اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.89K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐 مایک والتز؛ یک نظامی در لباس مشاور امنیت ملی

#تحلیل_کوتاه

🔹 ترامپ علاقه خاصي در گماردن افراد با سوابق نظامی به پست‌های سیاسی-امنیتی حیاتی دارد و از چهار مشاور امنیت ملی در دوره نخست ترامپ، تنها رابرت اوبرایان سابقه نظامی نداشت. انتخاب جدید او برای این سمت، مایک والتز، سرهنگ نیروی ویژه ارتش آمریکا در افغانستان است. نمی‌توان انکار کرد که روحیه نظامی‌گری او بر نوع نگاهش نسبت به مسائل کنونی آمریکا در جهان تأثیر گذار است. والتز همچون بسیاری از سیاستمداران آمریکا، چین، روسیه و ایران را محور اصلی تهدیدات علیه آمریکا می‌داند و راهکارهایی را برای مقابله با آنها بیان کرده است.

💢صلح از طریق قدرت و بازدارندگی

🔸والتز در قبال ایران معتقد است که تنها راه ثبات در خاورمیانه این است که پاسخ هرگونه اقدام ایران و گروه‌های همسو علیه نیروهای آمریکا را با قدرت و شدت داد تا بازدارندگی مؤثر تحقق یابد. او اخیراً بیان داشته که آتش‌بس در غزه، راه حل نهایی نیست و اسرائیل باید بر روی ایران تمرکز کند. شاید در بلندمدت، آمریکا به رویکرد فشار حداکثری یه جای تقابل نظامی بازگردد؛ اما از دیدگاه تیم ترامپ و مخصوصاً والتز، جنگ کنونی در منطقه این پنجره فرصت را برای آمریکا باز کرده است تا برای همیشه مسئله هسته‌ای ایران را حل کند.

🔸والتز در قبال چین -به عنوان مهم‌ترین تهدید آمریکا- هم رویکرد مشابهی دارد. اگرچه ترس از نبرد هسته‌ای باعث می‌شود که او مخالف اقداماتی باشد که ممکن است به درگیری نظامی با چین بیانجامد اما چند راهکار را برای مقابله با این قدرت نوظهور ارائه می‌دهد؛ از جمله افزایش کمک‌های تسلیحاتی به اوکراین و نوسازی ارتش آمریکا برای منصرف کردن چین از اشغال تایوان و همچنین تقویت ائتلاف با کشورهای حوزۀ اقیانوسیه. در مورد مسئله جنگ اوکراین، او از حامیان کمک نظامی به کی‌یف بوده و بایدن را به علت سستی در ارسال تجهیزات پیشرفته به اوکراین مورد انتقاد قرار می‌دهد. او معقتد است که عدم‌ ارسال چنین کمک‌هایی باعث آغاز جنگ شد؛ هرچند که بر غیرمنصفانه‌بودن سهم کمک‌های آمریکا نیز تأکید می‌کند.

💢تمرکز بر ناآرامی‌های داخلی

🔸یکی از راهکارهای او در کتابش، «حقایق سخت»، برای مقابله با ایران و چین، یکسان است: تمرکز بر جنبش‌ها و ناآرامی‌های داخلی برای انحراف تمرکز این دو کشور. والتز معقتد است برای تضعیف توان سپاه پاسداران در منطقه، باید به جنبش‌های حقوق بشری و قومی (همچون کردها، بلوچ‌ها و اعراب) در داخل ایران کمک کرد و معتقد است که دولت بایدن نتوانست از اعتراضات ۱۴۰۱ در ایران استفاده درستی بکند. از نظر او «هر چه رژیم بیشتر در داخل متمرکز شود، انرژی و منابع کمتری برای خرج کردن در خارج دارد.»

🔸والتز باور دارد که حزب کمونیست چین هم آسیب‌پذیری مشابهی دارد. تبتی‌ها و اویغورها از منظر او پتانسیل بالایی برای مبارزه با حزب کمونیست چین دارند؛ چراکه به گفته او به دنبال حقوق بشر و آزادی‌های اساسی هستند و آمریکا می‌تواند از آنها حمایت کند. «چیزی که حزب کمونیست چین بیش از همه از آن می ترسد، مردم این کشور است، نه نیروی هوایی ایالات متحده.» البته او تاکنون به طور علنی به تغییر رژیم در هر دو کشور اشاره نکرده است و بیشتر هدف بهره‌برداری از مسائل داخلی برای تضعیف دشمنان آمریکا را دارد.

💢جمع‌بندی

مایک والتز، به‌عنوان یک نظامی باسابقه و سیاستمدار، دیدگاه‌های خود را بر اساس ترکیبی از تجربه عملیاتی و استراتژی‌های ژئوپلیتیک شکل داده است. او با تاکید بر «بازدارندگی از طریق قدرت»، به دنبال تقویت جایگاه آمریکا در برابر تهدیدات جهانی، به‌ویژه از سوی ایران، چین و روسیه است. رویکرد او، نه‌تنها بر پاسخ قاطع به اقدامات خصمانه متمرکز است، بلکه بهره‌برداری هوشمندانه از ناآرامی‌های داخلی این کشورها را نیز به‌عنوان ابزاری برای تضعیف توانایی‌های آنان در سیاست خارجی پیشنهاد می‌دهد. والتز، با نقد عملکرد بایدن خواستار راهبردهایی است که علاوه بر تقویت ائتلاف‌های بین‌المللی، به مهار تهدیدات ناشی از این قدرت‌ها منجر شود. راهکارهای او در واقع مبتنی بر برنامه‌ریزی بلندمدت برای کاهش نفوذ و توانایی دشمنان آمریکا در سطح جهانی دارد.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍41👏1👌1
♦️روسیه چگونه با درگیری‌های سوریه روبه‌رو می‌شود؟
◼️شرق الاوسط_ عربستان
📝رائد جبر

#رویة_العربیة

🔹کرملین روز جمعه به صحنه درگیری‌های داغ سوریه وارد شد. تحلیل‌گران روسی معتقدند این درگیری‌ها به دنبال فشار بر مسکو در بحبوحه جنگ اوکراین است. سخنگوی کرملین، وضعیت در حلب را تجاوز به حاکمیت سوریه توصیف و بر حمایت روسیه از بازگشت نظم تأکید کرد. این اظهارات هم‌زمان با ورود نیروی هوایی روسیه به میدان نبرد نشان‌دهنده تغییر رویکرد مسکو از نظارت به مداخله مستقیم است.

💢درگیری در اوکراین

🔹تحولات سوریه با تشدید رویارویی روسیه و ناتو، به‌ویژه پس از حمایت غرب از اوکراین برای هدف‌گیری خاک روسیه با موشک‌های دوربرد مرتبط است. کارشناسان نظامی، معتقدند رویارویی بین روسیه و ناتو به مرحله مستقیم رسیده است و استفاده روسیه از موشک اوریشنیک درواقع تبادل ضربه با ناتو بشمار می‌رود؛ بنابراین، روسیه عملاً درگیر یک رویارویی گسترده‌تر با گروه‌های نظامی هم‌پیمان ناتو ازجمله گروه‌هایی که در خاورمیانه حضور دارند، شده است.

🔹دولت بایدن در پایان دوره خود تلاش می‌کند تا بیشترین آسیب را به منافع روسیه وارد کند. سوریه به‌دلیل میزبانی از دو پایگاه نظامی روسیه و به‌عنوان کشوری در حوزه منافع روسیه، گزینه مناسبی برای تحقق این هدف محسوب می‌شود.

💢ابهام در خصوص سفر اسد

🔹با توجه به تحولات سریع میدانی در سوریه، کرملین از اظهارنظر درباره گزارش‌هایی که از سفر غیرمنتظره رئیس‌جمهور سوریه به مسکو خودداری کرد. یک دیپلمات روس اعلام کرد اسد برای ادامه درمان همسرش به مسکو سفر می‌کند و به‌این‌ترتیب، ارتباطی با وضعیت میدانی پیچیده در شمال غرب سوریه ندارد.

🔹در آغاز عملیات «ردع العدوان» رسانه‌های دولتی روسیه به‌طور مختصر به حملات تروریستی علیه مناطق تحت کنترل دولت سوریه پرداختند و به‌طور غیرمستقیم ترکیه را مسئول تشدید تنش‌ها دانستند. نکته قابل‌توجه این است که پیشروی مخالفان از ضعف نیروهای تحت حمایت ایران نشأت گرفته و ممکن است این حملات با هماهنگی ایالات‌متحده و ترکیه انجام‌شده باشد تا فشار بر ایران و ارتش سوریه افزایش یابد و شرایط مذاکراتی برای مخالفان بهبود یابد.

💢نفوذ ترکیه

🔹دمشق با شدیدترین حمله گروه‌های مسلح وابسته به ترکیه در سال‌های اخیر روبه‌رو است. این حمله با هدف مهار ارتش سوریه و شبه‌نظامیان شیعه متحد آن صورت گرفته است. هم‌زمانی این حمله با توقف درگیری‌ها در لبنان و رکود مذاکرات ترکیه و سوریه، نشان از برنامه‌ریزی دقیق این تحولات دارد. درحالی‌که منابع ترکیه‌ای تأکید دارند آنکارا در تلاش است تا از تشدید تنش‌ها در خاورمیانه به‌ویژه نوار غزه جلوگیری کند اما این تلاش‌ها تاکنون نتیجه‌بخش نبوده است.

🔹عملیات ردع العدوان که انتظار می‌رفت محدود باشد با عقب‌نشینی نیروهای دولتی سوریه و فروپاشی خطوط دفاعی گسترش یافت. مسکو در تلاش بود ارزیابی دقیقی از ابعاد نبرد داشته باشد و دریابد که آیا این حرکت به رهبری ترکیه انجام‌شده یا اینکه تحت‌فشار ایالات‌متحده برای بهره‌برداری از ضعف دولت سوریه و متحدان ایرانی آن بوده است.

🔹این مسأله توضیحی برای سکوت اولیه روسیه است. با تشدید نگرانی‌ها درباره فروپاشی خطوط دفاعی دمشق، روسیه دخالت کرد تا از تصرف شهرهای راهبردی توسط اپوزیسیون جلوگیری کند. بااین‌حال، تحلیل‌ها نشان می‌دهند که آنکارا تاکنون از این وضعیت بیشترین بهره را برده است. روسیه این تحولات را بخشی از رویارویی خود با غرب می‌بیند، زیرا ممکن است در آستانه خروج آمریکا از سوریه و پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ، نقشه‌های جدیدی برای این کشور ترسیم شود.

💢گزینه‌های محدود

🔹کارشناسان معتقدند مسکو که از پیشروی سریع نیروهای مخالف غافلگیر شده است، حملات خود را به مواضع تحرک و خطوط پشتیبانی شدت بخشد تا پیشروی را متوقف کرده و فضایی برای بهبود خطوط دفاعی در مناطق مختلف، به‌ویژه شهر حلب، فراهم کند.

روسیه تلاش دارد در تعامل با ترکیه، گروه‌های مسلح سوری را به وضعیت آتش‌بس بازگرداند. بااین‌حال، مسکو از مداخله نظامی گسترده اجتناب می‌کند تا از اعزام نیروهای اضافی و آسیب به روابط با ترکیه جلوگیری کند. درنتیجه، گزینه‌های مسکو محدود است و ترجیح می‌دهد به توافقی سریع با ترکیه دست یابد که با اجرای توافقات قبلی، دولت سوریه را به اقدامات فوری برای تقویت روابط با آنکارا سوق دهد.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍51👌1
🔵 تحول حمل و نقل هند با احداث کریدورهای اختصاصی بار

#اکوتهران

🔸حمل و نقل ریلی با توجه به گستردگی جمعیت و پهنه سرزمینی یکی از بنیان‌های لجستیکی هند است و بخش قابل‌توجهی از حمل و نقل مسافر و بار در این کشور از طریق ریل انجام می‌پذیرد. در واقع، شبکه ریلی هند چهارمین شبکه وسیع جهان پس از آمریکا، روسیه و چین به حساب می‌رود.

💢تاریخچه

🔹با افزایش تقاضای مسافری و توسعه اقتصادی بالنسبه سریع در این کشور در دهه‌های اخیر معضلات متعددی از قبیل پدیدار شدن گلوگاه‌های ظرفیتی، ازدحام مزمن و تاخیرهای طولانی در راه آهن مشاهده شد. در سال ۲۰۰۵ دولت هند برای رفع این معضلات و به منظور روانسازی حمل بار، پیشنهاد طراحی و اجرای یک پروژه عظیم زیرساختی را ارائه نمود که از آن با عنوان کریدورهای اختصاصی بار (DFCs) یاد می‌شود.

🔹طرح کریدورهای اختصاصی بار در هند، پیشنهاد احداث دو کریدور ریلی غربی و شرقی را به موازات بزرگراه‌های ملی کلیدی موسوم به چهارگوشه طلایی (GQ) ارائه می‌نمود که شهرهای کلیدی هند همچون بمبئی، دهلی، کلکته، بنگلور و چنای را به یکدیگر متصل می‌کند. کریدورهای ریلی پیشنهادی دو ویژگی متمایز داشتند: ترافیک در آنها منحصر به بار بود و احداث و بهره‌‎برداری آن نیز به یک شرکت دولتی تخصصی با عنوان DFCCIL انتقال می‌یافت.

🔹طراحی و مطالعات اولیه احداث این کریدورها در سال ۲۰۰۶ انجام پذیرفت و مطالعات امکان‌سنجی آنها به آژانس همکاری‌های بین‌المللی ژاپن (JICA) واگذار شد. در نهایت، پروژه احداث دو کریدور اصلی (کریدور شرقی و غربی) به طول بیش از ۳ هزار کیلومتر مصوب گردید. آژانس ژاپنی در همان سال تامین مالی کریدور شرقی را بر عهده گرفت و هند پس از سه سال مذاکره، بانک جهانی را به تامین مالی کریدور غربی مجاب کرد.

🔹علیرغم هدف‌گذاری اولیه برای تکمیل تا سال ۲۰۱۳، موانع بودجه‌ای و سایر موانع همچون تملک اراضی، احداث تقاطع‌ها با خطوط اصلی و... منجر به کندی قابل‌توجه پیشرفت در پروژه گردید. سرانجام در ابتدای سال جاری احداث کریدور شرقی به پایان رسید و پیشرفت در احداث کریدور غربی تا ماه گذشته قریب به ۸۵ درصد بوده است. از نظر مالیُ برآوردها از مجموع هزینه احداث این کریدورهای ریلی رقمی نزدیک به ۱۵ میلیارد است.

💢آثار عملی و اهداف سیاستی

🔹با وجود پیشرفت کند در عملیات اجرایی، قطعات تکمیل شده این کریدور تاثیر بسزایی در حمل و نقل ریلی هند داشته اند. مطالعات نشان داده که قطارها در کریدورهای اختصاصی بار به طور میانگین با سرعتی دو برابر نسبت به مسیرهای عادی فعالیت کرده‌اند و به عنوان مثال، زمان حمل زغال سنگ از معادن شرقی به نیروگاه‌های شمالی از ۳۵ ساعت به ۲۰ ساعت کاهش یافته است. با توجه به اتصال بنادر اصلی هند به این شبکه اختصاصی، تجارت خارجی هند نیز همچون داخل از بهره‌وری بالاتری برخوردار شده است.

