اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.9K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
♦️جنگ و صلح در عصر هوش مصنوعی
◾️فارن افرز
📝هنری کسینجر و دیگران

#تهران_ریویو

🔸این مقاله برگرفته از کتاب "تکوین: هوش مصنوعی، امید و روح بشر" است که هنری کسینجر به همراه دیگر نویسندگان پیش از مرگش به اتمام رساند و در سال 2024 منتشر شد.

🔹هوش مصنوعی به یکی از اصلی‌ترین تعیین‌کنندگان نظم جهانی تبدیل خواهد شد، از تنظیم مجدد راهبردهای نظامی گرفته تا پی‌ریزی دوباره دیپلماسی. تفاوتی نخواهد داشت که ما بهراسیم یا آن را مطلوب بدانیم. هوش مصنوعی واقعیت‌های احتمالی جدیدی را در تصمیم‌گیری راهبردی پدید خواهد آورد؛ اما این واقعیت باید توسط جنگ‌طلبان و صلح‌جویان مهار شود و عاملیت انسانی که برای به‌کارگیری مسئولانه نیروها ضروری است حفظ شود. هوش مصنوعی بدترین و بهترین حالات انسانی را در جنگ به تصویر خواهد کشید و هم در خدمت برافروختن آتش جنگ خواهد بود و هم پایان‌دادن آن.

🔹اگر هوش مصنوعی در عمل به عنوان موجودیت مستقل سیاسی، دیپلماتیک و نظامی ظهور کند، آنگاه می‌تواند توازن قدرت قدیم را با یک تعادل جدید و ناشناس جابجا کند. یکی از دلایل استواری نظم بین‌المللی مبتنی بر دولت-ملت به‌عنوان تعادل ظریف و متغیری که در قرون اخیر بدست آمد، این بود که بازیگران آن ذاتاً با هم در وضعیت برابری بودند. یک جهان بشدت نامتوازن که در آن برخی از دولت‌ها هوش مصنوعی را در بالاترین سطوح آمادگی نسبت به دیگر کشورها به کار برده‌اند پیش‌بینی‌پذیری کمتری خواهد داشت. در جایی که انسان‌ها ممکن است با دولت‌های مجهز به هوش‌مصنوعی پیشرفته یا خود هوش مصنوعی مواجهۀ نظامی و دیپلماتیک داشته باشند، انسان‌ها توانایی کمتری در جنگیدن برای بقا خواهند داشت.

🔹بسیاری از کشورها در حال تمرکز بر این هستند که چگونه در رقابت بر سر هوش مصنوعی پیروز شوند. بسیاری از رهبران بر این باورند که برتری‌های تاکتیکی در نزاع‌های آینده تعیین‌کننده است و هوش مصنوعی می‌تواند چنین برتری را به همراه داشته باشد. هر کشوری بخواهد که خود را به عالی‌ترین درجه آمادگی در زمینه هوش مصنوعی برساند، رقابتی روانشناختی میان نیروهای نظامی و سازمان‌های اطلاعاتی رقیب ایجاد می‌کند که بشریت تاکنون به خود ندیده است. تمنای انسان‌ها برای تصاحب هوش‎مصنوعیِ فوق‌اطلاعاتی، ممکن است باعث شود آنها تلاش کنند مانع از رسیدن دیگران به چنین سطح قدرتمندی از تکنولوژی شوند.

🔹هوش مصنوعی فوق‌اطلاعاتی می‌تواند برنامه‌های رقیب را مسدود، نابود یا واژگون کند. به عنوان مثال، هوش مصنوعی می‌تواند ویروس‌های کامپیوتری متعارف را با قابلیت‌های بی‌سابقه‌ای تقویت و آنها را کاملاً پنهان کند. همچون ویروس کامپیوتری استاکس‌نت -اسلحه سایبری که در سال 2010 کشف شد و به نظر می‌رسید که به یک‌پنجم سانتیریفیوژهای ایران آسیب وارد کرد- یک عامل هوش مصنوعی می‌تواند با پنهان‌کردن حضورش در برنامه‌های رقیب، عملیات خرابکاری انجام دهد و دانشمندان دشمن را وادار کند که به دنبال سایه‌ها بگردند. هوش مصنوعی می‌تواند رسانه‌های کشور رقیب را از میدان به‌در کند، سیلی از اطلاعات غلط را به راه بیاندازد تا موجی از مخالفت با پیشرفت در هوش مصنوعی در آن کشور ایجاد شود.

🔹در جنگ‌های سخت، هوش مصنوعی جهش رو به جلوی منحصربه‌فردی است. به عنوان مثال، پهپادها به شدت سریع و به طرز غیرقابل تصوری پویا خواهند بود. هنگامی که هوش مصنوعی نه فقط برای هدایت یک پهپاد، بلکه دسته‌ای از آنها به کار برده شود، توده‌ای از آنها به صورت همگام و به عنوان کلیتی منسجم پرواز خواهند کرد و همزمانی آنها بی‌نقص خواهد بود. دقت سلاح‌های مجهز به هوش مصنوعی به طرز بی‌سابقه‌ای افزایش خواهد یافت. در واقع اتحاد میان جنگ و علم، دقت ابزارها را افزایش خواهد داد.


🔹از آغاز تمدن بشری تاکنون، انسان‌ها موفق شده‌اند برای حل مشکلات خود به سطوح جدیدی از همکاری با یکدیگر دست پیدا کنند. اما امروزه حجم چالش‌های پیش روی تمدن بشری بسیار گسترده و چند بعدی است و حل آن بسیار دشوار. علی‌رغم تمام مخاطرات استفاده از هوش مصنوعی، ما امیدواریم به‌کارگیری آن برای اهداف سیاسی به موفقیت‌های خوبی در این زمینه منجر شود.

پیش‌بینی می‌کنیم که حتی در حالت ایده‌آل، هوش مصنوعی بتواند راه‌حل‌های جدید و بهینه جهانی ارائه دهد و دقیق‌تر از انسان عمل کند، و در نتیجه منافع رقبا را در یک جهت هماهنگ نماید. در دنیای آینده، ممکن است هوش مصنوعی که درگیری‌ها و مذاکرات صلح را هدایت می‌کند برای غلبه انسان بر دوراهی‌های سنتی مفید واقع شود. ما باید برای پیشی گرفتن هوش مصنوعی از نوع بشر آماده باشیم.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍21👏1👌1
🔵 ایده‌ها و برنامه‌های کلیدی «بسنت» برای وزارت خزانه‌داری آمریکا

#اکوتهران

🔸میلیاردر ۶۲ ساله، «اسکات بسنت»، از سوی دونالد ترامپ برای سکانداری وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا معرفی شده است و این یادداشت کوتاه به بررسی ایده‌ها و برنامه‌های کلیدی وی اختصاص دارد. با نگاه به سوابق بسنت می‌توان دریافت که وی تجربه حضور در پست حکومتی نداشته است و در مقابل، سابقه‌ای قابل توجه در وال‌استریت دارد. بسنت در سمت‌های گوناگون اجرایی بازارهای مالی، از جمله در شرکت‌های جورج سوروس، سابقه فعالیت دارد و بنیانگذار یکی از بزرگترین صندوق‌های پوشش ریسک در ایالات متحده آمریکاست.

💢برنامه‌های داخلی

🔹بسنت مشاور اقتصادی ترامپ در جریان کمپین انتخاباتی وی بوده و در همان دوره، برنامه پیشنهادی خود را در قالب برنامه‌ای سه بندی موسوم به ۳-۳-۳ ارائه نمود که از حیث نامگذاری یادآور برنامه سه ‌پیکان شینزو آبه، نخست وزیر سابق ژاپن، برای خارج کردن اقتصاد ژاپن از رکود است. برنامه سه بندی «بسنت» عبارت است از:

1️⃣کاهش کسری بودجه به ۳ درصد تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۲۸؛
2️⃣ افزایش رشد اقتصادی به ۳ درصد از طریق مقررات‌زدایی و سایر سیاست‌های رشدمحور؛
3️⃣افزایش تولید انرژی ایالات متحده به مقدار ۳ میلیون معادل بشکه نفت.

🔹گفتنی است بسنت علیرغم اینکه بخش اعظمی از مزایای دولتی مانند تامین اجتماعی و بیمه درمانی را عامل اصلی کسری می‌داند، کاهش سایر مخارج اختیاری دولت را هدفی واقع‌گرایانه‌تر دانسته است و از این رو، بعید است در خصوص مزایا رویکردی تهاجمی اتخاذ کند. همزمان، یکی از مهم‌ترین برنامه‌های پیش روی «بسنت»، پیشبرد هدف تمدید تخفیفات مالیاتی ۲۰۱۷ (مصوب دولت پیشین ترامپ) خواهد بود.

💢ایده‌های خارجی

🔹بسنت همچون عمده چهره‌های کابینه ترامپ، تهدید چین را بسیار جدی می‌پندارد و در یادداشتی در پاییز ۲۰۲۲، ماندگارترین دستاورد ترامپ را هشیار نمودن ایالات متحده و جهان درباره خطرات رو به رشد چینی تهاجمی‌تر از گذشته خوانده است. وی همچنین معتقد است که کشورهایی که از چتر حمایتی ایالات متحده در دفاع بهره‌مند می‌شوند، باید در پاسخ اقدام به خرید اوراق بدهی بلندمدت ایالات متحده (۳۰ الی ۴۰ ساله) کنند و باصطلاح بابت چیزی که دریافت می‌کنند، پیش‌پرداخت بدهند.

🔹بسنت، برخلاف جی.دی. ونس، از جمله اعضای کابینه ترامپ است که محوریت دلار در نظام مالی جهانی را امتیاز دانسته است و از ظرفیتی که تحریم و مداخله در تعاملات اقتصادی فراسرزمینی برای تاثیرگذاری و تنبیه در اختیار ایالات متحده قرار می‌دهد، استقبال می‌کند.

🔹بسنت مدافع اعمال گام به گام و تدریجی اعمال تعرفه‌ با هدف توسعه تولید ملی است. وی تعرفه را ابزار محبوب الکساندر همیلتون، اولین وزیر خزانه‌داری آمریکا، خوانده و بر تاریخ طولانی استفاده از آن به عنوان راهکار افزایش درآمد و حمایت از صنایع راهبردی تاکید نموده است. وی استدلال منتقدان تعرفه درباره اثر قیمتی آن را رد می‌کند و شاهد خود را عدم تاثیرگذاری تعرفه‌های دوره اول ریاست جمهوری ترامپ بر تورم می‌شمارد.

🔹به زعم وی، دونالد ترامپ به این دو کاربرد مرسوم، کاربردی جدید اضافه نموده که عبارت است از تعرفه به مثابه ابزاری مذاکراتی با شرکای تجاری؛ چرا که ایالات متحده با واردات ۳.۱ تریلیون دلاری و به مثابه بزرگترین واردکننده جهان، در بازارهای جهانی قدرت تعیین‌کنندگی دارد و همین مسئله به آن کشور امکان تحمیل شرایط مطلوب خود به سایر کشورها را می‌دهد.

🔹بسنت از ایده قشربندی سطح تعرفه‌ها نیز به صورت پراکنده یاد کرده که براساس آن کشورها براساس همسویی با ارزش‌ها و منافع ایالات متحده، در سه قشر تعرفه‌ای سبز، زرد و قرمز قرار گیرند. در مورد مشخص چین، بسنت معتقد است ابزار تعرفه باید برای مجبور ساختن چین به تغییر مدل اقتصادی خود از الگوی کنونی –سرمایه‌گذاری و صادرات بیش از حد و مصرف از بیش ازاندازه کم- مورد استفاده قرار گیرد.

💢جمع‌بندی

اعلام خبر نامزدی بسنت برای وزارت خزانه‌داری، واکنشی مثبت در بازارهای ارز بالاخص در خصوص یورو و ین دریافت کرد. همین مسئله، نشان می‌دهد که بسنت دستکم از نظر متحدان غربی ایالات متحده گزینه‌ای معقول به شمار می‌رود. در نهایت، انتخاب بسنت موجب امیدواری فعالان بازار رمزارز نیز خواهد بود و وی مانند شخص دونالد ترامپ، در زمره حامیان گسترش رمزارزها به شمار می‌رود. در واقع، در صورت تایید، بسنت اولین وزیر خزانه‌داری آمریکا خواهد بود که به طور آشکار حامی و موافق گسترش رمزارزها به شمار می‌رود.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏1
🌐 آتش بس در جنوب لبنان؟!

#تحلیل_کوتاه

🔹بر اساس اعلام رسانه‌های غربی، عربی و عبری توافق آتش بس میان لبنان و اسرائیل از فردا اجرایی خواهد شد. این دوره از مذاکرات آتش‌بس بین دو طرف با میانجی‌گری هوکشتاین نماینده ویژه آمریکا در امور لبنان چند ماه قبل آغاز شد و به سرانجام فعلی رسید.

💢طرفین چقدر به اهداف خود رسیدند؟

🔸مقتضیات اسرائیل در جنگ غزه نشان می‌داد که این رژیم قصد ندارد در ابتدا وارد یک جنگ سرنوشت‌ساز یا اصطلاح همه‌جانبه با حزب‌الله شود. تنها خواسته آنها قبل از ماجرای #مجدل_الشمس در جولان اشغالی آتش‌بس و بازگشت آوارگان اسرائیلی به خانه‌هایشان بود. اما با بن‌بست در غزه توجه این رژیم معطوف به لبنان شد.

🔸حزب‌الله از ۸ اکتبر یک هدف کلی را در پیش گرفت و آن هم آتش بس در غزه بود اگرچه اکنون آن شرط به نظر می‌رسد که به کنار رفته است اما اسرائیل هم بعد از ترور فرماندهان حزب‌الله به ویژه سیدحسن نصرالله و هاشم صفی‌الدین بدنبال ایجاد یک معادله جدید در لبنان بود. معادله که بخشی از آن امنیتی و بخش سیاسی بود. اسرائیلی‌ها قصد داشتند با ضربات شدید به حزب‌الله این جنبش و لبنان را وارد بحران سیاسی و امنیتی بکنند.

🔸معادله امنیتی مدنظر رژیم این بود که ابتدا حزب‌الله را از مرزهای اسرائیل دور کند و سپس منطقه جنوب خط رودخانه لیتانی را خلع سلاح کند. البته بعد از ضربه‌های اسرائیل به بیروت و منطقه ضاحیه و آواره شدن بیش از یک میلیون لبنانی این خواسته‌ها باز افزایش یافت و تل‌آویو درصدد برآمد تا عقبه نظامی، لجستیکی، مالی و حتی اجتماعی حزب‌الله را هدف قرار دهد.

🔸حزب‌الله اما بعد از مدتی دوباره به روند بازسازی بازگشت و توانست بعد از ضربات شدیدی که به تل آویو و حیفا وارد کرد معادله جنگ را تا حد زیادی تغییر داده و معادله پایتخت در برابر پایتخت را تثبیت کند. حزب‌الله در این زمان میدان را منطق اصلی معادلات دانست و با ضربات پی‌درپی که در تاریخ حملات به رژیم اسرائیل بی‌نظیر بود توانست تا حدودی مزیت هوایی اسرائیل را خنثی کند.

