به حمله به خاک اصلی چین به حداقل رسیده و خطر تشدید تنشهای هستهای کاهش یابد. باید قبل و در طول جنگ ادراک چینیها از حمله دوربرد را مدیریت کرد و همچنین مانع تبدیل امکانات و تجهیزات حملات دوربرد به یک هدف جذاب برای حمله هستهای محدود چین شد. علاوهبراین لازم است در زمان صلح، از تمرین ماموریتهای متعارف که ممکن است منجر به نخستین استفاده چین از سلاح هستهای گردد نیز اجتناب شود.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
📝دالیا آنه گلدفلد و دیگران
◾️مؤسسه رند
#تهران_ریویو
🔸شی جین پینگ دبیرکل حزب کمونیست چین، به ارتش این کشور دستور داد تا سال ۲۰۲۷ خود را برای حمله به تایوان آماده کند. علاوهبراین، توسعه فزاینده هستهای این کشور، بر نگرانی ایالاتمتحده در مورد درگیری با چین افزوده است. درگیری احتمالی با چین با جنگهای ایالاتمتحده در دوران جنگ سرد در مقابل قدرتهای منطقهای فاقد سلاح هستهای متفاوت خواهد بود.
🔹بررسی انواع مختلف مقابله نظامی با چین نشان میدهد حملات دوربرد مشترک آمریکا، به خصوص بمبافکنهای نیروی هوایی میتواند کاربرد عملیاتی مؤثرتری داشته باشد، احتمال زندهماندن نیروها را افزایش داده و تنش را بدون آنکه به فاجعهای چون استفاده چین از سلاح هستهای منجر شوند، برای کسب اهداف نظامی و سیاسی مدیریت کند.
🔹اگر ایالاتمتحده به نبرد و پیروزی در جنگ با چین متعهد است، باید خود را برای تشدید هستهای تنش آماده کند چرا که نمیتواند این خطر را به صفر برساند. علاوهبراین، ممکن است ایالاتمتحده آنطور که میخواهد در جنگ پیروز گردد(ممانعت از تهاجم چین به تایوان بدون جنگ طولانیمدت که از حمله به خاک هر دو کشور جلوگیری می کند)، اما همچنان قربانی حملۀ هستهای شود. هرچند آستانه هستهای چین نامشخص است، اما بعید است ثابت باقی بماند و هرگونه اقدام از سوی آمریکا میتواند بر این آستانه اثر مثبت یا منفی داشته باشد. با این وجود، گزینش اهداف بهعنوان موثرترین عامل در کنترل تنش همچنان در اختیار آمریکا است.
🔹حمله مستقیم به چین یکی از آستانههای مهم تنش است. هرچند چشمپوشی از حمله به خاک چین نیز تضمین عدم تشدید هستهای تنش نیست، اما عبور از این آستانه حتما منجر به افزایش تنش خواهد شد. حملهی مشترک دوربرد آمریکا میتواند هم عاملی برای تشدید هستهای تنش و هم عاملی برای تبدیل شدن به هدف حمله هستهای باشد. بهکارگیری محتاطانه مجموعهای از این حملات، تقویت مقاومت آنها در برابر حملات هستهای و حفاظت از آنها در برابر حملات متعارف، میتواند احتمال تشدید تنش را کاهش دهد.
🔹حمله دوربرد میتواند اثرات ثانویهای مانند افزایش ابهام در میدان نبرد یا ضربهزدن ناخواسته به سامانههای کلیدی فرماندهی و کنترل هستهای چین را نیز در پی داشته باشد که ممکن است در نهایت باعث تشدید تنشهای هستهای شود. حمله دوربرد همچنین میتواند بهطور غیرمستقیم منجر به ورود بازیگر ثالث نظیر روسیه یا کرهشمالی و ایجاد چرخهای از تنشهای منتهی به جنگ هستهای شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3🔥3❤1👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹ترامپ که در دوره پیشین ریاستجمهوری خود سیاستهای تهاجمی و سختگیرانهای در قبال ایران اتخاذ کرده بود، این بار نیز وعده داده تا تغییراتی مهم در سیاست خارجی آمریکا به وجود آورد. کنترل مجلس نمایندگان و مجلس سنا توسط حزب او و همچنین نداشتن هیچ ترسی از عدم انتخابات مجدد، این بار دست او را برای اجرایی کردن بسیاری از سیاستها و برنامههای بینالمللیاش بازتر خواهد گذاشت. با پیروزی او در انتخابات ۲۰۲۴، چشمانداز روابط میان ایالات متحده و ایران وارد مرحلهای جدید خواهد شد.
1️⃣ بازگشت به استراتژی «فشار حداکثری»
🔸یکی از اولین پیامدهای بازگشت ترامپ به کاخ سفید، احتمال احیای استراتژی «فشار حداکثری» علیه ایران خواهد بود. این سیاست که در دوره اول ریاستجمهوری او اعمال شد، شامل تحریمهای گسترده علیه بخشهای مختلف اقتصاد ایران، بهویژه صنایع نفت و گاز بود. ترامپ در دوره اول خود از برجام خارج شد و تحریمهایی را علیه ایران اعمال کرد که هدف آنها فلج کردن اقتصاد ایران و کشاندن کشور به میز مذاکره بود. بازگشت به این رویکرد، به معنای افزایش تحریمها و محدودیتهای اقتصادی از جمله در رابطه با فروش نفت به چین و همچنین تبادلات مالی با امارات برای تحت فشار قرار دادن دولت ایران جهت توافق بر سر مسائل هستهای و منطقهای است.
2️⃣ دستیابی به «توافق بهتر» با ایران
🔸دستیابی به «توافق بهتر» یکی از وعدههای اصلی ترامپ در کمپینهای انتخاباتی ۲۰۲۴ بود. ترامپ همواره بر این باور بوده که برجام توافقی ناکافی و ناقص است و نتوانسته مانع از پیشرفت برنامه هستهای ایران شود. او اعلام کرده که به دنبال توافقی خواهد بود که نه تنها برنامه هستهای ایران را محدود کند، بلکه به مسائل موشکی و سیاستهای منطقهای ایران نیز بپردازد. چند هفته قبل او در مصاحبه با یک پادکست معروف آمریکایی گفت: «من دلم میخواهد ببینم که ایران خیلی موفق باشد، ولی تنها کاری آنها نمیتوانند بکنند این است که سلاح هستهای داشته باشند!»
3️⃣ تلاش برای انزوای ایران در منطقه
🔸ترامپ به دنبال تغییر معادلات ژئوپلتیک خاورمیانه است. او در دوره اول ریاستجمهوری خود با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی، روابط نزدیکی برقرار کرد و «توافق ابراهیم» را برای عادیسازی روابط بین کشورهای عربی و اسرائیل امضا کرد.
🔸بازگشت او به کاخ سفید میتواند به معنای تقویت دوباره این اتحادها و تلاش برای منزوی کردن ایران در منطقه باشد؛ به ویژه با طرح امنیتی جدید جمهوریخواهان برای آینده غزه و تلاشهای جرد کوشنر، داماد ترامپ برای وارد کردن عربستان و امارات به مسئله تنش فلسطین و اسرائیل. همچنین دولت دوم ترامپ پیشبرد دالان اقتصادی هند-خاورمیانه-اروپا یا کریدور آیمِک را نیز در دستور کار قرار خواهد داد که به ضرر ایران خواهد بود.
4️⃣ تشدید جنگ تجاری با چین و پیامدهای آن برای ایران
🔸تشدید جنگ تجاری بین ایالات متحده و چین نیز از جمله برنامههای دولت دوم ترامپ است که تاثیرات زیادی بر ایران خواهد داشت. ترامپ در دوره اول خود نشان داد که رویکرد سختگیرانهای در قبال چین دارد و احتمال دارد این رویکرد در دوره دوم نیز ادامه یابد.
🔸از آنجا که ایران و چین روابط نزدیکی دارند و چین یکی از مهمترین خریداران نفت ایران است، تشدید تنشها بین واشنگتن و پکن میتواند بهطور غیرمستقیم بر ایران نیز تأثیر بگذارد و حتی منجر به افزایش فشارها بر صادرات نفت ایران شود. همچنین ترامپ در وعدههای انتخاباتی خود به این موضوع اشاره کرد بود که در صورت تداوم خرید نفت از ایران، در دولت دوم او چین با تبعات جدیتری مواجه خواهد شد.
5️⃣ افزایش تنشهای نظامی
🔸با توجه به روابط بسیار نزدیک ترامپ با نتانیاهو و همچنین تعلق خاطر زیاد کابینه او به اسرائیل، احتمال افزایش تنشهای نظامی در منطقه نیز وجود دارد. پیش از این دولت بایدن برای دولتمردان اسرائیل خط قرمزهایی در حمله به ایران چون تاسیسات هستهای و نفتی را مشخص کرده بود، اما با بازگشت ترامپ این خط قرمزها برای اسرائیل دیگر وجود نخواهد داشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌8👍4❤1🤔1
🔵 صندوقهای هدایت سرمایهگذاری دولت چین؛ کارکردها و اهداف
#اکوتهران
🔸دولت چین به دنبال پیروزی در رقابت بینالمللی در فناوریهای پیشرفته بالاخص در مقابل ایالات متحده است و به فراخور این هدف، نیازمند مدیریت بهینه سرمایهگذاری است. در همین راستا، بیش از دو دهه است که صندوقهای هدایت سرمایهگذاری دولت چین (Government Guidance Funds) با بهرهگیری از الگوی مشارکت دولتی-خصوصی ایجاد شده و به ابزاری مهم در پیشبرد سیاست صنعتی مبدل گردیده اند.
💢اهداف و ساز و کار
🔹این صندوقها اهداف دوگانه دارند و به طور توامان به دنبال ایجاد بازدهی مالی مناسب و پیشبرد برنامههای توسعه صنعتی دولت هستند. از منظر ساختار نهادی، این صندوقها بوسیله ادارات و بخشهای مشخصی از دولت –اعم از دولت محلی یا مرکزی- یا به نمایندگی از آنها ایجاد میشود.
🔹در اغلب موارد، بخش دولتی پس از تاسیس صندوق، هدفی کمی برای جمعآوری سرمایه اعلام میکند و خود نیز به طور مستقیم و از محل بودجه در تامین بخشی از سرمایه مورد بحث (۱۰ الی ۲۰ درصد) مشارکت میکند. باقی سرمایه از محلهای مختلفی تامین میشود که در اصطلاح سرمایه اجتماعی خوانده میشود.
🔹سرمایه اجتماعی در برخی موارد معادل سرمایه خصوصی درنظر گرفته میشود و متعلق به افرادی است که نسبت مشخص و مستقیم با دولت ندارند و مشارکت آنها در صندوق به صورت خرید سهم غیرمدیریتی و با هدف سودآوری انجام پذیرفته است. با اینهمه، در بسیاری از موارد سرمایه اجتماعی از شرکتهای وابسته به دولت و بانکهای دولتی تامین میشود و لزوما متعلق به بخش خصوصی به معنای خالص آن نیست.
🔹صندوقهای هدایت سرمایهگذاری چین در چند مرحله توسعه یافتند. اولین نمونههای این صندوق در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ توسعه یافتند و بیشتر به دولت مرکزی تعلق داشتند. در همین دوره چارچوب قانونی کلی برای ایجاد و توسعه صندوقهای هدایت سرمایهگذاری در سطح محلی و فروملی ایجاد شد. دومین مرحله از توسعه این صندوقها، با رشد چشمگیر تعداد و سرمایه آنها بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ اتفاق افتاد.
🔹عوامل متعددی در این رشد دخیل بودند که در میان آنها حمایت و تنظیمگری دولت نقشی محوری داشت. در سطح محلی نیز، نقش تقلید و پیروی بوروکراتیک را نمیتوان نادیده گرفت و بسیاری معتقدند موازی کاری و رقابت دولتهای محلی در ایجاد صندوقهای متعدد به چالشی مهم در آینده نزدیک بدل خواهد شد. هر چند که در سالهای اخیر پاندمی کووید-۱۹ و کندتر شدن رشد اقتصادی، رشد صندوقها را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است.
💢آمار و ارقام
🔹تعداد صندوقهای هدایت سرمایه دولتی چین در نقطه اوج فعالیت پیش از بحران کووید-۱۹، به بیش از ۱۷۴۱ صندوق عدد میرسید و مجموع اهداف سرمایهگذاری آنها از ۱.۵ تریلیون دلار عبور میکرد که البته از این رقم، قریب به ۶۷۲ میلیارد دلار معادل ۴۴ درصد آن با موفقیت جمعآوری شده بود.
🔹صندوق ICF موسوم به صندوق بزرگ (Big Fund) مهمترین نمونه از این صندوقهاست که در سال ۲۰۱۴ با هدف مدیریت سرمایهگذاری جهت دستیابی به خودکفایی در صنعت نیمههادی تاسیس شده است و اکنون قریب به ۴۵ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت خود دارد. وزارت اقتصاد چین سهام عمده این صندوق را در اختیار دارد و بانک توسعه چین از جمله سهامداران دیگر آن به شمار میرود.
💢کارکردها
🔹کارکرد اصلی این صندوقها، همچنان که از نام آنها برمیآید، هدایت سرمایه به سمت صنایع راهبردی و اولویتدار برای دولت مانند هوش مصنوعی، فناوریهای نوظهور و منابع حیاتی است. به عنوان مثال، یک صندوق هدایت سرمایه میتواند برای تشویق سرمایهگذاری در یک صنعت و حوزه خاص ایجاد شده باشد یا از تحقیق و توسعه و راهاندازی استارتآپ پشتیبانی کند.
🔹بری نوتون، اقتصاددان آمریکایی، از صندوقهای هدایت سرمایهگذاری چین با عنوان «ترکیبی ارگانیک از راهبرد ملی و ساز و کار بازار» یاد میکند و خاطر نشان میسازد که علاوه بر توسعه فناوریهای جدید، تامین مالیِ گسترش ابعاد واحدهای صنعتی کارویژه این دست صندوقهاست.
💢جمعبندی
🔹صندوقهای هدایت سرمایهگذاری دولتی ابزار بسیار کارآمدی برای مدیریت بهینه سرمایهگذاری از منظر راهبردی به شمار میروند و تمرکز منابع دولتی-خصوصی و راهبری دولت در این صندوقها، برای برنامههای سرمایهگذاری بلندمدت ترکیب مناسبی است؛ چرا که سرمایهگذاران خصوصی در بازار به سوی سرمایهگذاریهای زودبازده گرایش دارند.
🔹با اینهمه، باید توجه داشت که این صندوقها جزئی از یک اندامواره بزرگترند و راهبرد توسعه صنعتی، پارکهای فناوری نظاممند و فعال، مشوقهای گوناگون تحقیق و توسعه و مکانیزمهای کارآمد جذب و پرورش نیروی انسانی را نمیتوان در شکست یا موفقیت تلاشهای مشابه نادیده گرفت.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸دولت چین به دنبال پیروزی در رقابت بینالمللی در فناوریهای پیشرفته بالاخص در مقابل ایالات متحده است و به فراخور این هدف، نیازمند مدیریت بهینه سرمایهگذاری است. در همین راستا، بیش از دو دهه است که صندوقهای هدایت سرمایهگذاری دولت چین (Government Guidance Funds) با بهرهگیری از الگوی مشارکت دولتی-خصوصی ایجاد شده و به ابزاری مهم در پیشبرد سیاست صنعتی مبدل گردیده اند.
💢اهداف و ساز و کار
🔹این صندوقها اهداف دوگانه دارند و به طور توامان به دنبال ایجاد بازدهی مالی مناسب و پیشبرد برنامههای توسعه صنعتی دولت هستند. از منظر ساختار نهادی، این صندوقها بوسیله ادارات و بخشهای مشخصی از دولت –اعم از دولت محلی یا مرکزی- یا به نمایندگی از آنها ایجاد میشود.
🔹در اغلب موارد، بخش دولتی پس از تاسیس صندوق، هدفی کمی برای جمعآوری سرمایه اعلام میکند و خود نیز به طور مستقیم و از محل بودجه در تامین بخشی از سرمایه مورد بحث (۱۰ الی ۲۰ درصد) مشارکت میکند. باقی سرمایه از محلهای مختلفی تامین میشود که در اصطلاح سرمایه اجتماعی خوانده میشود.
