🔵 سوریه جدید: مسیری از ویرانه
◾️نشریه اکونومیست
#اکوتهران
🔸«اکونومیست» در آخرین شماره خود در یادداشتی به وضعیت اقتصادی موجود و چالشهای پیشرو در سوریه برای رشد و بازسازی پرداخته است و ضمن برشمردن تحریمهای متعدد منجمله قانون سزار به عنوان یکی از مهمترین موانع جذب سرمایه و بازسازی، خاطرنشان میسازد که تحریمها آسان وضع شده و به سختی از میان میروند؛ حتی در زمانی که حکومت هدف در آن تحریمها سقوط کرده باشد.
🔹گزارش مذکور با اشاره به انتصاب «میساء صابرین»، معاون پیشین بانک مرکزی در دوره بشار اسد، به عنوان رئیس بانک مرکزی سوریه در دوره جدید بر این نکته تاکید دارد که تحریرالشام به نظر نسبت به نیاز خود به تکنوکراتها، حتی تکنوکراتهای دوره بشار اسد، آگاهی دارد. در خصوص وخامت وضعیت بانک مرکزی سوریه، این گزارش به ذخیره ارزی ۲۰۰ میلیون دلاری (معادل کمتر از یکماه واردات) و سقوط ۹۹ درصدی ارزش پوند سوریه طی ۱۴ سال گذشته تاکیدی ویژه دارد. براساس این گزارش، تولید ناخالص داخلی ۹۰ میلیارد دلاری سوریه در سال ۲۰۱۰ در فاصله چهارده سال به کمتر از ۹ میلیارد دلار رسیده است. همچنین، برآورد بانک جهانی حاکی از آن است که حدود ۶۹ درصد از سوریها با رقمی کمتر از ۳.۶۵ دلار در روز گذران میکنند.
🔹این گزارش اولین چالش رهبران جدید سوریه را تامین مالی دانسته و خاطر نشان میکند که معضل نفت بهترین نمود این مشکل است. تا سال ۲۰۱۱، سوریه روزانه ۴۰۰ هزار بشکه نفت استخراج میکرد که بیش از مصرف داخلی کشور بود و مازاد آن به اروپا صادر میشد. عواید فروش نفت ۳۰ الی ۴۵ درصد از واردات سالانه ۱۲ میلیارد دلاری سوریه را پشتیبانی میکرد و در حال حاضر، تولید به کمتر از یکصد هزار بشکه در روز رسیده است.
🔹براساس این یادداشت، بخش کشاورزی نیز یکی از بخشهای آسیبدیده اقتصاد سوریه است. سطح تولید گندم در سوریه به نصف رسیده و این کشور که زمانی به طور خالص صادرکننده گندم به شمار میرفت، اکنون نیازمند واردات ۱.۶ میلیون تن گندم سالانه است. در این میان، صنعت گردشگری با درآمد سالانه 4 میلیارد دلار نیز تعطیل شده است.
🔹افزایش تولید نفت (فارغ از اینکه میادین اصلی در اختیار مسلحین کرد است)، بازسازی زیرساخت کشاورزی و احیای صنعت گردشگری جملگی زمانبر هستند و سوریه در کوتاه مدت باید به کمکهای خارجی و وجوه ارسالی مهاجران تکیه کند. مقامات جدید امیدوارند که از امتیاز سپردهگذاری کشورهای عربی در بانک مرکزی سوریه نیز برخوردار شوند و سفر وزیر خارجه جریان حاکم به عربستان با محوریت مذاکرات این چنینی انجام میپذیرد.
🔹به باور «اکونومیست»، احیای رشد اقتصادی در سوریه طبعا از بازسازی تخریبهای جنگ و آشوب در چهارده سال گذشته آغاز میشود و ابعاد خرابی واقعا وسیع است. برآورد بانک جهانی در سال ۲۰۲۲ از حلب نشان داده که حدود ۱۳۷ هزار خانه از مجموع ۶۶۰ هزار خانه آسیب دیده اند؛ ۲۵ درصد پلها غیرقابل استفاده اند و ۳۵ درصد بیمارستانها تخریب شده اند. نیروگاه حلب، بزرگترین نیروگاه کشور، از دور خارج است.
🔹بازسازی این حجم وسیع تخریب اشتغال قابلتوجهی فراهم خواهد کرد و دولت ترکیه، به عنوان متحد حاکمان کنونی، در حوزه ساخت و ساز توانمندی و پیوند سیاسی گستردهای دارد؛ با این حال، سرمایهگذاری ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلاری لازم برای این بازسازی از توان ترکیه خارج است. بعید است آمریکای ترامپ یا اروپای گرفتار در اوکراین پیشقدم سرمایهگذاری در سوریه شوند و تنها گزینه باقیمانده کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند. این در حالی است که به زعم بسیاری، این کشورها تزریق وجوه را به پروژهها و گروههای نورچشمی خود محدود خواهند کرد.
🔹به هر تقدیر، شرایط تحریمی سرمایهگذاری در سوریه را برای هر بازیگر فرضی سخت خواهد کرد. ایالات متحده ۷۰۰ شخص و شرکت سوری را در لیست سیاه قرار داده و علاوه بر آن، قانون سزار مصوب سال ۲۰۱۹ کل کشور سوریه را اعم از بخش انرژی و ساختمان هدف میگیرد. بزرگترین شرکت هواپیمایی و مخابراتی سوریه تحریم هستند و شخص احمد الشرع و گروه تحریر الشام در ایالات متحده، بریتانیا و اروپا به مثابه گروه تروریستی شناخته میشوند.
✅ جمعبندی یادداشت را میتوان در دو جمله خلاصه کرد: اول اینکه اظهارنظر احمد الشرع مبنی بر بهبود یکساله وضعیت خوشبینانه و غیرواقعی است. دوم اینکه تحریمها به عنوان چالشی کلیدی در مسیر احیای اقتصاد سوریه، آسان به وجود آمده اند و علیرغم سقوط دولت اسد به سختی از میان خواهند رفت.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/161
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️نشریه اکونومیست
#اکوتهران
🔸«اکونومیست» در آخرین شماره خود در یادداشتی به وضعیت اقتصادی موجود و چالشهای پیشرو در سوریه برای رشد و بازسازی پرداخته است و ضمن برشمردن تحریمهای متعدد منجمله قانون سزار به عنوان یکی از مهمترین موانع جذب سرمایه و بازسازی، خاطرنشان میسازد که تحریمها آسان وضع شده و به سختی از میان میروند؛ حتی در زمانی که حکومت هدف در آن تحریمها سقوط کرده باشد.
🔹گزارش مذکور با اشاره به انتصاب «میساء صابرین»، معاون پیشین بانک مرکزی در دوره بشار اسد، به عنوان رئیس بانک مرکزی سوریه در دوره جدید بر این نکته تاکید دارد که تحریرالشام به نظر نسبت به نیاز خود به تکنوکراتها، حتی تکنوکراتهای دوره بشار اسد، آگاهی دارد. در خصوص وخامت وضعیت بانک مرکزی سوریه، این گزارش به ذخیره ارزی ۲۰۰ میلیون دلاری (معادل کمتر از یکماه واردات) و سقوط ۹۹ درصدی ارزش پوند سوریه طی ۱۴ سال گذشته تاکیدی ویژه دارد. براساس این گزارش، تولید ناخالص داخلی ۹۰ میلیارد دلاری سوریه در سال ۲۰۱۰ در فاصله چهارده سال به کمتر از ۹ میلیارد دلار رسیده است. همچنین، برآورد بانک جهانی حاکی از آن است که حدود ۶۹ درصد از سوریها با رقمی کمتر از ۳.۶۵ دلار در روز گذران میکنند.
🔹این گزارش اولین چالش رهبران جدید سوریه را تامین مالی دانسته و خاطر نشان میکند که معضل نفت بهترین نمود این مشکل است. تا سال ۲۰۱۱، سوریه روزانه ۴۰۰ هزار بشکه نفت استخراج میکرد که بیش از مصرف داخلی کشور بود و مازاد آن به اروپا صادر میشد. عواید فروش نفت ۳۰ الی ۴۵ درصد از واردات سالانه ۱۲ میلیارد دلاری سوریه را پشتیبانی میکرد و در حال حاضر، تولید به کمتر از یکصد هزار بشکه در روز رسیده است.
🔹براساس این یادداشت، بخش کشاورزی نیز یکی از بخشهای آسیبدیده اقتصاد سوریه است. سطح تولید گندم در سوریه به نصف رسیده و این کشور که زمانی به طور خالص صادرکننده گندم به شمار میرفت، اکنون نیازمند واردات ۱.۶ میلیون تن گندم سالانه است. در این میان، صنعت گردشگری با درآمد سالانه 4 میلیارد دلار نیز تعطیل شده است.
🔹افزایش تولید نفت (فارغ از اینکه میادین اصلی در اختیار مسلحین کرد است)، بازسازی زیرساخت کشاورزی و احیای صنعت گردشگری جملگی زمانبر هستند و سوریه در کوتاه مدت باید به کمکهای خارجی و وجوه ارسالی مهاجران تکیه کند. مقامات جدید امیدوارند که از امتیاز سپردهگذاری کشورهای عربی در بانک مرکزی سوریه نیز برخوردار شوند و سفر وزیر خارجه جریان حاکم به عربستان با محوریت مذاکرات این چنینی انجام میپذیرد.
🔹به باور «اکونومیست»، احیای رشد اقتصادی در سوریه طبعا از بازسازی تخریبهای جنگ و آشوب در چهارده سال گذشته آغاز میشود و ابعاد خرابی واقعا وسیع است. برآورد بانک جهانی در سال ۲۰۲۲ از حلب نشان داده که حدود ۱۳۷ هزار خانه از مجموع ۶۶۰ هزار خانه آسیب دیده اند؛ ۲۵ درصد پلها غیرقابل استفاده اند و ۳۵ درصد بیمارستانها تخریب شده اند. نیروگاه حلب، بزرگترین نیروگاه کشور، از دور خارج است.
🔹بازسازی این حجم وسیع تخریب اشتغال قابلتوجهی فراهم خواهد کرد و دولت ترکیه، به عنوان متحد حاکمان کنونی، در حوزه ساخت و ساز توانمندی و پیوند سیاسی گستردهای دارد؛ با این حال، سرمایهگذاری ۲۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلاری لازم برای این بازسازی از توان ترکیه خارج است. بعید است آمریکای ترامپ یا اروپای گرفتار در اوکراین پیشقدم سرمایهگذاری در سوریه شوند و تنها گزینه باقیمانده کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند. این در حالی است که به زعم بسیاری، این کشورها تزریق وجوه را به پروژهها و گروههای نورچشمی خود محدود خواهند کرد.
🔹به هر تقدیر، شرایط تحریمی سرمایهگذاری در سوریه را برای هر بازیگر فرضی سخت خواهد کرد. ایالات متحده ۷۰۰ شخص و شرکت سوری را در لیست سیاه قرار داده و علاوه بر آن، قانون سزار مصوب سال ۲۰۱۹ کل کشور سوریه را اعم از بخش انرژی و ساختمان هدف میگیرد. بزرگترین شرکت هواپیمایی و مخابراتی سوریه تحریم هستند و شخص احمد الشرع و گروه تحریر الشام در ایالات متحده، بریتانیا و اروپا به مثابه گروه تروریستی شناخته میشوند.
🌐https://institutetehran.com/art/161
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10👏2👎1
♦️آیا پس از اسد، نوبت حوثیهاست؟
◾️نشنال اینترنست
📝آری هِیشتاین، ناتانائیل رابکین
#تهران_ریویو
🔸با سقوط رژیم اسد در سوریه و شکست حزبالله در لبنان، توجهها به سمت حوثیهای یمن جلب شده است. حوثیها به عنوان قویترین نیروی نیابتی باقیمانده ایران در منطقه، در حمله به اسرائیل و کشتیرانی بینالمللی دریای سرخ فعالتر از سایرین هستند. با رویارویی میان حوثیها و اسرائیل و احتمالاً آمریکا که به نظر میرسد به تصاعد تنش خواهد انجامید، این سوال مطرح میشود که آیا رژیم صنعا همچون شریک سابقش در دمشق ضعیف خواهد بود؟
🔹تفاوتهای مهمی میان رژیم اسد و حوثیها وجود دارد که مسیرهایشان را از یکدیگر جدا میکند. رهبری حوثیها جوانتر و پرانرژیتر از کارکنان مسن رژیم اسد است. به عنوان مثال، رئیس سرویس اطلاعاتی حوثیها، عبدالحکیم الخیوانی زیر چهل سال است، در حالی که همتای سوری او، حسام لوکا، پیش از سقوط اسد ۶۵ ساله بود. علاوه بر این، حوثیها ۱۰ سال پس از تصرف صنعا همچنان در مرحله جنبش انقلابی خود باقی ماندهاند اما بر خلاف آنها، رژیم اسد پس از پنجاه سال در دست داشتن قدرت به یک سلسله خموده و بدون ایدئولوژی تبدیل شده بود.
🔹یک تفاوت دیگر رهبران حوثی با اسد نیز در نحوه مواجهه آنها با چالشها است. برخلاف اسد که در نهایت به روسیه گریخت، رهبران حوثی ممکن است به جای رهاکردن جنبش از دست رفته خود، به تاکتیکهای نبرد چریکی در مناطق کوهستانی بازگردند. تعداد اندکی از فرماندهان حوثی سابقه خروج از یمن را دارند و این نکته، آنها را بیش از پناهندگی به خارج به مقاومت متمایل میکند.
🔹اقدام قاطع توسط بازیگران جهانی و منطقهای که مخالف اقدامات حوثیها هستند میتواند باعث تسریع در سقوط آنها شود. ایالات متحده، اسرائیل و سایر متحدان باید فشار سیاسی، مالی و نظامی بر حوثیها را افزایش دهند. قطع دسترسی آنها به کمکهای بشردوستانه میتواند موقعیت مالی آنها را بهشدت تضعیف کند. به جای کمک مالی به رژیمی که به ترور و بیثباتی در منطقه تداوم میبخشد، جامعه بینالمللی باید منابع را برای کمک به مخالفان و کسانی که در جنوب این کشور در برابر آن مقاومت میکنند اختصاص دهد.
🔹بحران کنونی که سپاه قدس ایران و حزبالله لبنان با آن مواجه هستند فرصت خوبی برای فشار به حوثیها ایجاد کرده است. هرچند ممکن است حوثیها زمانی به حمایتهای تهران دلگرم بودند، به احتمال زیاد در پرتو رویدادهای اخیر سوریه، ارزیابی خود را مورد بازبینی قرار میدهند. این موضوع فرصتی ایجاد میکند تا با فشار بر حوثیها، حملات آنها در دریای سرخ را متوقف کنیم. البته حتی این نیز تنها یک شانس موقت است، نه راهحلی بلند مدت برای تهدیدی که حوثیها بر دیگر دولتهای منطقه اعمال میکنند.
🔹در نهایت باید دانست تغییر واقعی معادلات در یمن مستلزم سه تحول است:
1️⃣ افزایش خشم عمومی و ایجاد نارضایتی میان مردم یمن با فشارهای اقتصادی و تفاوت نگاههای مذهبی
2️⃣ از دست رفتن حمایت نخبگان کلیدی خود اعم از بوروکراتهای حوثی و قبایل متحد
3️⃣ ایجاد بیثباتی از طریق اعمال فشارهای بیرونی و ایجاد نبردهای درونی قدرت در طبقه رهبری انصارالله
✅ این سه عامل در کنار هم میتوانند حکومت حوثیها را در وضعیت هرجومرج و غیرقابل بازگشت قرار دهد. چگونگی گسترش این روند تحت کنترل هیچکس نیست و حتما از اختیار نیروهای خارجی نیز بیرون است. هرچند تجربه سوریه نشان میدهد که ادامه فشارها و هماهنگی با نیروهای مخالف، موثرتر از تلاش برای مذاکره با حکومتی شبیه به حوثیهای یمن است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/162
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️نشنال اینترنست
📝آری هِیشتاین، ناتانائیل رابکین
#تهران_ریویو
🔸با سقوط رژیم اسد در سوریه و شکست حزبالله در لبنان، توجهها به سمت حوثیهای یمن جلب شده است. حوثیها به عنوان قویترین نیروی نیابتی باقیمانده ایران در منطقه، در حمله به اسرائیل و کشتیرانی بینالمللی دریای سرخ فعالتر از سایرین هستند. با رویارویی میان حوثیها و اسرائیل و احتمالاً آمریکا که به نظر میرسد به تصاعد تنش خواهد انجامید، این سوال مطرح میشود که آیا رژیم صنعا همچون شریک سابقش در دمشق ضعیف خواهد بود؟
🔹تفاوتهای مهمی میان رژیم اسد و حوثیها وجود دارد که مسیرهایشان را از یکدیگر جدا میکند. رهبری حوثیها جوانتر و پرانرژیتر از کارکنان مسن رژیم اسد است. به عنوان مثال، رئیس سرویس اطلاعاتی حوثیها، عبدالحکیم الخیوانی زیر چهل سال است، در حالی که همتای سوری او، حسام لوکا، پیش از سقوط اسد ۶۵ ساله بود. علاوه بر این، حوثیها ۱۰ سال پس از تصرف صنعا همچنان در مرحله جنبش انقلابی خود باقی ماندهاند اما بر خلاف آنها، رژیم اسد پس از پنجاه سال در دست داشتن قدرت به یک سلسله خموده و بدون ایدئولوژی تبدیل شده بود.
🔹یک تفاوت دیگر رهبران حوثی با اسد نیز در نحوه مواجهه آنها با چالشها است. برخلاف اسد که در نهایت به روسیه گریخت، رهبران حوثی ممکن است به جای رهاکردن جنبش از دست رفته خود، به تاکتیکهای نبرد چریکی در مناطق کوهستانی بازگردند. تعداد اندکی از فرماندهان حوثی سابقه خروج از یمن را دارند و این نکته، آنها را بیش از پناهندگی به خارج به مقاومت متمایل میکند.
🔹اقدام قاطع توسط بازیگران جهانی و منطقهای که مخالف اقدامات حوثیها هستند میتواند باعث تسریع در سقوط آنها شود. ایالات متحده، اسرائیل و سایر متحدان باید فشار سیاسی، مالی و نظامی بر حوثیها را افزایش دهند. قطع دسترسی آنها به کمکهای بشردوستانه میتواند موقعیت مالی آنها را بهشدت تضعیف کند. به جای کمک مالی به رژیمی که به ترور و بیثباتی در منطقه تداوم میبخشد، جامعه بینالمللی باید منابع را برای کمک به مخالفان و کسانی که در جنوب این کشور در برابر آن مقاومت میکنند اختصاص دهد.
🔹بحران کنونی که سپاه قدس ایران و حزبالله لبنان با آن مواجه هستند فرصت خوبی برای فشار به حوثیها ایجاد کرده است. هرچند ممکن است حوثیها زمانی به حمایتهای تهران دلگرم بودند، به احتمال زیاد در پرتو رویدادهای اخیر سوریه، ارزیابی خود را مورد بازبینی قرار میدهند. این موضوع فرصتی ایجاد میکند تا با فشار بر حوثیها، حملات آنها در دریای سرخ را متوقف کنیم. البته حتی این نیز تنها یک شانس موقت است، نه راهحلی بلند مدت برای تهدیدی که حوثیها بر دیگر دولتهای منطقه اعمال میکنند.