💢اگر توافق نهایی شود چه می‌شود؟

1️⃣توافق بر حول محور همان قطعنامه ۱۷۰۱ قرار دارد.
2️⃣آمریکا نقش پررنگی در این توافق داشته و ادامه‌دار خواهد بود.
3️⃣واشنگتن به عنوان رئیس هیات نظارت انتخاب می‌شود.
4️⃣حق آزادی عمل اسرائیل گرفته شده و به جای آن تضمین کتبی از سوی واشنگتن داده شده است.
5️⃣اسرائیل از لبنان عقب‌نشینی می‌کند و آوارگان دو طرف می‌توانند به خانه‌هایشان بازگردند.

💢برای حزب‌الله چه می‌شود؟

1️⃣ پرونده خلع سلاح حزب‌الله کنار رفته است.
2️⃣حزب‌الله می‌تواند دوباره به روند بازسازی بازگردد، به ویژه امنیتی و ساختاری

🔸مقاومت چند هفته اخیر حزب‌الله نشان داد که روند جنگ همه جانبه با این جنبش بسیار سخت خواهد بود و مانند حماس در غزه نیست. از سویی حمله زمینی اسرائیل به لبنان با شکست روبرو شد و بعد از اینکه ۶لشکر وارد منطقه جنوب شدند جز ۴ کیلومتر پیشروی هیچ دستاورد دیگری بدست نیامد. در صورتی که در جنگ سال ۱۹۸۲ اسرائیل ظرف یک هفته به بیروت رسیده بود و در جنگ ۳۳ روزه نیز در هفته سوم به لیتانی رسید.

🔸در آن سو هم لبنان به سمت رقابت سیاسی تازه خواهد رفت. گروه‌های مخالف حزب‌الله تلاش می‌کنند که بازسازی بلوک قدرت بتوانند حزب‌الله را تحت فشار قرار دهند. از سوی دیگر روند انتخاب رئیس‌جمهور در لبنان بسیار مهم خواهد بود. با توجه به این شرایط حزب‌الله چند کار مهم در پیش خواهد داشت:

1️⃣بازسازی کادر و ساختار از ابتدا
2️⃣بازسازی قدرت نظامی
3️⃣تجدید ساختار امنیتی
4️⃣پر کردن خلاهای اجتماعی و مالی برای احیای دوباره سیستم خود
5️⃣تاثیرگذاری بر روندهای سیاسی در لبنان برای مقابله با طرح آمریکا به همراه جعجع و بخشی از جریان ۱۴ مارس جهت از بین بردن محور مقاومت

💢نتیجه

در صورت نهایی شدن توافق می‌توان این نتایج را گرفت که:

1️⃣حزب‌الله توانست معادله امنیتی و نظامی شمال را برهم بزند. ضربات زیادی به نقاط نظامی و صنعتی اسرائیل در شمال وارد شد و کماکان این قدرت وجود دارد که به اسرائیل ضربه امنیتی وارد شود.
2️⃣اسرائیل نتوانست جنوب لبنان را تصرف کند و خلع سلاح حزب الله ناکام ماند؛ با این‌حال به صورت موقت می‌تواند جبهه لبنان را از جبهه غزه منفک کند.
4️⃣دوباره روند به قطعنامه ۱۷۰۱ باز می گردد و از این پس معادلات سیاسی در لبنان تعیین‌کننده خواهد بود.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👌2👏1🤔1
♦️چالش‌های نقش‌آفرینی آتی ایران در سودان
◼️مركز رع للدراسات الاستراتيجيه- مصر
📝ساره امين

#رویة_العربیة

🔹برقراری مجدد روابط میان ایران و سودان آن هم در میانه جنگی که از آوریل ۲۰۲۳ در سودان آغاز شده و به‌نظر نمی‌رسد به این زودی‌ها پایان داشته باشد، پرسش‌هایی درباره چالش‌های این رابطه و موانع پیش روی نقش احتمالی ایران در سودان مطرح می‌کند. لازم است توجه شود که رابطه بین دو کشور پس از ۸سال مجددا برقرار شده است. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب جدید ایران به دنبال تحقق راهبرد همکاری با کشورهای همسایه، اسلامی و جنوب جهانی برای پیشبرد منافع خود است. بااین‌حال، تداوم عدم نزدیکی با غرب و پیچیدگی‌های احتمالی ناشی از ریاست جمهوری ترامپ، چالش‌های جدیدی را به همراه خواهد داشت. در این شرایط، نقش و تأثیرگذاری ایران در سودان به‌عنوان بخشی از این استراتژی نیازمند بررسی بیشتر است.


💢ویژگی‌های روابط دوجانبه

🔹سودان درگذشته از همکاری نظامی با ایران بهره‌های قابل‌توجهی برده و موفق به تقویت ظرفیت خود در تولید سلاح و مهمات شده بود. اکنون با از سرگیری روابط دو کشور در شرایط حساس نبرد میان ارتش سودان با نیروهای پشتیبانی سریع، این همکاری‌ها می‌تواند بار دیگر سودمند باشد. از سوی دیگر احتمال می‌رود که سودان در آینده از فناوری هسته‌ای ایران برای ساخت رآکتور تولید برق بهره گیرد.

🔹ایران با تمرکز بر سودان در سیاست‌ خارجی خود به دنبال نفوذ در دریای سرخ و آفریقا به‌ویژه با توجه به رقابت شدید قدرت‌های بین‌المللی در این منطقه استراتژیک است. علاوه بر آن، گزارش‌هایی از وجود ذخایر اورانیوم در دارفور، می‌تواند انگیزه‌ای استراتژیک برای این سیاست باشد. روابط سرد با غرب و تحریم‌های اقتصادی، ایران را به‌سوی افزایش تجارت با سودان سوق می‌دهد. این همکاری می‌تواند فرصتی برای ایران جهت اجرای پروژه‌های بازسازی و سرمایه‌گذاری پس از جنگ فراهم کند. موقعیت سودان و بنادر آن در دریای سرخ، می‌توان از این کشور به‌عنوان دروازه‌ای برای تجارت ایران با آفریقا و بلوک اقتصادی شرق و جنوب آفریقا (COMESA) بسازد.

💢چالش‌های احتمالی

🔹بی‌تردید نقش آینده ایران در سودان با چالش‌های متعددی روبرو خواهد بود که برجسته‌ترین آن‌ها به شرح زیر است:

1️⃣برخورد با شرکای منطقه‌ای

🔹در صورت افزایش حمایت نظامی ایران از ارتش سودان برای مقابله با نیروهای «پشتیبانی سریع»، ارتش سودان ممکن است اجازه تاسیس پایگاه نظامی در «پورت‌سودان» را به ایران بدهد. این اقدام موجب نزدیکی نیروهای ایرانی به مرزهای عربستان و ایجاد تنش با این کشور و سایر کشورهای خلیج فارس خواهد شد، زیرا حضور ایران در دریای سرخ تهدیدی برای مرزهای غربی آن‌ها به شمار می‌رود.

🔹علاوه بر آن، همکاری‌های تجاری ایران و سودان ممکن است گسترش یابد و ایران می‌تواند از منابع سودان برای دور زدن تحریم‌ها و سرمایه‌گذاری در بازسازی این کشور بهره ببرد، چرا که زیرساخت‌های سودان در جنگ داخلی تخریب شده است. احتمال استقرار نیروهای «سپاه پاسداران» برای مدیریت منافع ایران در سودان وجود دارد. مجموعه این احتمالات و اقدامات ممکن است به گسترش نفوذ ایران در قاره آفریقا و شکل‌گیری پایگاه جدیدی برای محور مقاومت منجر شود. چنین تحرکاتی تنش‌های ایران با کشورهایی مانند عربستان، امارات و مصر را تشدید خواهد کرد.

2️⃣ رویارویی با رژیم صهیونیستی و حامیان آن

🔹از سرگیری روابط ایران و سودان می‌تواند وضعیت سودان را پیچیده‌تر و فشار بر ایران را افزایش دهد. این ارتباط ممکن است واکنش‌های احتیاط‌آمیزی از سوی آمریکا و اسرائیل در پی داشته باشد، ازجمله تشدید حضور نظامی غرب در دریای سرخ برای محدود کردن نفوذ ایران و جلوگیری از حمایت نظامی تهران از نیروهای نیابتی‌اش از طریق سودان. در دوره «عمر البشیر»، واشنگتن نفوذ ایران را تهدیدی برای صلح منطقه‌ای می‌دانست و با روی کار آمدن ترامپ و فعالیت‌های حوثی‌ها در دریای سرخ، این نگرانی‌ها تشدید شد و ممکن است قدرت‌های غربی برای مقابله با نقش ایران در سودان، استراتژی‌های مختلفی به‌کارگیرند.

💢نتیجه‌گیری

چالش‌های ذکر شده عامل اصلی تعیین‌کننده شکل و سطح روابط بین سودان و ایران بوده‌اند، به‌ویژه اینکه چالش‌های منطقه‌ای مرتبط با نقش ایران در سودان با چالش‌های بین‌المللی پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری همراه شده‌اند؛ چالش‌هایی که احتمالاً بزرگ‌ترین مانع بر سر راه نزدیکی دو کشور خواهند بود.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍41👏1
🌐سریال غم‌انگیز و بی‌پایان پاراچنار
📝اندیشکده اقبال

#تحلیل_کوتاه

🔹پاراچنار یا پاره‌ چنار شهری تقریبا مرزی در مرکز فرمانداری کُرَّم در استان مرزی شمال غربی پاکستان است که حدود بیست کیلومتری با مرز افغانستان فاصله دارد و عمده مردمان این شهر و روستاهای اطراف آن پیرو مذهب تشیع هستند و متاسفانه ده‌هاست که در این منطقه درگیری‌های خونبار اتفاق می‌افتد.

🔸این منطقه به سه بخش تقسیم می‌شود: کُرَّم بالا (پاره چنار)، کُرَّم مرکزی (سدا) و کُرَّم پایین. کُرَّم بالا که به قاچاق معروف است، دارای چهار گذرگاه مرزی اصلی ؛ گاوی، خارلاچی، بورکی و اینزارکی است که در حال حاضر تنها خارلاچی فعال است؛ کُرَّم مرکزی که بزرگترین بخش است، سابقه میزبانی از مراکز آموزش نظامی و پناهگاه برای طالبان و شبکه حقانی را دارد. کُرَّم پایین با دو گذرگاه مرزی (شارکو و شاهدانوداند) به خوست افغانستان، به دلیل مناطق بدون حصار در نزدیکی پالوسین، بهشت قاچاقچیان است.

🔸پاراچنار نزدیکترین شهر پاکستان به کابل، پایتخت افغانستان است. پاراچنار با پیشاور، پایتخت استان خیبرپختواه پاکستان ۲۵۵ کیلومتر فاصله دارد اما با کابل، پایتخت کشور افغانستان فقط ۱۱۰ کیلومتر فاصله دارد. از آنجا که منطقه به افغانستان دسترسی نسبتا راحتی دارد و از طرفی یک منطقه صعب العبور است، سلاح های سنگین به راحتی در آن یافت می‌گردد و هر اختلاف و درگیری میان دو قبیله به یک جنگ تمام عیار داخلی تبدیل می‌گردد.

🔸ریشه درگیری های اخیر به ۲۴ ژوئیه برمی‌گردد که منشا آن اختلاف نظر در مورد اراضی کشاورزی و حاصل خیز منطقه بوده است. همانگونه که اشاره شد، کوچکترین درگیری در منطقه با دخالت قبایل مختلف در عرض چند ساعت و با استفاده از سلاح های سنگین به یک جنگ تمام عیار تبدیل می‌گردد و سپس پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مانند واتس‌اپ و فیس‌بوک برای انتشار پیام‌های آتش‌افروز با فراخوان «جهاد» مورد استفاده حداکثری قرار می‌گیرد و سپس بلندگوهای مساجد منطقه با اعلام جهاد برای هر یک از قبایل و فرقه های فعال آن می‌شود. خیلی زود «افراد خارجی» نیز به اغتشاشات می‌پیوندند و خشونت را به روستاهای اطراف و کل منطقه می‌کشانند.

🔸از همان ماه ژوئیه به علت بسته شدن جاده اصلی پاره چنار، دولت محلی تصمیم گرفت به منظور عبور و مرور مردم، کاروانهایی را تشکیل دهد که توسط چند ماشین ارتش و پلیس محافظت می‌شدند. بنا به گفته منابع موثق محلی، ۲ ماه پیش یک کاروان از ماشین هایی که اکثر سرنشینان آن از اهل سنت بودند در میانه راه مورد حمله تروریست ها قرار گرفت و بیش از ۳۰ نفر کشته شدند. روز جمعه ۲ آذر ماه ، دقیقا در همان محل یک کاروان از ماشین هایی که اکثر سرنشینان آن اهل تشیع بودند مورد حمله تروریست ها قرار گرفته و بیش از ۵۰ نفر به شهادت رسیدند.

🔸بذرهای درگیری پاره چنار قرن ها پیش کاشته شد. قبایل پشتون منطقه سابقه رقابت برای سلطه دارند و شکاف های فرقه‌ای، عمدتاً بین مسلمانان سنی و شیعه، این اختلافات را تشدید می کند. از طرفی مداخلات و سیاست‌های دوران استعمار به آن دامن زده و محیطی پرالتهاب ایجاد کرده که رقابت برای تصرف منابع و نفوذ سیاسی به راحتی به خشونت کشیده می‌شود. طبق عرف حاکم، اگر عضوی از یک فرقه کشته شود، کل قبیله باید انتقام خون او را بگیرند.

🔸تنش‌های این منطقه در سال ۲۰۰۷ میلادی به اوج خود رسید و حملات مرگباری در آوریل و نوامبر همان سال منجر به بسته شدن جاده اصلی تال-پاره چنار به مدت چهار سال شد و در نهایت جرگه‌های (شورای حل اختلاف محله‌ای) مختلفی برگزار شدند اما موضوع هم‌چنان لاینحل باقی مانده است. در طی این ۴ سال اختلاف و درگیری بیش از ۲۰۰۰ نفر از مردم منطقه جان خود را از دست داده و هزاران نفر دیگر نیز مجروح شدند.

🔸هر چند اختلافات مذهبی بین شیعیان و سنی‌نشینان این منطقه را نمیتوان کتمان کرد، اما واقعیت میدانی این است که درگیری‌های اصلی این منطقه بیش از اینکه بر سر اعتقاد و عقاید باشد، بر سر اختلاف اراضی و کنترل منابع طبیعی است. شاهد این مدعی هم برگزاری مراسم های مذهبی در صلح و آرامش است. به عنوان مثال در مراسم تاسوعا و عاشورای امسال هنگامی که دسته عزاداری شیعیان منطقه در حال عزاداری در شهر بود، بسیاری از جوانان سنی، مسئولیت برقراری نظم و آرامش را بر عهده داشته‌اند و هیچ گونه درگیری در این مراسم گزارش نشده است.