🔹سرمایه اجتماعی در برخی موارد معادل سرمایه خصوصی درنظر گرفته میشود و متعلق به افرادی است که نسبت مشخص و مستقیم با دولت ندارند و مشارکت آنها در صندوق به صورت خرید سهم غیرمدیریتی و با هدف سودآوری انجام پذیرفته است. با اینهمه، در بسیاری از موارد سرمایه اجتماعی از شرکتهای وابسته به دولت و بانکهای دولتی تامین میشود و لزوما متعلق به بخش خصوصی به معنای خالص آن نیست.
🔹صندوقهای هدایت سرمایهگذاری چین در چند مرحله توسعه یافتند. اولین نمونههای این صندوق در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰ توسعه یافتند و بیشتر به دولت مرکزی تعلق داشتند. در همین دوره چارچوب قانونی کلی برای ایجاد و توسعه صندوقهای هدایت سرمایهگذاری در سطح محلی و فروملی ایجاد شد. دومین مرحله از توسعه این صندوقها، با رشد چشمگیر تعداد و سرمایه آنها بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ اتفاق افتاد.
🔹عوامل متعددی در این رشد دخیل بودند که در میان آنها حمایت و تنظیمگری دولت نقشی محوری داشت. در سطح محلی نیز، نقش تقلید و پیروی بوروکراتیک را نمیتوان نادیده گرفت و بسیاری معتقدند موازی کاری و رقابت دولتهای محلی در ایجاد صندوقهای متعدد به چالشی مهم در آینده نزدیک بدل خواهد شد. هر چند که در سالهای اخیر پاندمی کووید-۱۹ و کندتر شدن رشد اقتصادی، رشد صندوقها را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است.
💢آمار و ارقام
🔹تعداد صندوقهای هدایت سرمایه دولتی چین در نقطه اوج فعالیت پیش از بحران کووید-۱۹، به بیش از ۱۷۴۱ صندوق عدد میرسید و مجموع اهداف سرمایهگذاری آنها از ۱.۵ تریلیون دلار عبور میکرد که البته از این رقم، قریب به ۶۷۲ میلیارد دلار معادل ۴۴ درصد آن با موفقیت جمعآوری شده بود.
🔹صندوق ICF موسوم به صندوق بزرگ (Big Fund) مهمترین نمونه از این صندوقهاست که در سال ۲۰۱۴ با هدف مدیریت سرمایهگذاری جهت دستیابی به خودکفایی در صنعت نیمههادی تاسیس شده است و اکنون قریب به ۴۵ میلیارد دلار دارایی تحت مدیریت خود دارد. وزارت اقتصاد چین سهام عمده این صندوق را در اختیار دارد و بانک توسعه چین از جمله سهامداران دیگر آن به شمار میرود.
💢کارکردها
🔹کارکرد اصلی این صندوقها، همچنان که از نام آنها برمیآید، هدایت سرمایه به سمت صنایع راهبردی و اولویتدار برای دولت مانند هوش مصنوعی، فناوریهای نوظهور و منابع حیاتی است. به عنوان مثال، یک صندوق هدایت سرمایه میتواند برای تشویق سرمایهگذاری در یک صنعت و حوزه خاص ایجاد شده باشد یا از تحقیق و توسعه و راهاندازی استارتآپ پشتیبانی کند.
🔹بری نوتون، اقتصاددان آمریکایی، از صندوقهای هدایت سرمایهگذاری چین با عنوان «ترکیبی ارگانیک از راهبرد ملی و ساز و کار بازار» یاد میکند و خاطر نشان میسازد که علاوه بر توسعه فناوریهای جدید، تامین مالیِ گسترش ابعاد واحدهای صنعتی کارویژه این دست صندوقهاست.
💢جمعبندی
🔹صندوقهای هدایت سرمایهگذاری دولتی ابزار بسیار کارآمدی برای مدیریت بهینه سرمایهگذاری از منظر راهبردی به شمار میروند و تمرکز منابع دولتی-خصوصی و راهبری دولت در این صندوقها، برای برنامههای سرمایهگذاری بلندمدت ترکیب مناسبی است؛ چرا که سرمایهگذاران خصوصی در بازار به سوی سرمایهگذاریهای زودبازده گرایش دارند.
🔹با اینهمه، باید توجه داشت که این صندوقها جزئی از یک اندامواره بزرگترند و راهبرد توسعه صنعتی، پارکهای فناوری نظاممند و فعال، مشوقهای گوناگون تحقیق و توسعه و مکانیزمهای کارآمد جذب و پرورش نیروی انسانی را نمیتوان در شکست یا موفقیت تلاشهای مشابه نادیده گرفت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤3👎1👏1🤔1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹دولت جو بایدن به اوکراین اجازه داده است تا از موشکهای دوربرد آمریکایی، به ویژه موشکهای اتکمز(ATACMS)، برای هدف قرار دادن خاک روسیه استفاده کند. این تصمیم در حالی اتخاذ شده که عمر دولت بایدن رو به پایان است و ترامپ به عنوان رئیسجمهور منتخب بارها از ضرورت پایان بخشیدن به جنگ اوکراین و اتمام کمکهای مالی و نظامی آمریکا به این کشور سخن گفته است.
🔸اگر چه در گذشته، ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، بارها خواستار لغو این محدودیتها شده و تأکید کرده بود که بدون این تسلیحات، پیروزی بر روسیه غیرممکن است اما بدیهی است دولت بایدن این اقدام را صرفاً به دلیل درخواستهای کی یف انجام نداده و اهداف دیگری را در سر میپروراند.
🔸در وهله نخست، اقدام آمریکا میتواند واکنشی به ادعای اعزام حدود ۱۲ هزار نیروی کره شمالی به جبهههای جنگ در کنار نیروهای روسیه باشد. به نحوی که حضور نیروهای کره شمالی موجب برانگیخته شدن نگرانیهایی در واشنگتن و متحدان اروپایی آن شده و از طریق اعطای اجازه به کی یف برای استفاده از موشکهای دوربرد، تلاش کردهاند شرایط جدید میدانی را مدیریت کنند.
🔸در وهله دوم، اقدام آمریکا میتواند پاسخی به حملات اخیر روسیه به زیرساختهای اوکراین باشد. این حملات میتوانند به کلی کی یف را زمینگیر کنند و موجب تضعیف موقعیت اوکراین در مذاکرات احتمالی آتی شوند. از این رو اجازه استفاده از موشکهای دوربرد که میتواند به اوکراین کمک کند اهداف نظامی را در عمق خاک روسیه هدف قرار دهد، موجب تقویت موضع کی یف در مذاکرات آتشبس آتی خواهد شد. ضمن آنکه چنین تصمیمی میتواند بخشی از استراتژی بزرگتر غرب برای تضعیف تواناییهای نظامی روسیه و تقویت جبهه خودی در برابر آن نیز تلقی شود.
🔸در وهله سوم، اقدام دولت بایدن میتواند به مثابه تضعیف رویکرد ترامپ برای پایان بخشیدن به جنگ اوکراین باشد. در حالی که ترامپ از زمان آغاز جنگ اوکراین با آن مخالفت ورزیده و در ایام مبارزات انتخاباتی نیز از لزوم پایان یافتن آن سخن گفته، احتمالا دموکراتها تمایلی ندارند پروؤه ترامپ در این زمینه به موفقیت دست یابد. زیرا در این حالت، دموکراتها به عنوان آغازگر جنگ و ترامپ جمهوریخواه به مثابه پایاندهنده جنگ شناخته خواهند شد. چنین امری به هیچ وجه برای دموکراتها که به تازگی از ترامپ و جمهوریخواهان در انتخابات ریاستجمهوری شکست خوردهاند، خوشایند نیست.
🔸اگر چه میتوان درخواست یا فشار اروپاییها را نیز در این زمینه به عنوان یک دلیل جدی مطرح کرد، اما به نظر میرسد نگاه یکپارچهای میان کشورهای اروپایی در این خصوص وجود ندارد. در حالی که لهستان و کشورهای حوزه دریای بالتیک از این اقدام آمریکا استقبال کردهاند، سایر کشورهای اروپایی نگران هستند که این تصمیم منجر به تشدید تنشها و افزایش خطرات نظامی در منطقه شود. به خصوص که کرملین نیز این اقدام را به عنوان دخالت مستقیم آمریکا در درگیریها تلقی کرده و هشدار داده که ممکن است عواقب جدی داشته باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹اخیراً آمریکا با همراهی رژیم صهیونیستی یک طرح چندبندی برای آتشبس در جنوب لبنان را ارائه کرده است. این پیشنهاد آمریکاییها در مرحلهای از جنگ صورت گرفت که صهیونیستها علناً در عرصه زمینی و در جنوب لبنان پیشروی های خاصی نداشتهاند اما از ورود به مرحله دوم جنگ خبر دادهاند.
💢 ابعاد طرح آتشبس
🔸آمریکاییها یک طرح آتشبس چند مرحلهای را به لبنانیها پیشنهاد دادند که اهم مفاد آن موارد زیر بود:
1️⃣ درصورت پذیرش هرگونه آتشبس بین طرفین، نیروهای اسرائیلی ظرف مدت ۷ روز باید از کل مناطق جنوبی که وارد آن شدهاند عقبنشینی کنند و نیروهای ارتش لبنان در آنجا مستقر شوند. البته در این بند بر نظارت آمریکا و نیروهای بینالمللی بر نیروهای لبنانی نیز اشاره شده است.
2️⃣ نیروهای بینالمللی در کنترل گذرگاههای زمینی و جلوگیری از ورود سلاح با ارتش لبنان همکاری خواهند کرد.
3️⃣ طی مدت دوماه ارتش و نیروهای امنیتی لبنان وظیفه دارند که کل تسلیحات گروههای نظامی غیررسمی در جنوب لیتانی را خلع کرده و نسبت به برچیدن و انهدام زیرساختهای این گروهها اقدام کنند.
4️⃣ در طول مدت ۶۰ روزه نیز مذاکراتی برای تثبیت مرزهای لبنان و فلسطین اشغالی و حل ۱۳ نقطه مرزی اختلافی برگزار خواهد شد.
🔸بنا به گزارش منابع عبری، اسرائیل هشدار داد که اگر پیشنهادها پذیرفته نشود لبنان باید منتظر ادامه جنگ با دامنه حملات بیشتر و شدیدتری باشد. این مساله حتی بدین گونه مطرح شد که لبنان در صورت عدم پذیرش این شروط، باید منتظر پیشروی اسرائیل تا عمق لبنان باشد. با این وجود میتوان عنوان کرد که آمریکا و اسرائیل با شروط مطرح شده به دنبال اهداف ذیل هستند:
1️⃣ خلع سلاح حزبالله بر مبنای پیشنهاد عدم حضور نیروهای مسلح به غیر ارتش در مرز در قالب قطعنامه ۱۷۰۱ و طرح پیشنهادی فوق؛
2️⃣ اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ در مرزهای جنوبی و توسط کشورهای غربی به عنوان ضامن این مساله؛
3️⃣ دورکردن حزبالله از مرزهای جنوبی و استقرار نیروهای غربی همچون آلمان در قالب یونیفل؛
4️⃣ تلاش درجهت ایجاد اختلاف داخلی بین حزبالله و نیروهای لبنانی در داخل لبنان؛
5️⃣ مقصر نشان دادن حزبالله به عنوان عامل اصلی نپذیرفتن توافق و ادامه جنگ؛
6️⃣ تلاش در جهت از بین بردن ساختارهای نظامی حزبالله در مرز و به نوعی از بین بردن توانمندیهای حزبالله در مرز.
💢 مرحله دوم جنگ و گسترش عملیاتهای نظامی اسرائیل
🔸صهیونیستها همزمان با پیشنهاد آتشبس، عملیات نظامی خود را در جنوب لبنان گسترش داده و اعلام کردند که وارد مرحله دوم جنگ شدهاند. در مرحله دوم آنها به دنبال پیشروی در جنوب لبنان تا عمق ۸ کیلومتر با وارد کردن لشکرهای جدید هستند که در این مرحله با اشغال مناطقی همچون «شاما و طیرحفا» مترصد رسیدن به مناطقی همچون «بیوت السیاد و اسکندرونه» هستند تا بدین طریق بتوانند «ناقوره» را محاصره کنند. محور دیگر شهر «الخیام» است که ارتش رژیم در مرحله قبل در ورود به آن ناکام بود. استراتژی رژیم صهیونیستی در این مرحله این است که محورهای پشتیبان حوزه جنوب غربی لبنان را اشغال کند تا بدین طریق از حملات موشکی حزبالله به مناطق شمال غربی فلسطین اشغالی بکاهد.
🔸 در مقابل حزبالله نیز در کنار تداوم مقاومت در برابر پیشروی زمینی ارتش رژیم صهیونیستی دو راهبرد را در عرصه میدانی در دستور کار خود قرار داده است:
1️⃣حزبالله به دنبال تثبیت معادله «بیروت تلآویو» است تا مانع از تداوم حملات رژیم به بیروت و تاثیرات منفی جنگ بر عقبه سیاسی و اجتماعی خود در لبنان شود. حزبالله در پاسخ به تجاوزات اخیر به بیروت که منجر به شهادت مسئول رسانهای حزب شد یک حمله ترکیبی موشکی و پهپادی بیسابقه به تلآویو داشت. حملهای که تنها حدود سه ساعت پس از ادعای نتانیاهو مبنی بر از بین بردن ۸۰ درصد توان موشکی حزبالله انجام شد و ثابت کرد این ادعا کاملا دروغ است.
2️⃣ حزبالله سطح و دامنه حملات را با افزایش شلیک تعداد موشکها و افزایش بُرد آنها و به کارگیری تسلیحات جدید ارتقا داده به گونهای که در حمله به تلآیو از موشکهای فاتح ۱۱۰ استفاده کرد که بُردی معادل ۴۰۰ کیلومتر دارد و خطای آن کمتر از ۱۰ متر است. رونمایی از موشکهای جدید در طول جنگ نشان دهنده راهبردهای جدید در عرصه میدانی است. خود صهیونیستها اذعان میکنند که حزبالله قادر است روزانه ۱۰۰ موشک به سرزمینهای اشغالی تا ماههای متوالی پرتاب کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1👎1👏1
♦️سامانههای موشکی تاکتیکی ارتش آمریکا (ATACMS) در اوکراین
📝مکس بوت
◾️شورای روابط خارجی
#تهران_ریویو
🔸در حالی که جو بایدن تنها کمی بیش از دو ماه دیگر در کاخ سفید خواهد ماند، اجازه استفاده از سامانههای موشکی تاکتیکی ارتش آمریکا (ATACMS) (اتکمز) در خاک روسیه را برای اوکراین صادر کرد. این تصمیم یک هفته پس از صدور مجوز برای گروه کوچکی از پیمانکاران آمریکایی برای تعمیر سلاحهای آمریکایی در اوکراین به جای وادار کردن اوکراین برای ارسال تسلیحات به سایر کشورهای ناتو برای تعمیر اتحاذ شد.
🔹دولت بایدن در موضوع اوکراین معتقد بوده است باید تقریباً دسترسی به تمام سلاحهایی را که این کشور لازم دارد مجاز شود. این تسلیحات شامل تانکهای سنگین آبراهامز، ماشینهای جنگی مسلح، باتریهای سامانه هوایی پاتریوت، سامانههای توپخانه راکتی قابل حمل (HIRMARS) و اخیراً جنگندههای اف_۱۶ میشدند. البته پس از مذاکرات خستهکننده و طولانی که اوکراین با از دست دادن سرزمین و جان سربازان خود هزینه گزاف نداشتن این تسلیحات را پرداخت کرد.
🔹اوکراین هماکنون در وضعیت دفاعی قرار دارد که با سرعتی بیشتر از ۲۰۲۲ در حال از دست دادن شرق منطقه دونباس است. سربازان روسیه در حال نزدیکشدن به شهر کلیدی پوکروسک بهعنوان محور کلیدی انتقال و ترابری برای پشتیبانی اوکراین در دفاع از شرق هستند. با این حال، رئیس ستاد دفاعی انگلستان، دریاسالار تونی راداکین اخیراً گفته است که اکتبر، ماه پر تلفاتی برای روسیه و تمامی جنگ بود و روسیه در این ماه به طور میانگین روزانه ۱۵۰۰ کشته یا زخمی داشته است. تخمین راداکین از تلفات روسیه از ابتدای جنگ تاکنون حدود ۷۰۰ هزار کشته و زخمی است.
