#تحلیل_کوتاه
🔹تفاهمنامه تشکیل شورای مشارکت راهبردی میان عربستان سعودی و فرانسه سه شنبه ۳ دسامبر در حضور ولیعهد عربستان سعودی و رئیس جمهور فرانسه در کاخ الیمامه ریاض تنظیم و از سوی وزرای خارجه دو کشور امضا شد.
🔸این تفاهمنامه در چارچوب سفر مکرون و مشارکت در اجلاس «یک آب» برای مقابله با بیابان زایی به میزبانی ریاض صورت گرفت و در چشمانداز سیاسی عربستان و پاریس برای تقویت همکاریهای چندجانبه و رساندن آن به سطح راهبردی قرار گرفت. این اجلاس که با مشارکت سازمان ملل و ابتکار مشترک فرانسه و عربستان موسوم به کاپ۱۶ برگزار شد، نشان میدهد که مسائل و دغدغههای جهانی چون تغییرات آب و هوایی، امنیت غذایی، تروریسم، تهدیدات سایبری و... زمینههای تبادل نزدیک برای غلبه بر چالشها و پدیداری راهحلها را ضروری میکند.
🔸برای فرانسه، تقویت روابط با متحدان ثروتمند و قدرتمند منطقهای، رهایی از محدودیتهای اروپای در حال زوال، مدیریت مواجهه با رویکردهای ضد حمایتگرایانه ترامپ از ساختارهای امنیتی و ائتلافی با متحدین و عدم قطعیتهای نظم در حال گذار از اولویت اساسی برای حضور در منطقه برخوردار است.
🔸متقابلاً برای ریاض تقویت شراکتهای بینالمللی عمدتاً با دو هدف اصلی و عمده در دستورکار قرار دارد:
1️⃣ فهم ریاض از کلان تغییرات نظم بینالمللی در حال گذار، تقویت همکاریهای چندجانبه و عبور از تله قطبیت و محدودیتهای نظم تکقطبی است که بازیگرانی چون فرانسه، چین، هند، روسیه، برزیل و ... نسبت به آن دیدگاه مشترکی دارند. بنابراین متنوعسازی شرکای بینالمللی در ابعاد نظامی، اقتصادی، فناورانه و... بخشی از نگاه استراتژیک عربستان به نظمیابی جدید است.
🔸امضای توافقات مشارکت استراتژیک به شکل دوجانبه مانند چین و فرانسه و چندجانبه در قالب منطقه ای و بینامنطقهگرایی همچون بریکس، شانگهای، آسیای مرکزی، اتحادیه اروپا، کارائیب و... بخشی از این چشمانداز عربستان برای عبور از تکانهها و فرسایش نظم موجود است.
2️⃣ ویژن ۲۰۳۰ عربستان سعودی برای گذار به اقتصاد پسا نفت که ابعاد مختلفی در حوزههای فرهنگی-اجتماعی، تجاری-مالی و فناوری-آینده نگرانه دارد، جایگاه بازیگران بینالمللی که دارای مزیتهای استراتژیک هستند را برای سرمایهگذاری متقابل در این طرح برجسته می کند. پیشتر این مسیر با چین و آمریکا که خیلی دست به نقدتر هستند، دنبال شد و در ادامه قرار است پای دیگر بازیگران چون ترکیه، ایتالیا و فرانسه که دارای امتیازات ویژه و انحصاری هستند را به میان بیاورد.
🔸در این چارچوب حضور مکرون در شهر تاریخی العلا که پروژه گردشگری فعالی را در افق قرار داده، بیانگر نگاه عربستان به جذب ایده از بازیگری چون فرانسه است. این مسئله بویژه در حوزه کتاب و نشر، موزه، فیلم و سینما، موسیقی، صنعت مد و پوشاک و مواد غذایی می تواند ظرفیتهای فرانسه را مورد استفاده قرار دهد.
🌐 https://institutetehran.com/art/107
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2👏1👌1
♦️آمریکای لاتین؛ اولویت سیاست خارجی ایالات متحده
◾️فارن افرز
📝براین وینتر
#تهران_ریویو
🔹در سالهای اخیر بسیاری در آمریکای لاتین معتقد بودند واشنگتن به این منطقه به اندازه کافی توجه نمیکند. رهبران تجاری، دانشگاهیان و سیاستمداران از جناحهای چپ و راست بر این باور بودند که ایالات متحده فاقد استراتژی روشنی برای تعامل با منطقه است و در نتیجه نفوذ و فرصتهای اقتصادی خود را بهویژه در برابر چین از دست میدهد. این صحبتها جدید نیستند؛ مقالهای در سال ۱۹۷۳ در مجله «فارین افرز» هشدار داده بود که «ایالات متحده سیاست مشخصی برای آمریکای لاتین ندارد، جز یک بیتوجهی نیکخواهانه.» اما این گلایهها در دوران ریاست جمهوری جو بایدن به اوج خود رسید، چرا که دولت او بیش از حد بر رقابت رو به رشد با چین و جنگهای اوکراین و خاورمیانه متمرکز بود و کمترین توجهی نیز به همسایگان جنوبی خود نداشت.
💢 حرکت به سمت جنوب
🔸به نظر میرسد ریاست جمهوری دوم ترامپ بیش از هر دولت دیگری در ۳۰ سال گذشته، حتی بیشتر از دوره اول خود او، بر آمریکای لاتین تمرکز خواهد داشت. دلیل این امر واضح است: اولویتهای اصلی داخلی ترامپ، شامل مقابله با مهاجرت غیرقانونی، توقف قاچاق فنتانیل و سایر مواد مخدر غیرقانونی و کاهش ورود کالاهای چینی به ایالات متحده، به شدت به سیاستگذاری در قبال آمریکای لاتین وابسته است. پیروزی قدرتمندتر از حد انتظار در انتخابات(پیروزی در رأیگیری عمومی بهعلاوه کنترل هر دو مجلس کنگره) همراه با افزایش قابل توجه مهاجرت و قاچاق مواد مخدر از زمان اولین دوره او، موجب میشود که ترامپ جسورانهتر از قبل برای تحت فشار قرار دادن دولتهای آمریکای لاتین به منظور تحقق اهداف خود عمل کند. او در صورت لزوم به اقدامات تنبیهی از جمله تعرفهها، تحریمها و حتی احتمالاً اقدامات نظامی محدود، مانند حملات پهپادی علیه کارتلهای مکزیکی، متوسل خواهد شد.
🔸تمرکز بیشتر ترامپ بر این منطقه با استقبال محافظهکاران همفکر او مانند خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، نایب بوکله، رئیسجمهور السالوادور، و دیگران مواجه خواهد شد، بهویژه در زمانی که جناح راست ایدئولوژیک در بسیاری از نقاط آمریکای لاتین رو به پیشرفت است. انتصاب مارکو روبیو، سناتور ایالات متحده، به عنوان وزیر خارجه، در صورت تأیید سنا، نه تنها باعث ارتقای جایگاه پسر یک خانواده مهاجر کوبایی میشود، بلکه او را به یکی از متصلترین مقامات در مسائل مربوط به آمریکای لاتین در واشنگتن تبدیل میکند؛ مقامی که شاید از زمان نلسون راکفلر در دوران ریاست جمهوری جرالد فورد در دهه ۱۹۷۰ تاکنون بیسابقه باشد. رویکرد ترامپ و روبیو میتواند در طول زمان فرصتهای جدید و غیرمنتظرهای برای یکپارچگی اقتصادی و سرمایهگذاری در کشورهایی که دولت آنها را دوستانه و همکار میداند، ایجاد کند.
🔸اما در کوتاهمدت، سیاستهای ترامپ در قبال این منطقه احتمالاً بسیار مخرب خواهد بود و ممکن است کشورهای کلیدی آمریکای لاتین را بیشتر از واشنگتن دور کند، نه این که روند جدایی سالهای اخیر را معکوس کند. مکزیک با چالشهای بزرگتری مواجه خواهد شد، از جمله امکان آسیب جدی به تجارت با ایالات متحده—که مقصد بیش از ۸۰ درصد صادرات این کشور است—مگر این که درخواستهای ترامپ برای کمک به تأمین امنیت مرز مشترک ۳۲۰۰ کیلومتری بین دو کشور را برآورده کند. تهدیدهای اخیر ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر مکزیک در زمان آغاز به کار، تنها آغاز مذاکرات طولانی و پرتنشی خواهد بود که نباید آنها را بلوف فرض کرد.
🔸مکزیک مطمئناً تنها کشوری نخواهد بود که با فشارهای فزاینده مواجه میشود. در دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ، مهاجران عمدتاً از مکزیک و کشورهای موسوم به "مثلث شمالی"، یعنی السالوادور، گواتمالا و هندوراس، میآمدند. در سالهای اخیر، این روند بسیار متنوعتر شده و شامل جریانهای بیسابقه مهاجران از کوبا، هائیتی و ونزوئلا، و همچنین از اکوادور، پرو و سایر کشورهای منطقه شده است که با جرایم سازمانیافته و رکود اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. دیکتاتوریهای چپگرا در کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا نیز با برخورد سختتری مواجه خواهند شد.
💢 فاکتور چین
✅ برخی از حامیان ترامپ بر این باورند که در نهایت، رقابت ایالات متحده با چین ممکن است چیزی باشد که رئیس جمهور منتخب را وادار به دنبال کردن روابط سازندهتر با آمریکای لاتین کند. اگر ترامپ واقعاً قصد کاهش واردات از چین را داشته باشد، این تئوری ممکن است کشورهای متحد در نیمکره غربی را به عنوان منابع جایگزین نیروی کار ارزان ببیند که به تقویت زنجیره تامین ایالات متحده کمک خواهد نمود.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐 https://institutetehran.com/art/108
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن افرز
📝براین وینتر
#تهران_ریویو
🔹در سالهای اخیر بسیاری در آمریکای لاتین معتقد بودند واشنگتن به این منطقه به اندازه کافی توجه نمیکند. رهبران تجاری، دانشگاهیان و سیاستمداران از جناحهای چپ و راست بر این باور بودند که ایالات متحده فاقد استراتژی روشنی برای تعامل با منطقه است و در نتیجه نفوذ و فرصتهای اقتصادی خود را بهویژه در برابر چین از دست میدهد. این صحبتها جدید نیستند؛ مقالهای در سال ۱۹۷۳ در مجله «فارین افرز» هشدار داده بود که «ایالات متحده سیاست مشخصی برای آمریکای لاتین ندارد، جز یک بیتوجهی نیکخواهانه.» اما این گلایهها در دوران ریاست جمهوری جو بایدن به اوج خود رسید، چرا که دولت او بیش از حد بر رقابت رو به رشد با چین و جنگهای اوکراین و خاورمیانه متمرکز بود و کمترین توجهی نیز به همسایگان جنوبی خود نداشت.
💢 حرکت به سمت جنوب
🔸به نظر میرسد ریاست جمهوری دوم ترامپ بیش از هر دولت دیگری در ۳۰ سال گذشته، حتی بیشتر از دوره اول خود او، بر آمریکای لاتین تمرکز خواهد داشت. دلیل این امر واضح است: اولویتهای اصلی داخلی ترامپ، شامل مقابله با مهاجرت غیرقانونی، توقف قاچاق فنتانیل و سایر مواد مخدر غیرقانونی و کاهش ورود کالاهای چینی به ایالات متحده، به شدت به سیاستگذاری در قبال آمریکای لاتین وابسته است. پیروزی قدرتمندتر از حد انتظار در انتخابات(پیروزی در رأیگیری عمومی بهعلاوه کنترل هر دو مجلس کنگره) همراه با افزایش قابل توجه مهاجرت و قاچاق مواد مخدر از زمان اولین دوره او، موجب میشود که ترامپ جسورانهتر از قبل برای تحت فشار قرار دادن دولتهای آمریکای لاتین به منظور تحقق اهداف خود عمل کند. او در صورت لزوم به اقدامات تنبیهی از جمله تعرفهها، تحریمها و حتی احتمالاً اقدامات نظامی محدود، مانند حملات پهپادی علیه کارتلهای مکزیکی، متوسل خواهد شد.
🔸تمرکز بیشتر ترامپ بر این منطقه با استقبال محافظهکاران همفکر او مانند خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، نایب بوکله، رئیسجمهور السالوادور، و دیگران مواجه خواهد شد، بهویژه در زمانی که جناح راست ایدئولوژیک در بسیاری از نقاط آمریکای لاتین رو به پیشرفت است. انتصاب مارکو روبیو، سناتور ایالات متحده، به عنوان وزیر خارجه، در صورت تأیید سنا، نه تنها باعث ارتقای جایگاه پسر یک خانواده مهاجر کوبایی میشود، بلکه او را به یکی از متصلترین مقامات در مسائل مربوط به آمریکای لاتین در واشنگتن تبدیل میکند؛ مقامی که شاید از زمان نلسون راکفلر در دوران ریاست جمهوری جرالد فورد در دهه ۱۹۷۰ تاکنون بیسابقه باشد. رویکرد ترامپ و روبیو میتواند در طول زمان فرصتهای جدید و غیرمنتظرهای برای یکپارچگی اقتصادی و سرمایهگذاری در کشورهایی که دولت آنها را دوستانه و همکار میداند، ایجاد کند.
🔸اما در کوتاهمدت، سیاستهای ترامپ در قبال این منطقه احتمالاً بسیار مخرب خواهد بود و ممکن است کشورهای کلیدی آمریکای لاتین را بیشتر از واشنگتن دور کند، نه این که روند جدایی سالهای اخیر را معکوس کند. مکزیک با چالشهای بزرگتری مواجه خواهد شد، از جمله امکان آسیب جدی به تجارت با ایالات متحده—که مقصد بیش از ۸۰ درصد صادرات این کشور است—مگر این که درخواستهای ترامپ برای کمک به تأمین امنیت مرز مشترک ۳۲۰۰ کیلومتری بین دو کشور را برآورده کند. تهدیدهای اخیر ترامپ برای اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر مکزیک در زمان آغاز به کار، تنها آغاز مذاکرات طولانی و پرتنشی خواهد بود که نباید آنها را بلوف فرض کرد.
🔸مکزیک مطمئناً تنها کشوری نخواهد بود که با فشارهای فزاینده مواجه میشود. در دوران نخست ریاست جمهوری ترامپ، مهاجران عمدتاً از مکزیک و کشورهای موسوم به "مثلث شمالی"، یعنی السالوادور، گواتمالا و هندوراس، میآمدند. در سالهای اخیر، این روند بسیار متنوعتر شده و شامل جریانهای بیسابقه مهاجران از کوبا، هائیتی و ونزوئلا، و همچنین از اکوادور، پرو و سایر کشورهای منطقه شده است که با جرایم سازمانیافته و رکود اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند. دیکتاتوریهای چپگرا در کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا نیز با برخورد سختتری مواجه خواهند شد.
💢 فاکتور چین
🌐 https://institutetehran.com/art/108
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👌3👎1
🔵 چین و آسهآن: درهمتنیدگی و ادغام اقتصادی منطقهای
#اکوتهران
🔸در سالهای اخیر ملاحظات گستردهای در خصوص وابستگی اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) به چین مطرح شده است. علیرغم اینکه چین بازیگری قابلتوجه از نظرگاه اقتصادی در کشورهای آسهآن به شمار میرود، به نظر میرسد صحبت از وابستگی صرف، سادهسازی ارتباط پیچیده و متقابلی باشد که میان چین و بلوک همسایگان جنوبی آن وجود دارد؛ چرا که این رابطه، در واقع مبتنی بر نوعی درهمتنیدگی اقتصادی است و با تجارت، سرمایهگذاری و زنجیرههای تامین متعدد تحکیم شده است.
🔹چین از سال 2009 بدین سو، همواره مهمترین شریک تجاری آسهآن بوده است و تجارت دوجانبه میان چین و آسهآن در سال 2023 از رقم چشمگیر 975 میلیارد دلار عبور کرده است. اگر آسهآن را یک بلوک اقتصادی در نظر بگیریم، از سال 2020 بدین سو، این بلوک در تجارت با چین از اتحادیه اروپا پیشی گرفته است و اکنون با سهمی 16 درصدی از تجارت خارجی چین، بزرگترین شریک تجاری این کشور محسوب میشود.
🔹آسهآن علاوه بر صادرات مواد خام و محصولات کشاورزی، یکی از عمده صادرکنندگان قطعات الکترونیکی به چین است و از این منظر، رشد صنایع الکترونیکی و فناورانه در هر دو طرف با یکدیگر پیوند خورده است. در میان کشورهای این بلوک ویتنام مهمترین طرف در تجارت با چین است و پس از آن مالزی، اندونزی، تایلند و سنگاپور قرار دارند. در مقابل نیز، چین یکی از تامین کنندگان مهم ماشینآلات و تجهیزات برای کشورهای آسهآن به شمار میرود.
🔹تا پایان سال 2022، مجموع سرمایهگذاری چین در کشورهای آسهآن به رقمی نزدیک به 155 میلیارد دلار رسیده است و این سرمایهگذاری بالاخص در چارچوب ابرپروژه کمربند-راه نقشی مهم و حیاتی در توسعه زیرساختهای بندری، رآه آهن و نیروگاههای جنوب شرق آسیا داشته است. با این حال، زیرساخت مهمترین حوزه سرمایهگذاری چین در آسهآن نبوده و در بازارهای عمده فروشی و خرده فروشی، تولید، معادن و بازارهای مالی این منطقه میتوان ردپای شرکتهای چینی را مشاهده نمود. در واقع، سرمایه چینی یکی از پیشرانهای توسعه صنعتی در آسهآن به شمار میرود.
🔹در میان این کشورها، سنگاپور با بیش از 73 میلیارد دلار و پس از آن اندونزی، مالزی و ویتنام مهمترین دریافتکنندگان سرمایهگذاری خارجی از چین به شمار میروند. گفتنی است که کشورهای آسهآن بالاخص سنگاپور و مالزی نیز در مقیاس کوچکتر اقدام به سرمایهگذاری در اقتصاد چین نموده اند.
🔹در حالی که آسهآن از تجارت و سرمایهگذاری چین در رشد خود بهره برده است، چین نیز اتکای قابلتوجهی به آسهآن برای توسعه و رشد اقتصادی خود دارد و زنجیرههای تامین محصولاتی مانند خودروهای الکترونیکی و قطعات مورد استفاده در صنایع فناورانه تنیدگی قابلتوجهی با کشورهای آسهآن دارند. به عنوان مثال منابع نیکل اندونزی و شرکتهای تولیدکننده قطعات مالزی و ویتنام در زنجیره تامین محصولات الکترونیکی چین نقشی محوری ایفا میکنند. در واقع، شرکتهای چینی باتکای ملاحظه هزینه دستمزد و تنوعبخشی به شکل روزافزونی در حال انتقال حلقههای مختلف زنجیره تولید خود به منطقه آسهآن هستند.
🔹در یک بیان خلاصه، پیوند اقتصادی چین و آسهآن فراتر از تجارت و سرمایهگذاری است و این همکاری را باید جزئی از یک روند بزرگتر ادغام اقتصادی منطقهای دانست. سند شراکت جامع اقتصادی منطقهای (RCEP) که در سال 2020 با مشارکت چین، آسهآن و سایر کشورهای منطقه آسیا-پاسیفیک به امضا رسید، نمودی مهم از این روند ادغام و همپیوندی است که به مرور بخش اعظم نظام تعرفهای را ملغی و رویههای تجاری و سرمایهگذاری را بیش از پیش یکپارچه خواهد ساخت.
✅ علیرغم وجود ملاحظات ژئوپولتیک و اختلافات سیاسی باید اذعان داشت که آنچه میان آسهآن و چین مشاهده میشود، بیش از آنکه وابستگی آسهآن به چین باشد نوعی پیوند دوطرفه و اتکای متقابل است و گسست در آن به همان اندازه که آسهآن را تحت تاثیر قرار میدهد، برای چین نیز آثار مخربی خواهد داشت. مازاد تجاری چین در مقابل آسهآن نشانگر اتکای رشد اقتصادی این کشور به بازارهای نوظهور این بلوک اقتصادی با جمعیت قریب به 700 میلیون نفر است. از همین روست که طرفین این مبادله اقتصادی، علیرغم توجه به ضرورت تنوعبخشی به مبادی تجارت و همکاری اقتصادی خود، کماکان به توسعه همکاریهای خود مبادرت ورزیده و تمرکز ویژهای بر مهار و کنترل تنشهای موجود در محیط منطقه دارند.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐 https://institutetehran.com/art/111
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸در سالهای اخیر ملاحظات گستردهای در خصوص وابستگی اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آسهآن) به چین مطرح شده است. علیرغم اینکه چین بازیگری قابلتوجه از نظرگاه اقتصادی در کشورهای آسهآن به شمار میرود، به نظر میرسد صحبت از وابستگی صرف، سادهسازی ارتباط پیچیده و متقابلی باشد که میان چین و بلوک همسایگان جنوبی آن وجود دارد؛ چرا که این رابطه، در واقع مبتنی بر نوعی درهمتنیدگی اقتصادی است و با تجارت، سرمایهگذاری و زنجیرههای تامین متعدد تحکیم شده است.