🔹یکی از اهداف سیاستی این شبکه را باید افزایش دوباره سهم ریل از بار دانست که از ابتدای دهه ۹۰ و با توجه به موانع پیش‌گفته به شکلی مداوم در حال کاهش است. در حال حاضر، سهم ریل از بار ۲۶ درصد است و راه‌آهن هند این شبکه را یکی از ابزارهای مهم خود برای نیل به هدف حمل ۴۵ درصدی تا سال ۲۰۵۰ می‌داند. هند همچنین به دنبال رساندن سهم لجستیک به بالاتر از ده درصد تولید ناخالص داخلی است که این کریدورها نقشی مهم در این مسئله ایفا می‌کنند.

🔹شرکت تخصصی تاسیس شده برای این کریدورها، با بهره‌برداری متمرکز و یکپارچه این شبکه موفق به کاهش هزینه‌ها و ارائه قیمتی رقابتی شده است. همچنین، تعاملات تخصصی خود برای جذب بار شرکت‌های بزرگ همچون ماروتی سوزوکی، شرکت‌های خرده‌فروشی همچون آمازون و کسب و کارهای اینترنتی دیگر را گسترش داده است تا بتواند در زنجیره‌های تامین محلی، حمل و نقل ریلی را به درستی جانمایی کند. به عنوان مثال، یکی از خدمات ارائه شده توسط این شرکت حمل به صورت کامیون روی قطار (Truck-on-Train) است که ۳۰ کامیون را بر یک قطار باری سوار کرده و ظرف ۱۲ ساعت، در یک مسیر ۶۳۰ کیلومتری جابه‌جا می‌کند. این خدمت بالاخص توسط شرکت‌های لبنیات همچون آمول مورد استقبال قرار گرفته است.

💢جمع‌بندی

علیرغم نگرانی‌ها در خصوص عدم بازدهی کافی و هزینه سنگین احداث، به نظر می‌رسد این پروژه عظیم توانسته است دستکم بخشی از اهداف خود را محقق سازد. ترافیک باری این کریدورها در سال جاری نسبت به سال گذشته دو برابر شده و به بیش از ۶۲ میلیارد تن کیلومتر خالص رسیده است که این سهم با تکمیل شدن اتصالات تلسکوپی و قطعات باقی‌مانده بیشتر خواهد شد. مهم‌تر این که این کریدورها به مجادله مداوم انتخاب میان بار و مسافر در مسیرهای اصلی پایان بخشیده اند.


اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍41💔1😐1
🌐 احیای روابط ایران و مراکش در آینده نزدیک؟!

#تحلیل_کوتاه

🔹طی ماه‌های اخیر اخبار متعددی در محافل سیاسی و رسانه‌ای مراکش(مغرب) و ایران در زمینه امکان احیای مجدد ‏روابط تهران و رباط مطرح شد. بر اساس این اخبار، جمهوری اسلامی ایران و پادشاهی مراکش در حال انجام ‏بعضی مذاکرات با وساطت کشورهای ثالث (به ویژه عربستان¬سعودی، امارات و عمان) برای حل مسائل فیمابین ‏و احیای روابط هستند.

🔸 این امر سبب شد که سخنگوی وزارت خارجه ایران در کنفرانس خبری خود به این ‏اخبار واکنش نشان دهد و اعلام کند که جمهوری اسلامی ایران همیشه از بهبود و گسترش روابط با ‏کشورهای همسایه، منطقه و اسلامی استقبال کرده است. وی همچنین افزود: «تاریخچه روابط ما و مراکش ‏روشن است. ایران هیچگاه پیشگام قطع روابط نبوده است».‏ این اظهارات در حالی که از یک سو وجود مذاکرات را نفی نمی‌کند اما از موضعی بالا تلویحاً بیان می کند که این مراکش است که در صورت تمایل به احیای روابط باید اقدامات و تغییرات لازم را انجام دهد.

🔸با این‌حال جمهوری اسلامی ایران نیز در راستای استمرار سیاست همسایگی، تغییر فضای منطقه‌ای به سمت ‏کاهش تنش میان کشورهای مسلمان و با توجه اهمیت مراکش در معادلات منطقه شمال آفریقا، تمایل دارد روابط خود ‏را با رباط بهبود بخشد. از جانب دیگر مراکش نیز به دنبال این است که از فرصت ‏پیش آمده برای بهبود روابط به منظور حل برخی مسائل فیمابین و رفع اختلافات استفاده کند.

🔸در ‏این راستا بسیاری از تحلیلگران مراکشی بهبود روابط میان تهران و رباط را مرتبط با پرونده‌هایی ادعایی همچون ‏عدم حمایت ایران از جبهه پولیساریو [ادعای مراکش]، عدم تلاش برای ترویج مذهب شیعی در مراکش و عدم ‏دخالت در امور داخلی این کشور دانسته‌اند. علاوه بر این، برخی منابع دیگر همچنین مسائلی همچون ‏احترام به وحدت سرزمینی (به معنای شناسایی حاکمیت مراکش بر صحرا) و همچنین عدم کنشگری ایران در ‏کشورهای ساحل و صحرا را به عنوان پرونده‌های روی میز مطرح کرده‌اند. هرچند به نظر می‌رسد مطرح کردن ‏دو پرونده اخیر به دلیل حساسیت‌های ایران بعید باشد.

🔸با نگاه به تاریخچه روابط میان تهران و رباط می‌توان گفت اتهامات مراکش بر ضد ایران مبنی بر حمایت از ‏پولیساریو و ترویج مذهب تشیع از ابتدا بی‌اساس بودند و مغرب در سال ۲۰۱۸ از این اتهامات به عنوان ‏دستاویزی برای همراهی با عربستان و قطع رابطه با ایران استفاده کرد. از این رو با بهبود روابط میان عربستان ‏سعودی و ایران یکی از مهم‌ترین موانع احیای روابط میان تهران و رباط برطرف شده است و اتهامات بی‌اساس ‏سابق عملا مانعی بر سر این امر نخواهند بود.

با این وجود، هنوز یک مانع مهم دیگر وجود دارد. مراکش از زمان عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی در ‏سال ۲۰۱۹ تا کنون همکاری‌های نظامی، امنیتی و اطلاعاتی خود را با این رژیم به شدت گسترش ‏داده و به یک تهدید مهم علیه کشورهای دوست ایران در منطقه شمال آفریقا (به ویژه الجزایر) تبدیل شده است. همچنین ‏رباط در تلاش است حضور خود در قاره آفریقا به ویژه کشورهای مالی و نیجر را در راستای جلوگیری از گسترش روابط ایران با این کشورها افزایش دهد. از این رو، به دلیل مواضع و رویکردهای مراکش به نظر نمی‌رسد حتی احیای ‏روابط با تهران بتواند به بهبود قابل ملاحظه‌ای در سطح روابط ‏دوجانبه منجر شود.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍71
🌐 تغییر دکترین نظامی عربستان؛ تولید امنیت به جای خرید امنیت

#تحلیل_کوتاه

🔹دولت عربستان سعودی اعلام کرد که امسال میزان بومی‌سازی تجهیزات نظامی به ۱۹.۳۵ درصد رسیده است. این در حالی است که در سال ۲۰۱۸ این میزان تنها 4 درصد بوده است. بر اساس سند چشم‌انداز ۲۰۳۰ که سال ۲۰۱۷ از سوی ولیعهد سعودی به‌عنوان یک سند بالادستی ابلاغ شد، این میزان باید به ۵۰٪ برسد. تحولی که در صورت تحقق می‌تواند ساختار دفاعی عربستان و فراتر از آن الگوهای ائتلاف‌ساز این کشور به‌ویژه با ایالات‌متحده را تحت تأثیر قرار دهد. پرسش مهمی که در ارتباط با این تغییر راهبردی مطرح می¬گردد این است که چرا عربستان به این سمت حرکت کرده است؟ در پاسخ باید به چند متغیر اشاره کرد:

🔸متغیر اول؛ رهایی از اعتیاد امنیتی به ایالات‌متحده حتی در سطح تسلیحات ابتدایی و غیر پیشرفته چون سلاح‌های سبک و نیمه سنگین مانند اسلحه، خودروهای زرهی و ... بوده است که در چارچوب معادله نفت در برابر امنیت برای دهه‌ها بخشی از ستون امنیتی-دفاعی عربستان را تشکیل داده است؛ بنابراین ریاض همچنان در سطح سلاح‌های پیشرفته و سنگین وابستگی بیش‌ازحدی به آمریکا خواهد داشت و بومی‌سازی شامل این بعد از تسلیحات نخواهد شد.

🔸متغیر دوم؛ ایجاد یک ساختار تحقیقاتی-آموزشی بومی ذیل وزارت دفاع تحت عنوان SAMI است که بتواند در موضوع نیازسنجی و تحقیق و توسعه ارتباطات خود را با کشورهای تولیدکننده سلاح در جهان تقویت کند.

🔸متغیر سوم؛ همان‌گونه که در سایر بخش‌های چشم‌انداز ۲۰۳۰ بر ایجاد شغل تأکید شده، بومی‌سازی تسلیحاتی و ایجاد چنین ساختاری می‌تواند به این موضوع کمک کند. با توجه به بکر و بدیع بودن این حوزه و با نظر به حجم بالای بودجه نظامی عربستان، این حوزه می‌تواند یکی از پیشران‌های ایجاد شغل برای ویژن سعودی باشد.

🔸فراتر از این تصویر در حال تغییر، عربستان سعودی همچنان نیازهای امنیتی خود را از طریق دو ستون دیگر برآورده خواهد کرد. به عبارت بهتر؛ گزینه‌های استراتژیک دیگری برای عربستان برای بازدارندگی و دفاع در برابر تهدیدات نظامی در دسترس است. همان‌طور که ناظران درک و استدلال می‌کنند، تفکر امنیتی حاکم در ریاض و حتی در ابوظبی و دوحه این است که دفاع ملی ازاین‌پس بر سه‌پایه استوار خواهد بود:

1️⃣ توسعه قابلیت‌های دفاعی در داخل که به‌خودی‌خود بخش عمده‌ای از استراتژی تحول دفاعی گسترده‌تر را تشکیل می‌دهد و در چارچوب بومی‌سازی تسلیحاتی بر اساس سند چشم‌انداز ۲۰۳۰ در حال دنبال کردن است.

2️⃣ تفاهم با ایران تا حد ممکن که از سال ۲۰۱۹ پس از انفجارهای آرامکو در دستور کار عربستان قرار گرفت و در مارس ۲۰۲۳ منجر به احیای روابط دیپلماتیک با ایران شد. از این منظر ریاض دیگر بخشی از جبهه ائتلاف‌سازی علیه ایران نخواهد بود.

3️⃣ بهبود روابط دفاعی با ایالات‌متحده و یا دیگر قدرت‌های خارجی. این راهبرد دوسویه به این معنا است که عربستان تلاش خواهد کرد پیمان دفاعی با ایالات‌متحده را امضا کند و یا اگر این مسیر ممکن نباشد، به توافقات محدودتر باهدف دستیابی به تسلیحات پیشرفته نائل شود. سویه دوم متنوع سازی خریدهای تسلیحاتی از رهگذر متنوع سازی شرکای بین‌المللی در حوزه تسلیحاتی است. چین، روسیه، فرانسه، اسپانیا و بریتانیا پنج حوزه‌ای است که ریاض برخی از نیازهای خود را از این کشورها تأمین می‌کند.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👌21👏1
♦️بازگشت شورشیان سوریه: نه پیش‌بینی‌ناپذیر و نه آخرین بار
◼️ نشنال اینترست
📝 آرمان محمودیان

🔸پیروزی‌های ناگهانی هیئت‌التحریر الشام در شمال سوریه، جرقه‌ای دیگر برای آغاز جنگ داخلی این کشور بود. این پیشروی‌ها نه‌تنها غیرمنتظره و بی‌سابقه نبودند، بلکه نتیجه طبیعی آسیب‌پذیری‌های دولت سوریه به شمار می‌روند. اما چرا این اتفاق افتاد؟

💢 آسیب‌پذیری ارتش سوریه

🔹تلاش‌های ارتش در طول یک دهه گذشته برای دستیابی به برتری در جنگ داخلی، به تضعیف روحیه و توانایی‌های نظامی آن منجر شده است. همچنین اقداماتی که با هدف تثبیت وضعیت کشور رخ داده، موجب شده که ارتش هرگز نتواند فرصتی برای بازسازی خود پیدا کند. حضور و فعالیت نیروهای خارجی نیز به تضعیف روحیه نیروها دامن زده است. حضور نیروهای خارجی، هدف ارتش از جنگیدن که حفظ حاکمیت دولت بر کشور است را با شک و تردید مواجه نموده است. افزون بر این، حملات مکرر اسرائیل به زیرساخت‌ها، مراکز فرماندهی و پایگاه‌های ارتش، مزید بر علت شده و کارایی نیروهای نظامی را بیشتر تضعیف کرده است. مجموعه این عوامل باعث وارد آمدن ضربات شدیدی بر کارآمدی ارتش سوریه شده است.

💢 کاهش تمرکز روسیه

🔹عامل دوم به «سردرگمی اوکراینی» یا فشار ناشی از جنگ طولانی‌مدت روسیه در اوکراین مربوط می‌شود. به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین متحدان، روسیه با حملات هوایی خود در سال 2015 نقش حیاتی در حفظ و بقای دولت سوریه ایفا کرد. اما اخیراً به دلیل درگیری‌های خود در جبهه اوکراین، تسلیحات و تمرکز اصلی خود را از سوریه خارج کرده است. این تغییر تمرکز علاوه بر ضعف نظامی، موجب کاهش روحیه سوری‌ها و افزایش اعتماد به نفس شورشیان نیز شده است.

💢 کاهش حمایت محور مقاومت

🔹با توجه به جنگ‌های اخیر در غزه و لبنان، توان عملیاتی حزب‌الله و محور مقاومت بیشتر به سمت این دو منطقه معطوف شده و این امر منجر به کاهش تمرکز و حضور آن‌ها در سوریه گردیده است. اسرائیل با حملات خود به لبنان موجب شده تا بسیاری از نیروهای حزب‌الله و فرماندهی آن آسیب ببیند و در نتیجه حزب‌الله توان لازم برای حضور در سوریه را نداشته باشد.

💢 وضعیت داخلی سوریه

🔹عامل آخر به شرایط داخلی سوریه بازمی‌گردد. دولت تا پیش از حملات غافلگیرانه شورشی‌ها نسبت به حدود ۳۰ درصد از سرزمین خود حاکمیت نداشت. همچنین دولت سوریه در طول سال‌های گذشته با چالش‌های متعدد اقتصادی، از جمله تورم، کاهش ارزش پول ملی و ناتوانی از تأمین برق برای مناطق تحت کنترل خود، مواجه بوده است. این وضعیت باعث افزایش اعتراضات حتی در بین طرفداران دولت شده است. مجموع این عوامل به شدت بی‌ثباتی را افزایش داده و حمایت مردمی از دولت سوریه را کاهش داده است.