🔹اما روسیه با استخدام نیروها سعی در جبران تلفات خود دارد و هماکنون نیروهایش با ۱۰ هزار سرباز از کره شمالی افزایش یافته است تا به شکل تهاجمی، اوکراینیها را از منطقه روسی کورسک بیرون کند. این مداخله کره شمالی بود که بایدن را تحریک کرد تا در ممنوعیت استفاده اوکراین از «اتکمز» بازنگری کند. بایدن پیشتر به اوکراین اجازه داده بود تا هیرمارس با برد ۵۰ مایل در اعماق خاک روسیه را مستقر و از خارکیف دفاع کند. اتکمز با برد ۱۹۰ مایل، به اوکراین این توانایی را میدهد که به اهداف عمیقتری در روسیه حمله کند. ممکن است به دنبال تصمیم آمریکا، انگلیس و فرانسه به اوکراین اجازه بدهند تا از موشکهای کروز SCALP/Storm Shadow که برد ۲۵۰ کیلومتری دارند استفاده کند، اگرچه هنوز چنین تصمیمی در پاریس و لندن اتخاذ نشده است.
🔹برخی از مقامات وزارت دفاع آمریکا مخالف تصمیم در خصوص اتکمز بودند؛ چراکه روسیه پیشتر بسیاری از نیروی هوایی خود را از برد سامانه خارج کرده است و اوکراین هم تعداد کافی از این سامانه ندارد تا مسیر جنگ را تغییر دهد (برخی تخمین میزنند که تعداد سامانههای در اختیار کییف کمتر از ۵۰ عدد باشد.) اما موسسه مطالعات جنگ واقع در واشنگتن، صدها هدف نظامی مهم در روسیه را در برد 300 کیلومتری مرز اوکراین شناسایی کرده است. این اهداف شامل پایگاههایی میشوند که نیروهای کرهای در آن آماده حمله به مواضع اوکراین میشوند.
🔹دولت بایدن نیاز میبیند که با وارد کردن خسارات سنگینی به نیروهای کره شمالی، این کشور را از اعزام نیروهای بیشتر به جنگ برای روسیه منصرف کند. به گزارش بلومبرگ، پیونگیانگ ممکن است حدود ۱۰۰ هزار نیروی دیگر اعزام کند. این تعداد بیشتر میتواند کمتر از سه ماه تلفات نظامی روسیه را جبران کند و فشار بر پوتین برای انجام فراخوانهای نامحبوب و اجباری از نیروهای ذخیره روسیه را کاهش دهد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
📝مکس بوت
◾️شورای روابط خارجی
#تهران_ریویو
🔸در حالی که جو بایدن تنها کمی بیش از دو ماه دیگر در کاخ سفید خواهد ماند، اجازه استفاده از سامانههای موشکی تاکتیکی ارتش آمریکا (ATACMS) (اتکمز) در خاک روسیه را برای اوکراین صادر کرد. این تصمیم یک هفته پس از صدور مجوز برای گروه کوچکی از پیمانکاران آمریکایی برای تعمیر سلاحهای آمریکایی در اوکراین به جای وادار کردن اوکراین برای ارسال تسلیحات به سایر کشورهای ناتو برای تعمیر اتحاذ شد.
🔹دولت بایدن در موضوع اوکراین معتقد بوده است باید تقریباً دسترسی به تمام سلاحهایی را که این کشور لازم دارد مجاز شود. این تسلیحات شامل تانکهای سنگین آبراهامز، ماشینهای جنگی مسلح، باتریهای سامانه هوایی پاتریوت، سامانههای توپخانه راکتی قابل حمل (HIRMARS) و اخیراً جنگندههای اف_۱۶ میشدند. البته پس از مذاکرات خستهکننده و طولانی که اوکراین با از دست دادن سرزمین و جان سربازان خود هزینه گزاف نداشتن این تسلیحات را پرداخت کرد.
🔹اوکراین هماکنون در وضعیت دفاعی قرار دارد که با سرعتی بیشتر از ۲۰۲۲ در حال از دست دادن شرق منطقه دونباس است. سربازان روسیه در حال نزدیکشدن به شهر کلیدی پوکروسک بهعنوان محور کلیدی انتقال و ترابری برای پشتیبانی اوکراین در دفاع از شرق هستند. با این حال، رئیس ستاد دفاعی انگلستان، دریاسالار تونی راداکین اخیراً گفته است که اکتبر، ماه پر تلفاتی برای روسیه و تمامی جنگ بود و روسیه در این ماه به طور میانگین روزانه ۱۵۰۰ کشته یا زخمی داشته است. تخمین راداکین از تلفات روسیه از ابتدای جنگ تاکنون حدود ۷۰۰ هزار کشته و زخمی است.
🔹اما روسیه با استخدام نیروها سعی در جبران تلفات خود دارد و هماکنون نیروهایش با ۱۰ هزار سرباز از کره شمالی افزایش یافته است تا به شکل تهاجمی، اوکراینیها را از منطقه روسی کورسک بیرون کند. این مداخله کره شمالی بود که بایدن را تحریک کرد تا در ممنوعیت استفاده اوکراین از «اتکمز» بازنگری کند. بایدن پیشتر به اوکراین اجازه داده بود تا هیرمارس با برد ۵۰ مایل در اعماق خاک روسیه را مستقر و از خارکیف دفاع کند. اتکمز با برد ۱۹۰ مایل، به اوکراین این توانایی را میدهد که به اهداف عمیقتری در روسیه حمله کند. ممکن است به دنبال تصمیم آمریکا، انگلیس و فرانسه به اوکراین اجازه بدهند تا از موشکهای کروز SCALP/Storm Shadow که برد ۲۵۰ کیلومتری دارند استفاده کند، اگرچه هنوز چنین تصمیمی در پاریس و لندن اتخاذ نشده است.
🔹برخی از مقامات وزارت دفاع آمریکا مخالف تصمیم در خصوص اتکمز بودند؛ چراکه روسیه پیشتر بسیاری از نیروی هوایی خود را از برد سامانه خارج کرده است و اوکراین هم تعداد کافی از این سامانه ندارد تا مسیر جنگ را تغییر دهد (برخی تخمین میزنند که تعداد سامانههای در اختیار کییف کمتر از ۵۰ عدد باشد.) اما موسسه مطالعات جنگ واقع در واشنگتن، صدها هدف نظامی مهم در روسیه را در برد 300 کیلومتری مرز اوکراین شناسایی کرده است. این اهداف شامل پایگاههایی میشوند که نیروهای کرهای در آن آماده حمله به مواضع اوکراین میشوند.
🔹دولت بایدن نیاز میبیند که با وارد کردن خسارات سنگینی به نیروهای کره شمالی، این کشور را از اعزام نیروهای بیشتر به جنگ برای روسیه منصرف کند. به گزارش بلومبرگ، پیونگیانگ ممکن است حدود ۱۰۰ هزار نیروی دیگر اعزام کند. این تعداد بیشتر میتواند کمتر از سه ماه تلفات نظامی روسیه را جبران کند و فشار بر پوتین برای انجام فراخوانهای نامحبوب و اجباری از نیروهای ذخیره روسیه را کاهش دهد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎1👏1
♦️سیاست خاورمیانهای چین در دوران جنگ
◼️مجلس الشرق الأوسط للشؤون الدولية
📝علاء ترتیر
#رویة_العربیة
🔸چین در سالهای اخیر تلاش کرده نفوذ جهانی خود را گسترش دهد. باوجود اولویتهای اصلی آن تمرکز بر غرب اقیانوس آرام و رقابت با آمریکا، منازعات منطقهای و تنشهای شبهجزیره کره و تنگه تایوان، حضور فزایندهاش در خاورمیانه و شمال آفریقا منافع استراتژیک جدیدی برای این کشور ایجاد کرده است.
🔹باوجود منافع چین در خاورمیانه، بیثباتی منطقهای تهدیدی برای اهداف این کشور است. پکن در مدیریت این چالشها محتاط و ناکارآمد عمل کرده و به رویکرد کم ریسک گذشته پایبند است. این رفتار، باوجود فرصتها، مانع بهرهبرداری کامل چین از نفوذ خود در این مناطق میشود.
💢نفوذ در حال رشد
🔹چین بهعنوان شریک اقتصادی اصلی برای کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در سال۲۰۲۲ حجم تجارتی معادل ۳۶۸ میلیارد دلار با این منطقه داشته که بسیار بیشتر از ۱۴۴ میلیارد دلار تجارت ایالاتمتحده با این منطقه است. سرمایهگذاریها و تأمین مالی توسعهای چین بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ به ۱۵۲ میلیارد دلار رسیده است. این کشور از طریق پروژههای زیرساختی، ابتکار «کمربند - جاده» و همکاریهای فناورانه با عربستان سعودی و امارات، نقش فعالی در منطقه ایفا کرده و در سال ۲۰۲۳ نیمی از واردات نفت خام خود را از این منطقه تأمین کرده است.
🔹چین باوجود تمرکز بر منافع تجاری، مشارکت خود را در دیپلماسی و امنیت گسترش داده است. ازجمله اقدامات مهم این کشور میتوان به انتصاب فرستاده ویژه در خاورمیانه در ۲۰۰۲ و ارائه طرح امنیتی جدید در ۲۰۲۲ اشاره کرد. همچنین در ۲۰۲۳، چین میانجی احیای روابط عربستان سعودی و ایران شد. بااینحال، در بحرانهای منطقهای، دخالت چین همچنان محدود بوده و اگرچه پیشنهاداتی برای توقف جنگ غزه ارائه داده، اما اقدامات عملی جدی برای تعلیق عملیات نظامی اسرائیل و اجرای صلح انجام نداده است.
💢دیدگاههای مختلف
🔹چین در تلاش است تا تصویری از خود بهعنوان قدرتی مسئول و متعهد به حفظ صلح، ازجمله در خاورمیانه، به نمایش بگذارد؛ اما رویکرد آن در برابر بحرانهای منطقهای محتاطانه و مردد است. این تفاوت بازتابدهنده شیوه دیپلماتیک چین و تفکر استراتژیک دقیق آن در خصوص نقش خود در منطقه است. سیاست چین را میتوان از چهار زاویه تفسیر کرد:
1️⃣ تفسیر نخست؛ چین ترجیح میدهد از درگیریهای منطقهای دور بماند و بر اساس اصول بیطرفی و عدم دخالت عمل کند. چین خطرات دخالت در منازعات منطقهای را درک کرده و تمایلی به جایگزینی ایالاتمتحده بهعنوان قدرت مسلط ندارد. اولویتهای ژئواستراتژیک چین همچنان بر مسائل دیگر مانند تنگه تایوان، دریای چین جنوبی و رقابت با ایالاتمتحده در منطقه هند و اقیانوس آرام متمرکز است.
2️⃣ تفسیر دوم؛ منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برای چین ازنظر منابع انرژی و موقعیت ژئواستراتژیک اهمیت زیادی دارد. اگرچه چین بر اصل عدم دخالت پایبند است، اما چین با افزایش تجارت دوجانبه، سرمایهگذاریها و پروژههای زیرساختی ازجمله اقتصاد دیجیتالی، نفوذ خود را در این منطقه گسترش داده است. همکاریهای دفاعی نیز افزایشیافته، ازجمله تولید پهپادها با امارات و موشکهای بالستیک با عربستان که این روابط نگرانیهایی در واشنگتن ایجاد کرده است.
3️⃣ تفسیر سومِ؛ انفعال و واکنشهای دیرهنگام چین در دیپلماسی در قبال تحولات منطقهای میتواند تهدیدی برای منافع آن باشد. به همین دلیل، چین به دیپلماسی پیشگیرانهتر و میانجیگری در منازعات، مانند منازعه فلسطین و اسرائیل، نیاز دارد. همچنین، چین نفوذ خود را از طریق نهادهای چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس گسترش داده است و کشورهای زیادی از منطقه خاورمیانه و شمال افریقا را به خود جذب کرده است.
4️⃣ تفسیر چهارم؛ چین پس از هفتم اکتبر، باوجود فرصتهای رقابت استراتژیک با ایالاتمتحده در خاورمیانه و شمال آفریقا، تلاش دارد توازن بین اصول خود مانند عدم دخالت و نیاز به مشارکت فعالتر برقرار کند. چین ترجیح میدهد نقش محدودی ایفا کرده و بهعنوان تسهیلگر و میانجی در منازعات منطقهای عمل کند، هدف اصلی چین حفظ منافع خود در منطقه است، نه ارائه راهحلهای مشخص برای بحرانها.
💢نتیجهگیری
✅ چین با وجود تمایل به استفاده از فرصتها، بهعنوان یک قدرت محتاط در خاورمیانه عمل میکند و بیشتر بر اهداف تجاری تمرکز دارد. این کشور از به چالش کشیدن ایالاتمتحده در منطقه خاورمیانه خودداری کرده و رویکرد بلندمدت و صبورانهای با استفاده از ابتکار-جاده و نهادهای چندجانبه برای تحقق پیشرفت پایدار و منافع اقتصادی در منطقه دنبال میکند.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مجلس الشرق الأوسط للشؤون الدولية
📝علاء ترتیر
#رویة_العربیة
🔸چین در سالهای اخیر تلاش کرده نفوذ جهانی خود را گسترش دهد. باوجود اولویتهای اصلی آن تمرکز بر غرب اقیانوس آرام و رقابت با آمریکا، منازعات منطقهای و تنشهای شبهجزیره کره و تنگه تایوان، حضور فزایندهاش در خاورمیانه و شمال آفریقا منافع استراتژیک جدیدی برای این کشور ایجاد کرده است.
🔹باوجود منافع چین در خاورمیانه، بیثباتی منطقهای تهدیدی برای اهداف این کشور است. پکن در مدیریت این چالشها محتاط و ناکارآمد عمل کرده و به رویکرد کم ریسک گذشته پایبند است. این رفتار، باوجود فرصتها، مانع بهرهبرداری کامل چین از نفوذ خود در این مناطق میشود.
💢نفوذ در حال رشد
🔹چین بهعنوان شریک اقتصادی اصلی برای کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا در سال۲۰۲۲ حجم تجارتی معادل ۳۶۸ میلیارد دلار با این منطقه داشته که بسیار بیشتر از ۱۴۴ میلیارد دلار تجارت ایالاتمتحده با این منطقه است. سرمایهگذاریها و تأمین مالی توسعهای چین بین سالهای ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ به ۱۵۲ میلیارد دلار رسیده است. این کشور از طریق پروژههای زیرساختی، ابتکار «کمربند - جاده» و همکاریهای فناورانه با عربستان سعودی و امارات، نقش فعالی در منطقه ایفا کرده و در سال ۲۰۲۳ نیمی از واردات نفت خام خود را از این منطقه تأمین کرده است.
🔹چین باوجود تمرکز بر منافع تجاری، مشارکت خود را در دیپلماسی و امنیت گسترش داده است. ازجمله اقدامات مهم این کشور میتوان به انتصاب فرستاده ویژه در خاورمیانه در ۲۰۰۲ و ارائه طرح امنیتی جدید در ۲۰۲۲ اشاره کرد. همچنین در ۲۰۲۳، چین میانجی احیای روابط عربستان سعودی و ایران شد. بااینحال، در بحرانهای منطقهای، دخالت چین همچنان محدود بوده و اگرچه پیشنهاداتی برای توقف جنگ غزه ارائه داده، اما اقدامات عملی جدی برای تعلیق عملیات نظامی اسرائیل و اجرای صلح انجام نداده است.
💢دیدگاههای مختلف
🔹چین در تلاش است تا تصویری از خود بهعنوان قدرتی مسئول و متعهد به حفظ صلح، ازجمله در خاورمیانه، به نمایش بگذارد؛ اما رویکرد آن در برابر بحرانهای منطقهای محتاطانه و مردد است. این تفاوت بازتابدهنده شیوه دیپلماتیک چین و تفکر استراتژیک دقیق آن در خصوص نقش خود در منطقه است. سیاست چین را میتوان از چهار زاویه تفسیر کرد:
1️⃣ تفسیر نخست؛ چین ترجیح میدهد از درگیریهای منطقهای دور بماند و بر اساس اصول بیطرفی و عدم دخالت عمل کند. چین خطرات دخالت در منازعات منطقهای را درک کرده و تمایلی به جایگزینی ایالاتمتحده بهعنوان قدرت مسلط ندارد. اولویتهای ژئواستراتژیک چین همچنان بر مسائل دیگر مانند تنگه تایوان، دریای چین جنوبی و رقابت با ایالاتمتحده در منطقه هند و اقیانوس آرام متمرکز است.