🔹چین از سال 2009 بدین سو، همواره مهمترین شریک تجاری آسهآن بوده است و تجارت دوجانبه میان چین و آسهآن در سال 2023 از رقم چشمگیر 975 میلیارد دلار عبور کرده است. اگر آسهآن را یک بلوک اقتصادی در نظر بگیریم، از سال 2020 بدین سو، این بلوک در تجارت با چین از اتحادیه اروپا پیشی گرفته است و اکنون با سهمی 16 درصدی از تجارت خارجی چین، بزرگترین شریک تجاری این کشور محسوب میشود.
🔹آسهآن علاوه بر صادرات مواد خام و محصولات کشاورزی، یکی از عمده صادرکنندگان قطعات الکترونیکی به چین است و از این منظر، رشد صنایع الکترونیکی و فناورانه در هر دو طرف با یکدیگر پیوند خورده است. در میان کشورهای این بلوک ویتنام مهمترین طرف در تجارت با چین است و پس از آن مالزی، اندونزی، تایلند و سنگاپور قرار دارند. در مقابل نیز، چین یکی از تامین کنندگان مهم ماشینآلات و تجهیزات برای کشورهای آسهآن به شمار میرود.
🔹تا پایان سال 2022، مجموع سرمایهگذاری چین در کشورهای آسهآن به رقمی نزدیک به 155 میلیارد دلار رسیده است و این سرمایهگذاری بالاخص در چارچوب ابرپروژه کمربند-راه نقشی مهم و حیاتی در توسعه زیرساختهای بندری، رآه آهن و نیروگاههای جنوب شرق آسیا داشته است. با این حال، زیرساخت مهمترین حوزه سرمایهگذاری چین در آسهآن نبوده و در بازارهای عمده فروشی و خرده فروشی، تولید، معادن و بازارهای مالی این منطقه میتوان ردپای شرکتهای چینی را مشاهده نمود. در واقع، سرمایه چینی یکی از پیشرانهای توسعه صنعتی در آسهآن به شمار میرود.
🔹در میان این کشورها، سنگاپور با بیش از 73 میلیارد دلار و پس از آن اندونزی، مالزی و ویتنام مهمترین دریافتکنندگان سرمایهگذاری خارجی از چین به شمار میروند. گفتنی است که کشورهای آسهآن بالاخص سنگاپور و مالزی نیز در مقیاس کوچکتر اقدام به سرمایهگذاری در اقتصاد چین نموده اند.
🔹در حالی که آسهآن از تجارت و سرمایهگذاری چین در رشد خود بهره برده است، چین نیز اتکای قابلتوجهی به آسهآن برای توسعه و رشد اقتصادی خود دارد و زنجیرههای تامین محصولاتی مانند خودروهای الکترونیکی و قطعات مورد استفاده در صنایع فناورانه تنیدگی قابلتوجهی با کشورهای آسهآن دارند. به عنوان مثال منابع نیکل اندونزی و شرکتهای تولیدکننده قطعات مالزی و ویتنام در زنجیره تامین محصولات الکترونیکی چین نقشی محوری ایفا میکنند. در واقع، شرکتهای چینی باتکای ملاحظه هزینه دستمزد و تنوعبخشی به شکل روزافزونی در حال انتقال حلقههای مختلف زنجیره تولید خود به منطقه آسهآن هستند.
🔹در یک بیان خلاصه، پیوند اقتصادی چین و آسهآن فراتر از تجارت و سرمایهگذاری است و این همکاری را باید جزئی از یک روند بزرگتر ادغام اقتصادی منطقهای دانست. سند شراکت جامع اقتصادی منطقهای (RCEP) که در سال 2020 با مشارکت چین، آسهآن و سایر کشورهای منطقه آسیا-پاسیفیک به امضا رسید، نمودی مهم از این روند ادغام و همپیوندی است که به مرور بخش اعظم نظام تعرفهای را ملغی و رویههای تجاری و سرمایهگذاری را بیش از پیش یکپارچه خواهد ساخت.
🌐 https://institutetehran.com/art/111
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2👎1👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹چهار روز پیش، در حالی دمشق در آستانه سقوط بود؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهور منتخب آمریکا طی پیامی در شبکه اجتماعی خود (Truth social) بیان کرد که «سوریه هیچ ربطی به ایالات متحده ندارد و این جنگ ما نیست.» این سخن اگرچه بیانگر اولویت پایین جنگ یا مداخله گسترده نظامی در غرب آسیا در سیاست خارجی آمریکای پساجنگ عراق است اما نافی نقش این کشور در بحران اخیر سوریه نیست. آمریکا از معادلات کنونی بحران سوریه جدا نیست.
🔸همانطور که پیشتر نیز گفته شد تداوم جنگ در منطقه و کلید خوردن تغییرات در سوریه در چارچوب هدف آمریکا و اسرائیل برای تغییر نظم امنیتی منطقه و تضعیف محور مقاومت بوده است. بدیهی است سقوط حکومت سوریه، ضربهای بزرگ به محور مقاومت به لحاظ ژئوپلیتیک بوده است. محور تهران-بغداد-دمشق-بیروت اکنون شکسته شده و بخشی از پتانسیل عملیاتی علیه رژیم از بین رفته است و همین امر نیز به اسرائیل فرصت داده تا در جنوب خاک سوریه، پیشروی کند. با این حال، وضعیت جدید برای آمریکا، سه چالش مهم نیز دارد.
🔸سقوط اسد و قدرتگیری هیئت تحریر الشام، مجدداً جعبه پاندورای سوریه را باز کرده است. هنوز مشخص نیست چه سناریویی در مورد آینده سوریه رقم خواهد خورد اما پیروزی هیئت تحریر الشام، میدان بازیگری ترکیه در منطقه را فراختر کرده و ممکن است این کشور با جسارت بیشتری به دنبال سرکوب نیروهای کرد وابسته به آمریکا باشد و باعث یک جنگ داخلی در سوریه شود. این موضوع برای آمریکا که هنوز در سوریه حضور نظامی دارد، حائز اهمیت است. هماکنون ۹۰۰ سرباز آمریکایی در سوریه حضور دارند که وظیفۀ آنها آموزش به نیروهای کردی در مقابل داعش و همچنین حفاظت از میدان نفتی العمر در دیرالزور عنوان شده است. در صورتی که مجدداً جنگی در سوریه میان نیروهای کردی و هیئت تحریر الشام -که در لیست گروههای تروریستی آمریکاست- صورت گیرد، موضع آمریکا و نحوه واکنش به این بحران در هالهای از ابهام خواهد بود.
🔸از سوی دیگر، مواجه هیئت تحریر الشام با اسرائیل نیز بر پیچیدگی موضوع برای آمریکا میافزاید. اگرچه معارضین به قدرت رسیده تاکنون در برابر پیشروی اسرائیل در خاک سوریه سکوت کردهاند و به نظر میرسد با توجه به نقشآفرینی ترکیه به عنوان پشتیبان آنها در طرح آمریکایی-صهیونی خطری برای اسرائیل ایجاد نکنند، با این وجود احتمال وقوع درگیری میان این گروه و اسرائیل منتفی نیست. با سقوط اسد، از دیدگاه اسرائیل بخشی از حلقه آتش ایران اطراف این رژیم از بین رفته اما این به معنای پایان نگرانی امنیتی اسرائیل در سوریه نیست. هیئت تحریر الشام که پیشتر گروهی وابسته به القاعده در سوریه بود، همچنان اسرائیل را دشمن خود میپندارد. علاوه بر این احتمال ناتوانی این گروه در کنترل اقدامات از خاک سوریه علیه رژیم بالاست. بنابراین آمریکای ترامپ باید برای افزایش تنش در مرز سوریه و فلسطین اشغالی آماده باشد.
🔸 احتمال بالای جنگ داخلی علاوه بر تهدیدات مستقیم برای نیروهای آمریکایی، پیامدهای سیاسی مهمی میتواند داشته باشد. شاید روسیه و ایران میتوانستند نظام سوریه را به بهایی بسیار زیاد نجات دهند. اکنون شرایط به هر صورتی پیش بروند آمریکا و غرب از یک سو و ترکیه و برخی کشورهای عربی از سوی دیگر مسئول آن قلمداد خواهند شد. از آنها انتظار میرود هزینه بازسازی سوریه را پرداخته و شرایط را بهبود بخشند. اما اگر یک جنگ داخلی صورت بگیرد و یا شرایط این کشور به نحو ملموسی بهتر نشود ممکن است ایران و روسیه دوباره در مقایسه با دیگران وضعیت بهتری پیدا کنند.
🌐 https://institutetehran.com/art/112
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2
♦️سوریه جدید و نشانههای فروپاشی پروژه ایرانی
◼️مركز الروابط للبحوث و الدراسات الاستراتيجيه - عراق
📝وحدة الدراسات الإقليمية
#رویة_العربیة
🔹صحنه سیاسی سوریه تحت تأثیر مداخلات منطقهای و بینالمللی قرار دارد که توازن استراتژیک قدرت را میان کشورها و گروههای مسلح به چالش کشیده است. ضعف نظام پیشین سوریه در مدیریت بحرانها موجب شد پروژههای سیاسی متعددی شکل بگیرد که بسیاری از آنها به زیان مردم سوریه بود. در این میان، ایران نقش برجستهای ایفا کرد و با استفاده از عراق بهعنوان سکویی برای نفوذ در منطقه، دمشق را بهعنوان هدف اصلی خود انتخاب کرد.
💢سوریه بخشی از امنیت ملی ایران
🔹ایران، با در نظر گرفتن دمشق بهعنوان بخشی از امنیت ملی خود، نفوذ اطلاعاتی و امنیتی خود را گسترش داد. این کشور اردوگاههای آموزشی برای شبهنظامیان افغانستانی و پاکستانی ایجاد کرد و از گروههای عراقی نظیر جنبش نجباء و حزبالله عراق برای پیشبرد اهداف خود بهره گرفت. همه این فعالیتها تحت نظارت سپاه پاسداران انجام شد.
🔹سوریه به مرکزی برای تثبیت نفوذ ایران و حمایت از نظام بشار اسد تبدیل شد، زیرا این نظام محور اصلی ادامه حمایتهای نظامی و امنیتی ایران از حزبالله لبنان بود. هدف اصلی این رویکرد، حفظ منافع استراتژیک ایران در منطقه و تقویت مواضع خود در برابر بازیگران بینالمللی و منطقهای است.
💢از دست دادن مهمترین پایگاه استراتژیک با سقوط اسد
🔹سقوط نظام اسد به معنای از دست دادن مهمترین پایگاه استراتژیک ایران است که نمیتوان آن را جایگزین کرد. سوریه محور اصلی پروژه ایران بوده و مسیرهای استراتژیک نیروی قدس و سپاه پاسداران را به سواحل مدیترانه و حزبالله متصل میکرد. این سقوط باعث تضعیف ارتباطات میدانی نیروهای ایران و شبهنظامیان وابسته و فاصلهگذاری میان آنها و مناطق تحت کنترل حزبالله در جنوب لبنان شده است که به کاهش توانایی حزبالله در پیشبرد اهداف ایران خواهد انجامید.
🔹با شکلگیری یک نظام سیاسی جدید در خاورمیانه، ایران با چالشهای جدیدی مواجه شده است. مناطق مرزی عراق و سوریه، ازجمله البوکمال در دیرالزور که پیشتر شریان حیاتی ایران محسوب میشد، اکنون تحت کنترل نیروهای آمریکایی قرارگرفته است. این تحولات، بهویژه در صحنه سیاسی سوریه، تأثیرگذاری ایران را بهشدت کاهش داده و موقعیت استراتژیک آن را در منطقه تضعیف نموده است.
💢تلاش ایران برای بازپسگیری جایگاه خود
🔹ایران تلاش دارد تا جایگاه خود در سوریه را باز پس گیرد اما امکان موفقیت در این زمینه بسیار ضعیف است. ایران مدعی احترام به تمامیت ارضی و استقلال سوریه است، اما جامعه سوریه نسبت به دیدگاههای ایران در قبال این کشور بیاعتماد بود، زیرا ایران سوریه را پلی به دریای مدیترانه و راهی به حزبالله لبنان میدید. در این چشمانداز، حزبالله سدی مستحکم برای حفظ اهداف ایران در توسعه و نفوذ خود محسوب میشد.
🔹عقیده سیاسی ایران بر اساس اصولی استوار است که بقای نظام و سلطه آن در تهران را تضمین میکند. این اصول شامل حفظ برنامههای موشکی، پهپادی و هستهای برای تبدیل ایران به یک کشور هستهای مؤثر در منطقه است که برای دستیابی به این اهداف از نیروهای وابسته به خود در منطقه کمک میگیرید.
💢نتیجه گیری
✅ تغییرات سیاسی سوریه به پروژه ایرانی آسیب زده و آینده آن در خاورمیانه را با ابهام مواجه کرده است. ایران از خسارتهای خود در جنوب لبنان و سوریه آگاه است و منتظر تغییرات پس از ورود ترامپ به کاخ سفید است. نشانههای ضعف ایران در نشست اخیر دوحه ظاهر شد، جایی که ایران نتوانست از متحد استراتژیک خود، بشار اسد، دفاع کند. همچنین ایران پیش از آنکه تایید آتشبس اسرائیل با حزبالله لبنان را اعلام کند، با وجود خسارتهای سنگین به رهبری و کادرهای آن، تلاش کرد به سیاست آرامسازی و خویشتنداری باز گردد.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐 https://institutetehran.com/art/114
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مركز الروابط للبحوث و الدراسات الاستراتيجيه - عراق
📝وحدة الدراسات الإقليمية
#رویة_العربیة
🔹صحنه سیاسی سوریه تحت تأثیر مداخلات منطقهای و بینالمللی قرار دارد که توازن استراتژیک قدرت را میان کشورها و گروههای مسلح به چالش کشیده است. ضعف نظام پیشین سوریه در مدیریت بحرانها موجب شد پروژههای سیاسی متعددی شکل بگیرد که بسیاری از آنها به زیان مردم سوریه بود. در این میان، ایران نقش برجستهای ایفا کرد و با استفاده از عراق بهعنوان سکویی برای نفوذ در منطقه، دمشق را بهعنوان هدف اصلی خود انتخاب کرد.
💢سوریه بخشی از امنیت ملی ایران
🔹ایران، با در نظر گرفتن دمشق بهعنوان بخشی از امنیت ملی خود، نفوذ اطلاعاتی و امنیتی خود را گسترش داد. این کشور اردوگاههای آموزشی برای شبهنظامیان افغانستانی و پاکستانی ایجاد کرد و از گروههای عراقی نظیر جنبش نجباء و حزبالله عراق برای پیشبرد اهداف خود بهره گرفت. همه این فعالیتها تحت نظارت سپاه پاسداران انجام شد.
🔹سوریه به مرکزی برای تثبیت نفوذ ایران و حمایت از نظام بشار اسد تبدیل شد، زیرا این نظام محور اصلی ادامه حمایتهای نظامی و امنیتی ایران از حزبالله لبنان بود. هدف اصلی این رویکرد، حفظ منافع استراتژیک ایران در منطقه و تقویت مواضع خود در برابر بازیگران بینالمللی و منطقهای است.
💢از دست دادن مهمترین پایگاه استراتژیک با سقوط اسد
🔹سقوط نظام اسد به معنای از دست دادن مهمترین پایگاه استراتژیک ایران است که نمیتوان آن را جایگزین کرد. سوریه محور اصلی پروژه ایران بوده و مسیرهای استراتژیک نیروی قدس و سپاه پاسداران را به سواحل مدیترانه و حزبالله متصل میکرد. این سقوط باعث تضعیف ارتباطات میدانی نیروهای ایران و شبهنظامیان وابسته و فاصلهگذاری میان آنها و مناطق تحت کنترل حزبالله در جنوب لبنان شده است که به کاهش توانایی حزبالله در پیشبرد اهداف ایران خواهد انجامید.
🔹با شکلگیری یک نظام سیاسی جدید در خاورمیانه، ایران با چالشهای جدیدی مواجه شده است. مناطق مرزی عراق و سوریه، ازجمله البوکمال در دیرالزور که پیشتر شریان حیاتی ایران محسوب میشد، اکنون تحت کنترل نیروهای آمریکایی قرارگرفته است. این تحولات، بهویژه در صحنه سیاسی سوریه، تأثیرگذاری ایران را بهشدت کاهش داده و موقعیت استراتژیک آن را در منطقه تضعیف نموده است.
💢تلاش ایران برای بازپسگیری جایگاه خود
🔹ایران تلاش دارد تا جایگاه خود در سوریه را باز پس گیرد اما امکان موفقیت در این زمینه بسیار ضعیف است. ایران مدعی احترام به تمامیت ارضی و استقلال سوریه است، اما جامعه سوریه نسبت به دیدگاههای ایران در قبال این کشور بیاعتماد بود، زیرا ایران سوریه را پلی به دریای مدیترانه و راهی به حزبالله لبنان میدید. در این چشمانداز، حزبالله سدی مستحکم برای حفظ اهداف ایران در توسعه و نفوذ خود محسوب میشد.
🔹عقیده سیاسی ایران بر اساس اصولی استوار است که بقای نظام و سلطه آن در تهران را تضمین میکند. این اصول شامل حفظ برنامههای موشکی، پهپادی و هستهای برای تبدیل ایران به یک کشور هستهای مؤثر در منطقه است که برای دستیابی به این اهداف از نیروهای وابسته به خود در منطقه کمک میگیرید.
💢نتیجه گیری
✅ تغییرات سیاسی سوریه به پروژه ایرانی آسیب زده و آینده آن در خاورمیانه را با ابهام مواجه کرده است. ایران از خسارتهای خود در جنوب لبنان و سوریه آگاه است و منتظر تغییرات پس از ورود ترامپ به کاخ سفید است. نشانههای ضعف ایران در نشست اخیر دوحه ظاهر شد، جایی که ایران نتوانست از متحد استراتژیک خود، بشار اسد، دفاع کند. همچنین ایران پیش از آنکه تایید آتشبس اسرائیل با حزبالله لبنان را اعلام کند، با وجود خسارتهای سنگین به رهبری و کادرهای آن، تلاش کرد به سیاست آرامسازی و خویشتنداری باز گردد.
🌐 https://institutetehran.com/art/114
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👎12❤1😁1👌1💔1
#تحلیل_کوتاه
#آفریقا
🔹«بولا احمد تینوبو» رئیسجمهور نیجریه، سفری دو روزه در ۲۸ و ۲۹ نوامبر به فرانسه داشت. در این سفر، توافقاتی بین دو کشور شامل تأسیس پنجمین بانک نیجریهای در فرانسه و سرمایهگذاری در «برنامه امنیت غذایی» نیجریه به امضاء رسید. تینوبو در سفر خود بر توسعه همکاریهای اقتصادی، جذب سرمایهگذاری شرکتهای فرانسوی درزمینه انرژی، معادن کمیاب و تکنولوژیهای نوین تأکید کرد. با توجه به تحولات اخیر در منطقه غرب افریقا، توسعه تعاملات میان فرانسه و نیجریه از جهات متعدد واجد اهمیت ارزیابی میشود.
💢نگاه فرانسه به آفریقا؛ تحکیم استعمار نو
🔸فرانسه از قرن ۱۷ میلادی حضور خود را در آفریقا آغاز کرد و در چارچوب رقابت استعمارگران برای دسترسی به منابع طبیعی و نفوذ سیاسی مستعمرات خود را عمدتاً در قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ گسترش داد. مهمترین مستعمرههای فرانسه در آفریقا شامل الجزایر، سنگال، ماداگاسکار، کامرون، چاد، ساحلعاج، مالی، بورکینافاسو، نیجر، ساحل گینه، جمهوری کنگو، گابن، توگو، مراکش، تونس و موریتانی بودند.
🔸در دهه ۱۹۶۰ و در پی افزایش جنبشهای آزادیبخش و مقاومتهای مردمی در بیشتر مستعمرات فرانسه، شارل دوگل رئیس جمهور وقت فرانسه تصمیم به اعطای استقلال به مستعمرات در آفریقا گرفت، اما استعمار جدیدی از طریق پیوندهای اقتصادی با فرانسه برقرار شد به گونه ای که در حال حاضر و بر اساس پیوندهای شکل گرفته، این کشورها موظف هستند حدود ۵۰ درصد از ذخایر ارزی خود را در بانک مرکزی فرانسه نگهدارند. از دیگر اقدامات فرانسه برای حفظ استعمار خود امضای توافقنامههای همکاری نظامی با ۲۵ کشور آفریقایی بوده و تا چندی پیش ۷ پایگاه نظامی در کشورهای چاد، جمهوری آفریقای مرکزی، کامرون، جیبوتی، جزایر قمر، سنگال و گابن داشت.
🔸عملیات نظامی فرانسه در سال ۲۰۱۳ در مالی و عملیات «برخان» در سال ۲۰۱۴ در نیجر و بورکینافاسو بهمنظور مقابله با مخالفین حکومتهای مستقر در منطقه ساحل، اعتراضات مردمی علیه فرانسه به دلیل تاریخ استعمار و غارت منابع آفریقا را تشدید کرد و خروج نظامیان این کشور به مطالبه ملی آفریقاییها تبدیل شد و اعتراضات به وقوع کودتاهای نظامی در کشورهای مالی، بورکینافاسو، نیجر و گابن علیه روسای جمهور متحد فرانسه طی سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ منجر شد.