💢 راه‌حل

با این حال، هیچ یک از این موارد به معنای پایان دولت اسد نیست. برای تداوم بقا، دولت اولا باید کنترل خود بر ترتیبات و تشکیلات سیاسی را تثبیت کند تا مانع هرگونه کودتایی شود. دوما با کند کردن پیشروی شورشیان، باید فرصتی برای استقرار نیروهای ایرانی و عراقی فراهم کند و علاوه بر این، زمان لازم برای روسیه جهت معطوف کردن منابع خود به سوریه را فراهم نماید. در نهایت، برای تضمین بقای دولت سوریه، ایران و روسیه باید به یک درک مشترک با ترکیه دست یابند تا هماهنگی و همکاری متقابل را برقرار کنند.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👌21👎1🤯1
♦️رویکرد متفاوت چین و روسیه در برابر حوثی‌های یمن
◼️معهد الشرق الاوسط _ آمریکا
📝صموئيل راماني

#رویة_العربیة

🔹روسیه با تقویت روابط خود با حوثی‌ها، موضعی ثابت در جنگ یمن اتخاذ کرده است. این کشور از رأی دادن به قطعنامه ۲۲۱۶ سازمان ملل علیه حوثی‌ها (خواستار خلع سلاح و ترک مناطق تحت کنترل خود) خودداری کرده و از مداخله نظامی عربستان نیز انتقاد نموده است. همچنین با معرفی حوثی‌ها به‌عنوان سازمان تروریستی از سوی آمریکا نیز مخالفت کرده است. باوجود انتقاد از اقدامات گذشته حوثی‌ها، مانند ترور علی عبدالله صالح و حملات موشکی به عربستان و امارات، روسیه همچنان نزدیک‌ترین عضو دائم شورای امنیت به این گروه محسوب می‌شود.

🔹روسیه با راه‌حل نظامی برای مقابله با حملات حوثی‌ها مخالف است و ائتلاف امنیتی به رهبری آمریکا در دریای سرخ را ناکارآمد می‌داند. سفیر روسیه در سازمان ملل، حملات موشکی آمریکا و بریتانیا علیه حوثی‌ها را «تجاوز مسلحانه آشکار» خوانده و تأکید کرده که نزدیکی عربستان و انصارالله نتایج مثبتی داشته است. بااین‌حال، ادامه حملات غربی ممکن است حوثی‌ها را از سازش دور کند. این مواضع بیانگر حمایت ضمنی روسیه از حوثی‌ها و انتقاد از راهبردهای نظامی غرب در یمن است.

🔹با افزایش تنش‌ها میان روسیه و غرب بر سر جنگ اوکراین، ملی‌گرایان روس حوثی‌ها را نیرویی مقاوم علیه غرب می‌دانند. در واکنش به ارسال سلاح‌های ناتو به اوکراین، برخی مقامات روسی پیشنهاد مسلح کردن حوثی‌ها را مطرح کردند. ادعاشده که پوتین بررسی ارسال موشک‌های ضد کشتی به حوثی‌ها را آغاز کرده بود، اما این طرح پس از سفر وی به ریاض در دسامبر 2023 و مخالفت عربستان لغو شد. این نشان می‌دهد که همکاری روسیه و حوثی‌ها همچنان در چارچوب خطوط قرمز سعودی‌ها محدود است.

💢روابط نزدیک چین و حوثی‌ها در راستای کاهش تهدیدات

🔹در جریان سفر شی جین پینگ به ریاض در سال ۲۰۱۶، چین ضمن حمایت از وحدت یمن، از مداخله نظامی عربستان در این کشور نیز پشتیبانی کرد. این موضع باعث شد روابط چین با حوثی‌ها محدودتر از روسیه باشد. پکن نگرانی خود را از تشکیل دولت حوثی‌ها در صنعا اعلام کرده و باوجود کاهش درگیری‌ها در مارس ۲۰۲۲، رویکردش تغییر نکرد. در مه ۲۰۲۳، حوثی‌ها با یک شرکت چینی برای سرمایه‌گذاری نفتی توافق کردند که به‌سرعت لغو شد. در مارس ۲۰۲۴، یک کشتی چینی هدف حمله حوثی‌ها قرار گرفت این امر سبب شد تا چین به دلیل وابستگی به کانال سوئز برای ۶۰ درصد از صادراتش به اروپا و هزینه‌های بالای جایگزینی مسیر(دماغه امید نیک) از تهدیدات حوثی‌ها به کشتی‌های تجاری‌اش نگران باشد.

🔹چین برای مدیریت بحران دریای سرخ، از دیپلماسی محتاطانه و رویکردی غیرنظامی بهره می‌برد. این کشور در محکومیت حوثی‌ها جانب احتیاط را رعایت کرده و همراه با روسیه و برخی کشورها به قطعنامه شورای امنیت برای محکومیت حوثی‌ها رأی نداد و به‌جای رویکرد نظامی، بر احترام به حاکمیت یمن تأکید دارد. بااین‌حال،‌ نیروی دریایی چین عملیات اسکورت کشتی‌ها را عادی و تمرینی عنوان کرده و از طریق ارتباطات محرمانه با حوثی‌ها و مذاکره با ایران، امنیت کشتی‌های خود را تضمین می‌کند. در مقابل، روسیه میزبانی علنی از حوثی‌ها را انتخاب کرده است. این رویکرد محرمانه مانع از ایفای نقش چین در کاهش بحران امنیتی گسترده‌تر در دریای سرخ می‌شود.

💢دیدگاه حوثی‌ها نسبت به چین و روسیه

🔹حوثی‌ها همواره روسیه و چین را به‌عنوان شرکای بالقوه در مقابله با آمریکا می‌بینند، باوجود تفاوت‌ها در رویکردشان در جنگ داخلی یمن در مارس ۲۰۱۵، آن‌ها سعی کردند همکاری اقتصادی با روسیه و چین در پروژه‌های انرژی تقویت کنند و معتقدند همکاری با این کشورها به تضعیف ایالات‌متحده و غرب منجر می‌شود. حوثی‌ها به دنبال جذب روسیه به‌عنوان شریک در مقابله با آمریکا هستند.

🔹پس از موفقیت چین در تسهیل توافق سعودی-ایرانی در مارس ۲۰۲۳، حوثی‌ها تلاش کردند با چین روابط ضد غربی برقرار کنند و از پکن خواستند نقش خود را در منطقه بازیابی کند. بااین‌حال، رسانه‌های چین همانند رسانه‌های روسی فرصت ابراز نارضایتی در مورد سیاست‌های غرب در نشست‌های گروه "بریکس" را به حوثی‌ها نداده‌اند.

💢نتیجه گیری

بحران حمل‌ونقل دریایی در دریای سرخ تفاوت‌های تاکتیکی چین و روسیه در خاورمیانه را نشان می‌دهد. روسیه به مواضع ضد غربی خود تکیه دارد و توانایی زیادی در تحمل ناآرامی‌ها دارد، درحالی‌که چین بیشتر بر دیپلماسی پنهان و حفظ منافع اقتصادی خود تمرکز دارد. این تفاوت‌ها روابط هم‌زمان حوثی‌ها با روسیه و چین را پیچیده می‌کند.

اندیشکده تهران
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👎1👏1👌1💔1
🌐 سوریه و اوکراین: رقابت‌های ژئوپلیتیک قدرت‌های بزرگ و چالش‌های منطقه‌ای

#تحلیل_کوتاه

🔹تحولات اخیر در سوریه و اوکراین، صحنه‌ای پیچیده از رقابت‌های ژئوپلیتیک را رقم زده که در آن، بازیگران جهانی و منطقه‌ای به دنبال تثبیت جایگاه خود و تغییر معادلات قدرت هستند. گسترش نفوذ بازیگران خارجی در سوریه و اقدامات تحریک‌آمیز در اوکراین، به وضوح تلاش‌های غرب برای گشودن جبهه‌های جدید تقابلی علیه بازیگران مخالف نظم غرب محور را نشان می‌دهد.

1️⃣ سوریه: زمین تقابل قدرت‌ها

🔸سوریه از سال ۲۰۱۱ همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های تضاد منافع میان قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای باقی مانده است. گزارش‌های اخیر درباره نقش افسران اطلاعاتی اوکراینی در ادلب و پشتیبانی آن‌ها از گروه‌های مسلح به خوبی نشان دهنده نقش غرب در بحران سوریه در امتداد رقابت‌‌های جهانی قدرت است.

💢حضور اوکراین در سوریه: اهداف و پیامدها


🔸حضور نظامی و اطلاعاتی اوکراین در سوریه، که با حمایت ترکیه و همراهی گروه‌هایی همچون هیأت تحریر الشام همراه شده، نه‌تنها باعث پیچیدگی بیشتر بحران در این کشور شده، بلکه به‌وضوح بخشی از راهبرد غرب برای تضعیف دولت سوریه و هم‌پیمانانش است. شباهت روش‌های جنگی به‌کاررفته در ادلب با تاکتیک‌های ارتش اوکراین در نبرد با روسیه، شاهدی بر این هم‌گرایی عملیاتی است.

🔸در این چارچوب، تلاش برای گسترش تنش در مرزهای سوریه را باید بخشی از سیاست کلان غرب برای افزایش هزینه‌های محور مقاومت در منطقه دانست. بازیگرانی که خواهان حفظ حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه هستند، با چنین اقداماتی در مقابل چالشی دوگانه مواجه شده‌اند: از یک سو، ضرورت مقابله با تهدیدات مستقیم نظامی، و از سوی دیگر، مدیریت پیامدهای سیاسی و اقتصادی این بحران.

2️⃣ اوکراین: صحنه‌ای دیگر برای فشار ژئوپلیتیک

🔸بحران اوکراین همچنان یکی از جدی‌ترین چالش‌های ژئوپلیتیک برای مسکو و دیگر دولت‌های مخالف نظم غرب‌محور است. در حالی که واشنگتن با تغییر دولت خود به‌دنبال ارائه ظاهری از کاهش تنش‌ها در این پرونده است، شواهد حاکی از آن است که سیاست کلان ایالات متحده در قبال اوکراین، همچنان بر محور تقابل با روسیه و حامیانش استوار است.

💢سیاست آمریکا: مدیریت بحران یا تقویت تقابل؟

واشنگتن با اتخاذ رویکردی دوگانه، از یک سو فشار بر دولت اوکراین برای ورود به مذاکرات را مطرح می‌کند، و از سوی دیگر، حمایت لجستیکی و نظامی خود از کی‌یف را به‌عنوان ابزاری برای افزایش هزینه‌های مسکو ادامه می‌دهد. این سیاست دوگانه، به‌ویژه در شرایطی که غرب با چالش‌های اقتصادی داخلی مواجه است، تلاشی برای مدیریت بحران بدون تغییر در اهداف کلان خود محسوب می‌شود.

💢پیوند سوریه و اوکراین در معادلات قدرت


بحران‌های سوریه و اوکراین، اگرچه در ظاهر دو موضوع مستقل به نظر می‌رسند، اما در عمل به‌عنوان جبهه‌هایی مکمل در معادلات ژئوپلیتیک قدرت‌های بزرگ عمل می‌کنند. حضور نظامی و اطلاعاتی بازیگران غربی در سوریه و حمایت از گروه‌های مسلح، تلاشی آشکار برای گشودن جبهه‌ای دیگر در برابر مسکو است. در همین راستا، نقش دولت‌های مستقل در مقاومت برابر این سیاست‌ها، نقشی کلیدی در حفظ توازن قدرت به شمار می‌رود.


3️⃣ چشم‌انداز و چالش‌های پیش رو

🔸 تلاش غرب برای گسترش دامنه بحران‌های نیابتی، هزینه‌های سیاسی و امنیتی قابل‌توجهی را بر دولت‌های مستقل تحمیل می‌کند. مدیریت این هزینه‌ها و هم‌زمان بهره‌برداری از فرصت‌ها، نیازمند راهبردی دقیق و هماهنگ است. با وجود چنین چالش‌هایی، تشدید رقابت‌های قدرت‌‌های جهانی و تمرکز قدرت‌ها بر جبهه‌های خاص، فضای بیشتری برای دولت‌های منطقه‌ای ایجاد می‌کند تا با تقویت ائتلاف‌های محلی، نقش خود را در معادلات منطقه‌ای ارتقا دهند.

🔸تلاقی بحران‌های سوریه و اوکراین در نگاه استراتژیک قدرت‌های بزرگ، تحولی مهم در معادلات ژئوپلیتیک جهانی است. در این میان، کشورهایی که به دنبال حفظ حاکمیت و تقویت نقش منطقه‌ای خود هستند، باید با درک ابعاد این تحولات، به اتخاذ راهبردهایی هوشمندانه بپردازند.

💢نتیجه‌گیری: راهبردی فراتر از تقابل‌های جاری

تحولات سوریه و اوکراین نشان‌دهنده ورود به مرحله‌ای جدید از رقابت‌های ژئوپلیتیک است که در آن، قدرت‌های بزرگ به دنبال بازتعریف نظم جهانی و تثبیت جایگاه خود هستند. عبور از چالشهای این روند نیازمند اتکا به اصول استقلال‌طلبانه و مقاومت در برابر فشارهای خارجی و اتخاذ سیاست‌‌های هوشمندانه در چارچوب افزایش آمادگی داخلی، بهره گیری از دیپلماسی فعال و تقویت همکاری های چندجانبه برای ایفای نقش فعال در معادلات است.

اندیشکده تهران
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9😁21👌1
♦️ بازگشت جنگ فراگیر: درک و آمادگی برای عصر جدید درگیری‌های جامع

#روندهای_استراتژیک

🔸 مارا کارلین استاد دانشکده مطالعات بین‌المللی دانشگاه جان هاپکینز و دستیار ویژه وزیر دفاع ایالات ‏متحده در بین سال های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ در مقاله‌ای که در نشریه فارن افرز، بازگشت جنگ فراگیر ‏در آینده را محتمل می‌داند. هر دوره چالش‌های امنیتی منحصر به فردی را دارد. دوران جنگ سرد بر ‏بازدارندگی هسته‌ای و درگیری‌های نیابتی تأکید داشت، دوران پسا ۱۱ سپتامبر بر محور مقابله با بازیگران غیر ‏دولتی و تروریسم استوار بود. پس از تهاجم روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ تغییر قابل توجهی رقم خورد و ‏احیای درگیری‌های بزرگ‌مقیاس و جنگ تمام‌عیار را در پی داشته است. ‏

💢 ماهیت در حال تحول درگیری‌های جهانی

🔹نقش آفرینی بیشتر ابزارهای هوشمند و ابزارهای تخریبی خودکار مانند پهپادها تغییرات جدید در ‏ماهیت درگیری‌ها محسوب می‌شوند. پایداری تهدیدات هسته‌ای و پیچیدگی‌هایی که به واسطه به‌روزرسانی‌های ‏هسته‌ای چین به وجود آمده چالش‌هایی را در پی داشته است. درگیری‌های کنونی شامل ترکیبی از عناصر ‏جنگ‌های سنتی و مدرن هستند.