2️⃣ تفسیر دوم؛ منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برای چین ازنظر منابع انرژی و موقعیت ژئواستراتژیک اهمیت زیادی دارد. اگرچه چین بر اصل عدم دخالت پایبند است، اما چین با افزایش تجارت دوجانبه، سرمایهگذاریها و پروژههای زیرساختی ازجمله اقتصاد دیجیتالی، نفوذ خود را در این منطقه گسترش داده است. همکاریهای دفاعی نیز افزایشیافته، ازجمله تولید پهپادها با امارات و موشکهای بالستیک با عربستان که این روابط نگرانیهایی در واشنگتن ایجاد کرده است.
3️⃣ تفسیر سومِ؛ انفعال و واکنشهای دیرهنگام چین در دیپلماسی در قبال تحولات منطقهای میتواند تهدیدی برای منافع آن باشد. به همین دلیل، چین به دیپلماسی پیشگیرانهتر و میانجیگری در منازعات، مانند منازعه فلسطین و اسرائیل، نیاز دارد. همچنین، چین نفوذ خود را از طریق نهادهای چندجانبه مانند سازمان همکاری شانگهای و بریکس گسترش داده است و کشورهای زیادی از منطقه خاورمیانه و شمال افریقا را به خود جذب کرده است.
4️⃣ تفسیر چهارم؛ چین پس از هفتم اکتبر، باوجود فرصتهای رقابت استراتژیک با ایالاتمتحده در خاورمیانه و شمال آفریقا، تلاش دارد توازن بین اصول خود مانند عدم دخالت و نیاز به مشارکت فعالتر برقرار کند. چین ترجیح میدهد نقش محدودی ایفا کرده و بهعنوان تسهیلگر و میانجی در منازعات منطقهای عمل کند، هدف اصلی چین حفظ منافع خود در منطقه است، نه ارائه راهحلهای مشخص برای بحرانها.
💢نتیجهگیری
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا، یک پرسش بسیار مهم وجود دارد: دولت جدید آمریکا چه رویکردی را در قبال جنگ اسرائیل با حماس اتخاذ خواهد کرد؟ آنچیزی که در دولت بایدن علیرغم فشارهای درونیحزبی و احتمال تاثیر منفی بر انتخابات برای دموکراتها مشاهده شده، حمایت همهجانبه از دولت اسرائیل بوده است. آخرین مصداق چنین حمایتی، چهارمین وتوی قطعنامۀ پیشنهادی شورای امنیت برای آتشبس در غزه توسط آمریکا در روز گذشته بود. حال باید دید که دولت جمهوریخواه و حامی سرسخت اسرائیل چگونه به جنگ و پایاندادن آن نگاه میکند؟
🔸بدون شک یکی از مهمترین پروندههای بینالمللی دولت دوم ترامپ، موضوع جنگ غزه است. جنگی که یکی از عوامل اصلی شکست دموکراتها در انتخابات بود و هر سیاستمداری در واشنگتن حالا به اهمیت بحران غزه برای افکار عمومی آمریکا پی برده است. در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، یکی از جنجالیترین طرحهای او برای حل مسئله فلسطین و اسرائیل، "معامله قرن" بود که در ژانویه ۲۰۲۰ رونمایی شد. در این طرح، غزه بهعنوان بخشی از دولت فلسطینی مستقل در نظر گرفته شده بود؛ اما با محدودیتهای بسیار زیاد از نظر حاکمیت و کنترل اراضی.
🔸طبق این طرح، حماس به عنوان یک سازمان تروریستی شناخته شد که باید خلع سلاح شود و کنترل غزه به دولت فلسطینی تحت حمایت غرب منتقل گردد. طرحی که به هیچ وجه مطلوب محور مقاومت و حماس نبود. همچنین ترامپ در دولت اول خود موفق شد "پیمان ابراهیم" را با چند کشور عربی از جمله امارات و بحرین به امضا برساند و این کشورها بهطور رسمی اسرائیل را به رسمیت بشناسند.
🔸اکنون به نظر میآید ترامپ در دولت دوم خود نیز به دنبال پیگیری مجدد معامله قرن و پیمان ابراهیم است. با این تفاوت که موارد جدیدی را به آن اضافه خواهد کرد. به طور مثال دولت او تلاش خواهد کرد تا با جذب کشورهای بیشتر به این پیمان، به ویژه عربستان سعودی، نقش خود را در ایجاد یک اتحاد منطقهای علیه ایران و گروههای وابسته به آن در غزه تقویت کند.
🔸اما واگذاری بازسازی غزه به عربستان و امارات در قالب یک پیمان امنیتی، از ابتکارات جدید جمهوریخواهان و ترامپ است. موضوعی که لیندسی گراهام، سناتور مشهور جمهوریخواه یک ماه قبل پس از سفر به تل آویو و دیدار با نتانیاهو به آن اشاره کرد. او گفت: «عربستان دو خواسته دارد تا اسرائیل را به رسمیت بشناسد. نخست، این کشور خواهان امضای یک پیمان امنیتی با آمریکا است و دوم، درخواست دارد تا یک پیمان امنیتی دوطرفه با اسرائیل بسته شود. به عبارت دیگر، عربستان میخواهد که آمریکا به دفاع از این کشور وارد جنگ شود، که این موضوع به ۶۷ رأی سناتورها در کنگره نیاز دارد».
🔸لیندسی گراهام می افزاید: «سناتور ریچارد بلومنتال، عضو حزب دموکرات، تمایل دارد که در جمعآوری این آرای لازم به من کمک کند. این مسئله را یک سال و نیم پیش به محمد بن سلمان گفتم... تحت عنوان «ملت مستقل» برای فلسطین، باید یک ضمانت امنیتی برای اسرائیل فراهم شود تا اطمینان حاصل کند که هیچ حملهای مشابه حمله ۷اکتبر در آینده اتفاق نخواهد افتاد. قرار است مانند امارات باشد، نه اینکه یک دموکراسی باشد! محمد بن سلمان و محمد بن زاید قصد دارند غزه را بازسازی کنند... آنها مناطقی در فلسطین خواهند ساخت که بتوانند در صلح و هماهنگی با اسرائیل زندگی کنند و به کودکان خود آموزش نخواهند داد که یهودیان را بکشند... پس از ۷ اکتبر، راهحل دو دولتی عملاً مرده است.»
🔸علاوه بر این، ترامپ و دولتش همچون ۴ سال قبل بسیاری از انتقادات بینالمللی از شهرکسازیهای غیرقانونی اسرائیل در کرانه باختری را نادیده خواهند گرفت و به نظر میآید با انتخاب مایک هاکبی به عنوان سفیر آمریکا در اسرائیل، فشارهای آمریکا برای الحاق کرانه باختری به اسرائیل هم حتی جدی شود!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌2❤1👏1
#روندهای_استراتژیک
🔸پیتر فیور استاد علوم سیاسی دانشگاه دوک در مقالهای که در مجله #فارنافرز منتشر ساخته به تبعات و پیامدهای قدرتگیری مجدد ترامپ بر نظم جهانی و سیاست خارجی آمریکا پرداخته است.
🔹در حالی که پیروزی ترامپ در انتخابات سال ۲۰۱۶ غیرمنتظره بود و استراتژی و کنشهایش در دوران ریاستجمهوری مبهم بود اما بازگشت وی به قدرت غیرمنتظره نبود و ارزیابی راهبردهای آتی دولت او در بعد داخلی و خارجی نیز امکانپذیرتر است. در دولت کنونی ترامپ نفوذ جناحهای افراطی حزب که ممکن است صداهای میانهرو را منکوب کنند و ساختار اداری را تغییر دهند بیشتر خواهد بود. در سیاست خارجی معاملهگری و سودجویی رئالیستی همانند دوره قبل در دستورکار خواهد ماند با این تفاوت که زمینه و بحرانهای جهانی بهطور چشمگیری تغییر کرده و خطرناکتر شده است. بی تردید موفقیت سیاستهای او بستگی به تواناییاش در انطباق با چشمانداز بینالمللی فعلی وابسته است.
💢 ترامپ و چالش وفاداری
🔹تیم ترامپ به وضوح اعلام کردهاند که وفاداری کارکنان به دولت و برنامههایش بسیار اهمیت دارد. این در حالی است که در ردههای بالایی کارکنان و افسران نظامی با دیده تردید به ترامپ و تیم وی مینگرند. تیم ترامپ ممکن است در پی این باشد که ردههای عالی نظامی و خدمات اطلاعاتی را سیاسی کند و فقط افراد وفادار را ارتقا دهد که باعث میشود بسیاری از متخصصان به دلایل سیاسی قابل حذف باشند.
💢 بازگشت ترامپ و تبعات آن بر متحدان و دشمنان
🔹بازگشت ترامپ باعث نگرانی در میان متحدان آمریکا شده و این تهدید را ایجاد کرده که احتمالا رهبری سنتی جهانی آمریکا تضعیف میشود. در حالی که متحدان همواره به سیاست خارجی ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم انتقاد کردهاند، اما براین باورند که دوران پس از جنگ جهانی یا به تعبیری «رهبری فعال آمریکا در جهان» به طور کلی برای آنها بهتر از دوره قبل از جنگ یا «دوران انزواگرایی و بیتفاوتی» بوده است. متحدان آمریکا سعی خواهند کرد ترامپ را تحت تأثیر قرار داده و او را راضی کنند که به سیاست فعال آمریکا در جهان ادامه دهد. لذا همکاریها میان متحدان ادامه خواهد یافت اما به ویژه اروپاییها برای حفظ نظم باید هزینه بیشتری پرداخت کنند.
🔹برعکس، دشمنانی مانند روسیه و چین با بازگشت ترامپ با فرصتها و در عین حال تهدیدات بیشتری روبه رو خواهند بود. ترامپ احتمالا تلاش میکند اوکراین را تحت فشار قرار دهد تا بخشی از سرزمین خود را به روسیه واگذار کند، که با موضع مشاوران ضد اوکراینی او همخوانی دارد. این طرح به احتمال زیاد اجرا خواهد شد زیرا در حیطه اختیارات ریاستجمهوری قرار دارد. سوال اصلی این است که آیا پوتین الحاق جزئی از سرزمین اوکراین را قبول خواهد کرد یا خواستار تسلیم کامل خواهد بود؟
🔹نحوه مواجهه با چین وضوح کمتری دارد اما برخی مشاوران کلیدی ترامپ به طور اشتباه فکر میکنند که ایالات متحده میتواند منافع خود را در اروپا قربانی کند اما در برابر تهاجمهای چین در شرق آسیا مقابله کند. اقدامات اولیه دولت ترامپ در آسیا ممکن است در نگاه اول تهاجمی به نظر برسد، مانند وضع تعرفههای سنگین بر کالاهای چینی که ممکن است به اقتصاد چین آسیب بزند، هرچند آسیب به مصرفکنندگان آمریکایی بیشتر و فوریتر خواهد بود. همچنین ترامپ ممکن است به دنبال راهی برای نمایش قدرت نظامی در آسیا باشد تا تضادی با آنچه او ضعف بایدن میداند، ایجاد کند اما در حقیقت وی قادر نخواهد بود اقدامات جدی در مقابل چین انجام دهد.
💢 بازگشت به قدرت و تبعات جهانی
🔹مشخص نیست که آیا افزایش تعرفههای اقتصادی به طور مؤثری سیاستهای چین را تغییر خواهد داد یا لفاظیهای تهاجمی او به یک قدرت نظامی پایدار در آسیا خواهد انجامید. ترامپ شرایطی را برای دفاع از تایوان تعیین کرده و از تایپه خواسته است که هزینههای دفاعی خود را به شدت افزایش دهد. این استراتژی ممکن است واقعگرایانه نباشد و نفوذ آمریکا در منطقه را تضعیف کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1👏1👌1
♦️آخرین شانس آلمان برای بازتعریف نقش خود در اروپا
◾️فصلنامه سیاست بینالملل
📝استفان مایستر
#تهران_ریویو
🔹در شرایطی که نفوذ روسیه در مناطق شرقی اوکراین همچنان ادامه دارد و سربازان کرهای در جنگ به کار گرفته میشوند، دولت آلمان با بحران جدی روبهرو شده است. اگر ترامپ حمایت مالی از اوکراین را قطع کند، آلمان که بزرگترین اقتصاد اروپا را در اختیار دارد، قادر نخواهد بود حمایت مالی و تسلیحاتی مؤثری از اوکراین کند.
🔸طبق نظرسنجی اخیر بنیاد کوربر، ۴۹ درصد از آلمانیهای ساکن در غرب کشور معتقدند که اوکراین باید به مبارزه برای بازپسگیری قلمروهای خود ادامه دهد، در حالی که ۴۰ درصد بر این باورند اوکراین باید «سرزمین خود را برای دستیابی به صلح» مبادله کند. در شرق آلمان نیز ۵۲ درصد از مردم موافقاند که اوکراین به عنوان بخشی از «توافق صلح»، قلمرو خود را واگذار کند، در حالی که تنها ۳۸ درصد از ادامه جنگ حمایت میکنند. با توجه به افزایش قطبیشدگی در جامعه آلمان و رشد احزاب پوپولیستی و افراطی مخالف حمایت از اوکراین، ممکن است آلمان حتی بیشتر از گذشته دروننگر شود.
🔸از سوی دیگر، تلاشهای ناکافی شولتس و حزب سوسیال دموکرات برای مذاکره با روسیه موجب شده است تا پیشرفت قابل توجهی در این زمینه حاصل نشود و روسیه، ایالاتمتحده را به عنوان مذاکرهکننده اصلی برای پایان جنگ ببیند و نه آلمان. اگر آلمان حمایتهای نظامی خود را افزایش ندهد و ارادهای نیز برای رهبری ناتو و اتحادیه اروپا نداشته باشد، نقش آن در پایاندهی به جنگ اوکراین به شدت کاهش خواهد یافت. همچنین، نشست اخیر نخستوزیر لهستان با فرانسه و انگلستان در زمینه سازماندهی دفاع اروپایی بدون دعوت از آلمان، تاییدی بر ادراک این بیارادگی آلمان در اروپا است.
🔸از دیدگاه کرملین، وضعیت در آلمان به خوبی پیش میرود زیرا نشانههایی از تعامل مجدد برلین مشاهده میشود. احتمالاً وزیر خارجه دولت آینده آلمان از سوسیال دموکراتها خواهد بود که میتواند منجر به بازگشت خزنده «سیاست نگاه به شرق» (Ostpolitik) شود. این سیاست بر این باور است که با تعاملات اقتصادی میتوان شرق را دموکراتیزه کرد و به همین دلیل به دنبال افزایش هرچه بیشتر تعاملات اقتصادی به امید گذار دموکراتیک از درون است.
🔸صدراعظم آینده آلمان نیز مانند صدراعظم کنونی با بحران بودجه مواجه خواهد شد؛ دوراهیای که میان افزایش بودجه دفاعی و بدهیهای بیشتر یا کاهش هزینهها قرار دارد. تصمیمگیری درباره سیاستهای هزینهای آلمان، تأثیر زیادی بر توانایی آن در زمینه سیاستهای اروپایی و مسائل مربوط به اوکراین خواهد داشت.
✅ اگر آلمان بخواهد به پایان جنگ در اوکراین کمک نموده و خطوط نبرد را همانطور که برخی مشاوران ترامپ پیشنهاد میدهند در مرحله کنونی متوقف کند، باید نیروهایی را برای تضمین آتشبس ارسال کند. در عین حال، هزینه تسلیحات ایالاتمتحده باید توسط کشورهای اروپایی تأمین شود که هماکنون با چالشهای مالی برای تقویت دفاع خود مواجهاند. آیا آلمان و سایر کشورهای اروپایی آمادهاند هزینه تسلیح اوکراین و ارسال نیرو برای نظارت بر خطوط نبرد را بپردازند؟ این موضوع آزمونی برای اراده آلمان در حمایت از پایان جنگ و بازتعریف نقش آن در امنیت اروپا خواهد بود و تصمیمگیری در این خصوص به دولت آینده آلمان بستگی دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فصلنامه سیاست بینالملل
📝استفان مایستر
#تهران_ریویو
🔹در شرایطی که نفوذ روسیه در مناطق شرقی اوکراین همچنان ادامه دارد و سربازان کرهای در جنگ به کار گرفته میشوند، دولت آلمان با بحران جدی روبهرو شده است. اگر ترامپ حمایت مالی از اوکراین را قطع کند، آلمان که بزرگترین اقتصاد اروپا را در اختیار دارد، قادر نخواهد بود حمایت مالی و تسلیحاتی مؤثری از اوکراین کند.