🔸در نوامبر ۲۰۲۴، کشورهای چاد و سنگال نیز همکاری امنیتی خود را با فرانسه قطع کردند و در ساحلعاج، فرانسه مجبور شد نیروهای نظامی خود را از ۶۰۰ نفر به ۱۰۰ نفر کاهش دهد. این کودتاها منافع اقتصادی فرانسه در آفریقا را خطر انداخته است بهنحویکه تجارت فرانسه و آفریقا در سال ۲۰۲۳ رو به کاهش نهاده و به ۶۸.۸ میلیارد دلار رسید که ۳۹.۶ میلیارد دلار آن مربوط به واردات فرانسه از آفریقا و عمدتاٌ منابع طبیعی است.
اهمیت نیجریه برای نقشآفرینی فرانسه در آفریقا
🔸فرانسه در تلاش است تا شکستهای اخیر خود در منطقه ساحل افریقا را جبران کرده و تصویری جدید بهعنوان شریکی راهبردی و نه یک استعمارگر متمرکز بر مسائل امنیتی و نظامی از خود ارائه دهد. این تغییر نگرش با تأکید بر همکاریهای گستردهتر و توجه به نیازهای توسعهای کشورهای منطقه استوار است. ازاینرو نقش نیجریه به دلیل دارا بودن منابع طبیعی غنی ازجمله نفت، اقتصاد قوی، مرکزیت منطقه غرب افریقا و دسترسی به خلیج گینه در پیادهسازی نگرش جدید پاریس حائز اهمیت است.
🔸نیجریه با تولید ناخالص داخلی ۵۰۴ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۳ بزرگترین اقتصاد غرب آفریقا و دومین اقتصاد بزرگ قاره است و بهعنوان یک اقتصاد نوظهور در جهان شناخته میشود. این کشور بزرگترین تولیدکننده نفت آفریقا و هشتمین تولیدکننده جهانی نفت است و روزانه ۱.۵ تا ۲ میلیون بشکه تولید میکند. نفت ۹۰ درصد صادرات این کشور را تشکیل میدهد.
🔸از سوی دیگر نیجریه چالشهای مشترکتی با کشورهای ساحل از جمله فعالیت گروه های تروریستی مانند بوکوحرام، خشکسالی، قاچاق انسان، و بحرانهای انسانی دارد. این کشور در پروژههای مختلف زیرساختی و توسعهای در کشورهای ساحل مشارکت دارد. در عین حال، کشورهای ساحل نیز برای تأمین انرژی، منابع معدنی و صادرات محصولات کشاورزی خود به نیجریه وابسته هستند.
🌐 https://institutetehran.com/art/115
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👌1
♦️منطق نظامی شراکتهای روبه تزاید چین
◾️فارن افرز
📝داوریانا اسکایلر ماسترو
#روندهای_استراتژیک
🔸در ژوئن ۲۰۲۴، وزیر امور خارجه ایالات متحده و دبیر کل ناتو نگرانیهای خود از اتحاد رو به رشد میان چین، ایران، کره شمالی و روسیه را ابراز کردند. اتحادی که در منظر مقامات آمریکایی «محور شرارت» جدیدی محسوب می شود. چین به عنوان بازیگر مرکزی این محور شناخته میشود و حمایت های قابل توجهی به کره شمالی و ایران و روسیه ارائه می نماید.
🔹با وجود این، چین ظاهرا تمایل ندارد به عنوان رهبر یا عضو رسمی این اتحاد شناخته شود. مقامات چینی محتاطانه در عین بهره گیری از این اتحاد، نمیخواهند مسئولیت اقدامات کشورها عضو را بر عهده بگیرند. از نظر تحلیلگران ایالات متحده باید این کشورها را نه به صورت انفرادی بلکه به عنوان یک بلوک خودکامه منسجم در نظر گرفته و راهبردی مشترکی را در قبال این اتحاد اتخاذ نماید و از متحدان خود بخواهد که همین کار را انجام دهند.
💢 دینامیکهای پیچیده اتحادهای بینالمللی چین
🔹 اتحاد چین با کره شمالی، ایران و روسیه با پیچیدگی هایی همراه است. تجدید پیمان دفاع متقابل با کره شمالی و خریدهای قابل توجه نفت از ایران و تمرینات نظامی مشترک با روسیه بیانگر همکاری های جدی میان چین و اعضای اتحاد می باشد. با این حال، چین به طور کامل اقدامات روسیه در اوکراین را تأیید نکرده و اقداماتی برای فاصلهگیری از برخی رفتارهای تهاجمی شرکایش انجام می دهد.
🔹چین از طریق این سیگنالهای متناقض، موفق شده روابط اقتصادی قوی با متحدان ایالات متحده مانند کره جنوبی و ژاپن برقرار نمایدکه نشاندهنده توانایی این کشور در قدرت افزایی بدون اثبات تعهد کامل به بلوک خاصی است. این ابهام استراتژیک به چین اجازه داده تا از نظر اقتصادی از نظم موجود بهرهبرداری کند و در عین حال از تبعات همکاری با کشورهای نظم گریز دوری ورزد.
💢چالشهای استراتژیک اتحادهای چین با ایران، کره شمالی و روسیه
🔹رویکردهای متناقض کنونی چین از جمله عدم ارائه کمک های نظامی مستقیم به روسیه در جنگ با اوکراین و همراهی با تلاشهای دیپلماتیک غرب برای توقف برنامه هستهای ایران، گمراهکننده و متزورانه است. چین فناوری های نظامی و اطلاعاتی به روسیه ارائه داده که تواناییهای مسکو را در جنگ با اوکراین تقویت کرده است. این همکاری ممکن است برای ایالات متحده یک نقیصه نظامی ایجاد کند، زیرا چین و روسیه به طور مشترک منابع نظامی بیشتری نسبت به ایالات متحده دارند.
🔹روسیه نیز میتواند در زمینههای اقتصادی به چین کمک کند .علاوه بر این، عدم تمایل متحدان ایالات متحده برای ورود به درگیری با کشورها متحد با چین، ممکن است ایالات متحده را در یک سناریوی جنگ چند جبههای آسیبپذیر کند. دینامیکهای این شراکتها چالشی جدید برای ایالات متحده محسوب میشود، زیرا اکنون با دو قدرت هستهای مواجه است که استراتژیهای بازدارندگی را پیچیدهتر کرده و خطر تشدید درگیری را افزایش میدهد.
💢استراتژی ایالات متحده در برابر محور چین، روسیه، ایران و کره شمالی
🔹آمریکا به جای تلاش برای تقسیم اعضای این اتحاد و مواجه فردی، باید این کشورها را به عنوان کشورهای مرتبط با یکدیگر در نظر بگیرد. مقامات آمریکایی، از جمله آنتونی بلینکن، قبلاً تلاش کردهاند بین اعضا اتحاد به ویژه بین چین و روسیه تمایزاتی قائل شود اما وضعیت فعلی جغرافیایی سیاسی نشان میدهد که این کشورها به یکدیگر حمایتهای اساسی ارائه میدهند.
🔹اتخاذ رویکرد منسجم در قبال این اتحاد به این معنا که رفتار نامناسب یکی از اعضا منجر به مجازات همه اعضا شود. این استراتژی، چین را تشویق خواهد کرد تا نفوذ بیشتری بر کنترل روسیه و ایران اعمال نماید و رفتار این کشورها را پیشبینیپذیرتر کند.
🔹همراه ساختن متحدان آمریکا به ویژه اروپاییها با این استراتژی از اهمیت برخوردار است زیرا بسیاری از کشورهای اروپایی تهدیدات امنیتی ناشی از هم افزایی قدرت پکن و مسکو را به طور کامل درک نکردهاند.
✅ توصیه میشود ایالات متحده مواجهه با این اتحاد را در چارچوب مفهومی رایج نبرد بین دموکراسیها و دولت های خودکامه دنبال نکند، زیرا این امر ممکن است متحدان بالقوه در کشورهای دموکراتیک و خودکامه رودر روی یکدیگر قرار دهد. در نهایت، اتخاذ یک استراتژی دقیق و انعطافپذیر که به منافع متنوع کشورهای مختلف را مدنظر قرار داده و در عین حال فشار بر چین و شرکای آن برای تغییر رفتارشان را افزایش دهد، از اولویت برخوردار است.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐 https://institutetehran.com/art/116
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن افرز
📝داوریانا اسکایلر ماسترو
#روندهای_استراتژیک
🔸در ژوئن ۲۰۲۴، وزیر امور خارجه ایالات متحده و دبیر کل ناتو نگرانیهای خود از اتحاد رو به رشد میان چین، ایران، کره شمالی و روسیه را ابراز کردند. اتحادی که در منظر مقامات آمریکایی «محور شرارت» جدیدی محسوب می شود. چین به عنوان بازیگر مرکزی این محور شناخته میشود و حمایت های قابل توجهی به کره شمالی و ایران و روسیه ارائه می نماید.
🔹با وجود این، چین ظاهرا تمایل ندارد به عنوان رهبر یا عضو رسمی این اتحاد شناخته شود. مقامات چینی محتاطانه در عین بهره گیری از این اتحاد، نمیخواهند مسئولیت اقدامات کشورها عضو را بر عهده بگیرند. از نظر تحلیلگران ایالات متحده باید این کشورها را نه به صورت انفرادی بلکه به عنوان یک بلوک خودکامه منسجم در نظر گرفته و راهبردی مشترکی را در قبال این اتحاد اتخاذ نماید و از متحدان خود بخواهد که همین کار را انجام دهند.
💢 دینامیکهای پیچیده اتحادهای بینالمللی چین
🔹 اتحاد چین با کره شمالی، ایران و روسیه با پیچیدگی هایی همراه است. تجدید پیمان دفاع متقابل با کره شمالی و خریدهای قابل توجه نفت از ایران و تمرینات نظامی مشترک با روسیه بیانگر همکاری های جدی میان چین و اعضای اتحاد می باشد. با این حال، چین به طور کامل اقدامات روسیه در اوکراین را تأیید نکرده و اقداماتی برای فاصلهگیری از برخی رفتارهای تهاجمی شرکایش انجام می دهد.
🔹چین از طریق این سیگنالهای متناقض، موفق شده روابط اقتصادی قوی با متحدان ایالات متحده مانند کره جنوبی و ژاپن برقرار نمایدکه نشاندهنده توانایی این کشور در قدرت افزایی بدون اثبات تعهد کامل به بلوک خاصی است. این ابهام استراتژیک به چین اجازه داده تا از نظر اقتصادی از نظم موجود بهرهبرداری کند و در عین حال از تبعات همکاری با کشورهای نظم گریز دوری ورزد.
💢چالشهای استراتژیک اتحادهای چین با ایران، کره شمالی و روسیه
🔹رویکردهای متناقض کنونی چین از جمله عدم ارائه کمک های نظامی مستقیم به روسیه در جنگ با اوکراین و همراهی با تلاشهای دیپلماتیک غرب برای توقف برنامه هستهای ایران، گمراهکننده و متزورانه است. چین فناوری های نظامی و اطلاعاتی به روسیه ارائه داده که تواناییهای مسکو را در جنگ با اوکراین تقویت کرده است. این همکاری ممکن است برای ایالات متحده یک نقیصه نظامی ایجاد کند، زیرا چین و روسیه به طور مشترک منابع نظامی بیشتری نسبت به ایالات متحده دارند.
🔹روسیه نیز میتواند در زمینههای اقتصادی به چین کمک کند .علاوه بر این، عدم تمایل متحدان ایالات متحده برای ورود به درگیری با کشورها متحد با چین، ممکن است ایالات متحده را در یک سناریوی جنگ چند جبههای آسیبپذیر کند. دینامیکهای این شراکتها چالشی جدید برای ایالات متحده محسوب میشود، زیرا اکنون با دو قدرت هستهای مواجه است که استراتژیهای بازدارندگی را پیچیدهتر کرده و خطر تشدید درگیری را افزایش میدهد.
💢استراتژی ایالات متحده در برابر محور چین، روسیه، ایران و کره شمالی
🔹آمریکا به جای تلاش برای تقسیم اعضای این اتحاد و مواجه فردی، باید این کشورها را به عنوان کشورهای مرتبط با یکدیگر در نظر بگیرد. مقامات آمریکایی، از جمله آنتونی بلینکن، قبلاً تلاش کردهاند بین اعضا اتحاد به ویژه بین چین و روسیه تمایزاتی قائل شود اما وضعیت فعلی جغرافیایی سیاسی نشان میدهد که این کشورها به یکدیگر حمایتهای اساسی ارائه میدهند.
🔹اتخاذ رویکرد منسجم در قبال این اتحاد به این معنا که رفتار نامناسب یکی از اعضا منجر به مجازات همه اعضا شود. این استراتژی، چین را تشویق خواهد کرد تا نفوذ بیشتری بر کنترل روسیه و ایران اعمال نماید و رفتار این کشورها را پیشبینیپذیرتر کند.
🔹همراه ساختن متحدان آمریکا به ویژه اروپاییها با این استراتژی از اهمیت برخوردار است زیرا بسیاری از کشورهای اروپایی تهدیدات امنیتی ناشی از هم افزایی قدرت پکن و مسکو را به طور کامل درک نکردهاند.
🌐 https://institutetehran.com/art/116
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👏3
🔵 آیا گوادر یک پروژه گران و کمبازده است؟
◾️سایت دیپلمات
📝ایو رجیستر
#اکوتهران
🔸کریدور اقتصادی چین-پاکستان (سیپک) که در سال ۲۰۱۵ کلید خورد، گوادر را در قلب فعالیت خود قرار داده است و به این شهر بندری، به عنوان سرمنشا تحول و تغییر در بلوچستان پاکستان نگاه میکند. با اینحال، برونداد پروژه با حالت فعلی آن را باید نمونهای مثالی از سرمایهگذاری بر روی فیل سفید –استعاره انگلیسی درباره پروژههای بدون بازده و گرانقیمت- در نظر گرفت.
🔹ابتدا مقرر بود گوادر یکی از اهداف راهبردی چین را با ارائه مسیری جایگزین برای تنگه مالاکا برآورده سازد و همزمان، به موتور محرکه اقتصاد پاکستان مبدل گردد. انتظار میرفت پروژههای کلان زیرساختی، همچون بندر عمیق گوادر، به اتصال استان سینکیانگ چین به دریای عرب انجامیده و مسیرهای تجاری کوتاهتری در محیط منطقهای خلق نمایند. همزمان، پیشبینی میشد که پاکستان از موهبت زیرساخت مدرن و بیش از ۲ میلیون فرصت شغلی مرتبط با پروژه مذکور در ایالت فقیر بلوچستان بهرهمند گردد.
🔹اما پیشرفت سیپک در گوادر از انتظارات مورد اشاره بسیار کمتر بوده است. تنها قریب به ۲۵۰ هزار شغل از قبل این پروژه ایجاد شده که رکود و توقف آنها به تعدیل و اخراج نیز انجامیده است. نارضایتیها بالاخص به سبب سلطه شرکتهای چینی و وجود کارگران چینی در منطقه تشدید شده و همزمان، بسیاری از ساکنان محلی به منظور پیشبرد و توسعه پروژه بیجا شده اند. علاوه بر اینها، توجه ناچیزی به نیازهای اولیه شهروندان همچون آب قابل مصرف و برق مبذول شده است. اعتراضات گسترده سالهای ۲۰۲۳-۲۰۲۲ موید همین نارضایتی گسترده محلی بود و رنجش عمومی جامعه بومی از اسلام آباد و پکن را به طور همزمان بازتاب میداد.
🔹علاوه بر این، صنعت بومی ماهیگیری نیز به طور واضح در گوادر نادیده گرفته شده و محدودیتهای اعمالی به ماهیگیران بومی در سایه دسترسی آزادانه صیادان تراول چینی منجر به تظاهرات بسیاری شده است. الگوی نامناسب اقتصادی طرحهای توسعهای سیپک را نیز نباید از نظر دور داشت. در مدل اقتصادی سیپک قریب به ۹۰ درصد از درآمد به چین و ۱۰ درصد آن به دولت فدرال پاکستان تعلق دارد. در واقع، دولت ایالتی کمترین سهمی در درآمد طرحها ندارد و همین مسئله اقبال دولتهای ایالتی به این طرحها را محدود نموده است.
🔹در این میان، ملاحظات امنیتی به پیچیدگی بیشتر شرایط انجامیده است. جداییطلبان بلوچ که با پروژههای چینی مخالفاند و آن را استثمار میشمارند، حملات بسیاری را به منافع چینیها ترتیب داده اند که مهمترین مورد آن حمله انتحاری ماه مارس بود و در آن پنج مهندس چینی کشته شدند. حملات متعدد و تداوم ناامنی، منجر به نگرانی سرمایهگذاران شده است و باتکای همین مسئله، طرفهای چینی به طور رسمی و علنی اذعان نموده اند که بدون بهبود نسبی وضعیت امنیتی، بهبود محیط کسب و کار منطقهای دور از ذهن خواهد بود.
🔹عملکرد بندر گوادر در این سالها بسیار پایینتر از ارقام مورد انتظار بوده است. این بندر که علیرغم تکمیل در سال ۲۰۰۷ بیش از یک دهه غیرفعال بود، اکنون به طور متوسط پذیرای ۲۲ کشتی در سال است؛ این در حالی است که سایر بنادر چینی منطقه همچون بندر هومبانتوتا سریلانکا به طور متوسط پذیرای ۲۵۰ تا ۵۵۰ کشتی هستند. گوادر که با هدف رقابت با کراچی طراحی شد، محدودیت قابلتوجهی از منظر زیرساختی دارد. در گوادر تنها سه اسکله فعالیت میکنند و ظرفیت بندری آن قریب به سه درصد کراچی با سی و سه اسکله فعال است. اتصال ضعیف این بندر به شبکه حمل و نقل ملی منجر به چشمپوشی هر چه بیشتر تجار از این مسیر میگردد.
🔹افتتاح فرودگاه گوادر در ماه گذشته چالش موجود را به روشنی نمایان ساخته است؛ چرا که نخستوزیر چین و مقامات عالی دولتی پاکستان به سبب ملاحظات امنیتی از سفر به گوادر اجتناب نموده و در یک مراسم مجازی از اسلام آباد اقدام به افتتاح این فرودگاه نمودند. همین الگوی برگزاری افتتاحیه، پرسشهای بسیاری را در خصوص امکان بهرهبرداری واقعی از فرودگاه گوادر مطرح میسازد.
✅ گوادر اکنون بیش از آنکه نقطه عطف تجارت و سرمایهگذاری منطقه باشد، به شهر ارواح شبیه است. چنانچه این شهر و پروژههای کلیدی آن نتوانند دستاوردهای ملموسی همچون اشتغالزایی و ادغام محلی را بر نمایش سمبلیک پیشرفت ارجحیت بخشند، چشم انداز مبهم کنونی تداوم خواهد داشت. در واقع، گوادر تجسمی از چالش گستردهتر سیپک است و فاز جدید سیپک - با ۶۳ پروژه و ارزشی بیش از ۳۵ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ - در معرض شکستهای مشابه قرار دارد.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐https://institutetehran.com/art/117
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️سایت دیپلمات
📝ایو رجیستر
#اکوتهران
🔸کریدور اقتصادی چین-پاکستان (سیپک) که در سال ۲۰۱۵ کلید خورد، گوادر را در قلب فعالیت خود قرار داده است و به این شهر بندری، به عنوان سرمنشا تحول و تغییر در بلوچستان پاکستان نگاه میکند. با اینحال، برونداد پروژه با حالت فعلی آن را باید نمونهای مثالی از سرمایهگذاری بر روی فیل سفید –استعاره انگلیسی درباره پروژههای بدون بازده و گرانقیمت- در نظر گرفت.
🔹ابتدا مقرر بود گوادر یکی از اهداف راهبردی چین را با ارائه مسیری جایگزین برای تنگه مالاکا برآورده سازد و همزمان، به موتور محرکه اقتصاد پاکستان مبدل گردد. انتظار میرفت پروژههای کلان زیرساختی، همچون بندر عمیق گوادر، به اتصال استان سینکیانگ چین به دریای عرب انجامیده و مسیرهای تجاری کوتاهتری در محیط منطقهای خلق نمایند. همزمان، پیشبینی میشد که پاکستان از موهبت زیرساخت مدرن و بیش از ۲ میلیون فرصت شغلی مرتبط با پروژه مذکور در ایالت فقیر بلوچستان بهرهمند گردد.
🔹اما پیشرفت سیپک در گوادر از انتظارات مورد اشاره بسیار کمتر بوده است. تنها قریب به ۲۵۰ هزار شغل از قبل این پروژه ایجاد شده که رکود و توقف آنها به تعدیل و اخراج نیز انجامیده است. نارضایتیها بالاخص به سبب سلطه شرکتهای چینی و وجود کارگران چینی در منطقه تشدید شده و همزمان، بسیاری از ساکنان محلی به منظور پیشبرد و توسعه پروژه بیجا شده اند. علاوه بر اینها، توجه ناچیزی به نیازهای اولیه شهروندان همچون آب قابل مصرف و برق مبذول شده است. اعتراضات گسترده سالهای ۲۰۲۳-۲۰۲۲ موید همین نارضایتی گسترده محلی بود و رنجش عمومی جامعه بومی از اسلام آباد و پکن را به طور همزمان بازتاب میداد.