💢 تقویت ائتلاف‌ها در برابر تهدیدات جهانی و منطقه‌ای

🔹ریسک درگیر شدن در بحران‌ها و جنگ‌های جهانی و منطقه‌ای دولت محور به‌طور قابل توجهی بیشتر ‏از دوران پسا ۱۱ سپتامبر است. در این چارچوب، تقویت محور پشتیبان نظم حاکم به موازات تلاش رقبا برای ‏ایجاد یک نظم جایگزین ضروری می نماید. ایالات متحده اهمیت تقویت اتحادها را دریافته و اقداماتی را در این ‏راستا اتحاذ کرده است.

🔹دولت بایدن تلاش‌ها برای تقویت تایوان را تسریع نمود و تأمین مالی نظامی این کشور را ‏در سال ۲۰۲۳ پیگیری کرد. ساخت ائتلاف‌های منطقه‌ای برای حمایت آمریکا از تایوان در برابر تهاجم ‏چین بسیار حیاتی است. این امیدواری وجود دارد که متحدان اروپایی به‌طور فزاینده‌ای به اهمیت تثبیت نظم و ‏ایجاد امنیت مطلوب در مناطق پی برده‌اند، به‌ویژه اینکه خود با حمایت چین از اقدامات بی‌ثبات‌کننده روسیه ‏روبه رو هستند.‏

💢 احیای بازدارندگی در مواجهه با تهدیدات جهانی

🔹مفهوم بازدارندگی در سیاست خارجی ایالات متحده به‌ویژه در زمینه مدیریت درگیری‌ها در اوکراین و ‏خاورمیانه در دستورکار قرار گرفته است. پس از دو دهه تمرکز بر بازیگران غیردولتی، استراتژی‌های سنتی ‏بازدارندگی از طریق انکار به معنای ایجاد موانع در دستیابی دشمنان به اهدافشان (مانند اقدامات اسرائیل در برابر ‏ایران) و بازدارندگی از طریق مجازات (همانند تهدید صریح پوتین درباره عواقب فاجعه‌بار تشدید تهدیدات ‏هسته‌ای) به کار گرفته شده است. ‏

💢سیگنال‌دهی در بحران‌های جهانی

🔹بازگشت جنگ تمام‌عیار، اهمیت سیگنال‌دهی در بحران‌ها را در پی دارد. دولت بایدن به‌منظور نشان ‏دادن مسئولیت پذیری هسته‌ای، آزمایش موشک‌های بالستیک بین‌قاره‌ای را پس از حمله روسیه به اوکراین به ‏تعویق انداخت. پس از حمله حماس در ۷ اکتبر، بایدن به رهبری ایران هشدار داد و نیروی دریایی آمریکا را به ‏منطقه اعزام کرد تا از ورود ایران به درگیری جلوگیری کند. افزایش نیروی نظامی آمریکا در خاورمیانه ‏تاکنون مؤثر بوده، اما با گذر زمان، ارزش بازدارندگی این تحرکات کاهش می‌یابد و دشمنان به تهدیدات ‏عادت می‌کنند.‏

💢 چالش‌ها و فرصت‌های اتحادها در امنیت جهانی

🔹متحدان آمریکا ممکن است به پشتوانه اتحاد با آمریکا در برابر رقبای خود رفتارهای پرخطر انجام داده و ‏تنش‌ها را افزایش دهند. ضمنا، همکاری نزدیک‌تر میان متحدان می‌تواند توسط رقبا به عنوان یک تهدید تفسیر ‏شود و احساس ناامنی میان آنان را افزایش دهد و رقبا را به اتخاذ پاسخ‌های تهاجمی وادار کند.

🔹علیرغم این ‏چالش‌ها، تقویت اتحادهای پشتیبان روندی گریزناپذیر است. تقویت همکاری آمریکا و شرکا، می‌تواند ‏جبهه‌ای قوی‌تر در برابر کسانی که به دنبال مختل کردن نظم حاکم هستند، ایجاد نماید. همکاری‌های ‏تقویت‌شده نه تنها بازدارندگی را تقویت می‌کند بلکه ثبات بیشتری را در دنیایی که با عدم قطعیت و تغییرات ‏قدرت روبه رو است، در پی دارد.

💢ضرورت آمادگی ایالات متحده در مواجهه با جنگ‌ تمام عیار

برای مدیریت پیچیدگی‌های جنگ‌های مدرن، ایالات متحده باید اقدامات عاجلی اتخاذ نماید. ‏درگیری‌های سنتی پس از ۱۱ سپتامبر تکامل یافته‌اند و به یک استراتژی نظامی جدید نیاز دارد. استراتژی‌های ‏کلیدی شامل تقویت حمایت نظامی از تایوان، تحویل کمک‌های بیشتر و ایجاد اصلاحات نظامی معنادار در این ‏کشور است. تقویت اتحادها، به‌ویژه با هند در میان افزایش تنش‌ها با چین، حیاتی است. بی تردید چشم‌انداز ‏امنیت جهانی کنونی پیچیده‌ترین وضعیت از زمان جنگ سرد است و برای ایالات متحده ضروری است که برای ‏جنگ تمام‌عیار در آینده آماده شود.

اندیشکده تهران
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍73👏2👌1
♦️برهم خوردن نقشه‌های جنگی آمریکا توسط چین و کره‌شمالی
📝رافائل اس.کوهن
◾️فارن پالیسی

#تهران_ریویو

🔹صحنۀ ژئوپلتیک جهانی در ماه نوامبر آبستن دو اتفاق مهم بود که می‌تواند معادلات را تغییر دهد. سربازان کره شمالی برای اولین بار در ماه گذشته در نبرد روسیه و اوکراین حضور پیدا کردند. مدت کوتاهی پس از آن، ارتش دانمارک یک کشتی فله‌بر با پرچم چین (یی پنگ ۳) را در دریای بالتیک به اتهام اینکه دو کابل داده را قطع کرده است توقیف نمود. هر دو واقعه، نمایانگر تحولی اساسی در محیط راهبردی هستند. برای اولین بار، دشمنان آمریکا تمایل دارند حتی در آنسوی جهان نیز به یکدیگر کمک مستقیم نظامی بکنند.

🔸استقرار نیروهای کره شمالی و متهم‌بودن محموله‌های چینی به قطع کابل‌ها از ناکجاآباد سر بر نیاورده‌اند. سال‌هاست که میلیون‌ها گلوله توپخانه کره‌شمالی و هزاران پهباد ایرانی در نبرد اوکراین حضور داشته‌اند و این در حالی است که کمک‌های اقتصادی چین، پشتیبان اقدامات جنگی روسیه بوده‌ است. چین و روسیه در فوریه ۲۰۲۲ و تنها چند روز پیش از اشغال اوکراین، دوستی بدون محدودیت خود را اعلام کردند. برای اینکه بهتر بفهمیم چرا این اتفاقات همه چیز را برای ایالات متحده تغییر می‌دهد؛ لازم است در راهبرد دفاعی آمریکا و برنامه‌ریزی این کشور برای نیروهایش کنکاش کنیم.

🔸طراحی ایالات متحده برای ورود به جنگ جهانی دوم به گونه‌ای بود قادر باشد همزمان در دو جبهه بجنگد –یک جنگ در اقیانوسیه علیه امپراتوری ژاپن و دیگری در اروپا علیه آلمان نازی. پس از جنگ سرد، ارتش آمریکا حداقل بر روی کاغذ، ساختار نیروهای خود را برای "دو جنگ" حفظ کرد، هرچند اینکه ایالات متحده در عمل می‌توانست در دو جنگ همه‌جانبه مبارزه کند سوالی بدون جواب باقی ماند.

🔸درگیری اولیه هیچ وقت چالش اصلی نبوده است چرا که ایالات متحده به اندازه کافی نیرو دارد تا در دو جبهه بجنگد. اما ثابت شده که حفظ نیروها برای جنگ‌های طولانی‌مدت بسیار دشوار است. با وجود این واقعیت که دو جنگ عراق و افغانستان جنگ‌های نسبتاٌ محدودی بودند، نه نوع شدیدتری از جنگ متعارف نظیر آنچه در اوکراین می‌بینیم؛ اما فشار پشتیبانی در دو جنگ مذکور نیروهای آمریکا را به درون خود کشید. از آنجا که قدرت نظامی چین به طور فزاینده‌ای در حال افزایش است و آمریکا تلاش کرده تا کسری نوسازی ارتش را که از جنگ علیه ترویسم باقی مانده است کاهش دهد، حفظ ساختار "دو جنگ" غیرقابل دفاع‌تر می‌شود.

🔸دستورالعمل راهبردی دفاعی دولت اوباما در سال ۲۰۱۱، شکست‌دادن تجاوز هر دشمن احتمالی و اعمال هزینۀ غیرقابل قبول بر متجاوز دیگری شد – که لقب راهبرد یک جنگ و یک نیم‌جنگ را دریافت کرد. دولت‌های نخست ترامپ و بایدن یک قدم فراتر رفتند و از آن نیم‌جنگ نیز خلاص شدند: راهبردهای دفاعی ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ به ارتش دستور می‌داد که برای نبرد و پیروزی در یک جنگ برنامه‌ریزی کند و سایر دشمنان را بدون یک نبرد بزرگ باز دارد. هدف این برنامه تفکیک و محلی‌کردن منازعه بود.

🔸در حال حاضر محیط کنونی تغییر راهبردی داشته است و مدیریت آن نیاز به برنامه‌ دارد. این برنامه یک احتمال واقعی را در بر می‌گیرد که در آن آمریکا باید با بیش از یک دشمن به طور همزمان بجنگد. به همین دلیل کمیسیون راهبرد دفاع ملی –گروهی دو حزبی از متخصصین که وظیفۀ بازنگری در راهبردهای ملی دفاع را دارند- در گزارش اخیر خود خواستار این شد که آمریکا ساختار نیروهایش را به حالت "سه جنگ" ارتقا دهد که تأییدی است بر این واقعیت که آمریکا با چالش‌هایی همزمان، در هند-اقیانوسیه، اروپا و خاورمیانه روبروست.

حتی با افزایش هزینه‌ها، ایالات متحده همچنان نخواهد توانست به‌تنهایی اقدام کند. هرچند ایالات متحده ممکن است بر سیاست «اول آمریکا» تأکید کند، اما اگر واشنگتن بتواند از قدرت مشترک شبکه جهانی متحدان و شرکای خود بهره بگیرد؛ تأمین امنیت و رفاه این کشور بسیار ارزان‌تر و مؤثرتر خواهد بود.

اندیشکده تهران
@InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1👌1
🔵 چالش مصرف در چین
◾️China Leadership Monitor
📝پائول کوی

#اکوتهران

🔸«پائول کوی» در گزارشی ۱۳ صفحه‌ای برای «سی‌ال‌ام» به تحلیل روندها و چالش‌های مصرف خصوصی در چین پرداخته است. به باور وی، سهم پس‌انداز از درآمد خانوار در چین بالاتر از معمول است و به همین دلیل سهم مصرف خصوصی در تولید ناخالص داخلی به شکل چالش‌برانگیزی پایین است.

💢وضعیت مصرف

🔹مصرف خصوصی در ایالات متحده رقمی نزدیک به ۷۰ درصد تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد و خانوارها چیزی حدود ۱۰ سنت از هر دلار درآمد خود را پس‌انداز می‌کنند. به بیان دیگر، مخارج مصرف‌کنندگان یکی از نیروهای پیشران در بزرگترین اقتصاد جهان به شمار می‌رود. این در حالی است که در چین، سهم مصرف خصوصی حدود ۴۰ درصد تولید ناخالص داخلی است و خانوارها دستکم یک سوم از درآمد خود را پس‌انداز می‌کنند. نگارنده با رجوع به داده‌های مرتبط نشان داده است که سهم مصرف خانوار از تولید ناخالص داخلی برای عمده اقتصادهای مهم بالاتر از ۵۰ درصد است.

🔹سهم مذکور علیرغم پایین بودن، بازتاب‌دهنده نرخی معادل مصرف خصوصی در دوره پیش از کووید-۱۹ است و می‌توان مدعی شد که با افزایش هزینه‌کرد در بخش روستایی و احیای بخش خدماتی، رکوردهای مصرف پیشین بازیابی شده است. با این حال، این روند بازیابی، با توجه به روند کند و کم‌شیب رشد مصرف حتی پیش از کووید-۱۹، ناامیدکننده به نظر می‌رسد.

💢وضعیت پس‌انداز

🔹نرخ پس‌انداز خانوارهای چینی در دوران کرونا به بالاترین حد خود یعنی ۴۰ درصد از درآمد رسید. با این حال، این نرخ اکنون کاسته شده و به حدود ۳۰ درصد رسیده که معادل با دوره پیش از کرونا است. نگارنده ضمن نقل این آمار، تاکید دارد که در عمده اقتصادهای مورد بررسی، سهم پس‌انداز کمتر از ۲۰ درصد درآمد برآورد شده است و پس انداز خانوارهای چینی یکی از دلایل پایین بودن مصرف است.

🔹کاهش در نرخ پس‌انداز، به طرق مختلف ممکن است منجر به تقویت مخارج مصرفی خانوار گردد. ممکن است خانوارها از مازاد پس‌اندازهای انباشته‌شده در دوره گذشته برای تقویت مصرف استفاده کنند. همچنین، ممکن است با کاهش نرخ پس‌انداز، بخش بیشتری از درآمد جاری برای مخارج مصرفی هزینه گردد.

🔹نگارنده تاکید دارد که افزایش سپرده‌گذاری خانوارها در چین نباید با افزایش پس‌انداز یکی پنداشته شود و مسئله تحول در ترجیحات است. یعنی خانوارهای چینی بیشتر به سمت سپرده‌گذاری در بانک حرکت کرده‌اند و تمایل به سرمایه‌گذاری‌های پرریسک‌تر اعم از املاک و سهام کاهش یافته است. این تحول به سقوط فزاینده ساخت‌وساز در بخش املاک و فشار شدیدتر بر مازاد خارجی در این کشور منجر شده است.

💢وضعیت درآمد

🔹بر خلاف نرخ پس‌انداز، درآمد خانوارها در چین قادر به بازیابی روندها و رویه‌های دوره از پیش از کووید-۱۹ نبوده است. در حالی که سرعت رشد دستمزد در چین کاهش یافته، خانوارها در این کشور کاهش محسوسی نیز از ناحیه سایر منابع درآمدی مشاهده نموده اند. از یک طرف، پرداخت‌های انتقالی دولت چین در یک دهه گذشته رشد کمی داشته است و پکن از جمله دولت‌های معدودی بود که در جریان قرنطینه کرونا نیز از پرداخت انتقالی و مستقیم اجتناب کرد.