🔸طبق نظرسنجی اخیر بنیاد کوربر، ۴۹ درصد از آلمانیهای ساکن در غرب کشور معتقدند که اوکراین باید به مبارزه برای بازپسگیری قلمروهای خود ادامه دهد، در حالی که ۴۰ درصد بر این باورند اوکراین باید «سرزمین خود را برای دستیابی به صلح» مبادله کند. در شرق آلمان نیز ۵۲ درصد از مردم موافقاند که اوکراین به عنوان بخشی از «توافق صلح»، قلمرو خود را واگذار کند، در حالی که تنها ۳۸ درصد از ادامه جنگ حمایت میکنند. با توجه به افزایش قطبیشدگی در جامعه آلمان و رشد احزاب پوپولیستی و افراطی مخالف حمایت از اوکراین، ممکن است آلمان حتی بیشتر از گذشته دروننگر شود.
🔸از سوی دیگر، تلاشهای ناکافی شولتس و حزب سوسیال دموکرات برای مذاکره با روسیه موجب شده است تا پیشرفت قابل توجهی در این زمینه حاصل نشود و روسیه، ایالاتمتحده را به عنوان مذاکرهکننده اصلی برای پایان جنگ ببیند و نه آلمان. اگر آلمان حمایتهای نظامی خود را افزایش ندهد و ارادهای نیز برای رهبری ناتو و اتحادیه اروپا نداشته باشد، نقش آن در پایاندهی به جنگ اوکراین به شدت کاهش خواهد یافت. همچنین، نشست اخیر نخستوزیر لهستان با فرانسه و انگلستان در زمینه سازماندهی دفاع اروپایی بدون دعوت از آلمان، تاییدی بر ادراک این بیارادگی آلمان در اروپا است.
🔸از دیدگاه کرملین، وضعیت در آلمان به خوبی پیش میرود زیرا نشانههایی از تعامل مجدد برلین مشاهده میشود. احتمالاً وزیر خارجه دولت آینده آلمان از سوسیال دموکراتها خواهد بود که میتواند منجر به بازگشت خزنده «سیاست نگاه به شرق» (Ostpolitik) شود. این سیاست بر این باور است که با تعاملات اقتصادی میتوان شرق را دموکراتیزه کرد و به همین دلیل به دنبال افزایش هرچه بیشتر تعاملات اقتصادی به امید گذار دموکراتیک از درون است.
🔸صدراعظم آینده آلمان نیز مانند صدراعظم کنونی با بحران بودجه مواجه خواهد شد؛ دوراهیای که میان افزایش بودجه دفاعی و بدهیهای بیشتر یا کاهش هزینهها قرار دارد. تصمیمگیری درباره سیاستهای هزینهای آلمان، تأثیر زیادی بر توانایی آن در زمینه سیاستهای اروپایی و مسائل مربوط به اوکراین خواهد داشت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤3👏2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹با گذشت دو ماه از جنگ رژیم صهیونیستی علیه لبنان و حزبالله و آغاز عملیاتهای زمینی در جنوب لبنان، رژیم صهیونیستی با اعلام مرحله دوم جنگ، بُعد عملیاتهای زمینی خود را گسترش داده و درگیریها به ویژه در دو محور الخیام و ناقوره شدت گرفته است.
💢چینش نیروها و راهبردهای نظامی اسرائیل
🔸ارتش رژیم صهیونیستی پس از عملیات طوفان الاقصی سه لشگر خود را در مرز با لبنان مستقر کرد و با آغاز حمله به لبنان بر تعداد نیروهای نظامی خود در این منطقه افزود. استراتژی اسرائیل در مرحله اول جنگ مبتنی بر تخریب گسترده روستاهای مرزی لبنان و ورود به این مناطق در جهت مقابله با حملات راکتی حزبالله بود که محقق نشد. اکنون این رژیم وارد مرحله دوم جنگ شده که با اضافه کردن نیروهای جدیدی به عرصه نظامی مترصد تغییر وضعیت نظامی در این منطقه است. براساس وضعیت میدانی موجود، اسرائیل چهار لشگر۹۸، ۹۱، ۳۶ و ۱۴۶ را به کارگیری کرده است.
🔸اسرائیل در مرحله دوم جنگ، عملیاتهای زمینی خود را معطوف به تصرف مناطق دارای مزیتهای فوق العاده کرده و به لحاظ تاکتیکی تمرکز آن بر موارد ذیل است:
1️⃣ کاهش تعداد تلفات نظامی: تلفات زیاد در مرحله اول باعث شده این رژیم متمرکزتر و با آتش بیشتر سعی در کاهش تلفات داشته باشد.
2️⃣ شدت حملات هوایی: استراتژی اصلی اسرائیل در عرصه میدانی بر انجام حملات گسترده هوایی و سپس پیشروی در عرصه زمینی است که از ابتدای حمله نظامی به جنوب لبنان این امر پیاده سازی شده و در مرحله دوم شدت حملات هوایی بیشتر شده است.
3️⃣ افزایش گستره عملیاتی: ارتش صهیونیستی در مرحله دوم جنگ، مناطق بیشتری را به بانک اهداف نظامی خود اضافه کرده است. این رژیم حملات نظامی را در سراسر مرز با لبنان انجام داده و محورهای جدیدی را در این عرصه بازکرده که هدف از آن عدم تمرکز حزب الله بر یک منطقه خاص از حملات است.
4️⃣ تمرکز عملیاتی بر اشغال مناطق خاص: در این مرحله، ارتش صهیونیستی به دنبال اشغال مناطقی همچون خیام و ناقوره است. خیام در محدوده مرزی لبنان با فلسطین اشغالی و سوریه واقع شده و بر بلندیهای جولان اشراف دارد و از آن به عنوان لنگرگاه مقاومت یاد می شود. تصرف الخیام میتواند راه را برای پیشروی به سمت منطقه بقاع غربی از محور جنوب شرق و همچنین حرکت به سمت غرب در امتداد رود لیتانی باز کند.
🔸در این راستا ارتش صهیونیستی طی روزهای گذشته حملات سنگینی برای تصرف خیام و مناطقی همچون شهرک البیاضه انجام داد که با پاتک سنگین حزبالله روبرو شد. در منطقه خیام نیز برخی منابع از کنترل ارتش رژیم بر این شهر خبر دادهاند اما درگیریها همچنان ادامه دارد و حزبالله با انجام حملات سنگین پهپادی و موشکی کوتاه برد تجمعات ارتش صهیونیستی را در جنوب این منطقه مورد هدف قرار میدهد به گونهای که بنابر اعلام برخی رسانهها شب گذشته تعدادی از صیهونیستها در حال اسیر شدن بودند که ارتش صهیونیستی با اجرای اصل هانیبال از اسارت آنها جلوگیری و آنها را به هلاکت رساند. باید منتظر خبرهای تکمیلی در این رابطه بود. علاوهبراین صهیونیستها به دنبال آن بودند که ابتدا با اشغال شاما و سپس حرکت به سمت البیاضه، منطقه ناقوره را نیز محاصره کنند که تاکنون این امر محقق نشده است.
💢 راهبردهای نظامی حزبالله
🔸حزبالله از ابتدای تجاوز زمینی اسرائیل به جنوب لبنان، رویکرد مقاومت حداکثری را اتخاذ و تاکنون ضربههای اساسی نیز به رژیم وارد کرده است. به طور کلی می توان استراتژیهای میدانی حزبالله را براساس موارد ذیل بیان کرد:
1️⃣ دفاع تاکتیکی: بدین گونه که قبل از ورود نیروهای دشمن تلاش میکند تا جای ممکن با تلهگذاری و کمین در محیط مناسب کوهستانی مانع پیشروی آنها شود.
2️⃣ عملیاتهای تهاجمی: با ورود ارتش صهیونیستی به هر منطقه، نیروهای حزبالله تهاجمهای خود را علیه آنها انجام میدهند و همین مساله منجر به تلفات گسترده آنها میشود.
🔸در ابعاد گستردهتر براساس این دو مولفه، حزبالله به دنبال فرسایشی کردن جنگ زمینی برای این رژیم در جبهه جنوبی در جهت گرفتن تلفات گسترده از آن است که در کنار این مساله با انجام اقدامات موشکی در حیفا و تل آویو مترصد افزایش فشار داخلی بر این رژیم و برهم زدن تمرکز آن در جبهه جنوبی است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤3👎3😐2👏1💔1
#تحلیل_کوتاه
🔹روز پنجشنبه گذشته شعبه اول مقدماتی دیوان کیفری بینالمللی در رابطه با درخواست دادستانی این دادگاه در ۲۰ مه ۲۰۲۴ برای صدور حکم بازداشت بنیامین نتانیاهو نخستوزیر و یوآو گالانت وزیر دفاع (برکنار شده) رژیم صهیونیستی به اتفاق آرا حکم بازداشت این دو نفر و البته محمد ضیف فرمانده گردانهای قسام را صادر کرد. طبق حکم صادر شده نتانیاهو و گالانت هر یک به عنوان شریک جرم برای ارتکاب اعمال مشترک با دیگران، مسئولیت کیفری جنایت جنگی گرسنگی به عنوان یک روش جنگی؛ و جنایات علیه بشریت از قبیل قتل، آزار و اذیت و سایر اعمال غیر انسانی را دارند.
🔸در حالی که رژیم صهیونیستی به دلیل این که عضو دیوان نیست صلاحیت دیوان را به چالش کشیده بود دیوان متذکر شد که پذیرش صلاحیت دادگاه توسط اسرائیل الزامی نیست، زیرا دادگاه میتواند صلاحیت خود را بر اساس صلاحیت سرزمینی فلسطین که در سال ۲۰۱۴صلاحیت دیوان را پذیرفته و در سال بعد به اساسنامه رم ملحق شده بود اعمال کند.
🔸در حالیکه ایالات متحده عضو دیوان نیست و این حکم را زیر سوال برده است مقامات بسیاری از کشورهای غربی از جمله هلند، فرانسه، انگلیس ایتالیا و کانادا آمادگی خود برای بازداشت نتانیاهو و گالانت را به طور صریح یا ضمنی اعلام کردهاند؛ امری که نشان میدهد که رژیم صهیونیستی با یک چالش عظیم سیاسی و دیپلماتیک روبرو شده است. در حالی که کشورهای غربی تاکنون اقدامات رژیم در غزه و لبنان را در چارچوب دفاع از خود تفسیر میکردند این حکم مشروعیت اقدامات رژیم را به چالش میکشد.
🔸این حکم دیوان کیفری میتواند پیامدهای منفی دیگری برای این رژیم در پی داشته باشد و عرصه را برای دستگاههای قضایی کشورهای مختلف به منظور تعقیب نتانیاهو و گالانت و دیگر مسئولان رژیم فراهم کرده و فعالیتهای دیپلماتیک آن را محدود کند. تضعیف حیات سیاسی نتانیاهو، در تنگنا قرار گرفتن دولت آمریکا برای تداوم حمایتهای بی قید و شرط از رژیم، تجدیدنظر احتمالی بسیاری از دانشگاهها و موسسات آمریکایی و غربی در همکاری با اسرائیل، و متوقف ماندن روند عادی سازی روابط میان رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی تا زمانی که نتانیاهو روی کار باشد از جمله مهمترین پیامدهای احتمالی این حکم خواهد بود.
🔸دیوان کیفری از زمان تاسیس در سال ۲۰۰۲ تاکنون به پروندههایی مختلفی رسیدگی کرده است که عمدتاً در رابطه با تحولات کشورهای آفریقایی بودهاند. احکام صادر شده در رابطه با برخی پروندهها اجرایی شده اما برخی دیگر یا به صدور حکم منتهی نشده یا در فرایند اجرا به مانع برخورده است. در اولین پرونده دیوان که درباره توگو(۲۰۰۳) بود، پروندههای کنگو (۲۰۰۶ و ۲۰۱۴) و پرونده مالی (۲۰۱۶) احکام صادر شده اجرایی شد اما پروندههایی مانند اوگاندا (۲۰۱۷)، سودان(۲۰۱۹)، آفریقای مرکزی (۲۰۲۱) و لیبی (۲۰۲۱) هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است.
🔸به طور کلی دیوان کیفری در مسیر اجرای احکام خود چالشهای متعددی دارد. عدم عضویت قدرتهای بزرگ آمریکا، چین و روسیه در این دیوان بزرگترین مانع است و همین باعث میشود حتی کشورهای عضو هم انگیزه چندانی برای اجرای احکام دیوان در رابطه با مقامات رسمی نداشته باشند. در سال ۲۰۱۵ در حالی که دیوان حکم بازداشت عمر البشیر را صادر کرده بود او برای شرکت در نشست سران اتحادیه آفریقا به آفریقای جنوبی سفر کرد و دولت این کشور از بازدداشت او طبق حکم دیوان خودداری کرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌3❤1
Forwarded from Partisan / پارتیزان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔷حمله حزبالله با موشک کروز
🔹رسانه حزبالله لبنان برای نخستینبار، ویدئویی از شلیک یک فروند موشک کروز به سمت پایگاه هوایی هاتزر منتشر کرده است. این موشک بهطور واضح از خانواده موشکهای کروز خانواده ۳۵۱ است که پیش از این در ایران، یمن و عراق بهکارگیری شده بود و اکنون حزبالله نیز آنرا شلیک میکند.
🔹بهکارگیری موشک کروز در جریان نبرد بین حزبالله و صهیونیستها حائز اهمیت است، چرا که پیش از این حزبالله با پهپاد و راکت/موشک به صهیونیستها حمله میکرد. البته حزبالله پیشتر سعی داشت تا با بهکارگیری پهپاد توپولوف Tu-143 در نقش پهپاد انتحاری یا موشک کروز، آنرا برعلیه صهیونیستها بهکارگیری کند که این تلاش بهواسطه ثابتبودن موضع استقرار و پرتاب، موفق نبود (لینک) اما پرتاب این موشک کروز، بهواسطه متحرکبودن پرتابگر موفق بوده است.
🔹نکته جالبتوجه دیگر این پرتاب، بهکارگیری و پرتاب تعداد زیادی پهپاد کوچک از جمله شاهد-۱۰۱، با هدف مشغولسازی سامانههای پدافندی صهیونیستها بوده که پس از پرتاب پهپادها، حزبالله موشک کروز را شلیک کرده است.
#حزبالله #اسرائیل
#موشک #کروز
Fatherland
@Partisan2015
🔹رسانه حزبالله لبنان برای نخستینبار، ویدئویی از شلیک یک فروند موشک کروز به سمت پایگاه هوایی هاتزر منتشر کرده است. این موشک بهطور واضح از خانواده موشکهای کروز خانواده ۳۵۱ است که پیش از این در ایران، یمن و عراق بهکارگیری شده بود و اکنون حزبالله نیز آنرا شلیک میکند.
🔹بهکارگیری موشک کروز در جریان نبرد بین حزبالله و صهیونیستها حائز اهمیت است، چرا که پیش از این حزبالله با پهپاد و راکت/موشک به صهیونیستها حمله میکرد. البته حزبالله پیشتر سعی داشت تا با بهکارگیری پهپاد توپولوف Tu-143 در نقش پهپاد انتحاری یا موشک کروز، آنرا برعلیه صهیونیستها بهکارگیری کند که این تلاش بهواسطه ثابتبودن موضع استقرار و پرتاب، موفق نبود (لینک) اما پرتاب این موشک کروز، بهواسطه متحرکبودن پرتابگر موفق بوده است.
🔹نکته جالبتوجه دیگر این پرتاب، بهکارگیری و پرتاب تعداد زیادی پهپاد کوچک از جمله شاهد-۱۰۱، با هدف مشغولسازی سامانههای پدافندی صهیونیستها بوده که پس از پرتاب پهپادها، حزبالله موشک کروز را شلیک کرده است.
#حزبالله #اسرائیل
#موشک #کروز
Fatherland
@Partisan2015
👍9❤3👏3
🔵 ابزار تامین مالی دولت محلی (LGFV) چین: دستاوردها و چالشها
#اکوتهران
🔸براساس برآوردهای منتشره، بدهی غیرترازنامهای دولتهای محلی در چین رقمی معادل ۷.۵ تا ۸.۲ تریلیون دلار است و بخشی از بسته خبرساز ۱.۲ تریلیون دلاری چین قرار است برای تنظیم و تعدیل این بدهیها مورد استفاده قرار گیرد. با اینحال، کمتر در خصوص ماهیت این بدهیها و نحوه پدیداری آن صحبت شده است.
💢زمینه تاریخی و علت ظهور
🔹سرمایهگذاری در زیرساخت یکی از مهمترین روشهای دولت چین برای تداومبخشی به رشد، مقابله با بحران و پیشبرد دستور کار ژئوپولیتیک خود است و این کشور، تعهدات مالی زیرساختی وسیعتری نسبت به سایر کشورهای در حال توسعه منجمله اعضای اصلی بریکس –هند، برزیل، آفریقای جنوبی و روسیه- بر عهده دارد. همزمان، بسیاری از کشورها از جمله چین به سمت تمرکززدایی مالی حرکت کردهاند و مسئولیت تامین بخشی از کالاها و خدمات عمومی را به سطوح محلی حکمرانی منتقل نموده اند.
🔹این در حالی است که اصلاحات سال ۱۹۹۴ در نحوه توزیع مالیات، منجر به تمرکز منابع و افزایش سهمبری دولت مرکزی نسبت به دولت محلی شد. از همین رو، دولتهای محلی با کمبود منابع لازم برای پیشبرد برنامههای توسعهای خود در حوزه زیرساخت مواجه شدند. برآوردها نشان میدهد که پس از اصلاحات مذکور، سهم دولتهای محلی از عواید رقمی نزدیک به ۴۰ درصد و سهم آنها از مخارج قریب به ۶۰ درصد بوده است.
🔹به منظور جبران این کسری منابع، دولتهای محلی چین نیازمند تامین مالی از روشهای فرابودجهای و غیربودجهای بوده اند و از آنجا که در چین دولت مالک کلیه اراضی است، سهم قابل توجهی از این منابع فرابودجهای از محل دریافت حق امتیاز زمینها توسط دولت محلی تامین میشود؛ همین مسئله موجب شد تا دولتهای محلی محرک قدرتمندی برای توسعه زیرساخت پیدا کنند.
🔹در واقع، دولت محلی میتوانست با تامین مالی توسعه زیرساخت از طریق منابع فرابودجهای، ارزش زمینهای خود را افزایش داده و درآمد فرابودجهای خود را از محل واگذاری آنها بیشتر نماید. در بسیاری از موارد این چرخه میتوانست هزینهکرد دولت را در حوزه زیرساخت جبران نماید.
💢کارکرد و نقش
🔹ابزار تامین مالی دولت محلی Local Government Financing Vehicles در چنین بستری مبدل به مهمترین راهکار دولتهای محلی چین برای جبران کمبود منابع مالی و پیشبرد پروژههای توسعهای –اغلب در حوزه زیرساخت و خدمات عمومی- گردید. در واقع، نقش اصلی این شرکتهای سرمایهگذاری دولتی فراهم کردن امکان استقراض از منابع گوناگون و فراروی از بودجه عمومی برای دولتهای محلی بود.
🔹استفاده از این ابزار بالاخص پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و با همکاری بانکهای محلی و به پشتوانه سپردههای عمومی این بانکها رواج بیشتری یافت. در مقابل، انتشار اوراق سرمایهگذاری یکی از ساز و کارهای مهم تامین مالی توسط این شرکتها بود که با توجه به نسبت آنها با دولت محلی، سرمایهگذاری بالنسبه ایمنی نیز محسوب میشد.
🔹علیرغم چالشهای متاخر، لازم است توجه شود که بهرهگیری از این ابزار تاثیر قابلتوجهی در توسعه زیرساخت چین داشته است و از سال ۲۰۰۰ تاکنون، برآوردها سهمی ۳۰ الی ۴۰ درصدی در زیرساخت برای آن قائل شده اند. به عنوان مثال، قطار سریعالسیر پکن-شانگهای و پروژههای بازسازی و نوسازی زیرساخت در شهرهایی همچون چونگ کینگ و چنگدو از جمله این پروژهها بودند. با اینحال، زیرساخت توسعهای در بسیاری از موارد سرمایهگذاری سودآوری نیست و با تداوم پرداخت سود اوراق در بازه بلندمدت، میتواند به انباشت بدهی بینجامد.
💢چالش بدهی
🔹مقامات چینی چالش انباشت بدهی در این شرکتها را برای اولین بار در سال ۲۰۱۳ مورد توجه قرار دادند. همان زمان، اصلاحاتی در الگوی عملکرد این شرکتها انجام شد که شامل ممنوعیت افزایش بدهی از یکسو و منع ضمانت این شرکتها توسط دولت محلی از سوی دیگر بود. در یک دهه گذشته بسیاری از این شرکتها تلاش کرده اند حوزه سرمایهگذاری خود را از زیرساخت به بخشهای سوددهتری چون تولید، فناوری و خرده فروشی تغییر دهند. با اینهمه، این روند بازار پذیری آنها کند بوده و موجب تداوم انباشت بدهی دولتهای محلی گردیده است.
💢چشم انداز
🔹در این میان، عمده تحلیلگران معتقدند که بسته محرک دولت چین از نکول بدهی بخش اعظم این شرکتها جلوگیری خواهد کرد و بخش دیگری از این بدهی نیز توسط بانکها ساختاربندی مجدد خواهد شد. اما پاشنه آشیل چین در این خصوص، استانهای ضعیف و فقیر خواهند بود که با تداوم بحران مستغلات در آنها، امکان نقدشوندگی دارایی دولت محلی نیز از میان رفته است.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸براساس برآوردهای منتشره، بدهی غیرترازنامهای دولتهای محلی در چین رقمی معادل ۷.۵ تا ۸.۲ تریلیون دلار است و بخشی از بسته خبرساز ۱.۲ تریلیون دلاری چین قرار است برای تنظیم و تعدیل این بدهیها مورد استفاده قرار گیرد. با اینحال، کمتر در خصوص ماهیت این بدهیها و نحوه پدیداری آن صحبت شده است.
💢زمینه تاریخی و علت ظهور
🔹سرمایهگذاری در زیرساخت یکی از مهمترین روشهای دولت چین برای تداومبخشی به رشد، مقابله با بحران و پیشبرد دستور کار ژئوپولیتیک خود است و این کشور، تعهدات مالی زیرساختی وسیعتری نسبت به سایر کشورهای در حال توسعه منجمله اعضای اصلی بریکس –هند، برزیل، آفریقای جنوبی و روسیه- بر عهده دارد. همزمان، بسیاری از کشورها از جمله چین به سمت تمرکززدایی مالی حرکت کردهاند و مسئولیت تامین بخشی از کالاها و خدمات عمومی را به سطوح محلی حکمرانی منتقل نموده اند.
🔹این در حالی است که اصلاحات سال ۱۹۹۴ در نحوه توزیع مالیات، منجر به تمرکز منابع و افزایش سهمبری دولت مرکزی نسبت به دولت محلی شد. از همین رو، دولتهای محلی با کمبود منابع لازم برای پیشبرد برنامههای توسعهای خود در حوزه زیرساخت مواجه شدند. برآوردها نشان میدهد که پس از اصلاحات مذکور، سهم دولتهای محلی از عواید رقمی نزدیک به ۴۰ درصد و سهم آنها از مخارج قریب به ۶۰ درصد بوده است.
🔹به منظور جبران این کسری منابع، دولتهای محلی چین نیازمند تامین مالی از روشهای فرابودجهای و غیربودجهای بوده اند و از آنجا که در چین دولت مالک کلیه اراضی است، سهم قابل توجهی از این منابع فرابودجهای از محل دریافت حق امتیاز زمینها توسط دولت محلی تامین میشود؛ همین مسئله موجب شد تا دولتهای محلی محرک قدرتمندی برای توسعه زیرساخت پیدا کنند.
🔹در واقع، دولت محلی میتوانست با تامین مالی توسعه زیرساخت از طریق منابع فرابودجهای، ارزش زمینهای خود را افزایش داده و درآمد فرابودجهای خود را از محل واگذاری آنها بیشتر نماید. در بسیاری از موارد این چرخه میتوانست هزینهکرد دولت را در حوزه زیرساخت جبران نماید.
💢کارکرد و نقش
🔹ابزار تامین مالی دولت محلی Local Government Financing Vehicles در چنین بستری مبدل به مهمترین راهکار دولتهای محلی چین برای جبران کمبود منابع مالی و پیشبرد پروژههای توسعهای –اغلب در حوزه زیرساخت و خدمات عمومی- گردید. در واقع، نقش اصلی این شرکتهای سرمایهگذاری دولتی فراهم کردن امکان استقراض از منابع گوناگون و فراروی از بودجه عمومی برای دولتهای محلی بود.
🔹استفاده از این ابزار بالاخص پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و با همکاری بانکهای محلی و به پشتوانه سپردههای عمومی این بانکها رواج بیشتری یافت. در مقابل، انتشار اوراق سرمایهگذاری یکی از ساز و کارهای مهم تامین مالی توسط این شرکتها بود که با توجه به نسبت آنها با دولت محلی، سرمایهگذاری بالنسبه ایمنی نیز محسوب میشد.
🔹علیرغم چالشهای متاخر، لازم است توجه شود که بهرهگیری از این ابزار تاثیر قابلتوجهی در توسعه زیرساخت چین داشته است و از سال ۲۰۰۰ تاکنون، برآوردها سهمی ۳۰ الی ۴۰ درصدی در زیرساخت برای آن قائل شده اند. به عنوان مثال، قطار سریعالسیر پکن-شانگهای و پروژههای بازسازی و نوسازی زیرساخت در شهرهایی همچون چونگ کینگ و چنگدو از جمله این پروژهها بودند. با اینحال، زیرساخت توسعهای در بسیاری از موارد سرمایهگذاری سودآوری نیست و با تداوم پرداخت سود اوراق در بازه بلندمدت، میتواند به انباشت بدهی بینجامد.
💢چالش بدهی
🔹مقامات چینی چالش انباشت بدهی در این شرکتها را برای اولین بار در سال ۲۰۱۳ مورد توجه قرار دادند. همان زمان، اصلاحاتی در الگوی عملکرد این شرکتها انجام شد که شامل ممنوعیت افزایش بدهی از یکسو و منع ضمانت این شرکتها توسط دولت محلی از سوی دیگر بود. در یک دهه گذشته بسیاری از این شرکتها تلاش کرده اند حوزه سرمایهگذاری خود را از زیرساخت به بخشهای سوددهتری چون تولید، فناوری و خرده فروشی تغییر دهند. با اینهمه، این روند بازار پذیری آنها کند بوده و موجب تداوم انباشت بدهی دولتهای محلی گردیده است.
💢چشم انداز
🔹در این میان، عمده تحلیلگران معتقدند که بسته محرک دولت چین از نکول بدهی بخش اعظم این شرکتها جلوگیری خواهد کرد و بخش دیگری از این بدهی نیز توسط بانکها ساختاربندی مجدد خواهد شد. اما پاشنه آشیل چین در این خصوص، استانهای ضعیف و فقیر خواهند بود که با تداوم بحران مستغلات در آنها، امکان نقدشوندگی دارایی دولت محلی نیز از میان رفته است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2👏2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹جنگ سودان یک فاجعه انسانی در این کشور رقم زده و تبدیل به محلی برای رقابت قدرتها شده است. در آوریل ۲۰۱۹ ارتش سودان به رهبری عبدالفتاح برهان به همراه نیروهای پشتیبانی سریع به فرماندهی محمد حمدان دقلو ملقب به حمیدتی در سرنگونی عمر البشیر مشارکت کرده و با همراهی نسبی نیروهای سیاسی مخالف البشیر کنترل حکومت را به دست گرفتند اما اتحاد برهان و حمیدتی چندان دوام نداشت و منجر به جنگ داخلی شده است.
💢دلیل آغاز جنگ
🔹در ۱۷ اوت ۲۰۱۹، توافقنامهای میان شورای نظامی انتقالی به رهبری برهان و ائتلاف نیروهای سیاسی سودان به نام «نیرویهای آزادی و تغییر» برای تشکیل حکومت انتقالی به مدت ۳۹ ماه امضاء شد و یک شورای حاکمیتی با ۶عضو غیرنظامی و ۵ عضو نظامی شکل گرفت. علاوه براین یکی از بندهای این توافقنامه خواستار ادغام نیروهای مسلح در ارتش بود.
🔹حمیدتی ابتدا از این توافقنامه حمایت میکرد و خواستار مدتزمان ۱۰ساله برای ادغام نیروهای مسلح بود اما برهان مخالفت کرد. نهایتاً این اختلافات در ۱۵ آوریل ۲۰۲۳ با حمله نیروهای پشتیبانی سریع به ارتش در خارطوم منجر به آغاز جنگ داخلی شد. بازیگران بینالمللی نیز بهویژه با توجه به موقعیت استراتژیک بنادر سودان در دریای سرخ و منابع طلای این کشور با تولید سالانه ۸۰ تن طلا و ذخایر تخمینی ۱۵۵۰ تن توجه خاصی وضعیت به این کشور دارند.
💢نیروهای پشتیبانی سریع
🔹نیروهای پشتیبانی سریع درواقع نیروهای قبایل مسلح عرب موسوم به جنجوید هستند که در سال ۲۰۰۳در مواجهه با تهدیدات شورشها در غرب و شمال دارفور به سرکردگی جنبش آزادسازی سودان و نهضت عدالت شکل گرفتند و در سال ۲۰۱۳ به نیروهای پشتیبانی سریع تغییر نام دادند.
🔹از منظر توانمندی نظامی، براساس برخی برآوردها نیروهای پشتیبانی سریع ۱۰۰هزار جنگجو و حدود ۱۰هزار خودرویهای چهار محوره حامل انواع مختلف سلاحهای سبک و نیمهسبک در اختیار دارد. ازلحاظ منابع مالی، نیروهای پشتیبانی سریع به کنترل معادن طلا در دارفور مانند جبل عامر و دیگر سایتهای معدنی پرداخته و شبکههای قاچاق طلا راهاندازی کردهاند. ارتش آزادیبخش سودان – شمال به رهبری عبدالعزیز الحلو از مهمترین همپیمانان نیروهای پشتیبانی سریع است. در حال حاضر این گروه در ولایت الجزیره، ولایتهای مرکز، جنوب شرق و غرب یعنی ۴ولایت از ۵ولایت دارفور مستقر هستند.
🔹امارات و عربستان همکاریهای نزدیکی با نیروهای پشتیبانی سریع داشته و در جنگ یمن به ازای پرداخت یک میلیارد دلار به این گروه، نیروهایی از آن را به خدمت گرفتند. نیروهای پشتیبانی سریع محرک اصلی توافق عادیسازی سودان با اسرائیل بود و رژیم صهیونیستی از این گروه حمایت میکند. به گزارش روزنامه هاآرتص نیروهای پشتیبانی سریع تجهیزات جاسوسی پیشرفتهای را از یک شرکت اسرائیلی خریداری کردهاند. آمریکا و کشورهای غربی نیز اگرچه به هر دو طرف نظامی درگیر فشار میآورند و تلاش میکنند نفوذ خود را از طریق حاکم کردن نیروهای سیاسی همسو گسترش دهند اما مواضع آنها بهویژه در شورای امنیت، همسویی بیشتر آنها با نیروهای پشتیبانی سریع را نشان میدهد. در سال ۲۰۱۶نیروهای پشتیبانی سریع در عملیات اتحادیه اروپا علیه مهاجرت غیرقانونی در خارطوم شرکت کرده بودند و ۱.۸میلیارد دلار کمک مالی و آموزش نظامی از اتحادیه دریافت کردند.
💢ارتش سودان
🔹ارتش سودان از قویترین ارتشها در شاخ آفریقا و دارای ۲۵۰هزار سرباز، ازجمله ۱۰۰هزار نیروی فعال و ۵۰هزار ذخیره است. ارتش دارای حدود ۱۷۰تانک، ۷۰۰۰خودروی نظامی و ۳۷۹ اراده توپ است و نیروی هوایی آن نیز شامل ۱۹۱هواپیما، ازجمله ۴۵جنگنده و ۳۷هواپیمای تهاجمی میباشد. ارتش منابع مالی مستقلی ندارد و منابع مالی آن به درآمدهای دولتی وابسته است. «ارتش آزادیبخش سودان» به رهبري میناوی (شاخهای متفاوت از ارتش آزادیبخش شمال)، جنبش عدالت و چندین گروه مسلح دیگر در کنار ارتش سودان در حال نبرد با نیروهای پشتیبانی سریع هستند. مقر اصلی ارتش در پورت سودان است و کنترل بخشهایی از پایتخت، مناطق شرقی و بخشی از شهرهای شمالی را در اختیار دارد.
🔹تنش مصر با اتیوپی بر سر سد النهضه و روابط نزدیک نیروهای پشتیبانی سریع و حمیدتی با اتیوپی، مصر را به یکی از حامیان اصلی ارتش سودان تبدیل کرده است. روسیه نیز روابط نزدیکی را با ارتش سودان دارد و قطعنامه ۱۸نوامبر ۲۰۲۴شورای امنیت که حاوی برخی از بندها در حمایت از نیروهای پشتیبانی سریع بود را وتو کرد. بااینوجود این کشور از طریق نیروهای واگنر روابط خود با نیروهای پشتیبان سریع نیز حفظ کرده است. برخی منابع غربی ازجمله بلومبرگ ادعا کردهاند که ایران نیز از ارتش سودان حمایت کرده و محمولههایی از پهپادهای مهاجر۶ در اختیار آن قرار داده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹روز جمعه ۲ آذر ۱۴۰۳ شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی طی قطعنامهای که پیشنویس آن توسط تروئیکای اروپایی و آمریکا تهیه شده بود، با اکثریت آرا، گسترش برنامه هستهای ایران را محکوم کرد. این قطعنامه با ۱۹ رأی موافق، ۱۲ رأی ممتنع و ۳ رأی مخالف(چین، روسیه و بورکینافاسو) به تصویب رسید.
🔸این قطعنامه با تکرار ادعاهای پیشین درباره منشأ مواد هستهای در دو مکان اعلامنشده از تهران خواسته تا در راستای همکاری پادمانی با آژانس، اطلاعات، اسناد و پاسخهای مورد نیاز آژانس را از طریق دسترسی بازرسان به این مکانها فراهم کند و متعاقب آن آژانس نیز میخواهد که تا بهار ۲۰۲۵ گزارش جامعی از فعالیت هستهای ایران تهیه شود.
🔸تفاوت متن این قطعنامه با مورد پیشین که در ژوئن صادر شده بود، این است که اولاً ادعاهای مجعول رژیم صهیونیستی را تکرار نموده و ثانیاً ایران را مقصر عدم احیای برجام در سالهای پس از پیروزی بایدن قلمداد کرده است. البته این قطعنامه هنوز پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل مرتبط نمیکند. گرچه ایران چنان که وعده داده بود فرآیند گازدهی به سه نسل جدید از سانتریفیوژها را آغاز نمود. در این خصوص، دو نکته مهم قابل ذکر است:
🔸اول؛ بهرغم گفتگوهای مثبت مدیرکل آژانس با مسئولان عالیرتبه دولت در تهران و وعده ایران به توقف انباشت ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد در ازای عدم تصویب قطعنامه؛ شورای حکام به صدور این قطعنامه مبادرت ورزید. امری که نشان میدهد تصمیم شورای حکام فارغ از ملاحظات فنی و با سویهای کاملاً سیاسی اتخاذ شده و در چارچوب یک برنامه سیاسی کلانتر قرار دارد. این برنامه، ناظر به سال دهم برجام و غروب مکانیسم ماشه، از قصد مشترک اروپا و آمریکا برای جلوگیری از لغو کامل قطعنامههای تحریمی شورای امنیت علیه ایران حکایت دارد. در این چارچوب، صدور قطعنامههای پیاپی شورای حکام علیه ایران، مشروعیت سیاسی لازم برای تشدید فضاسازی علیه برنامه هستهای و مقدمهای بر فعالسازی مکانیسم ماشه، تلقی میشود.
🔸دوم؛ عدم توجه شورای حکام به امتیاز پیشنهاد شده از سوی ایران بهخصوص از این منظر قابل توجه است که طبق برآورد آژانس، حدود ۴۲ کیلوگرم اورانیوم غنیشده با خلوص ۶۰ درصد، در صورت غنیسازی بیشتر تا سطح ۹۰ درصد میتواند برای ساخت یک بمب هستهای کافی باشد. بیاهمیتی اروپا به این امتیاز را از این جهت باید مهم تلقی کرد که یک دهه پیش، نگرانی از ارتقای ظرفیت اورانیوم به سطح ۶۰ درصد، یکی از اهرمهای فشار ایران برای مذاکرات منتج به توافق هستهای بود. به معنای دیگر، نگرش طرف غربی به چگونگی مهار برنامه هستهای ایران تغییر کرده و این میتواند ناشی از این باشد که تجربه حمله هوایی رژیم صهیونیستی به اهداف نظامی در ایران، اعتبار گزینه نظامی را برای طرف آمریکایی و اروپایی افزایش داده و به همین دلیل، امتیاز مشخص و عینی ایران را نادیده گرفتهاند و گمان دارند که میتوانند با رویکرد تقابلی، امتیازات بیشتری از این ایران بستانند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤3👎1👏1
♦️آسمان کشورهای ساحل؛ بازار داغ پهپادهای ترک و هواگردهای روس
◼️الجزیره
#رویة_العربیة
🔹دولتهای نظامی مالی، بورکینافاسو و نیجر (که اتحاد کشورهای ساحل را تشکیل میدهند) توانستهاند با کمک شرکای خارجی خود در آنکارا و مسکو، ظرفیتهای هوایی خود را برای تعقیب و مقابله با مبارزان جهادی و شورشیان مستقل تقویت کنند.
🔹برای مثال پهپادها در بازپسگیری شهر کیدال مالی از شورشیان طوارق در نوامبر ۲۰۲۳ نقش مهمی ایفا کردند. همچنین مقامات بورکینافاسو نسبت به آشکار شدن مکان پایگاه هوایی که میزبان ۱۲ پهپاد است نگرانیهای جدی دارند. این پایگاه در سال ۲۰۲۱ ساخته شد و تا پایان ۲۰۲۲ که پس از به قدرت رسیدن شورای نظامی به رهبری ابراهیم تراوره آماده عملیات شد و پهپادهای ترکیهای بیرقدار و پهپادهای شناسایی آژانس اطلاعات ملی از این پایگاه عملیات میکنند.
💢بازتاب تبلیغاتی
🔹پهپادها در منطقه ساحل به ابزار سیاسی در خدمت گفتمان حکومت مستقر در کشورهای مالی، بورکینافاسو و نیجر تبدیل شدهاند و در واقع، تجسم «ظهور قدرت» ارتشهای آنها در اخبار تلویزیون ملی در کشورهای ساحل بدل گشتهاند. اما این تبلیغات با واقعیت امنیتی روی زمین متفاوت است، چراکه این کشورها نتوانستهاند بر وضعیت امنیتی تسلط یابند.
🔹ارتشهای این کشورها پس از قطع روابط با فرانسه و تشکیل اتحاد کشورهای ساحل در پایان ۲۰۲۳، تنها به پهپادها تکیه نمیکنند بلکه از بالگردهای تهاجمی، جنگندهها و هواپیماهای شناسایی نیز بهره میبرند. مقامات این کشورها عمدتاً هواگردها را از کشورهای شریک خود یعنی ترکیه و روسیه دریافت میکنند. بهعنوانمثال، رئیسجمهور مالی در فرودگاه باماكوی این کشور، ۱۰جنگنده و هواگرد روسی و همچنین ۶پهپاد بیرقدار و ۲هواپیمای مدل آکینجی دریافت کرده است.
💢اتحادهای منطقهای و فرامنطقهای
🔹به دلیل نزدیکی کشورهای اتحاد ساحل، هواگردهای هر یک از این کشورها میتواند در خدمت اهداف کشور متحد درآیند. برای مثال، در اکتبر ۲۰۲۲ دو هواپیمای مالی برای هدف قرار دادن شورشیان در بورکینافاسو پرواز کردند. در مارس ۲۰۲۳نیز یک پهپاد نیجریهای عملیاتی در شمال مالی انجام داد و در پایان جولای، پهپادهای آکینجی بورکینافاسو پس از شکست سنگین ارتش مالی و گروه واگنر روسی در تین زواتین، حملات تلافیجویانهای علیه دشمنان در شمال مالی وارد کردند.
🔹ترکیه پیش از کودتاهای اخیر در کشورهای ساحل حضور داشت و دیپلماسی پهپادی ترکیه با حکومتهای نظامی پس از کودتا نیز ادامه یافت. متخصصان از کشورهای این منطقه به ترکیه میروند تا در شرکت بیکار آموزش ببینند و به "اتاق فرمان" ملحق شوند. مهندسان ترک برای تعمیر و نگهداری پهپادها به این کشورها اعزام میشوند.
💢تلاش برای کسب برتری هوایی
🔹ارتش کشورهای ساحل معتقدند که پهپادها به آنها مزیت تاکتیکی و استراتژیک میدهند و دید بهتری از مناطق عملیاتی فراهم میآورند. بااینحال، استفاده از این پهپادها با اتهاماتی نظیر اشتباهات فاحش مکرر و تلفات در میان غیر نظامیان همراه بوده است. طبق آمار، از ۲۶۹ حمله هوایی در سال ۲۰۲۴، حداقل ۴۲ حمله به غیر نظامیان در سه کشور ساحل آفریقا هدف قرار دادهاند.
🔹با درک اینکه جنگ علیه شورای نظامی در باماکو (پایتخت مالی) اکنون به آسمان منتقلشده است. شورشیان طوارق نیز درحالتوسعه زرادخانه هوایی خود هستند و با حمایت مخفیانه از سوی اطلاعات نظامی اوکراین، پهپادهایی به دست آوردهاند و از آنها برای هدف قرار دادن دشمنان خود، بهویژه در نبرد تین زواتین (شرق مالی در نزدیکی مرز الجزایر)، استفاده کردهاند.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️الجزیره
#رویة_العربیة
🔹دولتهای نظامی مالی، بورکینافاسو و نیجر (که اتحاد کشورهای ساحل را تشکیل میدهند) توانستهاند با کمک شرکای خارجی خود در آنکارا و مسکو، ظرفیتهای هوایی خود را برای تعقیب و مقابله با مبارزان جهادی و شورشیان مستقل تقویت کنند.
🔹برای مثال پهپادها در بازپسگیری شهر کیدال مالی از شورشیان طوارق در نوامبر ۲۰۲۳ نقش مهمی ایفا کردند. همچنین مقامات بورکینافاسو نسبت به آشکار شدن مکان پایگاه هوایی که میزبان ۱۲ پهپاد است نگرانیهای جدی دارند. این پایگاه در سال ۲۰۲۱ ساخته شد و تا پایان ۲۰۲۲ که پس از به قدرت رسیدن شورای نظامی به رهبری ابراهیم تراوره آماده عملیات شد و پهپادهای ترکیهای بیرقدار و پهپادهای شناسایی آژانس اطلاعات ملی از این پایگاه عملیات میکنند.
💢بازتاب تبلیغاتی
🔹پهپادها در منطقه ساحل به ابزار سیاسی در خدمت گفتمان حکومت مستقر در کشورهای مالی، بورکینافاسو و نیجر تبدیل شدهاند و در واقع، تجسم «ظهور قدرت» ارتشهای آنها در اخبار تلویزیون ملی در کشورهای ساحل بدل گشتهاند. اما این تبلیغات با واقعیت امنیتی روی زمین متفاوت است، چراکه این کشورها نتوانستهاند بر وضعیت امنیتی تسلط یابند.
🔹ارتشهای این کشورها پس از قطع روابط با فرانسه و تشکیل اتحاد کشورهای ساحل در پایان ۲۰۲۳، تنها به پهپادها تکیه نمیکنند بلکه از بالگردهای تهاجمی، جنگندهها و هواپیماهای شناسایی نیز بهره میبرند. مقامات این کشورها عمدتاً هواگردها را از کشورهای شریک خود یعنی ترکیه و روسیه دریافت میکنند. بهعنوانمثال، رئیسجمهور مالی در فرودگاه باماكوی این کشور، ۱۰جنگنده و هواگرد روسی و همچنین ۶پهپاد بیرقدار و ۲هواپیمای مدل آکینجی دریافت کرده است.
💢اتحادهای منطقهای و فرامنطقهای
🔹به دلیل نزدیکی کشورهای اتحاد ساحل، هواگردهای هر یک از این کشورها میتواند در خدمت اهداف کشور متحد درآیند. برای مثال، در اکتبر ۲۰۲۲ دو هواپیمای مالی برای هدف قرار دادن شورشیان در بورکینافاسو پرواز کردند. در مارس ۲۰۲۳نیز یک پهپاد نیجریهای عملیاتی در شمال مالی انجام داد و در پایان جولای، پهپادهای آکینجی بورکینافاسو پس از شکست سنگین ارتش مالی و گروه واگنر روسی در تین زواتین، حملات تلافیجویانهای علیه دشمنان در شمال مالی وارد کردند.
🔹ترکیه پیش از کودتاهای اخیر در کشورهای ساحل حضور داشت و دیپلماسی پهپادی ترکیه با حکومتهای نظامی پس از کودتا نیز ادامه یافت. متخصصان از کشورهای این منطقه به ترکیه میروند تا در شرکت بیکار آموزش ببینند و به "اتاق فرمان" ملحق شوند. مهندسان ترک برای تعمیر و نگهداری پهپادها به این کشورها اعزام میشوند.
💢تلاش برای کسب برتری هوایی
🔹ارتش کشورهای ساحل معتقدند که پهپادها به آنها مزیت تاکتیکی و استراتژیک میدهند و دید بهتری از مناطق عملیاتی فراهم میآورند. بااینحال، استفاده از این پهپادها با اتهاماتی نظیر اشتباهات فاحش مکرر و تلفات در میان غیر نظامیان همراه بوده است. طبق آمار، از ۲۶۹ حمله هوایی در سال ۲۰۲۴، حداقل ۴۲ حمله به غیر نظامیان در سه کشور ساحل آفریقا هدف قرار دادهاند.
🔹با درک اینکه جنگ علیه شورای نظامی در باماکو (پایتخت مالی) اکنون به آسمان منتقلشده است. شورشیان طوارق نیز درحالتوسعه زرادخانه هوایی خود هستند و با حمایت مخفیانه از سوی اطلاعات نظامی اوکراین، پهپادهایی به دست آوردهاند و از آنها برای هدف قرار دادن دشمنان خود، بهویژه در نبرد تین زواتین (شرق مالی در نزدیکی مرز الجزایر)، استفاده کردهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👌2
♦️دولتهای خلیج فارس و بازگشت فشار حداکثری ترامپ علیه ایران
◾️فایننشیال تایمز
📝احمد العمران و کلو کورنیش
#تهران_ریویو
🔸در حالی که عربستان سعودی و امارات برای بازگشت ترامپ آماده میشوند و امیدوارند به یک سال جنگ در خاورمیانه پایان دهد؛ نشان دادهاند همچنان به تنشزدایی با ایران پایبند هستند. با این حال نسبت به پیشبینیناپذیری ترامپ و احتمال آتشافروزی بیشتر او نیز نگرانی دارند. رهبرانی چون محمد بن سلمان، در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، جزء حامیان وفادار او بودند که پس از سالها سرخوردگی از سیاست آمریکا، از رویکرد خصمانه وی در قبال ایران و سبک معاملهای او استقبال کردند. اما در سالهای بعد، دو کشور قدرتمند خلیج [فارس] –عربستان و امارات- که این بار در تعهد آمریکا نسبت به امنیت خود تردید پیدا کردند، تغییر تاکتیک داده و به دنبال تعامل با ایران رفتند.
🔸این دولتها که به طور سنتی رئیسجمهور جمهوریخواه را ترجیح میدهند؛ از انتخاب مجدد ترامپ استقبال کردند و امیدوارند وی، به وعده انتخاباتی خود مبنی بر آوردن صلح به خاورمیانه عمل کند. اما دیپلماتها و افرادی که به دولتهای منطقهای نزدیک هستند نگراناند که ترامپ مجوز افزایش تنش را به نتانیاهو داده و باعث ایجاد جنگ فراگیری شود که به سمت دولتهای خلیج [فارس] نیز سرازیر شود.
🔸محمد بنسلمان به عنوان نشانهای مبنی بر تمایل ریاض به حفظ صلح سردش با ایران، میزبان مقامات ایرانی در کنفرانس سران کشورهای عرب و اسلامی بود و به اسرائیل اتهام نسلکشی زد. او همچنین حمله اسرائیل به ایران را محکوم نموده و از جامعه بینالمللی خواست تا اقدامات خصمانه اسرائیل علیه خاک ایران را متوقف کند. همچنین انور قرقاش، مشاور رئیس دولت امارات، همان روز به طور جداگانه در کنفرانسی در ابوظبی گفت که دولت آینده ترامپ به جای سیاستهای تکهتکه، باید رویکردی جامع را دنبال کند.
🔸در گذشته، ریاض و ابوظبی هر دو از مواضع تند دولت ترامپ در مورد ایران، تصمیم او برای خروج از توافق هستهای ۲۰۱۵ و اعمال تحریمهای فلجکننده ابراز خوشحالی کرده بودند؛ اما هنگامی که کمپین فشار حداکثری ترامپ، تنش در منطقه را به اوج رساند، آنها متوجه آسیبپذیری خود در مواجهه با ایران شدند. باور این رهبران به تمایل آمریکا در دفاع از آنها هنگامی به لرزه افتاد که حمله پهپادی و موشکی در سال ۲۰۱۹ به زیرساخت نفتی عربستان، باعث توقف موقت نیمی از تولید نفت این پادشاهی شد.
🔸در حالی که واشنگتن ایران را مقصر این حمله میدانست، ترامپ تصمیم گرفت که فراتر از اعمال تحریم بیشتر، پاسخ دیگری ندهد. این اقدام مهمترین عامل کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا از سوی عربستان و امارات بود. آنها فهمیدند بهترین تصمیم، تنشزدایی با ایران برای محفاظت از دولتهایشان است تا بتوانند بیشتر بر تنوعبخشی اقتصادشان تمرکز کنند. این تصمیم در نهایت به توافق مارس ۲۰۲۳ با میانجیگری چین منجر شد که روابط دیپلماتیک میان عربستان و ایران را پس از هفت سال احیا کرد. هماکنون این رهبران نگران هستند که آتشی بزرگتر در منطقه برنامههای توسعه داخلی آنها را از بین ببرد.
✅ بایدن در ابتدای ورود به کاخ سفید ضمن انتقاد از عربستان سعودی و محمد بنسلمان، گفت روابط واشنگتن با این پادشاهی را پس از قتل جمال خاشقچی در ۲۰۱۸ بازبینی خواهد کرد. اما دیری نپایید که بایدن برای یک توافق سهجانبه که طبق آن آمریکا با عربستان پیمان دفاعی میبندد و در ازای آن، این پادشاهی نیز روابطش را با اسرائیل عادیسازی میکند به همکاری با عربستان روی آورد و روابط دو کشور بهبود یافت. با این حال، تمام این برنامهها با آغاز جنگ در غزه معکوس و در هالهای از ابهام قرار دارند. باید دید آیا ترامپ که توافق ابراهیم ۲۰۲۰ (عادیسازی روابط میان اسرائیل، امارات و سه دولت عربی دیگر) را بزرگترین موفقیت سیاستخارجی خود میدانست، ممکن است دوباره و همزمان با اعمال فشار حداکثری به ایران، به دنبال معامله بزرگ پیشین خود باشد یا خیر.
✅ اندیشکده تهران✅
✅ @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فایننشیال تایمز
📝احمد العمران و کلو کورنیش
#تهران_ریویو
🔸در حالی که عربستان سعودی و امارات برای بازگشت ترامپ آماده میشوند و امیدوارند به یک سال جنگ در خاورمیانه پایان دهد؛ نشان دادهاند همچنان به تنشزدایی با ایران پایبند هستند. با این حال نسبت به پیشبینیناپذیری ترامپ و احتمال آتشافروزی بیشتر او نیز نگرانی دارند. رهبرانی چون محمد بن سلمان، در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، جزء حامیان وفادار او بودند که پس از سالها سرخوردگی از سیاست آمریکا، از رویکرد خصمانه وی در قبال ایران و سبک معاملهای او استقبال کردند. اما در سالهای بعد، دو کشور قدرتمند خلیج [فارس] –عربستان و امارات- که این بار در تعهد آمریکا نسبت به امنیت خود تردید پیدا کردند، تغییر تاکتیک داده و به دنبال تعامل با ایران رفتند.
🔸این دولتها که به طور سنتی رئیسجمهور جمهوریخواه را ترجیح میدهند؛ از انتخاب مجدد ترامپ استقبال کردند و امیدوارند وی، به وعده انتخاباتی خود مبنی بر آوردن صلح به خاورمیانه عمل کند. اما دیپلماتها و افرادی که به دولتهای منطقهای نزدیک هستند نگراناند که ترامپ مجوز افزایش تنش را به نتانیاهو داده و باعث ایجاد جنگ فراگیری شود که به سمت دولتهای خلیج [فارس] نیز سرازیر شود.
🔸محمد بنسلمان به عنوان نشانهای مبنی بر تمایل ریاض به حفظ صلح سردش با ایران، میزبان مقامات ایرانی در کنفرانس سران کشورهای عرب و اسلامی بود و به اسرائیل اتهام نسلکشی زد. او همچنین حمله اسرائیل به ایران را محکوم نموده و از جامعه بینالمللی خواست تا اقدامات خصمانه اسرائیل علیه خاک ایران را متوقف کند. همچنین انور قرقاش، مشاور رئیس دولت امارات، همان روز به طور جداگانه در کنفرانسی در ابوظبی گفت که دولت آینده ترامپ به جای سیاستهای تکهتکه، باید رویکردی جامع را دنبال کند.
🔸در گذشته، ریاض و ابوظبی هر دو از مواضع تند دولت ترامپ در مورد ایران، تصمیم او برای خروج از توافق هستهای ۲۰۱۵ و اعمال تحریمهای فلجکننده ابراز خوشحالی کرده بودند؛ اما هنگامی که کمپین فشار حداکثری ترامپ، تنش در منطقه را به اوج رساند، آنها متوجه آسیبپذیری خود در مواجهه با ایران شدند. باور این رهبران به تمایل آمریکا در دفاع از آنها هنگامی به لرزه افتاد که حمله پهپادی و موشکی در سال ۲۰۱۹ به زیرساخت نفتی عربستان، باعث توقف موقت نیمی از تولید نفت این پادشاهی شد.
🔸در حالی که واشنگتن ایران را مقصر این حمله میدانست، ترامپ تصمیم گرفت که فراتر از اعمال تحریم بیشتر، پاسخ دیگری ندهد. این اقدام مهمترین عامل کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا از سوی عربستان و امارات بود. آنها فهمیدند بهترین تصمیم، تنشزدایی با ایران برای محفاظت از دولتهایشان است تا بتوانند بیشتر بر تنوعبخشی اقتصادشان تمرکز کنند. این تصمیم در نهایت به توافق مارس ۲۰۲۳ با میانجیگری چین منجر شد که روابط دیپلماتیک میان عربستان و ایران را پس از هفت سال احیا کرد. هماکنون این رهبران نگران هستند که آتشی بزرگتر در منطقه برنامههای توسعه داخلی آنها را از بین ببرد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7
#تحلیل_کوتاه
🔹از زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین، دونالد ترامپ بارها اظهار کرده است که اگر در انتخابات ۲۰۲۰ پیروز میشد و در کاخ سفید میماند، این جنگ به وقوع نمیافتاد. او قبل از آغاز رقابتهای انتخاباتی ۲۰۲۴ همچنین مدعی شد اگر دوباره به قدرت برسد، میتواند ظرف ۲۴ ساعت این جنگ را پایان دهد. اما با شروع رقابتها رویکرد ترامپ تغییراتی جزئی پیدا کرد و به جای تاکید بر سخنان جنجالی درباره پذیرش الحاق بخشهای شرقی اوکراین به روسیه، بیشتر بر لزوم پایان دادن به جنگ و کاهش تلفات انسانی تمرکز کرد.
🔸سابقه روابط نزدیک ترامپ با پوتین و مخالفتهای نزدیکان او با صرف هزینههای کلان برای مسائل نظامی در خارج از آمریکا، این موضوع را پیچیده کرده است. در آستانه انتخابات، رابطه ترامپ با ولودیمیر زلنسکی نیز بهبود یافت و این مسئله ترامپ را در موقعیتی قرار داده بود که دیگر نمیخواست به دلیل روابطش با پوتین تحت فشار شدید رسانهها قرار گیرد. بنابراین سخنان او تا پیش از اعلام نتیجه انتخابات بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت و طرح ترامپ برای پایاندادن به جنگ هنوز در حال تنظیم است.
🔸ترامپ تمایل خود را به آغاز مذاکرات صلح و احتمالاً اعطای امتیازات سرزمینی به روسیه نشان داده و این موضع او با مخالفتهایی در داخل آمریکا و به ویژه از سوی زلنسکی در مورد واگذاری اراضی به روسیه روبرو شده است. ترامپ، در حالی که تاکید دارد اولویت باید بر پایان جنگ و نه بازیابی سرزمینها باشد، تلاش دارد تا اوکراین را مجبور به پذیرش این تغییرات کند. برخی مشاوران ترامپ بر این باورند که اگر زلنسکی به هر قیمت خواستار بازپسگیری این مناطق باشد، نشاندهنده عدم جدیت او در مذاکرات است.
🔸یکی از پیشنهادات ترامپ، استقرار نیروهای انگلیسی و اروپایی برای ایجاد یک منطقه حائل غیرنظامی ۸۰۰ مایلی میان نیروهای روسیه و اوکراین است. این منطقه نیازمند مشارکت بیشتر کشورهای اروپایی در تأمین امنیت به جای اتکای صرف به نیروهای ناتو یا سازمان ملل است. در این راستا، ترامپ ممکن است از اوکراین بخواهد تا خواستههایش مبنی بر پیوستن به ناتو را برای چند سال به تعویق بیندازد. این امر میتواند نگرانیهای امنیتی روسیه را کاهش دهد و در عین حال فرصتهایی برای مذاکره فراهم آورد. زلنسکی تاکنون هرگونه طرح صلحی را که شامل واگذاری اراضی به ویژه در رابطه با کریمه باشد، رد کرده است. با این حال، برخی مشاوران ترامپ ایجاد مناطق خودمختار در مناطق مورد مناقشه را پیشنهاد کردهاند. این پیشنهادات، گرچه با مخالفت شدید زلنسکی روبروست، همچنان جزو استراتژیهای ترامپ برای حل بحران به حساب میآید.
🔸رویکرد ترامپ در قبال مسئله اوکراین میتواند تاثیراتی بر ایران هم داشته باشد. هرگونه آتشبس یا صلح در جنگ اوکراین ممکن است توجهات آمریکا و اتحادیه اروپا را از روسیه به ایران معطوف کند. ایران در جنگ اوکراین به روسیه برخی کمکهای نظامی ارائه داده و این کمکها تبدیل به یک ملاحظه جدی برای اروپایی ها در روابط با ایران شده است. ممکن است پس از آتشبس یا صلح، با به حاشیه رفتن این کمکها یک مانع در مسیر بهبود روابط ایران و کشورهای اروپایی به و طور کلی غرب برداشته شود. اتحادیه اروپا که به دلیل کمکها به روسیه تحریمهایی علیه ایران وضع کرده، ممکن است با پایان جنگ اوکراین بازنگری در تحریمها را در دستور کار قرار دهد، به ویژه اگر طرفین در مسائل هستهای تمایل به همکاری نشان دهند.
🔸علاوهبراین، پایان جنگ روسیه و اوکراین ممکن است تاثیرات عمیقی بر روابط ایران و روسیه داشته باشد. همکاریهای نظامی ایران و روسیه در این جنگ به هیچ عنوان تضمینکننده مشارکت دائمی و مستمر آنها در زمینههای دیگر نخواهد بود. بهویژه در شرایطی که منافع دو کشور در خاورمیانه، به خصوص در تنشهای ایران و اسرائیل، کاملاً همراستا نیست و حتی ممکن است روسیه به ازای دریافت امتیاز در اوکراین از ارائه کمک به ایران در جنگ منطقهای اجتناب کند. با این وجود روسیه نسبت به بهبود روابط ایران با کشورهای غربی حساسیت دارد و همواره به دنبال حفظ ایران در جبهه یک رقابت چند قطبی جهانی خواهد بود که لازمه آن ارائه برخی حمایتها خواهد بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏3
#تحلیل_کوتاه
🔹پس از اعلام نتایج اولیه دور اول انتخابات ریاستجمهوری رومانی، کالین جورجسکو نامزد جوان، مستقل، پوپولیست و متمایل به روسیه توانست به شکل غیرمنتظرهای رتبه اول را کسب کند. همچنین کسب اکثریت نسبی آراء در انتخابات اخیر اتریش توسط حزب تأسیس شده توسط نازیها در دوران جنگ جهانی دوم، زنگ خطر ظهور راستگرایان در اروپا را بیش از هر زمان دیگری به صدا درآورده است. این در حالی است که پیشتر نیز احزاب راست و بعضاً افراطی در کشورهای مجارستان، لهستان و ایتالیا قدرت را در دست گرفتهاند.
💢 اتریش؛ قدرت گیری حزب آزادی
🔸حزب آزادی اتریش (FPÖ) در انتخابات ۸ مهر ۱۴۰۳ این کشور توانست بزرگترین حزب (۲۹ درصد) شود. تأثیرات این حزب حتی پیش از برگزاری انتخابات نیز مشهود بود؛ بهطوریکه با فشارهای آن علیه مهاجرت، توانست تصدی کمیسیون امور داخلی در اتحادیه اروپا را در اختیار بگیرد تا سیاستهای ضدمهاجرت را در سطح اتحادیه پیگیری کند. گرایش متفاوت این حزب در سیاست ضدمهاجرت نبود و شامل مخالفت با حمایت گسترده از اوکراین، اسلامستیزی و اتحادیهاروپاستیزی نیز میشود. گرچه رشد محبوبیت این حزب همچنان باعث توانایی در دست گرفتن دولت نمیشود اما توانایی تأثیرگذاری بسیار بالایی بر دولت اتریش و اتحادیه اروپا میدهد.
💢 آلمان؛ افزایش محبوبیت آلترناتیو
🔸حزب آلترناتیو برای آلمان (AfD) در انتخابات اخیر سه ایالت شرقی آلمان که در شهریور و مهر ۱۴۰۳ برگزار شد، به پیروزیهای بیسابقهای دست یافت. این حزب بر سیاستهای ضد مهاجرت، حمایت از اوکراین، وابستگی به آمریکا و سیاستهای اقتصادی رفاهی تأکید دارد. دولت حاکم تصمیم گرفته تا به جهت جلوگیری از افزایش محبوبیت این حزب، سیاستهای خود در زمینه حمایت از اوکراین، بحث مهاجرت و سیاستهای اقتصادی حامی محیط زیست را تغییر دهد. این مسئله باعث شد تا برای اولین بار آلمان اقدام به کاهش کمک به اوکراین، اخراج مهاجران و بستن مرزهای خود کند. اگرچه احزاب اصلی تلاش خواهند کرد تا از در دست گرفتن دولت توسط حزب آلترناتیو برای آلمان جلوگیری کنند، اما این پیروزی ممکن است احزاب حاکم را مجبور به ائتلاف با حزب چپ افراطی زهرا واگنکنشت (BSW) کند. این حزب در زمینههای بودجه، مقابله با حمایت از اوکراین و مهاجرت با حزب آلترناتیو همسو است و مشارکت آن میتواند به تقویت ایدههای راستگرایانه در دولت آلمان و اتحادیه اروپا منجر شود.
💢 اتحاد راستگرایان
🔸حزب آزادی اتریش اندکی پس از انتخابات اخیر با نخستوزیر راستگرای مجارستان، ویکتور اوربان درباره مسائل مهاجرت، توسعه اقتصادی و امنیت قرارداد همکاری امضا کرده است که نشاندهنده اتحاد فزاینده راستگرایان در سراسر اروپا است. همکاریهایی نظیر این میتواند موجب شود تا کشورهایی مانند مجارستان که راستگرایان در آنجا قدرت را در دست دارند، صدای قویتری برای حمایت از اینگونه احزاب راست در کشورهای دیگر داشته باشند و به تقویت قدرت آنها در اتحادیه اروپا و کشورشان از طریق افزایش قراردادهای همکاری، حمایتهای مالی و کمپینی بپردازند.
💢 پیامدها
علاوه بر اتریش و آلمان، کشورهای ایتالیا، مجارستان و فرانسه نیز شاهد ظهور یا قدرتگیری احزاب راست بودهاند. این روند باعث شده است که اتحادیه اروپا بیش از هر زمان دیگری فاقد رهبری کارآمد باشد. این کشورها در اثر ترس از قدرت گرفتن راستگرایان، در مسئله اوکراین با کشورهای اروپای شرقی دچار اختلافنظر هستند و این اختلافنظر به قدری شدید است که باعث شده تا کشوری نتواند تمام اتحادیه اروپا را گرد هم بیاورد و آنها را برای هدفی مشترک متحد کند. همچنین رشد روزافزون راستگرایان باعث میشود تا اروپامحوری جای خود را به اتحادیه اروپاستیزی و ملیگرایی بیشتر بدهد و شکاف بین کشورهای اروپایی در بحث هویت و اقتصاد تشدید شود.
💢 تاثیر پیروزی ترامپ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1💔1