🔹در نهایت باید دانست تغییر واقعی معادلات در یمن مستلزم سه تحول است:
1️⃣ افزایش خشم عمومی و ایجاد نارضایتی میان مردم یمن با فشارهای اقتصادی و تفاوت نگاههای مذهبی
2️⃣ از دست رفتن حمایت نخبگان کلیدی خود اعم از بوروکراتهای حوثی و قبایل متحد
3️⃣ ایجاد بیثباتی از طریق اعمال فشارهای بیرونی و ایجاد نبردهای درونی قدرت در طبقه رهبری انصارالله
🌐https://institutetehran.com/art/162
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎3👏3🤯1
#تحلیل_کوتاه
🔹 اخیراً لیبی بهعنوان پنجاه و سومین عضو افرکسیمبانک (AfreximBank) پذیرفته شد که گامی مهم در فرآیند یکپارچهسازی آفریقا از طریق تجارت و سرمایهگذاری محسوب میشود. افرکسیمبانک بهعنوان نهادی پانآفریقایی نقش کلیدی در تأمین مالی پروژههای زیرساختی و گسترش تجارت درونآفریقایی دارد. عملکرد مالی قوی افرکسیمبانک در سهماهه سوم ۲۰۲۴، شامل نقدینگی مناسب، بهبود کیفیت داراییها و سطح بالای کفایت سرمایه سبب شده است تا این بانک موقعیت مالی مستحکمی برای حمایت از پروژههای مهم و بزرگ در لیبی داشته باشد و بتواند نقش مهمی در کمک به بهبود وضعیت این کشور ایفا کند.
💢توسعه منطقه آزاد مصراته
🔸مناطق آزاد اقتصادی بهعنوان ابزارهای توسعه و جذب سرمایهگذاری در بسیاری از کشورها مورداستفاده قرار میگیرند. منطقه آزاد مصراته، نخستین منطقه آزاد لیبی، بر اساس قانون سال ۲۰۰۰ تأسیسشده و هدف آن تقویت تجارت و جذب سرمایهگذاری خارجی است. این منطقه با مساحت ۳۵۰۰ هکتار شامل بندر مصراته است و نقش مهمی در تجارت لیبی، بهویژه با کشورهای همسایه مانند مصر، ایفا میکند. بااینحال، کمبود بودجه اجرای پروژهها را متوقف کرده است.
🔸برای رفع این مشکل، در نوامبر ۲۰۲۳ منطقه آزاد مصراته تفاهمنامهای با بزرگترین اپراتور بندر چین برای مطالعه سرمایهگذاری در پروژههای زیربنایی امضا کرد. پیوستن به افرکسیم بانک نیز میتواند مسیر توسعه این منطقه را هموار و درآمدهای لیبی را متنوع کند. این منطقه بااتصال بنادر شمال آفریقا، مانند بنادر مصر، تونس و الجزایر، به توسعه تجارت منطقهای کمک خواهد کرد.
🔸نمونهای از این تلاشها توافق تونس و لیبی برای ایجاد یک خط دریایی از طریق مصراته است. همچنین، منطقه آزاد مصراته به توسعه صادرات به کشورهای جنوب صحرای آفریقا و تقویت همکاریهای اقتصادی با این کشورها کمک خواهد کرد. این اقدامات میتوانند مصراته را به یکقطب اقتصادی و تجاری مهم در منطقه تبدیل کنند.
💢ساخت کریدور ریلی لیبی- چاد- نیجر
🔸کشورهای آفریقای مرکزی و ساحل مانند چاد و نیجر به دنبال اتصال به بنادر شمال آفریقا برای افزایش تجارت هستند. چاد اخیراً یادداشت تفاهمی با گروه پیمانکاران مصری برای مطالعه ساخت جادهای بین چاد، لیبی و مصر امضا کرده است که به دلیل دسترسی به کانال سوئز از اهمیت استراتژیکی برای چاد برخوردار است. همچنین، لیبی، نیجر و چاد در حال بررسی پروژهای ریلی هستند که ارتباط میان این کشورها را برقرار کند. این راهآهن ۳ هزار کیلومتری با سرعت ۲۵۰ کیلومتر در ساعت، حمل مسافر و کالا را از شرق تا غرب لیبی پوشش میدهد و یک مسیر ترانزیتی برای اتصال سواحل مدیترانه به آفریقای مرکزی فراهم میکند و در نهایت منجر به ارتقای اقتصاد لیبی و آفریقا خواهد شد.
🔸این پروژه بخشی از کریدور بزرگ ترانس-صحرا محسوب میشود و تجارت آفریقا و اروپا را از طریق بنادر شمال آفریقا تسهیل خواهد کرد. حمایت از این پروژه نیز جزو اهداف افرکسیم بانک عنوانشده که نشاندهنده اهمیت استراتژیک این پروژه برای اقتصاد منطقه است. راهآهن پیشنهادی، مسیر ترانزیتی حیاتی بین سواحل مدیترانه و آفریقای مرکزی ایجاد میکند و جایگاه لیبی را در کریدورهای تجاری بینالمللی ارتقا میدهد.
💢حمایت از هدف نفتی لیبی
🔸بر اساس دادههای رسمی تولید نفت لیبی در اواخر سال ۲۰۲۴ نزدیک به یکمیلیون و ۴۰۰ هزار بشکه در روز بوده است. بر اساس برنامهریزیهای دولتی، ظرف ۳ سال آینده تولید نفت لیبی به حدود دو میلیون بشکه در روز افزایش مییابد که شامل رسیدن به میزان تولید روزانه یکمیلیون و ۴۰۰ هزار بشکه نفت و میعانات گازی تا پایان سال ۲۰۲۴ بود. برای دستیابی به این اهداف، شرکت نفت لیبی در حال تلاش برای اجرای یک برنامه راهبردی باهدف افزایش نرخ تولید شرکتهای تابعه خود است. این امر شامل حفاری چاههای جدید، انجام عملیات تعمیر و نگهداری لازم برای چاههای تولیدی، همچنین راهاندازی مجدد میادین ویرانشده است. بنابراین با توجه به شرایط مالی کشور، حمایت بانک صادرات و واردات از پروژههای نفتی میتواند تولید این کشور را افزایش و درنتیجه درآمدهای این کشور را افزایش دهد. در این راستا، اخیراً ترکیه و لیبی در این زمینه توافقهایی انجام دادهاند.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/163
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍10❤3👏2👌2
♦️آینده اوکراین پس از پیروزی روسیه در جنگ
▪️شورای روابط خارجی روسیه
📝دیمیتری ترنین
🔹 یک قانون همیشگی وجود دارد که در زمان صلح آماده جنگ باش و در زمان جنگ در پی صلح. حال با نزدیک شدن جنگ اوکراین به نتیجه محتوم خود که همان پیروزی روسیه است، نگاهها باید به آینده و صلحی که پس از آن خواهد آمد معطوف شود، چنانکه استالین جایی گفته بود: «بَندِرایتیها (پیروان استفان بندرا، همکار نازیها در جنگ جهانی دوم) میآیند و میروند، اما این مردم اوکراین هستند که باقی میمانند».
💢 نقشه آینده اوکراین
🔸اوکراینِ سال ۱۹۹۱ دیگر وجود نخواهد داشت. کریمه، دونباس و دو منطقه از اوکراین از طریق رفراندوم به روسیه ملحق شدهاند و احتمالاً مناطق دیگری چون خارکف و اودسا نیز به آنها خواهند پیوست. این البته در خصوص تمامی مناطق صدق نخواهد کرد، چرا که روسیه تنها مناطقی را تصرف میکند که قادر به ادغام یا دفاع از آنها باشد. توسعه باید منطق استراتژیک داشته باشد و نه صرفا از روی احساسات.
💢رسالت رهاییبخشی روسیه
🔸از لحاظ تمدنی، فرهنگی و تاریخی، بیشتر بخشهای اوکراین به روسیه تعلق دارد. روسیه نه به منظور فتح امپریالیستی، بلکه برای تأمین امنیت ملی خود باید تمامی اوکراین را از رژیم نئونازی بندرا و حامیان خارجیاش رها کند. اگرچه اوکراین متعلق به مردم آن است، اما روسیه عمیقاً با این سرزمین پیوند دارد و پس از جنگ، باید در بازسازی یک اوکراین صلحطلب و متحد نقشآفرینی کند. همانطور که در چچن و آلمان شرقی پس از جنگ مشاهده شد، روسیه تجربه موفقی در تبدیل دشمنان سابق به متحد داشته است.
💢سناریوهای پسا جنگ
🔸کارشناسان روسی سناریوهای مختلفی برای آینده اوکراین متصور هستند:
1️⃣ ادغام کامل: روسیه تمام اوکراین را تحت تصرف خود درآورده و هممرز با ناتو میشود. این به معنای اتحاد دوباره و پایان استقلال اوکراین خواهد بود. با این حال، ادغام چنین سرزمینی و بازسازی آن هزینههای هنگفتی به همراه دارد.
2️⃣ اوکراین غربگرا: بدترین سناریوی ممکن، یک اوکراین به شدت ضد روسیه و تحت کنترل غرب است که تنها به دنبال ضربه زدن به روسیه در فرصت مناسب خواهد بود. بههر نحو ممکن باید از تحقق این سناریو پیشگیری نمود.
3️⃣ دولت ورشکسته: یک اوکراین تکهتکه شده که از جانب غرب رها شده و به روسیه وابستگی دارد، ممکن است به هرج و مرج دچار شود. در این حالت، هم روسیه و هم غرب میتوانند در آن دستکاری و مداخله کنند که سناریویی نامطلوب خواهد بود.
4️⃣ اوکراین تقسیم شده: واقعبینانهترین و مطلوبترین نتیجه، تقسیم اوکراین به دو بخش خواهد بود: نیروهای ضد روسی در غرب تحت حمایت ناتو در «اوکراین آزاد» و واحد جدیدی بهنام «اوکراین جدید» که عاری از عناصر افراطی ناسیونالیست، کوچکتر اما باثبات، از نظر اقتصادی با روسیه یکپارچه و از نظر سیاسی بیطرف خواهد بود. روسیه میتواند این چشمانداز را به اوکراینیها ارائه و سودمندی چنین سناریویی را به آنها توضیح دهد.
💢 آمادهسازی برای آینده
🔸برای آغاز بازسازی نیازی به پایان جنگ نیست. بسیاری از اوکراینیهای میهنپرست حاضر در روسیه آماده کمک هستند. در عین حال، روسیه باید جنایتکاران جنگی را شناسایی کند و همچنین میهنپرستان، افسران و رهبرانی را که آماده همکاری در بازسازی اوکراین هستند، جذب نماید. علاوه بر این، روسیه باید سوءاستفاده و استثمار غرب از اوکراین و منابع آن را که موجب تضعیف فرهنگ آن توسط مصرفگرایی خارجی و ایدئولوژیهای رادیکال شده است، افشا کند.
💢جنگی برای آینده روسیه
✅ این جنگ تنها مربوط به اوکراین نیست. پیروزی در آن به معنای شکست کارزار غرب برای تضعیف روسیه و همچنین پایان دادن به رژیم «بندرایتی» و تضمین آینده ملت روسیه خواهد بود. و ثبات، امنیت و قدرت را برای نسلهای آینده روسیه به ارمغان خواهد آورد. پیروزی روسیه برای اوکراینیها نیز نماد رهایی از یک رژیم فاسد و تحمیلی خارجی خواهد بود.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/164
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
▪️شورای روابط خارجی روسیه
📝دیمیتری ترنین
🔹 یک قانون همیشگی وجود دارد که در زمان صلح آماده جنگ باش و در زمان جنگ در پی صلح. حال با نزدیک شدن جنگ اوکراین به نتیجه محتوم خود که همان پیروزی روسیه است، نگاهها باید به آینده و صلحی که پس از آن خواهد آمد معطوف شود، چنانکه استالین جایی گفته بود: «بَندِرایتیها (پیروان استفان بندرا، همکار نازیها در جنگ جهانی دوم) میآیند و میروند، اما این مردم اوکراین هستند که باقی میمانند».
💢 نقشه آینده اوکراین
🔸اوکراینِ سال ۱۹۹۱ دیگر وجود نخواهد داشت. کریمه، دونباس و دو منطقه از اوکراین از طریق رفراندوم به روسیه ملحق شدهاند و احتمالاً مناطق دیگری چون خارکف و اودسا نیز به آنها خواهند پیوست. این البته در خصوص تمامی مناطق صدق نخواهد کرد، چرا که روسیه تنها مناطقی را تصرف میکند که قادر به ادغام یا دفاع از آنها باشد. توسعه باید منطق استراتژیک داشته باشد و نه صرفا از روی احساسات.
💢رسالت رهاییبخشی روسیه
🔸از لحاظ تمدنی، فرهنگی و تاریخی، بیشتر بخشهای اوکراین به روسیه تعلق دارد. روسیه نه به منظور فتح امپریالیستی، بلکه برای تأمین امنیت ملی خود باید تمامی اوکراین را از رژیم نئونازی بندرا و حامیان خارجیاش رها کند. اگرچه اوکراین متعلق به مردم آن است، اما روسیه عمیقاً با این سرزمین پیوند دارد و پس از جنگ، باید در بازسازی یک اوکراین صلحطلب و متحد نقشآفرینی کند. همانطور که در چچن و آلمان شرقی پس از جنگ مشاهده شد، روسیه تجربه موفقی در تبدیل دشمنان سابق به متحد داشته است.
💢سناریوهای پسا جنگ
🔸کارشناسان روسی سناریوهای مختلفی برای آینده اوکراین متصور هستند:
1️⃣ ادغام کامل: روسیه تمام اوکراین را تحت تصرف خود درآورده و هممرز با ناتو میشود. این به معنای اتحاد دوباره و پایان استقلال اوکراین خواهد بود. با این حال، ادغام چنین سرزمینی و بازسازی آن هزینههای هنگفتی به همراه دارد.
2️⃣ اوکراین غربگرا: بدترین سناریوی ممکن، یک اوکراین به شدت ضد روسیه و تحت کنترل غرب است که تنها به دنبال ضربه زدن به روسیه در فرصت مناسب خواهد بود. بههر نحو ممکن باید از تحقق این سناریو پیشگیری نمود.
3️⃣ دولت ورشکسته: یک اوکراین تکهتکه شده که از جانب غرب رها شده و به روسیه وابستگی دارد، ممکن است به هرج و مرج دچار شود. در این حالت، هم روسیه و هم غرب میتوانند در آن دستکاری و مداخله کنند که سناریویی نامطلوب خواهد بود.
4️⃣ اوکراین تقسیم شده: واقعبینانهترین و مطلوبترین نتیجه، تقسیم اوکراین به دو بخش خواهد بود: نیروهای ضد روسی در غرب تحت حمایت ناتو در «اوکراین آزاد» و واحد جدیدی بهنام «اوکراین جدید» که عاری از عناصر افراطی ناسیونالیست، کوچکتر اما باثبات، از نظر اقتصادی با روسیه یکپارچه و از نظر سیاسی بیطرف خواهد بود. روسیه میتواند این چشمانداز را به اوکراینیها ارائه و سودمندی چنین سناریویی را به آنها توضیح دهد.
💢 آمادهسازی برای آینده
🔸برای آغاز بازسازی نیازی به پایان جنگ نیست. بسیاری از اوکراینیهای میهنپرست حاضر در روسیه آماده کمک هستند. در عین حال، روسیه باید جنایتکاران جنگی را شناسایی کند و همچنین میهنپرستان، افسران و رهبرانی را که آماده همکاری در بازسازی اوکراین هستند، جذب نماید. علاوه بر این، روسیه باید سوءاستفاده و استثمار غرب از اوکراین و منابع آن را که موجب تضعیف فرهنگ آن توسط مصرفگرایی خارجی و ایدئولوژیهای رادیکال شده است، افشا کند.
💢جنگی برای آینده روسیه
🌐https://institutetehran.com/art/164
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎6👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹رزمایش بزرگ نظامی نیروهای مسلح ایران، با عنوان «پیامبر اعظم۱۹» و با ابعادی گسترده و طراحی پیچیده، در نقاط مختلف کشور آغاز شده و بهنظر میرسد که هدف اصلی آن، آزمایش توانمندیهای نظامی در شرایط واقعی و پاسخ به تهدیدات احتمالی باشد. این رزمایش که در زمین، دریا و هوا برگزار میشود، با استفاده از نیروهای زمینی، دریایی و هوایی همراه بوده و با بهرهگیری از تجهیزات پیشرفته و فناوریهای نوین، تمریناتی نزدیک به شرایط جنگ واقعی را در بر دارد.
🔸در این رزمایش، نیروهای مسلح ایران بهطور ویژه بر آزمایش سامانههای پدافند هوایی و تجهیزات الکترونیکی تمرکز داشتهاند. طبق گزارشها، استفاده از پهپادها و جنگندههای پیشرفته، بهویژه در شبیهسازی سناریوهای دفاعی و تهاجمی، نشاندهنده توان بالای این نیروها در مدیریت تهدیدات هوایی و تقویت قدرت بازدارندگی است. در سطح دریایی، ناوگان دریایی ایران اقدام به تمرین تسلط بر آبهای خلیج فارس و مناطق حساس راهبردی کرده و مانورهایی در تنگه هرمز انجام داده است که تسلط بر این نقطه حیاتی را برجسته میسازد.
🔸بخش زمینی این رزمایش نیز با حضور گسترده یگانهای عملیاتی و استفاده از تجهیزات سنگین و سبک، شامل تانکها و موشکاندازها، به مقابله با تهدیدات زمینی و سناریوهای دفاعی و تهاجمی پرداخته است. نکته قابلتوجه، هماهنگی بالای نیروها و آزمایش عملیات ترکیبی است که با هدف شبیهسازی شرایط جنگی واقعی انجام شده است.
🔸رزمایش مذکور در حالی برگزار میشود که نیروهای مسلح ایران تأکید کردهاند این تمرینات کاملاً دفاعی بوده و بهمنظور تقویت آمادگی داخلی و نمایش تواناییهای استراتژیک صورت میگیرد. همزمان با این تحرکات، آزمایش موشکهای دوربرد و سامانههای موشکی پیشرفته نیز بخشی از این تمرینات بوده است. این اقدامات نشان از توانایی ایران در پاسخ به تهدیدات فرامنطقهای دارد و بر قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح تأکید میکند.
🔸این رزمایش همچنین فرصتی برای ارزیابی هماهنگی میان ارتش و سپاه بوده است. بهنظر میرسد این تمرینات، با تمرکز بر همکاری مشترک میان این دو نهاد نظامی، به بررسی نقاط قوت و ضعف در شرایط عملیاتی پرداخته و قدرت واکنش سریع را در برابر سناریوهای مختلف بهبود میبخشد.
🔸رزمایش گسترده ایران، در زمانی حساس برگزار میشود؛ زمانی که منطقه درگیر تحولات پیچیدهای است و تهدیدات امنیتی از سوی بازیگران مختلف، از جمله نیروهای مداخلهگر فرامنطقهای، همچنان وجود دارد. علاوه براین در آستانه استقرار ترامپ در کاخ سفید و همچنین نظر به انتظارات برای پاسخ ایران به حمله ۵ آبان رژیم صهیونیستی این رزمایش اهمیتی ویژه مییابد.
🌐https://institutetehran.com/art/165
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍16❤5👏3😁1
#تحلیل_کوتاه
🔹سفر امروز محمد شیاع السودانی نخستوزیر عراق به ایران، در شرایط منطقهای بسیار حساس و پرتنشی رخ میدهد. در این سفر، انتظار میرود که دستورکارهای کلیدی مرتبط با این تحولات مورد گفتگو و مناقشه قرار بگیرند. به احتمال زیاد محور گفتگوهای السودانی در تهران دو موضوع اصلی خواهد بود: وضعیت جاری سوریه و موقعیت گروههای مقاومت عراقی. مسائل مربوط به سوریه و گروههای مقاومت، ابعاد تعیینکننده و حساسی برای ثبات منطقه و روابط بین ایران و عراق دارند. موضوعات دیگری مانند انرژی و گاز هم میتواند در این سفر مورد توجه قرار بگیرد. صدور گاز ایران به عراق متوقف شده و این توقف به معنای اختلال جدی در تأمین برق این کشور است؛ به ویژه آنکه قرارداد واردات گاز عراق از ترکمنستان هنوز وارد فاز عملیاتی نشده است.
🔸سفر السودانی، نمایانگر نگرانیهای دولت عراق و همچنین تلاشهای آن برای همگرایی دیدگاههای بازیگران منطقهای و ارائه تصویری از یک میانجی بیطرف و در عین حال فعال است. اخیرا، گمانهزنیهایی مبنی بر احتمال از سرگیری حملات ایالات متحده علیه مواضع گروههای مقاومت در خاک عراق و حتی تغییر نظام سیاسی آن، مشابه آنچه که در سوریه رخ داد، مطرح شده است. گروههای مقاومت یا فصائل، علیرغم توقف حملات موشکی و پهپادی به سرزمینهای اشغالی تحت فشارهای مستمر نخستوزیر و برخی از اعضای چارچوب هماهنگی شیعیان، همچنان یک منبع نگرانکننده برای رژیم صهیونیستی و آمریکا هستند. صرف توقف این حملات، به نظر نمیرسد که برای این دو کافی باشد و نگرانیهای جدی در مورد توان نظامی و تسلیحات این گروهها وجود دارد.
🔸بنابراین، تضعیف یا نابودی توان نظامی این گروهها، میتواند به عنوان یک هدف فوری برای واشنگتن و تلآویو مطرح باشد. با این حال، برخی شواهد نشان میدهد واشنگتن در هفتههای اخیر از حملات مستقیم اسرائیل به عراق جلوگیری کرده و در نتیجه، فشارهایی بر السودانی و چارچوب هماهنگی وارد شده تا از این فرصت برای خلع سلاح گروههای مقاومت استفاده کنند. دور از انتظار نیست که شایعات مطرح شده در خصوص تغییر نظام سیاسی در عراق، تلاشهایی هدفمند برای ایجاد فشار بر السودانی و شیعیان برای پذیرش تغییرات بنیادین یعنی خلع سلاح یا ادغام فصائل در ارتش باشد.
🔸موضوع جمعآوری سلاحهای خارج از کنترل دولت، که به طور جدی مطرح شده و از سوی مراجع دینی شیعه مانند آيتالله العظمی سیستانی، رهبر جریان حکمت و مقتدی صدر مورد تاکید قرار گرفته، بازتاب نگرانیهای عراق از کشیده شدن ناخواسته به درگیریهای منطقهای است. بغداد، به ویژه پس از تشدید اقدامات اسرائیل و حملات سنگین به گروههای مقاومت در غزه و لبنان و ورود مستقیم آن به رویارویی با ایران، بر این باور است که این گروهها ممکن است بدون دلیل موجه، کشور را وارد تنشی کنند که هیچ سودی برای عراق نخواهد داشت.
🔸بنابراین، انتظار میرود که یکی از محورهای اصلی مذاکرات السودانی با مقامات ارشد ایرانی، متقاعد کردن گروههای مقاومت به خلع سلاح باشد. این درخواست، نه تنها خواسته دولت السودانی، بلکه مورد حمایت اجماع حاکم در چارچوب هماهنگی شیعیان نیز هست.
🔸در چشمانداز منطقهای فعلی و تحولات آن، السودانی و چارچوب هماهنگی تلاش میکنند تا ایران را نسبت به شرایط جدید سوریه متقاعد کرده و دیدگاه تهران را در مورد تحولات این کشور و مدیریت جدید آن، به دیدگاه سایر کشورهای منطقه نزدیک کنند. السودانی پس از تهران به قطر خواهد رفت. با توجه به روابط حسنه دوحه با تهران و گروههای سوری، به نظر میرسد که السودانی از مقامات قطری درخواست خواهد کرد تا در راستای این تلاشها، زمینه را برای نزدیکی نسبی بین تهران و دمشق یا حداقل کاهش تنش میان آنها فراهم کنند.
🔸در آستانه بازگشت ترامپ به قدرت، السودانی تلاشهای دیپلماتیک جدی برای کاهش تنشها در منطقه انجام میدهد، زیرا هرگونه بیثباتی در منطقه، میتواند پیامدهای مستقیم و منفی برای عراق داشته باشد و حتی احتمال بازگشت تروریسم به این کشور را افزایش دهد.
🌐https://institutetehran.com/art/166
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8🤔3👎2👌1💯1💔1
♦️توافق صلح ترکیه و کردها؛ از امکان تا واقعیت
◼️مرکز الاهرام للدراسات السیاسیة و الاستراتیجیة
📝کرم سعید
#رویة_العربیة
🔹اوجالان در 29 دسامبر 2024 آمادگی خود را برای گفتوگوی بدون قید و شرط با ترکیه اعلام کرد و حل مسئله کردها را ضروری دانست. وی خواستار کنار گذاشتن خشونت و انتخاب راهحل مسالمتآمیز شد. این اظهارات با استقبال حزب عدالت و توسعه مواجه شد و در چارچوب تحولات منطقهای و تلاشهای آنکارا برای آشتی با کردها مطرح گردید. همزمان، نیروهای کرد در ترکیه و سوریه از مذاکرات جدید برای حلوفصل غیر نظامی مسائل و بحرانهای کردی استقبال نمودند.
💢ابعاد درهمتنیده
فراخوان اوجالان برای آغاز دور جدیدی از تعاملات با ترکیه و حل مشکلات کردها همزمان با تحولات محلی و منطقهای در هم تنیدهای بهوقوع پیوسته است از جمله:
🔹تشدید فشارها بر نیروهای (قسد) پس از سقوط اسد: پیشنهاد اوجالان درحالی مطرح شد که پس از سقوط اسد، جناحهای طرفدار ترکیه در صحنه سیاسی سوریه قدرت را در دست گرفتند. این تحولات دست ترکیه را برای افزایش فشار بر یگانهای مدافع خلق (Y.P.G) و محاصره زمینی و سیاسی آنها باز کرد. مضاف بر این، ترکیه با عملیات جنگی علیه قسد در شمال شرق سوریه، به دنبال کاهش نقش کردها در ترتیبات آینده سوریه است و تلاش دارد مؤلفه کردی را به حاشیه براند.
🔹هراس قسد از ادامه بهکارگیری ترکیه از قدرت سخت: نیروهای قسد با شرایط دشواری روبرو هستند. اردوغان در 26 دسامبر 2024 پیشنهاد داد که سلاحهای خود را کنار بگذارند یا با خاک سوریه دفن شوند. ترکیه بسیاری از رهبران قسد را وابسته به (پ.ک.ک) میداند و خواستار خروج آنها از سوریه است. نگرانی کردهای سوریه پس از رد پیشنهاد ایجاد «منطقه حائل غیرنظامی» در مرز دو کشور و انتقال مسئولیت امنیت مرز از نیروهای قسد به دولت دمشق، توسط ترکیه افزایش یافته است.
🔹تغییر محسوس در مواضع بینالمللی: ابتکار اوجالان با تغییر در مواضع بینالمللی درباره مسئله کردها همزمان شد. وزیر خارجه آلمان، خواستار خلع سلاح گروههای کرد و ادغام آنها در ساختار امنیتی سوریه شد. مایک والتز، مشاور امنیت ملی پیشنهادی ترامپ، بر خروج نیروهای آمریکایی از سوریه تأکید کرد. همزمان اتحادیه اروپا عملیات «طلوع آزادی» که توسط گروههای طرفدار ترکیه علیه یگانهای خلق کرد در شمال سوریه انجام شد را نادیده گرفت.
🔹کاهش مواضع ضد کرد احزاب در ترکیه: برخی احزاب ضد کرد ترکیه، بهویژه حزب حرکت ملی، اخیراً رویکردهای جدیدی در خصوص نزدیکی به کردها اتخاذ کردهاند. این تغییرات شامل دعوت از اوجالان برای سخنرانی در پارلمان ترکیه، انحلال حزب کردستان بهعنوان گروه تروریستی و درخواست برای کنار گذاشتن سلاح به ازای پایان دادن به انزوا و اعمال اصلاحات قانونی برای تضمین حقوق فرهنگی، سیاسی و زبانی کردها است.
💢حسابهای مرکب
بهنظر میرسد رویکرد جدید آنکارا و نیروهای کرد در بهبود روابط و مصالحه ناشی از مجموعهای از محاسبات پیچیده است که تعدادی از آنها به شرح زیر است:
🔹ناکارآمدی قدرت سخت: طرفین به ناکارآمدی سیاست قدرت سخت در مواجهه با مناقشات پی بردهاند، چراکه این سیاست آسیبهای زیادی به هر دو طرف وارد کرده است. آنکارا نتوانسته کردها را در شمال عراق و سوریه محاصره کرده و نفوذ نیروهای کرد در سوریه را کاهش دهد. در مقابل نیروهای کرد نیز علیرغم تحمل خسارتهای هنگفت موفق به اعمال دیدگاههای خود نشد.
🔹ارتقای فرصتهای اقتصادی: حمایت از صلح با کردهای سوریه به معنای فراهم کردن زمینه برای اجرای طرحهای ترکیه در بخش نفت و گاز سوریه است چرا که نیروهای قسد کنترل منابع نفتی سوریه را در شمال شرقی این کشور در دست دارند.
💢نتیجهگیری
✅فراخوان عبدالله اوجالان و ابتکار رئیس حزب «حرکت ملی ترکیه» برای آشتی کردها و ترکیه به عوامل محلی و منطقهای مختلفی مرتبط است. با این حال، چالشهایی مانند ادامه عملیات «طلوع آزادی» علیه یگانهای مدافع خلق کرد، برکناری تعدادی از شهرداران کرد منتخب و کاهش نفوذ اوجالان در حزب کارگران کردستان و مخالفت رهبران کرد در قندیل به ویژه جمیل بایک با پیشنهاد اوجالان، ممکن است آشتی بین کردها و ترکیه را دشوار سازد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/167
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مرکز الاهرام للدراسات السیاسیة و الاستراتیجیة
📝کرم سعید
#رویة_العربیة
🔹اوجالان در 29 دسامبر 2024 آمادگی خود را برای گفتوگوی بدون قید و شرط با ترکیه اعلام کرد و حل مسئله کردها را ضروری دانست. وی خواستار کنار گذاشتن خشونت و انتخاب راهحل مسالمتآمیز شد. این اظهارات با استقبال حزب عدالت و توسعه مواجه شد و در چارچوب تحولات منطقهای و تلاشهای آنکارا برای آشتی با کردها مطرح گردید. همزمان، نیروهای کرد در ترکیه و سوریه از مذاکرات جدید برای حلوفصل غیر نظامی مسائل و بحرانهای کردی استقبال نمودند.
💢ابعاد درهمتنیده
فراخوان اوجالان برای آغاز دور جدیدی از تعاملات با ترکیه و حل مشکلات کردها همزمان با تحولات محلی و منطقهای در هم تنیدهای بهوقوع پیوسته است از جمله:
🔹تشدید فشارها بر نیروهای (قسد) پس از سقوط اسد: پیشنهاد اوجالان درحالی مطرح شد که پس از سقوط اسد، جناحهای طرفدار ترکیه در صحنه سیاسی سوریه قدرت را در دست گرفتند. این تحولات دست ترکیه را برای افزایش فشار بر یگانهای مدافع خلق (Y.P.G) و محاصره زمینی و سیاسی آنها باز کرد. مضاف بر این، ترکیه با عملیات جنگی علیه قسد در شمال شرق سوریه، به دنبال کاهش نقش کردها در ترتیبات آینده سوریه است و تلاش دارد مؤلفه کردی را به حاشیه براند.
🔹هراس قسد از ادامه بهکارگیری ترکیه از قدرت سخت: نیروهای قسد با شرایط دشواری روبرو هستند. اردوغان در 26 دسامبر 2024 پیشنهاد داد که سلاحهای خود را کنار بگذارند یا با خاک سوریه دفن شوند. ترکیه بسیاری از رهبران قسد را وابسته به (پ.ک.ک) میداند و خواستار خروج آنها از سوریه است. نگرانی کردهای سوریه پس از رد پیشنهاد ایجاد «منطقه حائل غیرنظامی» در مرز دو کشور و انتقال مسئولیت امنیت مرز از نیروهای قسد به دولت دمشق، توسط ترکیه افزایش یافته است.
🔹تغییر محسوس در مواضع بینالمللی: ابتکار اوجالان با تغییر در مواضع بینالمللی درباره مسئله کردها همزمان شد. وزیر خارجه آلمان، خواستار خلع سلاح گروههای کرد و ادغام آنها در ساختار امنیتی سوریه شد. مایک والتز، مشاور امنیت ملی پیشنهادی ترامپ، بر خروج نیروهای آمریکایی از سوریه تأکید کرد. همزمان اتحادیه اروپا عملیات «طلوع آزادی» که توسط گروههای طرفدار ترکیه علیه یگانهای خلق کرد در شمال سوریه انجام شد را نادیده گرفت.
🔹کاهش مواضع ضد کرد احزاب در ترکیه: برخی احزاب ضد کرد ترکیه، بهویژه حزب حرکت ملی، اخیراً رویکردهای جدیدی در خصوص نزدیکی به کردها اتخاذ کردهاند. این تغییرات شامل دعوت از اوجالان برای سخنرانی در پارلمان ترکیه، انحلال حزب کردستان بهعنوان گروه تروریستی و درخواست برای کنار گذاشتن سلاح به ازای پایان دادن به انزوا و اعمال اصلاحات قانونی برای تضمین حقوق فرهنگی، سیاسی و زبانی کردها است.
💢حسابهای مرکب
بهنظر میرسد رویکرد جدید آنکارا و نیروهای کرد در بهبود روابط و مصالحه ناشی از مجموعهای از محاسبات پیچیده است که تعدادی از آنها به شرح زیر است:
🔹ناکارآمدی قدرت سخت: طرفین به ناکارآمدی سیاست قدرت سخت در مواجهه با مناقشات پی بردهاند، چراکه این سیاست آسیبهای زیادی به هر دو طرف وارد کرده است. آنکارا نتوانسته کردها را در شمال عراق و سوریه محاصره کرده و نفوذ نیروهای کرد در سوریه را کاهش دهد. در مقابل نیروهای کرد نیز علیرغم تحمل خسارتهای هنگفت موفق به اعمال دیدگاههای خود نشد.
🔹ارتقای فرصتهای اقتصادی: حمایت از صلح با کردهای سوریه به معنای فراهم کردن زمینه برای اجرای طرحهای ترکیه در بخش نفت و گاز سوریه است چرا که نیروهای قسد کنترل منابع نفتی سوریه را در شمال شرقی این کشور در دست دارند.
💢نتیجهگیری
✅فراخوان عبدالله اوجالان و ابتکار رئیس حزب «حرکت ملی ترکیه» برای آشتی کردها و ترکیه به عوامل محلی و منطقهای مختلفی مرتبط است. با این حال، چالشهایی مانند ادامه عملیات «طلوع آزادی» علیه یگانهای مدافع خلق کرد، برکناری تعدادی از شهرداران کرد منتخب و کاهش نفوذ اوجالان در حزب کارگران کردستان و مخالفت رهبران کرد در قندیل به ویژه جمیل بایک با پیشنهاد اوجالان، ممکن است آشتی بین کردها و ترکیه را دشوار سازد.
🌐https://institutetehran.com/art/167
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏3❤2👎1
♦️سقوط اسد؛ فرصت آمریکا برای اعتبارزدایی از چین
◾️هیل
📝گرنت روملی
#تهران_ریویو
🔹دیپلماتهای چینی سالها مراقب بودند در منازعه میان اسرائیل و فلسطین، موضعی میانه اتخاذ کنند و از ادبیات دقیقی استفاده نمایند تا از رنجش هر یک از طرفین جلوگیری کنند. با این حال، درگیری که از ۷ اکتبر آغاز شد و بیش از یکسال به طول انجامید و باعث تشدید انتقادات منطقهای از ایالات متحده شد، این فرصت را به چین داد تا با تضعیف جایگاه ایالات متحده، جایگاه خود را ارتقاء دهد. مقامات چین بدون اشاره به اقدامات حماس، از اسرائیل و حمایتهای آمریکا از آن انتقاد میکنند. نماینده چین در سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۴ از آمریکا به دلیل دفاع از اسرائیل انتقاد کرد و از واشنگتن خواست تا رویکردی مسئولانه را در قبال این درگیری اتخاذ کند.
🔸اکنون سقوط اسد در سوریه فرصت مشابهی را برای آمریکا فراهم کرده است. پکن سالهای متمادی از اسد در سرکوب مخالفان حمایت میکرد. در سال ۲۰۲۳ هم که شی جین پینگ در پکن میزبان رهبر سوریه و همسرش بود وعده تعمیق روابط با سوریه را داد.
💢محاسبه دولایهای چین حمایت از اسد
🔸در یک لایه، مداخله خارجی در انقلابهای بهار عربی همچون لیبی، پکن را که برای مدت طولانی بر اصل عدممداخله و احترام به حاکمیت کشورها تأکید میکرد ترسانده بود. علاوه بر این، چین همیشه قطعنامههای شورای امنیت که اسد را محکوم میکردند و یا در تضاد با منافع روسیه و اسد بودند را با توجیه عدم مداخله وتو میکرد.
🔸در لایه دیگر، با ظهور گروههای افراطی در میدان نبرد سوریه، امنیت داخلی چین نیز با یک چالش مواجه شد. در سال ۲۰۱۳ تعدادی از اویغورهای چینی به طرف سوریه حرکت کردند و در گروههای افراطی آموزش نظامی دیدند. تخمین تعداد دقیق آنها دشوار است اما طبق ادعای مقامات سوری، ۵۰۰۰ مبارز ایغور در این کشور هستند. پکن همیشه از بازگشت این مبارزان به خانه و ایجاد ناآرامی هراسان بود.
🔸در پی سرنگونی اسد، پکن مجدداً برای تنظیم پیامهای خود تلاش کرده است. سخنگوی وزارت خارجه چین خواستار ثبات {سوریه} شد و تمایل این کشور را مبنی بر اینکه "آینده و سرنوشت سوریه باید توسط مردم سوریه تعیین شود" ابراز کرد. رسانه دولتی چین نیز برچسب "تروریست" را از گروههای مخالف سوری به "نیروهای مسلح مخالف" تغییر داد. بدون شک چین تلاش میکند تا صرف نظر از این که چه کسی در سوریه قدرت حاکم باشد، موقعیت خود را تثبیت کند.
💢چین؛ همپیمان روسیه و ایران در سوریه
🔸بسیاری از مردم سوریه در تمام این سالها ایران و روسیه را بخاطر نگهداشتن اسد در قدرت سرزنش میکردند. با وجود اینکه چین به اندازه روسیه و ایران در سوریه درگیر نبود، در سالهای اخیر به هر دو کشور نزدیکترشده است. علاوه بر این، جنگ اوکراین فشار مضاعفی را بر اقتصاد ارتش روسیه وارد کرده و وابستگیاش به چین، ایران و کره شمالی را افزایش داده است. بسیاری از مردم سوریه ممکن است از نزدیکشدن به چین به دلیل روابطش با ایران و روسیه متنفر باشند و این فرصت بسیار خوبی برای آمریکا و دیگر کشورهای غربی است تا میان دولت سوریه جدید و حامیان قدیمیاش مرزبندی ایجاد کنند.
✅ دولت آینده ترامپ فرصت کمنظیری در اختیار دارد. ترامپ ممکن است باور داشته باشد که سوریه "نبرد ما نیست" اما رقابت با چین نبرد ماست و بدون شک تمرکز دولت او بر چنین رقابتی خواهد بود. اینجا در سوریه فرصتی برای آمریکا وجود دارد که موقعیت خود را به ضرر چین ارتقاء بخشد. پکن به کشورهای خاورمیانه برای افزایش اعتبار جایگاه خود به عنوان یک قدرت جهانی نگاه میکند. ممکن است هدف چین گرفتن جایگاه آمریکا در خاورمیانه نباشد؛ اما روابط دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی خود در منطقه را افزایش میدهد تا رهبران و مردم منطقه را از آمریکا دور کند. برای ماهها حمایت آمریکا از اسرائیل بهعنوان تیری در کمان چین عمل میکرد. اکنون آمریکا تیر خود را در کمان دارد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/168
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️هیل
📝گرنت روملی
#تهران_ریویو
🔹دیپلماتهای چینی سالها مراقب بودند در منازعه میان اسرائیل و فلسطین، موضعی میانه اتخاذ کنند و از ادبیات دقیقی استفاده نمایند تا از رنجش هر یک از طرفین جلوگیری کنند. با این حال، درگیری که از ۷ اکتبر آغاز شد و بیش از یکسال به طول انجامید و باعث تشدید انتقادات منطقهای از ایالات متحده شد، این فرصت را به چین داد تا با تضعیف جایگاه ایالات متحده، جایگاه خود را ارتقاء دهد. مقامات چین بدون اشاره به اقدامات حماس، از اسرائیل و حمایتهای آمریکا از آن انتقاد میکنند. نماینده چین در سازمان ملل در سپتامبر ۲۰۲۴ از آمریکا به دلیل دفاع از اسرائیل انتقاد کرد و از واشنگتن خواست تا رویکردی مسئولانه را در قبال این درگیری اتخاذ کند.