🔹از طرف دیگر، رشد درآمدهای ناشی از املاک نیز با توجه به کاهش تورم و تغییر الگوهای سرمایه‌گذاری از نرخ‌های دورقمی پیشین به رقم ناچیز ۲ درصد در حال حاضر رسیده است. از این رو، منابع درآمدی غیردستمزدی عامه مردم نیز در چین چشم‌انداز رشدی مناسبی ندارند.

💢پیشنهادهای مطرح شده

🔹یادداشت حاضر پیشنهادهایی را نیز باتکای آرا و اظهارنظرهای اقتصاددانان برای مقابله با چالش مصرف در چین ارائه نموده است. یکی از این پیشنهادها اجرای طرح‌های سهامداری عمومی توسط دولت از طریق واگذاری شرکت‌های دولتی است که با توزیع سهام و انتقال غیرمستقیم سود سهام به درآمدهای غیردستمزدی خانوار بیفزاید.

🔹پیشنهاد بعدی، افزایش مخارج رفاهی دولت است که به ویژه در خصوص کارگران مهاجر واجد اثر درآمدی تلقی می‌شود و یا در حوزه‌هایی همچون سلامت و آموزش، باصطلاح منتهی به «مصرف توسعه‌ای» خواهد شد. در نهایت، حل مشکل مازاد مسکن بالاخص با نگاه به تامین مسکن کارگران مهاجر می‌تواند عاملی را که منجر به بی‌ثباتی بازار در اقتصاد چین گردیده، مبدل به محرکی برای مصرف نماید.

💢جمع‌بندی

به نظر می‌رسد گذار از ذهنیت سرمایه‌گذاری محور به ذهنیت مصرف محور خلاصه‌ای فشرده از راه حل پائول کوی برای اقتصاد چین است و به باور وی، اصلاح ساختاری نواقص درآمد و مصارف خانوارها ضرورتی حیاتی برای آینده اقتصاد چین به شمار می‌رود.

اندیشکده تهران
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍31
🌐 حمص آخرین حلقه ارتباط زمینی با حزب‌الله

#تحلیل_کوتاه
#سوریه

🔹پیگیری تحولات اخیر در سوریه، به‌ویژه در استان حمص، نشان‌دهنده تلاش مستمر دشمن برای تضعیف ساختارهای [لجستیکی و راهبردی ]مقاومت در این کشور است. هدف از عملیات‌های اخیر نیروی‌های معارض در سوریه، که با حمایت پشتیبانان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آنان برنامه‌ریزی و اجرا شد، برهم زدن زنجیره ارتباطی محور مقاومت از شرق سوریه به لبنان بوده و این هدف توسط آنان دنبال خواهد شد. علی‌رغم پیشروی سریع معارضین و عدم مقاومت ارتش سوریه و همچنین فضای ناامیدی شکل‌گرفته در رسانه‌ها هنوز فرصت برای جلوگیری از غلبه اراده حریف وجود دارد و می‌توان با مدیریت صحیح و سریع، ابتکار عمل را به سود مقاومت بازگرداند.

🔸استان حمص با جمعیتی در حدود ۱.۵ میلیون نفر کانونی استراتژیک در کشور سوریه به‌شمار می‌رود و با دارا بودن منابع زیرزمینی گاز و نیز خطوط انتقال نفت ‏و گاز، پالایشگاه ۱۲۰ هزار بشکه‌ای حمص، دو نیروگاه گازی با مجموع ظرفیت اسمی ۱۲۰۰ مگاوات و فعال ‌‏۱۰۰۰ مگاوات از مهم‌ترین مراکز انرژی سوریه است. مضاف بر این موارد، شهرک صنعتی حسیاء یکی از سه ‏شهرک صنعتی بزرگ سوریه نیز در منطقه جنوبی استان حمص واقع شده است.

🔸مهم‌تر از همه اینها، حمص ‏به‌عنوان دروازه دمشق، پایتخت سوریه فاصله‌ای نزدیک به ۲۰۰ کیلومتری با این شهر دارد و در تقاطع مهم‌ترین ‏مسیرهای زمینی از جمله بزرگراه ‏M5‌‏ قرار گرفته و شهرهای دمشق، حماه، حلب و لاذقیه را به‌هم متصل می‌کند. ‏در واقع مسیر اتصال شرق-غرب و شمال-جنوب در سوریه و نیز کانون اتصال مسیرهای انتقال تجهیزات از ایران ‏به حزب‌الله لبنان از این شهر عبور می‌کند.

🔸استان حمص، به‌ویژه شهر القصیر و فرودگاه T4، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خاص خود، نقطه کانونی کریدورهای زمینی و هوایی انتقال تسلیحات و لجستیک به حزب‌الله لبنان و دیگر گروه‌های مقاومت به شمار می‌آید. این منطقه چهار مسیر اصلی برای انتقال تجهیزات را شامل می‌شود:

1️⃣بوکمال-میادین-دیرالزور-الطبقه-حلب-حماه-حمص-بیروت
2️⃣بوکمال-میادین-دیرالزور-پالمیرا-حمص-القصیر
3️⃣بوکمال-پالمیرا-حمص-القصیر
4️⃣بوکمال-پالمیرا-دمشق-بیروت

🔸هرچند کریدور چهارم به دلیل حضور داعش در بادیه شام و نیروهای آمریکایی در مثلث التنف کمتر مورد استفاده قرار گرفته، سه کریدور دیگر در سال‌های اخیر به‌عنوان مسیرهای اصلی پشتیبانی مقاومت عمل کرده‌اند.

🔸با آغاز عملیات‌های «ردع العدوان» و «روز رستاخیز»، دشمن تلاش کرده با استفاده از نیروهای تحت حمایت خود، از جمله تحریرالشام، مناطق کلیدی محور مقاومت را هدف قرار دهد. سقوط استان‌های حلب و حماه و جاده M5 عملاً کریدور اول را مسدود کرده است. اکنون تمرکز دشمن بر تسخیر استان حمص و فرودگاه T4 قرار دارد. در صورت موفقیت آنان، کریدورهای دوم و سوم نیز به‌طور کامل از کار خواهند افتاد و تنها مسیر باقی‌مانده برای محور مقاومت، به دلیل ناکارآمدی عملیاتی، قابل استفاده نخواهد بود.

🔸اگر دشمن بتواند کنترل حمص و فرودگاه T4 را به دست گیرد، نه‌تنها انتقال تسلیحات به لبنان و حزب‌الله به‌شدت محدود خواهد شد، بلکه تأثیرات این اتفاق می‌تواند در سطح منطقه‌ای نیز احساس شود. حمص به‌عنوان آخرین حلقه ارتباطی میان جغرافیای مقاومت در شرق سوریه و لبنان، نقشی کلیدی در حفظ تعادل استراتژیک منطقه ایفا می‌کند. سقوط احتمالی این منطقه، فشار مضاعفی بر حزب‌الله وارد کرده و ممکن است تلاش‌هایی برای تضعیف مقاومت در لبنان نیز آغاز شود.

در حالی که از یک سو سقوط کامل حکومت سوریه به دست معارضین بدترین پیامدها را برای منافع جمهوری اسلامی ایران و مقاومت در منطقه خواهد داشت و از سوی دیگر ناتوانی حکومت در اعمال کنترل بر تمام قلمروی سوریه محرز است حفظ حمص می‌تواند مانع از سقوط کامل نظام سوریه در کوتاه‌مدت شده و با ایجاد یک توازن در برابر نیروهای مخالف زمینه یک راه‌حل سیاسی میانه را فراهم کند.

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍121👌1💔1
♦️در تنش‌های فعلی سوریه، داعش کجاست؟
◼️المركز المصري للفكر و الدراسات الاستراتيجيه_مصر
📝تقی نجار

#رویة_العربیة

🔹سوریه از تاریخ ۲۷ نوامبر شاهد تحولی غیر منتظره بوده است، زیرا شبه‌نظامیان تحت رهبری «هیئة تحریر الشام» اعلام کردند که یک عملیات نظامی گسترده علیه نیروهای ارتش سوریه و شبه‌نظامیان حامی آغاز کرد و بسیاری از مناطق سوریه از جمله ادلب، حلب و حماه را تحت سیطره خود درآوردند.

🔹تحلیل‌های مختلفی به بررسی تشدید تنش‌ها در سوریه پرداخته‌اند. برخی آن را به درگیر شدن روسیه و ایران در مسائل دیگر مانند جنگ اوکراین و لبنان نسبت می‌دهند. برخی دیگر آن را اقدامی پیشگیرانه علیه حملات احتمالی ارتش سوریه می‌دانند. همچنین، برخی این تحولات را جزئی از مناسبات یک سال اخیر خاورمیانه می‌بینند. در این میان، نقش داعش اهمیت ویژه‌ای دارد که باید از دو جنبه بررسی شود: نخست ویژگی‌های فعالیت داعش در سوریه و دوم ارتباط آن با هیئت تحریر الشام. این عوامل می‌توانند به پیش‌بینی تحولات آتی کمک کنند.

💢ویژگی‌های احیای فعالیت داعش در سوریه

🔹پس از شکست جغرافیایی داعش در سوریه، این گروه موفق شده است برخی سلول‌های فعال خود را حفظ کرده و شبکه‌هایش را در بیابان سوریه تقویت کند. از سال ۲۰۲۳، داعش با استفاده از اختلافات منطقه‌ای و کاهش تلاش‌های مبارزه با تروریسم حملات خود را در سوریه و عراق افزایش داد. در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۴، فرماندهی مرکزی ایالات‌متحده اعلام کرد که داعش حملات خود را افزایش داده و در حال بازسازی توانمندی‌هایش است، بیشتر حملات در سوریه به هدف قرار دادن مکان‌های نظامی دولت سوریه متمرکز بود.

🔹داعش استراتژی انتخاب مؤثر را دنبال می‌کند و به انجام حملاتی با کمترین تلفات و بیشترین تأثیر می‌پردازد. میدان سوریه برای این گروه اهمیت استراتژیک زیادی دارد، زیرا هم به‌عنوان نماد مقر خلافت خودخوانده داعش است و هم به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش که ارتباط مرزی با عراق و امکان تأمین منابع مالی و لجستیکی داعش را فراهم می‌کند

💢رابطه داعش و هیئة تحریر الشام

🔹پیش از جنگ داخلی سوریه در ۲۰۱۱، گروه «دولت اسلامی عراق» تحت رهبری ابوبکر البغدادی قصد داشت شعبه‌ای از «القاعده» در سوریه ایجاد کند و برای این منظور، «ابومحمد الجولانی» را برای تشکیل «جبهه النصره» فرستاد. این گروه از ژانویه ۲۰۱۲ فعالیت خود را آغاز کرد و به‌سرعت در سوریه گسترش یافت. در آوریل ۲۰۱۳، البغدادی اعلام کرد که «دولت اسلامی عراق» و «جبهه النصره» با هم ادغام شده و «دولت اسلامی در عراق و شام» تشکیل می‌دهند، اما الجولانی بیعت خود را با ایمن الظواهری اعلام کرد.

🔹این موضوع منجر به درگیری‌های خونین بین داعش و جبهه النصره از ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ شد. پس‌ازآن، جبهه النصره با تغییر نام به هیئت تحریر الشام و قطع ارتباط با القاعده، خود را به‌عنوان یک بازیگر سیاسی مستقل معرفی کرد. این گروه از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۳، ۵۹ عملیات برای دستگیری اعضای داعش در ادلب انجام داد و خود را به‌عنوان حکومت محلی با رویکرد مقابله با تروریسم معرفی کرد.

💢داعش و تشدید تنش‌ها در سوریه

🔹در پرتو آنچه گفته شد، احتمالاً سازمان داعش از تحولات جاری در صحنه سوریه برای تقویت نفوذ خود استفاده خواهد کرد که می‌توان آن را به شکل زیر بررسی کرد:

1️⃣تشدید فعالیت عملیاتی: داعش با تشدید حملات در سوریه از فشارهای وارده به ارتش این کشور بهره می‌برد. طبق گزارش دیده‌بان حقوق بشر سوریه، درحالی‌که جامعه بین‌المللی بر بحران‌هایی مانند جنگ غزه و اوکراین تمرکز دارد، این گروه در نوامبر گذشته 27 عملیات در مناطق تحت کنترل «قسد» و ارتش سوریه انجام داده که منجر به کشته شدن 14 نفر، ازجمله 5 غیرنظامی، شده است.

2️⃣هدف قرار دادن زندان‌ها و اردوگاه‌ها: پیش‌بینی می‌شود که داعش از تشدید اوضاع در سوریه برای اجرای استراتژی ویران کردن زندان‌ها و آزادسازی اعضای خود استفاده کند. در مناطق تحت کنترل «نیروهای دموکراتیک سوریه»، 9 زندان وجود دارد که هزاران زندانی داعش در آن‌ها نگهداری می‌شوند.

3️⃣افزایش توانمندی‌های انسانی: پیش‌بینی می‌شود که داعش توانایی‌های انسانی خود را افزایش دهد، به‌ویژه با توجه به‌احتمال افزایش جریان «جنگجویان خارجی» در سوریه به دلیل ارتباطاتشان با عوامل منطقه‌ای و بین‌المللی که دارای دستور کارهای سیاسی هستند و قصد دارند از طریق بهره‌برداری از آن‌ها به اهداف خود دست یابند.

4️⃣هماهنگی عملیاتی موقت: احتمال هماهنگی موقت بین داعش و هیئة تحریر الشام یا «حافظان دین» گروهی از القاعده برای فشار بر شبه‌نظامیان ایرانی و رژیم سوریه وجود دارد.

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1😁1👌1
🌐 سرنگونی اسد؛ برندگان و بازندگان

#تحلیل_کوتاه

🔹در تحولی سریع، نظام سیاسی سوریه به رهبری بشار اسد توسط گروه‌های معارض از جمله گروه تروریستی هيئت تحریر الشام سرنگون شد و ۶۱ سال حکمرانی ‏نظام بعثی سوریه به پایان رسید. این رویداد تاثیراتی ژرف بر نظم منطقه‌ای و منافع بازیگران مختلف خواهد داشت.‏

🔸در رابطه با آینده سیاسی سوریه دو سناریوی گذار مسالمت‌آمیز به یک نظام جدید و لیبیایی و سودانیزه شدن قابل تصور است. ‏در صورتی که معارضین بر سیاق شعارها و رفتار ملایم کنونی خود حرکت کنند می‌توان به گذار مسالمت‌آمیز ‏امیدوار بود. اما معارضین ‏متشکل از طیف‌های متعدد و متکثری هستند که صرفاً در مسیر حذف دشمن متحد شده و به محض از میان رفتن ‏دشمن مشترک و در موعد ترسیم آینده اختلافات آن‌ها بروز خواهد کرد و مشخص نیست این اختلافات چقدر ‏سازش‌پذیر باشد. حتی اگر هیچ اختلافی میان خود معارضین وجود نداشته باشد تعارضات آنها با کردها و رویکرد ترکیه در این رابطه به ‏تنهایی مانعی بزرگ در مسیر پایه‌گذاری یک نظم مورد توافق است و می‌تواند سوریه را مانند لیبی و سودان سال‌های متمادی در ‏بحران سیاسی و امنیتی نگه دارد. عامل مهم دیگر منافع متضاد خیل کثیر بازیگرانی خارجی است که به انحا مختلف تلاش خواهند کرد بهره خود از موقعیت سوریه را افزایش دهند.

🔸‏ به لحاظ تاثیرات منطقه‌ای، سرنگونی نظام حاکم در سوریه به‌عنوان یک عضو مهم محور مقاومت، ضربه‌ای بزرگ به این محور است و نفوذ ژئوپلیتیک ایران در منطقه را به شدت تضعیف می‌کند. ‏از بین رفتن خط لجستیک زمینی حزب‌الله، ‏تضعیف اهرم‌های بازیگری ایران در مسئله فلسطین و تقویت سازش در منطقه، احتمال سریز ناامنی به عراق و سپس ایران و تضعیف پشتوانه دیپلماسی ایران از جمله مهمترین پیامدها برای ایران و مقاومت است.

🔸سوریه تنها مسیر زمینی تامین و انتقال تسلیحات به ‏حزب‌الله بوده است و قطع این مسیر یک چالش راهبردی برای حزب‌الله ایجاد می‌کند و حتی در کوتاه‌مدت ‏اسرائیل ممکن است قطع این مسیر را فرصتی برای تضعیف بیشتر حزب‌الله ببیند.‏ سقوط دولت سوریه همچنین عراق را هم از منظر اقلیم کردی و هم از منظر چشمداشت گروه‌های افراطی به مناطق سنی‌نشین این کشور و ‏احتمال فعال شدن هسته‌های خفته تروریستی داعش با تهدید مواجه خواهد نمود.

🔸وضعیت سوریه می‌تواند طیف متعددی از کشورهای عربی دیگر را متاثر سازد. جریان اخوان المسلمین در سوریه ‏متوقف نخواهند ماند. دو کشور اردن و مصر زمینه مستعدتری برای کنشگری این جریان دارند اما برخی دیگر از ‏کشورهای شمال آفریقا و حاشیه خلیج فارس نیز ممکن است از عواقب این رویداد بی‌نصیب نمانند.‏

🔸در مقابل علی‌رغم این که سرمایه‌گذاری چندین ساله و هنگفت ترکیه روی گروه‌های تروریستی و معارض در سوریه به ‏نظر می‌رسید تلف شده است این کشور اکنون به یکباره در نقش مهم‌ترین برنده بحران سوریه ظاهر شده است. ‏ترکیه می‌تواند امیدوار باشد بحران پناهندگان سوری در ترکیه را حل کند؛ کنترل موثرتری روی کردها اعمال ‏کند و بازیگری خود در مسئله فلسطین و همچنین جریان‌های همسو در منطقه را تقویت کند. البته همه اینها در ‏صورتی است که سوریه وارد فرایند لیبیایی شدن نشود.‏

🔸 رژیم صهیونیستی طبیعتا در کوتاه‌مدت باتوجه به تضعیف محور مقاومت یکی از برندگان این رویداد محسوب ‏می‌شود. این رژیم اگرچه نگران فعالیت‌های گروه‌های جهادی در مرزهای خود، به قدرت رسیدن جریان‌های ‏اسلامگرا و تاثیر آن در رویکرد آتی سوریه در مسئله فلسطین و جولان اشغالی است اما با چشم‌انداز تعارضات ‏در سوریه امیدوار است با بازیگری در سمت کردی، روابط با ترکیه و بهره‌گیری از نفوذ ایالات متحده پیامدهای ‏منفی برای خود را کنترل کند.‏

🔸 در حالی که روشن است سقوط اسد نفوذ روسیه در منطقه را به شدت کاهش می‌دهد در مورد ایالات متحده از ‏یک سو تضعیف روسیه و ایران یک منفعت راهبردی برای این کشور است اما از سوی دیگر با توجه به نگاه ‏متفاوت این کشور با ترکیه در مسئله کردها، ابهام در نوع بازیگری آتی معارضین و چشم‌انداز تشدید بی‌ثباتی‌ها ‏در منطقه مشخص نیست تاثیر آن بر منافع ایالات به چه سمتی حرکت می‌کند.‏

به هر حال سرنگونی نظام سیاسی سوریه یک دگرگونی عظیم در ژئوپلیتیک منطقه ایجاد کرده است. در حالی که انتظار نمی‌رود وضعیت سیاسی در این کشور به زودی به ثبات نسبی برسد اما می‌توان انتظار داشت به زودی از طرح‌های ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک جدیدی مبتنی بر وضعیت جدید منطقه رونمایی شود.

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍192👏1
🌐 ترامپ قبل از فشار حداکثری، نیازمند یک استراتژی در مورد ایران است

📝ریچارد نفیو
◾️مؤسسۀ واشنگتن

#تهران_ریویو

🔸فشار حداکثری هیچوقت به‌عنوان یک مسئله حقوقی از میان نرفت. دولت بایدن تحریم‌های موجود را حفظ کرد و و آنها را در برخی جهات همچون تحریم‌های جدید علیه افراد و بسط دامنه دستور اجرایی ۱۳۹۰۲ رئیس جمهور ترامپ گسترش داد تا مجموعه وسیع‌تری از تجارت نفت را هدف قرار دهد. از این منظر، تحریم‌های آمریکا علیه ایران هیچوقت به گستردگی امروز نبوده‌اند. در همین حال، ترکیبی از دور زدن تحریم‌ها و ضعف اجرایی آمریکا رژیم [ایران] را قادر ساخت تا صادرات نفت و ذخایر ارزی خود را در چند سال اخیر افزایش دهد. دولت بایدن هیچوقت توضیح نداده است که چرا چنین شده است.

🔹دو عامل اصلی می‌تواند به توضیح رویکرد بایدن کمک کند و بر رویکرد ترامپ نیز اثر بگذارد:
1️⃣ تشدید تحریم نفت علیه ایران با خواست آمریکا برای تقویت تحریم‌ها علیه روسیه و افزایش تحریم‌ها علیه ونزوئلا در تضاد است. دولت بایدن این نگرانی خود را پنهان نکرده است که محدودیت بین‌المللی مضاعف بر عرضه نفت بوسیله حذف نفت ایران از بازار، خطری برای اقتصاد جهانی خواهد بود.
2️⃣ افزایش تحریم‌ها این خطر را دارد که رژیم را به سمت تشدید فعالیت‌های هسته‌ای تحریک کند. طبق گزارشات، در طول مذاکرات با عمان در یکسال گذشته مقامات ایران و آمریکا به این تفاهم رسیده‌اند که گام‌هایی برای اجتناب از تصاعد تنش بردارند که شامل محدود کردن تحریم‌ها نیز می‌شود.

💢نقشه ترامپ

🔹به استثنای تغییر رژیم، فشار حداکثری می‌تواند در خدمت دو هدف باشد: توافق جدید با ایران یا سیاست مهار. فشار آمریکا برای رسیدن به هر دو هدف قابل‌استفاده است؛ اما کارآمدی واقعی‌اش وابسته به چگونگی اجرا و حمایت بین‌المللی از آن است، خصوصاً اگر یک موضع اجرایی قاطعانه، باعث ایجاد بحران در بازار نفت بشود. تیم ترامپ همچنین نیاز دارند که در نظر بگیرد چگونه به اقدام تلافی‌جویانه ایران که احتمالا شامل حمله به اهداف آمریکایی و ظرفیت‌های تولید نفت در منطقه خواهد بود، پاسخ بدهد.

🔹ترامپ احتمالاً تمایل کمتری خواهد داشت تا توافق جدیدی که دولتش برای آن مذاکره کرده است را پاره کند و این می‌تواند برای تهران قانع کننده باشد. افزون بر این، موقعیت راهبردی کنونی تهران می‌تواند برای مذاکره مطلوب‌تر هم باشد, چراکه برنامه هسته‎‌ای رژیم از زمان خروج ترامپ از برجام در ۲۰۱۸ به یک نقطه عطف فنی بسیار مهم رسیده است. این پیشرفت‌ها را به سختی می‌توان از طریق مذاکرات وارونه کرد و این بر اعتماد به نفس تهران برای حفظ موضع خود در مذاکرات آینده می‌افزاید. با این حال، رسیدن به یک توافق به دلایل زیر بسیار دشوار است.

1️⃣ از اوایل ۲۰۱۳، تهران تأکید کرده است که در مورد مسائل غیرهسته‌ای مذاکره نخواهد کرد و این موضع را حتی در زمان فشار حداکثری دولت نخست ترامپ حفظ کرد.
2️⃣ هر توافقی که باعث گسترش فعالیت‌های منطقه‌ای ایران شود مناقشه‌برانگیز است و به سختی می‌توان تأیید کرد.
3️⃣ بعید است کمپین فشار حداکثری پیش از آنکه تهران قادر به عبور از آستانه سلاح هسته‌ای شود، اهرم قابل توجهی باشد.

🔹این موانع ممکن است تیم ترامپ را به سمت رویکرد مهار از طریق فشار تحریم بکشاند که شاید با تداوم حمایت آمریکا از اسرائیل برای حمله به ایران و پروکسی‌هایش همراه شود. این کمپین تحریمی می‌تواند بر کاهش قابلیت‌ها و تمایلات تهران برای پشتیبانی و احیای حزب‌الله و حماس تمرکز کند. البته راهبرد مهار نیز معماهایی را برمی‌انگیزد: ۱. این راهبرد توانایی ایران برای رسیدن به گریز هسته‌ای را محدود نمی‌کند ۲. این امر فاقد یک انگیزه کلیدی خواهد بود که از نسخه قبلی سیاست فشار حداکثری حمایت می‌کرد: دستیابی به یک توافق جدید با ایران.

در حال حاضر با کنار گذاشته شدن تغییر رژیم از اولویت‌ها، دولت جدید باید توضیح دهد چه هدف نهایی‌ای را در قبال ایران دنبال می‌کند و برای این سیاست حمایت بین‌المللی ایجاد کند. استراتژی‌های مبتنی بر تحریم تنها زمانی کارآمد هستند که در حمایت از یک سیاست باشند، نه جایگزین آن. دولت ترامپ باید پیش از آن‌که درباره احیای تحریم‌ها صحبت کند، ابتدا بررسی کند که تحریم‌ها در کجای استراتژی ایالات متحده در خاورمیانه جای می‌گیرند.

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌1
گزارش بانک جهانی از وضعیت اقتصاد افغانستان

#اکوتهران

🔸بانک جهانی به تازگی گزارشی در خصوص وضعیت اقتصاد و متغیرهای توسعه‌ای در افغانستان منتشر نموده است که براساس آن روند احیای اقتصاد افغانستان هنوز شکننده و همراه با عدم قطعیت است. رشد مختصری معادل ۲.۷ درصد در این اقتصاد مشاهده شده که بیشتر ناشی از افزایش مصرف خصوصی است. در صورت تداوم روند کنونی، دستکم یک دهه طول خواهد کشید تا اقتصاد افغانستان به سطح سابق خود پیش از بازگشت طالبان در اوت ۲۰۲۱ بازگردد.

🔹با وجود مشاهده تحرک در تولید ناخالص داخلی، پیشران‌های اقتصادی مهم همچون تشکیل سرمایه فیزیکی، توسعه سرمایه انسانی و بازدهی ضعیف بوده و چشم انداز رشد بلندمدت را با مشکل مواجه خواهد کرد. به باور گزارش بدون اصلاحات هدفمند و سرمایه‌گذاری، بالاخص در حوزه بهداشت و آموزش زنان، افغانستان در تعادلی مبتنی بر رشد کند به سر می‌برد. چالش‌های اقتصادی کنونی که با عدم قطعیت در سطح حاکمیتی و انزوای بین‌المللی همراه شده و ظرفیت‌های فراوان این کشور را حدو.د کرد.

🔹افغانستان در سال ۲۰۲۳ با فشار کاهنده قیمت‌ها (برعکس تورم) طرف بود که متاثر از عواملی چون کاهش قیمت انرژی و مواد غذایی، نرخ تبدیل افغانی و کاهش تقاضای داخلی بود. نرخ تبدیل افغانی در سال ۲۰۲۳ به احتمال زیاد متاثر از محدودیت عرضه اسکناس و ورودی قابل توجه مالی از خارج کاهش قابل‌توجهی داشت که این روند در سال ۲۰۲۴ معکوس گردیده است. انتظار می‌رود که تورم در ماه‌ پایانی سال ۲۰۲۴ مثبت شود.

🔹قریب به ۶۲ درصد از خانوارهای افغان در تامین نیازهای ابتدایی زندگی خود مشکل دارند و قریب به ۲۰ میلیون نفر با فقر جدی دست و پنجه نرم می‌کنند. مناطق شهری از بازیابی ابتدایی اقتصاد تاثیر بسیار کمی دیده اند و نرخ بیکاری و ناقص‌کاری هنوز بسیار زیاد است.

🔹در سال مالی ۲۰۲۳-۲۰۲۴، دولت سرپرست طالبان موفق شد به رکورد مورد نظر خود در جمع‌آوری درآمدهای دولتی دست یابد و این مسئله تا اندازه زیادی بر جمع‌آوری مالیات و درآمدهای غیرمالیاتی اتکا داشت. با اینحال، درآمد مذکور به زحمت کفاف عملیات روزمره دولت را می‌داد و همین مسئله موجب شده مخارج اجتماعی و توسعه‌ای متوقف گردد. بدون افزایش کمک‌های خارجی و تحولی خاص در الگوی جمع‌آوری درآمدهای دولت بعید است محدودیت شدید بودجه‌ای طالبان در چشم انداز رفع گردند.

🔹دینامیسم تجارت در افغانستان کماکان مسئله‌ای چالش برانگیز است. در سال ۲۰۲۳-۲۰۲۴ صادرات این کشور تا اندازه زیادی ثابت ماند؛ اما واردات افزایش قابل ملاحظه‌ای یافت و همین مسئله موجب ظهور کسری تجاری کالا و خدمات به ارزش ۷ میلیارد دلار گردیده است. افزایش ارزش افغانی واردات را ارزان‌تر از قبل نمود و همچنین احیای نسبی برخی فعالیت‌های صنعتی منجر به افزایش تقاضای مواد اولیه وارداتی شده است.

🔹مجموع واردات افغانستان از ژانویه تا ژوئیه ۲۰۲۴ معادل ۵.۶ میلیارد دلار بوده و ایران با سهمی ۳۰ درصدی از واردات شش ماهه ۲۰۲۴، مهم‌ترین صادرکننده به افغانستان است. گفتنی است کسری تراز تجاری که با عواملی هچون اتکا به واردات در محصولات اساسی مانند سوخت، مواد غذایی و ماشین‌آلات همراه شده ریسک بزرگی برای ثبات اقتصادی افغانستان به شمار می‌رود.

🔹بانک مرکزی محدودیت‌های برداشت وجه نقد را ملغی نموده که همین مسئله تحرک در نظام مالی را افزایش داده است. علیرغم احیای نسبی سوددهی نظام بانکی، کماکان میزان سودآوری این فعالیت‌ها در قیاس با دوره جمهوری پایین‌تر است. سیستم‌های پرداخت الکترونیکی مانند RTGS و ACH قطع بوده و تنها سیستم سنتی کلرینگ دستی و غیراتوماتیک فعال است.