🔹علاوه بر این، صنعت بومی ماهیگیری نیز به طور واضح در گوادر نادیده گرفته شده و محدودیتهای اعمالی به ماهیگیران بومی در سایه دسترسی آزادانه صیادان تراول چینی منجر به تظاهرات بسیاری شده است. الگوی نامناسب اقتصادی طرحهای توسعهای سیپک را نیز نباید از نظر دور داشت. در مدل اقتصادی سیپک قریب به ۹۰ درصد از درآمد به چین و ۱۰ درصد آن به دولت فدرال پاکستان تعلق دارد. در واقع، دولت ایالتی کمترین سهمی در درآمد طرحها ندارد و همین مسئله اقبال دولتهای ایالتی به این طرحها را محدود نموده است.
🔹در این میان، ملاحظات امنیتی به پیچیدگی بیشتر شرایط انجامیده است. جداییطلبان بلوچ که با پروژههای چینی مخالفاند و آن را استثمار میشمارند، حملات بسیاری را به منافع چینیها ترتیب داده اند که مهمترین مورد آن حمله انتحاری ماه مارس بود و در آن پنج مهندس چینی کشته شدند. حملات متعدد و تداوم ناامنی، منجر به نگرانی سرمایهگذاران شده است و باتکای همین مسئله، طرفهای چینی به طور رسمی و علنی اذعان نموده اند که بدون بهبود نسبی وضعیت امنیتی، بهبود محیط کسب و کار منطقهای دور از ذهن خواهد بود.
🔹عملکرد بندر گوادر در این سالها بسیار پایینتر از ارقام مورد انتظار بوده است. این بندر که علیرغم تکمیل در سال ۲۰۰۷ بیش از یک دهه غیرفعال بود، اکنون به طور متوسط پذیرای ۲۲ کشتی در سال است؛ این در حالی است که سایر بنادر چینی منطقه همچون بندر هومبانتوتا سریلانکا به طور متوسط پذیرای ۲۵۰ تا ۵۵۰ کشتی هستند. گوادر که با هدف رقابت با کراچی طراحی شد، محدودیت قابلتوجهی از منظر زیرساختی دارد. در گوادر تنها سه اسکله فعالیت میکنند و ظرفیت بندری آن قریب به سه درصد کراچی با سی و سه اسکله فعال است. اتصال ضعیف این بندر به شبکه حمل و نقل ملی منجر به چشمپوشی هر چه بیشتر تجار از این مسیر میگردد.
🔹افتتاح فرودگاه گوادر در ماه گذشته چالش موجود را به روشنی نمایان ساخته است؛ چرا که نخستوزیر چین و مقامات عالی دولتی پاکستان به سبب ملاحظات امنیتی از سفر به گوادر اجتناب نموده و در یک مراسم مجازی از اسلام آباد اقدام به افتتاح این فرودگاه نمودند. همین الگوی برگزاری افتتاحیه، پرسشهای بسیاری را در خصوص امکان بهرهبرداری واقعی از فرودگاه گوادر مطرح میسازد.
🌐https://institutetehran.com/art/117
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌2❤1👎1
#تحلیل_کوتاه
#سوریه
🔹سقوط بشار اسد، معادلات ژئوپلیتیک خاورمیانه را وارد مرحلهای پیچیدهتر کرده است. درحالیکه از منظر امنیت ملی ایران، پیامدهای این رویداد فراتر از جغرافیای سوریه است یکی از کانونهای مهم این تحولات، منطقه شرق فرات خواهد بود که بهدلیل حضور نیروهای آمریکایی، گروههای کردی، و ذخایر غنی منابع طبیعی، به نقطهای تعیینکننده در آینده تحولات سوریه و منطقه تبدیل خواهد شد.
💢 خیز آمریکا برای تقویت حضور در شرق فرات
🔸منطقه شرق فرات، که هماکنون تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) با محوریت یگانهای مدافع خلق کرد (YPG) قرار دارد، از حیث جغرافیایی و اقتصادی اهمیت راهبردی دارد. این منطقه، که شامل بخش قابلتوجهی از منابع نفت و گاز سوریه است، بهعنوان اهرمی اقتصادی و نظامی در دست بازیگران فرامنطقهای بهویژه آمریکا و متحدانش عمل میکند. در شرایط پساسقوط، حضور گسترده نظامی آمریکا در این منطقه نهتنها ادامه خواهد یافت بلکه احتمالاً تقویت میشود.
🔸از سال ۲۰۱۹ تاکنون، آمریکا به بهانه جلوگیری از بازگشت داعش با هدف حفظ کنترل بر منابع انرژی سوریه، اقدام به ارسال تجهیزات و استقرار پایگاههای متعدد در شرق فرات کرده است. طبق گزارشها با تشدید بحران، ایالات متحده با افزایش سیل نیرو و تجهیزات نظامی به پایگاههایش در الحسکه و دیرالزور، در حال تثبیت حضور خود در این منطقه است. هدف واشنگتن، ایجاد ساختاری شبهدولتی و تقویت نقش نیروهای نیابتی است تا از این طریق مانع دسترسی مجدد ایران به مدیترانه شود.
💢آثار سقوط دولت دمشق بر تحرکات آمریکا
🔸پیش از سقوط نظام سوریه حضور آمریکا در شرق فرات بهمعنای کنترل بر منابع اقتصادی سوریه و جلوگیری از تأمین مالی نیروهای مقاومت بود. این راهبرد در قالب تحریمهای اقتصادی و ممانعت از بازسازی سوریه تعریف میشد که عملاً بار اقتصادی و امنیتی بحران سوریه را بر دوش ایران و دیگر حامیان محور مقاومت میانداخت.
🔸اکنون فرصت مناسبی برای واشنگتن فراهمشده تا بدون هزینههای سیاسی و نظامی گسترده، بر خلأ قدرت موجود سوار شود. در این سناریو، ایالات متحده میتواند از شرق فرات بهعنوان سکویی برای پیشبرد سیاستهای فشار حداکثری علیه ایران استفاده کند.
💢تعامل نیروهای کردی و آمریکا در شرق فرات
🔸نیروهای کردی در شرق فرات، بهویژه یگانهای مدافع خلق، بهعنوان شریک کلیدی آمریکا در این منطقه عمل میکنند. این نیروها که تحت حمایت اطلاعاتی، تسلیحاتی و لجستیک آمریکا قرار دارند، تلاش میکنند از طریق ایجاد ساختارهای شبهدولتی، حاکمیت خود را در منطقه تثبیت کنند. این امر میتواند پیامدهای مستقیمی را متوجه امنیت مرزهای ایران سازد.
💢تهدیدات مرزی ایران: سناریوی کردستان دوم
🔸 تجربه اقلیم کردستان عراق نشان داده است که قدرتگیری گروههای کردی در منطقه، ارتباط مستقیمی با تحرکات مشابه در مناطق مرزی ایران دارد. تقویت کردها در شرق فرات، میتواند به تحریکات قومی در داخل ایران دامن بزند. از این رو، ایران با تهدیدی چندلایه مواجه خواهد شد: از یک سو، افزایش تحرکات نظامی در مرزهای غربی و از سوی دیگر، تحریک احساسات قومی و تجزیهطلبانه در مناطق داخلی.
💢نقش ترکیه در تحولات شرق فرات
🔸سقوط دولت اسد، ترکیه را نیز بهعنوان بازیگری کلیدی در تحولات شرق فرات فعالتر خواهد کرد. آنکارا که حضور کردها در شمال سوریه را تهدیدی وجودی میداند، احتمالاً به عملیاتهای نظامی بیشتری در این منطقه دست خواهد زد. هرچند سیاستهای ترکیه ممکن است در ظاهر با منافع آمریکا همسو باشد، اما تعارضهای عمیقی میان این دو بازیگر وجود دارد که میتواند به پیچیدگی معادلات منطقه بیفزاید.
💢چاره ایران برای مدیریت بحران
🔸در این شرایط، ایران باید با طراحی راهبردی چندوجهی، از گسترش نفوذ آمریکا در شرق فرات جلوگیری کند. اولویت ایران، تقویت نیروهای نیابتی محلی و ایجاد شبکههای امنیتی در مناطق شرقی سوریه خواهد بود. استفاده از ظرفیتهای قبایل عرب و جوامع محلی، که از حضور آمریکا و نوع کنشگری قسد در این مناطق ناراضی هستند، میتواند بخشی از این راهبرد باشد. روسیه هنوز منافع مشترکی با ایران در جلوگیری از گسترش نفوذ آمریکا دارد و برخی از همکاریهای اطلاعاتی و نظامی با مسکو در سوریه میتواند در دوران پسااسد نیز تداوم یابد.
🌐https://institutetehran.com/art/118
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👎5👏1🤔1
♦️سیاست اول آمریکای ترامپ و جنگ اوکراین
◾️مؤسسه سیاست اول آمریکا
📝کیت کلاگ، فرد فلیتز
#تهران_ریویو
🔸جنگ روسیه علیه اوکراین بحرانی قابل اجتناب بود که به دلیل سیاستهای ناکارآمد دولت بایدن و کنار گذاشتن رویکرد «اول آمریکا» در ملاحظات امنیت ملی، ایالات متحده را درگیر یک جنگ بیپایان کرده است. الگوی ریسکگریز دولت بایدن در تسلیح اوکراین در کنار شکست او در دیپلماسی با روسیه، منجر به طولانی شدن جنگ شده است.
🔹این جنگ باعث ایجاد شکاف میان آمریکاییها و جنبش محافظهکار در مورد چگونگی نقشآفرینی آمریکا در این درگیری و تأثیر آن بر ثبات اروپا و جهان شده است. طرفداران حمایت گسترده آمریکا، از جمله برخی که خواستار دخالت نظامی مستقیم ایالات متحده هستند، این جنگ را تهدیدی جدی برای امنیت آمریکا، اروپا و نظم بینالملل میدانند. آنها معتقدند که بدون کمک نظامی قوی و نامحدود آمریکا به اوکراین، روسیه پس از تسخیر اوکراین به کشورهای دیگر، از جمله اعضای ناتو، حمله خواهد کرد و به بازسازی اتحاد جماهیر شوروی سابق خواهد پرداخت. در عین حال، برخی منتقدان آمریکایی کمک نظامی به دولت زلنسکی ممکن است انزواطلب باشند؛ اما اکثریت آنها نگران به مخاطره افتادن منافع راهبردی حیاتی آمریکا و دخالت نیروهای نظامی ایالات متحده در این جنگ هستند. آنها همچنین نگرانند که آمریکا وارد یک جنگ نیابتی با روسیه شده باشد که ممکن است به یک درگیری هستهای تبدیل شود.
💢چگونه سیاست خارجی «اول آمریکا» در دوران ترامپ خطرات روسیه را کاهش داد؟
🔹پوتین ترامپ را رئیسجمهوری قدرتمند و قاطع میدید که آماده بود از تمامی ابزارهای قدرت آمریکا—اعم از مسالمتآمیز و اجباری—برای دفاع از منافع این کشور استفاده کند. مشابه دیگر دشمنان آمریکا، پوتین نیز ترامپ را فردی غیرقابل پیشبینی و غیر عادی میدید. با توجه به تهدید ترامپ مبنی بر نابودی کره شمالی در صورت تهدید متحدان آمریکا در منطقه آسیا-اقیانوسیه، برگزاری نشستهای او با کیم جونگ اون، انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم و بمباران سوریه به دلیل استفاده از سلاح شیمیایی علیه غیر نظامیان، پوتین نمیتوانست پیشبینی کند که ترامپ چگونه به رفتارهای متجاوزانه روسیه پاسخ خواهد داد.
🔹[با این حال] این به نفع آمریکا بود که صلح با پوتین صلح را حفظ کند و او را با کمپینهای حقوق بشری و دموکراسیمحور یا اقدام برای عضویت اوکراین در ناتو تحریک نکند. حتی اشاره به حمایت از عضویت احتمالی اوکراین در ناتو نیز بیمعنا بود، زیرا این امر نیازمند رأی مثبت تمام اعضای ناتو بود که در آن زمان بسیار بعید به نظر میرسید.
💢زمان پایان دادن به کشتار فرا رسیده است
🔹کرت شلیتر، کارشناس امنیت ملی و سرهنگ بازنشسته ارتش، در توییتی در ۱۷ فوریه ۲۰۲۴ نوشت: «دلیل شکست اوکراین ناکافی بودن مهمات آمریکا نیست بلکه عدم وجود تعداد کافی از سربازان اوکراینی عامل اصلی این شکست است. و من طرفدار اوکراینیها هستم و به آموزش آنها کمک کردهام.» شلیتر به درستی به بحران جمعیتی اوکراین و کاهش تعداد سربازان آن اشاره میکند. هرچند در این جنگ حدود ۲۰۰ هزار سرباز روس کشته و ۲۴۰ هزار نفر مجروح شدهاند، اما ارتش اوکراین نیز حدود ۱۰۰ هزار کشته و تا ۱۲۰ هزار مجروح داشته است. همچنین باید در نظر گرفت که جمعیت اوکراین بسیار کمتر از روسیه است.
💢طرح پیشنهادی برای صلح
🔹برای متقاعد کردن پوتین در خصوص پیوستن به مذاکرات صلح، آمریکا و دیگر اعضاء ناتو باید پیشنهاد دهند که عضویت اوکراین در ناتو برای یک دوره طولانی به تعویق بیفتد و در مقابل، توافق صلحی جامع و قابل راستیآزمایی با تضمینهای امنیتی ارائه شود. ریچارد هاس و چارلز کوپچان در مقالهای در آوریل ۲۰۲۳ در نشریه فارن افرز پیشنهاد دادند که در ازای پایبندی به آتشبس، ایجاد منطقه غیرنظامی و مشارکت در مذاکرات صلح، برخی از تحریمها علیه روسیه به صورت محدود لغو شود. اوکراین مجبور نخواهد بود از هدف بازپسگیری تمامی اراضی خود چشمپوشی کند، اما توافق خواهد کرد که به جای قدرت نظامی از دیپلماسی استفاده کند.
✅ با توانمندسازی اوکراین برای مذاکره از موضع قدرت و همچنین متوجه کردن روسیه نسبت به پیامدهای عدم پایبندی به شرایط مذاکرات صلح آینده، ایالات متحده میتواند طرح صلح را با شرایطی مطابق با منافع آمریکا و اوکراین اجرا کند. بخشی از این طرح در مذاکرات باید شامل ایجاد ساختار امنیتی بلندمدتی برای دفاع از اوکراین باشد که بر امنیت دفاعی دوجانبه متمرکز باشد.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐https://institutetehran.com/art/119
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️مؤسسه سیاست اول آمریکا
📝کیت کلاگ، فرد فلیتز
#تهران_ریویو
🔸جنگ روسیه علیه اوکراین بحرانی قابل اجتناب بود که به دلیل سیاستهای ناکارآمد دولت بایدن و کنار گذاشتن رویکرد «اول آمریکا» در ملاحظات امنیت ملی، ایالات متحده را درگیر یک جنگ بیپایان کرده است. الگوی ریسکگریز دولت بایدن در تسلیح اوکراین در کنار شکست او در دیپلماسی با روسیه، منجر به طولانی شدن جنگ شده است.
🔹این جنگ باعث ایجاد شکاف میان آمریکاییها و جنبش محافظهکار در مورد چگونگی نقشآفرینی آمریکا در این درگیری و تأثیر آن بر ثبات اروپا و جهان شده است. طرفداران حمایت گسترده آمریکا، از جمله برخی که خواستار دخالت نظامی مستقیم ایالات متحده هستند، این جنگ را تهدیدی جدی برای امنیت آمریکا، اروپا و نظم بینالملل میدانند. آنها معتقدند که بدون کمک نظامی قوی و نامحدود آمریکا به اوکراین، روسیه پس از تسخیر اوکراین به کشورهای دیگر، از جمله اعضای ناتو، حمله خواهد کرد و به بازسازی اتحاد جماهیر شوروی سابق خواهد پرداخت. در عین حال، برخی منتقدان آمریکایی کمک نظامی به دولت زلنسکی ممکن است انزواطلب باشند؛ اما اکثریت آنها نگران به مخاطره افتادن منافع راهبردی حیاتی آمریکا و دخالت نیروهای نظامی ایالات متحده در این جنگ هستند. آنها همچنین نگرانند که آمریکا وارد یک جنگ نیابتی با روسیه شده باشد که ممکن است به یک درگیری هستهای تبدیل شود.
💢چگونه سیاست خارجی «اول آمریکا» در دوران ترامپ خطرات روسیه را کاهش داد؟
🔹پوتین ترامپ را رئیسجمهوری قدرتمند و قاطع میدید که آماده بود از تمامی ابزارهای قدرت آمریکا—اعم از مسالمتآمیز و اجباری—برای دفاع از منافع این کشور استفاده کند. مشابه دیگر دشمنان آمریکا، پوتین نیز ترامپ را فردی غیرقابل پیشبینی و غیر عادی میدید. با توجه به تهدید ترامپ مبنی بر نابودی کره شمالی در صورت تهدید متحدان آمریکا در منطقه آسیا-اقیانوسیه، برگزاری نشستهای او با کیم جونگ اون، انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم و بمباران سوریه به دلیل استفاده از سلاح شیمیایی علیه غیر نظامیان، پوتین نمیتوانست پیشبینی کند که ترامپ چگونه به رفتارهای متجاوزانه روسیه پاسخ خواهد داد.
🔹[با این حال] این به نفع آمریکا بود که صلح با پوتین صلح را حفظ کند و او را با کمپینهای حقوق بشری و دموکراسیمحور یا اقدام برای عضویت اوکراین در ناتو تحریک نکند. حتی اشاره به حمایت از عضویت احتمالی اوکراین در ناتو نیز بیمعنا بود، زیرا این امر نیازمند رأی مثبت تمام اعضای ناتو بود که در آن زمان بسیار بعید به نظر میرسید.
💢زمان پایان دادن به کشتار فرا رسیده است
🔹کرت شلیتر، کارشناس امنیت ملی و سرهنگ بازنشسته ارتش، در توییتی در ۱۷ فوریه ۲۰۲۴ نوشت: «دلیل شکست اوکراین ناکافی بودن مهمات آمریکا نیست بلکه عدم وجود تعداد کافی از سربازان اوکراینی عامل اصلی این شکست است. و من طرفدار اوکراینیها هستم و به آموزش آنها کمک کردهام.» شلیتر به درستی به بحران جمعیتی اوکراین و کاهش تعداد سربازان آن اشاره میکند. هرچند در این جنگ حدود ۲۰۰ هزار سرباز روس کشته و ۲۴۰ هزار نفر مجروح شدهاند، اما ارتش اوکراین نیز حدود ۱۰۰ هزار کشته و تا ۱۲۰ هزار مجروح داشته است. همچنین باید در نظر گرفت که جمعیت اوکراین بسیار کمتر از روسیه است.
💢طرح پیشنهادی برای صلح
🔹برای متقاعد کردن پوتین در خصوص پیوستن به مذاکرات صلح، آمریکا و دیگر اعضاء ناتو باید پیشنهاد دهند که عضویت اوکراین در ناتو برای یک دوره طولانی به تعویق بیفتد و در مقابل، توافق صلحی جامع و قابل راستیآزمایی با تضمینهای امنیتی ارائه شود. ریچارد هاس و چارلز کوپچان در مقالهای در آوریل ۲۰۲۳ در نشریه فارن افرز پیشنهاد دادند که در ازای پایبندی به آتشبس، ایجاد منطقه غیرنظامی و مشارکت در مذاکرات صلح، برخی از تحریمها علیه روسیه به صورت محدود لغو شود. اوکراین مجبور نخواهد بود از هدف بازپسگیری تمامی اراضی خود چشمپوشی کند، اما توافق خواهد کرد که به جای قدرت نظامی از دیپلماسی استفاده کند.
🌐https://institutetehran.com/art/119
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4💔1
#تحلیل_کوتاه
🔹در ماه های اخیر حملات اسرائیل به مناطق مختلف سوریه پرتعداد شده بود و به طور مشخص هدف آن تضعیف پشتیبانی از جبهه لبنان بود. اما بعد از سقوط حکومت بشار اسد، راهبرد و رفتار صهیونیست ها در یک هفته اخیر نشان دهنده آن است که تل آویو نگاهی متفاوت و فراتر از «سوریه پشتیبان» لبنان را دنبال میکند.
💢 سوریه ضعیف، فرصتی برای تطبیع
🔸 سوریه ضعیف لزوما به معنای نبود حاکمیت قدرتمند و یکپارچه در مرزهای کنونی سوری نیست، بلکه وجود یک حاکمیت با مولفه های تضعیف شده اقتداری در حوزه های اجتماعی، اقتصادی و بالاخص نظامی با تمرکز بر نیروهای هوایی است. حملات گسترده به مراکز نظامی (بیش از ۶۵۰ حمله) و هدف قرار دادن مراکز استراتژیک تولیدی و تحقیقانی تکمیل کننده این پازل است. سوریه ضعیف، بهترین فرصت برای تطبیع یا عادیسازی است.