در یک جمع‌بندی، موج فعلی خشونت در پاراچنار پاکستان تحت تأثیر عوامل ذیل است:
1️⃣اختلافات قبیله‌ای بر سر زمین و کنترل منابع به عنوان عامل اصلی؛
2️⃣دشمنی‌های فرقه‌ای به عنوان عامل محرک؛
3️⃣بازیگران خارجی که به منظور تامین منافع خود به تفرقه دامن می‌زنند.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎1👏1👌1
🌐 داستان طولانی روابط ترامپ با مسکو

#تحلیل_کوتاه

🔸دکترین ملی‌گرایانه ترامپ در سیاست خارجی، تنها یک روی سکۀ نزدیکی او به روسیه است؛ روی دیگر سکه، روابط مالی-سیاسی ترامپ با روسیه پیش از انتخابات ۲۰۱۶ است. در حالی که مقابله با تهدید روسیه و حمایت از اوکراین میان دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان طرفدار دارد، ترامپ از همان ابتدا در قبال روسیه رویکرد متفاوتی در پیش گرفت که برجسته‌ترین مصداق آن، مخالفت وفاداران او در کنگره با بسته کمک خارجی به اوکراین بود. پرسش مهم این است که نزدیکی ترامپ و مسکو از کجا ریشه می‌گیرد؟

🔸می‌توان ریشه‌ نخستین روابط ترامپ و روسیه را در اوایل دهه ۹۰ میلادی جستجو کرد؛ هنگامی که سه کسب‌وکار بزرگ ترامپ (کازینو تاج محل، هتل پلازا نیویوزک و خط هوایی ترامپ شاتل) به ورشکستی رسیدند. وضعیت مالی بد او به دلیل این ورشکستی‌ها در طول دهه ۹۰ و اوایل قرن بیست‌ویکم ادامه یافت. در اواخر همین دوران بود که ارتباطاتی میان او و ثروتمندانی روسی شکل گرفت. شرکت املاک بِی‌راک (Bayrock Group) و دو سرمایه‌گذار قزاقستانی و روسی آن یعنی «تفیک آریف» و «فلیکس ساتر» دفاتری را در برج ترامپ اجاره کردند و ترامپ با کمک این دو توانست بخشی از ضررهای خود را جبران کند. ترامپ خود یکبار با ذکر اینکه "بِی‌راک افراد و سرمایه‌گذاران را می‌شناسد" به این گروه اشاره کرده بود.

🔸بعدها در جریان تحقیقاتی که توسط شرکت تحقیقاتی مستقل Fusion GPS و از طریق یک جاسوس سابق انگلیسی انجام شد و همچنین طبق شهادت بنیانگذار این شرکت در کمیتۀ اطلاعات مجلس نمایندگان، مدارکی مبنی بر پولشویی ترامپ از طریق معامله با تجار روسی پیدا شد، هرچند که این تحقیقات به نتیجه‎‌ای نرسید. تحقیقات غیردولتی دیگری نشان می‌داد که ساتر چگونه در دهه ۹۰ مبلغی حدود ۳۰ میلیون دلار به هتل ترامپ در نیویورک (ترامپ سوهو) تزریق کرد. با این حال ابعاد عمیق‌تری از چرایی چنین روابط مالی همچنان مخفی مانده است.

🔸روابط ترامپ و روسیه به چنین مراودات مالی مشکوکی محدود نماند. افراد بسیار زیادی از کمپین انتخاباتی ترامپ در ۲۰۱۶ و اعضای خانواده او، روابط شخصی مهمی با روس‌ها داشتند. به عنوان مثال، رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه ترامپ از ۲۰۱۷ تا ۲۰۱۸، در گذشته معاملاتی با دو شرکت گازی و انرژی روسی (روزنفت و گازپروم) داشته بود. مایکل فلین، اولین مشاور امنیت ملی ترامپ، در ۲۰۱۳ از GRU (آژانس اطلاعاتی ارتش روسیه) بازدید کرد و با خبرگزاری راشا تودی و همچنین سرجئی کیسلیاک، سفیر پیشین روسیه در آمریکا ارتباطات نزدیکی داشت. چنین ارتباطاتی را کارتر پیج، از مشاورین کمپین ۲۰۱۶ ترامپ با دو شرکت روسی مذکور و کیسلیاک داشت. از همه مهم‌تر، رابطه دوستی ایوانکا ترامپ با وندی دنگ است؛ کسی که شایعه شده بود قبلا با پوتین رابطه داشته و از طریق شوهر سابقش با داشا آبراموویچ (یکی از الیگارش‌های روس) در ارتباط بوده است.

🔸کمک روس‌ها به ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ نیز برجسته شد. در جریان رقابت‌ها، هکرهای روسی توانستند به تعداد زیادی از ایمیل‌های محرمانه کمپین هیلاری کلینتون دست پیدا کنند. ویکی لیکس، به مدیریت جولیان آسانژ نیز بخشی از این ایمیل‌ها را منتشر کرد. در آن زمان، تحقیقات فدرال برای کشف ارتباط میان آسانژ، کمپین ترامپ و هکرهای روسی آغاز شد؛ اما به نتیجۀ خاصی نرسید. با این حال ارتباط جولیان آسانژ و کمپین ترامپ خاتمه نیافت. سال گذشته، تاکر کارلسون، یکی از بازوهای رسانه‌ای کمپین ۲۰۲۴ ترامپ، با آسانژ مصاحبه‌ای داشت و در آن از اقدامات آسانژ دفاع کرد.

🔸مجموعه چنین موضوعاتی که در انتخابات ۲۰۱۶ به اوج خود رسید، باعث شد تحقیقاتی رسمی از سوی وزارت دادگستری در سال ۲۰۱۷ در خصوص دخالت روسیه در انتخابات و ارتباط کمپین ترامپ با این کشور آغاز شود. این تحقیقات که از همان ابتدا مورد حمله ترامپ قرار گرفت، سرانجام در گزارش نهایی خود به این نتیجه رسید که هیچ رابطه مشخصی میان کمپین ترامپ و روسیه وجود نداشته است. بازپرس ویژه وقت، رابرت مولر نیز اعلام کرد که هنوز مدارکی دال بر این ارتباط وجود ندارد.

مخالفین ترامپ همواره تمامی این موارد را به عنوان تلاش روسیه برای نفوذ در نظام سیاسی آمریکا از طریق ترامپ عنوان کرده‌اند. اینکه چنین ادعایی درست باشد یا خیر نیازمند مدارک بیشتری است که شاید آینده آن را مشخص کند؛ اما نمی‌توان از این نکته گذشت که روابط قدیمی و خاص ترامپ با روسیه و کمک‌های نجات‌دهنده این کشور در سه دهه اخیر، در رویکرد سنت‌شکنانه او نسبت به روسیه بی‌تأثیر نیست.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏1👌1
🔵ابزارهای اروپا برای مقابله با جنگ تجاری ترامپ
◾️بلومبرگ
📝ریچارد براوو و آلیس اتکینز


#اکوتهران

🔸«بلومبرگ» در یادداشتی به آمادگی بیشتر اتحادیه اروپا در قیاس با گذشته در مقابل تهدیدات تعرفه‌ای ترامپ پرداخته است. نگارنده این یادداشت، تهدید اخیر ترامپ برای اعمال تعرفه بر کانادا، چین و مکزیک را در دعاوی غیرتجاری بر سر مواد مخدر و مهاجرت، پیامی منفی برای اتحادیه اروپا (EU) قلمداد کرده است. محتوای این پیام بر آمادگی ترامپ برای استفاده از سیاست تعرفه‌ای به‌عنوان ابزاری ژئوپلیتیکی دلالت دارد؛ بالاخص که در حوزه تجارت، ترامپ اتحادیه اروپا را واجد رویکردی بدتر از چین در قبال آمریکا می‌داند.

💢ابزارهای مقابله‌ای اتحادیه اروپا

🔹در سال 2017، ترامپ به بهانه مسائل امنیت ملی با اعمال تعرفه‌ بر صنایع فولادی و آلومینیوم، اروپا را وارد تنش تجاری ناخواسته نمود. «براوو» و «اتکینز» معتقدند که تجربه 2017 باعث تغییر اساسی در راهبرد تجاری اروپا شده است و در سال‌های اخیر، اتحادیه اروپا برای اتخاذ رویکردهای قاطع‌تر مقابله‌ای آماده‌تر است و در واقع، به طراحی ابزارهای قانونی متناسب پرداخته است.

🔹اعضای اتحادیه اروپا با استفاده از بازار یکپارچه خود به عنوان یک منشا قدرت، این امکان را فراهم کرده اند که محدودیت‌هایی در همه کشورهای عضو علیه کشورهای ثالثی وضع کنند که از تعاملات اقتصادی به نفع اهداف سیاسی بهره‌برداری می‌کنند. کمیسیون اروپا این مقررات را در سال 2023، در قالب ابزار ضداجبار (ACI) فعال ساخته است و علیرغم اینکه این مقررات با هدف مقابله با چین و روسیه تنظیم شده اند، زمینه مناسبی برای عمل متقابل و یکپارچه علیه آمریکای ترامپ نیز فراهم می‌کنند.

🔹علاوه بر این، در همان سال اتحادیه اروپا دستورالعمل‌هایی را با عنوان مقررات یارانه خارجی (FSR) مصوب نموده که به کمیسیون اروپا اجازه می‌دهد با حمایت‌های دولت خارجی از شرکت‌ها و بازیگران اقتصادی در بازار خود مقابله کنند و در واقع، رقابت برابر شرکت‌های مختلف در مزایده‌ها یا دیگر موقعیت‌های مشابه را فراهم کنند.

🔹راهبرد امنیت اقتصادی اتحادیه اروپا نیز که اوایل سال جاری به تصویب رسیده است، تمرکزی ویژه بر ریسک‌های ناشی از افزایش تنش‌های ژئوپلیتیکی دارد و هدف خود را محافظت از اروپا در برابر اقدامات قهری و اجبارآمیز دانسته است. تاکنون بسیاری از رهبران اروپایی برای مواجهه با رویکرد دولت جدید آمریکا اعلام آمادگی کرده‌اند. با این حال، این نگرانی در اتحادیه اروپا وجود دارد که ۲۷ کشور عضو تحت فشار یکپارچگی خود را از دست بدهند.

💢واکنش بازارهای اروپا

🔹با اینهمه، تهدیدات تجاری ترامپ منجر به تلاطم و تزلزل در بازارهای اروپایی شده است. عمده کارشناسانی هشدار داده اند که نبرد تعرفه‌ای‌ در مرکز راهبرد ترامپ قرار دارد و این مرکزیت نه تنها به‌عنوان ابزاری اقتصادی بلکه به‌عنوان اهرم‌ مذاکره ژئوپلیتیکی است. همین عدم قطعیت، فضایی مشابه سال ۲۰۱۶ پدید آورده است و سرمایه‌گذاران را به اتخاذ رویکرد احتیاطی واداشته است.

🔹بر همین اساس است که علیرغم تقویت اولیه، نرخ تبدیل یورو در برابر دلار با افت مواجه شده و سهام اروپایی نسبت به بازارهای آمریکا عملکرد ضعیف‌تری داشته‌اند. باید توجه داشت که به‌طور خاص، خودروسازانی همچون استلانتیس و فولکس‌واگن به دلیل وابستگی به زنجیره‌های تأمین جهانی بیش از سایرین در مقابل تهدیدات تعرفه‌‌ای آمریکا شکننده هستند.

💢جمع‌بندی

بلومبرگ این یادداشت را با نقل قولی از «پنی ناس»، کارشناس بنیاد مارشال آلمان در واشنگتن به پایان می‌برد. ناس ضمن تاکید بر اینکه اروپا ابزارهای اقتصادی بیشتری نسبت به گذشته در اختیار دارد، بر این پرسش اساسی به عنوان پرسشی همیشگی تاکید می‌کند: آیا اروپا آمادگی عبور از موضع تدافعی به موضعی تهاجمی را دارد؟

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏21👎1
♦️اوکراین عرصه جنگ نیابتی قدرت‌های آسیایی
◾️اندیشکده رند
📝جفری هورنانگ

#تهران_ریویو

🔸مدت‌ها پیش از پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری تردیدها و نگرانی‌هایی در مورد تداوم حمایت آمریکا از اوکراین و همچنین توانایی دفاعی کی‌یف در مقابل روسیه وجود داشت. این نگرانی‌ها تحت‌الشعاع تحول مهم دیگری قرار گرفت که این منازعه را پیچیده‌تر کرد: افزایش مداخله قدرت‌های شرق آسیا در یک جنگ اروپایی. در کنار ورود حداقل 10 هزار سرباز کره‌شمالی در سمت روسیه، نقش رو به رشد چین، ژاپن و کره جنوبی این پرسش را ایجاد کرده است که آیا یک جنگ نیابتی در حال گسترش در اوکراین وجود دارد یا خیر؟ تمامی شواهد نشان می‌دهند که پاسخ مثبت است.

🔹جنگ نیابتی هنگامی رخ می‌دهد که دو کشور به طور غیرمستقیم –بوسیله حمایت از بازیگران متخاصم در یک کشور ثالث- با یکدیگر مبارزه کنند. نمونه‌های کلاسیک آن در دوران جنگ سرد شامل بحران کنگو در دهه 1960 و بحران آنگولا در دهه 1970 است؛ وقتی که اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده با پول، تسلیحات و در برخی مواقع نیروی نظامی از طرفین متخاصم در یک جنگ داخلی حمایت می‌کردند؛ اما خود هرگز مستقیماً وارد نبرد نمی‌شدند.

🔹از حامیان روسیه شروع می‌کنیم. چین علی‌رغم امتناع از فراهم‌ نمودن سلاح برای روسیه، تلاش کرده است تا از توانایی روسیه برای ادامه جنگ مطمئن شود. چین نه تنها با تحریم‌های غرب مخالفت کرده است، بلکه از روابط دیپلماتیک خود در جنوب جهانی استفاده کرده تا از محکومیت گسترده‌تر روسیه جلوگیری کند. از همه مهم‌تر، چین برای سرپانگه‌داشتن اقتصاد و صنعت دفاعی روسیه وارد عمل شده تا مطمئن گردد این کشور در برابر تحریم‌های غرب مقاومت و ارتش خود را تأمین کند.

🔹کره‌شمالی رویکرد مستقیم‌تری اتخاذ کرده و یکی از پنج کشوری است که علیه قطعنامه مجمع عمومی در مخالفت با حمله روسیه رأی منفی داد. هفته گذشته، پیونگ‌یانگ ائتلافی نظامی [با روسیه] تصویب کرد که هر دو کشور را در زمان حمله ملزم به کمک به دیگری می‌کرد. کره شمالی زرادخانه موشک‌های بالستیک خود را برای جبران کاهش مهمات روسیه در اختیار این کشور قرار داده است. اما تنش‌زاترین اقدام کره، ماه گذشته رخ داد، هنگامی که این کشور حدوداً 10 هزار سرباز به روسیه اعزام کرد.

🔹اما در سوی دیگر و در حمایت از اوکراین، دو متحد اصلی آمریکا یعنی ژاپن و کره جنوبی وارد عمل شده‌اند؛ هرچند که سطح اقدام کوچک‌تری دارند. نخست، این ژاپن بود که در تحریم‌های شرکای غربی‌اش علیه روسیه همکاری کرد. توکیو همچنین کمک‌های مستقیم و غیرمستقیم به اوکراین کرده است که شامل تجهیزات نظامی ناکنش‌گر -از جمله جلیقه محافظ چندلایه، پهپادهای شناسایی و وسایل حمل‌ونقل- و همچنین 12 میلیارد دلار کمک می‌شود که توکیو را به یکی از حامیان اصلی کی‌یف تبدیل می‌کند.

🔹در حالی که کره‌‌جنوبی از ارسال سلاح به اوکراین اجتناب کرده، اما کمک‌های بشردوستانه و دیگر تجهیزات غیرکشنده همچون تجهیزات پاکسازی مین، زره انفرادی و کلاه خود توسط این کشور فراهم شده است. این کشور همچنین به تحریم‌های اقتصادی علیه مسکو پیوسته است. علاوه بر این شبیه به ژاپن با تامین ذخایر تسلیحاتی آمریکا و تحویل گلوله‌های توپخانه‌ای به این کشور، توانایی واشنگتن برای ارسال بیشتر تسلیحات به اوکراین را افزایش داده است.

این موضوع نشان می‌دهد که چالش‌های امنیتی شرق آسیا تا حدی به اروپا منتقل شده‌اند. اما نگرانی اصلی این است که مشارکت کشورهای شرق آسیا در این جنگ، عنصری از عدم قطعیت و احتمال تشدید تنش‌ها را به درگیری اوکراین می‌افزاید. پکن، پیونگ‌یانگ، سئول، و توکیو با حمایت از شرکای خود در اروپا، در حال پیشبرد نبردی گسترده‌تر برای تعیین آینده نظم بین‌المللی هستند. پکن و پیونگ‌یانگ در پی نظمی هستند که در آن ایالات متحده و شرکای آن تضعیف شده باشند و توکیو و سئول از تغییر نظم فعلی جهان در هراسند. این امر نشان‌دهنده جهانی‌شدن جنگ اوکراین و ایجاد الگویی جدید برای رقابت کشورهای آسیایی در نقاط دیگر جهان است.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎1👏1
♦️نتایج معکوس جنگ آمریکا علیه فناوری چین و تأثیر منفی برنامه‌های ترامپ

#روندهای_استراتژیک

🔸اسکات کندی مقاله‌ای که در مجله #فارن‌افرز منتشر شده به نبرد تکنولوژیک آمریکا با چین اشاره نموده و معتقد است اعمال تحریم بر شرکت‌های چینی نتیجه معکوس داده و پیروزی ترامپ می‌‌تواند اوضاع را وخیم‌تر نماید. دولت سابق ترامپ محدودیت‌های گسترده‌ای را بر شرکت‌هایی مانند زی تی ئی (ZTE) و هوآوی(Huawei) اعمال کرد، دولت بایدن این محدودیت‌ها را حفظ و به محدودیت‌های صادراتی بر روی تولیدات نیمه‌رسانا و خودرهای چینی نیز تعمیم داد. ایالات متحده از استراتژی‌های مختلفی مانند تعرفه‌ گذاری، ممنوعیت واردات و سرمایه‌گذاری‌ استفاده می‌کند تا پیشرفت‌های فناوری چین را کند نموده و وابستگی به کالاهای چینی را کاهش دهد.

💢 تأثیر سیاست‌های تجاری آمریکا بر صنایع نیمه‌هادی و خودروسازی چین

🔹آمریکا حدود ۸۵۰ نهاد چینی را در فهرست نهادهای تحت تحریم قرار داده و دسترسی آن‌ها به فناوری‌های پیشرفته را محدود کرده است. این موضوع به شدت بر شرکت‌های چینی تأثیر گذاشته است، به ویژه در زمینه دستیابی به تراشه‌های پیشرفته‌ برای کاربردهای هوش مصنوعی. آمریکا اکنون محدودیت‌های خود را به صنایع دیگر، از جمله خودروهای برقی و داروسازی، گسترش داده است. این فشار به طور غیرمستقیم بر اقتصاد چین تأثیر می‌گذارد و به سرمایه‌گذاری های دولتی بیش از حد در برخی بخش‌ها و افزایش عدم قطعیت اقتصادی منجر می‌شود!

💢عواقب ناخواسته محدودیت‌های فناوری ایالات متحده بر پیشرفت فناوری چین

🔹تشدید محدودیت‌ها توسعه فناوری چین را به ویژه در بخش‌های استراتژیک مانند نیمه‌هادی‌ها، مخابرات و هوش مصنوعی تسریع کرده است. سیاست های تحریمی، تمایل چین به خودکفایی را تشدید ساخته است. با وجود اینکه چینی ها هنوز در صنعت نیمه‌هادی‌ها عقب‌تر هستند اما شرکت‌های چینی به تدریج در حال ساخت یک اکوسیستم داخلی و افزایش استفاده از قطعات محلی هستند. شرکت‌هایی مانند هواوی با توسعه فناوری‌های مستقل، به تحریم‌ها واکنش نشان داده اند. چین به رهبری در فناوری‌های پاک تبدیل شده و پیشرفت‌های قابل توجهی در حوزه خودروهای الکتریکی و انرژی‌های تجدیدپذیر داشته است.

💢سیاست های مرکانتلیستی و تاثیر آن بر گسترش توان رقابتی شرکت های چینی

🔹سیاست های اقتصادی آمریکا مانند کنترل‌های صادراتی و اعمال محدودیت‌ها بر همکاری‌های گسترده با چین که با هدف حمایت از امنیت اقتصادی داخلی ایجاد شده، در عمل رشد شرکت‌های آمریکایی را مختل کرده و بودجه تحقیق و توسعه آنان را کاهش داده است. این اقدامات به‌طور غیرمستقیم توسعه فناوری چین را تسریع کرده است زیرا شرکت‌های چینی را به توسعه فناوری‌های بومی سوق داده است.

🔹تعرفه‌ها بر محصولات چینی ممکن است از صنایع داخلی محافظت کند، اما خطر محدود کردن تنوع محصولات آمریکایی و کند کردن فرایند انتقال به انرژی پاک‌تر را به همراه دارد. همچنین، مازاد تولید در صنعت نیمه‌هادی می‌تواند منجر به ناکارآمدی‌های اقتصادی و از دست رفتن شغل‌ها شود. در نتیجه، آمریکا و متحدانش ممکن است به تدریج رهبری فناوری خود را در برخی بخش‌ها به چین واگذار کنند. در حالی که این اقدامات با هدف تقویت امنیت اقتصادی آمریکا طراحی شده‌اند، ممکن است در حفظ مزیت رقابتی در برابر قابلیت‌های رو به رشد چین، نتیجه معکوس داشته باشند.

💢ضرورت حفظ تعادل بین امنیت اقتصادی و نوآوری

🔹 «کاهش ریسک» در سیاست گذاری اقتصادی آمریکا به کاهش آسیب‌پذیری‌ها به واسطه نشت فناوری و وابستگی به زنجیره‌های تأمین چینی مربوط می‌شود. اگر دولت ترامپ این راهبرد را بدون ارزیابی نتایج آن پیگیری نماید ممکن است آسیب های اقتصادی قابل توجهی را در پی داشته باشد. از اینرو، سیاستگذاران آمریکایی باید نتایج اقدامات را بر اساس منطق هزینه و فایده مورد ارزیابی قرار دهند. اولویت‌بندی تهدیدات فوری ضروری است تا از رویکرد واکنشی که ممکن است به مسدود کردن تمام روابط با چین منجر شود، جلوگیری نمایند. همکاری با متحدان برای حفظ رهبری فناوری در سطح جهانی از اهمیت برخوردار است.

نادیده گرفتن نهادهای جهانی مانند سازمان تجارت جهانی خطر تشدید درگیری‌ها را به همراه دارد. به جای آن، ایالات متحده باید بر همکاری چندجانبه تمرکز کند تا قوانین جدیدی برای فعالیت‌های اقتصادی جهانی ایجاد کند و اقدامات یکجانبه را به نفع تلاش‌های جندجانبه کنار بگذارد. اقدامات امنیتی بیش از حد ممکن است نوآوری را مختل کرده، رشد را کند نماید و ایجاد شغل را کاهش دهد. ترکیب استراتژیک سیاست‌های داخلی، همکاری با متحدان و سرمایه‌گذاری در نهادهای بین‌المللی می‌تواند به ایالات متحده کمک کند تا هم به رونق اقتصادی رسیده و هم امنیت اقتصادی خود را تضمین کند.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👎1
🌐 راهبرد چندلایه رژیم صهیونیستی در قبال محور مقاومت پس از آتش‌بس

#تحلیل_کوتاه

🔹آتش‌بس به‌عنوان یکی از ابزارهای دیپلماتیک، می‌تواند فرصتی برای بازسازی توان نظامی و بازیابی انسجام استراتژیک باشد. بااین‌حال، دشمنان محور مقاومت، این بازه‌های زمانی را به بستری برای اجرای برنامه‌های فرسایشی و تجدید ساختار خود تبدیل کرده‌اند. تحولات اخیر حلب در بحبوحه آتش‌بس ۶۰ روزه در جنوب لبنان، نشان‌دهنده همین راهبرد پیچیده و چندلایه است. در این یادداشت، به تحلیل ابعاد این تحولات، اهداف دشمن و راهکارهای مقابله پرداخته می‌شود.

💢راهبرد دشمن: تغییر معادلات و فرسایش مقاومت

🔸دشمن با درک این نکته که محور مقاومت از آتش‌بس برای بازسازی ساختارهای نظامی و بازیابی توانایی‌های خود استفاده خواهد کرد، تلاش کرده است تا با تغییر مرکز ثقل درگیری‌ها به شمال سوریه، جبهه مقاومت را دچار فرسایش کند. یورش سنگین به محور غرب حلب درست پس از آتش‌بس در جنوب لبنان، نشان از هماهنگی مجموعه‌ای از بازیگران ضدمقاومت در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است که برخی اهداف کلیدی را دنبال می کنند:

🔸اهداف کلیدی دشمنان مقاومت در این مقطع شامل موارد زیر است:

1️⃣ایجاد فرسایش در توان عملیاتی مقاومت: انتقال درگیری‌ها به مناطقی مانند حلب و ادلب، محور مقاومت را ناگزیر به استفاده از نیروها و امکاناتی می‌کند که باید برای جبهه‌های دیگر حفظ شوند.
2️⃣بازسازی گروه‌های نیابتی ضدمقاومت: تجهیز و تسلیح تروریست‌های مستقر در شمال سوریه و اعزام کاروان‌های نظامی از سوی ترکیه و سایر حامیان خارجی، گواهی بر این موضوع است.
3️⃣محدودسازی توان بازیابی حزب‌الله و حماس: درگیری محور مقاومت در سوریه، مانع از تمرکز این محور بر تجهیز و سازماندهی مجدد حزب‌الله و حماس می‌شود.
4️⃣تحکیم روابط ناتو و شرکای منطقه‌ای آن: حمایت پنهان و آشکار برخی بازیگران از گروه‌های تروریستی در سوریه، بخشی از راهبرد کلان ناتو برای رقابت با روسیه و محور مقاومت است.

💢تحلیل راهبردی

🔸ترکیه به‌عنوان یکی از حامیان اصلی گروه‌های تروریستی، نقش تعیین‌کننده‌ای در این تحولات ایفا می‌کند. از سوی دیگر، سکوت رژیم صهیونیستی در قبال جابه‌جایی نیروهای مقاومت و عدم حمله به کاروان‌های نظامی در سوریه، نشان‌دهنده تلاش تل‌آویو برای مخفی نگه داشتن نقش خود در این تحولات است.

🔸حضور نیروهای روسیه در میدان نبرد و درخواست آن‌ها برای ارسال تجهیزات و تسلیحات پیشرفته از مسکو، نشان‌دهنده افزایش سطح تهدیدات علیه سوریه است. این وضعیت، روسیه را در موقعیتی قرار می‌دهد که باید میان حفظ روابط خود با ترکیه و مقابله با تروریست‌ها در حلب، توازن ایجاد کند.

💢نقاط ضعف محور مقاومت

🔸تحولات اخیر ضعف‌های زیر را در محور مقاومت آشکار ساخته است:

1️⃣غافلگیری اطلاعاتی: حملات گسترده تروریست‌ها و پیشروی سریع آن‌ها در مناطقی چون دادیخ و سراقب، نشان‌دهنده ضعف اطلاعاتی و اشراف ناکافی بر تحرکات دشمن است.
2️⃣ تمرکز عملیاتی: تمرکز نیروهای مقاومت در مناطقی خاص، امکان باز شدن جبهه‌های جدید را برای دشمن فراهم می‌کند.
3️⃣ ناهماهنگی میان متحدان منطقه‌ای: اختلافات داخلی در محور مقاومت، ازجمله میان گروه‌های عراقی و دولت بغداد، مانع از اجرای برخی اقدامات ضروری در حمایت از سوریه شده است.

💢ضرورت‌های مقابله موثر با تحرکات دشمن

1️⃣افزایش هماهنگی اطلاعاتی: تقویت سامانه‌های اطلاعاتی و ایجاد سازوکارهای هماهنگ میان اعضای محور مقاومت برای رصد تحرکات دشمن ضروری است.
2️⃣اجرای عملیات‌های پیشگیرانه: انهدام مراکز فرماندهی گروه‌های تروریستی و ضربه به خطوط پشتیبانی آن‌ها، می‌تواند روند تحرکات دشمن را مختل کند.
3️⃣بهره‌گیری از فرصت‌های دیپلماتیک: تعامل با روسیه و ترکیه برای محدودسازی حمایت‌ها از تروریست‌ها می‌تواند به کاهش تهدیدات کمک کند.
4️⃣حفظ انسجام در محور مقاومت: مدیریت اختلافات داخلی و تقویت همکاری میان اعضای محور مقاومت، ازجمله عراق و یمن، می‌تواند به افزایش توانایی‌های عملیاتی منجر شود.

💢نتیجه‌گیری

دوره آتش‌بس، فرصتی حیاتی برای محور مقاومت به‌منظور بازسازی و تثبیت دستاوردهای خود است. بااین‌حال، دشمن با بهره‌گیری از این بازه زمانی، در تلاش است تا محور مقاومت را به یک بازی دفاعی وادار کند. پاسخ سریع و قاطع به تحرکات تروریست‌ها در سوریه، نه‌تنها از فرسایش توانایی‌های مقاومت جلوگیری می‌کند، بلکه پیامی روشن به دشمنان محور مقاومت درباره هزینه‌های سنگین اقدامات آن‌ها خواهد بود.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👏2👎1👌1
Forwarded from مطالعات عراق
🔺 تحرکات غیر عادی در پایگاه عین الاسد

یک منبع آگاه از تحرکات غیر عادی در پایگاه عین الاسد عراق خبر داده است.

این منبع گفته که از روز گذشته چندین بالگرد مخصوص انتقال افراد و تجهیزات به این پایگاه رفت و آمد داشته‌اند اما مشخص نیست مسیر این بالگردها به سمت پایگاه الحریر است یا پایگاه‌های آمریکایی در سوریه؛ با این حال تحرکات آن‌ها غیر عادی به نظر می‌رسد و نشان می‌دهد که رویدادی در جریان است.

#مطالعات_عراق
@iraqstudy
👍5😐31👌1
🌐 تغییر معادلات در سوریه: از بحران حلب تا آینده مقاومت

#تحلیل_کوتاه

🔹درگیری‌های شمال سوریه به مرحله‌ای حساس رسیده و شهر حلب، يكي از پایگاه‌های اصلی دولت سوریه و محور مقاومت، در آستانه سقوط قرار گرفته است. این تحول، حاصل مجموعه‌ای از عوامل منطقه‌ای و بین‌المللی است که به تضعیف موقعیت محور مقاومت در سوریه منجر شده است. در این یادداشت، به تحلیل دقیق این تحولات پرداخته می‌شود.

💢نقشه‌خوانی ایران و آغاز تغییرات

🔸در هفته‌های پایانی جنگ لبنان و اسرائیل، تحلیل‌های اطلاعاتی ایران حاکی از آن بود که ترکیه قصد دارد نقش محوری در تحولات سوریه ایفا کند. آنکارا، در تلاش بوده تا با گسترش نفوذ در شمال سوریه، مناطقی حائل برای مقابله با گروه‌های کردی ایجاد کند. این طرح، با هدف ایجاد «حوزه نفوذ ترکیه» و هموارسازی مسیر برای حضور نظامی گسترده‌تر طراحی شده بود.

🔸ایران با درک این موضوع، تلاش کرد تا با اقدامات دیپلماتیک و فشار سیاسی، ترکیه را از این مسیر بازدارد. سفر علی لاریجانی به دمشق و چراغ سبز ایران به حزب‌الله برای آتش‌بس، بخشی از این اقدامات بود. اما سماجت ترکیه و تأکید اردوغان بر اهداف بلندمدت، باعث شد این تلاش‌ها به نتیجه مطلوب نرسد.

💢وضعیت میدانی: سقوط قریب‌الوقوع حلب

🔸شهر حلب، که روزی قلب اقتصادی و استراتژیک سوریه بود، اکنون تقریباً به‌طور کامل سقوط کرده است. نیروهای مدافع حرم، به‌ویژه فاطمیون و زینبیون، به دلیل کمبود تجهیزات و کاهش توان عملیاتی، نتوانستند مقاومت مؤثری در برابر پیشروی گروه‌های مسلح انجام دهند.

🔸بر اساس گزارش‌های میدانی:

⬅️خطوط دفاعی حلب تقریباً از بین رفته و نیروهای ارتش سوریه در حال عقب‌نشینی به السفیره هستند.
⬅️گروه‌های مسلح همچون «هیئة تحریر الشام» با پشتیبانی مستقیم ترکیه، پیشروی گسترده‌ای در ریف حلب داشته‌اند.
⬅️طرح دفاع از شهر به دلیل عدم هماهنگی فرماندهی ارتش و ضعف تجهیزاتی نیروها، غیرممکن شده است.

💢 دلایل تغییر معادلات در ۷۲ ساعت

🔸چرخش سریع معادلات میدانی نتیجه مجموعه‌ای از عوامل است:

1️⃣حملات هوایی اسرائیل: حملات مداوم اسرائيل به پایگاه‌های مستشاری ایران و زیرساخت‌های نظامی سوریه، انتقال تجهیزات و نیروهای جدید را به میدان جنگ دشوار کرده و موجب تضعیف مقاومت در سوریه شده است.

2️⃣کاهش حمایت هوایی روسیه: درگیری روسیه در جنگ اوکراین، باعث شده تا مسکو توانایی پشتیبانی هوایی از دولت سوریه را به حداقل برساند و این امر قدرت مانور ارتش سوریه را کاهش داده است.

3️⃣نبود فرماندهی منسجم در ارتش سوریه: ارتش سوریه، به‌ویژه در حلب، با ضعف‌های ساختاری و عدم انسجام فرماندهی مواجه است. این امر باعث فروپاشی سریع خطوط دفاعی شد.

4️⃣حمایت لجستیکی ترکیه از گروه‌های مسلح: ترکیه نه‌تنها از گروه‌های مخالف دولت سوریه حمایت مالی و تسلیحاتی کرده، بلکه با اعزام مستشاران نظامی به میدان، پیشروی آنان را تسهیل کرده است.

💢سناریوهای پیش‌رو: آیا راهی برای تغییر ورق وجود دارد؟

🔸سقوط احتمالی حلب و گسترش نفوذ گروه‌های مسلح به مناطق دیگر، دولت سوریه و محور مقاومت را در شرایطی بحرانی قرار داده است. در چنین شرایطی، سناریوهای زیر قابل‌تصور است:

1️⃣ایجاد اتحاد بین دولت سوریه و نیروهای کردی: دولت سوریه می‌تواند با ارائه پیشنهاداتی چون مشارکت سیاسی و تقسیم منابع، نیروهای کرد را به همکاری برای مقابله با تروریست‌ها ترغیب کند. این اتحاد می‌تواند نیروی تازه‌ای به میدان بیاورد.

2️⃣تقویت خطوط دفاعی در مناطق حیاتی: اگرچه محور مقاومت زمان کافی برای بازسازی سریع ندارد، اما باید با تمرکز بر مناطق حیاتی مانند دمشق و حمص، از پیشروی تروریست‌ها جلوگیری کند.

3️⃣تقویت هماهنگی بین ایران و روسیه: محور مقاومت باید با مذاکره و فشار بر روسیه، حمایت‌های هوایی و زمینی مسکو را بار دیگر به میدان جنگ بازگرداند.

💢 پیامدهای منطقه‌ای تغییر معادلات

🔸اگر محور مقاومت نتواند کنترل شرایط را به دست گیرد، پیامدهای زیر اجتناب‌ناپذیر خواهد بود:

⬅️ترکیه نفوذ خود را تا عمق شمال سوریه گسترش خواهد داد و با ایجاد منطقه حائل، حضور کردها را به‌طور کامل محدود خواهد کرد.
⬅️اسرائیل با ادامه حملات هوایی خود، سعی خواهد کرد توازن قوا را به نفع مخالفان محور مقاومت تغییر دهد.
⬅️کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه عربستان و امارات، از تضعیف محور مقاومت برای گسترش نفوذ خود در سوریه بهره‌برداری خواهند کرد.

💢نتیجه‌گیری

تحولات اخیر در شمال سوریه، محصول رقابت شدید بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است.این بحران نشان‌دهنده ضرورت بازنگری در راهبردهای محور مقاومت و اتخاذ تصمیمات سریع و راهبردی برای جلوگیری از سقوط کامل سوریه است. آینده مقاومت در گرو سرعت و دقت در این تصمیم‌گیری‌ها خواهد بود.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10🔥5👏2👌2
♦️پرونده‌ای برای تعامل با ونزوئلا
📝فرانسیسکو رودریگز
◾️فارن افرز

#تهران_ریویو

🔹وضعیت ونزوئلا در میان پیچیده‌ترین چالش‌های سیاست خارجه دولت جدید آمریکا قرار دارد. در طول ۱۲ سال گذشته، ونزوئلا از یک دموکراسی متزلزل به یک رژیم اقتدارگرای تثبیت‌شده تبدیل شده است که یکی از شدیدترین فروپاشی‌های اقتصادی و بحران‌های مهاجرت در تاریخ مدرن را تجربه می‌کند. در سال‌های اخیر، این مشکلات به طور فزاینده‌ای بر ایالات متحده اثر گذاشته است. در پنج سال گذشته، مقامات آمریکایی بیش از ۹۰۰ هزار ونزوئلایی را شناسایی کرده‌اند که تلاش می‌کردند از مرزهای جنوبی عبور کنند.

🔸بسیاری انتظار دارند که ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ به معنای بازگشت رویکرد فشار حداکثری علیه ونزوئلا خواهد بود که در دوره نخست او طراحی شده بودند؛ وقتی که واشنگتن تحریم‌های مالی و نفتی جامعی را اعمال کرد، از یک قیام نظامی {در ونزوئلا} حمایت کرد و حتی احتمال اقدام مستقیم نظامی نیز مطرح شد. سناتور مارکو روبیو، نامزد انتخابی ترامپ برای وزارت امور خارجه، در یک گردهمایی در فلوریدا بیان کرد که در دولت جدید، "ما موضعی کاملاً متفاوت و بسیار سختگیرانه‌تر و واضح‌تر نه فقط نسبت به ونزوئلا، بلکه کوبا و نیکاراگوئه اتخاذ خواهیم کرد."

🔸اما بازگشت به راهبرد شکست خوردۀ فشار حداکثری توسط دولت جدید اشتباه بزرگی خواهد بود. تحریم‌ها در تغییر رژیم به ندرت اثرگذار هستند و ونزوئلا از این قاعده مستثنی نیست. تحریم‌های آمریکا به جای تزلزل مادورو، به او کمک کردند تا کنترل خود را تحکیم بخشد و عدم توازن قدرت میان دولت و جامعه مدنی ضعیف و فقیرشده را افزایش دهد. بیش از هفت میلیون ونزوئلایی از سال ۲۰۱۴ از کشور مهاجرت کرده‌اند و افزودن بر فشارها می‌تواند وضعیت زندگی آنهایی که باقی‌مانده‌اند را بدتر کند.

🔸ایالات متحده باید به محکوم‌کردن دولت اقتدارگرای مادورو به خاطر نقض حقوق بشر و برچیدن نهادهای دموکراتیک ادامه دهد. اما ترامپ و دولتش باید راهبرد تعامل هدفمند با مقامات ونزوئلا را به کار ببرند. چنین راهبردی حفظ یا تقویت روابط اقتصادی و دیپلماتیک میان ایالات متحده و ونزوئلا را اولویت قرار می‎دهد – نوعی از ارتباط که می‌تواند به ذینفعانی که متعهد به انتقال دموکراتیک هستند قدرت ببخشد.

🔸در ۲۰۲۲، دولت بایدن مجدداً ارتباطاتی را با دولت مادورو برقرار کرد که هدفش توافق دوجانبه‌ای بود تا تدریجاً تحریم‌ها را کاهش دهد و {مادورو را} برای تجدید مذاکرات با اپوزیسیون تشویق کند. در نوامبر همان سال، خزانه‌داری آمریکا مجوزی را به شورون –تنها شرکت نفتی آمریکا که در ونزوئلا ظرفیت تولید دارد- داد تا نفت ونزوئلا را به ایالات متحده صادر کند. این با از سرگیری گفتگوها میان دولت مادورو و اپوزیسیون مصادف شده بود.

🔸سیاست خارجی واقع‌گرایانه در قبال ونزوئلا باید با پذیرش این نکته آغاز شود که واشنگتن حوزۀ اثر محدودی بر پویایی‌های سیاسی در کشورهای اقتدارگرا دارد. در جهانی که ۷۱٪ مردمش تحت رژیم‌های استبدادی زندگی می‌کنند؛ هدف‌قراردادن گزینشی کشورهایی –همچون کوبا و ونزوئلا- برای تغییر رژیم نه تنها بیهوده بلکه خطرناک است. جداکردن رژیم‌های خاص خطر اتحاد میان آنها و تضعیف صلاحیت اخلاقی آمریکا را در پی دارد و تأییدی بر این ادعای اقتدارگرایان می‌شود که واشنگتن در امور داخلی دیگر کشورها دخالت می‌کند.

اگر دولت ترامپ سیاست تعامل محدود را در پیش بگیرد، این به‌نوعی پذیرش واقعیت خواهد بود. سیاست‌های تنبیهی ممکن است برای سیاست‌گذاران جذاب باشند، اما معمولاً رژیم‌ها را در گوشه‌ای قرار می‌دهند و تغییر رفتار را غیرممکن می‌کنند. حکومتی که رهبرانش از تعقیب قضایی آمریکا هراس دارند، برای باقی ماندن در قدرت به هر کاری، از جمله تقلب در انتخابات، متوسل می‌شوند. در مقابل، تعامل استراتژیک می‌تواند تغییرات مثبت را تشویق کرده و بازیگران محلی حامی راه‌حل‌های مذاکره‌ای را تقویت کند. طبق تحقیقات «لویتسکی و وی»، کشورهایی که روابط اقتصادی، اجتماعی و نهادی با غرب دارند، بیشتر به سمت دموکراسی حرکت می‌کنند تا کشورهایی که صرفاً تحت فشار تنبیهی قرار گرفته‌اند.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👌3👏2😐1
🌐بیانیه اجلاس جی 20؛ از جنگ اوکراین تا سیاست‌های اقتصادی چپ

#تحلیل_کوتاه

🔹جی ۲۰ (G20) مجمعی متشکل از ۱۹ کشور دارای بزرگترین اقتصادهای جهان و اتحادیه اروپاست که در سال ۱۹۹۹ در پاسخ به بحران مالی آسیا(۱۹۹۷) شکل گرفت و اتحادیه آفریقا نیز از سال ۲۰۲۳ به آن پیوست. هر سال، رهبران اعضای گروه ۲۰ برای بحث در مورد مسائل اقتصادی و مالی و همچنین هماهنگی در سایر سیاست‌های مربوطه یکدیگر را ملاقات می‌کنند.

🔸امسال در حالی اجلاس سران جی ۲۰ در برزیل برگزار شد که جهان به سرعت در حال طی‌کردن تحولات سیاسی، امنیتی و اقتصادی است. ریاست این اجلاس که سالانه میان اعضا تغییر پیدا می‌کند، در سال ۲۰۲۳ از هند به برزیل و امسال نیز از برزیل به آفریقای جنوبی انتقال پیدا کرد. با مقایسه بیانیه ۲۰۲۳ دهلی نو با ۲۰۲۴ ریو دو ژانیرو می‌توان متوجه تغییرات در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی شد که بخشی از آن ناشی از تحولاتی است که جهان در یک سال گذشته تجربه کرده است.