🔹یکی از روش‌های خلاقانه بکارگرفته شده در این گزارش، تحلیل روشنایی شبانه به عنوان نمودی از تحرک اقتصادی است. براساس این برآوردها روشنایی شبانه در سال ۲۰۲۳ رشدی ۱۰ درصدی نسبت به سال پایه ۲۰۲۰ داشته که این رشد و توزیع آن به صورت نامتقارن است. به عنوان مثال در مناطقی همچون کابل یا جنوب افغانستان که وابستگی بیشتری به کمک‌های خارجی و مخارج امنیتی داشتند، افت روشنایی شبانه به مراتب شدیدتر بوده و بازگشت آن نیز با نرخ محدودتری اتفاق می‌افتد.

براساس جمع‌بندی این گزارش، چشم انداز اقتصاد افغانستان شکننده به نظر می‌رسد و ریسک‌های اساسی آن عدم قطعیت سیاست‌گذاری، تداوم انزوای بین‌المللی، اتکای بسیار به پایه درآمدی محدود، کسری تراز تجاری قابل توجه، وابستگی به واردات و کوچک‌تر شدن بازارهای مالی ارزیابی شده اند. بدون شناسایی، خطر تداوم شرایط رکودی برای دوره طولانی در افغانستان جدی است.

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com/art/103
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍61👏1
🌐 سوریه پس از اسد به کدام سو خواهد رفت؟

#تحلیل_کوتاه

🔹با سقوط نظام بعثی سوریه این سوال مطرح است که چه چشم‌اندازی را می‌توان برای آینده سیاسی این کشور متصور بود. برای تببین این موضوع باید مهم‎ترین چالش‎های وضع موجود و حکومت ‏آینده، بازیگران اصلی و در نهایت سناریوهای اصلی را مدنظر داشت.

💢مهم‎ترین چالش‎های وضع موجود و حکومت آینده

🔸بی‎تردید تشکیل هر دولتی در آینده نزدیک در سوریه، متأثر از چالش‎های مهمی است که در این ‏مسیر وجود دارد. به همین جهت، ابتدا چالش‎های فعلی دمشق و البته چالش‎هایی که متوجه ‏دولت آینده است مورد توجه قرار می گیرد و بعد از آن به بازیگران و سناریوهای موجود پرداخته می‌شود. مهم‌‎ترین ‏چالش‎های وضعیت فعلی سوریه (بعد از سقوط حکومت بشار اسد) و هر حکومتی که در آینده ‏نزدیک تشکیل شود، عبارتند از:‏

1️⃣کشوری با سه اقلیم متفاوت (معارضه، قسد و مناطق علوی‎نشین)‏
2️⃣تأمین هزینه کلان بازسازی
3️⃣ روشن شدن تکلیف تروریست‎های خارجی
4️⃣ بروز دوباره شکاف «اکثریت – اقلیت» به عنوان مهم‎ترین محرک در تاریخ سیاست سوریه با ‏رسیدن اکثریت (اهل تسنن) ‏به قدرت
5️⃣ موج فراگیر «انتقام‎خواهی»‏

💢 بازیگران داخلی و خارجی

🔸به طور کلی بازیگران اصلی در بحث تشکیل دولت آینده را به دو دسته «بازیگران داخلی» (اهل ‏سوریه) و «دولت‎های خارجی مؤثر در معادله نظام‎سازی» تقسیم می‎کنیم.

🔸در اقلیم معارضه، حداقل ۵ بازیگر اصلی وجود دارد که شامل هیئت تحریر الشام، ‏ اتاق عملیات «فجر الحریۀ» تابع «جیش الوطنی»‏، گروه‎های مسلح در درعا، ‏مسلحین دروزی‎مذهب استان سویدا. گروه‎های مسلح در منطقه «التنف» می‌شود. تازه به این‎ها باید گروه‎هایی از قبیل احرار الشام، جبهه شامیه، الزنکی، فیلق الشام و ... را ‏اضافه کرد.‏

🔸هم‎اکنون معارضین سوری دارای دو تشکیلات سیاسی ‏حکمرانی مجزا از هم هستند که قطعا جامعه جهانی با حکومت مستقیم هر کدام از آن‎ها بر ‏دمشق مخالفت خواهد کرد. تجربه اول «حکومۀ الأنقاذ» در ادلب و تابع تحریر الشام و تجربه دوم ‌‏«دولت موقت» در مناطق تحت قیمومیت ترکیه است که جامعه جهانی با حکمرانی بی‎واسطه ‏این‎ها بر دمشق مخالفت خواهد کرد. اما نکته مهم این‎جاست که اگر این دو تجربه تعین یافته را ‏کنار بگذارند، باید سازه‎های جدیدی تعبیه شود که قطعا متأثر از بافت این دو تشکیلات خواهد ‏بود.‏

🔸باید توجه داشت به دو علت «سابقه تطبیق شریعت پیش از زمامداری تحریر الشام» (از سال ۲۰۱۵ ‏یعنی دو سال پیش از سیطره تحریر الشام بر ادلب) و «بافت یکدست سنی قلمرو تحریر ‏الشام در ادلب» تجربه حکمرانی آنان قابل تعمیم به کل خاک سوریه نیست.‏

🔸‏در اقلیم کردی بازیگر اصلی قسد است. شکاف عربی-کردی در این دوره تشدید می‎شود و به صورت «شکاف بدنه با ‏رأس» خود را نشان خواهد داد.‏ در رابطه با علوی‎ها برای اولین بار در تاریخ سوریه، کسی رهبری آنها را در دست ندارد و ‏جامعه علوی سوریه فاقد «سر» هستند. این نکته بر ابهامات نسبت به جهت‎گیری‎های آنان ‏می‎افزاید.‏ آخرین نکته‎ای که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، بقایای ‏نظام قدیمی است که هم‎چنان اداره سوریه را از نظر اداری و خدماتی بر عهده دارند.‏

🔸در مورد بازیگران خارجی باید گفت نقش اول را کشورهای «ایالات متحده»، «ترکیه» و «روسیه» ‏ایفا خواهند کرد و در درجه بعد نیز «رژیم صهیونیستی» و «کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس» ‌‏(قطر، عربستان و امارات) و «اردن» قرار دارند و البته «جمهوری اسلامی ایران» با توجه به نفوذ خود ‏در گذشته، تلاش خواهد کرد تا در این فضا اثرگذار بماند.‏

💢 مهم‎ترین سناریوها

🔸در رابطه با سناریوها، به صورت کلی چهار ایده «دولت مرکزی مقتدر»، «تجزیه»، «تأسیس ‏نظام فدرال» و «لیبیایی شدن سوریه» مطرح است. اما در این زمینه نگارنده به صورت خاص، ‏ایده «دویلات» را جدی‎تر می‎داند که مشخصات آن به شرح ذیل است:

1️⃣‏پهنه سرزمینی کشور (قلمرو حاکمیت ملی) در مناطق مختلف میان گروه‎های متنفذ محلی ‏تقسیم می‎شود.‏
2️⃣‏این گروه‎ها در قلمرو خود فاقد پشتوانه حقوقی و رسمی هستند؛ اما از قدرت بالای سیاسی، ‏اقتصادی، نظامی و امنیتی برخوردارند.‏
3️⃣مرزهای مشخصی برای قلمرو هر جریان وجود ندارد.‏
4️⃣‏در بسیاری از نقاط، قدرت نفوذ این نیروی متنفذ محلی از ساختار دولت بیش‎تر است.‏
5️⃣در این شرایط، دولت یا به شرکت سهامی عام میان این گروه‎ها بدل شده یا دست کم در داخل ‏خود رقابت‎هایی دارد که طرف‎های رقیب را به سمت دادوستد و امتیاز دادن به متنفذین محلی ‏می‎کشاند.‏

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com/art/105
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👏21👌1
♦️خروج فرانسه از چاد؛ فرصتی دیگر برای روسیه
◼️قراءات الافريقية- لندن
📝أرماند موكو بودومبو

#رویة_العربیة

🔹مقامات کشور چاد اعلام کردند که در راستای کسب حاکمیت کامل بر سرزمین خود، به توافقات نظامی ۵۰ ساله خود با فرانسه پایان می‌دهند. این تصمیم توسط رئیس‌جمهور چاد، «محمد ادریس دیبی» و هم‌زمان با سفر وزیر امور خارجه فرانسه «ژان نوئل بارو» به این کشور اعلام شد. در دیدار مقامات دو کشور، علاوه بر مسئله همکاری نظامی، وضعیت پناه‌جویان سودانی در خاک چاد نیز مورد بررسی قرار گرفت. شایان ذکر است که توافق نظامی بین دو کشور در سال ۲۰۱۹ بازنگری شده بود.

🔹رئیس‌جمهور چاد با اعلام پایان توافق‌نامه‌های همکاری نظامی با فرانسه، بر بازتعریف روابط خود و تغییر همکاری‌های سنتی که غالبا پایه امنیتی داشت تأکید کرد. چاد قصد دارد حاکمیت کامل خود را تقویت کرده و همکاری‌های استراتژیک را بر اساس اولویت‌های ملی بازتعریف کند. وزیر امور خارجه چاد اعلام کرد پایان توافق‌نامه‌های نظامی به معنای قطع روابط دیپلماتیک نیست و چاد همچنان به رویه‌های قانونی خاتمه این توافق‌ها پایبند خواهد بود.

💢آیا زمان پایان همکاری طولانی مدت نظامی فرا رسیده است؟

🔹چاد و سنگال تنها کشورهای منطقه ساحل بودند که در بحبوحه بحران دیپلماتیک نیجر، مالی و بورکینافاسو (بین اوت ۲۰۲۲ تا دسامبر ۲۰۲۳) همچنان میزبان پایگاه‌های نظامی فرانسه بودند. باوجود اینکه جزییات قراردادهای نظامی لغو شده فاش نشده است اما احتمال می‌رود که واحدهای فرانسوی مستقر در پایگاه هوایی ۱۷۲ در انجامنا (پایتخت چاد) و پایگاه «کاپیتان کروچه» در شهر آبشی در شرق و پایگاه «فایا لارجو» در شمال کشور فراخوانده شوند.

🔹این اقدام پایانی بر تاریخ طولانی حمایت نظامی فرانسه از چاد است که شامل کمک‌های لجستیکی و اطلاعاتی به نیروهای مسلح چادی می‌شد. فرانسه در گذشته در چندین عملیات نظامی برای مقابله با شورشیان مسلح در سال‌های ۲۰۰۶، ۲۰۰۸ و ۲۰۱۹ در چاد دخالت کرده است. حمله اخیر شورشیان از مرزهای شمالی چاد که منجر به کشته شدن رئیس‌جمهور سابق «ادریس دیبی ایتنو» شد، با سخنرانی امانوئل ماکرون در مراسم تدفین او همراه بود. ماکرون در این مراسم گفته بود: فرانسه اجازه نخواهد داد که ثبات و امنیت چاد به خطر بیفتد.

💢چاد محور رقابت روسیه و آمریکا

🔹در ماه‌های اخیر، انجامنا روابط خود را با مسکو تقویت کرده است. «محمد ادریس دیبی» دومین رئیس‌جمهوری از چاد بود که بعد از ۶۴ سال در ژانویه ۲۰۲۴ به روسیه سفر کرد. این سفر با امضای توافقنامه‌هایی در زمینه‌های انرژی و امنیت همراه بود. پس از انتخاب دیبی به ریاست‌جمهوری در مه ۲۰۲۴، ولادیمیر پوتین نخستین کسی بود که به او تبریک گفت. همچنین در ماه ژوئن، پوتین هیئتی به ریاست سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه، به انجامنا فرستاد تا روابط دیپلماتیک را تقویت کند.

🔹در آوریل ۲۰۲۴، ایالات متحده مجبور شد نیروهای خود را که از عملیات نظامی چادی با هواپیماهای بدون سرنشین پشتیبانی می‌کردند، خارج کند. اما مقامات آمریکایی اعلام کردند که در سپتامبر توافق جدیدی با چاد صورت گرفته و قرار است نیروهای آمریکایی با تعداد کم دوباره در این کشور مستقر شوند. با این حال، مقامات وزارت امور خارجه چاد این اظهارات را رد کرده‌اند و بعید است موضع طرفین تا کنون تغییری کرده باشد.

💢پیامدهای لغو قراردادهای نظامی با فرانسه

🔹هرچند خروج چاد از توافقات همکاری با فرانسه موضوع مهمی است اما این تغییرات تأثیری بر چاد نخواهد داشت چراکه چاد قدرت خود را در منطقه نشان داده و خود را به عنوان ارتشی جنگجو معرفی کرده است، بلکه مهم‌ترین پیامد آن برای فرانسه خواهد بود که دیگر در کشورهای ساحل نیز حضور ندارد.

لغو همکاری نظامی با فرانسه موقعیت کشورهای ساحل را تقویت می‌کند و البته هنوز مشخص نیست که آیا چاد قصد دارد به این کشورها نزدیک شود، یا خیر. از سوی دیگر، باید دید همزمانی لغو توافق همکاری نظامی چاد و فرانسه با سفر رئیس‌جمهور نیجریه به فرانسه می‌تواند نشانی از احتمال تاسیس پایگاه نظامی فرانسه در نیجریه باشد یا خیر.

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com/art/106
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍81👌1
🌐 تشکیل شورای مشارکت استراتژیک عربستان-فرانسه؛ تلاش برای عبور از تله قطبیت

#تحلیل_کوتاه

🔹تفاهم‌نامه‌ تشکیل شورای مشارکت راهبردی میان عربستان سعودی و فرانسه سه شنبه ۳ دسامبر در حضور ولیعهد عربستان سعودی و رئیس جمهور فرانسه در کاخ الیمامه ریاض تنظیم و از سوی وزرای خارجه دو کشور امضا شد.

🔸این تفاهم‌نامه در چارچوب سفر مکرون و مشارکت در اجلاس «یک آب» برای مقابله با بیابان زایی به میزبانی ریاض صورت گرفت و در چشم‌انداز سیاسی عربستان و پاریس برای تقویت همکاری‌های چندجانبه و رساندن آن به سطح راهبردی قرار گرفت. این اجلاس که با مشارکت سازمان ملل و ابتکار مشترک فرانسه و عربستان موسوم به کاپ۱۶ برگزار شد، نشان می‌دهد که مسائل و دغدغه‌های جهانی چون تغییرات آب و هوایی، امنیت غذایی، تروریسم، تهدیدات سایبری و... زمینه‌های تبادل نزدیک برای غلبه بر چالش‌ها و پدیداری راه‌حل‌ها را ضروری می‌کند.

🔸برای فرانسه، تقویت روابط با متحدان ثروتمند و قدرتمند منطقه‌ای، رهایی از محدودیت‌های اروپای در حال زوال، مدیریت مواجهه با رویکردهای ضد حمایت‌گرایانه ترامپ از ساختارهای امنیتی و ائتلافی با متحدین و عدم قطعیت‌های نظم در حال گذار از اولویت اساسی برای حضور در منطقه برخوردار است.