💢تلاش برای الحاق کامل جولان
🔸منطقه بلندی های جولان از جنگ ۱۹۶۷و سپس تغییرات اندکی در ۱۹۷۳، مولفه نخست تصمیم گیری میان روابط تل آویو و دمشق بوده است. منطقه جولان بهواسطه جایگاه استراتژیک و حساس آن به واسطه مشرف بودن آن بر سرزمینهای مجاور از جمله دمشق، حیفا و مناطق شمالی سرزمینهای اشغالی که بخش عظیمی از جمعیت صهیونیستها را شامل میشود، همواره حساسیتبرانگیز بوده است. مسئله آب، انرژی، کشاورزی و ... از دیگر عواملی است که بر اهمیت جولان میافزاید.
🔸 با آغاز بحران سوریه و تلاش غربیها برای ساقط کردن بشار اسد و تجزیه سوریه، صهیونیستها بسیار به تکمیل فرآیند اشغال گری خود در جولان امیدوار شدند. صهیونیستها تلاشهای فراوانی برای تغییر ماهیت بافت اجتماعی آن انجام دادهاند. از بدو اشغال، اسرائيل بهسرعت به گسترش شهرکهای یهودینشین در اين منطقه اقدام كرد. هرچند اين شهرکها تراكم جمعيتي مهمي را در آنجا ايجاد نکردهاند، ولي جايگاه دفاعي و توليد محصولات زراعي آن غیرقابلانکار به نظر میرسد.
🔸 اين مجموعه مسكوني- توليدي شامل شهر كزارين، ۱۱كيبوتس (مجتمع کشاورزی)، ۳ روستاي نمونه گردشگري و ۶ مركز خدماتي، ۲ تعاوني كشاورزي است. در طي سالهای اخير، رژيم صهيونيستي بر تعداد شهرکها افزوده است. تاکنون بیش از ۳۰ شهرک صهیونیستی در آن ایجاد کردهاند. اکنون حدود ۲۰ هزار نفر از یهودیان اسرائیلی در بلندیهای جولان سکونت دارند و تنها ۲۰ هزار سوری در حال حاضر هنوز در جولان ماندهاند. از این ۲۰ هزار نفر باقیمانده از ساکنان اصلی جولان پیش از اشغال ۱۷۰۰۰ دروزي و ۳۰۰۰ علوي هستند.
🔸لذا با همراه کردن دروزی ها، کاملا میتوان جولان را از منظر اجتماعی، اماده الحاقی کامل به سرزمین های صهیونیستی دانست. بلندی های جولان دهه هاست بخشی از آن در اشغال است. اما پیشروی های اخیر (حدود ۱۰ کیلومتر) و اشغال برخی روستاهای دروزی بالاخص در جبل الشیخ، اشغال کامل جولان و الحاق آن به اسرائیل را ممکن میکند و حتی فرصتی حقوقی برای برگزاری یک اقدام بین المللی مثل رای گیری برای الحاق را فراهم میسازد. لذا اگر معادلات تغییر نکند و حضور نظامی صهیونیست ها بیش از 6 ماه ادامه یابد، میتوان آغاز الحاق کل جولان از جمله جبل الشیخ و روستاهای آن را متصور بود.
💢 کریدورهای انرژی؛ کریدور داوود بدیلی برای آی مک!
🔸با تحولات اخیر برخی تحلیلگران و رسانه های عربی و غربی سخن از کریدوری جدید به نام کریدور داوود مطرح کردند که از کشورهای حاشیه خلیج فارس شروع، به شمال عراق و منطقه تنف وصل و از آنجا از حسکه، حمص، جنوب سوریه و بلندی های جولان وارد سرزمین های اشغالی میشود. کریدوری برای اتصال عراق، ترکیه، سوریه به سرزمین های اشغالی و انتقال آن به اروپا است.
🔸اما این کریدور بر روی کاغذ با ملاحظات فراوان فنی، اقتصادی و منافع بازیگران روبروست. بنظر میرسد کریدور اصلی و حیاتی برای صهیونیست ها آی مک خواهد بود. کریدوری میان هند- اروپا با عبور از امارات، عربستان، اردن و سرزمین های اشغالی است.
یکی از رقبای این کریدور کشورهای شمال شامات یعنی سوریه، ترکیه و حتی عراق است. وقتی این مسیر را در مقابل جاده ابریشم یا مسیر روسها برای اروپا ببینیم، سوریه ناامن و ضعیف بهترین سناریو برای کریدور آی مک است.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/120
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👌3❤1
#تحلیل_کوتاه
🔹سقوط نظام بعث سوریه سرآغازی در بازنگری روابط اروپاییها با سوریه و پناهندگان سوری به شمار میرود. با این حال کشورهای اروپایی با چالشهای متعددی در این زمینه مواجه هستند، زیرا شرایط احتمالی پس از سقوط حزب بعث چندان بهتر از وضعیت پیشین نخواهد بود. در این میان، برخی پیامدهای این سقوط و عواملی وجود دارند که بر روابط دوطرفه تأثیر میگذارند.
💢مسئله پناهندگان سوری
🔸یک روز پس از سقوط دولت سوریه، کشورهای مختلف اروپایی از جمله آلمان، فرانسه و بریتانیا روند اعطای پناهندگی به سوریها را متوقف کردند. با این حال، آنها در حال ارزیابی شرایط هستند تا ببینند آیا وضعیت سوریه بهبود مییابد که بتوانند پناهندگان را به آنجا بازگردانند یا خیر. اروپاییها که بیش از یک میلیون پناهنده سوری را در سرزمینهای خود پذیرفتهاند، امیدوارند که با سقوط دولت، امکان بازگشت آنها فراهم شود. اما این احتمال وجود دارد که سقوط دولت، اگر منجر به تشدید اختلافات و جنگ داخلی شود، خود عاملی برای افزایش تعداد پناهندگان باشد. پناهنده شدن ۳۵ هزار سوری به لبنان نیز نشاندهنده احتمال بالای گسترش درگیریها و وخامت اوضاع در سوریه است.
💢معضل تروریسم و سلفیگری هیئت تحریر الشام
🔸با اینکه اتحادیه اروپا پس از سقوط دولت سوریه هنوز تحریر الشام را به عنوان گروهی تروریستی شناسایی میکند، اما ممکن است این موضع در آینده تغییر کند. سخنگوی دولت آلمان در واکنش به این موضوع اعلام کرده است که اقدامات این گروه معیاری برای ارزیابی کیفیت روابط خواهد بود. این موضوع نشاندهنده سردرگمی اروپا در نحوه برخورد با تحریر الشام است.
🔸 از یک سو، اروپا به ماهیت سلفی این گروه و تضاد آن با هنجارهای خود آگاه است، اما از سوی دیگر، منافعش را در تعامل و همکاری با آنها میبیند. این وضعیت موجب شده است که کشورهای اروپایی تلاش کنند با استفاده از اقدامات رسانهای، تصویری مثبت از تحریر الشام ارائه دهند تا شرایط ظاهری برای بازگرداندن پناهندگان سوری فراهم شود، حتی اگر واقعاً وضعیت سیاست و اقتصاد سوریه مناسب نباشد.
💢خطر ظهور مجدد تکفیریهای افراطی
🔸با قدرت گرفتن تحریرالشام که شاخهای از القاعده است و امکان بروز هرجومرج در سراسر سوریه، بار دیگر زمینهای برای رشد تمایلات افراطی فراهم شده است و هستههای داعش در شرق سوریه نیز دوباره تحرکاتی داشتهاند. بیثباتی بیشتر وضعیت اقتصادی-سیاسی کشور، زمینه مناسبی برای روی آوردن جوانان به این گرایشهای افراطی ایجاد کرده است. همچنین با از بین رفتن دشمن مشترک و بروز اختلافات در خصوص نوع حکومت و عملکرد دولت میان گروههای مختلف اسلامگرا ، میتواند منجر به بروز شرایطی برای انجام برخی اقدامات خشونتآمیز این گروهها در داخل و خارج کشور منجر گردد.
💢 مسئله حقوق بشر
🔸در حالی که اروپا هماکنون درگیر حمایت از اوکراین در برابر روسیه است، وعده ارسال کمکهای بشردوستانه و مداخله در روندهای سیاسی سوریه را داده است. از سوی دیگر، اتحادیه اروپا ابراز امیدواری کرده است که حقوق اقلیتها و زنان در حکومت جدید حفظ شود، اما این موارد قطعاً مطابق انتظارات آنها در سوریه پس از اسد محقق نخواهد شد.
🔸اکنون اروپا با یک دوراهی مواجه است: پایبندی به اصول حقوق بشری یا پیروی از منافع ملی خود. تاکنون اروپا تصمیمی در این زمینه اتخاذ نکرده است چرا که احزاب و مردم اروپا به شدت در این خصوص دچار قطبیت هستند. اگر اروپاییها نتوانند به یک رویکرد منسجم دست یابند، احتمال دارد که این مسئله خود موجب رشد بیش از پیش اختلافات سیاسی در اتحادیه اروپا منجر شود.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/121
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤2👌2
🔵 پارادوکس ارمنی: پیوند اقتصادی روسیه و ارمنستان در سایه تحریم
#اکوتهران
🔸با تشدید تحریمهای غرب، چین، قفقاز جنوبی و آسیای میانه مبدل به مسیرهای اصلی روسیه برای دور زدن تحریمها شده اند. در این میان، رابطه ارمنستان و روسیه پس از دو جنگ اوکراین و قرهباغ در حالتی متناقض قرار گرفته که تاراس کوزیو از آن با عنوان «پارادوکس ارمنی» یاد میکند؛ زیرا که این کشور از نظرگاه نظامی و امنیتی بر فاصله خود با روسیه افزوده و همزمان در اقتصاد و تجارت خارجی بیش از پیش با روسیه پیوند خورده است. بازتاب این مسئله را میتوان در الگوی تعامل ارمنستان با ساز و کارهای چندجانبه روسی نیز مشاهده کرد؛ چرا که این کشور از پیمان امنیت جمعی کنارهگیری کرده و همزمان، به مشارکت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا مصرانه ادامه میدهد.
🔹اقتصاد ارمنستان علیرغم تجربه جنگ قرهباغ و محاصره نسبی از سوی جمهوری آذربایجان و ترکیه در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته که بخشی از این رشد، ناشی از افزایش تجارت خارجی است. در واقع، این کشور پس از جنگ اوکراین به یکی از صادرکنندگان اصلی به مقصد روسیه مبدل گردیده است. در سال ۲۰۲۲، صادرات ارمنستان به روسیه به رقم ۲/۴ میلیارد دلار رسید. این رقم سه برابر بزرگتر از صادرات سال ۲۰۲۱ بوده و تفریبا معادل مجموع تجارت دو کشور در سالهای پیش از جنگ اوکراین است. براساس ارقام اعلامی گمرک ارمنستان، رقم صادرات به روسیه در سال ۲۰۲۳ نیز بیش از ۳/۵ میلیارد دلار بوده است.
🔹با اینهمه، رشد پیشگفته بعید است متعلق به صنایع تولیدی و استخراجی بومی در ارمنستان باشد و براساس برآوردهای کارشناسی، صادرات مجدد بخش مهمی از این تجارت را شامل میشود. در واقع، سهم صادرات مجدد در تجارت خارجی ارمنستان از ۶ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۲۶ درصد در سال ۲۰۲۲ و سپس به رقم چشمگیر ۴۸ درصد در سال ۲۰۲۳ رسیده است که برآورد میشود این سهم در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۶۵ درصد برسد.
🔹اقلام الکترونیکی و خودرو از جمله محصولاتی هستند که توسط تجار ارمنستانی برای اقتصاد تحریمشده روسیه تامین میشوند. ارمنستان در سال ۲۰۲۲ نزدیک به ۷۰ میلیون دلار انواع رایانه به روسیه صادر نموده که این رقم پیش از جنگ اوکراین به زحمت به ۲ میلیون دلار میرسید. در خصوص تلفن همراه نیز صادرات ۲۰۰ هزار دلاری ارمنستان پیش از جنگ، در آمارهای رسمی به رقم قابل توجه ۲۵۱ میلیون دلار رسیده است. همین رشد در خصوص خودروهای آماده نیز مشاهده میشد که در ماههای اخیر و با محدودیتهای اعمالی گرجستان بر ترانزیت خودروی غربی به روسیه، کاهش قابل توجهی یافته است.
🔹با اینحال، به نظر میرسد صادرات مجدد طلای روسیه به مقاصدی همچون امارات متحده عربی مهمترین عرصه نقشآفرینی ارمنستان در دوره اخیر باشد؛ چرا که در سال ۲۰۲۳، ارمنستان بیش از ۱/۸ میلیارد دلار طلا صادر نموده است و براساس بررسیهای انجام شده توسط روزنامهنگاران تحقیقی، بخش قابل توجهی از این طلا متعلق به معادن ارمنستان نبوده و از روسیه وارد میشود. در این میان، باید به نقش عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا توجهی ویژه مبذول داشت؛ چرا که روسیه تعرفهای را به صادرات طلا اعمال مینمود که کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا از آن مستثنی بودند و همین مسئله تجارت طلا از مسیر ارمنستان را سودآورتر میکرد. کما اینکه اصلاحات قانونی اخیر روسیه درباره تعرفه صادراتی طلا ممکن است بر نقشآفرینی ارمنستان در این خصوص تاثیر بگذارد.
🔹شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد طرفهای غربی عامدانه بر نقشآفرینی ارمنستان در دور زدن تحریمها توسط روسیه چشم پوشیده اند. ارمنستان اقتصادی کوچک و آسیبپذیر است که از جهات مختلف با بحرانهای ژئوپولتیکی روبهروست و غرب، به طور واضح قصد ندارد در چنین موقعیتی با اعمال فشارهای تحریمی مشابه بلاروس، ارمنستان را وارد بحران کرده یا ناگزیر به نزدیکی بیشتر با ایران و روسیه نماید. باتکای همین موقعیت ژئوپولتیکی است که میتوان پارادوکس مورد اشاره تاراس کوزیو را به روابط ارمنستان با غرب نیز تعمیم داد؛ زیرا که ارمنستان تنها کشوری است که با اتحادیه اروپا موافقتنامه شراکت جامع و پیشرفته منعقد نموده و همزمان، در اتحادیه اقتصادی اوراسیا عضویت دارد.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐https://institutetehran.com/art/122
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸با تشدید تحریمهای غرب، چین، قفقاز جنوبی و آسیای میانه مبدل به مسیرهای اصلی روسیه برای دور زدن تحریمها شده اند. در این میان، رابطه ارمنستان و روسیه پس از دو جنگ اوکراین و قرهباغ در حالتی متناقض قرار گرفته که تاراس کوزیو از آن با عنوان «پارادوکس ارمنی» یاد میکند؛ زیرا که این کشور از نظرگاه نظامی و امنیتی بر فاصله خود با روسیه افزوده و همزمان در اقتصاد و تجارت خارجی بیش از پیش با روسیه پیوند خورده است. بازتاب این مسئله را میتوان در الگوی تعامل ارمنستان با ساز و کارهای چندجانبه روسی نیز مشاهده کرد؛ چرا که این کشور از پیمان امنیت جمعی کنارهگیری کرده و همزمان، به مشارکت در اتحادیه اقتصادی اوراسیا مصرانه ادامه میدهد.
🔹اقتصاد ارمنستان علیرغم تجربه جنگ قرهباغ و محاصره نسبی از سوی جمهوری آذربایجان و ترکیه در سالهای اخیر رشد قابلتوجهی داشته که بخشی از این رشد، ناشی از افزایش تجارت خارجی است. در واقع، این کشور پس از جنگ اوکراین به یکی از صادرکنندگان اصلی به مقصد روسیه مبدل گردیده است. در سال ۲۰۲۲، صادرات ارمنستان به روسیه به رقم ۲/۴ میلیارد دلار رسید. این رقم سه برابر بزرگتر از صادرات سال ۲۰۲۱ بوده و تفریبا معادل مجموع تجارت دو کشور در سالهای پیش از جنگ اوکراین است. براساس ارقام اعلامی گمرک ارمنستان، رقم صادرات به روسیه در سال ۲۰۲۳ نیز بیش از ۳/۵ میلیارد دلار بوده است.
🔹با اینهمه، رشد پیشگفته بعید است متعلق به صنایع تولیدی و استخراجی بومی در ارمنستان باشد و براساس برآوردهای کارشناسی، صادرات مجدد بخش مهمی از این تجارت را شامل میشود. در واقع، سهم صادرات مجدد در تجارت خارجی ارمنستان از ۶ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۲۶ درصد در سال ۲۰۲۲ و سپس به رقم چشمگیر ۴۸ درصد در سال ۲۰۲۳ رسیده است که برآورد میشود این سهم در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۶۵ درصد برسد.
🔹اقلام الکترونیکی و خودرو از جمله محصولاتی هستند که توسط تجار ارمنستانی برای اقتصاد تحریمشده روسیه تامین میشوند. ارمنستان در سال ۲۰۲۲ نزدیک به ۷۰ میلیون دلار انواع رایانه به روسیه صادر نموده که این رقم پیش از جنگ اوکراین به زحمت به ۲ میلیون دلار میرسید. در خصوص تلفن همراه نیز صادرات ۲۰۰ هزار دلاری ارمنستان پیش از جنگ، در آمارهای رسمی به رقم قابل توجه ۲۵۱ میلیون دلار رسیده است. همین رشد در خصوص خودروهای آماده نیز مشاهده میشد که در ماههای اخیر و با محدودیتهای اعمالی گرجستان بر ترانزیت خودروی غربی به روسیه، کاهش قابل توجهی یافته است.
🔹با اینحال، به نظر میرسد صادرات مجدد طلای روسیه به مقاصدی همچون امارات متحده عربی مهمترین عرصه نقشآفرینی ارمنستان در دوره اخیر باشد؛ چرا که در سال ۲۰۲۳، ارمنستان بیش از ۱/۸ میلیارد دلار طلا صادر نموده است و براساس بررسیهای انجام شده توسط روزنامهنگاران تحقیقی، بخش قابل توجهی از این طلا متعلق به معادن ارمنستان نبوده و از روسیه وارد میشود. در این میان، باید به نقش عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا توجهی ویژه مبذول داشت؛ چرا که روسیه تعرفهای را به صادرات طلا اعمال مینمود که کشورهای اتحادیه اقتصادی اوراسیا از آن مستثنی بودند و همین مسئله تجارت طلا از مسیر ارمنستان را سودآورتر میکرد. کما اینکه اصلاحات قانونی اخیر روسیه درباره تعرفه صادراتی طلا ممکن است بر نقشآفرینی ارمنستان در این خصوص تاثیر بگذارد.
🔹شواهد بسیاری وجود دارد که نشان میدهد طرفهای غربی عامدانه بر نقشآفرینی ارمنستان در دور زدن تحریمها توسط روسیه چشم پوشیده اند. ارمنستان اقتصادی کوچک و آسیبپذیر است که از جهات مختلف با بحرانهای ژئوپولتیکی روبهروست و غرب، به طور واضح قصد ندارد در چنین موقعیتی با اعمال فشارهای تحریمی مشابه بلاروس، ارمنستان را وارد بحران کرده یا ناگزیر به نزدیکی بیشتر با ایران و روسیه نماید. باتکای همین موقعیت ژئوپولتیکی است که میتوان پارادوکس مورد اشاره تاراس کوزیو را به روابط ارمنستان با غرب نیز تعمیم داد؛ زیرا که ارمنستان تنها کشوری است که با اتحادیه اروپا موافقتنامه شراکت جامع و پیشرفته منعقد نموده و همزمان، در اتحادیه اقتصادی اوراسیا عضویت دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/122
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤1👏1👌1
♦️نشست عقبه و پیامدهای آن برای سوریه جدید
◼️خلیج انلاین- امارات
📝یوسف حمود
#رویة_العربیة
🔸شهر عقبه اردن در روز ۱۴ دسامبر میزبان نخستین نشست کمیته هماهنگی عربی برای سوریه با حضور کشورهای اردن، عربستان سعودی، عراق، لبنان، مصر و دبیر کل اتحادیه عرب بود. وزرای امور خارجه امارات، بحرین و قطر و همچنین جوزف بورل بهعنوان نماینده عالی اتحادیه اروپا و گیر پدرسن، فرستاده ویژه سازمان ملل به سوریه نیز در این نشست حضور داشتند. پس از برگزاری نشست نیز، این کمیته، گفتگویی با وزیران امور خارجه ترکیه، ایالاتمتحده، فرانسه و نمایندگان بریتانیا و آلمان داشت.
🔹این نشست در سایه تحولات و انتقال قدرت سریع در سوریه از سقوط بشار اسد تا قدرتگیری مخالفین مسلح در این کشور، با هدف دستیابی به سازوکاری مسالمتآمیز جهت انتقال سیاسی قدرت، تحت نظارت سازمان ملل و اتحادیه عرب برگزار شد و نخستین حرکت منطقهای برای بررسی آینده سوریه جدید پس از فروپاشی نظام اسد بود که علیرغم اهمیت فراوان این رویداد، غیبت نمایندگان هیئت حاکمه جدید سوریه در نشست بحثبرانگیز بود.