💢بحران‌های بین‌المللی

🔸دو جنگ اوکراین با روسیه و جنگ اسرائیل با حماس و لبنان، مهم‌ترین بحران‌های سیاسی/امنیتی بودند که در بیانیه پایانی ۲۰۲۴ به آنها اشاره شد. هر دو بیانیه امسال و سال گذشته به جنگ اوکراین توجه داشتند. با وجود اینکه در هیچکدام از آنها روسیه صراحتاٌ محکوم نشد؛ اما در مجموع لحن بیانیه ریو دو ژانیرو نسبت به بیانیه دهلی نو ملایم‌تر شده بود. در حالی که بیانیه سال گذشته، اظهار داشت که کشورها باید از استفاده از زور علیه خاک دیگر کشورها خودداری کنند؛ بیانیه امسال، تنها از هرگونه ابتکار برای برقراری صلح پایدار و جامع استقبال کرد. علاوه‌براین، بیانیه ۲۰۲۴ از قطعنامه ۲۷۳۵ شورای امنیت (که در چارچوب طرح آتش‌بس سه ‌مرحله‌ای بایدن بود) برای پایان‌دادن به جنگ کنونی در جنوب غرب آسیا استقبال کرد.

🔸علاوه‌بر این دو جنگ، بحث مربوط به سلاح هسته‌ای از موضوعاتی بود که هر دو بیانیه به آن اشاراتی داشتند؛ هرچند با لحن و زاویه‌دیدی متفاوت. در حالی که بیانیه دهلی نو، اظهار داشت که هرگونه استفاده یا تهدید به استفاده از سلاح هسته‌ای غیرقابل پذیرش است؛ بیانیه امسال، تنها اشاره کرد که به هدف جهانی عاری از سلاح هسته‌ای پایبند است.

💢اقتصاد دیجیتال

🔸یکی از محورهای اصلی بیانیه ۲۰۲۳، دهلی نو، اقتصاد و تجارت دیجیتال بود. این موضوع شامل ایجاد و گسترش دسترسی به زیرساخت‌ها و خدمات دیجیتالی، تنظیم‌گری در حوزه ارزهای دیجیتال، دیجیتالی‌کردن اسناد تجاری و تمرکز بر سایر تکنولوژی‌های دیجیتال می‌شد. با این حال چرخش ریاست اجلاس از هند به برزیل، باعث تغییراتی در بیانیه ۲۰۲۴ شد. این بیانیه به بحث زیرساخت‌های دیجیتالی پرداخت، اما در مورد سایر بخش‌های مذکور اشاره‌ای نکرد.

💢افزایش مالیات و مبارزه با فقر

🔸اثر دیگر تغییر ریاست، در برجسته‌تر‌شدن سیاست‌های چپ‌گرایانه این اجلاس بود. بیانیه پایانی اجلاس ۲۰۲۴، بر اعمال مالیات ترقی‌خواهانه بر افراد با ثروت خالص بسیار بالا در جهت کاهش نابرابری در جوامع تأکید داشت که با توجه به سیاست‌های چپ‌گرایانه دولت لولا دا سیلوا در برزیل کاملاً قابل فهم است.

🔸علاوه‌براین، به بحث مربوط به مبارزه با بحران گرسنگی و فقر در هر دو اجلاس اشاره شد؛ اما در اجلاس ۲۰۲۴، برجستگی و نمود بیشتری داشت که باز هم می‌توان آن را در چارچوب ریاست دولت لولا بررسی کرد. اجلاس امسال، بر لزوم اتحاد جهانی و بسیج همه منابع لازم در جهت مبارزه با گرسنگی تأکید داشت.

💢چشم‌انداز

🔸امسال ریاست این اجلاس از برزیل به آفریقای جنوبی انتقال پیدا کرد. این انتقال در حالی صورت می‌گیرد که پیش‌بینی می‌شود برخی کشورهای قاره آفریقا با انفجار جمعیت و جهش تولید روبرو هستند و از این جهت چشم‌انداز مثبتی برای آنها دیده می‌شود.

علاوه بر این، در حالی که این اجلاس همیشه بر رفع موانع تجارت آزاد و مقابله با سیاست‌های حمایت‌گرایانه که مخرب چنین تجارتی هستند تأکید داشته است؛ جهان به خصوص اقتصادهای نوظهور که بلوک مهمی در این اجلاس محسوب می‌شود، در یک سال آینده با ظهور ترامپ و سیاست‌های اقتصادی ملی‌گرایانه او مواجه خواهد شد. این چالش مهمی است و باید دید که این کشورها چگونه از آن عبور خواهند کرد.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍2👏2
♦️عملیات «ردع العدوان»؛ تغییر تاکتیک از دفاع به حمله
◼️عمران للدراست الاستراتيجية-تركيه
📝فاضل خانجي

#رویة_العربیة

🔹در تاریخ ۲۷ نوامبر۲۰۲۴ عملیات «ردع العدوان» که از «اتاق عملیات نظامی» واقع در ادلب مدیریت می‌شود با پیشروی سریع از چندین محور به‌سوی شهر حلب آغاز شد و درگیری سوریه وارد سطح جدیدی از بحران شد. وضعیت فعلی ممکن است منجر به تغییر معادلات درگیری و پایان توافقات آتش‌بس بین دولت سوریه و گروه‌های مسلح در ادلب شود.

🔹اتاق عملیات نظامی هدف خود را جلوگیری از حمله مجدد دولت سوریه به مناطق شمال غرب این کشور و بازگشت آوارگان به روستاهایشان اعلام کرده است. پس از برخی مقاومت‌های جسته و گریخته ارتش سوریه، سرعت فروپاشی خطوط دفاعی موجب شد گروه‌های مسلح به‌طور غیرمنتظره‌ای پیشروی کرده و بیش از ۶۰ روستا و نقطه استراتژیک را تصرف کنند. محیط سوریه همواره پتانسیل بازگشت درگیری‌ها را داشته اما کنترل آن تاکنون عمدتاً تحت تأثیر توافقات آستانه قرار داشته است اما به‌نظر می‌رسد با تغییر سایر مناسبات میدان، شرایط برای آغاز عملیات مهیا شده است.

💢چرایی انتخاب این برهه زمانی

🔹مهم‌ترین عاملی که باعث شکل‌گیری نبرد فعلی و بازگشت شرایط به وضعیت پیش از مارس ۲۰۲۰ شده است را می‌توان تمایل بازیگران مختلف به کنترل، تثبیت و تقویت مواضع خود در مناطق تحت نفوذ و گسترش این مناطق به نفع خود عنوان نمود. دولت سوریه همواره با استفاده از «صبر راهبردی» به‌دنبال دور زدن هرگونه راهکار سیاسی بوده است و هیئت تحریر‌الشام هرگز راهبرد نظامی خود را کنار نگذاشته است.

🔹با این حال، شواهد نشان می‌دهد که تصمیم برای اجرای این عملیات در این موقعیت زمانی، با توجه ویژه به ضربه‌های وارده به نیروهای وابسته به ایران در لبنان و سوریه اخذ شده است. همچنین، درگیری پیشینی روسیه در جنگ اوکراین، به‌ویژه با شدت گرفتن نبرد در جبهه کورسک و نیز چراغ سبز غرب به اوکراین برای استفاده از موشک‌های غربی در هدف قرار دادن عمق خاک روسیه نیز نقش مؤثری در این تصمیم داشته است. هم‌چنین نمی‌توان ارتباط این عملیات با کندی مذاکرات عادی‌سازی روابط میان آنکارا و دمشق را انکار نمود که به دلیل اصرار حکومت بشار اسد و پیش‌شرط‌های مذاکراتی به بن‌بست رسیده بود.

💢تحولات میدانی و محاسبات استراتژی

🔹سرعت پیشرفت عملیات نظامی اعجاب‌آور بود. ارتش سوریه که از حمایت‌های ایران و نیروی هوایی روسیه بهره می‌برد در برابر گروه‌هایی مانند تحریر الشام در حلب و ادلب ضعیف عمل کرد. در مقابل، هماهنگی بالای مخالفین در سطح میدانی و استفاده آن‌‌ها از رسانه برای کنترل روایت‌ها تأثیرگذار بود.

🔹هیئت تحریر الشام با ایجاد یک اتاق عملیات ویژه، امکان پیوستن برخی گروه‌های «ارتش ملی» را فراهم کرده و عملیات را به‌عنوان یک عملیات اپوزیسیون سوری معرفی می‌کند. این تغییر روابط میان هیئت تحریر و سایر گروه‌ها، عملیات را وارد مرحله جدیدی می‌کند. هدف تحریر الشام از ایجاد اتاق عملیات جدید این است که خود را به‌عنوان مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده در تصمیم‌گیری جنگ علیه نظام سوریه معرفی نماید.

🔹با این پیش‌فرض که کوچاندن جمعی خط قرمز ترکیه است، بدترین سناریو از نظر فرماندهان عملیات بازگشت به آرامش شکننده قبلی است. هر دستاورد تاکتیکی می‌تواند به دستیابی به نتایج راهبردی کمک کند. بااین‌حال، تسلط بر روستاها یا موقعیت‌های خاص به‌تنهایی پیروزی استراتژیک نیست و تنها پیشرفت تاکتیکی به‌حساب می‌آید. هدف استراتژیک اصلی تسلط بر مناطق کلیدی مانند حلب است.

💢سناریوهای محتمل

🔹این جنگ با اهداف محدود آغاز شد و موقعیت میدانی فرصت را برای گسترش آن فراهم نمود، اما هنوز در مراحل ابتدایی قرار دارد. احتمال گشایش محورهای جدید وجود دارد که تحولات آینده منطقه را با دو سناریو مواجه خواهد کرد.

1️⃣بازگشت به تفاهمات کاهش تنش: عملیات با اهداف محدود برای گسترش مساحت‌های کنترل‌شده نزدیک به ادلب، توقف حملات ارتش سوریه و تأمین بازگشت آوارگان آغاز شد. این عملیات به‌گونه‌ای طراحی شد که مساحت‌ کنترل‌شده در محدوده مناطق کاهش تنش باقی بماند و سازوکارهای آستانه حفظ شود. با گذر زمان، فرصت تحقق این اهداف کاهش‌یافته و نتایج نبردها در غرب حلب تعیین‌کننده خواهد بود. درنهایت، منطقه به وضعیت عدم قطعیت پیش از مارس ۲۰۲۰ بازخواهد گشت.

2️⃣پایان تفاهمات قبلی: با ورود گروه‌های مسلح به حلب، توقف تنش و نظارت آستانه پایان می‌یابد و سوریه وارد دور جدیدی از درگیری خواهد شد. این وضعیت یا منجر به توافقات جدید ترکیه-روسیه بر اساس وضعیت میدانی می‌شود، یا موجب شروع درگیری‌های طولانی‌مدت می‌گردد که پیش‌بینی نتایج آن هنوز دشوار است.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👏3👌32💔1
🌐 سری‌لانکا و چرخش به چپ

#تحلیل_کوتاه

🔹در انتخابات زودهنگام مجلس سری‌لانکا، ائتلاف قدرت ملی مردم (NPP) به رهبری «آنورا کومارا دیسانایاکه» موفق به کسب یک پیروزی تاریخی شده و ۱۵۹ کرسی از ۲۲۵ کرسی پارلمان را به خود اختصاص داده است. با این پیروزی «هرینی آماراسوریا» با پیشینه‌ای بیشتر دانشگاهی و اجتماعی، به کرسی نخست‌وزیری تکیه خواهد زد. ریشه‌های این پیروزی را بیش از هر چیز باید در بحران مالی ۲۰۲۲ و نارضایتی گسترده عامه مردم از جریانات و نخبگان سیاسی گذشته جستجو کرد.

🔸بحران مالی ۲۰۲۲ بدترین بحران اقتصادی تاریخ سری‌لانکا از زمان استقلال به حساب می‌رود. طی این بحران تخفیفات بی‌حساب مالیاتی، چاپ بی‌رویه پول، انباشت بدهی خارجی معادل کل تولید ناخالص داخلی و کمبود منابع ارزی سری‌لانکا را در وضعیت تورم و نکول بدهی‌های خارجی قرار داد و کشور با کمبود سوخت و مواد غذایی مواجه شد و در نتیجه اعتراضات گسترده موسوم به «آراگالایا» منجر به سقوط دولت «راجاپاکسا» و انتصاب نخست‌وزیر وی، «ویکرامسینگه»، به ریاست‌جمهوری شد.

🔸«ویکرامسینگه» برای خروج از بحران از صندوق بین‌المللی پول و سایر کشورها درخواست کمک کرد. صندوق بین‌المللی پول در ازای اجرای برنامه تعدیل اقتصادی، با اعطای مرحله به مرحله وامی ۲.۹ میلیارد دلاری به سری‌لانکا موافقت کرد. هند نیز با اعطای خط اعتباری ۴ میلیارد دلاری به کمک دولت «ویکرامسینگه» شتافت. با اینهمه، فشار برنامه‌های تعدیل صندوق منجر بروز نارضایتی عمومی شده است و مذاکره مجدد شرایط با صندوق بین‌المللی پول یکی از وعده‌های کلیدی چپ‌گرایان پیروز به شمار می‌رود.

💢مسائل داخلی

🔸پیروزی NPP به مدد مجموعه‌ای از وعده‌ها همچون اصلاحات اقتصادی، اقدامات ضد فساد و تحقق عدالت اجتماعی به دست آمد که با مطالبات «آراگالایا» و انتظارات رأی‌دهندگان در تمامی طیف‌های اجتماعی و قومی انطباق داشت. سری‌لانکا برای دهه‌ها شاهد جنگ‌های داخلی خونبار قومی بود و همین مسئله بر اهمیت گفتمان عدالت‌خواهی در سری‌لانکا می‌افزاید.

🔸تفاوت‌های قابل‌توجهی در اندیشه‌ها و وعده‌های رقبای اصلی انتخابات، یعنی «دیسانایاکه» منتخب و سلف او، «ویکرامسینگه» وجود دارد. «دیسانایاکه» خود را مارکسیست می‌داند و وعده‌هایی برای مبارزه با فساد، احقاق حقوق عامه، اجرای عدالت و بازپس‌گیری مبالغ اختلاس‌ شده از منابع عمومی داده است و از این حیث، درست در نقطه مقابل رویکرد اقتصادی نئولیبرال دولت قبلی قرار می‌گیرد.

💢آثار منطقه‌ای


🔸در سطح منطقه‌ای، پیروزی NPP نشان‌دهنده تغییر احتمالی در توازن قدرت در جنوب آسیا است، به طوری که این کشور ممکن است-برخلاف تمایل دولت پیشین- با دیگر دولت‌های چپ‌گرا در منطقه از جمله ویتنام، لائوس و چین همسوتر شود و اهمیت این ماجرا زمانی خود را بیشتر می‌نمایاند که تحرکات و تنش‌های جهانی را در مقیاس تکاپوی قطب‌های شرق و غرب- چین و آمریکا- در تعریف نظام جدید جهانی بنگریم.

🔸علاوه بر این، تأکید NPP بر حاکمیت ملی، سوسیالیسم و خودکفایی اقتصادی می‌تواند به تقویت گفتمان‌های چپ‌گرا در کشورهای جنوب و جنوب شرق آسیا بینجامد که هر یک به طرق مختلف تحت فشارهای اقتصادی مختلف قرار دارند.

💢آثار بین‌المللی

🔸ائتلاف «دیسانایاکه» به همان اندازه که در مبارزات سوسیالیستی و داخلی سبقه دارد، فاقد تجربه اجرایی شاخص در عرصه بین‌المللی است و همین مسئله در شعارها و مبارزات انتخاباتی حزب نیز مشهود بود.

🔸پیروزی NPP به عنوان یک جریان چپ‌گرا، قادرست سیاست خارجی سری‌لانکا را متحول کند و پیش‌بینی می‌شود که دولت وی به مراتب بیشتر از «ویکرامسینگه» به چین و روسیه نزدیک شود. این تغییر بالاخص بر دینامیسم روابط در اقیانوس هند تأثیری ویژه دارد؛ چرا که دو رقیب تاریخی و ژئوپولتیکی یعنی چین و هند، به گسترش نفوذ خود در این جزیره کوچک چشم دوخته اند.

🔸سری‌لانکا، کشوری است که به صورت تاریخی و پیش از استقلال خود به علت اهمیت سوق‌الجیشی در آبراه‌های جهانی، زمین رقابت بسیاری از دول استعمارگر بوده و امروز نیز همین رقابت‌ها بر سر سری‌لانکا ادامه دارد. شاید بارزترین مثال این مسئله رقابت تنگاتنگی باشد که میان چین و چهار کشور آمریکا، هند، ژاپن و استرالیا ( QUAD) در جغرافیای پیرامونی سری‌لانکا جریان دارد.

بر همین اساس، طبیعی است که چپ‌گرایان سری‌لانکا به دنبال موازنه‌سازی و متعادل ساختن روابط خود با بازیگران مهم بین‌المللی از جمله هند، چین، ایالات متحده و کشورهای اروپایی باشند. هر چند که بدون شک، با پیروزی چپ‌گرایان و کنار رفتن «ویکرامسینگه» روزنه جدیدی برای بازگشت چین به سری‌لانکا ایجاد شده است.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👌2👏1💔1
🌐 آتش‌بس در جنوب لبنان و جستجوی پیروزی در منطقه

#تحليل_کوتاه

🔹با تحولات اخیر سوریه به نظر می‌رسد که یک پرده از انگیزه‌های اسرائیل در توافق آتش‌بس در ‏جنوب لبنان کنار رفته است. در حالی که با برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا و پیروزی ترامپ تصور ‏این بود که رژیم صهیونیستی در مدت باقی‌مانده تصدی بایدن عملیات خود علیه حزب‌الله را در جنوب لبنان ‏گسترش دهد اما به عکس این رژیم علی‌رغم عدم تحقق اهداف مهم خود در رابطه با حزب‌الله به آتش‌بس در جنوب ‏لبنان رضایت داد و به نظر می‌رسد به زودی در غزه نیز توافق مبادله اسرا و آتش‌بس انجام شود. این یادداشت به ‏دلایل این تصمیم رژیم صهیونیستی می‌پردازد.‏

🔸اسرائیل با آغاز جنگ علیه حزب‌الله اهداف پلکانی متعددی را دنبال می‌کرد. نخستین و کمترین هدف منفک کردن ‏جبهه لبنان از جبهه غزه بود. رژیم صهیونیستی پیش از آغاز جنگ لبنان به این نتیجه رسیده بود که تداوم جنگ ‏غزه بی‌فایده است اما پایان دادن به آن پیش از یک آتش‌بس جداگانه با حزب‌الله به معنی پذیرفتن یک معادله ‏جدید در قواعد درگیری با محور مقاومت بود و جایگاه آن را در معادلات پس از جنگ به شدت تضعیف ‏می‌کرد.

🔸هدف بعدی رژیم کاهش جدی توان تهاجمی حزب‌الله و رفع بلندمدت تهدید بر مناطق بر شمالی این ‏رژیم به منظور جلوگیری از وقوع عملیات‌های مشابه طوفان الاقصی توسط حزب‌الله بود که لازمه آن عقب ‏راندن حزب‌الله به پشت رودخانه لیتانی و عبور از لایه‌های دفاعی حزب‌الله و رسیدن به ‏زیرساخت‌های تهاجمی بود که در صورت تحقق می‌توانست رسیدن به هدف سوم یعنی برچیدن حزب‌الله یا تقلیل آن به یک گروه ضعیف سیاسی و در ‏نتیجه ایجاد تغییر اساسی در معادلات سیاسی-امنیتی لبنان را با بهره‌گیری از جریان‌های مسیحی و سنی که ‏مترصد فرصت‌هایی برای تضعیف حزب‌الله بوده‌اند تسهیل کند.

🔸 این پلکان نهایتاً باید به تغییر نظم منطقه در ‏چارچوب مطلوبیت‌های ایالات متحده و در چارچوب یک طرح منطقه‌ای برای مقابله با ایران و جلوگیری از ‏افزایش نفوذ قدرت‌های جهانی رقیب ایالات متحده ختم می‌شد؛ طرحی که نظم نوین نامیده شد. ‏

🔸روند تحولات میدانی اما در جنوب لبنان نشان داد که اسرائیل به سختی می‌تواند از پله اول عبور کند و ‏تداوم جنگ می‌توانست همین کوچکترین هدف را نیز با چالش مواجه کند. از یک طرف محدودیت‌های ‏توانایی ارتش این رژیم، فقدان مشروعیت بین‌المللی و آثار زیان‌بار جنگ طولانی‌مدت و ‏از طرف دیگر اقدامات تهاجمی حزب‌الله وجود داشت. حملات به تل‌آویو که در صورت ادامه جنگ ممکن بود ‏اهدافی مهم را مورد اصابت قرار دهند، حمله به خانه نتانیاهو و همچنین فرمانده نیروی هوایی در صورت تداوم و ‏موفقیت، هر کدام می‌توانست دستاوردهای رژیم را بر باد دهد.

🔸در واقع رژیم با آتش‌بس به دنبال تثبیت ‏گام نخست بوده و می‌خواهد اهداف دیگر را در برنامه‌ای بلندمدت و از طرق سیاسی با بازیگری در ‏سطح سیاست داخلی لبنان و سطح منطقه‌ای محقق کند.‏ در رابطه با مفاد آتش‌بس اگر چه روی کاغذ از شرایط آتش بس ۲۰۰۶ ضعیف‌تر به نظر می‌رسد اما از ‏دیدگاه اسرائیل ضعف قطعنامه ۱۷۰۱ نه به دلیل عبارت‌ها، بلکه به دلیل عدم اجرا بود و اکنون این رژیم گمان می‌کند می‌تواند باعث اجرای ‏متفاوت همان مفاد شود.

🔸نکته دیگر این است که رژیم قدرت تسلیحاتی حزب‌الله را بیشتر نه در انبارهای تسلیحاتی که بتوان آنها را نابود ‏کرد بلکه در شبکه گسترده لجستیک می‌بیند که بدون از بین بردن آن حملات هوایی برای از بردن قدرت تسلیحاتی آب در هاون کوبیدن خواهد بود. توانایی‌های حزب‌الله ‏در این جنگ رژیم را به این نتیجه رساند که کارزار چندساله آن موسوم به «نبرد بین جنگ‌ها» کارایی موثری ‏نداشته و باید با راهبردی جدید شبکه لجستیک حزب‌الله را از کار اندازد. در واقع رژیم صهیونیستی به این نتیجه ‏رسیده است باید انباشت دستاوردهای تاکتیکی در کوتاه‌مدت را به نفع یک پیروزی راهبردی در بلندمدت رها ‏کند. تحولات اخیر سوریه بخشی از این تغییر راهبرد است که در هماهنگی رژیم با دیگر بازیگران ذی نفوذ در این محیط عملیاتی اجرا ‏می‌شود.‏

رژیم با این تصور که دلیل سوریه در عدم پیوستن به جنگ چندجبهه‌ای علیه اسرائیل پس از طوفان‌الاقصی ترس ‏از بقاست تلاش می‌کند عملیات تشدید شده خود در سوریه (جاده مصنع، CERS، ترور حاج فادی و ...) را با یک کارزار سیاسی امنیتی گسترده‌تر علیه ‏این کشور ترکیب کند و مهمترین حلقه شبکه پشتیبانی حزب‌الله را از بین ببرد. با وضعیت کنونی حتی ممکن است به لحاظ زمینی نیز اقداماتی انجام دهد و مجموعه‌ای از ‏چماق‌‌ها را علیه بشار اسد ایجاد کند و آنگاه به همراه روند سیاسی غزه و از طریق آمریکا، ترکیه و امارات مجموعه‌ای از کارت‌های تشویقی برای قطع همکاری با ایران و حزب الله به سوریه ارائه دهد.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌63👍2🔥1👏1
🌐 الزامات تغییر معادله نبرد سوریه به نفع محور مقاومت

#تحلیل_کوتاه

🔹تحولات اخیر در صحنه نبرد سوریه، به‌ویژه در مناطق شمالی و مرکزی، بار دیگر نشان داده که جنگ‌های معاصر بیش از هر زمان دیگری به استراتژی‌های منعطف، تجهیزات پیشرفته، و توان فرماندهی کارآمد وابسته‌اند. سقوط پایگاه‌ها و شهرهای کلیدی نظیر نبل، الزهراء، و کویرس و افزایش فشار تروریست‌ها در استان‌های حلب، ادلب، و درعا ضرورت بازنگری در رویکرد محور مقاومت برای تغییر معادلات میدانی را آشکار ساخته است. این تحولات، بر اهمیت بازیابی توان نظامی، تقویت پشتیبانی مردمی، و بهره‌گیری از تاکتیک‌های جنگ نامتقارن تأکید دارد.

💢بازتعریف استراتژی: چگونه تغییر تاکتیک‌ها معادله نبرد را دگرگون می‌کند؟

🔸شکست‌های اخیر در حلب و کویرس، ضعف در سازماندهی دفاعی و فرماندهی را برجسته کرده است. سقوط پایگاه کویرس بدون مقاومت، نشان‌دهنده خستگی نیروهای مستقر و کمبود پشتیبانی است. محور مقاومت برای تغییر معادله به نفع خود، باید استراتژی‌های خود را در سه محور اصلی بازتعریف کند:

1️⃣تزریق نیروهای تازه‌نفس: افزایش توان انسانی از طریق جذب نیروهای محلی و نیروهای بین‌المللی وابسته به مقاومت همچون فاطمیون و زینبیون ضروری است.
2️⃣تقویت خطوط دفاعی: مناطق حیاتی نیازمند بازسازی زیرساخت‌های دفاعی و آموزش نیروها برای مقابله با حملات غافلگیرانه هستند.
3️⃣ نوآوری در تاکتیک‌ها: از جمله استفاده گسترده از پهپادهای انتحاری برای مختل کردن خطوط تدارکاتی دشمن و کاهش توان رزمی آن‌ها.

💢جغرافیای استراتژیک: اهمیت موقعیت بومی در تغییر روند نبردها

🔸شمال سوریه با موقعیت استراتژیک خود، به میدان رقابت بازیگران داخلی و خارجی تبدیل شده است. تسلط بر مناطقی چون حلب و ادلب، علاوه بر دسترسی به خطوط ارتباطی، کنترل بر مرزهای ترکیه و توانایی در ایجاد توازن منطقه‌ای را به همراه دارد. شکست در نبل و الزهراء نشان داد که عدم حمایت هوایی و زمین‌محور کافی، دفاع از این مناطق را غیرممکن کرده است.

💢از تاکتیک تا استراتژی: الزامات نوآوری نظامی در جنگ‌های معاصر

1️⃣پشتیبانی هوایی مداوم: تمرکز بر عملیات هوایی به‌ویژه حملات هدفمند علیه مقرهای فرماندهی گروه‌های تروریستی (مانند هدف‌گیری مقر تحریرالشام در ادلب) ضروری است.
2️⃣جنگ نامتقارن: استفاده از تاکتیک‌های غیرمتعارف، شامل عملیات نفوذ و استفاده از پهپادهای انتحاری برای هدف‌گیری ستون‌های نظامی دشمن.
3️⃣مختل‌سازی خطوط تدارکاتی: انهدام مسیرهای لجستیکی و پایگاه‌های ذخیره‌سازی سلاح و مهمات تروریست‌ها.

💢نقش روحیه و حمایت مردمی

🔸جنگ سوریه، با اتکا به نیروهای مردمی و شبه‌نظامی در کنار ارتش این کشور، نیازمند افزایش مشارکت عمومی و تقویت همبستگی ملی است. تلاش برای خنثی‌سازی عملیات روانی دشمن مانند شایعه‌پراکنی درباره کودتا در دمشق، از الزامات تقویت روحیه نیروهاست. در همین راستا لازم است نهادهای مدنی و بسیج مردمی برای پشتیبانی از جبهه‌ها بازسازی شده و با نفوذ گروه‌های تروریستی در مناطق آرام‌تر مانند درعا و گسترش بی‌ثباتی مقابله شود.

💢جمع‌بندی:‌ چه باید کرد؟

🔸محور مقاومت برای بازگرداندن ابتکار عمل به میدان نبرد، باید از ترکیب عوامل زیر بهره ببرد:

1️⃣تقویت پشتیبانی لجستیکی: ارسال پهپادهای انتحاری پرسه‌زن برای هدف‌گیری نقاط کلیدی تروریست‌ها.
2️⃣سازماندهی مجدد نیروها: ایجاد فرماندهی واحد برای هماهنگی بهتر بین جبهه‌های مختلف و جلوگیری از شکست‌های پراکنده.
3️⃣ گسترش حملات دقیق: تمرکز بر نابودی مراکز فرماندهی و تجهیزات پیشرفته دشمن.

این اقدامات، همراه با حمایت مردمی و تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش مداخلات خارجی، می‌تواند معادله نبرد سوریه را به نفع محور مقاومت تغییر دهد و به تثبیت وضعیت استراتژیک منطقه‌ای منجر شود.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍113👎1
🔵 طرح کلان ژئواکونومیک روسیه برای افغانستان
◾️آسیا تایمز
📝اندرو کوریبکو


#اکوتهران

🔸«آسیا تایمز» در یادداشتی به طرح کلان ژئواکونومیکی پرداخته است که در تعاملات روسیه با افغانستان و سایر بازیگران در مرکز و جنوب آسیا دنبال می‌شود. به باور «کوریبکو» در هفته جاری و با سفر دبیر شورای امنیت روسیه به افغانستان تلاش این کشور در راستای تقویت طرح کلان «شراکت بزرگتر آسیایی» (GEP) تداوم یافته است. این شراکت را می‌توان نسخه روسی سیاست «چرخش به آسیا» ایالات متحده دانست و محتوای آن بیش از هر چیز، بازتاب تمایل روسیه به تقویت مسیرهای تجاری و توسعه پیوندهای نهادی با همسایگان آسیایی است.

🔹نگارنده خاطر نشان می‌کند که مهم‌ترین هدف «شایگو» در این سفر بهبود و تقویت ارتباطات نظامی-فنی با طالبان در خصوص مقابله با داعش خراسان و وعده خارج کردن طالبان از لیست تروریستی روسیه به منظور تسهیل هماهنگی‌های بهتر بود. همزمان، پیش‌بینی می‌شود روسیه به دنبال ترغیب مجموعه کشورهای شانگهای برای ارتقای همکاری‌های ضدتروریستی و تبادل اطلاعات با طالبان باشد.