🔸اکنون سقوط اسد در سوریه فرصت مشابهی را برای آمریکا فراهم کرده است. پکن سالهای متمادی از اسد در سرکوب مخالفان حمایت میکرد. در سال ۲۰۲۳ هم که شی جین پینگ در پکن میزبان رهبر سوریه و همسرش بود وعده تعمیق روابط با سوریه را داد.
💢محاسبه دولایهای چین حمایت از اسد
🔸در یک لایه، مداخله خارجی در انقلابهای بهار عربی همچون لیبی، پکن را که برای مدت طولانی بر اصل عدممداخله و احترام به حاکمیت کشورها تأکید میکرد ترسانده بود. علاوه بر این، چین همیشه قطعنامههای شورای امنیت که اسد را محکوم میکردند و یا در تضاد با منافع روسیه و اسد بودند را با توجیه عدم مداخله وتو میکرد.
🔸در لایه دیگر، با ظهور گروههای افراطی در میدان نبرد سوریه، امنیت داخلی چین نیز با یک چالش مواجه شد. در سال ۲۰۱۳ تعدادی از اویغورهای چینی به طرف سوریه حرکت کردند و در گروههای افراطی آموزش نظامی دیدند. تخمین تعداد دقیق آنها دشوار است اما طبق ادعای مقامات سوری، ۵۰۰۰ مبارز ایغور در این کشور هستند. پکن همیشه از بازگشت این مبارزان به خانه و ایجاد ناآرامی هراسان بود.
🔸در پی سرنگونی اسد، پکن مجدداً برای تنظیم پیامهای خود تلاش کرده است. سخنگوی وزارت خارجه چین خواستار ثبات {سوریه} شد و تمایل این کشور را مبنی بر اینکه "آینده و سرنوشت سوریه باید توسط مردم سوریه تعیین شود" ابراز کرد. رسانه دولتی چین نیز برچسب "تروریست" را از گروههای مخالف سوری به "نیروهای مسلح مخالف" تغییر داد. بدون شک چین تلاش میکند تا صرف نظر از این که چه کسی در سوریه قدرت حاکم باشد، موقعیت خود را تثبیت کند.
💢چین؛ همپیمان روسیه و ایران در سوریه
🔸بسیاری از مردم سوریه در تمام این سالها ایران و روسیه را بخاطر نگهداشتن اسد در قدرت سرزنش میکردند. با وجود اینکه چین به اندازه روسیه و ایران در سوریه درگیر نبود، در سالهای اخیر به هر دو کشور نزدیکترشده است. علاوه بر این، جنگ اوکراین فشار مضاعفی را بر اقتصاد ارتش روسیه وارد کرده و وابستگیاش به چین، ایران و کره شمالی را افزایش داده است. بسیاری از مردم سوریه ممکن است از نزدیکشدن به چین به دلیل روابطش با ایران و روسیه متنفر باشند و این فرصت بسیار خوبی برای آمریکا و دیگر کشورهای غربی است تا میان دولت سوریه جدید و حامیان قدیمیاش مرزبندی ایجاد کنند.
🌐https://institutetehran.com/art/168
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎2❤1👌1
اندیشکده تهران | Tehran Institute
#تحلیل_کوتاه
🔹پارلمان لبنان امروز ۲۰ دی (۹ ژانویه)، با اکثریت آراء جوزف عون فرمانده ارتش را به عنوان چهاردهمین رئیسجمهور این کشور انتخاب کرد. بدین ترتیب خلا ۲۷ ماهه ریاستجمهوری در لبنان پایان یافت.در این نوشتار به عوامل برکشیدن عون از جایگاه فرماندهی ارتش به ریاستجمهوری، معنای این انتخاب و پیامدها در عرصه سیاسی لبنان در میان تلاطمهای منطقهای پرداخته میشود.
🔸جوزف عون چهارمین فرمانده ارتش لبنان است که به سمت ریاستجمهوری میرسد. هر سه رئیسجمهور پیشین لبنان (میشل عون، میشل سلیمان و امیل لحود) در دورهای، فرمانده ارتش بودند.در کشور متکثر و طایفهای لبنان، نهاد ارتش نقطه تعادل و اجماع ملی در این کشور است که از سوی همه طوایف مورد احترام است؛ هرچند ارتش لبنان در مواجهه با تهدیدات خارجی بویژه از سوی اسرائیل ضعیف و بیاثر بوده است.
🔸جوزف عون از سال ۲۰۱۷ در جایگاه فرماندهی ارتش لبنان قرار گرفت. او گرچه تاکنون موضعگیری سیاسی له یا علیه جریان سیاسی خاصی نداشته اما اصرار آمریکا و عربستان بر قرارگرفتن او در سمت ریاستجمهوری پیداست که گرایش او به چه سمتوسویی است.
🔸انتخاب نخست هیچ یک از جریانهای اصلی سیاسی لبنان، عون نبود و فشارهای آمریکا و عربستان و صحنه گردانی سفیران و فرستادگان این کشورها باعث شد آنها از انتخابهای حزبی خود دست بکشند و بر سر عون اجماع کنند. رایزنیهای آموس هوکشتاین فرستاده آمریکا و یزید بن الفرحان فرستاده عربستان نقش مهمی در قرار دادن عون در جایگاه ریاستجمهوری داشتند. چه بسا اگر چنین فشاری از خارج نبود بعید بود گروههای سیاسی در لبنان بتوانند بر سر یک گزینه به توافق برسند.
🔸آرایش نیروهای سیاسی در لبنان تابعی از آرایش قدرت و نظم در منطقه است. در سال ۲۰۱۶ میشل عون در حالی با حمایت حزبالله و متحدانش به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد که شرایط منطقهای نیز زمینهساز این انتخاب بود. قوی شدن گروههای مقاومت نزدیک به ایران، عقب راندن داعش از عراق و سوریه و آزادسازی حلب در آن سال باعث شده بود که محور مقاومت دست برتر را در معادلات منطقهای داشته باشد و همین وضعیت در فضای لبنان نیز منعکس شد.
🔸انتخاب جوزف عون را میتوان پیامد تضعیف حزبالله در جریان جنگ اخیر با اسرائیل و نیز سقوط بشار اسد در سوریه دانست. این دو رویداد باعث شد بلوک حزبالله و متحدانش نتوانند گزینه مورد نظر خود یعنی سلیمان فرنجیه را در جایگاه ریاستجمهوری قرار دهند. بنابراین انتخاب جوزف عون بازتاب تغییر در آرایش نیروها در لبنان و نیز تغییر در قدرتهای اثرگذار خارجی است. در همین حال حزبالله که هدفش در برهه کنونی بازسازی روابط سیاسی در داخل است، به دنبال تقابل با اجماع شکل گرفته نبود تا مبادا از این طریق به حاشیه سیاست برده شود.
🔸انتخاب رئیسجمهور جدید میتواند فضای سیاسی این کشور را از رکود خارج کند. چندی بعد نخستوزیر از سوی اکثریت مجلس پیشنهاد و از سوی رئیسجمهور مامور تشکیل کابینه میشود. به نظر میرسد در انتخاب نخستوزیر نیز بازیگران خارجی بویژه عربستان نقشآفرینی مهمی داشته باشند. به نظر میرسد تعادل شکل گرفته در فضای سیاسی، باعث شود گزینهای میانهرو در این سمت قرار گیرد.
🔸رئیسجمهور در لبنان گرچه قدرت اجرایی بالایی ندارد اما او بالاترین وزن سیاسی را دارد و به نوعی گرانیگاه قدرت در این کشور است و تنظیم روابط سیاسی در داخل و خارج را برعهده دارد و موفقیت یا ناکامی نخستوزیر و دولت میراث رئیسجمهور نیز محسوب میشود.
🔸جوزف عون در دوره پیشرو مسائل مهمی از جمله احیای اقتصاد بحرانزده لبنان، بازسازی خرابیهای ناشی از جنگ، احیای نهاد دولت و بازتعریف نقش لبنان در صحنه منطقهای روبروست. بزرگترین چالش اما توافق شکننده آتشبس با اسرائیل و اقدامات یکجانبه اسرائیل علیه لبنان و نیز انتظارات حداکثری آمریکا برای اجرای قطعنامه ۱۷۰۱ است. هوکشتاین اخیرا گفته قطعنامه اخیر نباید صرفا محدود به جنوب رود لیطانی باشد. معنای این سخن این است که خلع سلاح حزبالله در کل لبنان باید در دستور کار قرار بگیرد؛ موضوعی که میتواند در فضای متکثر لبنان بسیار چالشزا باشد.
🌐https://institutetehran.com/art/169
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15👎3❤2
♦️رویکرد ضدلیبرالی ترامپ: تاثیر منفی راهبرد «اول آمریکا» بر مزیت آمریکا
◾️فارن افرز
📝 الکساندر کُلی و دنیل نیکسون
#روندهای_استراتژیک
🔸دولت ترامپ در نظر دارد سیاست خارجی ملیگرایانه «اول آمریکا» را در دوره دوم ریاست جمهوری خود نیز دنبال کند. او به متحدانش در ناتو هشدار داده که در صورت عدم افزایش هزینههای دفاعی، از آنها فاصله خواهد گرفت. فاصله گرفتن دولت ترامپ از متحدانش در ناتو جدیترین چالش نظم بینالمللی لیبرال خواهد بود. این در شرایطی است که دولتهای رقیب چین و روسیه در حال گسترش نفوذ خود هستند و قدرت اقتصادی اعضای گروه ۷ کاهش یافته و رشد جریانهای پوپولیستی در کشورهای غربی چالش مضاعفی را برای نظم لیبرال در پی داشته است.
💢ناتو و استراتژی امنیتی ایالات متحده
🔹 تعهد آمریکا به تقویت سازمان ناتو به عنوان یک اتحاد دفاعی میان دموکراسیهای لیبرال، زیربنای نظم لیبرال بینالملل به حساب میآید. تعهد ایالات متحده به ناتو و حمایت از اوکراین تنها ناشی از تمایل به حفاظت از دولتهای لیبرال و ایدههای لیبرالی نیست، بلکه در جهت منافع استراتژیک آمریکا نیز قرار دارد. این هدف استراتژیک، جلوگیری از تسلط قدرتهای رقیب بر اروپا و تداوم حضور نظامی ایالات متحده در این قاره است. سازمان ناتو تاکنون اهداف کلیدی استراتژیک ایالات متحده از جمله ایجاد بازدارندگی در برابر تهاجم شوروی و جلوگیری از بروز درگیریهای نظامی میان کشورهای عضو را ایفا نموده است.
🔹 منتقدان ناتو معتقدند که ایالات متحده اکنون میتواند تعهدات خود را در قبال ناتو کاهش دهد بدون اینکه منافع استراتژیک خود را به خطر اندازد اما این امر از اساس نادرست است زیرا ثبات موجود عمدتاً نتیجه بقای ناتو است. این سازمان برای قدرت ایالات متحده ضروری است و رقابت با اروپا را به حوزه اقتصادی محدود میکند. با تغییر دینامیکهای قدرت جهانی، وجود ناتو تعداد رقبای جدی جغرافیایی برای ایالات متحده را کاهش میدهد و واشنگتن برای مقابله با چالشهای حیاتی از جانب چین به حمایت تمام متحدان خود نیاز دارد.
💢تأثیر سیاست خارجی ترامپ بر چندجانبهگرایی
🔹مشاوران ترامپ با کوک کردن ساز مخالفت با لیبرالیسم، در حقیقت به رقبای آمریکا کمک میکنند. رقبای خودکامهای آمریکا، مانند چین و روسیه به وضوح بین چندجانبهگرایی و لیبرالیسم تمایز قائل شده و به طور فعال در حال ساخت نهادهای بینالمللی خود مانند بریکس و سازمان شانگهای هستند تا نفوذ ایالات متحده را کاهش دهند. این کشورها از چارچوبهای نهادی رو به رشد خود برای ترویج اهداف غیرلیبرال و کاهش قدرت ایالات متحده استفاده میکنند. چین و روسیه تنها در حال تقویت ظرفیتهای نهادی خود نیستند، بلکه با گسترش کنترل خود بر سازمانهای بینالمللی موجود، نفوذ ایالات متحده را تضعیف میکنند.
🔹با تغییر دینامیکهای قدرت، کشورها به جای وابستگی صرف به یک قدرت بزرگ، به دنبال ایجاد اتحادهای متنوع هستند. کشورهایی مانند هند و ترکیه در حال تأکید بر خودمختاری استراتژیک خود هستند و در عین حفظ ارتباطات با ایالات متحده با قدرتهای رقیب آمریکا نیز همکاری جدی را پیگیری می کنند. این روند، چشمانداز جغرافیایی سیاسی را پیچیدهتر میکند، زیرا حتی کشورهای متحد سنتی نیز سیاستهای مستقل را دنبال میکنند. در مجموع، ضدیت ترامپ با چندجانبهگرایی سبب تسریع تغییر نظم به سوی یک جهان چندقطبی شده که در آن نهادهای جایگزین با نظم موجود اهمیت مییابند که خطراتی جدی برای منافع ایالات متحده و ثبات جهانی در پی دارد.
💢اثر سیاست خارجی ترامپ بر قدرت و نفوذ ایالات متحده
🔹اگر دونالد ترامپ از اتحادها و نهادهای چندجانبه خارج شود، این احتمال وجود دارد که در ابتدا امتیازاتی از کشورهایی که برای تامین امنیت به ایالات متحده وابستهاند، به دست آورد، اما در ادامه این کشورها را به سمت منابع حمایتی دیگر سوق خواهد داد و این امر نفوذ ایالات متحده را کاهش میدهد. رها کردن اصول اساسی سیاست خارجی مانند حقوق بشر و دموکراسی، وجه تمایز ایالات متحده با رقبای خودکامه خود را از بین برده و نفوذ جهانی آمریکا را تخریب خواهد کرد.
✅ دولت ترامپ احتمالاً خطاهای سیاست خارجی ناشی از مخالفت ایدئولوژیک با نظم لیبرال را مرتکب خواهد شد، در حالی بروز چالشهای جهانی دفاع از نظم لیبرال را بیش از پیش ضروری ساخته است. اگر ترامپ اولویت خود را بر رویکرد «آمریکا اول» قرار دهد، خطر نابودی زیرساختهایی که منافع ایالات متحده را تضمین ساخته، وجود دارد. این وظیفه متخصصان روابط بینالملل است که هزینههای واقعی چنین رویکردی نادرستی را به دولت گوشزد کنند و مانع از بین رفتن ساختارهای حیاتی شوند که برای تداوم نفوذ جهانی آمریکا ضروری هستند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/170
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️فارن افرز
📝 الکساندر کُلی و دنیل نیکسون
#روندهای_استراتژیک
🔸دولت ترامپ در نظر دارد سیاست خارجی ملیگرایانه «اول آمریکا» را در دوره دوم ریاست جمهوری خود نیز دنبال کند. او به متحدانش در ناتو هشدار داده که در صورت عدم افزایش هزینههای دفاعی، از آنها فاصله خواهد گرفت. فاصله گرفتن دولت ترامپ از متحدانش در ناتو جدیترین چالش نظم بینالمللی لیبرال خواهد بود. این در شرایطی است که دولتهای رقیب چین و روسیه در حال گسترش نفوذ خود هستند و قدرت اقتصادی اعضای گروه ۷ کاهش یافته و رشد جریانهای پوپولیستی در کشورهای غربی چالش مضاعفی را برای نظم لیبرال در پی داشته است.
💢ناتو و استراتژی امنیتی ایالات متحده
🔹 تعهد آمریکا به تقویت سازمان ناتو به عنوان یک اتحاد دفاعی میان دموکراسیهای لیبرال، زیربنای نظم لیبرال بینالملل به حساب میآید. تعهد ایالات متحده به ناتو و حمایت از اوکراین تنها ناشی از تمایل به حفاظت از دولتهای لیبرال و ایدههای لیبرالی نیست، بلکه در جهت منافع استراتژیک آمریکا نیز قرار دارد. این هدف استراتژیک، جلوگیری از تسلط قدرتهای رقیب بر اروپا و تداوم حضور نظامی ایالات متحده در این قاره است. سازمان ناتو تاکنون اهداف کلیدی استراتژیک ایالات متحده از جمله ایجاد بازدارندگی در برابر تهاجم شوروی و جلوگیری از بروز درگیریهای نظامی میان کشورهای عضو را ایفا نموده است.
🔹 منتقدان ناتو معتقدند که ایالات متحده اکنون میتواند تعهدات خود را در قبال ناتو کاهش دهد بدون اینکه منافع استراتژیک خود را به خطر اندازد اما این امر از اساس نادرست است زیرا ثبات موجود عمدتاً نتیجه بقای ناتو است. این سازمان برای قدرت ایالات متحده ضروری است و رقابت با اروپا را به حوزه اقتصادی محدود میکند. با تغییر دینامیکهای قدرت جهانی، وجود ناتو تعداد رقبای جدی جغرافیایی برای ایالات متحده را کاهش میدهد و واشنگتن برای مقابله با چالشهای حیاتی از جانب چین به حمایت تمام متحدان خود نیاز دارد.
💢تأثیر سیاست خارجی ترامپ بر چندجانبهگرایی
🔹مشاوران ترامپ با کوک کردن ساز مخالفت با لیبرالیسم، در حقیقت به رقبای آمریکا کمک میکنند. رقبای خودکامهای آمریکا، مانند چین و روسیه به وضوح بین چندجانبهگرایی و لیبرالیسم تمایز قائل شده و به طور فعال در حال ساخت نهادهای بینالمللی خود مانند بریکس و سازمان شانگهای هستند تا نفوذ ایالات متحده را کاهش دهند. این کشورها از چارچوبهای نهادی رو به رشد خود برای ترویج اهداف غیرلیبرال و کاهش قدرت ایالات متحده استفاده میکنند. چین و روسیه تنها در حال تقویت ظرفیتهای نهادی خود نیستند، بلکه با گسترش کنترل خود بر سازمانهای بینالمللی موجود، نفوذ ایالات متحده را تضعیف میکنند.
🔹با تغییر دینامیکهای قدرت، کشورها به جای وابستگی صرف به یک قدرت بزرگ، به دنبال ایجاد اتحادهای متنوع هستند. کشورهایی مانند هند و ترکیه در حال تأکید بر خودمختاری استراتژیک خود هستند و در عین حفظ ارتباطات با ایالات متحده با قدرتهای رقیب آمریکا نیز همکاری جدی را پیگیری می کنند. این روند، چشمانداز جغرافیایی سیاسی را پیچیدهتر میکند، زیرا حتی کشورهای متحد سنتی نیز سیاستهای مستقل را دنبال میکنند. در مجموع، ضدیت ترامپ با چندجانبهگرایی سبب تسریع تغییر نظم به سوی یک جهان چندقطبی شده که در آن نهادهای جایگزین با نظم موجود اهمیت مییابند که خطراتی جدی برای منافع ایالات متحده و ثبات جهانی در پی دارد.
💢اثر سیاست خارجی ترامپ بر قدرت و نفوذ ایالات متحده
🔹اگر دونالد ترامپ از اتحادها و نهادهای چندجانبه خارج شود، این احتمال وجود دارد که در ابتدا امتیازاتی از کشورهایی که برای تامین امنیت به ایالات متحده وابستهاند، به دست آورد، اما در ادامه این کشورها را به سمت منابع حمایتی دیگر سوق خواهد داد و این امر نفوذ ایالات متحده را کاهش میدهد. رها کردن اصول اساسی سیاست خارجی مانند حقوق بشر و دموکراسی، وجه تمایز ایالات متحده با رقبای خودکامه خود را از بین برده و نفوذ جهانی آمریکا را تخریب خواهد کرد.
🌐https://institutetehran.com/art/170
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤3👏2👌1
♦️ترامپ در برابر ارتش
◼️فارن افرز
📝رونالد آر. کربس
#تهران_ریویو
🔹دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب آمریکا در جریان کمپین انتخاباتی خود در سال ۲۰۲۴، وعده داد که ارتش را از ژنرالهای «وُک» (Woke) پاکسازی کند. اندکی پس از پیروزی او در ماه نوامبر، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد که تیم انتقالی او پیشنویس یک فرمان اجرایی را تهیه کرده است تا هیئتی متشکل از افسران ارشد بازنشسته نظامی تشکیل شود. این هیئت مأمور شناسایی ژنرالها و دریاسالارهای در حال خدمت است که باید از سمتهایشان برکنار شوند.
🔸اینکه دولت ترامپ ارتش را هدف حملات خود قرار دهد نباید باعث تعجب باشد. پوپولیستها معمولاً زمانی که به قدرت میرسند، تلاش میکنند با تجلیل از افسران و سربازان، بهویژه کشتهشدگان در جنگ، محبوبیت خود را افزایش دهند. اما این رابطه عاشقانه معمولاً کوتاهمدت است، زیرا پوپولیستها نمیتوانند نهادهای قوی و مستقل را که ممکن است مانع از اجرای سیاستهای آنها شوند، تحمل کنند. این اتفاق در کشورهایی مانند مجارستان، هند، لهستان و ترکیه، بهوقوع پیوسته و رهبران پوپولیست در نهایت به حمله به ارتش روی آوردهاند.
🔸پوپولیستهای محتاط در ابتدا از مواجهه با این نهادهای قدرتمند خودداری کرده و قدرت خود را با حمله به نهادهای ضعیفتر مانند رسانهها، دانشگاهها و سازمانهای غیردولتی تثبیت میکنند. در این مرحله، جلب حمایت افسران ارشد نظامی نیز از نظر سیاسی مفید است.
🔸پس از کنترل نهادهای ضعیفتر، پوپولیستها اغلب تلاش میکنند تا ارتش را تصاحب کنند، افسران حرفهای را حذف کرده و وفاداران را جایگزین کنند. اگر این رویکرد شکست بخورد، پوپولیستها با حملات سیاسی به افسران ارشد، جایگاه و مشروعیت ارتش را تضعیف و آنها را بیکفایت یا صرفاً سیاستمدارانی در لباس نظامی معرفی میکنند. وقتی ترامپ در سال ۲۰۱۷ وارد کاخ سفید شد، تعداد بیسابقهای از ژنرالهای بازنشسته را به کابینه خود منصوب کرد و آنها را «ژنرالهای من» خطاب کرد. اما با گذشت زمان، ترامپ از افسران نظامی در کابینه خود ناامید شد، زیرا آنها وفاداری مطلق نشان ندادند. در نهایت، تمام آنها یا استعفا دادند یا اخراج شدند.
🔸در همین حال، قدرت، پرستیژ و استقلال ارتش، باعث شده است که مقامات ارشد آن هدف حملات ترامپ قرار بگیرند. به گفته برخی منابع، ترامپ در جلسات خصوصی به خشنترین شکل ممکن به ژنرالهای شاغل حمله لفظی کرد و آنها را نماینده «دولت پنهان» دانست. علاوه بر این، مایکل والتز و پیتر هگزت نیز که گزینههای پیشنهادی ترامپ برای سمتهای مشاوره امنیت ملی و وزارت دفاع هستند، حملات مختلفی به ارتش این کشور داشتهاند.
🔸این حملات آسیب واقعی به ارتش ایالات متحده وارد کرده است. بر اساس نظرسنجیهای متعدد ملی، اعتماد همیشگی آمریکاییها به نیروهای مسلح که قبلاً در اوج بود، بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. در ژوئیه ۲۰۲۳، فقط ۶۰٪ از شرکتکنندگان در نظرسنجی گالوپ اظهار داشتند که «اعتماد زیادی» به ارتش دارند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۸، ۷۴٪ بود. در میان جمهوریخواهان، این کاهش چشمگیرتر بود: در سال ۲۰۱۸، ۹۰٪ از جمهوریخواهان به ارتش اعتماد داشتند، اما در سال ۲۰۲۳ این رقم به ۶۸٪ کاهش یافت.
✅ تبدیل ارتش حرفهای ایالات متحده به یک نیروی تابع که بهجای قانون اساسی و نهاد نظامی، به رئیسجمهور و آزمونهای ایدئولوژیک او وفادار باشد، ایالات متحده را امنتر یا دموکراسی آن را قویتر نخواهد کرد. حملات پوپولیستی و حزبی مداوم به فرماندهان ارشد ارتش، بحران جذب نیرو را حل نخواهد کرد و احتمالاً منجر به تشدید آن نیز خواهد شد و سیاسیسازی ارتقاء درجهها و انتصابات در ارتش، کیفیت افسران نظامی و مشاوره آنها به سیاستگذاران غیرنظامی را کاهش خواهد داد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/171
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️فارن افرز
📝رونالد آر. کربس
#تهران_ریویو
🔹دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب آمریکا در جریان کمپین انتخاباتی خود در سال ۲۰۲۴، وعده داد که ارتش را از ژنرالهای «وُک» (Woke) پاکسازی کند. اندکی پس از پیروزی او در ماه نوامبر، روزنامه والاستریت ژورنال گزارش داد که تیم انتقالی او پیشنویس یک فرمان اجرایی را تهیه کرده است تا هیئتی متشکل از افسران ارشد بازنشسته نظامی تشکیل شود. این هیئت مأمور شناسایی ژنرالها و دریاسالارهای در حال خدمت است که باید از سمتهایشان برکنار شوند.
🔸اینکه دولت ترامپ ارتش را هدف حملات خود قرار دهد نباید باعث تعجب باشد. پوپولیستها معمولاً زمانی که به قدرت میرسند، تلاش میکنند با تجلیل از افسران و سربازان، بهویژه کشتهشدگان در جنگ، محبوبیت خود را افزایش دهند. اما این رابطه عاشقانه معمولاً کوتاهمدت است، زیرا پوپولیستها نمیتوانند نهادهای قوی و مستقل را که ممکن است مانع از اجرای سیاستهای آنها شوند، تحمل کنند. این اتفاق در کشورهایی مانند مجارستان، هند، لهستان و ترکیه، بهوقوع پیوسته و رهبران پوپولیست در نهایت به حمله به ارتش روی آوردهاند.
🔸پوپولیستهای محتاط در ابتدا از مواجهه با این نهادهای قدرتمند خودداری کرده و قدرت خود را با حمله به نهادهای ضعیفتر مانند رسانهها، دانشگاهها و سازمانهای غیردولتی تثبیت میکنند. در این مرحله، جلب حمایت افسران ارشد نظامی نیز از نظر سیاسی مفید است.
🔸پس از کنترل نهادهای ضعیفتر، پوپولیستها اغلب تلاش میکنند تا ارتش را تصاحب کنند، افسران حرفهای را حذف کرده و وفاداران را جایگزین کنند. اگر این رویکرد شکست بخورد، پوپولیستها با حملات سیاسی به افسران ارشد، جایگاه و مشروعیت ارتش را تضعیف و آنها را بیکفایت یا صرفاً سیاستمدارانی در لباس نظامی معرفی میکنند. وقتی ترامپ در سال ۲۰۱۷ وارد کاخ سفید شد، تعداد بیسابقهای از ژنرالهای بازنشسته را به کابینه خود منصوب کرد و آنها را «ژنرالهای من» خطاب کرد. اما با گذشت زمان، ترامپ از افسران نظامی در کابینه خود ناامید شد، زیرا آنها وفاداری مطلق نشان ندادند. در نهایت، تمام آنها یا استعفا دادند یا اخراج شدند.
🔸در همین حال، قدرت، پرستیژ و استقلال ارتش، باعث شده است که مقامات ارشد آن هدف حملات ترامپ قرار بگیرند. به گفته برخی منابع، ترامپ در جلسات خصوصی به خشنترین شکل ممکن به ژنرالهای شاغل حمله لفظی کرد و آنها را نماینده «دولت پنهان» دانست. علاوه بر این، مایکل والتز و پیتر هگزت نیز که گزینههای پیشنهادی ترامپ برای سمتهای مشاوره امنیت ملی و وزارت دفاع هستند، حملات مختلفی به ارتش این کشور داشتهاند.
🔸این حملات آسیب واقعی به ارتش ایالات متحده وارد کرده است. بر اساس نظرسنجیهای متعدد ملی، اعتماد همیشگی آمریکاییها به نیروهای مسلح که قبلاً در اوج بود، بهطور قابل توجهی کاهش یافته است. در ژوئیه ۲۰۲۳، فقط ۶۰٪ از شرکتکنندگان در نظرسنجی گالوپ اظهار داشتند که «اعتماد زیادی» به ارتش دارند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۸، ۷۴٪ بود. در میان جمهوریخواهان، این کاهش چشمگیرتر بود: در سال ۲۰۱۸، ۹۰٪ از جمهوریخواهان به ارتش اعتماد داشتند، اما در سال ۲۰۲۳ این رقم به ۶۸٪ کاهش یافت.
🌐https://institutetehran.com/art/171
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤3👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹یکشنبه ۱۶ دی ماه، جاستین ترودو، نخست وزیر کانادا اعلام کرد که از مقام خود استعفا خواهد داد. او پس از ۱۰ سال نخستوزیری در حالی بازی قدرت را ترک میکند که دیگر از حمایت همحزبیان و متحدین خود برخوردار نیست و کانادا نیز با مشکلات متعددی دستوپنجه نرم میکند. با این وجود استعفای ترودو ممکن است برای برخی افراد ناگهانی به نظر برسد و این پرسش را مطرح کنند که چرا و چگونه چنین اتفاقی افتاد؟
💢همهگیری کوید- ۱۹ و اقتصاد کانادا
🔸کانادا جزو کشورهایی است که اقتصادش پس از همهگیری کرونا آسیب جدی دید و هنوز نتوانسته است این آسیب ها را به طور کامل جبران کند. کرونا منجر سقوط شدیدی (به میزان ۵٪) در تولید ناخالص داخلی ۲۰۲۰ کانادا شد که مشابه آن را حتی در بحران مالی ۲۰۰۸ نیز نمیتوان یافت. کووید تنها بر GDP کانادا اثر نگذاشت؛ بلکه نرخ فقر نیز در این کشور افزایش یافت.
🔸با وجود اینکه ترودو توانسته بود از سال ۲۰۱۵ درصد افراد زیر خط فقر را از ۱۴٪ در ۲۰۱۵ به ۶.۴٪ در ۲۰۲۰ کاهش دهد؛ پس از آن این نرخ دوباره افزایش یافت و به نزدیک ۱۰٪ در ۲۰۲۲رسید. علاوه بر این در چهار سال اخیر کانادا شاهد افزایش نرخ تورم بوده است. در سال ۲۰۲۰، نرخ تورم در کانادا زیر ۱٪ بود؛ اما در ۲۰۲۲ به نزدیک ۷٪ رسید. هرچند دولت کانادا توانست تا ۲۰۲۴ آن را به ۲٪ برساند. البته در خصوص تورم باید به اثر جنگ روسیه و اوکراین نیز اشاره کرد و آن را عامل مهم دیگر دانست.
💢افزایش مهاجرین و پیری جمعیت
🔸کانادا در دو سال اخیر افزایش چشمگیری را در میزان جذب مهاجر تجربه کرد. از سال از سال ۲۰۲۲، میزان مهاجرت به کانادا بیش از دو برابر شد (تقریبا ۲۲۰هزار نفر در ۲۰۲۱، ۴۹۰ هزار نفر در ۲۰۲۲ و ۴۶۰ هزار نفر در ۲۰۲۳ و ۴۸۰ هزار نفر در ۲۰۲۴). سیاستهای دولت کاهش تدریجی میزان جذب مهاجر را در نظر گرفته بود که تعداد جذب را تا ۲۰۲۷ به ۳۶۵ هزار نفر کاهش میداد؛ اما به نسبت سالهای گذشته همچنان رقم بالایی بود. افزایش مهاجرین نیازمند فراهمکردن مسکن و سیاستهای حمایتی است که کانادا از انجام آن ناتوان بود، مخصوصا که کانادا در حوزه مسکن نیز با بحران روبرو بود.
🔸یکی از علل افزایش جذب مهاجر، نگرانی دولتمردان کانادایی از پیری جمعیت و کاهش نیروی انسانی مولد بود. شاید هنوز کانادا وارد مرحله بحرانی در این خصوص نشده باشد؛ اما در آینده با آن مواجه خواهد شد. اداره آمار کانادا روز چهارشنبه ۲۷ آوریل ۲۰۲۲، در گزارش خود اعلام کرد که بیش از یکپنجم بزرگسالان شاغل در این کشور به سن بازنشستگی نزدیک شدهاند که همین امر چالشهای بزرگی برای نیروی کار کانادا در دهههای آینده ایجاد خواهد کرد.
💢کاهش محبوبیت ترودو و حزب لیبرال
🔸میزان محبوبیت جاستین ترودو از زمانی که قدرت را به دست گرفت، همیشه در نوسان بود؛ اما از ۲۰۲۰ به طور مداوم کاهش یافت. در حالی که ترودو در میانه سال ۲۰۲۰ ازمحبوبیت ۵۰ درصدی برخوردار بود، در دسامبر ۲۰۲۴ این رقم به ۲۲٪ کاهش پیدا کرد. چنین وضعیتی ترودو را تحت فشار همحزبیان خود برای استعفا قرار داد. البته حزب لیبرال نیز در نظرسنجیها افت چشمگیری داشته است و حزب محافظهکار کانادا به عنوان رقیب اصلی حزب لیبرال توانسته خود را ارتقا دهد.
💢چشمانداز آتی
🔸فاصله زیاد میان دو حزب در آخرین نظرسنجی (حزب محافظهکار ۴۵٪ و حزب لیبرال ۱۶٪) و اعلام حزب دموکراتیک جدید (با محبوبیت ۲۱ درصدی به عنوان یک حزب چپ همچون حزب لیبرال) مبنی بر اینکه از جانشین ترودو حمایت نخواهد کرد نشان میدهد که سیاست کانادا در سال جدید به سمت راست حرکت خواهد کرد.
🔸در حال حاضر به درخواست ترودو و دستور فرماندار کل (نماینده پادشاه انگلستان در کانادا) پارلمان تعلیق شده است که به معنای انحلال نیست؛ اما فعالیتی در آن انجام نخواهد گرفت. ترودو همچنین اعلام کرده است تا زمانی که حزب، رهبر جدید را اعلام کند به وظایف خود ادامه خواهد داد.
🌐https://institutetehran.com/art/172
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤1👏1👌1
♦️پیامدهای احتمالی تشکیل ارتش منظم از مسلحین سوریه
◼️مرکز المصری للفکر و الدراسات الاستراتیجیه- مصر
📝هدیر ابوزید
#رویة_العربیة
🔹فرماندهی کل سوریه اعلام کرد که پس از مجموعه جلساتی که میان احمد الشرع، فرمانده عملیات نظامی، و رهبران بیش از ۱۵ گروه مسلح برگزار شد، توافقی برای انحلال گروهها و ادغام آنها در ارتش زیر نظر وزارت دفاع جدید سوریه حاصل شد. احمد الشرع تأکید کرده که انحلال جناحها اجباری است و تهدید نموده در صورت مخالفت، نیروی نظامی علیه آنها به کار گرفته خواهد شد.
💢گامی در مسیر درست
🔸استقبال از تصمیم: برخی معتقدند که جناحهای مسلح تمایل دارند در دوره جدید بخشی از ساختار سوریه باشند، زیرا دلایل قبلیشان برای مبارزه با رژیم سرنگونشده، به ویژه دفاع از مردم سوریه، دیگر وجود ندارد. این تغییر دیدگاهها پس از فرار بشار اسد به وضوح مشاهده میشود.
🔸تقویت ثبات و امنیت در دوره انتقالی: حضور نیروهای امنیتی متحد و مسئول به جای جناحهای پراکنده در محلههای مختلف، به شهروندان احساس امنیت میدهد. دولت با لغو خدمت سربازی اجباری و ایجاد امکان مشارکت داوطلبانه در نیروهای امنیتی و نظامی، فشار بر شهروندان را کاهش داده و آنها را به پیوستن داوطلبانه تشویق میکند.
🔸مشارکت در عملیات بازسازی: متحد کردن جناحهای سوریه تحت رهبری وزارت دفاع، با هدف پایاندادن به جنگ و ورود به صلح، مورد تأیید قرار گرفته است. این اقدام میتواند جامعه بینالمللی را برای کمک به بازسازی سوریه و بازگشت پناهندگان ترغیب کند. همچنین، ارتش سوریه دیگر تهدیدی برای کشورهای همسایه نخواهد بود که نشاندهنده تغییر مسیر سوریه به سمت آشتی منطقهای، بهبود شرایط داخلی و تأمین منافع شهروندان است.
💢چالشهای عمده
🔹تقسیمات آینده: گروههای مسلح سوریه علیرغم مخالفت مشترک با اسد، به دلیل اختلافات ایدئولوژیک، قومی، مذهبی و وابستگی به فرماندهان محلی، دچار اختلاف هستند. این اختلافات، همراه با وفاداری بیشتر به فرماندهان میدانی تا دولت مرکزی و سابقه جنایات علیه مردم، ادغام این گروهها را در یک نهاد نظامی ملی دشوار کرده است. نفوذ منطقهای رهبران و احتمال تضاد منافع اعضا با رهنمودهای رهبری مرکزی، خطر انشعابهای آینده را افزایش میدهد. در نهایت، فرآیند ادغام، اگر تحت تأثیر ملاحظات اجتماعی یا ایدئولوژیک باشد، معمولاً به شکست منجر خواهد شد.
🔹چالش نیروهای قسد: چالشها در شمال شرق سوریه تنها به ادغام گروههای مسلح محدود نمیشود، بلکه شامل درگیریها بین نیروهای قسد و گروههای ارتش ملی سوریه است. تلاشهای آتشبس و ادغام قسد با ارتش جدید سوریه به دلیل مخالفت ترکیه شکست خورده است. این تنشها احتمالاً به درگیری بزرگتری منجر خواهد شد.
🔹چالش ساختاری: ساخت ارتش جدید سوریه با ترکیب جدید با چالشهایی روبهرو است، از جمله مشکلات نظم و انضباط، زیرا بسیاری از اعضای جدید بهواسطه حضور در گروههای مسلح افراطی، به کار در گروههای نامنظم عادت دارند. همچنین، ضعف مالی و ورشکستگی اقتصادی کشور، توان ارتش را محدود میکند. بسیاری از مناطق سوریه در وضعیت هرجومرج قرار دارند و سلاحهای زیادی در دست جناحهای مختلف هستند. این وضعیت تهدیدی برای صلح داخلی به شمار میآید، زیرا محدود کردن تسلیحات در کشور در حال بازسازی بسیار دشوار است.
🔹تهدید فزاینده جنگجویان خارجی: برخی برآوردها به چالش حضور گسترده جنگجویان خارجی غیر سوری در صفوف هیئت تحریرالشام (HTS) اشاره کردهاند و نیاز به سیاست قاطعی برای رسیدگی به سرنوشت این افراد را مطرح میکنند. حضور چنین گروههایی نگرانیهایی در مورد نقش آینده HTS در دوران پس از اسد بهوجود میآورد، بهویژه با گزارشهایی مبنی بر آمادگی الجولانی برای اعطای تابعیت سوری به جنگجویانی که بیش از پنج سال در کشور حضور داشتهاند، که این موضوع را پیچیدهتر میکند.