🔹موضوع مورد بحث در این جلسات، حمایت از فرآیندهای سیاسی در سوریه بود که فرآیند انتقال قدرت در سوریه را مطابق با قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت اجرا نموده و خواستههای مردم سوریه را تامین نماید. همچنین این فرآیندهای سیاسی باید ضمانت بدهند در مسیر بازسازی نهادهای دولتی، حفظ حاکمیت، ثبات و امنیتِ سوریه واحد، محافظت از تمامیت ارضی و حراست از حقوق شهروندان این کشور اقدام خواهد نمود. نخستین گام این موضوع نیز ایجاد نظام سیاسی جدید و برگزاری انتخابات آزاد و عادلانهای تحت نظارت سازمان ملل است که خواستههای تمام مردم سوریه را برآورده سازد.
💢نگرانیهای بینالمللی
🔹نشست عقبه در حالی برگزار میشود که اوضاع سوریه به سرعت در حال تغییر است و این موضوع باعث برانگیختن نگرانیهایی در کشورهای همسایه در زمینه احتمال سرریز ناآرامیها به داخل کشور آنها شده است. با این وجود نتایج نشستها در زمینه دستیابی به مسیر اجماعی میان سوریها در ایجاد یک نظام سیاسی جدید امیدوار کننده بود. نظامی که میتواند علاوه بر تامین منافع سوریه، بر ثبات این کشور و منطقه نیز تأثیر مثبت بگذارد. در همین راستا آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، بر ضرورت تشکیل دولت فراگیر در سوریه تأکید کرد. این موضوع آشکار نمود که مقامات آمریکایی با هیئت تحریر الشام در تماس بودهاند.
🔹برگزاری این نشست نشاندهنده علاقه کشورهای مختلف به حضور در روند انتقال سیاسی سوریه است، اما سیاستهای بینالمللی در این زمینه هماهنگ نیست. کشورهای غربی همچون ایالات متحده و اتحادیه اروپا و نیز برخی از کشورهای عربی در اتخاذ موضع روشن نسبت به تحولات سوریه مردد هستند، در حالی که برخی کشورها مانند قطر و ترکیه برای گسترش روابط دیپلماتیک خود با دمشق اشتیاق نشان دادهاند. این عدم هماهنگی در سیاستها، نفوذ بینالمللی را در روند انتقالی سوریه تضعیف میکند.
🔹جامعه جهانی انتظار دارد که هیئت تحریرالشام اقدامات عملی برای مدیریت تحولات و تضمین مشارکت ملی در روند انتقالی انجام دهد و نظام سیاسی دموکراتیک ایجاد نماید که به حقوق اقلیتها احترام میگذارد. در عین حال، این دوره آزمونی برای حسن نیت جامعه بینالمللی در حمایت از تحولات سوریه است. روابط خوب سوریه با جامعه جهانی در این دوره برای هر دو طرف حیاتی است و میتواند به تسریع فرآیند انتقالی و منافع مشترک کمک کند.
💢تردید درباره اهداف این نشست
🔹با سقوط رژیم بشار اسد، سوریه وارد مرحله انتقالی پیچیدهای شد که در آن قدرتهای منطقهای و بینالمللی برای تعیین آینده این کشور رقابت میکنند. برخی شاخصها نشان میدهند که پیش از برگزاری نشست عقبه، به ویژه به دلیل عدم حضور رهبری جدید سوریه، شک و تردیدهایی درباره نیتهای آن وجود داشته است. این امر موجب انتقاد از نشست و نتایج آن شد، چرا که برخی معتقدند هدف این پروژه تبدیل سوریه به کشوری تحت نظارت سازمان ملل با حاکمیت فردی از آن سازمان بهعنوان نماینده تصمیمگیر مردم سوریه است.
💢نتیجه گیری
✅ سوریه در روزهای اخیر شاهد تحرکات سریع بینالمللی و منطقهای برای فشار برای تشکیل نهاد جدید بوده است. سفر پدرسن، فرستاده سازمان ملل به دمشق، در چارچوب فشار برای اجرای قطعنامه 2254 سازمان ملل و تشکیل دولت انتقالی انجام شد. با این حال، با سقوط حکومت اسد، واقعیتهای میدانی از قطعنامه سازمان ملل پیشی گرفته و لازم است در آن تجدید نظر صورت گیرد. در نهایت این خواست مردم سوریه است که باید مورد تاکید و احترام محافل سیاسی و بینالمللی قرار بگیرد.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐https://institutetehran.com/art/123
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️خلیج انلاین- امارات
📝یوسف حمود
#رویة_العربیة
🔸شهر عقبه اردن در روز ۱۴ دسامبر میزبان نخستین نشست کمیته هماهنگی عربی برای سوریه با حضور کشورهای اردن، عربستان سعودی، عراق، لبنان، مصر و دبیر کل اتحادیه عرب بود. وزرای امور خارجه امارات، بحرین و قطر و همچنین جوزف بورل بهعنوان نماینده عالی اتحادیه اروپا و گیر پدرسن، فرستاده ویژه سازمان ملل به سوریه نیز در این نشست حضور داشتند. پس از برگزاری نشست نیز، این کمیته، گفتگویی با وزیران امور خارجه ترکیه، ایالاتمتحده، فرانسه و نمایندگان بریتانیا و آلمان داشت.
🔹این نشست در سایه تحولات و انتقال قدرت سریع در سوریه از سقوط بشار اسد تا قدرتگیری مخالفین مسلح در این کشور، با هدف دستیابی به سازوکاری مسالمتآمیز جهت انتقال سیاسی قدرت، تحت نظارت سازمان ملل و اتحادیه عرب برگزار شد و نخستین حرکت منطقهای برای بررسی آینده سوریه جدید پس از فروپاشی نظام اسد بود که علیرغم اهمیت فراوان این رویداد، غیبت نمایندگان هیئت حاکمه جدید سوریه در نشست بحثبرانگیز بود.
🔹موضوع مورد بحث در این جلسات، حمایت از فرآیندهای سیاسی در سوریه بود که فرآیند انتقال قدرت در سوریه را مطابق با قطعنامه ۲۲۵۴ شورای امنیت اجرا نموده و خواستههای مردم سوریه را تامین نماید. همچنین این فرآیندهای سیاسی باید ضمانت بدهند در مسیر بازسازی نهادهای دولتی، حفظ حاکمیت، ثبات و امنیتِ سوریه واحد، محافظت از تمامیت ارضی و حراست از حقوق شهروندان این کشور اقدام خواهد نمود. نخستین گام این موضوع نیز ایجاد نظام سیاسی جدید و برگزاری انتخابات آزاد و عادلانهای تحت نظارت سازمان ملل است که خواستههای تمام مردم سوریه را برآورده سازد.
💢نگرانیهای بینالمللی
🔹نشست عقبه در حالی برگزار میشود که اوضاع سوریه به سرعت در حال تغییر است و این موضوع باعث برانگیختن نگرانیهایی در کشورهای همسایه در زمینه احتمال سرریز ناآرامیها به داخل کشور آنها شده است. با این وجود نتایج نشستها در زمینه دستیابی به مسیر اجماعی میان سوریها در ایجاد یک نظام سیاسی جدید امیدوار کننده بود. نظامی که میتواند علاوه بر تامین منافع سوریه، بر ثبات این کشور و منطقه نیز تأثیر مثبت بگذارد. در همین راستا آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا، بر ضرورت تشکیل دولت فراگیر در سوریه تأکید کرد. این موضوع آشکار نمود که مقامات آمریکایی با هیئت تحریر الشام در تماس بودهاند.
🔹برگزاری این نشست نشاندهنده علاقه کشورهای مختلف به حضور در روند انتقال سیاسی سوریه است، اما سیاستهای بینالمللی در این زمینه هماهنگ نیست. کشورهای غربی همچون ایالات متحده و اتحادیه اروپا و نیز برخی از کشورهای عربی در اتخاذ موضع روشن نسبت به تحولات سوریه مردد هستند، در حالی که برخی کشورها مانند قطر و ترکیه برای گسترش روابط دیپلماتیک خود با دمشق اشتیاق نشان دادهاند. این عدم هماهنگی در سیاستها، نفوذ بینالمللی را در روند انتقالی سوریه تضعیف میکند.
🔹جامعه جهانی انتظار دارد که هیئت تحریرالشام اقدامات عملی برای مدیریت تحولات و تضمین مشارکت ملی در روند انتقالی انجام دهد و نظام سیاسی دموکراتیک ایجاد نماید که به حقوق اقلیتها احترام میگذارد. در عین حال، این دوره آزمونی برای حسن نیت جامعه بینالمللی در حمایت از تحولات سوریه است. روابط خوب سوریه با جامعه جهانی در این دوره برای هر دو طرف حیاتی است و میتواند به تسریع فرآیند انتقالی و منافع مشترک کمک کند.
💢تردید درباره اهداف این نشست
🔹با سقوط رژیم بشار اسد، سوریه وارد مرحله انتقالی پیچیدهای شد که در آن قدرتهای منطقهای و بینالمللی برای تعیین آینده این کشور رقابت میکنند. برخی شاخصها نشان میدهند که پیش از برگزاری نشست عقبه، به ویژه به دلیل عدم حضور رهبری جدید سوریه، شک و تردیدهایی درباره نیتهای آن وجود داشته است. این امر موجب انتقاد از نشست و نتایج آن شد، چرا که برخی معتقدند هدف این پروژه تبدیل سوریه به کشوری تحت نظارت سازمان ملل با حاکمیت فردی از آن سازمان بهعنوان نماینده تصمیمگیر مردم سوریه است.
💢نتیجه گیری
🌐https://institutetehran.com/art/123
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌2👎1
#تحلیل_کوتاه
🔸گرجستان که در گذشته شاهد حمله روسیه به بخشهایی از آن و انقلاب رنگی در ۲۰۰۳ بود، در انتخابات اخیر نیز بین دو مسیر مقابله با روسیه یا درگیر شدن با انقلاب رنگی دیگر مانده بود که با پیروزی حزب متمایل به روسیه این کشور شاهد تجمعاتی از جنس انقلاب رنگی دیگر شده است. پس از آنکه نتایج انتخابات پارلمانی گرجستان در ۵ آبان/۲۶ اکتبر به پیروزی حزبی متمایل به روسیه انجامید، تجمعات اعتراضی در این کشور علیه این نتایج آغاز شد و این اعتراضات با گذشت بیش از یک ماه همچنان ادامه دارد. با این حال، در روز شنبه ۲۴ آذر، انتخاب رئیسجمهور توسط اعضای پارلمان با وجود تحریم آن توسط حزب مخالف، انجام شد و میخایل کاولاشویلی (Kavelashvili) به عنوان رئیسجمهور جدید گرجستان با ۲۲۴ رأی از ۳۰۰ رأی برگزیده شد.
💢وضعیت کنونی
🔹پس از اعلام نتایج انتخابات پارلمان، حزب جنبش اتحاد ملی که گرایشهای غربگرایانه دارد، این نتایج را به رسمیت نشناخت و در حال حاضر بیش از یک ماه است که کشور را درگیر تجمعات متعدد برای فشار به منظور لغو این نتایج که منجر به ریاست جمهوری کاولاشویلی شده، کرده است. رئیسجمهور سابق، سالومه زورابیشویلی، نیز اعلام کرده است که از تحویل ریاست جمهوری به کاولاشویلی خودداری خواهد کرد و با حضور در تجمعات خیابانی سعی دارد تا در مقام خود باقی بماند.
💢میخایل کاولاشویلی کیست؟
🔹میخایل کاولاشویلی، بازیکن سابق منچسترسیتی، در سال ۲۰۱۶ وارد دنیای سیاست شد و به همراه دو نفر دیگر حزب «قدرت مردم» را تأسیس کرد. این حزب به مواضع ضدغربیاش معروف است. او به عنوان نامزد ریاستجمهوری از سوی حزب رویای گرجی (حزب پیروز در انتخابات اخیر) معرفی شد و در انتخاباتی که مخالفان آن را نامشروع قلمداد کردند، از طریق رأیگیری در پارلمان به عنوان رئیسجمهور گرجستان انتخاب گردید.
💢اهمیت گرجستان برای اتحادیه اروپا و روسیه
🔹مردم و سیاستمداران گرجستان و کشورهای اروپای شرقی، به ویژه اوکراین، همواره ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشتهاند و هرگونه تغییر در یکی از این کشورها میتواند بر دیگری تأثیر بگذارد. اتحادیه اروپا نگران است که نزدیکی گرجستان به روسیه منجر به تغییرات سیاسی در کشورهای اروپایی شود و آنها را از اتحادیه اروپا دور کند. از سوی دیگر، اگر گرجستان بتواند با تقویت روابط خود با روسیه شرایط اقتصادی و رفاهی خود را بهبود بخشد، این امر میتواند منجر به تضعیف احزاب ضدروسیه در کشورهای اروپایی شود که مردم آنها هماکنون با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند؛ موضوعی که برای اتحادیه اروپا بسیار نگرانکننده است.
💢واکنشهای مقامات مختلف نسبت به ریاست جمهوری کاولاشویلی
🔹اتحادیه اروپا نگرانی عمیق خود را از نتایج این انتخابات و پیامدهای آن برای آینده دموکراتیک گرجستان ابراز کرده است. این احساس خطر ناشی از تهدیدی است که ممکن است سایر کشورهای اروپایی را نیز به سمت گرایشهای ضد اتحادیه اروپا سوق دهد. مقامات آمریکایی نیز درباره اهمیت این انتخابات برای حفظ ارزشهای دموکراتیک هشدار دادهاند.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/124
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
♦️نقشه راه ایجاد سوریه جدید
◼️شورای آتلانتیک
📝کریستن فونتنروز
#تهران_ریویو
🔸با وجود خوشحالی سوریها از سرنگونی حکومت اسد به دست هیئت تحریر الشام اما آنها نباید فرصت محدود خود برای شکلدهی به یک حکومت مدنی و سیاسی را از یاد ببرند. اگر اتحاد لازم میان گروههای مدنی-سیاسی سوری حاصل نشود، این فرصت از دست خواهد رفت و این هیئت تحریرالشام است که کنترل کامل حکومت را در دست خواهد گرفت.
💢 ماهیت بنیادگرایانه تحریرالشام
🔹اگرچه ممکن است در صورت برگزاری انتخابات آزاد هیئت تحریرالشام به دلیل محبوبیت بالایی که بهواسطه اسقاط حکومت اسد بهدست آورده، پیروز شود اما همین پیروزی مشروعیت قانونی به آن خواهد بخشید که ممکن است منجر به سلطه این گروه بر سوریه شود. یک نگرانی منطقی وجود دارد که ممکن است بیانیهها و اقدامات کنونی تحریرالشام مشابه رفتار طالبان در ابتدای قدرتگیریاش باشد؛ یعنی در ظاهر از حقوق زنان و اقلیتها دفاع کند، اما در عمل به هیچیک از این تعهدات پایبند نباشد. بنابراین، هرچند ممکن است تحریرالشام اقداماتی میانهروانه انجام دهد تا مشروعیت و پذیرش بینالمللی بیشتری کسب کند، اما به طور قطع به اصول بنیادگرایانه اسلامی خود وفادار خواهد ماند و این اقدامات ملغی خواهد شد.
💢 تجربه بازسازی آمریکا در افغانستان و عراق
🔹جامعه بینالملل پس از سقوط اسد اهرمهای مختلفی برای بازسازی سوریه در اختیار دارد. هیچ گروهی نمیتواند بدون وابستگی تقریبا کامل به کمکهای خارجی کشور را خوب اداره کند. استفاده از این اهرمها برای اطمینان از این که فرآیند بازسازی سوریه نسبت به عراق بهتر پیش خواهد رفت ضرورت دارد. تجربیات آمریکا در بازسازی کشورهای دیگر از جمله عراق، افغانستان و سومالی حاکی از آن است که برای موفقیت در این زمینه، اتخاذ اصول خاصی ضروری است. از جمله این اصول میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1️⃣ داشتن یک راهبرد منسجم و هماهنگ برای بازسازی که توسط تمامی طرفها اجرا شود
2️⃣ ارائه کمکهای مرحلهای از سوی حامیان خارجی به سوریه
3️⃣ اعمال مجازات در صورت عدم پیروی از راهبرد بازسازی
در این فرآیند نقش حامیان بینالمللی، از جمله دولتهای عربی، اروپا، روسیه و آمریکا بسیار حیاتی است؛ اما حمایتهای آنها باید با یک راهبرد منسجم هماهنگ باشد.
💢 راهبری هدفمند ایالات متحده آمریکا
🔹آمریکا باید با احتیاط با گروههای سیاسی خشونتطلب مذاکره کند و بداند که هیچ گروه تروریستی در خاورمیانه تاکنون ایدئولوژی خود را معتدل نکرده است. بازیگران بینالمللی ممکن است در ابتدا با راهبرد آمریکا موافق نباشند که در این صورت آمریکا برای اجرای آن به استفاده از دیپلماسی فعال خود نیاز دارد. به نفع ایالاتمتحده است که در بازسازیای که شرایط ذکر شده را نداشته باشد، مشارکت نکند.
💢 جمعبندی
✅ ایالات متحده و دیگر بازیگران بینالمللی نقش بسیار مهمی در شکلدهی به سوریه پس از اسد دارند و با توجه به ماهیت بنیادگرایانه هیئت تحریرالشام باید مراقب باشند که سرنوشت سوریه مشابه افغانستان نشود. هماهنگی و رهبری آمریکا برای جلوگیری از تسلط کامل گروه تروریستی تحریرالشام و همچنین بازسازی سوریه امری ضروری است.
✅ اندیشکده تهران ✅
🌐https://institutetehran.com/art/125
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️شورای آتلانتیک
📝کریستن فونتنروز
#تهران_ریویو
🔸با وجود خوشحالی سوریها از سرنگونی حکومت اسد به دست هیئت تحریر الشام اما آنها نباید فرصت محدود خود برای شکلدهی به یک حکومت مدنی و سیاسی را از یاد ببرند. اگر اتحاد لازم میان گروههای مدنی-سیاسی سوری حاصل نشود، این فرصت از دست خواهد رفت و این هیئت تحریرالشام است که کنترل کامل حکومت را در دست خواهد گرفت.
💢 ماهیت بنیادگرایانه تحریرالشام
🔹اگرچه ممکن است در صورت برگزاری انتخابات آزاد هیئت تحریرالشام به دلیل محبوبیت بالایی که بهواسطه اسقاط حکومت اسد بهدست آورده، پیروز شود اما همین پیروزی مشروعیت قانونی به آن خواهد بخشید که ممکن است منجر به سلطه این گروه بر سوریه شود. یک نگرانی منطقی وجود دارد که ممکن است بیانیهها و اقدامات کنونی تحریرالشام مشابه رفتار طالبان در ابتدای قدرتگیریاش باشد؛ یعنی در ظاهر از حقوق زنان و اقلیتها دفاع کند، اما در عمل به هیچیک از این تعهدات پایبند نباشد. بنابراین، هرچند ممکن است تحریرالشام اقداماتی میانهروانه انجام دهد تا مشروعیت و پذیرش بینالمللی بیشتری کسب کند، اما به طور قطع به اصول بنیادگرایانه اسلامی خود وفادار خواهد ماند و این اقدامات ملغی خواهد شد.
💢 تجربه بازسازی آمریکا در افغانستان و عراق
🔹جامعه بینالملل پس از سقوط اسد اهرمهای مختلفی برای بازسازی سوریه در اختیار دارد. هیچ گروهی نمیتواند بدون وابستگی تقریبا کامل به کمکهای خارجی کشور را خوب اداره کند. استفاده از این اهرمها برای اطمینان از این که فرآیند بازسازی سوریه نسبت به عراق بهتر پیش خواهد رفت ضرورت دارد. تجربیات آمریکا در بازسازی کشورهای دیگر از جمله عراق، افغانستان و سومالی حاکی از آن است که برای موفقیت در این زمینه، اتخاذ اصول خاصی ضروری است. از جمله این اصول میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1️⃣ داشتن یک راهبرد منسجم و هماهنگ برای بازسازی که توسط تمامی طرفها اجرا شود
2️⃣ ارائه کمکهای مرحلهای از سوی حامیان خارجی به سوریه
3️⃣ اعمال مجازات در صورت عدم پیروی از راهبرد بازسازی
در این فرآیند نقش حامیان بینالمللی، از جمله دولتهای عربی، اروپا، روسیه و آمریکا بسیار حیاتی است؛ اما حمایتهای آنها باید با یک راهبرد منسجم هماهنگ باشد.
💢 راهبری هدفمند ایالات متحده آمریکا
🔹آمریکا باید با احتیاط با گروههای سیاسی خشونتطلب مذاکره کند و بداند که هیچ گروه تروریستی در خاورمیانه تاکنون ایدئولوژی خود را معتدل نکرده است. بازیگران بینالمللی ممکن است در ابتدا با راهبرد آمریکا موافق نباشند که در این صورت آمریکا برای اجرای آن به استفاده از دیپلماسی فعال خود نیاز دارد. به نفع ایالاتمتحده است که در بازسازیای که شرایط ذکر شده را نداشته باشد، مشارکت نکند.