🔹با اینحال نباید از طرح کلان روسیه برای افغانستان غافل شد. پس از تحریم‌های سنگین غرب در سایه جنگ اوکراین، روسیه پروژه‌های کلانی همچون کریدور بین‌المللی شمال-جنوب با مشارکت ایران و هند را در اولویت خود قرار داده و همزمان کوشیده است تا نقش خود را در سازمان همکاری شانگهای تقویت نماید که افغانستان نیز در زمره اعضای ناظر آن به شمار می‌رود. در این میان، موقعیت راهبردی افغانستان، چنانچه طالبان قادر به تامین ثبات داخلی باشد و روابط را با پاکستان بهبود بخشد، می‌تواند به مثابه مسیر تجارت روسیه و جنوب آسیا مورد استفاده قرار گیرد.

🔹روابط روسیه و پاکستان در سال‌های اخیر به سرعت گسترش یافته است و معاون نخست‌وزیر روسیه، الکسی اورچوک، در ماه سپتامبر سفری دو روزه برای تبادل نظر به پاکستان داشت. در ماه اکتبر نیز اولین گفتگوهای تجارت و سرمایه‌گذاری میان روسیه و پاکستان در مسکو برگزار گردید. ولادیمیر پوتین در حاشیه اجلاس سالیانه سازمان همکاری شانگهای در تاشکند (۲۰۲۲) به شهباز شریف اطلاع داده بود که روسیه قصد دارد گاز را با خط لوله به پاکستان برساند. این مسئله بالاخص به سبب موجود بودن بخشی از زیرساخت در روسیه، قزاقستان و ازبکستان عملی خواهد بود. حتی اگر طرح خط لوله پوتین بلندپروازانه هم باشد، روسیه به راحتی می‌تواند کابل را مبدل به هاب منطقه‌ای نفت نماید و طالبان نیز نسبت به این مسئله تمایل نشان داده است.

🔹نورالدین عزیزی، سرپرست وزارت صنعت و تجارت افغانستان، در گفتگویی با اسپوتنیک در اوت ۲۰۲۲ از تمایل کابل به تهاتر منابع سرشار معدنی خود با نفت خبر داد. افغانستان منابع قابل‌توجهی در این حوزه دارد و برآورد ایالات متحده از ارزش منابع دست‌نخورده معدنی در افغانستان معادل یک تریلیون دلار و شامل لیتیوم بوده است.

🔹از همین روست که می‌توان از احتمال سوآپ نفت با مواد معدنی میان افغانستان و روسیه سخن گفت و پس از آن، چنانچه روسیه بتواند به میانجی‌گری موثر میان افغانستان و پاکستان بپردازد، زمینه برای صادرات نفت روسیه از این مسیر نیز فراهم گردد. بالاخص که تفاهم‌نامه اولیه کریدور حمل و نقل موسوم به کریدور اوراسیای مرکزی (CEC) یا کریدور سازمان شانگهای (SCOC) در اوت ۲۰۲۳ میان بلاروس، روسیه، قزاقستان، ازبکستان، پاکستان و افغانستان توافق شده است و تفاهم‌نامه دوجانبه پاکستان و روسیه نیز به این کریدور اشاره نموده است. این مستندات چندجانبه و ایده‌های کریدوری، می‌تواند زمینه ساز توسعه خط ریلی مهمی میان پاکستان-افغانستان-ازبکستان با عنوان اختصاری پاکافوز (PAKAFUZ) به عنوان هسته اصلی کریدور مورد بحث نیز گردد.

باید توجه داشت که افغانستان نقشی کلیدی در تامین هدف بزرگتر روسیه، یعنی تنوع ‌بخشی به شراکت‌های خود و کاستن از وابستگی یکجانبه به چین ایفا می‌کند. با این‌حال، تحقق این هدف در گروی شکست داعش خراسان و حل و فصل مناقشات منطقه‌ای از جمله اختلافات طالبان و پاکستان است. به عنوان مثال، اگر روسیه بخواهد هند را به این منظومه جدید ژئوپولیتیک اضافه کند، مناقشه دیرپای کشمیر و تنش‌های پاکستان و هند در مقابلش خواهند بود.


اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍81👌1
🌐 انتخابات سنگال و فرصت اقتصادی برای ایران

#تحلیل_کوتاه

🔹«بسیرو دیو مای فای»، رئیس‌جمهور سنگال در ۱۲ سپتامبر سال جاری مجلس ملی را منحل کرد و انتخابات زودهنگام در ۱۷ نوامبر برگزار شد که طی آن حزب حاکم «پاستف» با کسب ۱۳۰ کرسی از ۱۶۵ کرسی، اکثریتی مجلس را به دست آورد. چنین پیروزی قاطعی می‌تواند دست فای را برای اجرای برنامه اصلاحات اقتصادی بلندپروازانه با تمرکز برافزایش اشتغال، کاهش قیمت‌ها و بهبود خدمات عمومی باز نگه دارد.

🔹تحولات اخیر سنگال می‌تواند فرصت مناسبی برای حضور ایران در این کشور غرب آفریقا داشته باشد. به‌ویژه که اخیراً، رئیس‌جمهور این کشور اعلام کرد که فرانسه باید تمام پایگاه‌های نظامی خود در این کشور را تخلیه کند. البته این روند به دنبال رویکرد دولت‌های برآمده از کودتاهای ساحل در نیجر، مالی و بورکینافاسو است. درمجموع، این اظهارات نشان‌دهنده تغییر رویکرد این کشور غرب آفریقا است که می‌تواند بستر مناسبی برای همکاری اقتصادی با ایران باشد.

💢حجم تجارت ناچیز ایران-سنگال

🔹همواره نوسانات سیاسی در روابط دو کشور سایه سنگینی بر روابط اقتصادی دوجانبه انداخته است. هرچند آغاز روابط سیاسی و اقتصادی با سنگال به قبل از انقلاب اسلامی برمی‌گردد، اما در دهه‌های اخیر این روابط گاهاً با تنش‌هایی همراه بوده است. البته در سال ۲۰۰۰ که «عبدالله واده» در سنگال به قدرت رسید، همکاری نزدیکی با ایران به‌ویژه در بخش سرمایه‌گذاری برقرار کرد.

🔹نماد این رابطه، راه‌اندازی کارخانه مشترک خودرو بین سنگال و ایران‌خودرو موسوم «سنیران» بود. افزون بر آن مقامات دو کشور با احداث کارخانه تراکتورسازی موافقت کرده و از برنامه‌های سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های نفت و گاز سنگال با یک پالایشگاه جدید نفت و یک تأسیسات پتروشیمی خبر دادند؛ اما با پیروزی «مکی سال» و فاصله گرفتن از ایران، بسیاری از این طرح‌ها را روی کاغذ ماندند. البته، کارخانه «سنیران اتو» نیز به دلیل مشکل تأمین برق در حال حاضر به‌صورت نیمه فعال درآمده که احتمال ازسرگیری آن در صورت بهبود روابط وجود دارد.

🔹اکنون باوجود تعاملات و تمایلات قبلی سطح تجارت دوجانبه به رقم مطلوب نرسیده است، به‌طوری‌که حجم صادرات ایران به سنگال در سال ۲۰۲۲ به ۱۷.۴ میلیون دلار رسید که نسبت به ۵ سال گذشته کاهش ۱۴.۷ درصدی داشت، یعنی از ۳۸.۶ میلیون دلار در سال ۲۰۱۷ به ۱۷.۴ میلیون دلار در سال ۲۰۲۲ کاهش‌یافته است. همچنین در همین سال، سنگال ۶۷ هزار دلار به ایران صادر کرد که عمده‌ترین محصولات صادراتی از سنگال به ایران ماهی منجمد و ضایعات آهن بود. طی ۵ سال گذشته صادرات سنگال به ایران با نرخ سالانه ۴۲.۲ درصد کاهش‌یافته است.

💢سنگال تشنه خدمات فنی-مهندسی ایرانی

🔹البته مسیر دولت جدید می‌تواند این روند را تغییر و این کشور را به‌عنوان دروازه ورودی کالاهای ایرانی به غرب آفریقا معرفی کند. در این میان، صادرات خدمات فنی و مهندسی به‌ویژه بخش نفت می‌تواند زمینه نفوذ اقتصادی در این کشور آفریقایی باشد که کارنامه مناسبی در ونزوئلا نیز ثبت کرده است. ایران یکی از کشورهای مهم در صادرات خدمات فنی و مهندسی بوده که در دوره‌ای، رقم آن به ۱۰ میلیارد دلار نیز رسید و در مقابل سنگال سالانه از ۱۰ میلیارد دلار واردات خود، بیش از ۲ میلیارد دلار را به واردات خدمات فنی و مهندسی اختصاص می‌دهد. درواقع، در این بخش دو کشور می‌توانند مکمل همدیگر باشند. صادرات خدمات فنی ایران می‌تواند طیف وسیعی نیازهای سنگال از صنایع و فناوری اطلاعات گرفته تا مخابرات و مدیریت زیست‌محیطی را در بربگیرد.

💢ظرفیت کشت فرا سرزمینی سنگال

🔹یکی دیگر از بخش‌های بالقوه برای همکاری ایران و سنگال کشت فرا سرزمینی است که هم‌اکنون ایران در غرب آفریقا این تجربه را با غنا دارد. بنابراین، این همکاری می‌تواند به سنگال نیز تعمیم یابد که این امر ظرفیت تأمین نهاده‌های دامی ایران به‌ویژه ذرت را دارد. باید توجه داشت که سنگال در این زمینه ظرفیت لازم ازجمله نیروی کار جوان و ارزان، زمین مناسب، آب کافی و اقلیم مناسب را دارد. اخیراً نیز کشورهای همسایه ایران به‌ویژه عربستان و امارات‌ خیز بلندی در این حوزه از همکاری با آفریقا برداشته‌اند که می‌توان به توافق عربستان و ساحل‌عاج برای کشت برنج اشاره کرد.

درمجموع، تأکید دولت فای بر اصلاحات اقتصادی و روی‌گردانی او از استعمار سابق، فرانسه، می‌تواند بستر همکاری اقتصادی با ایران به‌ویژه در بخش‌های مورداشاره سنگال را فراهم کند. همچنین، معادن فلز و طلای این کشور و تجربه ایران در این حوزه می‌تواند بستر مناسبی برای همکاری دوجانبه باشد.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍121🔥1👌1
♦️دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۵ با خاورمیانه چه خواهد کرد؟
◾️موسسه خاورمیانه
📝برایان کاتولیس، آتنا ماستوف

#تهران_ریویو

🔸بازگشت دوباره ترامپ به قدرت در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۵ در شرایطی خواهد بود که دولت او در منطقه خاورمیانه با آشوب و آشفتگی تمام عیاری مواجه خواهد بود. بیش از یک سال درگیری در نوار غزه و لبنان، همچنین بحران اخیر در سوریه از جمله مسائلی است که امتداد آن به دولت او نیز خواهد رسید. تهدیدهای ایران و شبکه نیابتی منطقه‌ای آن همچنان ادامه خواهد داشت. در این میان رویکرد احتمالی ترامپ و ونس نسبت به خاورمیانه می‌تواند در برآوردهای آینده بازیگران تاثیرگذار باشد. مطالب زیر چکیده و خلاصه‌ای از مواضع ترامپ و ونس نسبت به مسئله ایران و مسئله فلسطین-اسرائیل و سناریوهای محتمل آن است.

💢مسئله ایران

🔹بررسی مجموعه مواضع ترامپ و ونس در خصوص ایران نشان می‌دهد که ترامپ معتقد است در دولت او با کاهش درآمدها و ورشکسته نمودن ایران، افزایش حمایت‌ها از اسرائیل و ایجاد بازدارندگی، ایران توانایی اقدامات تهاجمی علیه اسرائیل را نخواهد داشت. همچنین تهدید هسته‌ای ایران را بسیار جدی می‌داند و به‌صورت جدی مانع دسترسی ایران به بمب هسته‌ای خواهد شد. وی همچنین امکان توافق با ایران را حتی در حد توافقی مثل ابراهیم نیز کاملا محتمل می‌داند.

💢مسئله فلسطین-اسرائیل

🔹ترامپ در این مسئله خود را به شدت حامی اسرائیل نشان داده است. او بر ضرورت حمایت شدید از اسرائیل، حمایت همه‌جانبه از حق دفاع اسرائیل و فراهم کردن زمینه برای اسرائیل جهت «تمام کردن کار» تاکید کرده است. همچنین اشاره تفاخرآمیز او به قرارداد ابراهیم نشان‌دهنده تمایل ترامپ بر تداوم سیاست عادی‌سازی روابط است.

💢 دوراهی سیاست خارجی حزبی یا فراحزبی

🔹در بلندمدت دو سناریو برای سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه وجود دارد:

1️⃣ سناریو اول (تداوم وضع موجود): ا
ین سناریو که بیشتر محتمل است، به دلیل تداوم اختلافات حزبی و ایدئولوژیک بین جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها، سیاست خارجی ایالات متحده به‌ویژه در خاورمیانه به یک موضوع قطبی و حزبی تبدیل خواهد شد. این وضعیت که در ۲۵سال گذشته وجود داشته، مانع از اتخاذ سیاست‌های پایدار و هماهنگ در منطقه خاورمیانه شده و به اختلال و آشفتگی در عملکرد ایالات متحده در منطقه منجر خواهد شد. هرچند نمایش قدرت‌مند حزب جمهوری‌خواه در رقابت‌های کنگره از جمله بازپس‌گیری سنا ممکن است منجر به تقویت بیشتر نقش جمهوری‌خواهان شود.

2️⃣ سناریو دوم (همکاری فراحزبی): در این سناریوی کمتر محتمل، هر دو حزب به این نتیجه می‌رسند که دشمنان ایالات متحده از جمله ایران، در تلاش هستند تا اختلافات داخلی آمریکا را تشدید و از آن بهره‌برداری کنند. در این صورت، ممکن است دو حزب به سمت همکاری‌های بیشتر در زمینه سیاست خارجی، به‌ویژه در قبال ایران و خاورمیانه حرکت کنند که منجر به رویکردی موثر و پایدارتر در سیاست‌خارجه بلند مدت ایالات‌متحده خواهد شد.

💢نتیجه‌گیری

مواضع ترامپ نشان‌دهنده رویکردی تهاجمی وی در حمایت از اسرائیل و تلاش او برای محدود کردن نفوذ ایران است. با این حال، آینده سیاست ایالات‌متحده در خاورمیانه بستگی به تحولات داخلی آمریکا و چگونگی تعامل دو حزب در این زمینه خواهد داشت. البته شایان ذکر است که ترامپ و ونس تاکنون برنامه عملی مشخصی برای رسیدن به این اهداف اعلام نکردند و تنها به بیان کلی اهداف خود اکتفاء کرده‌اند.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎31👏1