🔹افزایش میزان مداخلات خارجی: انحلال تمامی جناحها و پیوستن آنها به وزارت دفاع سوریه به درخواست آمریکا، اسرائیل و ترکیه به منظور جلوگیری از ظهور جنبشهای مقاومتی است که ممکن است علیه رژیم کنونی شورش کنند یا ادامه اشغال بیش از 550 کیلومتر از خاک سوریه و بلندیهای جولان را نپذیرند.
🔹تقویت نفوذ ترکیه به سوریه: ترکیه برای بازگرداندن نفوذ دوران عثمانی، به ترویج اسلام سیاسی مورد نظر خود پرداخته است. ارتش جدید سوریه در غیاب چشمانداز جامع ملی با چالشهای ساختاری و ایدئولوژیکی مواجه خواهد بود. این ارتش ممکن است به ابزاری برای تحقق اهداف ترکیه در حل معضل کردها تبدیل شود. نکته قابل توجه در این زمینه اینکه دولت انتقالی سوریه به دنبال توافقنامهای است که به ترکیه امکان دهد در آموزش و تشکیل ارتش جدید سوریه کمک کند.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/173
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مرکز المصری للفکر و الدراسات الاستراتیجیه- مصر
📝هدیر ابوزید
#رویة_العربیة
🔹فرماندهی کل سوریه اعلام کرد که پس از مجموعه جلساتی که میان احمد الشرع، فرمانده عملیات نظامی، و رهبران بیش از ۱۵ گروه مسلح برگزار شد، توافقی برای انحلال گروهها و ادغام آنها در ارتش زیر نظر وزارت دفاع جدید سوریه حاصل شد. احمد الشرع تأکید کرده که انحلال جناحها اجباری است و تهدید نموده در صورت مخالفت، نیروی نظامی علیه آنها به کار گرفته خواهد شد.
💢گامی در مسیر درست
🔸استقبال از تصمیم: برخی معتقدند که جناحهای مسلح تمایل دارند در دوره جدید بخشی از ساختار سوریه باشند، زیرا دلایل قبلیشان برای مبارزه با رژیم سرنگونشده، به ویژه دفاع از مردم سوریه، دیگر وجود ندارد. این تغییر دیدگاهها پس از فرار بشار اسد به وضوح مشاهده میشود.
🔸تقویت ثبات و امنیت در دوره انتقالی: حضور نیروهای امنیتی متحد و مسئول به جای جناحهای پراکنده در محلههای مختلف، به شهروندان احساس امنیت میدهد. دولت با لغو خدمت سربازی اجباری و ایجاد امکان مشارکت داوطلبانه در نیروهای امنیتی و نظامی، فشار بر شهروندان را کاهش داده و آنها را به پیوستن داوطلبانه تشویق میکند.
🔸مشارکت در عملیات بازسازی: متحد کردن جناحهای سوریه تحت رهبری وزارت دفاع، با هدف پایاندادن به جنگ و ورود به صلح، مورد تأیید قرار گرفته است. این اقدام میتواند جامعه بینالمللی را برای کمک به بازسازی سوریه و بازگشت پناهندگان ترغیب کند. همچنین، ارتش سوریه دیگر تهدیدی برای کشورهای همسایه نخواهد بود که نشاندهنده تغییر مسیر سوریه به سمت آشتی منطقهای، بهبود شرایط داخلی و تأمین منافع شهروندان است.
💢چالشهای عمده
🔹تقسیمات آینده: گروههای مسلح سوریه علیرغم مخالفت مشترک با اسد، به دلیل اختلافات ایدئولوژیک، قومی، مذهبی و وابستگی به فرماندهان محلی، دچار اختلاف هستند. این اختلافات، همراه با وفاداری بیشتر به فرماندهان میدانی تا دولت مرکزی و سابقه جنایات علیه مردم، ادغام این گروهها را در یک نهاد نظامی ملی دشوار کرده است. نفوذ منطقهای رهبران و احتمال تضاد منافع اعضا با رهنمودهای رهبری مرکزی، خطر انشعابهای آینده را افزایش میدهد. در نهایت، فرآیند ادغام، اگر تحت تأثیر ملاحظات اجتماعی یا ایدئولوژیک باشد، معمولاً به شکست منجر خواهد شد.
🔹چالش نیروهای قسد: چالشها در شمال شرق سوریه تنها به ادغام گروههای مسلح محدود نمیشود، بلکه شامل درگیریها بین نیروهای قسد و گروههای ارتش ملی سوریه است. تلاشهای آتشبس و ادغام قسد با ارتش جدید سوریه به دلیل مخالفت ترکیه شکست خورده است. این تنشها احتمالاً به درگیری بزرگتری منجر خواهد شد.
🔹چالش ساختاری: ساخت ارتش جدید سوریه با ترکیب جدید با چالشهایی روبهرو است، از جمله مشکلات نظم و انضباط، زیرا بسیاری از اعضای جدید بهواسطه حضور در گروههای مسلح افراطی، به کار در گروههای نامنظم عادت دارند. همچنین، ضعف مالی و ورشکستگی اقتصادی کشور، توان ارتش را محدود میکند. بسیاری از مناطق سوریه در وضعیت هرجومرج قرار دارند و سلاحهای زیادی در دست جناحهای مختلف هستند. این وضعیت تهدیدی برای صلح داخلی به شمار میآید، زیرا محدود کردن تسلیحات در کشور در حال بازسازی بسیار دشوار است.
🔹تهدید فزاینده جنگجویان خارجی: برخی برآوردها به چالش حضور گسترده جنگجویان خارجی غیر سوری در صفوف هیئت تحریرالشام (HTS) اشاره کردهاند و نیاز به سیاست قاطعی برای رسیدگی به سرنوشت این افراد را مطرح میکنند. حضور چنین گروههایی نگرانیهایی در مورد نقش آینده HTS در دوران پس از اسد بهوجود میآورد، بهویژه با گزارشهایی مبنی بر آمادگی الجولانی برای اعطای تابعیت سوری به جنگجویانی که بیش از پنج سال در کشور حضور داشتهاند، که این موضوع را پیچیدهتر میکند.
🔹افزایش میزان مداخلات خارجی: انحلال تمامی جناحها و پیوستن آنها به وزارت دفاع سوریه به درخواست آمریکا، اسرائیل و ترکیه به منظور جلوگیری از ظهور جنبشهای مقاومتی است که ممکن است علیه رژیم کنونی شورش کنند یا ادامه اشغال بیش از 550 کیلومتر از خاک سوریه و بلندیهای جولان را نپذیرند.
🔹تقویت نفوذ ترکیه به سوریه: ترکیه برای بازگرداندن نفوذ دوران عثمانی، به ترویج اسلام سیاسی مورد نظر خود پرداخته است. ارتش جدید سوریه در غیاب چشمانداز جامع ملی با چالشهای ساختاری و ایدئولوژیکی مواجه خواهد بود. این ارتش ممکن است به ابزاری برای تحقق اهداف ترکیه در حل معضل کردها تبدیل شود. نکته قابل توجه در این زمینه اینکه دولت انتقالی سوریه به دنبال توافقنامهای است که به ترکیه امکان دهد در آموزش و تشکیل ارتش جدید سوریه کمک کند.
🌐https://institutetehran.com/art/173
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹در هفتههای گذشته، گمرک ترکیه به یکباره اعلام کرد که از کامیونهای ایرانی هنگام ورود به خاک این کشور به ازای ظرفیت هر لیتر باک ۲۸ لیر مالیات دریافت خواهد کرد که با توجه به ظرفیت تقریبی باک کامیونها، این مالیات رقمی در حدود ۶۰ میلیون تومان تمام میشد. در حالی که پیشتر معافیت از مالیات سوخت به اندازه حجم استاندارد باک برای کامیونهای ایرانی هنگام ورود به ترکیه اعمال میشد. با اجرای این تصمیم، تعداد زیادی از کامیونهای ایرانی در پشت مرز متوقف شدند و یا به دلیل هزینههای بالا، از بردن بار به ترکیه خودداری شد. با گذشت چند روز از بحران و توقف زنجیروار کامیونها در مرز، دولت با تخصیص ۸۰۰الی ۱۴۰۰ لیتر گازوئیل اضافه به کامیونداران ایرانی دستکم برای کوتاهمدت مشکل را مرتفع کرد. با اینحال، با توجه به اهمیت مسئله ترانزیت و لجستیک جادهای لازم است به خاستگاه و دلالت کلان در این خصوص توجه شود.
💢خاستگاه مسئله
🔸بررسیها نشان میدهد که طرف ترک این رویه را بر اساس «اصل عمل متقابل» در پیش گرفته و این ایران بوده که ابتدا تغییر رویه داده و از کامیونهای ترک هزینههای اضافی دریافت نموده است. «طرح باک پُر» از جمله مصوبات ستاد مبارزه با قاچاق است که به موجب آن، شرکت پخش فراوردههای نفتی موظف است میزان سوخت داخل باک کامیونهای خروجی از کشور (ایرانی و غیرایرانی) را براساس «باک پُر» محاسبه و وجه آن را به حساب خزانه دولت واریز کند.
🔸به عبارت روشنتر هر کامیونی که از مرز ایران خارج میشود باید باکش پر شده باشد و اگر وسیله باری مایل به دریافت سوخت نباشد، راننده موظف است وجه یک باک پر را به قیمت نرخ تعادلی مرزی به صورت غیر یارانهای پرداخت نماید. گفتنی است که این طرح در ابتدا، تنها شامل کامیونهای ایرانی بود که تجار و رانندگان ایرانی ناچار به پرداخت هزینههای آن بودند. با افزایش درآمد دولتی از این طریق، انگیزه اعمال طرح «باک پُر» برای رانندگان و کامیونهای خارجی نیز ایجاد و اعمال شد. ترکیه طرح مذکور را ناعادلانه خواند و مبنای عمل متقابل قرار داد.
🔸واضح است که تداوم این روند مزیت رقابتی کالاهای ایرانی در عرصه دیپلماسی اقتصادی را تضعیف خواهد کرد. این در حالی است که بر اساس برنامه هفتم توسعه قرار است حجم بار عبوری از ایران تا سال ۱۴۰۷ از ۲۵ میلیون تن به ۴۰ میلیون تن برسد. پر واضح است که دستیابی به هدف مذکور بدون هماهنگیهای میانبخشی بسیار بعید به نظر میرسد. بر اساس بررسیهای به عمل آمده حدود ۲۵ نهاد در بخش سختافزاری و نرمافزاری در امر ترانزیت کشور نقش دارند که انتظار میرود به صورت هماهنگ با یکدیگر عمل کنند و در اموری که آثار بینالمللی دارد، ناهماهنگیهای داخلی را به حداقل برسانند و از اتخاذ تصمیمهای خلقالساعه اجتناب کنند.
💢 دلالت کلان
🔸اگرچه این چالش به صورت موقت برطرف شده است در سطحی کلانتر ضروریست توجه شود که ترکیه در حال حاضر تا اندازه زیادی مسیر انحصاری دسترسی ایران به اروپا را در اختیار دارد و منافع بلندمدت ایران ایجاب میکند که مسیرهای جایگزین و موازی برای دسترسی به اروپا ایجاد شود. از جمله مهمترین مسیرهای موجود، از راه قفقاز جنوبی عبور خواهد کرد. به عنوان مثال پس از عملیات طوفانالاقصی، کریدور خلیج فارس-دریای سیاه که از جمهوری ارمنستان عبور میکند به عنوان یکی از مسیرهای فرعی کریدور بینالمللی شمال-جنوب در دیدگاه هندیها برجسته شده که مورد توجه جدی ارمنستان نیز هست. مهمترین دلالت راهبردی مشارکت ایران در کریدور خلیج فارس- دریای سیاه کاهش وابستگی کشور به مسیر ترکیه برای دستیابی به اتحادیه اروپا است. ناسازگاریهای چند سال گذشته در تعاملات حملونقلی ایران با ترکیه و جمهوری آذربایجان، زمینههای دوراندیشی و بدبینی در مسائل کریدوری را برای تهران بیش از پیش برجسته کرده است.
🌐https://institutetehran.com/art/174
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3👎2👏2
#تحلیل_کوتاه
🔹وزیر امور خارجه چین، در راستای سنت ۳۵ساله این کشور که آفریقا را به عنوان مقصد اولین سفر خارجی سالانه انتخاب می کند، از ۵ تا ۱۱ ژانویه ۲۰۲۵ سفری مهم به چهار کشور آفریقایی (نامیبیا، جمهوری کنگو، چاد و نیجریه) انجام داده است. اهمیت آفریقا برای سیاست خارجی چین در دهه های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته که منعکس کننده اهداف گسترده تر برای تقویت همکاری جنوب با جنوب جهانی است.
🔸هدف اصلی این سفر، اجرای نتایج نشست اواخر سال ۲۰۲۴مجمع همکاری چین-آفریقا در پکن است که هر سه سال یک بار برگزار می شود. این نتایج در قالب برنامه اقدام مجمع همکاری چین - آفریقا (۲۰۲۷-۲۰۲۵) تدوین شده است. بر اساس این برنامه، چین و آفریقا در سه سال آینده ۱۰ طرح مشارکتی در حوزه های یادگیری متقابل بین تمدن ها، رونق تجارت، همکاری زنجیره ای صنعتی، اتصال، همکاری توسعه، مراقبت های بهداشتی، احیای روستایی و رفاه مردم، مبادلات مردمی، توسعه سبز و امنیت مشترک را جهت پیشبرد مدرنیزاسیون چین و آفریقا اجرا خواهند کرد.
🔸اهداف این سفر را می توان در ابعاد سیاسی، اقتصادی و گفتمانی ارزیابی کرد. به لحاظ سیاسی در حالی که فرانسه در دسامبر ۲۰۲۴ پس از پایان پیمان همکاری دفاعی با چاد، خروج ارتش خود از این کشور در آفریقای مرکزی را آغاز کرده و اولین پایگاه نظامی را به چاد تحویل داده است و سفر دسامبر ۲۰۲۴ جو بایدن به آنگولا، تنها سفر وی به آفریقای زیر صحرا در دوران ریاست جمهوری وی بوده، چین در مقابل، آفریقا را در اولویت تقویم دیپلماتیک خود قرار داده است.
🔸در حوزه اقتصادی، در سال ۲۰۲۳حجم تجارت چین با چاد ۱.۲ میلیارد دلار، با نامیبیا ۱.۳ میلیارد دلار، با جمهوری کنگو ۱۸.۷ میلیارد دلار و با نیجریه ۲۲.۵ میلیارد دلار بوده است. نامیبیا تامین کننده اصلی منبع اورانیوم برای برنامه های هسته ای چین است. همکاری در بخش مواد معدنی، توسعه بنادر، کشاورزی و شیلات نیز در دستور کار قرار دارد. در رابطه با جمهوری کنگو که به عنوان رئیس مشترک نشست بعدی مجمع همکاری چین – آفریقا در سال ۲۰۲۷انتخاب شده است، گفتگوها بر روی همکاری در حوزه نفت جهت تنوع دهی به منابع تامین انرژی متمرکز است. همچنین پروژههای زیرساختی، از جمله توسعه جادهها و بندرها نقش برجستهای دارند.
🔸چاد نیز به عنوان کشوری محصور در خشکی با منابع دست نخورده غنی، فرصت هایی را برای سرمایه گذاری چینی ها در زیرساختها و انرژی ارائه میدهد. نیجریه به عنوان یکی از بزرگترین اقتصادهای آفریقا و پرجمعیتترین کشور، از ستون های سیاست چین در آفریقا محسوب میشود. گسترش تجارت، تقویت همکاری در ارتباطات و فناوری و رسیدگی به چالشهای امنیتی در منطقه از موضوعات مد نظر دو طرف است.
🔸از نظر گفتمانی نیز تعداد بالای آرای کشورهای آفریقایی در سازمان ملل و همسو ساختن آنها با چشم انداز مطلوب پکن، این پتانسیل را دارد که در راستای تغییر مربوط به شکل نهادهای چندجانبه، محتوای رژیم های بین المللی و بازتعریف ارزش های جهانی نظیر حقوق بشر، دموکراسی، جریان اطلاعات و ... به چین کمک شایانی کند.
🌐https://institutetehran.com/art/175
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏3👎1🤔1
#تحلیل_کوتاه
🔹لبنان نزدیک به سه سال است که با نبود کابینه و نخستوزیر قانونی روبرو است. نجیب میقاتی از ۲ تیر ۱۴۰۱ (۲۳ ژوئن ۲۰۲۲) به عنوان نخستوزیر مکلف کار خود را شروع کرد اما نتوانسته کابینه قانونی تشکیل دهد. اکنون بعد از انتخاب جوزف عون، فرمانده سابق ارتش به عنوان رئیس جمهور رایزنیهای داغ و جنجالی برای تعیین نخستوزیر آینده شکل گرفته است.
💢ائتلاف ۸ مارس و حمایت از میقاتی
🔸ائتلاف ۸ مارس به رهبری مقاومت از گزینه نخستوزیری میقاتی حمایت می کند. البته در این بلوک جریان آزاد مسیحی به رهبری جبران باسیل داماد میشل عون، رئیسجمهور سابق از میقاتی دل پری دارند و او را گزینه مطلوب نمی دانند. جریان آزاد مسیحی در یکسال اخیر فراز و نشیبهای زیادی داشته است و احساس می کند در روند مستقل میتواند خود را در امور سیاسی بازیابی کند. موضوعی که در انتخاب رئیسجمهور مشخص شد عملاً خنثی است و نمیتواند کاری بدون ائتلاف با جنبش امل و حزبالله لبنان انجام دهد.
🔸جبران باسیل دلخوری زیادی دارد که چرا گزینه مقاومت برای ریاست جمهوری نشد. او با میقاتی هم مشکل اساسی دارد. بنابراین باید دید این جریان چگونه عمل خواهد کرد؟ حزب الله لبنان و جنبش امل از میقاتی حمایت می کنند، زیرا رفتار و عملکرد مستقلی داشته و نسبت به گزینه های دیگر به جریان مقاومت نزدیک تر است و می توانند مانند دوران نخستوزیری حریری با وی تعامل کنند.
🔸میقاتی از سال های گذشته و در نبود جریان جدی اهل سنت و المستقبل که توسط عربستان سعودی به محاق رفت، جریانی به نام «جنبش عزم» را تشکیل داد. این جنبش در سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۹ در منطقه طرابلس برای کرسی سنی ها در انتخابات پارلمانی شرکت کرد و توانست هر دو بار پیروز شود.
🔸حزب الله و جنبش امل یک بده و بستان با رئیس جمهور فعلی نیز انجام داده است. در ازای دادن رای به جوزف سه شرط را در دو ساعت جلسه با او در بین نشست اول و دوم انتخاب رئیس جمهور گرفت. اول اینکه باید نخست وزیر آینده با هماهنگی جریان شیعی باشد و دوم اینکه وزیر دارایی منصوب شیعیان. هر دو این شروط بنظر می رسد در شرایط فعلی با انتخاب نجیب میقاتی محقق خواهد شد نه کسی دیگر. شرط سومی هم وجود دارد که فرمانده ارتش با هماهنگی آنها انتخاب گردد.
💢ائتلاف ۱۴ مارس؛ نواف سلام گزینه نهایی
🔸جریان ضد مقاومت ۱۴ مارس فعلا در حال تاختن است. آنها فکر می کنند با آمدن عون و دخالت های هوکشتاین آمریکایی می توانند تغییر معادله سیاسی را رقم بزنند. در همین زمینه بعد از انتخاب عون به ریاست جمهوری که برخلاف خواست برخی از آنها به خصوص قوات البنانیه به سرکردگی سمیر جعجع بود، به سراغ سکاندار نخستوزیری رفتهاند. طبق برخی اخبار جعجع تا شب قبل از انتخاب رئیسجمهور قصد نداشت به عون رای بدهد و جلسه چند ساعته و تا پاسی از صبح هوکشتاین و شاهزاده خالد نماینده ویژه عربستان با وی توانست رای او را برگرداند.