💢 جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/125
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏2❤1
🔵 چالشهای امنیت انرژی در حوزه کارائیب
#اکوتهران
🔸حوزه کارائیب به سبب جغرافیای ویژه و پراکندگی قابل توجه مناطق آن همواره با سطحی از عدم امنیت در مسئله انرژی مواجه بوده است. این محیط جغرافیایی که شامل بیش از ۳۰ کشور است، به استثنا کوبا و جمهوری دومنیکن، بیشتر متشکل از جزایر پراکنده و کوچک بوده و همین مسئله تاثیر بسزایی در عدم خودکفایی انرژی کشورها داشته است. یه موجب این عدم خودکفایی، تامین انرژی پایدار برای شهروندان مبدل به چالشی هر روزه برای دولتهای کارائیب گردیده است.
🔹بانک توسعه کارائیب در گزارشی برآورد نموده که حدود ۱۰ درصد از خانوارها در برخی کشورهای این حوزه از دسترسی پایدار به برق محرومند و برای تامین نیازهای خود در روشنایی و پخت و پز بر روشهای سنتی همچون استفاده از هیزم و نفت چراغ اتکا دارند. این در حالی است که در صورت تامین پایدار برق نیز، پرداخت هزینه آن برای خانوارها مسئله ساز بوده و قیمت برق در این منطقه به طور متوسط دو برابر قیمت برق در ایالات متحده است. به عنوان مثال، برآوردها نشان داده که هزینه انرژی در باهاماس بین ۱۰ الی ۲۰ درصد از هزینههای خانوار را تشکیل میدهد که این نرخ، بسیار بالاتر از متوسط جهانی است.
🔹براساس بررسیهای انجام شده، انرژیهای فسیلی سهمی ۹۰ درصدی در تولید برق حوزه کارائیب دارند. این در حالی است که توزیع منابع انرژی فسیلی در ناحیه کارائیب نامتقارن است و میادین موجود بیشتر در جنوب کارائیب ( به عنوان مثال ترینیداد و توباگو، گویانا و سورینام) متمرکز است. از همین روست که اکثریت قریب به اتفاق کشورهای این حوزه واردکننده انرژی به شمار میروند و نرخ متوسط واردات نفت مصرفی در این منطقه در برخی موارد به بیش از ۸۰ درصد میرسد.
🔹اقتصاد منطقه کارائیب بر صنعت گردشگری به عنوان یکی از منابع اصلی درآمدی خود اتکای ویژه دارد و تقاضای بالای برق در این صنعت، منجر به پیچیدگی بیشتر در تامین برق گردیده است. فرسودگی زیرساخت انتقال و توزیع برق بر شدت این چالش افزوده و منجر به پدیداری خاموشیهای مکرر گردیده است که بحرانیترین موارد آن در خصوص کوبا گزارش شده است.
🔹بیش از یک دهه است که کشورهای حوزه کارائیب بر ضرورت گذار به انرژیهای تجدیدپذیر تاکید نموده اند و در این خصوص موارد موفقی همچون بلیز نیز وجود دارد که تا ۸۰ درصد برق را از روش برقآبی و زیستتوده تولید میکند. ایالات متحده نیز از سال ۲۰۱۳ برای کمک به ثبات اقتصادی کشورهای همسو در این منطقه، دست به ایجاد ابتکار امنیت انرژی کارائیب (CESI) زده است. بسیاری از کشورهای این حوزه همچون باربادوس، دومنینیکا، سینت کیتس و نویس اهدافی را برای افزایش چشمگیر سهم انرژی تجدیدپذیر در تولید برق تا سال ۲۰۳۰ تعریف نموده اند.
🔹ناحیه کارائیب از منظر جغرافیایی گزینه مناسبی برای استفاده از انرژی خورشیدی به شمار میرود. براساس برآورد آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر، نصب ظرفیت تولید برق تجدیدپذیر در این منطقه در ده سال گذشته دو برابر شده و به چهار هزار مگاوات رسیده است. با اینهمه، روند کنونی رشد به سختی قادر خواهد بود نیاز کشورهای منطقه را تامین نماید. علاوه بر این، اقتصاد مقیاس در بهرهوری و توجیهپذیری انرژی خورشیدی نقشی حیاتی دارد و در حوزه کارائیب، طوفانخیزی، پراکندگی جزائر و محدودیت قلمروی آنها چالشی مهم برای احداث نیروگاههای وسیع خورشیدی به شمار میرود و تولید برق از منابع گرمایی زمین (Geothermal) و احداث نیروگاههای بادی به عنوان راه حل جایگزین پیشنهاد شده است.
✅ همگام با توسعه زیرساخت انرژی تجدیدپذیر، پیشنهادهایی نیز برای اتصال شبکه برق منطقهای در حوزه کارائیب مطرح گردیده که در صورت تحقق میتواند به بهرهبرداری از مزیتهای نسبی موجود در تولید و ارتقای امنیت انرژی در محیط منطقهای کمک کند. با این حال، رفع ناامنی انرژی در کارائیب نیز با چالشی مشابه سایر نقاط جهان مواجه است. سرمایهگذاری لازم برای توسعه زیرساختی و بازسازی شبکه در این ناحیه بیش از ۲۰ میلیارد دلار برآورد گردیده و کمتر اقتصادی در ناحیه کارائیب قادر است به تنهایی این سرمایه را فراهم سازد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/126
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸حوزه کارائیب به سبب جغرافیای ویژه و پراکندگی قابل توجه مناطق آن همواره با سطحی از عدم امنیت در مسئله انرژی مواجه بوده است. این محیط جغرافیایی که شامل بیش از ۳۰ کشور است، به استثنا کوبا و جمهوری دومنیکن، بیشتر متشکل از جزایر پراکنده و کوچک بوده و همین مسئله تاثیر بسزایی در عدم خودکفایی انرژی کشورها داشته است. یه موجب این عدم خودکفایی، تامین انرژی پایدار برای شهروندان مبدل به چالشی هر روزه برای دولتهای کارائیب گردیده است.
🔹بانک توسعه کارائیب در گزارشی برآورد نموده که حدود ۱۰ درصد از خانوارها در برخی کشورهای این حوزه از دسترسی پایدار به برق محرومند و برای تامین نیازهای خود در روشنایی و پخت و پز بر روشهای سنتی همچون استفاده از هیزم و نفت چراغ اتکا دارند. این در حالی است که در صورت تامین پایدار برق نیز، پرداخت هزینه آن برای خانوارها مسئله ساز بوده و قیمت برق در این منطقه به طور متوسط دو برابر قیمت برق در ایالات متحده است. به عنوان مثال، برآوردها نشان داده که هزینه انرژی در باهاماس بین ۱۰ الی ۲۰ درصد از هزینههای خانوار را تشکیل میدهد که این نرخ، بسیار بالاتر از متوسط جهانی است.
🔹براساس بررسیهای انجام شده، انرژیهای فسیلی سهمی ۹۰ درصدی در تولید برق حوزه کارائیب دارند. این در حالی است که توزیع منابع انرژی فسیلی در ناحیه کارائیب نامتقارن است و میادین موجود بیشتر در جنوب کارائیب ( به عنوان مثال ترینیداد و توباگو، گویانا و سورینام) متمرکز است. از همین روست که اکثریت قریب به اتفاق کشورهای این حوزه واردکننده انرژی به شمار میروند و نرخ متوسط واردات نفت مصرفی در این منطقه در برخی موارد به بیش از ۸۰ درصد میرسد.
🔹اقتصاد منطقه کارائیب بر صنعت گردشگری به عنوان یکی از منابع اصلی درآمدی خود اتکای ویژه دارد و تقاضای بالای برق در این صنعت، منجر به پیچیدگی بیشتر در تامین برق گردیده است. فرسودگی زیرساخت انتقال و توزیع برق بر شدت این چالش افزوده و منجر به پدیداری خاموشیهای مکرر گردیده است که بحرانیترین موارد آن در خصوص کوبا گزارش شده است.
🔹بیش از یک دهه است که کشورهای حوزه کارائیب بر ضرورت گذار به انرژیهای تجدیدپذیر تاکید نموده اند و در این خصوص موارد موفقی همچون بلیز نیز وجود دارد که تا ۸۰ درصد برق را از روش برقآبی و زیستتوده تولید میکند. ایالات متحده نیز از سال ۲۰۱۳ برای کمک به ثبات اقتصادی کشورهای همسو در این منطقه، دست به ایجاد ابتکار امنیت انرژی کارائیب (CESI) زده است. بسیاری از کشورهای این حوزه همچون باربادوس، دومنینیکا، سینت کیتس و نویس اهدافی را برای افزایش چشمگیر سهم انرژی تجدیدپذیر در تولید برق تا سال ۲۰۳۰ تعریف نموده اند.
🔹ناحیه کارائیب از منظر جغرافیایی گزینه مناسبی برای استفاده از انرژی خورشیدی به شمار میرود. براساس برآورد آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر، نصب ظرفیت تولید برق تجدیدپذیر در این منطقه در ده سال گذشته دو برابر شده و به چهار هزار مگاوات رسیده است. با اینهمه، روند کنونی رشد به سختی قادر خواهد بود نیاز کشورهای منطقه را تامین نماید. علاوه بر این، اقتصاد مقیاس در بهرهوری و توجیهپذیری انرژی خورشیدی نقشی حیاتی دارد و در حوزه کارائیب، طوفانخیزی، پراکندگی جزائر و محدودیت قلمروی آنها چالشی مهم برای احداث نیروگاههای وسیع خورشیدی به شمار میرود و تولید برق از منابع گرمایی زمین (Geothermal) و احداث نیروگاههای بادی به عنوان راه حل جایگزین پیشنهاد شده است.
🌐https://institutetehran.com/art/126
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌4❤1
#تحلیل_کوتاه
🔹موضعگیریهای متعدد دونالد ترامپ در قبال برنامه هستهای ایران در جریان تبلیغات انتخاباتی نشان از تمرکز ویژه وی بر ایران دارد. او در چند مصاحبه اعلام کرد که تنها خواهان اطمینان از دستنیافتن ایران به سلاح هستهای است و بهدنبال تغییر حکومت در ایران نخواهد بود. ترامپ در حالی خود را متمایل به توافق با ایران نشان میدهد که لحن اعضای تیم سیاست خارجی وی، چشماندازی از توافق در موضوع هستهای را نشان نمیدهد یا دستکم توافقی که ایران حاضر به پذیرش آن باشد.
🔸هر چند بهظاهر، لحن ترامپ از یک سو و تیم وی از سوی دیگر، تفاوتهایی با یکدیگر دارند اما از چشماندازی کلانتر میتوان آنها را در یک راستا ارزیابی کرد. در حقیقت، گفتههای ترامپ معطوف به هدف نهایی است اما مواضع تیم وی به ابزارهای رسیدن به آن هدف تمرکز دارد. البته گفتههای ترامپ نیز دارای ابهام است و مشخص نیست که هدف غایی وی در قبال برنامه هستهای ایران چه خواهد بود. این سوال مطرح است که آیا دولت وی در موضوع هستهای اساساً حاضر به قبول سطحی از غنیسازی در ایران است یا هدف وی برچیدن تأسیسات هستهای خواهد بود. باوجوداین، ابزارهای دولت ترامپ از ابهام کمتری برخوردار است. مواضع وی و افرادی چون والتز حاکی از اعمال محدودیت حداکثری بر منابع مالی ایران است.
🔸ترامپ بارها در جریان تبلیغات انتخاباتی، تهدید چینیها یا به تعبیر دیگر اقناع آنها برای کاهش خرید نفت از ایران را در دولت نخست خود بهعنوان نمونهای موفق یاد کرد. والتز نیز در مصاحبهای در ماه نوامبر، توقف جریان پول بهسوی ایران را نکتهای کلیدی در ارتباط با نبردها در غزه و اوکراین معرفی کرده و وعده داد که دولت ترامپ برای کاهش خرید نفت ایران، با چین وارد تعامل شود. بهنظر میرسد در رویکرد دولت ترامپ در قبال ایران بهطور عام و در قبال برنامه هستهای بهطور خاص، کاهش قابل توجه درآمدهای نفتی ایران جایگاه برجستهای خواهد داشت. چنین رویکردی شباهت بسیاری با رویکرد «فشار حداکثری» دارد که در دولت نخست ترامپ پیگیری شد.
🔸در این رابطه به چند نکته میتوان اشاره کرد. رویکرد «فشار حداکثری» دولت ترامپ، با وجود هزینههایی که به ایران تحمیل کرد در دستیابی به اهداف خود ناموفق بود. ایران پس از چند سال مذاکره، به توافق هستهای با گروه ۵+۱ دست پیدا کرده بود و مذاکره مجدد با دولت جدید آمریکا را منطقی نمیدانست و حاضر به مذاکره با دولت ترامپ نشد. همچنین در آن مقطع، اروپا با رویکرد دولت ترامپ همراه نبود. سه کشور اروپایی معتقد بودند که توافق هستهای توانسته برنامه هستهای ایران را به میزان کافی محدود کند و کنارگذاشتن این توافق با فشار آمریکا را موجب ایجاد بحرانی غیرضرور در صحنه بینالمللی و بازگذاشتن عرصه برای اقدامات یکجانبه آمریکا میدانستند.
🔸این سه کشور میتوانند نقش تعیینکنندهای در راستای اعمال فشارهای بیشتر بر ایران در سال ۲۰۲۵ ایفا کنند و با فعالسازی مکانیسم ماشه تا اکتبر ۲۰۲۵، تحریمهای بینالمللی موجود در قطعنامه ۲۲۳۱ را به اجرای مجدد درآورند. بهنظر میرسد مقطع زمانی مارس سال آینده میلادی یعنی زمان نشست فصلی شورای حکام تا اکتبر این سال، دوره نقشآفرینی اروپا در تکمیل رویکرد فشار حداکثری ترامپ باشد.
🔸در صحنه داخلی آمریکا همچنان اجماع دوحزبی در موضوع ایران برجسته است و پیروزی قاطعانه ترامپ در انتخابات، وی را برای پیگیری سیاستهای خود در قبال موضوع هستهای ایران در جایگاه بهتری قرار میدهد. کسب اکثریت مجلس سنا توسط جمهوریخواهان، دست دولت وی را در این زمینه بازتر خواهد کرد. به احتمال بسیار، سنا طرحی را که در آوریل ۲۰۲۴ در مجلس نمایندگان با هدف اعمال تحریمهای ثانویه علیه خرید نفت ایران توسط چین به تصویب رسید، در دستور کار قرار خواهد داد.
🔸یکی از متغیرهایی که دوره کنونی را متفاوت از دولت نخست ترامپ میسازد، تحولات شتابان منطقهای است. اضلاع محور مقاومت زیر فشار فزاینده قرار دارند و ماشین جنگی رژیم صهیونیستی همچنان به رویکرد تهاجمی خود ادامه میدهد. درحقیقت، بهنظر میرسد دولت ترامپ هرچند خود تمایلی به درگیری نظامی علیه ایران ندارد اما از تهدیدات نظامی رژیم صهیونیستی در جهت فشار بیشتر بر ایران استفاده خواهد کرد. بهعبارت دیگر، تهدید معتبر نظامی علیه تأسیسات هستهای ایران میتواند بهعنوان یکی از ابزارهای دولت ترامپ علیه ایران محسوب شود.
🌐https://institutetehran.com/art/127
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1
♦️کشورهای خلیجفارس و شاخ آفریقا: سرمایهگذاری در امنیت
◼️مجلس الشرق الأوسط للشؤون الدولية- قطر
📝 یحیی زبیر
#رویة_العربیة
🔹شاخ آفریقا به دلیل موقعیت استراتژیک، سیاستهای محلی و عوامل تاریخی، منطقهای پر تنش است که در زمینههای تجاری، فرهنگی و امنیتی با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس روابط تاریخی دارد. این منطقه در سالهای اخیر بهویژه در حوزههای امنیتی و اقتصادی تحولات قابل توجهی داشته است. همچنین دریای سرخ بهعنوان یک کریدور دریایی حیاتی در تجارت بینالملل، نقش مهمی در روابط این دو منطقه ایفا میکند.
🔹در دوران جنگ سرد، شاخ آفریقا محل رقابت آمریکا و شوروی بود و امروزه نیز قدرتهای بزرگ و کشورهای مختلف، از جمله کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، چشم طمع به حضور در این منطقه دارند. عربستان از ۲۰۱۷ مذاکرات خود را برای ایجاد پایگاه نظامی با جیبوتی آغاز کرده و در سال ۲۰۲۴ قرارداد ایجاد پایگاه لجستیک در این کشور به امضا رسانده است. عربستان، قطر و امارات در بخشهایی مانند کشاورزی، انرژی و بانکداری این حوزه سرمایهگذاری کردهاند و دولتهای شاخ آفریقا نیز به دلایل اقتصادی و امنیتی به این روابط علاقهمند هستند.
💢انگیزههای حضور کشورهای خلیجفارس در شاخ آفریقا
🔹منافع امنیتی و اقتصادی پیشران اصلی حضور قدرتهای خلیجفارس در شاخ آفریقا است. این منافع بخشی از یک راهبرد ژئوپلتیک وسیعتر بهمنظور تعامل با دینامیکهای منطقهای و تغییرات ایجاد شده در موازنه قدرت جهانی است. بخشهای زیر برجستهترین انگیزههای دخالت قطر، عربستان و امارات در کشورهای شاخ آفریقا را بررسی میکنند.
1️⃣عوامل ژئوپلتیک:
🔸شاخ آفریقا پس از استعمار دچار شکنندگی شده و از درگیریهای مختلفی مانند دزدی دریایی و تروریسم رنج میبرد. ضعف دولتهای محلی نیز موجب تقویت مداخلات خارجی در این منطقه گردیده است. با افزایش اهمیت دریای سرخ در ژئوپلتیک جهانی و تبدیل آن به کریدوری حیاتی برای تجارت جهانی، توجه قدرتهای خارجی به این منطقه بیشتر شد. کاهش نفوذ ایالاتمتحده در خاورمیانه و تغییر تمرکز به شرق آسیا، رقابت قدرتهای منطقهای برای افزایش نفوذ در شاخ آفریقا را شدت بخشیده است.
2️⃣عرصه رقابت:
🔸در سال ۲۰۱۵، عربستان و امارات برای کاهش نفوذ حوثیها و ایران در جنگ داخلی یمن مداخله نظامی کردند. امارات پایگاههای نظامی در اریتره و سومالیلند ایجاد کرد، درحالیکه عربستان به دنبال ساخت پایگاهی در جیبوتی بود. این کشورها همچنین در بنادر و پایگاههای دریای سرخ و خلیج عدن سرمایهگذاری کردند. همچنین پس از انقلابهای بهار عربی، قطر و ترکیه نیز با رویکردهای متفاوت نسبت به گروههای اسلامی حضور خود را در شاخ آفریقا تقویت کردند.
🔸محاصره دیپلماتیک ائتلاف عربستان علیه قطر، دوحه را به تقویت همکاری با ترکیه وا داشت. قطر در ۲۰۱۸ قراردادی برای نوسازی بندر سواکین در سودان امضا کرد. در سومالی، دوحه و ابوظبی برای پروژههای بندری رقابت میکردند. پس از تنش امارات با جیبوتی این کشور به سمت عربستان سعودی متمایل شد و به ریاض اجازه داد تا پایگاه نظامی در جیبوتی ایجاد کند در مقابل امارات نیز در بندر بربرا در سومالیلند سرمایهگذاری کرد.
💢تحکیم نفوذ از طریق منافع اقتصادی
🔹کشورهای شورای همکاری خلیجفارس از تعامل سیاسی در شاخ آفریقا برای حفاظت از همسایگی دریایی، افزایش نفوذ منطقهای و حمایت از منافع تجاری خود بهره بردهاند. کشورهای شاخ آفریقا نیز ائتلاف با دولتهای حاشیه خلیج فارس را در خدمت تقویت رژیمهای خود گرفتهاند.
🔹کشورهای حوزه خلیج فارس با استفاده از راهبردهای مختلف در شاخ آفریقا به دنبال دستیابی به اهداف خود بودند. عربستان سعودی به حوزه آموزش و سرمایهگذاریهای مالی و امارات متحده عربی علاوه بر امنیت، به توسعه کشاورزی، مدیریت بنادر و پروژههای توسعهای پرداختند.
💢نتیجهگیری
🔹اهمیت ژئواستراتژیک شاخ آفریقا در سالهای اخیر برای کشورهای حاشیه خلیج فارس افزایش یافته است. هرچند کشورهای این منطقه از همکاری با کشورهای خلیج فارس منافع زیادی کسب کردهاند اما در مواردی نیز رقابت کشورهای حاشیه خلیج فارس منجر به توسعه تنشها در شاخ آفریقا شده است.
🔹در تازهترین نمونه، امضای قرارداد میان اتیوپی و سومالیلند برای استفاده از بندری در خلیج عدن منجر به تعمیق اختلافها میان دو ائتلاف نوظهور شده است. از یک سو عربستان، مصر و متحدین آنها نظیر اریتره و جیبوتی و در سوی دیگر نیز امارات، اتیوپی و متحدان آنها.