🔸متقابلاً برای ریاض تقویت شراکت‌های بین‌المللی عمدتاً با دو هدف اصلی و عمده در دستورکار قرار دارد:

1️⃣ فهم ریاض از کلان تغییرات نظم بین‌المللی در حال گذار، تقویت همکاری‌های چندجانبه و عبور از تله قطبیت و محدودیت‌های نظم تک‌قطبی است که بازیگرانی چون فرانسه، چین، هند، روسیه، برزیل و ... نسبت به آن دیدگاه مشترکی دارند. بنابراین متنوع‌سازی شرکای بین‌المللی در ابعاد نظامی، اقتصادی، فناورانه و... بخشی از نگاه استراتژیک عربستان به نظم‌یابی جدید است.

🔸امضای توافقات مشارکت استراتژیک به شکل دوجانبه مانند چین و فرانسه و چندجانبه در قالب منطقه ای و بینامنطقه‌گرایی همچون بریکس، شانگهای، آسیای مرکزی، اتحادیه اروپا، کارائیب و... بخشی از این چشم‌انداز عربستان برای عبور از تکانه‌ها و فرسایش نظم موجود است.

2️⃣ ویژن ۲۰۳۰ عربستان سعودی برای گذار به اقتصاد پسا نفت که ابعاد مختلفی در حوزه‌های فرهنگی-اجتماعی، تجاری-مالی و فناوری-آینده نگرانه دارد، جایگاه بازیگران بین‌المللی که دارای مزیت‌های استراتژیک هستند را برای سرمایه‌گذاری متقابل در این طرح برجسته می کند. پیشتر این مسیر با چین و آمریکا که خیلی دست به نقدتر هستند، دنبال شد و در ادامه قرار است پای دیگر بازیگران چون ترکیه، ایتالیا و فرانسه که دارای امتیازات ویژه و انحصاری هستند را به میان بیاورد.

🔸در این چارچوب حضور مکرون در شهر تاریخی العلا که پروژه گردشگری فعالی را در افق قرار داده، بیانگر نگاه عربستان به جذب ایده از بازیگری چون فرانسه است. این مسئله بویژه در حوزه کتاب و نشر، موزه، فیلم و سینما، موسیقی، صنعت مد و پوشاک و مواد غذایی می تواند ظرفیت‌های فرانسه را مورد استفاده قرار دهد.

بنابراین تفاهم‌نامه مشارکت استراتژیک عربستان و فرانسه بنا دارد که با تعریف همکاری‌های دوجانبه در یک چشم‌انداز جهانی، ضمن تحرک‌بخشی به ابعاد مغفول مانده، سطح تهدیدات و عدم قطعیت‌هایی که مختص نظم‌یابی جدید است را نیز با برقراری سطح جامع‌تری از تماس و گفت‌وگوی منظم دوره‌ای مدیریت کند.

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com/art/107
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍32👏1👌1
♦️آمریکای لاتین؛ اولویت سیاست خارجی ایالات متحده
◾️فارن افرز
📝براین وینتر


#تهران_ریویو

🔹در سال‌های اخیر بسیاری در آمریکای لاتین معتقد بودند واشنگتن به این منطقه به اندازه کافی توجه نمی‌کند. رهبران تجاری، دانشگاهیان و سیاستمداران از جناح‌های چپ و راست بر این باور بودند که ایالات متحده فاقد استراتژی روشنی برای تعامل با منطقه است و در نتیجه نفوذ و فرصت‌های اقتصادی خود را به‌ویژه در برابر چین از دست می‌دهد. این صحبت‌ها جدید نیستند؛ مقاله‌ای در سال ۱۹۷۳ در مجله «فارین افرز» هشدار داده بود که «ایالات متحده سیاست مشخصی برای آمریکای لاتین ندارد، جز یک بی‌توجهی نیکخواهانه.» اما این گلایه‌ها در دوران ریاست جمهوری جو بایدن به اوج خود رسید، چرا که دولت او بیش از حد بر رقابت رو به رشد با چین و جنگ‌های اوکراین و خاورمیانه متمرکز بود و کمترین توجهی نیز به همسایگان جنوبی خود نداشت.

💢 حرکت به سمت جنوب

🔸به نظر می‌رسد ریاست جمهوری دوم ترامپ بیش از هر دولت دیگری در ۳۰ سال گذشته، حتی بیشتر از دوره اول خود او، بر آمریکای لاتین تمرکز خواهد داشت. دلیل این امر واضح است: اولویت‌های اصلی داخلی ترامپ، شامل مقابله با مهاجرت غیرقانونی، توقف قاچاق فنتانیل و سایر مواد مخدر غیرقانونی و کاهش ورود کالاهای چینی به ایالات متحده، به شدت به سیاست‌گذاری در قبال آمریکای لاتین وابسته است. پیروزی قدرت‌مندتر از حد انتظار در انتخابات(پیروزی در رأی‌گیری عمومی به‌علاوه کنترل هر دو مجلس کنگره) همراه با افزایش قابل توجه مهاجرت و قاچاق مواد مخدر از زمان اولین دوره او، موجب می‌شود که ترامپ جسورانه‌تر از قبل برای تحت فشار قرار دادن دولت‌های آمریکای لاتین به منظور تحقق اهداف خود عمل کند. او در صورت لزوم به اقدامات تنبیهی از جمله تعرفه‌ها، تحریم‌ها و حتی احتمالاً اقدامات نظامی محدود، مانند حملات پهپادی علیه کارتل‌های مکزیکی، متوسل خواهد شد.

🔸تمرکز بیشتر ترامپ بر این منطقه با استقبال محافظه‌کاران هم‌فکر او مانند خاویر میلی، رئیس‌جمهور آرژانتین، نایب بوکله، رئیس‌جمهور السالوادور، و دیگران مواجه خواهد شد، به‌ویژه در زمانی که جناح راست ایدئولوژیک در بسیاری از نقاط آمریکای لاتین رو به پیشرفت است. انتصاب مارکو روبیو، سناتور ایالات متحده، به عنوان وزیر خارجه، در صورت تأیید سنا، نه تنها باعث ارتقای جایگاه پسر یک خانواده مهاجر کوبایی می‌شود، بلکه او را به یکی از متصل‌ترین مقامات در مسائل مربوط به آمریکای لاتین در واشنگتن تبدیل می‌کند؛ مقامی که شاید از زمان نلسون راکفلر در دوران ریاست جمهوری جرالد فورد در دهه ۱۹۷۰ تاکنون بی‌سابقه باشد. رویکرد ترامپ و روبیو می‌تواند در طول زمان فرصت‌های جدید و غیرمنتظره‌ای برای یکپارچگی اقتصادی و سرمایه‌گذاری در کشورهایی که دولت آن‌ها را دوستانه و همکار می‌داند، ایجاد کند.

🔸اما در کوتاه‌مدت، سیاست‌های ترامپ در قبال این منطقه احتمالاً بسیار مخرب خواهد بود و ممکن است کشورهای کلیدی آمریکای لاتین را بیشتر از واشنگتن دور کند، نه این که روند جدایی سال‌های اخیر را معکوس کند. مکزیک با چالش‌های بزرگ‌تری مواجه خواهد شد، از جمله امکان آسیب جدی به تجارت با ایالات متحده—که مقصد بیش از ۸۰ درصد صادرات این کشور است—مگر این که درخواست‌های ترامپ برای کمک به تأمین امنیت مرز مشترک ۳۲۰۰ کیلومتری بین دو کشور را برآورده کند. تهدیدهای اخیر ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر مکزیک در زمان آغاز به کار، تنها آغاز مذاکرات طولانی و پرتنشی خواهد بود که نباید آن‌ها را بلوف فرض کرد.

🔸مکزیک مطمئناً تنها کشوری نخواهد بود که با فشارهای فزاینده مواجه می‌شود. در دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ، مهاجران عمدتاً از مکزیک و کشورهای موسوم به "مثلث شمالی"، یعنی السالوادور، گواتمالا و هندوراس، می‌آمدند. در سال‌های اخیر، این روند بسیار متنوع‌تر شده و شامل جریان‌های بی‌سابقه مهاجران از کوبا، هائیتی و ونزوئلا، و همچنین از اکوادور، پرو و سایر کشورهای منطقه شده است که با جرایم سازمان‌یافته و رکود اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. دیکتاتوری‌های چپ‌گرا در کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا نیز با برخورد سخت‌تری مواجه خواهند شد.

💢 فاکتور چین

برخی از حامیان ترامپ بر این باورند که در نهایت، رقابت ایالات متحده با چین ممکن است چیزی باشد که رئیس جمهور منتخب را وادار به دنبال کردن روابط سازنده‌تر با آمریکای لاتین کند. اگر ترامپ واقعاً قصد کاهش واردات از چین را داشته باشد، این تئوری ممکن است کشورهای متحد در نیمکره غربی را به عنوان منابع جایگزین نیروی کار ارزان ببیند که به تقویت زنجیره تامین ایالات متحده کمک خواهد نمود.

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com/art/108
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌3👎1
🔵 چین و آسه‌آن: درهم‌تنیدگی و ادغام اقتصادی منطقه‌ای

#اکوتهران

🔸در سال‌های اخیر ملاحظات گسترده‌ای در خصوص وابستگی اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسه‌آن) به چین مطرح شده است. علیرغم اینکه چین بازیگری قابل‌توجه از نظرگاه اقتصادی در کشورهای آسه‌آن به شمار می‌رود، به نظر می‌رسد صحبت از وابستگی صرف، ساده‌سازی ارتباط پیچیده و متقابلی باشد که میان چین و بلوک همسایگان جنوبی آن وجود دارد؛ چرا که این رابطه، در واقع مبتنی بر نوعی درهم‌تنیدگی اقتصادی است و با تجارت، سرمایه‌گذاری و زنجیره‌های تامین متعدد تحکیم شده است.

🔹چین از سال 2009 بدین سو، همواره مهم‌ترین شریک تجاری آسه‌آن بوده است و تجارت دوجانبه میان چین و آسه‌آن در سال 2023 از رقم چشمگیر 975 میلیارد دلار عبور کرده است. اگر آسه‌آن را یک بلوک اقتصادی در نظر بگیریم، از سال 2020 بدین سو، این بلوک در تجارت با چین از اتحادیه اروپا پیشی گرفته است و اکنون با سهمی 16 درصدی از تجارت خارجی چین، بزرگترین شریک تجاری این کشور محسوب می‌شود.

🔹آسه‌آن علاوه بر صادرات مواد خام و محصولات کشاورزی، یکی از عمده صادرکنندگان قطعات الکترونیکی به چین است و از این منظر، رشد صنایع الکترونیکی و فناورانه در هر دو طرف با یکدیگر پیوند خورده است. در میان کشورهای این بلوک ویتنام مهم‌ترین طرف در تجارت با چین است و پس از آن مالزی، اندونزی، تایلند و سنگاپور قرار دارند. در مقابل نیز، چین یکی از تامین کنندگان مهم ماشین‌آلات و تجهیزات برای کشورهای آسه‌آن به شمار می‌رود.

🔹تا پایان سال 2022، مجموع سرمایه‌گذاری چین در کشورهای آسه‌آن به رقمی نزدیک به 155 میلیارد دلار رسیده است و این سرمایه‌گذاری بالاخص در چارچوب ابرپروژه کمربند-راه نقشی مهم و حیاتی در توسعه زیرساخت‌های بندری، رآه آهن و نیروگاه‌های جنوب شرق آسیا داشته است. با این حال، زیرساخت مهم‌ترین حوزه سرمایه‌گذاری چین در آسه‌آن نبوده و در بازارهای عمده فروشی و خرده فروشی، تولید، معادن و بازارهای مالی این منطقه می‌توان ردپای شرکت‌های چینی را مشاهده نمود. در واقع، سرمایه چینی یکی از پیشران‌های توسعه صنعتی در آسه‌آن به شمار می‌رود.

🔹در میان این کشورها، سنگاپور با بیش از 73 میلیارد دلار و پس از آن اندونزی، مالزی و ویتنام مهم‌ترین دریافت‌کنندگان سرمایه‌گذاری خارجی از چین به شمار می‌روند. گفتنی است که کشورهای آسه‌آن بالاخص سنگاپور و مالزی نیز در مقیاس‌ کوچکتر اقدام به سرمایه‌گذاری در اقتصاد چین نموده اند.

🔹در حالی که آسه‌آن از تجارت و سرمایه‌گذاری چین در رشد خود بهره‌ برده است، چین نیز اتکای قابل‌توجهی به آسه‌آن برای توسعه و رشد اقتصادی خود دارد و زنجیره‌های تامین محصولاتی مانند خودروهای الکترونیکی و قطعات مورد استفاده در صنایع فناورانه تنیدگی قابل‌توجهی با کشورهای آسه‌آن دارند. به عنوان مثال منابع نیکل اندونزی و شرکت‌های تولیدکننده قطعات مالزی و ویتنام در زنجیره تامین محصولات الکترونیکی چین نقشی محوری ایفا می‌کنند. در واقع، شرکت‌های چینی باتکای ملاحظه هزینه دستمزد و تنوع‌بخشی به شکل روزافزونی در حال انتقال حلقه‌های مختلف زنجیره تولید خود به منطقه آسه‌آن هستند.

🔹در یک بیان خلاصه، پیوند اقتصادی چین و آسه‌آن فراتر از تجارت و سرمایه‌گذاری است و این همکاری را باید جزئی از یک روند بزرگتر ادغام اقتصادی منطقه‌ای دانست. سند شراکت جامع اقتصادی منطقه‌ای (RCEP) که در سال 2020 با مشارکت چین، آسه‌آن و سایر کشورهای منطقه آسیا-پاسیفیک به امضا رسید، نمودی مهم از این روند ادغام و همپیوندی است که به مرور بخش اعظم نظام تعرفه‌ای را ملغی و رویه‌های تجاری و سرمایه‌گذاری را بیش از پیش یکپارچه خواهد ساخت.

علیرغم وجود ملاحظات ژئوپولتیک و اختلافات سیاسی باید اذعان داشت که آنچه میان آسه‌آن و چین مشاهده می‌شود، بیش از آنکه وابستگی آسه‌آن به چین باشد نوعی پیوند دوطرفه و اتکای متقابل است و گسست در آن به همان اندازه که آسه‌آن را تحت تاثیر قرار می‌دهد، برای چین نیز آثار مخربی خواهد داشت. مازاد تجاری چین در مقابل آسه‌آن نشانگر اتکای رشد اقتصادی این کشور به بازارهای نوظهور این بلوک اقتصادی با جمعیت قریب به 700 میلیون نفر است. از همین روست که طرفین این مبادله اقتصادی، علیرغم توجه به ضرورت تنوع‌بخشی به مبادی تجارت و همکاری اقتصادی خود، کماکان به توسعه همکاری‌های خود مبادرت ورزیده و تمرکز ویژه‌ای بر مهار و کنترل تنش‌های موجود در محیط منطقه دارند.

اندیشکده تهران
🌐 https://institutetehran.com/art/111
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍52👎1👏1