🔸به حدی این رایزنی ها داغ بود که یکی از نمایندگان جریان نزدیک به آمریکا به نماینده این کشور در امور لبنان می گوید: ما حق انتخاب داریم! هوکشتاین هم جواب می دهد: بله! آمریکا هم حق انتخاب دارد در لبنان نماند و برای شما سرمایه گذاری نکند! این تهدید و ارعاب های آمریکا برای مهره چینی در لبنان به حدی است که برخی از کودتای سیاسی توسط این کشور صحبت می کنند.
🔸به هر حال در ابتدا جریان سنی-مسیحی ضد مقاومت قصد داشتند سرلشکر اشرف ریفی را معرفی کنند که قبلا در دستگاه امنیتی بوده و از افراد تند و رادیکال علیه مقاومت است. بعد از اینکه وی از صدر لیست گزینه ها کنار رفت به سراغ فواد مخزومی رفتند که او هم گزینه بسیار رادیکالی است. امروز خبر منتشر شد که مخزومی به نفع نواف سلام برادر بزرگتر تمام سلام و رئیس دیوان بین المللی دادگستری کناره گیری کرده است. نواف برادر تمام نخست وزیر اسبق لبنان است که جز چهره های تکنوکرات و نزدیک به غرب تعریف می شود ولی از دو گزینه قبل تر خود معتدل تر است.
💢اکنون وضعیت به چه شکل است؟ تعداد آرا چقدر است؟
🔸نجیب میقاتی مورد حمایت جنبش امل، حزب الله، اعتدال وطن، جریان المرده، توافق وطنی، طاشناق ارمنی و برخی از مستقلین است و به نظر میرسد تاکنون نزدیک ۵۰ رای دارد.
🔸نواف سلام مورد حمایت جریان تجدد، کتائب، قوات البنانیه، جنبش تغییر و برخی از مستقلین است که تقریباً تاکنون ۴۵ رای دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/177
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11👏2👎1💔1
♦️رقابت ترکیه و اسرائیل در سوریه جدید
◼️مرکز روج آفا للدراسات الاستراتیجیة- سوريه (قسد)
📝 ولید الشیخ
#رویة_العربیة
🔹پس از سقوط بشار اسد و روی کار آمدن دولت جدید در سوریه، موازنههای منطقهای و بینالمللی تغییر یافته است. ترکیه که از آغاز بحران به دنبال تقویت نفوذ خود در سوریه بوده، اکنون خود را مهمترین بازیگر در این کشور میداند. از سوی دیگر، اسرائیل که حضور ایران در سوریه را هدف قرار داده بود اکنون نفوذ فزاینده ترکیه و سخنان تند اردوغان علیه خود را با تردید مینگرد. این وضعیت میتواند زمینهساز درگیری بین ترکیه و اسرائیل بهویژه با توجه به تضاد منافع استراتژیک دو کشور در سوریه شود.
💢دلایل تنش احتمالی بین ترکیه و اسرائیل در سوریه
🔹رقابت ژئوپلتیک: ترکیه، سوریه را بخشی ماهوی از امنیت ملی خود میداند و با حمایت از دولت جدید و گسترش نفوذ نظامی و سیاسی به دنبال افزایش قدرت منطقهای خود است. از سوی دیگر، اسرائیل برای تضمین امنیت خود در برابر تهدیدات منطقهای، تحرکات ترکیه را با دقت زیر نظر دارد. نقش ترکیه در حمایت از فلسطین و انتقاد از اسرائیل در مجامع بینالمللی موجب افزایش تنش میان دو طرف شده است. اسرائیل ترکیه را بهعنوان یک مخالف ایدئولوژیک در سوریه میبیند، بهویژه در صورتی که آنکارا بخواهد از موضوع فلسطین برای جلب حمایت کشورهای عربی و سوریه بهرهبرداری کند. این شرایط موجب پیچیدگی بیشتر روابط ترکیه و اسرائیل در منطقه شده است.
🔹نگرانی امنیتی: ترکیه ممکن است از گروههای اسلامی میانهرو سوری که اسرائیل آنها را تهدیدی برای امنیت خود میداند، حمایت کند. نگرانی اسرائیل شامل احتمال استفاده از مناطق تحت نفوذ ترکیه برای تحرکات نظامی یا لجستیکی است که امنیت اسرائیل را تهدید خواهد کرد.
💢احتمال درگیری ترکیه و اسرائیل در سوریه
🔹ترکیه و اسرائیل بهمنظور جلوگیری از درگیری مستقیم، با حمایت از گروههای محلی در سوریه در یک جنگ سرد پنهان قرار دارند. این تنشها ممکن است به تشدید عملیات اطلاعاتی و جنگ رسانهای بین دو طرف منجر شود. اگر ترکیه با خطوط قرمز اسرائیل، از گروههای اسلامی دشمن اسرائیل حمایت نماید، اسرائیل ممکن است حملات هوایی علیه اهداف سوری انجام دهد. ترکیه نیز احتمالا به صورت غیرمستقیم یا از طریق تشدید تنش دیپلماتیک واکنش نشان دهد. حضور بازیگران بینالمللی مانند ایالات متحده و روسیه ممکن است با ایجاد معادله بازدارندگی، از درگیری مستقیم جلوگیری کرده و تعادل را به دو طرف تحمیل کند.
💢نقش کشورهای عربی در مهار تنش
🔹عربستان سعودی در تلاش است تا نفوذ ترکیه در سوریه را کاهش داده و نفوذ اعراب را تقویت کند. این کشور ممکن است در ایجاد اتحاد عربی برای ایجاد تعادل میان ترکیه و اسرائیل نقش داشته باشد. امارات نیز احتمالاً در پروژههای بازسازی سرمایهگذاری خواهد کرد تا نفوذ ترکیه و اسرائیل را محدود کند. اردن و عراق نیز به دنبال حفظ ثبات مرزی خود و جلوگیری از گسترش تنشهای منطقهای به اراضیشان هستند.
💢سناریوهای احتمالی درگیری ترکیه و اسرائیل
1️⃣ همکاری مشروط ترکیه و اسرائیل: اگر دو طرف متوجه شوند که تنش به ضرر منافع آنهاست، ممکن است برای جلوگیری از تعارض به تفاهمات ضمنی دست یابند.
2️⃣ تنش محدود در شمال سوریه: مناطق مرزی بین سوریه و ترکیه ممکن است به دلیل تضاد منافع، صحنه تنش نظامی واقع شود.
3️⃣ نقشآفرینی قدرتهای بزرگ: مداخله آمریکا و اروپا ممکن است ترتیبات امنیتی ایجاد کند تا از درگیری احتمالی بین ترکیه و اسرائیل جلوگیری شود.
💢نتیجهگیری
✅ با وجود تضاد منافع ترکیه و اسرائیل در سوریه، به نظر نمیرسد که این تنش به درگیری آشکار تبدیل شود. طرفهای منطقهای و بینالمللی در تلاش برای مهار تنشها هستند تا ثبات سوریه را حفظ کنند و از تبدیل آن به یک درگیری منطقهای بزرگتر جلوگیری کنند. با این حال، سوریه همچنان محل رقابت برای توسعه نفوذ است که نیازمند مدیریت دقیق از سوی همه طرفها برای جلوگیری از بیثباتی مجدد است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/176
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مرکز روج آفا للدراسات الاستراتیجیة- سوريه (قسد)
📝 ولید الشیخ
#رویة_العربیة
🔹پس از سقوط بشار اسد و روی کار آمدن دولت جدید در سوریه، موازنههای منطقهای و بینالمللی تغییر یافته است. ترکیه که از آغاز بحران به دنبال تقویت نفوذ خود در سوریه بوده، اکنون خود را مهمترین بازیگر در این کشور میداند. از سوی دیگر، اسرائیل که حضور ایران در سوریه را هدف قرار داده بود اکنون نفوذ فزاینده ترکیه و سخنان تند اردوغان علیه خود را با تردید مینگرد. این وضعیت میتواند زمینهساز درگیری بین ترکیه و اسرائیل بهویژه با توجه به تضاد منافع استراتژیک دو کشور در سوریه شود.
💢دلایل تنش احتمالی بین ترکیه و اسرائیل در سوریه
🔹رقابت ژئوپلتیک: ترکیه، سوریه را بخشی ماهوی از امنیت ملی خود میداند و با حمایت از دولت جدید و گسترش نفوذ نظامی و سیاسی به دنبال افزایش قدرت منطقهای خود است. از سوی دیگر، اسرائیل برای تضمین امنیت خود در برابر تهدیدات منطقهای، تحرکات ترکیه را با دقت زیر نظر دارد. نقش ترکیه در حمایت از فلسطین و انتقاد از اسرائیل در مجامع بینالمللی موجب افزایش تنش میان دو طرف شده است. اسرائیل ترکیه را بهعنوان یک مخالف ایدئولوژیک در سوریه میبیند، بهویژه در صورتی که آنکارا بخواهد از موضوع فلسطین برای جلب حمایت کشورهای عربی و سوریه بهرهبرداری کند. این شرایط موجب پیچیدگی بیشتر روابط ترکیه و اسرائیل در منطقه شده است.
🔹نگرانی امنیتی: ترکیه ممکن است از گروههای اسلامی میانهرو سوری که اسرائیل آنها را تهدیدی برای امنیت خود میداند، حمایت کند. نگرانی اسرائیل شامل احتمال استفاده از مناطق تحت نفوذ ترکیه برای تحرکات نظامی یا لجستیکی است که امنیت اسرائیل را تهدید خواهد کرد.
💢احتمال درگیری ترکیه و اسرائیل در سوریه
🔹ترکیه و اسرائیل بهمنظور جلوگیری از درگیری مستقیم، با حمایت از گروههای محلی در سوریه در یک جنگ سرد پنهان قرار دارند. این تنشها ممکن است به تشدید عملیات اطلاعاتی و جنگ رسانهای بین دو طرف منجر شود. اگر ترکیه با خطوط قرمز اسرائیل، از گروههای اسلامی دشمن اسرائیل حمایت نماید، اسرائیل ممکن است حملات هوایی علیه اهداف سوری انجام دهد. ترکیه نیز احتمالا به صورت غیرمستقیم یا از طریق تشدید تنش دیپلماتیک واکنش نشان دهد. حضور بازیگران بینالمللی مانند ایالات متحده و روسیه ممکن است با ایجاد معادله بازدارندگی، از درگیری مستقیم جلوگیری کرده و تعادل را به دو طرف تحمیل کند.
💢نقش کشورهای عربی در مهار تنش
🔹عربستان سعودی در تلاش است تا نفوذ ترکیه در سوریه را کاهش داده و نفوذ اعراب را تقویت کند. این کشور ممکن است در ایجاد اتحاد عربی برای ایجاد تعادل میان ترکیه و اسرائیل نقش داشته باشد. امارات نیز احتمالاً در پروژههای بازسازی سرمایهگذاری خواهد کرد تا نفوذ ترکیه و اسرائیل را محدود کند. اردن و عراق نیز به دنبال حفظ ثبات مرزی خود و جلوگیری از گسترش تنشهای منطقهای به اراضیشان هستند.
💢سناریوهای احتمالی درگیری ترکیه و اسرائیل
1️⃣ همکاری مشروط ترکیه و اسرائیل: اگر دو طرف متوجه شوند که تنش به ضرر منافع آنهاست، ممکن است برای جلوگیری از تعارض به تفاهمات ضمنی دست یابند.
2️⃣ تنش محدود در شمال سوریه: مناطق مرزی بین سوریه و ترکیه ممکن است به دلیل تضاد منافع، صحنه تنش نظامی واقع شود.
3️⃣ نقشآفرینی قدرتهای بزرگ: مداخله آمریکا و اروپا ممکن است ترتیبات امنیتی ایجاد کند تا از درگیری احتمالی بین ترکیه و اسرائیل جلوگیری شود.
💢نتیجهگیری
🌐https://institutetehran.com/art/176
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹 هفته گذشته، در منطقه پالیسادس (Palisades) در شمال غربی لسآنجلس آتشسوزی گستردهای آغاز گردید که ظرف مدت کوتاهی به داخل شهر کشیده شد. همان روز در دو منطقه دیگر در شمال این شهر، هورست (Hurst) و ایتون (Eaton) آتشسوزی جدیدی شروع شد. ظرف چند روز این آتش به شش منطقه دیگر (آرکس، وودلی، اولیوا، لیدیا، سانست و کنت) رسید که البته در نهایت مهار شد؛ اما همچنان سه منطقه نخست در آتش میسوزند. تاکنون دستور تخلیه دهها هزار نفر از ساکنان شهر صادر شده است. برق هزاران خانه قطع شده و صدها خانه به طور کامل تخریب شدهاند. فراتر از آتشسوزی کنونی، اکنون لسآنجلس تبدیل به میدان جدید مبارزات سیاسی و حزبی شده است.
🔸 مهمترین شخصی که این روزها زیر فشار حملات سیاسی قرار دارد، گوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیاست. جمهوریخواهان، مخصوصاً شخص ترامپ او را عامل ناکارآمدی در خاموشکردن این آتشسوزی اعلام کردهاند و خواستهاند که از مقامش استعفا دهد. این حملات بیدلیل نیستند. نیوسام، یکی از اشخاص آیندهدار در حزب دموکرات است. او یکی از گزینههای احتمالی برای جایگزینی با بایدن در انتخابات ۲۰۲۴ بود و اکنون نیز به عنوان نامزد بالقوه دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۸ دیده میشود؛ اما این تمام ماجرا نیست. نیوسام یکی از فرماندارانی بوده که مخالفت خود را با برنامههای دولت ترامپ مخصوصاً در حوزه مهاجرت اعلام کرده است. او از ابتدای آتشسوزی تلاش کرد تا به نحوی به ترامپ حمله کند و او را نسبت به مشکلات ایالت بیتفاوت نشان دهد. با این حال، هرچه اوضاع وخامت بیشتری پیدا میکند، گوین نیوسام نیز ضربات سیاسی شدیدتری را دریافت میکند.
🔸 علاوه بر این، جمهوریخواهان حملات خود را به سمت کریستین کرولی، رئیس اداره آتشنشانی لسآنجلس آغاز کردهاند. آنها تلاش میکنند تا نشان دهند میان انتصاب کرولی (به عنوان اولین رئیس زن و همجنسباز اداره آتشنشانی این شهر)، سیاستهای برابری و تنوع جنسیتی دموکراتها و آتشسوزی لسآنجلس ارتباطی وجود دارد. جمهوریخواهان تعهد کرولی به افزایش استخدام آتشنشان از دیگر گرایشات جنسی را یکی از علل ناتوانی این اداره در مهار آتش میبینند. ایلان ماسک، از جمله کسانی بود که در شبکه اجتماعی خود، ایکس، تلویحاً به این موضوع اشاره کرد و این سیاستها را عامل مرگ انسانها دانست.
🔸 آنچیزی که بر حملات جمهوریخواهان افزوده، کمکی است که اداره آتشنشانی لسآنجلس در سال ۲۰۲۲ به اوکراین کرده بود. ایلان ماسک و دونالد ترامپ جونیور، فرزند ترامپ، بر این موضوع تأکید کردند تا به طور همزمان هم به کریستین کرولی و هم به دولت بایدن حمله کنند. هرچند برخی از متخصصین تأثیر این کمک بر مهارنشدن آتشسوزی را رد کردهاند؛ اما این از فشار حملات جمهوریخواهان نخواهد کاست.
🔸 شهردار لسآنجلس، کارن باس، نیز از این درگیریهای سیاسی در امان نماند؛ چراکه مشخص شده است او بودجه ۲۰۲۴ آتشنشانی برای را حدوداً ۱۷ میلیون دلار کاهش داده بود. منتقدین او بر این باور هستند که چنین کاهشی در بودجه یکی از دلایل ناکامی در کنترل آتش است. هرچند میتوان این را نیز در راستای فشارهای رسانهای-سیاسی جمهوریخواهان دید؛ زیرا به گفته رئیس شورای شهر لسآنجلس، مارکوئیک هریس داوسون، این کاهش ۱۷ میلیونی صرفاً مربوط به برخی از حوزههاست و در باقی موارد اتفاقاً افزایش نیز یافته است. علاوهبراین، آتشنشانی لسآنجلس در مجموع از ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ بودجه بیشتری دریافت کرده است. با این وجود، تداوم آتشسوزی وضعیت سیاسی مقامات ایالتی و شهرستانی را بغرنجتر خواهد کرد.
🌐https://institutetehran.com/art/179
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3👌3❤1👎1
#مقاله_تحلیلی
🔸وقوع جنگ ۷ اکتبر باعث شد که ایران و اسرائیل برای اولین بار در تاریخ وارد درگیری نظامی مستقیم با یکدیگر شوند. از زمان عملیات طوفانالاقصی، تنشها در غرب آسیا به شکل قابلتوجهی افزایش یافته است. از یکسو انتظار میرود که ایران عملیات وعده صادق ۳ را انجام بدهد و از سوی دیگر برخی اظهارنظرها و گزارشها ادعا میکنند که اسرائیل برای حمله هوایی به تأسیسات هستهای ایران آماده میشود.
🔸 ایران در بحث بازدارندگی خود با معمایی قدیمی روبهرو است: یا باید از پاسخ تلافیجویانه به قدرت نظامی برتر اجتناب کند تا تنش کاهش یابد، یا با خطر وقوع جنگ فراگیر بر نردبان تصاعد تنش بالا رود.
🔸در بحثهای مربوط به بازدارندگی فقط محاسبۀ کمی توانمندیهای نظامی کافی نیست و انگیزه طرف مقابل عامل دیگری است که باید در تصمیمگیری لحاظ کرد. در این صورت به معمای نردبان تنش در مواجه با قدرت نظامی برتر نمیتوان پاسخ تکخطی (عدم پاسخ شدیدتر) داد.
🌐https://institutetehran.com/art/178
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8❤2👎1
♦️تغییر در ایدئولوژی دفاعی اسرائیل و واکنش اعراب به آن
◾️بنیاد دفاع از دموکراسیها
📝 حسین عبدالحسین
#تهران_ریویو
🔹اسرائیل شاید امروز قویترین و تأثیرگذارترین قدرت در خاورمیانه باشد. به همین خاطر، منطقه باید تغییرات ایدئولوژی دفاعی اسرائیل را مد نظر قرار دهد. اسرائیل در دکترین جدید منتظر نخواهد ماند تا دشمنانش به تواناییهای خطرناک دست یابند؛ بلکه با اقدامی پیشدستانه جلوی تبدیلشدن آنها به تهدید را میگیرد. ایران و آنچه از نیروهای نیابتیاش باقیمانده اصلیترین تهدید برای دولت یهودی هستند؛ اما ترکیه نیز باید در فهرست کشورهای تحت نظر قرار بگیرد. کشورهای میانهرو عرب نیز با تهدیدهای مشابهی از سوی ترکیه و ایران روبرو هستند و به همکاری با اسرائیل تمایل دارند.
💢 مولفههای دکترین جدید
🔸به دنبال حادثه ۷ اکتبر، اسرائیل تصمیم گرفته است که از سیاست مهار و خط مشی دفاعی به پیشگیری و آمادگی حرکت کند و همراه با آن ظرفیت خود را برای پاسخ فوری و حتی برخی اوقات نامتناسب [حمله به غیرنظامیان] ارتقاء دهد. ضرورت مهم دیگر برای اسرائیل، کاهش وابستگی به واردات تسلیحات و لزوم تقویت صنعت دفاعی خود است. علیرغم کارآمدی این صنعت، بهواسطه ابعاد کوچک آن و عدم وجود مزیت رقابتی در بازار جهانی تسلیحات و مهمات لازم در داخل تولید نشد.
🔸از آنجا که برخی کشورهای اروپایی و کانادا اسرائیل را به ممنوعیت فروش سلاح تهدید کردهاند و آمریکا ارسال برخی از مهماتش را با هدف اعمال فشار متوقف نمود؛ اسرائیل به این نتیجه رسیده است که تولید سلاح نه یک موضوع اقتصادی، بلکه مسئله امنیت ملی است، حتی اگر در شرایط فعلی توانایی صنعتی لازم یا صرفه مقیاس برای آن نداشته باشد. به گزارش رسانهها، دولت اسرائیل هماکنون قراردادهایی را با شرکتهای محلی برای تولید بمبهای سنگین امضا کرده است تا وابستگیاش به آمریکا را کاهش دهد.
🔸وابستگی کمتر به قدرتهای خارجی یعنی دولتهای عرب که امیدوار بودند از اهرم فشار پایتختهای جهان استفاده کنند تا از اسرائیل امتیازاتی بگیرند، توانایی کمتری خواهند داشت تا بر سیاست و رفتار دولت یهودی اثر بگذارند. از زمانی که منافع دولتهای میانهرو عرب چه در مهار ایران و چه در محدود کردن مداخلات ترکیه با منافع اسرائیل همپوشانی پیدا کرده است و همچنین از زمانی که این دولتها دریافتهاند که جهان نمیتواند سیاستهای اسرائیل را آنگونه که مطلوبشان است بر هم بزند؛ بهترین گزینه برای آنها همکاری منطقهای مستقیم با اسرائیل است.
💢 ۷ اکتبر؛ آغاز سومین دوره روابط اعراب و اسرائیل
🔸دولتهای میانهرو عرب و رهبران آنها باید ۷ اکتبر و تغییرات منطقهای پس از آن را درک کنند. این واقعه سومین مرحله از روابط میان اسرائیل و اعراب را آغاز کرده است. در نخستین مرحله (از ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۰) اعراب باور داشتند که میتوانند جمعیت و اقتصاد خود را علیه اسرائیل و اقتصاد ضعیفش بسیج کنند تا جهان ناچار به انتخاب بشود. اسرائیل در این مرحله پیروز شد. دومین مرحله هنگامی آغاز شد که بیشتر کشورهای عرب فهمیدند در جهان تکقطبی تحت رهبری آمریکا بهترین گزینه آنها راهحل دو-دولتی است. اسرائیل هم در این روند همکاری کرد. پس از سیوسه سال 7 اکتبر پایان این مرحله را نیز اعلام کرد.
🔸حال در مرحله سوم که از سال ۲۰۲۳ آغاز شد، آمریکا دریافته است که خاورمیانه به لحاظ ژئواستراتژیک همچون گذشته اهمیت ندارد و بنابراین تنها دنبال پاککردن ردپای خود در منطقه و استفاده از چسبزخم در سیاست مدیریت بحران خود است. روسیه نیز میبیند تلاشهایش در سوریه به هیچ انجامید و چین نیز نگران اقتصاد در حال رکود خود است. در این شرایط که خاورمیانه به حال خود رها شده است؛ اسرائیل، ایران و ترکیه به عنوان جانشینان قدرتهای بزرگ ظهور میکنند.
🔸از دید اعراب در میان این سه قدرت منطقهای اسرائیل کمتر توسعهطلب و مزاحم است. پس از آن ترکیه است که اقتصاد نسبت به جاهطلبیهای منطقهای برایش اولویت بیشتری دارد و بنابراین ماجراجوییهایش را محدود میکند. برای مردم و دولتهای عرب، تهدید ایران به عنوان دولتی همیشه اسلامگرا، توسعهطلب و جنگطلب از همه بزرگتر و تقریباً وجودی است. بنابراین کشورهای عرب باید فوراً به سراغ اسرائیل بروند.
✅ اگر اعراب چنین کاری نکنند، ممکن است از دور مسائل منطقهای خارج شوند و ضمن نظاره رقابت این سه قدرت برای تسلط بر منطقه، منتظر بمانند تا ببینند کدام یک رئیس بعدی خواهد بود. در این مرحله، احتیاط کردن و بهرهبرداری از پاداش ایستادن در سمت درست، ممکن است بسیار بهتر از منتظر ماندن برای ظهور رئیس جدید منطقه و تحمیل اراده از سمت آن باشد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/181
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️بنیاد دفاع از دموکراسیها
📝 حسین عبدالحسین
#تهران_ریویو
🔹اسرائیل شاید امروز قویترین و تأثیرگذارترین قدرت در خاورمیانه باشد. به همین خاطر، منطقه باید تغییرات ایدئولوژی دفاعی اسرائیل را مد نظر قرار دهد. اسرائیل در دکترین جدید منتظر نخواهد ماند تا دشمنانش به تواناییهای خطرناک دست یابند؛ بلکه با اقدامی پیشدستانه جلوی تبدیلشدن آنها به تهدید را میگیرد. ایران و آنچه از نیروهای نیابتیاش باقیمانده اصلیترین تهدید برای دولت یهودی هستند؛ اما ترکیه نیز باید در فهرست کشورهای تحت نظر قرار بگیرد. کشورهای میانهرو عرب نیز با تهدیدهای مشابهی از سوی ترکیه و ایران روبرو هستند و به همکاری با اسرائیل تمایل دارند.
💢 مولفههای دکترین جدید
🔸به دنبال حادثه ۷ اکتبر، اسرائیل تصمیم گرفته است که از سیاست مهار و خط مشی دفاعی به پیشگیری و آمادگی حرکت کند و همراه با آن ظرفیت خود را برای پاسخ فوری و حتی برخی اوقات نامتناسب [حمله به غیرنظامیان] ارتقاء دهد. ضرورت مهم دیگر برای اسرائیل، کاهش وابستگی به واردات تسلیحات و لزوم تقویت صنعت دفاعی خود است. علیرغم کارآمدی این صنعت، بهواسطه ابعاد کوچک آن و عدم وجود مزیت رقابتی در بازار جهانی تسلیحات و مهمات لازم در داخل تولید نشد.
🔸از آنجا که برخی کشورهای اروپایی و کانادا اسرائیل را به ممنوعیت فروش سلاح تهدید کردهاند و آمریکا ارسال برخی از مهماتش را با هدف اعمال فشار متوقف نمود؛ اسرائیل به این نتیجه رسیده است که تولید سلاح نه یک موضوع اقتصادی، بلکه مسئله امنیت ملی است، حتی اگر در شرایط فعلی توانایی صنعتی لازم یا صرفه مقیاس برای آن نداشته باشد. به گزارش رسانهها، دولت اسرائیل هماکنون قراردادهایی را با شرکتهای محلی برای تولید بمبهای سنگین امضا کرده است تا وابستگیاش به آمریکا را کاهش دهد.
🔸وابستگی کمتر به قدرتهای خارجی یعنی دولتهای عرب که امیدوار بودند از اهرم فشار پایتختهای جهان استفاده کنند تا از اسرائیل امتیازاتی بگیرند، توانایی کمتری خواهند داشت تا بر سیاست و رفتار دولت یهودی اثر بگذارند. از زمانی که منافع دولتهای میانهرو عرب چه در مهار ایران و چه در محدود کردن مداخلات ترکیه با منافع اسرائیل همپوشانی پیدا کرده است و همچنین از زمانی که این دولتها دریافتهاند که جهان نمیتواند سیاستهای اسرائیل را آنگونه که مطلوبشان است بر هم بزند؛ بهترین گزینه برای آنها همکاری منطقهای مستقیم با اسرائیل است.
💢 ۷ اکتبر؛ آغاز سومین دوره روابط اعراب و اسرائیل
🔸دولتهای میانهرو عرب و رهبران آنها باید ۷ اکتبر و تغییرات منطقهای پس از آن را درک کنند. این واقعه سومین مرحله از روابط میان اسرائیل و اعراب را آغاز کرده است. در نخستین مرحله (از ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۰) اعراب باور داشتند که میتوانند جمعیت و اقتصاد خود را علیه اسرائیل و اقتصاد ضعیفش بسیج کنند تا جهان ناچار به انتخاب بشود. اسرائیل در این مرحله پیروز شد. دومین مرحله هنگامی آغاز شد که بیشتر کشورهای عرب فهمیدند در جهان تکقطبی تحت رهبری آمریکا بهترین گزینه آنها راهحل دو-دولتی است. اسرائیل هم در این روند همکاری کرد. پس از سیوسه سال 7 اکتبر پایان این مرحله را نیز اعلام کرد.
🔸حال در مرحله سوم که از سال ۲۰۲۳ آغاز شد، آمریکا دریافته است که خاورمیانه به لحاظ ژئواستراتژیک همچون گذشته اهمیت ندارد و بنابراین تنها دنبال پاککردن ردپای خود در منطقه و استفاده از چسبزخم در سیاست مدیریت بحران خود است. روسیه نیز میبیند تلاشهایش در سوریه به هیچ انجامید و چین نیز نگران اقتصاد در حال رکود خود است. در این شرایط که خاورمیانه به حال خود رها شده است؛ اسرائیل، ایران و ترکیه به عنوان جانشینان قدرتهای بزرگ ظهور میکنند.
🔸از دید اعراب در میان این سه قدرت منطقهای اسرائیل کمتر توسعهطلب و مزاحم است. پس از آن ترکیه است که اقتصاد نسبت به جاهطلبیهای منطقهای برایش اولویت بیشتری دارد و بنابراین ماجراجوییهایش را محدود میکند. برای مردم و دولتهای عرب، تهدید ایران به عنوان دولتی همیشه اسلامگرا، توسعهطلب و جنگطلب از همه بزرگتر و تقریباً وجودی است. بنابراین کشورهای عرب باید فوراً به سراغ اسرائیل بروند.
🌐https://institutetehran.com/art/181
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎7👍6❤1👏1
🔵 آیا روند اوجگیری چین رو به اتمام است؟
#اکوتهران
🔸خیزش چین از یک کشور در حال توسعه به دومین اقتصاد بزرگ دنیا یکی از مهمترین تحولات اقتصاد معاصر بود. با اینحال، با کند شدن روند رشد و ظهور چالشهای ساختاری در اقتصاد چین، برخی تحلیلگران معتقدند که روند اوجگیری اقتصاد چین رو به اتمام است. در مقابل، طیف دیگری معتقدند که این کشور تنها در حال ورود به مرحله جدیدی از توسعه اقتصادی است. استدلالهای طرفین بر چه مبناهایی استوار است؟
💢استدلالهای موافقان
🔹نرخ رشد کاهشی: به نظر میرسد رشد دورقمی برای چین به تاریخ پیوسته و روند رشد متوسط ۵ درصدی در یک دهه گذشته، در چشم انداز نیز تداوم خواهد داشت. برخی معتقدند که این کندی رشد نمایانگر پایان عصر اقتصاد ابر رشدیِ چین است؛ هر چند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی بر این نکته توافق دارند که افت نرخ رشد در چین پیامد طبیعی گذار از اقتصاد مبتنی بر سرمایهگذاری به اقتصاد مبتنی بر مصرف و خدمات است.
🔹چالشهای جمعیتی: چین یکی از پایینترین نرخهای باروری در جهان را دارد و جمعیت این کشور پس از رسیدن به نقطه اوج خود در سال ۲۰۲۷، سیر نزولی پیدا خواهد کرد. جمعیت رو به کاهش نیروی کار و همزمان جمعیت بالای سالمندان، فشاری توامان به نظام رفاهی و تولید در چین وارد خواهد آورد و رشد بلندمدت را مختل خواهد نمود.
🔹افزایش سطح بدهی و ریسکهای مالی: رشد سریع چین با درجات زیادی از بدهی بالاخص در بخش شرکتی و دولتهای ایالتی پشتیبانی شده و براساس آمار نرخ بدهی به تولید ناخالص داخلی چین از ۲۸۰ درصد عبور کرده است. بحران مسکن و موارد متعدد نکول بدهی آسیبپذیری سیستماتیک چین را برملا ساخته و قفلشدگی در بدهی چشمانداز رشد آتی را مخدوش خواهد کرد.
🔹ژئوپولتیک و فشارهای تعرفهای: تحول در زنجیرههای تامین جهانی، جنگ تجاری چین و آمریکا و تلاش فزاینده اقتصادهای غربی برای کاهش وابستگی به چین چالشی مضاعف برای رشد اقتصادی چین است و ظهور کشورهایی همچون هند و ویتنام به عنوان مقاصد جایگزین سرمایهگذاری، تسلط چین بر صنایع تولیدی جهان را با تهدید مواجه میکند.
💢استدلالهای مخالفان
🔹گذار ساختاری و تابآوری: چین در مرحله تحول ساختاری به سر میبرد و از اقتصاد مبتنی بر صنایع تولیدی در حال گذار به صنایع فناورانه و خدمات است. این فرآیند اگرچه ممکن است موجب کندی رشد تولید ناخالص داخلی گردد؛ به ظهور شکل متعادل و پایدارتری از توسعه منجر خواهد شد. این طیف معتقدند که رشد ۴ الی ۵ درصدی برای اقتصادی به وسعت چین در شرایط گذار کماکان عددی قابل توجه است.
🔹پیشرفتهای فناورانه: سرمایهگذاری گسترده چین در صنایع فناورانه به پیشرفتهای بسیاری در حوزه هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی و انرژیهای تجدیدپذیر انجامیده و نشان از عزم این کشور برای تبدیل شدن به پیشگام فناوری جهانی دارد. این بخشها در آینده به عنوان موتور محرکه رشد چین عمل خواهند کرد.
🔹ظرفیتهای بازار داخلی: بازار وسیع داخلی چین همچنان منبع مناسبی برای رشد اقتصاد به شمار میرود. با توجه به جمعیت ۴۰۰ میلیونی طبقه متوسط در چین، امکان توسعه مصرف داخلی بالاخص در حوزه بهداشت، آموزش و محصولات فناوری وجود دارد و راهبرد «چرخه دوگانه» دولت چین نیز قصد دارد از این بازار به منظور رشد اقتصادی بهره برداری کند.
🔹انعطاف سیاستگذاری و کنترل دولت: الگوی حکمرانی متمرکز چین امکان اعمال سریع و موثر سیاستهای اقتصادی را فراهم ساخته است. به عنوان مثال در دوره کووید-۱۹، چین از این مزیت برای هدایت منابع و مدیریت اقتصاد بهرهبرداری کرد. در اینجا کنترل دولتی نه به مثابه محدودیت در مسیر فعالیت بخش خصوصی، بلکه ابزاری برای حفظ ثبات و تطبیقپذیری دانسته میشود.
🔹ادغام اقتصادی جهانی: چین کاملا با شبکههای تجارت جهانی ادغام شده و بازیگری محوری در ابتکاراتی همچون کمربند و راه است. این مشارکتها علاوه بر اینکه نفوذ چین را افزایش میدهند، زمینههای مساعدی برای جریان سرمایهگذاری و تعامل اقتصادی پایدار فراهم میکنند.
💢جمعبندی
✅ در نهایت اتمام یا تداوم اوجگیری اقتصادی چین به توانایی این کشور در عبور از چالشهای داخلی با بهرهبرداری از نقاط قوت خود بستگی دارد. به طور حتم حتی اگر روزهای رشد سریع اقتصادی در چین به اتمام رسیده باشد، دنیا نباید توانایی این بازیگر برای تطبیق و بازآفرینی خود را دستکم بگیرد. به بیان جوزف استیگلیتز، نوبلیست و اقتصاددان برجسته توسعه، داستان چین تا تمام شدن فاصله زیادی دارد و فقط در حال ورود به فصل بعدی است.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/184
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸خیزش چین از یک کشور در حال توسعه به دومین اقتصاد بزرگ دنیا یکی از مهمترین تحولات اقتصاد معاصر بود. با اینحال، با کند شدن روند رشد و ظهور چالشهای ساختاری در اقتصاد چین، برخی تحلیلگران معتقدند که روند اوجگیری اقتصاد چین رو به اتمام است. در مقابل، طیف دیگری معتقدند که این کشور تنها در حال ورود به مرحله جدیدی از توسعه اقتصادی است. استدلالهای طرفین بر چه مبناهایی استوار است؟
💢استدلالهای موافقان
🔹نرخ رشد کاهشی: به نظر میرسد رشد دورقمی برای چین به تاریخ پیوسته و روند رشد متوسط ۵ درصدی در یک دهه گذشته، در چشم انداز نیز تداوم خواهد داشت. برخی معتقدند که این کندی رشد نمایانگر پایان عصر اقتصاد ابر رشدیِ چین است؛ هر چند صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی بر این نکته توافق دارند که افت نرخ رشد در چین پیامد طبیعی گذار از اقتصاد مبتنی بر سرمایهگذاری به اقتصاد مبتنی بر مصرف و خدمات است.
🔹چالشهای جمعیتی: چین یکی از پایینترین نرخهای باروری در جهان را دارد و جمعیت این کشور پس از رسیدن به نقطه اوج خود در سال ۲۰۲۷، سیر نزولی پیدا خواهد کرد. جمعیت رو به کاهش نیروی کار و همزمان جمعیت بالای سالمندان، فشاری توامان به نظام رفاهی و تولید در چین وارد خواهد آورد و رشد بلندمدت را مختل خواهد نمود.
🔹افزایش سطح بدهی و ریسکهای مالی: رشد سریع چین با درجات زیادی از بدهی بالاخص در بخش شرکتی و دولتهای ایالتی پشتیبانی شده و براساس آمار نرخ بدهی به تولید ناخالص داخلی چین از ۲۸۰ درصد عبور کرده است. بحران مسکن و موارد متعدد نکول بدهی آسیبپذیری سیستماتیک چین را برملا ساخته و قفلشدگی در بدهی چشمانداز رشد آتی را مخدوش خواهد کرد.
🔹ژئوپولتیک و فشارهای تعرفهای: تحول در زنجیرههای تامین جهانی، جنگ تجاری چین و آمریکا و تلاش فزاینده اقتصادهای غربی برای کاهش وابستگی به چین چالشی مضاعف برای رشد اقتصادی چین است و ظهور کشورهایی همچون هند و ویتنام به عنوان مقاصد جایگزین سرمایهگذاری، تسلط چین بر صنایع تولیدی جهان را با تهدید مواجه میکند.
💢استدلالهای مخالفان
🔹گذار ساختاری و تابآوری: چین در مرحله تحول ساختاری به سر میبرد و از اقتصاد مبتنی بر صنایع تولیدی در حال گذار به صنایع فناورانه و خدمات است. این فرآیند اگرچه ممکن است موجب کندی رشد تولید ناخالص داخلی گردد؛ به ظهور شکل متعادل و پایدارتری از توسعه منجر خواهد شد. این طیف معتقدند که رشد ۴ الی ۵ درصدی برای اقتصادی به وسعت چین در شرایط گذار کماکان عددی قابل توجه است.
🔹پیشرفتهای فناورانه: سرمایهگذاری گسترده چین در صنایع فناورانه به پیشرفتهای بسیاری در حوزه هوش مصنوعی، محاسبات کوانتومی و انرژیهای تجدیدپذیر انجامیده و نشان از عزم این کشور برای تبدیل شدن به پیشگام فناوری جهانی دارد. این بخشها در آینده به عنوان موتور محرکه رشد چین عمل خواهند کرد.
🔹ظرفیتهای بازار داخلی: بازار وسیع داخلی چین همچنان منبع مناسبی برای رشد اقتصاد به شمار میرود. با توجه به جمعیت ۴۰۰ میلیونی طبقه متوسط در چین، امکان توسعه مصرف داخلی بالاخص در حوزه بهداشت، آموزش و محصولات فناوری وجود دارد و راهبرد «چرخه دوگانه» دولت چین نیز قصد دارد از این بازار به منظور رشد اقتصادی بهره برداری کند.
🔹انعطاف سیاستگذاری و کنترل دولت: الگوی حکمرانی متمرکز چین امکان اعمال سریع و موثر سیاستهای اقتصادی را فراهم ساخته است. به عنوان مثال در دوره کووید-۱۹، چین از این مزیت برای هدایت منابع و مدیریت اقتصاد بهرهبرداری کرد. در اینجا کنترل دولتی نه به مثابه محدودیت در مسیر فعالیت بخش خصوصی، بلکه ابزاری برای حفظ ثبات و تطبیقپذیری دانسته میشود.
🔹ادغام اقتصادی جهانی: چین کاملا با شبکههای تجارت جهانی ادغام شده و بازیگری محوری در ابتکاراتی همچون کمربند و راه است. این مشارکتها علاوه بر اینکه نفوذ چین را افزایش میدهند، زمینههای مساعدی برای جریان سرمایهگذاری و تعامل اقتصادی پایدار فراهم میکنند.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/184
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4🔥2👏2👌1