✅ این اتفاقات میتوانند تهدیدی برای نظامی شدن شاخ آفریقا باشد و در چنین موقعیتی، رقابت میان قدرتهای منطقهای و جهانی، چشمانداز هرگونه دستاورد مثبت بالقوه برای شاخ آفریقا را تیره و تار میکند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/128
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مجلس الشرق الأوسط للشؤون الدولية- قطر
📝 یحیی زبیر
#رویة_العربیة
🔹شاخ آفریقا به دلیل موقعیت استراتژیک، سیاستهای محلی و عوامل تاریخی، منطقهای پر تنش است که در زمینههای تجاری، فرهنگی و امنیتی با کشورهای شورای همکاری خلیجفارس روابط تاریخی دارد. این منطقه در سالهای اخیر بهویژه در حوزههای امنیتی و اقتصادی تحولات قابل توجهی داشته است. همچنین دریای سرخ بهعنوان یک کریدور دریایی حیاتی در تجارت بینالملل، نقش مهمی در روابط این دو منطقه ایفا میکند.
🔹در دوران جنگ سرد، شاخ آفریقا محل رقابت آمریکا و شوروی بود و امروزه نیز قدرتهای بزرگ و کشورهای مختلف، از جمله کشورهای شورای همکاری خلیجفارس، چشم طمع به حضور در این منطقه دارند. عربستان از ۲۰۱۷ مذاکرات خود را برای ایجاد پایگاه نظامی با جیبوتی آغاز کرده و در سال ۲۰۲۴ قرارداد ایجاد پایگاه لجستیک در این کشور به امضا رسانده است. عربستان، قطر و امارات در بخشهایی مانند کشاورزی، انرژی و بانکداری این حوزه سرمایهگذاری کردهاند و دولتهای شاخ آفریقا نیز به دلایل اقتصادی و امنیتی به این روابط علاقهمند هستند.
💢انگیزههای حضور کشورهای خلیجفارس در شاخ آفریقا
🔹منافع امنیتی و اقتصادی پیشران اصلی حضور قدرتهای خلیجفارس در شاخ آفریقا است. این منافع بخشی از یک راهبرد ژئوپلتیک وسیعتر بهمنظور تعامل با دینامیکهای منطقهای و تغییرات ایجاد شده در موازنه قدرت جهانی است. بخشهای زیر برجستهترین انگیزههای دخالت قطر، عربستان و امارات در کشورهای شاخ آفریقا را بررسی میکنند.
1️⃣عوامل ژئوپلتیک:
🔸شاخ آفریقا پس از استعمار دچار شکنندگی شده و از درگیریهای مختلفی مانند دزدی دریایی و تروریسم رنج میبرد. ضعف دولتهای محلی نیز موجب تقویت مداخلات خارجی در این منطقه گردیده است. با افزایش اهمیت دریای سرخ در ژئوپلتیک جهانی و تبدیل آن به کریدوری حیاتی برای تجارت جهانی، توجه قدرتهای خارجی به این منطقه بیشتر شد. کاهش نفوذ ایالاتمتحده در خاورمیانه و تغییر تمرکز به شرق آسیا، رقابت قدرتهای منطقهای برای افزایش نفوذ در شاخ آفریقا را شدت بخشیده است.
2️⃣عرصه رقابت:
🔸در سال ۲۰۱۵، عربستان و امارات برای کاهش نفوذ حوثیها و ایران در جنگ داخلی یمن مداخله نظامی کردند. امارات پایگاههای نظامی در اریتره و سومالیلند ایجاد کرد، درحالیکه عربستان به دنبال ساخت پایگاهی در جیبوتی بود. این کشورها همچنین در بنادر و پایگاههای دریای سرخ و خلیج عدن سرمایهگذاری کردند. همچنین پس از انقلابهای بهار عربی، قطر و ترکیه نیز با رویکردهای متفاوت نسبت به گروههای اسلامی حضور خود را در شاخ آفریقا تقویت کردند.
🔸محاصره دیپلماتیک ائتلاف عربستان علیه قطر، دوحه را به تقویت همکاری با ترکیه وا داشت. قطر در ۲۰۱۸ قراردادی برای نوسازی بندر سواکین در سودان امضا کرد. در سومالی، دوحه و ابوظبی برای پروژههای بندری رقابت میکردند. پس از تنش امارات با جیبوتی این کشور به سمت عربستان سعودی متمایل شد و به ریاض اجازه داد تا پایگاه نظامی در جیبوتی ایجاد کند در مقابل امارات نیز در بندر بربرا در سومالیلند سرمایهگذاری کرد.
💢تحکیم نفوذ از طریق منافع اقتصادی
🔹کشورهای شورای همکاری خلیجفارس از تعامل سیاسی در شاخ آفریقا برای حفاظت از همسایگی دریایی، افزایش نفوذ منطقهای و حمایت از منافع تجاری خود بهره بردهاند. کشورهای شاخ آفریقا نیز ائتلاف با دولتهای حاشیه خلیج فارس را در خدمت تقویت رژیمهای خود گرفتهاند.
🔹کشورهای حوزه خلیج فارس با استفاده از راهبردهای مختلف در شاخ آفریقا به دنبال دستیابی به اهداف خود بودند. عربستان سعودی به حوزه آموزش و سرمایهگذاریهای مالی و امارات متحده عربی علاوه بر امنیت، به توسعه کشاورزی، مدیریت بنادر و پروژههای توسعهای پرداختند.
💢نتیجهگیری
🔹اهمیت ژئواستراتژیک شاخ آفریقا در سالهای اخیر برای کشورهای حاشیه خلیج فارس افزایش یافته است. هرچند کشورهای این منطقه از همکاری با کشورهای خلیج فارس منافع زیادی کسب کردهاند اما در مواردی نیز رقابت کشورهای حاشیه خلیج فارس منجر به توسعه تنشها در شاخ آفریقا شده است.
🔹در تازهترین نمونه، امضای قرارداد میان اتیوپی و سومالیلند برای استفاده از بندری در خلیج عدن منجر به تعمیق اختلافها میان دو ائتلاف نوظهور شده است. از یک سو عربستان، مصر و متحدین آنها نظیر اریتره و جیبوتی و در سوی دیگر نیز امارات، اتیوپی و متحدان آنها.
🌐https://institutetehran.com/art/128
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤1👎1👏1💔1
#تحلیل_کوتاه
🔹در روز دوشنبه، ۲۶ آذر/۱۶ دسامبر، ۵۲۴ نفر از ۷۳۳ نماینده پارلمان آلمان به ائتلاف حاکم رأی عدم اعتماد دادند و تصمیم بر این شد که انتخابات زودهنگام در تاریخ ۵ اسفند/۲۳ فوریه برگزار گردد. آلمان هماکنون برای نخستینبار پس از اتحاد مجدد دو آلمان با بحران سیاسی مواجه است و انتظار میرود که در انتخابات پیشرو، احزاب افراطی نتایج چشمگیری کسب کنند که تأثیر بسزایی بر آینده سیاست این کشور خواهد داشت.
💢سابقه رای عدم اعتماد به صدراعظم
🔸پیش از جنگ جهانی دوم، سیاست آلمان به دلیل تغییرات مکرر صدراعظم و فقدان ثبات در دولت دچار چالشهای جدی بود؛ یکی از پیامدهای این بیثباتی ظهور هیتلر بود. پس از جنگ جهانی دوم، با اتخاذ مجموعهای از سازوکارها، این بیثباتی کاهش یافت. اما در طول تاریخ آلمان، تنها دو بار دیگر رأی به عدم اعتماد به صدراعظم داده شده که هر دو مورد به دلیل بحرانهای اقتصادی و سیاسی ناشی از تنش با شوروی بوده است. رأی عدم اعتماد به اولاف شولتس نیز سومین مورد پس از جنگ جهانی دوم به شمار میآید و بار دیگر سیاست آلمان را تحت تأثیر تنشهای ناشی از وارث شوروی، یعنی روسیه، قرار میدهد.
💢دلایل فروپاشی دولت آلمان
🔸ائتلاف حاکم بر آلمان موسوم به «چراغ راهنمایی»، شامل سه حزب سوسیالدموکرات (قرمز)، دموکراتهای آزاد (زرد) و سبزها بود که اخیرا اختلافات عمیقی در زمینه مدیریت منابع عمومی و سیاستگذاری اقتصادی با یکدیگر پیدا کرده بودند. خروج دموکراتهای آزاد از ائتلاف، منجر به از دست رفتن اکثریت نسبی دولت در پارلمان شد.
🔸اختلاف نظرها در خصوص تحریم روسیه و تسلیح مکرر اوکراین، به همراه تفاوت دیدگاهها درباره میزان مالیات و هزینهکرد خدمات رفاهی، تنشهای حلناپذیری را میان احزاب این ائتلاف ایجاد کرد که در نهایت منجر به فروپاشی این ائتلاف شد.
💢پیامدهای فروپاشی دولت
🔸فروپاشی دولت منجر به تشدید بحرانهای متعددی شد که جامعه و سیاست آلمان با آن روبرو بوده است. یکی از این بحرانها، خطر بیثباتی و بنبست بیشتر در عرصه سیاست کشور به دلیل رشد فزاینده احزاب رادیکال و دگراندیش مانند حزب آلترناتیو برای آلمان است.
🔸همچنین سردرگمی و قطبیت بیشتر در خصوص نحوه برخورد با مسائل اوکراین و مهاجران، به همراه عدم مقابله مؤثر با رکود اقتصادی، چالشهای عمدهای را برای کشور به وجود آورد. تغییر در ائتلاف تشکیلدهنده دولت و انتقال مقام صدراعظمی از فردی در حزب سوسیالدموکرات به دموکرات مسیحی در دولت بعدی نیز از دیگر پیامدهای این فروپاشی محسوب میشود.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/129
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2👏1
♦️تأثیر پیشرفتهای فناوری بر جنگهای مدرن
◾️فارن افرز
📝 مایکل هوروویتز
#روندهای_استراتژیک
🔸در آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، نیروهای اوکراینی از پهپادهای TB2 ساخت ترکیه برای هدف قرار دادن مواضع روسی استفاده کردند که نشاندهنده تغییر در دینامیکهای جنگ بود. فناوریهای مشابه در درگیریهای خاورمیانه به کار گرفته می شود، جایی که ایران و حزبالله از پهپادها و موشکها علیه اسرائیل و نیروی دریایی آمریکا استفاده میکنند. اسرائیل نیز در جنگ خود در غزه از تسلیحات بدون سرنشین بهره می برد و چینی ها به بررسی استراتژیهای پهپادی برای مقابله با تایوان میپردازد. آمریکا نیز در حال توسعه سیستمهای بدون سرنشین مقرون به صرفه برای تقویت توان نظامی خود است. آینده جنگها با استفاده گسترده از سیستمهای بدون سرنشین خودمختار و دارای کنترل از راه دور تعیین خواهد شد.
💢تکامل استراتژی نظامی: از برتری کمی و عددی به فناوری های دقیق
🔹در چند دهه گذشته، استراتژی نظامی از تمرکز بر برتری عددی به تأکید بر فناوری تغییر کرده است. آمریکا در پاسخ به مزیتهای کمی نیروهای شوروی در دهه ۱۹۷۰، ابتکاراتی را در جهت افزایش دقت در رهگیری را بکار برد. جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، قابلیتهای حمله دقیق را به نمایش گذاشت و توجه جهانیان را به تصاویری از بمبهای لیزری جلب کرد. تا اوایل قرن ۲۱، آمریکا برتری در جنگهای دقیق را حفظ کرد و تصمیم گرفت که کارایی و دقت را بر تعداد و کمیت ترجیح دهد، که منجر به ایجاد نیروی نظامی کوچکتر اما قدرتمندتر شد.
💢پیگیری استراتژی دقت فناوریمحور توسط سایر بازیگران
🔹در سالهای اخیر، آمریکا تسلط خود را در قابلیتهای حمله دقیق از دست داده است. کشورهای مختلف از آذربایجان تا کره شمالی اکنون میتوانند اهدافی را با دقت بالا هدف قرار دهند. این امر به لطف مهمات متعارف ارزانتر، حسگرها و سیستمهای هدایتگر امکانپذیر شده است. گسترش فناوریهای مقرون به صرفه، از جمله پهپادهای تجاری، امکان وقوع حملات دقیق در مقیاس وسیع را فراهم ساخته است. این سیستمها در حال تغییر ماهیت جنگ هستند و به نیروهای نظامی این امکان را میدهند که دقت را با کمیت و تعداد نیروها بیفزاید.
💢تحول جنگ: بهرهبرداری از سیستمهای دقیق مقرون به صرفه
🔹 تغییر در دینامیکهای جنگ به دلیل مزایای بالقوه استفاده از سیستمهای ارزانتر در مقیاس وسیع است که به بازیگران مختلف امکان ضربهزنی بالا به دشمنان را میدهد. کشورهایی مانند اوکراین و روسیه از سلاحهای مقرون به صرفهای مانند پهپادهای تاکتیکی و با برد طولانی استفاده میکنند که قادرند آنها را در مقادیر زیاد تولید، خریداری و بکار گیرند. به عنوان مثال، اوکراین میتواند چند صد دلار برای پهپادهای تاکتیکی یا تا ۳۰ هزار دلار برای پهبادهای با برد طولانی سرمایهگذاری کند، روسیه نیز از پهپادهای ساخت ایران به نام شاهد-۱۳۶ استفاده میکند که هزینه آنها بین ۱۰ هزار تا ۵۰ هزار دلار است .این استراتژی به نیروهای نظامی این امکان را میدهد که دشمن را خسته نموده و اثربخشی سلاحهای گرانتر را افزایش دهند. در نتیجه، کشورها اهمیت حفظ ذخایر سلاحهای مقرون به صرفه را برای ادامه جنگهای طولانی مدت دریافته اند.
💢اولویت دهی به فناوری های نظامی دقیق
🔹ابتکارات اخیر پنتاگون بیانگر علاقه فزاینده آمریکا به بهره گیری از فناوری های دقیق و مقرون به صرفه است، به طوری که نیروی هوایی برنامهریزی کرده تا هواپیماهای جنگی بدون سرنشین با هزینه کمتر را خریداری کند و موشکهای کروز مقرون به صرفه تولید کند. علاوه براین، ارتش در حال ایجاد تغییرات سازمانی برای ادغام فناوریهای جدید، از جمله پهبادهای مبتنی بر هوش مصنوعی است. واحد نوآوری دفاعی نیز بر تعهد جدی به سازگار شدن با دینامیکهای مدرن جنگ تاکید داشته است.
💢تکامل جنگ: سازگاری با استراتژیهای دقت بالا و فناوریهای نوظهور
🔹آینده جنگ در حال تجربه تغییرات قابل توجه است، همانطور که با استفاده گسترده از پهپادهای ارزانقیمت در درگیریهای اخیر مانند اوکراین مشهود است. سلاحهای هدایتشده، مانند لیزرها، در حال آزمایش هستند تا به طور مقرون به صرفهتری در برابر هجومهای پهپادی دفاع کنند. کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران به سرعت در حال پیشرفت در فناوری نظامی خود هستند، به ویژه در زمینههایی مانند موشکهای مافوق صوت و هوش مصنوعی.
✅ ارتش آمریکا باید تلاشهای ابتکاری خود را سرعت بخشد تا رهبری جهانی خود را حفظ کرده و به این تغییرات سازگار شود.سرمایهگذاریها در سیستمهای توده دقیق تأثیر زیادی بر تصمیمات نظامی در حوزههای مختلف خواهد داشت و نیاز به برنامهریزی استراتژیک در پاسخ به گسترش چنین فناوریهایی را برجسته میکند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/130
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن افرز
📝 مایکل هوروویتز
#روندهای_استراتژیک
🔸در آغاز جنگ اوکراین در سال ۲۰۲۲، نیروهای اوکراینی از پهپادهای TB2 ساخت ترکیه برای هدف قرار دادن مواضع روسی استفاده کردند که نشاندهنده تغییر در دینامیکهای جنگ بود. فناوریهای مشابه در درگیریهای خاورمیانه به کار گرفته می شود، جایی که ایران و حزبالله از پهپادها و موشکها علیه اسرائیل و نیروی دریایی آمریکا استفاده میکنند. اسرائیل نیز در جنگ خود در غزه از تسلیحات بدون سرنشین بهره می برد و چینی ها به بررسی استراتژیهای پهپادی برای مقابله با تایوان میپردازد. آمریکا نیز در حال توسعه سیستمهای بدون سرنشین مقرون به صرفه برای تقویت توان نظامی خود است. آینده جنگها با استفاده گسترده از سیستمهای بدون سرنشین خودمختار و دارای کنترل از راه دور تعیین خواهد شد.
💢تکامل استراتژی نظامی: از برتری کمی و عددی به فناوری های دقیق
🔹در چند دهه گذشته، استراتژی نظامی از تمرکز بر برتری عددی به تأکید بر فناوری تغییر کرده است. آمریکا در پاسخ به مزیتهای کمی نیروهای شوروی در دهه ۱۹۷۰، ابتکاراتی را در جهت افزایش دقت در رهگیری را بکار برد. جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، قابلیتهای حمله دقیق را به نمایش گذاشت و توجه جهانیان را به تصاویری از بمبهای لیزری جلب کرد. تا اوایل قرن ۲۱، آمریکا برتری در جنگهای دقیق را حفظ کرد و تصمیم گرفت که کارایی و دقت را بر تعداد و کمیت ترجیح دهد، که منجر به ایجاد نیروی نظامی کوچکتر اما قدرتمندتر شد.
💢پیگیری استراتژی دقت فناوریمحور توسط سایر بازیگران
🔹در سالهای اخیر، آمریکا تسلط خود را در قابلیتهای حمله دقیق از دست داده است. کشورهای مختلف از آذربایجان تا کره شمالی اکنون میتوانند اهدافی را با دقت بالا هدف قرار دهند. این امر به لطف مهمات متعارف ارزانتر، حسگرها و سیستمهای هدایتگر امکانپذیر شده است. گسترش فناوریهای مقرون به صرفه، از جمله پهپادهای تجاری، امکان وقوع حملات دقیق در مقیاس وسیع را فراهم ساخته است. این سیستمها در حال تغییر ماهیت جنگ هستند و به نیروهای نظامی این امکان را میدهند که دقت را با کمیت و تعداد نیروها بیفزاید.
💢تحول جنگ: بهرهبرداری از سیستمهای دقیق مقرون به صرفه
🔹 تغییر در دینامیکهای جنگ به دلیل مزایای بالقوه استفاده از سیستمهای ارزانتر در مقیاس وسیع است که به بازیگران مختلف امکان ضربهزنی بالا به دشمنان را میدهد. کشورهایی مانند اوکراین و روسیه از سلاحهای مقرون به صرفهای مانند پهپادهای تاکتیکی و با برد طولانی استفاده میکنند که قادرند آنها را در مقادیر زیاد تولید، خریداری و بکار گیرند. به عنوان مثال، اوکراین میتواند چند صد دلار برای پهپادهای تاکتیکی یا تا ۳۰ هزار دلار برای پهبادهای با برد طولانی سرمایهگذاری کند، روسیه نیز از پهپادهای ساخت ایران به نام شاهد-۱۳۶ استفاده میکند که هزینه آنها بین ۱۰ هزار تا ۵۰ هزار دلار است .این استراتژی به نیروهای نظامی این امکان را میدهد که دشمن را خسته نموده و اثربخشی سلاحهای گرانتر را افزایش دهند. در نتیجه، کشورها اهمیت حفظ ذخایر سلاحهای مقرون به صرفه را برای ادامه جنگهای طولانی مدت دریافته اند.
💢اولویت دهی به فناوری های نظامی دقیق
🔹ابتکارات اخیر پنتاگون بیانگر علاقه فزاینده آمریکا به بهره گیری از فناوری های دقیق و مقرون به صرفه است، به طوری که نیروی هوایی برنامهریزی کرده تا هواپیماهای جنگی بدون سرنشین با هزینه کمتر را خریداری کند و موشکهای کروز مقرون به صرفه تولید کند. علاوه براین، ارتش در حال ایجاد تغییرات سازمانی برای ادغام فناوریهای جدید، از جمله پهبادهای مبتنی بر هوش مصنوعی است. واحد نوآوری دفاعی نیز بر تعهد جدی به سازگار شدن با دینامیکهای مدرن جنگ تاکید داشته است.
💢تکامل جنگ: سازگاری با استراتژیهای دقت بالا و فناوریهای نوظهور
🔹آینده جنگ در حال تجربه تغییرات قابل توجه است، همانطور که با استفاده گسترده از پهپادهای ارزانقیمت در درگیریهای اخیر مانند اوکراین مشهود است. سلاحهای هدایتشده، مانند لیزرها، در حال آزمایش هستند تا به طور مقرون به صرفهتری در برابر هجومهای پهپادی دفاع کنند. کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران به سرعت در حال پیشرفت در فناوری نظامی خود هستند، به ویژه در زمینههایی مانند موشکهای مافوق صوت و هوش مصنوعی.
🌐https://institutetehran.com/art/130
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌1